«خبر درگذشت نویسنده و پژوهشگر نام آشنا، مرحوم رضا بابایی پس از تحمل دورهی بیماری موجب تأسف شد. این نویسنده اندیشمند در حیات علمی پربار خویش آثار درخوری در حوزههای فرهنگی و دینی از خود به یادگار گذاشت.
اینجانب فقدان این انسان وارسته را به عموم علاقمندان و خانواده آن فقید سعید صمیمانه تسلیت میگویم و از درگاه خداوند منان برای آن مرحوم علو درجات و رحمت واسعه و برای بازماندگان محترم صبر و اجر مسالت دارم.
پوستر هفته هنر انقلاب منتشر شد/ پرواز تندیس با بال های پرچم
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، پوستر ششمین هفته هنر انقلاب حوزه هنری با طراحی حامد مغروری منتشر شد.
این پوستر تصویری از تندیس هفته هنر انقلاب با طراحی علی اصغر یوزباشی و پرچم ایران را دربرمی گیرد.
هفته هنر انقلاب عنوان مهم ترین رویداد حوزه هنری است که هر ساله ۲۰ فروردین ماه همزمان با سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی سید شهیدان اهل قلم آغاز به کار می کند. این رویداد با معرفی چهره هنر انقلاب در یک سال به انتخاب جمعی از نخبگان و فعالان فرهنگ و هنر، ویژه برنامه ها، نمایشگاه ها، اجرای تئاتر، نمایش فیلم و کارگاه هایی آموزشی را در طول یک هفته برگزار می کند.
برگزاری ششمین هفته هنر انقلاب به دلیل درگیری با ویروس کرونا، به منظور حفظ سلامت مخاطبان و مبارزه با این بیماری به خرداد ماه امسال موکول شده است.
نرگس آبیار، سعید اسماعیلی، جواد افشار، وحید چاووش، امیر داسارگر، سیدمحمود رضوی، حسن روح الامین، وجیهه سامانی، مرتضی شعبانی، محمدصابر شیخ رضایی، غلامرضا صنعتگر، محسن عنایتی، محسن کاظمی، زهرا کاردانی ۱۴ نامزد کسب عنوان چهره هنر انقلاب در سال ۹۸ هستند.
همچنین رویداد شاخص هنر انقلاب در سال ۹۸ نیز از میان نامزدهای زیر انتخاب خواهد شد:
نمایشگاه های بین المللی ترامپیسم، ملکه، پهباد و … به همت سیدمسعود شجایی طباطبایی، تولید و پخش برنامه «اقیانوس آرام» به عنوان پرمخاطبترین برنامه نوجوانانه، مجموعه فعالیتهای جهادی و خیرخواهانه سردار مکی یازع و حبیب احمدزاده و پروژه عکس خلاقانه و «این قهرمان، واقعی است» در پیادهروی خیابان انقلاب با عکاسی زهرا استادزاده، مجتبی حیدری، علی دهقان، اشکان پردل و پوریا ترابی.
ششمین هفته هنر انقلاب به همت معاونت هنری حوزه هنری و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر برگزار می شود.
محمد علیمرادی کارگردان سینمای مستند که این روزها مشغول ساخت فیلم مستندی با محوریت کروناست در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: فیلمی که مشغول ساخت آن در تبریز هستم درباره «همیاری» است. البته هنوز نامی برای آن انتخاب نکردهام چون همیشه در زمان تدوین، اسم فیلم را از داخل فضای آن در میآورم. این اثر روایتگر افرادی است که در این وضعیت ماسک تولید و غذا تهیه میکنند و این اقلام را به مردم حاشیه شهر یا کسانی که بیماری خاصی دارند، میرسانند.
وی ادامه داد: در حال حاضر چند انجیاو وجود دارد که اعضایش آذوقه جمع میکنند و کار خیریه انجام میدهند. در این فیلم افرادی را میبینیم که فعال محیط زیست هستند اما به انسانها کمک میکنند یعنی شرایط پیش آمده یک سری پارادوکسها را در آنها به وجود آورده است چون آنها بر این باورند که محیط زیست در طول چند دهه گذشته هیچگاه به اندازه الان از دست انسانها راحت نبوده است اما در عین حال همانها شبانه روز کار میکنند و به مردم آموزش میدهند که بیرون نیایند، این را هم باید عنوان کنم که اکثر این افراد خانم هستند.
این مستندساز ادامه داد: ما از یک هفته قبل مشغول فیلمبرداری هستیم و روایت کلی این فیلم درباره انسانهایی است که در حاشیه کرونا با ازخودگذشتگی به کسانی که نیازمند هستند کمک میکنند حتی به بیمارستانها ماسک اهدا میکنند و به اقشار آسیبپذیر مانند بیماران کلیوی و سرطانی کمک میکنند.
علیمرادی با بیان اینکه «مستندساز بحران» است و این چهارمین یا پنجمین فیلمش با محوریت یک بحران است درباره این فعالان محیط زیست اظهار کرد: با توجه به اینکه این افراد از روی علاقه این کار را انجام میدهند و در حال حاضر هم مردم درگیر این بیماری هستند، فکر کردم ساخت چنین مستندی لازم است. این را هم باید عنوان کنم که زمان این مستند ۴۰ دقیقه است و مشغول ضبط سکانسهای پایانی هستیم.
این مستندساز بیان کرد: من عضو انجمن سینمای جوانان ایران و خانه مستند تبریز هستم اما اصلاً هیچ همراهیای با من در ساخت این مستند نشد. یعنی از آن روزی که به وزارت ارشاد برای گرفتن مجوزها رفتیم تا الان هیچ همکاریای با ما صورت نگرفت و همه کارها را با روابط خودم انجام دادهام.
وی افزود: فعلاً نیز برای ساخت این مستند با جایی قرارداد نبستهام و آن را با پول شخصی خودم ساختهام چون خواستم این موضوع در تاریخ ثبت شود و حس همیاری را با این فیلم بالا ببریم. دوست داشتم کسانی که توانایی دارند برای انجام کارهای خیریه و تولید ماسک، به میدان بیایند.
علیمرادی در پایان توضیح داد: در طول ساخت این مستند با پیرمردی مواجه شدیم که از سطل زباله، پلاستیک یا قوطی جمع میکرد و بعد میفروخت. او به من گفت من برای امرار معاش خانوادهام مجبورم این کار را بکنم اما از این سطلهای زباله تا حالا ماسکی پیدا نکردهام. این حرف او بسیار تأثیرگذار بود که من فیلم صحبتهای او را در صفحه اینستاگرامم گذاشتم و کمکهای مالی زیادی به او شد. امیدوارم این مستند هم روی مردم تأثیر بگذارد و مردم روحیه همیاری پیدا کنند چون هدف از ساخت این مستند همین بود این در حالی است که در چنین شرایطی برخی دست به احتکار میزنند و فقط به منافع خود میاندیشند.
ارشاد، کرونا و حمایتی که نیست/ از تراژدی «انفعال» تا کمدی «آمار»!
خبرگزاری مهر – گروه هنر- فریبرز دارایی: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهعنوان یکی از وزارتخانههای مهم در بدنه دولت است که بهعنوان متولی فرهنگ و هنر شناخته میشود. در دولتهای مختلف عملکرد این وزارتخانه نسبت به هنرهای نمایشی و تئاتر به عنوان یکی از زیرمجموعههای هنری خود، متفاوت بوده است؛ گاه توجه بیشتر و گاه برخوردی سطحی و عادی.
همواره انفعال وزارت فرهنگ و ارشاد نسبت به تئاتر و شرایط و وضعیت آن با واکنش جامعه و خانواده تئاتر مواجه بوده و هست.
در دولت دوازدهم نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی علیرغم اینکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون هنریاش مدعی هنردوستی و حمایت و توجه به تئاتر هستند، به قول مثلی قدیمی هنوز «گُلی به سر تئاتریها نزدهاند.»
گویا وزیر ارشاد و معاون هنری اولین افرادی بودهاند که در شرایط بحرانی قدرت برنامهریزی و تصمیم گیری سریع و درست برای تئاتر را از دست داده و گرفتار انفعال شدهاند.
بحرانهایی که از سال ۹۸ آغاز شد
تئاتر ایران در سال ۹۸ با کسر مالیات ۹ درصدی بر ارزش افزوده مواجه شده و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ اقدامی در جهت رفع و معافیت هنرمندان و اجراهای تئاتر از کسر این مالیات نداشت یا اگر داشت به نتیجهای نرسید.
سال گذشته وزارت فرهنگ و ارشاد که همواره از کمبود بودجه رنج میبرد، نتوانست در دورهای که گروهها و تماشاخانهها به دلیل اختلال در اینترنت متضرر شدند هیچ حمایت مالی از این فعالان تئاتری داشته باشد. ضمن اینکه هیچ برنامه و راهکاری هم برای جبران وضعیت و بهبود شرایط نداشت از نیمه دوم سال ۹۸ هم تئاتر اتفاقات و معضلات بسیاری را پشت سر گذاشت؛ از اختلال در اینترنت و آسیب دیدن اجراهای نمایشی و تماشاخانههای خصوصی گرفته تا وضعیت انصراف برخی گروههای تئاتری از سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر و در نهایت تعطیلی فعالیتهای تئاتری و سالنهای نمایشی به دلیل شیوع ویروس کرونا.
سال گذشته وزارت فرهنگ و ارشاد که همواره از کمبود بودجه رنج میبرد، نتوانست در دورهای که گروهها و تماشاخانهها به دلیل اختلال در اینترنت متضرر شدند هیچ حمایت مالی از این فعالان تئاتری داشته باشد. ضمن اینکه هیچ برنامه و راهکاری هم برای جبران وضعیت و بهبود شرایط نداشت.
در جریان انصراف گروههای تئاتری از جشنواره بینالمللی تئاتر فجر هم منفعلترین سهم ممکن به وزیر ارشاد و معاون هنری رسید و گویا تنها راهکاری که در این زمینه مدنظرشان بود، گفتگوها و رایزنیهایی تلفنی و نه هیچ اقدام و عملی درخور و قابل توجه دیگری بود. البته در آن مقطع زمانی معاون هنری وزیر در بستر بیماری بود و به طور حتم مشاور یا معاونی که کارها را عهده دار بود نیز توان یا ارتباط رایزنی جدیتر با هنرمندان را نداشت.
با پایان جشنواره تئاتر فجر و آغاز اجراهای عمومی تئاتر هم، کرونا نفس هنرهای نمایشی ایران را گرفت و اجراها، فعالیتها و سالنهای تئاتری را به تعطیلی کشاند.
از اسفند سال ۹۸ که کرونا بر صحنههای تئاتر ایران همچون سایر صحنههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی دینی ایران خیمه زده و امور مربوطه را به تعطیلی کشانده، انتظار از بخشهای مختلف دولت این بود که با شکل گیری اتاق فکری مجرب، با نگاهی کارشناسانه راهکارهایی را برای حمایت و ادامه فعالیتها به شکلهای دیگر در نظر بگیرند.
این انتظار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم وجود داشت که با وجود تمدید تعطیلیهای پیش آمده برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا که از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا اتخاذ میشد، از طریق یک خرد جمعی راهکار و برنامههایی را برای فعالیتهای تئاتری به گونهای دیگر و از طریق فضاهای مجازی در نظر بگیرد.
بودجهای که مثل همیشه «نیست»!
بخش حمایت مالی از هنرمندان تئاتر و تماشاخانههای خصوصی که همچون گذشته در گیر و دار نداشتن بودجه وزارت ارشاد گرفتار است و در انتظار چکیدن بودجهای ناچیز از دستان دولت اما برنامه ریزی برای ایجاد بسترهای جدید فعالیت آن هم در فضای مجازی حداقل و مهمترین کاری بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میتوانست برای آن برنامه ریزی داشته باشد.
دوران کرونایی سپری شده باز هم مهر تأییدی بر غافلگیر شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران بحرانی برای تئاتر بود و مصداق این مدعا هم متنی است که معاونت هنری طی خبری رسانهای از آنها به عنوان اقدامات و برنامههای خود در دوران کرونایی نام برده است حدود ۵۰ روز است که فعالیتهای تئاتری تعطیل شده و هنرمندان تئاتر به صورت خودجوش و بدون هیچ حمایت و برنامهای از سوی متولی دولتی خود، فعالیتهایی را در فضای مجازی برای زنده نگهداشتن رابطه خود با مخاطبان و علاقه مندان تئاتر انجام میدهند؛ گویا همیشه این هنرمندان تئاتر هستند که هم باید نقش حامی خود را بازی کنند و هم به فکر مخاطبان و علاقه مندان تئاتر باشند و هم باید جای ناتوانی مالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حمایت از تئاتر را پر کنند.
دوران کرونایی سپری شده باز هم مهر تأییدی بر غافلگیر شدن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران بحرانی برای تئاتر بود و مصداق این مدعا هم متنی است که معاونت هنری طی خبری رسانهای از آنها به عنوان اقدامات و برنامههای خود در دوران کرونایی نام برده است.
در خبر ارسالی مورخ ۱۸ فروردین ۹۹ معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای رسانهها فعالیتهای دوره قرنطینه برای تئاتر به شرح ذیل است:
«پخش آنلاین تئاتر برنامه دیگری است که برای روزهای قرنطینه برنامه ریزی شده است. پخش آنلاین تئاتر از پردیس تئاتر تهران به مدت ۱۰ شب از ۱۷ فروردین و از طریق رسانههای مختلف آغاز شده است. جشنواره مجازی «نمایشخانه» با تمرکز بر سه محور «چگونه کرونا را شکست دهیم»، «نوروز را در خانه بمانیم» و «متلها و قصههای قدیمی سرزمین مادری را احیا کنیم» رویدادی دیگر در هنرهای نمایشی است که فراخوان جشنواره، ۲۰ اسفندماه سال گذشته منتشر شد. این جشنواره که با همراهی دفتر تئاتر خیابانی ادارهکل هنرهای نمایشی، سازمان مردمنهاد «نیمدری سبز»، دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری بوشهر، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و انجمن هنرهای نمایشی استان بوشهر برگزار میشود و علاقهمندان به حضور در آن میتوانند تا تاریخ ۱۹ فروردین ۹۹ آثارشان را با مدت زمان ۵ تا ۱۵ دقیقه با تلفن همراه ضبط و برای شماره اعلام شده ۰۹۳۶۹۷۴۰۲۴۶ ارسال کنند.»
آمار فوق به عنوان خروجی قابل سنجش فعالیت و اقدامات معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه حمایت از تئاتر، هنرمندان تئاتر و مخاطبان تئاتر در دوران قرنطینه، آماری نزدیک به یک طنز تلخ و شوخی دور از انتظار از بدنه دولتی بهعنوان متولیان تئاتر است.
گویا با توجه به اینکه تعطیلیهای کرونایی ادامه خواهد داشت، در تئاتر ایران باید هنرمندان جایگزین مدیران وزارت ارشاد شوند زیرا هنرمندان تئاتر بهتر از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولتی میتوانند در شرایط بحرانی برای تئاتر، فعالان و مخاطبان آن برنامهریزی کنند و در زمینه بودجه نیز که هیچگاه چه در شرایط بحرانی و چه در شرایط عادی امیدی به حمایت مالی متولیان دولتی تئاتر نبوده و نیست و اگر بوده بسیار کم فروغ بوده است.
جیمز دروری بازیگر مجموعه وسترن «ویرجینیایی» درگذشت
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، جیمز دروری بازیگری که بیشتر از همه به خاطر نقشآفرینی در سریال وسترن قدیمی «ویرجینیایی» شناخته میشد، دوشنبه در ۸۵ سالگی به دلایل طبیعی از دنیا رفت.
دستیار او کرن لیندزی خبر را در پستی در فیسبوک اعلام کرد و گفت: «خیلی دلمان برای او تنگ خواهد شد. کلماتی برای توصیف کردنش ندارم. مراسم یادبود او بعداً اعلام میشود.»
دروری هجدهم آوریل ۱۹۳۴ در نیویورک سیتی به دنیا آمد. خانواده او در دوران کودکی وی چند سفر به مزرعه خانوادگی در اورگان داشت و آنجا بود که او عاشق اسب و زندگی در طبیعت شد.
وی نخستین بار در هشت سالگی روی صحنه تئاتر حاضر شد و در یک نمایش کودکان مخصوص کریسمس نقش شاه هرود را بازی کرد. او نخستین تجربه حرفهای بازیگری خود را در ۱۲ سالگی با نمایش «زندگی با پدر» داشت.
دروری در دانشگاه نیویورک به عنوان بازیگر تعلیم دید و ۱۲ بار در نمایشنامههای شکسپیر نقشآفرینی کرد. او در سال ۱۹۵۴ به هالیوود رفت و در پروژههایی از جمله «سیاره ممنوعه»، «تله ظریف» و «پولیانیا» حضور داشت. پیش از به دست آوردن نقش «ویرجینیایی» در سال ۱۹۶۲ او به عنوان ستاره مهمان در پروژههایی از جمله «شاین» و «آلفرد هیچکاک تقدیم میکند» حضور پیدا کرد.
شخصیت ساکت دروری که همیشه کلاه سیاه کابویی به سر داشت، هرگز با نام دیگری غیر از «ویرجینیایی» صدا نمیشد. او نقش مرد سفتوسخت قانون را در مزرعه خیالی شایلو در سالهای پایانی قرن نوزدهم در منطقه وایومینگ ایفا میکرد. در بسیاری از ۲۴۹ اپیزود این سریال که طی ۹ فصل تا سال ۱۹۷۱ روی آنتن رفت، شخصیت او با خلافکارها و سارقان مبارزه میکرد. هر اپیزود از این مجموعه ۹۰ دقیقه بود.
دروری در بیوگرافی خود که روی وبسایت رسمیاش قرار دارد میگوید: «بعضی مواقع در یک روز پنج اپیزود از سریال را فیلمبرداری میکردیم. از هر ست به ست بعدی را با اسب میرفتم تا دو خط دیالوگ اینجا بگویم و سه خط دیگر آنجا و بعد در ست بعدی ۱۰ صفحه فیلمنامه را اجرا کنم.»
او در سالهای اخیر به بخشهای مختلف کشور سفر میکرد تا در رخدادها، فستیوالها و مراسمهای وسترن شرکت کند و درباره کابویها و فرهنگ گذشته حرف بزند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد فرهنگی روایت فتح، روحالله رفیعی رئیس ستاد بزرگداشت شهید آوینی در خصوص بیست و هفتمین مراسم سالگرد این هنرمند شهید گفت: با توجه به شرایط ویژه اجتماعی و عدم برگزاری هرگونه مراسم و تجمع با مشورت اعضای شورای مرکزی ستاد، تصمیم گرفته شد بیست و هفتمین مراسم سالگرد شهادت شهید سید مرتضی آوینی امسال بهصورت برنامههای تلویزیونی با سه محور «شخصیت شناسی شهید آوینی، نگاه آوینی به سینما و تفکرات آوینی در حوزه تمدنی» با عنوان «میراث مرتضی» را تولید و بهصورت گسترده در شبکههای مختلف سیما به روی آنتن بروند.
کارگردان مجموعه مستند تحسینشده خلیل آفریقا همچنین با اشاره به عدم زمانبندی مشخصی در خصوص برگزاری مراسم گفت: مادامیکه شرایط عادی نشود قطعاً نمیتوان تصمیمی مبنی بر تعیین زمان معین و مشخصی برای برگزاری مراسم سالگرد شهادت شهید آوینی گرفت اما فعلاً و در شرایط موجود به تولید چند برنامه تلویزیونی با عنوان «میراث مرتضی» و پخش گسترده آن از شبکههای مختلف سیما ازجمله شبکه اول سیما، شبکه چهارم سیما و همچنین دو شبکه افق و مستند بسنده کردیم تا انشالله با عادی شدن شرایط به جمعبندی و تصمیم گیری جدیدی در این خصوص برسیم.
مدیر گروه مستند روایت فتح ضمن اشاره به فعالیتهای ستاد بزرگداشت این شهید متفکر و هنرمند نیز گفت: ستاد بزرگداشت شهید آوینی تنها منحصر به برگزاری مراسم سالگرد ایشان نبوده و در طول سال انشاالله با برنامهریزیهای صورت گرفته ازجمله ایجاد کرسیهای آزاداندیشی با محوریت بررسی و تحلیل نظریات و تئوریهای سید مرتضی آوینی در دانشگاههای سراسر کشور را برگزار کرده و در تلاشیم تا با ایجاد و فراهم کردن بسترهای موردنظر مباحث اکادمی این هنرمند متفکر را در بین نسل جوان کارآمدتر و اجراییتر سازیم.
سال گذشته مراسم بزرگداشت شهید والامقام سید مرتضی آوینی با عنوان «راه آسمان» به همت بنیاد فرهنگی روایت فتح همزمان با سالروز شهادت ایشان برگزار شده بوده و بهمن ماه سال گذشته با حکم سید محمد یاشار نادری رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح روح الله رفیعی به عنوان رئیس ستاد بزرگداشت شهید آوینی منصوب شد.
نهم فروردین بود که بنیامین بهادری خواننده پاپ، مهمان برنامه «دورهمی» شد. او در این برنامه قطعه معروف «بوی عیدی» یا همان «کودکانه» را اجرا کرد؛ قطعهای که تقریباً هر ایرانی آن را شنیده و از آن خاطره دارد. اما اشعار این قطعه با اثری که شهیار قنبری سروده، زمین تا آسمان تفاوت داشت. تغییر واژهها و جایگزین کردن واژگان سطحی موجب واکنشهای منفی زیادی در فضای مجازی شد و البته واکنشها تنها به فضای مجازی ختم نشد.
بنیامین هیچ اجازهای از شهیار قنبری برای وام گرفتن از شعرش نگرفته بود. قنبری در واکنش به این اتفاق در فضای مجازی نوشت: «آقای بنیامین بهادری به شکل گستاخانه و بیشرمانهای در متن ترانه دست میبرد و هر چه دم دستاش است را ول میکند در متن ترانه: بوی لنگه کفش، بوی جارو، بوی دمپایی…»
واکنش اسفندیار منفردزاده، آهنگساز این قطعه هم در قالب این جملات عنوان شد: «آقای بنیامین، شما در دستبرد به آهنگ من و شعر شهیار قنبری بیشرمی کردهاید … کار شما دستبرد و سرقت است و هیچچیز دیگری نیست… یعنی رواست که شما را سارق بنامم…». البته گفته میشود اسفندیار منفردزاده قرار است از طریق مراجع قضایی این ماجرا را پیگیری کند.
از خشایار اعتمادی خواننده باسابقه پاپ درباره این اتفاق پرسیدیم.
کار بسیار ناشایست
خشایار اعتمادی خواننده موسیقی پاپ درباره خواندن قطعه کودکانه با تغییرات اعمال شده توسط بنیامین بهادری در برنامه دورهمی، به خبرنگار ما گفت: در ابتدا باید بگویم که من راجع به این خواننده اظهارنظر نمیکنم و نظری راجع به او ندارم. چون با آثارش خیلی خوب آشنایی ندارم و به آنها گوش نکردهام. ولی درباره این اتفاق باید بگویم که این کارِ بسیار ناشایستی است. به هرحال مردم با این اثر، خاطرات بسیاری دارند. حدود ۱۰ سال پیش از ایشان در جایی سؤال کردند که نظرت راجع به صداهای خوانندگان مختلف چیست. راجع به من گفته بودند نظری راجع به صداهای ژنریک، یعنی صداهایی که مقلد هستند، ندارم. ایشان بدون اینکه شناختی از من داشته باشند این مطلب را عنوان کرده بودند در حالی که اصلاً در آن جایگاه نبودند.
اولین چیز حفظ حرمت به پیشکسوتان است
وی در ادامه افزود: اگر کسی به شهرت میرسد باید اولین چیز حفظ حرمت پیشکسوتانش باشد. ایشان ۱۰ سال بعد از من وارد این حرفه شدند. من در آن زمان خیلی کوتاه آمدم و حرفی نزدم. اما شاید آن موقع باید واکنشی نشان میدادم و میگفتم شما در جایگاهی نیستید که بخواهید در مورد آثار و صدای من اظهارنظر کنید. اگر من در آن زمان این برخورد را با او میکردم، شاید به همین آهنگهای خودش اکتفا میکردند و همان راه را ادامه میدادند. کاش ایشان همان مسیر را میرفتند و اگر من آن روز نجابت به خرج نمیدادم و برخورد صحیحی با ایشان میکردم، شاید دیگر به خودش اجازه نمیداد یکباره اسائه ادبی در کار پیشینههای موسیقی پاپ کند. موسیقی پاپ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال بعد از انقلاب دچار یک سوءتفاهم شد و به دلایلی واقعاً خاموش شد و عدهای از جمله خود من، دوباره آن را راهاندازی کردیم؛ ولی این دلیل نمیشود که ما فراموش کنیم موسیقی پاپ پیشینهای نزدیک به ۷۰_۶۰سال در این مملکت دارد و مؤلفهایی پیش از انقلاب در این حوزه از موسیقی فعال بودند و آثار بسیار خوب و مانایی را ساختند.
نباید بهعنوان ایرانی، حقشان ضایع شود
خواننده آلبوم «دلشوره» درباره شاعر و آهنگساز قطعه کودکانه بیان کرد: آقای اسفندیار منفردزاده به هرحال به گردن موسیقی پاپ، موسیقی فیلم، ترانه و … حق دارد. شهیار قنبری ترانهسرای بسیار بزرگ این مملکت است. هرچند که ممکن است اختلاف سلیقه یا اختلاف نگاه با مسئولان و تصمیمگیرندگان داخل کشور داشته باشد، اما دلیل نمیشود که وزن اینها را در حوزه ترانه یا شعر نادیده بگیریم و یک اثری را که در واقع مردم ایران ۵۰ سال با آن خاطره دارند و شعر بسیار زیبایی هم دارد، به این شکل خوانده شود.
شعری که از برق کفش جفت شده در گنجهها یا از بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ صحبت میکند، به این اندازه ریشه دارد. اما بعد شعر بسیار نازل و بیمحتوا را روی همان ملودی مؤلف یعنی آقای اسفندیار منفردزاده استفاده میکنند. چرا ما نباید حقی برای این افراد قائل باشیم؟ این هنرمندان از وطنشان به هر دلیلی دور هستند که البته من عمدتاً دلیل آن را سوءتفاهم میدانم. در حال حاضر هم در داخل کشور این همه اختلاف سلیقه و عقیده اجتماعی و سیاسی وجود دارد، اما همه در کشورشان زندگی میکنند. حال این عزیزان به هر دلیلی خارج از کشور هستند. آیا باید بهعنوان یک ایرانی، حقشان ضایع شود؟
اتفاقی مشابه
این خواننده با شرح اتفاقی مشابه که برایش افتاده بود، در ادامه افزود: من کاری از تورج شعبانخانی خوانده بودم با عنوان دیگه دیره. بعد متوجه شدم ۱۰ خواننده دیگر آمدند و بدون اینکه از من اجازه بگیرند آن را اجرا کردند. کار از تورج شعبانخانی بود و من فکر میکردم شاید خود تورج با اینکه کار را به من فروخته، با همان ملودی و شعر دوباره به شخص دیگری داده است. احترام نگه داشتم. اما من دستخط دارم. تمام کسانی که این اثر را خواندند و آن را در فضای مجازی پخش کردند، آیا یکی از آنها از تورج نوشتهای دارد؟ من برای آن اثر هزینه کردم و امتیاز مادی و معنویاش را خریدم، اما عدهای این کار را کردند.
به آنها حق میدهم
خشایار اعتمادی درباره لزوم حفظ اصالت برخی آثار عنوان کرد: یک اتفاق بسیار بدی که میافتد این است که اشعاری مانند مرغ سحر و … نباید تغییر کنند، بلکه باید با همان اصالتشان باقی بمانند. ای کاش ایشان میآمد و همان اثر را به همان شکل اجرا میکرد. حال اگر هم بیاجازه بود، نهایتاً آنها میگفتند چرا بدون اجازه این اثر را بازخوانی کردهای؟ نه اینکه در ملودی، شعر و تنظیم شعر بدون کسب اجازه از مؤلف دست ببرد. من بهشخصه تا به حال هیچ گفتمان و رابطهای با آقای منفردزاده و شهیار قنبری نداشتهام، به غیر از اینکه همیشه از طفولیت، شنونده آثار این عزیزان بودهام. اما این حق را به ایشان میدهم که دلخور شوند و از حق تألیف خود دفاع کنند.
چرا بنیامین آثار شاد خود را نمیخواند؟
خواننده قطعه منجی ضمن مهم دانستن حق مؤلف، به اسفندیار منفردزاده و شهریار قنبری حق داد و گفت: همین چند وقت پیش متوجه شدم که آقایی آهنگ طعنه من را که افشین یداللهی آن را سروده بود، خوانده، از او پرسیدم که چرا این کار را کردهای؟ گفت من شعر را از برادرش خریدهام. من هم با برادر مرحوم یداللهی تماس گرفتم، ایشان از من عذرخواهی کرد و گفت که پول آن آقا را پس میدهم. اما من ممانعت کردم و گفتم که از این به بعد دقت بیشتری کنند.
این آثار گاهی با همدلی و همکاری یکدیگر ساخته میشود. یعنی وقتی من و افشین یداللهی برای این اثر نشستیم، حسهایمان با یکدیگر تلفیق شده است یا اگر اثر کودکانه ساخته شده است، با احساس سه انسان یعنی مرحوم فرهاد مهراد، شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده، و در نهایت به قطعه کودکانه تبدیل شده است. خب طبیعی است اگر کسی بیاید و آن را تغییر دهد مؤلفان ناراحت شوند. این یعنی حذف کردن اثر یک نفر. تصور کنید شخصی آثار آقایان فرشچیان و آغداشلو را با تغییرات بسیار سطحی و مبتذل با نام خود در رسانه ملی ارائه دهد. اصلاً اگر کودکانه اثر بسیار خوبی است، چرا خود اثر را پخش نمیکنند.
در ضمن آقای بنیامین آثار شاد بسیار دارد مثل دیوار، ساعت، باغچه، اینها را چرا نمیخواند؟ چرا چنین اثری را به این شکل میخواند؟ در کل باید بگویم به مؤلفهای این کار حق دلخوری، پیگیری و شکایت را میدهم.
به گزارش خبرگزاری مهر، سیدعلیرضا فاطمیانپور معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری در تشریح برنامههای این سازمان در ایام نیمه شعبان گفت: با توجه به شرایط موجود و جلوگیری از شیوع ویروس کرونا و لزوم در خانه ماندن، برنامهها در فضای مجازی برگزار میشود تا مردم بتوانند با ماندن در خانه نیز در برنامهها هم مشارکت داشته باشند.
وی افزود: از جمله برنامههای نیمه شعبان میتوان به جشنواره فیلمهای «۳۱۳ ثانیهای انتظار» اشاره کرد. این جشنواره با مشارکت شبکه قرآن و مسجد مقدس جمکران و با شعار «برای ظهور، همدل باشیم» برگزار میشود. علاقهمندان برای شرکت در این جشنواره میتوانند با موضوع مهدویت، فرهنگ انتظار، عدالت، مقاومت، شهدا، اقتصاد و… در دو بخش اصلی و رقابتی و جنبی شرکت کنند. در بخش اصلی میتوانند فیلم، مستند و پویانمایی و در بخش جنبی نیز نماهنگ در ۳۱۳ ثانیه تولید و برای جشنواره ارسال کنند.
فاطمیانپور در ادامه گفت: پویش مجازی «هدیهای به امام زمان (عج)» با همکاری بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) برگزار میشود. برای شرکت در این پویش مردم میتوانند تصویر آذینبندی و چراغانی خانه و در منازل خود را در فضای مجازی به اشتراک بگذارند. همچنین میتوانند در بخشهای؛ نقاشی، طرح گرافیکی، عکسنوشت، شعر و داستان شرکت کنند. ضبط شعرخوانی، مداحی، قرائت دعای سلامتی و دعای فرج، ضبط ویدئوی یک دقیقهای و بیان دلگویه با امام زمان (عج)، تقدیم یک کار خوب در ایام نیمهشعبان به امام زمان (عج) با ثبت تصویر یا ضبط ویدئو، برگزاری جشن خانگی و جشن مجازی با ثبت تصویر یا ضبط ویدئو از دیگر بخشهای این پویش است. این پویش محدودیت سنی ندارد فقط شرکتکنندگان باید آثار خود را در اینستاگرام و با هشتک # بهیاداو و # بهسویآسمان همراه با تگ کردن صفحه بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) chashmbe_rahe۱۲@ و فرهنگسرای مترو farhangsarametro@ منتشر کنند.
وی بیان کرد: همچنین با همکاری و مشارکت شبکه پنج سیما برنامه «عطر عاشقی» که یک مجله تلویزیونی است، تولید و پخش میشود. مسابقه کتابخوانی «طاووس اهل بهشت» با محوریت کتاب «خورشید مغرب» اثر محمدرضا حکیمی به صورت مجازی از دیگر برنامههای نیمه شعبان است. ویدئوهای تصویری با عنوان «کلیپ انتظار» توسط سازمان فرهنگی هنری تولید و در فضای مجازی منتشر میشود. همچنین پرچمهایی برای نصب در تاکسیها و اتوبوسهای شهر تهران توسط این سازمان تولید میشود.
وی به برپایی نگاهگذر در ۱۶ ایستگاه مترو اشاره کرد و گفت: طرحهای گرافیکی با موضوع نیمه شعبان و با عنوان «در انتظار روز نو» در ایستگاههای متروی تهران به نمایش گذاشته میشود. همچنین کلیپهای تصویری صامت با موضوع «ظهور منجی» برای نمایش در مانیتورهای واگنهای مترو تولید و منتشر میشود.
فاطمیان پور در ادامه تصریح کرد: مانند سالهای گذشته «پویش دعای فرج» در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی همزمان با میلاد حضرت مهدی (عج) برگزار میشود. همچنین در شب میلاد حضرت مهدی (عج) با همکاری سازمان زیباسازی و ستاد نیروهای مسلح، مراسم نورافشانی در ۱۰۸ نقطه تهران اجرا میشود.
معاون فرهنگی سازمان فرهنگی هنری به رونمایی از دو آلبوم و یک قطعه موسیقی با موضوع انتظار اشاره کرد و گفت: آلبوم «شرق آدینه» به خوانندگی محمد معتمدی، آلبوم «شادمانهها» مجموعهای از قطعات موسیقی از خوانندههای مختلف با موضوع مهدویت و قطعه موسیقی به خوانندگی وحید تاج و آهنگسازی مهران مهرنیا توسط مدیریت امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری تولید و در ایام نیمه شعبان در فضای مجازی منتشر میشود.
فاطمیانپور در پایان گفت: همزمان با شب میلاد مهدی موعود برنامهای با همکاری امور مساجد و بسیج مناطق انجام میشود. ساعت ۲۰:۴۵ نور افشانی داریم. از ساعت ۲۰:۵۵ تا ۲۱ همزمان با پخش دعای فرج از تلویزیون از بلندگوی همه فرهنگسراها و مساجد دعای فرج پخش میشود و بعد از آن ساعت ۲۱ ذکر یا مهدی با مردم گفته میشود. ساعت ۲۱:۱۰ بالنهایی به صورت نمادین با عنوان «به سوی آسمان» از مجموعه فرهنگسراها به اهتزاز در میآید. همچنین طرح نذر «۳۱۳ هزار شاخه گل صلوات نذر قدوم مبارکش» با مراجعه شهروندان به این لینک در حال اجراست. علاقهمندان در این طرح ضمن نذر صلوات، میتوانند خطاب به امام زمان (عج) دلنوشته بنویسند.
جشنواره مجازی هنرهای نمایشی«تئاتر+خانه» برگزار میشود
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، جشنواره «تئاتر+خانه» با هدف فراگیری و تقویت جنبه های آموزشی، اشاعه هنر تئاتر در بین خانواده ها و با رویکرد توانمندسازی هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی کشور و نیز تاکید بر شعار «در خانه می مانیم» برگزار خواهد شد.
فراخوان این جشنواره مجازی و جزئیات برگزاری این رویداد نیز روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ۹۹ از سوی روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس منتشر و در اختیار عموم هنرمندان و اصحاب رسانه قرار خواهد گرفت.
خبرگزاری مهر– گروه هنر- محمد صابری: پرونده فصل ششم مجموعه تلویزیونی «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم، همچنان مفتوح است. سریالی بهشدت دیدهشده، با هوادارانی پروپاقرص و جدی که به سختی میتوان چشم بر نقاط ضعف نسخه «۱۵ قسمتی» پخش شده از آن در شبهای نوروز ۹۹ بست؛ نقاط ضعفی که گویی سیروس مقدم هم با پیش کشیدن مسئله ناتمام ماندن روایت این فصل و پاسخ به بخش عمدهای از ابهامات در چهار قسمت پایانی که بعدها ساخته میشود، تلویحاً بر وجود آنها در نسخه ۱۵ قسمتی فعلی، صحه گذاشت.
درباره محتوا و ساختار فصل ششم «پایتخت» پیش از این درباره بلایی که بر سر این برند محبوب در نوروز ۹۹ آمد از «سمفونی حسرتها» نوشتیم اما فارغ از متن و حواشی سریال، درباره رویکرد سازمان صداوسیما به این محصول پرمخاطب و البته حاشیهساز خود هم ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد.
در این نوشته مروری انتقادی بر اهم سیاستها و واکنشهای کلان سازمان صداوسیما در مواجهه با حواشی این سریال خواهیم داشت.
یک؛ انکار «ضعف» با «گزارش مردمی»
از اولین سیاستهای بارها تجربه شده در سازمان صداوسیما در مواجهه با انتقادات نسبت به یک سریال و یا برنامه مهم تلویزیونی، بهرهگیری از کلیشه «گزارش مردمی» است. کلیشهای که اصرار بر استمرار استفاده از آن عجیب به نظر میرسد!
از همان قسمتهای ابتدایی «پایتخت۶» بهدلیل اهمیت این مجموعه، بخشی از نقاط ضعف آن در قیاس با فصلهای قبلی خیلی زود زیر ذرهبین رسانهها قرار گرفت و جلوتر از رسانههای رسمی هم این فضای مجازی بود که فرصت انعکاس بیواسطه دیدگاههای طیفی از مخاطبان فراهم آورد. اتفاقی که با توجه به دامنه وسیع مخاطبان سریال چندان هم دور از انتظار نبود. در چنین شرایطی که موافقان و مخالفان به طرح نقطه نظرات خود درباره سریال مشغول بودند، ناگهان گویی که روابط عمومی رسانه ملی از اتفاقی احساس خطر کرده باشد، پخش گزینششده پیامهای مردمی در سامانه ۱۶۲ پیش از آغاز پخش سریال و تهیه گزارشهای مردمی در کوچه و خیابان با هدف اثبات «خوب بودن پایتخت» کلید خورد!
همزمان با این واکنش عجیب، مدیرکل روابط عمومی صداوسیما هم تلاش کرد از طریق صفحه شخصی خود در «توئیتر» درباره آمار رضایت ۹۰ درصدی مخاطبان سیما از «پایتخت» اطلاعرسانی کند.
فارغ از اینکه این تلاش سازمانی برای اطلاعرسانی درباره «نظر مخاطبان» محدود به همین یک سریال بود و شانس این را نداشتیم که در جریان نظرات مردمی درباره دیگر تولیدات پرتعداد تلویزیون در ایام نوروز قرار بگیریم، بلافاصله پس از پخش قسمت پایانی «پایتخت۶» و اوجگیری انتقادات، شرایط درباره همین سریال هم تغییر کرد و باردیگر سیاست سکوت در دستور کار قرار گرفت!
دو؛ یک نامه مهم بدون تأیید رسمی!
«لازم است بررسی شود که این اقدام (پخش سکانس پایانی قسمت ۱۵) حاصل اشتباه، بیتوجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنهانگیز ستون پنجم فرهنگی دشمن.» این جمله بخشی از نامه منتسب به رئیس رسانه ملی خطاب به معاون سیما در واکنش به انتقادات به پایانبندی «پایتخت۶» است. نامهای که خبرگزاری فارس به نقل از «منبع آگاه» بخشهایی از آن را منتشر کرد تا حواشی «برگبرنده نوروزی سیما» وارد فاز تازهای شود.
اینکه پیش کشیدن کلیدواژههایی همچون «عملیات مرموز» و یا «ستون پنجم فرهنگی دشمن» به بهانه بررسی دلایل پخش سکانس که در یک فرآیند تعریف شده با عبور از هفتخان نظارتی سازمان صداوسیما به آنتن رسیده است، چقدر میتواند منطقی باشد به کنار، نکته جالبتر اینکه این «نامه مهم» با گذشت دو روز از انتشار در فضای رسانهای هنوز بهصورت رسمی از سوی مسئولان رسانه ملی تأیید و یا تکذیب نشده است!
البته که «عدم تکذیب» در مواردی با این سطح از اهمیت خود بهترین نشانه از صحت خبر منتشرشده است اما پس از قبول صحت محتوای نامه، سوال جدیتر این است که بهواسطه کدام ملاحظهای روابط عمومی سازمان صداوسیما این نامه مهم رئیس سازمان را بهصورت رسمی منتشر نکرده است؟
این سبک از اطلاعرسانی کجدار و مریز درباره موضع رئیس سازمان را آیا نمیتوان به حساب تلاش برای کاهش بار انتقادات آن هم بدون پذیرش هزینههای احتمالی قلمداد کرد؟
سه؛ سکوت تا مرز تغییر کنداکتور؟
موضعگیری منتشرشده به نقل از رئیس رسانه ملی همانطور که انتظار میرفت، سطح حواشی «پایتخت۶» را فراتر از متن سریال برد و دوقطبیهای عجیب و غریب برسر کلیدواژههایی همچون «سانسور» و یا «نفوذ» در فضای رسانهای شکل گرفت.
در واکنش به این دوقطبی اما باردیگر شاهد اقدامی عجیب از سوی مدیران تلویزیون بودیم؛ سریالی که بازپخش مکرر آن بیش از نیمی از کنداکتور نوروزی شبکههای سیما را به خود اختصاص داده بود، به ناگهان گویی تبدیل به اثری ممنوعه شد که حذف بدون اطلاعرسانی «پشت صحنه» آن از کنداکتور شبکه یک، به شایعهپردازیها درباره آن ضریب داد.
در همین فضا بود که حتی شایعه احتمال لغو تولید قسمتهای باقیمانده از فصل ششم هم در فضای مجازی پخش شد و در قبال تمام این حرف و حدیثها تنها سیاست رسمی سازمان صداوسیما در حوزه اطلاعرسانی «سکوت» بود!
چهار؛ «شوالیه» وارد میشود!
شب گذشته و با پخش برنامه «شب صحبت» با حضور سیروس مقدم و مهدی فرجی، بالاخره شاهد شکستن «سکوت» رسانه ملی در قبال حواشی «پایتخت۶» بودیم. برنامهای که البته مهمترین وجه آن نه آنگونه که اطلاعرسانی شده بود «نقد و بررسی سریال» که اتفاقاً فرصت بهوجود آمده برای عوامل «پایتخت» و مدیریت رسانه ملی برای «پاسخ به نقدها» بود.
سیروس مقدم در مقام صاحب اثر و تا جایی که توانست به ابهامات درباره این مجموعه پاسخ داد و تلویحاً هم بخش عمدهای از نقدها را ناشی از «ناتمام ماندن روایت» در فصل ششم دانست و وعده داد که با ساخت و پخش چهار قسمت پایانی، واکنشها نسبت به سریال تغییر خواهد کرد. ادعایی که هنوز قضاوت درباره آن زود است.
فارغ از موضعگیریها و اظهارات عوامل سریال در برنامه «شب صحبت» اما جای خالی منتقدان جدی سریال و ساختار مبتنیبر «مدح»، فرصت طلایی تلویزیون برای فتح باب گفتگو میان عوامل یک سریال با منتقدانش را هدر دادمهدی فرجی مشاور پروژه «پایتخت» و از مدیران سابق شبکه یک سیما هم نمایندگی تام و تمام «مدیریت رسانه ملی» را در این برنامه برعهده گرفت و تلاش کرد با ادبیات مسئولان سازمان از دستاوردهای «پایتخت۶» و توجه آن به سیاستهای کلانی همچون ضدیت با اسرائیل و نقد دوران پهلوی بگوید.
فارغ از موضعگیریها و اظهارات عوامل سریال در برنامه «شب صحبت» اما جای خالی منتقدان جدی سریال و ساختار مبتنیبر «مدح»، فرصت طلایی تلویزیون برای فتح باب گفتگو میان عوامل یک سریال با منتقدانش را هدر داد.
شاهبیت این «مدح ساختاری» هم انتخاب محمود گبرلو برای اجرای این نشست بود. مجری محافظهکار و جواب پس دادهای که بهرغم سابقه رسانهای پیشتر نشان داده بود توانایی مدیریت یک گفتگوی صریح و مبتنیبر شفافیت و چالش را در قاب تلویزیون ندارد. تلاش گبرلو برای دفاع تام و تمام از «تلویزیون» و نه حتی «سریال» آنقدر غیرحرفهای و نچسب بود که حتی خرده تلاشهای منتقدان مدعو برنامه برای ورود به گفتگوی صریحتر با عوامل سریال را هم خنثی میکرد!
این تکاپو برای «گل و بلبل نمایی» تا جایی پیش رفت که پس از توضیحات مبسوط سیروس مقدم درباره دلایل ارجاع سکانس پایانی به یک فیلم سینمایی قبل از انقلاب و تأیید ضمنی این مسئله، مجری نشست تلاش میکرد با عباراتی مانند «به عنوان منتقد سینمایی چنین برداشتی نداشتم» و یا «حتما قصد شما این ارجاع نبوده است» بحث را به بیراهه بکشاند!
جالب اینکه در حالی روی آنتن شبکه یک شاهد موضعگیری مدافعانه گبرلو درباره نقش بدخواهان در اشاره به شباهت سکانس پایانی سریال به فیلمهای پیش از انقلاب و تلاش برای کتمان آن بودیم که پیشتر و در نامه منسوب به رئیس رسانه ملی این شباهت تأیید و بر لزوم بررسی ابعاد آن تأکید شده بود!
در آخرین روزهای سال بود که انتشار تصویر رئیس رسانه ملی بر روی جلد نشریه داخلی سازمان با لباس شوالیه، خبرساز شد و شاهد واکنشهای بسیاری در فضای مجازی نسبت به آن بودیم؛ شب گذشته اما گویی این محمود گبرلو بود که نیت کرده بود در قامت شوالیه، روی آنتن ظاهر شده تا یادآور شود «نقد با تخریب متفاوت است»، «نقدها به پایتخت غالباً کار تخریبگران بوده است»، «نظر مردم با نظر منتقدان فاصله زیادی دارد» و خلاصه اینکه «تلویزیون خیلی مردمی و خوب است»!
پرونده همه حواشی و واکنشها نسبت به مجموعه «پایتخت۶» بالاخره بسته خواهد شد اما به نظر میرسد سیاستهای کلان صداوسیما و بهخصوص زیر مجموعه روابط عمومی آن در حوزه اطلاعرسانی و مواجهه با انتقادات و حاشیهها نیاز به بازنگری جدی دارد.