دسته: سینما

  • چاپ فیلمنامه‌ نغمه ثمینی درباره حسن صباح

    چاپ فیلمنامه‌ نغمه ثمینی درباره حسن صباح

    به گزارش خبرنگار مهر، کتاب فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» نوشته نغمه ثمینی به‌تازگی توسط نشر لگا منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    «یک‌جرعه خون تازه» با عنوان قبلی «خداوند الموت» چندسال پیش با انگیزه ساخت سینمایی توسط محمدعلی نجفی، توسط ثمینی نوشته شد اما شرایط ساخت آن فراهم نشد و پس از چندسال، متن فیلمنامه مذکور همراه با مقدمه‌ای از صالح نجفی منتشر شده است.

    فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» به زندگی و شرایط دوران حکومت حسن صباح می‌پردازد که بهانه اصلی نگارش آن، واکاوی‌ تاریخی یک‌دوره مهم در تاریخ ایران است.

    محمدعلی نجفی کارگردان فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تاریخی چون «سربداران» که به‌عنوان مشاور نگارش فیلمنامه مذکور فعالیت داشته، در یادداشت ابتدایی کتاب پیش رو نوشته است:

    «پاییز سال ۱۳۶۲ فیلمبرداری سریال سربداران تمام شد و کارهای فنی سریال در دست انجام بود. من و کیهان رهگذار درباره ادامه فعالیت‌هایمان صحبت می‌کردیم. تصمیم گرفتیم دوباره مقطعی از تاریخ ایران را که نزدیک به همان دوره تاریخی سربداران است کار کنیم. این‌چنین بود که طرح یک جرعه خون تازه مطرح شد. با مطالعه کتاب پل آمیر، ترجمه ذبیح‌الله منصوری، کار را آغاز کردیم. طرح فیلمنامه به‌صورت کاملاً  کلی و خام درآمد.

    بحث و گفت‌وگوی من و کیهان همچنان ادامه داشت تا این‌که شرایط تولید سریال ابوعلی‌سینا فراهم آمد و کیهان تمام‌وقت درگیر نوشتن فیلمنامه ابوعلی‌سینا شد. تولید سریال، با تصویب در شبکه دو سیما، آغاز شد و من به‌عنوان مشاور با او همکاری می‌کردم. طرح یک جرعه خون تازه این‌چنین متوقف شد.

    در سال ۱۳۸۲ فرصتی پیش آمد تا با وزیر محترم ارشاد، آقای مسجدجامعی، ملاقات حضوری داشته باشم. در این جلسه ایشان به من گفتند چرا کاری در حد سربداران انجام نمی‌دهی و من آمادگی خود را جهت ساخت یک جرعه خون تازه ابراز کردم. ایشان به معاون سینمایی خود، آقای مهندس حیدریان، گفتند در این مورد اقدام نمایند. همان زمان با پیشنهاد ایشان تحقیق و نوشتن فیلمنامه را آغاز کردیم.

    به‌ همّت گروهی از دانشجویان معماری به‌ سرپرستی آقای ضیاءالدین دشتی تحقیق میدانی، کتابخانه‌ای و مصاحبه با اساتید دانشگاه که دربارۀ این دورۀ تاریخی صاحب‌نظر بودند انجام پذیرفت. زمستان سال ۱۳۸۳ تحقیقات کامل شد. با پیشنهاد آیت نجفی از خانم نغمه ثمینی دعوت کردیم تا با توجه به تحقیقات فیلمنامه را بنویسند. خوشبختانه ایشان هم با این کار موافقت کردند و کار نوشتن آغاز شد. با پیشنهاد مهندس حیدریان جناب حجه‌الاسلام جعفریان به‌عنوان مشاور با نویسنده و همچنین گروه تحقیق همکاری کردند. خانم زهره فشارکی مسئولیت هماهنگی و ترتیب ملاقات‌های حضوری را، هم ملاقات در کتابخانه شخصی آقای جعفریان در قم، هم ملاقات حضوری با خانم ثمینی در تهران،‌ به‌عهده گرفتند و فیلمنامه در آذرماه سال ۱۳۸۵ آماده شد. اما شرایط تولید این فیلم فراهم نیامد!»

    صالح نجفی هم که به‌عنوان مترجم و پژوهشگر شناخته می‌شود، در بخشی از مقدمه‌ای که برای کتاب فیلمنامه «یک‌جرعه خون تازه» نوشته، آورده است:

    «… اما در هر روایت تاریخی، ستیزی جاری است میان آنان که تعزیه‌گردان‌اند و ژست‌هایشان بناست هادی تاریخ باشد و کسانی، بسیارانی، که می‌خواهند صحنه را، به همۀ معانی کلمه بگردانند. آنچه سربداران را تجربه‌ای منحصربه‌فرد ساخته همین کوشش بی‌امان برای برپا کردن صحنه‌ای است که در آن ژست‌های حاکمان و فاتحان با ژست‌های مردمان و مغلوبان در تعارض می‌افتد … این حقیقت شاید سربداران را تکرارناپذیر سازد اما این حکم، حتی اگر صادق باشد، به‌هیچ‌وجه از میل تکرار آن نمی‌کاهد. یک جرعه خون تازه شاید تلاشی بود برای برآوردن این میل، میلی که برآوردنش ممکن نبود و هنوز هم نیست… اما انتشار فیلمنامه‌اش، دست‌کم، این حُسن را دارد که آن میل را زنده نگه می‌دارد.

    داستان زندگی حسن صباح، پایه‌گذار دولت اسماعیلیان الموت و داعی اعظم مذهب اسماعیلیه نزاری، در هاله‌ای از افسانه و خیال پیچیده است، از جمله داستان سه یار دبستانی که از رابطه حسن صباح با خیام و خواجه‌ نظام‌الملک می‌گوید. بازخوانی/بازسازی تجربه مبارزات و دولت‌سازی حسن صباح در مقام پیشوایی شیعی در ادامۀ بازسازی تجربۀ انقلاب شیعی سربداران برای درک آنچه در زمان حال ما می‌گذرد به‌راستی راهگشا می‌تواند بود. نگارش فیلمنامه یک جرعه خون تازه، از این منظر، کاری ستودنی است. شاید زمانی اراده‌ای برای تبدیل آن به فیلمی آبرومند پیدا شود، شاید… وقتی دیگر.»

    این‌کتاب با ۱۱۲ صفحه و قیمت ۱۷ هزار تومان منتشر شده است.

  • ویروس کرونا به سینمای کره هم رسید/ لغو برنامه‌های سینمایی

    ویروس کرونا به سینمای کره هم رسید/ لغو برنامه‌های سینمایی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، باکس آفیس کره جنوبی در فاصله جمعه تا یکشنبه در مقایسه با تعطیلات آخر هفته پیش که ۴ روزه بود، ۷۰ درصد کاهش یافت.

    یک مقام مسئول در این زمینه گفت: تصور می‌کنیم این کاهش تا حدودی تحت تاثیر گسترش این ویروس باشد اما دلیل دیگر این است که این هفته فیلم‌های جدید کمتری راهی سینماها شدند.

    تاکنون در کره جنوبی ۱۵ مورد مبتلا به ویروس کرونا دیده شده، هر چند تلفاتی مشاهده نشده است.

    در این مسیر شماری از مراکز تجمعات گسترده از جمله نمایشگاه CGV تعطیل شده‌اند و چندین رویداد مطبوعاتی و تبلیغاتی به تعویق افتاده‌اند.

    یکی از این نشست‌ها، نشست مطبوعاتی برای معرفی یک سریال کره‌ای با عنوان «عشق من هولو» از نتفلیکس بود که در نهایت به صورت کنفرانس آنلاین برگزار شد.

    فیلم «زمان شکار» هم که این ماه در جشنواره فیلم برلین اکران می‌شود، برنامه معرفی‌اش را لغو کرد. فیلم انیمیشنی کودکانه «شاهزاده دزیده شده» هم زمان اکرانش را به تعویق انداخته است.

    در این موقعیت «مرد ایستاده بعدی» برای دومین هفته متوالی در راس باکس آفیس کره جنوبی باقی ماند. این فیلم جمعه و شنبه ۵۰۸ هزار تماشاگر داشت و ۳.۷۳ میلیون دلار فروش کرد. در مجموع ۴.۲۵ میلیون نفر به تماشای این فیلم نشسته‌اند و فروش کلی آن تاکنون ۳۱ میلیون دلار بوده است. این درام سیاسی ۴۷ درصد فروش آخر هفته را از آن خود کرده است.

  • دزدها مجسمه‌های برنزی سالوادور دالی را ربودند

    دزدها مجسمه‌های برنزی سالوادور دالی را ربودند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، حداقل ۲ سارق شماری از مجسمه‌های سالوادور دالی را از یک گالری در استکهلم به سرقت بردند.

    طبق خبر رسانه‌های سوئدی این آثار شامل ۱۰ تا ۱۲ مجسمه برنزی بود که توسط سالوادور دالی هنرمند اسپانیایی ساخته شده بودند. این مجسمه‌ها اوایل صبح پنجشنبه با عبور دزدان از پنجره و ورود آنها به گالری به سرقت رفتند. هنوز هیچ مظنونی دستگیر نشده است.

    هر یک از این مجسمه‌ها ارزشی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار کرون سوئد (۲۱ تا ۵۲ هزار دلار) دارند و اندازه آنها تا ۵۰ سانتی‌متر است.

    این مجسمه‌ها به مدت ۱۰ روز در این گالری به نمایش درآمده‌ بودند و نمایشگاه از روز شنبه تعطیل شده بود. مجسمه‌ها از سوییس به سوئد آورده شده بودند.

  • اعلام ۱۰ فیلم برتر آرای مردمی فجر ۳۸ تا روز سوم جشنواره

    اعلام ۱۰ فیلم برتر آرای مردمی فجر ۳۸ تا روز سوم جشنواره

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، نتیجه شمارش آرای فیلم‌های نمایش داده شده در روز سوم سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ۱۴ بهمن ماه توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره اعلام شد.

    فیلم‌های «سه کام حبس»، «آبادان یازده ۶۰»، «دوزیست»، «شنای پروانه»، «روز بلوا» ، «مغز استخوان»، «خوب بد جلف ۲»، «درخت گردو»، «روزصفر» و «خروج»، ۱۰ فیلم برتر آرای تماشاگران سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر تا روز ۱۴ بهمن ماه اعلام شده است.

    فهرست فیلم‌ها بدون اولویت است.

  • نمایش پرفروش «همیلتون» به سینما می‌رود

    نمایش پرفروش «همیلتون» به سینما می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، نمایش «همیلتون» که با اقبال وسیعی روبه رو شده بود، در نسخه‌ای سینمایی روی پرده‌ها می‌رود. گفته شده این فیلم به روش «لایو کپچر» خلق می‌شود. در این روش بهترین عناصر تئاتر زنده با عناصر سینمایی ترکیب شده و حاصل کار اجرایی سینمایی می‌شود.

    برای ساخت این نسخه سینمایی از ۳ اجرای زنده و تصاویری از اجراهایی بدون حضور تماشاگر بهره گرفته می‌شود تا از زوایای چندگانه فیلم شکل بگیرد.

    لین مانوئل میراندا که خالق این اثر بود، کارگردانی فیلم را انجام می‌دهد. وی هفته پیش در جشنواره ساندنس در مصاحبه‌ای گفته بود این نمایش را باید در سینماها دید اما از این پروژه صحبتی نکرده بود.

    فیلم‌های نسخه سینمایی تابستان ۲۰۱۶ در سالن تئاتر «ریچارد راجرز» ضبط شد اما توافق شد تا سال ۲۰۲۰ روی پرده نرود. این فیلم در مدت ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه ساخته می‌شود.

    فیلم جدید با همان بازیگران تئاتر جان می‌گیرد که شامل میراندا در نقش الکساندر همیلتون، دیوید دیگز در نقش مارکی دو لافایت / توماس جفرسون، رنه الیزه گلدزبری در نقش انجلیکا شویلر و لزلی ادوم در نقش آرون بر است.

    کریستوفر جکسون نیز در نقش جورج واشنگتن و جاناتاک گراف در نقش شاه جورج دیده می‌شوند.

    باب ایگر مدیرعامل دیزنی گفته است: لین مانوئل میراندا خالق تئاتر «همیلتون» بود که به یک پدیده فرهنگی واقعی تبدیل شد. همه آنهایی که نمایش را با بازیگران اصلی دیدند هرگز آن تجربه را فراموش نمی‌کنند و ما بسیار خوشحالیم که فرصت به اشتراک گذاشتن تجربه دیدن تئاتر برادوی را با میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا داریم.

    میراندا نیز دیروز در یک توئیت تولید این پروژه سینمایی را تأیید کرد.

    گفته شده دیزنی برای کسب حق پخش جهانی این فیلم ۷۵ میلیون دلار پرداخت کرده است.

    نمیاش «همیلتون» نخستین بار سال ۲۰۱۵ در برادوی روی صحنه رفت و جوایز متعددی کسب کرد که ۱۱ جایزه تونی و جایزه پولیتزر برای نمایش از جمله آنها بود.

    با اکران نسخه سینمایی مخاطبان بدون هزینه کردن برای خرید بلیت‌های ۵۰۰ دلاری می‌توانند این اثر فرهنگی را تماشا کنند و بعد نیز دیزنی فیلم را در سرویس استریمینگ دیزنی پلاس بار دیگر در دسترس می‌گذارد.

    کمپانی دیزنی نمایش موزیکال «همیلتون» را از ۱۵ اکتبر سال ۲۰۲۱ در قالب این فیلم سینمایی به پرده‌ها می‌برد.

  • تجربه آمریکایی شهاب حسینی به «ملت» رسید/ میوه تلخ «درخت گردو»

    تجربه آمریکایی شهاب حسینی به «ملت» رسید/ میوه تلخ «درخت گردو»

    به گزارش خبرنگار مهر، «آن شب»، «درخت گردو» و «دوزیست» ۳ فیلم سینمایی هستند که امروز سه شنبه ۱۵ دی ماه همزمان با چهارمین روز برگزاری سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر در سینمای رسانه نمایش داده می‌شود.

    آن شب: کوروش آهاری

    «آن شب» اولین ساخته سینمایی کوروش آهاری است که در ۲ بخش «نگاه نو» و «سودای سیمرغ» جشنواره سی‌وهشتم شرکت کرده است.

    این فیلم داستان یک زوج ایرانی در آمریکا را روایت می‌کند که در یک هتل محبوس شده‌اند در حالی که نیروهای بیگانه‌ای آن‌ها را وادار می‌کنند که با رازهایی که از هم پنهان کرده‌اند روبه‌رو شوند.

    در این فیلم بازیگرانی چون شهاب حسینی، امیرعلی حسینی، آرمین مهر، گلبرگ خاوری، علی کوششی و بازیگر خردسال لی‌لی ویکی، جرج مگوایر، الستر لیتم، مایکل گرم و جیا مو را حضور دارند.

    از ویژگی‌های مهم این فیلم تولید و ساخت آن در آمریکا است. «ندای هفت آسمان» نام شرکت فیلمسازی‌ای است که شهاب حسینی در آمریکا راه‌اندازی کرده و در ساخت فیلم «آن شب» هم مشارکت داشته است.

    درخت گردو: محمدحسین مهدویان

    دومین فیلمی که امروز در پردیس سینمایی «ملت» نمایش داده می‌شود، «درخت گردو» به کارگردانی محمدحسین مهدویان است.

    «درخت گردو» فیلمی که درباره بمباران شیمیایی سردشت است؛ در این فیلم سینمایی که پنجمین حضور پیاپی مهدویان در جشنواره فیلم فجر هم محسوب می‌شود، بازیگرانی چون مهران مدیری و پیمان معادی ایفای نقش کرده‌اند.

    از نکات ویژه فیلم تازه مهدویان نقش‌آفرینی متفاوت پیمان معادی در آن است.

    دوزیست: برزو نیک‌نژاد

    «دوزیست» به کارگردانی برزو نیک نژاد سومین فیلم سینمایی است که از آثار بخش «سودای سیمرغ» در سینمای رسانه‌ها اکران می‌شود.

    در این فیلم سینمایی بازیگرانی چون جواد عزتی، هادی حجازی‌فر، ستاره پسیانی، مجید نوروزی، لیلی فرهادپوری، الهام اخوان، پژمان جمشیدی، مانی حقیقی و سعید پورصمیمی حضور دارند.

    در خلاصه داستان این اثر آمده است «حمید: دوزیسته دیگه، نره زیر آب که، میره زیر دست و پا له میشه.»

    برزو نیک‌نژاد پیش از این بیشتر به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کمدی شناخته می‌شد و حالا با «دوزیست» تجربه متفاوتی از کارگردانی خود به ویترین جشنواره ارائه کرده است.

    از نکات جالب فیلم «دوزیست» گریم متفاوت بازیگران اصلی آن است.

  • «آبادان یازده۶۰» قهرمان دارد، قهرمان‌بازی نه/ اهمیت یک رسانه

    «آبادان یازده۶۰» قهرمان دارد، قهرمان‌بازی نه/ اهمیت یک رسانه

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت از آثار حاضر در بخش سودای سیمرغ سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر شامگاه ۱۴ بهمن ماه در سالن رسانه‌ پردیس ملت برگزار شد.

    مهرداد خوشبخت در ابتدای این نشست گفت: نسخه‌ای که دیدید نسخه نهایی نبود، همیشه عجله داریم و این نسخه همین امروز رسیده بود. ببخشید اگر پلان بد دیدید یا گوشتان اذیت شد. همه چیز فیلم به واقعیت نزدیک بود. به جز آن قسمتی که کابل را وصل می‌کنند و در آنجا جنگ رخ می‌دهد بقیه فیلم برگرفته‌شده از واقعیت بود. بخش کابل‌ها مربوط به مخابرات بود ولی چون نمی‌خواستیم قصه از رادیو بیرون برود آن قسمت را آوردیم.

    وی درباره انتخاب بازیگران گفت: اجازه بدهید جواب این سوال را ندهم، ولی واقعیت این است که قرار بود فیلم واقع‌گرا باشد از همین رو آقای دهقانی طراح گریم به این مسأله اشاره داشتند که تا جایی که امکان دارد گریم دیده نشود.

    علیرضا کمالی بازیگر این اثر هم عنوان کرد: من این فیلم را بازی کردم و توضیح اضافه‌ای ندارم و جهت ادای احترام آمدم. توضیح اضافه به زیر متن احتیاج دارد، که من هنوز به این زیر متن دسترسی پیدا نکردم.

    حمیدرضا محمدی دیگر بازیگر این فیلم هم عنوان کرد: امیدوارم عضو خوبی برای این رادیو باشم و راضی از سالن بیرون آمده باشید این از همه چیز برای این اعضای ده نفره و عوامل پشت دوربین مهم است.

    ویدا جوان دیگر بازیگر این فیلم هم گفت: واقعیت این است که این نقش را دوست داشتم چون تحولی در بازیگر رخ می‌داد، او از تهران می‌آید و در نهایت خود را قربانی می‌کند و این تحول جذاب ترین قسمت این فیلم بود.

    شبنم گودرزی از بازیگران «آباده یازده ۶۰» هم توضیح داد: نقش من وجدانی داشت که قبول کرد در فضای جنگی بماند. من همیشه عاشق فضای جنگی هستم و عرقی برای این موضوع دارم. نقش برای من تقریبا سخت بود چون لهجه داشت اما با کمک دوستان توانستم به آن برسم.

    خوشبخت هم گفت: جای جهانگیر میرشکاری صدابردار ما خالی است چون ایشان در زمینه لهجه‌ها به ما خیلی کمک کردند.

    کیوان امجدیان منتقد این نشست هم عنوان کرد: اینجا این حرف‌ها به معنای نقد نیست و صرفا یک سری کد است. 

    نمونه‌ای از یک فیلم ملی

    وی افزود: سینمای ما اگرچه به سوپرهیرو و فیلم‌هایی با پروداکشن عجیب و غریب نیاز دارد ولی اگر دنبال فیلم ملی می‌گردیم باید سراغ آن را در «آبادان یازده ۶۰» بگیریم این فیلم مخاطب را تا آخر با خود می‌کشید. درواقع لوکیشن محدود فیلم حس حبس را به مخاطب منتقل می‌کرد حبسی که به وجود آمده بود تا حیاتی ترین شریان زندگی در یک شهر از بین نرود. ما در این فیلم قهرمان داشتیم ولی قهرمان‌بازی نداشتیم. فکر می‌کنم یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره از امروز تاکنون بوده است.

    بهزاد عبدی آهنگساز این اثر هم گفت: من به تمام عوامل تبریک می‌گویم و افتخار کردم که در این فیلم بودم آبادانی که ۳۴۵ روز پدر حصر بود و سرنوشت جنگ را تغییر کرد. موسیقی فیلم هم در همه جای فیلم وجود داشت من یک ساعت موسیقی برای فیلم ساختم. من خودم موسیقی را در سالن به خوبی می‌شنیدم. در این فیلم اگر دقت می‌کردید صدای موج رادیو می‌آمد من آن موج را در تیتراژ به ریتم و موسیقی تبدیل کردم.

    حسن کلامی تهیه‌کننده این فیلم هم مطرح کرد: مثل همه تهیه‌کننده‌ها من فیلمنامه‌ای خواندم البته فیلمنامه اولیه متفاوت تر از این بود اما اصل داستان همین بود که دیدید.‌ فیلم ما نه قهرمان بازی داشت نه چیزی و بیشتر یک مقاومت مردمی را تصویر می‌کرد ما می‌خواستیم بگوییم در جنگ ما فقط افراد حاضر در خط مقدم رزمنده و جنگنده نبودند ما پشت خط افرادی داشتیم که جانفشانی کردند که البته خیلی یادی از آنها نشد. ما خواستیم از آنها یاد کنیم.

    وی درباره هزینه‌های فیلم گفت: هیچ تهیه‌کننده‌ای ندیده ام که رقم تمام شده فیلم را بگوید و اگر بگوید واقعیت نیست یا آنقدر بالا می‌گویند که همه تعجب کنند با پایین.

    وی درباره بازیگران فیلم گفت: ستاره‌هایی در سینما هستند که به فروش کمک می‌کنند اما آنها به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد و قیمتشان هم بالا است اما قرار نبود فیلم ما گران تمام شود. دنبال این نبودیم که ستاره بیاوریم و … . ما به دلایل مالی و فنی به سراغ ستاره‌ها نرفتیم رنجی را برای خودمان انتخاب و طبق آن عمل کردیم.

    زهرا صمدی طراح لباس درباره طراحی لباس این فیلم بیان کرد: ما قبل از اینکه کار را شروع کنیم بیش از هزار عکس و راش مستند را دیدیم و لباس کاراکترها دقیقا بر اساس همان مستندها انتخاب شد.

    خوشبخت درباره منابع تحقیقاتی این فیلم گفت: من از کتاب «فرکانس یازده ۶۰» عناوینی را به دست آوردم. من با همه بچه‌های رادیویی که در دسترس بودند مصاحبه کردم.

    وی اظهار کرد: ما فیلم می‌سازیم و شما از ما حمایت کنید ما به شما نیاز داریم و شما هم فیلم ما را می‌بینید. این فیلم درباره رسانه است و هرچقدر به آن کمک کنید به جوان ترها کمک کرده اید که آن زمان را ندیده اند. در این بازاری که همه چیز به زمان حال و حرف‌های محفلی می‌پردازد، یکی از کارها می‌تواند حمایت باشد.

    این کارگردان توضیح داد: این فیلم محصول اوج است اما همه تعجب می‌کنند چون ویگن در آن می‌خواند، حزب‌اللهی کندرو و تندرو دارد و… بنابراین واقعیت اول جنگ را نشان می‌دهد.

    فیلمی که درباره اهمیت رسانه است

    امجدیان اظهار کرد: فیلم درباره رسانه و اهمیت آن است اما برخی از اهالی رسانه دچار رخوت شده اند در این شرایط این فیلم یادآوری می‌کند که چگونه رسانه می‌تواند به شریان حیاتی یک کشور تبدیل شود. در فیلم نکته‌ای که به چشم می‌آمد ریتم مناسب آن بود گویا با رهبر ارکستری رو به رو بودی که همه چیز را کنترل می‌کند.

    خوشبخت درباره‌ نقش کمرنگ ارتش در این فیلم توضیح داد: ما در فیلم تکاوری داریم که ارتشی است ضمن اینکه با سختی توانستیم تصاویر آرشیوی را پیدا کنیم. تا همین چند روز پیش این فیلم‌ها را پیدا نکرده بودیم. تصاویر خیلی کمی از منطقه ذوالفقاری در دسترس است اما ما به این مسأله پرداختیم.

    سهراب خسروی تدوینگر این اثر هم درباره ریتم گفت: مهرداد خودش از تدوینگران حرفه‌ای است. بخش مستند این فیلم هم پوست ما را کند. این تصاویر به این کمک می‌کند که فیلم را باور کنیم.

    جعفر محمدشاهی طراح صحنه «آبادان یازده ۶۰» بیان کرد: من شاگرد آقای قدیریان هستم و از ایشان تشکر می‌کنم.

    محمود دهقانی طراح چهره‌پردازی این اثر هم گفت: ما نمی‌خواستیم آدم هایمان خیلی شبیه آدم‌های دهه شصت شوند چون می‌خواستیم خودمان تعریف کنیم آدم‌ها چه شکلی باشند.

    خوشبخت مطرح کرد: از این فیلم حمایت کنید چون دوران تیر و ترقه گذشته است و ما توانستیم اوج را راضی کنیم و بگوییم دوران تیر و ترقه گذشته است و دیگر باید به موضوع مقاومت مردم پرداخت چون مردم جنگ را پیش بردند بسیاری واز آنها با چاقو به مقاومت پرداختند.

    اوج به سختی به ما بودجه داد

    وی گفت: قصه ما مربوط به چهل روز اول جنگ است. این را هم باید بگویم که ما در اوج ته تغار بودیم و چون این سازمان ۶ فیلم ساخت بنابراین به سختی به ما بودجه دادند.

    خوشبخت در پایان بیان کرد: من فیلمساز نظام نیستم، ولی خیلی سختی کشیدم تا بودجه‌ای پیدا کنم و فیلمی درباره مقاومت مردم بسازم. با همه ضعف‌ها و بی پولی‌ها این فیلم را ساختم کمک کنید تا فیلم دیگری هم به این نحو ساخته شود.

  • حاشیه های سومین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

    حاشیه های سومین روز از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

    شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • «ابر بارانش گرفته» امید به معجزه را زنده می‌کند/بازگشت نهنگ صورتی

    «ابر بارانش گرفته» امید به معجزه را زنده می‌کند/بازگشت نهنگ صورتی

    به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانه‌ای فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته» به کارگردانی مجید برزگر دومین نشستی بود که امروز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.

    در این نشست خبری مجید برزگر کارگردان، مسعود امینی تیرانی مدیر فیلمبرداری، آرمان خوانساریان نویسنده، لیلا نقدی‌پری طراح صحنه و لباس، الهام صالحی طراح چهره پردازی، حمیدرضا برزگر تدوینگر، علیرضا ثانی‌فر، مزدک میرعابدینی، ارشیا نیک بین، نازنین احمدی، محمدرضا مالکی بازیگران، حمید جانی پور عکاس از جمله عواملی بودند که در این نشست رسانه ای حضور داشتند. 

    آرامه اعتمادی نیز منتقد مهمان این نشست بود. 

    در ابتدای نشست نازنین احمدی درباره نقشش و کم دیالوگ بودن آن توضیح داد: به نظرم نقش کم دیالوگی در فیلم نداشتم. اما درباره چگونگی حضورم در فیلم باید بگویم ابتدا که فیلمنامه را خواندم شیفته آن شدم و آقای برزگر نیز لحظه به لحظه در کنار من بود و به نقشم کمک می‌کرد. 

    نسبت مخاطبان با سینما کم‌رنگ شده، نه فیلم‌ها

    برزگر درباره نسبت آثارش با شرایط اکران عنوان کرد: از ۴ فیلمی که من ساخته‌ام نسبتم با اکران معلوم و مشخص است. این سال‌ها سینمای ایران کم مخاطب است که البته نسبت مخاطبان با سینما کم رنگ شده است نه با فیلم‌ها. اگر شرایط اکران عادلانه باشد می‌توان انتظار داشت مخاطبانی که خاموش هستند به دیدن سینمایی خلاف جهت و جریان اصلی سینما بنشینند.

    وی درباره تاثیرگیری از سینمای تارکوفسکی گفت:تاثیر گرفتن از فیلمسازان بزرگی مثل تارکوفسکی انکارناپذیر است و من نیز طبیعتا از آنها تاثیر گرفته‌ام. در این فیلم نیز ادای دینی به سینمای تارکوفسکی و در صحنه لیوان مشخصا به فیلم «استاکر» ادای دین شده است. البته بدون اینکه بخواهم کپی کنم از این نوع سینما تاثیر گرفته‌ام.

    وی درباره تغییر شخصیت بازیگر سارا در پایان فیلم توضیح داد: در لحظه‌ای عجیب سارا با دیدن اتفاقی، رویه و نظرش عوض می‌شود و روحیه و برخوردش با مساله تغییر می‌کند که معتقدم این تغییر و باور به معجزه باورپذیر از کار درآمده است. 

    در ادامه ثانی‌فر درباره حضورش در این اثر سینمایی بیان کرد: برای بازیگری مثل من کار کردن با کارگردانی مثل برزگر افتخار بود و دوست داشتم حتما با او همکاری داشته باشم. مانیفست فیلم بین کاراکتر من و سارا جریان داشت و من تمام تلاشم را کردم که این مانیفست بدون هیچ ادا و اطواری به مخاطب منتقل شود. 

    نهنگ صورتی نشانه امید است

    آرامه اعتمادی منتقد حاضر در نشست نیز درباره فیلم بیان کرد: این فیلم برخلاف جریان رایج سینمای ایران است اما در انتها این تغییر کاراکتر اصلی بسیار زیباست و نهنگ صورتی کاملا نشان دهنده امید در فیلم است و می‌بینیم دختری که ابتدا میل به کشتن و خودکشی دارد در ادامه به زندگی ایمان می‌آورد. فیلم محسنات و ایراداتی دارد که البته در موقعیتی دیگر باید درباره شان صحبت کرد مه البته من در نهایت فیلم را دوست دارم. 

    خوانساریان درباره ایده شکل‌گیری فیلم توضیح داد: آقای برزگر ایده اتانازی و پرستارهایی که به این اتفاق کمک می‌کنند، داشت که این ایده مثل فیلم‌های کوتاهش شاعرانه بود و تلاش من نیز این بود که این شاعرانگی را زمینی و ملموس کنم. در سینمای ایران خیلی کم سینمای مستقلی وجود دارد که بشود از آن یاد گرفت اما سینمای برزگر این ویژگی را دارد.

    برزگر درباره مراحل شکل گیری فیلم یادآور شد: بعد از فیلم «یک شهروند کاملا معمولی» که به دلایلی اکران نشد و ۴ سال از آن می‌گذرد خبری درباره سه خواهر خواندم که خودکشی کردند و بعد درباره مساله اتانازی تحقیق کردم و علاقه مند به تولید فیلمی در این زمینه شدم. حدود دو سال قبل شروع به تحقیق و نگارش کردم و از اسفند سال قبل هم شرایط کم کم برای کلید زدن کار فراهم شد.

    وی ادامه داد: بازیگران توانمند کار لطف کردند و قبول کردند که با فرم مد نظر من بازی کنند. از دیگر عوامل فیلم نیز که همراه من بودند سپاسگزارم. همچنین این فیلم به شکل کاملا مستقل و شخصی تولید شده است. 

    اعتمادی با اشاره به تولید مستقل فیلم یادآور شد: خیلی خوشحالم در جشنواره ای که حرف و حدیث درباره تامین بودجه آثار زیاد است شاهد سینمای مستقلی هستیم که با بودجه شخصی تولید شده است.

    امینی تیرانی درباره چالش کار با برزگر گفت: کار با برزگر چالش نیست بلکه یک فرصت است. کار کردن با این فیلمساز برای من بسیار لذت بخش است و به دلیل اتفاقی که برای خودم در زندگی رخ داده است علاقه مند به فیلمبرداری این فیلم بودم. برای من مهمترین اتفاق این است که در برخی موافق که روابط علت و معلولی به ما جواب نمی‌دهد به دنبال یک نشانه و معجزه هستیم. این‌ مساله و انتظار رسیدن به یک معجزه مهمترین چیزی بود که ساختار فیلم را می‌ساخت و من هم در زیبایی سازی بصری فیلم به همین سمت رفتم. 

    صالحی درباره گریم فیلم اظهار کرد: در فیلم‌های برزگر باید زندگی جریان داشته باشد و من نیز تلاش کردم همین حس در طراحی گریم فیلم جریان داشته باشد.

    نقدی پری نیز با اشاره به تنها بودن سینمای مستقل عنوان کرد که همه عوامل تلاش کردند در خدمت فیلم باشند و طراحی صحنه نیز از این قاعده مستثنی نیست.

    مزدک میرعابدینی با ابراز خرسندی از حضور در فیلم گفت: من ۱۲-۱۳ سال است که به جشنواره می‌آیم اما امسال با جشنواره متفاوتی روبرو هستیم. مجید برزگر تاثیر زیادی در جریان سینمای هنر و تجربه داشته است و این روزها جوانان از سینمای او تاثیر زیادی می‌گیرند. 

    محمدرضا مالکی درباره تجربه همکاری اش با برزگر ابراز کرد: شاعرانگی سینمای برزگر در پشت صحنه هم احساس می‌شد و همه در کمال آرامش و تمرکز کارشان را می‌کردند.  

    خوانساریان در پاسخ به پرسشی درباره غیرعلمی بودن وقایع داستان و اینکه تاکنون هیچ بیمار مرگ مغزی نجات نیافته است، توضیح داد: یک سری واژگان در محاوره و روزمره استفاده نمی‌شود و اینجا هم منظور از نجات بیمار مرگ مغزی تنها زنده ماندن است‌ اما نه زندگی با کیفیتی مناسب و شاید در حد تکان دادن مردمک چشم باشد. 

    در ادامه نشست بحثی درباره‌ غیرواقعی بودن اتفاقات آخر فیلم و اینکه تنها این امکان وجود دارد که فردی که به کمای عمیق رفته به زندگی باز گردد نه کسی که مرگ مغزی شده است و امکان ناپذیر بودن اتفاقات فیلم از جانب یکی از خبرنگاران مطرح شد و برزگر نیز در این زمینه توضیح داد که فیلم مشاور پزشکی داشته است.