برچسب: اصلاح طلبان

  • سلامتی: اصلاحات درحال فروپاشی نیست/اعتراض به شورایعالی بجا بود

    سلامتی: اصلاحات درحال فروپاشی نیست/اعتراض به شورایعالی بجا بود

    سلامتی: اصلاحات درحال فروپاشی نیست/اعتراض به شورایعالی بجا بود

    به گزارش خبرآنلاین، «اصلاحات مرد» « فروپاشی اصلاح‌طلبان آغاز شده است» این‌ها جملاتی است که بعد از شکست جریان چپ در انتخابات به گوش رسید البته این تحلیل‌ها تنها به دلیل عدم موفقیت آنها در انتخابات نبود بلکه مشکل از آنجا شروع شد که انتقادات به اصلاح‌طلبان افزایش پیدا کرد و سرمایه اجتماعی آنها که سال ۹۴ با یک «تکرار» بازی انتخابات را ۳۰ بر هیچ به سود آنها تمام کرد دیگر حاضر نشد پای صندوق‌های رای حاضر شود.

    اما وضعیت اصلاح‌طلبان وقتی بغرنج‌تر شد که دامنه اختلافات در میان اعضا نیز به یک معضل تبدیل شد و استعفا موسوی لاری از شورای عالی سیاست‌گذاری این کلاف را پیچیده‌تر کرد. محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره این وضعیت و این نظریه که اصلاح‌طلبان در آغاز یک فروپاشی قرار گرفته‌اند معتقد است یکی دو شکست نمی‌تواند یک جریان را از دور خارج کند.

    او لزوم یک اصلاح‌ را، امری اساسی می‌داند و می‌گوید اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند این نتیجه در ۱۴۰۰ تکرار نشود باید هنر تغییر ذهنیت مردم را داشته باشند. وقتی انتقادات از شورای عالی و عارف و البته عبور از خاتمی به بحث‌ها باز شد نیز می گوید:اگر اعضا مدیریت عارف را شایسته نمی‌داستند باید برای جایگزین آن تصمیم  می‌گرفتند او همینطور می‌گوید خاتمی هیچ‌گاه ادعای رهبری جریان اصلاحات را نداشته است.

    آنچه می‌خوانید مشروح این مصاحبه است:

    *****

    آقای سلامتی! از مدتها قبل صحبت از اصلاح و بازسازی جریان اصلاحات مطرح بود و بسیاری از لزوم بازنگری در استراتژی اصلاحات سخن گفتند اما این موضوع محقق نشد چرا این اتفاق نیفتاد و یا امر مورد غفلت قرار گرفت؟

    هر جریانی باید هر از چندگاهی دیدگاه های خودش را بررسی کند و با توجه به شرایط جامعه تجدید نظر کند و با دیدگاه هامنطبق بر شرایط جامعه حرکت خودش را ادامه دهد. اصلاح طلبان هم قاعدتا باید همین کار را می کردند و الان هم باید انجام دهند، این یک کار معمول در ارتباط با هرکدام از جریان هایی که در جامعه با عنوان جریان های سیاسی رفتار می کنند، است. شاید به دلیل اینکه از طرف گروه های سیاسی خیلی به این مهم توجه نشده است، این کار به تاخیر افتاد، ولی به نظر من این کار باید انجام شود.

    *شورای عالی سیاست گذاری از ۴ سال پیش برای هماهنگی بین احزاب اصلاح طلب به وجود آمد. الان بعد از گذشت ۴ سال این شورا به یک نهادی تبدیل شده است که همه دارند از آن کناره گیری می کنند، آخرین نفر آن هم آقای موسوی لاری بود. به نظر می رسد که خود این شورا به محل اختلاف تبدیل شده است. تحلیل شما از این روند چیست؟ آیا دلیل آن رهبریت فردی بود یا ناکارآمدی کلی سیستمی آن؟

     قبل از اینکه به این بپردازیم به فلسفه وجودی شورای عالی سیاست گذاری بپردازیم. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ ، تصمیمات در جمع مشاوران ریاست جمهوری دولت اصلاحات آقای خاتمی گرفته شد، گروه ها و شخصیت ها در اینجا حضور  داشتند و تصمیم گرفتند از آقای روحانی حمایت کنند و آقای عارف به نفع آقای روحانی انصراف بدهد، مشکلی هم پیش نیامد.

    اعتراضات به شورای عالی سیاست‌گذاری به جا بود

    برای انتخابات سال ۹۴ از همان جمع تعداد محدودتری انتخاب شدند که اسم آن را شورای عالی سیاست گذاری گذاشتند منتهی اختیارات آنها محدود بود. این شورا تقریبا مخالفی نداشت، کار خود را در سال ۹۴ خوب انجام داد و تا سال ۹۶ ادامه پیدا کرد، منتهی به دلیل اینکه احزاب جدیدی به وجود آمدند و احزاب گذشته مقداری فعال تر شدند، صحبت این بود که نقش احزاب در این شورای عالی کمرنگ است که به نظر من حرفشان درست بود چون در این شورا مثلا  رای کسی که به عنوان شخصیت حقیقی حضور داشت با رای یک حزب که نماینده آن به عنوان شخصیتی حقوقی در آنجا حضور پیدا می کرد، مساوی بود.

    این اعتراض به جا بود که البته بعد از چند وقت به این اعتراض توجه شد و از تعداد شخصیت های حقیقی کم شد و اعضا تاحدودی مجاب شدند اما بعدا دوباره این اعتراضات مطرح شد که باز هم به نظر من این اعتراض به جا بود چون در اینطور جبهه ها، این احزاب هستند که باید با هم بنشینند و جلسه ای را تشکیل دهند و در نهایت آنها برای انتخابات تصمیم بگیرند. این اعتراضات ادامه پیدا کرده است و انتخابات سال ۹۸ با شکست مواجه شد و این مساله بیشتر مورد توجه واقع شد.

    یکی دوتا شکست برای یک جریان غیرطبیعی نیست

     حرف من این است که معمولا یک یا دو شکست برای یک جریان سیاسی نباید خیلی غیر عادی و غیر طبیعی باشد. شکست و موفقیت جزء لاینفک فعالیت سیاسی احزاب و افراد و شخصیت ها است. آنها نباید تا یک شکستی را متحمل می شوند روی همه چیز علامت سؤال بگذارند. این شیوه کار در جبهه ها همیشه بوده است، ما هم در یک زمانی شورای هماهنگی خط امام را داشتیم، با اینکه این شورا در انتخابات مختلف شرکت می کرد اما در بعضی جاها با بن بست مواجه می شد؛ همه اعضا نمی توانستند خودشان را برای یک انتخابات مشخص آماده کنند، مثلا در انتخابات دوره پنجم شورای اسلامی از ۷ گروه شورای هماهنگی خط امام فقط ۲ گروه در انتخابات شرکت کردند، اما کل شورای هماهنگی به جای خودش باقی ماند و مشکلی برای آن پیش نیامد؛ در انتخابات بعدی آن هم باز مشکلاتی بود، یعنی می خواهم بگویم که هیچ وقت نباید وقتی که یک جناح با مشکلی روبرو می شود روی همه دیدگاه ها و اعتقادات و حرکت ها و ساختارش علامت سؤال بگذارد. گرچه این ساختار همیشه باید با توجه به شرایط روز تغییر کند.

    سلامتی

    شورای عالی در زمان خودش خوب جواب داد و حتی اصولگرایان هم از شیوه آن استفاده کردند

    به نظر من الان موقع این است که تغییراتی در ساختار شورای عالی سیاست گذاری و با توجه به خواست اعضای آن  به وجود آید. عمدتا این گروه ها هستند که باید این تصمیم را بگیرند و در نهایت آن را به عرصه اجرا بگذارند. همچنین اشخاص عمدتا می توانند به عنوان مشاور، یعنی شخصیت های با تجربه در این تشکل ها حضور پیدا کنند، اما این را نباید نادیده گرفت که خود این شورای عالی سیاست گذاری حرکتی بود که در زمان خودش خوب جواب داد به شکلی که حتی رقیب هم از این شیوه کار استفاده کرد و یک شورایی را درست کرد که این شورا متشکل از احزاب و شخصیت ها بود.

    احزابی که نظرشان بهم نزدیک است، یکی شوند تا قدرت بگیرند

     اما این طبیعی است که بعد از مدتها می تواند فلسفه وجودی خود را از دست بدهد و آن هم زمانی است که احزاب مقداری قوت می گیرند و روند کارشان بهتر می شود. ایده آل ما این است که به جای شخصیت ها و جبهه، خود احزاب قدرتمند شوند و در عرصه سیاست حضور پیدا کنند و با هم رقابت کنند. به همین دلیل نظر من این است که مثلا در جبهه اصلاحات چند حزبی که نظراتشان به هم نزدیک است با هم یکی شوند تا قدرتمندتر شوند تا بتوانند به شکل یک حزب واحد در عرصه سیاسی حضور پیدا کنند. بنابراین این جو تبلیغاتی و یا جو خاصی که در ارتباط با شورای عالی سیاست گذاری به وجود آمده است خیلی موضوعیت ندارد، یعنی باید اجازه دهیم تا شورای عالی روند کار خود را طی کند و اگر احزاب می خواهند که شخصیت های سیاسی به عنوان شخصیت حقیقی در آنجا حضور نداشته باشند، خب نداشته باشند! یعنی خود احزاب کارشان را انجام دهند. احزابی که الان حضور دارند یا ۳ الی ۴ سال پیش نبودند و یا اگر بودند ضعیف بودند و الان قوی تر شده اند که چه بهتر! چون این احزاب می توانند سرنوشت شورای عالی را در دست بگیرند.

    تصمیم اصلاح طلبان در انتخابات ۹۴ درست بود

    * شما فرمودید که ۲ شکست یک مساله طبیعی برای هر تشکلی است. اما باید این واقعیت را قبول کنیم که شکستی که در مجلس دوره یازدهم اتفاق افتاد با شکستی که در مجلس هفتم یا ریاست جمهوری سال ۸۴ اتفاق افتاد، خیلی فرق می کند. ما الان شاهد این هستیم که جمعیت زیادی از سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان دیگر حاضر نیستند زیر این  چتر جمع شوند و الان دقیقا مردم مستقیما به آقای خاتمی یا شخصیت هایی که قبلا محبوب و حتی قهرمان محسوب می‌شدند انتقاد می کنند.

    بله. همین قضیه در سال ۹۴ برای جبهه مخالف رخ داد. یعنی آن زمان ۳۰ نفر کاندیدای مجلس ما در تهران رای آوردند و هیچ کدام از نفرات آنها رای نیاوردند، پس این دلیل نمی شود که آنها کنار بکشند و کار را زمین بگذارند. اینجور نتیجه برای اعضا سال‌های سال وجود داشته است؛ در سال ۷۱ هم اینطور شکستی برای جبهه اصلاح طلبان رخ داد ولی این دلیل نشد که در انتخابات پنجم حضور پیدا نکنند و رقیب را شکست ندهند.

    نظر شما درست است اما باید دید که ما چرا این شکست را متحمل شدیم. ما در انتخابات سال ۹۴ هدفمان این بود که افراطی ها در مجلس دهم حضور پیدا نکنند و موفق هم شدیم، یعنی با لیستی که ارائه دادیم تمام آن لیست رای آورد. در طول این سالها وقتی از آقای روحانی هم در سال ۹۲ و هم  در سال ۹۶ حمایت کردیم که هم کار درستی بود و هم جز این راهی نداشتیم، اما آنچیزی که توقع مردم از عملکرد دولت بوده است چیز دیگری بود و همین موجب شد تا حمایت و پشتوانه مردم از اصلاح طلبان از میان برود چون آنها از اصلاح طلبان توقع داشتند. زمانی که در سال ۹۴ یک لیستی متشکل از اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو ارائه دادیم کارمان درست بود، اما اینها در مجلس  و در دولت نتوانستند توقعات مردم را پیگیری کنند و مردم به این دلیل نسبت به اصلاح طلبان مساله دار شدند و به همین علت هم طرفداران اصلاح طلبان در انتخابات سال ۹۸ در انتخابات شرکت نکردند.

    نباید اصلاح‌طلبان را ملامت کرد /می شود مجددا فعال شد

     در این ارتباط نباید اصلاح طلبان را خیلی ملامت کرد، گرچه یک مقدار از عملکرد اصلاح طلبان هم می تواند مورد نقد قرار بگیرد، مثل عملکرد در شورای اسلامی شهرها؛ اما این نقد ها نباید موجب شود که بگوییم ما الان تمام پشتوانه مردمی را از دست داده ایم و دیگر هیچ کاری نمی شود کرد؛ خیر! اینگونه نیست، چون می شود مجددا فعال شد و سازماندهی کرد، مسائل را برای مردم تبیین کرد و..، البته ما امیدوار هستیم که مجلس یازدهم بتواند برای کردم کاری انجام دهد ولی قطعا اشکالاتی خواهد داشت که همین اشکالات موجب خواهد شد که پشتوانه قوی اصلاحات که مردم بودند دوباره برگردند.

    برخی فرصت طلبانه خودشان را به جریان اصلاحات چسبانده اند

    *یک بحثی که مطرح می شد و به عنوان یکی از دلایل این ریزش سرمایه اجتماعی عنوان می شد این بود که خیلی از اصلاح طلبان از آن اصالت اصلاح طلبی خودشان فاصله گرفته اند و در قدرت ماندن را به اصلاح طلبی ترجیح دادند، یعنی به هر طریقی دوست داشتند در قدرت بمانند و از آن اصول اولیه خودشان فاصله گرفتند و همین مساله باعث ریزش سرمایه اجتماعیشان شد.

    اصلاح طلبی و اصولگرایی هیچ کدام یک منشور مدون و مشخصی ندارند، اما کلیاتی را که تقریبا هر ۲ جناح پذیرفته اند که همان کلیات مردم را متوجه خودش می کند. اصلاح طلبی هم همینطور است، اصلاح طلبی هم یک کلیاتی بوده است و مردم آن کلیات را با توجه به موضع گیری های احزاب اصلاح طلب و شخصیت های اصلاح طلب درک کرده اند و بر اساس آن مردم جذب شده اند.

    اصلاح طلب ها یک طیف بسیار گسترده ای متشکل از آنهایی که می خواهند کاملا در خدمت مردم و کشور باشند و مسائل شخصی را کنار گذاشته اند، برخی نیز هستند که فرصت طلبانه می آیند و خودشان را به اصلاح طلبان می چسبانند. این یک واقعیت است و این واقعیت متاثر از اصلاح طلبی نیست و در همه جناح ها و کشورها است. کسانی که منافع شخصی را به منافع عموم ترجیح می دهند تعداد انگشت شمار و محدودی هستند و اکثریت منافع ملی را پیگیری می کنند، بنابراین نباید مورد اول را به عنوان محور اصلی نقدها قرار داد. گرچه خود اصلاح طلبها موظف هستند که این جوها را ازمیان خودشان دور کنند و از بین ببرند، اما این نقطه ضعف ها در یک طیف گسترده به نام اصلاح طلب نمی تواند منشا حمله و هجوم قرار بگیرد گرچه می تواند منشا نقدی قرار بگیرد که آنها بتوانند خودشان را با منافع مردم بهتر وفق دهند.

    *در رسیدن به اینجا و این وضعیت  در جریان اصلاحات چقدر خلاء و نقص رهبری و لیدری وجود داشت؟ بعضی ها انتقادات را متوجه شخص می کنند یعنی خیلی ها آقای عارف را مسؤل این قضیه می دانند و بعضی ها هم عبور از آقای خاتمی را مطرح می کنند. تحلیل شما از این وضعیت چیست؟

    یک جناح عمدتا متشکل از احزاب هستند و خود این احزاب باید رهبری اصلی را به عهده بگیرند. تصمیم گیری باید در ارتباط با جمع بندی نظرات احزاب باشد، اما طبیعتا در هرجناحی شخصیت هایی وجود دارد که این شخصیت ها به عنوان شخصیت های محوری مطرح هستند و طرفداران زیادی دارند؛ منتهی  نباید انتظار داشت که این شخصیت ها دائمی باشند، احزاب دائمی هستند ولی شخصیت ها موقتی هستند. بنابراین تصمیم احزاب باید اصل باشد و از پتانسیل شخصیت ها باید در جهت اهداف جبهه استفاده کرد، پس اگر تصمیمی در یک جبهه گرفته می شود آن تصمیم به مسؤلیت احزاب مرتبط می شود و شخصیت ها به عنوان کمک حال آنها هستند. لذا نباید این انتقاد را پذیرفت که مثلا فلان شخصیت مسبب اصلی است و یا مشکلات به فلان فرد مربوط می شود. افراد و شخصیت ها را باید در این حد در نظر گرفت که آنها پتانسیل های خوبی برای تقویت احزاب هستند.

    اگر عارف مناسب نبود، کسی دیگر را جایگزین می کردند/کاسه کوزه ها را سر او نشکنیم

    *یعنی شما انتقاداتی که به آقای عارف مطرح می کنند را قبول ندارید؟

    ممکن است انتقادات در مورد آقای عارف و کسانی دیگر این باشد که مدیریتی قوی از خودشان نشان ندادند؛ آقای عارف آدمی سلیم النفسی است و اگر انتقادی به ایشان بوده است می بایست بنشینند و تصمیم بگیرند و فرد دیگری را به جای ایشان انتخاب کنند، ولی اینکه همه کاسه کوزه ها سر ایشان شکسته شود، درست نیست. ایشان زحمت خود را کشیده است و فعالیت خود را انجام داده است، شرایط کشور و معادلات سیاسی موجب شده است که نتواند پتانسیل مدیریت خود را به صورت کامل نشان دهد.

    خاتمی ادعای رهبری ندارد

    *تحلیل شما در مورد بحث عبور از آقای خاتمی چیست؟

    آقای خاتمی به عنوان یک عنصری است که پتانسیل و ظرفیت خاصی در جامعه دارد. عبور از خاتمی اساسا بی معنی است، وقتی یک جناح می بیند که شخصیتی دارد که طرفداران زیادی دارد باید از این پتانسیل استفاده کند. بعضی ها ممکن است در ذهنشان این باشد که ایشان رهبری می کنند، اما ایشان هیچ وقت ادعای رهبری نداشته اند و در انتخابات هم از ظرفیت ایشان استفاده شده است.

    اصلاح طلبی در آستانه فروپاشی نیست چون…

    *آقای سلامتی!  باتوجه به شرایط و وضعیت شورای عالی سیاست گذاری و اختلافاتی که بین بعضی از احزاب وجود دارد، عده ای می‌گویند این شرایط اصلاحات را در آستانه فروپاشی قرار داده است. آیا شما این فرضیه را قبول می کنید؟

    این طور مسائل هیچ وقت یک جبهه را از هم نمی پاشاند، چون احزابی که در جبهه اصلاحات هستند هنوز آنقدر قدرتمند نیستند که خودشان به شکل فردی در عرصه سیاسی حضور پیدا کنند، ممکن است این احزاب با احزاب دیگری متحد شوند. اگر این طور بود که یک یا دو حزب از جبهه اصلاح طلبان انقدر قدرتمند بود که نیاز به همکاری با احزاب دیگری نداشت، بله! آن جبهه می توانست فرو بپاشد و خود آن احزاب قد علم کنند که به نظر من این کار خوبی بود چون حزب رشد کرده است و به محله بلوغ رسیده است، اما این کار فعلا انجام نشده است، یعنی این رشد و توان وجود ندارد.

    در نتیجه احزاب در هر جبهه ای به علت اینکه قوی نیستند ناچار هستند با احزاب دیگر متحد شوند و جبهه تشکیل دهند. بنابراین هرچه از این اتفاقات بیفتد جبهه را متلاشی نمی کند، ممکن است در یک جبهه چند گروه کم یا زیاد شوند اما کل جبهه متلاشی نمی شود و نشان به آن نشان که از ده ها سال پیش که شورای عالی گروه های خط امام به وجود آمد، این گروه روز به روز تقویت شد و افزایش پیدا کرد و هیچ وقت کم نشد، علی رغم اینکه اختلافات در مقاطع مختلف زیاد و شدید بود، اما هیچ وقت متلاشی نشد و حتی بعد از سال ۷۶ گسترش پیدا کرد و این گسترش شورای هماهنگی گروه های جبهه اصلاحات را تشکیل داد، یعنی از ۷ گروه به ۲۲ گروه افزایش پیدا کرد. پس جبهه هیچ وقت با این چیزها متلاشی نمی شود، طبیعی است که مقداری بگو مگو پیش بیاید اما این بگو مگوها با صحبت ها و با قانع کردن طرف مقابل به تدریج کاهش پیدا می کند و بعد مجددا گروه ها متحدا کار خود را از سر می گیرند و من باز هم تاکید می کنم این تجربه هم در جبهه اصلاح طلب و هم در جبهه اصولگرا بوده و هست.

    هنر اصلاح‌طلبان است که بتوانند ذهنیت مردم را تا ۱۴۰۰ تغییر دهند

    *ما تقریبا ۱ سال و نیم دیگر انتخابات ۱۴۰۰ را داریم، تصور شما درباره اقدمات و فعالیت های اصلاح طلبان در آن انتخابات چیست؟ به نظر شما می توانند این وضعیت را تا آن زمان سر و سامان دهند؟

    تا آن موقع فرصت زیاد است و اصلاح طلبان هم می توانند خودشان را جمع و جور و سازماندهی کنند و خط مشی و استراتژی خود را تعیین کنند، اما این نگرانی وجود دارد که عده زیادی از مردم که طرفداران اصلاح طلبان بودند از عملکرد این چند وقته اصلاح طلبان خیلی راضی نبوده اند، ممکن است این ذهنیت تا آن موقع باقی بماند. هنر اصلاح طلبان این است که این ذهنیت را تغییر بدهند و اگر تغییر بدهند می توانند در معادلات سیاسی آینده باز هم موفق شوند.

    اصلاح‌طلبان باید برای مردم توضیح دهند

    *این تغییر چطور باید اتفاق بیفتد؟

    این تغییر در این هست که در جاهایی که حضور دارند مثل شوراها، بیلان کاری مثبتی را ارائه دهند و دولت هم می تواند کارهایی انجام دهد، مثل کارهایی که در مورد ویروس کرونا انجام داد و موفقیت هایی را کسب کند و این موفقیت ها نه فقط برای اعتدالیون که برای اصلاح طلبان هم خوب است. بنابراین یکی کار اجرایی است که در دولت می تواند انجام شود و دیگری در شوراها. علاوه بر این اصلاح طلبان باید  کارهای خود را تبیین و برای مردم توضیح دهند، یعنی تبیین مسائل و مشکلات برای مردم که مردم بهتر در جریان خواست ها و استراتژی ها و عملکرد اصلاح طلبان باشند، این کار می تواند تا حدود زیادی مفید واقع شود و نیازمند سازماندهی هرچه سریع تر اصلاح طلبان است.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • ماجرای بازی «اصلاحات،بدون خاتمی»/ شورای اصلاح طلبان تعطیل شود

    ماجرای بازی «اصلاحات،بدون خاتمی»/ شورای اصلاح طلبان تعطیل شود

    ماجرای بازی «اصلاحات،بدون خاتمی»/ شورای اصلاح طلبان تعطیل شود

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، محمدرضا تاجیک، استاد دانشگاه و مشاور سابق رئیس دولت اصلاحات امروز (دوشنبه) در گفتگو با روزنامه اصلاح طلب شرق به طور مفصل در باب وضع اصلاح طلبان اظهار نظر کرده است. وی درباره وضعیت اصلاح طلبان گفته است: چون نیک بنگریم بسیاری از اصلاح‌طلبان امروز را در «هیچ‌کجا» و «هرکجا» ی نظری و عملی می‌بینیم. اینان اصلاح‌طلبی را دقیقاً در همان موقف و موضعی تعریف می‌کنند که قدرت و منفعتشان اقتضا می‌کند. این عده برای رسیدن به قدرت آرام و قرار ندارند. کک قدرت افتاده توی تن و جانشان و آرامش و قرار را از آنان ربوده است. اینان تابعان قدرت‌اند؛ بنابراین هرکجا قدرت هست، آنان نیز هستند. به بیان دیگر، این عده در خود و در ساحتِ گفتمانی خود نیز متوقف نیستند و به تعبیر مولانا، سر پنهان هستند اندر صد غلاف. ظاهرشان اصلاح‌طلب و باطنشان برخلاف.

    وی افزود: برخی گونه‌های پارادوکسیکال اصلاح‌طلب تلاش دارند از «گفتمان»، یک «ایدئولوژی» – آن‌هم از نوع ارتدوکسی – بسازند و به نام اصلاح‌طلبی آیات محکم نازل کنند و نص‌گون بگویند و بنویسند. اینان می‌کوشند به‌دور گفتمان اصلاح‌طلبی هاله‌ای قدسی بکشند، آن را اخته کنند و آن را پایانی بدانند بر توالی و تکثر گفتمان‌ها. از نظر این عده، اصلاح‌طلبی همان است که آنان می‌گویند یا نمی‌گویند، می‌فهمند یا نمی‌فهمند؛ نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد. ازاین‌رو، در قاموس اینان، هر خوانش دیگر و هر تلاش برای نوکردن گفتمان اصلاح‌طلبی، نوعی ریویزینیسم (تجدیدنظرطلبی) و بدعت تعریف می‌شود.

    تاجیک درباره طرح مجدد عبور از خاتمی گفت: عده‌ای فهمیده اند تا وقتی که خاتمی هست، امکان جهیدن بر پشت مرکب و تاختن به سوی کاخ قدرت وجود ندارد. پس باید به نام واسازی و بازسازی جریان اصلاحات، بازی «اصلاحات، بدون خاتمی» را راه و جا انداخت.

    وی افزود: امروز حذف خاتمی، تسطیح و هموارکننده مسیر برخی شبه‌اصلاح‌طلبان به سوی دروازه‌های قدرت است. اینها داستان‌های عاشقانه ایرانی زیاد خوانده و شنیده‌اند و بر این باور شده‌اند که برای رسیدن به معشوق باید دست به معامله‌ای بزرگ زد و قربانی‌ها تقدیم کرد و وفاداری را به اثبات رساند. اینان همان «عشق قدرت» هایی هستند که از همان آغاز از اصلاحات، تصویر و تصور برج بابلی را داشتند که می‌تواند آنان را به عرش قدرت برساند یا با اهالی قدرت محشور و همنشین کند. این «اصلاح‌طلبان شنبه» ظاهراً در عجله‌ای که برای رسیدن به معشوق (قدرت) دارند، سوراخ دعا را گم و انگشت در بد سوراخی کرده‌اند.

    وی در ادامه گفت: خاتمی امروز «روکش» (به بیان لاکان) است که چون از میان برخیزد، نه از تاک نشان ماند و نه از تاک‌نشان؛ در نتیجه در شرایط کنونی بدیلی برای او متصور نیست. به بیانی دیگر، نسبت خاتمی با جریان اصلاح‌طلبی همچون نسبت لنین با مارکسیسم است؛ اگرچه لنین خود واضع و تقریر کننده این مکتب نبود (اگرچه افزوده‌ای داشت)، اما جداکردن لنین از تمامیت و کلیت این مکتب بسیار سخت است. بگذارید خطر کنم و بگویم امروز خاتمی (نه به‌مثابه یک شخص، بلکه به‌عنوان یک نماد) همان «دال اعظم» جریان اصلاح‌طلبی است که سایر دال‌های تهی و شناور از او معنا می‌گیرند.

    وی درباره شعار «بازسازی اصلاحات» و تدوین مانیفست جدید اصلاح طلبی نیز گفت: دمیدن روحی جدید به کالبد نیمه‌جان اصلاح‌طلبی «واقعا موجود» (رسمی)؟ این انگیزه و انگیخته اگرچه در سطح خود درست می‌نماید، اما از آنجا که با هیچ ارزش افزوده گفتمانی، اندیشگی، منشی، روشی، ساختاری و… همراه نیست، بیشتر به نمایشی تکراری روی صحنه و پرده دیگر می‌ماند.

    رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در زمان اصلاحات درباره شورای عالی اصلاح طلبان گفت: شورای عالی اصلاح‌طلبی از همان آغاز شورایی بود برای «شور» نکردن، برای «عالی» نبودن و برای «اصلاح‌طلب» نبودن. در درون این شورا، از همان آغاز «شوراها» برپا بود و بازی زبانی هفتادودو گروه و حزب و شخصیت. بنابراین از همان آغاز در پس و پشت هر تصمیم و تدبیر، هر ورود (عضویت) و خروجی (عدم عضویت)، هر موضع و مواضعی، هر استراتژی و تاکتیکی، هر ائتلاف و انفصالی و بالاخره هر دم و بازدمی، نوعی تنازع قدرت و بقا نقش بازی می‌کرد.

    وی درباره اینکه آیا شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان به درستی این جریان را نمایندگی می‌کند گفت: در این مجال تنها می‌توانم بگویم «خیر»: ذات نایافته از هستی‌بخش، کی تواند که شود هستی‌بخش؟

    این فعال اصلاح طلب درباره اینکه آیا رفتن موسوی لاری تغییر در شورای عالی سیاست گذاری را به همراه خواهد داشت گفت: بعید است تغییری که با حضور این چهره‌ها محقق نشد در غیابشان تحقق یابد. نفسِ کناره‌گیری چنین چهره‌هایی (قائم‌مقام شورای سیاست‌گذاری) نشان از پیچیدگی بازی قدرت در این شورا دارد. صریح بگویم، امروز «تغییر» این شورا در «تعطیلی» آن است.

    تاجیک درباره حمایت جریان اصلاحات از روحانی گفت: بارها در این زمینه سخن گفته‌ام و گفته‌ام که آن ائتلاف تاریخی، با آن سازوکار در آن شرایط با این جریان (اعتدال و توسعه) به نام عقلانیت سیاسی، هر چه بود نه عقلانی بود و سیاسی. طنز تاریخ امروز ما این است؛ همان‌هایی که دیروز به نام اصلاح‌طلبی چک سفید بدون امضا به این جریان دادند، امروز ناقد و نافی و عدوی آن شده‌اند و همان‌هایی که با این اقدام نعش این مقتول عزیز را روی دستان ما گذاشته‌اند، زیر تابوت آن زار می‌گریند و خاک بر سر می‌کنند. همان‌هایی که جریان رشید اصلاح‌طلبی را کشتند، در خاک کردند و روی خاکش گل و ریاحین کاشتند امروز بر مزارش جمع شده‌اند و نوحه‌سرایی می‌کنند.

    وی در پایان گفت: جریان اصلاح‌طلبی برای اینکه بتواند به‌عنوان کنشگر حال و آینده جامعه خود نقش مؤثری ایفا کند نیازمند تحول حال و احوال گفتمانی، تشکیلاتی، رفتاری، اندیشگی و… به احسن حال است

    منبع : مهرنیوز

  • پیام سیاسی کرونا به اصلاح طلبان و اصولگرایان

    جلال میرزایی درباره پیامی که کرونا برای سیاستمداران به همراه داشته است، بیان کرد: سیاستمداران در داخل کشور ما برخاسته از گروه ها و طیف های مختلفی هستند اما در نگاه کلی به دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا تقسیم می شوند که هریک از دو جناح به مسائل نگاه خاصی دارند. سوال این است که آیا جناح های سیاسی و سیاستمداران نیز همانند دولت با در نظر گرفتن واقعیت ها به موضوع کرونا ورود کرده اند و چاره اندیشی داشته اند. متاسفانه این موضوع دیده نمی شود. هنوز عده ای از افراد از چالش ها برای ضربه زدن به دولت استفاده می کنند و گروهی در خارج و داخل نیز در جایگاه اپوزیسیون فرصت را برای ناکارآمدی جمهوری اسلامی تلقی می کنند. متاسفانه تغییر در نگاه سیاستمداران برای اجماع و حمایت همگانی از دولت دیده نمی شود. 

    نماینده مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: کرونا در برخی از کشورها یک چالش اساسی بعد از جنگ جهانی به شمار می رود اما در داخل کشور ما که همواره به بحران جنگ و تحریم مواجه بودیم آثار و تبعات آن هنوز ملموس نیست چراکه ما همواره با بحران روبه رو بوده‌ایم. اما آثار این ویروس بر روی اقتصاد و درآمدهای کشور روشن است. دولت نیز با وزرای مربوط و اقتصاددانان در حال چاره اندیشی برای تامین هزینه ها در سال ۹۹ است.

    این عضو فراکسیون امید مجلس در ادامه با اشاره به اولویت کشور در شرایط کنونی مطرح کرد: اولویت سال ۹۹ آنطور که عده ای نگاه به داخل می دانند نیست، بلکه این نگاهی سطحی است. مهم ترین اولویت سال ۹۹ تامین منابع برای هزینه های کشور است. باتوجه به وضعیت درآمد کشور باید به دنبال تامین هزینه های پیش بینی شده در بودجه از طریق منابعی باشیم که تورم را افزایش ندهد.

    میرزایی در پایان تصریح کرد: دولت حرکت خوبی را از طریق بورس آغاز کرده است که می تواند مشکل نقدینگی را بعد از حدود ۴۰ سال حل کند و محلی برای سرمایه گذاری مردم باشد. دولت زحمت زیادی کشیده تا مردم اعتماد کرده و بالاخره سرمایه خود را از بازار مسکن، ارز و خودرو به سمت بورس آورده اند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    مرعشی: کرباسچی تعرضی به خاتمی نکرده است/راه کارگزاران جدا از اصلاحات نیست /به دنبال جایگزین برای رئیس دولت اصلاحات نیستیم

    به گزارش خبرآنلاین، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، در گفتگویی به نکاتی پیرامون تصمیات اخیر حزب کارگزاران، انتقادات کرباسچی نسبت به رهبری جریان اصلاحات و … اشاره کرده است. در ادامه بخشی از گفتگو این عضو شورای عالی اصلاح طلبان با روزنامه آرمان را می خوانید.

    حزب کارگزاران سازندگی براساس چه سازوکاری تصمیم گرفت در انتخابات مجلس شورای اسلامی لیست انتخاباتی ارائه کند؟ آیا این تصمیم برخلاف تصمیم شورای عالی سیاستگذاری نبود؟

    برخی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری مانند آقای عارف و موسوی لاری تلاش زیادی انجام دادند تا اعضای دیگر شورای عالی سیاستگذاری را به ارائه لیست انتخاباتی متقاعد کنند. با این وجود اعضای دیگر متقاعد نشدند. در این زمینه دو دیدگاه در بین اصلاح‌طلبان وجود داشت. یک دیدگاه معتقد بود مردم از وضعیت موجود جامعه رنجیده هستند و از سوی دیگر پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان نیز آمادگی حضور در انتخابات را ندارد. البته دلایل مختلفی برای این دیدگاه وجود داشت. یکی از استدلال‌های این گروه از اصلاح‌طلبان ردصلاحیت گسترده نیروهای اصلاح‌طلب بود.

    دلیل دیگری که ارائه می‌کردند کارکرد ضعیف مجلس و دولت بود. دیدگاه دیگر اما به‌دنبال مشارکت در انتخابات بود. در حزب کارگزاران سازندگی این موضوع مورد بحث قرار گرفت که هدف اصلی تشکیل شورای عالی سیاستگذاری حضور در انتخابات بوده و به همین دلیل باید تلاش کنیم مردم را برای حضور در انتخابات متقاعد کنیم. ما این رویکرد که مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد را منطقی تلقی نمی‌کردیم. به همین دلیل به این جمع‌بندی رسیده بودیم که احتمال مشارکت مردم به خصوص حامیان جریان اصلاحات در انتخابات نسبت به گذشته ضعیف است و واقع‌بینانه به قضیه نگاه می‌کردیم. با این وجود حزب کارگزاران سازندگی معتقد است سیاست‌ورزی یک امر دائمی است و به همین دلیل نخبگان و احزاب سیاسی همواره باید روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند.

    البته در درون حزب کارگزاران سازندگی نیز دو دیدگاه وجود داشت. بخشی از اعضای حزب معتقد بودند شرایط به شکلی است که اگر مجموعه اصلاح‌طلبان هم در انتخابات شرکت کنند زیاد نمی‌توانند در سرنوشت انتخابات و مشارکت مردم تاثیرگذار باشند. بخش دیگری از اعضا دیدگاه دیگری داشتند و براین باور بودند که اگر همه اصلاح‌طلبان با هم متحد شوند و یک رویکرد مشترک در پیش بگیرند، می‌توانند روی افکار عمومی جامعه تاثیرگذار باشند. به‌نظر می‌رسید برخی از دوستان اصلاح‌طلب به‌دنبال این بودند که با رنجش مردم همراهی کنند. این در حالی بود که ما معتقد بودیم هیچ‌راه اصلاحی بجز صندوق آرا وجود ندارد و با همه محدودیت‌ها و رنجش‌ها باید در انتخابات شرکت کنیم.

    آیا تصمیمات اخیر حزبی که حزب کارگزاران سازندگی گرفته به معنای جدا کردن مسیر خود از قاطبه جریان اصلاحات نیست؟ تصمیمات حزب کارگزاران سبب شده که برخی از تحلیل‌گران سیاسی چنین برداشتی از رفتارشناسی حزب کارگزاران داشته باشند. آیا این جداسازی را می‌پذیرید؟

    حزب کارگزاران سازندگی مسیر خود را از اصلاح‌طلبان جدا نکرده و به‌دنبال چنین رویکردی نیز نیست. ما معتقد بودیم اگر شورای عالی سیاستگذاری قصد داشت برای حضور یا عدم حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات و کیفیت حضور آنها تصمیم‌گیری کند باید قبل از اینکه وضعیت جریان اصلاحات به این نقطه برسد این تصمیم‌گیری انجام می‌شد تا احزاب اصلاح‌طلبی که قصد داشتند در انتخابات شرکت کنند زمان کافی برای زمینه‌سازی مشارکت در انتخابات داشته باشند. وضعیت به شکلی بود که از یک طرف یک ائتلاف برای حضور در انتخابات شکل گرفته بود اما از سوی دیگر شورای عالی سیاستگذاری تصمیم دیگری داشت و قصد نداشت به‌صورت فعال در انتخابات شرکت کند.

    اگر قرار بود اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکنند پس چرا ائتلاف شکل گرفته بود؟ نکته دیگر اینکه جریان اصلاحات سال‌هاست در یک شرایط ناعادلانه و نابرابر در انتخابات شرکت می‌کند. این وضعیت در انتخابات گذشته و به خصوص انتخابات مجلس گذشته نیز وجود داشته است. در انتخابات مجلس گذشته اراده جمعی اصلاح‌طلبان این بود که حتما در مجلس آینده تاثیرگذار باشند و به همین دلیل موفق شدند یک فراکسیون اصلاح‌طلب در مجلس تشکیل بدهند. این در حالی است که در انتخابات مجلس اخیر چنین اراده‌ای در بین اصلاح‌طلبان وجود نداشت.

    این روزها مواضع اعضای حزب کارگزاران سازندگی به خصوص دبیرکل این حزب درباره رهبری جریان اصلاحات با حرف و حدیث‌های زیادی در بین اصلاح‌طلبان همراه شده است. دلیل انتقاد حزب کارگزاران از رهبری گذشته جریان اصلاحات چیست و این حزب به‌دنبال چه سازوکاری در رهبری جریان اصلاحات است؟

    متاسفانه برخی بدون تأمل کافی روی این مواضع اظهار نظر می‌کنند. آقای کرباسچی انتقاداتی داشتند و این انتقادات را مطرح کردند. هیچ‌گونه تعرضی نیز از سوی ایشان و حزب کارگزاران سازندگی متوجه رئیس دولت اصلاحات نیست. رئیس دولت اصلاحات یک شخصیت ملی، بین‌المللی و تاثیرگذار در مناسبات سیاسی و اجتماعی است و افتخار جریان اصلاحات به شمار می‌رود. بنده و آقای کرباسچی نیز همین دیدگاه را نسبت به رئیس دولت اصلاحات داریم. اگر انتقادی صورت می‌گیرد به‌دلیل این است که ما انتظار داریم رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌ها نقش پررنگ‌تری ایفا کنند. ما امیدواریم رئیس دولت اصلاحات اعمال مدیریت بیشتری در مورد ضعف‌های جریان اصلاحات داشته باشند تا بتوانیم در آینده این ضعف‌ها را پوشش بدهیم.

    انتقاداتی که اعضای کارگزاران نسبت به رهبری جریان اصلاحات مطرح می‌کنند به‌دلیل نقش پررنگ‌تر رئیس دولت اصلاحات در تصمیم‌گیری‌هاست و یا حزب کارگزاران به‌دنبال رویکرد جدیدی در رهبری جریان اصلاحات است؟

    حزب کارگزاران جایگزینی برای رئیس دولت اصلاحات متصور نیست و کسی نمی‌تواند جای ایشان را در رهبری جریان اصلاحات پُرکند. ما معتقدیم رئیس دولت اصلاحات یک امکان فوق‌العاده برای جریان اصلاحات، جامعه و نظام جمهوری اسلامی است. در نتیجه دلیلی وجود ندارد که کسی بخواهد چنین سرمایه مهمی را نادیده بگیرد. این موضوع به هیچ‌عنوان در حزب کارگزاران سازندگی مطرح نیست. ما در گذشته درباره آیت‌ا… هاشمی نیز چنین مسائلی را مطرح کردیم. ما معتقد بودیم نباید آقای هاشمی را منحصر به حزب کارگزاران سازندگی کنیم و ایشان را در یک چارچوب محدود تعریف کنیم. در چنین شرایطی علاوه براینکه قدرت مانور آقای هاشمی را کاهش می‌دادیم به همان نسبت قدرت مانور حزب کارگزاران نیز کاهش پیدا می‌کرد.

    در شرایط کنونی نیز براین باور هستیم که رئیس دولت اصلاحات به همه جریان اصلاحات تعلق دارند و کسی نمی‌تواند ایشان را در یک حزب و گروه محدود کنند. به‌نظر می‌رسد برخی از دوستان علاقه دارند رئیس دولت اصلاحات را منحصر به خود کنند. این نظر برخی از دوستان است که ما به‌نظر آنها احترام می‌گذاریم اما این دیدگاه را به حال جریان اصلاحات مفید نمی‌دانیم. ما معتقد به ساختار جدید رهبری در جریان اصلاحات هستیم که در این ساختار جدید نیز رئیس دولت اصلاحات نقش محوری دارند.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • اصولگرایان رانتیر، اصلاح طلبان سرگردان

    اصولگرایان رانتیر، اصلاح طلبان سرگردان

    جریان #اصولگرا به دلیل عادت به چسبندگی عافیت طلبانه در مولفه های تاثیرگذار بر قدرت فرصت رویش را در خود نابود کرده و نتوانست به ظرفیت سازی درونی بپردازد، این جریان همواره با رانت قدرت سعی در بقای خود داشته است و به دلیل تبدیل شدن به #حزب_رانتیر به شدت دچار افول مقبولیت و تنزل محبوبیت شده است و با مشی #حذف_حداکثری، اصولگرایان اصیل متعهد به آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی را نیز از خود رانده است.

    جریان #اصلاحات نیز به دلیل فقدان مبانی روشن و شفاف در مواضع و در نتیجه نداشتن راهبرد در ارائه مدل و الگویی از یک حکمرانی منطبق بر نظام جمهوری اسلامی به یک ویترینی از سلائق مختلف و مطالبات بعضا متضاد ومتعارض از طیف های گوناگون تبدیل شده است. این جریان به دلیل نداشتن یک مانیفست منطبق بر واقعیت های سیاسی و اجتماعی همواره در چالش با بخش های دیگر حاکمیت قرار داشته و به تدریج امیدهای روئیده شده در بطن خویش را از دست داده و امروزه آوردگاه نزاع و چالش بزرگ قامتان خود شده است.

    واقعیت آن است این عقب ماندگی دو جریان اصلی انقلاب اسلامی باعث شده است تا:
    1-  یک #ابرجریان با هدف و منفعت مشخص همواره به طرق مختلف هر دو جریان را در قالب ابزارهای اعمال نظرات خود به بازی بگیرد.
    2-  سرمایه های اجتماعی نسبت به وجود واقعی تضارب نظرات و #رقابت در انتخاب درست مردد باشند.
    3-  فضای حقیقی #نقادی و #تعالی و #توسعه به دلایل مختلف مورد توجه و مداقه قرار نگیرد.
    4-  زمینه سواستفاده و فرصت طلبی معاندین نسبت به انقلاب اسلامی و مردمی فراهم شده و با ابزار رسانه، فضای فکری و ذهنی جامعه را به سمت و سوی مطلوب خود ساماندهی کنند.
    جا دارد دو جریان اصولگرا و #اصلاح_طلب بدون در نظر گرفتن رانتها و توهمات و با در نظر گرفتن واقعیات جامعه به اصلاح عمیق درونی مبتنی بر اصول اولیه و مبنایی انقلاب اسلامی مبادرت ورزند و برای این منظور گفتگوی بین جریانی را با هدف تاثیرگذاری در #حکمرانی_مطلوب نظام مقدس #جمهوری_اسلامی آغاز کنند.

    *مشاور وزیر کشور

    ۲۳۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • سلامتی: اگر انتقادی به عارف وارد است، کسی دیگر را جایگزینش کنند /همه کاسه کوزه‌ها را سر او نشکنیم

    سلامتی: اگر انتقادی به عارف وارد است، کسی دیگر را جایگزینش کنند /همه کاسه کوزه‌ها را سر او نشکنیم

    سلامتی: اگر انتقادی به عارف وارد است، کسی دیگر را جایگزینش کنند /همه کاسه کوزه‌ها را سر او نشکنیم

    محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بخشی از گفتگوی تفصیلی خود با خبرآنلاین، گفت: یک جناح عمدتا متشکل از احزاب هستند و خود این احزاب باید رهبری اصلی را به عهده بگیرند. تصمیم گیری باید در ارتباط با جمع بندی نظرات احزاب باشد، اما طبیعتا در هرجناحی شخصیت هایی وجود دارد که این شخصیت ها به عنوان شخصیت های محوری مطرح هستند و طرفداران زیادی دارند؛ منتهی  نباید انتظار داشت که این شخصیت ها دائمی باشند، احزاب دائمی هستند ولی شخصیت ها موقتی هستند.

    >>>>>در همین رابطه بخوانید؛

    سلامتی: اصلاحات درحال فروپاشی نیست/اعتراض به شورایعالی بجا بود

    وی افزود: بنابراین تصمیم احزاب باید اصل باشد و از پتانسیل شخصیت ها باید در جهت اهداف جبهه استفاده کرد، پس اگر تصمیمی در یک جبهه گرفته می شود آن تصمیم به مسؤلیت احزاب مرتبط می شود و شخصیت ها به عنوان کمک حال آنها هستند. لذا نباید این انتقاد را پذیرفت که مثلا فلان شخصیت مسبب اصلی است و یا مشکلات به فلان فرد مربوط می شود. افراد و شخصیت ها را باید در این حد در نظر گرفت که آنها پتانسیل های خوبی برای تقویت احزاب هستند.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که «شما انتقاداتی که به آقای عارف مطرح می کنند را قبول ندارید؟»، افزود: ممکن است انتقادات در مورد آقای عارف و کسانی دیگر این باشد که مدیریتی قوی از خودشان نشان ندادند؛ آقای عارف آدمی سلیم النفسی است و اگر انتقادی به ایشان بوده است می بایست بنشینند و تصمیم بگیرند و فرد دیگری را به جای ایشان انتخاب کنند، ولی اینکه همه کاسه کوزه ها سر ایشان شکسته شود، درست نیست. ایشان زحمت خود را کشیده است و فعالیت خود را انجام داده است، شرایط کشور و معادلات سیاسی موجب شده است که نتواند پتانسیل مدیریت خود را به صورت کامل نشان دهد.

    سلامتی درباره مباحث این روزها درخصوص عبور اصلاح طلبان از خاتمی گفت:  آقای خاتمی به عنوان یک عنصری است که پتانسیل و ظرفیت خاصی در جامعه دارد. عبور از خاتمی اساسا بی معنی است، وقتی یک جناح می بیند که شخصیتی دارد که طرفداران زیادی دارد باید از این پتانسیل استفاده کند. بعضی ها ممکن است در ذهنشان این باشد که ایشان رهبری می کنند، اما ایشان هیچ وقت ادعای رهبری نداشته اند و در انتخابات هم از ظرفیت ایشان استفاده شده است.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • توصیه عباس عبدی به اصلاح طلبانی که راه خود را جدا می کنند/اگر می خواهید طلاق بگیرید،مثل آدم های فرهیخته طلاق بگیرید

    توصیه عباس عبدی به اصلاح طلبانی که راه خود را جدا می کنند/اگر می خواهید طلاق بگیرید،مثل آدم های فرهیخته طلاق بگیرید

    این تصور بسیار ساده‌انگارانه و نادرست است.‌ گیریم که اصلاح‌طلبان به هر دلیلی ضعیف یا حتی نابود شوند. چه دردی را از وضعیت فعلی جناح غالب درمان خواهد کرد؟

    اصلاح‌طلبی یک ضرورت و نیاز امروز جامعه ایران است. اگر بر فرض محال اصلاح‌طلبان هم دود شوند و به هوا؛ یا آب شوند و به زمین بروند باز هم این نیاز باید از طریق مجموعه‌ای دیگر پاسخ داده شود، در غیر این صورت کل جامعه دچار بحران سیاسی و فقدان راه‌حل خواهد شد. به همین علت تا هنگامی که یک ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیازمند اصلاحات است، هیچ‌گاه پرچم اصلاح‌طلبی بر زمین نخواهد ماند. به میزانی که این نیاز شدیدتر باشد، حتما کسانی پیدا خواهند شد که این پرچم را بردارند. بنابراین با وجود مدیریت موجود از سوی اصولگرایان، خواه‌ناخواه تقاضا برای اصلاحات بیشتر و بیشتر می‌شود.

    آیا اصولگرایان موجود قادر به برداشتن این پرچم هستند؟ اگر کسانی از میان آنان پیدا شوند و صادقانه چنین پرچمی را بردارند و به دوش بکشند حتما خیلی‌ از مردم از آنان حمایت خواهند کرد ولی تا رسیدن به نقطه‌ای که مبانی فکری آنان با اصلاحات تطبیق پیدا کند، راه طولانی در پیش است.
    تا آن زمان و رسیدن به چنین مرحله‌ای، بخشی از اصلاح‌طلبان همچنان توان و قدرت این را دارند که پرچمداری اصلاحات را عهده‌دار شوند، ظرفیت نفوذ اجتماعی آنان قابل مقایسه با اصولگرایان نیست. انتخابات اسفند ماه به خوبی این تفاوت ظرفیت را نشان داد. به ویژه در مناطق و شهرهای اصلی کشور که اهمیت سیاسی بیشتری دارند، این تفاوت‌ها فاحش است. فراموش نکنیم که حتی در رقابت معمول هم ابر و باد و مه و خورشید و فلک به حمایت آنان می‌آیند ولی باز هم قادر به پیروزی بر اصلاح‌طلبان نیستند، مگر زمانی که کل بازی را به هم بزنند یا اصلاح‌طلبان با عدول از اصول خود مرتکب اشتباهات مرگبار شوند.

    با این وجود و پذیرش مشکلات جدی درون‌اصلاحاتی آنان چگونه باید رفتار کنند تا از این وضعیت سربلند بیرون آیند؟ در اینجا به یک اصل شکلی ولی بسیار مهم اشاره می‌کنم. مهم‌تر از هر چیزی باید یاد بگیریم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم. طعنه زدن و در یک جمله دستورالعمل صادر کردن که کی باید برود و کی باید بیاید و متلک‌پراکنی، نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند که جز کدورت و افزایش فاصله‌ها نتیجه دیگری ندارد. متاسفانه این نحوه گفتار از سال ۱۳۸۴ و شاید هم پیش از آن آغاز شد.

    بدتر از همه اینکه معمولا چنین گفتارهای بی‌منطق و تحریک‌آمیزی بیش از حد معمول شنیده و بازنشر می‌شوند. این رفتار به ‌شدت ضد اصول پذیرفتنی اصلاحات است. باید از ادبیات سیاسی به معنای اعلام موضع و تضعیف یا دست انداختن طرف مقابل پرهیز کرد. این ادبیات در صورت کاربرد، ویژه رقابت‌های انتخاباتی و برون‌حزبی و موقتی است. ادبیات درون‌گروهی متضمن استدلال و منطق و تکیه بر شواهد تجربی و گزاره‌های علمی فراتر از اشخاص گفت‌وگوکننده است.

    وضعیت امروز کشور و اصلاحات بیش از همیشه ضرورت تن دادن به یک گفت‌وگوی آزاد را فریاد می‌زند؛ گفت‌وگویی شفاف و صریح، بدون برچسب‌زنی‌های زیان‌بار. پیشنهاد می‌شود که احزاب و گروه‌ها و حتی افرادی که حرف و نظری دارند، دیدگاه خود را به‌طور رسمی منتشر و دیگران را به نقد آن فرا بخوانند. این نظر باید معطوف به تحلیل وضع موجود و راه‌های برون‌رفت از آن، چه در زمینه تحلیلی و نظری و چه در حوزه تشکیلاتی و عملی باشد.

    همچنین باید متضمن پاسخ به نقدهایی باشد که به‌طور معمول بر این دیدگاه‌ها وجود دارد.

    پرداختن به گذشته و اینکه میراث‌دار اصلاح‌طلبی کیست و یقه‌گیری گذشته، جز اتلاف وقت و افزایش کدورت و شخصی کردن مسائل نتیجه دیگری ندارد. مساله مهم برای احزاب این است که از اظهارنظرهای فردی پرهیز کنند. این نمی‌شود که یک نفر از آنان نظر دهد، سپس دیگران به رفوکاری آن مشغول شوند. هزینه این رفتارها به خودشان و نیز همه اصلاح‌طلبان تحمیل خواهد شد و نفع چندانی از رفوکاری اظهارات نادرست و زیان‌بار نصیب نمی‌شود.
    باید کلیه شعارهایی که داده می‌شود را در رفتار درون گروهی خود نهادینه کرد و به کار بست. بنده به نوبه خود خواهم کوشید که اگر چنین تحلیل و نظری از سوی هر گروهی منتشر شود آن را نقد کنم. نقد لزوما به معنای رد نیست، بلکه یک ارزیابی کلی است تا از این طریق به فضای گفتمانی اصلاح‌طلبان کمک شود.

    به گمانم اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند که کماکان به صورت منسجم و واحد تصمیم بگیرند، باید راه آن را از طریق گفت‌وگوی آزاد پیدا کنند. در عین حال راه را باز بگذارند که دیگران اگر قانع نشدند مسیر خود را بروند، بدون اینکه انگ و برچسب به آنها زده شود. ولی اگر گروهی هم پیدا شد که راه خود را جدا کرد و رفت، دیگر حق ندارد در صورت شکست تقصیر را به گردن دیگران بیندازد که چرا با ما همراهی نکردید؟ خلاصه اگر هم می‌خواهید طلاق بگیرید، مثل دو آدم فرهیخته باشید. برای جدا شدن نیاز به جنگ و جدل و خراب کردن یکدیگر نداریم تا توجیهی برای جدایی باشد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • جدایی اجتماعی در اصلاح طلبان/کوتوله‌پروری در اصلاحات داریم

    جدایی اجتماعی در اصلاح طلبان/کوتوله‌پروری در اصلاحات داریم

    به گزارش خبرنگار مهر، محمد رضا فیاض زاهد، فعال سیاسی اصلاح طلب و استاد دانشگاه در گفتگو با روزنامه اصلاح طلب آرمان ملی درباره معضلات موجود در جریان اصلاحات گفت: مشکل فقدان استراتژی و مانیفست سطح رویی بحران است و بحران در لایه‌های عمیق‌تری وجود دارد و آن بحران این است که در چنین زمین بازی چگونه می‌توانید بازی کنید.

    وی افزود: فقدان مانیفست و تئوری سازنده از سوی اصلاح‌طلبان یک مشکل است اما این مشکلی است که در کف این آب وجود دارد و مشکلات عمیق‌تر را باید در لایه‌های زیرین جست‌وجو کرد.

    وی همچنین گفت: مشکل جریان اصلاحات رهبری فردی چون رئیس دولت اصلاحات نیست که اگر همه فعالان سیاسی و احزاب مثل وی بودند راه‌های برون رفت بهتری می‌شد فراهم کرد. از طرف دیگر همانطور که در برخی مقاطع به کوتوله‌پروری روی آوردیم و اکنون نیز در مجلس و دیگر نهادها برخی برخوردها و سلیقه‌ها منجر به حذف نیروهای مؤثر و کارآمد شده، در جریان اصلاحات نیز با همین پدیده روبه‌رو هستیم.

    وی با اشاره به اینکه نوعی واگرایی و جدایی اجتماعی در جریان اصلاحات به چشم می‌خورد گفت: این جریان سیاسی در صورت بازبینی، تجدید ارزیابی و ارائه مانیفست جدید همچنان می‌تواند با توجه به حجم پتانسیل، کادر و نیروها و هوادارانی که در سراسر کشور دارد مجدداً به صحنه سیاسی بازگردد.

    منبع : مهرنیوز

  • عذرخواهی مرعشی از اصلاح‌طلبان/خاتمی رهبری جامع اصلاحات است

    عذرخواهی مرعشی از اصلاح‌طلبان/خاتمی رهبری جامع اصلاحات است

    مرجان احمدی: چند روز پیش بود که غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی اظهاراتی جنجالی و بی پرده علیه جریان اصلاحات و برخی چهره‌ها همچون سیدمحمد خاتمی و محمدرضا عارف مطرح کرد. هرچند این دست سخنان انتقادی علیه جریان اصلاحات و لزوم بازسازی جبهه اصلاحات مدت هاست توسط حزب کارگزاران و دبیر کل آن مطرح می شود اما بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب معتقدند اظهارات غلامسحین کرباسچی اینبار رئیس دولت اصلاحات را نشانه رفته بود.

     پس لرزه‌های اظهارات جنجالی کرباسچی به سرعت آغاز شد و برخی چهره‌ها و رسانه های اصلاح‌طلب واکنش‌های شدیدالحنی علیه کرباسچی مطرح کردند. برخی او را واپسگرایی دانستند که می خواهد در قدرت و حاکمیت باقی بماند و بعضی گفتند «او را نماینده جریان کارگزاران هم نمی‌دانیم چه برسد به نماینده جبهه اصلاحات که بخواهد نظراتی را برای کل جریان داشته باشد.»

    حالا اما سیدحسین مرعشی از جایگاه سخنگوی حزب کارگزاران که سابقه عضویت در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، را هم دارد، هم حزبی خود و سایر چهره‌های اصلاح‌طلب را به آرامش، همفکری و همراهی دعوت می کند. او ضمن عذرخواهی از همه اصلاح‌طلبان، سیاسیون و مردم، می گوید: «هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطح، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است.»

    مرعشی در عین حال سیدمحمد خاتمی را هماهنگ‌کننده عالی و رهبری جامع اصلاحات می‌نامد و از همکاری حزب کارگزاران سازندگی با رئیس دولت اصلاحات برای برنامه‌ریزی پیرامون فعالیت برای انتخابات ۱۴۰۰ خبر می‌دهد.

    شرایط کشور، همکاری و همفکری همه نیروهای حامی نظام و انقلاب ار می طلبد

    سیدحسین مرعشی در گفتگو با خبرآنلاین با اشاره به شرایط حساس کشور، گفت: شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به گونه‌ای است که ضرورت همکاری، وحدت، همفکری و کار مشترک همه نیروهای حامی انقلاب، نظام و مردم را ایجاب می کند.

    عذرخواهی مرعشی از اصلاح‌طلبان/خاتمی رهبری جامع اصلاحات است
    عذرخواهی مرعشی از اصلاح‌طلبان/خاتمی رهبری جامع اصلاحات است

    وی ادامه داد: امروز کسی نمی تواند در عرصه سیاسی ایران قدمی برای حل معضلی از معضلات پیچیده ایران بردارد بدون اینکه به همکاری‌های گسترده بین احزاب و شخصیت ها در درون جبهه اصلاحات و درون جبهه اصولگرایی و حتی فراتر از نیروهای سیاسی کشور توجهی داشته باشد.

    بی‌سابقه‌ترین و شدیدترین تحریم ها علیه ایران وضع شده است

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب خاطر نشان کرد: ما باید متوجه باشیم که در بی‌سابقه‌ترین و شدیدترین تحریم‌هایی قرار داریم که تاکنون علیه کشور و ملتی اعمال شده است. امروز اقتصاد کشور تحت تاثیر تحریم های ظالمانه آمریکا در شرایط سختی قرار دارد؛ دولت برای تامین بودجه و منابع ارزی برای نیازهای کشور در فشار است. علاوه بر این مشکلات، مسئله شیوع کرونا نیز حادث شده و همه شاخص های کشور را تحت تاثیر قرار داده است که هزینه های دولت و خانوارها افزایش یافته و درآمدها را کاهش داده است.

    مرعشی تصریح کرد: شیوع ویروس کرونا هم اقتصاد کشور را گرفتار کرده و هم با توجه به رشد منفی اقتصاد جهانی، بازارهای بین المللی را هم تحت تاثیر قرار داده است که افت شاخص قیمت نفت شاخص بسیار خوبی است که می توان فهمید در چه شرایطی قرار داریم.

    هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطحی، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است

    سخنگوی حزب کارگزاران خاطر نشان کرد: من و همفکرانم در حزب کارگزاران سازندگی ایران، فکر می کنیم که تنها راه عبور از چنین شرایط سختی همکاری و همفکری است. ما امروز با احترام، تایید و حمایت یکدیگر باید سعی کنیم که به مردم، کشور و نظام جمهوری اسلامی کمک کنیم.

    وی افزود: کشور امروز نیاز به شخصیت‌ها و احزاب معتبری دارد که به دولت و مردمشان کمک کنند. هر نوع تخطئه و تخریب در هر سطح، چه شروع کننده آن و چه پاسخ دهندگان به اظهارات، آب ریختن بر کوره مشکلات ملی است.

    فریاد کشیدن در رسانه‌ها و زیر سوال بردن شخصیت‌ها، پسندیده نیست

    مرعشی با اشاره به حواشی به وجود آمده پیرامون اظهارات غلامحسین کرباسچی و واکنش سایر چهره‌ها و احزاب اصلاح‌طلب به اظهارات او، گفت: من به عنوان سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی هم از همکاران حزبی خودم و هم از سایر متحدانمان در جبهه اصلاحات تقاضا می کنم که توجه جدی به شرایط پیچیده امروز کشور داشته باشند؛ روز، روزِ همکاری است هرچند انتقادات همیشه در درون احزاب و درون تشکیلات های جبهه ای قابل طرح است و انتقادات حتما در فضای غیرعلنی، درون جبهه ای و درون حزبی می تواند مفید باشد.

    به عنوان عضو حزب کارگزاران از همه اصلاح طلبان و مردم عذرخواهی می کنم

    وی تاکید کرد: فریاد کشیدن در رسانه‌ها، یکدیگر را به انواع و اقسام مطالب متهم کردن و زیر سوال بردن و تضعیف شخصیت‌هایی که در این شرایط می توانند پشتوانه و نقطه امیدی برای مردم باشند در هیچ سطحی پسندیده نیست.

    مرعشی در ادامه گفت: من به عنوان برادر کوچکی در حزب کارگزاران سازندگی ایران از بابت همه مطالبی که به وجود آمده از پیشگاه همه سیاسیون، اصلاح‌طلبان و مردم ایران عذرخواهی می کنم و امیدوارم بتوانیم در جهت همکاری‌های سازنده و مفید و افزایش اعتبار شخصیت‌های طراز اولی که باید در خدمت مردم و نظام باشند، بتوانیم کارهای کشور را جلو ببریم.

    حزب کارگزاران آماده بازسازی جبهه اصلاحات است

    سخنگوی حزب کارگزاران با تاکید بر لزوم بازسازی جریان اصلاحات، اظهار کرد: انتقادات باید محیط ها و نهادهای هماهنگ کننده را در مسیر بهتری قرار دهد و حزب کارگزاران هم برای بازسازی جبهه اصلاحات آماده است تا نظارت خود را تدوین و به سایر احزاب اصلاحات تقدیم کند.

    خاتمی رهبری جامع اصلاحات است و آماده همکاری با او هستیم

    وی گفت: در عین حال آمادگی داریم مشورت های لازم را خدمت آقای خاتمی به عنوان هماهنگ‌کننده عالی و رهبری جامع اصلاحات ارائه کنیم تا انشاالله این برنامه ها بتواند در دوره جدید همکاری هایی که قرار است برای انتخابات ۱۴۰۰ پایه ریزی شود، با درسی از گذشته و بررسی تجربه ها، نهادی فراگیرتر، جامع تر و موثرتر را مستقر کند.

    استعفای موسوی‌لاری تشکیل یک دوره جدیدی از همکاری را تسریع کرد

    وی همچنین با اشاره به استعفای موسوی لاری از شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان، گفت:  شورای عالی در هر دوره از فعالیت خود به عنوان یک ائتلاف برای یک انتخابات مستقر می شده و بعد از انتخابات هم رایزنی ها مجددا  برای دوره بعدی شروع می شد. استعفای آقای موسوی لاری از این جهت خوب بود که بحث‌های مربوط به تشکیل یک دوره جدیدی از همکاری را تسریع کرد. احزاب هم باید مجدا رایزنی‌ها و مشورت‌های لازم را با آقای خاتمی داشته باشند تا دوره جدیدی از همکاری‌ها برای انتخابات ۱۴۰۰ پیگیری شود.

    مرعشی در پایان خبر تشکیل هرگونه تشکیلات و ائتلاف جدید توسط حجت‌الاسلام موسوی لاری را رد کرد.

    ۲۷۲۱۴

    منبع : خبرآنلاین

  • درخواست مشاور سابق عارف از او: استعفا بدهید تا کسی دچار رودربایستی نشود

    درخواست مشاور سابق عارف از او: استعفا بدهید تا کسی دچار رودربایستی نشود

    محمد صادق جوادی حصار در خصوص جایگاه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در فعالیت‌های این جناح سیاسی اظهار کرد: شورای عالی سیاست‌گذاری یک وسیله است برای تحقق اهدافی چون انسجام بخشی به مجموعه‌های اصلاح‌طلب، هماهنگی، همراهی و همسویی عملیات‌ انتخاباتی در فصول انتخابات و تدوین راهبردهای تشکیلاتی منسجم در جبهه اصلاحات.

    وی ادامه داد: این وسیله یعنی شورای عالی سیاست‌گذاری در مقاطعی خوب عمل کرده است و در مقاطعی متوسط، در مقاطعی هم نتوانسته است در حد انتظار عمل کند. به نظر می رسد در مقطع فعلی باید اعضای شورا به بازنگری و اصلاح رفتارهای گذشته خود بپردازند، شاید هم بتوان به شکلی دیگر و با نام دیگری این مسیر را ادامه داد.

    عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تصریح کرد: اصلاح طلبان قطعا به یک مجموعه تاثیرگذار، فرا گیر و مرجع برای پیشگیری از تزاحم و پراکندگی در تصمیمات جبهه ای نیاز دارند تا در انتخابات‌های پیش‌ رو درست تصمیم بگیرند و مناسب عمل کنند . جامعه مخاطب ما نیز در این صورت برای تصمیم‌گیری و همراهی دچار تشتت نخواهد شد آن‌ها باید بتوانند به راحتی پیام‌های اصلی و هدفمند را از کانون‌های اصلاح‌طلب به ویژه مرکزیت اصلاح‌طلبان دریافت کنند و با آسودگی خاطر راه پیش‌ رو را بپیمایند.

    جوادی حصار در مورد استعفای موسوی لاری از شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان خاطرنشان کرد: آقای موسوی استعفا کردند ، این اتفاق طبیعی است؛ یک نفر ممکن است بیمار شود، یک نفر ممکن است خسته شود ، حتی ممکن است احساس کند فضا، فضای او نیست و بهتر است در فضای جدید افراد دیگری ایفای نقش کنند این امر اشکالی ندارد که هیچ ممکن است منشا تحولات نیکویی هم بشود . آقای موسوی لاری که استعفا کردند ، تا کنون هم زحمت کشیدند و هم خوب کار کردند .اگر به خاطر شرایطی که خودشان اشاره کرده‌اند ضعفی هم داشتند دیگران باید بیایند این ضعف‌ها را از بین ببرند.

    وی در مورد لزوم ایجاد فضا برای تعیین راهبردهای جدید عنوان کرد: من در مصاحبه دیگری نیز گفته‌ام که به عنوان دوست آقای عارف و مشاور ایشان در انتخابات ۹۲ از ایشان هم می‌خواهم که ضمن حضور در کنار اصلاح‌طلبان و مجموعه شورای عالی سیاست‌گذاری از ریاست این مجموعه استعفا بدهند تا دست برای تصمیم، انتخاب و تعیین راهبردهای جدید باز باشد و کسی دچار رودربایستی و مسائل مشابه نشود.

    جوادی حصار در خصوص شرایط اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم افزود: من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که باعث شد اصلاح‌طلبان در این وضعیت قرار بگیرند آن بود که نتوانستند با تمام ظرفیت در انتخابات شرکت کنند . با این حال نمی‌توان گفت که اصلاح طلبان در انتخابات شکست خوردند چرا که اصلاح طلبان در انتخابات حضور نداشتند که شکست بخورند.

    وی در مورد انتخابات آینده تصریح کرد: اگر برای انتخابات پیش رو چرخ کماکان بر همان محور بچرخد ؛ طبیعی است که همین اتفاق انتخابات مجلس یازدهم باز هم می‌افتد ولی اگر فضا باز و انتخابات آزاد و گزینه‌ها فراگیر باشند، می‌تواند به مردم امید بدهد و اصلاح‌طلبان هم امیدوارانه به عرصه بیایند و از مردم بخواهند که در انتخابات شرکت کنند .

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین