برچسب: استان ها>آذربایجان شرقی

  • روایتی از یک جوانمردی و نجات زنی از چنگال سارق زورگیر

    روایتی از یک جوانمردی و نجات زنی از چنگال سارق زورگیر

    روایتی از یک جوانمردی و نجات زنی از چنگال سارق زورگیر
    روایتی از یک جوانمردی و نجات زنی از چنگال سارق زورگیر
    روز جمعه، خبر اقدام به اخاذی و زورگیری فردی به شیوه مسافرکشی از یک مسافر خانم، در رسانه ها منتشر شد.
    به گزارش ایسنا، ظاهر و اوایل این ماجرا هر چند شبیه دیگر اخباری است که در ستون حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم، اما ماجرا از جایی متفاوت می‌شود که جوانی جسور با سر و صدای مسافر متوجه مشکوک بودن راننده شده و با متوقف کردن خودرو، خانم را نجات می‌دهد و حضور اتفاقی روزنامه نگار تبریزی در محل حادثه نیز به پخش سریع این خبر و جزییات حادثه کمک می‌کند.
    عادل جعفر موحد، روزنامه‌نگار، حین وقوع این حادثه و عبور از آن محل شاهد ماجرا و پیگیر جزییات حادثه می‌شود
    جعفر موحد در این خصوص با ایسنا می‌گوید: به طور اتفاقی از آن محل که تقریبا روبه‌روی بازار ماهی شهرک باغمیشه بود، رد می‌شدم که دیدم مردم جمع شده‌اند، شم خبرنگاری‌ام گل کرد و خواستم ببینم چه خبر است.
    وی‌ ادامه می‌دهد: در ابتدا فکر کردم که تصادفی رخ داده یا نزاع دسته جمعی روی داده است، بعد متوجه شدم ماجرا از قرار دیگری است.
    وی، می‌گوید: جلوتر که رفتم دیدم همه دارند یک نفر را می‌زنند و پس از پرس و جو متوجه شدم که راننده‌ پس از لو رفتن ماجرا، فرار کرده و چند نفر از جوانان او را دنبال کرده و کنار خودرویش بازگردانده و حسابی از خجالتش درآمدند.
    این روزنامه نگار، می‌افزاید: پلیس هم بلافاصله سر رسید و من هم به دنبال آن‌ها راه افتادم، با سارق و خانم هم صحبت کردم و معاون اجتماعی فرمانده انتظامی استان و فرمانده انتظامی شهرستان تبریز هم که بلافاصله در محل حاضر شده بود و رییس پاسگاه ۱۷ تبریز نیز نهایت همکاری را با من برای تهیه گزارش و تصاویر انجام دادند.
    او، گفت: مسافر خانم پس از سوار شدن به خودرو راننده، متوجه ورق فلزی موجود در سقف ماشین شده و به راننده می‌گوید که ماشین را نگه دارد، اما راننده به راهش ادامه می‌دهد به همین دلیل این خانم، روسری‌اش را به گردن راننده می اندازد و راننده اقدام به باز کردن ورقه فلزی کرده و این خانم را زخمی می کند.
    به گفته این روزنامه نگار، باز شدن ورقه فلزی باعث زخمی شدن صورت خانم و خونریزی دندان‌هایش شده بود.
    قسمت جذاب این حادثه که بی‌شباهت به فیلم‌ها نیست، با ورود جوانی جسور که فرزند شهید نیز هست، رقم می‌خورد.
    این جوان تبریزی در مصاحبه با عادل جعفر موحد، روزنامه نگار شاهد ماجرا، گفته است:
    “در صف خرید نان منتظر ایستاده بودم که به یک باره دیدم خانمی دستش را از پنجره ماشین بیرون آورده و در حالی که داد می‌زند “دارن منو می‌کشن” کمک می‌خواهد، سوار ماشین شدم و خودرو را دنبال کردم.
    این خانم که پرستار و از مدافعان سلامت بود، می‌گفت که پول و طلا نداشتم و فقط عینک و گوشی همراه را با خودم داشتم، بدن و دندان‌های خانم بر اثر ضربه میله، زخمی و دچار خونریزی شده بود و گریه می‌کرد و بی‌پناه بود.
    ماشین را که دنبال کردم، باز هم نگه نمی‌داشت و تا می‌توانست گاز می‌داد و فرار می‌کرد تا اینکه با خودروی خودم به خودروی او زدم که خودروی خودم هم دچار آسیب شد، به چراغ قرمز شهرک باغمیشه رسیدیم و خودروها پشت چراغ متوقف شده بودند،  جای باریکی بود و من با گذشتن از کنار خودرو سارق باعث شدم خودرو او مستقیم به جدول برخورد کرده و از حرکت بایستد.
    فورا بغل ماشین او قرار گرفته و راهش را سد کردم، خانم و راننده به شدت با هم درگیر شده بودند و راننده می‌گفت که حرف نزن، سرت را می‌برم.
    سارق، حرفه‌ای بود و نمی‌دانم خانوم را با برق یا با شوکر زده بود، راننده را بیرون کشیدم، دستگیره‌ها را درآورده بود و خانوم نمی‌توانست از ماشین پیاده شود.
    راننده متواری شد و با همکاری مردم دنبالش کردیم و گرفتیمش، فقط دلم برای خانوم سوخت، او می‌گفت که برای رسیدن به خانه از محل کارش عجله داشته که بعد از سوار شدن به تاکسی، این بلا سرش آمده است، او هم عین خواهر و مادر خودم بود و در آن لحظه تصمیم گرفتم او را نجات دهم.
    در نهایت به پلیس زنگ زدیم و با همسر و فرزندان خانم هم تماس گرفتیم و به کمک خداوند، اجازه روی دادن اتفاق ناگواری را ندادیم”
    به گفته این شهروند تبریزی، نفر سومی هم که راننده پراید بوده، در این تعقیب و گریز این جوان را همراهی کرده و او هم با وارد کردن ضربه‌هایی به خودروی سارق، سعی در متوقف کردن ماشین سارق داشته است.
    جزییات دستگیری متهم از زبان فرمانده انتظامی شهرستان تبریز
    فرمانده انتظامی شهرستان تبریز عصر جمعه، پنجم اردیبهشت ماه از دستگیری فردی با هویت (ع.ن) که با شیوه مسافر کشی اقدام به اخاذی و زورگیری از شهروندان می‌کرد، توسط ماموران کلانتری ۱۷، خبر داد.
    سرهنگ فرهنگ نوروزی، افزود: عصر روز جمعه راننده یک دستگاه خودروی پراید با نصب تابلوی تاکسی بر روی خودرو، یک خانم را در منطقه باغمیشه تبریز سوار می‌کند که با توجه به حرکات غیر عادی در هنگام سوار کردن مسافر، راننده یک دستگاه خودروی دیگر به وی مشکوک شده و موضوع را به پلیس گزارش می‌کند.
    وی اضافه کرد: ماموران بلافاصله در محل حاضر و با همکاری مردم خودرو را متوقف و راننده را دستگیر و به مقر انتظامی انتقال دادند.
    وی با بیان این‌که فرد مذکور با شیوه جدید و طراحی داخل خودرو، اقدام به سرقت از افراد به عنوان مسافر می‌کرد، ادامه داد: متهم تاکنون به دو فقره زورگیری با شیوه مذکور اعتراف کرده و تحقیقات تکمیلی در دست اجراست.
    سرهنگ نوروزی گفت: پلیس استان از همکاری مردم ولایت مدار تبریز در بحث دستگیری این متهم تقدیر و تشکر می‌کند و به شهروندان دیگر توصیه می‌کند از سوار شدن به خودروهای مسافر کش شخصی خودداری کنند و اگر شکایتی در این خصوص داشته باشند به کلانتری ۱۷ تبریز مراجعه کنند.
    بر اساس این گزارش، سردار حسین عبدی، فرمانده انتظامی استان از شهروند تبریزی (راننده خودرو سواری دوو ) که فرزند یکی از شهداء والا مقام دوران دفاع مقدس است، به جهت اطلاع رسانی به موقع موضوع زورگیری به مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ و نیز همکاری با پلیس در دستگیری سارق زورگیر ، با اهداء لوح تقدیری تشکر و قدردانی کرد.
    گزارش از نسرین سوار-خبرنگار ایسنا در آذربایجان شرقی
    انتهای پیام
  • با غذاهای زمستانی آذربایجان آشتی کنیم

    با غذاهای زمستانی آذربایجان آشتی کنیم

    ماشینی شدن، بر غذاهای بومی و محلی که شناسنامه هر منطقه‌ای هستند هم تاثیر گذاشته و به تدریج آن‌ها را از سفره‌ها حذف کرده است، متخصصان تغذیه معتقد هستند که غذاهای بومی و محلی، وعده‌های کم هزینه‌ای هستند که با گنجاندن آن‌ها در سبد غذایی، می‌توان ضمن آشتی با فرهنگ بومی، سلامت تغذیه را نیز تضمین و بدن را از ابتلا به بیماری‌های غیر واگیر شایع مانند بیماری‌های قلبی-عروقی و ابتلا به پرفشاری خون، بیمه کرد.

    «خَشیل»، «قار دوشابی»، «قوورقا» و «قویماخ» از غذاهای پرطرفدار زمستانی هستند که به عنوان میان وعده و در زمستان‌های سخت و طولانی تبریز و برخی از شهرستان‌های آذربایجان شرقی مورد استفاده قرار می‌گرفتند، هر چند این سنت‌ها در تبریز به طور کامل از بین نرفته‌اند، اما به نظر می‌رسد، شهرستان‌ها و اهالی روستاها وارثان بهتری در حفظ غذاهای زمستانی هستند.

    غذاهای محلی هر منطقه از ایران نیز به تناسب تنوع و تعدد فرهنگ‌ها و شهرهای آن، متنوع هستند و آذربایجان شرقی نیز با دارا بودن فولکلور غنی و اقلیم کوهستانی و زمستان‌های طولانی، غذاهای خاص مناطق سردسیر را در سبد غذایی خود دارد، غذاهای محلی هر فصلی متفاوت بوده و با توجه به قرار گیری در دومین ماه از فصل زمستان، ایسنا شناسنامه غذایی زمستانی تبریز را بررسی می‌کند:

    یوسف شیرین پور، پژوهشگر فولکلور با بیان این‌که بسیاری از افراد غذاهای زمستانی مانند «خَشیل» را مربوط به روستاها می‌دانند، به ایسنا می‌گوید: این در حالی است که استفاده از این غذاها بخشی از فرهنگ آذربایجان شرقی است که در تمامی مناطق آن از شهر تا روستا رواج داشت که با گذشت زمان در شهرها کم‌رنگ‌تر شده ولی روستاها این فرهنگ را حفظ کرده‌اند و برابر دانستن مصرف غذاهای اصیل و بومی یک منطقه با فرهنگ روستایی، اشتباه است.

    او با اشاره به فرهنگ غذایی مردم آذربایجان شرقی و تاثیر شرایط آب و هوایی هر منطقه بر این فرهنگ، می‌افزاید: با توجه به آب و هوای سرد آذربایجان شرقی و طولانی بودن زمستان‌ها و دچار شدن بدن به کم آبی، مردم تبریز و سایر شهرستان‌های این استان از غذاهای آبکی استفاده می‌کردند و شاید یکی از دلایل تعدد آش‌ها و شورباها که برخی سرد و برخی گرم سرو می‌شوند هم همین باشد.

    او می‌گوید: مثلا آش‌هایی مثل آش ماست که در فصل تابستان و با سبزیجات تازه پخته می‌شدند، نیازی به خوردن به صورت گرم ندارند، آش کلم قمری (داش کلم آشی)، آش گوجه فرنگی (بامادور آشی) و آش آبغوره هم از غذاهای زمستانی تبریز بود.
     

    شیرین‌پور می‌گوید: شوربای گوشت (قوورما شورباسی) و شوربای بلغور (یارما شورباسی)، شوربای سبزی و یتیمچه از غذاهای آبکی بودند که مردم تبریز در فصل زمستان از آن استفاده می‌کردند، در گذشته در اکثر زیرزمین‌های خانه‌های تبریز ظرف سفالی بلند دسته داری به نام «کوپ»دیده می‌شد و این ظرف حاوی گوشت گوسفندی بود که در فصل تابستان قربانی شده و گوشت آن با روغن محلی و دنبه و پیاز و زرد چوبه تفت داده و پخته شده بود.

    او، کوفته و دلمه را از دیگر غذاهای زمستانی تبریز عنوان می‌کند و می‌گوید: برگ‌های دلمه را در آب نمک نگه داشته و در طول فصل سرما از آن دلمه برگ مو درست می‌کردند، دلمه الان هم در سفره‌های تبریزی‌ها دیده می‌شود و اغلب تبریزی‌ها به هنگام تحویل سال نو دلمه می‌پزند.

    او ادامه می‌دهد: تبریزی‌ها هم‌چنین عادت به استفاده از خوراکی‌های شیرین مانند خاگینه (قیقناخ) و انواع میوه‌های پخته شده به شکل مربا داشتند که این کار هم به دلیل در دسترس نبودن بسیاری از میوه‌های فصل گرم در طول زمستان بود که الان دیگر به این صورت نبوده و ما حتی میوه‌های تابستانی را هم می‌توانیم در مغازه‌ها پیدا کنیم.

    وی اظهار می‌کند: «قوورقا» هم به گندم بو داده اطلاق می‌شود که در برخی مناطق، آن را با نمک تفت می‌دهند، این میان وعده جایگزین خوبی برای تنقلات مصنوعی مانند چیپش و پفک به شمار می‌آید، «قوورقا» هنوز هم در نوبرانه‌های شب چله عروس‌ها دیده می‌شود.

    به گزارش ایسنا، این پژوهشگر فولکلور با اشاره به رواج مصرف خشکبارها در طول زمستان می‌گوید: هر کسی مقداری نخود و کشمش در جیبش داشت و تمامی این محصولات در خانه‌ها و توسط خود مردم فرآوری می‌شد، گندم و کنجد بو داده هم از دیگر محصولات فرآوری شده در خانه‌ها بودند.

    او می‌گوید: ترکیب بَزَرَک و شیره انگور یا عسل (به ترکی: زَرَح و دوشاب) نیز از دیگر خوراکی‌هایی با طبع گرم بود و از بزرک، حلوا هم درست می‌کردند، به جز این حلوا، حلواهای متنوع دیگری مانند حلوای گردو هم در فصل زمستان استفاده می‌شد.

    او اضافه می‌کند: کاچی (قویماخ) هم در فصل سرما و هم در فصل گرما استفاده می‌شد و هم‌چنین آویزان کردن انگور (میلاخ) برای تهیه کشمش هم در اکثر خانه‌های تبریز رواج داشت و کشمش با گوگرد فرآوری نمی‌شد، انگورها را در جای خنک مانند زیرزمین آویزان می‌کردند تا تبدیل به کشمش شده و در فصل زمستان مورد استفاده قرار بگیرد.

    وی می‌گوید: «خَشیل» میان وعده‌ای متشکل از بلغور، آرد، روغن محلی و دوشاب (شیره انگور) است که با افزودن آرد مخلوط شده با آب سرد به بلغور از قبل خیس شده در حال پخت، آماده شده و با ایجاد دو گودی وسط آن، دوشاب و روغن محلی را در گودی‌ها ریخته و آن را طبخ می‌کنند.

    شیرین‌پور، «خَشیل» را از دیگر خوراکی‌های فصل زمستان می‌داند و می‌گوید: نام دیگر این خوراکی، «دیح بارماخ» بوده و در ابتدا با آرد جو طبخ می‌شد و حالت خمیری دارد، این غذا هنوز هم در تبریز پخته می‌شود.

    وی ادامه می‌دهد: جالب است بدانید که ترکیبی شبیه بستنی از گذشته در تبریز مورد استفاده قرار می‌گرفته است، مخلوط کردن شیره انگور با برف تازه و تمیز، ترکیبی به نام «قار دوشابی» به دست می‌داد، نام این دسر خوشمزه هم در بسیاری از متون ادبی و تاریخی آمده است.

    به گزارش ایسنا، این پژوهشگر فولکلور اظهار می‌کند: قار دوشابی هنوز هم در روستاها و تبریز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، در گذشته برف تازه قار دوشابی را از مناطق پربرف که برف تازه داشت، تهیه می‌کردند و حتی در تیر ماه هم می‌توان قار دوشابی تهیه کرد.

    او در پایان سخنانش با تاکید بر ضرورت حفظ گیاهان بومی متذکر می‌شود: گیاهان هر منطقه خاص آن منطقه بوده و با حفظ این تنوع و ترویج کشت دانه‌های اصیل و بومی می‌توان از ضمن حفظ گیاهان بومی از ورود دانه‌های غیربومی وارداتی هم جلوگیری کرد.

    فتح‌الله پورعلی، مدیر گروه بهبود تغذیه مرکز بهداشت آذربایجان شرقی هم در ادامه به ایسنا می‌گوید: در گذشته و در جوامع سنتی مردم از مواد غذایی طبیعی استفاده می‌کردند و غذاهای سنتی، قوت غالب مردم بود، این غذاها به دلیل ارزش تغذیه‌ای بالا و داشتن مقادیر زیاد فیبرهای غذایی، ویتامین‌ها و املاح نقش بسزایی در تامین سلامت مردم داشتند.

    وی متذکر می‌شود: هر چند این مواد غذایی، شامل چربی زیاد و به ویژه چربی‌های حیوانی بود، اما این چربی‌ها و کالری زیاد با فعالیت زیادی که مردم داشتند، جبران می‌شد، در نتیجه بیماری‌هایی که امروز شاهد آن هستیم در گذشته چندان شایع نبودند.

    وی با بیان این‌که امروزه زندگی مردم شیوه متفاوتی به خود گرفته و به تبع آن نوع غذای مصرفی نیز دچار تغییرات اساسی شده است، می‌گوید: تغییر سنت‌های گذشته و شیوه‌های جدید زندگی مانند شهرنشینی و ماشینی شدن سبب تغییر نوع تغذیه از غذاهای سنتی با ارزش تغذیه‌ای بالا به سمت غذاهای آماده یا فست فودهای با ارزش تغذیه پایین شده است و نتیجه این تغییر دریافت زیاد چربی‌ها، نمک، قندها و کاهش مصرف میوه و سبزی به همراه فعالیت بدنی ناکافی،  افزایش خطر بسیاری از بیماری‌های غیرواگیر مزمن شده است و با این وضعیت، شیوع بالای بیماری‌های مرتبط با تغذیه از جمله بیماری‌های قلبی – عروقی، چاقی، سرطان و دیابت دور از انتظار نیست.

    او می‌گوید: شواهد نشان می‌دهد که افراد با شیوه صحیح زندگی از خطر پایین‌تری برای ابتلا به بیماری‌های غیرواگیر برخوردار بوده و عمر طولانی‌تری نسبت به افراد با رفتارهای نادرست تغذیه‌ای دارند، بنابراین اصلاح شیوه زندگی، راهکاری اساسی برای پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر و پیامدهای آن است، در این راستا، رعایت رژیم غذایی مناسب، اولین قدم مثبت در راستای پیشگیری از بیماری‌های غیرواگیر بوده و برای این منظور مصرف غذاهای سنتی می‌توانند در بهبود وضعیت  نقش داشته و به عنوان راهکاری بر پیشگیری از بیماری‌های مزمن باشند، به خصوص که بسیاری از غذاهای بومی و محلی آذربایجان شرقی از غذاهای مفید به شمار می‌روند.

    پورعلی با تاکید بر این‌که تغذیه خوب بهترین و باصرفه‌ترین راه پیشگیری از بیماری‌ها و جزو جدا نشدنی درمان به حساب می‌آید، خاطرنشان می‌کند: اکنون در سطح جهانی، بحث در مورد اجرای روش صحیح تغذیه‌ای برای جلوگیری و کاهش میزان مرگ و میر ناشی از بیماری‌های قلب و عروق، دیابت و … روند فزاینده دارد، به نحوی که بهبود تغذیه و برنامه‌های غذایی از طریق ایجاد تغییرات مؤثر در شیوه زندگی در پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیر واگیر بسیار موثر است.

    مدیر گروه بهبود تغذیه مرکز بهداشت آذربایجان شرقی با بیان این‌که تحقــیــقات نشــــان داده است که خانوارها از مواد غذایی و مغذی محدود موجود در خانواده استفاده بهینه نمی‌کنند، می‌گوید: تنها دسـترسـی اقتصـادی به منابع غذایی، اسـتفاده مناسـب و بهینه از منابع موجود در خانوار را تامین نمی‌کند و  محدودیت‌ها و تنگناهایی همچون ناکافی بودن آگاهی‌های تغذیه‌ای، وجود بعضـی از عادات و رفتارهای نادرسـت غذایی، نامتعادل بودن الگوی مصـرف گروه‌های غذایی هم از عوامل موثری هستند که باید اقدامات لازم برای تغییر آن‌ها انجام شود.

    به گزارش ایسنا، وی می‌افزاید: از طرف دیگر طی سال‌های اخیر رژیم غذایی غنی از کربوهیدرات‌های پیچیده و فیبر جای خود را به رژیم‌های غذایی با سهم بیشتری از چربی، قند و غذاهای فرآوری شده و کم فیبر داده و غذاهای آماده، جایگزین سفره سنتی ما شده است، به طوری که در حال حاضر غذاها بیشتر به صورت خوراک‌هایی معروف به «فست فود» حاوی ترکیبات اغلب نامناسب بوده و پخته شده در شرایط نامطلوب و حرارت بالا و با روغن و نمک فراوان در جامعه عرضه می‌شود.

    او با هشدار در خصوص در معرض نابودی قرار گرفتن غذاهای سنتی، می‌گوید: این روند تغییر الگوی غذایی باعث شده تا غذاهای سنتی ما در مواجهه با غذاهای آماده در حال نابودی باشند، به طوری که در حال حاضر از چند صد نوع غذای سنتی که در کشور وجود دارد، فقط تعداد انگشت شماری در رستوران‌ها ارائه می‌شود و لازم است در این زمینه تحول بنیادینی ایجاد شود.

    او متذکر می‌شود: ما اعتقاد داریم که غذا باید متنوع، متناسب و متعادل باشد، این تنوع در غذاهای سنتی بیشتر به چشم می‌خورد و غذاهای سنتی ما از بهترین غذاهای دنیا محسوب هستند. مقایسه غذاهای سنتی با غذاهای آماده نشان می‌دهد که غذاهای سنتی از بسیاری جهات نسبت به غذاهای آماده برتری دارند و غذاهای سنتی غالبا نمک، روغن، شکر، مواد افزودنی و مواد نگهدارنده مصنوعی و شیمیایی کمتری دارند، ضمن آن‌که در اغلب غذاهای سنتی روش پخت غذا به صورت آب پز یا بخار پز است که سبب حفظ بیشتر ویتامین‌ها و املاح در غذا می‌شود.

    پورعلی اظهار می‌کند: مواد غذایی در غذاهای سنتی تازه و طبیعی بوده و برای مزه دار کردن غذاها از ادویه جات و چاشنی‌های طبیعی که خود سرشار از آنتی اکسیدان‌ها و سایر مواد مفید برای سلامتی است، استفاده می‌شود. در کنار اغلب غذاهای سنتی از سبزیجات برای بهبود طعم و هضم بهتر غذاها استفاده می‌شد که امروزه مصرف آن‌ها بسیار کمتر شده است.

    این کارشناس تغذیه می‌گوید: غذاهای بومی و سنتی اغلب از ترکیب گروه‌های مختلف غذایی به دست می‌آیند که این مسئله خود نشان دهنده بالا بودن ارزش غذایی این قبیل غذاها و غنی بودن فرهنگ غذایی است. بسیاری از غذاهای بومی و محلی آذربایجان شرقی از غذاهای مفیدی هستند که آشنا کردن اعضای جامعه و خانواده‌ها به ویژه کودکان، نوجوانان و دانش آموزان با این گونه غذاها موجب زمینه سازی برای تامین سلامت افراد جامعه به ویژه آیندگان می‌شود.

    او تاکید می‌کند: با توجه به وضعیت و روند شیوع بیماری‌ها و مشکلات فعلی سلامت جامعه، باید مصرف گروه متفرقه مواد غذایی به ویژه قند و شکر، نمک و چربی‌ها و روغن‌های خوراکی محدود شده و مصرف گروه‌های اصلی مواد غذایی مثل لبنیات، میوه و سبزی به میزان توصیه شده افزایش پیدا کند، هم‌چنین مورد توجه قرار گرفتن تهیه غذاهای بومی و بهبود ترکیبات غذاهای سنتی و اصلاح الگوی مصرف مواد غذایی، امکان پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و مشکلات شایع سلامتی جامعه فراهم شود.

    وی در خاتمه خاطرنشان می‌کند: انتظار می‌رود تمامی ذی‌نفعان برای جایگزین کردن غذاهای سنتی که افتخار و سرمایه ملی هستند، به جای غذاهای وارداتی تلاش کرده و آموزش فراگیر در خصوص تغذیه مناسب و مصرف آن‌ها را در خانواده‎ها و جامعه ترویج دهند.

     انتهای پیام

  • اعتراض به جابه‌جایی اولین موزه کاریکاتور آسیا

    اعتراض به جابه‌جایی اولین موزه کاریکاتور آسیا

    مدیر موزه کاریکاتور تبریز در گفت‌وگو با ایسنا، با معرفی آثار نگه‌داری شده در این موزه، اظهار کرد: این آثار اغلب توسط کارتونیست‌هایی که به تبریز سفر کرده و از موزه بازدید کرده‌اند و یا توسط مهمانان، داوران و یا برگزیدگان جشنواره‌هایی که در این محوریت برگزار می‌شود، به این موزه اهدا شده‌اند.

    سمیرا یوسفی با اشاره به وجه تمایز موزه کاریکاتور تبریز نسبت به موزه گابرو بلغارستان، گفت: موزه گابرو در بلغارستان شامل بخش‌های حجم سازی، کارتون و ادبیات طنز است، در حالی که موزه کاریکاتور تبریز اختصاصی آثار کاریکاتور است؛ البته در بخش‌های دیگر این موزه آثار و اسناد قدیمی شامل نشریات، سوابق کارتون در ایران و کتاب‌های مربوط به کارتون نگهداری می‌شود.

    وی با تاکید بر این‌که سه گالری ثابت در این موزه فعالیت‌ می‌کند، افزود: آثار و کتب موجود در موزه نیز در اختیار علاقه‌مندان گذاشته می‌شود تا مطالعه کنند، اما به علت ارزشمند بودن، خارج کردن آنان از موزه ممنوع است.

    یوسفی با اشاره به این‌که بازدید از این موزه رایگان بوده و از روز شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹ تا یک ظهر و سه تا هفت عصر امکان بازدید از این موزه فراهم است، افزود: آمار بازدید روزانه از این موزه، در فصل تابستان به صورت میانگین ۱۰۰ نفر و در فصل زمستان میانگین ۱۰ نفر بوده و همچنین در ایام عید نوروز نیز آمار بازدیدکنندگان افزایش می‌یابد.

    وی با بیان این‌که ۶۹ نفر به عنوان عضو فعال در این مجموعه به فعالیت‌هایی نظیر برگزاری کلاس‌های آموزشی و همچنین به فعالیت در سه کمیته تصویر سازی، چهره و کارتون بدون شرح می پردازند، افزود: این کمیته‌ها در حوزه تصویرسازی کتاب کودک و شرکت در مسابقات چهره و ارائه اثرهای فاخرهنری فعالیت می‌کند.

    وی تشریح کرد: کتب نایاب و اسنادی در قالب نشریات قدیمی، کارت پستال و … نیز در موزه نگهداری می‌شود.

    یوسفی با بیان این‌که آثاری در موزه نگهداری می‌شود که هر کدام در اکسپوهای هنری، بالاتر از هزار یورو قیمت‌گذاری می‌شوند، افزود: در سایر کشورها معمولا پرینت آثار در موزه‌ها نصب می‌شود، این در حالی است که تمامی آثار موجود در موزه کاریکاتور تبریز اصل هستند.‌

    مدیر موزه کاریکاتور تبریز گفت: هدف ما این است که موزه کاریکاتور شناخته شود و با رایگان کردن بازدید و چاپ بروشور سعی می‌کنیم تا انگیزه مردم را نسبت به بازدید افزایش داده و دیدشان را تغییر دهیم.

    وی در ارتباط با جابه جایی مکان موزه و انتقال جلسات شورای اسلامی شهر تبریز به ساختمان موزه گفت: فعلا اطلاع کتبی دراین مورد ابلاغ نشده است و امروز با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیز صحبت کردم که گفتند هنوز ابلاغ رسمی و کتبی به آنان نیز داده نشده است.

    وی اظهار کرد: تخلیه این ساختمان امری نیست که به آسانی صورت گیرد؛ همچنین ساختمان موزه از لحاظ معماری و محدوده ترافیکی و نبود پارکینگ، مناسب برگزاری جلسات شورای اسلامی شهر نیست.

    یوسفی گفت: خبر جا به جایی مکان موزه موج اعتراضی در میان علاقمندان به این موزه به راه انداخته که امیدواریم با رایزنی این مسئله را حل کرده و مورد حمایت مسئولان قرار بگیریم.

    انتهای پیام

  • رابین هود ایرانی، یک زن بود

    رابین هود ایرانی، یک زن بود

    او در یک خانواده روستایی و فقیر و در محله‌ای به دنیا آمد که جنبش زنان در دوره ناصری از آن جا به پا خاست، حاج اسماعیل امیرخیزی در مورد محله «عمو زین‌الدین تبریز» نوشته است که اهالی این محله به دلیل نزدیکی به محله امیرخیز و سنگر ستارخان،کمک‌های زیادی به مشروطه‌چی‌ها کردند.

    «زینب پاشا» هم یکی از هزاران زنی است که نامشان در تاریخ مذکر ما گم شده و یا آنگونه که شایسته فداکاری‌ها و اثرگذاری‌های آن‌ها است، معرفی نشده‌اند.

    مجید رضازاد عمو زین‌الدینی در کتاب «زینب پاشا» در وصف دلاوری‌ها و فداکاری‌های زینب، معروف به «بی بی شاه زینب»، «زینب باجی»، «ده‌باشی زینب» و «زینب پاشا» اینگونه توصیف می‌کند:

    زینب در یک خانواده روستایی به دنیا آمده و پدرش شیخ سلیمان، دهقان بی‌چیزی بود که مانند دیگر روستاییان به سختی روزگار می‌گذراند و زینب هم در چنین رنج و محنتی صاحب اراده قوی و آهنین شد، او زنی تنومند و قوی هیکل بود که دو گوشه چادر خود را به کمرش می‌بست، در آن زمان که در تبریز بیشتر خانم‌ها رو بندی به صورت خود می‌زدند، این خانم با صورت باز و بدون روبند رفت و آمد می‌کرده است.

    قبل از مشروطیت و در دوران استبداد در ایران نظم و امنیتی وجود نداشت، بنابراین محتکران در تابستان، غله سالانه مردم را به قیمت ارزان خریده و در انبارها نگه می‌داشتند و در فصل زمستان قحطی مصنوعی به وجود آورده و کالای احتکار شده خود را به چندین برابر قیمت به مردم فقیر و مظلوم می‌فروختند.

    همزمان با سال ۱۳۱۳ هجری قمری و در دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه این قحطی مصنوعی که توسط عده‌ای محتکر به وجود آمده بود، به اوج خود رسید و افراد فقیر شهر در تنگنای بزرگ گرفتار شدند، تا جایی که قیمت یک من نان از ۱۲ شاهی به ۱۵ شاهی رسید، در چنین شرایط سخت اجتماعی، زینب پاشا چماق خود را که پوشیده از میخ و فلز بود به دست گرفته و عده‌ای زنان را به دور خود جمع کرده و بر علیه محتکران با سلاح سرد قیام کرد.

     زینب پاشا رشادت‌هایی از خود نشان داد که رشادت‌های او به ضرب‌المثل در میان مردم تبریز تبدیل شد، به طوریکه وقتی دو نفر با یکدیگر دعوا می‌کنند و یکی بر دیگری غالب می‌آید و به اصطلاح او را “ده باشی زینب” می‌نامند، در آن روزهای سیاه و گرسنگی این زن فداکار زردآلوهای شیرینی خریده و آن‌ها را در میان بچه‌های فقیر تقسیم می‌کرد و به آنها می‌گفت، هسته‌های آن‌ها هم شیرین است، آن‌ها را هم بشکنید و بخورید.

    زینب پاشا غیر از بستن بازار و حمله به مقر حکومت و سنگباران کردن آن، عده‌ای از بقال‌های محتکر و نانوایان گران فروش را نیز به زیر چماق کلفت خود انداخته بود، برای مثال مشهدی حسن نانوا در نوبر قاپیسی و بقال محتکر و نانوای کوچه سقاخانه از جمله افرادی بودند که با چماق معروف زینب پاشا پذیرایی شده بودند.

     روایت مرسوم در میان مردم که همواره زنان شجاع را در رشادت به زینب پاشا تشبیه می‌کنند و اشعار سروده شده در وصف او بیانگر این نکته است که در روزگار مبارزه با ستم و ظلم اجتماعی در آن دوره، زنان تبریز بیش از مردان این شهر از خود صراحت و شجاعت نشان داده‌اند.

    زینب پاشا پیشتاز بیداری زن ستم دیده ایرانی است که یک قرن و اندی پیش، مهر سکوت تاریخ را از لب برداشته و برای اولین بار در تاریخ ایران با ۴۰ نفر از شیر زنان تبریز علیه ستم پیشگان و به موازات آن علیه نابرابری‌های جنسی که نظام فئودالی و دیدگاه‌های سنتی بر زنان تحمیل کرده بود به جنگ مسلحانه و پارتیزانی دست می‌زند و همه را در برابر دلاوری‌های شگفت انگیز خود به حیرت وا می‌دارد.

    در عرصه اجتماعی و سیاسی این دوره همچنین مشکلات و مسائل مهمی مانند بحران نان و امتیاز تنباکو نیز مطرح شد که این دو عامل نیز از جمله مهم‌ترین عواملی بود که جنبش زنانه تبریز به رهبری زینب پاشا را موجب شد.

    زینب پاشا، تنها نبود

    در جنبش زنانه علاوه بر زینب پاشا دَه‌ها زن بی نام و نشان بودند که در مواقع حساس با ندای زینب جمع شده و دسته‌ی بزرگی تشکیل می‌دادند، میرزا فرخ و قهرمان خطیبی، شاعرانی هستند که کارهای زینب را به شعر کشیده‌اند در سروده‌های این شاعران و در اطلاعات موجود، نام حداقل هشت تن از یاران نزدیک او معلوم است که عبارتند از «یوزباشی خاور»، «نایب کلثوم»، «آتلی شاه به‌ییم»، «فاطمه نساء»، «سلطان بیگم»، «جانی بیگم»، «خیرالنساء» و «ماه بیگم»، دریغا که نه تنها از چند و چون زینب، بلکه از سرگذشت یاران او هم خبری در دست نیست.

     «رضا همراز»، پژوهشگر، در مقاله‌ای که در نشریه شمس ‌تبریز به چاپ رسیده است، درخصوص «آتلی شاه به‎ییم» می‌گوید که او یکی از زنان نیرومند و با غیرت و هم دوره زینب پاشا و ساکن محله امیرخیز بوده و نفوذ زیادی داشت و به تبع از زینب پاشا در زمان قحطی، انبارهای افراد ثروتمند و محتکر را در آن محل بیرون ‌ریخته و آن را بین افراد فقیر و گرسنه تقسیم می‌کرد، گفته می‌شود که او وجوه دولتی را که از تبریز به مرند و جلفا برده می‌شد، از دست عمال دولتی خارج کرده و آن را به تبریز آورده و در بین نیازمندان این شهر تقسیم کرد.

     اعطای امتیاز تنباکو در دوره ناصرالدین شاه به بیگانگان و همچنین لغو آن و نقش مردم تبریز در پیروزی نهضت ضد استعماری یکی از پر افتخارترین حماسه‌ آفرینی‎های مردمی محسوب می‌شود، به گفته منابع، زینب پاشا و یاران او از جمله معترضانی بودند که در این قیام به پا خاستند و حتی گفته می‌شود که نام و نشان زینب پاشا بعد از این نهضت بر سر زبان‌ها افتاد.

    در تبریز زنان به رهبری زنی به نام زینب و در اعتراض به قراردادها دوشادوش مردان به پا خاستند، همچنین بازار این شهر به علامت اعتراض بسته شد و متجاوز از ۲۰ هزار نفر مسلح به شاه تلگراف کردند که به هیچ وجه زیر بار این قرارداد نخواهند رفت، با گذشت چند روز از بسته شدن بازار، ماموران دولتی به زور ارعاب و تهدید و وعده و وعید بازاریان را مجبور به باز کردن مغازه‌هایشان کردند، اما چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته بود که دسته‌های زنان به زور اسلحه بازار را بسته و به سرعت صحنه را ترک کردند و رهبری همین اقدامات برعهده زینب بوده است.

     سرانجام بر اثر مخالفت شدید مردم، ناصرالدین‌شاه مجبور به عقب نشینی شده و امتیاز تنباکو را لغو کرد، اما مبارزه زنان تبریز و زینب پاشا کماکان بدون وقفه ادامه یافت، او هر ازگاهی به همراه دیگر زنان رزمجو در کوچه و بازار و محل ازدحام مردم ناگهان ظاهر شده و مردم را به مبارزه و کندن ریشه ظلم تشکیل و تشویق می‌کرد.او می‌گفت: «اگر شما مردان جرات ندارید جزای ستم پیشگان را کف دستشان بگذارید، اگر می‌ترسید که دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، چادر ما زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید، ما جای شما با ستمکاران می‌جنگیم.»

     این آخرین اقدام زینب پاشا نبود و او هنگام وقوع بحران نان در تبریز هم قیام کرد:

     انبار کردن مایحتاج مردم و گران فروختن آن در زمان کمیابی و ایجاد قحطی مصنوعی از جمله اقدامات اعیان‌ و بازرگانان در دوران قبل از مشروطه بود، در نتیجه این کار، نان همیشه کمیاب و جلوی نانوایی‌ها پر از انبوه زن و مرد بود که فریاد و هیاهویی آنان از دور شنیده می‌شد، این مسئله به یکی از گرفتاری‌های اصلی مردم تبدیل شد و چندین بار آشوب‌هایی پدید آورده بود که یکی از آن‌ها آشوب خونین سال ۱۳۱۶ هجری قمری و تاراج خانه‌های نظام‌العلما و علاءالملک دیگران بود.

     زنان در اعتراض به وضعیت بحرانی نان پیش قدم شدند و به طرق مختلف به ابراز نارضایتی پرداخته و از به کارگیری خشونت نیز خودداری نکردند، در تبریز هم زینب پاشا و یارانش در چنین مواقعی در کار کشف انبارهای غلات مالکان و گشودن آن‌ها و تقسیم گندم و جو احتکار شده بین خانواده‎های تنگدست فعال بودند، از این جهت، محتکران و گران فروشان تبریز خاطره خوشی از زینب پاشا و یارانش ندارند.

     شاید این برای اولین بار در تاریخ جهان بود که حدود سه هزار زن چوب به دست در بازارها به راه افتاده و کسبه را به بستن دکان و پیوستن به راهپیمایان مجبور کردند.

    «سیسیل وود»، سرکنسول انگلیس در تبریز که در واقع شاهد عینی رویدادها در این شهر بود در گزارشی به سفیر انگلیس در تهران پس از اشاره به بی توجهی و بی علاقه‌گی مقامات محلی آذربایجان که مردم را به حال خود گذاشته و در زمینه تامین آذوقه و رفاه آن‌ها اقداماتی نکرده‌اند، نوشت «تبریزی‌ها که گرسنه و گرفتار قحطی شده‌اند در روز ورود ولیعهد به تبریز در بازگشت از تهران که برای معالجه به آن‌جا رفته بود، دست به تظاهرات کوچکی در بازار تبریز زدند، اما وقتی قائم مقام (پیشکار حکومت آذربایجان) از طرف ولیعهد (مظفرالدین میرزا) به آنان وعده بهبود اوضاع را داد، آرام شدند.»

    سرکنسول انگلیس در پایان این گزارش از وزیر مختار انگلیس در تهران خواست که ناصرالدین شاه برای جلوگیری از آشوب‌های احتمالی که می‌ترسد برای خارجی‌ها نتایج ناگواری داشته باشد، پادرمیانی کند؛ چرا که ولیعهد مظفرالدین میرزا به علت سستی، اعتماد و حسن نیت مردم آن را از دست داده و اندک نیروی نظامی هم که در اختیار او است به زودی به شورشیان می‌پیوندند.

     زنان در طول این مدت در اعتراض به قطحی و فساد حاکمان شورش کرده و بازاریان را مجبور به بستن دکان‌هایشان کردند، اما هر بار ولیعهد با دادن وعده وعید با آن‌ها و قول مساعدت و پرداختن خون بهای کشته‌شدگان در شورش‌ها آن‌ها را از سر وا کرده بود.

    سسیسل وود در گزارش دیگری نوشت: روز هفدهم اوت ۱۸۹۵ برابر با بیست و پنجم صفر ۱۳۱۳ هجری قمری گروهی از زنان در بازار در اعتراض به پرداخت نشدن خون بهای کشته‌شدگان به راه افتاده اند ، «در نتیجه ولیعهد ناچار شد دستور دهد ۷۵۰ تومان از این بابت پرداخت شود، اما از آن جایی که ۱۲ نفر در جریان شورش کشته شده‌اند، هنوز ۲۲۵۰ تومان کم است.»

    یکی دیگر از عملیات‌های مردمی زینب اشا و یارانش حمله به خانه‌ی نظام‌العلمای دیبا از رجال منتفذ دوره قاجاری است، با مطالعه و بررسی شرح حال خاندان نظام‌العلمای‌ دیبا دیده می‌شود که این خاندان پرنفوذ هم در دوره قاجاریه در راس برخی از امور مهم این دوره بوده و هم در دوره بعدی یعنی در دربار پهلوی برای خود جاه و مقامی داشتند.

     گفته می‌شود که نظام‌العلما از شاه اجازه داشت تا غله خود را هر وقت که دلش خواست، بفروشد، زینب پاشا پس از شناسایی محل انبار، نقشه حمله را از پیش آماده کرده و هنگام حمله، چادر خود را از سر برداشته و از آن علم ساخته و پیشاپیش مردم حرکت کرد، خانه و انبار انباشته از گندم نظام‌العلما را گرفته و به مردم گرسنه داد.

     گفته می‌شود که این اقدام آخرین اقدام و صحنه حضور زینب باجی در شهر تبریز بوده است و بنابر روایتی آخرین حادثه قابل ذکر زندگی زینب پاشا را باید درگیری او با سربازهای عثمانی در جریان مسافرتش به عتبات که در اواخر عمرش رویداد، می‌دانند و بعد از آن دیگر اطلاعی درباره زندگی او در دسترس نیست.

    بر اساس این گزارش، اکثر منابع معتقد هستند که بعد از این واقعه خبری از زینب پاشا به دست نیامده است و به نظر می‌رسد که او در آخرین سفر خود به مقصد کربلا، در گذشته و پیکرش نیز هیچگاه به شهر تبریز و زادگاهش «عمو زین‌الدین» بازنگشته و در کربلا دفن شده است.

    منبع: کتاب زینب پاشا  تالیف مجید رضازاد عموزین الدینی

    انتهای پیام

  • پلیس فتا عاملان توهین به طرفداران تیم تراکتور را دستگیر کرد

    پلیس فتا عاملان توهین به طرفداران تیم تراکتور را دستگیر کرد

    سرهنگ محسن محمودی با اعلام این خبر، اظهار کرد: در پی حواشی پیش آمده در مسابقه فوتبال بین تیم های تراکتور سازی تبریز وپرسپولیس  تهران و انتشار کلیپ  توهین آمیز به هوادارن فهیم تیم تراکتور سازی، نیروی انتظامی شناسایی و دستگیری افراد خاطی را در دستور کار قرار داد.

    وی افزود: پلیس فتا با هماهنگی مقامات قضایی در یک عملیات پلیسی  افراد خاطی را درکمتر از ۷۲ ساعت شناسایی و دستگیر کرد و با تشکیل پرونده به مراجع قضایی تحویل داد.

    رئیس پلیس فتا آذربایجان شرقی اظهار کرد:نیروی انتظامی توهین به هیچ یک از اقوام ایرانی  را بر نمی تابد و کسانی‌که قصد خدشه دار کردن فرهنگ اصیل ایرانی را داشته باشند، برابر قانون  با آن‌ها با قاطعیت برخورد خواهد شد.

    به گزارش مرکز اطلاع رسانی پلیس آذربایجان شرقی، سرهنگ محمودی بیان کرد: امیدوارم این جریان درس عبرتی  برای سایرین شود تا در میادین ورزشی، دیگر شاهد چنین توهین و اهانت به  یکدیکر نباشیم.

    انتهای پیام

  • پایدار تا پای دار

    پایدار تا پای دار

    روزگار سیاهی بود، مجلس توسط محمد علی میرزا به توپ بسته شده بود و اعتراض تعدادی از مشروطه خواهان به سرکردگی ثقه‌الاسلام، شاه را دست به دامان روس‌ها کرده و اینگونه بود که تبریز در ۲۳ آذر ماه ۱۲۹۰ توسط قوای روس محاصره شد.

    روس‎ها از همان بدو ورود، شروع به بدرفتاری با مردم تبریز کردند و با افزایش فشار قوای روس، ۴۰ تن از مجاهدان به سمت دولت عثمانی رفتند، اما «ثقه‌الاسلام» با وجود فشارها، قرار را بر فرار ترجیح داد و معتقد بود مجتهد باید سنبل شجاعت باشد، حتی اگر ماندن به قیمت جانش تمام شود، می‎ماند، میرزا تسلیم نشد، او حاضر نبود پای نامه‎ای را که در آن نوشته شده بود «مشروطه‌چی‌ها آغازگر جنگ هستند» را امضا کند، مُهرش را هم شکست تا بعد از مرگش، کسی نتواند از آن سو استفاده کند و تا پای دار، پایداری کرد.

    دهم دی ماه ۱۲۹۰ هجری شمسی مصادف با ظهر عاشورا ۱۳۳۰ هجری قمری، هشت نفر از عالمان و مبارزان مشروطه که مخالف حضور قوای روس در تبریز بودند، به دار آویخته شدند. 

    یک پژوهشگر مسائل تاریخی با اشاره به حوادث دی ماه  1290 تبریز و به دار آویخته شدن چند تن از عالمان و بزرگان تبریز به دست قوای اجنبی روس در میدان مشق تبریز (دانشسرای کنونی) به ایسنا می‌گوید: دولت روس برای ترساندن تبریزی‌ها و جلوگیری از قیام از هشتم دی ماه شروع به اعدام بزرگان و مجاهدان تبریز از جمله ثقه‌الاسلام، صادق‌الملک، پسران علی موسیو، ضیاءالعلما و دایی او کرد. مستندات نشان می‌دهد که روس‌ها بعد از اعدام‌های روز عاشورا هم به کارشان ادامه داده و شروع به شناسایی بزرگان و عوامل تاثیرگذار در جریان انقلاب مشروطه یا انجمن تبریز کردند.

     کریم میمنت نژاد در این خصوص بیان می‌کند: به اعتقاد من از مدت‌ها قبل برای شناسایی و بررسی میزان نفوذ این افراد کار کرده بودند و این برنامه برای از کار انداختن موتور محرکه انقلاب تبریز، بعد از انتخاب «میلر» به عنوان کنسول روسیه اجرا شد.

    وی می‌گوید: اعدامی‌های ظهر عاشورای ۱۳۳۰ هجری قمری، یک روز قبل یعنی در روز تاسوعا دستگیر شده و در بازداشت موقت در باغشمال تبریز به سر می‌بردند، بی‌نتیجه بودن تلاش قوای روس برای گرفتن تاییدیه از دستگیرشدگان به اعدام ظهر عاشورا انجامید.

    این تبریز پژوه بیان می‌کند: برخلاف برخی نقل‌ها از این واقعه مبنی بر اعدام مجاهدان مشروطه در مقابل چشمان عزاداران، اعدامی‌ها با حضور ۶۰۰ نفر از نیروهای نظامی روسیه در میدان مشق تبریز که در آن برهه دروازه و دیوار داشت، به دار آویخته شدند و مردم بعد از وقوع حادثه در محل تجمع کردند و شاهد خود واقعه اعدام نبودند. تصویر معروف موجود از این واقعه، پس از وقوع حادثه ثبت شده است.

    او می‌گوید: چند ساعت پس از اتمام واقعه، درها به روی مردم باز شده و پیکر به دار آویخته شدگان پس از شکسته شدن مقاومت روس‌ها پایین کشیده و پیکر تعداد زیادی از آن‌ها در جوار مقبره  امام زاده سید حمزه (ع) دفن شد.

    او با بیان اینکه با توجه به اهمیت موضوع، قوای روس از انتقام تبریزی‌ها مطمئن بودند، می‌افزاید: اعدام مجاهدان و بزرگان بعد از ظهر عاشورا هم ادامه پیدا کرد و نزدیک به ۵۳ نفر از بزرگان تبریز در فاصله دو ماه پس از واقعه عاشورای ۱۳۳۰ به دار آویخته شدند، این‌ها کسانی بودند که پس از انتصاب «صمد خان شجاع‌الدوله» به عنوان حاکم تبریز، برخلاف کسانی که به دولت عثمانی پناهنده شدند، فرار نکردند، معتقد هستم کسانی که غریبانه و به طور فجیعی جانشان را از دست دادند، باید عزیز شمرده شوند و این در حالی است که شاید ما حتی نامشان را هم نمی‎دانیم.

    وی می‌گوید: ثقه‌الاسلام گفته بود که «اگر من هم فرار کنم، میر فتاح دوم خواهم بود»، از این رو او هم ماندن را ترجیح داد،- «میر فتاح» یک روحانی در زمان عباس میرزا بود که دروازه‌های تبریز را در جنگ میان ایران و روس به روی نظامیان روس باز کرد –  ثقه‌الاسلام ماند و مردم را با اجانب روس تنها نگذاشت.

    بر اساس این گزارش، محل دقیق به دارآویخته شدن میرزا علی تبریزی ملقب به ثقه‌الاسلام و همراهانش، سربازخانه تبریز (سالن اجتماعات ساختمان دانشسرا) است، بی‌توجهی به تاریخ در این میدان هم به چشم می‌خورد؛ چرا که هیچ خبری از نماد این واقعه یا عالمانی که در عاشورای ۱۳۳۰ قمری در نزدیکی میدان دانشسرا به دار آویخته شدند، نیست.

    گفته می‎شود، دانشگاه هنر موظف به ارائه طرحی به این منظور شامل یادمان‌ها، نقش برجسته‌ها و تندیس این واقعه شده است و با توجه به قرار گیری محل دقیق این واقعه در ایستگاه مترو کنونی، ارگان‌‎های متولی منتظر اتمام عملیات ایستگاه مترو و نصب یادمان هستند.

    جا دارد که ارگان‎های متولی، محل شهادت شهدای این واقعه را که طبق مستندات تاریخی، میدان‌های تبریز بوده است، شناسایی کرده و یاد و نام آن‌ها را با تندیس یا نمادی زنده نگه دارند.

    مسجدی تحت عنوان «مسجد ثقه‌الاسلام» در جوار مسجد صاحب‌الامر تبریز واقع شده است که این مسجد در جوار مسجد سلطنتی شاه طهماسب صفوی واقع در میدان صاحب‌الامر تبریز واقع بوده و توسط «میرزا شفیع» پدر بزرگ ثقه‌الاسلام تاسیس شده است، این مسجد در ابتدا به مسجد «شیخیان» معروف بوده و پدر بزرگ، پدر و خود ثقه‌الاسلام در آن نماز می‌خوانده‌اند.

    هر چند نام ثقه‌الاسلام در سر درب این مسجد به چشم می‌خورد، اما نام آن در فهرست آثار تغییر پیدا کرده است.

    مزار این مجاهد هم که از معدود مزارهای باقی مانده از آن دوره است، در وضعیت مناسبی قرار نداشته و با اجرای طرح توسعه مقبره‌الشعرا حصارکشی شده است، اما هنوز خبری از مرمت آن نبوده و راه برای ثبت تصاویر بسته بود.

    خانه این عالم دینی در خیابان چایکنار تبریز، مابین مقبره‌الشعرا و میدان صاحب‌الامر قرار دارد و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

    انتهای پیام

  • ادامه مرمت مسجد کبود تبریز

    ادامه مرمت مسجد کبود تبریز

    مرتضی آبدار با اشاره به این‌که مرمت مساجد تاریخی ازجمله اقداماتی است که به‌صورت مستمر در برنامه معاونت میراث فرهنگی استان قرار دارد، گفت: این اداره کل بخش عمده‌ای از پروژه‌­های مرمتی خود را بر حفاظت و صیانت از مساجد تاریخی و بقاع متبرکه متمرکز ساخته است.

    وی افزود: “مسجد کبود” یکی از مواریث ارزشمند تاریخی و فرهنگی به شمار می‌رود که مشرف بر یکی از شاهراه‌های ارتباطی تبریز با شرق و مرکز ایران قرار داشت و از طریق دروازه‌ه­­ایی به نام “خیابان” به درون باروی جدید تبریز راه می­ یافت.

    وی با بیان این‌که این اثر فاخر تاریخی همواره میزبان گردشگران داخلی و خارجی است و در سال‌های اخیر قدم‌های مؤثری در راستای احیای این مجموعه‌ تاریخی و ارزشمند ایران انجام‌گرفته است، ادامه داد: در سال جاری اقداماتی نظیر مرمت بخشی از محراب، نقاشی روی سنگ‌های مرمر در راستای القاء حس تاریخی بودن بنا و ایجاد پیوستگی میان دیوارهای مسجد، مرمت گنبد، نصب درب­‌های چوبی شبستان، پوشش آجری مناره ضلع شرقی، کف­‌ سازی محوطه و رطوبت­ زدایی بخش‌های مختلف مسجد، انجام گرفته است.

    به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی، آبدار اظهار کرد: در راستای مناسب­ سازی و ارائه خدمات ویژه به افراد دارای محدودیت‌های حرکتی، رمپ ویژه این گروه نیز در محوطه مسجد کبود ایجاد شده است.

    انتهای پیام

  • بحران کمبود سرویس بهداشتی و حمام در روستاهای زلزله‌زده آذربایجان شرقی

    بحران کمبود سرویس بهداشتی و حمام در روستاهای زلزله‌زده آذربایجان شرقی

    ایسنا به بررسی میدانی مشکلات زلزله‌زدگان می پردازد.

    روستای ورنکش، معروف‌ترین روستای زلزله زده شهرستان میانه است که بیش از دیگر روستاها از زمین لرزه ماه گذشته آذربایجان‌شرقی متاثر شده و مورد توجه اکثر مسئولان کشوری که برای سرکشی به زلزله زدگان و بازدید از مناطق زلزله زده آمدند، قرار گرفته است.

    بررسی‌های میدانی خبرنگار ایسنا در سه نوبت، نشان می‌دهد که کسی در این روستا در چادر زندگی نمی‌کند و تمامی چادرها یا خالی هستند یا به عنوان انبار استفاده می‌شوند، تنها یک خانواده در چادر ساکن است که به گفته خودشان دو اتاقک ۱۲ متری که برای اسکان موقت از بنیاد مسکن گرفته‌اند، فضای کافی برای خانواده چهار نفره ندارد و تواما از اتاقک و چادر استفاده می‌کنند.

    رقیه محسنی، خانم زلزله زده اهل روستای ورنکش است که در هر سه نوبت بازدید میدانی خبرنگار ایسنا از نبود سرویس بهداشتی و حمام و امکانات بهداشتی در روستا گله‌مند بوده و مجبور به استفاده از امکانات همسایگان و آشنایانش است.

     او می‌گوید: یک ماه بیشتر از وقوع زلزله گذشته است، من تا کی می‌توانم در همسایه و آشنایان را زده و بگویم که برای استفاده از سرویس بهداشتی و حمام شما آمده‌ایم؟، دیگر کسی مرا به خانه‌اش راه نمی‌دهد. آب برای شست و شوی دست و صورتمان هم نداریم. لباس‌هایمان را یا دفن می‌کنیم یا بیرون می‌اندازیم، چرا که آب برای شستن آن‌ها نداریم.

    وی ادامه می‌دهد: هوا بسیار سرد است و بچه‌ها بیمار شده‌اند، نه سرویس بهداشتی و نه حمام دارم و در کانکس ساکن هستم، اما آوار خانه من را هنوز بر نداشته‌اند، در ابتدای وقوع زلزله‌ پول کافی برای برداشتن شیروانی بالای خانه‌ام نداشتم و الان هم بنیاد مسکن هم می‌گوید باید همزمان با موقعی که آوار خانه همه برداشته می‌شد، اقدام می‌کردی.

    وی اظهار می‌کند: حتی آب هم برای شستشو و خوردن نداریم، سر آب آوردن از خانه همسایه، کتک خوردم. در طول ۴۰ روز، فقط یک بار توانستم در خانه یکی از آشنایان حمام کنم. حتی آب هم برای شستشو و خوردن نداریم، سر آب آوردن از خانه همسایه، کتک خوردم. در طول ۴۰ روز، فقط یک بار توانستم در خانه یکی از آشنایان حمام کنم. 

    خانم محسنی می‌گوید: بچه‌ها به دلیل عفونت میکروبی، تبخال زده‌اند، نمی‌توانیم در کانکس زندگی کنیم، هوا بسیار سرد است. برای پختن یک وعده غذا، آن را روی چراغ می‌گذاریم تا بلکه شب آماده شود.

     وی اضافه می‌کند: بخاری برقی بیش از حد برق مصرف کرده و جوابگو نیست، همین هم چندین بار باعث آتش سوزی در کانکس ما شده و اداره برق هم تا به حال به ما سر نزده است.

    ستاد مرکزی بنیاد مسکن در روستای صومعه قرار داشته و تمامی مصالح و تجهیزات در این ستاد دپو و به اندازه نیاز در مناطق مورد نظر توزیع می‌شوند. افراد زیادی که منازلشان در حادثه زمین‌ لرزه اخیر تخریب شده و یا نیاز به تعمیر دارد، برای تشکیل پرونده به این ستاد مراجعه می‌کنند، به نظر می‌رسد پیچ و خم‌های اداری در مناطق زلزله زده هم تا حدودی زلزله زدگان را با مشکل مواجه کرده است.

    حسن اصغری،مسئول شورای روستای صومعه شهرستان میانه از مسئولان بازدید کننده  تقاضا دارد تا سقف اعتبارات مصوب که برای بازسازی و تعمیر منازل آسیب دیده در نظر گرفته شده است، افزایش پیدا کند و می‌گوید: حدود ۷۲۰ مورد تخریبی در این روستا داریم که به گوش می‌رسد فقط برای ۴۰۰ واحد اعتبار در نظر گرفته شده است.

    در ادامه خانم دیگری که اهل روستای صومعه است، گلایه می‌کند که پس از چندین بار مراجعه، کارشناسان به او گفته‌اند که پرونده ندارد.

    علی نوروزی که منزل او در زمین لرزه اخیر ترک برداشته و به گفته خودش قابل سکونت نیست، با نشان دادن تصاویری از منزلش، می‌گوید: کارشناس تنها فقط یک بار از منزل من بازدید کرده و تا به الان کسی سراغ ما نیامده است و اگر دیوارهای خانه فرو بریزند و یکی از اعضای خانواده‌ام از دست بروند چه کار باید کنم.

    وی ادامه می‌دهد: هم اکنون در چادر به سر می‌بریم و ساختمان تازه ساخت پسرم هم ترک برداشته است که نه کارشناسی از آن بازدید کرده و نه بیمه چیزی پرداخت می‌کند.

    سلام الله عبداللهی از روستای ورزنق آمده و به گفته خودش در چادری که زیر سقف ساختمان دو طبقه‌اش که فقط اسکلت آن کار شده، ساکن است. او می‌گوید: مادر پیرم را به تهران فرستاده‌ام و خودم اینجا آواره هستم.

    مصاحبه ما به دنبال توضیحات کارشناس بنیاد مسکن و اصرار او مبنی بر فصلی بودن این آقا و عدم تعلق تسهیلات به ساکنان فصل نیمه تمام می‌ماند، اما آقای عبداللهی همچنان اصرار دارد که فصلی نبوده و می‌توانند وضعیت اسکان او را استعلام کنند.

    او بیان می‌کند: وام ۲۵ میلیونی برای ساخت منزلش از بنیاد مسکن گرفته و آن را کاملا هزینه کرده است و الان دیگر از پولی برای ادامه ساخت ندارد و با توجه به قابل استفاده نبودن منزل پدری‌اش جایی برای ماندن ندارد.

    بر اساس این گزارش، هیچ یک از اهالی زلزله زده روستاهای زلزله زده ورنکش و صومعه از نظر مواد غذایی و وعده‌های خوراکی کمبودی نداشتند و همگی در این خصوص ابراز رضایت کردند، اما دام‌های زلزله زدگان همچنان در چادرهای برپا شده توسط جهاد کشاورزی استان به سر می‌برند و اقدامی برای ساخت واحدهای دامی و تامین سرپناه نشده است.

    همچنین با وجود گذشت بیش از یک ماه از وقوع زمین لرزه همچنان گل و لای روستای ورنکش مانع از پیشرفت کارها شده و رفت و آمد روستاییان را با سختی زیادی مواجه کرده است؛ گل و لای این مطقه به حدی دست و پا پیر است که تلاشی خبرنگاران برای دسترسی به برخی اهالی و مصاحبه با آن‌ها بی نتیجه ماند.

     در ادامه بازدیدها از مناطق زلزله‌زده به روستای تیرشاب شهرستان سراب سفر می‌کنیم:

    طاهره اشرفی  یکی از اهالی روستا که در کانکس زندگی می‌کند، خانه و تعداد زیادی از دام‌هایش را در زمین لرزه از دست داده و نگران دام‌های باقی‌ مانده‌اش است، او به ایسنا می‌گوید: هیچ سرپناه و حتی غذایی برای خودم نمی‌خواهم، اما دام هایم برای من ارزشمند هستند، از مسئولان خواهش می‌کنم سرپناهی برای دام‌های من که الان در بیرون به سر می‌برند، درست کنند.

    وی می‌افزاید: از شب تا صبح آتش روشن کرده و به دلیل ترس از تلف شدن حیوانات‌مان و ترس از گرگ در بیرون به سر می‌بریم.از شب تا صبح آتش روشن کرده و به دلیل ترس از تلف شدن حیوانات‌مان و ترس از گرگ در بیرون به سر می‌بریم.

    وی ادامه می‌دهد: کانکس خیلی سرد است و بخاری‌ برقی پاسخگوی سرمای روستا نیست، تمام بدنم از شدت سرما درد می‌کند.

    سعیده سیدی، دیگر خانم زلزله زده در روستای ترشاب است که در اتاق خواب ۱۲ متری زندگی می‌کند، ولی او هم مانند همسایه‌اش از ترس از دست رفتن دام‌هایش مجبور به زندگی در چادر و مراقبت از حیواناتش است، او پنج راس دامش را بعد از وقوع زمین لرزه و بر اثر شدت سرما از دست داده است.

    دومین روستای شهرستان سراب روستای قریه دونیق است که اهالی آن مانند روستای تیرشاب با سرمای غیر قابل تحمل زندگی می‌کنند. اهالی این روستا همگی در کانکس یا اتاقک ۱۲ متری زندگی می‌کنند و کسی ساکن چادر نیست.

    مریم علیزاده  به خبرنگار ایسنا می‌گوید: این اتاقک را دو هفته است که به ما داده‌اند، اما هوا خیلی سرد است و از بخاری برگی که به ما داده اند استفاده می‌کنیم، خانه ما کاملا تخریب شده بود و بازسازی آن شروع شده است. مسئولان همگی به ما سر می‌زنند و مشکل خاصی نداریم.

    مرحمت امامی، خانم زلزله‌زده‌ای است که لوازم خانه‌اش در زمین لرزه از بین رفته و با سه دختر و همسر بیمارش در کانکس و چادر زندگی می‌کند و به شدت از سرماگله‌مند است، او در کانکس را باز کرده و فضای نابسامان آن را به ما نشان می‌دهد، خانه‌اش درست روبروی کانکس واقع شده و در دست بازسازی است.

    وی بیان می‌کند: ما حتی یک فرش هم نداریم و خودمان را با بخاری برقی که توان چندانی ندارد، گرم می‌کنیم، وضعیت اقتصادی‌مان خوب نیست.

    وی می‌افزاید: اداره برق از تیر چراغ برق انشعاب گرفته و به ما داده است که بعضی قسمت‌های سیم لخت بوده و به هنگام بارندگی بسیار خطرناک می‌شود.

    نبود سرویس بهداشتی و حمام و وسیله گرمایشی مناسب و نبود مکان مناسب برای نگهداری احشام نیز مانند دیگر روستاها از عمده مشکلات در این روستا بود. تعداد زیادی از اهالی این سه روتا بیمار بوده و از شدت سرمل دچار سرماخوردگی شده بودند.

    عزیز الله مهدیان، معاون بازسازی روستایی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی هم  در ادامه با اشاره به راهکارهای بنیاد مسکن برای تسریع در ساخت واحدهای دامی تخریب شده بیان کرد: سازه‌های مورد نیاز برای ساخت واحدهای دامی هفته که بسیار ساده و سبک هستند، هفته آینده به مناطق ارسال می‌شوند و سعی می‌کنیم ساخت تمامی واحدهای دامی را تا پایان سال جاری به اتمام برسانیم.

    مدیر کل بنیاد مسکن آذربایجان شرقی گفت: امیدواریم آواربرداری تا پایان بهمن ماه به اتمام برسد، اما عجله‌ای برای آواربرداری نداریم.

    حافظ باباپور ادامه داد: تا کنون ۱۳۵ مورد پی کنی، ۲۳ مورد قالب بندی، ۱۵ مورد فونداسیون و ۱۰ مورد نصب اسکلت انجام شده است.

    مدیر کل بحران استانداری آذربایجان شرقی  در گفت‌وگو با ایسنا در ارتباط با وضعیت زلزله زدگان استان آذربایجان شرقی گفت:با گذشت بیش از یک ماه از این حادثه به پیشنهاد استاندار آذربایجان شرقی ،زلزله زدگان اتاقک های پیش ساخته تحویل گرفتند .

    محمد باقر هنربرافزود:با توجه به این که چادر های اضطراری زلزله زدگان تخلیه شده اند و هیچ خانواری در آن ها ساکن نیست  به فرمانداری های شهرستان های زلزله زده ابلاغ شده است تا چادرها جمع آوری شود.

    وی با بیان این که در جریان زلزله اخیر ۳۰۰۰ هزار واحد مسکونی در شهرستان های سراب و میانه تخریب شده اند، گفت:سه نوع اسکان موقت برای زلزله زدگان در نظر گرفته شده است که شامل ۳۰۰ دستگاه کانکس و۲۵۰ واحد اتاقک توسط بنیاد مسکن می باشد.

    وی با اشاره به این که روند آوار برداری وابسته به شرایط آب و هوایی است، گفت: آوار برداری  1700 واحد مسکونی به اتمام رسیده است. هم چنین ساخت واحد های مسکونی شروع شده و تا کنون ۱۳۵ واحد پی کنی،۲۳ واحد آرماتور بندی ،۱۵ واحد فنداسیون ریزی و ۶ واحد اسکلت بندی شده است.

    هنربر از تشکیل۲۶۵۰ پرونده در بنیاد مسکن برای ساخت واحد های مسکونی خبرداد و گفت: تا کنون ۸۷۷ پروانه ساخت صادر شده است و ۷۹۷نفر از زلزله زدگان متقاضی دریافت تسهیلات به بانک ها معرفی شده اند.

    وی گفت: ۴۰ میلیون تومان وام بازسازی،۱۵ میلیون تومان وام معیشت و ۱۰ میلیون تومان کمک بلاعوض به زلزله زدگان تعلق می گیرد،هم چنین برای واحد های دامی تخریب شده و واحد های تعمیری نیز ۱۵ میلیون تومان وام و پنج میلیون تومان کمک بلاعوض در نظر گرفته شده است.

    انتهای پیام

  • امنیت خوبی در مرزها حاکم است

    امنیت خوبی در مرزها حاکم است

    سردار قاسم رضایی در این دیدار با نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی روابط ایران با کشورهای آذربایجان، ارمنستان، عراق و ترکیه را بسیار خوب عنوان کرد و ادامه داد: در مرزهای شرقی (پاکستان و افغانستان) نیز کارهای بسیار خوبی انجام شده و تلاش ما برای مبارزه با قاچاق کالا و مواد مخدر با قدرت ادامه دارد.

    وی تاثیر روابط دیپلماتیک در امنیت مرزهای کشور را مشهود دانست و گفت: با همتایان خود در کشورهای همسایه همکاری های بسیار خوبی داریم تا امنیت مطلوبی در سراسر مرزهای ایران اسلامی برقرار کرده و از ورود بیگانگان به کشور جلوگیری کنیم.

    به گزارش دفتر نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی، وی تصریح کرد: علی رغم تمام سختی ها و شرایط سخت خدمت در مرز، مرزبانان ما با روحیه دفاع مقدسی از مرزهای کشور پاسداری و حراست می کنند.

    انتهای پیام

  • افزایش کشف مواد مخدر در اغتشاشات اخیر/ آخرین وضعیت ۲ مرزبان گروگان گرفته شده در پاکستان

    افزایش کشف مواد مخدر در اغتشاشات اخیر/ آخرین وضعیت ۲ مرزبان گروگان گرفته شده در پاکستان

    سردار قاسم رضایی در نشست خبری در تبریز با بیان این مطلب اظهار کرد: در حوزه اغتشاشات، فتنه از بیرون به ما تحمیل می‌شود. در ناآرامی‌های اخیر نیز کشفیات برخی کالاها هم افزایش پیدا کرد و برخی قاچاقچیان سودجو می‌خواستند از این فرصت سوء استفاده کنند، اما در مرزها ناامنی نداشتیم.

    وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تعداد مرزبانان ربوده شده، گفت: سال گذشته دو نیروی کمکی به مقر سپاه داده بودیم که بر سر موضوعی تعدادی از آن‌ها از سوی گروهی ضد انقلاب در پاکستان به گروگان گرفته شدند.

     وی اضافه کرد: هم اکنون دو مرزبان شامل یک نیروی سپاهی و یک نفر نیز از نیروهای مرزبانی در گرو بوده و آخرین اخبار نشان از سلامتی آنان داشته و ما هم پیگیر هستیم.

    فرمانده مرزبانی ناجا در ادامه با بیان اینکه گزارشی مبنی بر آلودگی آب رودخانه ارس به مرزبانی نرسیده است، اظهار کرد: اگر چنین چیزی باشد، باید توسط متخصصان و کارشناسان وزارت نیرو دنبال شود و ما مشکلی برای هماهنگ کردن امور به منظور تعامل کارشناسان وزارت نیرو نداریم، اما تا به امروز چنین درخواستی نداشتیم.

    وی با اشاره به برخی اظهار نظرهای غیر تخصصی و غیر کارشناسانه در خصوص برخورد مرزبانی با کولبرها گفت: اگر مرزبانی با کولبرهایی که سلاح، مواد ناریه و کالاهای ضد فرهنگی و مشروب در کوله‌هایشان حمل می‌کنند، برخورد نکند، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟

     وی تاکید کرد: برخی با اظهار نظرهای غیر تخصصی و غیر قانونی، ماموران را تضعیف می‌کند.

    رضایی در ادامه با اشاره به وظیفه مرزبانی در حفاظت از صندوق‌های رای به هنگام برگزاری انتخابات در مرزها بیان کرد: طبق دستور فرمانده انتظامی استان، به هنگام انتخابات، این مسئولیت بر عهده مرزبانی بوده و در حوزه دیپلماسی و روابط بین‌الملل جلساتی برگزار و فضا را برای مراقبت شدید می‌کنیم و دغدغه‌ای در این خصوص نخواهیم داشت.

    وی با تاکید بر اینکه هیچ نقطه‌ای از کشور نیست که امن نباشد، اظهار کرد: بر اساس سیاست‌های حاکمیت در سال‌های گذشته و در سال جاری، نظارت‌ها تشدید و قرارگاه‌های مختلفی در مناطق مرزی ایجاد شده است.

    وی اضافه کرد: کل کشفیات مواد مخدر از مرزهای کشور در سال جاری، بیش از ۲۵۰ تن بوده و امسال نزدیک به ۶۳ درصد کشف داشتیم. 

     وی از کشف بیش از ۳۵ درصد سوخت خبر داد و گفت: در حوزه سایر کالاهای قاچاق، به خصوص کالاهای هدف و استراتژیک نظام از قبیل گوشت و برنج، روغن، پارچه و البسه تا ۴.۵ برابر کشف و کنترل ورود و خروج غیر قانونی داشتیم.

    فرماندهی مرزبانی ناجا در ادامه با بیان اینکه ایران با ۱۵ کشور همسایه بوده و کشور بزرگی است، اظهار کرد: ایران از این لحاظ، سومین کشور جهان بعد از چین و روسیه بوده و می‌توانیم در حوزه اقتصادی، فرهنگی، ترانزیتی و سرمایه گذاری‌ها در زمینه صنایع تبدیلی از این ظرفیت استفاده کنیم.

    وی افزود: در آذربایجان شرقی نیز ۲۷۰ کیلومتر با دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان مرز مشترک داریم که بخشی از جمهوری آذربایجان به عنوان جمهوری خودمختار نخجوان بوده و ما به صورت متمرکز با یک رده سر و کار داریم.

    وی با اشاره به ۴۸ کیلومتر مرز مشترک ارمنستان با ایران گفت: روابط خوب سیاسی با این کشور داشته و در سطح میدانی هم مرزبانان ما ارتباط خوبی با منطقه دارند و مدیریت آن با توجه به شرایط این منطقه بسیار آسانتر از سایر مرزها است.

    رضایی با تاکید بر اینکه در ۸۷۵۵ کیلومتر مرز، همه حق و مسئولیت دارند، تصریح کرد: مرز، جایگاهی ملی داشته و همه ایرانیان نسبت به آن هم حق و هم وظیفه دارند.

    وی متذکر شد: اعتقاد داریم اگر مرزهای جمهوری اسلامی ایران، امن است، فقط عملکرد اونیفرم پوشان و مسئولان نبوده و همکاری و یاری مرزنشینان هم مکمل تمامی این عملکردها بوده و این در طول تاریخ مشخص شده است.

    وی اظهار کرد: در دوران دفاع مقدس که بخشی از مرزهای ما مورد تعرض قرار گرفت، مرزنشینان ایستادگی کردند. مرزنشینان اولین مرزبانان بوده و ۲.۵ میلیون نفر، مرزبان داریم، یعنی مرزبانانی که در مرز زندگی می‌کنند و فرقی ندارد از کدام قوم و مذهبی باشند و این جزو ویژگی‌های خاص جمهوری اسلامی ایران است.

     وی خاطرنشان کرد: مرزبانی در تمام مناطق حضور داشته و تمامی مناطق امن هستند و هر سرمایه‌گذاری بخواهد سرمایه‌گذاری کند، آماده همکاری هستیم.

     فرمانده مرزبانی ناجا با اشاره به مطالبات این قشر از اهالی رسانه، مسئولان ذی ربط و مجلس گفت: مرزبانان در سرما، گرما و به دور از عواطف خانوادگی و در ابنیه‌هایی که آسایش و رفاه کامل ندارند، از مرزها حفاظت می‌کنند، مطالبات این قشر باید به‌صورت یگانی و ارگانی دنبال شود و قطعا مجلس نیز در این میان نقش دارد.

     وی ساخت شهرک‌های سازمانی با فاصله کوتاه از مرزها را از جمله مطالبات مرزبانان عنوان کرد و افزود: با ساخت این شهرک‌ها مرزبانان می‌توانند زمان بیشتری را کنار خانواده‌هایشان باشند، این مطالبات واقعی و جدی بوده و اهالی رسانه می‌توانند این مطالبات را دنبال کنند. امیدواریم این مطالبه در کمیسیون بودجه مجلس برای سال ۹۹ در دستور کار قرار بگیرد.

     وی با تاکید بر فراهم کردن زیرساخت‌های متناسب با مرزبانی گفت: چرا باید جاده‌های مرزی با آمدن برف بسته شوند؟، می‌توان شرایط را فراهم کرد که جنس آسفالت به گونه‌ای باشد که برف آب شود. چرا باید پادگان‌ها در شرایط سخت خدمتی، برق سراسری نداشته باشند؟

     وی یادآور شد: تنها یک دعای ساده برای سلامتی مرزبانان توسط ائمه جمعه در تریبون‌های نماز جمعه و یا پخش آن از صدا و سیما می‌تواند مایه آرامش و شادی خانواده‌های مرزبانان باشد.

     رضایی گفت: امروز مرزبان‌ها مدافعان حریم و حرم هستند، حرم واقعی الان ایران اسلامی است. جنگ تحمیلی، هشت سال طول کشید، اما مرزبانی دائمی است، باید نسخه درست تری پیچید.

    وی یادآور شد: در طول یک دهه گذشته به پشتیبانی بعضی دستگاه‌ها و اقدامات نیروی انتظامی از صنایع الکترونیکی و اپتیکی، پهپادها، دوربین‌های حرارتی برد بلند و نیروهای خاص مرزبانی استفاده شده، اما شرایط مرزهای ما به گونه‌ای است که باید جاده‌هایی متناسب با مرز داشته باشیم و قوانین‌خاص مرزی بازنگری شده و بازدارنده باشد.

     وی در خاتمه یادآور شد: امنیت هزینه دارد و وقتی دشمن از هر سوء با هر ابزاری فتنه هایی را به کشور تحمیل می‌کند، باید پیش‌بینی‌های انجام داد، ابزار اعتبار بودجه یکی از این ابزارهاست.

    انتهای پیام