دسته: موسیقی

  • برای اجرا در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی فیلم سلیمانیه؛ «رستاک» عازم عراق شد

    برای اجرا در افتتاحیه جشنواره بین‌المللی فیلم سلیمانیه؛ «رستاک» عازم عراق شد

    به گزارش خبرگزاری
    خبرآنلاین، اعضای گروه رستاک بامداد روز گذشته جهت حضور در مراسم گشایش چهارمین دوره این فستیوال عازم کشور عراق شدند. شهر سلیمانیه از روز سه‌شنبه نهم مهرماه (اول اکتبر) تا دوشنبه ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) میزبان هنرمندان و علاقمندان به سینما خواهد بود. به همین جهت هنرمندان بسیاری از سراسر جهان برای شرکت در بخش‌های رقابتی و همچنین داوری فستیوال به این شهر کردنشین سفر کرده‌اند. از کشورمان نیز هنرمندانی در جایگاه هیئت‌های داوری دعوت شده‌اند و در بخش رقابتی نیز چندین فیلم کوتاه و بلند در فهرست شرکت‌کنندگان به چشم می‌خورد. ولی جالب‌تر از همه دعوت گروه «رستاک» به این جشنواره است.
    اقلیم کردستان عراق با وجود داشتن گروه‌های موسیقی بزرگ و معتبر بین‌المللی، از این گروه ایرانی دعوت کرده است تا جهت اجرا در افتتاحیه این گردهمایی مهم به هنرنمایی بپردازد.
    این جشنواره که چهارمین سال برگزاری  را تجربه می کند، یکی از معتبرترین فستیوال‌های فیلم در غرب آسیاست که در دوره‌های قبلی میزبان حضور موفق هنرمندان ایرانی در بخش‌های مختلف رقابتی بوده است.
    سال گذشته فیلم سینمایی «سه رخ» موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم حاضر در جشنواره شد. مجید مجیدی نیز با «آن سوی ابرها» جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. جایزه بهترین بازیگری نیز به نوید محمدزاده برای بازی در فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا» رسید.
    مراسم افتتاحیه با اجرای گروه موسیقی «رستاک» در تالار هنر سلیمانیه آغاز می شود، سپس با نمایش فیلم “sisters in arms” ساخته «کارولین فورست» (از فرانسه) این جشنواره رسما کار خود را آغاز می کند.
    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • قشنگ کامکار: سیاست من و لطفی را از هم جدا کرد

    قشنگ کامکار: سیاست من و لطفی را از هم جدا کرد

    البته این جدایی هیچ‌گاه از احترام لطفی نزد کامکارها نکاست. قشنگ کامکار در این گفت‌وگو از روند شکل‌گیری کانون چاووش و فروپاشی آن و سال‌ها زندگی درکنار لطفی سخن گفته است.

    شما از همان ابتدا در کنار افرادی که گروه «چاووش» را تأسیس کردند بودید؟
    من از زمان شکل‌گیری این گروه و حتی تأسیس کانون چاووش دریک ساختمان قدیمی حضور داشتم و در تمام لحظات کنار اعضای چاووش بودم. از چیدن وسایل گرفته تا تمرینات. درواقع شاهد عینی آن روزگار سخت موسیقی بودم. اعضای این کانون بدون چشمداشتی به آموزش و تمرین موسیقی مشغول بودند. البته لطفی ردیف‌های موسیقی را هم تدریس می‌کرد ودر این مورد حساسیت خاصی داشت. به این علت که خود ایشان دوران بسیار سختی را درآموزش موسیقی نزد استادانی چون عبدالله دوامی و نورعلی خان برومند گذرانده بود. پیش از انقلاب لطفی با استاد ابتهاج آشنا شد و بسیار مورد توجه ایشان قرار گرفت و از اینکه جوانی چنین با اشتیاق در موسیقی فعالیت می‌کند بسیار ابراز خرسندی کرد. آقای ابتهاج موسیقی را بخوبی می‌شناخت و آگاه به زندگی موزیسین‌های آن زمان بودند. بعد از مدتی به دعوت آقای ابتهاج که آن زمان رئیس مرکز موسیقی رادیو بود لطفی به برنامه «گلچین هفته» رادیو راه یافت. تا اینکه انقلاب شد و روزگار و شرایطی موسیقی به کلی عوض شد. دیگر نه خبری از چاووشی بود و نه لطفی. در زمان انقلاب لطفی و آقای ابتهاج دراعتراض به فضای سیاسی آن دوران و کشتارهایی که صورت گرفت همراه اعضای کانون چاووش از رادیو استعفا کردند. بعد از انقلاب آقای لطفی از ایران رفت و این اتفاق موجب ایجاد فاصله بین اعضای گروه چاووش شد و آرام‌آرام گروه های موسیقی «عارف» و«شیدا» و درواقع کانون چاووش از هم پاشید. در واقع با رفتن آقای لطفی از ایران اعضای این کانون به نوعی بی‌پناه و بی‌سرپرست شدند. آن هم در دورانی که موسیقی چندان رایج نبود و مخالفت‌های شدیدی هم در برابرش وجود داشت. بنابراین کسی به فکر تأسیس کلاس موسیقی نبود. نه کنسرتی برگزارمی شد و نه اجازه حمل ساز داشتند. اوضاع بد مالی نوازندگان و از همه مهم‌تر صمیمیت و دوستی‌ای که از بین رفته بود سبب شد حتی این هنرمندان رغبتی به ساززدن نداشته باشند؛ تا آنکه دو- سه سال بعد از انقلاب من از آقای لطفی جدا شدم و به طور کلی از «چاووش» کناره‌گیری کردم و در گروه کامکارها و در کنار برادرانم فعالیت داشتم تا به امروز. شاید جدایی ما هم تأثیر زیادی بر به هم خوردن گروه چاووش گذاشت. در مستند «چاووش از درآمد تا فرود» هم به این مسائل پرداخته شده است.

    پس اگر زندگی شما و آقای لطفی ادامه می‌یافت گروه چاووش از هم نمی‌پاشید؟
    بله. گروه چاووش می‌توانست ادامه داشته باشد اما متأسفانه همه چیز به هم خورد. بیشتر اعضای این گروه از خانواده کامکارها بودند و بی‌تردید با بازگشت دوباره آقای لطفی به ایران و حضور دوباره این اعضا، چاووش می‌توانست فعالیت خود را از سر بگیرد و ادامه دهد. البته ایشان در ایران تمام تلاش خود را در احیای دوباره این گروه انجام دادند اما متأسفانه آن گروه‌ها از هم پاشید و بسیاری از نوازندگان مهاجرت کردند جزخانواده من. من نیز یکی دو سال بعد از انقلاب و درواقع زمانی که موسیقی توانست حیات دوباره بگیرد با گروه موسیقی کامکارها به روی صحنه رفتم و در واقع نخستین زنی بودم که درآن شرایط سخت توانست اجازه حضور در صحنه موسیقی داشته باشد. اما امروز می‌بینید که چه فضای خوبی در موسیقی ایجاد شده و خوشبختانه همه خانم ها می‌توانند گروه موسیقی داشته باشند و بخوانند.

    از دید شما نسل امروز ما چقدر پذیرای چنین موسیقی‌هایی است؟
    نمی‌خواهم به قضیه عمومیت بدهم و بگویم همه این گونه فکر می‌کنند. موسیقی خوب هم اجرا می‌شود و شنونده خوب هم قطعاً وجود دارد. قطعاً شرایط امروز بسیار بهتر ازگذشته است. اگر آن زمان دو کلاس موسیقی در شهری مثل تهران وجود داشت الان حداقل هر محله بیش از سه آموزشگاه موسیقی دارد و اغلب جوان‌ها، شرکت کننده‌های این کلاس‌ها هستند. هنرجویان من از نوجوانان ۱۰ ساله تا خانم‌های ۶۰ ساله هستند و علاقه‌مند به آموختن ساز. به هر حال تحولی که بعد از انقلاب ایجاد شد، تحول بسیار خوبی بود. البته یک عده هم هنوز اندرخم یک کوچه‌اند و خودشان را پیدا نکرده‌اند که کجای این داستان ایستاده‌اند. هم صدای آقای شجریان را دوست دارند و هم صدای آن خواننده‌های پاپ را که نمی‌توان درکی از ترانه های‌شان داشت. من به موسیقی علاقه‌مندم که شعر و ملودی آن گوش‌نواز باشد و نوازنده‌ها اجرای درستی از آن داشته باشند.

    با این تفاسیر می‌توان گفت دو اتفاق مهم مسیر موسیقایی کشورمان را تحت تأثیر خود قرارداده است. نخست جدایی شما از استاد محمد رضا لطفی و دیگری اختلاف و همکاری نکردن پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان؛ نظر شما دراین باره چیست؟
    شجریان، مشکاتیان و لطفی رأس کانون چاووش بودند و نقش بسیار مهم و مفیدی در ارائه موسیقی داشتند. اما در رویدادهایی مثل جشن هنر شیراز اتفاقات بسیار بدی افتاد. البته آقای شجریان هیچ تفکر سیاسی خاصی نداشتند. همیشه می‌گفتند سیاست را وارد هنرخود نکنید و کار موسیقی خود را انجام بدهید اما دیگر دوستانی که دراین کانون بودند چون اغلب جوان بودند مثل آقای لطفی متأسفانه دوست داشتند کارهای سیاسی انجام بدهند و در اغلب جلسه هایی که در منزل ما برگزار می‌شد یک عده موافق این کارهای سیاسی بودند یک عده مخالف. من هم براین نظرم وقتی سیاست وارد زندگی و کار هنری شود زندگی از دست خواهد رفت. درواقع وقتی ترجیح می‌دهید یک کار سیاسی در کنار کارهنری انجام شود قطعاً کار هنری‌ افت پیدا خواهد کرد.

    من و لطفی در کانون چاووش صمیمانه کار می‌کردیم. قبل ازاینکه نوازنده باشیم، دوست و رفیق یکدیگر بودیم اما این رابطه به هم خورد چرا که لطفی با تمام مهربانی‌هایی‌ که داشت حرف، حرف خودش بود. او سیاست را اولویت زندگی خودش می‌دانست.

    بهتر است بگویم سیاست باعث جدایی من و لطفی شد. تمام کسانی که اطراف ما بودند متأسفانه به کارهای سیاسی می‌پرداختند و لطفی را کشاندند به چاله و خودشان امروز بالای آن چاله زندگی می‌کنند. آنها لطفی را نابود کردند. با نابود شدن او من و فرزندم هم نابود شدیم. لطفی در مسیر موسیقایی من بسیار تأثیرگذار بود و تلاشم در زندگی این بوده که با تمام احساس و قدرتم از ایشان حمایت کنم. لطفی همیشه در خاطر من خواهند ماند و هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • دعوت از هنرمندان خارجی برای حضور در جشنواره موسیقی فجر

    دعوت از هنرمندان خارجی برای حضور در جشنواره موسیقی فجر

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد الهیاری مدیر کل دفتر موسیقی و رئیس سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به منظور گسترش و تقویت ارتباطات و تبادل هنری با دیگر کشورها و توسعه دیپلماسی فرهنگی و هنری، در تعامل با وزارت امور خارجه، از گروه های موسیقی فولکلور و کلاسیک کشورهای خارجی برای حضور در جشنواره دعوت به عمل آورده است.

    به این منظور و در پی مکاتبه و تعامل با مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه، فراخوان و شرایط شرکت در جشنواره برای گروه های موسیقی کشورهای خارجی توسط این مرکز به تمامی سفارت خانه ها و نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور اطلاع رسانی شده است تا گروه های موسیقی کشورهای خارجی که تمایل به شرکت در جشنواره دارند؛ نمونه اثر خود را ارسال کنند.

    در همین رابطه در سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر به منظور اطلاع رسانی مناسب و معرفی جشنواره فجر به گروه های موسیقی کشورهای خارجی، با نهادهای دولتی و غیردولتی و مراکز فرهنگی و هنری تعامل خواهد شد.

    سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر ۲۴ تا ۳۰ بهمن ماه سال جاری به دبیری شاهین فرهت، برگزار می شود.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • قطعه‌ای از علیرضا قربانی برنده جایزه جهانی شد

    قطعه‌ای از علیرضا قربانی برنده جایزه جهانی شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قطعه «رویا» با نام لاتین ال‌سوینیو از آلبوم «صداها و پل‌ها» برنده مدال برنز جایزه موسیقی جهانی سال ۲۰۱۹ شد.

    قطعه‌ای از علیرضا قربانی برنده جایزه جهانی شد
    قطعه‌ای از علیرضا قربانی برنده جایزه جهانی شد

    این قطعه به آهنگسازی احسان مطوری و خوانندگی علیرضا قربانی و سولانژ مردینیان در مرداد ماه گذشته منتشر شد.
    آلبوم «صداها و پل‌ها» به زبان فارسی و چند زبان دیگر با همکاری ساندیپ داس، علی منتظری، مایک بلاک، سیلیا وود اسمیت، کورش بابایی، علی جعفری پویان، همایون نصیری و دیگر موزیسین‌های ایرانی و خارجی در دست تولید است.
    گفتنی است؛ تا به حال فقط این ‌آهنگ از آلبوم ذکر شده منتشر شده است و توانسته در قسمت موسیقی جهانی و زیر نظر داوران معتبری مثل چارلز دیوید دنلر حائز این رتبه در مسابقه شود.

    ۲۵۸۲۵۸

    منبع : خبر آنلاین

  • چرا تتلو اینقدر مورد توجه قرار گرفت؟

    چرا تتلو اینقدر مورد توجه قرار گرفت؟

    در این میان، تمام هنرها از سینما گرفته تا موسیقی و تئاتر و هنرهای تجسمی، آثار تولید شده جنبه اجتماعی و غیرفردی دارند و می‌توانند بر نحوه زندگی مردم تاثیر بگذراند. این مهم زمانی میسر می‌شود که مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان طی رابطه‌ای دو سویه افکار و فعالیت‌ هنرمندان و مردم را مورد بررسی قرار دهند و با ارائه راهکارهای درست، هنرمندان را به تولید آثار با کیفیت وادارند و در مقابل با تاثیر بر سلیقه مردم سطح فرهنگ یک کشور را ارتقا دهند.

    امان‌الله قرایی مقدم که در زمینه جامعه‌شناسی و ارتباط آن با مقولات مهم اجتماعی کتاب‌ و مقاله‌های متعددی را به رشته تحریر درآورده درباره تعریف موسیقی از منظر جامعه‌شناسی می‌گوید: موسیقی به لحاظ جامعه‌شناسی، موسیقی است که در خدمت جامعه باشد و جامعه را پیش ببرد. ما نمی‌گوییم موسیقی برای هنر نباشد و هنری نباشد، اما موسیقی سطحی و آثار مبتذل در این تعریف نمی‌گنجند، زیرا پیش برنده نیستند.

    در علم جامعه‌شناسی موسیقی تا چه حد اهمیت دارد؟

    موسیقی را می‌توان از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داد که در کتاب «جامعه شناسی هنر» به آن پرداخته‌ام. از منظر اول، موسیقی هنری است که اصطلاحأ آن‌چنان پیام‌آور نیست. در این موسیقی هنرمند، خودش را متعهد به جامعه نمی‌داند. او با این نوع موسیقی بینش و طرز تفکر مشخصی را در مخاطب ایجاد نمی‌کند و آن را جریان‌ساز و جنبش‌برانگیز و پیش‌برنده نمی‌بیند. یعنی می‌توان گفت این نوع موسیقی فقط برای موسیقی است که اصطلاحأ به آن هنر برای هنر می‌گویند و اینگونه تعریف شده است. این نوع موسیقی از منظر جامعه‌شناسی هنر، هنر محسوب نمی‌شود که تولستوی نویسنده اهل روسیه و مارک فیشر و دیگران نیز چنین نظری دارند. از نظر ما جامعه‌شناسان هنری موسیقی است که نسبت به جامعه متعهد باشد و در جامعه تعهد ایجاد کند. از نظر ما موسیقی باید پیش‌برنده باشد و چگونگی طرز تفکر افراد و جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و فکر، خلاقیت و نوآوری ایجاد کند و خلاصه اینکه بر بینش مردم جامعه تاثیر بگذارد.

    با این تعریف کدام آثار موسیقایی با فاکتورهایی که گفتید در ایران تولید شده‌اند؟

    در سال‌های پیش از انقلاب برنامه‌ای داشتیم که «گلها» نام داشت و مدتها از رادیو پخش می‌شد. تاج اصفهانی و آقای محمدرضا شجریان به این نوع موسیقی پرداخته‌اند و بزرگان دیگر نیز این رویه را دنبال کرده‌اند.

    دهه شصت و چند سال پیش از آن جزو فصول پراتفاق ایران محسوب می‌شوند. در آن مقاطع نسبت به تولید موسیقی موثر چگونه عمل شده است؟

    بله در دهه شصت اتفاقات مهمی چون جنگ ایران و عراق رخ داد و فعالانی چون آقای آهنگران و چند نفر دیگر در جبهه‌های جنگ یا پشت جبهه و در شهرها، با خوانش آثار مختلف آن جنبش و حرکتی را که درباره‌اش توضیح دادم، ایجاد کردند و با حضوری موثر، مردم و رزمندگان را تحت تاثیر قرار دادند. البته من الان دارم از موسیقی و البته آواز حرف می‌زنم و مثلا اگر قرار باشد راجع به ادبیات و شعر صحبت کنم باید از فردوسی، ناصرخسرو،‌ انوری و سنایی و دیگران بگویم.

    این تعریف کدام سبک‌ها و گونه‌ها را دربرمی‌گیرد، یعنی به لحاظ جامعه‌شناسی و از منظر جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان کدام گونه‌ها کاربردی‌ نیستند؟

    وقتی از موسیقی حرف می‌زنیم، منظورمان «رپ» و «پانک» و «هیپ‌هاپ» نیست. همانطور که گفتم از منظر جامعه‌شناسی آن موسیقی دارای اصالت است که در خدمت جامعه باشد و تفکر ایجاد کند و باعث بروز خلاقیت شود.

    در میان آثار ایرانی کدام‌ها بر اساس این تعریف جامعه‌شناسانه تولید شده‌اند و بر جامعه تاثیر گذاشته‌اند؟

    زنده‌یاد، محمد نوری اثری داشت با نام «ایران» و آقای غلامحسین بنان نیز قطعه‌ای دارد با نام «ای ایران». موسیقی آقای شجریان و به طور جزیی‌تر یکی از آثارشان با عنوان «تفنگت را زمین بگذار» آثار موثری بوده‌اند. از گذشتگان نیز تاج اصفهانی، حسین قوامی و شهیدی چنین آثاری تولید کرده‌اند. آقای شهرام ناظری نیز در این زمینه آثار با اهمیتی تولید کرده و از خوانندگان جدید نیز می‌توان به آقای عقیلی اشاره کرد که چنین آثاری در کارنامه دارد. ما به این آثار می‌گوییم موسیقی متعهد. متعهد به چه؟‌ به جامعه. نه متعهد به ایدئولوژی و آنچه حکومت می‌گوید.

     وقایع و اتفاقات سیاسی و اجتماعی چقدر بر کیفیت و مضمون و محتوای آثار موسیقایی تاثیر دارند.

    موسیقی می‌تواند جنبه سیاسی نیز پیدا کند. ادوارد داونز موسیقی‌دان بزرگ آمریکایی می‌گوید موسیقی با سیاست در رابطه است. «از خون جوانان وطن لاله دمیده» نمونه بارز این نگاه است. اما برخی‌ از موسیقی‌دان‌ها می‌گویند این ارتباط وجود ندارد و اتفاقات سیاسی به ما مربوط نیست.

    بهر روی هنرمند از محیط تاثیر می‌گیرد، عده‌ای می‌گویند وقایع سیاسی به ما چه ربطی دارد؟ ما به این دلیل اثر تولید می‌کنم که شنونده‌ها بشنوند و خوش باشند. این دسته صرفا وجه سرگرم‌کننده موسیقی را درنظر می‌گیرند. آثاری که توسط این افراد تولید می‌شوند از نظر جامعه‌شناسی هنر محسوب نمی‌شوند.

    آثاری که بنا به مصلحت حکومت‌ها در کدام دسته می‌گنجند؟

    من در کتاب «جامعه‌شناسی هنر»، هنر را به دو قسمت تقسیم کرده‌ام. هنر عوام و هنر خواص. هنر خواص، اشرافی است و برای اشراف ساخته می‌شود.

    منظورتان از هنر خواص، هنر فاخر است؟

    دقیقا همین است. اما هنر عوام متکی بر جامعه است و اصطلاحأ پایه‌های آن بر روی جامعه قرار دارد.

    موسیقی پاپ در این دسته می‌گنجد؟

    موسیقی پاپ، «رپ»، «هیپ‌هاپ»، «راک» و آثاری که خوانندگانی مثل امیرحسین مقصودلو (تتلو) می‌خوانند، موسیقی اصیل به حساب نمی‌آیند. این گونه‌ها که حدود سال‌های ۱۹۹۶ به وجود آمدند موسیقی نیستند. این‌ها جنبش‌هایی بوده‌اند که توسط سیاهان ایجاد شده‌اند و نام موسیقی به خود گرفته‌اند.

    با این حساب یعنی موسیقی اعتراضی از نظر جامعه‌شناسی مطرود است؟

    موسیقی اعتراضی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و موسیقی محسوب شود. استاد من آقای آریان‌پور که حدود پنجاه سال پیش فوت کردند همچنین خودم که در زمینه هنر و جامعه‌شناسی کتاب نوشته‌ام، نظرمان این است آن موسیقی اصالت دارد که بر جامعه متکی باشد، حال آن موسیقی می‌تواند بر اساس اعتراضات جامعه شکل گرفته باشد. این رویه البته در دیگر هنرها نیز وجود دارد. در ادبیات، مثلا سروانتس کتابش «دن‌کیشوت» را بر اساس جامعه نوشته است. این رمان گویای درد مردم است. یا جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی، موزیسین و آهنگساز ایتالیایی بر مبنای جامعه و با تکیه بر جامعه به تولید اثر پرداخته است. در نقاشی نیز می‌توان با همین دیدگاه به آثار موجود پرداخت. آن نقاشی مهم است که پیام‌آور باشد مانند آثار پیتر بروگل و هیرونیموس بوش هلندی. بوش دروگرهایی را نقاشی کرده که پشتشان زیر خرمن‌ها گندم له شده است. ونگوک و فرانسیس گویا نیز چنین آثاری دارند. موسیقی، آواز، نقاشی، شعر و دیگر هنرها باید با تکیه بر جامعه خلق شوند تا ماندگار باشند. چرا اشعار فردوسی همواره با ارزش و قابل خواندن هستند؟ زیرا در خدمت جامعه هستند. به طور کلی هنر مردمی هیچگاه نمی‌میردهنر عوام نمی‌میرد و زنده می‌ماند. این نوع هنر را هنر ملی و اجتماعی می‌گویند، زیرا از مردم برآمده و برای آنها تولید شده است.

    البته در میان آثار مردمی نیز برخی ماندگار نبوده‌اند و فراموش شده‌اند.

    بله قطعأ هنر و آثار سطحی و روحوضی که برای خوشگذرانی ساخته شده‌اند ماندگار نخواهند بود. هم هنرمندان و هم مخاطبان در این زمینه مقصرند. البته این را هم بگویم که ذائقه بیشتر مردم ایران ذائقه موسیقی سنتی است؛ زیرا مبنای موسیقی سنتی ما دین، دیانت، تقوا، امانت‌داری، صلح‌جویی، مهربانی، صداقت، اعتماد، تعصب و ناموس‌پرستی است. موسیقی پاپ فاقد برخی از این مولفه‌هاست. همه این مولفه‌های مثبت است که موسیقی ایرانی را متمایز و مفید کرده است. من می‌گویم موسیقی پاپ خوب است اما برای جامعه ما ساخته نشده است. موسیقی پاپ از جامعه ما برنخواسته است. هنرمندان ما نیز در زمینه پاپ مقلد هستند. آنها کندوکاو نکرده‌اند و به جستجو تحقیق نپرداخته‌اند.

    موسیقی پاپ به طور کلی به غرب تعلق دارد و از آنجا آمده است. به همین دلیل بیشتر مورد توجه است. موسیقی «رپ» و «پانک» و «هیپ‌هاپ» نیز نوعی جنبش و جریان به حساب می‌آیند که البته آنها نیز موسیقی اصیل آمریکایی به حساب می‌آیند و برای اهالی کشورهای ذیربط همچنان دلچسب هستند. به طور مثال موسیقی و آثار فرانک سیناترا همچنان برای شنوندگان خودش دلچسب است.

     به هرحال آثار بر اساس سلیقه مخاطبان ساخته می‌شوند.

    سلیقه مردم را چه کسانی تعیین می‌کنند؟ رسانه‌ها. زمانی که شبکه‌های مختلف تلویزیون ما در میان برنامه‌ها به جای آثار ایرانی و سنتور، تار و سه‌تار، موسیقی غربی پخش می‌کنند، چه انتظاری می‌توان داشت؟ زمانی که رسانه بزرگی چون تلویزیون پخش آثار ایرانی و نشان دادن سازها را منع کرده و موسیقی را حرام می‌داند، جوان‌ها به سراغ «رپ» و «راک» و «هیپ‌هاپ» می‌روند. چرا خواننده‌ای، مانند امیرحسین مقصودلو یا همان تتلو تا این حد مورد توجه جوان‌هاست؟ دلیلش همین مواردی است که درباره آنها توضیح دادم. این خواننده در مقطعی در برخی جریانات سیاسی هم حضور پیدا می‌کند. این یعنی چه؟ یعنی آن خواننده تایید شده است؟ در حال حاضر هنرمندان تاجیکستان رویه جدیدی را پی گرفته‌اند و من آثار تلویزیونی آنها را دنبال می‌کنم. موسیقی‌دانان تاجیک در حال حاضر به تولید آثار تاجیکی و ایرانی می‌پردازند. این یعتی تاجیکستان در عرصه موسیقی دارد به اصالت خودش بازمی‌گردد. اما ما چنین رویه‌ای نداریم. من سی‌ودو سال پیش نوشتم ایرانی بمانیم اما از تمدن غرب عقب نمانیم. باید ایرانی فکر کنیم و باید موسیقی‌مان نیز ایرانی باشد. ما باید بر اصالت خودمان و بر فرهنگ و تمدن خودمان متکی باشیم.

    دنیای امروز دنیای استرس و سرعت است.

    بله در همین دنیا نیاز مردم به موسیقی بیشتر شده است. «رپ»، «راک»، «هیپ‌هاپ» و شاخه‌های مختلف آن موسیقی خشن و استرس‌آور محسوب می‌شوند. در صورتی‌که موسیقی کشور ما موسیقی صلح و صلح‌جویی است و آرامش‌بخش است. روح موسیقی ما معنوی است.

    جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان می‌توانند بر هنر تاثیرگذار باشند اما بیشتر به نظر می‌رسد از فعالیت‌های اجتماعی کناره گرفته‌ و به موضوعات سیاسی می‌پردازند. دلیل این غیبت و کم‌کاری چیست؟

    ببیند مناطق مختلف ایران از شمال خراسان و تربت جام و جنوب ایران گرفته تا کردستان که گروه کامکارها اهل آنجا هستند به طور مستقل موسیقی خاص خود را دارند. موسیقی مناطق مختلف ایران زمانی شنیده می‌شود که توسط رادیو و تلویزیون حمایت شود. زمانی که تلویزیون ما به موسیقی بها نمی‌دهد و آثار مختلف را پخش نمی‌کند، چه می‌شود کرد؟ تحت چنین شرایطی جامعه‌شناس چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ تلویزیون تا چه حد به دوتار و موسیقی شمال خراسان و قوچان و تربت‌جام پرداخته و آثار هنرمندان آن مناطق را پخش کرده است؟ حتی شبکه‌هایی استانی نیز به موسیقی توجه ندارند. استان‌هایی چون خراسان و کردستان که موسیقی پرباری دارند در شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌هایشان چقدر به موسیقی می‌پردازند؟ این نوع موسیقی زمانی می‌تواند به لحاظ مردم‌شناسی مورد توجه قرار گیرد و ارتقا یابد که توسط حاکمیت مورد توجه قرار گیرد. با این تفاسیر چه انتظاری از مردم‌شناسان دارید؟ اتفاقا خیلی بر موسیقی جنوب و غرب و دیگر مناطق کار شده، اما دیده و شنیده نشده است.

    باید متذکر شوم که من با موسیقی شادی‌بخش و لذت‌آور مخالف نیستم و نمی‌گویم موسیقی نباید تفریح محسوب شود، اما موسیقی با درنظر گرفتن این وجوه، باید هنری اجتماعی و ملی باشد و بر سنت‌ها و ارزش‌ها و هنجارها تکیه کند. باید در خدمت جامعه باشد و به افراد اندیشه و خوراک فکری دهد.

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • انتقاد فرهاد مهراد از ترجمه قرآن خرمشاهی

    انتقاد فرهاد مهراد از ترجمه قرآن خرمشاهی

    فرزاد مظفری: صدای گرم و گیرایی داشت، آنکه سال‌ها پا به پایش زمزمه کرده‌ایم: «بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی». مرد تنهایی که چون بسیاری از سرمایه‌های نجیب این آب و خاک قدر ندید.

    شیفته‌ موسیقی بود و هر چند استادی نداشت تا الفبای موسیقی را از او بیاموزد، آنقدر استعداد داشت که تا آخرعمر نت خواندن نداند ولی سخت‌ترین قطعات را بنوازد و زیباترین نغمه‌ها را بخواند.

    فرهاد مهراد ستاره درخشانی در آسمان موسیقی ایران معاصر بود. بی‌ادعا، نجیب و متواضع. آوازخوانی که به وطنش دل باخت و با ظرافتی عاشقانه «دخت شرمگین امید»‌ نامیدش.

    فرهادی که نمی‌شناختیم

    همه آنچه نوشتم، وصف خواننده‌ای محبوب بود اما تمام فرهاد نبود. در کتاب «چون بوی تلخ خوش کندر» که روایتی از فراز و نشیب‌های زندگی فرهاد مهراد است، می‌توان پا را از موسیقی فراتر گذاشت و از نزدیک‌تر زندگی‌اش را تماشا کرد.

    آن‌که دنبالش می‌گردیم اینجا است، فرهادی که دوست حسین الهی‌قمشه‌ای است،‌ عاشق کتاب خواندن است، نماز می‌خواند، عربی می‌داند و آن‌قدر با قرآن مانوس است که بر ترجمه بهاءالدین خرمشاهی حاشیه می‌نویسد و از ترجمه‌اش ایراد می‌گیرد.

    انتقاد فرهاد مهراد از ترجمه قرآن خرمشاهی
    انتقاد فرهاد مهراد از ترجمه قرآن خرمشاهی

    دوستی فرهاد با الهی‌قمشه‌ای به روزهای پیش از انقلاب برمی‌گردد. آن روزهایی که الهی‌قمشه‌ای جلساتی هفتگی داشت و فرهاد هم که مشتاق گفتن و شنیدن از دنیای زیبای سخنوران بزرگ ایران زمین بود، پای ثابت این جلسات شد. «به گفته الهی قمشه‌ای بیشتر گفتگوهای او و فرهاد درباره نکته‌هایی شکل گرفت که دیگران ساده از کنارش می گذاشتند.»

    فرهاد به گواه دوستان و آشنایان بسیار کتاب می‌خواند و به «دایرهالمعارف متحرک» مشهور بود. عربی دانستنش هم چیز عجیبی نیست چرا که علاوه بر مطالعه بسیار به خاطر شغل پدر مدتی را میان اعراب زندگی کرده بود. در کتاب «چون بوی تلخ خوش کندر» هم تسلط فرهاد بر عربی و ارمنی تایید شده، هر چند خودش در گفتگویی که متنش در انتهای کتاب چاپ شده است، با تواضع می‌گوید «بنده فقط کمی زبان انگلیسی بلدم و دیگر هیچ!».

    نکته‌بینی فرهاد، و ایرادهایی که به ترجمه خرمشاهی می‌گیرد

    پس از خواندن کتاب هر چه جلوتر می‌روی، باورت به این‌که فرهادی انسان مومنی بود، محکم‌تر می‌شود. اهل ریا نبود اما نمازش پابرجا بود و قرآن می‌خواند و در معنایش ژرف می‌اندیشید.

    شاید به همین دلیل است که ترجمه بهاءالدین خرمشاهی از قرآن را با دقت بالا و پایین می‌کند و در سطرهای آن‌ ایرادهایی می‌بیند.

    فرهاد وقتی به ترجمه آیه ۹۲ از سوره نحل می‌رسد، با خواندن ترجمه راضی نمی‌شود. اینجا است که در حاشیه می‌نویسد: ««وا می‌تافت»، حال آنکه آنچه در زبان بانوان و در نوشتن نیز به کار می‌رود، شکافتن است. پس مترجم بایستی می‌نوشت: «پشم‌هایی را که می‌بافت…رشته رشته می‌شکافت»

    او که به گفته دوستش خسرو لاوی، تورات و تلمود را هم خوانده بود، از خرمشاهی ایراد می‌گیرد که نشانی غلط به خواننده ندهد. در جایی که به داستان آغابوس در کتاب رسولان ارجاع داده شده است، فرهاد می‌نویسد: «آغابوس در باب ۱۱ و ۲۱ است نه در باب ۱۶»

    ترجمه قرآن، ترجمه کتابی آسمانی و کلامی الهی است، پس در انتخاب واژه‌ها دقت و ظرافت بسیار لازم است. فرهاد در این زمینه هم از ترجمه خرمشاهی گلایه دارد. درباره ترجمه خرمشاهی از آیه ۳۱ سوره «یس» می‌نویسد: «این ترجمه در خور قرآن نیست»

    با خواندن زندگینامه فرهاد متوجه می‌شویم که او انسان اخلاق‌مداری است. شاید به همین دلیل درست نمی‌داند که مترجم قرآن در جایی برای توضیح بحث توکل در قرآن کتاب خودش را تبلیغ می‌کند. وقتی بهاءالدین خرمشاهی به کتاب «حافظ‌نامه‌» که خودش نوشته، ارجاع داده است، فرهاد با تعجب می‌پرسد: «آیا درست است که برای فهم و درک توکل در قرآن به حافظ‌نامه مترجم ارجاع شود؟»

    حاشیه‌نویسی‌های فرهاد به ترجمه بهاءالدین خرمشاهی از قرآن به مواردی که اشاره شد، محدود نیست و چندین نمونه دیگر از آن در انتهای کتاب «چون بوی تلخ خوش کندر» وجود دارد.

    سرانجام فرهاد

    او در بامداد ۹ شهریور ۱۳۸۱ خورشیدی در فرانسه از دنیا رفت. پیکرش ۵ روز بعد در ۱۴ شهریور بدون اطلاع رسانه‌ها در پاریس به خاک سپرده شد.

    ۲۵۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • «خراسانیات»؛ غوغای خراسانی شجریان و مشکاتیان

    «خراسانیات»؛ غوغای خراسانی شجریان و مشکاتیان

    مجوز این آلبوم که هنوز تاریخ دقیق انتشار آن مشخص نیست، پنجم مرداد ماه توسط دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است. در ادامه، جزئیات بیشتری از این آلبوم را خواهید خواند.

    ادای دین ساز و آوازی به زادگاه نام این آلبوم ناشنیده در وزارت ارشاد به نام «خراسانیات»، توسط موسسه دل‌آواز که موسس آن استاد شجریان است، ثبت شده. شاعر برخی قطعه‌های این آلبوم عماد خراسانی‌ است، ساز آن را هم استاد پرویز مشکاتیان که اصالتا نیشابوری‌ است، با الهام از موسیقی خراسان کوک کرده و آواز استاد شجریان که مشهدی‌ است، آن را به کمال رسانده است.

    با این حساب، این آلبوم را می‌توان یک شوریدگی تمام و کمال خراسانی دانست؛ یا حتی ادای دین به زادگاه. هرچند شجریان پیشتر در آلبوم «شب، سکوت، کویر» با آهنگ سازی کیهان کلهر بر اساس موسیقی مقامی خراسان، ارادت خود را به زادگاهش نشان داده است. یک همکاریِ دونفره درخشانِ دیگر؟ ساز اغلب آلبوم‌های مانا و خاطره‌ساز استاد شجریان را پرویز مشکاتیان کوک کرده است. مشکاتیان یک سال بعد از انقلاب در سال ۵۸، در آلبوم «چاووش ۶»، همراه گروه چاووش شد.

    همکاری او با شجریان در دهه ۶۰ گسترده‌تر شد و آلبوم‌های به یادماندنی «بیداد»، «آستان جانان»، «سر عشق»، «گنبد مینا»، «دود عود» و «جان عشاق» نیز، مولود این همکاری کم‌نظیر هستند. آخرین اثر مشترک منتشر شده شجریان و مشکاتیان، به مهر ماه سه سال پیش و انتشار آلبوم «طریق عشق» که در سال ۶۷ در پاریس اجرا شده بود، برمی‌گردد. زمانی که هفت سال از درگذشت مشکاتیان می‌گذشت و استاد شجریان، در بستر بیماری بود. حال منتظریم انتشار این آلبوم، مرهمی بر جان موسیقی ناخوش‌احوال‌مان باشد و قاصد خوش‌خبری برای دوباره شنیدن صدای استاد شجریان.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • خواننده تیتراژ «ستایش»: به حاشیه‌ها دامن نزنید

    خواننده تیتراژ «ستایش»: به حاشیه‌ها دامن نزنید

    اشکان کمانگری درباره تازه‌ترین کارهای خود گفت: متاسفانه اوضاع و احوال موسیقی ایرانی اکنون به گونه‌ای نیست که بخواهیم به طور کاملا برنامه‌ریزی شده و دقیق درباره برنامه‌های آینده توضیح بدهیم. چرا که تولید یک اثر موسیقایی نیازمند عبور از هفت خوان رستم است که واقعاً شرایط فعالیت در نظام تولید و فروش محصولات موسیقایی را برای یک هنرمند یا گروه هنری سخت می‌کند.

    این خواننده در بخش دیگری از صحبت‌های خود به حضورش در خوانندگی تیتراژ ابتدایی سریال «ستایش۳» اشاره کرد و گفت: یکی از اتفاقات ماه‌های اخیر همکاری‌ام با فرید سعادتمند آهنگساز خوب کشورمان بود که بسیار مشتاقیم در کنار یکدیگر تجربه‌ای را برای تولید آلبوم هم داشته باشیم. یکی از این همکاری‌ها مربوط به تولید قطعه «رازهای مگو» با ترانه‌ای از محمدمهدی سیار شاعر توانای کشورمان است که پس از انتخاب از سوی شبکه سه سیما برای تیتراژ ابتدایی سریال تلویزیونی «ستایش ۳» با استقبال خوبی هم از سوی مخاطبان مواجه شده است.

    این هنرمند در پایان به برخی حاشیه‌های پیش آمده در روزهای اخیر پیرامون حضورش در تیتراژ سریال ستایش و مقایسه این قطعه با تیتراژ پایانی سریال به خوانندگی شهاب مظفری اشاره کرد و گفت: در این یکی دو روزه در فضای مجازی برخی مطالب را می‌خواندم که تلاش می‌کردند بنده را در تقابل با هنرمند عزیز آقای شهاب مظفری قرار دهند. در حالی که موسیقی من کاملا دنیای متفاوتی دارد و این تفاوت چیزی از ارزش‌های ارائه انواع موسیقی در جامعه کم نمی‌کند. بنابراین مایلم شرایط به گونه‌ای باشد که به این حاشیه‌ها دیگر دامن زده نشود.

    ۲۴۱۲۴۱

    منبع : خبر آنلاین

  • واکنش احساسی هواداران به نام چاوشی نوشته شد

    واکنش احساسی هواداران به نام چاوشی نوشته شد

    مهدی درستی: این روزها «قمار باز» آلبوم جدید محسن چاوشی گویا سرنوشتی مشابه اثر قبلی‌اش، «ابراهیم» پیدا کرده و انتشار آن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است و به نظر می‌رسد شرایط برای انتشار «قمار باز» پیچیده‌تر شده است، چرا که محمد اللهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی به تازگی در مصاحبه‌ای به طور تلویحی اعلام کرد شرایطی که برای انتشار این آلبوم به چاوشی اعلام شده است تغییری نخواهد کرد.

    او در این باره گفته بود: «من برای آنکه مسئله مذکور را به سرانجام برسانم، هم در جلسات شورای شعر و هم در جلسات شورای موسیقی هر کدام دو نوبت حضور داشتم تا از جزییات بیشتر پرونده مطلع شوم. رای شورای شعر این بود که بهتر است جای آن شعر، اثر دیگری از مولانا جایگزین شود. اعضای شورای موسیقی نیز نسبت به برخی اشکالات فنی (مثلا ضرباهنگ‌ها) نظراتی داشتند.»

    این در حالی‌است که هادی حسینی، تهیه‌کننده این آلبوم پیشتر از مساعدت الهیاری برای انتشار «قمار باز» خبر داده بود اما گویا شرایط به نحوی تغییر کرده است. حسینی در این باره به خبرآنلاین گفت: «هواداران محسن چاوشی بعد از پست سعید بیابانکی  حرف‌هایی زدند که تیم دفتر موسیقی فکر می‌کنند این فضاسازی‌ها از طرف محسن چاوشی و ما برنامه‌ریزی شده بوده است، به خاطر همین سوتفاهم پیش آمده در صورتی که ما هیچ واکنشی نشان نداده‌ایم آقای اللهیاری نظرشان تغییر کرده است اما ما سعی می‌کنیم با مذاکره تفاهم برسیم.»

    ۲۵۸۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین

  • پارسا خائف برنده یک جایزه بین‌المللی شد

    پارسا خائف برنده یک جایزه بین‌المللی شد

    پارسا خائف برنده ویژه (GRAND PRIX) یازدهمین جشنواره بین‌المللی موسیقی موغام کشورهای اسلامی شد. این رویداد در جمهوری آذربایجان برگزار میشود.

    در این رویداد بین‌المللی که هنرمندان کشور اسلامی اعم از ( جمهوری آذربایجان، ایران، ترکیه، عراق، مصر، ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان ) شرکت داشتند راهیافتگان به فینال مسابقه، در سالن موسیقی موغام باکو به اجرای قطعات خود پرداختند.

    این هنرمند نوجوان اردبیلی با اجرای تصنیفی در دستگاه نوا توانست نظر قاطع داوران را جلب و مقام برترین خواننده GRAND prix و دیپلم بین‌المللی جشنواره موسیقی کشورهای اسلامی ویژه نوجوانان را  از آن خود کند.

    بهرنگ تیلا، نیما رضایی فرد، وحید جبار زاده و یونس تارپود در این رویداد پارسا خائف را بعنوان نوازنده همراهی می کردند.

    قطعه پارسا خائف را بهرنگ تیلا آهنگسازی کرده بود و استاد حسین ملک زاده تنها هنرمند ایرانی بود که در بین داوران حضور داشت.

    ۵۷۲۴۳

    منبع : خبر آنلاین