به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، پنجمین دوره جشنواره بینالمللی realtime film festival در کشور نیجریه میزبان فیلم کوتاه «پلاک ۶۳» ساخته نازنین سادات حسینی از ایران است.
این جشنواره قرار بود در تاریخ ۷ تا ۱۲ ژوئن برگزار شود ولی به دلیل شیوع ویروس کرونا در تاریخ ۷ تا ۱۳ آپریل برابر با ۱۹ تا ۲۵ فروردین و به صورت آنلاین برگزار می شود.
در بیانیه این جشنواره آمده است: «در روزهایی که بسیاری از جشنوارهها به خاطر ویروس کرونا، برنامههای خود را تعطیل کردهاند، ما نیز به دلیل حمایت از هنرمندان و فیلمسازان با بهرهگیری از تکنولوژی این جشنواره را برپا میکنیم.»
چشمانداز این جشنواره ساختن یک جشنواره بینالمللی فراگیر و قابل دسترسی از راه دور و هدف آن حمایت از هنرمندان و فیلمسازان است و به تعبیر برگزارکنندگان آن «جایی که همه احساس برابری کنند» ذکر شده است.
فیلم کوتاه «پلاک ۶۳» روایتگر تنهایی سالمندان و همچنین تلنگری است برای افراد جامعه و نشانگر آلزایمری است که همه ما نسبت به افراد مسن اطراف خود داریم.
این فیلم پیشتر در بخش نیمهنهایی جشنواره لیسبون پرتقال حضور داشت و این دومین حضور بینالمللی فیلم «پلاک ۶۳» بهشمار میرود.
سایر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده و کارگردان: نازنین سادات حسینی، تهیهکننده: محمد کچوئی، تصویر، تدوین و تصحیح رنگ: محمد کچوئی، صدابردار: اسماعیل امینی، دستیار کارگردان و منشی صحنه: راضیه طاهری، گریم: فاطمه محبی، مدیر تولید: رحمان هارونی، مجری طرح: انجمن سینمای جوانان خمینیشهر، عکاس: نسترن سادات حسینی، بازیگران: اکرم فتاحی، شهرزاد گلکارپور، بهناز محمدحسینی، ترجمه: سیدحمید حسینی، طراح پوستر: نازنین سادات حسینی.
پخش ویژه برنامه اینستاگرامی رادیو نمایش هر شب ساعت ۲۳
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، قرار است از این پس هر شب ساعت ۲۳ یک ویژه برنامه برای مخاطبان در اینستاگرام رادیو نمایش پخش شود.
نخستین برنامه نیز کتاب گویای «آب هرگز نمی میرد،» است که خاطرات سردار شهید میرزا محمد سلگی، فرمانده گردان ۱۵۲ حضرت ابالفضل لشکر ۳۲ انصارالحسین خواهد بود که از امشب ۱۹ فروردین پخش می شود.
علاقه مندان برای دنبال کردن صفحه اینستاگرام رادیو نمایش می توانند به آدرس radionamayesh۱۰۷۵@ مراجعه کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلمهای کوتاه «معجزه» و «سردرگم» به نویسندگی و کارگردانی سامان کافی به سومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم cachinus DE cine اسپانیا راه پیدا کردند.
سومین دوره این جشنواره توسط انجمن فرهنگی شهر سیلروس اسپانیا برای ترویج هنر و بیان حس و حرف بهصورت تصویر در سه رده سنی کودک و نوجوان و جوانان از سنین ۱۲ تا ۳۰ در تاریخ ۳ می ۲۰۲۰ برابر با ۱۰ خرداد در تالار شهر سیلروس برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، علی درخشی کارگردان و انیماتور و محمد ابوالحسنی تهیهکننده که تجربه موفقی در ساخت مجموعه معروف «دیرین دیرین» را دارند، این روزها مشغول تولید مجموعه انیمیشنهای کوتاه «کووید ۱۹ ثانیه» با سرمایهگذاری مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هستند.
«کووید ۱۹ ثانیه» در قالب انیمیشنهای کوتاه ۱۹ ثانیهای به بیان اموری میپردازد که باید در زمان قرنطینه جدی گرفته شوند.
این انیمیشنهای کوتاه با تکنیک دیجیتال کاتآوت ساخته میشوند و علاوه بر کاراکتر اصلی شیر که خود را در خانه قرنطینه کرده، یک گورخر که شکار شیر است و یک گاومیش آفریقایی، کاراکترهای فرعی «کووید ۱۹ ثانیه» هستند.
عوامل اصلی تولید این مجموعه که در ۱۵ قسمت ساخته میشود، عبارتند از کارگردان و انیماتور: علی درخشی، تهیهکننده: محمد ابوالحسنی، تهیه شده در: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، فیلم کوتاه «معجزه» به نویسندگی و کارگردانی سامان کافی به جشنواره بینالمللی فیلم interdoc روسیه راه یافت.
این جشنواره در تاریخ ۳۰ آوریل تا ۲ مه ۲۰۲۰ برابر با ۱۱ تا ۱۳ اردیبهشت در مسکو و بیش از ۵۰ شهر روسیه و جهان برگزار میشود.
در این جشنواره مضامین و ژانرهای مختلف فیلمهای مستند به نمایش درخواهد آمد.
سامان کافی از هنرجویان دوره فیلمسازی ورودی پاییز ۹۷ انجمن سینمای جوانان مشهد است.
انتشار دومین رمان نویسنده برگزیده جایزهجلال/ باید قصهگو بمانم
انتشار دومین رمان نویسنده برگزیده جایزهجلال/ باید قصهگو بمانم
به گزارش خبرنگار مهر، سه سال پس از انتشار نخستین اثر داستانی مریم جهانی و دریافت جایزه ادبی جلال آل احمد به خاطر آن این نویسنده دومین رمان خود را با عنوان «سنگ یشم» روانه بازار کتاب کرده است.
جهانی در زمان انتشار رمان «این خیابان سرعتگیر ندارد» که برای او گرانترین جایزه ادبی ایران در بخش رمان را به ارمغان آورد نویسندهای ناشناخته به شمار میرفت. خود او در گفتگوهایش عنوان کرده بود که رمانش را خیلی معمولی و پس از بررسیهای اینترنتی و با یک ایمیل در اختیار ناشر قرار داده است و البته توانسته نظر موافق وی را برای انتشار جلب کند.
«سنگ یشم» اما در مقام دومین اثر داستانی وی بار دیگر تجربهای است در زمینه توجه به ساختارهای زیستی بومی منطقه کرمانشاه اما نمیتوان آن را اثر داستانی فولکلور دانست.
این نویسنده همزمان با انتشار این رمان در گفتگویی با خبرنگار مهر درباره این کتاب عنوان کرد: برای نوشتن سنگ یشم یک سال و نیم زمان صرف کردم. همین قدر بگویم که اثری است با سویه های انتقادی به سیستم آموزشی و همچنین نظام تربیتی موجود.
جهانی درباره تغییر جهانبینی خودش در فاصله نگارش این رمان نیز میگوید: طبیعی است که فضای ذهنی یک نویسنده از یک رمان به رمان دیگر دچار دگرگونی شود. میشود همین اتفاق را در رمان سنگ یشم هم مشاهده کرد. اما با توجه به رسالتی که برای خودم در حوزهی داستان نویسی قائلم، که همانا قصه گویی است، در این رمان هم به مانند اثر قبلی حداکثر تمرکزم را بر روی روایت و خلق فضا و شخصیتهای زنده و ملموس قرار دادهام.
وی در همین زمینه به این مساله هم اشاره میکند که بهنظرش یک نویسنده هم میتواند دغدغه فرم داشته باشد هم نه. و البته هیچکدام از اینها ارجحیتی به دیگری ندارد.
وی در این زمینه میگوید: در واقع این محتوای داستان است که نویسنده را ملزم به ارائه فرمی خاص میکند. فی المثل من حتی اگر در نوشتن داستان سیال ذهن چیره دست باشم باز از زاویه دید یک فرد روستایی مجاز به استفاده از این فرم نیستم. در واقع گاهی روایت ساده و بدون تمهیدات فرمی دشوارتر از چیزی که به نظر میرسد است. همین اتفاقی که برای رمان سنگ یشم افتاد. من با ذهنیت دختری شانزده هفده ساله روبرو بودم که اجازه ذهنیت گرایی و تحلیل و تفسیر دقیق وقایع را از من سلب میکرد. و به همین دلیل میبایست داستان را بیشتر از طریق کنش و دیالوگ و توصیف فضا و شخصیتها پیش میبردم.
از او درباره چرایی سه سال فاصله افتادن میان انتشار دو اثرش سوال میکنیم. پاسخ وی این است که اینکه باب شده نویسنده هر سال اثری تازه خلق کند را هیچوقت نتوانسته ام درک کنم. یا اینکه نویسندهها را گاهی پر کار یا کم کار خطاب میکنند. نوشتن یک پروژه نیست که بشود به صورت خط کشی شده نقطهی آغاز و انجامش را تعیین کرد. خلق هر اثر هنری پروسهای است که متغیرهای بسیاری در آن دخیل هستند. شرایط روحی و اوضاع اجتماعی را نمیگویم. یقیناً حتی شیوهی روایت هم میتواند در تعیین مدت زمان خلق تأثیرگذار باشد.
در بخشی از رمان تازه منتشر شده از مریم جهانی میخوانیم:
«خوبه، بچسب به درس و مشقت. چهار روز دیگه باید کنکور بدی، ورزش برات نان و آب نمی شه.
با خودم فکر میکنم اگر من نان و آب نخواهم کی را باید ببینم چرا پدر فکر میکند هر چیزی ته اش باید برسد به نان و آب؟ مگر خودش همیشه حسرت نمیخورد چرا پدربزرگ اجازه نداده کشتی را ادامه بدهد؟
جوابی برای سوالهایم ندارم. نگاهی به جفت گوش شکسته اش میاندازم. از کشتی فقط حسرتش برای پدر مانده. حسرت و یک جفت گوش شکسته و دوبنده کهنه ای که ته یکی از کشوهای دراور نگه داشته. من و مادر وقتی تلویزیون مسابقات کشتی پخش میکند با تمام وجود دعا میکنیم کرمانشاهیها ببرند. میدانیم که پدر خیلی سریع میرود تو جلد کشتی گیر کرمانشاهی و با هر فنی که او به حریف میزند این هم تو مبل جا به جا میشود. اما خدا نکند همشهریهایش فن بخورند، داور، مربی و خود کشتی گیر را به فحش می کشد…»
این نویسنده کرمانشاهی رمان دوم خود؛ «سنگ یشم» را نیز همانند رمان نخستش «این خیابان سرعتگیر ندارد» توسط نشر مرکز منتشر کرده است.
بازیگر «شوالیه تاریکی برمیخیزد» با ابتلا به کرونا
«شوالیه تاریکی برمیخیزد»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پیپل، جی بندیکت بازیگر فیلمهای مشهوری چون «بیگانهها» ساخته جیمز کامرون و «شوالیه تاریکی برمیخیزد» کریستوفر نولان، در حالی که ۶۸ سال داشت، بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در بریتانیا جان باخت.
گرچه وی زاده کالیفرنیا بود اما بیش از ۵۰ سال در اروپا زندگی کرده بود و در همانجا در نقش شخصیتهای آمریکایی ظاهر شده بود. مشهورترین شخصیت وی جان کیفر یک افسر ارتش آمریکایی در سریال تلویزیونی «جنگ فیول» در سال ۲۰۰۶ بود. وی همچنین بازیگر سریال بریتانیایی «امردال» بود که در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی روی آنتن رفته بود.
علاوه بر نقشآفرینیهای مختلف روی صحنه تئاتر، وی همچنین نقشی در فیلم «بیگانهها» تریلر کامرون در سال ۱۹۸۶ داشت و بازیگر «شوالیه تاریکی برمیخیزد» کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۲ بود.
بازیگران با خبر درگذشت وی در شبکههای اجتماعی یاد وی را گرامی داشتند. از جمله ویکی میشل که همبازی وی در سریا ل «امردال» بود نوشت از شنیدن خبر درگذشت یکی از درخشانترین بازیگران و دوست داشتنیترین مردانی که میشناخت دچار شوک شده است.
بندیکت در کمپانی تولید فیلمش در کارهای پس از تولید سریالهایی چون «دانتون ابی»، «دیکنزیها» و «بیوولف» همکاری داشت و صدایش در ویدیو گیمها، مستندها و تبلیغات بازرگانی تلویزیونی و رادیویی بارها به گوش رسیده بود.
همسر وی فوبی اسکوفیلد نیز بازیگر و ۲ پسر آنها لئوپولد و فردی نیز بازیگر هستند.
تصمیم حاتمیکیا فتح بابی برای شکست انحصار نمایش در سینما است
به گزارش خبرنگار مهر ضیاء هاشمی تهیهکننده سینما و رییس جامعه صنفی تهیهکنندگان طی یادداشتی از تصمیم ابراهیم حاتمیکیا برای عرضه اینترنتی فیلم سینمایی «خروج» پیش از اکران عمومی حمایت کرد.
در متن این یادداشت که در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته آمده است:
«ابراهیم حاتمی کیا را از سالهای جوانیاش میشناسم، از نگاه متفاوت او در سینمای مستند و جنگ و نگرش آرمانگرایانهاش در سینمای اجتماعی تا پیشرو بودنش در نقدهای تند رویدادهای پیرامون جامعه؛ فیلمسازی که طی دههها ارتباط با مردم همواره متمایز عمل کرده و این بار نیز خویشتن خود را در آزمون دیگری قرار میدهد، قید حال خوب تماشای فیلمش بر پرده سینما در کنار مردم را زده تا در این روزهای سخت، حال مردم را با دیدن خروج آن هم در خانههایشان بهتر کند.
ابراهیم این بار نیز خط شکن بود تا در زمانه طمع و حسادت و عطش دیده شدن بر پرده عریض سینما، به سان حاج کاظم میداندار روایت مردانی باشد که در این روزگار تلخ و نامراد، جای خالیشان سخت پُرشدنی است.
این تصمیم بزرگ و جسارت قابل تقدیر را فتح بابی بدانیم برای شکست هیمنه و انحصار مدیریت پخش و نمایش سنتی سینمای ایران.
اطمینان داشته باشیم خلاقیت، هوشمندی، جسارت، اصالت و جامعهپذیری در تصمیمهای بزرگ، توامان با نقد بیخردان، یک سو نگران و کوته نظران روبرو خواهد بود.
امیدوار باشیم این اقدام بزرگ، واهمه مدیران و دیگران را به تصمیمی جسورانه، متفاوت و خلاقانه بدل سازد.»
زندگی فروغ فرخزاد تئاتر میشود/ انتشار اثری درباره شهید باکری
کامران شهلایی نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر درباره فعالیتهای جدیدش به خبرنگار مهر گفت: این روزها مشغول نوشتن نمایشنامهای درباره فروغ فرخزاد هستم. مراحل تحقیق و پژوهش متن مدت زیادی به طول انجامیده است چون به دلیل وجود کتابها و منابع زیادی که درباره فروغ وجود دارد مطالب گنگ و نامفهوم درباره این شاعر زن پیشرو بسیار زیاد است تا جایی که برخی از تاریخها با یکدیگر همخوانی ندارند از همین رو نوشتن متنی مستند درباره فروغ فرخزاد کار بسیار سختی است. در حال حاضر نگارش متن تا نیمه پیش رفته و قرار است با مساعد شدن شرایط برنامه ریزیها برای اجرای این اثر نمایشی را آغاز کنیم.
وی ادامه داد: در این نمایشنامه به زندگی شخصی فروغ از تولد تا مرگ و همچنین زندگی حرفهای او پرداختهام چون او تنها شاعری است که زندگی خصوصی و اشعارش با هم درآمیخته هستند. فروغ فرخزاد از جمله پیشروترین شاعران زن ایران بوده است اما متاسفانه ادبیات نمایشی و تئاتر ایران آنطور که باید به او نپرداختهاند. اصولاً در تئاتر ما به دلیل دغدغهمند نبودن مسئولان به مسایل مستند و تاریخ زندگی بزرگان کمتر توجه میشود. خوشحالم که در حد بضاعتم به زندگی این شاعر میپردازم چون هم شناخت خودم از او بیشتر میشود و هم ادای دینی به این هنرمند خواهم داشت. تلاشم این است که نگاه درست و منصفانهای به شخصیت فروغ فرخزاد داشته باشم.
نویسنده نمایشنامه «شصت روز از تیر شصت» درباره نام نمایشنامه بیان کرد: هنوز نام قطعی برای این اثر انتخاب نکردهام چون مهمترین مساله در انتخاب نام یک اثر این است که مخاطب بداند، قرار است به دیدن چه اثری بنشیند و در عین حال این نام برایش جذابیت نیز داشته باشد. همچنین قرار است این اثر نمایشی را احتمالاً نیمه دوم سال با کارگردانی مشترک جواد مولانیا اجرا کنم.
شهلایی که به تازگی نمایشنامه «یا نبودن» وی در زیرمجموعه پروژه «قلم روشن» منتشر شده است در این باره توضیح داد: پروژه «قلم روشن» به سفارش دفتر انتشارات و پژوهش اداره کل هنرهای نمایشی شکل گرفته است و فصل نخست آن شامل نمایشنامههایی با موضوع زندگی سرداران جنگ و شخصیتهای رزمنده بود که من در فصل نخست این پروژه نمایشنامه «یا نبودن» را که به زندگی شهید حمید باکری اختصاص داشت به نگارش درآوردم. البته کتاب منتشر شده شامل ۲ نمایشنامه درباره زندگی برادران باکری است و علاوه بر این، نمایشنامه «همه برادران من» نوشته رضا گشتاسب را هم در بر میگیرد که درباره شهید مهدی باکری است. برادران باکری انسانهای بزرگی بودند و دین بزرگی بر گردن جامعه دارند. امیدوارم این ۲ نمایشنامه توانسته باشد در حد توان ما رشادتهای این شهدا را به تصویر بکشد. شهدا متعلق به مردم هستند از همین رو باید آنها را به درستی به مردم شناساند.
وی در پایان صحبتهایش ابراز امیدواری کرد که پروژه «قلم روشن» ادامه پیدا کند و گفت: امیدوارم در دوره جدید مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی فصل دوم این پروژه همچنان در دستور کار قرار گیرد و چون در آستانه سال ۱۴۰۰ هستیم پیشنهاد میکنم موضوع این فصل، تاریخ معاصر ایران باشد. در دور اول پروژه «قلم روشن» برای اولین بار بود که به صورت منسجم از نمایشنامه نویسان حمایت میشد که امیدوارم این حمایت مستقل قطع نشود.
جالب این که پیش از این هم، انتشار آلبوم این دو خواننده همزمان شد و دو آلبوم «ایران من» و «ابراهیم» در یک زمان به دست علاقه مندان رسید. این آلبومها همپای یکدیگر در فروش پیش رفتند و جزو آلبومهای پرفروش سال ۹۷ شدند. در ادامه درباره این دو قطعه که در ابتدای مطلب به آن اشاره کردیم، بیشتر خواهیم گفت. عاقبت تلخ «سرنوشت» شاید سه روز پیش که «سرنوشت» با آهنگ سازی انوشیروان روحانی منتشر شد، همایون شجریان منتظر هر چیزی بود، جز انتقاد.
او این قطعه را به عنوان یک هدیه به مردم تقدیم کرد. نکته قابل بحث قطعه «سرنوشت»، شعر آن است که در مشخصات قطعه، نام دو شاعر به اسامی شیرازی و فارا یا فرا، به عنوان صاحبان اثر آمده است. حال این که همایون شجریان ماجرای سروده شدن این شعر را این طور بیان کرده است: «شکل گرفتن تصنیف سرنوشت به گفته انوشیروان روحانی به سالها پیش مربوط میشود (شاید ۱۰ تا ۱۵ سال) که در روزهای پایانی زندگی مادر محترم شان، به مطب پزشک مراجعه کرده بودند، آن جا روی تابلوی خطی این طور نوشته شده بود: «سرنوشت را باید از سر نوشت»؛ دوستان شاعر ایشان آن را بسط میدهند و ایشان هم آهنگ را خلق میکنند.»
با کمی دقت به جملههای پراکنده این قطعه میتوان متوجه ایرادهای فنی و ادبی و گاه بیمعنی آن شد. مانند:«از کجا این باور آمد که گفت/ گر رَود سَر برنگردد سرنوشت» خود مولانا پنداری در «شرح الف» محسن چاوشی چند اثر در کارنامه خود دارد که کار تنظیم و آهنگ سازی آن را خودش انجام داده است. او برای اشعار بیشتر آلبومهایش از ترانههای حسین صفا، امیر ارجینی و شاعران کلاسیک، به خصوص مولانا استفاده کرده بود اما در قطعه جدید او، اتفاق دیگری افتاد. شاعر «شرح الف» خود او بود. با این اتفاق دو برخورد کاملا متفاوت صورت گرفت ؛ عدهای از طرفداران سرسخت چاوشی به مدح این شاعری پرداختند و برخی دیگر نیز به شدت از آن ایراد گرفتند.
به طور مثال به این بیتها توجه کنید که به طور معنایی و فنی ایراد دارد:«اشک امانم برید بغض گلویم درید/ کاش فراوان شوی بر شب باران من/ رَیح شما را فقط خود بدهی رایحه ها/ هیچ شبم بی تو نیست رایح و ریحان من.» جالب این که محمدرضا یزدان پرست، یکی از مجریهای برنامه صبحگاهی تلویزیون در یک نامه طولانی، شعر چاوشی را به عنوان یک طرفدار مورد نقد قرار داد و نوشت:« غزل «شرح الف» فقط وزن دارد و قافیه و تنها یکی دو مصراع معنیدار و سالم. ضعف تالیفهای پرتعداد در غزلی که سرودهای از تو، که نشان دادهای شعرنشناسی، سخت بعید است.»