به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کاناداییهایی که خود را در خانه قرنطینه کردهاند خواسته شده پاپکورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستارههای هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.
در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوالها پیوسته و طی همهگیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام میدهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راهاندازی کرده است.
نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقشآفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم است.
نتفلیکس، آمازون و کریو مدتهاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلمها و سریالهای خود را در تلویزیون، تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندشان تماشا میکنند. حالا که کانادا تدابیر سفتوسخت فاصلهگذاری فیزیکی را برای مقابله با همهگیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدیتر هم شده است.
رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیهای گفت: در این دوران چالشبرانگیز ما دنبال راههایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون میتواند به این مهم دست پیدا کند.
فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدتهاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته میشود.
حضور مجازی ستارههای هالیوود در خانه کاناداییها/ در خانه بمانیم
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، از کاناداییهایی که خود را در خانه قرنطینه کردهاند خواسته شده پاپکورن بردارند و به رهبری کامرون بِیلی مدیر هنری فستیوال فیلم تورنتو با ستارههای هالیوودی چت مجازی داشته باشند و بعد از آن هم با استفاده از سرویس استریمینگ کرِیو فیلم سینمایی تماشا کنند.
در حالی که فستیوال فیلم تورنتو هم به جمع دیگر فستیوالها پیوسته و طی همهگیری کروناویروس به صورت آنلاین آموزش را انجام میدهد، بیلی سینما «در خانه بمانیم» را راهاندازی کرده است.
نخستین ستاره مهمان او مندی پتینکین بازیگر سریال «هوملند» بود که پس از حضور در چت مجازی، فیلم «عروس شاهزاده» سال ۱۹۸۷ ساخته راب راینر با نقشآفرینی پتینکین در کریو نمایش داده شد. کریو در بازار کانادا رقیب غولهایی مانند نتفلیکس و آمازون پرایم است.
نتفلیکس، آمازون و کریو مدتهاست که در حال رقابت برای جذب مشتریان کانادایی هستند که فیلمها و سریالهای خود را در تلویزیون، تبلتها و تلفنهای همراه هوشمندشان تماشا میکنند. حالا که کانادا تدابیر سفتوسخت فاصلهگذاری فیزیکی را برای مقابله با همهگیری کووید-۱۹ اجرا کرده، این رقابت جدیتر هم شده است.
رندی لنوکس رییس بل میدیا مالک کریو در بیانیهای گفت: در این دوران چالشبرانگیز ما دنبال راههایی برای متصل، راحت و سرگرم نگه داشتن مردم هستیم و قدرت فیلم و تلویزیون میتواند به این مهم دست پیدا کند.
فستیوال فیلم تورنتو در حال حاضر هنوز قرار است در ماه سپتامبر برگزار شود. اگر این کار ممکن نباشد فستیوال در فصل پاییز به صورت آنلاین برگزار خواهد شد. این رخداد مدتهاست که به عنوان سکوی پرش کلیدی به سمت فصل جوایز هالیوود شناخته میشود.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشمزاده: «داستان اسباببازی» حالا به یک اثر دنباله دار کلاسیک تبدیل شده است. اثری که بیش از بیست سال از نمایش نسخه اول آن گذشته و آن شاهکار انیمیشن که مرزهای خلاقیت و تکنولوژی را در نوردیده بود حالا به نسلهای بعد انتقال یافته است؛ نسلهایی که دغدغه مواجهه با اسباببازیهای ماجراجو یا دغدغه دیدار با کاراکترهای محبوبشان را دارند.
در میان کودک تا بزرگسال بر سر «داستان اسباببازی» این اتفاق نظر وجود دارد که بحث درام، فانتزی و ماجراجویی در این سری انیمیشن به شکلی قوام یافته و با خلاقیت ارائه میشود. پس اگر سه قسمت پیشین داستان اسباببازی را دیدهایم حالا و با مرور تمام نکات فوق میتوانیم به تماشای قسمت چهارم هم بنشینیم.
بهتر است برای متقاعد کردن خود حضور جان لستر و اندرو استنتن در داستان و فیلمنامه را به ترکیب سازنده این انیمیشن را نیز اضافه کنیم، تا بتوانیم شاهد اثری دیگر باشیم از این دو غول خلاق و نوآور پیکسار.
دو دهه خاطرهسازی با «اسباببازیها»
چرا خوب – چرا بد؟
بگذارید پیش از فصل چهارم، «داستان اسباببازی» را از قسمت نخست تا سوم مرور کنیم؛ اندی صاحب عروسکی به نام «وودی» است و وودی تمام جهان اوست، وودی هم از این موقعیت لذت میبرد اما با ورود «باز لایتر» اوست که عروسک محبوب اندی میشود، جدال بر سر اینکه بازلایتر واقعیت عروسک بودن را بپذیرد و هر دو عروسکهای اندی باشند مسئله قسمت اول است.
در قسمت دوم بزرگ شدن اندی و اضافه شدن دیگر عروسکها و واگذاری آنها مسئله بعدی است و در قسمت سوم گم شدن عروسکها و در چنگال یک عروسک بد افتادن به نام «لوتسو» سوژه روایت میشود که با عملیاتی نجات بخش همراه و همگی به صاحب جدیدشان بانی میرسند.
ماجرای بانی در قسمت چهارم ادامه مییابد اما قسمت چهارم، با وجود دریافت جایزه اسکار، که فکر میکنم از محبوبیت این قسمت بیاید و نه از کیفیتش، مسئله محوری یا به هم پیوستهای ندارد.
اول رفتن لیتل بو، عروسک محبوب وودی را شاهدیم، سپس گرفتن لقب کلانتر از وودی را میبینیم و بعد بحث مراقبت از بانی پیش میآید. در این حین بازلایتر توسط نویسنده، فراموش شده و به گوشهای رانده میشود و وودی در عملیاتهایی تک نفره مراقب بانی است.
سپس عروسکی به نام فورکی به داستان اضافه میشود. عروسکی که دست ساخته خود بانی است و خودش فکر میکند آشغال است. ما فکر میکنیم جدل آشغال بودن یا عروسک بودن فورکی تبدیل به جدال اصلی وودی با او خواهد شد (مانند قسمت اول که بازلایتر باور نداشت که عروسک است)، اما این کشمکش نیز رنگ میبازد و در دام «گبیگبی» افتادن این دو، یعنی وودی و فورکی، باعث میشود تا کشمکش دوباره تغییر کند.
گبیگبی گویا قرار است شخصیتی همچون لاتسو باشد. شخصیتی هیولایی با ظاهری با نمک. اما این هم دیری نمیپاید که از بین میرود. زیرا گبیگبی شخصیتپردازی قدرتمندی ندارد و اصلا فاقد فلسفه و عقبه لاتسوست که به نظر نگارنده شاهکار قسمت سوم بود.
دو دهه خاطرهسازی با «اسباببازیها»
داستان سرگیجه و جهشهای موضوعی خود را ادامه میدهد، کشمکش بازگشت پیش بانی هدف کلی میشود که وودی باید فولکی را باز گرداند، اما خود وودی نیز باز نمیگردد و پیش لیتل بو میماند.
قسمت چهارم از تمامی سه قسمت قبلی کشمکشها و موقعیت هایش را به عاریه میگیرد اما مشکل اینجاست که این ملغمه تبدیل به یک کل واحد و منسجم نمیشود تا یک اثر مستقل و عمیق را همچون قسمت سوم بسازد؛ بلکه بیشتر اسیر ماجراجویی و اتفاقات هیجان انگیز میشود تا فیلمنامه و داستانی با شخصیت پردازیهای چند بعدی و دارای با کیفیت لازم برای یک درام فانتزی.
بهترین سکانس؛ یک ماشینربایی بامزه!
در این میان انتخاب بهترین سکانس باید از میان اتفاقات هیجانانگیز این انیمیشن صورت بگیرد و فکر میکنم سکانس انحراف و ربودن ماشین یکی از بامزهترین صحنههاست. جایی که اسباببازیها برای رسیدن به وودی و فولکی و بازلایتر مجبور هستند مثل مسیر یاب پدر بانی را راهنمایی کنند و پدر بانی را که از این راهنمایی عجیب گیج شده از رانندگی عادی بیندازند و خود فرمان ماشین را به دست گیرند.
عدم کنترل پدر بانی و ترمز و گازهای پیاپی اسباببازیها و توقف ماشین در شهر بازی یکی از موقعیتهای منسجم کمدی در فیلم را شکل میدهد.
اگر از این فیلم خوشتان آمد…
بیشک دیدن قسمتهای قبلی این مجموعه و نیز نگاه کردن به انیمیشنهای «شرکت هیولاها» و «شگفت انگیزان» هم پیشنهاد میشود که همگی آنها چون «داستان اسباببازی» محصول مشترک دیزنی و پیکسار هستند.
نگرشهای نقادانهای که میتوانید دنبالش کنید…
شاید با دیدن این فیلمنامه سرگردان نتوان موضوع واحد و اساسی را در نظر گرفت و به آن پرداخت اما فورکی به عنوان یک دست ساخته از وسایل دور انداختنی میتوانست استعارهای از وضعیت «آشغال بودن» در جوامع را بسازد و اثر جنبه جامعه شناسانه پیدا کند، که البته فیلم هرگز چنین ظرفیتی را پیدا نمیکند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، کریستوف پندرسکی پس از سالها بیماری امروز یکشنبه (۱۰ فروردین) چشم از جهان فروبست.
این آهنگساز برجسته در ۸۶ سالگی و پس از یک بیماری طولانی صبح امروز جان باخت.
وی متولد لهستان و از چهرههای نمادین موسیقی معاصر محسوب میشد و سازنده موسیقی فیلمهای مهمی چون «جنگیر» ویلیام فردکین، «درخشش» استنلی کوبریک و «از ته دل وحشی» دیوید لینچ بود.
او از چهرههای آوانگارد اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی و صدایی آزادیخواه در ورای همه سنتها بود و زمانی که تنها ۲۶ سال داشت توجه جهانی را معطوف خود ساخت. وی از آن زمان تا کنون چهار اپرا، هشت سمفونی و چندین آهنگ کرال و کنسرتو خلق کرد و چندین جایزه دریافت کرد که چهار جایزه گرمی از جمله آنها بود. جایزه ویژه یونسکو برای «مرثیه قربانیهای هیروشیما» نیز از دیگر جوایز وی بود که پندرسکی این اثر را در سال ۱۹۶۰ و برای اجرا با ۵۲ ساز زهی نوشته بود. جایزه ویژه برای یک عمر فعالیت هنری، درکنار دریافت بیست دکترای افتخاری از مهمترین دانشگاهها و مراکز علمی جهان از دیگر افتخارهای وی بود. او تنها سال ۲۰۱۷ دو جایزه برد که یکی از آنها جایزه گرمی برای بهترین اجرای کرال بود.
وزیر فرهنگ لهستان در حالیکه پندرسکی را یکی از بزرگترین موسیقیدانان لهستان خواند، از درگذشت وی به عنوان خسرانی جبرانناپذیر یاد کرد.
دختر این آهنگساز با اعلام خبر درگذشت وی افزود که وی برای ابتلاء به بیماری کرونا آزمایش شد اما تست وی منفی بود و او از عوارض ناشی از بیمارهای قبلی خود جان باخت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، علی کریمی کارگردان مستند «نفس گیر» با محوریت کرونا درباره تولید این فیلم گفت: حاشیهپردازی بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در بازی نیمهنهایی جام ملتهای آسیای سال ۲۰۱۹ در برابر ژاپن، شروع فروپاشی نظم تیمی بود که نهایتا منجر به شکست سنگین و حذف از این مسابقات شد؛ برای بسیاری از تحلیلگران اجتماعی، این اتفاق نمودی از رها کردن متن و اصل واقعه و پرداختن به حواشی غیرضروری رخدادهای اجتماعی جامعه ایران بود.
این مستندساز افزود: فیلم «نفسگیر» با دستمایه قرار دادن بازی تیم ملی ایران در برابر ژاپن و روایت روزهای مبارزه با بیماری کرونا تلاش میکند به مخاطب هشدار بدهد که این بار با دوری از حاشیهها و شایعات و حفظ مسئولیت پذیری اجتماعی، جامعه را در این میدان رقابت از شکست و آسیبهای جبرانناپذیر آن دور کند.
نویسنده، تهیهکننده، کارگردان و تدوینگر «نفسگیر» علی کرمی است. سهیل عظیمی مشاور پزشکی و محمدرضا شکری هم مدیر تولید این پروژه مستند هستند که در بیمارستان مسیح دانشوری، بیمارستان بوعلی و آزمایشگاه ویروسشناسی بیمارستان مسیح دانشوری فیلمبرداری شده است.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: حالا دیگر چند سالی میشود که «فیلم اولیها» چه در مراحل کسب مجوزها و چه در فرآیند ساخت با چالش کمتری نسبت به گذشتههای نهچندان دور مواجه هستند. به ویژه در حوزه پیدا کردن تهیهکننده و سرمایه گذار چه اینکه پیشترها کمتر کسی به آنها اعتماد میکرد و میپذیرفت سرمایهاش را به کارگردانی گمنام و تازهکار بسپارد.
کمتر کسی بر این باور بود که نیروهای جوان میتوانند خون تازهای در رگهای سینما باشند و جانی تازه به آن ببخشند و بیشتر این گروه بهعنوان «آماتور» قضاوت میشدند. هرچند از سالهای ابتدایی شکلگیری جشنواره فیلم فجر همواره بودند تک چهرههایی که با اولین ساختههایشان تکریم و تحسین میشدند اما گویا جرقهای لازم بود تا این هوای تازه در قالب جریانی پویا و زاینده بر سینمای ایران بدمد؛ از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر این جریان صورتی جدی به خود گرفت. حضور شگفتیساز چند فیلمساز جوان در آن دوره از جشنواره که شاید آنهایی که خیلی بیشتر به علاقمند به سینما بودند، پیش از آن تنها یکی، دو فیلم کوتاه از آنها دیده بودند، بستر را فراهم کرد تا نگاهی تازه به این طیف از فیلمسازان شود.
سعید روستایی با «ابد و یک روز»، محمدحسین مهدویان با «ایستاده در غبار» و احسان بیگلری با «برادرم خسرو» به عنوان نمایندگان این جریان نوظهور کارشان را از همان دوره آغاز کردند به طوری که از این میان دوتای اولی عمده سیمرغهای جشنواره سی و چهارم را شکار کردند تا ثابت کنند صرفاً به دلیل «فیلم اولی بودن» نباید شرایط کار دشوار برایشان دشوارتر باشد. کارگردانانی که بعدها در جریان اکران هم نشان دادند فیلمشان ضمن جلب توجه اهالی فن، میتواند ارتباطی جدی با مخاطبان هم برقرار کند.
در این میان اما نباید نقش پررنگ چند تهیهکننده و ارگان را نادیده گرفت که به دور از جبههگیریها، به سینما صرفاً به عنوان یک هنر نگاه و راه را برای استعدادهای تازه هموارتر کردند تا مسیری تازه در جریان رسمی سینما باز شود.
اگر کمی سینما را جدیتر دنبال کرده باشید احتمالاً سعید ملکان برایتان چهرهای نام آشناست، کسی که کارش را با چهرهپردازی آغاز کرد و در این زمینه بیش از ۵۰ فیلم را در کارنامهاش دارد اما در این سالها راهش را به سمت تهیهکنندگی و البته کارگردانی تغییر داده است. مرد آرام و کم صحبتی که هرچند در جشنواره اخیر حضوری حاشیهساز داشت اما به حق یکی از پرچمداران حمایت از استعدادهای جوان در عرصه کارگردانی در سالهای اخیر بوده است. سال ۹۴ ضمن اینکه خودش را بهعنوان یک تهیهکننده در سینمای ایران جا انداخت، به جوانی ۲۶ ساله اعتماد کرد تا یکی از پرفروشترین و البته خوش ساختترین فیلمهای سینمای ایران یعنی «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی به سرانجام برسد. هم او بود که بعدتر و در جشنواره سی و پنجم، منیر قیدی را با «ویلایی ها» با موضوع دفاع مقدس به سینمای ایران معرفی کرد.
هرچند سازمان اوج که در این سالها بهعنوان یکی از کمپانیهای مهم فیلمسازی ایران شناخته شده، در جشنواره سی و هشتم حضوری کم رمق داشت اما در دوره سی و چهارم در کنار محمدحسین مهدویان بود تا او از همین سازمان با «ایستاده در غبار» پا بگیرد و حالا بهعنوان یکی از کارگردانان شاخص سینمای ایران، طیفی از مخاطبان را با خود همراه کند؛ مخاطبانی از منتهی الیه چپ تا منتهی الیه راست که هرچند بر سر مواضع اساسی او به اجماع نمیرسند اما میدانند که مهدویان استعدادی تازه در سینماست که اتفاقاً هدر نرفته است.
این تنها مروری کوتاه به پست و بلندیهای مسیر فیلمسازان اول در این چند ساله بوده تا ببینم حالا که از دشواریهای ابتدایی عبور کردهایم، فیلمسازان اول ما در سال ۹۸ در کجا ایستادند، آیا فیلمهایشان توانستند باز هم شگفتیساز باشند و با مخاطبان ارتباط برقرار کنند یا نه؟
نگاهی آماری به وضعیت فروش فیلمهای فیلمسازان «فیلماولی» در سال ۹۸ نشان میدهد که آنها نتوانستهاند نمره قبولی را دریافت کنند، فیلمهایی که برخی از آنها حتی نتوانستند به فروش یک میلیونی هم برسند و شکستی مطلق در گیشه را تجربه کردند و این سوی دیگر سکه بخت و اقبال فیلمسازان کار اولی در سینمای ایران است.
در این گزارش سعی داریم ضمن ارایه آماری تقریبی از فروش فیلمهای اول در طول سال گذشته به دلایل این اتفاق هم بپردازیم.
بهار ۹۸؛ چالش اکران در رمضان
هرچند بهار ۹۸ به دلیل اکران فیلمهای نوروزی همیشه یکی از فصلهای پرفروش سال محسوب میشود اما در همین فصل علاوهبر اینکه ۲ فیلم اکران نوروزی از گردونه رقابت خارج شدند و فروشی دور از انتظار را تجربه کردند، همه فیلمهای اول هم سالنهایی خلوت را به خود دیدند که چیزی جز شکست را برایشان به همراه نداشت.
البته باید این را هم در نظر گرفت که ماه مبارک رمضان هم در این فصل آغاز شد که اساساً برههای سوخته برای نمایش فیلمها محسوب میشود. در این ماه به دلیل روزهداری مردم، یکه تازی سریالهای مناسبتی تلویزیونی و… اغلب فیلمهای اکران شده ناکام میمانند.
هرچند سازمان سینمایی هر ساله قولهایی برای ارایه تسهیلات به متقاضیان اکران و افزایش سقف نمایش فیلمها میدهد اما باز صاحبان آثار رغبتی برای نمایش فیلمهای خود نشان نمیدهند با این وجود در همین بازه زمانی از میان فیلمهای اول «تولدت مبارک» ساخته سمیه زارعینژاد، «وکیل مدافع» ساخته سلما بابایی و ونداد ندوشن، «خانه دیگری» ساخته بهنوش صادقی و «نبات» ساخته پگاه ارضی به نمایش درآمد که به ترتیب ۱۰، ۸۶، ۸۰ و ۶۵۶ میلیون تومان نصیبشان شد.
عمده دلیل صاحبان این آثار هم زمان نامناسب اکران و نداشتن تبلیغات بود. این فروش در حالی است که رقیب قدرتمندی هم در میان آثار اکران شده وجود نداشت.
البته انسیه جهانآرا تهیهکننده «تولدت مبارک» در همان زمان عنوان کرد دلیل این فروش، اعلام ناگهانی زمان اکران از سوی شورای صنفی نمایش بود به طوری که آنها نه زمانی برای انجام تبلیغات داشتند و نه اقلام تبلیغی فیلم آماده بود.
«خانه دیگری» از آثاری بود که در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و از همان زمان واکنشها و پیشبینیها نشان میداد که این فیلم اساساً قابلیت فروش ندارد؛ فیلمی که کارگردانش معتقد بود با کمترین هزینه و به صورت خانوادگی ساخته شده است. شاید به همین واسطه بود که بهنوش صادقی از اینکه فیلمش تنها توانست رنگ پرده به خود ببیند، خوشحال بود.
«وکیل مدافع» اما فیلمی بود که تهیهکنندهاش خود را یک شکست خورده نمیدانست چون سرمایهگذاریاش را یک فرد خیر انجام داده بود و توقعی هم برای بازگشت سرمایهاش نداشت. محسن علی اکبری معتقد بود یکی از دلایل اینکه این فیلم نتوانست در گیشه موفق باشد نداشتن سوپراستار بود و اینکه شورای صنفی نمایش اساساً برای اکران چنین فیلمهایی بازههای خوبی در نظر نمیگیرد.
«نبات» اما به نوعی مورد عجیب این فهرست است، فیلمی که شهاب حسینی را در ترکیب بازیگران داشت. بازیگری که در این سالها اغلب فیلمهایش فروختهاند و به گفته کارگردانش اتفاقاً او با حضورش به ساخت فیلم کمک کرده است اما حتی همین امر هم به کمک فیلم نیامد و «نبات» در صف شکست خوردگان قرار گرفت.
هرچند در اینکه ماه رمضان یک فصل بیرمق برای اکران است، هیچ تردیدی وجود ندارد اما تجربه نشان داده است یک فیلم در صورت داشتن ساختار و روایت درست حتی در این فصل هم میتواند به فروش خوبی برسد، اما شاخصه اصلی هر ۴ فیلم ذکر شده روایت بی جان و قصه کمرنگ، بود که اساساً نتوانستند با مخاطبان ارتباطی برقرار کنند.
تابستان ۹۸؛ پیشتازی «زهرمار»
سهم «فیلمهای اول» از ۱۵ فیلم اکران شده در تابستان ۹۸، ۳ فیلم یعنی «سرکوب» ساخته رضا گوران با ۹۶۱ میلیون تومان، «نیوکاسل» ساخته محسن قصابیان با ۲ میلیارد و ۱۲۸ میلیون تومان و «زهرمار» ساخته سیدجواد رضویان با فروشی بالغ بر ۶ میلیارد تومان بود.
«سرکوب» را رضا گوران کارگردانی کرده که پیش از این حضوری جدی در عرصه تئاتر داشت و سرمایهگذارش هم محمدصادق رنجکشان بود که در این یکی دو ساله که پا به عرصه سینما گذاشته است. رنجکشان همیشه عنوان میکند یکی از بزرگترین شرکتهای هواپیمایی را دارد و نیازی به گردش مالی فیلمهای سینما ندارد، بنابراین این، یک دغدغه است که او را به سینما و تئاتر علاقهمند کرده است.
فارغ از کیفیت حضور رنجکشان در سینما، او حالا یکی از پرچمداران سینمای مستقل است که اتفاقاً محصولاتش همواره حرفی برای گفتن داشته و با مخاطبان ارتباط برقرار کردهاند، «متری شیش و نیم»، «سرخپوست» و به تازگی «شنای پروانه» و «عنکبوت» تنها نمونههایی از فیلمهای او هستند که دو تای اولی گیشه موفقی داشتند و دو تای دوم هم در انتظار اکران به سر میبرند.
«سرکوب» اما حضوری متفاوت در کارنامه او دارد، فیلمی که کارگردانش ابتدا معتقد بود میتواند با مخاطبان ارتباط برقرار کند، اتفاقاً حاشیههایش هم برای اینکه بتواند در مخاطبان حس کنجکاوی ایجاد کند، کم نبود؛ از اینکه تلاش شد آن را به یک رویداد سیاسی منتسب کنند تا اعای تحریم آن توسط حوزه هنری که البته بعدتر تکذیب شد.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸سرکوب
اما چرا «سرکوب» نفروخت؟ شاید بتوان اصلیترین دلیل این موضوع را در فیلمنامه این اثر جستجو کرد، فیلمی درباره خانوادهای که گذشتهای تلخ را تحت فشار پدر تجربه کردهاند، زنانی که سرکوب میشوند و پسری که غایب است.
فیلمی که پدر ستمگر را شخصیتپردازی نمیکند و تنها در خلال قصه دیالوگهایی از زبان دختران بیان میشود که از سوی پدر به آنها ظلمهایی روا شده است. آنقدر این قصه یک خطی، کش میآید که به ورطه شعار میافتد. فیلمی که دلش نمیآید پا را از لوکیشن یک آپارتمان فراتر بگذارد. شاید همه اینها بود که باعث شد «سرکوب» در گیشه توسط تماشاگران سرکوب شود و اقبالی به آن نشان ندهند.
این در حالی است که این فیلم همزمان با فیلمهایی همچون «قصر شیرین»، «کورکودیل»، «قسم» و… روی پرده رفته بود که اساساً رقیب قدرتمندی برایش محسوب نمیشدند ضمن اینکه برخورداری از بیش از صد سالن سینما تا حدودی میتوانست کار «سرکوب» را در جذب مخاطب هموار کند اما این فیلم حتی نتوانست به فروش یک میلیارد تومانی هم دست پیدا کند تا خود را در میان دیگر فیلمهای شکست خورده جا بدهد.
در میان فیلمهای اول و به طور کلی اکران عمومی در تابستان، «زهرمار» وضعیت بهتری داشت. فیلمی که نام جواد رضویان را به عنوان کارگردان به یدک میکشید که گره خوردن نام او بر هر فیلمی به خودی خودی نیمی از بار تبلیغاتی را به دوش میکشد. جواد رضویان برای هر مخاطبی حتی آنهایی که تا حالا پایشان را به سینما هم نگذاشتهاند، چهرهای نام آشناست.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸زهرمار
او در سالهای حضورش در سینما و تلویزیون به جز آثار طنز، نقش آفرینی در حوزه دیگری را تجربه نکرده است. هر تماشاگری با دیدن او بلافاصله احتمالاً فیلم «شاخه گلی برای عروس»، «اخراجیها»، «چارچنگولی» و از میان آثار تلویزیونی «پاورچین» را به یاد میآورد؛ آثاری که به حق به لطف حضور او توانستند نامشان را بر زبانها بیندازند، همین یک مورد کافی است تا مخاطب کنجکاو شود تا ببیند اولین فیلم رضویان در مقام کارگردان چقدر میتواند او را بخنداند.
ترکیب بازیگران «زهرمار» متشکل از سیامک انصاری و شبنم مقدمی که آثار طنز زیادی را در کارنامه دارند و البته تیزرهای هوشمندانه این فیلم هم میتوانست فریبنده باشد. اما «زهرمار» طنز نیست، اتفاقاً یک قصه کلیشهای با روایتی کلیشهایتر را هم در دل خود دارد که بهدنبال درس دادن به مخاطب است! با این وجود فیلم بر اساس فرمولی ساخته شده که در این سالها جواب داده، یعنی تقابل یک فرد مذهبی با اقشار مختلف جامعه.
جواد رضویان البته خود نیز هیچگاه مدعی ساخت یک فیلم کمدی نبود. او خود در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد که فیلمش یک فیلم طنز نیست بلکه موضوعی اجتماعی را به تصویر میکشد که تنها رگههایی از طنز دارد.
این احتمالاً تصور ذهنی مخاطب بود که باعث شد «زهرمار» فروشی بیش از ۶ میلیارد تومان را در گیشه تجربه کند و شروع بدی برای کارگردانش نباشد.
پاییز ۹۸؛ پدیده «منطقه پرواز ممنوع» و «بنیامین»
بسیاری از سینماگران همواره پاییز را یکه تاز فصلهای سوخته برمیشمارند، فصلی که هرچند مخاطبان بالقوهای مانند قشر دانشجویان را دارد اما سینماگران رغبتی به نمایش فیلمهایشان در این فصل نشان نمیدهند؛ عمده دلیلشان هم مشغولیت مخاطبان است اما فیلمهای اول در این فصل وضعیت بهتری به لحاظ فروش داشتند؛ از میان ۶ فیلم اکران شده در این بازه، «منطقه پرواز ممنوع» ساخته امیر داسارگر با ۶ میلیارد و ۹۳۸ میلیون تومان بهعنوان یک فیلم نوجوان و انیمیشن «بنیامین» ساخته محسن عنایتی با ۵ میلیارد و ۲۲۰ میلیون تومان به عنوان یک فیلم کودک فروشی فراتر از انتظار را تجربه کردند.
«منطقه پرواز ممنوع» تولید بروبچههای جشنواره فیلم «عمار» بود که تبلیغات تلویزیونی بسیار مناسبی به ویژه در شبکه کودک داشت و همین پشتوانه خوبی شد تا خانوادهها در جریان اکران آن قرار بگیرند و فیلم با استقبال مواجه شود.
البته نباید نقش فعالان «عمار» در معرفی این فیلم به اقشار محروم جامعه که شاید یک بار هم به سینما نرفتهاند، نادیده گرفت. عماریها در فعالیتی رسانهای، «منطقه پرواز ممنوع» را در قالب سینماسیار در مناطق کم درآمد به نمایش میگذاشتند که البته بلیت فروشی را نیز برایشان به همراه داشت. یعنی ضمن آشنا کردن طیف محروم جامعه با یکی از تولیدات سینما، کمکی به فروش آن میکردند.
انیمیشن «بنیامین» هم دیگر فیلماولی این فصل بود که بر اساس همان فرمول تبلیغات توانست به فروش ۵ میلیاردی برسد، فیلمی که در سی و دومین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان نتوانست با مخاطبان اصلی خود ارتباط برقرار کند و مورد آماج انتقاد خبرنگاران نوجوان در نشست خبری قرار گرفت اما در زمان اکران تبدیل به یک پدیده شد..
از میان انیمیشنهای اکران شده این فصل، این «آخرین داستان» ساخته اشکان رهگذر بود که شرایطی متفاوت داشت. این فیلم با وجود اینکه حضورهای پرافتخار جهانی مثل پذیرفته شدن در بخش بهترین فیلم اسکار، جشنواره «انسی» و… را داشت اما در گیشه فقط فروشی معادل ۴۸۸ میلیون تومان را تجربه کرد. تا جایی که کارگردانش با نوشتن نامهای به وزیر، صراحتاً اکران «آخرین داستان» در ایران را اشتباهی خواند که مرتکبش شده است، نمایشی که شرایطی ضعیفتر از اکرانهای «هنر و تجربه» داشت.
«هزارتو» ساخته امیرحسین ترابی با ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، «جان دار» ساخته پدرام پورامیری و امیرحسین امیری دوماری با ۳ میلیارد و ۷۱۵ میلیون تومان و «مسخره باز» ساخته همایون غنی زاده با سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان از دیگر فیلمهای اکران شده در این بازه بودند که در این میان «هزارتو» به دلیل انتساب عوامل سازندهاش به بخشی از صدا و سیما از اعجاز تبلیغات بهره برد، «جاندار» و «مسخره باز» هم از آثاری بودند که در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشتند که اولی توانست نظر اهالی رسانه را به خود جلب کند و دومی با کسب چهار جایزه از سیمرغ داران شد.
هرچند فروش این سه فیلم در مجموع فروشی قابل توجه نیست اما این آثار در شرایطی به نمایش درآمدند که رقبای قدرتمندی همچون «ماجرای نیمروز؛ رد خون»، «مطرب»، «چشم و گوش بسته» و … را پیش روی خود داشتند که قطعاً گرفتن هر امتیازی از چنین فیلمهایی کاری دشوار است.
زمستان ۹۸؛ امیدهای فروش زیر سایه تهدید «کرونا»
اکران زمستان با نمایش «زیر نظر» ساخته مجید صالحی آغاز شد، فیلمی که هر چند در دستانداز اخذ پروانه نمایش گیر کرده بود، اما بسیاری از سینماداران نوید این را میدادند که این فیلم گرمابخش گیشههای یخ زده سینماها خواهد بود، فیلم طنزی که میتوانست ضررهای سینماداران را جبران کند. این فیلم هم مانند فیلم جواد رضویان ساخته یک کمدین معروف ایرانی بود، به اضافه اینکه سالنهای نمایش دهندهاش و البته ترکیب بازیگرانش که شامل رضا عطاران، امیر جعفری و آزاده صمدی هرکدام پکیجی بودند که در نهایت فروشی بالغ بر ۸ میلیارد تومان را برای این فیلم رقم زدند.
کارنامه «فیلماولیها»در هزارتوی اکران۹۸جهان با من برقص
سروش صحت دیگر فیلماولی این فصل بود. کارگردان و بازیگری که با حضور درخشانش در سیما برای مخاطبان شناخته شده بود و حالا برای یک تجربه سینمایی دورخیز کرده بود. برای شمردن سابقه تلویزیونی او احتمالاً وقت کم بیاورید، اگر همه اینها را هم ندیده باشید یادداشتهایش از روزمرگیهایش را در اینستاگرام خواندهاید.
او سال ۹۷ «جهان با من برقص» را ساخت که متفاوت از همه کمدیهایی است که تاکنون دیدهاید، اصلاً آن شاخصههای کمدیهای سخیف کوچه بازاری را ندارد. حضورش در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر باعث شد تا همه فیلمش را با این عنوان توصیف کنند که «جهان با من برقص» یک حال خوب دارد اما به سروش صحت میشود عنوان «بدشانسترین کارگردان» را هم اطلاق کرد. بعد از چند بار پس و پیش شدن زمان اکران، بالاخره مقرر شد «جهان با من برقص» در دی ماه به نمایش دربیاید اما اکرانش درست همزمان شد با سقوط هواپیمای اوکراینی. همان زمان صحت اعلام کرد برای همدردی و احترام به خانوادههای قربانیان اکران خصوصی فیلم را برگزار نمیکند. اما وضعیت بد روحی جامعه در آن هنگام، فروش این فیلم راهم تحت الشعاع قرار داد. بعد از گذر از آن اتفاقات، فیلم در حال پیمودن مسیری صعودی بود که کرونا به جان سینما افتاد و نمایش فیلمها متوقف شد. با این وجود «جهان با من برقص» تا به اینجای کار و با تمام موانعی که پیش رویش بوده فروشی بالغ بر ۶ میلیارد تومان را تجربه کرده است.
«امیر» ساخته نیما اقلیما با ۱۳۰ میلیون تومان و «سونامی» ساخته میلاد صدرعاملی با ۳۶۵ میلیون تومان از دیگر فیلماولیهای شکستخورده در گیشه زمستان بودند که البته این میزان فروش دور از انتظار هم نبود.
مرور جدول فروش این آثار در سال ۹۸ نوعی افول فیلمهای اول را نشان میدهد که قطعاً برای رسیدن به این نقطه مسیری سخت را پیمودهاند با همه اینها اما نتواستند نمره قبولی را از مردم دریافت کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، بدنههای فدرال و ایالتی فیلم آلمان در مورد یک برنامه عمل کمکرسانی مالی به تهیهکنندگان، توزیعکنندگان و سینماهای هنری کشور که تحت تاثیر همهگیری کروناویروس قرار گرفتهاند، به توافق رسیدهاند.
آنها اعلام کردند یک صندوق اورژانسی ۱۵ میلیون یورویی (۱۶.۵ میلیون دلاری) برای تهیهکنندگان و توزیعکنندگان ضربهخورده راهاندازی شده است. بحران سلامت عمومی در آلمان منجر به بسته شدن سینماها در سراسر کشور و همچنین توقف تقریباً کامل تهیه فیلم شده است.
انجمنهای فیلم آلمان ۱۰ میلیون یورو (۱۱ میلیون دلار) کمک اورژانسی برای شرکتهای تهیه فیلم که پروژههای تحت حمایت دولت دارند و فیلمبرداریهایشان به خاطر همهگیری ویروس کنسل شده، کنار گذاشتهاند.
۳ میلیون یورو (۳.۳ میلیون دلار) دیگر هم برای حمایت از توزیعکنندگان آلمانی کنار گذاشته شده که نمیتوانند فیلمهای خود را منتشر کنند.
انجمن فیلم فدرال در همراهی دیگر گروههای تامین مالی منطقهای و گروههای تامین مالی فرهنگی ملی همچنین بازپرداخت وامهای دولتی به تهیهکنندگان، توزیعکنندگان یا سینماها را در کل دوران بحران، معلق کردهاند. بدنههای دولتی اعلام کردهاند با تامین مالی فوری به سینماهای هنری کمک خواهند کرد.
این حرکتها در حالی انجام شده که دولت آلمان سعی دارد چند برنامه کمکی مختلف برای کمک به اقتصاد کشور که ضربه بزرگی خورده است، راهاندازی کند.
صدراعظم آنگلا مرکل یکشنبه پیش تدابیری را اعلام کرد که نزدیک به قرنطینه کامل کشور هستند و اجتماع گروههای بیش از ۲ نفر در منظر عموم را ممنوع کرد. تمام سینماها، تئاترها، سالنهای کنسرت و کلوبها بسته و تقریباً تمام پروژههای فیلم یا تلویزیون مختل شدهاند.
با استناد به آمار دانشگاه جانز هاپکینز، آلمان تا به حال نزدیک به ۵۸ هزار مورد تایید شده ابتلا به کروناویروس ثبت کرده و نزدیک به ۴۵۰ نفر در این کشور جان خود را از دست دادهاند.
مدیرکل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی درگذشت
مدیرکل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی درگذشت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، پرویز شیرمحمدی مدیر کل امور اداری و پشتیبانی سازمان سینمایی شب گذشته ۹ فروردین ماه در سن ۵۰ سالگی بر اثر عارضه قلبی درگذشت.
وی پیش از این معاونت امور استان های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت اداری مالی استان تهران و قم را عهده دار بود.
حسین انتظامی در پیامی درگذشت این مدیر کل سازمان سینمایی را تسلیت گفت.
در پیام رییس سازمان سینمایی آمده است: «با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم برادر عزیزمان آقای پرویز شیر محمدی مدیر کل پشتیبانی سازمان امور سینمایی به رحمت حق شتافت. آن فقید سعید با روحیه ای همدلانه، همواره در خدمتگزاری عرصه فرهنگ کوشا بود و در مسئولیت پذیری و پیشبرد امور سازمان از هیچ تلاشی فروگذار نکرد. اینجانب فقدان این همکار عزیز را به همکاران گرامی ام در سازمان امور سینمایی و خانواده ایشان تسلیت می گویم و از درگاه خداوند متعال غفران و رحمت الهی برای مرحوم شیرمحمدی و صبر و بردباری برای بازماندگان محترم خواستارم.»
راما قویدل ادعای کانون کارگردانان سینما را تکذیب کرد
راما قویدل ادعای کانون کارگردانان سینما را تکذیب کرد
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سیمافیلم، راما قویدل کارگردان سینما و تلویزیون درباره شایعه ابتلایش به بیماری کرونا گفت: به دلیل اینکه پیش از این سابقه بیماری تنفسی داشتم ترجیح دادم در بازگشت به تهران برای تعطیلات نوروز «قرنطینه خودخواسته» را به دور از خانوادهام و برای حفظ سلامتی آنها انجام دهم. در این مدت با مشورت پزشک در خانه هستم و خدا را شکر در حال حاضر مشکلی ندارم و آماده ادامه کار هستیم که قسمتهای روزهای ابتدایی آغاز دفاع مقدس در سریال «ایل دا» را تصویربرداری کنیم و به محض آماده شدن شرایط به خرم آباد باز خواهیم گشت.
وی اضافه کرد: در این روزها به جز چند تن از دوستانم و مرکز سیمافیلم با کسی وضعیتم را مطرح نکردم زیرا مطمئن نبودم و معتقدم فرد اگر اراده کند میتواند از عهده مشکلات و سختیها برآید. ترجیحم این بود که این بحث عمومی و رسانهای نشود که متاسفانه رسانهای شد و عدهای تصور کردند بنده دچار بیماری کرونا شدهام.
این کارگردان تلویزیون در پایان اظهار امیدواری کرد که این این شرایط هر چه زودتر پایان یابد و دوباره شاهد فعالیت و جنب و جوش همه مردم در جایجای کشور عزیزمان باشیم.
روز گذشته ۹ فروردین کانون کارگردانان سینمای ایران در نامهای به رئیس سازمان صدا و سیما از ابتلای راما قویدل کارگردان سینما و تلویزیون به کرونا خبر داده بود.
قویدل کارگردانی سریال دفاع مقدسی «ایل دا» را به عهده دارد که این سریال در مرکز سیمافیلم تهیه می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، جان کالاهان بازیگر سریال «همه فرزندان من» دیروز شنبه پس از یک سکته مغزی که روز جمعه در خانهاش کرده بود، جان باخت. وی ۶۶ سال داشت.
کالاهان از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۶ در سریال «همه فرزندان من» در نقش ادموند گری نقشآفرینی کرده بود و در بیش از ۳۵۰ اپیزود آن جلوی دوربین رفته بود. او در همین سریال با «لا رو» همبازی و با وی آشنا شد و ازدواج کرد.
او همچنین بازیگر سریال «روزهای زندگی ما» در نقش دکتر بیکر بود که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ روی آنتن رفت. وی در سریالهای دیگری چون درام «بیمارستان عمومی» که از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ ادامه داشت، «قله شاهین» از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ در نقش اریک استاوروس، «سانتا باربارا»، «مرا ببین» و «بانوان دریاچه» نقشآفرینی کرده بود.
درگذشت کالاهان ربطی به شیوع ویروس کرونا نداشت و یک سکته مغزی وسیع عامل آن بود.