برچسب: اختلافات خانوادگی

  • افزایش ۱۵ برابری همسرآزاری در مشهد

    افزایش ۱۵ برابری همسرآزاری در مشهد

    افزایش ۱۵ برابری همسرآزاری در مشهد
    افزایش 15 برابری همسرآزاری در مشهد

    ایسنا/خراسان رضوی رئیس اداره بهزیستی مشهد با اشاره به اینکه در چهار ماهه ایام شیوع کرونا، ۱۹۳۲ مورد کودک آزاری گزارش شده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۷/۷ برابر افزایش داشته است، گفت: همچنین در این مدت همسرآزاری ۱۵ برابر، سالمندآزاری ۵ برابر و معلول‌آزاری ۱۶ برابر افزایش داشته است.

    محسن مروی اظهار کرد: تعداد تماس‌های شهروندان با خط اورژانس اجتماعی بهزیستی در حوزه آسیب‌های اجتماعی در ایام شیوع کرونا در مشهد، از اسفند ۹۸ تا پایان خرداد ۹۹ ، ۳۲ هزار و ۱۴۱ مورد بوده است که این میزان در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۳۰ برابر افزایش داشته است.

    وی در خصوص علت افزایش تماس‌ها با اورژانس اجتماعی در این مدت، گفت: پاسخگویی ۱۹ مرکز فعال اورژانس اجتماعی استان در این مدت به عهده مرکز مشهد بوده است همچنین پیامک‌های وزارت بهداشت در این حوزه به ۱۲۳ گزارش شده است.

    مروی افزود: در ۴ ماهه ایام شیوع کرونا، ۱۹۳۲ مورد کودک آزاری گزارش شده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۷/۷ برابر افزایش داشته است. همچنین در این مدت همسرآزاری ۱۵ برابر، سالمندآزاری ۵ برابر و معلول‌آزاری ۱۶ برابر افزایش داشته است.

    رئیس سازمان بهزیستی مشهد  گفت: در این مدت افکار و اقدام به خودکشی نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۴ درصد کاهش داشته است.

    افزایش ۲۵ برابری اختلافات حاد خانوادگی

    وی در خصوص آمار بالای اختلافات حاد خانوادگی، بیان کرد: در این مدت تعداد ۵۲۴۰ مورد اختلافات حاد خانوادگی گزارش شده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۵ برابر افزایش داشته است. آمار کودکان خیابانی و نیز آمار افراد بدسرپرست و بی سرپرست نیز در این مدت افزایش داشته است.

    مروی خاطر نشان کرد: خط ۱۲۳ در ۲۴ ساعت شبانه روز فعال است و روزانه ۱۵ نفر از کارشناسان روانشناس و مددکار اجتماعی به تماس‌ها پاسخ می‌دهند. پس از برقراری تماس اقداماتی انجام می‌گیرد که اکثر این موارد در مشاوره تلفنی قابل حل است و در خصوص لزوم برای پیگیری به واحد عملیاتی ارجاع داده می شود.

    وی عنوان کرد: با توجه به شرایط کرونایی و به منظور کاهش اضطراب مردم با افزایش ظرفیت خط ۱۴۸۰ به عنوان خط مشاوره تلفنی در سطح شهر مشهد، از ساعت ۸ تا ۱۲، تعداد ۱۶ مشاور در هر شیفت به ارائه خدمات مشاوره‌ای می پردازند که در این مدت روزانه ۳۰ تماس مرتبط با حوزه کرونا برقرار شده است.

    رئیس سازمان بهزیستی مشهد با بیان اینکه اخیرا برای پیشگیری از طلاق، زوج‌های متقاضی طلاق پیش از مراجعه سیستم قضایی باید به سامانه تصمیم بهزیستی به منظور مشاوره و پیشگیری از طلاق، مراجعه کنند، افزود: در سال گذشته تعداد ۱۵ هزار و ۵۲۳ زوج متقاضی طلاق به این سامانه مراجعه کردند که بیش از ۱۴ درصد از این تقاضاها منجر به سازش شده است و بقیه برای پیگیری طلاق به پیشخوان قضایی مراجعه کردند. در چهار ماه اخیر با توجه به تعطیلی فروردین بیش از ۷ درصد از تقاضاهای طلاق منجر به سازش شده است.

    وی عنوان کرد: اعتیاد، خیانت و عدم مسئولیت پذیری و نیز کمبود مهارت‌های سازگارانه از علت‌های عمده طلاق است.

    مروی با تاکید بر اینکه پس از برقراری ارتباط با ۱۲۳ در صورت نیاز به مداخله و حضور کارشناس در محل، اورژانس سیار به محل اعزام می‌شود، عنوان کرد: در این مرحله در صورت لزوم اقدامات لازم مانند جدا کردن فرزند، همسر صورت می گیرد و آسیب دیدگان به خانه امن بهزیستی منتقل می‌گردند. در این مدت ۶۱۲ مورد ماموریت اورژانس سیار انجام شده است.

    وی با تاکید بر اینکه مسائل اجتماعی، مسائل تک بعدی نبوده بلکه در هم تنیده و مجموعه عوامل هستند، افزود: از عوامل مهم آسیب‌های اجتماعی مسائل اقتصادی است. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که یکی از عوامل افزایش بروز همسرآزاری در ایام شیوع کرونا میزان حضور بیش از حد خانواده‌ها در کنار یکدیگر بوده است و به نظر می‌رسد متاسفانه مدت گفتگوهای دو طرفه در روز نباید بیشتر از ۳۰ دقیقه باشد. عدم مهارت و توانایی در کنترل فرزندان، همچنین دلایل فرهنگی و تربیتی از علل دیگر بروز آسیب‌های اجتماعی در خانواده‌ها است.

    رئیس سازمان بهزیستی مشهد اظهار کرد: اولویت اول سازمان بهزیستی، کنترل آسیب‌های اجتماعی است. ما معتقدیم برای مشهد یک مورد کودک‌آزاری و همسرآزاری هم زیاد است و این یک کار بین‌بخشی است که باید همه دستگاه‌ها در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی باید به مسئولیت اجتماعی خود عمل کنند.

    وی موضوع آموزش را یکی از راهبردها در حوزه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دانست و ادامه داد: در سطح شهر مشهد سالانه به ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر مهارت‌های زندگی آموزش داده می شود اما این تعداد برای جمعیت سه میلیون و ۷۰۰ هزار نفری قطعا کافی نیست.

    مروی با اشاره به همکاری بهزیستی با شهرداری در حوزه پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، عنوان کرد: در این خصوص در حال انعقاد تفاهم‌نامه‌ای با شهرداری هستیم تا امسال میزان آموزش‌ها را به ۸ برابر افزایش دهیم و به سطح ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نفر در محلات برسانیم.

    وی افزود: همچنین در این تفاهم‌نامه برای زنان سرپرست خانوار طرح پایلوتی در سطح شهر مشهد ایجاد می شود که در آن به یک صد نفر آموزش‌های مورد نیاز زن سرپرست خانوار مانند تربیت فرزند تک والد داده می شود.

    رئیس سازمان بهزیستی مشهد در ادامه گفت: در حوزه کودکان خیابانی که اکثر آنان اتباع خارجی هستند در مرکز ساماندهی کودکان خیابانی، آموزش‌های فنی و حرفه ای به صورت عملیاتی انجام می گیرد.

    به گزارش روابط عمومی شورای اسلامی شهرستان مشهد، وی خاطر نشان کرد: همچنین باید برای تامین مسکن زنان سرپرست خانوار که در معرض آسیب هستند، کمک کنیم زیرا با آمار بالای طلاق در مشهد سالانه به آمار زنان سرپرست خانوار افزوده می‌شود و تنها بهزیستی نمی‌تواند در این حوزه کار کند و دیگر دستگاه‌ها و بانک‌ها باید مسئولیت خود را در قبال جامعه انجام دهند و در این حوزه بهزیستی باید به سمت مطالبه‌گری حرکت کند.

    انتهای پیام

  • مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    مرد جوان با فریاد، ظرف بنزین را روی برادرش ریخت و…

    سناریوی مرموزی در مغازه میوه فروشی در خیابان سهروردی رخ داده بود که در تحقیقات ابتدایی مشخص شد آتش سوزی عمدی بوده و فرضیه یک اختلاف خانوادگی پیش روی ماموران قرار گرفت.

    مصطفی که ۹۵ درصد دچار سوختگی شده بود، تحت درمان قرار گرفت اما به دلیل شدت سوختگی، عصر همان روز آتش سوزی روی تخت بیمارستان به کام فرو رفت. بهاره همسر مصطفی  گفت: مصطفی و برادرش از قدیم اختلافاتی با هم داشتند ولی اختلافاتشان به حدی نبود که این جنایت رخ دهد. وی بااشاره به این که همسرش یک رستوران خریده و با بروز کرونا مجبور به تعطیلی رستوران شده بود و بدهی زیادی هم داشت بنابراین تصمیم گرفت به مغازه میوه فروشی پدرش برود و آن جا کار کند که برادرش مخالف بود و تهدید کرده بود اگر به آن جا برود او و مغازه را به آتش می کشد که متاسفانه این اتفاق افتاد اما خانواده همسرم هم برای بی گناه نشان دادن برادر شوهرم هارد دوربین مغازه را خارج کرده اند.

    شاهد آتش سوزی عمدی یکی از شاهدان این آتش سوزی مرگبار نیز گفت: تا جایی که اطلاع دارم، مصطفی به دلیل خرید و ساخت کافه رستوران بدهکاری زیادی داشت و توانسته بود بخشی از بدهکاری اش را پرداخت کند اما با توجه به شیوع کروناویروس، او مجبور به بستن رستوران شد و بدهکاری داشت که تصمیم گرفت مدتی در مغازه پدری اش که مغازه میوه فروشی است، کار کند.

    وی افزود: صبح روز حادثه من برای خرید به مغازه میوه فروشی رفتم و دیدم مصطفی پشت میز نشسته و کارگر مغازه نیز در آن جا حضور دارد که در همین لحظه یک مرد سوار بر خودروی نیسان که بار میوه داشت جلوی در مغازه آمد و بدون هیچ مقدمه ای شروع به فحاشی کرد، ابتدا فکر کردم که اختلاف بین دو میوه فروش است که خواستم به این درگیری لفظی پایان دهد. مصطفی هم هیچ حرفی نمی زد.

    مرد جوان گفت: بعد از لحظاتی متوجه شدم که این مرد برادر مصطفی است و با صدای بلند می گفت که گفته بودم اگر پایت به مغازه باز شود، خودت و مغازه را آتش می زنم. چرا آمدی؟! مرد جوان از کارگرش خواست تا مشتریان را از مغازه خارج کند و من وقتی فهمیدم اختلاف خانوادگی است و دو برادر با هم درگیر هستند، از مغازه خارج شدم و شاهد ماجرا بودم.

    این مرد ادامه داد: مرد جوان از داخل قفسه های مغازه ظرف بنزین را برداشت و کرکره ها را تا نیمه پایین داد و بنزین را روی مصطفی ریخت و در ادامه ناگهان آتش سوزی و انفجار صورت گرفت که مصطفی در حالی که آتش گرفته بود و می سوخت به کمک مردم بیرون کشیده شد و یک اتوبوس با دیدن این صحنه در کنار خیابان پارک کرد و با کپسول آتش نشانی شروع به خاموش کردن آتش روی بدن مصطفی کرد اما بی فایده بود و یک نفر پتوی مسافرتی روی مصطفی انداخت و توانستیم آتش را خاموش کنیم. شعله ها زیاد بود و برادر مصطفی از ناحیه دست دچار سوختگی شده بود که به بیمارستان منتقل شد و شنیدم که مصطفی ۹۵ درصد و برادرش ۱۲ درصد دچار سوختگی شده اند.

    تحقیقات میدانی

    بررسی ها نشان از آن دارد که این پرونده در شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران تشکیل شده است و یک افسر ویژه پلیس در بیمارستان برادر مصطفی را تحت نظر قرار داده بود تا این که صبح روز یک شنبه ۲۴ فروردین مرد جوان از بیمارستان ترخیص و برای تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. شنیده ها حاکی از آن است که مرد جوان در اعترافاتش ادعا کرده که بنزین را برای موتور برق داخل مغازه نگهداری کرده است و زمانی که با برادرش درگیر شده آن را روی وی ریخته و آتش بخاری داخل مغازه باعث این آتش سوزی مرگبار شده و قصد قتل برادرش را نداشته است. بنا به این گزارش، متهم به قتل برادر، پس از تحقیقات ابتدایی به دلیل سوختگی دستانش به دستور بازپرس پرونده به زندان منتقل شده و در بیمارستان زندان تحت درمان قرار گرفته است و تحقیقات دراداره ۱۰ پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • زن:شوهرم نمی گذارد با هیچ مردی حرف بزنم/ مرد: از بس در باره خیانت زنان قصه شنیده ام این رفتار را انتخاب کرده ام

    زن:شوهرم نمی گذارد با هیچ مردی حرف بزنم/ مرد: از بس در باره خیانت زنان قصه شنیده ام این رفتار را انتخاب کرده ام

    زن:شوهرم نمی گذارد با هیچ مردی حرف بزنم/ مرد: از بس در باره خیانت زنان قصه شنیده ام این رفتار را انتخاب کرده ام

    پیمان ۲۶ ساله بی قرار روی صندلی کنار شعبه دادگاه نشسته بود و نسترن ۲۴ ساله هم چند متر آن طرف‌تر در انتظار ورود به شعبه این پا و آن پا می‌کرد. ظاهراً پایه زندگی این زوج جوان توان یکسال را هم نداشت و در حال ویرانی بود. نسترن تنها نگاه و امیدش به داخل اتاق دادگاه بود و پیمان فقط خودخوری می‌کرد. نیم ساعتی گذشت تا اینکه منشی دادگاه صدا زد خواهان خانم نسترن …

    نسترن بدون اینکه منتظر شوهرش بماند به سرعت وارد دادگاه شد و چند لحظه بعد هم پیمان با چند صندلی فاصله کنارش نشست.
    قاضی از بالای عینک نیم نگاهی به زوج جوان کرد و بعد هم تقاضای خواهان را خواند. دقایقی بعد به نسترن گفت: خب من درخواست شما را خواندم، اما قرار نیست که هر درخواستی بدون صحبت کردن و تحقیقات عملی شود. کدامیک از شما ماجرا را تعریف می‌کنید؟

    پیمان با حالتی متعجب گفت: من اصلاً نمی‌دانم برای چی اینجا هستم که بخواهم در مورد آن صحبت کنم!

    نسترن  حرف پیمان را قطع کرد و گفت: آقای قاضی در خانه‌ای که احساس کنید یک زندانی و برده هستید و یک نفر تمام حرکات، رفتار و ارتباطات شما را مو به مو بررسی می‌کند و حتی نمی‌توانید بدون اجازه یک لیوان آب بخورید و برای خریدن نان از خانه خارج شوید، می‌توانید زندگی کنید؟!

    قاضی لبخندی زد و گفت: اگر منظورتان از برده و زندانی شما هستید که خیر. هیچکسی حق ندارد کسی را زندانی کند. اما از ظاهرهمسرتان پیداست که مرد آرام و منطقی است. نسترن با بغضی درگلو نشسته ادامه داد: همین ظاهر او مرا فریب داد. فکر می‌کردم خوشبخت‌ترین زن روی زمین خواهم شد، اما رفتارهای او ذره ذره عوض شد و حالا بعد از ۹ ماه زندگی مشترک احساس می‌کنم بزرگترین اشتباه زندگی ام را کرده ام.

    او با گریه گفت: آقای قاضی من اجازه ندارم با هیچکسی غیراز پیمان حرف بزنم. مجبورم کرد تا از کاری که دوست داشتم استعفا بدهم و خانه نشین شوم. در میهمانی‌های خانوادگی هم اجازه صحبت با هیچ مردی از خانواده ام را ندارم و او با رفتارهای بیمارگونه اش حتی مرا از خرید هم منع کرده است.

    در این لحظه پیمان با تعجب گفت: چرا این رفتار مرا به حساب بیماری می‌گذاری؟! آقای قاضی من عاشق نسترن هستم. آنقدر او را دوست دارم که دلم نمی‌خواهد بدون من جایی برود و با کسی غیر از خودم حرف بزند. اگر من تمایلی به هم صحبتی او با مرد دیگری ندارم یعنی بیمارم؟!

    قاضی رو به پیمان گفت: مگر همسر تان کاری کرده که اعتماد شما از او سلب شده؟ پیمان پاسخ داد: خیر ولی آنقدر از دوستانم حکایت‌های مختلفی در مورد خیانت زنان شنیده ام که چشمم ترسیده دلم نمی‌خواهد سرنوشت نسترن و زندگی ام همانند همان حکایات شود. همیشه در تنهایی فکر می‌کنم هر زنی می‌تواند خیانت کند و فقط باید بستر آن فراهم باشد من هم سعی کرده ام با برچیدن این بستر مانع این اتفاق شوم. حالا به نظر شما من بیمارم؟!

    من نسترن را طلاق نمی‌دهم من او را دوست دارم و به هیچ عنوان حاضر به جدایی از او نیستم. نسترن اگر بداند که چقدر او را می‌خواهم به طور قطع با رفتارهای من کنار می‌آید.

    نسترن بدون تأمل گفت: دوست داشتن با زندانی کردن چه ارتباطی دارد. من پیمان را دوست دارم، اما اگر قرار باشد با این رفتارهای بیمارگونه اش مدام عذابم دهد ترجیح می‌دهم زندگی ام را از او جدا کنم و از افسردگی که چندماهی است به سراغم آمده فاصله بگیرم.

    قاضی چند لحظه‌ای سکوت و تأمل کرد و سپس به زوج جوان گفت: پرونده شما را به مشاور ارجاع می‌دهم چند جلسه‌ای پیش مشاور می‌روید تا ببینیم که وضعیت زندگی تان بهتر می‌شود یا نه. به هرحال من در اظهارات تان متوجه شدم که هردو همدیگر را دوست دارید، اما مشکلی وجود دارد که امیدوارم از طریق مشاوره حل شود.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

    اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

    اعترافات زن معتادی که شوهرش را آتش زد!/ کتکم می زد،با میله آهنی کشتمش و…

     

    ماجرای این جنایت تکان دهنده از دقایق اولیه بامداد ۳۱ فروردین هنگامی لو رفت که اهالی خیابان طبرسی شمالی ۳۸ با مشاهده شعله های آتش و دودی که از کنار پنجره های یک منزل ویلایی دو طبقه بیرون می زد با نیروهای آتش نشانی تماس گرفتند.

    با توجه به خلوت بودن معابر و نزدیکی ایستگاه آتش نشانی، بی درنگ نیروهای امدادی و اطفای حریق عازم محل شدند و با قطع برق و گاز منزل از وقوع یک انفجار وحشتناک جلوگیری کردند چرا که شیلنگ های گاز در دو نقطه از منزل باز بود!

    این گزارش حاکی است، آتش نشانان با خاموش کردن شعله های آتش، ناگهان در تاریکی شب با جسد نیم سوخته مردی مواجه شدند که در سرویس بهداشتی منزل مذکور افتاده بود. بنابراین خبر جنایتی هولناک در بی سیم های پلیس پیچید و بدین ترتیب قاضی ویژه قتل عمد به همراه گروهی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی شبانه در محل جنایت حضور یافت.

    تحقیقات بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت قبل از به آتش کشیدن منزل، مرد ۶۰ ساله را با جسمی سخت و لبه دار به قتل رسانده اند و سپس پیکر او را با استفاده از یک تخته پتو به داخل سرویس بهداشتی کشانده و در آن جا رها کرده اند. وجود لیوان شکسته و خون هایی که زیر روشنایی نورافکن های عوامل بررسی صحنه جرم روی دیوار نمایان بود، حکایت از یک درگیری و احتمالا اختلافات خانوادگی داشت چرا که تجربه قضایی قاضی ویژه قتل عمد نشان می داد افراد غریبه ای وارد منزل مسکونی نشده اند و فرد دیگری از اعضای خانواده مقتول نیز در محل حضور نداشت و حتی در بازرسی از منزل مدارک هویتی مقتول هم به دست نیامد!

    این در حالی بود که همسایگان مرد ۶۰ ساله که در طبقه دوم ساختمان زندگی می کرد، به اختلافات خانوادگی شدید بین مقتول و همسرش اشاره کردند. به همین دلیل قاضی  از کارآگاهان خواست درباره وضعیت اجتماعی و اخلاقی همسر فراری مقتول تحقیق کنند.

    همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تلاش گسترده ای را برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت وحشتناک آغاز شد.

    بررسی های بامدادی بیانگر آن بود که همسر مقتول در همان نیمه شب و در حالی که یک ساک در دست داشته، با حالتی مضطرب از خانه گریخته است. از سوی دیگر رصدهای اطلاعاتی نشان می داد که «ف-ح» (همسر دوم مقتول) به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد و به یکی از روستاهای توابع سرولایت گریخته است.

    کارآگاهان عازم یکی از روستاهای توابع سرولایت شدند و در میان بهت و ناباوری زن ۴۰ ساله، او را به مشهد انتقال دادند . با انتقال متهم به مشهد، وی در اتاق بازجویی اداره جنایی پلیس آگاهی، ابتدا سعی کرد با طرح داستانی ساختگی، یک فرد تبعه خارجی را وارد ماجرای این پرونده جنایی کند و قتل را به فردی نسبت دهد که در خیال خود قصه آن را ساخته بود.

    به همین دلیل این زن معتاد به کارآگاهان گفت:شب حادثه، همسرم کارت بانکی اش را به من داد تا مبلغ ۳۵ هزار تومان برای پرداخت هزینه داروی موی سرم برداشت کنم اما وقتی به منزل بازگشتم از همسایگان شنیدم که خانه اش آتش گرفته است! به همین خاطر ترسیدم و به زادگاهم گریختم! وی در پاسخ به این سوال کارآگاهان که چرا ساک حاوی مدارک شناسایی همسرت را با خودت بردی؟ ادامه داد: همسرم خودش ساک را به من داد و گفت که قرار است مرد تبعه خارجی به منزل بیاید و من به او اعتماد ندارم!

    این زن کریستالی که با سوالات تخصصی کارآگاهان در مخمصه سختی افتاده بود، دیگر حوصله اش سر رفت و ناگهان به قتل شوهرش اعتراف کرد.

    این زن ۴۰ ساله همچنین روز گذشته در اولین جلسه بازپرسی و در حضور قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد زوایای دیگری از این پرونده جنایی را فاش کرد و گفت: با همسرم اختلاف داشتیم، او مرا کتک می زد! به همین خاطر با یک میله آهنی او را کشتم و جسدش را با پتو به داخل دست شویی کشاندم. سپس برای از بین بردن آثار جرم، مقداری تینر که از قبل داشتیم، روی رختخواب ها ریختم و منزل را به آتش کشیدم. بعد هم شیلنگ گاز اجاق تک شعله و بخاری را بیرون آوردم تا منزل منفجر شود. خودم نیز با برداشتن مدارک شناسایی از خانه فرار کردم. چند دقیقه در همان اطراف قدم زدم اما وقتی صدای آژیر خودروهای آتش نشانی را شنیدم به منزل خاله ام رفتم و صبح هم به روستای پدری ام گریختم!

    در حالی که پزشکی قانونی آثار ضربات شیء نوک تیز را هم روی پیکر مقتول تشخیص داده است، متهم این پرونده جنایی با دستورات قضایی و برای کشف زوایای پنهان دیگر جنایت، در اختیار کارآگاهان اداره جنایی آگاهی قرار گرفت تا بررسی های بیشتری در این باره صورت گیرد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اختلافات بر سر ارث، به مرگ مادر انجامید/پسر بزرگتر: از خواهر و برادرم شکایت دارم

    اختلافات بر سر ارث، به مرگ مادر انجامید/پسر بزرگتر: از خواهر و برادرم شکایت دارم

     

    اختلافات بر سر ارث، به مرگ مادر انجامید/پسر بزرگتر: از خواهر و برادرم شکایت دارم

    بدنبال اعلام این خبر تحقیقات به دستور بازپرس جنایی آغاز شد. فرزندان زن میانسال مدعی شدند با مادرشان دعوا کرده بودند و او به حالت قهر به اتاق رفته و در را به روی خودش بسته بود اما وقتی چند ساعت گذشت و از او خبری نشد آنها با اورژانس و پلیس تماس گرفتند.
    وقتی امدادگران در اتاق را باز کردند با جسد زن میانسال مواجه شدند. معاینات اولیه پزشکی قانونی زمان مرگ را ۶ ساعت قبل اعلام کردند. کف دست‌های زن میانسال که بلقیس نام داشت کبود شده بود اما علت مرگ مشخص نبود.
    دختر این زن گفت: مدت‌هاست که من و برادرم سر ارثیه با مادرم مشکل داریم. از او می‌خواستیم ارثیه ما را بدهد اما توجه نمی‌کرد.
    برادر دختر جوان که او نیز به‌همراه مادرش در این خانه زندگی می‌کرد همین اظهارات را مطرح کرد. اما پسر بزرگ خانواده که متأهل بود به پلیس گفت: من از خواهر و برادرم شکایت دارم و فکر می‌کنم آنها در مرگ مادرم نقش داشته باشند. چرا که همیشه بر سر ارث و میراث با او درگیر بودند.
    با اظهارات پسر بزرگ بلقیس، بازپرس مصطفی واحدی دستور تحقیق از سه فرزند زن میانسال را صادر کرد. همچنین دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی و برملا شدن علت اصلی مرگ او را صادر کرد.

    ۱۷۱۷

    منبع : خبر آنلاین

  • شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    شکنجه زن جوان در خانه شوهر۶۰ساله/ زن،یک پایش را از دست داد

    این مرد گفت: من با تماس تلفنی دخترم در جریان این اتفاق قرار گرفتم. او از من درخواست کمک کرد و گفت دو هفته است که وضعیت بدی دارد.
    وقتی مأموران با شکایت این مرد تحقیقات خود را آغاز کردند، متوجه شدند زن جوان در بیمارستان بستری است. آنها بررسی‌ها را با صحبت با زن جوان آغاز کردند. این زن به نام رؤیا به مأموران گفت: شوهرم من را با میله شومینه کتک زد و دو هفته در خانه زندانی کرد و اجازه نداد با خانواده‌ام تماس بگیرم. من از او شکایت دارم. 
    در ادامه، سیامک، شوهر ۶۰ ساله رؤیا، بازداشت شد و به آزار و شکنجه همسرش اعتراف کرد. او گفت: من از دست همسرم عصبانی شدم و او را زدم، اما قصد نداشتم آسیب جدی‌ای به او وارد کنم.
    پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
    در جلسه محاکمه سیامک، همسر جوانش داستان زندگی تلخی را که با شوهرش داشت توضیح داد و از اینکه چطور مورد تحقیر قرار می‌گرفت، گفت. این زن که روی ویلچر نشسته بود و چهره‌ای درهم‌شکسته داشت، گفت: ما خانواده فقیری بودیم، به‌همین‌خاطر وقتی سیامک به خواستگاری من آمد، با او ازدواج کردم. من ۳۰ ساله بودم و سیامک ۶۰ سال داشت. بچه‌هایش هم‌سن‌وسال من بودند، ولی من به‌خاطر اینکه از فقر نجات پیدا کنم به سیامک بله گفتم و با هم ازدواج کردیم. من می‌دانستم همسر اولش از او جدا شده است، اما علت جدایی را نمی‌دانستم.
    رؤیا در ادامه گفت: بعد از ازدواج، من سعی می‌کردم با توجه به سن سیامک احترامی فراتر از یک شوهر برای او قائل باشم و بسیار به او توجه می‌کردم و کارهایش را انجام می‌دادم، اما این احترام متقابل نبود. بچه‌های سیامک به خانه ما می‌آمدند و با من رفتار بسیار بدی داشتند. آنها رفتار تحقیرآمیزی با من داشتند. خانه سیامک بزرگ و ویلایی بود. وسایل خانه شیک و همه‌چیز لوکس بود، اما آنها به اندازه ثروتشان باادب نبودند و با من تحقیرآمیز برخورد می‌کردند. این موضوع مرا ناراحت می‌کرد. به شوهرم گفتم از این رفتار بچه‌هایش ناراحت می‌شوم، اما او اصلا واکنشی نشان نمی‌داد.
    زن جوان ادامه داد: با اینکه سعی می‌کردم زندگی آرامی را با سیامک درست کنم، اما وقتی تحقیر می‌شدم دیگر دوست نداشتم با او باشم. تا اینکه روز حادثه بچه‌های سیامک آمدند. آنها خیلی به خانه پدرشان می‌آمدند. دوباره تحقیرم کردند و من هم از این رفتار ناراحت شدم و به سیامک گفتم دیگر نمی‌توانم این وضعیت را تحمل کنم. با عصبانیت با شوهرم صحبت کردم و گفتم رفت‌وآمدهای فرزندانش به خانه ما مرا خیلی اذیت می‌کند. جروبحث بین ما بالا گرفت و یکباره سیامک به سمت شومینه رفت و میله آهنی را که برای جابه‌جاکردن چوب شومینه است برداشت و به‌شدت من را کتک زد. آن‌قدر مرا زد که همه‌جای بدنم خون‌آلود شد. دست و دهانم غرق خون بود و دندان‌هایم شکست. دو هفته در همان وضعیت ماندم. سیامک به من گفت باید آن‌قدر بمانی تا بمیری.
    زن جوان حرف‌هایش را این‌طور ادامه داد: من و سیامک دو سال بود که با هم زندگی می‌کردیم و هرگز به او بی‌احترامی نکرده بودم، اما او این‌طور شکنجه‌ام کرد. در دو هفته‌ای که در خانه‌اش اسیر بودم، حتی من را به دکتر نبرد. اجازه نمی‌داد با خانواده‌ام تماس بگیرم. خانواده‌ام فکر می‌کردند ما به سفر رفته‌ایم. تا اینکه بعد از دو هفته وقتی سیامک برای خرید بیرون رفت، من تلفن را برداشتم و به پدرم زنگ زدم و درخواست کمک کردم. او به همراه دایی‌ام آمد و مرا به بیمارستان بردند. در بیمارستان دکترها گفتند یک پایم را باید به‌خاطر عفونت شدید قطع کنند و پای دیگرم هم چون اعصابش از بین رفته است، دیگر قدرت حرکت ندارد و من برای همیشه قدرت راه‌رفتن را از دست داده‌ام.
    وقتی نوبت به سیامک رسید و تفهیم اتهام شد، شکنجه و ناقص‌کردن همسرش را انکار کرد و گفت: من قبول دارم با رؤیا دعوا کردیم، اما دعوای ما به‌خاطر پول بود. رؤیا از من پول می‌خواست، من هم کارت عابربانکم را ندادم. او با میله شومینه به من حمله کرد و مرا زد، بعد هم با پدر و دایی‌اش تماس گرفت و آنها آمدند و رؤیا را بردند. در آن مدت چه اتفاقی افتاد که رؤیا پاهایش را از دست داد من نمی‌دانم و مسئولیت آن با من نیست.
    گفته‌های متهم در حالی بود که او در بازجویی‌های اولیه به شکنجه همسرش اعتراف کرده بود. قضات با پایان جلسه دادگاه، برای تصمیم‌گیری در این خصوص وارد شور شدند. 
    ۲۳۳۰۲
    منبع : خبر آنلاین