دسته: فرهنگ و هنر

  • نماهنگ «انتظار» دیدنی شد/ آهنگسازی مهران مهرنیا

    نماهنگ «انتظار» دیدنی شد/ آهنگسازی مهران مهرنیا

    نماهنگ «انتظار» دیدنی شد

     

    نماهنگ «انتظار» دیدنی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، نماهنگ «انتظار» به خوانندگی وحید تاج در سالروز میلاد حضرت مهدی (عج) توسط  مدیریت موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در اختیار مخاطبان قرار گرفت.

    در این نماهنگ که به مناسبت ولادت امام زمان (عج) تولید شده اسماعیل امینی شاعر، مهران مهرنیا اهنگساز و وحید تاج گروه اجرایی را تشکیل می دهند.

  • «میراث مرتضی» روی آنتن شبکه افق

    «میراث مرتضی» روی آنتن شبکه افق

    «میراث مرتضی» روی آنتن شبکه افق
    «میراث مرتضی» روی آنتن شبکه افق

    به گزارش خبرگزاری مهر، با توجه به بیستم فروردین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، ویژه برنامه «میراث مرتضی» با محوریت برنامه روایت فتح از شبکه افق پخش می شود.

    این برنامه در سه قسمت و طی روزهای ۲۱ تا ۲۳ فروردین روی آنتن می رود.

    در این برنامه کارشناسان مختلفی همچون بهروز افخمی کارگردان سینما و تلویزیون، مهدی همایون فرد و مرتضی شعبانی حضور خواهند داشت.

    «میراث مرتضی» ساعت ۲۲ از شبکه افق پخش می شود و تکرار آن هم ساعت ۱۰ روز بعد روی آنتن خواهد رفت.

  • نسخه عجیب وزارت بهداشت برای بازگشایی سینما و تئاتر در بحران کرونا

    نسخه عجیب وزارت بهداشت برای بازگشایی سینما و تئاتر در بحران کرونا

    نسخه عجیب وزارت بهداشت برای بازگشایی سینما و تئاتر در بحران کرونا
    نسخه عجیب وزارت بهداشت برای بازگشایی سینما و تئاتر در بحران کرونا

    به گزارش خبرنگار مهر، معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به تازگی دستورالعمل‌های «گام دوم مبارزه با کووید-۱۹» را بر روی سایت رسمی این وزارتخانه منتشر کرده است.

    در بخش راهنمای مبارزه با ویروس کرونا در اماکن عمومی و مراکز جمعی، مواردی به‌عنوان «راهنمای فاصله‌گذاری اجتماعی و الزامات سلامت محیط و کار در سینماها و سالن‌های تئاتر و نمایش» تدوین شده است.

    بخشی از این راهنما دارای مواردی مختلف و در عین حال عجیب است که فارغ از میزان کارشناسی بودن طرح آن‌ها به منظور بازگشایی سالن‌های سینما و تئاتر، به‌نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از نظر امکان اجرایی شدن دچار ابهامات جدی است.

    موارد مطرح شده در این راهنما برای راه‌اندازی سالن‌های سینما و تئاتر در زمان شیوع کرونا به شرح ذیل هستند:

    ۱- مسئولین نظارت بر سالن‌های نمایش موظفند در صورت مشاهده سرفه و عطسه، از تماشاچی درخواست نمایند که سالن انتظار/نمایش/ سینما را ترک نماید.

    ۲- ضروری است ظرفیت فروش بلیت، به نصف شرایط ظرفیت اسمی سالن کاهش یابد.

    ۳- ضروری است فروش بلیط به صورت الکترونیکی انجام شود.

    ۴- کاهش مواجهه چهره به چهره کارکنان و استفاده حداکثری از تلفن، شبکه‌های اجتماعی .

    ۵- ضروری است مواجهه چهره به چهره بازیگران تئاتر با یکدیگر بر روی صحنه ی نمایش، اتاق‌های گریم ، تعویض لباس و نظایر آن با حفظ رعایت حداقل فاصله یک متر انجام شود.

    ۶- درصورتی که مواجهه چهره به چهره ناگزیر باشد باید در حداقل زمان ممکن صورت پذیرفته و حداقل فاصله ی یک متر رعایت گردد.

    ۷- اجتناب از تماس کارکنان با یکدیگر از جمله دست دادن.

    ۸- اجتناب از تجمع کارکنان در اتاق‌های پشت صحنه ، آپارات، رختکن، آبدارخانه و هر جایی که کارکنان می‌توانند تجمع نمایند.

    ۹- در صورتی که از سرویس‌های ایاب و ذهاب مشترک از جمله اتوبوس و مینی بوس استفاده می‌شود ضروری است حفظ فاصله ۱ الی ۲ متر (حداقل یک متر) بین صندلی سرنشینان، رعایت گردد و اگر از خودروی سواری استفاده می‌شود با احتساب راننده تعداد سرنشین از سه نفر نباید بیشتر باشد (صندلی کنار راننده باید بدون سر نشین باشد.)

    ۱۰- ضروری است مسئولین/ متصدیان هماهنگی لازم برای رعایت حداقل فاصله یک متر بین تماشاچیان (هنگام تشکیل صف‌ها نظیر: فروش بلیت، ورود به سالن‌های نمایش و خرید مواد غذایی از بوفه، پله برقی) انجام دهند.

    ۱۱- استقرار و چیدمان مراجعین بر روی صندلی‌های سالن‌های انتظار / نمایش باید به گونه‌ای تنظیم گردد که حداقل فاصله یک متر بین آن‌ها رعایت شود.

    وزارت بهداشت هنوز درباره این متن منتشر شده توضیحی ارائه نکرده است و مشخص نیست نقش وزارت ارشاد به‌عنوان متولی اصلی این بخش در تدوین و تصویب موارد مطرح شده برای بازگشایی سالن‌های سینما و تئاتر در این آیین‌نامه چه بوده است. هنوز درباره زمان‌بندی احتمالی ابلاغ و اجرای این طرح هم خبر دقیقی مخابره نشده است.

    به نظر می‌رسد تمامی موارد بالا بدون داشتن نگاه کارشناسانه و استفاده از نظرات متخصصان و کارشناسان حوزه تئاتر نگاشته شده‌اند.

    متن کامل «راهنمای گام دوم مبارزه با کووید-۱۹ (کرونا ویروس) فاصله گذاری اجتماعی و الزامات سلامت محیط و کار در سینماها و سالن‌های تئاتر و نمایش» را اینجا بخوانید کنید.

  • برپایی جشن نیمه شعبان در رادیو نمایش

    برپایی جشن نیمه شعبان در رادیو نمایش

     

    برپایی جشن نیمه شعبان در رادیو نمایش

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، در برنامه امروز «بهار نارنج» رادیو نمایش درباره نیمه شعبان و خواسته های مردم از امام زمان «عج» به صورت پیامکی و تلفنی با مخاطبان گفتگو شد.

    علاقه مندانی که موفق به شنیدن این برنامه نشده اند می توانند با مراجعه با سایت http://radionamayesh.ir/ و قسمت جدول پخش ، این برنامه را دانلود کرده و بشنوند.

    «بهار نارنج » ویژه برنامه صبحگاهی رادیو نمایش است که به تهیه کنندگی آزاده شاهرخ مهر ،ساعت  ۹ تا ۱۰:۳۰ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود.

  • توضیحات سازمان سینمایی درباره کمک رفاهی به اعضای خانه سینما

    توضیحات سازمان سینمایی درباره کمک رفاهی به اعضای خانه سینما

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، حیدری خلیلی معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی با اشاره به آخرین جلسه «کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما» در سال گذشته گفت: با پیشنهاد نمایندگان صنوف که در این کارگروه حضور دارند مقرر شد بخشی از اعضای فعال سینمای ایران که با شرایط سخت تری مواجه هستند و بویژه در صنوف کارگری خانه سینما عضو هستند ، در قالب پرداخت کمک هزینه رفاهی شب عید حمایت شود.

    وی افزود: قرار شد افرادی مانند زنان سرپرست خانوار، از کار افتادگان، بیماران خاص، بیکاران فصلی خانه سینما، مشاغل سخت در اولویت بهره مندی از این تسهیلات حمایتی باشند. بر اساس همین اصل قرار شد خانه سینما پیشنهادات خود را ارائه کند و اعلام کردیم افراد مشمولی که انتخاب می شوند حتما باید توسط صنف انتخاب و تایید بشوند و این کمک هزینه به حساب قانونی افراد مشمول واریز شود.

    این عضو کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما تاکید کرد: بر اساس مصوبه کارگروه اعضایی که حقوق بگیر و کارمند نهادهای دولتی و غیر دولتی هستند مشمول این حمایت نیستند.

    معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی رقم حمایتی در نظر گرفته شده برای هر نفر را ۵۰۰ هزار تومان اعلام کرد و گفت: خانه سینما پس از برسی ها ۲۵۲۳ نفر از ۲۸ صنف را طی نامه رسمی به سازمان سینمایی انعکاس داد و بنا به مصوبه کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما منابع حمایتی از محل توافقنامه سالانه فی ما بین سازمان سینمایی و خانه سینما از ردیف کمک رفاهی به اهالی سینما تامین و قرار شد لیست کامل پرداختی به مشمولان در اختیار سازمان قرار گیرد.

    حیدری خلیلی افزود: نسبت به لیستی که در شب عید اعلام شد ۱۰۰ نفر هم از اعضای کانون کارگردانان به مشمولان این طرح حمایتی اضافه شد و بر این اساس مجموع اعضای مشمول معرفی شده به ۲۶۳۳ نفر از ۲۹ صنف و گروه خاص رسید.

    وی ادامه داد: اعتبار حمایتی مذکور از محل توافقنامه سال ۹۸ تامین و در ۲۷ اسفند به خانه سینما پرداخت شده است.

    معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی سازمان سینمایی تاکید کرد: مطابق مصوبه کارگروه، اسامی اعضای دارای اولویت مطابق جدول پیشنهادی خانه سینما توسط روسای صنف مشخص می شوند و در اختیار خانه سینما قرار می گیرد. به خانه سینما اعلام شده است حداکثر تا ۲۷ فروردین جاری فهرست کامل دریافت کنندگان به صورت محرمانه به سازمان سینمایی اعلام شود و چنانچه تا آنروز به هر دلیلی واریز انجام نشده است پرونده بسته می شود و باقیمانده مبلغ حمایتی در حساب های فی مابین منظور خواهد شد.

  • «گذشته استمراری» بهترین فیلم کوتاه داستانی جشنواره چنای هند

    «گذشته استمراری» بهترین فیلم کوتاه داستانی جشنواره چنای هند

    «گذشته استمراری» بهترین فیلم کوتاه داستانی جشنواره چنای هند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «گذشته استمراری» به نویسندگی کریم امینی، آرمین طهماسبی، علی باطنی و کارگردانی شیوا طاهری جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی از هفتمین دوره جشنواره Chennai هند را دریافت کرد.

    این فیلم پیش از این در سیزدهمین دوره جشنواره فیلم Taos Shortz آمریکا، جشنواره بین المللی فیلم Varese ایتالیا انتخاب شده و در شانزدهمین دوره جشنواره فیلم Minikino اندونزی نیز به نمایش در آمده است.

    شهره سلطانی، پیام احمدی نیا، بهروز پناهنده و سامان مهکویه بازیگران اولین فیلم کوتاه شیوا طاهری هستند.

    از دیگر عوامل فیلم کوتاه گذشته استمراری می توان به مشاور کارگردان: کریم امینی، طراح و ارائه دهنده ایده: شیوا طاهری، فیلم بردار: مرتضی خان محمد، دستیار کارگردان: فرید فلاحی، تدوین: زهره احمدی، مدیر روابط عمومی و مشاور رسانه ای: سیدمحمدصادق سیادت، پخش بین المللی: لیمو فیلم اشاره کرد.

  • «سربازان بدون اسلحه» در مواجهه با «کرونا»/ درگیر جنجال سیاست نشدم

    «سربازان بدون اسلحه» در مواجهه با «کرونا»/ درگیر جنجال سیاست نشدم

    «سربازان بدون اسلحه» در مواجهه با «کرونا»/ درگیر جنجال سیاست نشدم

     

    «سربازان بدون اسلحه» در مواجهه با «کرونا»/ درگیر جنجال سیاست نشدم
    «سربازان بدون اسلحه» در مواجهه با «کرونا»/ درگیر جنجال سیاست نشدم

    مجید شیدا کارگردان سینمای مستند که این روزها مشغول ساخت مستندی با نام موقت «سربازان بدون اسلحه» با محوریت مبارزه با کروناست در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این مستند گفت: این فیلم از یک دغدغه شخصی می‌آید. زمانی که اولین خبرها از ویروس کرونا منتشر شد به خودم می‌گفتم کاش پرستار یا پزشک بودم و می‌توانستم در بیمارستان‌ها به مردم کمک کنم. باید عنوان کنم که بیماری کرونا در ابتدا حتی برای خودم هم جدی نبود و فکر می‌کردم به زودی مرتفع می‌شود ولی وقتی کمی موضوع بالا گرفت، در تمام شهرها گسترش پیدا کرد و مسئولان هم کمی از خواب بیدار شدند دیدم موضوع جدی است و تصمیم گرفتم در شهر خودم یزد درباره این بیماری مستندی بسازم.

    این مستندساز ادامه داد: چیزی که همیشه برایم قابل توجه بود این بود که از چه زاویه‌ای به این مساله باید نگاه کنم. در حال حاضر فیلم‌های زیادی با محوریت کرونا در حال ساخت است که هر کسی هم با رویکرد و نگاهی به این مساله می‌پردازد اما فیلم من شخصت‌محور است، یعنی سعی کردم درگیر این جنجال‌های سیاسی و مطبوعاتی نشوم و بیشتر نگاه انسانی به قضیه کرونا داشته باشم به خاطر همین از طریق پزشکی به نام خانم دکتر آخوندی از پزشکان یزدی که در حال مبارزه با کروناست با بیماری مواجه شدم.

    وی افزود: من وقتی با این خانم دکتر آشنا شدم، در طول ساخت فیلم متوجه شدم که خانواده‌اش هم دچار بیماری کرونا شده‌اند. خودش هم چند روزی در بیمارستان بستری بود. خودم هم وقتی وارد بیمارستان شدم دیدم داستان خیلی متفاوت‌تر از این خبرهایی است که می‌شنویم. یعنی حداقل ۵۰ درصد کادر درمانی درگیر بیماری کرونا هستند.

    مستندی که تا پایان «کرونا» ادامه دارد

    این کارگردان توضیح داد: در «سربازان بدون اسلحه» از موضوع خانم دکتر آخوندی وارد داستان بیمارانی می‌شویم که کرونا دارند و بعد پرستاران، کادر درمانی‌ای که گرفتار بیماری و بستری شده‌اند و حتی برخی از فوت شده‌ها و فشاری که روی افراد وجود دارد را روایت می‌کنیم. داستان این فیلم تا پایان بیماری کرونا در ایران ادامه خواهد داشت. یعنی صرفاً اینطور نیست که نشان بدهیم یک سری پرستار کار می‌کنند و درگیر این بیماری هستند.

    وی افزود: همین خانم آخوندی خودش حدود ۲ ماه است که نتوانسته خانواده‌اش را ببیند، چون او میبُدی است اما در بیمارستان شهید صدوقی یزد در حال فعالیت است. پایان فیلم را هم چنین طراحی کرده‌ایم که او بعد از چند ماه نزد خانواده‌اش باز می‌گردد اما او فعلاً کرونا گرفته و نمی‌تواند نزدیک خانواده‌اش شود. البته وقتی مستند می‌سازی یک سری مسائل در لحظه رخ می‌دهد و در روند فیلم تغییر ایجاد می‌کند که اصولاً جذاب است اما مهمترین نکته این است که وقتی به آنجا رفتم، متوجه شدم که چقدر کادر درمان گرفتار هستند و با همین حال کار می‌کنند. تمام پزشکانی که با آن‌ها مواجه شدم، دوره ابتلاء را پشت سر گذاشته و پس از درمان مجدد مشغول به کار شدند.

    جرئت نکردم کسی را برای مستندم به بیمارستان ببرم

    شیدا درباره فیلمبرداری این اثر اظهار کرد: فیلمبرداری «سربازان بدون اسلحه» از ۲ روز مانده به عید آغاز شده و تاکنون حدود ۴۰ درصد از فیلمبرداری این اثر انجام شده است. این را هم باید بگویم که تمام کارهای این فیلم به جز تدوینش را خودم انجام می‌دهم، چون جرئت نکردم کسی را به فضاهای بیمارستانی ببرم اما خودم کامل در بیمارستان هستم از روز اول هم برایم مهم نبود که دچار بیماری کرونا شوم البته وقتی وارد مستندسازی در چنین عرصه‌هایی می‌شوی، باید جرئتش را هم داشته باشی. الان هم نشانه‌های کرونا را دارم مثلاً حس بویایی و چشایی‌ام کم شده و تب دارم که حاد نیست ولی وقتی در آن فضا قرار داری و ارتباط مستقیم با پزشکان و بیماران داری خواه ناخواه این اتفاق می‌افتد.

    این کارگردان ضمن بیان این مطلب که در حال حاضر کرونا یک بیماری جهانی است به طوری که بعدها قضیه آن را در تاریخ می‌نویسند اما آنچه مهمتر است پیامدهای این بحران برای اقتصاد و اجتماع است که بسیار گسترده‌تر است، مطرح کرد: ما یک پیک دیگر هم داریم که با این شرایط افزایش تردد قطعاً تعداد افراد درگیر، بیشتر می‌شود. برای مثال در یزد هم تردد افزایش پیدا کرده است از همین رو از ۲۵ فروردین به بعد احتمالاً روند بیماری صعودی می‌شود.

    شیدا عنوان کرد: در طول ساخت این مستند خانواده‌ای را دیدیم که پدر، مادر و پسرشان بستری بودند و متوجه شدم پسر خانواده مغازه‌ای داشته و بیماری از شاگردش به او منتقل شده است و سپس او به خانواده منتقل کرده است. بعد از چند روز این پسر را دیدیم و متوجه شدم پدر خانواده فوت شده و مادرش در آی سی یو بستری است. واقعاً قرنطینه خانگی را باید رعایت کنیم و اگر با فامیل و دوست و آشنا رابطه‌ای نداشته باشیم وضعیت بهتر می‌شود.

    این کارگردان در پایان اظهار کرد: یک بار دیدم همین خانم آخوندی به علت بیماری کرونا در بیمارستان بستری بود ولی در اتاق بغلی، یکی از بیماران حالش بد شد و از روی تخت افتاد اما همین خانم دکتر با آن حال بدش از روی تخت خود بلند شد، به اتاق بغلی رفت، مریض را ویزیت کرد و دوباره روی تخت خود آمد. به همین دلیل بعد انسانی جریان مبارزه با ویروس کرونا برای من جذاب است چراکه کادر درمان جان فشانی می‌کنند و خودشان در خطر هستند.

  • اسکار سینمای آلمان برگزار می‌شود/ اهدای لولا ۲۰۲۰ در خانه

    اسکار سینمای آلمان برگزار می‌شود/ اهدای لولا ۲۰۲۰ در خانه

    اسکار سینمای آلمان برگزار می‌شود/ اهدای لولا ۲۰۲۰ در خانه

     

    اسکار سینمای آلمان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، آکادمی فیلم آلمان تصمیم گرفته تا به جای لغو اهدای جوایز لولا که معادل اسکار در سینمای آلمان است، این مراسم را بدون جشن معمول در ۲۴ آوریل (۵ اردیبهشت) برگزار و به صورت زنده پخش کند.

    آلمان اعلام کرده جوایز معادل اسکار خود را از برلین و با وجود قرنطینه کشور به دلیل گسترش ویروس کرونا، در مراسمی زنده برگزار می‌کند.

    جوایز فیلم آلمان که امسال هفتادمین دوره‌اش را برگزار می‌کند البته به جای جشن همیشگی خود، بدون مهمانان و شرکت کنندگان و بدون حضور نامزدها و برندگان به معرفی برترین چهره‌های سال می‌پردازد و برندگان از خانه‌هایشان شاهد مراسم خواهند بود.

    شرلی هورمان که مدیر امسال این مراسم است در این زمینه گفت: باوجود اینکه همه مرزها دارند بسته می‌شوند و ما در شرایط اضطراری هستیم و باید از خودمان محافظت کنیم، هنوز می‌خواهیم راهی برای جشن گرفتن و تجلیل از نامزدها و برندگان پیدا کنیم و برنامه‌ای زنده و البته بی‌نظیری خلق کنیم.

    میزبان امسال مراسم جوایز فیلم آلمان ادین هازانوویچ بازیگر است. در این مراسم حدود ۳.۲ میلیون دلار جایزه از سوی وزارت فرهنگ آلمان به نامزدها و برندگان اهدا می‌شود.

    نامزدها و برندگان نیز از خانه به صورت زنده در مراسم حضور خواهند داشت.

    امسال فیلم «آلکساندر پلاتز برلین» ساخته برهان قربانی که اقتباسی از اثر کلاسیک سال ۱۹۳۰ در دوران مدرن است، با نامزدی در ۱۱ بخش پیشتاز کسب جایزه است که شامل بهترین فیلم و بهترین کارگردانی نیز می‌شود.

    درام اجتماعی «خرابکار سیستم» ساخته نورا فینگشایت نیز پشت سر این فیلم قرار دارد. این فیلم در ۱۰ بخش نامزد کسب جایزه شده و در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین سال پیش با موفقیت زیادی روبه رو شد.

    اولریش ماتس رییس آکادمی فیلم آلمان گفت: حتی در چنین موقعیت خاصی، باید از فیلم‌های فوق العاده سال به درستی تجلیل شود.

  • تعطیلی برادوی تا تابستان تمدید شد/ وضعیت کرونایی تئاتر نیویورک

    تعطیلی برادوی تا تابستان تمدید شد/ وضعیت کرونایی تئاتر نیویورک

    تعطیلی برادوی تا تابستان تمدید شد/ وضعیت کرونایی تئاتر نیویورک
    تعطیلی برادوی تا تابستان تمدید شد/ وضعیت کرونایی تئاتر نیویورک

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که برادوی پیشتر اعلام کرده بود تا ۱۳ آوریل (۲۵ فروردین) تعطیل می‌شود، اکنون به دلیل گسترش شیوع ویروس کرونا در نیویورک، اعلام کرده زمان تعطیلی‌اش تمدید می‌شود و تا ۷ ژوئن (۱۷ خرداد) ادامه می‌یابد.

    با وجود این بسیاری از دست اندرکاران برادوی معتقدند اجراها حتی تا جولای هم از سرگرفته نمی‌شود و برخی پیش‌بینی می‌کنند صحنه‌های برادوی تا سپتامبر (شهریور) هم خالی بمانند.

    این تصمیم به معنی آن است که شماری از نمایش‌های پیش بینی شده برای امسال اصلاً امکان روی صحنه رفتن پیدا نمی‌کنند و این در حالی است که پیش از این هم این سرنوشت برای نمایش‌های «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد» و «جلادان» رقم خورده بود.

    هنوز روشن نیست تکلیف مراسم جوایز تونی چه خواهد شد و مراسم اهدای این جوایز که قبلاً از ماه ژوئن به تعویق افتاده بود، چه زمانی روشن می‌شود. پیشتر گفته شد هفتاد و چهارمین دوره اهدای جوایز تونی ۷ ژوئن برگزار نمی‌شود، اما زمان برگزاری آن تعیین نشد.

  • عکس آقاجان

    عکس آقاجان

    عکس آقاجان
    عکس آقاجان

    نوروز امسال شاید خاص‌ترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوت‌تر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو می‌شوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری می‌کند. یادداشت‌های که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر می‌شود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایت‌هایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارش‌گونه است و گاه کاملاً حس‌برانگیز.

    آنچه در ادامه می‌خوانید داستانی است از فریده ترقی داستاننویس نیشابوری و ساکن جزیره کیش با موضوع زندگی در شرایط سخت. بحرانی وی پیش از این دو مجموعه داستان با عنوان «عبور از نقطه تلافی» و «پاراگراف» را طی دو سال قبل منتشر کرده است و از نویسندگان برگزیده جایزه ملی خلیج فارس نیز به شمار می‌رود.

    عکس آقاجان را از روی طاقچه برمی‌دارم. آستر نم‌دار را آرام می‌کشم روی کناره‌های قاب و چشمان مهربانش …انگار همین دیروز بود که روی زانویش می‌نشستم و سرم را تکیه سینه‌اش می‌دادم. کف دست زبرش را آرام روی صورتم می‌کشیدم و می‌خندیدم. سایه‌ای محو از صورتم روی چهره‌اش می‌افتد. نگاهم در سیاهی چشمانش ذوب می‌شود. می‌گوید: ” با من بیا! “

    می‌خندد. دمپایی‌هایم را می‌پوشم و دنبالش می‌روم. نسیم خنک عصرگاهی لابه‌لای موهایم می‌پیچد. می‌پرسم: ” کجا می‌رویم؟ “

    برمی‌گردد و با انگشتش درخت توت را نشان می‌دهد. روی قطورترین شاخه‌اش تابی طنابی بسته‌شده جیغ می‌کشم و به‌طرف تاب می‌دوم.

    صدای باز و بسته شدن در حیاط را می‌شنوم. پیشانی آقاجان را می‌بوسم و عکس را روی طاقچه می‌گذارم. رحمان در خانه را باز می‌کند. سلامش که می‌کنم سری می‌جنباند و چترش را تکیه دیوار می‌دهد. آب از شیارهای چتر چکه می‌کند کف سیمانی خانه، از جیبش دسته‌ای اسکناس بیرون می‌آورد و کنار عکس آقاجان می‌گذارد. می‌نشیند و پشتش را تکیه گچ دیوار می‌دهد. برایش چایی می‌ریزم. زیرچشمی نگاهی به خط صاف لب و ابروهای گره‌خورده‌اش می‌اندازم. کنارش می‌نشینم. استکان خالی چایی را توی سینی می‌گذارد. می‌گوید:

    “دلم را خوش کرده بودم موقتی ست درست می‌شود. “

    نگاهش را می دزد و انگشتانش در هم گره می‌شوند.

    ” امسال همان خرج یومیه خوردوخوراکمان برسد باید خدا را شکر کنیم، دست روی هر چه می‌گذاری قیمتش چند برابر شده! “

    زیرچشمی نگاهی به پرده می‌کنم. صدای خش‌خش ورق زدن کتاب و دفتر بچه‌ها نمی‌آید. دلم فشرده می‌شود. حتماً مداد لای انگشتانشان وارفته. طول سال هر چه خواسته بودند خریدش را حواله عید کرده بودم. می‌پرسم: ” چرا این‌جوری شده؟ “

    دلش سرریز می‌کند و می‌گوید:

    ” آن‌وقت که پا داشتم و روی زمین کار می‌کردم، زیر آفتاب دانه به دانه گوجه‌فرنگی سوا می‌کردم و در جعبه می‌چیدم. محصول را مفت می‌خریدند از وقتی‌که درد پا امانم را برید و نگهبان شدم همه‌چیز گران شد! “.

    سینی را برمی‌دارم و خودم را به پختن شام سرگرم می‌کنم. رحمان بی‌کلامی عقب می‌کشد. سرش را به پشتی تکیه می‌دهد و چشمانش را می‌بندد. دلم گرفته، دیگر چیزی به عید نمانده، مشتی آب روی گندم‌های جوانه‌زده می‌پاشم. نگاهم روی ساقه نازک و سفیدشان ثابت می‌ماند. اگر گندم بیشتری نم کنم می‌توانم سمنوی عید را بپزم، یک‌شب تا صبح بیدار می‌مانم و آماده‌اش می‌کنم. می‌دهم رحمان به کارمندهای شرکتشان بفروشد …درست می‌شود! باد در پرده آشپزخانه چین می‌اندازد و هوای نم‌دار بارانی داخل می‌زند. دو روز است که ابرهای تیره کف آسمان خزیده‌اند و دل‌گرفته‌شان را سبک می‌کنند. چشمانم را می‌بندم و برای لحظاتی به صدای برخورد قطرات به سقف گوش می‌دهم. آخرین استکان را زیرآب می‌گیرم. تازه زردی ته‌مانده چایی از کف بالا خزیده که برای لحظه‌ای همه‌جا در نوری سفید روشن می‌شود و پشت‌بندش تبری از ناکجا کوبیده می‌شود به سقف آسمان! رعد شیشه را می‌لرزاند و استکان از لای انگشتانم سر می‌خورد در گودی ظرف‌شویی! فریاد “یا ابوالفضل ” ناخواسته از گلویم بیرون می‌زند. باران شدت می‌گیرد. ترسی مرموز به دلم می‌خزد. برمی‌گردم راهرو، رحمان رنگ‌پریده گیج و منگ اطرافش را نگاه می‌کند. قطرات باران بی‌محابا و مدام بر سقف و شیشه‌ها کوبیده می‌شوند. خانه در تاریکی فرو می‌رود. در را باز می‌کنم…آب داخل حیاط راه افتاده است. سرم را بالا می‌گیرم، آنچه می‌بینم دیگر باران نیست، کسی شیر آبی با دهانه‌ای به وسعت آسمان را بازکرده. فریاد یا خدا تا بیخ گلویم بالا می‌آید. در اندک روشنایی کوچه، آبی گل‌آلود از زیر در به‌شدت قل می‌زند و داخل می‌شود. بدنم خشک‌شده. خیره به آب تیره صدای جیغ می‌شنوم، همهمه…یا خیال می‌کنم؟ آب جلو چشمان حیرت‌زده‌ام کله می‌کند. صداها واضح‌تر می‌شوند فریادهای کمک، اسامی آشنا، ناآشنا، جیغ‌هایی که در نیمه ساکت می‌مانند. کسی داد می‌کشد سد خراب شده! و پشت‌بندش باز ضجه زنی است و غرش آسمان و صدای قل خوردن، کوبیده شدن! دستی به جلو هلم می‌دهد، برمی‌گردم. رحمان است با بچه‌ها! صدای هق‌هق گریه‌شان را می‌شنوم. دندان‌هایشان به هم می‌خورد. از سرماست یا ترس؟ با آن لباس‌های نازکشان حتماً سرما می‌خوردند. رحمان با دست به سمت راه‌پله حیاط اشاره می‌کند و داد می‌زند:

    ” برویم پشت‌بام! “

    دخترم را بغل کرده. دست پسرم را گرفته و دنبال خودش می‌کشاند. هنوز چند قدم نرفته‌اند که آب دور بدنشان می‌پیچد. پسرم برمی‌گردد. وحشت‌زده نگاهم می‌کند. آب گل‌آلود سرد به کمرش رسیده! رحمان، سلان سلان به‌طرف راه‌پله می‌رود. دستان دخترم دور گردنش حلقه شده، باورم نمی‌شود …یکهو…چی شد؟ نکند کابوس باشد! داشتیم باهم چایی می‌خوردیم! …آب تیره سرازیر می‌شود کف اتاق، کله می‌کند و اوج می‌گیرد. چیزی به‌سختی به در بسته حیاط کوبیده می‌شود و زبانه را از جایش می‌کند. سیاهی جسمی برای لحظه‌ای در چهارچوب در مکثی می‌کند و به جلو رانده می‌شود. موجی جدید داخل می‌آید. به‌قدر یک وجب تا رسیدن به طاقچه مانده.

    فریادی محو در زوزه باد می‌پیچد:

    “چه‌کار می‌کنی زن بیا بالا! “

    برمی‌گردم سمت طاقچه، چیزی نمانده که قاب عکس شناور شود. بدنم را تکیه دیوار می‌دهم و خودم را به جلو می‌کشم. سرما لرز به چانه‌ام انداخته… می‌ترسم. آقاجان دستش را به طرفم دراز می‌کند. نزدیک که می‌شوم. زیر بغلم را می‌گیرد و در هوا می‌چرخاند. پاهایم را روی شانه‌اش مهار می‌کند. دست‌هایم محکم حلقه می‌شوند دور گردنش. صدایی در شرشر باران می‌پیچد.

    “مامان! “

    کیف و کتاب بچه‌ها روی سطح آب چرخ می‌خورند.

    ” بیاااا “

    برای لحظه‌ای همه‌جا در نوری سفید روشن می‌شود و باز دل آسمان می‌ترکد…

    آب تیره زیر پاهایم چرخ می‌خورد و از سینه‌ام بالا می‌زند. آقاجان نگاهم می‌کند. نگران است. این قاب عکس تنها یادگاری ست که برایم مانده. بوی گلاب توی دماغم می‌پیچد. چشمانم را باز می‌کنم. زن‌ها دوره‌ام کرده‌اند. یکی داد می‌زند: ” بهوش آمد خدا رو شکر! “

    سرم گیج است. صدای قران می‌آید. افتان‌وخیزان جلو می‌روم. چند نفر زیر بغلم را می‌گیرند تا برمگردانند. کسی می‌گوید: ” کاری نداشته باشید. بگذارید برود. “

    خودم را روی خاک کپه شده می‌اندازم. درد گلوله شده در سینه‌ام می‌ترکد و هق‌هق گریه‌ام بلند می‌شود. بازوانم دور قاب عکس حلقه می‌شوند.

    یک نفر هوار می‌کشد. ناله‌ای ممتد که در بغض می‌شکند. ملتمسانه. صدای رحمان است یا آقاجان! بیشتر شبیه نعره‌ای شلاق‌خورده است، درهم‌شکسته، …آب سرد زیر پاهایم چرخ می‌زند و از دیوار جدایم می‌کند. دست‌وپا می‌زنم تا به چیز ثابتی چنگ بزنم. صدای گریه می‌آید. مقوایی نم‌کشیده دور دستم می‌پیچد. در غرش رعد همه‌جا روشن می‌شود. تصویر آقاجان هست. نگاهش دلم را گرم می‌کند. آمده تا کنارم باشد. صدای جیغ می‌آید. ضجه، کسی باران را نفرین می‌کند. آسمان را نفرین می‌کند… دستی دور گردنم حلقه می‌شود.