وزرای احمدینژاد به دنبال بازگرداندن او به سیاست هستند
دوری هفتساله محمود احمدینژاد باعث نشده فضای سیاسی او را فراموش کند. در شرایطی که چیزی به شروع به کار مجلس یازدهم نمانده است، عدهای از تحرکات طیف موسوم به احمدینژادی که به مجلس یازدهم راه یافتهاند صحبت میکنند. باید منتظر شروع به کار مجلس یازدهم بود و دید طیف موسوم به احمدینژادیها چقدر میتوانند در راستای هدفهایشان موفق شود.
حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا، در این باره اظهار داشت: این روزها بعضیها از تلاشهای طیف نزدیک به احمدینژاد برای مهیا کردن شرایط خبر میدهند تا او بتواند بار دیگر در عرصه حاضر شود. در واقع رأی آوردن تعدادی از وزیران یا استانداران دولت احمدینژاد در انتخابات اصلاً دلیل نفوذ او در دوره بعدی مجلس نیست. در واقع ارتباط تشکیلاتی نمیتواند دلیلی بر رابطه فکری و… افراد باشد. خود من با محمود احمدینژاد رفیق هستم، اما به لحاظ سیاسی و دیدگاهی قرابتی با او ندارم. به همین دلیل وقتی آقای شمسالدین حسینی از رفاقت با احمدینژاد میگوید، نباید او را مهره رئیسجمهوری پیشین در مجلس یازدهم تلقی کرد.
دبیر کل حزب سبز در ادامه سخنانش گفت: محمود احمدینژاد اصولگرایی را قبول ندارد و اصولگرایان هم ایشان را از خود نمیدانند. در واقع او نه در مجلس یازدهم، نه در فعالیتهای مرتبط با نظام و کشور و در نه در هیچ جای دیگر جایگاهی ندارد.
او ادامه داد: بنابراین این اظهارنظر که گروهی از داخل مجلس بعدی دنبال گرفتن تاییدیه برای بازگشت احمدینژاد به عرصه هستند بیشک تحلیلی غلط و غیرواقعبینانه است؛ یعنی احمدینژاد نه در انتخابات ۱۴۰۰ و نه در آینده سیاسی کشور جایگاه و پایگاهی نخواهد داشت.
کنعانیمقدم همچنین با اشاره به حرف و حدیثهایی که درباره «انتخاب رئیس مجلس» مطرح میشود توضیح داد: طبیعی است که منتخبان مجلس یازدهم برای انتخاب رئیس به تکاپو بیفتند، به هر حال با وجود اینکه اکثریت مجلس پیش رو با حضور اصولگرایان تشکیل خواهد شد، طیفهای مختلفی در درون اصولگرایی تلاش دارند گزینه مورد نظر خودشان را به عنوان رئیس انتخاب کنند..
او تاکید کرد: متاسفانه برخی سعی دارند این رقابت را نشانهای از اختلاف و چالش نشان بدهند؛ به عنوان مثال اصلاً عجیب نیست که آقای میرسلیم نقدهایی به آقای قالیباف وارد کند چراکه اساساً رقابت را نمیتوان بدون انتقاد تصور کرد. البته منتخبان دوره آینده هر کدام نظرات و عقیدههای خودشان را دارند و نمیتوان توقع داشت همه مثل هم فکر کنند.
حسین کنعانیمقدم در پایان صحبتهایش گفت: مجلس یازدهم از همان جلسه اول باید تمام توانش را به کار گیرد تا در کاهش مشکلات سهم داشته باشد. اگر این مهم عملی شود، نمایندگان مجلس یازدهم در کنار اینکه آرامش را به جامعه بازمیگردانند، میتوانند از کارآمدی جریان اصولگرایی هم دفاع کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا زاکانی امروز در نشستی خبری که با موضوع تمهیدات کارگروه اجرایی فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی (اکثریت) در آستانه آغاز کار مجلس شورای اسلامی یازدهم برگزار شد، گفت: امروز وضع کشور در شرایط حساس و خاصی است و نیاز به تغییر و تحول ضروری است.
مجلس یازدهم نقش مهمی برای ایجاد تحول در جامعه دارد
وی افزود: به واسطه فشارهای اقتصادی و ناکارآمدی دولت و مجلس حال عمومی جامعه خوب نیست و مجلس یازدهم نقش مهمی برای ایجاد تحول در جامعه دارد و باید حل مشکلات مردم را در دستور کار خود قرار دهد.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم تصریح کرد: یک رسالت تاریخی برای مجلس یازدهم است و انتخاب نیروهای انقلابی هم پیام ویژه ای دارد تا بتوانند مسئولیتهای خطیر خود را به خوبی انجام دهند.
زاکانی تاکید کرد: مجلس باید از حواشی پرهیز کند و به اصل موضوعات برسد. این مجلس باید هویت انقلابی و مردمی داشته باشد و به همین دلیل نام فراکسیون اکثریت را فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی گذاشتیم.
باید از همه ظرفیتها جهت حل مشکلات استفاده کنیم
وی بیان کرد: ما باید در مجلس یازدهم از همه ظرفیتهای برای حل مشکلات استفاده کنیم. احیای مجلس اهمیت زیادی دارد چرا که وضعیت فعلی مجلس خوب نیست.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم گفت: فراکسیون اکثریت مجلس متشکل از نمایندگانی است که ائتلاف نیروهای انقلاب در انتخابات مجلس یازدهم آنها را معرفی کرد که بالغ بر ۲۰۷ نفر از این نمایندگان متعلق به ائتلاف هستند.
زاکانی ادامه داد: همچنین چند نفر از افرادی که جبهه پایداری معرفی کرده بود و عضو ائتلاف نبودند نیز به عنوان اعضای ثابت فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی هستند.
وی گفت: قرار شد به ازای هر پنج نفر یک نفر از هر حوزه انتخابیه به ائتلاف معرفی شود و مجموعاً ۶۲ نفر به عنوان شورای موقت فراکسیون اکثریت مجلس معرفی شدند.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم گفت: با توجه به اقبالی که جمع مستقلین برای حضور در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی دارند، فراکسیون اکثریت مجلس متشکل از بیش از ۲۴۰ نفر خواهند بود.
زاکانی متذکر شد: هفته گذشته اعضای کار گروههای تنظیم برنامه مجلس یازدهم، تغییر آئین نامه مجلس و کار گروه اجرایی مشخص شدند و ۱۱ نفر برای کار گروه اجرایی مشخص شدند و بنده به عنوان رئیس، محمد صالح جوکار نایب رئیس و احمد نادری دبیر کار گروه انتخاب شدند.
وی اظهار داشت: مبنای انتخاب هیئت رئیسه مجلس فراکسیون است و برای ما رسمیت دارد. پنج شنبه این هفته نشستی در صبح و بعد از ظهر داریم و نامزدهای پیشنهادی برای ریاست و نایب رئیسی هم حضور دارند و رویکردها و برنامههای خود را بیان میکنند. انسجام برای حل مشکلات مردمبرای ما اصل و حائز اهمیت است.
تبیین اولویتهای مجلس یازدهم
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم درباره اولویتهای مجلس یازدهم، گفت: مجلس یازدهم به دنبال آن است که از کاستیهای مجلسهای قبلی مبرا باشد. کارگروه برنامه در فراکسیون اکثریت فعال است و اولویتهای مجلس را ساماندهی میکند.
زاکانی ادامه داد: توزیع عادلانه موضوعاتی چون بنزین و یارانه در اولویت ماست و مبارزه با پلشتیهایی که مانع توزیع عادلانه ثروت میشود نیز در اولویت قرار دارد.
وی با بیان اینکه ۸ طرح در سال اول مجلس یازدهم پیگیری میشود که بخش عمده آن مباحث اقتصادی و کنترل تورم است، افزود: اساس کار مجلس معطوف به حل مشکلات مردم و تسریع پیشرفت کشور است و فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی نقش مهمی در این زمینه دارد.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم در این باره گفت: دولت از ریل انقلاب اسلامی به خصوص در مباحث اقتصادی خارج شده است و ما از ابزارهای نظارتی خود برای برگرداندن دولت به وضعیت درست استفاده خواهیم کرد.
زاکانی با اشاره به اینکه ما باید با قانون گذاری خود «جهش تولید» را محقق کنیم، تصریح کرد: با رونق تولید بسیاری از مشکلات کشور حل میشود.
وی تصریح کرد: در همه مجالس فراکسیونهای بخشی و تخصصی متعددی میتواند وجود داشته باشد و تشکیل این فراکسیونها، موازی کاری با یکدیگر و مدیریت جزیرهای تلقی نمیشود. در مقابل فراکسیونهای سیاسی مجلس را داریم که فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی هم ذیل آن قرار میگیرد و تشکیل فراکسیونهای دیگر هم در کنار این فراکسیون ایرادی ندارد.
منتخب مردم قم در مجلس ادامه داد: افراد شاخصی کاندیدای ریاست مجلس هستند که در روز پنج شنبه هفته جاری در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی برنامههای آنان را استماع میکنیم و اگر کسی در فراکسیون رأی نیاورد، در صحن مجلس هم نباید کاندیدا شود.
رئیس مجلس نباید در رأس امور باشد
زاکانی تصریح کرد: در دوره تصدی لاریجانی وی اختیارات زیادی داشت و هیئت رئیسه هم تأثیر زیادی نداشت و کاهش اختیارات رئیس هم در دستور کار ماست اما با وجود این، رئیس مجلس فقط سخنگوی مجلس نیست و باید بتواند آرا و نظرات مختلف درون مجلس را رهبری و مدیریت کند.
وی با بیان اینکه نقش رئیس مجلس در هماهنگی بخشهای مختلف از جمله کمیسیونها اهمیت زیادی دارد، گفت: رئیس مجلس باید صداقت داشته باشد و نظر نمایندگان را در جلسات گوناگون بیان کند و مجلس باید در رأس امور باشد نه رئیس مجلس.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم در واکنش به علت تشکیل فراکسیونهای متعدد پیش از آغاز مجلس یازدهم گفت: هیچ فراکسیون سیاسی دیگری غیر از فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی تا به امروز تشکیل نشده است.
زاکانی ادامه داد: جریانهای فکری مجلس برای نظام مند کردن اهداف و برنامههای خود نیاز به تشکیل فراکسیون دارند و تشکیل این فراکسیون کاملاً روال طبیعی و عادی است و هیجان زدگی نیست.
وی تصریح کرد: شروطی که برای عضویت در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی در نظر گرفته شده است به این دلیل است که باید چارچوبی مشخص شود چرا که هنوز اعتبارنامه منتخبان مجلس بررسی نشده است.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم گفت: البته شورای ائتلاف اعتبار نامه نیروهای انقلاب را پیش از این بررسی کرده است و نیازی به بررسی مجدد اعتبار نامههای آنان برای عضویت در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی نیست.
زاکانی در ادامه با بیان اینکه ما در اوج اقتدار و در عین حال اوج تهدیدات هستیم و کار مجلس سخت است، گفت: چون میخواهد به رأس امور بازگردد و باید تحول را از خودش آغاز کند.
مجلس یازدهم میخواهد اقتصاد را نجات دهد
وی با بیان اینکه مجلس یازدهم میخواهد اقتصاد را نجات دهد و کار بزرگی است، تاکید کرد: ما باید اجرای گام دوم انقلاب را در دستور کار خود قرار دهیم و مبارزه با پلشتیها و فساد اهمیت زیادی برای ما دارد. کار ما سخت است اما نشدنی نیست و نمایندگان مجلس یازدهم به دنبال حل مشکلات مردم هستند.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم تصریح کرد: برای تشکیل یک مجلس قوی و مقتدر ما نیاز به دقت هستیم و در تلاطم و شرایط احساسی نمیتوان این کار را انجام داد. ما برای حل مشکلات با آرامش پیش خواهیم رفت چرا که شکاف و تفرقه باعث شکست مجلس میشود و عناصر رسانهای هم نباید دنبال مباحث حاشیهای برای مجلس باشند.
مجلس یازدهم باید موتور محرکه انقلاب باشد
به گزارش مهر، در ادامه این نشست، احمد نادری منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم، گفت: به واسطه سیاستهای نئولیبرال دولت و مجلس شاهد شکاف اجتماعی و اقتصادی در جامعه هستیم و وضع کشور در حال حاضر مناسب نیست.
وی افزود: در این شرایط مجلسی قرار است سرکار آید که مردم به آن امید بستهاند تا مشکلاتشان را حل کند، این مجلس باید در راستای اجرای سیاستهای کلان حرکت کند و موتور محرکه انقلاب اسلامی باشد.
نادری تصریح کرد: مجلس یازدهم باید مجلس انقلاب اسلامی باشد و باید پیش برنده انقلاب اسلامی باشد. فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی باید کارآمدی را ملاک اصلی خود قرار دهد که در سایه وحدت نیروهای انقلاب حاصل میشود.
وی با بیان اینکه در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی بحث انتخاب هیئت رئیسه مجلس بررسی خواهد شد، افزود: بحث محتوایی برای ما اهمیت زیادی دارد و مجلس باید برنامههایی را برای حل مشکلات ملت داشته باشد.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم گفت: قرار بر این شد که وب سایتی طراحی شود و به نمایندگان امکان ارتباط با یکدیگر درباره موضوعات مختلف را میدهد و به زودی رونمایی میشود.
نادری متذکر شد: ۱۶ نام برای فراکسیون اکثریت پیشنهاد شد که در نهایت تصمیم گرفته شد که نام فراکسیون، فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی شود.
وی با اشاره به اینکه فارغ از کسانی که تحت عنوان اعضای نیروهای انقلاب به مجلس راه یافتهاند، مابقی نمایندگانی که میخواهند عضو فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی شوند باید ۵ شرط را داشته باشند، اظهار داشت: تبعیت از رهبری، پاکدستی، التزام به قانون اساسی و تکمیل فرم عضویت از جمله این شروط است.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم گفت: شیوع ویروس کرونا باعث بحرانهای اقتصادی و معیشتی زیادی شده و به مشکلات اقتصادی اضافه شده است و شرایط بسیار سختی است و مجلس یازدهم در سختترین شرایط آغاز به کار میکند اما ناامید نیستیم و آمده ایم که کار کنیم و بحران را به فرصت تبدیل کنیم.
نادری گفت: امیدواریم دولتی انقلابی روی کار آید و در کنار مجلس برای حل مشکلات ملت گام بردارد.
به گزارش خبرنگار مهر، علیرضا زاکانی امروز در نشستی خبری که با موضوع تمهیدات کارگروه اجرایی فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی (اکثریت) در آستانه آغاز کار مجلس شورای اسلامی یازدهم برگزار شد، گفت: امروز وضع کشور در شرایط حساس و خاصی است و نیاز به تغییر و تحول ضروری است.
مجلس یازدهم نقش مهمی برای ایجاد تحول در جامعه دارد
وی افزود: به واسطه فشارهای اقتصادی و ناکارآمدی دولت و مجلس حال عمومی جامعه خوب نیست و مجلس یازدهم نقش مهمی برای ایجاد تحول در جامعه دارد و باید حل مشکلات مردم را در دستور کار خود قرار دهد.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم تصریح کرد: یک رسالت تاریخی برای مجلس یازدهم است و انتخاب نیروهای انقلابی هم پیام ویژه ای دارد تا بتوانند مسئولیتهای خطیر خود را به خوبی انجام دهند.
زاکانی تاکید کرد: مجلس باید از حواشی پرهیز کند و به اصل موضوعات برسد. این مجلس باید هویت انقلابی و مردمی داشته باشد و به همین دلیل نام فراکسیون اکثریت را فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی گذاشتیم.
باید از همه ظرفیتها جهت حل مشکلات استفاده کنیم
وی بیان کرد: ما باید در مجلس یازدهم از همه ظرفیتهای برای حل مشکلات استفاده کنیم. احیای مجلس اهمیت زیادی دارد چرا که وضعیت فعلی مجلس خوب نیست.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم گفت: با توجه به اقبالی که جمع مستقلین برای حضور در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی دارند، فراکسیون اکثریت مجلس متشکل از بیش از ۲۴۰ نفر خواهند بود.
زاکانی متذکر شد: هفته گذشته اعضای کار گروههای تنظیم برنامه مجلس یازدهم، تغییر آیین نامه مجلس و کار گروه اجرایی مشخص شدند و ۱۱ نفر برای کار گروه اجرایی مشخص شدند و بنده به عنوان رئیس، محمد صالح جوکار نایب رئیس و احمد نادری دبیر کار گروه انتخاب شدند.
وی اظهار داشت: مبنای انتخاب هیئت رئیسه مجلس فراکسیون است و برای ما رسمیت دارد. پنج شنبه این هفته نشستی در صبح و بعد از ظهر داریم و نامزدهای پیشنهادی برای ریاست و نایب رئیسی هم حضور دارند و رویکردها و برنامههای خود را بیان میکنند. انسجام برای حل مشکلات مردمبرای ما اصل و حائز اهمیت است.
تبیین اولویتهای مجلس یازدهم
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم درباره اولویتهای مجلس یازدهم، گفت: مجلس یازدهم به دنبال آن است که از کاستیهای مجلسهای قبلی مبرا باشد. کارگروه برنامه در فراکسیون اکثریت فعال است و اولویتهای مجلس را ساماندهی میکند.
زاکانی ادامه داد: توزیع عادلانه موضوعاتی چون بنزین و یارانه در اولویت ماست و مبارزه با پلشتیهایی که مانع توزیع عادلانه ثروت میشود نیز در اولویت قرار دارد.
وی با بیان اینکه ۸ طرح در سال اول مجلس یازدهم پیگیری میشود که بخش عمده آن مباحث اقتصادی و کنترل تورم است، افزود: اساس کار مجلس معطوف به حل مشکلات مردم و تسریع پیشرفت کشور است و فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی نقش مهمی در این زمینه دارد.
منتخب مردم قم در مجلس یازدهم در این باره گفت: دولت از ریل انقلاب اسلامی به خصوص در مباحث اقتصادی خارج شده است و ما از ابزارهای نظارتی خود برای برگرداندن دولت به وضعیت درست استفاده خواهیم کرد.
زاکانی با اشاره به اینکه ما باید با قانون گذاری خود «جهش تولید» را محقق کنیم، تصریح کرد: با رونق تولید بسیاری از مشکلات کشور حل میشود.
وی تصریح کرد: در همه مجالس فراکسیونهای بخشی و تخصصی متعددی میتواند وجود داشته باشد و تشکیل این فراکسیونها، موازی کاری با یکدیگر و مدیریت جزیرهای تلقی نمیشود. در مقابل فراکسیونهای سیاسی مجلس را داریم که فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی هم ذیل آن قرار میگیرد و تشکیل فراکسیونهای دیگر هم در کنار این فراکسیون ایرادی ندارد.
منتخب مردم قم در مجلس ادامه داد: افراد شاخصی کاندیدای ریاست مجلس هستند که در روز پنج شنبه هفته جاری در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی برنامههای آنان را استماع میکنیم و اگر کسی در فراکسیون رای نیاورد، در صحن مجلس هم نباید کاندیدا شود.
رئیس مجلس نباید در راس امور باشد
زاکانی تصریح کرد: در دوره تصدی لاریجانی وی اختیارات زیادی داشت و هیئت رئیسه هم تاثیر زیادی نداشت و کاهش اختیارات رئیس هم در دستور کار ماست اما با وجود این، رئیس مجلس فقط سخنگوی مجلس نیست و باید بتواند آرا و نظرات مختلف درون مجلس را رهبری و مدیریت کند.
وی با بیان اینکه نقش رئیس مجلس در هماهنگی بخشهای مختلف از جمله کمیسیونها اهمیت زیادی دارد، گفت: رئیس مجلس باید صداقت داشته باشد و نظر نمایندگان را در جلسات گوناگون بیان کند و مجلس باید در راس امور باشد نه رئیس مجلس.
مجلس یازدهم باید موتور محرکه انقلاب باشد
به گزارش مهر، در ادامه این نشست، احمد نادری منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم، گفت: به واسطه سیاستهای نئولیبرال دولت و مجلس شاهد شکاف اجتماعی و اقتصادی در جامعه هستیم و وضع کشور در حال حاضر مناسب نیست.
وی افزود: در این شرایط مجلسی قرار است سرکار آید که مردم به آن امید بستهاند تا مشکلاتشان را حل کند، این مجلس باید در راستای اجرای سیاستهای کلان حرکت کند و موتور محرکه انقلاب اسلامی باشد.
نادری تصریح کرد: مجلس یازدهم باید مجلس انقلاب اسلامی باشد و باید پیش برنده انقلاب اسلامی باشد. فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی باید کارآمدی را ملاک اصلی خود قرار دهد که در سایه وحدت نیروهای انقلاب حاصل میشود.
وی با بیان اینکه در فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی بحث انتخاب هیئت رئیسه مجلس بررسی خواهد شد، افزود: بحث محتوایی برای ما اهمیت زیادی دارد و مجلس باید برنامههایی را برای حل مشکلات ملت داشته باشد.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم گفت: قرار بر این شد که وب سایتی طراحی شود و به نمایندگان امکان ارتباط با یکدیگر درباره موضوعات مختلف را میدهد و به زودی رونمایی میشود.
ناری متذکر شد: ۱۶ نام برای فراکسیون اکثریت پیشنهاد شد که در نهایت تصمیم گرفته شد که نام فراکسیون، فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی شود.
وی با اشاره به اینکه فارغ از کسانی که تحت عنوان اعضای نیروهای انقلاب به مجلس راه یافتهاند، مابقی نمایندگانی که میخواهند عضو فراکسیون مردمی انقلاب اسلامی شوند باید ۵ شرط را داشته باشند، اظهار داشت: تبعیت از رهبری، پاکدستی، التزام به قانون اساسی و تکمیل فرم عضویت از جمله این شروط است.
الیاس نادران روز گذشته در توییتی نوشت که در جلسهای شرکت کرده که توسط پژمان فر به آن دعوت شده و محصولی آن را اداره میکرده است. در این جلسه او گفته است که راه اندازی یک جمع فقط با هدف « نه به قالیباف» عملی ضد وحدت است.
بعد از این توییت علی خضریان عضو جبهه پایداری و منتخب مردم تهران در پاسخ به نادران نوشت که جلسه وفاق به پیشنهاد جبهه پایداری شکل گرفت و جناب محصولی با عنوان قائم مقام جبهه تشریح بحث کردند و کار را به منتخبان سپردند. جناب نادران تعجب میکنم که موضوعی شفاف را وارونه جلوه میدهید؛ شأن شما و آقایان زاکانی، قاضی زاده، امیرآبادی و دیگر حاضرین در جلسه اجل از اداره شدن است.
شیفتگانِ نشستن بر صندلی لاریجانی رودروی هم قرار گرفتند /پدرخواندهها چه کسانی هستند؟/افشاگری یاران قالیباف در توئیتر
سپس مجتبی رضاخواه یکی دیگر از منتخبین مجلس یازدهم در پاسخ به علی خضریان در توییتی نوشت: «جناب محصولی! با چه حقی در موضوع تعیین رئیس مجلس بروز کرده و اختلاف ایجاد کردید؟!
تعیین رئیس مجلس به افراد غیر از منتخبین ارتباطی ندارد ما جوانان منتخب خودمان بلدیم رئیس مجلس انتخاب کنیم و اجازه فتنه انگیزی و دخالت بیجا به پدرخواندهها نخواهیم داد.»
همچنین مصطفی میرسلیم، یکی دیگر از منتخبین مردم تهران و نامزد تصاحب کرسی ریاست مجلس در یک سخنرانی گفته بود که رئیس مجلس نباید چشم به ریاست جمهوری داشته باشد.
به گزارش خبرآنلاین، عباس عبدی صریح حرف می زند و بی پرده، اعتقادی به «مُرده» بودن جریان اصلاح طلبی ندارد و تاکید می کند هنوز هم با ظرفیت ترین جریان سیاسی است و روح زنده ای دارد. او که میهمان کافه خبر لایو خبرگزاری خبرآنلاین بود، تاکید دارد شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارد این را می گوید که بی تفاوتی نسل جدید به این دو جریان و فضای سیاسی بخاطر انقطاع نسلی است که پیش آمده است و اگر فضا باز شود آنها هم به سمت حتی ایجاد حزب جدید خواهند رفت.
صحبت از رهبری جریان اصلاحات که می شود تاکید می کند برخلاف برخی اعتقادی به رهبری فردی ندارد و با گریزی به سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات می گوید خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند.
عبدی از تتلو هم حرف زد و با تاکید براینکه نباید نگران چنین پدیده هایی بود، معتقد است«همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!» . این فعال سیاسی اصلاح طلب از انتخابات ۱۴۰۰ هم حرف زد و تاکید کرد اگر در آن انتخابات امید باشد مردم پای صندوق می آیند.
آنچه می خوانید مشروح گفتگوی لایو سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین با عباس عبدی است
****
*آقای عبدی! به نظر می رسد قصه دو قطبی سازی در فضای سیاست ایران و خصوصا انتخابات دیگر فایده ای ندارد و به نوعی در اسفند شکست خود را نشان داد و بعد از ۴۰ سال دیدیم که دیگر امکان اینکه با دو قطبی سازی بتوان رقابت را پیش برد و مردم را به رای واکنشی واداشت زمانش دیگر تمام شده و باید فکر دیگری کرد و …
بله دلیلش این است که ترکیب نیروها در جامعه ایران عوض شده است. شاید در گذشته این دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب می توانستند در مجموع نماینده ۶۰ درصد مردم در کشور باشند و بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هم پشتشان قرار بگیرند. اما الان هر دو جناح با این وضعیت نمی توانند ۴۰ درصد را هم نمایندگی کنند، مگر اینکه یک تغییرات جدی در خود بدهند.
فیلترها هر روز بسته تر می شود
بنابراین دو قطبی واقعی بین این دو جریان و بیرون این دو جریان است، بین حضور در انتخابات و عدم حضور است، یعنی اگر انتخاباتی بخواهد شکل بگیرد نیازمند این است که این فیلترها برداشته شود تا یک قشر وسیعتری بتوانند در انتخابات شرکت کنند، اما می بینیم که نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه این فیلترها هر روز بسته تر و بسته تر می شود.
شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم
*این حرف یعنی شما شعار اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمومه ماجرا را قبول دارید؟
خیر این را قبول ندارم چون فکر می کنم این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان.مساله این است که این دو جریان به تنهایی با وضعیت موجودشان غیر ممکن است بتوانند جامعه را نمایندگی کنند. بنابراین نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.
فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است. و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. اگر نسل دهه ۷۰ و ۸۰ یک جناح جدید تعریف کند، دیگر حس بی تفاوتی ندارد
*اما همانطور که گفتید جامعه ایرانی واقعا دچار یک تغییر و تحولات اساسی شده است، الان نسل جدید یعنی دهه ۷۰ و ۸۰ اصلا برایشان مساله نیست و می گویند اصلا اصلاح طلب کیست؟ اصولگرا کیست؟ اصلا متوجه نمی شوند دارید از چه کسانی صحبت می کنید. شاید اینجور چیزها برای من و شما جدی باشد.
این کاملا درست است اما این نسل چون انقطاع دارد اینگونه فکر می کند. اگر این نسل بتواند خودش در عرصه عمومی حضور داشته باشد یا خودش یک جناح جدیدی را تعریف کند یا به این دو جریان نزدیک شود این حس را ندارد. مشکل اساسی این است که آزادی کنش اجتماعی و کنش سیاسی وجود ندارد، نه اینکه بخواهیم بگوییم این نسل کلا متفاوت شده است، اما تفاوتشان هم درست است. چرا این اتفاق رخ داده، دلیل آن هم رسانه است، ۹۰ درصد جوانان (البته آمار قطعی ندارم ولی آمار بالایی از جوانان) از رسانه های غیر رسمی درس می گیرند، آموزش می بینند، ارزش ها و نگاه شان را می گیرند و رسانه رسمی این وسط اوت شده است.
این وضعیت موجب شده است که تمام این جوانان دارند با رسانه های غیر رسمی و غیر مرتبط با جامعه شان ارزش هایشان را می گیرند و مسؤلیت آن به عهده حکومت است، به نظر من اگر این فضا را برگردانند، جامعه ما کاملا می تواند یک مسیر طبیعی تری را طی کند. البته که قطعا و بدون تردید محدود به اصلاح طلب و اصولگرا نخواهد بود همانطور که در گذشته هم نبوده است. اما چون هژمونی این دو بیشتر بود اصلاح طلبان می توانستند بخش بیرونی خودشان را نمایندگی کنند و الان نمی توانند این کار را انجام دهند.
آدمی در تیپ تتلو فقط در ایران می تواند به وجود آید
*سال ۹۲ که با هم صحبت کردیم؛ شما از رسانه ملی خیلی شاکی بودید و گفتید که رسانه ملی قابل تصحیح شدن است، گفتید از همین گفت و گوهایی که من و شما می گذاریم اگر شبی ۲ تا از این گفت وگوها پخش شود به راحتی رسانه ملی نجات پیدا می کند. باید جا باز شود برای حرفهای خلاف عادت وغیر رسمی و آدم های غیر رسمی که با چهارچوب خشک صدا و سیما همخوانی ندارند، اگر اینها به تلوزیون بیایند مشکل تلویزیون حل می شود. خب همین الان همین لایوها دست ما افتاده و دیگر به تلویزیون اعتنایی نداریم اما در همین بافت باز این تتلو است که با ۴ میلیون بازدید رکورد لایو را می شکند و کسی کاری به اصلاح طلب و اصولگرا ندارد…
در مورد تتلو باید نکته ای را بگویم که خیلی مهم است. شما در کل کشورهای دنیا این تیپ آدم را سراغ دارید؟ من که سراغ ندارم! این فقط می تواند در ایران به وجود آید، چرا؟ چون یک نظام بسته فرهنگی درست شده که ته آن تتلو می شود. اگر شما این فضا را باز کنید خود جامعه در برابر او واکنش نشان می دهد. چرا الان در برابر او واکنش نشان نمی دهند؟
عبدی:خاتمی نمیتواند اصلاحات را رهبری کند /قالیباف نماینده کیست؟
اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود
*من حرف شما را قبول دارم، قبلا هم نوشته ام که شما ربنای شجریان و جدی ترین نوع موسیقی را حذف می کنید و برای تتلو جا باز می کنید، در این شکی ندارم که چه کسانی مقصر هستند که تتلو روی کار آمده است و تا اینجا کاملا به شما هم عقیده هستم. بهرحال تتلو محصول نگاه بسته خیلی از حضرات است، فردی که نه هنری دارد، نه قیافه ای، نه صدایی. اما مساله من این است که وقتی لایوی گذاشته می شود، یک امکانی که در اختیا رهمه است، پس چرا از صحبت من و شما یا صحبت من و آقای زیباکلام و دیگران آنقدر استقبال می شود ولی از صحبت های آقای تتلو ۴ میلیون؟
اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود. مثلا شما یک فیلم ایکس منتشر کنید، چقدر دیده می شود؟ اما اصلا اتفاق خاصی برای جامعه نمی افتد. ما باید آنجاهایی را که عمق دارد حفظ کنیم. خود من زمانی که مطالبم خواننده زیادی پیدا می کند شک می کنم که نکند درجایی اشکالی داشته ام که خواننده ها زیاد شده اند. شما الان یک یادداشت بنویسید که در آن دوتا حرف بی ادبی بزنید، عین بمب می ترکد و هزاران نفر فوری آن را می خوانند اما یادداشتی بنویسید و حرفهای فلسفی و علمی در آن بنویسید خیلی کم خوانده می شود.
فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید بنابراین اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو آن فرد نباشید، ما نگران این طرف باشیم. شما از تلویزیون گفتید، ببینید در سال ۹۲ و ۹۶ تلویزیون در زمان انتخابات چقدر بیننده داشت؟ کسی به رسانه های دیگر کار داشت؟ همان کار را باید تکرار کند. در حوزه فرهنگ آن را تکرار کند تا ببینیم چه کسی حاضر می شود خارج از آن را نگاه کند، همینطور در حوزه هنر، سینما، سیاست، اقتصاد و…! منظورم این است که اصلا نگران تتلو نباشید، این که اصلا رسانه نیست.
به شکل فاجعه باری عقب گرد می کنیم
*من اصلا نگران تتلو نیستم؛ مثالی در تایید حرف شما بزنم. شاملو یک آلبومی دارد که در سال ۵۰ یا ۵۱ در دانشگاه تهران دارد شعر می خواند. خیلی از شعرهای خوبی که ما الان می شناسیم به عنوان شعرهای شاملو، آنجا خوانده می شود. هیچکس به آن اعتنایی نمی کند. ولی به محض اینکهدو تیکه سیاسی می اندازد سالن روی هوا می رود. هنوز هم متر و معیار همین است. من بلد هستم که مطلبی بنویسم و تیتری انتخاب کنم و یک تیکه سیاسی بیاندازم که خیلی خوب دیده شود ولی معمولا سعی می کنم از این کار پرهیز کنم اما گاهی اوقات این کار را می کنم. می فهمم که نبض جامعه کجا می تپد اما آن چیزی که ادم می ترسد و خطرناک به نظر می رسد آن چیزهایی است که از آن عبور می شود و توجهی به آن نمی شود. من چند شب پیش به آقای زیباکلام گفتم که اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمام شد ماجرا، اگر تمام شود من نه تنها ناراحت نمی شوم که خیلی هم خوشحال می شوم ولی اینکه چه چیزی جای آن را میگیرد من را مقداری نگران می کند. الان هم این بی اعتنایی به حوزه سیاست یا به قول آقای اباذری سیاست زدایی چه چیزی را می خواهد به جای خود برای ما به ارمغان بیاورد و این مقداری ترسناک است.
بحث ما سیاست زدایی نیست. بحث ما این است که مسیر طبیعی جامعه بسته شده است، شما مسیر طبیعی را برقرار کنید اگر کسی نخواست وارد سیاست بشود، نشود! به ما ارتباطی ندارد چون انتخاب خودش است. کسی هم خواست وارد شود، وارد شود! هرکسی باید انتخاب خودش را انجام دهد، مشکل اصلی این است که این جامعه مسیر طبیعی ندارد. نه در آزادی بیان، نه در نقد، نه در رسانه و نه در هیچ کجای دیگر مسیر طبیعی ندارد و ما داریم به شکل فاجعه باری عقب گرد میکنیم.
*این حرفتان را کاملا قبول دارم چون می شود این را در همه حوزه ها مثال زد. مثلا در حوزه مطبوعات در ۲۰ سال پیش چقدر استقبال در مباحث جدی داشتیم، یا در حوزه موسیقی، در دهه ۶۰ چقدر در این حوزه استقبال داشتیم و الان چقدر استقبال داریم و پسرفت کاملا مشخص است و …
در مورد آزادی صحبت می کنم؛ در هفته گذشته ۳ اتفاق افتاده است، یکی کشته شدن تعدادی افغانستانی سر مرز ایران و افغانستان، دیگری زدن ناوچه و آخری بحث کرونا و واقعیتی که وجود دارد. در هیچ کدامشان هیچ روزنامه نگاری نمی تواند وارد شود و خیلی جدی حرف بزند. اگر هم وارد شود و حرف بزند کسی آن را چاپ نمی کند.
همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!
*بخاطر دارید می گفتند در اصفهان افغانی ها را در یکسری از پارکها راه نمی دادند و …
این قضیه اخیر با آن فرق می کرد. این مساله حاکمیتی می شود و کلا قضیه با آن متفاوت می شود. مثلا مساله زندان ها و دادگاه ها و هرچیز دیگری، زمانی که نتوانید حرف بزنید مرجعیت رسانه ای هم به خارج می رود. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سنشان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، نه در دانشگاه سخنرانی گوش می دهند و …همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود که از جمهوری اسلامی یک فردی به کشور مسیحی گرجستان رفته است و آنها می گویند به او مجوز ندهیم تا او آنجا برنامه داشته باشد، او آبروی اخلاق را در این کشور از بین برده است.
اصلاح طلبی با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایرن است، بی برو برگرد!
*خیلی از دوستان شما مشخصا آقای تاجیک یا زیباکلام، در این روزها گفته اند که اصلاح طلبی الان یک اصلاح طلبی مرده است. شما چقدر با این حرف موافق هستید؟
من با این کلمات خیلی کاری ندارم، که بگوییم مرده است زنده است. ما مشغول زندگی هستیم و می بینیم یک جامعه ای داریم و یک مجموعه ای هم هستند که این مجموعه باید در شرایط فعلی راهشان را یاد بگیرند و تحلیل و اراده مشخصی داشته باشند، اگر توانستند انجام دهند که زنده هستند و اگر نتوانستد کسی برای اینها کاری نمی کند.
سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند.*یعنی برای شما دیگر مهم نیست که اصلاح طلبی زنده باشد یا مرده؟
نه اینطوری نیست، بارگذاری کردن این کلمات را قبول ندارم، من هنوز معتقدم که…
*من احساس می کنم شما مقداری از آن دسته بندی مرسوم اصلاح طلبی و اصولگرایی فاصله گرفته اید.
من معتقد هستم که هنوز هم اصلاح طلبان با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایران هستند، بی برو برگرد. و هنوز آنها هستند که می توانند کار تاثیرگذار اجتماعی انجام دهند اما به دلایل اشتباهاتی که در گذشته کرده اند، قادر نیستد که از آن اشتباهات برگردند. اصلاح طلبان نیروی سیاسی خیلی قدرتمندی هستند و این ظرفیتشان را در گذشته توانستند به فعلیت در آورند، الان هم می توانند این کار را انجام دهند ولی هرچه زمان می گذرد این ظرفیت غیر قابل بازیافت می شود و نیروها بیشتر از دستشان خارج می شوند.
اگر اصلاح طلبی مُرده بود انقدر تحت فشارش نمی گذاشتند
استعمال و کاربرد این کلمات که این مرده است یا زنده، شنونده را از واقعیت وجودی جامعه دور می کند، این حرف ها برای این است که آن حرف ها شنیده شود، من نیازی ندارم شنیده شوم. ما سعی می کنیم اتفاقات را توصیف کنیم، مخاطب هر استنباطی خواست بکند. اگر اصلاح طلبان مرده بودند آنقدر تحت فشار قرارشان نمی دادند، اما من معتقدم که ایرادات آنها جدی است و با شرایط کنونی باید یک بازنگری جدی در تحلیل وضعیت موجودشان در چشم انداز آینده شان بکنند.
اشکال اصلاح طلبان از قبل ۸۸ شروع شد، در آن سال به اوج رسید
*یکی از ایراداتی که به نظر من رسید این بود که اصلاح طلبان گاهی اوقات که در مصدر قدرت قرار می گیرند یک طور رفتار می کنند و وقتی که از حاکم بودن معزول می شوند به گونه ای دیگر رفتار می کنندو در سال ۸۸ (شما گفتید که به خیابان ها نیایید) اما خیلی ها گفتند که چرا صدای مردم و معترضین را نمی شنوید و بعد در ۹۶ و ۹۸ بعضی هایشان گفتند باید تندتر برخورد کرد، بعضی ها گفتند باید هاید پارک درست کرد تا به آنجا بروند و حرفهایشان را بزنند، این رفتارهای ۲ گانه مقداری آدم را اذیت می کند.
ریشه رفتارهای دو گانه اگر خصلتی نباشد، در تحلیل های غلط است. اینکه یک عده قبل از انتخابات یک چیز بگویند و بعد از حاکم شدن مقداری متفاوت عمل کنند تا یک حدی خیلی مساله مهمی نیست و معمولا در همه جا اتفاق می افتد. اما اگر راهبرد خودشان تغییر کند باید پاسخگو باشند. اشکال اصلاح طلبان از سال قبل از ۸۸ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج خود رسید.
اصلاح طلبان در سال ۸۸ نباید آن مسیر را می آمدند
فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند و این را هم من الان به شما نمی گویم چون الان تحلیل پس از واقعه است. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید ولی متاسفانه به یک دلایلی که برخی از آن قابل فهم است و بخشی از آن هم قابل قبول نیست این مسیر را آمدند.
همه اصلاح طلبان بمیرند، مشکلی از حکومت حل می شود؟
زمانی که وارد این مسیر شوید باید تا آخر آن را طی کنید. ضربه ای که حکومت و اصلاح طلبان خوردند زیاد بود. این موضوعی که شما درباره جوانان گفتید ریشه آن در ۸۸ است. یک انقطاع نسلی بین بچه هایی که آن زمان دانش آموز بودند و دانشجو شدند با الان که ۱۱ سال از آن واقع گذشته است و همه آنها الان دیگر جوان و رشید شده اند. من نمی دانم که آیا این قدرت وجود دارد که این را بازسازی کنند یا خیر. اصلا هم بحث اصلاح طلبی نیست. اصلا فرض کنید که امروز یک سنگی از آسمان بیاید و بر سر تمام اصلاح طلبان بخورد و همه آنها بمیرند، مشکلی از این حکومت حل نمی شود که حتی بدتر هم می شود…
شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم. این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان! نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.*آقای حدادعادل گفته بودند که یک سرخوردگی اجتماعی پیش آمده و این یک فرصت خوبی برای ما است. یعنی اگر اصلاح طلبان نباشند که اصولگرایان باید در خانه بنشینند و عکس آن هم همینطور است، یعنی به هرحال به همدیگر نیاز دارند.
بحث نیاز نیست، اینطور نگاه نکنید. اینکه اگر نیرویی برآمده از مطالبات اجتماعی باشد لازمه آن جامعه است. اگر من می توانم مطالبه ۱۰ نفر را منعکس کنم باید باشم، وگرنه اگر من بمیرم یکی دیگر باید بیاید و این مطالبه را نمایندگی کند و شاید اصولگرایی مجبور به این کار باشد. شما دیدید که دم انتخابات برخی اصولگرایان شعار اصلاح طلبانه می دهند، چرا؟ چون رای آنها را می خواهند.
*شما گفتید که به اصلاح طلبان گفته اید که در سال ۸۸ کنار بکشند و در انتخابات شرکت نکنند.
نگفتم بکشید کنار، گفتم دور نتیجه گرفتن را خط بکشید و حضور عادی داشته باشید.
اگر در انتخابات ۱۴۰۰ امید وجود داشته باشد، مردم قطع به یقین پای صندوق می آیند
*الان هم عده ای صراحتا می گویند در سال ۱۴۰۰ کنار بکشیم. این حرف را چقدر مقبول می دانید؟
الان هم من نه می گویم که حضور داشته باشید و نه می گویم که کنار بکشید، من می گویم به واقعیت بیرونی نگاه کنید. سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند اما دیگر بر اساس امیدهای گذشته کسی نمی آید.
این امید باید جدی تر باشد، اینطوری نیست که فریب بدهید، این یک مقدماتی دارد. من احساس می کنم اکثریت مردم خواهان اصلاح و تغییر جامعه از طریق شیوه های مسالمت آمیز و کم هزینه هستند وگرنه اگر می خواستند پر هزینه باشد شیوه های دیگری را تا به حال رفته بودند، اما جلب اعتماد مردم هم سخت است. با این وضعیت کنونی دور انتخابات ۱۴۰۰ را باید بالکل خط کشید.
خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند
*با این جمله که بعضی ها می گویند رهبری اصلاح طلبی باید اصلاح شود تامشکل حل شود موافق هستید؟
فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. هرکسی حق انتخاب دارد و می تواند انتخاب خودش را داشته باشد.
اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد. اصلا من نمی دانم قالیباف نماینده کیست؟*نمی خواهد خودش را در این مقام تعریف کند یا…
مثالی بزنم، اینکه من نمی خواهم در این لایو شرکت کنم حالا یا چون موبایل ندارم نمی توانم یا نیستم یا به هر دلیلی، نتیجه فرقی ندارد چون در هر حال من نیستم. وقتی شما من را دعوت کردید و من هم پذیرفتم باید موبایل بگیرم، اینترنت آن را درست کنم و کارم را انجام دهم. ایشان نباید بگوید از اصلاح طلبان جامعه محور میخواهم تا برنامهها و طرحهای خود را برای چنین موقعیتی ارائه کنند، باید بگوید برنامه خودشان چیست.
تاکید می کنم، اصلاح طلبی مطلقا نمرده است
مشکل اصلی ما شکاف قدرت و مسؤلیت است، چه در حکومت ،چه در منتقدان و اصلاح طلبان و…! هرکسی می خواهد قدرت داشته باشد در هر ساختاری باید مسؤلیت پذیر باشد. مسؤلیت پذیرفتن اینگونه نیست که یک شورا درست کنید که سر و ته آن معلوم نباشد، آدم نمی تواند با آن ارتباطی برقرار کند چون اصلا پاسخگو نیست. ریشه بخش عمده ای از اینها به ۸۸ برمی گردد که هنوز هم متاسفانه درست نشده است ولی من معتقد هستم اصلاح طلبی مطلقا در جامعه نمرده است، و این را تاکید می کنم، اصلاح طلبی یک روح زنده ای دارد که مردم از آن حمایت می کنند اما اینکه اصلاحطلبان بتوانند این روح را نمایندگی کنند در شرایط کنونی قادر نیستند، هرچند ظرفیت آن را دارند.
اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو تتلو نباشید، ما نگران این طرف باشیم. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سنشان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود.برخی می گویند افراد و رهبری فردی در ایران مهم است اما…
*غیر از آقای خاتمی که فرمودید در یک مقام دیگری قرار گرفته است، کسی دیگری را شایسته رهبری اصلاح طلبی نمی دانید؟
من فکر نمی کنم کسی با صفت فردی بخواهد در این مقام باشد، باید بیشتر به صفت جمعی رفتار کنند. من از سال ۹۰ این را گفته ام که اصلاح طلبان نیازمند یک ایده و اراده هستند. در ایده باید بگویند که شرایط را چگونه می بینند و به دنبال چه چیزی هستند و به چه چیزهای مشخصی پایبند هستند که البته قبلا هم گفته اند اما باید به طور منجز باید بازهم بگویند، در اراده هم باید یک جمعی را تعریف کنند و بگویند اینها نماینده ما برای پیگیری این ایده هستند و محکم هم پای آن بایستند. نیازی هم به فرد و صفت شخصی وجود ندارد. برخی می گویند افراد در ایران مهم هستند، بله مهمند ولی فکر نمی کنم افراد به صفت فردی شان توانسته باشند جای جمع را گرفته باشند.
محال است در فوتبال ایران کسی رونالدو شود
*اما بعد از انقلاب نشان داده شد که فرد مهم است…
ببینید این افراد در خلاء و انتزاع نیست که مهم شوند. محال است که در فوتبال ایران کسی مثل رونالدو درست شود، در حالی که ممکن است آدم هایی با این استعداد داشته باشیم، غیرممکن است این اتفاق رخ دهد. در سیاست هم همینطور است. در سیاست اینگونه نیست که رهبران یک چهره هایی باشند که هرجوری بخواهند بتوانند رفتار کنند. در واقع در عرصه عمومی، این جامعه است که آن رهبری را تا حد زیادی می سازد و آن را جلو می برد.
اصلا قالیباف نماینده کیست؟ من در این مانده ام!
*برای ۱۴۰۰ در ذهنتان کسی را پیشنهاد دارید؟
من فکر می کنم راجع به افراد فکر کردن یک کار بیهوده و بی نتیجه ای است. اصلا آقای قالیباف نماینده کیست؟ من نمی دانم واقعا. من در این مانده ام، من نمی فهمم ماجرا چطوری است.
یک جامعه ۲ تا ۳ گرایش دارد و هرکس که بتواند این گرایش ها را نمایندگی کند و برنامه خود را بدهد و بعد هم درانتخابات مشخصا مسؤلیت پذیری داشته باشد و جلو برود. بدون وجود چنین گرایشی نمی شود.
البته در ایران با این سیستمی که شورای نگهبان اعمال می کند همین می شود و اصلا انتخابات را با آن تفسیری که از قانون می کند از آن مفهوم واقعی تهی می کند. با این تفسیر هرکسی می آید و مردم هم یک امیدی پیدا می کنند، فکر نمی کنم تا سال آینده، ظرفیت جامعه ایران آنقدر باشد که بتواند یک انتخابات مفید را شکل دهد که مثلا من بخواهم به افراد آن هم فکر کنم. من پیشنهاد کردم که انتخابات مجلس را عقب اندازند تا تغییری ایجاد شود که اگر مقداری کرونا را زودتر می گفتند همین طور هم می شد و خیری هم از کرونا به جامعه می رسید. با این انتخابات که نمی شود مجلس درست کرد، یا به قول معروف با این ریش که به تجریش نمی روند، البته با ریش شما می توان به تجریش رفت(خنده)
اگر من کاندیدا بودم و رأی می آوردم غیرممکن بود پایم را در مجلس بگذارم
*البته بعضی ها از این وضعیت راضی هستند و …
بله همه راضی هستند که چسب رازی نمی شود(خنده). این هم ممکن است اما من همیشه اینگونه فکر می کنم که اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد و کسی که الان دارد خودش را اینگونه معرفی می کند فردا می خواهد جلوی چه کسی بایستد و از حق چه کسی دفاع کند؟ می خواهد چطور شخصیت و اقتدار قدرتمندی داشته باشد. او اگر از جلوی شورای نگهبان رد شود سرش را پایین میگیرد تا مبادا برای او مشکلی پیش آید چون نمی تواند در مملکت کاری کند.
به گزارش خبرآنلاین، طی روزهای اخیر خبرهایی درباره جلسات و ضیافت های لاکچری برخی نمایندگان مجلس با هدف کسب رأی برای کرسی های مهم مجلس در فضای رسانه ای و خبری منتشر شد. برخی خبرها حکایت از مراسم افطاری طیفی از نمایندگان زاگرس نشین در هتل اسپیناس داشت. موضوعی که امروز با واکنش یک نماینده روحانی مجلس روبرو شد.
حجت الاسلام سید رضا تقوی، منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم، در نشست خبری که با موضوع اولویتهای مجلس آینده در دفتر لانه جاسوسی سابق آمریکا و در محلی که در گذشته دفتر سفیر وقت آمریکا بوده، برگزار شد، گفت: مجلس یازدهم در شرایط ویژه ای تشکیل خواهد شد، بعد از تحولات منطقه و بعد از شهادت سردار سلیمانی، مجلس یازدهم اولین مجلس در گام دوم انقلاب است و باید براساس این سند بالادستی ریل گذاری کند.
بنا به گزارش فارس وی ادامه داد: به لحاظ ترکیب تعداد قابل توجهی از منتخبان برای اولین بار است وارد مجلس میشوند؛ میانگین سنی نمایندگان مجلس یازدهم حدود ۵۰ سال است که به نظر من میانگین سنی خوبی است که هم تجربه دارند و در بخش های مختلف تجربه کسب کرده اند و هم جوان هستند و پایکار و با انگیره آمدند تا به مردم خدمت کنند. این مجلس ولایی، حزب اللهی و اصولگرایی است و رفتارش کاملا شفاف است و باید بر این شفافیت بیفزاید.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم با اشاره به تعداد بالای قوانین تصویب شده که اجرا نمی شود، گفت: گاهی قوانینی داریم که یا هم متضاد هستند، ما باید بحث بررسی قوانین متضاد و اصلاح آن را جدی بگریم.
حجت الاسلام تقوی یادآور شد: ما باید کار نظارت را بیشتر کنیم، اینکه صبح تا غروب مشغول قانونگذاری باشیم، از نظارت باز می مانیم، برای مبارزه یا فساد نیاز به نظارت است. ما در مجلس کمبود قانون نداریم، مجلس باید نظارتش را بیشتر کند و نا در مجلس یازدهم باید این را محقق کنیم. ما باید برای شعارهایی که می دهیم راهکار داشته باشیم و راه های تحقق آنها را بدانیم، مثلا اینکه برای رسیدن به عدالت و مبارزه با فساد چه باید کرد.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم گفت: ما یک مجموعه ثروتمندی داریم که برخی از آنها با قوانین بدی که وجود داشته به این ثروت رسیده اند، چرا باید یک عده ثروت های آنچنانی داشته باشند ولی یک عده برای نان شب خودشان هم به مشکل بخورند.
تقوی تصریح کرد: ما باید از خود مجلس شروع کنیم، اگر تحقیق تفحص از دستگاه های دولتی داریم، از خودمان باید شروع کنیم. مجلس جای معامله نیست. مجلس تجارتخانه نیست که یک استیضاح را مطرح کنیم و با یک جلسه با ۲۲۰ رای آن وزیر را برسانیم به یک وزارت خانه دیگر.
وی گفت: ما برای دشمنی با دولت و اینکه چوب لای چرخ دولت بگذاریم نیامدیم، ما پشت سر رهبری حرکت می کنیم، جبهه مقاومت را تقویت می کنیم، کسانی که در مقابل جنایتکاران ایستاده اند را حمایت می کنیم، البته ما دنبال جنگ نیستیم ولی زیر بار زور نخواهیم رفت. نباید مجلس را تیکه تیکه کنیم به طور مثال یک عده مثلا آذری زبانها یا زاگرس نشینها، یا مثلا در هتل اسپینانس جلسه بگذاریم.
محمدصادق کوشکی، تحلیلگر مسائل سیاسی، گفت: صورتبندی رقابت برای کسب کرسی ریاست مجلس یازدهم بحثی پیچیده است؛ یعنی اگر نیروهای سیاسی مفید مجلس یازدهم، چه آنهایی که درون طیف اکثریتاند و چه مجلسیهایی که اقلیت هستند، اگر صورتبندی شوند، متوجه خواهیم شد انتخاب رئیس مجلس یازدهم انتخابی ساده نیست. اساساً صورت مساله از اینکه آقای «الف» یا آقای «ب» رئیس شود، فراتر است.
این استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: در واقع طیفبندیهای جناح اکثریت مجلس متنوع است و همچنین اقلیت مجلس هم میتواند تاثیرگذار باشد. پس به نظر میرسد دستههای زیادی در مجلس یازدهم فعال خواهند بود و بالطبع کاندیداهای ریاست مجلس بیش از ۲ نفر خواهند بود. پس درست نیست که از الآن برنده نهایی را مشخص کنیم.
او همچنین توضیح داد: اگر طیفهای متنوع اکثریت بر سر اینکه چه کسی رئیس شود به اجماع برسند، انتخاب نفر اول بهارستان سریع و بدون سروصدای خاصی انجام خواهد گرفت؛ اما اگر آنها نتوانند به تصمیمی مشترک دست یابند، مساله پیچیده و احتمالاً پرحرف و حدیث خواهد شد. پس باید گفت، موضوع انتخاب رئیس مجلس یازدهم، برخلاف آنچه برخی عقیده دارند، اصلاً ساده نیست.
کوشکی ادامه داد: با اینکه رقابت در بین اکثریت جدی خواهد بود، رقابت چندان عمیقی نیست. البته چون ما با یک جبهه اکثریت روبهرو هستیم و صورتبندی و جناحبندیهای زیادی درون آن فعالاند، رقابت را نباید رقابتی تعارفی تلقی کنیم.
این فعال اصولگرایی تاکید کرد: خیلیها میگویند به دلیل شرایط کرونایی مجلس بعدی از تقابل با دولت منصرف خواهد شد، این در حالی است که حتی اگر بحران کرونا هم نبود، در بین اکثریت مجلس یازدهم هیچ اتفاق نظری بر سر برخورد تقابلی با دولت وجود نداشت؛ یعنی بعضیها صلاح را در تقابل میدانند و برخی هم رویکردشان تعاملی خواهد بود.
محمدصادق کوشکی در پایان گفت: آرایش هیاترئیسه مجلس نشان خواهد داد مجلس یازدهم چه تعاملی با دولت خواهد داشت.
اولین نشست نمایندگان منتخب دانشگاهی مجلس یازدهم با میزبانی کانون دانشگاهیان ایران اسلامی و با حضور جمعی از وزرای دولت های محمود احمدی نژاد و همچنین مصطفی میرسلیم از کاندیداهای ریاست مجلس برگزار شد.
در این نشست منتخبان حاضر ضمن معرفی سوابق علمی، تخصصی و اجرایی خود، دغدغه ها، اولویت های کاری، کمیسیون مورد علاقه و علت انتخاب آن را توضیح دادند و غالبا بر تشکیل فراکسیونی فعال و تأثیر گذار به نام دانشگاهیان تاکید کردند.
در ادامه سید محمد حسینی دبیر کل کانون دانشگاهیان ضمن اشاره به فلسفه و ضرورت این نشست خلاصه ای از مراحل شکل گیری و فعالیت های کانون طی سالهای اخیر و آمادگی برای هر گونه همکاری با مجلس یازدهم را برای حاضران تشریح کرد.
وزیر پیشین فرهنگ وارشاد اسلامی گفت: اساتید انقلابی دانشگاهها بدون مداخله در روند امور مجلس از همکاران مجلسی انتظار کارایی و تعامل عالمانه بیشتری در پی گیری وظایف قانونی مجلس دارند. پس از ۴۰ سال تجربه قانون گذاری دیگر نباید فرایند آزمون و خطا تکرار شود از سویی نباید فراموش کرد که بعد نظارتی مجلس در پیشبرد کشور به سوی اهداف انقلاب و آرمان های امام راحل و منویات رهبر معظم انقلاب که بخش عمده آن در اسناد بالادستی تجلی یافته بسیار مهم است.
دبیر کل کانون دانشگاهیان افزود: این کانون به عنوان بزرگترین تشکل سیاسی و استادی در تهران و تمامی استانها می تواند بازوی علمی و کارشناسی نمایندگان محترم و حلقه وصل آنان با جامعه دانشگاهی باشد و ۷ نفر از اعضای شورای مرکزی کانون و نیز ۸ نفر از دبیران و اعضای رسمی کانون در استانها به مجلس راه یافته اند که می توانند پیوند نمایندگان با تشکلهای استادی و دانشجویی و محافل علمی و دانشگاهی را تحکیم بخشند.
حسینی ادامه داد: در شرایطی که به تعبیر رهبری معظم برخی تلاش می کنند مسئولان و تصمیم سازان کشور را دچار خطای محاسباتی کنند، مجلس یازدهم می تواند با انتخاب مسیر درست و رقم زدن توفیقات چشمگیر در سال اول فعالیت زمینه را برای تشکیل دولت انقلابی و کارا در سال آینده مهیا سازد تا شاهد انسجام قوای سهگانه برای حل مشکلات جامعه و پیشرفت کشور باشیم.
حضور غیرمنتظره میرسلیم در دورهمی وزرای احمدی نژاد /هم نیکزاد آمد هم شمسالدین حسینی و حاجی بابایی +عکس
دیگر سخنران این نشستT رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها بود که ضمن اشاره به فضیلت های شهر الله و برکات ضیافتالله و تقدیر از تشکیل چنین محفل وزینی به همت کانون دانشگاهیان از این که زمینه دیدار با منتخبان دانشگاهی مجلس یازدهم فراهم شده ابراز خشنودی کرد و نمایندگان را به سنگینی رسالت و مسوولیتی که مردم بر دوششان نهاده اند یادآور شد.
حجت الاسلام و المسلمین رستمی گفت: در شرایط سختی که تحریم خارجی ، ناکارامدی برخی مدیران اجرایی، کاهش صادرات و قیمت نفت و بعلاوه مشکل همه گیر کرونا مردم عزیز ما را تحت فشار قرار داده است نمایندگان ملت برای کاهش این گرفتاریها باید عزم و همت مضاعف و برنامههای جدی داشته باشند.
وی با استناد به روایتی که نبی مکرم اسلام از گماردن یکی از صحابه مشهور در منصب خاصی خودداری کرد و فرمود این کار خطیر است و تو ضعیف هستی و پذیرش مسئولیت بازخواست قیامت و خزی و پشیمانی برای تو دارد، به منتخبان محترم متذکر شد که ان شاء الله این توان در شما وجود دارد که برای ادای این رسالت داوطلب و برگزیده شدهاید .
رستمی افزود: برخی با توجه به شرایط دشوار کنونی و فشارهای موجود دچار خطای تحلیل شده و تصور میکنند مردم دیگر تحمل این سختیها را ندارند؛ در حالی که بررسیهای میدانی و نظر سنجی ها حاکی از روحیه والای ملت ایران است برای نمونه در همین شرایط و بر اساس سنت مواسات اسلامی ۴۳ درصد مردم گفته اند ما به دیگران کمک کرده ایم و حدود ۴۵ درصد نیز اظهار کرده اند بسیار مایلیم اگر شرایط مالی مناسب داشته باشیم به دیگران کمک کنیم .
رستمی در پایان بیان کرد: حال که چنین مردم خوبی داریم انتظار می رود مجلس یازدهم در تراز انقلاب و نظام اسلامی ظاهر شود و به این مردم شریف و فداکار با تمام توان خدمت کند.
در این نشست که چهره های سرشناس مجلس حضور داشتند آقایان میرسلیم ، میرتاج الدینی ، اقبال شاکری ، شمس الدین حسینی ، نیکزاد ، پورابراهیمی ، زاهدی ، مقتدایی ، متفکر ازاد، ساداتینژاد، بحرینی ، تقی پور ، رضوانی ، حاج بابایی، قادری ، نادری، جلال زاده، خاندوزی، دهنوی و… به اختصار به بیان دیدگاهها و نقطه نظرات خود در خصوص شرایط کنونی کشور، توقعات مردم از مجلس و برخی پیشنهادها، برنامهها و راهکارها پرداختند.
در پایان نمایندگان منتخب با مثبت ارزیابی کردن این نشست، ضرورت تداوم آن و شکل گیری فراکسیون کارآمد دانشگاهیان را مورد تاکید قرار دادند.
عبدی:خاتمی نمیتواند اصلاحات را رهبری کند /قالیباف نماینده کیست
به گزارش خبرآنلاین، عباس عبدی صریح حرف می زند و بی پرده، اعتقادی به «مُرده» بودن جریان اصلاح طلبی ندارد و تاکید می کند هنوز هم با ظرفیت ترین جریان سیاسی است و روح زنده ای دارد. او که میهمان کافه خبر لایو خبرگزاری خبرآنلاین بود، تاکید دارد شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارد این را می گوید که بی تفاوتی نسل جدید به این دو جریان و فضای سیاسی بخاطر انقطاع نسلی است که پیش آمده است و اگر فضا باز شود آنها هم به سمت حتی ایجاد حزب جدید خواهند رفت.
صحبت از رهبری جریان اصلاحات که می شود تاکید می کند برخلاف برخی اعتقادی به رهبری فردی ندارد و با گریزی به سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات می گوید خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند.
عبدی از تتلو هم حرف زد و با تاکید براینکه نباید نگران چنین پدیده هایی بود، معتقد است«همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!» . این فعال سیاسی اصلاح طلب از انتخابات ۱۴۰۰ هم حرف زد و تاکید کرد اگر در آن انتخابات امید باشد مردم پای صندوق می آیند.
آنچه می خوانید مشروح گفتگوی لایو سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین با عباس عبدی است
****
*آقای عبدی! به نظر می رسد قصه دو قطبی سازی در فضای سیاست ایران و خصوصا انتخابات دیگر فایده ای ندارد و به نوعی در اسفند شکست خود را نشان داد و بعد از ۴۰ سال دیدیم که دیگر امکان اینکه با دو قطبی سازی بتوان رقابت را پیش برد و مردم را به رای واکنشی واداشت زمانش دیگر تمام شده و باید فکر دیگری کرد و …
بله دلیلش این است که ترکیب نیروها در جامعه ایران عوض شده است. شاید در گذشته این دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب می توانستند در مجموع نماینده ۶۰ درصد مردم در کشور باشند و بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هم پشتشان قرار بگیرند. اما الان هر دو جناح با این وضعیت نمی توانند ۴۰ درصد را هم نمایندگی کنند، مگر اینکه یک تغییرات جدی در خود بدهند.
فیلترها هر روز بسته تر می شود
بنابراین دو قطبی واقعی بین این دو جریان و بیرون این دو جریان است، بین حضور در انتخابات و عدم حضور است، یعنی اگر انتخاباتی بخواهد شکل بگیرد نیازمند این است که این فیلترها برداشته شود تا یک قشر وسیعتری بتوانند در انتخابات شرکت کنند، اما می بینیم که نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه این فیلترها هر روز بسته تر و بسته تر می شود.
شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم
*این حرف یعنی شما شعار اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمومه ماجرا را قبول دارید؟
خیر این را قبول ندارم چون فکر می کنم این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان.مساله این است که این دو جریان به تنهایی با وضعیت موجودشان غیر ممکن است بتوانند جامعه را نمایندگی کنند. بنابراین نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.
فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است. و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. اگر نسل دهه ۷۰ و ۸۰ یک جناح جدید تعریف کند، دیگر حس بی تفاوتی ندارد
*اما همانطور که گفتید جامعه ایرانی واقعا دچار یک تغییر و تحولات اساسی شده است، الان نسل جدید یعنی دهه ۷۰ و ۸۰ اصلا برایشان مساله نیست و می گویند اصلا اصلاح طلب کیست؟ اصولگرا کیست؟ اصلا متوجه نمی شوند دارید از چه کسانی صحبت می کنید. شاید اینجور چیزها برای من و شما جدی باشد.
این کاملا درست است اما این نسل چون انقطاع دارد اینگونه فکر می کند. اگر این نسل بتواند خودش در عرصه عمومی حضور داشته باشد یا خودش یک جناح جدیدی را تعریف کند یا به این دو جریان نزدیک شود این حس را ندارد. مشکل اساسی این است که آزادی کنش اجتماعی و کنش سیاسی وجود ندارد، نه اینکه بخواهیم بگوییم این نسل کلا متفاوت شده است، اما تفاوتشان هم درست است. چرا این اتفاق رخ داده، دلیل آن هم رسانه است، ۹۰ درصد جوانان (البته آمار قطعی ندارم ولی آمار بالایی از جوانان) از رسانه های غیر رسمی درس می گیرند، آموزش می بینند، ارزش ها و نگاه شان را می گیرند و رسانه رسمی این وسط اوت شده است.
این وضعیت موجب شده است که تمام این جوانان دارند با رسانه های غیر رسمی و غیر مرتبط با جامعه شان ارزش هایشان را می گیرند و مسؤلیت آن به عهده حکومت است، به نظر من اگر این فضا را برگردانند، جامعه ما کاملا می تواند یک مسیر طبیعی تری را طی کند. البته که قطعا و بدون تردید محدود به اصلاح طلب و اصولگرا نخواهد بود همانطور که در گذشته هم نبوده است. اما چون هژمونی این دو بیشتر بود اصلاح طلبان می توانستند بخش بیرونی خودشان را نمایندگی کنند و الان نمی توانند این کار را انجام دهند.
آدمی در تیپ تتلو فقط در ایران می تواند به وجود آید
*سال ۹۲ که با هم صحبت کردیم؛ شما از رسانه ملی خیلی شاکی بودید و گفتید که رسانه ملی قابل تصحیح شدن است، گفتید از همین گفت و گوهایی که من و شما می گذاریم اگر شبی ۲ تا از این گفت وگوها پخش شود به راحتی رسانه ملی نجات پیدا می کند. باید جا باز شود برای حرفهای خلاف عادت وغیر رسمی و آدم های غیر رسمی که با چهارچوب خشک صدا و سیما همخوانی ندارند، اگر اینها به تلوزیون بیایند مشکل تلویزیون حل می شود. خب همین الان همین لایوها دست ما افتاده و دیگر به تلویزیون اعتنایی نداریم اما در همین بافت باز این تتلو است که با ۴ میلیون بازدید رکورد لایو را می شکند و کسی کاری به اصلاح طلب و اصولگرا ندارد…
در مورد تتلو باید نکته ای را بگویم که خیلی مهم است. شما در کل کشورهای دنیا این تیپ آدم را سراغ دارید؟ من که سراغ ندارم! این فقط می تواند در ایران به وجود آید، چرا؟ چون یک نظام بسته فرهنگی درست شده که ته آن تتلو می شود. اگر شما این فضا را باز کنید خود جامعه در برابر او واکنش نشان می دهد. چرا الان در برابر او واکنش نشان نمی دهند؟
عبدی:خاتمی نمیتواند اصلاحات را رهبری کند /قالیباف نماینده کیست
اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود
*من حرف شما را قبول دارم، قبلا هم نوشته ام که شما ربنای شجریان و جدی ترین نوع موسیقی را حذف می کنید و برای تتلو جا باز می کنید، در این شکی ندارم که چه کسانی مقصر هستند که تتلو روی کار آمده است و تا اینجا کاملا به شما هم عقیده هستم. بهرحال تتلو محصول نگاه بسته خیلی از حضرات است، فردی که نه هنری دارد، نه قیافه ای، نه صدایی. اما مساله من این است که وقتی لایوی گذاشته می شود، یک امکانی که در اختیا رهمه است، پس چرا از صحبت من و شما یا صحبت من و آقای زیباکلام و دیگران آنقدر استقبال می شود ولی از صحبت های آقای تتلو ۴ میلیون؟
اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود. مثلا شما یک فیلم ایکس منتشر کنید، چقدر دیده می شود؟ اما اصلا اتفاق خاصی برای جامعه نمی افتد. ما باید آنجاهایی را که عمق دارد حفظ کنیم. خود من زمانی که مطالبم خواننده زیادی پیدا می کند شک می کنم که نکند درجایی اشکالی داشته ام که خواننده ها زیاد شده اند. شما الان یک یادداشت بنویسید که در آن دوتا حرف بی ادبی بزنید، عین بمب می ترکد و هزاران نفر فوری آن را می خوانند اما یادداشتی بنویسید و حرفهای فلسفی و علمی در آن بنویسید خیلی کم خوانده می شود.
فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید بنابراین اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو آن فرد نباشید، ما نگران این طرف باشیم. شما از تلویزیون گفتید، ببینید در سال ۹۲ و ۹۶ تلویزیون در زمان انتخابات چقدر بیننده داشت؟ کسی به رسانه های دیگر کار داشت؟ همان کار را باید تکرار کند. در حوزه فرهنگ آن را تکرار کند تا ببینیم چه کسی حاضر می شود خارج از آن را نگاه کند، همینطور در حوزه هنر، سینما، سیاست، اقتصاد و…! منظورم این است که اصلا نگران تتلو نباشید، این که اصلا رسانه نیست.
به شکل فاجعه باری عقب گرد می کنیم
*من اصلا نگران تتلو نیستم؛ مثالی در تایید حرف شما بزنم. شاملو یک آلبومی دارد که در سال ۵۰ یا ۵۱ در دانشگاه تهران دارد شعر می خواند. خیلی از شعرهای خوبی که ما الان می شناسیم به عنوان شعرهای شاملو، آنجا خوانده می شود. هیچکس به آن اعتنایی نمی کند. ولی به محض اینکهدو تیکه سیاسی می اندازد سالن روی هوا می رود. هنوز هم متر و معیار همین است. من بلد هستم که مطلبی بنویسم و تیتری انتخاب کنم و یک تیکه سیاسی بیاندازم که خیلی خوب دیده شود ولی معمولا سعی می کنم از این کار پرهیز کنم اما گاهی اوقات این کار را می کنم. می فهمم که نبض جامعه کجا می تپد اما آن چیزی که ادم می ترسد و خطرناک به نظر می رسد آن چیزهایی است که از آن عبور می شود و توجهی به آن نمی شود. من چند شب پیش به آقای زیباکلام گفتم که اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمام شد ماجرا، اگر تمام شود من نه تنها ناراحت نمی شوم که خیلی هم خوشحال می شوم ولی اینکه چه چیزی جای آن را میگیرد من را مقداری نگران می کند. الان هم این بی اعتنایی به حوزه سیاست یا به قول آقای اباذری سیاست زدایی چه چیزی را می خواهد به جای خود برای ما به ارمغان بیاورد و این مقداری ترسناک است.
بحث ما سیاست زدایی نیست. بحث ما این است که مسیر طبیعی جامعه بسته شده است، شما مسیر طبیعی را برقرار کنید اگر کسی نخواست وارد سیاست بشود، نشود! به ما ارتباطی ندارد چون انتخاب خودش است. کسی هم خواست وارد شود، وارد شود! هرکسی باید انتخاب خودش را انجام دهد، مشکل اصلی این است که این جامعه مسیر طبیعی ندارد. نه در آزادی بیان، نه در نقد، نه در رسانه و نه در هیچ کجای دیگر مسیر طبیعی ندارد و ما داریم به شکل فاجعه باری عقب گرد میکنیم.
*این حرفتان را کاملا قبول دارم چون می شود این را در همه حوزه ها مثال زد. مثلا در حوزه مطبوعات در ۲۰ سال پیش چقدر استقبال در مباحث جدی داشتیم، یا در حوزه موسیقی، در دهه ۶۰ چقدر در این حوزه استقبال داشتیم و الان چقدر استقبال داریم و پسرفت کاملا مشخص است و …
در مورد آزادی صحبت می کنم؛ در هفته گذشته ۳ اتفاق افتاده است، یکی کشته شدن تعدادی افغانستانی سر مرز ایران و افغانستان، دیگری زدن ناوچه و آخری بحث کرونا و واقعیتی که وجود دارد. در هیچ کدامشان هیچ روزنامه نگاری نمی تواند وارد شود و خیلی جدی حرف بزند. اگر هم وارد شود و حرف بزند کسی آن را چاپ نمی کند.
همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!
*بخاطر دارید می گفتند در اصفهان افغانی ها را در یکسری از پارکها راه نمی دادند و …
این قضیه اخیر با آن فرق می کرد. این مساله حاکمیتی می شود و کلا قضیه با آن متفاوت می شود. مثلا مساله زندان ها و دادگاه ها و هرچیز دیگری، زمانی که نتوانید حرف بزنید مرجعیت رسانه ای هم به خارج می رود. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سنشان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، نه در دانشگاه سخنرانی گوش می دهند و …همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود که از جمهوری اسلامی یک فردی به کشور مسیحی گرجستان رفته است و آنها می گویند به او مجوز ندهیم تا او آنجا برنامه داشته باشد، او آبروی اخلاق را در این کشور از بین برده است.
اصلاح طلبی با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایرن است، بی برو برگرد!
*خیلی از دوستان شما مشخصا آقای تاجیک یا زیباکلام، در این روزها گفته اند که اصلاح طلبی الان یک اصلاح طلبی مرده است. شما چقدر با این حرف موافق هستید؟
من با این کلمات خیلی کاری ندارم، که بگوییم مرده است زنده است. ما مشغول زندگی هستیم و می بینیم یک جامعه ای داریم و یک مجموعه ای هم هستند که این مجموعه باید در شرایط فعلی راهشان را یاد بگیرند و تحلیل و اراده مشخصی داشته باشند، اگر توانستند انجام دهند که زنده هستند و اگر نتوانستد کسی برای اینها کاری نمی کند.
سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند.*یعنی برای شما دیگر مهم نیست که اصلاح طلبی زنده باشد یا مرده؟
نه اینطوری نیست، بارگذاری کردن این کلمات را قبول ندارم، من هنوز معتقدم که…
*من احساس می کنم شما مقداری از آن دسته بندی مرسوم اصلاح طلبی و اصولگرایی فاصله گرفته اید.
من معتقد هستم که هنوز هم اصلاح طلبان با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایران هستند، بی برو برگرد. و هنوز آنها هستند که می توانند کار تاثیرگذار اجتماعی انجام دهند اما به دلایل اشتباهاتی که در گذشته کرده اند، قادر نیستد که از آن اشتباهات برگردند. اصلاح طلبان نیروی سیاسی خیلی قدرتمندی هستند و این ظرفیتشان را در گذشته توانستند به فعلیت در آورند، الان هم می توانند این کار را انجام دهند ولی هرچه زمان می گذرد این ظرفیت غیر قابل بازیافت می شود و نیروها بیشتر از دستشان خارج می شوند.
اگر اصلاح طلبی مُرده بود انقدر تحت فشارش نمی گذاشتند
استعمال و کاربرد این کلمات که این مرده است یا زنده، شنونده را از واقعیت وجودی جامعه دور می کند، این حرف ها برای این است که آن حرف ها شنیده شود، من نیازی ندارم شنیده شوم. ما سعی می کنیم اتفاقات را توصیف کنیم، مخاطب هر استنباطی خواست بکند. اگر اصلاح طلبان مرده بودند آنقدر تحت فشار قرارشان نمی دادند، اما من معتقدم که ایرادات آنها جدی است و با شرایط کنونی باید یک بازنگری جدی در تحلیل وضعیت موجودشان در چشم انداز آینده شان بکنند.
اشکال اصلاح طلبان از قبل ۸۸ شروع شد، در آن سال به اوج رسید
*یکی از ایراداتی که به نظر من رسید این بود که اصلاح طلبان گاهی اوقات که در مصدر قدرت قرار می گیرند یک طور رفتار می کنند و وقتی که از حاکم بودن معزول می شوند به گونه ای دیگر رفتار می کنندو در سال ۸۸ (شما گفتید که به خیابان ها نیایید) اما خیلی ها گفتند که چرا صدای مردم و معترضین را نمی شنوید و بعد در ۹۶ و ۹۸ بعضی هایشان گفتند باید تندتر برخورد کرد، بعضی ها گفتند باید هاید پارک درست کرد تا به آنجا بروند و حرفهایشان را بزنند، این رفتارهای ۲ گانه مقداری آدم را اذیت می کند.
ریشه رفتارهای دو گانه اگر خصلتی نباشد، در تحلیل های غلط است. اینکه یک عده قبل از انتخابات یک چیز بگویند و بعد از حاکم شدن مقداری متفاوت عمل کنند تا یک حدی خیلی مساله مهمی نیست و معمولا در همه جا اتفاق می افتد. اما اگر راهبرد خودشان تغییر کند باید پاسخگو باشند. اشکال اصلاح طلبان از سال قبل از ۸۸ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج خود رسید.
اصلاح طلبان در سال ۸۸ نباید آن مسیر را می آمدند
فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند و این را هم من الان به شما نمی گویم چون الان تحلیل پس از واقعه است. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید ولی متاسفانه به یک دلایلی که برخی از آن قابل فهم است و بخشی از آن هم قابل قبول نیست این مسیر را آمدند.
همه اصلاح طلبان بمیرند، مشکلی از حکومت حل می شود؟
زمانی که وارد این مسیر شوید باید تا آخر آن را طی کنید. ضربه ای که حکومت و اصلاح طلبان خوردند زیاد بود. این موضوعی که شما درباره جوانان گفتید ریشه آن در ۸۸ است. یک انقطاع نسلی بین بچه هایی که آن زمان دانش آموز بودند و دانشجو شدند با الان که ۱۱ سال از آن واقع گذشته است و همه آنها الان دیگر جوان و رشید شده اند. من نمی دانم که آیا این قدرت وجود دارد که این را بازسازی کنند یا خیر. اصلا هم بحث اصلاح طلبی نیست. اصلا فرض کنید که امروز یک سنگی از آسمان بیاید و بر سر تمام اصلاح طلبان بخورد و همه آنها بمیرند، مشکلی از این حکومت حل نمی شود که حتی بدتر هم می شود…
شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم. این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان! نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.*آقای حدادعادل گفته بودند که یک سرخوردگی اجتماعی پیش آمده و این یک فرصت خوبی برای ما است. یعنی اگر اصلاح طلبان نباشند که اصولگرایان باید در خانه بنشینند و عکس آن هم همینطور است، یعنی به هرحال به همدیگر نیاز دارند.
بحث نیاز نیست، اینطور نگاه نکنید. اینکه اگر نیرویی برآمده از مطالبات اجتماعی باشد لازمه آن جامعه است. اگر من می توانم مطالبه ۱۰ نفر را منعکس کنم باید باشم، وگرنه اگر من بمیرم یکی دیگر باید بیاید و این مطالبه را نمایندگی کند و شاید اصولگرایی مجبور به این کار باشد. شما دیدید که دم انتخابات برخی اصولگرایان شعار اصلاح طلبانه می دهند، چرا؟ چون رای آنها را می خواهند.
*شما گفتید که به اصلاح طلبان گفته اید که در سال ۸۸ کنار بکشند و در انتخابات شرکت نکنند.
نگفتم بکشید کنار، گفتم دور نتیجه گرفتن را خط بکشید و حضور عادی داشته باشید.
اگر در انتخابات ۱۴۰۰ امید وجود داشته باشد، مردم قطع به یقین پای صندوق می آیند
*الان هم عده ای صراحتا می گویند در سال ۱۴۰۰ کنار بکشیم. این حرف را چقدر مقبول می دانید؟
الان هم من نه می گویم که حضور داشته باشید و نه می گویم که کنار بکشید، من می گویم به واقعیت بیرونی نگاه کنید. سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند اما دیگر بر اساس امیدهای گذشته کسی نمی آید.
این امید باید جدی تر باشد، اینطوری نیست که فریب بدهید، این یک مقدماتی دارد. من احساس می کنم اکثریت مردم خواهان اصلاح و تغییر جامعه از طریق شیوه های مسالمت آمیز و کم هزینه هستند وگرنه اگر می خواستند پر هزینه باشد شیوه های دیگری را تا به حال رفته بودند، اما جلب اعتماد مردم هم سخت است. با این وضعیت کنونی دور انتخابات ۱۴۰۰ را باید بالکل خط کشید.
خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند
*با این جمله که بعضی ها می گویند رهبری اصلاح طلبی باید اصلاح شود تامشکل حل شود موافق هستید؟
فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. هرکسی حق انتخاب دارد و می تواند انتخاب خودش را داشته باشد.
اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد. اصلا من نمی دانم قالیباف نماینده کیست؟*نمی خواهد خودش را در این مقام تعریف کند یا…
مثالی بزنم، اینکه من نمی خواهم در این لایو شرکت کنم حالا یا چون موبایل ندارم نمی توانم یا نیستم یا به هر دلیلی، نتیجه فرقی ندارد چون در هر حال من نیستم. وقتی شما من را دعوت کردید و من هم پذیرفتم باید موبایل بگیرم، اینترنت آن را درست کنم و کارم را انجام دهم. ایشان نباید بگوید از اصلاح طلبان جامعه محور میخواهم تا برنامهها و طرحهای خود را برای چنین موقعیتی ارائه کنند، باید بگوید برنامه خودشان چیست.
تاکید می کنم، اصلاح طلبی مطلقا نمرده است
مشکل اصلی ما شکاف قدرت و مسؤلیت است، چه در حکومت ،چه در منتقدان و اصلاح طلبان و…! هرکسی می خواهد قدرت داشته باشد در هر ساختاری باید مسؤلیت پذیر باشد. مسؤلیت پذیرفتن اینگونه نیست که یک شورا درست کنید که سر و ته آن معلوم نباشد، آدم نمی تواند با آن ارتباطی برقرار کند چون اصلا پاسخگو نیست. ریشه بخش عمده ای از اینها به ۸۸ برمی گردد که هنوز هم متاسفانه درست نشده است ولی من معتقد هستم اصلاح طلبی مطلقا در جامعه نمرده است، و این را تاکید می کنم، اصلاح طلبی یک روح زنده ای دارد که مردم از آن حمایت می کنند اما اینکه اصلاحطلبان بتوانند این روح را نمایندگی کنند در شرایط کنونی قادر نیستند، هرچند ظرفیت آن را دارند.
اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو تتلو نباشید، ما نگران این طرف باشیم. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سنشان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود.برخی می گویند افراد و رهبری فردی در ایران مهم است اما…
*غیر از آقای خاتمی که فرمودید در یک مقام دیگری قرار گرفته است، کسی دیگری را شایسته رهبری اصلاح طلبی نمی دانید؟
من فکر نمی کنم کسی با صفت فردی بخواهد در این مقام باشد، باید بیشتر به صفت جمعی رفتار کنند. من از سال ۹۰ این را گفته ام که اصلاح طلبان نیازمند یک ایده و اراده هستند. در ایده باید بگویند که شرایط را چگونه می بینند و به دنبال چه چیزی هستند و به چه چیزهای مشخصی پایبند هستند که البته قبلا هم گفته اند اما باید به طور منجز باید بازهم بگویند، در اراده هم باید یک جمعی را تعریف کنند و بگویند اینها نماینده ما برای پیگیری این ایده هستند و محکم هم پای آن بایستند. نیازی هم به فرد و صفت شخصی وجود ندارد. برخی می گویند افراد در ایران مهم هستند، بله مهمند ولی فکر نمی کنم افراد به صفت فردی شان توانسته باشند جای جمع را گرفته باشند.
محال است در فوتبال ایران کسی رونالدو شود
*اما بعد از انقلاب نشان داده شد که فرد مهم است…
ببینید این افراد در خلاء و انتزاع نیست که مهم شوند. محال است که در فوتبال ایران کسی مثل رونالدو درست شود، در حالی که ممکن است آدم هایی با این استعداد داشته باشیم، غیرممکن است این اتفاق رخ دهد. در سیاست هم همینطور است. در سیاست اینگونه نیست که رهبران یک چهره هایی باشند که هرجوری بخواهند بتوانند رفتار کنند. در واقع در عرصه عمومی، این جامعه است که آن رهبری را تا حد زیادی می سازد و آن را جلو می برد.
اصلا قالیباف نماینده کیست؟ من در این مانده ام!
*برای ۱۴۰۰ در ذهنتان کسی را پیشنهاد دارید؟
من فکر می کنم راجع به افراد فکر کردن یک کار بیهوده و بی نتیجه ای است. اصلا آقای قالیباف نماینده کیست؟ من نمی دانم واقعا. من در این مانده ام، من نمی فهمم ماجرا چطوری است.
یک جامعه ۲ تا ۳ گرایش دارد و هرکس که بتواند این گرایش ها را نمایندگی کند و برنامه خود را بدهد و بعد هم درانتخابات مشخصا مسؤلیت پذیری داشته باشد و جلو برود. بدون وجود چنین گرایشی نمی شود.
البته در ایران با این سیستمی که شورای نگهبان اعمال می کند همین می شود و اصلا انتخابات را با آن تفسیری که از قانون می کند از آن مفهوم واقعی تهی می کند. با این تفسیر هرکسی می آید و مردم هم یک امیدی پیدا می کنند، فکر نمی کنم تا سال آینده، ظرفیت جامعه ایران آنقدر باشد که بتواند یک انتخابات مفید را شکل دهد که مثلا من بخواهم به افراد آن هم فکر کنم. من پیشنهاد کردم که انتخابات مجلس را عقب اندازند تا تغییری ایجاد شود که اگر مقداری کرونا را زودتر می گفتند همین طور هم می شد و خیری هم از کرونا به جامعه می رسید. با این انتخابات که نمی شود مجلس درست کرد، یا به قول معروف با این ریش که به تجریش نمی روند، البته با ریش شما می توان به تجریش رفت(خنده)
اگر من کاندیدا بودم و رأی می آوردم غیرممکن بود پایم را در مجلس بگذارم
*البته بعضی ها از این وضعیت راضی هستند و …
بله همه راضی هستند که چسب رازی نمی شود(خنده). این هم ممکن است اما من همیشه اینگونه فکر می کنم که اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد و کسی که الان دارد خودش را اینگونه معرفی می کند فردا می خواهد جلوی چه کسی بایستد و از حق چه کسی دفاع کند؟ می خواهد چطور شخصیت و اقتدار قدرتمندی داشته باشد. او اگر از جلوی شورای نگهبان رد شود سرش را پایین میگیرد تا مبادا برای او مشکلی پیش آید چون نمی تواند در مملکت کاری کند.
کنایه صریح به ضیافت لاکچری اصولگرایان زاگرسنشین در هتل اسپیناس
به گزارش خبرآنلاین، طی روزهای اخیر خبرهایی درباره جلسات و ضیافت های لاکچری برخی نمایندگان مجلس با هدف کسب رأی برای کرسی های مهم مجلس در فضای رسانه ای و خبری منتشر شد. برخی خبرها حکایت از مراسم افطاری طیفی از نمایندگان زاگرس نشین در هتل اسپیناس داشت. موضوعی که امروز با واکنش یک نماینده روحانی مجلس روبرو شد.
حجت الاسلام سید رضا تقوی، منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم، در نشست خبری که با موضوع اولویتهای مجلس آینده در دفتر لانه جاسوسی سابق آمریکا و در محلی که در گذشته دفتر سفیر وقت آمریکا بوده، برگزار شد، گفت: مجلس یازدهم در شرایط ویژه ای تشکیل خواهد شد، بعد از تحولات منطقه و بعد از شهادت سردار سلیمانی، مجلس یازدهم اولین مجلس در گام دوم انقلاب است و باید براساس این سند بالادستی ریل گذاری کند.
بنا به گزارش فارس وی ادامه داد: به لحاظ ترکیب تعداد قابل توجهی از منتخبان برای اولین بار است وارد مجلس میشوند؛ میانگین سنی نمایندگان مجلس یازدهم حدود ۵۰ سال است که به نظر من میانگین سنی خوبی است که هم تجربه دارند و در بخش های مختلف تجربه کسب کرده اند و هم جوان هستند و پایکار و با انگیره آمدند تا به مردم خدمت کنند. این مجلس ولایی، حزب اللهی و اصولگرایی است و رفتارش کاملا شفاف است و باید بر این شفافیت بیفزاید.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم با اشاره به تعداد بالای قوانین تصویب شده که اجرا نمی شود، گفت: گاهی قوانینی داریم که یا هم متضاد هستند، ما باید بحث بررسی قوانین متضاد و اصلاح آن را جدی بگریم.
حجت الاسلام تقوی یادآور شد: ما باید کار نظارت را بیشتر کنیم، اینکه صبح تا غروب مشغول قانونگذاری باشیم، از نظارت باز می مانیم، برای مبارزه یا فساد نیاز به نظارت است. ما در مجلس کمبود قانون نداریم، مجلس باید نظارتش را بیشتر کند و نا در مجلس یازدهم باید این را محقق کنیم. ما باید برای شعارهایی که می دهیم راهکار داشته باشیم و راه های تحقق آنها را بدانیم، مثلا اینکه برای رسیدن به عدالت و مبارزه با فساد چه باید کرد.
منتخب مردم تهران در مجلس یازدهم گفت: ما یک مجموعه ثروتمندی داریم که برخی از آنها با قوانین بدی که وجود داشته به این ثروت رسیده اند، چرا باید یک عده ثروت های آنچنانی داشته باشند ولی یک عده برای نان شب خودشان هم به مشکل بخورند.
تقوی تصریح کرد: ما باید از خود مجلس شروع کنیم، اگر تحقیق تفحص از دستگاه های دولتی داریم، از خودمان باید شروع کنیم. مجلس جای معامله نیست. مجلس تجارتخانه نیست که یک استیضاح را مطرح کنیم و با یک جلسه با ۲۲۰ رای آن وزیر را برسانیم به یک وزارت خانه دیگر.
وی گفت: ما برای دشمنی با دولت و اینکه چوب لای چرخ دولت بگذاریم نیامدیم، ما پشت سر رهبری حرکت می کنیم، جبهه مقاومت را تقویت می کنیم، کسانی که در مقابل جنایتکاران ایستاده اند را حمایت می کنیم، البته ما دنبال جنگ نیستیم ولی زیر بار زور نخواهیم رفت. نباید مجلس را تیکه تیکه کنیم به طور مثال یک عده مثلا آذری زبانها یا زاگرس نشینها، یا مثلا در هتل اسپینانس جلسه بگذاریم.