برچسب: احزاب

احزاب و حزب ها و سیاست گزاری خارجی

  • «شهاب الدین صدر» رئیس خانه احزاب ایران شد

    «شهاب الدین صدر» رئیس خانه احزاب ایران شد

    احمد حکیمی پور عضو شورای مرکزی خانه احزاب و دبیرکل حزب اراده ملت در گفتگو با خبرنگار مهر، گفت: عصر امروز (۱۹ خرداد) جلسه شورای مرکزی خانه احزاب برگزار شد که در این جلسه شهاب الدین صدر، جمشید ایرانی و قدرت الله حشمتیان کاندیدای ریاست دوره‌ای این مجموعه شدند که در نهایت با انصراف حشمتیان دو کاندیدای دیگر با یکدیگر رقابت کردند.

    وی اعلام کرد: در جلسه امروز سید شهاب الدین صدر دبیرکل جبهه پیشرفت، رفاه و عدالت با کسب ۸ رأی و در رقابت با جمشید ایرانی دبیرکل حزب فرزندان ایران با ۶ رأی به عنوان رئیس خانه احزاب انتخاب شد. همچنین ۴ نفر در این جلسه رأی ممتنع داده اند.

    منبع : مهرنیوز

  • تحزب؛قربانی قبیله‌ها و تجار/نقش دولت‌ها در ناکارآمدسازی احزاب

    تحزب؛قربانی قبیله‌ها و تجار/نقش دولت‌ها در ناکارآمدسازی احزاب

    خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست، محمد حسین نظری؛ با گذشت بیش از یک قرن از آغاز فعالیت حزبی در ایران، همچنان مقوله حزب و فعالیت حزبی از پرمناقشه‌ترین مقولات در فضای سیاسی ایران به شمار می‌رود. با وجود تصریح قانون اساسی کشور بر فعالیت احزاب، تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر قرائت خاصی از کار ویژه‌های حزب و اذعان بخش عمده‌ای از بازیگران سیاسی بر ضرورت شکل گیری نظام حزبی در کشور اما همچنان پایداری احزاب سیاسی و نقش‌آفرینی آنها در کشور محل تردید است.

    پیش از این در یک گزارش به تفصیل گفتیم که جمهوری اسلامی ایران در غالب شئون معرفتی و حقوقی ظرفیت لازم برای فعالیت حزبی و تشکیلاتی را فراهم کرده است (در اینجا بخوانید). با این حال نمی‌توان منکر برخی نقایص قانونی شد، اما وجود این نقایص نافی ظرفیت‌های بالقوه حاکمیت نیست و احیاناً باید کسانی در احزاب سیاسی پیدا شوند و با مجاهدت مضاعف نقایص را رفع کرده و ظرفیت‌های بالقوه را به فعلیت برسانند. در واقع می‌توان ادعا کرد بسیاری از احزاب و چهره‌های شاخص حزبی زمانی که موانع فعالیت حزبی در ایران را مورد انتقاد قرار می‌دهند، در جستجوی لقمه‌های آماده بلع هستند و می‌خواهند بدون هیچ زحمتی خواسته‌های آنها و ظرفیت‌های موجود حزبی و تشکیلاتی کشور فعال شود.

    در باب چرایی عدم پایداری احزاب در ایران و اینکه کدام عوامل زمینه ساز آن شدند که نظام حزبی در ایران نهادینه نشود و عمده احزاب و تشکل‌های سیاسی یا فعالیت‌هایشان زودگذر باشد و یا اینکه از کارویژه‌های اصلی احزاب سیاسی برخوردار نباشند عوامل متعددی مطرح می‌شود. زمینه‌ها و عواملی همچون نوع اندیشه و فرهنگ سیاسی ایرانی نسبت به سیاست و فعالیت سیاسی و حزب و کار حزبی، نوع نگاه ساختار سیاسی، ساختار رانتی اقتصادی و سیاسی و عدم وابستگی احزاب به مردم، تمایل به فعالیت‌های جنبشی همچون جنبش دانشجویی تا فعالیت حزبی و نهادی، آزمون‌وخطاهای متعدد نخبگان سیاسی ازجمله مواردی است که کارشناسان این حوزه به عنوان موانع نهادینه شدن نظام حزبی در کشور مطرح می‌کنند.

    بر این اساس برخی کارشناسان، ایران را فاقد حزب به معنای واقعی آن و فضای سیاسی اجتماعی ایران را فاقد پدیده‌ای سیاسی به نام تحزب می‌دانند. از نظر برخی فعالان سیاسی، فقدان تحزب و عدم پاگیری احزاب مردمی آسیب‌های زیادی به مردم سالاری و تحولات سیاسی کشور زده است. اینکه احزاب صرفاً در موعد انتخابات آفتابی می‌شوند و بیشتر از آنکه در انتخابات‌های مختلف نقش آفرینی کنند، در پی سهم خواهی از ساختار قدرت هستند خود نشان از کارکرد نادرست احزاب در ایران دارد.

    به نظر می‌رسد این رویکرد چند دلیل عمده دارد که برخی از آنها به شرح زیر است:

    اول برخی احزاب اگر چه ظاهر و صورت حزبی دارند اما ماهیت آنها کاملاً غیر حزبی است؛ یعنی اگر بنای کار حزبی فعالیت اجتماعی و مدنی است، بسیاری از احزاب در ایران با نگاه کسب قدرت سیاسی برای نیل به اهداف شخصی و گروهی تأسیس می‌شوند. بسیاری از مؤسسان احزاب هدفشان از تأسیس حزب پیگیری اهداف خاص سیاسی و حتی انگیزه‌های اقتصادی است و به جای آنکه بخواهند فرهنگ تحزب و فعالیت تشکیلاتی هدفمند را در کشور نهادینه کنند، نسبت به احزاب رویکرد تجاری و قدرت محور دارند.

    بسیاری از مؤسسان احزاب هدفشان از تأسیس حزب پیگیری اهداف خاص سیاسی و حتی انگیزه‌های اقتصادی است و به جای آنکه بخواهند فرهنگ تحزب و فعالیت تشکیلاتی هدفمند را در کشور نهادینه کنند، نسبت به احزاب رویکرد تجاری و قدرت محور دارند دوم دایره تصمیم سازی، تصمیم گیری و فعالیت در احزاب کشور ما بسیار محدود است؛ یعنی شمار زیادی از احزاب امروز از سال‌های دور تعدادی تصمیم گیر و تصمیم ساز ثابت دارند که اجازه نمی‌دهند افراد جدید وارد هسته مرکزی شوند. آنها حتی راضی نمی‌شوند که دامنه اجتماعی احزاب از یک تعدادی فراتر برود تا بتوانند به راحتی تصمیمات مورد نظر خود را اتخاذ کنند. در این باره می‌توان از احزابی نام برد که میانگین سنی اعضای آن احتمالاً بیش از ۶۰ سال است و برخی اعضای آن از بدو تأسیس تا امروز جز هسته مرکزی حزب خود هستند.

    بدین معنا بسیاری از احزاب به دلیل محدود بودن دایره تصمیم گیران و تصمیم سازان دچار مشکلات متعددی می‌شوند که از جمله می‌توان به شکاف میان این احزاب با جامعه و آحاد مردم، عدم آگاهی از اقتضائات و نیازهای زمان و تقویت شکاف نسلی میان فعالان سیاسی و فعالیت‌های سیاسی اشاره کرد که مورد اخیر می‌تواند منجر به ظهور تشکل‌ها و احزاب اپوزیسیون و ساختار شکن شود.

    سوم حکمرانی حزبی هنوز جای خود را در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران پیدا نکرده است. به این معنی که هنوز جریان‌های سیاسی و اجتماعی حول اشخاص و چهره‌های سیاسی شکل می‌گیرند. به گونه‌ای که بعضاً خود احزاب هم با همین سبک و سیاق تشکیل می‌شوند و در موارد متعدد شاهد این هستیم که حزب سیاسی قائم به یک فرد است و مصوبات شورای مرکزی این احزاب همان مواضع شخصی دبیرکل حزب است.

    احزابی که همه کاره آن تنها یک چهره شاخص سیاسی است که افرادی را صرفاً به جهت اینکه نصاب‌های قانونی را به دست آورد دور خود جمع کرده است، در حالی که احزاب قدرتمند در کشورهای توسعه یافته نسبت به قدرت سیاسی، اقتصادی یک عضو خود وقعی نمی نهند و جایگاه اعضا معمولاً نسبت به اثر فعالیت آنها تعیین می‌شود.

    در دوره دولت ۸ ساله اصلاحات ۲۰۰ حزب توانستند مجوز فعالیت بگیرند در حالی که چنین مطلبی در توسعه یافته ترین کشورها از نظر سیاسی هم وجود ندارد چهارم در حال حاضر ۱۱۸ حزب در ایران ثبت شده که تعداد انگشت شماری از آنها تا حدودی فعالیت دارند در حالی که همین که وارد جریان انتخابات می‌شویم، ده‌ها حزب دیگر وارد کارزار سیاسی شده و حتی یک اطلاعیه رسمی را در دستور کار خود قرار نمی‌دهند. در دوره دولت ۸ ساله اصلاحات ۲۰۰ حزب توانستند مجوز فعالیت بگیرند در حالی که چنین مطلبی در توسعه یافته ترین کشورهای از نظر سیاسی هم وجود ندارد؛ در واقع اساساً تکثر اینچنینی در یک کشور خلاف توسعه سیاسی و مانع رشد کشور در سطح حکمرانی است. این موضوع سبب شده تا در کشور احزاب توانمند که بتوانند اداره امور را بر عهده بگیرند و اقشار مختلف اجتماعی را نمایندگی کنند نداشته باشیم.

    تاریخ تحزّب ایران در صد سال اخیر بیانگر بیماری مزمن و ناکارآمدی احزاب بوده است و متأسفانه احزاب در این دوره نتوانستند قابلیت و توانایی‌های خود و کارویژه‌های مطلوب «حزب» را نشان دهند، اهداف تأسیس این پدیده سیاسی را متحقق سازند و خود به عنوان مولود حرکت‌های سیاسی، به جریان‌های سیاسی کارآمد، پویا و بادوام منجر گردند.

    حتی انقلاب اسلامی نیز، که با وقوع خود، تحول عظیمی در بینش سیاسی مردم و نخبگان ایجاد کرد و به مشارکت‌های سیاسی گسترده عموم انجامید، هنوز نتوانسته است با آفات موجود در حوزه عملکردی این پدیده سیاسی مقابله کامل کند و کشور همچنان با بیماری‌های به‌جامانده از گذشته احزاب مواجه است.

    ضروری است علل این ناکارآمدی شناسایی و درمان آن آغاز شود و از سوی دیگر مردم و دولتمردان صبر و تحمل لازم را برای طی دوران نقاهت احزاب داشته باشند و احزاب و نخبگان نیز با آسیب‌شناسی لازم و ایجاد زمینه‌های «خودانتقادی» به تسریع گذران این دوران کمک کنند.

    اقبال افراطی دولتمردان به احزاب ابداً منتج به کارآمدی آنها نشده است متأسفانه دولت‌های بعد از انقلاب در تعامل با احزاب، رویکردی افراطی یا تفریطی داشته‌اند. همینطور که گفته شد مهرورزی! بیش از حد دولت اصلاحات به احزاب فاقد توجیه لازم است و اقبال افراطی دولتمردان به احزاب ابداً منتج به کارآمدی آنها نشده است. احزاب می‌توانند نماینده نهادهای مدنی و مردمی باشند و در کشور ما باید دوره تکامل و بلوغ طبیعی خود را طی کنند، ازهمین رو خود احزاب باید برای کارآمدی پدیده تحزب بیشتر مساعدت کنند و فقط در این صورت است که با تمهید سایر ملزومات، احزاب و در نتیجه جریان‌های سیاسی سالم و کارآمد توان ظهور، شکوفایی و فعالیت در عرصه کشور را خواهند یافت.

    و اما یک بررسی اجمالی از فعالیت احزاب در سالی که گذشت افول بیش از پیش تحزب در ایران را نشان می‌دهد. در سال ۹۸ کمترین مقدار از فعالیت‌های حزبی هم محقق نشد و با توجه به روند چند سال اخیر به نظر می‌رسد که احزاب به سطح پایین‌تری از کنش گری سیاسی_اجتماعی سقوط کرده‌اند.

    احزاب به سطح پایین‌تری از کنش گری سیاسی_اجتماعی سقوط کرده‌اند در حالی که انتظار می‌رفت گروه‌های سیاسی در سال انتخابات با جدیت بیشتری پا به عرصه رقابت بگذارند، اما این کمترین انتظار جامعه نیز از سوی مدعیان تحزب برآورده نشد و تمام سال به چند بیانیه و اطلاعیه بسنده شد. رویه‌ای که همواره در میان احزاب وجود داشته و در سال‌های متمادی آنها را از منشایت اثر خارج کرده است.

    سال ۹۸ برای مردم ایران سالی پرحادثه و پر فراز و نشیب بود؛ سالی که با سیل گسترده آغاز شد و با کرونا ویروس به پایان رسید. میان این دو نیز حوادثی تلخ و شیرین بر کام ایران و ایرانی نشست؛ اگر چه غلبه با تلخی بود. اگر اقتصاد را مهمترین مسئله این سال‌ها و روزهای کشور در نظر بگیریم، با وجود کنترل افزایش افسار گسیخته نرخ ارز و طلا اما شاخص معیشت برای مردم مثبت نشد.

    در سیاست خارجی نیز با آغاز کاهش تعهدات ایران در برجام تنش میان ایران و غرب مجدداً اوج گرفت و تا قرار گرفتن نیروی نظامی رسمی ایران یعنی سپاه پاسداران در لیست سیاه ایالات متحده پیش رفت. اوضاع و احوال فرهنگ و هنر نیز تغییر محسوسی نداشت الا آنکه مطابق روال طبیعی چند تن از اهالی آن دنیا را به مقصد دیار باقی ترک کردند. اما در بحث سیاست داخلی که موضوع اصلی این نوشتار است، انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی نقطه عطف سال ۹۸ بود. جایی که بر خلاف انتظار، احزاب نتوانستند به رویه پیشین خود حتی در شب انتخابات هم تداوم ببخشند و پیروز از میدان سیاست ورزی بیرون بیایند.

    منبع : مهرنیوز

  • نظام فعالیت حزبی را به رسمیت می‌شناسد/ حکمرانی حزبی مطالبه شود

    نظام فعالیت حزبی را به رسمیت می‌شناسد/ حکمرانی حزبی مطالبه شود

     

    نظام فعالیت حزبی را به رسمیت می‌شناسد/ حکمرانی حزبی مطالبه شود

     

    حسین قربانزاده عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره نسبت جمهوری اسلامی با احزاب و فعالیت حزبی، گفت: نسبت جمهوری اسلامی به موضوع حزب، نسبت جواز است، یعنی قانون اساسی و قانون احزاب سال ۶۰ و سال ۹۵ ثبت رسمی و فعالیت احزاب را به رسمیت شناخته است.

    وی افزود: اساساً حزب بودن، حزب و کارکرد اساسی آن که در قانون احزاب سال ۶۰ و سال ۹۵ هم تکرار شده، رقابت در اداره کشور و کسب مشارکت در قدرت سیاسی است که این رقابت در اداره کشور و نقد قدرت و کسب مشارکت در قدرت سیاسی لازمه اش حکمرانی حزبی است. اگر این رابطه قطع شود ما عملاً مجموعه‌ای از احزاب ثبت شده داریم که ظهور و بروز اندکی دارند.

    عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت خاطرنشان کرد: تا سال ۹۶ ما ۲۴۰ تشکل رسمی و ثبت شده داریم که به دلیل قطع بودن رابطه میان احزاب و حکمرانی حزبی بروز و ظهور بسیار اندک داشته‌اند. اساساً حکمرانی حزبی یکی از الگوهای حکمرانی در کشورها و جوامع است و الگوهای دیگر هم وجود دارد، اما اگر ما مردم‌سالاری و دموکراسی را پذیرفتیم اقتضای این مردم‌سالاری و دموکراسی، حکمرانی حزبی است.

    قربانزاده تاکید کرد: اینکه می‌گویم اقتضای دموکراسی حکمرانی حزبی است به این معنا نیست که حکمرانی حزبی ذاتی مردم‌سالاری دینی یا مردم سالاری سکولار است، بلکه به این معناست که مردم سالاری از طریق حکمرانی حزبی محقق می‌شود.

    وی با اشاره به اینکه اگر کشوری مردم‌سالاری‌ای داشته باشد که در آن حکمرانی حزبی نباشد عملاً اقتضای اصلی حکمرانی را در نظر نگرفته است، گفت: ما معتقدیم یکی از بخش‌هایی که در کشور ما مشکل دارد این است که تا امروز در قوانین مصوبی که در کسب و مشارکت قدرت سیاسی تنظیم شده که شاخص ترین آن قانون انتخابات است علی‌رغم اینکه لوایحی تنظیم شده و اقداماتی صورت گرفته اما هنوز با قطع ارتباط احزاب با حکمرانی حزبی مواجه هستیم.

    عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت افزود: ما در کشور حزب داریم اما بروز ظهور و نقش آفرینی مؤثر آنها در اداره حکومت را نمی‌بینیم برای همین است که افراد احساس می‌کنند که اگر به صورت انفرادی در انتخابات شرکت کنند و رسانه و کمپین داشته باشند و با دیگران رقابت کنند و حتی آنها را تخریب کنند موفق تر هستند تا اینکه بخواهند در مدل حزبی مشارکت کنند.

    قربانزاده گفت: این موضوع یک اشکالی از جنبه مبنای نظری دارد که بعد از قرن نوزدهم در دنیا ما با دولت مدرن مواجهیم که این دولت مدرن حتماً لازمه اش قانون موضوعه است و قانون موضوعه هم حتماً باید یک سر منشایی داشته باشد.

    وی تاکید کرد: همه قوانین ما برگرفته از منابع دینی هستند و باید آموزه‌های دینی سرمنشاء همه قوانین باشند به طوری که قانون اساسی هم به این موضوع تصریح کرده است. اما چون ما فقه تحزب نداریم و نسبت تحزب به فقه تحزب هم مثل نسبت شیمی به مهندسی شیمی است بنابراین در تحزب هم پای ما لنگ است.

    این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه اگر در علوم پایه مشکلاتی باشد به صورت خودکار در مهندسی آن علم هم اشکالاتی خواهد بود، اظهار داشت: اگر ما در فقه تحزب مشکل داشته باشیم عملاً در قانون گذاری حزبی هم دچار مشکل خواهیم شد.

    قربانزاده تصریح کرد: متأسفانه چون فقهای ما در این زمینه همه جوانب کار را نسنجیده و در نظر نگرفته‌اند و قانون گذاران ما هم به همین ترتیب نتوانستند نسبت حکمرانی حزبی را از منابع استخراج کنند نتیجه اش را ما در رفتار و عملکرد جریان‌های سیاسی کشور شاهد هستیم.

    وی افزود: بنابراین اولاً نسبت قوانین ما با فعالیت حزبی نسبت جواز است اما در خصوص حکمرانی به سکوت گذرانده‌ایم و قوانین عادی هم نتوانسته‌اند ارتباطی میان حزب و حکمرانی حزبی برقرار کنند و همچنان این رابطه قطع است و زمانی این اتصال برقرار می‌شود که ما یک قاعده تحزب کامل و جامع داشته باشیم که بر اساس آن قانون گذار بتواند احکامی را استخراج کند که به تدریج در کشور، احزاب بتوانند بر اساس این قوانین بروز و ظهور پیدا کنند.

    عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت تصریح کرد: برای اینکه مباحث صرفاً انتزاعی و نظری نباشد یک مثال عینی عرض می‌کنم. در رقابت‌های انتخاباتی مجلس انتساب افراد به احزاب ممکن است برای آنها دردسر ایجاد کند و بر همین اساس افراد در بسیاری از مواقع ترجیح می‌دهند که به مشارکت شخصی در انتخابات اذعان کنند. در عین حال ممکن است به انتساب گفتمانی اذعان کنند اما این غیر از انتساب تشکیلاتی است؛ یعنی فرد ممکن است که بگوید من اصلاح طلب یا اصولگرا هستم اما نمی‌گوید من عضو حزب جمعیت پیشرفت و عدالت یا اعتماد ملی یا ندای ایرانیان و… هستم.

    قربانزاده افزود: چون می‌داند که دردسر اعلام عضویت در حزب بسیار زیاد است در حالی که اگر قانون انتخابات کشور سازوکاری را در نظر بگیرد که اساساً افراد در قالب احزاب و ائتلاف‌ها حضورشان در انتخابات مؤثر باشد آنها می‌دانند که اگر قرار است قدرتی را به دست بیاورند، باید کار تشکیلاتی و حزبی انجام دهند، آنجا دیگر نه تنها عضویت در احزاب آفت و ضرر تلقی نمی‌شود بلکه باعث می‌شود افراد با یک سابقه و تجربه تشکیلاتی وارد عرصه انتخابات بشوند.

    وی تاکید کرد: متأسفانه هنوز احزاب ما به این صرافت نیفتاده‌اند که پاشنه آشیل کار آنها و آسیب فعالیت حزبی در کشور چیست. یک جمله دائماً شنیده می‌شود که «حزب در کشور ما نهادینه نشده و تحزب نداریم»، اما کسی تا به حال دنبال این نرفته که با جزئیات از سیاستگذاران و قانونگذاران ارتباط و اتصال میان حزب و حکمرانی حزبی را مطالبه کند و انگیزه‌ای برای احزاب ایجاد کند تا کار تشکیلاتی انجام دهند و از این طریق به قدرت سیاسی برسند و مردم هم بدانند که در قبال اقدامات و رفتارهایی که نهادهای مختلف انجام می‌دهند و کسانی که قدرت را در دولت و مجلس در دست دارند باید از چه کسی طلب پاسخ کنند.

    عضو شورای مرکزی جمعیت پیشرفت و عدالت گفت: متأسفانه این اتفاق در میان احزاب نیفتاده و اگر چنانچه این یک مطالبه فراگیر حزبی بود حتماً ما تا امروز نتایج بهتری را در عرصه قانونگذاری احزاب شاهد بودیم.

    منبع : مهرنیوز

  • عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌ کند /قالیباف‌ نماینده‌ کیست؟

    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌ کند /قالیباف‌ نماینده‌ کیست؟

    به گزارش خبرآنلاین، عباس عبدی صریح حرف می زند و بی پرده، اعتقادی به «مُرده» بودن جریان اصلاح طلبی ندارد و تاکید می کند هنوز هم با ظرفیت ترین جریان سیاسی است و روح زنده ای دارد. او که میهمان کافه خبر لایو خبرگزاری خبرآنلاین بود، تاکید دارد شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارد این را می گوید که بی تفاوتی نسل جدید به این دو جریان و فضای سیاسی بخاطر انقطاع نسلی است که پیش آمده است و اگر فضا باز شود آنها هم به سمت حتی ایجاد حزب جدید خواهند رفت.

    صحبت از رهبری جریان اصلاحات که می شود تاکید می کند برخلاف برخی اعتقادی به رهبری فردی ندارد و با گریزی به سخنان اخیر رئیس دولت اصلاحات می گوید خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند.

    عبدی از تتلو هم حرف زد و با تاکید براینکه نباید نگران چنین پدیده هایی بود، معتقد است«همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!» . این فعال سیاسی اصلاح طلب از انتخابات ۱۴۰۰ هم حرف زد و تاکید کرد اگر در آن انتخابات امید باشد مردم پای صندوق می آیند.

    آنچه می خوانید مشروح گفتگوی لایو سیدعبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین با عباس عبدی است

    ****

    *آقای عبدی! به نظر می رسد قصه دو قطبی سازی در فضای سیاست ایران و خصوصا انتخابات دیگر فایده ای ندارد و به نوعی در اسفند شکست خود را نشان داد و بعد از ۴۰ سال دیدیم که دیگر امکان اینکه با دو قطبی سازی بتوان رقابت را پیش برد و مردم را به رای واکنشی واداشت  زمانش دیگر تمام شده و باید فکر دیگری کرد و …
    بله دلیلش این است که ترکیب نیروها در جامعه ایران عوض شده است. شاید در گذشته این دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب می توانستند در مجموع  نماینده ۶۰ درصد مردم در کشور باشند و بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هم پشت‌شان قرار بگیرند. اما الان هر دو جناح با این وضعیت نمی توانند ۴۰ درصد را هم نمایندگی کنند، مگر اینکه یک تغییرات جدی در خود بدهند.

    فیلترها هر روز بسته تر می شود

    بنابراین دو قطبی واقعی بین این دو جریان و بیرون این دو جریان است، بین حضور در انتخابات و عدم حضور است، یعنی اگر انتخاباتی بخواهد شکل بگیرد نیازمند این است که این فیلترها برداشته  شود تا یک قشر وسیع‌تری بتوانند در انتخابات شرکت کنند، اما می بینیم که نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه این فیلترها هر روز بسته تر و بسته تر می شود.

    شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم

    *این حرف یعنی شما شعار اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمومه ماجرا را قبول دارید؟
    خیر این را قبول ندارم چون فکر می کنم این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان.مساله این است که این دو جریان به تنهایی با وضعیت موجودشان غیر ممکن است بتوانند جامعه را نمایندگی کنند. بنابراین نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.

    فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است. و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. اگر نسل دهه ۷۰ و ۸۰ یک جناح جدید تعریف کند، دیگر حس بی تفاوتی ندارد

    *اما همانطور که گفتید جامعه ایرانی واقعا دچار یک تغییر و تحولات اساسی شده است، الان نسل جدید یعنی دهه ۷۰ و ۸۰ اصلا برایشان مساله نیست و می گویند اصلا اصلاح طلب کیست؟ اصولگرا کیست؟ اصلا متوجه نمی شوند دارید از چه کسانی صحبت می کنید. شاید اینجور چیزها برای من و شما جدی باشد.
    این کاملا درست است اما این نسل چون انقطاع دارد اینگونه فکر می کند. اگر این نسل بتواند خودش در عرصه عمومی حضور داشته باشد یا خودش یک جناح جدیدی را تعریف کند یا به این دو جریان نزدیک شود این حس را ندارد. مشکل اساسی این است که آزادی کنش اجتماعی و کنش سیاسی وجود ندارد، نه اینکه بخواهیم بگوییم این نسل کلا متفاوت شده است، اما تفاوتشان هم درست است. چرا این اتفاق رخ داده، دلیل آن هم رسانه است، ۹۰ درصد جوانان (البته آمار قطعی ندارم ولی آمار بالایی از جوانان) از رسانه های غیر رسمی درس می گیرند، آموزش می بینند، ارزش ها و نگاه شان را می گیرند و  رسانه رسمی این وسط اوت شده است.

    این وضعیت موجب شده است که تمام این جوانان دارند با رسانه های غیر رسمی و غیر مرتبط با جامعه شان ارزش هایشان را می گیرند و مسؤلیت آن به عهده حکومت است، به نظر من اگر این فضا را برگردانند، جامعه ما کاملا می تواند یک مسیر طبیعی تری را طی کند. البته که قطعا و بدون تردید محدود به اصلاح طلب و اصولگرا نخواهد بود همانطور که در گذشته هم نبوده است. اما چون هژمونی این دو بیشتر بود اصلاح طلبان می توانستند بخش بیرونی خودشان را نمایندگی کنند و الان نمی توانند این کار را انجام دهند.

    آدمی در تیپ تتلو فقط در ایران می تواند به وجود آید

    *سال ۹۲ که با هم صحبت کردیم؛ شما از رسانه ملی خیلی شاکی بودید و گفتید که رسانه ملی قابل تصحیح شدن است، گفتید از همین گفت و گوهایی که من و شما می گذاریم اگر شبی ۲ تا از این گفت وگوها پخش شود به راحتی رسانه ملی نجات پیدا می کند. باید جا باز شود برای حرفهای خلاف عادت وغیر رسمی و آدم های غیر رسمی که با چهارچوب خشک صدا و سیما همخوانی ندارند، اگر اینها به تلوزیون بیایند مشکل تلویزیون حل می شود. خب همین الان همین لایوها دست ما افتاده و دیگر به تلویزیون اعتنایی نداریم اما در همین بافت باز این تتلو است که با ۴ میلیون بازدید رکورد لایو را می شکند و کسی کاری به اصلاح طلب و اصولگرا  ندارد…
    در مورد تتلو باید نکته ای را بگویم که خیلی مهم است. شما در کل کشورهای دنیا این تیپ آدم را سراغ دارید؟ من که سراغ ندارم! این فقط می تواند در ایران به وجود آید، چرا؟ چون یک نظام بسته فرهنگی درست شده که ته آن تتلو می شود. اگر شما این فضا را باز کنید خود جامعه در برابر او واکنش نشان می دهد. چرا الان در برابر او واکنش نشان نمی دهند؟

    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌ کند /قالیباف‌ نماینده‌ کیست؟
    عبدی:خاتمی نمی‌تواند اصلاحات را رهبری‌ کند /قالیباف‌ نماینده‌ کیست؟

    اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود

    *من حرف شما را قبول دارم، قبلا هم نوشته ام که شما ربنای شجریان و جدی ترین نوع موسیقی را حذف می کنید و برای تتلو جا باز می کنید، در این شکی ندارم که چه کسانی مقصر هستند که تتلو روی کار آمده است و تا اینجا کاملا به شما هم عقیده هستم. بهرحال تتلو محصول نگاه بسته خیلی از حضرات است، فردی که نه هنری دارد، نه قیافه ای، نه صدایی. اما مساله من این است که وقتی لایوی گذاشته می شود، یک امکانی که در اختیا رهمه است، پس چرا از صحبت من و شما یا صحبت من و آقای زیباکلام و دیگران آنقدر استقبال می شود ولی از صحبت های آقای تتلو ۴ میلیون؟

    اصلا نگران چند میلیون لایو تتلو نباید بود. مثلا شما یک فیلم ایکس منتشر کنید، چقدر دیده می شود؟ اما اصلا اتفاق خاصی برای جامعه نمی افتد. ما باید آنجاهایی را که عمق دارد  حفظ کنیم. خود من زمانی که مطالبم خواننده زیادی پیدا می کند شک می کنم که نکند درجایی اشکالی داشته ام که خواننده ها زیاد شده اند. شما الان یک یادداشت بنویسید که در آن دوتا حرف بی ادبی بزنید، عین بمب می ترکد و هزاران نفر فوری آن را می خوانند اما یادداشتی بنویسید  و حرفهای فلسفی و علمی در آن بنویسید خیلی کم خوانده می شود.

    فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید بنابراین اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو آن فرد نباشید، ما نگران این طرف باشیم. شما از تلویزیون گفتید، ببینید در سال ۹۲ و ۹۶ تلویزیون در زمان انتخابات چقدر بیننده داشت؟ کسی به رسانه های دیگر کار داشت؟ همان کار را باید تکرار کند. در حوزه فرهنگ آن را تکرار کند تا ببینیم چه کسی حاضر می شود خارج از آن را نگاه کند، همینطور در حوزه هنر، سینما، سیاست، اقتصاد و…! منظورم این است که اصلا نگران تتلو نباشید، این که اصلا رسانه نیست.

    به شکل فاجعه باری عقب گرد می کنیم

    *من اصلا نگران تتلو نیستم؛ مثالی در تایید حرف شما بزنم. شاملو یک آلبومی دارد که در سال ۵۰ یا ۵۱ در دانشگاه تهران دارد شعر می خواند. خیلی از شعرهای خوبی که ما الان می شناسیم به عنوان شعرهای شاملو، آنجا خوانده می شود. هیچکس به آن اعتنایی نمی کند. ولی به محض اینکهدو  تیکه سیاسی می اندازد سالن روی هوا می رود. هنوز هم متر و معیار همین است. من بلد هستم که مطلبی بنویسم و تیتری انتخاب کنم و یک تیکه سیاسی بیاندازم که خیلی خوب دیده شود ولی معمولا سعی می کنم از این کار پرهیز کنم اما گاهی اوقات این کار را می کنم. می فهمم که نبض جامعه کجا می تپد اما آن چیزی که ادم می ترسد و خطرناک به نظر می رسد آن چیزهایی است که از آن عبور می شود و توجهی به آن نمی شود. من چند شب پیش به آقای زیباکلام گفتم که اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمام شد ماجرا، اگر تمام شود من نه تنها ناراحت نمی شوم که خیلی هم خوشحال می شوم ولی اینکه چه چیزی جای آن را میگیرد من را مقداری نگران می کند. الان هم این بی اعتنایی به حوزه سیاست یا به قول آقای اباذری سیاست زدایی چه چیزی را می خواهد به جای خود برای ما به ارمغان بیاورد و این مقداری ترسناک است.

    بحث ما سیاست زدایی نیست. بحث ما این است که مسیر طبیعی جامعه بسته  شده است، شما مسیر طبیعی را برقرار کنید اگر کسی نخواست وارد سیاست بشود، نشود! به ما ارتباطی ندارد چون انتخاب خودش است. کسی هم خواست وارد شود، وارد شود! هرکسی باید انتخاب خودش را انجام دهد، مشکل اصلی این است که این جامعه مسیر طبیعی ندارد. نه در آزادی بیان، نه در نقد، نه در رسانه و نه در هیچ کجای دیگر مسیر طبیعی ندارد و ما داریم به شکل فاجعه باری عقب گرد می‌کنیم.

    *این حرفتان را کاملا قبول دارم چون می شود این را در همه حوزه ها مثال زد. مثلا در حوزه مطبوعات در ۲۰ سال پیش چقدر استقبال در مباحث جدی داشتیم، یا در حوزه موسیقی، در دهه ۶۰ چقدر در این حوزه استقبال داشتیم و الان چقدر استقبال داریم و پسرفت کاملا مشخص است و …
    در مورد آزادی صحبت می کنم؛ در هفته گذشته ۳ اتفاق افتاده است، یکی کشته شدن تعدادی افغانستانی سر مرز ایران و افغانستان، دیگری زدن ناوچه و آخری بحث کرونا و واقعیتی که وجود دارد. در هیچ کدامشان هیچ روزنامه نگاری نمی تواند وارد شود و خیلی جدی حرف بزند. اگر هم وارد شود و حرف بزند کسی آن را چاپ نمی کند.

    همه چیز را داغون کردیم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست!

    *بخاطر دارید می گفتند در اصفهان افغانی ها را در یکسری از پارکها راه نمی دادند و …
    این قضیه اخیر با آن فرق می کرد. این مساله حاکمیتی می شود و کلا قضیه با آن متفاوت می شود. مثلا مساله زندان ها و دادگاه ها و هرچیز دیگری، زمانی که نتوانید حرف بزنید مرجعیت رسانه ای هم به خارج می رود. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سن‌شان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، نه در دانشگاه سخنرانی گوش می دهند و …همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود که از جمهوری اسلامی یک فردی به کشور مسیحی گرجستان رفته است و آنها می گویند به او مجوز ندهیم تا او آنجا برنامه داشته باشد، او آبروی اخلاق را در این کشور از بین برده است.

    اصلاح طلبی با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایرن است، بی برو برگرد!

    *خیلی از دوستان شما مشخصا آقای تاجیک یا زیباکلام، در این روزها گفته اند که اصلاح طلبی الان یک اصلاح طلبی مرده است. شما چقدر با این حرف موافق هستید؟
    من با این کلمات خیلی کاری ندارم، که بگوییم مرده است زنده است. ما مشغول زندگی هستیم و می بینیم یک جامعه ای داریم و یک مجموعه ای هم هستند که این مجموعه باید در شرایط فعلی راهشان را یاد بگیرند و تحلیل و اراده مشخصی داشته باشند، اگر توانستند انجام دهند که زنده هستند و اگر نتوانستد کسی برای اینها کاری نمی کند.

    سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند.*یعنی برای شما دیگر مهم نیست که اصلاح طلبی زنده باشد یا مرده؟ 
    نه اینطوری نیست،  بارگذاری کردن این کلمات را قبول ندارم، من هنوز معتقدم که…

    *من احساس می کنم شما مقداری از آن دسته بندی مرسوم اصلاح طلبی و اصولگرایی فاصله گرفته اید.
    من معتقد هستم که هنوز هم اصلاح طلبان با ظرفیت ترین نیروی سیاسی ایران هستند، بی برو برگرد. و هنوز آنها هستند که می توانند کار تاثیرگذار اجتماعی انجام دهند اما به دلایل اشتباهاتی که در گذشته کرده اند، قادر نیستد که از آن اشتباهات برگردند. اصلاح طلبان نیروی سیاسی خیلی قدرتمندی هستند و این ظرفیتشان را در گذشته توانستند به فعلیت در آورند، الان هم می توانند این کار را انجام دهند ولی هرچه زمان می گذرد این ظرفیت غیر قابل بازیافت می شود و نیروها بیشتر از دستشان خارج می شوند.

    اگر اصلاح طلبی مُرده بود انقدر تحت فشارش نمی گذاشتند

    استعمال و کاربرد این کلمات که این مرده است یا زنده، شنونده را از واقعیت وجودی جامعه دور می کند، این حرف ها برای این است که آن حرف ها شنیده شود، من نیازی ندارم شنیده شوم. ما سعی می کنیم اتفاقات را توصیف کنیم، مخاطب هر استنباطی خواست بکند. اگر اصلاح طلبان مرده بودند آنقدر تحت فشار قرارشان نمی دادند، اما من معتقدم که ایرادات آنها جدی است و با شرایط کنونی باید یک بازنگری جدی در تحلیل وضعیت موجودشان در چشم انداز آینده شان بکنند.

    اشکال اصلاح طلبان از قبل ۸۸ شروع شد، در آن سال به اوج رسید

    *یکی از ایراداتی که به نظر من رسید این بود که اصلاح طلبان گاهی اوقات که در مصدر قدرت قرار می گیرند یک طور رفتار می کنند و وقتی که از حاکم بودن معزول می شوند به گونه ای دیگر رفتار می کنندو در سال ۸۸ (شما گفتید که به خیابان ها نیایید) اما خیلی ها گفتند که چرا صدای مردم و معترضین را نمی شنوید و بعد در ۹۶ و ۹۸ بعضی هایشان گفتند باید تندتر برخورد کرد، بعضی ها گفتند باید هاید پارک درست کرد تا به آنجا بروند و حرفهایشان را بزنند، این رفتارهای ۲ گانه مقداری آدم را اذیت می کند.
    ریشه رفتارهای دو گانه اگر خصلتی نباشد، در تحلیل های غلط است. اینکه یک عده قبل از انتخابات یک چیز بگویند و بعد از حاکم شدن مقداری متفاوت عمل کنند تا یک حدی خیلی مساله مهمی نیست و معمولا در همه جا اتفاق می افتد. اما اگر راهبرد خودشان تغییر کند باید پاسخگو باشند. اشکال اصلاح طلبان از سال قبل از ۸۸ شروع شد و در سال ۸۸ به اوج خود رسید.

    اصلاح طلبان در سال ۸۸ نباید آن مسیر را می آمدند

    فارغ از اینکه ادعای اصلاح طلبان درباره آن انتخابات درست بود یا غلط، اما آنها نباید آن مسیر را می آمدند و این را هم من الان به شما نمی گویم چون الان تحلیل پس از واقعه است. من دقیقا قبل از واقعه دقیقا برای دوستان نوشتم که وارد این انتخابات نشوید، نه اینکه رای ندهید ولی گفتم دور نتیجه این انتخابات را خط بکشید و نیرویتان را برای سال ۹۲ بگذارید ولی متاسفانه به یک دلایلی که برخی از آن قابل فهم است و بخشی از آن هم قابل قبول نیست این مسیر را آمدند.

    همه اصلاح طلبان بمیرند، مشکلی از حکومت حل می شود؟

    زمانی که وارد این مسیر شوید باید تا آخر آن را طی کنید. ضربه ای که حکومت و اصلاح طلبان خوردند زیاد بود. این موضوعی که شما درباره جوانان گفتید ریشه آن در ۸۸ است. یک انقطاع نسلی بین بچه هایی که آن زمان دانش آموز بودند و دانشجو شدند با الان که ۱۱ سال از آن واقع گذشته است و همه آنها الان دیگر جوان و رشید شده اند. من نمی دانم که آیا این قدرت وجود دارد که این را بازسازی کنند یا خیر. اصلا هم بحث اصلاح طلبی نیست. اصلا فرض کنید که امروز یک سنگی از آسمان بیاید و بر سر تمام اصلاح طلبان بخورد و همه آنها بمیرند، مشکلی از این حکومت حل نمی شود که حتی بدتر هم می شود…

    شعار اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تموم ماجرا را قبول ندارم. این شعار در عین حال که یک زمینه هایی دارد اما هم اصولگرایان چهارچوب و زمینه خاص خودشان را دارند، هم اصلاح طلبان! نه اصولگرایان و نه اصلاح طلبان تمام نشده اند اما باید راهی برای طیف ها و افراد جدیدی که در عرصه هستند هم باز شود.*آقای حدادعادل گفته بودند که یک سرخوردگی اجتماعی پیش آمده  و این یک فرصت خوبی برای ما است. یعنی اگر اصلاح طلبان نباشند که اصولگرایان باید در خانه بنشینند و عکس آن هم همینطور است، یعنی به هرحال به همدیگر نیاز دارند.
    بحث نیاز نیست، اینطور نگاه نکنید. اینکه اگر نیرویی برآمده از مطالبات اجتماعی باشد لازمه آن جامعه است. اگر من می توانم مطالبه ۱۰ نفر را منعکس کنم باید باشم، وگرنه اگر من بمیرم یکی دیگر باید بیاید و این مطالبه را نمایندگی کند و شاید اصولگرایی مجبور به این کار باشد. شما دیدید که دم انتخابات برخی اصولگرایان شعار اصلاح طلبانه می دهند، چرا؟ چون رای آنها را می خواهند.

    *شما گفتید که به اصلاح طلبان گفته اید که در سال ۸۸ کنار بکشند و در انتخابات شرکت نکنند. 
    نگفتم بکشید کنار، گفتم دور نتیجه گرفتن را خط بکشید و حضور عادی داشته باشید.

    اگر در انتخابات ۱۴۰۰ امید وجود داشته باشد، مردم قطع به یقین پای صندوق می آیند

    *الان هم عده ای صراحتا می گویند در سال ۱۴۰۰ کنار بکشیم. این حرف را چقدر مقبول می دانید؟
    الان هم من نه می گویم که حضور داشته باشید و نه می گویم که کنار بکشید، من می گویم به واقعیت بیرونی نگاه کنید. سال ۹۲ کمتر کسی فکر می کرد که مردم در انتخابات حاضر شوند اما مردم آمدند چون امید داشتند، امید است که مردم را به صحنه می آورد والا مردم به صورت گارانتی شده وارد انتخابات نمی شوند، اگر کسی بتواند در سال ۱۴۰۰ که البته بیشتر آن به حکومت مربوط است، انتخاباتی را به وجود آورد که در آن امید باشد به طور قطع و یقین مردم می آیند اما دیگر بر اساس امیدهای گذشته کسی نمی آید.

    این امید باید جدی تر باشد، اینطوری نیست که فریب بدهید، این یک مقدماتی دارد. من احساس می کنم اکثریت مردم خواهان اصلاح و تغییر جامعه از طریق شیوه های مسالمت آمیز و کم هزینه هستند وگرنه اگر می خواستند پر هزینه باشد شیوه های دیگری را تا به حال رفته بودند، اما جلب اعتماد مردم هم سخت است. با این وضعیت کنونی دور انتخابات ۱۴۰۰ را باید بالکل خط کشید.

    خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند

    *با این جمله که بعضی ها می گویند رهبری اصلاح طلبی باید اصلاح شود تامشکل حل شود موافق هستید؟
    فکر می کنم اقای خاتمی با این وضع نمی تواند رهبری کند. واقعیت این است و سخنرانی چند روز اخیرشان نشان داد که او متاسفانه در این مقام نیست و خودش در این مقام تعریف نمی کند. هرکسی حق انتخاب دارد و می تواند انتخاب خودش را داشته باشد.

    اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد. اصلا من نمی دانم قالیباف نماینده کیست؟*نمی خواهد خودش را در این مقام تعریف کند یا…
    مثالی بزنم، اینکه من نمی خواهم در این لایو شرکت کنم حالا یا چون موبایل ندارم نمی توانم یا نیستم یا به هر دلیلی، نتیجه فرقی ندارد چون در هر حال من نیستم. وقتی شما من را دعوت کردید و من هم پذیرفتم باید موبایل بگیرم، اینترنت آن را درست کنم و کارم را انجام دهم. ایشان نباید بگوید از اصلاح طلبان جامعه محور می‌خواهم تا برنامه‌ها و طرح‌های خود را برای چنین موقعیتی ارائه کنند، باید بگوید برنامه خودشان چیست.

    تاکید می کنم، اصلاح طلبی مطلقا نمرده است

    مشکل اصلی ما شکاف قدرت و مسؤلیت است، چه در حکومت ،چه در منتقدان و اصلاح طلبان و…! هرکسی می خواهد قدرت داشته باشد در هر ساختاری باید مسؤلیت پذیر باشد. مسؤلیت پذیرفتن اینگونه نیست که یک شورا درست کنید که سر و ته آن معلوم نباشد، آدم نمی تواند با آن ارتباطی برقرار کند چون اصلا پاسخگو نیست. ریشه بخش عمده ای از اینها به ۸۸ برمی گردد که هنوز هم متاسفانه درست نشده است ولی من معتقد هستم اصلاح طلبی مطلقا در جامعه نمرده است، و این را تاکید می کنم، اصلاح طلبی یک روح زنده ای دارد که مردم از آن حمایت می کنند اما اینکه اصلاح‌طلبان بتوانند این روح را نمایندگی کنند در شرایط کنونی قادر نیستند، هرچند ظرفیت آن را دارند.

    اصلا نگران آن تعداد بازدیدکنده لایو تتلو نباشید، ما نگران این طرف باشیم. اجتماعی شدن فرزندانتان هم از خارج است. الان فرزندان ما آنهایی که سن‌شان پایین است با موبایل بزرگ شده اند و اصلا نمی دانند روزنامه چیست، همه اینها را داغون کرده ایم و نشسته ایم بر سر خودمان می زنیم که تتلو کیست! واقعا آبروی آدم می رود.برخی می گویند افراد و رهبری فردی در ایران مهم است اما…

    *غیر از آقای خاتمی که فرمودید در یک مقام دیگری قرار گرفته است، کسی دیگری را شایسته رهبری اصلاح طلبی نمی دانید؟
    من فکر نمی کنم کسی با صفت فردی بخواهد در این مقام باشد، باید بیشتر به صفت جمعی رفتار کنند. من از سال ۹۰ این را گفته ام که اصلاح طلبان نیازمند یک ایده و اراده هستند. در ایده باید بگویند که شرایط را چگونه می بینند و به دنبال چه چیزی هستند و به چه چیزهای مشخصی پایبند هستند که البته قبلا هم گفته اند اما باید به طور منجز باید بازهم بگویند، در اراده هم باید یک جمعی را تعریف کنند و بگویند اینها نماینده ما برای پیگیری این ایده هستند و محکم هم پای آن بایستند. نیازی هم به فرد و صفت شخصی وجود ندارد. برخی می گویند افراد در ایران مهم هستند، بله مهمند ولی فکر نمی کنم افراد به صفت فردی شان توانسته باشند جای جمع را گرفته باشند.

    محال است در فوتبال ایران کسی رونالدو شود

    *اما بعد از انقلاب نشان داده شد که فرد مهم است…
    ببینید این افراد در خلاء و انتزاع نیست که مهم شوند. محال است که در فوتبال ایران کسی مثل رونالدو درست شود، در حالی که ممکن است آدم هایی با این استعداد داشته باشیم، غیرممکن است این اتفاق رخ دهد. در سیاست هم همینطور است. در سیاست اینگونه نیست که رهبران یک چهره هایی باشند که هرجوری بخواهند بتوانند رفتار کنند. در واقع در عرصه عمومی، این جامعه است که آن رهبری را تا حد زیادی می سازد و آن را جلو می برد.

    اصلا قالیباف نماینده کیست؟ من در این مانده ام!

    *برای ۱۴۰۰ در ذهنتان کسی را پیشنهاد دارید؟
    من فکر می کنم راجع به افراد فکر کردن  یک کار بیهوده و بی نتیجه ای است. اصلا آقای قالیباف نماینده کیست؟ من نمی دانم واقعا. من در این مانده ام، من نمی فهمم ماجرا چطوری است.
    یک جامعه ۲ تا ۳ گرایش دارد و هرکس که بتواند این گرایش ها را نمایندگی کند و برنامه خود را بدهد و بعد هم درانتخابات مشخصا مسؤلیت پذیری داشته باشد و جلو برود. بدون وجود چنین گرایشی نمی شود.

    البته در ایران با این سیستمی که شورای نگهبان اعمال می کند همین می شود و اصلا انتخابات را با آن تفسیری که از قانون می کند از آن مفهوم واقعی تهی می کند. با این تفسیر هرکسی می آید و مردم هم یک امیدی پیدا می کنند، فکر نمی کنم تا سال آینده، ظرفیت جامعه ایران آنقدر باشد که بتواند یک انتخابات مفید را شکل دهد که مثلا من بخواهم به افراد آن هم فکر کنم. من پیشنهاد کردم که انتخابات مجلس را عقب اندازند تا تغییری ایجاد شود که اگر مقداری کرونا را زودتر می گفتند همین طور هم می شد و خیری هم از کرونا به جامعه می رسید. با این انتخابات که نمی شود مجلس درست کرد، یا به قول معروف با این ریش که به تجریش نمی روند، البته با ریش شما می توان به تجریش رفت(خنده)

    اگر من کاندیدا بودم و رأی می آوردم غیرممکن بود پایم را در مجلس بگذارم

    *البته بعضی ها از این وضعیت راضی هستند و …
    بله همه راضی هستند که چسب رازی نمی شود(خنده). این هم ممکن است اما من همیشه اینگونه فکر می کنم که اگر من در این انتخابات بودم و رای آورده بودم غیر ممکن بود که پایم را در مجلس بگذارم. اصلا آبرویی برای آدم نمی ماند که با ۲۰ درصد مشارکت کننده اسم خود را نماینده مجلس بگذارد و کسی که الان دارد خودش را اینگونه معرفی می کند فردا می خواهد جلوی چه کسی بایستد و از حق چه کسی دفاع کند؟ می خواهد چطور شخصیت و اقتدار قدرتمندی داشته باشد. او اگر از جلوی شورای نگهبان رد شود سرش را پایین میگیرد تا مبادا برای او مشکلی پیش آید چون نمی تواند در مملکت کاری کند.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • گلایه محمد هاشمی از تعدد احزاب در ایران: با چهارصد حزب که نمی شود کشور اداره کرد /نظام صددرصد مشوق فعالیت حزبی است

    گلایه محمد هاشمی از تعدد احزاب در ایران: با چهارصد حزب که نمی شود کشور اداره کرد /نظام صددرصد مشوق فعالیت حزبی است

    محمد هاشمی رفسنجانی، عضو مؤسس حزب کارگزاران سازندگی درباره نسبت جمهوری اسلامی با فعالیت حزبی گفت: تکثر احزاب موجود در کشور به خودی خود بیانگر وجود آزادی و امکانات لازم برای فعالیت احزاب در کشور است.

    وی افزود: معمولاً کشورهایی که به صورت حزبی اداره می‌شوند دو تا سه حزب عمده دارند که در رقابت با یکدیگر هستند و به صورت رقابتی قدرت را در نظر می‌گیرند، در حالی که در کشور ما چند صد حزب رسمی وجود دارد. با سیصد یا چهارصد حزب که نمی‌شود کشور را اداره کرد؛ بنابراین این حد از تکثر خود مخل کار حزبی است.

    وی همچنین گفت: البته این چند صد حزب در ایران در قالب دو یا سه جناح عمده تبلور یافته‌اند که به اصلاح طلب، اصولگرا و بین اینها یعنی اعتدالگرا تقسیم می‌شوند. در این جناح‌ها کادر برای اداره کشور وجود دارد؛ یعنی زمانی که رئیس جمهور اصلاح‌طلب روی کار می‌آید مدیران او عموماً از همین تفکر هستند و زمانی که رئیس جمهور اصولگرا یا اعتدالگرا باشد هم ماجرا به همین ترتیب است. در واقع به نظر من جناح‌ها در ایران تقریباً کار حزب در کشورهای با نظام حزبی را انجام می‌دهند.

    گلایه محمد هاشمی از تعدد احزاب در ایران: با چهارصد حزب که نمی شود کشور اداره کرد /نظام صددرصد مشوق فعالیت حزبی است
    گلایه محمد هاشمی از تعدد احزاب در ایران: با چهارصد حزب که نمی شود کشور اداره کرد /نظام صددرصد مشوق فعالیت حزبی است

    هاشمی با اشاره به اینکه ترتیب مجالس در کشور ما تقریباً جناحی بود افزود: من معتقدم که اگر چه جناح‌ها در کشور هستند و فعالیت می‌کنند اما تحزب و فعالیت حزب به معنای واقعی در کشور وجود ندارد.

    وی در ادامه تاکید کرد: نظام جمهوری اسلامی صد در صد مشوق فعالیت حزبی و افزایش نقش احزاب در کشور است. احزاب در کشورهای مختلف به دنبال کسب قدرت هستند و رقابت می‌کنند تا قوای مختلف را در اختیار بگیرند، اما ساختار سیاسی کشور ما به گونه‌ای است که برخی نهادها قابلیت رقابت حزبی و انتخاباتی را ندارد.

    وی در پایان گفت: اگر چه تفاوت‌هایی میان نظام سیاسی ما با برخی دیگر از کشورها وجود دارد اما می‌بینیم که رقابت‌های حزبی تا سطوح ریاست قوه رقابتی و قابل دسترسی است.

    ۲۷۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

    نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

    نظام مشوق فعالیت حزبی است/ وجود صدها حزب در کشور بی‌معنی است

     

     

    محمد هاشمی رفسنجانی، عضو مؤسس حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره نسبت جمهوری اسلامی با فعالیت حزبی گفت: تکثر احزاب موجود در کشور به خودی خود بیانگر وجود آزادی و امکانات لازم برای فعالیت احزاب در کشور است.

    وی افزود: معمولاً کشورهایی که به صورت حزبی اداره می‌شوند دو تا سه حزب عمده دارند که در رقابت با یکدیگر هستند و به صورت رقابتی قدرت را در نظر می‌گیرند، در حالی که در کشور ما چند صد حزب رسمی وجود دارد. با سیصد یا چهارصد حزب که نمی‌شود کشور را اداره کرد؛ بنابراین این حد از تکثر خود مخل کار حزبی است.

    وی همچنین گفت: البته این چند صد حزب در ایران در قالب دو یا سه جناح عمده تبلور یافته‌اند که به اصلاح طلب، اصولگرا و بین اینها یعنی اعتدالگرا تقسیم می‌شوند. در این جناح‌ها کادر برای اداره کشور وجود دارد؛ یعنی زمانی که رئیس جمهور اصلاح‌طلب روی کار می‌آید مدیران او عموماً از همین تفکر هستند و زمانی که رئیس جمهور اصولگرا یا اعتدالگرا باشد هم ماجرا به همین ترتیب است. در واقع به نظر من جناح‌ها در ایران تقریباً کار حزب در کشورهای با نظام حزبی را انجام می‌دهند.

    هاشمی با اشاره به اینکه ترتیب مجالس در کشور ما تقریباً جناحی بود افزود: من معتقدم که اگر چه جناح‌ها در کشور هستند و فعالیت می‌کنند اما تحزب و فعالیت حزب به معنای واقعی در کشور وجود ندارد.

    وی در ادامه تاکید کرد: نظام جمهوری اسلامی صد در صد مشوق فعالیت حزبی و افزایش نقش احزاب در کشور است. احزاب در کشورهای مختلف به دنبال کسب قدرت هستند و رقابت می‌کنند تا قوای مختلف را در اختیار بگیرند، اما ساختار سیاسی کشور ما به گونه‌ای است که برخی نهادها قابلیت رقابت حزبی و انتخاباتی را ندارد.

    وی در پایان گفت: اگر چه تفاوت‌هایی میان نظام سیاسی ما با برخی دیگر از کشورها وجود دارد اما می‌بینیم که رقابت‌های حزبی تا سطوح ریاست قوه رقابتی و قابل دسترسی است.

    منبع : مهرنیوز

  • عمر شورای عالی اصلاح طلبان تمام است/اصلاحات نیاز به تحول دارد

    عمر شورای عالی اصلاح طلبان تمام است/اصلاحات نیاز به تحول دارد

    عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح طلب و مشاور رئیس دولت اصلاحات در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تغییر «مانیفست اصلاحات» برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ گفت: من معتقدم چه با کرونا و چه بی کرونا بعد از انتخابات دوم اسفند و حتی قبل از این انتخابات-چنانکه قبلاً هم اعلام کردم-عمر شورای سیاست گذاری با این ساختار و ماهیت و مدیریت تمام شد؛ تاکید می‌کنم هم در شکل و هم در محتوا کار این شورا تمام است؛ یعنی اگر شکل این مجموعه هم عوض شود، مدیریت و فرم آن هم تغییر کند، شورایی که یک سر آن صادق نوروزی و شکوری راد باشد و سر دیگر آن کواکبیان و حسین کمالی اساساً این ساختار نمی‌تواند هیچ کاری را پیش ببرد. زیرا آن سری که من هم نسبت به آن انتقاد ضمنی دارم اساساً چیزی به عنوان مردم و جامعه مدنی و بحران‌های اجتماعی را در نظر ندارد و معتقد است تحت هر شرایطی باید در انتخابات شرکت کرد.

    وی افزود: اگر امروز اصلاح طلبان بخواهند بدون تحلیل از نحوه مدیریت کرونا، بدون تحلیل از حوادث آبان ماه و همه حوادث سالهای اخیر دوباره وارد عرصه انتخابات ۱۴۰۰ شوند، شرایط به مراتب بدتری از انتخابات دوم اسفند پیدا خواهند کرد.

    فعال سیاسی اصلاح طلب تاکید کرد: واقعیت این است که اصلاح طلبان بخشی از این جامعه هستند و اگر مردم با کرونا و آثار کرونا شاهد اتفاقات خاصی در این یکسال نباشند به مراتب انتخابات ریاست جمهوری سال آینده کم رونق تر از انتخابات اسفند ۹۹ خواهد بود و این را اصلاح طلبان واقعی درک کرده‌اند. بنابراین معتقدم اگر چنانچه اصلاح طلبان اصیل شاهد تحولات عمیق رفتاری و ساختاری نباشند و نتوانند فاصله بین حاکمیت و جامعه مدنی را کم کنند حتماً حضور فعالی در انتخابات ۱۴۰۰ نخواهد داشت.

    ناصری با اشاره به موضع محمد رضا تاجیک درباره کناره گیری اصلاح طلبان از قدرت و روی آوری به فعالیت‌های اجتماعی گفت: دکتر تاجیک معتقد است که اصلاح طلبان باید کاملاً از قدرت کنار بکشند که من با این بخش اظهارات او مخالفم، اما معتقدم که اگر اصلاح طلبان متناسب با فاصله جامعه مدنی و حاکمیت نگرش قدرت محوری و یا جامعه محوری خود را درست نکنند کارشان بی اثر خواهد بود و من معتقدم که اصلاح طلبان باید رویکرد جامعه محور خود را نسبت به قدرت محوری قوی‌تر کنند.

    وی درباره افق فعالیت احزاب در سال جاری گفت: کرونا علاوه بر اینکه یک حادثه غیر منتظره بود، معادلات جدیدی را در دنیا ایجاد کرده که منحصر به فرد است. طبیعتاً کنشگران و احزاب سیاسی و سیاست ورزان مثل همه مردم و حتی همه مسئولین عالی و میانی کشور تحت تأثیر این شوک نهانی قرار گرفته‌اند، اما به همان میزان که حق دارند نگران مسائل شخصی خود باشند، باید نگران مردم و جامعه هم باشند.

    عضو سابق شورای عالی اصلاح طلبان افزود: اما در ایران به جهت نوع رفتارها در هنگام بحران، اساساً مدیریت بحران در حوادث بحرانی خودش بسیار پرچالش و پر افت و خیز است و طبیعتاً این موضوع سیاستمدارها و احزاب را بیشتر نگران می‌کند. در مدت اخیر هم برخی احزاب در ارتباط با کرونا موضع گیری کرده و شعار و بیانیه صادر کردند، اما واقعیت این است که مسئله‌ای که کرونا در ایران ایجاد کرد به خاطر نوع برخورد دولت با کرونا خیلی فضای سیاسی اجتماعی را بهم ریخته است.

    ناصری تصریح کرد: مسئولان اجرایی کشور ابتدا با این موضوع خیلی عادی برخورد کردند و گفتند که چیز مهمی نیست، اما زمانی که مرگ و میر افزایش یافت مقداری نگران شدند و متوجه شدند که مسئله مهم است. اما اتفاقی که باید در ایران می‌افتاد تا به امروز رخ نداده و همه هم در این زمینه مقصر هستند و در رأس آن دولت روحانی است.

    وی ضمن انتقاد از عملکرد دولت روحانی گفت: من معتقدم که بعد از بحران باز هم ما کشوری هستیم که بعد از درک و فهم بزرگی این حادثه هیچ الگوی علمی و تجربه شده را به کار نبرده‌ایم. یعنی نوع مدیرت بحران کرونا باعث می‌شود که خود به خود کنشگری سیاسی و اجتماعی تحت تأثیر قرار گیرد.

    مشاور رئیس دولت اصلاحات گفت: امروز همه سیاست ورزان اعم از اصولگرا و اصلاح طلبان در یک چیز اشتراک پیدا کرده‌اند و آن هم این است که هزینه سنگین انسانی و اقتصادی به چه شکلی به حداقل می‌رسد. علتش این است که به اعتقاد من مسئولین میانی یک نسخه منحصر به فردی را تجویز کرده‌اند که متأسفانه تنها هزینه‌ها را بالا برده و یک نا امنی روانی را در کشور ایجاد کرده است. به نظر من در این شرایط یک سیاست ورز هم نمی‌تواند به خوبی یک کنش سیاسی را دنبال کند.

    منبع : مهرنیوز

  • احزاب در قاموس جمهوری اسلامی/ آیا نظام با فعالیت حزبی مخالف است؟

    احزاب در قاموس جمهوری اسلامی/ آیا نظام با فعالیت حزبی مخالف است؟

    احزاب در قاموس جمهوری اسلامی/ آیا نظام با فعالیت حزبی مخالف است؟

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست _ محمد حسین نظری؛ بیش از چهار دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد و در طول این سال‌ها فعالیت حزبی همواره به عنوان یکی از مهمترین چالش‌های سیاسی در کشور مطرح بوده است. در دهه‌های اخیر به دلیل عدم موفقیت چشمگیر احزاب در ورود به عرصه اداره کشور به مرور این باور در جامعه پیدا شده که ساختار سیاسی نظام حاکم منافی هرگونه فعالیت حزبی است و دلیل عدم توفیق احزاب در میدان سیاست فقدان ظرفیت قانونی و فراقانونی در نظام مبتنی بر انقلاب دینی مردم ایران است.

    با این حال، کمتر اتفاق افتاده که این باور عمومی_که امروز جزو مشهورات سیاسی به حساب می‌آید_مورد ارزیابی قرار گیرد و عیار آن با محک پرسش دقیق علمی سنجیده شود. به همین خاطر، این گزارش در صدد طرح پرسش‌های اساسی در رابطه با این موضوع است تا با یافتن پاسخ این پرسش‌ها، اعتبار واقعی این باور مشهور را عیان کند و با یک پژوهش مختصر سنگ مهمی را در عرصه پراتیک سیاسی در ایران بنا نهد.

    برای ارزیابی اینکه نظام سیاسی جمهوری اسلامی برای تحزب و فعالیت تشکل‌های سیاسی چه اندازه ظرفیت دارد لازم است که دست کم سه منبع مورد بررسی قرار گیرد. اندیشه سیاسی و سیره عملی امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اولین منبعی است که باید به دقت و بررسی شود.

    پس از آن مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تحزب است که باید مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود که ایشان به عنوان ولی فقیه در ۳۰ سال اخیر چه رویکردی نسبت به فعالیت حزبی و تشکیلاتی در کشور داشته‌اند.

    مجموعه قوانین حاکم بر جمهوری اسلامی سومین منبع مهمی است که باید به دقت بررسی شود که این مجموعه قوانین شامل قانون اساسی و قوانین مورد تصویب قوه مقننه و سایر نهادهای تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور است.

    مُهر «ضرورت» امام خمینی بر فعالیت احزاب در ایران

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از چهره‌های سیاسی اقدام به تأسیس حزب کردند تا از این طریق، راه پیگیری مشی و مرام خود را هموار کنند و بتوانند سهمی از قدرت سیاسی را به خود اختصاص دهند. با اینکه امام (ره) تعریف مشخصی از تحزب و فعالیت حزبی داشت و صرف «کسب قدرت سیاسی» خارج از این تعریف بود، اما به فاصله چند ماه بیش از صد حزب در کشور تأسیس شد و تکثر و تشتت به حداکثر رسید.

    شواهد و قرائن حاکی از آن است که امام (ره) با اصل فعالیت حزبی هیچ مسئله‌ای نداشت و تحزب نزد ایشان یک امر پذیرفته شده بود، چنانکه در ماه‌های ابتدایی سال ۵۸ امام خمینی (ره) برای چندمین بار تاکید کرد که «در چارچوب جمهوری اسلامی تمامی احزاب می‌توانند آزادانه اظهار نظر کنند»، چنان که پیش از این و در آستانه پیروزی انقلاب نیز در پاسخ به یک سوال تاکید کرده بود که «حزب توده در اظهار نظر آزاد است.»

    تحزب نزد امام یک امر پذیرفته شده بود، چنانکه در ماه‌های ابتدایی سال ۵۸ امام خمینی (ره) برای چندمین بار تاکید کرد که در چارچوب جمهوری اسلامی تمامی احزاب می‌توانند آزادانه اظهار نظر کنند ایشان در رابطه با آزادی فعالیت احزاب تاکید می‌کرد که «بعضی احزاب که انحرافی هستند و ما آنها را جزو مسلمین هم حساب نمی‌کنیم، مع ذلک چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبت‌های سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند به طور آزاد. پس بدانید که ما این طور نیست که با احزاب دیگری با گروه‌های دیگری دشمنی داشته باشیم… مادامی که آنها با ما جنگی ندارند و با کشورهای اسلامی جنگی ندارند و مقابل اسلام قیام مسلحانه نکرده‌اند، به طور آزاد دارند عمل می‌کنند و به طور آزاد حرف‌های خودشان را دارند می‌زنند.» [صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۴۲-۳۴۴]

    اگر چه امام تاکید داشت که «آزادی غیر از توطئه است، آزادی آزادی بیان است، هر چه می‌خواهند بگویند فقط توطئه نکنند.» مبتنی بر عبارات فوق معلوم می‌شود که در نظر امام خمینی دامنه فعالیت احزاب بسیار موسع است و همه احزاب، حتی احزابی که با مبانی انقلاب و اسلام موافقت ندارند می‌توانند به صورت مسالمت آمیز به بیان اهداف، مرام و برنامه‌های خود بپردازند و از عملکرد دولت انتقاد کنند.

    چنانکه احزابی همچون حزب توده ایران، مجاهدین خلق [منافقین]، جبهه ملی، چریک‌های فدایی خلق، حزب پیکار، رنجبران و دیگران تا زمانی که اقدام به توطئه و حمله مسلحانه علیه جمهوری اسلامی نکردند، به راحتی در باب مسائل مختلف ابراز نظر می‌کردند و حتی علیه اظهارات امام خمینی نیز به تندی موضع گیری می‌کردند، اما مادامی که اقدام عملی در کار نبود مواضع آنها با واکنشی از سوی حکومت مواجه نمی‌شد.

    بنیانگذار انقلاب اسلامی نه تنها با کار حزبی مخالفتی نداشت و احزاب را در فعالیت تا سر حد توطئه علیه نظام اسلامی آزاد گذاشت، بلکه در نحوه تحزب و فعالیت تشکیلاتی صاحب نظر و تحلیل بود. سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب رهبر نهضت اسلامی به کرات نظام تک حزبی و تحزب فرمایشی در رژیم پهلوی را مورد انتقاد قرار داده و به صراحت آن را عامل انحراف در اداره حکومت خواند.

    امام خمینی در یک سخنرانی در سال ۴۳ ضمن انتقاد از وابستگی احزاب به دولت تاکید می‌کند که «ایران تنها کشوری است که حزبی به امر ملوکانه تأسیس کرده و ملت مجبور است وارد آن شود و هر کس از این امر تخلف کند سرنوشت او یا حبس و شکنجه و تبعید و یا از حقوق اجتماعی محروم شدن است.» [صحیفه امام، ج ۳، ص ۷۲]

    از نظر امام خمینی نه تنها فعالیت حزبی ضروریست بلکه احزاب فعال نباید به دولت‌ها وابستگی داشته و ساخته دست آنها باشند، بلکه باید آنچنان مجاهدت کنند که یک دولت شایسته از درون آنها برخیزد و امور کشور را به دست گیرد امام خمینی (ره) میان حزب دولتی و دولتِ حزبی تمایز قائل است و دولتِ حزبی را شکل پذیرفته و حزب دولتی را شکل مردود نظام حزبی می‌داند: «قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید و بعد هم حزب در مجلس به طوری که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا می‌کند، نماینده درست کنند و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواستۀ مردم و اینها پیدا شد، بعد می‌شود یک دولت متکی به حزب.» [صحیفه امام، ج ۱، صص ۳۸۸-۳۸۹]

    در واقع از نظر امام خمینی (ره) نه تنها فعالیت حزبی ضروریست بلکه احزاب فعال نباید به دولت‌ها وابستگی داشته و ساخته دست آنها باشند، بلکه باید آنچنان مجاهدت کنند که یک دولت شایسته از درون آنها برخیزد و امور کشور را به دست گیرد. در حالی که این دستور العمل کمتر در کشور محقق شد و حتی در نیمه دوم دهه ۷۰ احزاب دولت ساخته به صورت سرطانی یکی پس از دیگری از دل دولت هفتم و هشتم بیرون آمدند.

    موافقت امام خمینی با فعالیت‌های حزبی را در صدور جواز برای آغاز فعالیت برخی احزاب هم می‌توان مشاهده کرد. از فعالیت برخی تشکل‌های مبارزاتی قبل از انقلاب زیر نظر امام خمینی که بگذریم، تنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که امام مجوز آغاز فعالیت حزب جمهوری اسلامی را صادر کرد.

    مجموعه‌ای که در طول ده سال فعالیت به کرات مورد تشویق امام قرار گرفت و به عنوان یک حزب موفق برای مجموعه‌های مختلف دولت کادر سازی کرد؛ این یعنی تحقق موضوع مورد اشاره امام مبنی بر بیرون آمدن دولت از دل یک حزب.

    در ماجرای انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز، امام خمینی بر «تکثر عاقلانه» احزاب نیز مُهر تأیید زدند و انشعاب از یک تشکیلات به منظور اظهار عقیده مستقل را عامل و مایه اختلاف ندانست. ایشان در پاسخ به نامه جمعی از روحانیون عضو جامعه روحانیت مبارز آنها را برای تأسیس یک حزب جدید تشویق کرد و بر اساس همین پاسخ امام یکی از نخستین تشکل‌های اصلاح طلب در کشور تأسیس شد.

    مجموعه این واقعیت‌ها حاکی از آن است که فعالیت حزبی در کشور هیچ منافاتی با منظومه فکری و سیره عملی بنیانگذار انقلاب اسلامی ندارد و بر مبنای فرمایشات و مواضع ایشان نه تنها هیچ محدودیتی برای فعالیت احزاب در کشور نیست، بلکه در بسیاری از موارد راهنمایی‌های امام خمینی یک فعالیت حزبی منطقی و منسجم را ایجاب می‌کند.

    ِ‌ آیت الله خامنه‌ای؛ دبیرکلی که رهبر شد

    آیت الله خامنه ای یکی از برجسته‌ترین مبارزان قبل از انقلاب، از جمله افرادی بود که در جریان نهضت اسلامی تلاش می‌کرد تا فعالیت‌های خود را در قالب تشکل‌های سیاسی سامان دهد. آن هم در دوره‌ای که فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی دست کم در میان روحانیون آنچنان مرسوم نبود. پس از انقلاب نیز ایشان جز حلقه اولیه حزب جمهوری اسلامی بود که تنها یک هفته پس از انقلاب تأسیس شد و فعالیت‌های خود را آغاز کرد. حزبی که از سال ۵۹ و پس از شهادت آیت الله بهشتی دبیر کلی آن بر عهده آیت الله خامنه‌ای نهاده شد و این مسئولیت تا روز تعطیلی حزب جمهوری استمرار یافت.

    رهبر انقلاب نقل می‌کنند که در زمان تأسیس حزب جمهوری «به ما اشکال می‌کردند که تحزّب با وحدت عمومی جامعه مخالف است. من آن وقت یک سخنرانی مفصلی کردم [مبنی بر اینکه] تحزب می‌تواند در جامعه انجام بگیرد، در عین حال وحدت هم صدمه‌ای نبیند؛ اینها با هم منافاتی ندارد.»

    مجموعه اینها در کنار ارتباط مستمر ایشان با احزاب و تشکل‌ها از اواخر دهه ۵۰ تا امروز نشان از اهتمام جدی ایشان به بحث تحزب و فعالیت‌های تشکیلاتی دارد. با این حال مفهوم حزب در منظومه فکر ایشان مساوق و موافق با «party» نیست.

    از نگاه اندیشمندان علوم سیاسی جدید، حزب سیاسی [party] مجموعه‌ای سازمان یافته است که «با عمل به مثابه یک واحد سیاسی می‌کوشد که بر حکومت تسلط یابد» [عبدالرحمن عالم، بنیادهای علم سیاست] درحالی که از منظر رهبر معظم انقلاب، صرف کسب قدرت نمی‌تواند هدف غایی و مطلوب تحزب در جمهوری اسلامی باشد. به زعم آیت الله خامنه ای «آن حزبی که مورد نظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتی که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت آرمان‌ها ایفا می‌کند.»

    از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای دو نوع حزب در جهان هست؛ یک حزب عبارت است از کانال‌کشی برای هدایت‌های فکری؛ چه فکری به معنای سیاسی، چه فکری به معنای دینی و عقیدتی که نیت آن کسب قدرت سیاسی نیست. این نوع حزب می‌خواهد جامعه را به یک سطحی از معرفت و دانایی سیاسی و عقیدتی برساند. از نظر رهبر انقلاب «کسانی که یک چنین توانایی‌ای داشته باشند، به طور طبیعی در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأی خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ لیکن این هدفشان نیست. این یک جور حزب است؛ این مورد تأیید است.»

    نوع دیگر حزب همین احزاب کنونی غربی هستند که باشگاه‌هایی برای کسب قدرت هستند و همانطور که در اغلب تعاریف آکادمیک هم آمده است، اساساً حزب به این صورت یعنی مجموعه‌ای برای کسب قدرت. از منظر رهبر معظم انقلاب، این نوع احزاب «از سرمایه و پول و امکانات مالیِ خودشان بهره‌مند می‌شوند، یا از دیگران کسب می‌کنند، یا بندوبست‌های سیاسی می‌کنند، برای اینکه به قدرت برسند. یک گروه هم رقیب اینهاست؛ کارهای مشابه اینها را انجام می‌دهد تا آنها را از قدرت پایین بکشد و خودش جایگزین او شود.»

    رهبر انقلاب: اگر کسی ادعا کند که نظام جلوی تشکیل احزاب را گرفته است، یک دروغ واضحی گفته؛ چنین چیزی نیست با این حال و با وجود عدم موافقت نظری ایشان با فعالیت احزابی قدرت طلب سیاسی، ایشان هیچگاه با فعالیت این احزاب مخالفت نکردند. یعنی اگر چنانچه حزبی در کشور خواسته باشد که تنها به منظور کسب قدرت سیاسی، بدون التفات به اثرگذاری اجتماعی فعالیت کند از منظر ایشان هیچ ممنوعیتی وجود ندارد و گروه مزبور مختار به فعالیت است.

    رهبر انقلاب به صراحت اعلام کرده‌اند که چنانچه «اگر کسانی در داخل کشور ما با این شیوه دنبال تحزّب می‌روند، ما جلویشان را نمی‌گیریم. اگر کسی ادعا کند که نظام جلوی تشکیل احزاب را گرفته است، یک دروغ واضحی گفته؛ چنین چیزی نیست.» بنابراین چنانکه در دهه‌های گذشته شاهد بودیم، فعالیت احزاب مختلف از منظر رهبر انقلاب اسلامی هیچ محدودیت و ممنوعیتی ندارد، چنانکه در حال حاضر و طبق آمار رسمی وزارت کشور ۱۱۶ حزب رسمی در سراسر کشور در حال فعالیتند. بر این اساس به نظر می‌رسد که مخالفت رهبر انقلاب با فعالیت احزاب سیاسی و فعالیت ۱۱۶ حزب رسمی (به علاوه چند صد گروه غیر رسمی) چیزی شبیه به اجتماع نقیضین است!

    قوانین کشور؛ محدود کننده احزاب؟!

    پس از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت احزاب و تشکل‌های سیاسی اوج گرفت و از این رو تعیین چارچوب برای فعالیت این احزاب بیش از پیش احساس شد. قبل از هر چیز لازم بود که فعالیت احزاب و تشکل‌های سیاسی اجتماعی و صنفی در قانون اساسی کشور که مهمترین مانیفست عملی هر کشور است به رسمیت شناخته شود.

    از این رو بحث فعالیت احزاب فوراً در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح شد تا چارچوب فعالیت حزبی در ایران تعیین شود، لذا در جریان مذاکرات مجلس خبرگان رهبری در تابستان ۱۳۹۸، اصل ۳۰ قانون اساسی (که بعد از اصلاح به عنوان اصل ۲۶ تصویب شد) یکی از پرچالش ترین اصول این قانون بود که حساسیت آن باعث شد تا چندین ساعت از آن مذاکرات به تصویب این اصل اختصاص یابد. اصل ۳۰ در نهایت به صورت زیر مورد تصویب اکثریت مجلس خبرگان قانون اساسی قرار گرفت: «احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده آزادند مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلام و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. شرکت افراد در این گروه‌ها آزاد است و هیچکس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.»

    شهید بهشتی که در آن ایام مدیر اکثر جلسات خبرگان قانون اساسی بود در این جلسه نیز زمام اداره مجلس را به عهده داشت و به عنوان کسی که در دل مبارزات سیاسی قبل از انقلاب تجربه کار تشکیلاتی و حزبی اندوخته بود با درایت کامل به مذاکرات موافقان و مخالفان ورود کرده و ابعاد اصل مطروحه را تبیین می‌کرد.

    پس از تاکید برخی چهره‌ها بر عدم فعالیت احزاب غیر مسلمان و درخواست برای اعمال محدودیت‌های بی مورد، شهید بهشتی محدوده فعالیت احزاب در جمهوری اسلامی را به روشنی تبیین کرد. آیت الله بهشتی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی می‌گوید: من توضیح می‌دهم تا مطلب کاملاً روشن شود. به طور کلی این سوال مطرح است که در نظام اجتماعی جمهوری اسلامی بیان مطالب ضد اسلام و نوشتن اینگونه مطالب و اینکه دور هم جمع شوند و بحث و گفتگو کنند، آیا این کار ممنوع است یا نیست؟ و اگر حاکمیت و تمامیت ارضی را نقض نکند ممنوع است؟ وقتی پیش نویس تهیه می‌شد برای پیدا کردن تعبیری که عبارت دوم را برساند و شامل عبارت اول هم نباشد بحث بود، چون پیش نویس که تهیه می‌شد بر این پایه تهیه می‌شد که گفتن و اظهار نظر کردن و جلسه و بحث و گفتگو تشکیل دادن درباره کلیه مسائل فکری آزاد است به شرط آنکه منجر به نقض و تزلزل و درهم شکستن اساس جمهوری اسلامی نشود… بنابراین مدتی بحث بود تا کلمه نقض پیدا شد و این تعبیر به نظر رسید که هم گویاست و هم مطلب را در حد خودش می‌رساند و نه بیشتر… پس تهیه کنندگان در گروه سه هم می‌خواستند این را بگویند که تشکیل گروه‌هایی برای بیان و اظهار نظر و بحث و گفتگو پیرامون مسائل مختلف فکر بشری آزاد است، ولو خود این مسائل خود این آرا، آرایی باشد که مطابق با موازین اسلام نباشد و آنچه آزاد نیست عبارت است از مجامع و احزاب و جمعیت‌هایی که وجود آنها در هم شکننده و سست کننده مبانی اسلام و جمهوری اسلامی باشد.

    پس از به رسمیت شناختن فعالیت احزاب در متن قانون اساسی، وقت آن بود که قواعد و چارچوب فعالیت حزبی به صورت تفصیلی مشخص شود و ساز و کار فعالیت احزاب تدوین شود. این اتفاق در اولین دوره مجلس شورای اسلامی افتاد و نمایندگان مجلس اولین قانون فعالیت احزاب را با اکثریت آرا تصویب کردند.

    در شهریور ماه ۱۳۶۰، نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح قانون احزاب را با عنوان کامل «‌قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته شده» در ۱۹ ماده و ۹ تبصره به تصویب رساندند و این مصوبه به فاصله چند روز مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته و به وزارت کشور ابلاغ شد.

    با این حال این قانون نیز مانند سایر قوانین کشور دستخوش تغییراتی شد و طی چهار دهه گذشته اصلاحاتی در آن صورت گرفت. اولین بار طرح نمایندگان نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، زنگ تغییر قانون احزاب پس از گذشت ۳۲ سال از تصویب اولیه آن را به صدا درآورد، اما کار در دولت نهم به سرانجام نرسید.

    با تغییر دولت، وزارت کشور تدوین لایحه اصلاحی را آغاز کرد اما لایحه دولت برای سر و سامان دادن به احزاب چیزی نزدیک به یک سال زمان برد تا راهی بهارستان شود. سرانجام قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی در تاریخ ۴ بهمن ماه ۹۴ و در اواخر عمر مجلس نهم تصویب شد و در تاریخ ۸ آبان ۹۵ از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تأیید و در ۲۲ آبان ۹۵ جهت اجرا ابلاغ شد.

    با این حال از زمان ابلاغ این قانون که جایگزین قانون «فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته‌شده»، مصوب سال ۶۰ شد چند ماهی نگذشته بود که دستور اصلاح آن از سوی علی لاریجانی صادر شد و تاریخ ۲ دی ماه ۹۸ یک ماده به‌عنوان ماده (۲۳) به قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی مصوب ۴ بهمن ماه ۹۴ الحاق و شماره ماده (۲۳) قانون به (۲۴) اصلاح شد.

    تشویق به فعالیت حزبی در نهادهای نظام

    علاوه بر قانون اساسی و قانون جامع فعالیت احزاب که تا اینجا مورد اشاره قرار گرفت، نهادهای مهم تصمیم گیر و تصمیم ساز نظام نیز همواره مشوق فعالیت‌های حزبی بوده اند. عباسعلی کدخدایی، سخنگو و قائم مقام دبیر شورای نگهبان از جمله افرادی است که بارها خواستار انسجام فعالیت‌های حزبی شده و از فقدان یک نظام جامع حزبی گله و شکایت کرده است.

    شورای نگهبان: احزاب باید میدان دار سیاست داخلی کشور باشند ۲۶ تیرماه ۹۵، کدخدایی در گفتگو با سایت این شورا بار دیگر از ضعف نظام حزبی گفت و تصریح کرد که این رویه باید تغییر کند و احزاب باید میدان دار سیاست داخلی کشور باشند. وی در این باره تاکید کرد: «ما یک بحث کلان در انتخابات داریم و آن، فقدان نظام حزبی است؛ قانون اساسی ما احزاب را به رسمیت شناخته است، احزاب رفتند در وزارت کشور ثبت‌نام کردند، اما فعالیت حزبی به معنای مرسوم در جوامع دیگر را ما نداریم.»

    کدخدایی همچنین در دیدار آذر ماه ۹۸ با اعضای شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان اظهار داشت: «از دهه ۸۰ شمسی به این طرف، فعالیت‌های سیاسی شدیدتری را شاهد بودیم و اگر چه قانون اساسی از حزب و فعالیت‌های سیاسی حمایت کرده، اما به دلیل اینکه این حمایت‌ها در قوانین عادی عملیاتی نشده است، فعالیت احزاب در کشور نتوانست ثمرات لازم را داشته باشد لذا باید حمایت‌های قانون اساسی از تحزب در قوانین عادی نیز لحاظ شود و به جد معتقدم که باید فعالیت احزاب در کشور نهادینه شود و این نیاز به یک مطالبه جدی و همه جانبه دارد.»

    سخنگوی شورای نگهبان: به جد معتقدم که باید فعالیت احزاب در کشور نهادینه شود

    مجموعه موارد مورد اشاره شده حاکی از آن است که مطابق با مبانی انقلاب اسلامی اعم از سیره امام خمینی (ره)، منویات رهبر معظم انقلاب، متن قانون اساسی و همچنین قانون فعالیت احزاب و مجموعه قوانین مربوط به فعالیت احزاب که توسط نمایندگان مردم تصویب شده در کنار نگاه نهادهای تصمیم گیری مثل شورای نگهبان به فعالیت حزبی، هیچ منعی برای فعالیت گسترده حزبی در کشور وجود ندارد. بنابراین نمی‌توان دلایل فقدان فعالیت منسجم حزبی را در وجود محدودیت‌های قانونی و یا فقدان ظرفیت‌های سیاسی جست.

    منبع : مهرنیوز

  • نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…

    نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…

    نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…

    به گزارش خبرآنلاین، اوضاع در اردوگاه چپ آنقدر آشفته و پریشان است که حتی نائب رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری هم ترجیح داد این مجمع را ترک کند. حالا دیگر اختلافات درونی پررنگ‌تر شده است و سرمایه اجتماعی دیگر با وضعیت چهارسال پیش تفاوت زیادی دارد. هرچه وضعیت پیچیده‌تر می‌شود این سوال در ذهن نقش می‌بندد که آیا جریان اصلاحات در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است؟ سوالی که آن را با عبدالله ناصری از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در میان گذاشتیم. او معتقد است جریان اصلاحات باید اصلاحاتی در درون خود ایجاد می‌کرد اما این اتفاق آن طور که باید و شاید صورت نگرفت.

    ناصری یکی از ایرادات شورای عالی سیاست‌گذاری را متوجه مدیریت آن دانست و گفت «اگر ریاست این شورای به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده می‌شد ارزیابی که امروز درباره شورای عالی وجود دارد متفاوت خواهد بود.»

    ناصری این را هم می‌گوید که «اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند موفق باشند باید مدیریت اصلاحات را باید جامعه مدنی  با “راهبرد-تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.»

    نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما...
    نقد مشاور خاتمی به عملکرد عارف/اصلاحات درحال فروپاشی نیست اما…

    به گزارش خبرآنلاین، اوضاع در اردوگاه چپ آنقدر آشفته و پریشان است که حتی نائب رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری هم ترجیح داد این مجمع را ترک کند. حالا دیگر اختلافات درونی پررنگ‌تر شده است و سرمایه اجتماعی دیگر با وضعیت چهارسال پیش تفاوت زیادی دارد. هرچه وضعیت پیچیده‌تر می‌شود این سوال در ذهن نقش می‌بندد که آیا جریان اصلاحات در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته است؟ سوالی که آن را با عبدالله ناصری از مشاوران رئیس دولت اصلاحات در میان گذاشتیم. او معتقد است جریان اصلاحات باید اصلاحاتی در درون خود ایجاد می‌کرد اما این اتفاق آن طور که باید و شاید صورت نگرفت.

    ناصری یکی از ایرادات شورای عالی سیاست‌گذاری را متوجه مدیریت آن دانست و گفت «اگر ریاست این شورای به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده می‌شد ارزیابی که امروز درباره شورای عالی وجود دارد متفاوت خواهد بود.»

    ناصری این را هم می‌گوید که «اگر اصلاح‌طلبان می‌خواهند موفق باشند باید مدیریت اصلاحات را باید جامعه مدنی  با “راهبرد-تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.»

    آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت و گو است:

    *****

    آقای ناصری! از مدتها پیش یعنی بعد از انتخابات ۹۶ صحبت از اصلاح و بازسازی جریان اصلاحات مطرح شد اما هیچ توجهی نشد چرا با این موضوع تا این حد بی اهمیت بر خورد شد تا کار به اختلافات و تنش های درونی امروز در این جریان برسد؟

    وقتی  بحث اصلاح اصلاحات مطرح شد به این صورت نبود که اصلا توجه نشود؛ من این موضوع را  قبول ندارم. به هرصورت در دو مرحله ترکیب تغییر و افزایش یافت. اما با این موضوع موافقم که بعد از سال ۹۶ اهمیت شورا به آن اندازه که شایسته  بود ظاهر نشد.

    اصلاح طلبان آسوده خاطر بودند و از بازیابی غافل شدند

    احتمالا یکی از دلایلش شاید این باشد که اکثریت شورا با نگاه قدرت محور، مجلس را در اختیار گرفتند و بعد از آن دولت را نیز با بیشترین رای در طول ۴۰ سال به دست آوردند و همین موضوع موجب شد کمی آسوده خاطر شوند و از بازیابی خود غافل شوند.

    آفتی همه گیر به جان اصلاحات افتاده است

    شورای عالی سیاست گذاری یکی از نهادهایی بود که به منظور هماهنگی در میان اصلاح طلبان روی کار آمد اما حالا بعد از ۴ سال بسیاری از چهره های سیاسی از آن کناره گیری کردند و آخرین هم موسوی لاری بود  برداشت شما از این استعفاها چیست آیا این به دلیل ناکارآمدی شورای عالی است یا یک آفت همه گیر به جان جریان اصلاحات افتاده است؟

    اینکه آفتی همه گیر به جان اصلاحات افتاده است را انکار نمی‌کنم . این طیف سیاسی هم مثل همه مردم به مرور ناامید شده‌اند. البته هیچ مطلوبی هم جز اصلاح‌گری نمیشناسم ولی معتقدم مدیریت اصلاح را باید جامعه مدنی  با “راهبرد–تاکتیک” جنبش سازی اجتماعی بدست گیرد.

    لذا معتقدم همه احزاب اصلاح‌طلب و هر ائتلاف قدیم و جدید فقط با این نگاه می تواند موفق شود .شکی نیست این رویکرد و این راهبرد–تاکتیک پرهزینه است وحتما بخشی از اعضای شعسا این آمادگی را ندارند.حتما باید طرحی دیگر در انداخت.

    چقدر این ضعف و آشفتگی که در جریان چپ مشاهده می شود می تواند ناشی از نوع مدیریت باشد مثلا عملکردی که عارف از خود نشان داد؟

    عملکرد مدیریت سیاسی حتما حرف اول را می‌زند .مثال من همیشه  سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بوده است . مدیریت این حزب، نظام تحزب را قبول داشت؛ به عبارت واضح‌تر خیلی از موارد بود که جمع‌بندی حزب با نظر دبیرکل تفاوت عمده‌ای داشت  اما مجبور بود تسلیم اکثریت شود. آقای بهزاد نبوی  که بی شک علی الاطلاق مرجعیت سیاسی داشت ودارد محورهای یک مصاحبه یا نطقش را درسازمان به جمع بندی می‌رساند.

    اگر ریاست شورایعالی با یکی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب بود وضعیت قطعا متفاوت بود

    اگر ریاست شعسا به یکی از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سپرده می‌شد مثلا فردی مانند محسن امین زاده، حتما ارزیابی که امروز درباره شورای عالی سیاست‌گذاری وجود داشت قطعا متفاوت بود. همیشه ناکارامدی بامدیریت نسبت دارد در واقع دو عاملِ «توان مدیریت تشکیلاتی» و «مسنخ بودن اعضا» حرف اصلی را می زند.

    اصلاحات در آستانه فروپاشی نیست /باید ائتلاف بین العباسین را شکل دهیم

    اختلافات سیاسی از یک سو و ریزش بدنه رأی اصلاح طلبان از سوی دیگر می تواند حکایت از این داشته باشد که اصلاح طلبان در آستانه یک فروپاشی قرار گرفته اند؟

    نه من چنین برداشتی از این وضعیت ندارم و برای این موضوع هم دلیل دارم. چون اولا گفتمان اصلاحات و اندیشه این نوع کنشگری زنده و قابل فهم است و نسخه بی بدیل راه نجات محسوب می‌شود. ثانیا احزاب اصلی که این گفتمان واندیشه را نمایندگی می‌کنند پویا و فعال هستند اما مسلم است از این پس ائتلاف یاجبهه ای را باید شکل داد که  به قول حجاریان بین العباسین باشد.چون بی‌اعتمادی مدنی زیاد شده است، جریان های سیاسی از این پس نمی‌تواند در ایهام و با کنایه کنشگری کند بلکه باید صریح و شفاف و قابل فهم سخن بگوید.

    احتمال تغییر ماهیت دادن برخی فعالان اصلاح طلب وجود دارد

    انتخابات مجلس یازدهم با همه اتفاقات آن تمام شد و اصلاح‌طلبان این انتخابات را واگذار کردند اما با وجود این انتقاداتی که نسبت به جریان وجود دارد آیا این آشفتگی و سر درگمی به انتخابات ۱۴۰۰ هم کشیده خواهد شد یا در این مدت یک سالی که باقی مانده است می‌تواند مشکلاتشان را سر و سامان بدهند؟

    من بر این باورم یکسال آینده بسیار پر حادثه خواهد بود که هم در اندیشه و هم در عمل ظهور و بروز می‌کند. احتمال اینکه در سال جاری برخی از فعالان اصلاح طلب یا منفعل شده و یا تغییرماهیت (یامثبت ویامنفی) دهند کم نیست لذا در مورد۱۴۰۰ فقط می‌توان گفت جریان غیر همسو با اراده و خواست جامعه مدنی دیده نخواهد شد.

    اصلاح طلبان باید تا شهریور کاندیدای ریاست جمهوری خود را معرفی کنند

    در این مسیر پر از سنگلاخی که جریان اصلاحات در آن گرفتار آمده راه برون رفت از این شرایط چیست و چطور اصلاح‌طلبان می‌توانند بر این مشکلات خود فائق بیایند؟ 

    به اعتقاد من احزاب وکنشگران اصلی و جدی اصلاحات یعنی همان‌هایی که از ۷۶ فعال واقعی بودند و در این سال‌ها هزینه‌های زیادی دادند و در سال ۸۸ هزینه همه تلاش خود را برای روشن نگهداشتن چراغ اصلاح گری تحول خواهانه به کار بستند و تا امروز دامنه فعالیت‌شان ادامه داشته است از الان جبهه ای را شکل دهند و تا شهریور نامزد خود را معرفی کنند؛ نامزد جامعه محوری که پس از معرفی ، برنامه تحول خواهی ساختاری خود را ارائه دهد و با صراحت و شفافیت به هسته قدرت بگویند ما با این برنامه ونامزد حاضریم مردم رابه کنارصندوق دعوت کنیم.

    ۲۷۲۱۶

  • دستور فرمانده معظم کل قوا برای مسکونی شدن جزایر خلیج فارس

    دستور فرمانده معظم کل قوا برای مسکونی شدن جزایر خلیج فارس

    دستور فرمانده معظم کل قوا برای مسکونی شدن جزایر خلیج فارس

    به گزارش خبرگزاری مهر، سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه در گفت‌وگویی به مناسبت روز ملی خلیج فارس، اظهار داشت: حضور آمریکایی‌ها در منطقه امنیت ما و سکوهای نفتی ما را می‌تواند به خطر بیندازد به همین دلیل اجازه نمی‌دهیم هیچ ناوی به سکوهای نفتی ما نزدیک و امنیت آن را به خطر بیندازد. حضور آنها در منطقه ما موجب می‌شود که این گونه برخوردها پیش بیاید و این گونه برخوردها درگذشته نیز بوده است.

    وی با تاکید بر اینکه ایران همیشه پیام صلح و دوستی را به کشورهای مسلمان همسایه داده‌است گفت: ما همواره دنبال صلح در منطقه هستیم و باور داریم که می‌توانیم با همگرایی امنیت را در خلیج فارس برقرار کنیم.

    دستور فرمانده معظم کل قوا برای مسکونی شدن جزایر خلیج فارس
    دستور فرمانده معظم کل قوا برای مسکونی شدن جزایر خلیج فارس

    به گزارش خبرگزاری مهر، سردار علیرضا تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه در گفت‌وگویی به مناسبت روز ملی خلیج فارس، اظهار داشت: حضور آمریکایی‌ها در منطقه امنیت ما و سکوهای نفتی ما را می‌تواند به خطر بیندازد به همین دلیل اجازه نمی‌دهیم هیچ ناوی به سکوهای نفتی ما نزدیک و امنیت آن را به خطر بیندازد. حضور آنها در منطقه ما موجب می‌شود که این گونه برخوردها پیش بیاید و این گونه برخوردها درگذشته نیز بوده است.

    وی با تاکید بر اینکه ایران همیشه پیام صلح و دوستی را به کشورهای مسلمان همسایه داده‌است گفت: ما همواره دنبال صلح در منطقه هستیم و باور داریم که می‌توانیم با همگرایی امنیت را در خلیج فارس برقرار کنیم.

    فرمانده نیروی دریایی سپاه در ادامه با اشاره به برنامه‌های نیروی دریایی سپاه گفت: برنامه راهیان نور را راه اندازی کردیم تا با جزایر ما آشنا شوند.

    سردار تنگسیری با بیان اینکه متأسفانه برخی از سران کشورها که وابسته به بیگانه هستند، می‌خواهند بیگانه در منطقه باشد، افزود: حضور بیگانه در منطقه ناامنی به وجود می‌آورد که شاهد آن هم چند تصادم دریایی از جمله ناوشکن آمریکایی با یک نفتکش ژاپنی، زیردریایی آمریکایی با نفتکش و تیراندازی ناوشکن آمریکایی به سمت یک قایق تفریحی در امارات است که منجر به کشته شدن چند نفر شد.

    فرمانده نیروی دریایی سپاه با بیان اینکه خلیج فارس یک خلیج بسته با وسعت ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع است، گفت: اگر اتفاقی برای ناوهای اینها که سوخت هسته‌ای دارند بیافتد؛ به مدت یازده سال اکوسیستم خلیج فارس را از بین خواهند برد.

    سردار تنگسیری ادامه داد: حضور نامشروع آمریکایی‌ها در منطقه امنیت ما را می‌تواند به خطر بیاندازد، البته ما اجازه نمی‌دهیم هیچ ناو بیگانه‌ای در آب‌های ما حضور پیدا کنند.

    وی با تاکید بر اینکه جزایری که ما در خلیج فارس داریم بسیار راهبردی و سوق الجیشی هستند، تصریح کرد: بنا داریم جزایر خلیج فارس را با ایجاد زیرساخت‌های مسکونی، برای سکونت مردم آماده کنیم و این فرمان فرمانده معظم کل قوا است که مردم در جزایر زندگی کنند در همین راستا در اکثر جزیره‌ها موج شکن ایجاد کرده‌ایم.

    فرمانده نیروی دریایی سپاه افزود: این نشان می‌دهد که ما دنبال تنش نیستیم، وقتی اولین شخص مملکت می‌فرمایند آنجا را باید برای سکونت مردم فراهم کنیم، یعنی ما به دنبال امنیت منطقه هستیم. از سوی دیگر با برخورد با صید صنعتی کشورهای بیگانه به معیشت مردم کمک کردیم.

    وی ادامه داد: نیروی دریایی سپاه با قاچاق سوخت، کالا و مواد مخدر مقابله کرد و در مدت یک سال بیش از ۲۰ کشتی که قاچاق سوخت می‌کردند هم اکنون در توقیف هستند.

    سردار تنگسیری به ساخت فرودگاه و موج شکن در جزایر ها توسط نیروی دریایی سپاه اشاره کرد و گفت: در تنب بزرگ فرودگاه بین‌المللی ایجاد کرده‌ایم؛ در تنب کوچک هم فرودگاه ساخته شده است و همچنین نیروی دریایی سپاه بیش از ۵۰ موج شکن را برای مردم ایجاد کرده است.

    فرمانده نیروی دریایی سپاه در پایان تاکید کرد: بیگانگان در منطقه ما جا و مکانی ندارند و باید از این منطقه بروند. آمریکا دشمن ماست و ۴۱ سال است که با ما دشمنی کرده است در حالی که ما پیام صلح و برادری را به جهان مخابره کردیم اما اگر کسی بخواهد به منافع و آب‌های سرزمینی ما تعرض کند دندان‌های او را خورد می‌کنیم و در مقابل آمریکا و غیر آمریکا ترسی نداریم زیرا فرزندان ایران زمین هستیم که ۴۱ سال است در مقابل دشمن ایستاده‌اند. شجاعت مردم و ولی امر مسلمین موجب می‌شود که ما زیر بار زور نرویم.