احمد شریف عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان درباره استعفای موسوی لاری گفت: بعد از انتخابات مجلس هیچ جلسهای در شورای عالی تشکیل نشده و از همین رو به طور رسمی استعفای ایشان مطرح نشده است؛ علاوه بر این هنوز سازوکار ادامه فعالیت شورای عالی مشخص نیست که آیا طبق روند قبلی قرار هست ادامه دار شود یا خیر؛ زیرا طبق آیین نامهای که تنظیم شده بود یک زمان دوساله برای ساختار کنونی شورای عالی اصلاح طلبان پیش بینی شده که البته آن دوسال هنوز تمام نشده است.
او ادامه داد: درباره موضوع استعفای آقای موسوی لاری هم طبعا باید جلسهای تشکیل شده و در این باره صحبت شود. این شایعهای هم که درباره استعفای محمدرضا عارف مطرح شده کذب است و چنین مطلبی نه جایی عنوان شده و نه حقیقت دارد.
شریف علت استعفای موسوی لاری را اینگونه تشریح کرد: دلیل اصلی استعفای او مشکلات جسمی عنوان شده؛ البته من امروز خبری دیدم مبنی بر اینکه ممکن است استعفایش به دلیل پیام کمیسیون ماده ۱۰ باشد که طی آن تمام ائتلافها باید از اعضای حقوقی تشکیل شوند.
محمدرضا عارف استعفا داده است؟
عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گفت: یک موضوع دیگه هم اینجا حائز اهمیت است مبنی بر اینکه طبق قانون جدید احزاب هر حزبی میتواند صرفا در یک جبهه حضور داشته باشد و الان اکثر اعضای اصلاح طلب حداکثر در دو جبهه حضور دارند، یکی شورای عالی جبهه اصلاح طلبان و دیگری هم شورای عالی سیاستگذاری جریان اصلاحات است که در زمان انتخابات عنوان میشد که یک فرصت دو ماهه کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به تمام احزاب خواهد داد تا تکلیف خودشان را مشخص کنند؛ البته این محدود به اصلاح طلبان نمیشود و بسیاری از اصولگراها هم همین مشکل را دارند.
دبیرکل حزب همبستگی افزود: اگرچه بیماری کرونا باعث شد این ضرب الاجل کمرنگ شود، اما در آینده ممکن است کمیسیون ماده ۱۰ این الزام را ایجاد کند که احزاب صرفا در یکی از این جمعها حضور داشته باشند حال تا آن زمان باید این تصمیم گیری انجام شود که شورای عالی ادامه پیدا کند یا شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان.
او همچنین با اشاره به صحبتهای عبدالله ناصری مبنی بر تغییر استراتژی اصلاح طلبان گقت: مدیریت در جبهههای سیاسی در هر زمانی اقتضائات خاص خودش را دارد و من هم با صحبت ایشان موافقم که اصلاح طلبان باید تغییر استراتژی و راهبرد دهند؛ قبلا شاید این تغییرات محدود میشد به یک سری تاکتیک ها، ولی الان باتوجه به یکسری اتفاقاتی که در جریان انتخابات مجلس افتاده و تا حدودی تضعیف شدن ارتباط بین راس و بدنه آن، تغییر استراتژی برای انتخابات ۱۴۰۰ و اقدامات مربوط به آن ممکن است نتیجه بخش باشد.
شریف در تشریح این تغییر بیان کرد: هم در مورد انتخابات ریاست جمهوری و هم شورای شهر حتما باید در استراتژی خودمان تغییراتی ایجاد شود؛ البته استراتژی وقتی تغییر کند ساختار خاص خود را میطلبد که از آن استراتژی که تهیه شده و همین امر هم ممکن است تغییرات بسیاری در ساختارهای کلی ایجاد کند. البته این تغییرات باید به بحث گذاشته شود، اما در کل روشهای سابق طبعا جوابگو نبوده که ما در انتخابات نتوانستیم نتیجه لازم را بگیریم.
انتقاد صریح از نوچهپروری و پدرسالاری در جریان اصلاحات /اصلاحطلبی نیازمند کنفیکون است /مردم نمیدانند به چه ساز اصلاحطلبان برقصند
عبدالکریم حسینزاده، نایب رییس فراکسیون امید مجلس با بیان اینکه عمر سیاسی احزاب اصلاح طلب با توجه به ظرفیتها و نیازهای موجود به اتمام رسیده، بر ضرورت نوسازی سیاسی در این زمینه تاکید کرده و میگوید: نوعی پدرسالاری کشنده و روابط ناسالم مبتنی بر نوچه پروری و سایر دافعهها باعث شد از احزاب موجود دوری کنیم و به این نتیجه برسیم که این احزاب و نه فعالیت حزبی اتفاقا از موانع اصلاح طلبی در ایران هستند و در رنجاندن پایگاه اجتماعی و از دست رفتن باورها به اصلاح طلبی تاثیرگذارند.
او در گفتگویی به بیان نکاتی پیرامون آسیب شناسی فعالیت های شورای عالی اصلاح طلبان، بحران های به وجود آمده در شورا و … پرداخته است که بخشی از را در ادامه می خوانید.
باتوجه به استعفای آقای موسوی لاری از نائب رئیسی شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان و همچنین نتیجه انتخابات مجلس یازدهم چقدر لازم است که از این فرصت برای آسیب شناسی فعالیتهای شورای سیاست گذاری استفاده شود؟
به نظرم از طرف اصلاح طلبان این آسیب شناسی باید خیلی زودتر -و نه تنها معطوف به انتخابات که معطوف به ارتباط با پایگاه اجتماعی و آسیب شناسی عملکردها پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و چند انتخابات دیگر- انجام میشد و رویههای اصلاحی در نظر گرفته میشد اما متاسفانه اصلاحطلبان به خواب غفلت عمیقی فرو رفتند و دچار همان مشکل قدیمی شدند که گویا جامعه و به طور ویژه پایگاه اجتماعی آنها اعم از طبقه متوسط و اقشار مختلف همیشه آنها را با هرنوع رفتار و عملکردی میخواهد.
واقعیت اما این است که در حوزه سیاست بین بازیگران سیاسی با جامعه نوعی تبادل و بده و بستان برقرار است به این معنا مردمی که رای خودشان را خرج اصلاح طلبان و اصلاحات میکنند ما به ازای آن را که تحقق وعدهها یا دست کم عملکرد قابل توجیه است، طلب میکنند اما متاسفانه بازیگران اصلاحطلب چه درحوزه اشخاص و چه در حوزه تشکلها تصور میکنند جامعه مجبور به انتخاب آنهاست. یعنی امکان انتخاب جنس دیگر یا رفتار سیاسی دیگری را برای آنها تصور نمیکند و به همین دلیل دست به اصلاح محصولات خودش اعم از ایده و بازیگران و عملکردها نمیزند. در همین فضاست که یک چهره معروف اصلاح طلب که از قضا باید مصدر اصلاح درونی در این جریان باشد میگوید جامعه پس از تجربه اصولگرایان دوباره به اصلاح طلبان بازخواهد گشت. از نظر من این نوع تفکر نهایت سقوط بینش اصلاحطلبی است که متاسفانه در برخی از سران اصلاحات هم دیده میشود و همین موضوع باعث شده که من به این دوستان عرض کنم در شرایط فعلی اصلاح اصلاحات و اصلاحطلبان از این رویهها و تفکرهای ضد اصلاحی اوجب واجبات این جریان و شرط ادامه حیات آن است.
خود شما به عنوان عضو شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان چه نقدها و آسیبهایی را به عملکرد این شورا وارد میدانید؟
پیش از هر چیزی باید به این موضوع اشاره کنم که درک درست از جایگاه و ماموریت این شورا میتواند زمینه یک ارزیابی درست از عملکرد آن باشد و به این معنا باید پیش از هرچیزی فلسفه شکلگیری و ماموریت آن را بر اساس نیازهای تشکیلاتی و حرکت جمعی سیاسی در میان اصلاحطلبان از سال ۹۲ تا امروز با حضور مجموعه بازیگران حقیقی و حقوقی اصلاح طلب در نظر داشت. متاسفانه در درک همین موضوع هم اشکالاتی وجود دارد یعنی برخی دچار تقدسمآبی درباره شورای عالی هستند و کمترین نقد را به عملکرد آن وارد میدانند و برخی دیگر عملکرد آن را یکجا رد میکنند که هر دو غیر واقعبینانه است و نسبتی با یک آسیبشناسی صریح و رو به جلو ندارد. نگاه من این است که ارزیابی درست از عملکرد شورای عالی اصلاحطلبان باید معطوف به نیازهای تشکیلاتی جریان اصلاحات برای هماهنگی عملیاتی بیشتر باشد.
وقتی به این نیاز توجه میشود از یکسو میتوان نتیجه گرفت که رفع این نیاز مهم است نه صرفا ابزاری که آن را برطرف میکند پس می توان به ابزارهای بدیل یعنی ابزارهای کارآمدتر فکر کرد و از طرفی دچار آرمانگرایی غیرضروری درباره این شورا نشد و نقدهایی فراتر از ظرفیتش به آن وارد نکرد. هر چند که میتوان آن را به عنوان یک جزء از یک کل به نام اصلاحات هم ارزیابی کرد و نشان داد بعضی نقاط منفی این جزء چگونه به کل سرایت کرده و مهمتر از آن بیشتر نقاط منفی کل یعنی جریان اصلاحات چگونه در این جزء یعنی شورای عالی هم ظهور داشته است. از این منظر و با توجه به آخرین وضعیت شورای عالی اصلاح طلبان میتوان گفت که این مجموعه از چند منظر و محور دچار بحران شده است که بازسازی زیربنایی یا کنارگذاشتن آن به نفع یک ابزار کارآمدتر را ضروری می کند.
این بحرانها عبارتند از: اول بحران عملکرد که به طور مستقیم به ماموریت این تشکیلات ارتباط دارد. دوم بحران مشروعیت به معنای مقبولیت خودش و تصمیمهایش برای اعضا و جامعه و احزاب اصلاح طلب. سوم بحران هویت و شخصیت.
منظور شما از بحران هویت شورای عالی اصلاحطلبان چیست؟
همانطور که عرض کردم نقاط منفی و ضعف مجموعه اصلاحطلبان به اجزاء آن وارد است از جمله همین مشکل بحران هویت. واقعیت این است که جریان اصلاحات به قول معروف خیلی گل و گشاد است و این امکان را به فرصتطلبان میدهد که در روزهای فرصت سوار قطار آن شوند و سودش را ببرند اما در روزهای پرداخت هزینه به سادگی از آن پیاده شوند. جامعه هم از این نظر در ارتباط با اصلاح طلبان دچار مشکل است و نمیداند با کدام ساز آنها باید برقصد. نمادها و ارزشها و به قول معروف خط قرمزهای اصلاح طلبی کدامند و…
چهرههایی مانند آقای محسن صفایی فراهانی اعتقاد داشتند شورای سیاستگذاری بدون مرامنامه است و باید جای خودش را به یک تشکیلاتی با مرامنامه مشخص بدهد.
اصل حرف چهرههایی مانند ایشان به برداشت من این بود که مرامنامه جبهه اصلاح طلبان باید تدوین شود و به نظر من این بحثی فراتر از شورای عالی سیاستگذاری را میطلبد. واقعیتش این است که من به تدریج متوجه شدم که شورای عالی در حد همان یک تشکیلات برای هماهنگی انتخاباتی بیشترین کاربرد را داشته و به هر دلیلی نمیشود انتظاراتی فراتر از آن داشت.
با این حساب آیا هیچ امیدواری به آینده شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان وجود دارد؟
حرف من این است که دلیلی برای تعصب بر دفاع مثبت یا منفی از عملکرد این شورا وجود ندارد. جریان اصلاح طلبی در ایران دچار مشکلات اساسیتری است که وضع امروز شورای عالی معلول آنهاست و پرداختن به آنها ضرورت بیشتری دارد از جمله عدم ارتباط ارزشی و هنجاری اصلاح طلبان با پایگاه اجتماعی و از دست دادن قدرت نمایندگی طبقه متوسط یا همان ضعف مرامنامه که اشاره کردید. متاسفانه چند پیروزی انتخاباتی با تکیه بر وضعیت رقیب در جامعه از سال ۹۲ به بعد باعث شد اصلاح طلبان کمتر متوجه ضعفهای اساسی خودشان باشند. این جریان اصلاح طلبی تا “کن فیکون” نشود و در چهرهها، احزاب، ایده و رویههای آن تغییرات اساسی ایجاد نشود دیگر توان نقش آفرینی تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور را نخواهد داشت.
سیدمحمد خاتمی تبدیل به چاهِ نفت اصلاح طلبان شده است /پیام استعفای ناگهانی موسوی لاری
سیدشهاب طباطبایی سخنگوی حزب ندای ایرانیان در واکنش به استعفای موسوی لاری از شورای سیاست گذاری گفت: اینکه آقای موسوی لاری به چه دلیل استعفا داده است به خودشان ارتباط دارد اما به طور کلی اکثر دوستانی که در این رابطه اظهارنظر کرده اند این را فراموش کرده اند که شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان اساساً کارکردی انتخاباتی داشته و در شرایطی که رقابت های انتخاباتی به پایان رسیده این شورا عملا کارکردی ندارد که بخواهد تشکیل جلسه بدهد.
سیدمحمد خاتمی تبدیل به چاهِ نفت اصلاح طلبان شده است /پیام استعفای ناگهانی موسوی لاری
سیدشهاب طباطبایی سخنگوی حزب ندای ایرانیان در واکنش به استعفای موسوی لاری از شورای سیاست گذاری گفت: اینکه آقای موسوی لاری به چه دلیل استعفا داده است به خودشان ارتباط دارد اما به طور کلی اکثر دوستانی که در این رابطه اظهارنظر کرده اند این را فراموش کرده اند که شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان اساساً کارکردی انتخاباتی داشته و در شرایطی که رقابت های انتخاباتی به پایان رسیده این شورا عملا کارکردی ندارد که بخواهد تشکیل جلسه بدهد.
وی تصریح کرد: برخی دوستان می گویند که هنوز جلسه ای تشکیل نشده تا در آن جلسه درباره استعفای آقای موسوی لاری تصمیم گیری شود، که در پاسخ به این دوستان باید گفت که با توجه به شرایط کرونایی، جلسات شورای سیاست گذاری می توانست به شکل مجازی برگزار شود اما اصل مسئله این است که موضویت شورای سیاست گذاری منتفی شده و آقای موسوی لاری شاید با ظرافت به این مسئله نیز اشاره کرده است که شورایی که دوره فعالیت آن از اساس به اتمام رسیده دیگر ماندن یا نماندن در آن موضوعیتی ندارد.
*استعفای موسوی لاری گام مثبتی در جهت پررنگ شدن نقش احزاب بود
سخنگوی حزب ندای ایرانیان خاطرنشان کرد: معنای دیگر استعفای ایشان این است که اگر قرار است تشکیلات جدیدی ایجاد شود (که قرار است ایجاد شود) آن تشکیلات جدید باید با سازوکاری که احزاب تعیین می کنند، سازماندهی و ایجاد شود و اگر هم قرار است شورایی متشکل از چهره های حقوقی تشکیل شود از این منظر نیز به نظر می رسد آقای موسوی لاری با استعفای خود گام مثبتی برای تثبیت آن شورای عالی با حضور احزاب و اشخاص حقوقی به جای اشخاص حقیقی برداشته است.
طباطبایی در واکنش به اظهارنظر برخی چهره های سیاسی اصلاح طلب مبنی بر تداوم فعالیت شورای سیاست گذاری با توجه به تعیین راهبرد چهار ساله برای این شورا گفت: علی رغم احترامی که به نظر اشخاص وجود دارد ولی این نظرات نمی تواند موضوعیتی برای کل جریان اصلاحات داشته باشد. آنچه که مسلم است این است که شورای سیاست گذاری صرفا برای انسجام بخشی فعالیت اصلاح طلبان برای حضور در رقابت های انتخاباتی تشکیل شده است.
این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: از سوی دیگر ادامه کار شورای سیاست گذاری زمانی موضوعیت داشت که این شورا در انتخابات اخیر مجلس قادر به اجماع سازی در میان گروه های مختلف اصلاح طلب می شد و این شرایط بود که امکان داشت بر اساس همان راهبرد اجماعی به کار خود ادامه دهد. اما در انتخابات اخیر شاهد بودیم که پس از اعلام نظر شورای سیاست گذاری درباره عدم ارائه لیست برای انتخابات مجلس، تعدادی از احزاب عضو این شورا به شکل مستقل و یا با ائتلاف با یکدیگر اقدام به ارائه لیست انتخاباتی کردند و شورا از این بابت نیز نتوانست نقش انسجام بخشی خود را ایفا کند.
*پیام استعفای موسوی لاری برای مشتاقان تداوم فعالیت شورای سیاست گذاری
وی بار دیگر با اشاره به استعفای موسوی لاری از نائب رئیسی شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان خاطرنشان کرد: آقای موسوی لاری پیش از استعفای اخیر نیز بارها درباره لزوم بازسازی سازوکارهای اصلاح طلبان و جایگزینی افراد جوان با چهره های مسن تر صحبت کرده بود و به نظر می آید استعفای وی برای برخی از دوستان که مایل به ادامه راه شورای سیاست گذاری با سازوکار فعلی هستند دربردارنده این پیام بود که لازم است در داخل این سازوکار تحولاتی به نفع جوان ترها صورت گیرد.
طباطبایی در باره انتشار برخی خبرها از برگزاری جلسات محفلی توسط موسوی لاری گفت: بنده از جلسات محفلی و خانگی خبر ندارم. به نظر اگر قرار است سازوکاری تعریف شود و در پی آن تشکلی حقوقی شکل بگیرد مناسب است که این فعالیت در فضایی با حضور تمامی احزاب اصلاح طلب انجام شود. هر شخصی می تواند جلسات محفلی و خانگی برگزار کند که البته تصمیماتی که در این نوع جلسات نیز گرفته می شود طبعا رسمیت ندارد.
*خاتمی تبدیل به چاه نفت اصلاح طلبان شده است
طباطبایی در پاسخ به این سوال که در انتخابات اخیر اینگونه احساس می شد که نقش رئیس دولت اصلاحات به عنوان رهبر سنتی این جریان کمرنگ شده و هر حزب و گروهی در تلاش برای به کرسی نشاندن حرف خود بود. در همین راستا سران حزب کارگزاران چند ماهی است که درباره فقدان لیدر در جریان اصلاحات اظهاراتی را بیان کرده اند و از عدم پذیرش مسئولیت حمایت از لیست های اصلاح طلب در سالهای اخیر از سوی خاتمی انتقاد کرده اند، خاطرنشان کرد: ما این موضوع را بارها به آقای خاتمی گفته ایم که اگر از لیستی حمایت می کنیم و به مردم می گوییم که اعضای این لیست از نظر ما شایسته هستند خودمان نیز باید نظارت بر کار آنها داشته باشیم و به اصلاح نقاط ضعف آنها کمک کنیم که متاسفانه در بسیاری از موارد این اتفاق نیفتاد و به هر حال آقای خاتمی نیز در این سالها به این حوزه ورود نکردند.
وی با بیان اینکه آقای خاتمی تبدیل به چاه نفت جریان اصلاحات شده، تصریح کرد: گروه های اصلاح طلب در برهه های مختلف از این چاه نفت به شکل بی حساب و کتاب برداشت کرده اند. شبیه مدیریتی که در مورد چندین دهه است در کشور حاکم بوده و همیشه سر مست منابع سرشار نفت، به حیف و میل آن پرداخته است.
فروپاشی آغاز شد /انقضای تاریخ مصرف شورایعالی اصلاحطلبان
فروپاشی آغاز شد /انقضای تاریخ مصرف شورایعالی اصلاحطلبان
به گزارش خبرآنلاین، روزگار سخت و تلخ اصلاحطلبان چیزی نبود که یکباره سرشان هوار شود. بعد از اتفاقات ریز و درشت سال ۸۸ و چهار سال انزوای کامل دوباره اقبال عمومی در سال ۹۲ نصیبشان شد و این اقبال در سال ۹۴ هم با آنها همراه شد تا آنجا که با وجود ردصلاحیتهای گسترده کاندیداهای اصلاحطلب لیست امید از درون اردوگاه چپ بیرون آمد و با مشارکت ۶۰ درصدی مردم اکثریت این لیست بر کرسیهای مجلس دهم تکیه زدند. در همان انتخابات بود که شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متولد شد و بعد از بستن لیست امید و راهی کردن نمایندگانش به پارلمان ادامه حیات داد تا هماهنگیها برای ائتلاف اصولگرایان و اصلاحطلبان را به پیش ببرد و راه را برای دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین مجلس شورای شهر هموار کند.
اما درست بعد از آخرین پیروزیشان در سال ۹۶ و به دست آوردن سکان قوه مجریه و شوراهای شهر و روستا روند نزولی آنها هم شروع شد و حالا این روند نزولی به جایی رسیده است که نه تنها در نتیجه اتفاقات یازدهمین انتخابات مجلس عملا آخرین سوهای اصلاحات نیز خاموش شد بلکه کم کم با کنارهگیری چهرههای شناخته شده از این شورا، میتوان گفت که این ائتلاف در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است.
استعفای پرحاشیه
درست وقتی بعداز انتخابات مجلس یازدهم سکوت مرگبار بر شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان حاکم شده بود خبر استعفای موسوی لاری از اعضای حقیقی این شورا مانند یک بمب خبری بود تا گمانهزنیها درباره اصلاحطلبان و آخر و عاقبت آنها بیشتر شود. هر چند موسوی لاری در نامهای که به عارف نوشته بود دلیل کناره گیری خود را مشکلات و ضعف جسمانی معرفی کرد اما درباره بازنگری در جریان اصلاحات صحبت کرده بود و این نشان میداد که ماجرای استعفای موسوی لاری چندان هم بیارتباط با انتقادات و دلخوریهای اخیر نباشد.
شهین دخت مولاوردی از اعضای شورای عالی سیاستگذاری در این رابطه به ایرنا گفته است: ««با توجه به شرایط موجود شورا هنوز در این زمینه جلسه ای برگزار نکرده و تا برگزار شدن چنین جلسهای نمیتوان اظهارنظری کرد. بحث تغییر ساختار، ادامه حیات شورا و نحوه عملکرد آن با توجه به احزاب و ساختارها بحثهای کلی هستند که همواره در جلسات شورا مورد بررسی قرار گرفته اما هنوز جلسه ای برگزار نشده و موضوعی هم قطعی نشده است»
آذر منصوری از اعضا و سخنگوی شورای عالی سیاستگذاری نیز پاسخی مشابه مولاوردی میدهد و میگوید هنوز بحثی درباره این استعفا صورت نگرفته و حزب اتحاد ملت هم در این زمینه به جمع بندی نرسیده است. پاسخ دیگر اعضای شورای عالی درباره آینده این نهاد و دلایل استعفا هم کماکان مشابه دبیران شورا است.»
پشت پرده یک استعفای ناگهانی
یدالله طاهرنژاد عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران که نماینده این حزب در شورای عالی سیاستگذاری بود و از این شورا کناره گیری کرد درباره استعفای نائب رئیس شورای عالی سیاستگذاری روایتی دیگر دارد و میگوید: برداشت شخصی من این است که نائب رییس شورای عالی نمیخواست خیلی واضح دلیل استعفایش را قانون جدید فعالیت احزاب اعلام کند، ولی واقعیت این است که ترکیب شورایعالی سیاستگذاری جبهه اصلاحات به سمتی میرود که همه اعضای آن اشخاص حقوقی (نمایندگان احزاب) باشند.
وی در پاسخ به این پرسش که عدهای از اصلاحطلبان معتقدند حزب کارگزاران درشرایط پیش آمده برای شورایعالی تا حدودی مقصر است،گفت: کارگزاران بیشترین همراهی را با شورایعالی داشته است، زمانی که به عنوان رییس کمیته استانهای این شورا انتخاب شدم و به دلایلی کنارهگیری کردم، بلافاصله حزب کارگزاران علیرضا سیاسی را به جای من معرفی کرد، این دلیلی بر همکاری حزب ما با شورایعالی است.
نماینده دوره پنجم مجلس شورای اسلامی یادآورشد: حزب کارگزاران سازندگی درانتخابات یازدهمین دوره مجلس تمام تلاش خود را به کار گرفت که از شورایعالی سیاستگذاری تصمیمی مهم خارج شود،وقتی این مهم انجام نشد کارگزاران در زمینه ارائه لیست مستقل راسا اقدام کرد و همچنان معتقدیم در چارچوب شورایعالی و کار جمعی است که اصلاحطلبان بیشتر میتوانند در عرصه سیاسی کشور نقشآفرین باشند.
طاهرنژاد، شورای عالی سیاستگذاری را مسئول نرسیدن اصلاحطلبان به تصمیم واحد در انتخابات مجلس عنوان و خاطرنشان کرد: این شورا باید این مسئولیت را بپذیرد و به تاریخ پاسخگو باشد. بنابراین اصلاحطلبان به اصلاح ساختار و شورای مذکور به خانهتکانی نیاز دارند.
انقضای تاریخ مصرف شعسا
«شعسا» یا همان شورای عالی سیاستگذاری که سال ۹۴ فقط به منظور هماهنگی و ائتلاف میان اصلاحطلبان و اعتدال گرایان روی کار آمد در میانه راه دچار آفت شد که برخی این آفت را متوجه مدیریت محمدرضا عارف و انفعال آن میدانستند و برخی هم مانند منتجبنیا، کواکبیان، حسین کمالی و …تاریخ مصرف این شورا را منقضی میدانستند و پیش از انتخابات سال ۹۶ صحبت از تشکیل ساختاری دیگر به میان آمد تا جامعتر و کامل تر از شورای عالی باشد اما در نهایت این اتفاق نیفتاد و اصرار برای ادامه کژدار و مریز شورا کار را به آنجا رساند که در جریان بستن لیست اصلاحطلبان برای شوراهای شهر انتقادات و اختلافات به اوج خود رسید و در این میان صحبت های زیادی از لابیها برای برخی افراد به گوش رسید.
اما این پایان ماجرای بیاعتبار شدن شورای عالی نبود. با نزدیک شدن به یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی طرح «سرا» برای معرفی کاندیداها این دوره از مجلس رونمایی شد طرحی که از همان ابتدا میان اعضا به یک نقطه اختلاف تبدیل شد و احزابی مانند کارگزاران، اعتمادملی و … آن را طرحی به نفع حزب اتحاد ملت و طیف نزدیک به عارف تفسیر کردند و بعد به طور کلی از دستور خارج شد.
از سوی دیگر محمدرضا عارف که خود در کنار دیگر بزرگان اصلاح طلبان دعوت به حضور چهره های شاخص در عرصه انتخابات کرده بود بدون هماهنگی با دیگر اعضای شورای عالی وارد میدان نشد تا شوکی غافلگیرانه به این شورا وارد کند و البته چشم انتظار انتخابات ۱۴۰۰ بماند.
تیر آخر خلاص را آنجا شورای عالی سیاست گذاری اصلاحطلبان شلیک کرد که تصمیمش بر عدم ارائه لیست در انتخابات قرار گرفت، تصمیمی که مورد حمایت همه اصلاح طلبان قرار نگرفت و با وجود آنکه این شورا اعلام کرد لیستی در انتخابات نخواهد داشت اما تعدادی از احزاب با یکدیگر ائتلاف کردند و برای انتخابات سه لیست از اردوگاه اصلاحطلبان بیرون آمد که آن هم چندان بخت و اقبالی نداشت.
حالا میتوان تصور کرد که بعد از انتقادات تند برخی سیاسیون و جدا شدن آنها در همان آغاز کار و کناره گیری افرادی مانند مرعشی، مصطفی معین و … به بهانه باز شدن راه برای حضور دیگران و حالا استعفای موسوی لاری نمیتواند بیارتباط با پایان تاریخ مصرف شورای عالی سیاستگذاری و فاصله گرفتن از عارفی که انتقادات به او کم نیست، باشد.
عبدالله ناصری در همین رابطه گفته بود: «عمر شورای سیاست گذاری با این ساختار و ماهیت و مدیریت تمام شد؛ تاکید میکنم هم در شکل و هم در محتوا کار این شورا تمام است؛ یعنی اگر شکل این مجموعه هم عوض شود، مدیریت و فرم آن هم تغییر کند، شورایی که یک سر آن صادق نوروزی و شکوری راد باشد و سر دیگر آن کواکبیان و حسین کمالی اساساً این ساختار نمیتواند هیچ کاری را پیش ببرد.»
«محمود میرلوحی» نیز در واکنش به انتقاداتی که از عملکرد شخص محمدرضا عارف میان اصلاح طلبان وجود دارد در پاسخ به این پرسش که آیا قرار نیست راس مدیریت جریان اصلاحات تغییرکند؟ به خبرآنلاین می گوید «چرا. مگر ما قسم خوردیم که آقای عارف همیشه باشد؟»
پایان ماجرا ؟
ریزش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان آغاز شده است، آنهم نه بعد از انتخابات ۹۸ که حتی پیشتر و در نتیجه عملکرد منفعل اصلاح طلبان در نهادهای قدرت که تا پای شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا هم پیش رفت و حالا انتخابات ۹۸ به نوعی مهر تایید بر این ریزش رای و ایجاد فاصله و شکاف بین جریان اصلاحات و بدنه رایش بود.
از همان زمان نیز صداهایی درباره بازنگری و اصلاح در جریان اصلاحات به گوش می رسید، از نامه جوانان اصلاحطلب گرفته تا هشدار نخبگان و تئوریسینهایی مانند سعید حجاریان و محمدرضا تاجیک اما چندان گوش شنوایی برای شنیدن این هشدارها نبود. انتقادات نسبت به این جریان انچنان شدت گرفت و ریزش سرمایه اجتماعی ادامه پیدا کرد که در جریان انتخابات مجلس یازدهم سید محمد خاتمی اعلام کرد در این انتخابات «تَکرار» او هم مردم را پای صندوق های رای نمیآورد. در همین انتخابات چهرهها و شخصیت های سیاسی اصلاحطلب هم دیگر امیدی برای شرکت در انتخابات نداشتند و حالا انتقادات و اختلافات درونی و بیرونی اصلاحطلبان آنقدر اوج گرفته است که شاید بتوان گفت اگر اصلاحی در آن صورت نگیرد هر لحظه باید شاهد فروریختن سازههای اصلاحات باشیم.
صوفی: در ۱۴۰۰ اگر کاندیدای اصلاحطلب داشتیم، شرکت میکنیم
کیاوش حافظی: بین انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری فاصله آنقدر کوتاه است که جریانات سیاسی خیلی فرصت ندارند به اهداف بلندمدت فکر کنند. در شرایط عادی آنها به فکر این هستند که چه کسی را کاندیدای خود در انتخابات بعدی کنند تا از قدرت فاصله نگیرند.
اصلاح طلبان در همین شرایط عادی مشکل خود را دوچندان می بینند، چرا که دغدغه آنها برای عبور از فیلتر شورای نگهبان بیش از رقبا بوده است. فکر کردن درباره این معادلات در شرایط عادی رخ می دهد. حالا که شرایط کرونایی شده شاید آنها بیش از رقبا تحت تاثیر قرار بگیرند مخصوصا حالا که از راهیابی به مجلس یازدهم بازمانده اند و کرونا فرصت گردهم آمدن شان برای برنامه ریزی برای انتخابات ۱۴۰۰ را از آنها سلب کرده است.
علی صوفی، وزیر دولت اصلاحات و عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان معتقد است با ادامه پیدا کردن کرونا در کشور شاید اصلا مصلحت نباشد که انتخابات ۱۴۰۰ برگزار شود. انتخابات که بدون برپایی ستاد انتخاباتی و میتینگ شدنی نیست.
وی با تاکید براینکه در ۱۴۰۰ هم به مانند انتخابات ۹۸ باید کاندیدای یکدست اصلاح طلب را مدنظر داشت به خبرآنلاین می گوید بدنه رأی اصلاحات دیگر به کاندیدای اجاره ای رأی نمی دهد.
خبرآنلاین با این فعال سیاسی اصلاح طلب در ارتباط با وضعیت اصلاح طلبان تا انتخابات ۱۴۰۰ گفت و گو کرده است که متن آن را در ادامه می خوانید.
***********
آقای صوفی،می توان انتظار داشت کلید انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ درهمین سال ۹۹ زده شود.اصلاح طلبان به رغم پیروزی در سه انتخابات۹۲، ۹۴ و ۹۶ در انتخابات دوم اسفند موفق نبودند.حتی آقای خاتمی که در ادوار گذشته از تصمیمات توسط شورای عالی اصلاح طلبان حمایت می کرد در این دوره پشت هیچ لیستی نایستاد. جبهه اصلاحات در سطح کلان هم مثل گذشته به میدان نیامد و حضور این جریان سیاسی در انتخابات به لیست چند تشکل سیاسی محدود شد. با توجه به انتقاداتی که در درون جریان اصلاح طلب به شورای عالی سیاستگذاری وجود دارد آیا این شورا به سبک و سیاق گذشته به فعالیت خود ادامه می دهد یا آنکه برای ادامه حیات جریان اصلاحات، فعالان سیاسی اصلاح طلب باید به فکر چاره دیگری باشند؟
شورای عالی سیاستگذاری در حال حاضر فعال نیست. بعد از انتخابات دوم اسفند ۹۸ دیگر جلسه ای نداشته است. شرایط فعلی [کرونایی] هم اجازه تشکیل جلسه نمی دهد. اینکه تا کی اوضاع به حالت عادی برگردد و شورای عالی سیاستگذاری جلسه تشکیل بدهد را الان نمی شود پیش بینی کرد.
شورای عالی سیاستگذاری به کار خود ادامه می دهد اما…
یعنی این شورا کماکان وجود دارد و مثل سابق فعالیت خواهد داشت؟
طبق آیین نامه شورای عالی سیاستگذاری، این شورا به کار خود ادامه خواهد داد. اما مثل گذشته نیست؛ بعد از هر دو دوره قبلی شورا -که شورای عالی سیاستگذاری برای انتخابات سال ۹۴ و انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری ۹۶ شکل گرفته بود – شورا بعد از انتخابات جلسات خود را تعطیل کرد و منتظر ماند تا دوباره مجوز فعالیت خود را از آقای خاتمی بگیرد و با ترکیب متفاوتی به فعالیت خود ادامه دهد.
کمااینکه ترکیب شورای سیاستگذاری اول با ترکیب شورای سیاست گذاری دوم متفاوت بود. ترکیب شورای عالی سیاستگذاری سوم هم که برای انتخابات ۹۸ شکل گرفت با شورای دوم تفاوت داشت. اما این بار آیین نامه ای در شورا تدوین و در آن تصریح شد که شورای عالی سیاستگذاری به کار خود ادامه خواهد داد و به این صورت ممکن است تغییری در ترکیب آن صورت بگیرد. بنابراین در حال حاضر ما بر اساس آیین نامه شورای عالی سیاستگذاری، این شورا را به رسمیت می شناسیم.
رئیس دولت اصلاحات با ادامه فعالیت شورای عالی سیاستگذاری موافق است؟
این که فعالیت این شورا ادامه پیدا خواهد کرد هم مورد تایید آقای خاتمی بوده؟ ایشان مطلبی در ارتباط با فعالیت این شورا گفته اند یا خیر؟
نه. هیچ مطلبی نگفته اند. البته من در جریان نیستم که ادامه فعالیت شورای عالی سیاستگذاری به تایید ایشان رسیده باشد. اما وقتی ادامه فعالیت شورا در شورای عالی مطرح می شود و با آن هیچ مخالفتی نمی شود معنایش این است که همه موافق ادامه فعالیت شورا هستند.
شاید برخی به شورایعالی اضافه و برخی کم شوند
از تغییر در ترکیب شورا صحبت کردید. در بین اصلاح طلبان انتقادات بسیار زیادی نسبت به عملکرد شورا و شخص آقای عارف – چه در مجلس و چه در خود شورا – وجود داشته این را پیش بینی می کنید که راس شورا تغییر کند؟
ببینید تغییر در ترکیب شورای عالی که خدمت شما عرض کردم در آیین نامه شورا نیامده است. آیین نامه فرض را بر این گذاشته است که همین ترکیب شورای عالی سیاستگذاری به فعالیت خود ادامه می دهد. من درباره احتمال تغییر در ترکیب صحبت کردم. این احتمال وجود دارد که تعدادی از شورا کم شوند و تعداد دیگری به آن اضافه شوند. اما هنوز این موضوع در آیین نامه نیامده و صحبتی هم نشده که ترکیب تغییر کند. در واقع من خواستم به این نکته تاکید کنم که اصل شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به قوت خود باقی است.
در سالهای گذشته در بین اصلاح طلبان از سازوکارهای مختلفی صحبت می شد. یکی از ایده ها شکل گیری پارلمان اصلاحات بود. آیا موضوع جایگزینی نهاد دیگری به جای شورای عالی شدنی است؟
قبل از اینکه شورای عالی سوم تشکیل شود بحث پارلمان اصلاحات به موازات شورای عالی در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح بود. حزب ما (پیشرو اصلاحات) در سال ۹۷ حزبی تازه تاسیس بود و برای آن درخواست عضویت در شورای هماهنگی دادیم. این درخواست پذیرفته شد و به عنوان عضو اصلی که حق رای دارد به عضویت شورای هماهنگی درآمدیم. در نیمه اول سال ۹۷ که ما وارد شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شدیم دیدیم یکی از مطالبی که در دستور کار قرار دارد پارلمان اصلاحات است.
پارلمان اصلاحات و شورایعالی سیاستگذاری در تعارض با هم نیستند
آن موقع هنوز شورای عالی سیاستگذاری سوم تشکیل نشده بود.در آیین نامه ای که برای پارلمان اصلاحات تدوین کرده بودند پارلمان اصلاحات به شورای عالی اصلاح طلبان تغییر نام داد اما کارش ناتمام ماند.یعنی کار آن به خاطر اختلاف نظرهایی که در ترکیب شورای عالی وجود داشت در رفت و برگشت و کش و قوس کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات باقی ماند. به این ترتیب شورای عالی سیاستگذاری پا گرفت. اما همانطور که عرض کردم در ترکیب این شورا تغییراتی وجود داشت. پارلمان اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری در تعارض با هم قرار نگرفتند و اینگونه نبود که موافقین پارلمان اصلاحات با تشکیل شورای عالی سیاستگذاری مخالفت کنند چرا که اساسا شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که قبلا پایه گذار شورای عالی بود. همین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همچنان مصوب کرد که شورای عالی سوم هم باید مثل گذشته مورد حمایت قرار بگیرد.
جریان اصلاحات بیشتر در بخش انتخابی نقش ایفا می کند تا انتصابی
آقای صوفی ! سوالی که وجود دارد این است که شورای عالی سیاستگذاری توان این را دارد که در انتخابات ۱۴۰۰ نقش ایفا کند؟ آن هم با این وضعیت فعلی؟
جریان اصلاح طلب اولا در داخل نظام فعالیت می کند. ثانیا مبنای کار جریان اصلاح طلب قانون اساسی است؛ اصلاح طلبان بر اساس آن نظاره گر اوضاع و احوال هستند؛ این جریان و هرجا که ببیند که قانون اساسی در اجرا دچار مشکل می شود یا آنکه به طور یکسان و هماهنگ اجرا نمی شود وظیفه خود می دانند که با روش های خود دنبال برطرف شدن ایرادات باشند. این ایرادات می تواند از ناحیه هر قوه ای یا از کل حاکمیت باشد. البته رفع این ایرادات با ابزارهایی صورت می گیرد.
اولین ابزارهایی که می تواند به اصلاح طلبان کمک کند ابزارهایی است که در نهاد قدرت وجود دارد و بیشتر هم انتخابی است تا انتصابی چرا که در بخش انتصابی اصلاح طلبان نمی توانند نقش ایفا کنند. یکی از این ها قوه مجریه و دیگری قوه مقننه است. بنابراین عنصر دومی که اصلاح طلبان بعد از قانون اساسی به آن تکیه دارند خود مردم هستند. اگر قانون اساسی ملاک قرار می گیرد به این خاطر است که مردم در آن حقوقی دارند و این حقوق باید رعایت شود. به این ترتیب اصلاح طلبان با تکیه بر مردم سعی می کنند در نهادهای قدرت حضور پیدا کنند و تریبون هایی را در اختیار بگیرند و از طریق این نهادها بتوانند نقش اصلاح طلبانه خود را ایفا کنند.
بخش نظارتی حاکمیت میانه خوبی با اصلاح طلبان ندارد
اما در اینجا اصلاح طلبان برای اینکه در قدرت حضور پیدا کنند با یک سری موانع هم رو به رو هستند. بالاخره رکن بعدی حاکمیت است که آیا به اصلاح طلبان اجازه می دهد که خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند یا نه؟ تا الان نشان داده شده که ابزاری که الان در حاکمیت برای نظارت بر انتخابات وجود دارد میانه خوبی با اصلاح طلبان ندارد و هرجا که توانسته اصلاح طلبان را از کاندیداتوری و حضور در انتخابات بازداشته است. نمونه آن همین انتخابات مجلس یازدهم است که اساسا اصلاح طلبان را رد کردند. اصولگرایان اعم از تندرو یا میانه رو مشکلی ندارند، اما اصلاح طلبان با این مانع جدی مواجه هستند. اگر این موانع برطرف شود اصلاح طلبان همواره به دنبال ایفای نقش هستند.
مردم از عملکرد منتخبین اصلاح طلب خود راضی نیستند
یک مانع دیگری هم به وجود آمده است. متغیری که تاثیر اصلی در انتخابات را دارد خود مردم هستند. مردم هم از عملکرد منتخبین خود که توسط اصلاح طلبان در شرایط خاصی به آنها معرفی شده بودند راضی نیستند. اصلاح طلبان هم ناچارا به خاطر مانعی که از طریق حاکمیت برای حضور در قدرت برای آنها ایجاد شده بود و کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان رد شدند این کاندیداها را معرفی کرده بودند.
اصلاح طلبان به دنبال جلوگیری از حاکمیت تندروها بودند
در سال ۹۲ اصلاح طلبان علی رغم اینکه آقای روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز که وابسته به جریان اصولگراست – و نه مجمع روحانیون مبارز – ایشان را معرفی کردند. آقای روحانی هیچ جا نگفته است که من اصلاح طلبم. به هرحال شرایط به گونه ای شد که اصلا کاندیدا برای اصلاح طلبان باقی نماند. اصلاح طلبان برای اینکه جلوی ادامه حاکمیت جریان تندرو که مصیبت هایی برای اداره کشور به وجود آورده بود را بگیرند ناچار شدند به مردم بگویند بیایید به آقای روحانی رای دهید. آقای روحانی کاندیدای اصلاح طلب نبود اما به دلیل محدودیت هایی که برای اصلاح طلبان به وجود آمد کاندیدای اصلاح طلبان شد. در سال ۹۴ هم همین شد؛ لیستی که اصلاح طلبان ارائه کردند بر مبنای کمک به دولتی بود که در سال ۹۲ سر کار آمده بود و تقریبا تا آن زمان عملکرد قابل قبولی داشت. اصلاح طلبان در انتخابات ۹۴ لیست امیدی دادند که آنها هم اصلاح طلب نبودند تا بتوانند جریان تندرو را از مجلس حذف کنند. در سال ۹۶ هم اصلاح طلبان باز هم کاندیدای اصلاح طلب نداشتند که دوباره به آقای روحانی رای دادند.
در ۱۴۰۰ هم اگر کاندیدای اصلاح طلب داشتیم شرکت می کنیم
فکر می کنید همین بخش نظارتی که اشاره کردید در ۱۴۰۰ به اصلاح طلبان اجازه می دهد که کاندیدای اصلاح طلب داشته باشند یا نه؟
اگر اجازه ندهند اصلاح طلبان مثل همین روندی که درانتخابات مجلس یازدهم پیش گرفتند عمل می کنند؛شورای عالی سیاستگذاری سال گذشته و قبل از انتخابات راهبردی را تصویب کرد که بر اساس آن فقط کاندیداهای اصلاح طلب می توانستند مورد قبول آنها قرار بگیرند. آنها اعلام کردند که اگر ما کاندیدای اصلاح طلب نداشته باشیم مثل سال ۹۴ عمل نمی کنیم و دیگر لیست نمی دهیم. برای ۱۴۰۰ هم من فکر می کنم چیزی عوض نشده است.
اصلاح طلبان باید اعتبار خود را حفظ کنند و برنامه ایجابی داشته باشند نه سلبی
اصلاح طلبان برای اینکه اعتبار خود را حفظ کنند دیگر نمی توانند مثل گذشته رویکرد سلبی داشته باشند و بگویند مردم بیایید به این لیست که ما هم آنها را نمی شناسیم رای دهید تا تندروها بر سر کار نیایند،بلکه آنها الان باید بگویند ما یک برنامه ایجابی به شما معرفی می کنیم که با آن وضع معیشتی و اوضاع اقتصادی شما خوب شود و افرادی که ما در مجلس یا ریاست جمهوری معرفی می کنیم می توانند این برنامه را پیگیری کنند.
با روندی که توصیف کردید و شکستی که در انتخابات مجلس نصیب اصلاح طلبان شد و از آنجایی که فاصله زیادی تا انتخابات ۱۴۰۰ نیست فکر می کنید اصلاح طلبان باید منتظر شکست در انتخابات باشند یا…
نه این شکست نبود. اصلا شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان بیانیه داد که ما به دلیل اینکه کاندیداهایمان رد شده اند و نداشتن کاندیدای اصلاح طلب امکان ارائه لیست نداریم. با این حال به احزاب این اجازه داده شد که خودشان هر طور که می خواهند فعالیت کنند.
اصلاح طلبان اصلا وارد بازی انتخابات مجلس نشدند که شکست بخورند
فکر نمی کنید اگر اصلاح طلبان در ۱۴۰۰ کاندیدای اصلاح طلب هم داشته باشند احتمال پیروزی بسیار اندکی خواهند داشت؟
نمی دانم که تا ۱۴۰۰ چه خواهد شد و مردم چه رویکردی از خودشان نشان می دهند.ما الان نمی توانیم مبنا را بر چیزی که درسال ۹۸ اتفاق افتاده بگذاریم. اصلا در سال ۹۸ اتفاقی که افتاد این نبود که اصلاح طلبان به میدان آمدند و رای نیاوردند. آنهایی که به میدان آمده بودند از سوی جریان اصلاح طلب معرفی نشده بودند بلکه از سوی احزاب اصلاح طلب معرفی شده بودند. این دو با هم فرق می کند؛ نماینده جریان اصلاح طلب شورای عالی سیاستگذاری است. قبل از انتخابات پیش از آنکه سوت بازی به صدا در بیاید جریان اصلاح طلب کنار گذاشته شد و اصلاح طلبان اصلا وارد بازی نشدند. اینکه چند حزب اصلاح طلب در انتخابات برای خود کاندیدا معرفی کردند به جریان اصلاح طلب ربط ندارد. باید این دو را از هم تفکیک کرد.
مردم دیگر به کاندیداهای اجاره ای اصلاح طلبان رأی نخواهند داد
فکر می کنید در یک سال باقی مانده تا انتخابات امکان بازسازی اعتماد و ترمیم شکافی که بین جریان اصلاح طلب و بدنه رای آنها به وجود آمده هست؟
هست؛ چرا نباشد؟ اولا پیش بینی ما این است که اگر اجازه دهند کاندیدای مورد نظرمان را وارد صحنه کنیم اوضاع تغییر خواهد کرد. اما مردم دیگر با کاندیداهای دست دوم، اجاره ای و … پای صندوق نمی آیند. ممکن است کاندیدای اصلی ما وارد صحنه شود مردم تصمیم بگیرند که پای صندوق بیایند.
اگر کاندیدای اصلی را وارد صحنه کنیم نظر مردم برای رأی دادن تغییر می کند
ثانیا اوضاع کرونایی که الان به وجود آمده اصلا معادلات را به هم زده و مشخص نیست که این شرایط تا کی ادامه داشته باشد. اگر این شرایط ادامه پیدا کند معلوم نیست چه خواهد شد. بنابراین الان اساسا نمی شود با این شرایط ناپایداری که ایران و جهان دارد درباره ۱۴۰۰ نظر داد.باید منتظر بمانیم تا ببینیم اوضاع چه می شود. بالتبع مردم هم معلوم نیست دراین اوضاع چه نقشی را ایفا کنند. بنابراین باید ببینیم مردم چه رویکردی خواهند داشت.نقطه امید ما این است که اولا حاکمیت به ما اجازه دهد که ما کاندیدای اصلی خود را بیاوریم و ثانیا اینکه با این اوضاع و احوال اگر ما کاندیدای اصلی داشته باشیم احتمال می دهیم که نظر مردم راجع به انتخابات تغییر کند.
جهانگیری و عارف کاندیدای احتمالی هستند اما…
اصلاح طلبان برای ۱۴۰۰ شخص خاصی را در نظر دارند؟
نه. ممکن است که راجع به بعضی مصادیق گمانه زنی ها و قضاوت هایی درباره افرادی مثل آقای جهانگیری که در سال ۹۶ کاندیدا بود یا آقای عارف کاندیدای سال ۹۲ بشود. اما نظر من این است که الان نمی شود اوضاع را به گونه ای ارزیابی کرد که ما را به اهدافی که در ۱۴۰۰ داریم برساند.
مجالی برای تغییر سازوکار شورای عالی سیاستگذاری تا ۱۴۰۰ نداریم
فکر می کنید در یک سال باقی مانده تا ۱۴۰۰ مدل هایی مثل پارلمان اصلاحات یا دیگر ساز و کارها جایگزین شورای عالی سیاستگذاری شود و در واقع تغییری در ساختار تصمیم گیری اصلاح طلبان اتفاق بیفتد؟
نه. چون اصلا مجالی برای تشکیل جلسات نیست. معلوم هم نیست که اصلا اوضاع عادی شود که اصلاح طلبان بتوانند جلسات شورای هماهنگی یا شورای عالی داشته باشند. چشم اندازی که وجود دارد این است که دست کم در شش ماه اول امسال چنین امکانی نیست. شش ماه دوم هم موسم انتخابات است. در واقع اگر اوضاع عادی شود همه نظرات معطوف به انتخابات می شود. من می توانم در این رابطه با قطعیت بگویم که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان این مجال را ندارند که ساختار موجود را برای ۱۴۰۰ تغییر دهند.
در واقع اگر برای حضور در انتخابات قرار است اتفاقی بیفتد یک مدل فردی پاسخگو خواهد بود. مثلا آقای خاتمی تدبیری بیندیشد؟
بله. البته اگر شورای عالی و شورای هماهنگی نتوانند جلسه ای تشکیل دهند این سوال پیش می آید که آیا اصلا می شود که انتخابات برگزار کرد که مردم پای صندوق های رای بیایند؟ همه این ها زیر سوال می رود. اگر شرایط [کرونایی] این گونه ادامه پیدا کند اساسا امکان برگزاری انتخابات هم که مستلزم تشکیل تجمعات وسیع است که این هم ریسک دارد تبعا از نظر امنیتی ممکن است مصلحت دانسته نشود.