به گزارش خبرنگار مهر، جعفر گودرزی نائب رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در یادداشتی از بیتوجهی شبکههای سیما به مناسبتهای ملی و مذهبی و استراتژیهای فرهنگی، نوشت و اینکه شماری معدود از تولیدات سیما در راستای این رویکردها حرکت میکنند.
متن یادداشت را در زیر میخوانید:
«اگر چه شمار شبکههای ملی و سراسری، امروزه بالغ بر ۲۰ کانال را بر روی دستگاههای به اصطلاح سنجش امواج تلویزیونی نشان میدهد اما تنوع و رویکرد، به لحاظ فرهنگی و استراتژی مدیریت فرهنگی، براستی در چند شبکه ما طراحی شده و تا حدی قابل رصد است؟
اینکه در برخی از مناسبتها بطور متوالی در چند شبکه شاهد تصاویر یکسان و گویشهای مختلف گویندگان و مجریان هر شبکه هستیم قطعا هدف غایی از تاسیس اینهمه شبکه با اسامی مختلف نیست.
این وضع مع الاسف در مناسبتهای ملی (چه عزا و چه شادی) نیز مشهود است، عدم تنوع در مهمانها و بعضا تکراری بودن آنها که عموما نیز بازیگر و خواننده اند، از دیگر تصاویر آزاردهنده این تکثر بدون راهبرد منطبق بر آن است.
بر این اساس هنگامی که رشحاتی از یک تفکر و رویکرد هدفمند فارغ از شوها و جنجالهای زرد و به اصطلاح اسپانسرخور را در طراحی و مدیریت هدفمند شبکهای میبینیم، باید آن را شناسایی و تمجید کرد، چراکه رویکرد موثر از تاسیس شبکهها، پیداکردن، رنگ، هویت و در نتیجه مخاطب شناسی ویژه و اختصاصی در میان سلایق متنوع و بعضا متضاد خیل کثیر مخاطبان بالقوه تلویزیون است.
مفاهیمی همچون حفظ خانواده، فرزندآوری، آموزشهای زندگی مشترک و امثالهم از جمله سیاستهای کلان اجتماعی ماست که بطور بخشنامهای مدام تکرار میشود اما بدرستی بوسیله همین رسانههای رسمی درمورد این سیاستها، برنامهسازی و ترویج فرهنگی و موثر، اتفاقی رخ نمیدهد.
در انبوه برنامههای سلبریتی محور مدتهاست که شبکه ۲ با برنامههایی کم سروصدا اما موثر همچون برنامههای مشاوره، «هزارراه نرفته» و حتی در قالب سریالهای نمایشی از زاویهای دیگر اهداف برشمرده شده فوق را دنبال میکند و درمورد برنامههایی همچون «هزارراه نرفته» و حتی پافشاری در نوع سریال سازی از نوع «بچه مهندس»، «از سرنوشت»، «دلدار»، «سایهبان» و حتی «پدر»، سیاستهای خانواده محوری خویش را با زبان نمایش پیش میبرد که دست مریزاد دارد.
قطعا اهتمام هر شبکه به برنامه سازی براساس چشم اندازهای خویش، میتواند بر تکثر عددی کانالهای تلویزیون مصداقی عینی و قابل استفاده بخشد.»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، عبدالعلی علی عسکری در حکمی با اشاره به نقش تعیینکننده و اثرگذار رسانه ملی در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب و سیاستگذاری منسجم، هدفمند و همهجانبه فعالیتهای رسانهای در این زمینه، حسین رضی را به سمت «رئیس ستاد رسانهای بیانیه گام دوم انقلاب» منصوب کرده است.
در متن این حکم آمده است: از آنجا که بیانیه گام دوم، سرآغاز حرکت افتخارآمیز و حیاتبخش انقلاب اسلامی و ترسیمگر آینده متعالی نظام و انقلاب است، تنظیم حرکت جامعه با مفاد آن، تنظیمکننده پیشرفت و تعالی ملت بزرگ ایران، امیدآفرین برای همه مدافعان راه حق و آزادی در سراسر جهان، نویدبخش صبحی روشن و زمینهساز ظهور منجی و برپایی حکومت صالحان خواهد بود. لذا لازم است با بهکارگیری همه ظرفیتهای رسانه ملی در همکاری با دیگر نهادهای مرتبط، با عزم و تلاش جدی برای اجرای موارد ذیلاهتمام ویژه به عمل آورید:
تحلیل دقیق بیانیه گام دوم و ترسیم مسیر حرکت رسانه بر اساس آن، با تدوین برنامه جامع کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت؛
سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت مؤثر برای تحقق و تبلور بیانیه در همه ارکان و فعالیتهای سازمان و رصد و کنترل موارد مغایر از طریق طراحی ابزار و شیوههای کارآمد؛
تلاش در راستای نهادینه کردن مفاد بیانیه و فرهنگسازی بر اساس آن در جامعه با بسیج همه منابع و امکانات رسانهای؛
بصیرت افزایی و امیدبخشی به جوانان با بهرهگیری از همه ظرفیت حوزههای برنامهساز بهوسیله تولید و پخش آثار فاخر و جریان ساز؛
ایجاد فضای تحرک و نشاط در سازمان برای نیل به مسیر ترسیمشده در بیانیه گام دوم با طراحی شیوههای کارآمد و مؤثر در بازآموزی، جذب و تربیت نیروی انسانی شایسته و در تراز انقلاب اسلامی؛
طراحی و ایجاد سازوکار اقدام جامع در رسانه برای مقابله با فعالیتهای رسانههای معاند و شکستن حصر رسانهای موجود.
به گزارش خبرنگار مهر، شبکه رادیویی پیام با تغییر رویکرد در حوزه اطلاع رسانی در بخش های مختلف، برنامه ای را با عنوان «با رادیو پیام سلامت باشید» را با موضوع سلامتی و رعایت اصول بهداشتی برای اطلاع رسانی به موقع تدارک دیده است.
تهیه کننده این برنامه سید زهرا صالحی و گوینده آن کارشناسان حوزه سلامت در بخش های مختلف هستند.
ساعت پخش برنامه نیز ۸، ۱۰:۴۵، ۱۴، ۱۷ و ۱۹ است و با توجه به فصل زمستان و رعایت اصول بهداشتی همچنین مسایل روز جامعه در حوزه سلامت روی آنتن می رود.
موضوع برنامه در امروز و فردا اول و دوم بهمن بحث لبنیات در سبد خانوار، تغذیه اطفال، همچنین نیاز بزرگسالان به مصرف شیر و لبنیات است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کمیته اطلاع رسانی پانزدهمین جشنواره رادیو، حامد فاتحی رئیس کمیته اطلاع رسانی پانزدهمین جشنواره بین المللی رادیو با اشاره به شرایط شرکت در بخش برنامه های مردمی عنوان کرد: نظر به استقبال صورت گرفته از سوی مردم مهلت ارسال آثار در بخش مردمی تا ۱۵ بهمن ماه ۱۳۹۸ تمدید شد و همه شنوندگان و علاقمندان رادیو به غیر از همکاران سازمان صداوسیما می توانند در این بخش رقابت کنند.
فاتحی با بیان اینکه موضوع آثار آزاد است، ادامه داد: آثار می بایست در قالب های گزارش و مستند رادیویی، پادکست رادیویی (برنامه های کوتاه)، آنونس معرفی برنامه های رادیو، گزارش ورزشی رادیویی، قطعه موسیقی نمایش کوتاه رادیویی تولید شوند. همچنین زمان مجاز آثار ارسالی در قالب های گزارش و گزارش ورزشی حداکثر ۵ دقیقه، پادکست رادیویی (برنامه های کوتاه) و مستند رادیویی حداکثر ۲۰ دقیقه، قطعه موسیقی حداکثر ۳دقیقه و آنونس معرفی برنامه های رادیویی حداکثر ۹۰ ثانیه است.
محیط زیست، گردشگری، سبک زندگی، صلح جهانی، اخلاق، گام دوم انقلاب اسلامی، زبان فارسی از دیگر موضوعات پیشنهادی این بخش است که علاقمندان می توانند آثار تولید شده را از طریق درگاه بخش مردمی از طریق سایت جشنواره ارسال کنند.
مسئولیت بخش مردمی بر عهده فرید صادقی مدیر باشگاه رادیویی صدای جمهوری اسلامی ایران است.
آخرین اخبار پانزدهمین جشنواره بین المللی رادیو را می توانید از سایت جشنواره به نشانی www.radiofestival.ir دریافت کنید.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان های صداوسیما، سریال «جلال» به کارگردانی حسن نجفی و تهیه کنندگی مهدی کریمی محصول امور استان های صدا و سیما و مرکز آذربایجان شرقی است که پخش آن همزمان با دهه فجر در ۱۵ قسمت از شبکه یک سیما آغاز می شود.
این سریال ماجرای سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۶ هجری شمسی را به تصویر می کشد و قیام مردم آذربایجان شرقی را در این سال ها روایت می کند.
سریال «جلال» درامی اجتماعی از رخدادهای اجتماعی و روزهای انقلاب اسلامی در سالهای منتهی به ۲۹ بهمن ۵۶ در آذربایجان شرقی است.
حمیرا ریاضی، عمار تفتی، هادی افتخارزاده، مهران رجبی، رضا آبپاک، سنا پورسعیدی، کامیار شکیبایی، فاطمه شکری، حامد منافی و برخی از بازیگران بومی استان آذربایجان شرقی درآن به ایفای نقش پرداخته اند.
این سریال بیش از ۱۰۰ لوکیشین و بیش از ۲۰۰ بازیگر دارد.
سایر عوامل این اثر تلویزیونی عبارتند از؛ نویسنده: امیر حسین ثروتمند، مدیر تصویربرداری: حمید مهرافروز، تدوین: سالار حیدرنژاد، صدابردار: اصغر آبگون و حسن سلمانی، چهره پرداز: مجید اسکندری.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت فضای مجازی، «امروز با من» یک برنامه مردم محور و در جهت اطلاع رسانی برنامه های آماده پخش و کنداکتورهای روزانه تلویزیون است و هر روز در سه باکس ۱۷، ۱۹ و ۲۱ از شبکه سپهر رسانه پخش خواهد شد.
«اینجا چه خبره» نیز با رویکردی فانتزی و متفاوت با آنچه مرسوم پشت صحنه های برنامه های تلویزیونی بوده به برنامههای در حال ساخت سازمان صدا وسیما می پردازد.
فصل اول این برنامه ۲۶ قسمت است که در ایام دهه فجر روی آنتن شبکه سپهر رسانه خواهد رفت.
همچنین «کافه فیلم» نیز با نگاهی فانتزی و البته کارشناسی و خارج از مباحث نقدهای پیچیده سینمایی به معرفی جدیدترین فیلمها و انیمیشنهای خارجی که در حال آماده سازی و دوبله در اداره کل تأمین و تولید تلویزیون تعاملی برای پخش از بسترهای مختلف انتشار فضای مجازی وشبکه های مختلف رسانه می پردازد.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: پخش سریال «وارش» اگرچه در همان قسمتهای ابتدایی با حواشی یک دیالوگ همراه شد و مردم خطه شمال را تا مرز عصبانیت و اعتراض در مقابل درهای مرکز صداوسیمای شمال کشور پیش برد، اما بعد از چند قسمت به یکی از سریالهای پرطرفداری تبدیل شد که بسیاری از مخاطبان در سراسر کشور آن را دنبال کردند.
المانهای مختلف از فضا و اقلیم بومی سریال گرفته تا شخصیتهای متضاد، بازی بهنام تشکر و علیرضا کمالی در قسمتهای ابتدایی، قصه عاشقانه و سختیهای وارش بهعنوان بازیگر اصلی، دهه ۳۰ و فضای دور و قدیمی سریال و حتی مشابهسازی با «پس از باران» همه و همه از جمله ویژگیهایی بود که توانست به دیده شدن این مجموعه ضریب بخشد تا مورد اقبال مخاطبان قرار گیرد.
سریال «وارش» به کارگردانی احمد کاوری ساخته و از همان ابتدا بیان شد که اقتباسی از رمان «مهاجران» نوشته هاوارد فاست نویسنده آمریکایی است. اقتباسی که برخی از المانهای آن رمان، مثل شغل ماهیگیری و یا تم مبارزه که بر فضای کلی سریال احاطه داشت، در آن قابل رصد بود.
در واپسین روزهای پخش شبانه این سریال، خبرگزاری مهر طی نشستی از عوامل سریال دعوت کرد تا درباره دغدغهها و فضای این سریال سخن بگویند.
علیرضا کمالی، نیلوفر شهیدی، نسرین بابایی از گروه بازیگران، احمد کاوری کارگردان و کامبیز دارابی مجری طرح سریال در این نشست حضور یافتند و درباره متن و حاشیه پخش این مجموعه به سوالات پاسخ دادند.
مشروح قسمت نخست گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل سریال تلویزیونی «وارش» که شب گذشته (شنبه ۲۸ دیماه) قسمت پایانی آن روی آنتن شبکه سه سیما رفت را در ادامه میخوانید؛
* آقای کاوری آنطور که گفته شد، نگارش قصه سریال «وارش» که پیش از این با نام «بهترین سالهای زندگی ما» آن را میشناختیم، مربوط به ۱۰ سال پیش بوده است؛ چطور ساخت این قصه بعد از این مدت طولانی به شما رسید؟ کمی درباره پروسه انتخاب این فیلمنامه برای ساخت سریال توضیح دهید.
احمد کاوری: من و کامبیز دارابی مجری طرح سریال «وارش» پیش از این سر یک فیلم سینمایی بودیم و من تا حدودی در جریان پروسه این سریال بودم. خود من هم قرار بود فیلمنامه دیگری با نام «شب مهتاب» را که در سیمافیلم و در گروه نوجوان تصویب شده بود، بسازم که با تغییراتی در این گروه، ساخت آن به حالت تعلیق درآمد. سپس کامبیز دارابی خواست این فیلمنامه را بسازیم.
من فیلمنامه «وارش» را که خواندم، بسیار خوب بود اما قابلیت اجرا نداشت و تقطیعهای زیادی داشت. اصل قصه بسیار سخت و جذاب بود و حتی با توجه به تولیدات تلویزیون از نوعی تازگی برخوردار بود. حتی میتوان گفت شمایل تلویزیونی نداشت و من بعد از خواندن فیلمنامه با محمودرضا تخشید تهیهکننده سریال آشنا شدم، قرارداد بستیم و با هم جلساتی را برگزار کردیم. فیلمنامه هم فضای اقتباسی داشت و من به چنین فضایی علاقه مندم چون میدانم کاراکترها و قصهها از نوعی ثبات نمایشی برخوردار هستند. ظاهراً قبل از من هم به چند نفر دیگر پیشنهاد شده بود و من نفر چندمی بودم که بالاخره کارگردانی آن را بر عهده گرفتم.
کامبیز دارابی
* بعد از چند نفر این فیلمنامه به شما میرسد؟
کامبیز دارابی: ابتدا قرار بود محمد مسعود تهیهکننده باشد و داریوش فرهنگ کارگردانی آن را بر عهده بگیرد و ظاهراً خود آقای فرهنگ به جابر قاسمعلی پیشنهاد میکند که از کتاب «مهاجران» این داستان را اقتباس کند و فیلمنامه را بنویسد. با این حال در این سالها به تولید نرسید و در چند مقطع قرار بود وارد پروسه تولید شود اما شرایط مهیا نمیشد تا اینکه در زمستان سال ۹۶ شرایط تولید این کار فراهم شد.
کاوری: تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشتهام، پولش را هم گرفتهام اما هنوز ساخته نشده است! فکر میکنم با تغییر مدیریتها اولویتها عوض میشود و کسی دغدغهای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامههای قدیمیتر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامههای بهتری نوشته میشود! * چرا این فیلمنامه ۱۰ سال مسکوت ماند؟
علیرضا کمالی: فکر میکنم کم نباشند سریالهایی مثل «وارش» که در کشوی مدیران است و همینطور مسکوت ماندهاند! وقتی مدیران میگویند ما فلان مقدار بودجه داریم و براساس آن فیلمنامه بنویسید این فیلمنامهها در کشوها باقی میماند.
کاوری: من خودم تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشتهام، پولش را هم گرفتهام اما هنوز ساخته نشده است!
* چرا خودتان این فیلمنامههای آماده را نساختید؟
کاوری: من که نباید بسازم، سیستم باید این آثار را به مرحلهای برساند که وارد تولید شوند. فکر میکنم با تغییر مدیریتها اولویتها عوض میشود و کسی دغدغهای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامههای قدیمیتر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامههای بهتری نوشته میشود!
دارابی: عناصر مختلفی دست به دست هم میدهد تا فیلمنامههای خوب در کشوی مدیران باقی بماند. همه چیز زنجیروار به هم وصل است. به طور مثال مدیران بودجه محدودی دارند، آنتن را هم باید پر کنند و ترجیح میدهند به جای یک سریال سه سریال با بودجه اندک خود بسازند.
* خانم بابایی شما بازیگر نقش بزرگسالی کاراکتر «وارش» در سریال هستید و خودتان هم از خطه گیلان هستید؛ چقدر این ویژگی به بازی در این سریال کمک کرد؟
نسرین بابایی: من ابتدا قسمتهای ۱۲ تا ۱۹ را در فیلمنامه خواندم و بعد خواهش کردم که قسمتهای اول را هم در اختیار من قرار دهند. قطعاً من برای پیدا شدن این نقش و شکل واقعی آن از آرشیو ذهنی خود کمک گرفتم.
البته فیلمنامه فضایی داشت که نیازی نبود لزوماً خودتان از همان خطه باشید، مثلاً الهام طهوری که جوانیهای وارش را بازی میکند و یا نیلوفر شهیدی، اهل شمال کشور نیستند و در آنجا زندگی نکردهاند اما فیلمنامه این ظرفیت را دارد که این فضا را برای شما تصویر کند. بخشی هم البته به هدایت کارگردان در مسیر ایفای نقش برمیگردد که بازیگر را به جلو سوق میدهد.
* اقتباسی بودن این فیلمنامه در میان خیل فیلمنامههای هم شکل و شاید ضعیف چقدر امکان تجربه نقشهای متفاوت را برای بازیگر فراهم آورده بود؟
نیلوفر شهیدی: وقتی متنی ضعیف باشد بازیگر هر کاری هم انجام بدهد، نمیتواند اتفاقی را رقم بزند. اگر به بهترین بازیگر هم یک متن متوسط بدهید نمیتواند اتفاق خاصی را رقم بزند. فیلمنامه قوی به بازیگر هم کمک میکند که به گونه دیگری خود را عرضه کند و دیده شود. ما کلی کتابهای خوب داریم که میتوان از آنها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلمها و سریالهای خوب خارجی براساس اقتباسهایی است که از کتابها صورت میگیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست.
نیلوفر شهیدی: ما کلی کتابهای خوب داریم که میتوان از آنها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلمها و سریالهای خوب خارجی براساس اقتباسهایی است که از کتابها صورت میگیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست * آقای کمالی شما بازیگری گزیدهکار هستید و آخرین سریالهایی که در آنها حضور داشتید «لحظه گرگ و میش» از همایون اسعدیان و «نفس» ساخته جلیل سامان بود؛ داستان «وارش» چه ویژگیای داشت که جذب آن شدید و بازی در آن را پذیرفتید؟
علیرضا کمالی: پیش از این فیلمنامه، پروژههای دیگری در این مدت به من پیشنهاد شده بود که حضور در آنها را نپذیرفته بودم. شبی که کامبیز دارابی این فیلمنامه را برای من فرستاد، ابتدا گفتم فعلاً قرار نیست در تلویزیون کار کنم، چون به تازگی پخش سریالم تمام شده بود اما او از من خواست متن را بخوانم.
این فیلمنامه جزو معدود آثاری بود که در آن به قهرمان به صورت کامل پرداخته شده بود؛ قهرمانی که مخاطب دوستش هم دارد. ما دائم تعریف قهرمان را عوض میکنیم اما «یارمحمد» قهرمانی بود که ما درباره همه جزئیات او حرف زدیم، از راه رفتن تا گریم و چهرهاش و حتی ریتم صحبت و شکل نگاه کردن او که حتی کمتر پلک میزند. خود نقش نیز این بضاعت را داشت که بتوان آوردهای را به آن اضافه کرد. گاهی نقشها این بضاعت را ندارند که بتوانید به آن چیزی اضافه کنید و حتی سرریز میشود.
این نقش برای من حتی بهعنوان خواننده هم جذاب بود و نگاهی اسطورهای به این کاراکتر داشت و زمان تاریخی هم که سریال در آن میگذرد به باورپذیر بودن نقش کمک کرد. اگر یارمحمد را به سال ۹۸ بیاوریم، شاید اصلاً تعجب کنید، اما از آنجایی که گذشته برای ما جذاب است شنیدن این قصه هم جذاب شد. از طرفی هم همه قهرمانان در دوره خود انکار شدهاند و بعد مورد پذیرش قرار گرفتهاند. حتی بودهاند افرادی که بعد از مرگشان بهعنوان یک قهرمان نامیده شدهاند.
* ما در سریال «وارش» زنی را دیدیم که او هم قهرمان داستان بود و تم مبارزههای او در داستان جریان داشت. اتفاقاً در عین اینکه با مشکلات زیادی مواجه میشد اما فقط بدبختیهای او را نمیدیدیم و این یکی از ویژگیهای این سریال بود که مشکلات زنان را با حزن و اندوه شعاری روایت نمیکرد.
شهیدی: به نظر من تمام زنان این سریال به نوعی وارش هستند. فقط مشکلاتشان فرق میکند و دردهایی که در زندگی تحمل میکنند متفاوت است. حتی کاراکتر شکوفه هم همین سختیها را دارد. سوالی در پشت صحنه سریال داشتم که چرا در خانوادهای که پدرش تراب با بازی بهنام تشکر است و باقی هم تقریباً دچار آشفتگی هستند، دختری مثل شکوفه وجود دارد که باورها و اعتقادات محکمی دارد و پای آنها میایستد؟
البته در زندگی شخصی خودمان هم همین گونه است که همه افراد یک خانواده با هم تفاوت دارند و برای من هم این جذاب بود که دختر تراب مثل او فکر نمیکند یا رفتار نمیکند. با این حال زنهای ما به نسبت شرایطی که در جامعه دارند از خودگذشتگی فراوانی در زندگی نشان میدهند. حتی نیره همسر تراب هم به نظر من ازخودگذشتگی بسیاری دارد، شاید مثل شکوفه ابعاد متفاوت کاراکتری ندارد اما او روی عقاید خود میایستد.
* خانم بابایی شما از نیمه داستان ایفای نقش «وارش» را بر عهده گرفتید و به ایفای نقش کهنسالی زنی پرداختید که با این سختیها و دشواریها مواجه است و در عین حال قرار است به نوعی قهرمان هم باشد، چطور این خلأ را جبران کردید؟
بابایی: من ابتدا درخواست کردم که راشهای قبلی سریال را ببینم و جلسهای داشتیم که پسران من در سریال یعنی علیرضا جلالیتبار و امیررضا دلاوری هم حضور داشتند. سکانسهای محدودی را دیدم و بعد از آن هم شبی با الهام طهوری بازیگر دوران جوانی وارش صحبت کردم. آنچه بازی در این نقش را برای من ممکن ساخت و جذاب کرد این بود که وارش حدود ۱۰ سال به زندان میافتد و من بعد از این دوره ۱۰ ساله وارد داستان میشدم. اگر بیگناه باشید و صبور و قوی نباشید، زندان میتواند در شما تغییرات عجیبی داشته باشد.
نسرین بابایی: همه زنان ما وارش هستند فقط اسامیشان در شناسنامهها فرق میکند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون میآید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش میبرد. * شاید انتظار هم میرفت کمی شخصیت انتقامجویی داشته باشید…
بابایی: بله اما وارش شخصیتی دارد که زندان او را قویتر میکند و البته این تغییرات به نوع دیگری در او ظاهر میشود. برخی نکتهای را نسبت به این نقش مطرح کردند که چرا وارش که در جوانی پر از سکوت، تصویر، حس و نگاه بود، یک باره اینقدر دیالوگ دارد و واژههای گیلکی به کار میبرد و این همه تغییرات دارد. قطعاً من خودم نسبت به ۱۰ سال گذشتهام و حتی آیندهام خیلی فرق دارم، پس وارش هم همین است.
کهنسالی او با وارشِ جوان فرق دارد اما فکر میکنم این تغییرات با زندگیای که او در زندان داشته است، قابل باور میشود؛ مادری که این همه سختی کشیده است. من هم سخن شهیدی را تکرار میکنم که همه زنان ما وارش هستند فقط اسامیشان در شناسنامهها فرق میکند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون میآید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش میبرد.
* آقای کاوری با انتخاب ۲ بازیگر برای یک نقش، نگران قضاوتها نبودید؟
کاوری: ما ابتدا دنبال فردی بودیم که حدود ۴۰ سال سن داشته باشد تا هم بتوانیم او را تا ۲۰ سال جوان کنیم و بعد هم او را پیر کنیم. اما به گزینه مناسب نرسیدم و مجبور شدم بازیگری را انتخاب کنم که زیر ۳۰ سال سن دارد. بعد از انتخاب الهام طهوری فهمیدم که او قطعاً نمیتواند برای میانسالی مناسب باشد و تقریباً از اواسط کار به جایگزینی بازیگر فکر کردم.
ابتدا قرار بود علیرضا کمالی هم خودش نقش یوسف پسرش را بازی کند که اکنون علیرضا جلالیتبار آن را بازی کرده است و گاهی به این نکته فکر میکردیم که بازیگران را پیر کنیم. درباره کمالی اما فکر کردیم که اگر او بخواهد با ظاهر و لهجهای که تماشاگر نسبت به او در قامت یک فرد اهل سیستان ذهنیت پیدا کرده دوباره عوض شود و حالا با لهجه گیلانی صحبت کند، بازخورد تماشاگر چه خواهد شد. بنابراین خود کمالی پیشنهاد داد که نقش یوسف را بازی نکند. به ویژه که کاراکتر یارمحمد برای مخاطب بسیار پذیرفته شده بود و ما هم حیفمان آمد بخواهیم آن ذهنیت را خراب کنیم. این ریسک برای ما سختتر بود و البته من فکر میکردم که ممکن است دو یا سه قسمت از سریال هزینه این تغییرات شود برای همین بخشهایی را به زندان اضافه کردم و صحنهها بیشتر شد تا مخاطب او را بپذیرد.
احمد کاوری
* این سریال اگرچه داستانش در شمال کشور میگذرد اما در کنار مردم خطه شمال کاراکتری هم از منطقه سیستان و بلوچستان میبینیم و شخصیت یارمحمد حتی به یک قهرمان تبدیل میشود. این بومی گرایی در سریال برای مخاطب جذاب است اما چقدر کار خود شما را سخت کرد؟
کاوری: من دوست دارم خود علیرضا کمالی که نقش یارمحمد را بازی کرد درباره بازخوردهایی که از مردم دریافت کرده است توضیح بدهد. فقط یک نکته باید گفت؛ آنچه برای من کاملاً غیرقابل پیشبینی بود حمایت مردم سیستان از این کاراکتر بود.
کاوری: کل قهرمانسازی از کاراکتر «یارمحمد» در پنج قسمت ابتدایی اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیههایی داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد قهرمان سریال مُرد! علیرضا نقش یک سیستانی را بسیار باورپذیر بازی کرد. نقشی که با برخی از قهرمانان بیابانگرد هم مشابه بود. کل این قهرمانسازی در پنج قسمت اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیه داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد، که قهرمان سریال بود اینقدر زود مُرد!
بابایی: من هم از این پیامها داشتم. خاطرم هست یک نفر به من پیام داده بود که اگر قرار است یارمحمد بازگردد، به من بگو من به کسی نمیگویم. (خنده حضار)
کمالی: زمان شروع پخش سریال «وارش» من در آبادان سر فیلم «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت بودم و خاطرم هست که بعد از اتمام ضبط برای خوردن شام بیرون رفتیم، از برخوردها تعجب کردم. برخی مرا در آغوش میگرفتند و یا ماچ میکردند.
من خودم چیزی نمیدانستم اما همان شب فهمیدم قسمت اول سریال پخش شده و حتی از فردای آن روز این اتفاقات بیشتر شد. به نظرم شخصیت «یارمحمد» ظرفیت بالایی از جذابیت را در فیلمنامه داشت. ما مدلهای مختلفی از حضور قهرمانها در داستانها داریم که یا فرد علیه سیستم است یا علیه عدهای است…
علیرضا کمالی
* یکی از تمهای اصلی سریال تم مبارزه بود و همین وجوه قهرمانی شخصیت یارمحمد را هم پررنگ میکرد.
کمالی: بله و درباره یارمحمد چندان نمیتوان گفت جامعه بر علیه او بود، چون جامعه هم در آن سالها به نوعی قربانی بود. با این حال یارمحمد از قشر ضعیف حمایت میکند و برای همین است که مورد استقبال قرار گرفت.
علیرضا کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیبهایی را در ساخت سریالهای جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد میکند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین میخواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد مردم سیستان چند دهه است که دیده نشدهاند. نهایت فیلمی که دیده شدند فکر میکنم «تاراج» بود و یا اگر خواستهاند مسیر مواد مخدر را نشان دهند سراغ مردمان این خطه در فیلمها رفتهاند، در صورتی که اینها مردمی بسیار صبور هستند و این صبوری در ذات و شخصیت نسلهای مختلف آنها هم رخنه کرده است. برای من جای خوشحالی بود که این نقش را بازی کنم. از مردم هم ممنونم که «وارش» را دیدند. تعارف هم نمیکنم گاهی هم کاری را بازی کردهام که از مردم خواستهام آن را نبینند! اما برای این کار زحمت کشیدهام و البته دستمزدم را هم گرفتهام و بر کسی منتی نیست.
* فکر میکنید شرایط تلویزیون به گونهای هست که به اندازه کافی سریالهایی با قصهها و قهرمانهای دلخواه به تولید برسد؟
کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیبهایی را در ساخت سریالهای جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد میکند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین میخواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد.
آن ضرب المثلی که میگوید «دیگی که برای من نمیجوشد…» در چنین شرایطی نباید صدق کند. من این نکات را از سر تملق نمیگویم به تلویزیون انتقاد دارم، اما باید شرایط را هم در نظر گرفت. گاهی ما نقد داریم که پول سر وقت نرسیده اما باید بدانیم فقط پروژه ما نیست و قرار است بودجهای بین چندین پروژه تقسیمبندی شود. درک این اتفاقات از هر دو طرف هم سخت است و هم همدلی دو طرف را میطلبد.
به گزارش خبرنگار مهر، رادیو انقلاب امروز شنبه ۲۸ دی ماه در ساختمان شهدای رادیو با حضور حمید شاه آبادی معاون صدای سازمان صداوسیما و مقامات لشکری و کشوری راهاندازی شد.
حسن ملاصالحی مدیر رادیو انقلاب در ابتدای این مراسم تصریح کرد: محور اصلی که در رادیو انقلاب در دستور کار قرار دارد بیانیه گام دوم انقلاب و موضوعاتی مثل پیشرفت حوزههای علم و فناوری، بررسی و تبیین تاریخ انقلاب و حوزههای کسب و کار با محور جوانان است. برنامه ریزی محتوایی ما در ۶ بخش است که به صورت ۲۴ ساعته برنامهها را روی آنتن میبریم.
وی ادامه داد: سبک زندگی، جوانان پیشرفتهای ورزشی، کشاورزی، خدمات و فنی مهندسی و فضای مجازی از دیگر حوزهها هستند که در این رادیو به آنها خواهیم پرداخت.
در ادامه حمید شاه آبادی معاون صدای رسانه ملی درباره شروع دوباره رادیو انقلاب بعد از یک سال عنوان کرد: در دو هفته اخیر اتفاقات بسیار مهم، ناگوار و بعضا ناخوشایند و از سوی دیگر افتخارآفرین را شاهد بودیم و انقلاب امروز سرمایه عظیمی را به رخ کشید.
وی اضافه کرد: عظمت «انقلاب» و «راه طی شده» دو محوری بود که رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم به آنها اشاره کردند و ما درباره این دو محور حرفهای زیادی داریم که برای مردم بیان کنیم. عظمت راه طی شده و همه فراز و فرودهایی که در این ۴۱ سال رخ داد امروز جلوی چشم ماست و میتوان آن را تحلیل کرد.
شاه آبادی اظهار کرد: امروز میتوانیم با قیاس بگوییم بعد از چهار دهه کجا ایستاده ایم. ما میبینیم در دنیا هجمه ای در مقابل انقلاب وجود دارد و مردم ما را در قبال این هجمهها پشتیبانی میکنند.
وی عنوان کرد: کار رادیو و رسانه این است که داشتههای ملت را تبیین کند. رادیوهای مناسبتی هر یک نقش خود را به درستی ایفا کردند اما رادیو انقلاب وظیفه دارد در مقابل همه هجمهها بایستد و سواد مخاطب را پاسخ گوید.
معاون صدا یاداور شد: دستاوردهای انقلاب از نگاه هر یک از آحاد مردم میتواند متفاوت باشد. اگر رادیو انقلاب میخواهد بیانگر اتحاد ملی و صدای انقلاب باشد باید همه دستاوردهای سیاسی اجتماعی و همه قلههایی را که کشور بر آن ایستاده است بیان کند.
وی تصریح کرد: این رادیو ایجاد شده است تا از منظرهای گوناگون به دستاوردهای انقلاب بپردازد. امیدواریم امسال هم ارتباط خوبی با مردم برقرار شود دیدگاههای مختلف ارائه و فضای انقلاب را در اذهان زنده کند. سال گذشته دشمنان میگفتند ایران چهل و سومین سال انقلاب را جشن نمیگیرد اما به همت مردم دیدیم آنچه را که میخواستند اتفاق نیفتاد.
در بخش دیگر این مراسم سردار علی فدوی نیز در سخنانی تصریح کرد: مستکبرین درست یک روز بعد از پیروزی انقلاب دعوا و جنگ را به طور کامل با انقلاب شروع کردند و هرروز هم با تکنولوژیهای جدید این جنگ را ادامه داده اند. با این حال ما امروز از سال قبل و سالهای قبل بسیار قدرتمندتر شده ایم، ما هرروز سربلندتر و امریکا هرروز شکست خورده تر میشود.
وی افزود: رییس جمهور آمریکا رسما اعلام کرد که ۵۲ نقطه را میزند اما جرات نکرد حتی یک نقطه را هم بزند. اگر امریکاییها غلطی میکردند و یک نقطه ما را میزدند ۱۰ نقطه آنها را میزدیم.
سردار فدوی با اشاره به شهادت سردار سلیمانی اظهار کرد: ما در سپاه، عزیز و برادری را که قریب ۴۰ سال است او را میشناختیم از دست دادیم.
وی با خطاب قرار دادن رسانهها در حوزههای مختلف عنوان کرد: مسلما رسانهها که شما متخصص آن هستید میتوانند در همه زمینهها کمک کننده باشد، شبکههای رادیویی هم که به مناسبتهای مختلف کار میکنند مخاطبان زیادی دارد.
سردار فدوی در پایان درباره راه اندازی رادیو انقلاب نیز گفت: افراد زیادی هستند که علاقه مند هستند خاطرات و اتفاقات آن زمان را از رادیو انقلاب بشنوند و این شبکه رادیو مخاطب زیادی خواهد داشت.
رادیو انقلاب با پشتیبانی شبکه رادیویی جوان و مسئولیت حسن ملاصالحی که هم اکنون مدیر گروه اجتماعی رادیو جوان است تا ۲۳ بهمن ۱۳۹۸ از طریق موج FM ردیف ۹۵.۵ مگاهرتز، گیرندههای دیجیتال تلویزیونی و با نرم افزار تلفن همراه ایرانصدا قابل دریافت خواهد بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه تلویزیونی «مهرآباد» با موضوع انقلاب از امشب شنبه ۲۸ دی ماه در ۳۰قسمت، شب ها حوالی ساعت ۱۸ از شبکه سه سیما پخش خواهد شد.
در این برنامه چهره هایی که در دوران پر التهاب انقلاب حضور و نقش موثری داشتند به روایت داستان های خود میپردازند.
برنامه تلویزیونی «مهرآباد » به تهیه کنندگی و میزبانی مجتبی امینی محصول گروه اجتماعی شبکه سوم سیما است.
خبرگزاری مهر– گروه هنر: «هفت روز سیما» عنوان بسته خبری-تحلیلی ویژهای است که هر پایان هفته به بازخوانی اهم تحولات خبری مرتبط با متن و حاشیه تولیدات صداوسیما و اتفاقات پیرامونی آن در طول هر هفته میپردازد.
در این بسته خبری هفتگی در نظر داریم در کنار خبرهای رسمی فعالیت برنامهسازان و مدیران سیما، نیم نگاهی به حواشی رسانهای و حتی شایعاتی که بهرغم غیررسمی بودن میتوانند در اخبار مرتبط با سیما تأثیرگذار باشند هم داشته باشیم.
امروز جمعه ۲۷ دی ماه میتوانید با بیست و پنجمین بسته خبری «هفت روز سیما» در مرور مهمترین رویدادها و خبرهای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی در هفتهای که گذشت، با خبرگزاری مهر همراه شوید؛ هفتهای که تلویزیون بیش از همیشه درگیر حاشیههایی بود که بیتأثیر از فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشور نبود.
چهره هفته؛ محمدحسین رنجبران
تلویزیون این هفته بهواسطه انتشار مجازی چند بریده کوتاه از اظهارات مجریان و کارشناسان شبکه تلویزیونی «افق»، یکی از پرحاشیهترین هفتههای خود را پشتسر گذاشت. حاشیههایی که هر چند بخشهایی از آنها ریشه در فضای احساسی حاکم بر جامعه هنری کشور داشت اما نمیتوان تأثیر بیسلیقگی صورت گرفته در طرح برخی عبارات و اظهارات از آنتن زنده یک شبکه تلویزیونی را بهعنوان جرقه اولیه این حواشی نادیده گرفت.
اظهارات محمدصادق کوشکی در مقام کارشناس و زینب ابوطالبی در مقام مجری شبکه تلویزیونی «افق» در دو زمینه کاملا متفاوت، زمینهساز شکلگیری هجمههایی علیه رسانه ملی شدند. موضعگیری منتقدانه کوشکی علیه شیطنتهای سیاسی برخی چهرههای هنری، با بهکار بردن یک عبارت توهینآمیز و غیرقابل دفاع، زمینهساز یک دلخوری میان خانواده سینما و رسانه ملی شد و اظهارنظر ابوطالبی در تحلیل بدرقه ملی سردار قاسم سلیمانی هم، سوءتفاهمی همگانی نسبت به رویکرد کلان صداوسیما نسبت به گروههای مختلف فکری و سیاسی را به همراه داشت.
هرچند در جریان اعتراض به این دو اظهارنظر برخی چهرههای تلویزیونی اعم از مدیران شبکهها و مجریان دیگر برنامهها هم تلاش کردند از موضع رسانه ملی حمایت کنند اما در مقابل تلاش بسیاری شد تا بهواسطه یک تعمیم مغلطهآمیز، فرصتی برای تسویه حساب با «رسانه ملی» فراهم بیاورند و ماهی خود را از این آب گلآلود شکار کنند.
موضعگیری محمدحسین رنجبران در مقام مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی اما تا حدود زیادی این بازی رسانهای را برهم زد. رنجبران در یک موضعگیری صریح هم اظهارات کوشکی را محکوم کرد و هم از تذکر به مدیریت شبکه «افق» به واسطه این حواشی خبر داد.
رنجبران توضیح داد: «بارها اعلام کردهایم در برنامههای زنده، مسئولیت حرفهایی که کارشناسان میگویند، برعهده خودشان است و سازمان صدا وسیما نه تنها چنین اظهارنظر سخیفی را قبول ندارد، بلکه آن را خلاف موازین اخلاقی و در شرایط فعلی کشور، سمی مهلک برای وحدت میان قشرهای مختلف میداند.» وی با بیان اینکه مدیرشبکه افق بعد از این اظهارنظر، حین برنامه به کارشناس مربوط تذکر داده است، افزود: «متاسفانه بعد از تذکر مدیر شبکه هم این کارشناس اظهارات خود را اصلاح نکرد و جهتگیری خود را تغییر نداد و بعد از برنامه هم به تماسهای متعدد مسئولان برنامه برای توضیحات بیشتر و عذرخواهی از این حرکت پاسخ نمیدهد.»
مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی همچنین در پاسخ به سوالی درباره ویدئوی منتشر شده از مجری خانم شبکه افق در فضای مجازی نیز گفت: «خانم ابوطالبی با تواضع و متانت از این بخش کوتاه عذرخواهی کرد و توضیح داد که این سی و هشت ثانیه برشی از یک برنامه شصت دقیقهای است که متاسفانه منظور او را به خوبی نمیرساند.» رنجبران با بیان اینکه دراین برنامه شصت دقیقهای بحث برسر سبک زندگی مسئولان کشور و لزوم الگو قراردادن سردارحاج قاسم سلیمانی برای همه مسئولان بوده است، تاکید کرد: «مجری این برنامه خطابش در آن بخش خاص، برخی مسئولان بوده است که شعار و عملشان یکی نیست، نه مردم؛ البته همان طور که خودش هم گفت بهتر بود چنین مطلبی را روی آنتن بر زبان نمیآورد.»
حاشیه هفته؛ ما قهریم، البته بعداً!
حواشی اظهارات دو کارشناس شبکه «افق» اما متأثر از فضای هیجانی حاکم بر جامعه طی هفته گذشته، خیلی زود پای چهرههای شناخته شده را هم به میدان باز کرد؛ عدهای از کارشناسان و مجریان سیما خود از در انتقاد درآمدند و عدهای دیگر نیز دست به قلم شدند و در نقد آنچه از زبان کارشناسان سیما مطرح شده بود، نکاتی را طرح کردند. در این میان اما شاهد پدیدهای عجیب هم بودیم؛ قهر اعتراضی برخی چهرههای تلویزیونی!
البته این جریان اندکی قبلتر از حواشی مربوط به شبکه افق و به واسطه آنچه «همدردی با داغ دیدگان حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی» عنوان میشد از سوی برخی مجریان درجه چندم برنامههای خانوادگی سیما کلید خورده بود و با جبههگیری اعتراض اهالی سینما به اظهارات یکی از کارشناسان شبکه افق، پای چهرههای شناخته شده تر را هم به میان کشید.
شاخصترین افراد در این میان محسن تنابنده و احمد مهرانفر بودند؛ همان تقی معمولی و ارسطو عامل سریال تلویزیون «پایتخت» که اتفاقا این روزها مشغول تصویربرداری فصل ششم این مجموعه هستند و این به معنای همکاری نزدیک، فشرده و اتفاقاً پرسود از نظر اقتصادی میان آنها و رسانه ملی است.
نکته جالب اینکه این دو بازیگر در متن اعتراضی خود هم قهر اعتراضی خود را مشروط به پایان این همکاری کرده و آن را مستثنا دانستهاند! یعنی اعلام کردهاند دیگر بنای همکاری با تلویزیون را ندارند، البته بعد از پایان فصل ششم «پایتخت»! به تعبیر دیگر تنابنده و مهرانفر از رسانهای اعلام برائت کردهاند که تا چند ماه دیگر قرار است از قاب آن دیده شوند!
همین جنس اعلام برائت را چندی پیشتر هم یکی از مجریان سیما داشت که ترجیح داد موفقترین کار خود در سالهای اخیر یعنی صداپیشگی یکی از عروسکهای مجموعه «کلاه قرمزی» را به امید تکرار همکاری با گروه تولید آن، در اعلام انصراف خود از همکاری با رسانه ملی، مستثنا کند!
تصمیم برای قطع همکاری هر فرد با هر مجموعهای طبیعتاً یک تصمیمگیری شخصی است و صدالبته در جای خود میتواند قابل احترام هم باشد؛ اما اقداماتی که بیشتر سروشکل موجسواری به خود میگیرد و از همین آغاز معلوم است که با وزیدن یک باد مخالف میتواند ۱۸۰ درجه تغییر کند، بیش از آنکه به کار «اعتراض» بیاید، اعتبار افراد را زائل میکند! مانند مجری سرشناسی که حدود ۷ سال پیش اعلام کرده بود حتی اگر باد کلاهش را به «جامجم» بیاندازد، سراغش را نمیگیرد اما ۵ سال بعد از آن تبدیل به پرکارترین مجری یکی از کلیدیترین شبکههای تلویزیونی شد!
اتفاق ویژه؛ مرهمهای رسانهای
در میان تراکم برنامههای خبری و تحلیلی رسانه ملی در دو هفته اخیر، هرچند برخی گافها و بدسلیقگیها به مدد فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بیشتر به چشم آمد اما واقعیت این است که نمیتوان روزنههای امید را هم نادیده گرفت و به آنها اشارهای نکرد.
یکی از مهمترین چالشهای رسانه ملی در ایام بحرانی، رسیدن به یک توازن میان «اصول حرفهای» و «سرعت تصمیمگیری» است. اتفاقی که بهویژه در حوزه «خبر» و «اطلاعرسانی» بیشتر بروز و نمود دارد و به همین دلیل معمولاً «جا ماندن از یک جریان خبری» در رسانه ملی، خیلی زود زیرذرهبین منتقدان قرار میگیرد.
هفته گذشته از واکنش مناسب و به موقع شبکههای مختلف رسانه ملی نسبت به حادثه تلخ ترور سردار حاج قاسم سلیمانی نوشتیم و اینکه برنامهسازان این رسانه در حداقل زمان توانستند، کنداکتور شبکهها را متناسب با انتظار و احوالات مخاطب به روز کرده و صورت ویژه بهخود بگیرند. از صبح شنبه هفته گذشته و درست همزمان با انتشار اطلاعیه ستاد کل نیروهای مسلح درباره واقعیت حادثه تلخ و غیرمنتظره سقوط هواپیمای اوکراینی اما ناگهان تلویزیون نیز دچار یک شوک و رکود شد و اندکی زمان برد تا بتواند رویکرد محتوایی خود را منطبق بر مطالبه و انتظارات مخاطب، بهروز کند.
در این میان حتی برخی گزارشها و تولیدات رسانهای مرتبط با این حادثه، آنقدر عجلهای و بهدور از اصول رسانهای تولید شد که در مواردی کارکرد عکس هم پیدا کرد و با انتقاداتی مواجه شد. با این همه اما بازهم برنامهسازان کاربلد در حد وسع خود آبروداری کردند.
حمیدرضا مدقق برای اصحاب سینما و رسانه، از چهرههای سرشناس است. دبیر فرهنگی شبکه خبر سیما که بیشتر عهدهدار پوشش و انعکاس تحلیلی رویدادهای مرتبط با سینمای ایران در قاب شبکه خبر بوده اما در نخستین روز هفته گذشته در قاب برنامه «گفتگو ۱۸:۳۰» بهعنوان کارشناس رسانه حاضر شد و به بهانه «آسیبشناسی عملکرد رسانهها در حادثه هواپیمای اوکراین» به طرح موضوعاتی کلیدی، کاربردی و البته غیرکلیشهای پرداخت.
یکی دیگر از این دست اتفاقات ویژه تهیه و پخش یک گزارش خبری ویژه بود. گزارشی که محمود عزیزی خبرنگار خبرگزاری صداوسیما از حال و روز بازماندگان و خانوادههای درگذشتگان سقوط هواپیمای اوکراینی تهیه کرد و از بخش خبری شبانگاهی شبکه سه سیما روی آنتن رفت. گزارشی غیرکلیشهای و استاندارد که به معنای واقعی کلمه میتوانست حکم التیام برای زخم بازماندگان و داغدیدگان داشته باشد.
سینما در سیما؛ دوقطبیسازی به سبک «خانه سینما»
«به همه همکاران خود پیشنهاد میدهد که با خودداری از حضور در برنامههای به اصطلاح سینمایی و تحلیلی این رسانه، همدل و همراه در این اعتراض حرفهای مشارکت کنند تا این رسانه گمان نبرد که به اتکای قدرت و بودجه وافرش میتواند هر تهمت و توهینی را نثار سینمای ایران و چهرههای فرهنگی این سرزمین کند.» این جملات عجیب، بخش پایانی بیانیهای است که در هفته گذشته و در واکنش به اظهارات کارشناس مدعو شبکه «افق»، بهصورت رسمی از سوی «خانه سینما» منتشر شد!
درباره کلمات عصبی و متن غیرمنتظره این بیانیه گفتنیها کم نیست اما در این بخش مشخصاً به دو نکته میتوان اشاره کرد؛ یکی زاویه نگاه جامعه اصناف سینمای ایران به ظرفیت برنامههای سینمایی سیما و دیگری تلاش عجیب نویسندگان این متن برای تعمیم اظهارات یک «فرد» به یک «سازمان» و سپس قطببندی در برابر آن!
برنامههای سینمایی تلویزیون، حتماً قابل نقد است. کمااینکه در همین بسته خبری-تحلیلی هفتگی، تا کنون بارها به نقاط ضعف و حتی برخی انحرافت آنها پرداختهایم، اما به کار بردن عبارتی همچون «برنامههای به اصطلاح سینمایی» در این بیانیه بیتردید نمیتواند نسبتی با «نگاه حرفهای» و یا لااقل «انصاف» داشته باشد. بهخصوص که سکاندار بسیاری از برنامههای سینمایی سیما، از سالهای دور خود اصحاب سینما بودهاند و در حال حاضر هم دو برنامه شاخص تلویزیون در حوزه سینما، یکی «هفت» با محوریت محمدحسین لطیفی و دیگری «نقد سینما» با اجرای بهروز افخمی است و بعید است اعضای «خانه سینما» بهراحتی بتوانند این دو چهره را هم چهرههایی «به اصطلاح سینمایی» خطاب کنند!
مورد دیگر اما تلاش برای تعمیم یک جزء به کل است. هیأت مدیره خانه سینما در حالی اظهارات محمدصادق کوشکی در یک برنامه زنده تلویزیونی آن هم در شبکه «افق» را به رویکرد کلان صداوسیما گره زدهاند که گویی علاقمند به ایجاد یک مرزبندی کاذب میان دو عرصه «سینما» و «سیما» هستند. انگیزه پشت این اصرار برای یک قطببندی که استمرارش تبدیل به یک «شکاف» خواهد شد، چه میتواند باشد؟ آیا جز این است که با محروم ماندن سینمای ایران از تریبونهای فراگیر در رسانه ملی بیش از هر چیز به زیان اهالی این هنر خواهد بود؟
تأکید میکنیم که نفس صدور بیانیه اعتراضی نسبت به اظهارات غیرقابل دفاع کارشناس شبکه «افق» از سوی یک نهاد صنفی، هیچ جای ابهام و ایرادی ندارد، اما ادبیات بیانیه و عجیبتر از آن فراخوان مستقیم آن به یک «تحریم صنفی» قطعاً حکم «بیراهه» را داشتهاست.
و چه خوب که در این مورد هم روابط عمومی رسانه ملی به جای مقابله به مثل، ترجیح داد، دست بر روی اشتراکات بگذارد و در واکنش رسمی به این بیانیه با اشاره به اینکه همه اهالی سینما از خانواده رادیو و تلویزیون هستند، گفت: «رسانه ملی در سال بیش از یازده هزار ساعت از آنتن خود را به صورت رایگان به تبلیغ تولیدات همین دوستان اختصاص داده و میدهد و حتی فیلمهایی را که به لحاظ محتوا به آنها ایراد دارد، بازهم تبلیغ میکند تا چرخ صنعت سینما بچرخد. این خود نشان میدهد که صداوسیما اهالی سینما را از خود میداند.»
رنجبران البته هوشیاری همکاران سینمایی کشور را برای حفظ مرزبندی میان خانواده سینما با دشمنان قسم خورده این مرز و بوم خواستار شد و افزود: توقع این است که خانواده بزرگ سینمای ایران به معنای واقعی حافظ منافع مردم ایران باشد و اجازه ندهد عدهای معدود در درون این خانواده با پولدشمنان این مرزوبوم، ضد امنیت مردم ایران طراحیهای گوناگون داشته باشند.