به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»، با پایان کار اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمهبلند سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» و از جمع ۱۸۸ فیلم متقاضی، ۱۵ فیلم به بخش مسابقه مستندهای نیمهبلند راه یافتند.
اسامی فیلمهای منتخب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمهبلند سیزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» به ترتیب حروف الفبا به این شرح است:
۱) آتش (احسان مقدسی)
۲) آدور (محمدصادق اسماعیلی)
۳) جمیله (محمدباقر شاهین)
۴) چشمها و دستها (پناهبرخدا رضایی)
۵) خانم و آقای تامپ (فرهاد ورهرام)
۶) رویای سیاه (اُرد عطارپور)
۷) شیب تند (لقمان خالدی)
۸) سوسن در سحر میشکفد (روحالله اکبری)
۹) سینما چهارباغ (علیرضا منصوری)
۱۰) قصری با دیوارهای قرمز (عباس رزیجی)
۱۱) کاغذپارهها (بهزاد نعلبندی)
۱۲) گلولهباران (مرتضی پایهشناس، حسین مؤمن)
۱۳) ماهر (مسعود دهنوی)
۱۴) مهمانشهر (مهدی سقطچی)
۱۵) واکَسچه (کامران حیدری)
اعضای هیات انتخاب بخش مسابقه ملی مستندهای نیمهبلند جشنواره «سینماحقیقت» متشکل از پریسا عشقی، محمدرضا فرزاد و محمد صوفی بودند.
تهیهکنندگان و مستندسازان ۱۵ اثر مستند برگزیده بخش مسابقه ملی مستندهای نیمهبلند جشنواره «سینماحقیقت» میبایست تا روز جمعه ۸ آذرماه ۹۸، نسخه اصلی فیلم خود را به دبیرخانه جشنواره به نشانی تهران، خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، طبقه اول ارائه کنند در غیر این صورت فیلم از بخش مسابقه حذف خواهد شد.
فیلمهای برگزیده باید به صورت فایل دیتا با یکی از فرمتهای MP۴ (H.۲۶۴) – AVI- MXF- MPEG۲- MOV روی هارد دیسک یا Flash Memory و لوح فشرده به طور استاندارد و قابل اجرا روی سیستم عامل ویندوز (windows) به دبیرخانه جشنواره ارائه شوند. ضمن اینکه ارائه پوستر و تیزر فیلمهای برگزیده برای تبلیغ در روزهای منتهی به برپایی جشنواره «سینماحقیقت» هم الزامی است.
فیلمهای منتخب میبایست الزاماً دارای زیرنویس انگلیسی باشند.
اسامی فیلمهای بخش مسابقه ملی مستندهای بلند، «مسابقه بینالملل» و «جایزه شهید آوینی» جشنواره «سینماحقیقت» نیز متعاقباً اعلام خواهند شد.
سیزدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» طی روزهای ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ به دبیری محمد حمیدیمقدم در پردیس سینمایی چارسو شهر تهران برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»، طی اطلاعیهای از سوی روابط عمومی جشنواره «سینماحقیقت» اعلام شد: با توجه به علاقمندی مخاطبان جشنواره، درصدی از بلیتهای قابل رزرو سئانسهای مختلف «سینماحقیقت»، به انضمام ظرفیت خالی سالنهای سیزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» بلیتفروشی شده و در اختیار عموم مخاطبانی که فاقد کارت جشنواره هستند، قرار خواهد گرفت.
در این اطلاعیه آمده است: «فروش این بلیتها به مخاطبان عام، تکسئانس بوده و به تعداد محدودی به صورت آنلاین قابل رزرو خواهد بود. یک ساعت تا شروع سئانس نیز در صورت وجود ظرفیت خالی سالنها، افراد به شکل حضوری و با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو میتوانند بلیتهای مورد نظر خود را خریداری کنند.
توضیح:
۱) رزرو بلیت برای دارندگان کارت جشنواره و سایر علاقمندان از طریق وبسایت جشنواره به نشانی www.irandocfest.ir امکانپذیر است.
۲) دارنده هر کارت جشنواره تنها قادر به رزرو اینترنتی یک بلیت از هر سئانس خواهد بود.
۳) بلیتها از یک روز قبل قابل رزرو بوده و حداکثر تا یک ساعت مانده به شروع سئانس، افراد باید با مراجعه به کانترهای مجموعه چارسو، بلیت رزرو شدهی خود را دریافت کنند.
۴) در فاصله یک ساعت مانده تا آغاز فیلم، بلیت ظرفیتهای خالی سالن به صورت حضوری به فروش خواهد رسید.
۵) علاقمندان حوزه مستند میتوانند با عضویت در «باشگاه مستند» «سینماحقیقت»، علاوه بر رزرو اینترنتی بلیتهای هر سئانس جشنواره (یک بلیت با هر کارت)، از مزایای سالیانه این کارت نظیر عضویت در پاتوق هفتگی فیلم مستند و تخفیف ۲۰ درصدی کارگاههای آموزشی، خرید اقلام تبلیغاتی جشنواره و کافیشاپ طبقه ششم چارسو برخوردار شوند.
۶) قیمت و جزئیات فروش بلیتها، به علاوه موضوع و اطلاعات مجموعه فیلمهای جشنواره متعاقبا روی وبسایت «سینماحقیقت» منتشر خواهد شد.
سیدضیاء هاشمی دبیر شورای عالی تهیهکنندگان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به وضعیت فروش فیلمهای سینمایی در چند روز گذشته گفت: در هفته گذشته ناآرامیها تاثیر وحشتناکی روی فروش فیلمها گذاشت و به نظرم تمدید یک هفتهای سقف اکران فیلمها یک کار عاقلانه بود چون سینما دقیقا از زمان آغاز ناآرامیها روند خوبی را طی نکرد و فیلمها آسیب دیدند چراکه مخاطبان فیلمها به طور محسوسی کاهش پیدا کردند.
وی افزود: البته تمدید یک هفتهای تنها میتواند بخشی از خسارتهای وارد شده به آثار را جبران کند تا دوباره جریان سینما راه بیفتد. طبیعتا تا زمانی که اینترنت به طور کامل بازیابی نشود، این آسیب جدی وجود دارد، چراکه تقریبا ۸۰ درصد خرید بلیتها به صورت آنلاین و مکانیزه انجام میشود. البته باید عنوان کنم فیلمهایی که پتانسیل زیادی برای فروش دارند، میتوانند دوباره خود را بازیابند و خسارتشان جبران شود اما در این میان فیلمهایی که بنیه ضعیفتری دارند، قربانی میشوند و این یک هفته تمدید اکران، روی فروششان تاثیر چندانی نخواهد داشت.
هاشمی با اشاره به نظامنامه فعلی اکران عنوان کرد: به نظرم نظامنامه فعلی بدترین نظامنامه اکران است و ما شاهد بدترین دوره فعالیت شورایی برای نظارت روی برنامهریزی و اکران فیلمها، هستیم. من واقعا بابت وضعیت موجود این سیستم متاسفم. از همین رو به نظرم این نظامنامه حتما باید تغییر کند. جالب اینجاست که همه مسئولان پذیرفتهاند که این نظام نامه مشکل دارد اما کاری نمیکنند!
وی توضیح داد: با نظام نامه موجود به هیچ وجه نمیشود کار کرد، حتما باید تغییر اساسی در آن ایجاد شود تا براساس قابلیتهای موجود و امکاناتی که برای سینما و اکران وجود دارد، اصلاح شود. در غیر این صورت همین وضعیت نابسامان ادامه خواهد داشت.
همیشه ما سینماگران تنها تا نوک بینی خود نگاه میکنیم و به محض اینکه اوضاع کمی به هم میریزد تازه بعضیها به فکر میافتند! در این بین ممکن است بعضی از ما کمی دلمان بسوزد و به فکر تغییر بیفتیم وگرنه همیشه در روی همین پاشنه میچرخد. این را هم باید بگویم که این وضعیت برای دولت اهمیتی ندارد
هاشمی تاکید کرد: این نابسامانی از اکران عید به وجود آمد به این صورت که بدون برنامه ریزی هرآنچه داشتیم، در سه چهار ماه اول سال اکران کردیم در حالی که این برنامه درست نبود و حتما باید تغییرات جدی در نظام نامه اکران داشته باشیم.
دبیر شورای عالی تهیهکنندگان بیان کرد: ما هیچوقت به فکر نمیافتیم؛ همیشه ما سینماگران تنها تا نوک بینی خود نگاه میکنیم و به محض اینکه اوضاع کمی به هم میریزد تازه بعضیها به فکر میافتند! البته بعضیها هم از مجموع این وضعیت استفاده میکنند و خوشحال هم هستند. در این بین ممکن است بعضی از ماها کمی دلمان بسوزد و به فکر تغییر بیفتیم وگرنه همیشه در روی همین پاشنه میچرخد. این را هم باید بگویم که این وضعیت برای دولت اهمیتی ندارد.
هاشمی در پایان تصریح کرد: به نظرم خودمان باید دست به کار بشویم و وضعیت را بهبود دهیم. اما در همین اوضاع نابسمان سودی برای عدهای وجود دارد. من فکر میکنم راه نجات از مجموع اتفاقاتی که برای سینمای ایران رقم میخورد، توسط خودمان باید طرح ریزی شود وگرنه این فیلمسوزی حتما در ادامه وجود خواهد داشت و تا زمانی که این آیین نامه تغییر نکند وضعیت همین خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که کاترین دونو هنوز باید در بیمارستان بستری باشد، فیلمبرداری فیلم «در طول زندگی» که این بازیگر سرشناس فرانسوی تا پیش از بیماری در حال بازی در آن بود، به بوته تعلیق افتاده است.
کاترین دونو سه هفته پیش به دلیل سکته مغزی در بیمارستانی در پاریس بستری شد و هنوز شرایط مرخص شدن از بیمارستان را ندارد.
این فیلم را امانوئل برکو کارگردانی میکند و انتظار میرود تهیه کننده، زمان تکمیل فیلم را به اوایل سال آینده و پس از مرخص شدن این بازیگر از سینما موکول کند.
یک منبع نزدیک به تهیه کننده گفته است ممکن است بازیگر دیگری جایگزین دونو شود.
خانواده این بازیگر ۷۶ ساله گفتهاند او دچار یک سکته مغزی خیلی جزیی شده است که بر اثر کاهش فشار خون به مغز ایجاد شده است. وی ۶ نوامبر وقتی در حال فیلمبرداری یک صحنه در بیمارستانی نزدیک پاریس بود، دچار سکته شد. حاضران در صحنه بلافاصله وی را به بیمارستان سالپتیه که مخصوص معالجه سکتههای مغزی است منتقل کردند و بعد به یک بیمارستان خصوصی در پاریس انتقال یافت.
هفته پیش سخنگوی دونو گفت وی احساس میکند حالش خوب است اما همچنان در بیمارستان میماند زیرا احساس میکند نیاز به استراحت بیشتر دارد.
دونو از دهه ۱۹۶۰ یکی از مهمترین بازیگران سینمای فرانسه است و پشت سر هم در حال بازی در فیلمهای مختف بوده و برای معرفی آنها به سراسر جهان سفر کرده است. او سال ۲۰۱۷ بازیگر ۵ فیلم بود ، سال ۲۰۱۸ در ۲ فیلم بازی کرد و امسال نیز در ۳ فیلم نقشآفرینی کرده بود. او اوایل امسال در جشنواره فیلم ونیز حاضر شد زیرا بازیگر فیلم جدید هیروکازو کورئیدا با عنوان «حقیقت» بود که به عنوان فیلم افتتاحیه این جشنواره انتخاب شده بود.
انتظار میرود دونو نامزدی جایزه سزار فرانسه را برای بازی در همین فیلم کسب کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که کاترین دونو هنوز باید در بیمارستان بستری باشد، فیلمبرداری فیلم «در طول زندگی» که این بازیگر سرشناس فرانسوی تا پیش از بیماری در حال بازی در آن بود، به بوته تعلیق افتاده است.
کاترین دونو سه هفته پیش به دلیل سکته مغزی در بیمارستانی در پاریس بستری شد و هنوز شرایط مرخص شدن از بیمارستان را ندارد.
این فیلم را امانوئل برکو کارگردانی میکند و انتظار میرود تهیه کننده، زمان تکمیل فیلم را به اوایل سال آینده و پس از مرخص شدن این بازیگر از سینما موکول کند.
یک منبع نزدیک به تهیهکننده گفته است ممکن است بازیگر دیگری جایگزین دونو شود.
خانواده این بازیگر ۷۶ ساله گفتهاند او دچار یک سکته مغزی خیلی جزیی شده است که بر اثر کاهش فشار خون به مغز ایجاد شده است. وی ۶ نوامبر وقتی در حال فیلمبرداری یک صحنه در بیمارستانی نزدیک پاریس بود، دچار سکته شد. حاضران در صحنه بلافاصله وی را به بیمارستان سالپتیه که مخصوص معالجه سکتههای مغزی است منتقل کردند و بعد به یک بیمارستان خصوصی در پاریس انتقال یافت.
هفته پیش سخنگوی دونو گفت وی احساس میکند حالش خوب است اما همچنان در بیمارستان میماند زیرا احساس میکند نیاز به استراحت بیشتر دارد.
دونو از دهه ۱۹۶۰ یکی از مهمترین بازیگران سینمای فرانسه است و پشت سر هم در حال بازی در فیلمهای مختف بوده و برای معرفی آنها به سراسر جهان سفر کرده است. او سال ۲۰۱۷ بازیگر ۵ فیلم بود ، سال ۲۰۱۸ در ۲ فیلم بازی کرد و امسال نیز در ۳ فیلم نقشآفرینی کرده بود. او اوایل امسال در جشنواره فیلم ونیز حاضر شد زیرا بازیگر فیلم جدید هیروکازو کورئیدا با عنوان «حقیقت» بود که به عنوان فیلم افتتاحیه این جشنواره انتخاب شده بود.
انتظار میرود دونو نامزدی جایزه سزار فرانسه را برای بازی در همین فیلم کسب کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، بازسازی سریال مشهور «آن از گرینگیبل» که به سفارش نتفلیکس انجام شده، در سه فصل به کار خود پایان میدهد.
در حالی که تاریخ شروع اکران فصل سوم این سریال دیروز دوشنبه اعلام شد، نتفلیکس همزمان اعلام کرد که این فصل آخرین فصل این سریال خواهد بود.
فصل سوم این سریال قرار است از ۳ ژانویه ۲۰۲۰ در ۱۰ اپیزود در دسترس علاقهمندان قرار بگیرد.
این سریال در شبکه سیبیسی کانادا روی آنتن میرود.
بازسازی سریال «آن از گرین گیبل» با عنوان «آن با یک ای» (Anne with an E) با اقتباس از رمان لوسی ماد مونتگومری که سال ۱۹۰۸ منتشر و به اثری کلاسیک بدل شد، ساخته شده است.
اولین فصل این سریال از ۱۲ ماه می ۲۰۱۷ روی آنتن رفته بود.
در این سریال نقش آن شرلی توسط امیبِت مکنالتی بازی شده است.
«آن با یک ای» یکی از چندین اقتباسهای تلویزیونی است که از این سریال در طول چند دهه انجام شده است. یک سریال انیمیشن هم از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۲ در PBS روی آنتن رفت.
مویرا والتی-بکت سازنده سریال پیشتر گفته بود اتاق نویسندگان این سریال تمامی از نویسندگان زن تشکیل شده و با نظر آنها چند شخصیت از جمله یک شخصیت سیاهپوست به داستان اضافه شد.
در این رمان که داستانش در جزیره پرنس ادوارد کانادا میگذرد، در حالی که یک خواهر و برادر سالخورده میخواهند پسربچهای را به فرزندخواندگی بپذیرند، با یک دختر بچه مو قرمز که نزدشان فرستاده میشود، روبه رو میشوند. در نهایت این آن شرلی ۱۳ ساله است که در طول زمان هم زندگی سرپرستهای خود و هم دیگر مردم جزیره را تغییر میدهد.
قسمت یکم سریال «آن با یک ای» بیشترین نامزدی را در جوایز اسکرین کانادا را کسب کرده بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که رابرت ردفورد امسال در راس چهرههایی جای دارد که در جشنواره بینالمللی فیلم مراکش تجلیل میشود، این جشنواره به گرامیداشت چند چهره برجسته دیگر سینمای جهان میپردازد.
برتران تاورنیه فیلمساز کهنهکار فرانسوی، مونا فتو بازیگر مراکشی و پریانکا چوپرا بازیگر سرشناس بالیوود از جمله چهرههایی هستند که علاوه بر رابرت ردفورد، در هجدهمین دوره این جشنواره تجلیل میشوند.
تاورنیه ۷۸ ساله که سازنده فیلمهای تحسین شدهای چون «قاضی و قاتل»، «زندگی و دیگر هیچ» و «یکشنبه در بیرون شهر» است، در جشنوارههای معتبری چون برلین، کن و لومیر تجلیل شده است.
فتو که نزدیک به سه دهه است در زمینه بازیگری فعالیت دارد بازیگر فیلمهای مهمی بوده و کارش را با فیلم «یک عشق در کازابلانکا» در سال ۱۹۹۱ شروع کرد که از فیلمهای مهم سینمای مراکش در دنیا است.
چوپرا یکی از محبوبترین ستارگان بالیوودی است که در مراکش نیز از شهرت زیادی برخودار است. تجلیل از چوپرا برای اولین بار در میدان جما الفنا برگزار میشود و حضور در این مراسم برای عموم مردم آزاد است.
پیشتر اعلام شده بود رابرت ردفورد امسال جایزه ستاره طلایی این جشنواره را برای تجلیل از یک عمر دستاوردهای هنریاش دریافت میکند. وی به عنوان یک کارگردان، تهیه کننده، بازیگر، فعال اجتماعی و بنیانگذار موسسه ساندنس و جشنواره فیلم ساندنس به عنوان اولین فستیوال جهانی که از سینمای مستقل حمایت کرد، مورد قدردانی قرار میگیرد.
جشنواره فیلم مراکش که در سالهای پیش مسترکلاسهایی با حضور تیری فرمو مدیر جشنواره فیلم کن، مارتین اسکورسیزی، رابرت دنیرو و آنیس وردای فقید و گییرمو دل تورو برگزار کرده امسال شمار جلسات گفتو گوی این جشنواره را از ۷ نشست به ۱۲ نشست افزایش داده و از چهرههای جهانی در این زمینه بهره میگیرد.
ماریون کوتیار بازیگر فرانسوی برنده جایزه اسکار، الیا سلیمان کارگردان فلسطینی، جرمی توماس تهیه کننده بریتانیایی، هاروی کیتل بازیگر آمریکایی، سرگی لوزنیتسا کارگردان اوکراینی، پریانکا چوپرا بازیگر بالیوود، لوکا گوادانینو کارگردان ایتالیایی، رشدی زم بازیگر فرانسوی-مراکشی، هند صبری بازیگر تونسی و البته تاورنیه و ردفورد این مستر کلاسها را برگزار میکنند.
هجدهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم مراکش از ۲۹ نوامبر تا ۷ دسامبر (۸ تا ۱۶ آذر) با حضور تیلدا سوینتون به عنوان رییس هیات داوران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره، بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم «عمار»، مهلت ثبت نام دهمین دوره این رویداد سینمایی تا ۱۳ آذر و تحویل آثار به دبیرخانه تا ۱۵ آذر تمدید شده است.
در بخش رقابتی این جشنواره نیز که شامل فیلمهای سفارشی و فراخوان دبیرخانه میشود، فیلمسازان و متقاضیان، میتوانند آثار خود را در بخش های «فیلم»، «نقد، مقاله و پژوهشهای سینمایی» و «فیلم ما» با مراجعه به تارنمای AmmarFilm.ir ثبت و حداکثر تا پنج روز پس از آن به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم «عمار» همانند ادوار گذشته، در فراخوان خود از علاقهمندان برای اکران مردمی آثار جشنواره دعوت کرده است تا با مراجعه به تارنمای جشنواره، نسبت به ثبت نام جهت نمایش فیلمها در شهر و روستای خود اقدام کنند.
دهمین جشنواره مردمی فیلم «عمار»، دی ماه امسال در سینما فلسطین تهران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، شورای پروانه نمایش آثار غیر سینمایی، برای داستانی بلند «پیرمردها نمی میرند» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی سلمان عباسی پروانه نمایش صادر شد.
همچنین برای قسمت جدید سریال «دل»، یک عنوان انیمیشن خارجی و سه عنوان مستند پروانه نمایش صادر شد.
در این جلسه با نمایش ۷ فیلم بلند هفته فیلم لهستان جهت نمایش در گروه «هنر و تجربه» موافقت شد.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: از ابتدا قرارمان بر گفتگویی صریح با محوریت مهمترین نقدها و چالشهایی بود که «منطقه پرواز ممنوع» از زمان رونمایی در جشنواره جهانی فیلم فجر و بعدها اکران در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان تا همین روزهای اکران عمومی با آن مواجه بوده است.
امیر داسارگر در مقام کارگردان و حامد بامروتنژاد در مقام تهیهکننده، هر دو در مختصات تولید سینمای ایران، چهرههای تازه نفس محسوب میشوند اما بهواسطه حضور در جریان تولید فیلم و برگزاری جشنواره «عمار» نمیتوان «منطقه پرواز ممنوع» را تجربه نخستشان توصیف کرد. با این حال این فیلم بهنوعی پرچمدار یکی از رسمیترین حضورهای فیلمسازان برخاسته از جریان «سینمای عمار» در چرخه اقتصادی سینمای ایران بهواسطه اکران در سینماهای کشور محسوب میشود.
«منطقه پرواز ممنوع» از دو هفته قبل و همزمان با دو فیلم «تورنادو» و «بنیامین» عهدهدار جذب مخاطب کودک و نوجوان به سالهای سینما شدند و در رقابت با این دو فیلم تا امروز توفیق بیشتری داشته است. فیلم البته یک ویژگی مهم دارد و آن اینکه یکی از معدود فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران است که مشخصاً گروه سنی «نوجوان» را بهعنوان مخاطب انتخاب کرده و شاید خلأ تولید فیلمهای مناسب برای این گروه سنی، در اقبال این روزها به این فیلم بیتأثیر نبوده باشد.
فارغ از موارد متنوعی که درباره این فیلم قابل طرح بود، تلاش کردیم در این نشست شنونده پاسخها و توضیحات عوامل درباره مهمترین حواشی و چالشهای پیرامون تولید و اکران فیلم باشیم.
حامد بامروتنژاد و امیر داسارگر را در این نشست متین کرمانی و علیرضا اکبری دو بازیگر نوجوان «منطقه پرواز ممنوع» همراهی کردند.
آنچه در ادامه میخوانید بخش نخست گفتگوی صریح خبرگزاری مهر با عوامل «منطقه پرواز ممنوع» است که به مواضع تهیهکننده و کارگردان اختصاص پیدا کرده و صحبت درباره انتخاب بازیگران و اظهارات دو چهره نوجوان این فیلم را میتوانید در قسمت دوم گزارش این نشست دنبال کنید.
* در مواجهه با مخاطبان «منطقه پرواز ممنوع» از گروههای مختلف، یکی از نکات مشترکی که به آن اشاره میشود، تعدد بالای مضامین مطرحشده در فیلم است؛ فکر نمیکنیم برای یک فیلم ۹۰ دقیقهای تعداد این مضامین و موضوعات بیش از اندازه بوده و در مواردی موجب چندپارگی فیلم شده است؟
امیر داسارگر: (با خنده) از جایی شروع کردید که معمولاً سرش دعوا میشود! یا باید خیلی محترم و مهربان بگویم «بله نظر هر کس برای خودش محترم است!» یا باید خیلی تند و عصبی موضع بگیرم! هر چند در جشنواره فیلم کودک اصفهان هم که مثلاً خواستیم با مهربانی صحبت کنیم، محکوم شدیم به رفتار فاشیستی! (خنده جمع)
* برای یک مخاطب عادی و بدون پیشفرضی که چنین سؤالی برایش پیش آمده در مقام کارگردان چه پاسخی میدهید؟
داسارگر: میگویم چه فیلم با این تعدد مضامین چندپاره شده باشد چه نشده باشد، چه شعاری باشد و چه نباشد، کلیدیترین نکته این است که خواست و انتخاب ما ساخت چنین فیلمی بوده است. یعنی اساساً وارد سینما شدم تا این حرفها را بزنم و ابایی هم ندارم در این حوزه آزمونوخطا کنم. شاید به نظر برخی خودبزرگبینی محسوب شود اما این آزمونوخطا برای رسیدن به یک تعریف تازه از «سینما» را چیزی شبیه فرآیند تولید علم برای خودم میدانم. این مدل برخورد با محتوا و مضمون در سینمای امروز آنقدر اندک است که طبیعتاً تلاش برای تجربه کردن آن امکان دارد با ایراد و خطایی هم همراه باشد…
* این وجه تشابه به فرآیند «تولید علم» را کمی بیشتر توضیح میدهید.
داسارگر: ببینید ما در ایران روستایی به نام «فردو» داریم. روستایی که بالای ۱۰۰ شهید داده است و کلی چهره علمی هم در آن تربیت شدهاند. من اگر بخواهم فیلمی درباره این روستا بسازم طبیعتاً باید مختصاتش چیزی شبیه آنچه در فیلم میبینیم باشد. اصلاً تصور کنید نام شهری که داستان فیلم «منطقه پرواز ممنوع» در آن میگذرد، «فردو» است. اگر این نام را میگذاشتیم آیا بازهم میشد به واقعیت آن خرده گرفت؛ این چندوجهی بودن در واقعیت چنین شهری وجود دارد.
داسارگر: بارها از زبان اساتید مختلف شنیدهام که میگویند «سینما جایی برای طرح مشکلات است». شخصاً معتقدم این نگاه صددرصد غلط است. این رویکرد قطعاً همه سینما نیست و شاید بخشی چند درصدی از آن باشد. حال اگر بخواهی در سینما باشی و در راستای این نگاه حرکت نکنی، ناگزیر باید دست به آزمونوخطا بزنیشبیه فردو ما در ایران زیاد داریم. خیلی از بچههای فعال در حوزه هستهای، در نزدیکی سایتهای فعالیت علمی خود، خانه میگیرند و زندگیشان در همان حوالی است. اینها واقعیتهای کشور ما است و همین هم دل من را بهعنوان کارگردان قرص میکرد که چنین فضایی را در فیلمم به تصویر بکشم.
مگر شعار سینمای ایران را بهغلط نگذاشتهاند «سینما باید آینه واقعیت جامعه باشد»؟ چرا وقتی ما سراغ بخشی از همین واقعیت میرویم، طور دیگری با ما برخورد میشود؟ من بزرگشده دانشگاههای سینمایی نیستم اما بارها از زبان اساتید مختلف شنیدهام که میگویند «سینما جایی برای طرح مشکلات است». شخصاً معتقدم این نگاه صددرصد غلط است. این رویکرد قطعاً همه سینما نیست و شاید بخشی چند درصدی از آن باشد. حال اگر بخواهی در سینما باشی و در راستای این نگاه حرکت نکنی، ناگزیر باید دست به آزمونوخطا بزنی و این همان وجه تشابه به «تولید علم» است. آنقدر به حرکتهایی از این جنس دافعه وجود داشته و برچسبها روی میز چیده شده که ورود به آن یک ریسک است…
* آن طور که متوجه شدم، معتقدید که جنس تازه و بکری از سینما و فیلمسازی را در این کار تجربه کردهاید…
داسارگر: در فیلم بعدی هم همین کار را میکنم…
* و تعدد مضامین در این جنس تازه از سینما، الزاماً مذموم نیست؟
داسارگر: بله. البته شاید کمی پختهتر شود و شما بهعنوان مخاطب کمتر آن را حس کنید اما این دیالوگ را در زمان نگارش فیلمنامه هم میشنیدیم. همان زمان هم جواب ما این بود که دنیای قصه ما این مختصات را دارد. مثلاً درباره مسائل موشکی مگر ما در فیلم چه چیز ویژهای میگوییم؟
* اتفاقاً نکته همین است؛ اینکه چیز خاصی هم گفته نمیشود اما در حد یک سکانس که بچهها روی تپه میروند تا شاهد پرتاب موشک ملی باشند، در فیلم به آن پرداخته شده و چون این سکانس ارتباط تماتیکی با دیگر اجزا پیدا نمیکند، این حس بهوجود میآید که صرفاً در فیلم گنجانده شده، که به آن هم اشاره شده باشد!
داسارگر: اتفاقاً اینگونه نیست. ما در فیلم شاهد سه نوجوان هستیم که تلاش دارند یک کار خارقالعاده انجام دهند. این بچهها طبیعتاً تحت تأثیر یک فضای پیرامونی باید دست به این اقدام بزنند و شما نمیتوانید این شرایط را از دنیای آنها جدا کنید. اتفاقاً چون شاهد این شرایط در اطراف خود هستند، انگیزه پیدا میکنند برای اقدام. این ویژگی دنیای فیلم ما است. اساساً در سینما و بهخصوص سینمای نوجوان، خیلی از این موارد مربوط به قرارداد حاکم بر دنیای فیلم است. من اعتقاد دارم در نیم ساعت ابتدایی فیلم، همه این مسائل از موشک گرفته تا موضوعات دیگر جمع میشود و در کنار یکدیگر انگیزه کاراکترهای اصلی را بهوجود میآورد.
این اعتقاد ما است و اگر کسی به آن اعتقاد نداشته باشد طبیعتاً به آن واکنش نشان میدهد. درصد بالایی از مخاطبان عادی که با آنها فیلم را دیدهام، اساساً مشکلی با این موضوعات نداشتهاند و راضی از سالن بیرون میآیند. برخی شاید به نشانههایی مانند موشک، رزمنده و غیره در یک فیلم حساس شدهاند و از قبل نسبت به آن گارد دارند و طبیعی است که این گروه نمیتوانند با فیلم همراه شوند.
* این «گارد» مربوط به بدنه اهالی سینما است؟
داسارگر: این حاصل تربیتی است که مدیریت فرهنگی ما عاملش بوده است یا مدل سینمایی که دارد آموزش میدهد و از آن دفاع میکند. کافی است فیلمهای عرضه شده در رویدادی مانند «جشنواره فیلم کوتاه تهران» را رصد کنید. بهوضوح خواهید دید چه سینمایی با چه دغدغههایی بهصورت مکرر در این رویدادها به نمایش درمیآیند، جایزه میگیرد و سردست گرفته میشوند. در مقابل فیلمهای کوتاه ما را هم ببینید و مقایسه کنید…
امیر داسارگر
* منظور از این «ما» بچههای جشنواره «عمار» است؟
داسارگر: نه خیلیهای دیگر هم هستند. هر آن کسی که در زمین سینمای بهاصطلاح «اجتماعی» امروز بازی نمیکند، شامل این «ما» میشود. سال گذشته فیلم کوتاهی داشتیم که کل داستانش دعوای اعضای یک خانواده بر سر این بود که آیا کلیهشان را باید به برادر بیمارشان اهدا کنند یا نه! کل فیلم همین بود و اتفاقاً هم بسیار موردتوجه و تحسین قرار گرفت. سؤال من این است که چرا؟ این رویکرد سالبهسال در سینمای ایران در حال تشدید است…
* یعنی این سبک فیلمسازی را نمیتوان جزئی از سینما دانست؟
داسارگر: جزئی از سینما هست اما نباید نگاه غالب باشد. این جریان امروز ۹۰ درصد سینمای ایران را فراگرفته در حالی که نهایتاً باید سهم ۱۰ درصدی داشته باشد. مخاطبان سینمای ایران هم با همین نگاه تربیت شدهاند. در این بازی منتقدان شرایطشان از همه بدتر است. آدمهایی که بعد از رونمایی از پوستر «منطقه پرواز ممنوع» حتی بدون آنکه فیلم را دیده باشند صرفاً برای دیدن یک آدم ریشو با چفیه بر روی پوستر شروع به فحاشی کردند! حرجی هم به این شرایط نیست.
داسارگر: به نظرم یکی از جاهایی که هنوز آن عادتهایی که به آن اشاره کردیم کمرنگ و راحتتر میتوانستیم دنیای خود را تعریف کنیم، سینمای کودک و نوجوان بود. البته که ابتدا به این موضوع فکر نکرده بودیم اما امروز که با بیش از هزار نفر فیلم را دیدهام، واقعاً میگویم که این مسائل و چالشها برایشان موضوعیت نداردعادت کردهایم که ما را جدی نگیرد و در جشنوارهها راهمان ندهند. من طبیعتاً نمیتوانم ادعا کنم فیلمم بینقص است اما همه این موارد را گفتم که بگویم بالاخره بخشی از این موارد جزو مختصات دنیای فیلم ما است و معتقدم در دقیقه ۳۰ تا ۳۵ در فیلم این تعدد مضامین به یک وحدت میرسد و تبدیل به عوامل اصلی انگیزه کاراکترهای ما برای ورود به میدان یک جنگ میشوند.
* آقای بامروتنژاد با توجه به تصویری که آقای داسارگر از تربیت حاکم برای سینمای ایران ارائه کردند، بهعنوان تهیهکننده سرمایهگذاری روی فیلمی با ادبیات و مختصات «منطقه پرواز ممنوع» برای شما ریسک نبود؟
حامد بامروتنژاد: اجازه دهید قبل از این سؤال، توضیحی درباره بحث سؤال اول شما یعنی «تعدد مضامین» بدهم. به نظرم این احساس بیشتر ناشی از نبود عادت نسبت به مواجهه با این مضامین در سینما است…
* البته فراتر از حس، در این مورد خاص کاملاً میتوان گزارش کمی هم داد؛ جاسوسی فعالان محیطزیست، دستاوردهای موشکی ایران، شهدای مدافع حرم، مبارزه با اسرائیل، تولید ملی، دانشمندان هستهای و… به همه این مضامین در فیلم اشاره میشود در حالی که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به موضوع محوری یک فیلم را دارند.
بامروتنژاد: اجازه دهید با شما مخالفت کنم. همه این موارد پیوند کاملاً تماتیک در فیلمنامه و فیلم دارند و چندپاره نیستند. ما در درامنویسی میگوییم اتفاق اول هر چیزی میتواند باشد، انتهای قصه را نمیتوان با اتفاق بست. همه این مواردی که به آن اشاره میکنید، انتخابهای ما بوده برای آغاز فیلم. آیا هیچیک از این اجزا در ادامه از خط داستانی بیرون زده است؟ من میگویم خیر. مثلاً شما میتوانید در همین داستان پدر را حذف کنید و مثلاً بگویید برای کار به عسلویه رفته است؟ حتماً نمیشود. این بچه با این تربیت و روحیات باید پدری با شناسنامه فعلی داشته باشد. اساساً تم محوری داستان من این است که چنین بچهای فرزند پدری است با این مختصات که در غیاب او کارش را ادامه میدهد. این همان دیالوگی است که محمدمهدی در پایان فیلم میگوید و بهنوعی مغز فیلم است، آنجا که میگوید: «اگر بابا هم بود همین کارها را میکرد.»
آیا شما میتوانید ماجرای موشک را از فیلم حذف کنید؟ بازهم میگویم خیر. مربی این بچهها آیا میتوانست یک تعمیرکار و یا آشپز باشد؟ این بچهها میخواهند یک هواپیما بسازند، هواپیمایی که اتفاقاً خودش هم در داستان کارکرد دراماتیک دارد. مربی این بچهها برای ساخت پهپاد طبیعتاً باید یک دانشآموخته هوافضا و فعال در صنعت موشکی باشد. حتی بحث «سوریه» و بلندیهای «جولان» که در فیلم وجود دارد، کاملاً در خدمت تکمیل شناسنامه «پدر» در داستان است.
داسارگر: حس میکنم در سینمای ایران تونل وحشتی شکلگرفته که آدمها از عبور از آن میترسند! خاطرم هست زمانی به یکی از دوستان ایدهای را پیشنهاد کردم برای ساخت فیلم، گفت ایده خوبی است اما اجازه بده برای فیلم سوم یا چهارم سراغش بروم، برای فیلم اول اگر چنین داستانی را بسازم حذف میشوم!پس تمام این موارد با هم پیوند دارند و مضاف بر این انتخاب من بهعنوان فیلمساز هستند و کسی نمیتواند به آن خدشه وارد کند. مهم این است که بتوانم مفاهیم مدنظرم را در شرایطی که خودم تعریف کردهام پیش ببرم. هرکدام از این موارد حذف میشد بهنظرم قصه ما ناقص میماند. هیچچیز در فیلم کارکرد شعاری برای ما نداشت و همه اجزا در قصه اصلی هضم شدهاند. از منظر عادتهای سینمایی هم که در ابتدا به آن اشاره کردم، اگر سراغ هر فیلم دیگری برویم هم میتوانیم دو برابر این مواردی که به آن اشاره کردید، مضامین متعدد برای آنها فهرست کنیم. مثلاً در یک خانواده پدر معتاد است، احتمالاً بیکار هم شده، درگیر طلاق است، در جامعه رکود اقتصادی وجود دارد، زنش به دنبال حقوق خود برای حضور در جامعه است، فرزندشان قربانی طلاق میشود، یکی از همین کاراکترها سوار ماشین که میشود شجریان گوش میدهد، روی دیوار آن یکی عکس نیما یوشیج است، یکی هم پیدا میشود کنایهای به بحث یارانهها میزند و… همینطور ادامه دهیم. اگر این خانواده در یک فیلم تصویر شود هیچکس نمیگوید چرا تعدد مضامین دارید!؟ چون عادت کردهایم. آنقدر قصههای این مدلی دیدیم که نسبت به آنها حساس نمیشویم.
وقتی زمین قصه را تغییر میدهیم همهچیز حساسیتبرانگیز میشود. من قرار است قصهای را درباره زندگی یک رزمنده «مدافع حرم» روایت کنم. حتماً باید فضای زندگیاش اینگونه باشد. حتماً باید ارتباط متفاوتی با بچهاش داشته باشد. حتماً در کتابخانه منزلش نوع خاصی از آثار وجود دارد و عکس روی دیوار اتاقش قطعاً دیگر نیما یوشیج نیست و مثلاً «مرتضی عطایی» است. اتاق نوجوانی عشق پروازی که پدرش رزمنده مدافع حرم است، حتماً باید طراحی خاص خود را داشته باشد. طبیعتاً نباید تلسکوپ در گوشه اتاقش باشد! من باید دنیای آدمهای قصه خودم را میساختم. حالا به من ایراد میگیرند که چرا دیگر عکس شهید احمدیروشن روی دیوار زدهای؟! خب این دنیای آدمهای من است. از من نخواهید این دنیا را سانسور کنم. مخاطب سینما هم باید به این دنیاهای متفاوت عادت کند.
* مخاطب هدف خاصی را از ابتدا مدنظر داشتید؟
داسارگر: به نظرم یکی از جاهایی که هنوز آن عادتهایی که به آن اشاره کردیم کمرنگ و راحتتر میتوانستیم دنیای خود را تعریف کنیم، سینمای کودک و نوجوان بود. البته که ابتدا به این موضوع فکر نکرده بودیم اما امروز که با بیش از هزار نفر فیلم را دیدهام، واقعاً میگویم که این مسائل و چالشها برایشان موضوعیت ندارد. در اکران ویژه رسانهها در جشنواره کودک اصفهان، ایکاش دوربینی بود و واکنش مخاطبان به من بهعنوان کارگردان که در کنار در خروجی ایستاده بودم را ثبت و ضبط میکرد. واقعاً حساسیتها از این جنس نبود. انتخاب مخاطب کودک و نوجوان بهنظر انتخاب بسیار درستی بود که توانستیم با خیال راحتتر سراغ این سوژهها برویم.
برای بچههای زیر ۱۵ سال این دستهبندیها و مجادلات معنایی ندارد. همه به دنبال ماجرا و قصه هستند. من فیلم را برای گروه خاصی نساختم اما اگر بخواهم به سؤال شما پاسخ بدهم میگویم، من زمانی خودم را موفق میدانم که آدمهایی که درباره دنیای آنها فیلم ساختهام از فیلمم راضی باشند. هدف اصلی من همین بوده است. نمیخواستم بخشی از دنیای واقعی این افراد را در فیلمم سانسور کنم تا شاید فلان هنرمند روشنفکر بخواهد با فیلم همراه شود. اگر آنها که فیلم دربارهشان است فیلم را دوست داشته باشند، با دیدن آن ذوق کنند و احساس غرور به آنها دست بدهد، حتماً موفق بودهام.
حامد بامروتنژاد
* از سوی گروهی طبیعتاً فیلمی از جنس «منطقه پرواز ممنوع» متهم به رویکرد «ایدئولوژیک» میشود. نسبت به این جنس نقدها احساس نگرانی نداشتید و اساساً حساسیتی به این برداشت از فیلمتان دارید؟
داسارگر: حداقل ۱۵ سال است که سینمای ایران را بهصورت جدی پیگیری میکنم. حس میکنم در سینمای ایران تونل وحشتی شکلگرفته که آدمها از عبور از آن میترسند! خاطرم هست زمانی به یکی از دوستان ایدهای را پیشنهاد کردم برای ساخت فیلم، گفت ایده خوبی است اما اجازه بده برای فیلم سوم یا چهارم سراغش بروم، برای فیلم اول اگر چنین داستانی را بسازم حذف میشوم! برای ما اصلاً این رویکرد مهم نبود اما میخواهم بگویم در سینمای ایران شرایطی حاکم شده است که معمولاً نسبت به فیلمی که خلاف نگاه و نظر غالب باشد، سکوت میکنند. اگر نسبت به فیلم ما هجمهای وارد میشود، احتمالاً به این دلیل است که احساس کردهاند نمیتوانند نسبت به آن سکوت کنند. به همین دلیل این اتفاق برای خودم خوب است.
بامروتنژاد: خطاب به کسانی که میگویند «منطقه پرواز ممنوع» ایدئولوژیک است، یک سؤال دارم؛ اساساً سینمای غیرایدئولوژیک کجاست؟ سؤال جدیترم این است که نوجوان امروز ما چه چیزی تماشا میکند؟ ایدئولوژیکترین محصولات هالیوود را میبینندنمیخواهم فضا را دوقطبی کنم اما بالاخره ما درباره اقلیتی قدرتمندی صحبت میکنیم که متأسفانه رسانه در اختیار دارند و به نظر میرسد نگاهشان غالب است اما واقعیت این است که شخصاً با طیفها و تیپهای بهشدت متنوعی فیلم را دیدهام که هیچ ردی از این مرزبندیها در میان آنها نمیبینم! طرف اصلاً ظاهرش شبیه ما نیست، اما در سالن سینما لذت میبرد از اینکه ما برای نوجوانش قهرمان و آرمان بسازیم. خیلی از این افراد در جامعه دوست دارند فرزندانشان یک الگوی درست، اخلاقی و با پشتوانه داشته باشند. اتفاقاً هنر فیلمی مانند «منطقه پرواز ممنوع» میتواند جذب همین گروه مخاطبان به سالن سینما باشد.
بامروتنژاد: من خطاب به کسانی که میگویند «منطقه پرواز ممنوع» ایدئولوژیک است، یک سؤال دارم؛ اساساً سینمای غیرایدئولوژیک کجاست؟ سؤال جدیترم این است که نوجوان امروز ما چه چیزی تماشا میکند؟ امروز ایدئولوژیکترین محصولات هالیوود را دارند میبینند. زمانی داریم در کلاس درس صحبت میکنیم، بحثش چیز دیگری میشود اما وقتی درباره یک محصول و یا اثر هنری صحبت میکنیم، باید آن را با مطلق هنر بسنجیم.
محصول هنری، نامش محصول است و این یعنی با بازار سروکار دارد. من میخواهم محصولی را ارائه دهم. در این بازار شما به من یک محصول غیرایدئولوژیک نشان دهید. من برای گروه سنیای فیلم ساختهام که پرمصرفترین گروه محصولات سینمایی هستند. نوجوان امروز ما فیلم روز میبیند، سریال میبیند، موسیقی روز را دنبال میکند، مشتری فضای مجازی است. مخاطبی که هم بهشدت مصرفکننده است و هم بهشدت منفعل. یک مصرفکننده بیدفاع است. متأسفانه در مدیریت تولید محصولات فرهنگی در ایران این گروه را هنوز هم به رسمیت نشناختهایم! یا فیلم کودک تولید میکنیم یا فیلم بزرگسال. نوجوان هم در میان ضرر نمیکند، او مصرف خود را دارد، این ما هستیم که برای آنها محصولی تولید نکردهایم و حتماً هم ضرر میکنیم. اگر محصولی برای این مخاطب تولید کردیم، که ایدئولوژیک است، ایدئولوژیای مرتبط با کشور و آرمانهایش دارد.