پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی اهالی فرهنگ و هنر ادامه مییابد
به گزارش خبرگزاری مهر، صندوق اعتباری هنر روز سه شنبه بیست وششم فروردین ماه با انتشار اطلاعیه ای از استمرار پرداخت سه ماه حق بیمه تامین اجتماعی اهالی فرهنگ، هنر و رسانه خبرداد.
در این اطلاعیه آمده است:
«با توجه به مصوبه هیئت مدیره صندوق اعتباری هنر در خصوص پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی اعضا و پشتیبانی و قول مساعد وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مبنی بر حمایت همه جانبه از پرداخت سه ماه حق بیمه هنرمندان، این تصمیم به قوت خود باقی است.
لازم به ذکر است با مشخص شدن فرایند اجرایی این تصمیم و در مهلت قانونی پرداخت حق بیمه، اطلاع رسانی کامل انجام خواهد شد.»
کانون کارگردانان سینمای ایران قاچاق «خروج» را محکوم کرد
سینمای ایران قاچاق «خروج»
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی کانون کارگردانان سینمای ایران، کانون کارگردانان سینمای ایران در نامهای خطاب به حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی قاچاق فیلم سینمایی «خروج» ساخته ابراهیم حاتمیکیا را محکوم کرد.
متن نامه کانون کارگردانان سینمای ایران به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر حسین انتظامی
ریاست محترم سازمان سینمایی
متاسفیم که قاچاقچیان فرهنگی این بار فیلم «خروج» ساخته آقای ابراهیم حاتمیکیا را در نخستین ساعات عرضه اینترنتی هدف تاراج خود قرار دادهاند. کانون کارگردانان سینمای ایران ضمن محکوم کردن قاچاق این فیلم خواستار برخورد جدی با سارقان، تکثیرکنندگان و همچنین فروشندگان غیرقانونی آن است.
متأسفانه هنوز کپی رایت و حق مالکیت آثار فرهنگی-هنری و به خصوص محصولات تصویری توسط نهادهای اجرایی و نظارتی چندان و به طور جدی به رسمیت شناخته نشده و با سارقان آثار و اموال صاحبان این آثار برخورد ضروری و سخت قانونی نمیشود.
تا زمانی که شرایط اینگونه باشد و ستاد صیانت از محصولات فرهنگی از حالت «فرمایشی» به «اجرایی» درنیاید، وضعیت همین خواهد بود و سرمایههای مادی و معنوی دستاندرکاران سینما به سادگی و به سرعت غارت خواهد شد.
از حضرتعالی خواستاریم از تمامی نهادهای نظارتی و اجرایی بخواهید با دزدان آثار سینماگران هر چه زودتر برخورد شود.
در جستجوی زمان پیش رو/تحلیل حضور در نمایشگاههای کتاب بینالمللی
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ: کرونا مناسبات نشر در جهان و ایران را وارد تعاریف تازهای کرده است. بسیاری از نمایشگاههای معتبر نشر در جهان به دلیل کرونا شکل برگزاری خود را تغییر دادهاند و از سرنوشت نمایشگاه کتاب تهران نیز کماکان خبری نیست. در این میان اما درباره آینده حضور ناشران در بازارهای جهانی و رونق بیزینس آنها و نیز چگونگی حضور ایران در بازار جهانی نشر و کتاب کماکان نظرات مختلفی ارائه میشود.
احمد شاکری مشاور مدیرعامل مؤسسه نمایشگاههای فرهنگی ایران در امور بینالمللی در مقالهای که در ادامه میخوانید تحلیلی جامع از وضعیت حضور در بازارهای جهانی نشر و لزوم آیندهنگری درباره آن ارائه کرده است.
مشروح متن مقاله مذکور به شرح زیر است:
این روزها نگاهی مختصر به آمار و اخبار نمایشگاههای مختلف بینالمللی گویاست که شرایط برخلاف پیشبینیهای سال گذشته صاحب نظران به سمت و سویی دیگر میرود؛ از تعطیلی تا بلاتکلیفی در برگزاری این نمایشگاهها اعم از هنری، گردشگری، اقتصادی و البته کتاب. هرچند ارقام گردش مالی و ضررهای وارده به کسب و کار دیگر حوزهها بیشتر از نمایشگاههای کتاب به نظر میرسد ولی همین رکود خود باعث چارهاندیشی کارشناسان و ناکارشناسان این حوزه برای یافتن امکانهای جایگزین پیشرو شده است. محاسباتی که پیشتر در هیچگونه آیندهنگری نمیگنجید و نقشه راهی که لاجرم نیاز به بازبینی و چارهاندیشی دارد. نگاهی که با بهرهگیری از شرایط غیرقابلپیشبینی، بتواند برنامهریزی و تقویت بضاعت موجود را به همراه داشته باشد و تلاش نماید طرحی نو دراندازد. بر همین اساس نمایشگاههایی نظیر بولونیا به دنبال یافتن جایگزینی همچون نمایشگاه مجازی برای دوره اخیر خود افتادند و برخی نیز از خیر برگزاری این دوره گذشتند و نمایشگاه کتاب فرانکفورت، به عنوان معتبرترین نمایشگاه کتاب بینالمللی، کماکان منتظر بررسی شرایط جدید مهار بیماری کروناست. شرایطی که زنگهای بستن مرزهای اتحادیه اروپا تا دستکم ماه سپتامبر را به صدا درآورده و همین امر ضرورت توجه به صورتبندی جدید حضور در نمایشگاههای مختلف بینالمللی و حمایت و جبران آسیبهای اقتصادی حاصل از بحران جهانی کرونا را افزایش میدهد. یادداشت حاضر میکوشد با نیمنگاهی به گذشته و حال برخی مسائل نشر بینالملل، پیشنهاداتی در خصوص آینده و افق پیش روی آن ارائهنماید. افقی که علاوه بر حقیقت میتواند ریشه در مجاز نیز داشته باشد.
میگویند آیندهپژوهی ترسیم آیندههای ممکن و تلاش برای دخالت و دستکاری در آینده بر مبنای سناریوهای ممکن و تغییر این سناریوها به نفع خود است. در حقیقت مسئله اصلی در روند آیندهپژوهی یک رویداد، شکلدادن و تعریف «مجموعه آینده» های احتمالی است. حال سؤالی که مطرح میشود این است که چگونه میخواهیم در میانه آینده مبهم صنعت نشر بینالمللی، برای نشر ایران راههای متفاوتی از مسیرهای آزموده شده طراحی کنیم؟ چگونه میتوان شرایط را از شرایط واقع به شرایطی که خودمان میخواهیم، تغییر دهیم؟ و چه روشهایی باید به کار ببریم؟ چگونه در میان تهدید پیش آمده حاصل از کرونا میتوان آن را به فرصت تبدیل کرد؟ چگونه در شرایط پیشآمده حاصل از کرونا و احتمال حذف نمایشگاه فیزیکی، به سمت راهکارهای مطابق با وضعیت جدید پیش رفت؟
بازخوانی مقطع دهساله حضور در نمایشگاههای بینالمللی کتاب گویای منحنی رشد و صعود مسیر طی شده در این مقطع زمانی است. مسیری که برآیند تلاش چندین مجموعه جهت حضور متفاوت و با نگاهی به چشم انداز اینحضور در سالیان آتی بوده است؛ حضوری که با قوتها و ضعفهای خودش، بر اساس نگاه مدیریتی اوج و حضیض خودش را داشته است. به نظر میرسد حضور در هر فعالیتی، نیازمند تعریف و بازبینی استانداردهای منحصر به خود و لزوم نقد صریح و مصلحانه کارنامه ارائه شده در هر مقطع است؛ نقدی که از اولین حلقه تولید اثر تا انتهای حلقه را در برگرفته و تنها ناظر به روند اجرای کار نیست. هرچند برخی منتقدان میگویند یکی از معضلات مهم در منش حرفهای نشر بینالملل کشورمان رفتار جزیرهای زنجیرههای مختلف این حلقه از یک طرف و گاهی بهکارگیری یک نسخه واحد و یک نقشه راه در قبال نمایشگاههای کاملاً متفاوت از طرف دیگر بوده است؛ اما در حقیقت نه تنها یک سناریو پاسخگوی حضور نشر کشورمان نیست بلکه حضور در هر نمایشگاهی نیاز به طراحی سناریوهای مخصوص به خود دارد.
بهنظر میرسد از جمله مشکلات اجرایی این مسیر، نحوه برخورد با پیشپذیرفتههای ذهنی فعالان اینحوزه است. پیشپذیرفتهها مجموعه دادهها و مسیرهایی هستند که نهتنها به وجودشان عادت کردهایم، بلکه درباره آنها بحث و گفتگو هم نمیکنیم و آنها را بهعنوان امر بدیهی، شناختهشده، حقیقی یا واقعی میپذیریم. پرسشها یکی از راهکارهای چالش با این پیشپذیرفتههاست. پرسشهایی که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
۱. آیا رفتار فعالان نشر ایران را میتوان همانند یک رفتار نشر بینالمللی تلقی کرد؟ و ساختار مدیریتی نشر بینالملل ایران در حال حاضر چگونه است؟
۲. دلایل عدم رغبت برخی ناشران بینالمللی برای حضور در نشر ایران چیست؟ و چه راهکارهایی برای جذب ناشران خارجی و حضور آنها در گذشته اجرا شده و در آینده پیشرو پیشنهاد میشود؟
۳. در مقایسه با سایر نمایشگاههای بینالمللی کتاب، نمایشگاه کتاب تهران چه مزیتها و چه ضعفهایی دارد؟
۴. نکات مثبت و منفی حضور دولتی و همچنین خصوصی در نشر بینالملل چیست؟
۵. چه مشکلاتی در رابطه با نشر بینالملل، مسائل مربوط به گمرک، پست، حمل ونقل و مبادلات مالی وجود دارد؟
۶. ایجاد آژانسهای ادبی و حمایت از آنها در کشورمان در قبال کارکرد آ نها در بخش بینالملل تا چه حد تأثیرگذار بوده است؟
همچنین بهنظر میرسد نیاز است در خصوص جایگاه نشر ایران در بازار نشر کشورهای دیگر نیز تأملی جدی نمود. جایگاهی که در صورت عملکرد ضعیف، باعث جابجایی فرصتها و تهدیدها میشود. از چگونگی تدبیر در وحدت رویه در اجرای دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی با مدنظر قراردادن رئوس دغدغههای ترسیمشده؛ نحوه حضور ایران در دیگر کشورها (نمایشگاههای کتاب برون مرزی و مراوده با ناشران بینالمللی)؛ نحوه حضور ناشران دیگر کشورها در ایران (نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و موزعان نشر)؛ شکلهای مختلف حضور در نشر بینالملل و چگونگی حضور در بازار اقتصادی نشر کشورها با ضریب اطمینان بیشتر؛ تا بحث امکانهای پیش رو و جایگزین کپیرایت در مراودات نشر و کتاب.
بنابراین در ترسیم آینده پیش رو و به منظور ارتقای کیفیت حضور در نشر بینالملل، علاوه بر ضرورت توجه به دغدغههای کلان فرهنگی، به نظر میرسد توجه به چندین مساله نیز ضروریست: یافتن روشهایی که بتواند وجهه و تصویر نشر ایران را در عرصه بینالمللی ارتقا بخشد؛ شناسایی ضعفها و نقاط قوت این حوزه؛ تعیین جایگاه و حضور نهادها و تشکلهای نشر در اجرایی نمودن اهداف حضور قوی در نشر بینالملل و بالخصوص نشر کشورهای منطقه؛ یافتن راهکارهای جایگزین برای فروش حق نشر آثار و ارتباط با ناشران بینالمللی.
یکی از رفتارهای مهم در این حوزه، توجه به مساله تولید محتوا بوده است. هر چند در خلال این سالها کتابهای متعددی در حوزههای مختلف از زبان فارسی به زبانهای دیگر راسا با تعامل خود ناشران و یا با حمایت ترجمه شدهاند و شمار و گستردگی حوزه جغرافیایی این ترجمهها جای امیدواری است اما عموم مراکز فعال در زمینه ترجمه معکوس، بهصورت موازی و گاه تکراری پروژههایی را دنبال میکنند. بهنظر میرسد خروجی کار این مراکز نیز کمتر در نمایشگاههای کتاب داخلی دیده میشود و در فروشگاههای کتاب داخل نیز آنطور که باید، نه مخاطبی دارند و نه مجال نمایش و فروش مییابند.
از طرف دیگر، زمینه توزیع این آثار، حتی در داخل، روشن نیست و به فرض وجود مخاطب نیز مشخص نیست که این کتابها را باید از کدام کتابفروشیها (غیر از انتشارات خاص هر مرکز) تهیه کرد؟ همچنین زمینه توزیع این کتابها در شبکههای توزیع دولتی نظیر رایزنیهای کشورمان و بخش خصوصی نیز چندان شفاف نیست و روابط ساختاری و تعریف شده بین مراکز ترجمه و نهادهای متولی وجود ندارد؛ یا اگر در قالب مشخصی پیش بینی شده است، همکاریها در سطح عملی و اجرایی تعریف نشده است و از روی کاغذ فراتر نرفته است. از سوی دیگر، زمینه معرفی کتابها برای مخاطب خارجی زبان، در قالبهای مرسوم نظیر مشارکت در نمایشگاههای فرهنگی و بینالمللی و معرفی و رونمایی کتاب و همچنین عقد قرارداد فروش حق چاپ کتاب ترجمه شده به ناشران خارجی تا نشر دیجیتال بر اساس روال منسجمی تعریف نشده است و این روال گاه تابع روابط ویژهای است که فرصت برابر برای حضور و رقابت ناشران فعال در این زمینه را فراهم نمیکند. شاید برگزاری «نمایشگاه تخصصی و اختصاصی در زمینههای ترجمه و نشر»، هرچند مجازی، بتواند ضمن ساماندهی این عرصه، فعالان این حوزه را به یکدیگر نزدیکتر کند؛ زمینه دیدار و گفتوگوی اهل قلم و مترجمان و ویراستاران و طراحان را با سیاست گذاران و تصمیمسازان و تصمیمگیران خرد و کلان در مراکز عمومی و خصوصی پژوهشی و انتشاراتی فراهم کند. در اصل با عرضه محصولات نهایی، سطح علمی ترجمهها و جلوههای بصری و فیزیکی و قالب عرضه آنها در معرض دید مخاطبان قرار میگیرد و باعث میشود در زمان رکود نمایشگاههای حقیقی، فرصتی فراهم شود تا فعالان نشر بینالملل با تهیه و تولید کاتالوگهای تخصصی چند زبانه برای معرفی کتاب و نویسنده و مترجم و ناشر در حوزههای مختلف جغرافیایی و زبانی با همکاری نهادهای مسؤول، مقدمات حضور فعال در دورههای آتی نمایشگاههای بینالمللی کتاب را رقم بزنند.
با تأملی بر حضور در نمایشگاههای بینالمللی به عنوان فرصت عرضه و تعامل با فعالان این حوزه، با تمامی نقدها و آسیبشناسیها و پیشنهادها میتوان دریافت که حضور در بازار اقتصادی نشر بینالملل، بیش از نمایش آثار، نیازمند رفتار حرفهای بخشهای مختلف منتهی به این حضور است. نکتهای که با توجه به فرصت پیشآمده تا از سرگیری مجدد یا تغییر شکل آن، همدلی و همکاری نهادهای مختلف داخلی و در کنار آن رفتار حرفهای حلقههای مختلف نشر از آژانس و ناشر تا رایزنیهای فرهنگی کشورمان در دیگر کشورها را میطلبد. رفتاری که بیش از آن که درصدد خطایابی و عملکرد جزیرهای باشد، با برنامهریزی و هماهنگی اجزای این حلقه، یاریرسان و مکمل یکدیگر باشد. نتیجهای که علاوه بر اهداف فرهنگی، به حیات اقتصادی پدیدآورندگان یک اثر به بهترین وجه ممکن، کمک نماید.
تأملی بر حاشیههای تغییر مدیریتی در موسسه هنرمندان پیشکسوت
تأملی بر حاشیههای تغییر مدیریتی در موسسه هنرمندان پیشکسوت
به گزارش خبرنگار مهر، بردیا صدرنوری آهنگساز و نوازنده موسیقی که علاوهبر سوابق مدیریتی متعدد، مدیریت برگزاری چندین رویداد مرتبط با موسیقی و تئاتر را در کارنامه کاری خود دارد، در قالب یادداشتی به بررسی حواشی هفتههای اخیر بهدنبال تغییر مدیریت مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و موضع گیری برخی از هنرمندان پیشکسوت در این زمینه پرداخت.
در یادداشت بردیا صدرنوری آمده است:
«به نام خدا
این مطالب را به عنوان یک تحلیلگر و کسی که بیش از ۳۰ سال در حوزههای مدیریتی و فرهنگی و هنری فعالیت کرده است و از طرفی، ارتباط نزدیک با بسیاری از هنرمندان و مدیران فرهنگی کشور داشته و دارد به رشته تحریر در آوردهام.
باید تاکید کنم که این مطالب با توجه به مراجعات حضوری و تلفنی برخی از هنرمندان گرانقدر به اینجانب و صرفاً بر اساس یک احساس مسئولیت و تکلیف شخصی و با هدف کمک به رفع کدورتهای به وجود آمده در پی تغییر مدیرعامل محترم مؤسسه هنرمندان پیشکسوت و برای به سامان رساندن وضعیت موجود و تسریع در ایجاد آرامش خاطر هنرمندان پیشکسوت بیان میشود. چرا که به موضوعات مؤسسه هنرمندان پیشکسوت مانند هر مجموعه حساس دیگری باید با یک نگاه سیستماتیک و آسیب شناسانه و به دور از هیاهو پرداخت.
در ابتدا باید دانست که راجع به چه موضوعی و با چه ویژگیهایی صحبت میشود زیرا فقط در این صورت و بر اثر فهم و برداشت درست از موضوع است که میتوان به راهکارهای مناسب دست یافت.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد مباحث مرتبط با پیشکسوتان به صورت عام و هنرمندان پیشکسوت به صورت خاص، نیازمند نگاه از منظر سپاسگزاری و احترام به بزرگتر، کرامت انسانی و ادای دین نسبت به کسانی است که مستقیم یا غیرمستقیم بخش بزرگی از خاطرات زندگی مردم را تشکیل میدهند. لذا نمیتوان صرفاً در چارچوب ساختارهای مدیریتی و ضوابط صلب اداری و تغییرات دورهای دولتها و مدیریتها بدان پرداخت. کما اینکه مؤسسه هنرمندان پیشکسوت با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در دوره دولت نهم متولد میشود. در دولت دهم با شیب ملایم پیش میرود و در دولتهای یازدهم و دوازدهم به شدت مورد حمایت قرار میگیرد و رشد میکند و انشاالله در دولتهای بعدی هم تقویت شده و به جایگاه واقعی و در شأن هنرمندان پیشکسوت میرسد.
مؤسسه هنرمندان پیشکسوت از نظر ماهیت، نهادی است به شدت انسان محور؛ آن هم انسانهایی از جنس هنر و هنرمندی، دانش و سالیان متمادی تجربه که قطعاً مدیریت سازمان مرتبط با آنان، رفتار سازمانی متفاوتی را طلب میکند. این مؤسسه ساختاری به شدت عاطفی، احساسی، صمیمی، به مثابه یک خانواده بزرگ و منسجم دارد.
هر چند مؤسسه در چارچوب نظام اداری کشور و از منظر حقوقی به صورت مؤسسه مستقل و وابسته به بنیاد فرهنگی و هنری رودکی تأسیس شد و میتوان در چارچوب قانون و ساختارها و اختیارات مدیریتی با آن رفتاری صرفاً اداری و ابلاغی کرد، اما اصول مدیریتی تاکید میکند که در مدیریت و به ویژه تغییرات، باید به فرهنگ سازمانی و ویژگیهای خاص مؤسسه توجه کرد. بدیهی است که چنین ساختاری نمیتواند به صورت یک نهاد دولتی و به صورت ابلاغی، اداره یا دچار تغییر شود. هر چند اگر مُرّ قانون، در این تغییر رعایت شده باشد.
بیشک تغییر مدیریتی در چنین مجموعههایی باید با اغنای افکار ذینفعان و توجیه دقیق آنان اتفاق بیفتد. به هر حال مؤسسه مانند خانه دوم هنرمندان پیشکسوت است. پیشکسوتان به عنوان سرمایه اصلی مؤسسه حق دارند نگران وضعیت و عاقبت خانه دوم خود باشند. حقشان است بدانند که چه اتفاقی قرار است برایشان بیفتد. آنان کارمند اداری نیستند که با دستور مافوق، وظیفهای را انجام دهند یا جابجایی پست سازمانی داشته باشند. به نظر در این مورد خوب عمل نشد. موضوعی که چندی قبلتر در بحث ادغام هم این مشکل وجود داشت.
در بحث ادغام، اینگونه مطرح شد و جا افتاد که استقلال مؤسسه قرار است از بین برود و کاملاً در ساختار اداری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا مثلاً به عنوان یک معاونت در بنیاد فرهنگی و هنری رودکی ادامه حیات دهد و این یعنی نابودی مؤسسه. جالب اینکه از درون وزارتخانه هم عمداً یا سهواً به این موضوع دامن زده میشد.
در آن بحث، هیچگاه هیچ مقامی توضیح نداد که چه اتفاقی قرار است برای مؤسسه بیفتد و نقشه راه برای آینده مؤسسه و حفظ و توسعه آن چیست و فقط به تکذیب اخبار و شایعات و نیز یک مجموعه کلیگوییها پرداخته شد. به نظر در بحث تغییر مدیریت مؤسسه هم اغنای افکار پیشکسوتان به عنوان ذینفعان اصلی صورت نپذیرفت.
باید توجه داشت که آقای عباس عظیمی بهعنوان مدیر مؤسسه هیچگاه برای خود وجهه اداری و جایگاه مدیریتی آنگونه که در سیستمهای اداری مرسوم است قائل نبود. او خود را همیشه خادم هنرمندان پیشکسوت میدانست و بدون قید زمان و مکان و بیمنت، برای آنان همچون فرزند یا برادری دلسوز گام برمیداشت. حال ممکن است یک مدیر بنا به ماهیت نهاد تحت مدیریتش، برخی ضوابط و رویهها و سلسله مراتب اداری را هم نادیده گرفته باشد. اما در کل مدیری موفق از سوی قاطبه هنرمندان پیشکسوت قلمداد میشدند.
حال از لحاظ منطقی، تغییر مدیر مؤسسهای با این ویژگیها و در چنین شرایطی، دو توجیه میتواند داشته باشد:
یا اینکه مدیر در انجام وظایف و در چارچوب اختیاراتش، قصوری داشته و خطایی نابخشودنی کرده است به گونهای که قابل اصلاح نبوده و قطعاً باید تغییر میکرده؛ دوم اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای توسعه خدمات به پیشکسوتان، نیاز به مدیری با تفکر جدید و انرژی و توان بیشتر داشته است. هر کدام این موارد درست باشد بهتر بود که علل این تصمیم برای پیشکسوتان تشریح میشد.
در بیانیهها و اعلام نظرها پیرامون موضوع، دو قطبیسازیهایی هم صورت پذیرفت که به نظر خارج از انصاف است و خیر و برکتی در پی نخواهد داشت. در این میان، قراردادن جناب آقای دکتر نوبخت، مؤسسه و آقای عظیمی در یک سو و وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و بقیه دولت در سویی دیگر و دستهبندی افراد در فهرست خوب و بد، ظلمی است که به صورت احساسی یا برنامهریزی شده بروز کرده است.
قطعاً کسانی که در نظام اداری کشور کار کرده باشند میدانند که وقتی یک مدیر و حتی یک کارشناس به موضوعی اشراف و بدان اعتقاد داشته باشند کارهای مرتبط با آن موضوع بسیار بهتر پیش میرود. حال اگر به آن موضوع عشق هم داشته باشند و جز دغدغههای زندگی و کاریشان باشد که دیگر نور علی نور است.
واقعیت اینکه در دورهای که من با سازمان برنامه و بودجه کشور همکاری داشتم، موضوع فرهنگ و هنر، هنرمندان پیشکسوت و بازنشستگان از دغدغههای همیشگی و اولویتهای اول جناب دکتر نوبخت بود و تا جایی که مطلع هستم هنوز هم هست. از این رو، ایشان هم از منظر رویکرد و روحیات شخصیت بارز فرهنگی خود و هم با استفاده از اختیارات قانونی و مسئولیتشان به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه در دولتهای یازدهم و دوازدهم، برای رفع مشکلات مؤسسه و پیشکسوتان تلاش وصف ناشدنی کردند.
جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد. به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویه حسابها و امتیاز گرفتنها نشود در این میان، تلاش و پیگیری مستمر و شبانهروزی مدیریت و هیأت مدیره مؤسسه، و وزرا و معاونین و مدیران ادوار مختلف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نباید فراموش کرد. که هر کدام در موفقیتهای بدست آمده و جایگاه فعلی مؤسسه نقشی مؤثر داشتهاند. اینگونه جداسازیها و ایجاد تقابل میتواند با کوبیدن بر طبل تفرقه و ایجاد حساسیتهای منفی، مانعی برای حرکتهای مؤثر بعدی باشد.
به هر حال باید مراقب بود تا مؤسسه هنرمندان پیشکسوت پایگاهی برای برخی تسویهحسابها و امتیاز گرفتنها نشود. در مورد ادبیات برخی اعتراضها و بیانیهها هم باید گفت که میتوان از موضوعی ناراحت و حتی به حق، بدان معترض بود، اما این امر به منزله مجوز اهانت و توهین به افراد و مدیران و تحقیر آنان نیست.
به نظر، همان قدر که روش مدیران عالی وزارتخانه در تغییر اخیر قابل نقد است، استفاده از زبان زور و تهدید و الفاظ ناپسند در برخی از بیانیهها آن هم در حوزه فرهنگ و هنر، جای دفاع ندارد و به دور از شأن بزرگان فرهنگ و هنر کشور است. هنرمندان بزرگ ما خوب میدانند که مردم به ویژه جوانان از ادبیات کلامی و نگارشی آنان الگو میگیرند؛ همانطور که از آزادمنشی، استقلال و قدردانی آنان نسبت به خادمانشان، الگو میگیرند.
مفاد مطالب مطروحه از سوی پیشکسوتان محترم نشان میدهد که ناراحتی مضاعف آنان ناشی از احساس بیتوجهی به بیانات و نظراتشان توسط مسئولین امر بوده و همین باعث شده است تا با قلمشان به مدیران عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ویژه معاونت امور هنری کم لطفی و بی مهری کنند. اتفاقاً جناب آقای حسینی معاون محترم امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انسانی هنرمند و فرهیخته است و دغدغه بسیار نسبت به مؤسسه و پیشکسوتان دارند. هر چند به روششان در این تغییر، بهشدت نقد دارم.
حال با همه این مباحث، چه باید کرد و چه راهکاری وجود دارد؟
اول از همه اینکه، از عکسالعمل و اعلام مواضع پیشکسوتان (فارغ از چگونگی بیان آن) نسبت به رخدادهای مرتبط با مؤسسهشان باید بسیار خوشحال بود و آن را به فال نیک گرفت و به آن به چشم یک فرصت نگاه کرد. چرا که نشان میدهد مؤسسه بهعنوان خانه پیشکسوتان و ملجاء و مرجع آنان، جایگاه خود را یافته است و این دستاوردی عظیم برای هر نظام، دولت و مدیری است. باید در تصمیم گیریها و مدیریت مؤسسه، بسیار مراقب بود تا این دستاورد بزرگ از بین نرود. این حداقل انتظاری است که، صدای بزرگان شنیده شود؛ طرف مشورت قرار گیرند و به صحبتها و خواستههایشان توجه شود. حتی اگر خلاف جهت تصمیمات کلان مدیریتی باشد.
در مورد شائبه عدم توجه به نظرات پیشکسوتان، با شناختی که از جناب وزیر و مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و احترام آنان به پیشکسوتان وجود دارد، قطعاً در سریعترین زمان و فضای مناسب با تشریح برنامههای خود برای حفظ و توسعه مؤسسه، نسبت به رفع نگرانی پیشکسوتان عزیز اقدام خواهند کرد.
به هر تقدیر، در شرایطی که این تصمیم مدیریتی گرفته شده و مدیرعامل جدید مؤسسه نیز منصوب شده است و بر اساس شنیدهها، دوست عزیزمان جناب آقای عظیمی هم به زودی در مسندی شاید به مراتب مؤثرتر برای پیشکسوتان مشغول به کار خواهند شد، نسبت به وضعیت موجود و مدیریت جدید مؤسسه، دو رویکرد میتوان در پیش گرفت:
اول: تداوم فضای خاکستری و دلتنگ کننده موجود و تلاش برای بازگرداندن آب رفته به جوی، که به نظر نتیجهای به بار نخواهد آورد و با هدر رفت انرژیها عملاً دلسرد شدن همگان را برای تداوم تلاشها به دنبال خواهد داشت. در این رویکرد، هیچ کس جز کسانی که احتمالاً به دنبال بهره برداری سو از موضوع هستند بهره مند نخواهند شد و فعالیتها و خدمات مؤسسه حداقل برای کوتاه مدت با مشکل مواجه میشود.
دوم: یاری رساندن به مدیرعامل جدید مؤسسه برای ارتقای جایگاه مؤسسه و مشارکت در اصلاح رویههای گذشته با هدف تأثیرگذاری بیشتر پیشکسوتان در تصمیمگیریهای کلیدی. در این زمینه میتوان با اصلاح اساسنامه مؤسسه از طرق قانونی، معایب و نقصانهای احتمالی کنونی را بر طرف کرد.
در مورد مدیریت جدید مؤسسه هم باید بگویم که با او از زمانی که به عنوان نماینده تامالاختیار وزیر و رئیس شورای ارزشیابی هنرمندان منصوب شدند، آشنا شدم. در همین مدت کوتاه ایشان را مدیری هنرمند، فرهنگی، اهل مطالعه، اهل مشورت، خوشفکر، پرتلاش، دغدغه مند نسبت به فرهنگ و هنر غنی ایران زمین یافتم. (هر چند اگر فرصت مشورتی فراهم میشد، قطعاً ایشان را از پذیرش مدیریت خطیر و حساس مؤسسه به این صورت و در چنین شرایطی برحذر میداشتم).
اگر این ویژگیهای مثبت را به نزدیک بودن و دسترسی ایشان به جناب وزیر و برد نظرات و صحبتهایشان نزد جناب دکتر صالحی اضافه کنیم، به نظر فرصتی طلایی به وجود میآید که میتوان از آن برای برداشتن یک گام مهم جهت اصلاح اساسنامه و نیز رساندن جایگاه مؤسسه به جایگاهی در خور شأن هنرمندان پیشکسوت و نیز توسعه خدمات به پیشکسوتان بهره برد.
البته لازم است که آقای طباطبایی اولویت اصلی و حجم اعظم وقت و تلاششان را به مؤسسه اختصاص دهند و با بهره مندی از نظرات ارزشمند همه پیشکسوتان، در راستای رفع نگرانیها و مشکلات این عزیزان تلاش مضاعف کنند و بدانند که اداره مؤسسه تنها با همدلی پیشکسوتان امکانپذیر است.
در پایان یادمان نرود که وجود هنرمندان پیشکسوت برای هر نظام و دولت و جامعهای، یک امتیاز بزرگ و ارزشمند به شمار میرود که نباید به راحتی از دست برود و در این میان همگان وظیفه دارند برای آرامش خاطر و رفع نگرانیهای آنان اقدام کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دبیرخانه جایزه مهرگان کوتاهی اعلام کرد برگزیدگان جایزه مهرگان ادب و جایزه مهرگان علم بدون برپایی مراسم عمومی اهدای جایزه و از طریق رسانهها و فضای مجازی معرفی میشوند.
علیرضا زرگر مدیر جایزه مهرگان هم با عذرخواهی از نویسندگان آثار ادبی و علمی و تشکلهای مردمنهاد حوزه محیط زیست برای تأخیر در معرفی برگزیدگان بیستمین دوره این جایزه گفت: لغو شدن مراسم عمومی جایزه خوشایند نیست، اما تأخیر بیش از این نیز به دورهی بعدی جایزه مهرگان لطمه میزند؛ از این رو به زودی فهرست برگزیدگان مرحله نهایی و متعاقب آن اسامی برندگان هر بخش را اعلام خواهیم کرد.
بنابر اعلام دبیرخانه جایزه مهرگان، پس از انتشار اسامی برگزیدگان هربخش، جایزه نقدی و تندیس مهرگان در مراسمی خصوصی به آنها اهدا خواهد شد.
درمورد برگزاری مراسم جایزه مهرگان طلایی-رمان برگزیده بیست دوره جایزه مهرگان ادب- هنوز تصمیمی گرفته نشده و در صورت بهبود شرایط خاص ناشی از شیوع ویروس کرونا، ممکن است این جایزه در تابستان امسال و در مراسمی عمومی به برگزیده اهدا شود.
پس از پایان کار داوریها قرار بود مراسم عمومی اهدای جایزه مهرگان ادب و مهرگان علم در دی ماه ۱۳۹۸ برگزار شود که در اعتراض به حوادث تلخ آبانماه ۱۳۹۸ و به منظور همدردی با مردم به سال ۱۳۹۹ موکول شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، به دنبال امضای نامه جمعی از هنرمندان ایران به هنرمندان مستقل جهان در خصوص شرایط سخت تحریمهای ظالمانه آمریکا، سید عباس صالحی طی نامهای ابعاد فراگیر و تأثیر بینالمللی این اقدام را به اطلاع اعضای دولت رسانده بود.
در نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اعضای دولت آمده است:
«در کشاکش نبرد نفسگیر مردم شرافتمند و مظلوم ایران اسلامی با دشواریهای طاقتفرسای بیماری کرونا و تحریمهای ظالمانهی آمریکا بار دیگر اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور علاوه بر راهاندازی نهضت تولید محتوای مورد نیاز این روزها در فضای مجازی، با موقعیت شناسی بخردانه و بهرهگیری از ادبیات اخلاقگرایانه و تأمل برانگیز، با مخاطب قرار دادن وجدان هنرمندان مسئول و مستقل سراسر جهان، علاوه بر نکوهش ظلم آشکار قدرتهای جهانی در تنگتر کردن حلقهی تحریم ظالمانه علیه ملت ایران، عواقب استمرار این تحریمها بر تشدید شرایط سخت و خسارت بار اپیدمی کرونا بر وضعیت بیماران، کودکان، سالخوردگان و جامعه پزشکی ایران را به صراحت تقبیح کردند.»
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بخش دیگری از نامه خود به اعضای دولت نوشته است:
«این نامه دردمندانه و روشنگرایانه که تاکنون به امضای بیش از یکصد و هفتاد و پنج نفر از هنرمندان حوزههای مختلف فرهنگ، هنر و رسانهی کشور با سلایق گوناگون رسیده است، تنها بعد از گذشت دو روز از زمان انتشار، پژواک گستردهای در غرب داشته و مورد استقبال محافل فرهنگی جهان به ویژه هنرمندان ایتالیا به عنوان کانون بیماری کرونا در اروپا قرار گرفته است و هنرمندان این کشور در همراهی و همآوایی با هنرمندان ایرانی با اختصاص درگاه ویژهای در فضای مجازی و تشویق به امضای این نامه روشنگرایانه، همدلی خود را با مردم ایران ابراز داشتند.»
صالحی همچنین در بخش پایانی نامه خود با اشاره به بازتاب جهانی این اقدام در رسانههای بینالمللی نوشته است:
ترجمه سریع ایننامه به زبان انگلیسی، ایتالیایی، فرانسه، ژاپنی و چینی بازتاب گسترده آن در بولتن خبری بی. بی. سی و صفحات نخست روزنامههای مهم «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون» ایتالیا و سایت «فستیوال فیلم فرانسه» و خبرگزاریهای «دویچه وله» آلمان، «تلگراف» منطقهای مصر، «اسپوتنی» روسیه و سه خبرگزاری «مملکت»، «تایم» و «خبر لر» در ترکیه از واکنشهای اولیه رسانههای جهان به نام هنرمندان ایران محسوب میشود.»
همچنین اسحاق جهانگیری در پاسخ به نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن تشکر و قدردانی از اقدام هنرمندان امضاءکننده این نامه، نوشته است:
«انتظاری جز این از هنرمندان عزیز کشورمان نبوده و نیست، که همواره در روزهای سخت در کنار مردم و طنین صدای آنها در جهان باشند، امیدواریم جلوی این ظلم آشکار آمریکا (تحریمها) بر علیه ملت ایران گرفته شود.»
چندی پیش به دنبال شیوع بیماری کرونا جمعی از هنرمندان ایرانی در نامهای خطاب به هنرمندان مستقل جهان خواستار واکنش جهانی بر علیه تحریمهای ظالمانه آمریکا بر علیه مردم ایران شده بودند.
در بخشی از ایننامه که مورد استقبال رسانههای داخل و خارج از کشور قرار گرفت، آمده است:
«برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلاء و کمبودهای خسارتبار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر میکنید، چه میگوئید و چه میکنید.»
مسعود زارعیان کارگردان سینمای مستند که ساخت مستندی با محوریت کرونا را در دست داشت، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: ما با فیلنامه ای مشخص مشغول ساخت مستندی در این باره بودیم و سه روز از فیلمبرداری میگذشت که متاسفانه دچار تب و علائم کرونا شدم ولی تست ندادم با این وجود چند روز به صورت شدید علائمش را داشتم و به همین ترتیب دست به قرنطینه زدم و حالا حالم رو به بهبودی است.. از همین رو در حال حاضر در تدارک این هستیم که پروژه را ادامه دهیم.
وی با بیان اینکه مشغول فیلمبرداری در بیمارستان شریعتی مشهد بودهاند که دچار بیماری شده است، اظهار کرد: علائمی که داشتم کاهش چشایی، بویایی، تب و لرز، بدن درد و سرفه خشک بود. البته هنوز هم نمیدانم که واقعا کرونا بود یا نه. با این وجود فاصلهگذاری را رعایت کردم و با خانوادهام ارتباطی نداشتم.
زارعیان اظهار کرد: ما در این فیلم مستند که البته هنوز نامی برای آن انتخاب نکردهایم به سراغ افرادی رفتیم که تست کرونا داده بودند و کادر درمان به آنها خبر میدادند که نتیجه تستشان چه بوده است. این موضوع برای من خیلی اهمیت داشت که حالاتشان، قصههای آنها و اینکه چه قصههایی به آنها پیوند خورده را ثبت کنم. برایم جالب بود که میدیدم وقتی به عدهای میگفتند نتیجه تستشان مثبت است، بلافاصله یاد افرادی میافتادند که با آنها ارتباط داشتند. برخی میگفتند ای کاش به بعضی جاها نمیرفتیم. این غربت و حالات فکری برای خودم هم اتفاق افتاد یعنی در اتاقی بودم و فاصله من و فرزندانم که در اتاق دیگری بودند سه متر هم نمیشد اما نمیتوانستم به آنها دست بزنم و فضای خیلی غریبی بود.
این کارگردان با بیان اینکه در نظر دارم ۲ قصه دیگر یعنی درگیری کادر پزشکی و بیماران را هم در مستند پیگیری کنم، عنوان کرد: دغدغه من این بود که خیلی از افراد جامعه از تبعات این بیماری مطلع هستند یعنی میدانند این بیماری برای بعضیها میتواند کشنده باشد و با وجود اطلاعرسانیها باز هم به مکانهای مختلف میرفتند این در حالی است که این افراد میتواستند تردد نکنند. این موضوع برایم عجیب بود. جالب است که بگویم خانه ما در یک محدوده کوهستانی قرار دارد اما در ایامی که به کرات تذکر میدادند از خانه ها خارج نشوید، میدیدم که بیشتر از اوقات دیگر در این کوهها تردد میشود! از همین رو می خواستم ببینم این رفتار افراد چه زمینه روانشناسی و جامعه شناسی دارد که با وجود این همه تاکید باز هم می روند و دچار این عاقبت میشوند.
وی ادامه داد: دوست داشتم بدانم این افرادی که تردد میکنند دلیلشان چیست، البته برخی مجبور هستند و برخی خودشان دست به این کار میزنند به هر حال همیشه دلیلی باعث میشود افراد در اجتماع قرار بگیرند با این حال میدیدم که خیلی از این افراد پشیمان بودند اما پشیمانی که سودی نداشت، چراکه بسیاری از آنها خیلی از افراد دیگر را آلوده کرده بودند. حتی در این میان بحث دینی ماجرا هم پیش میآید. این نشان میدهد که این ماجرا لایههای مختلف دارد که من علاقهمند بودم مورد مداقه با دوربین مستندسازی قرار دهم.
زارعیان افزود: به هر حال در مقطعی از تاریخ هستیم که تقریبا نظیر نداشته و لازم است که مستندسازان این برهه را ثبت کنند چراکه درسهای خیلی بزرگی داشته است. من میخواستم از طریق نزدیک شدن به این موقعیتها این درس ها و مفایهمی که خودم به دنبالش هستم، بازنمایی کنم.
وی در پایان گفت: خانوادهام در این ایام خیلی تحت فشار بودند ولی در اسرع وقت فیلمبرداری را مجدد آغاز میکنم.
معرفی فیلمهای سینمایی شبکههای مختلف سیما در روز چهارشنبه
به گزارش خبرگزاری مهر، چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه فیلم های «موگلی، اسطوره جنگل»، «آپارتمان شماره ۱۳»، «دو نخاله راننده»، «ده رقمی»، «زندگی آدلاین»، «هیولای نفتی»، «تانک ها نبرد مخوف»، «از یاد رفته»، «مائودی»، «شرلوک سگ های باسکرویل»، «هیوا»، «بازی»، «تام ادیسون جوان»، «توکیو شهر ربات ها ۲»، «کاپیتان کوسه»، «لبه تاریکی» و «برج آرام» از شبکه های دو، سه ، چهار، نمایش، امید، کودک، افق و شما پخش می شود.
شبکه دو سیما
فیلم سینمایی «موگلی، اسطوره جنگل» به کارگردانی اندی سرکیس چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۴:۳۰ از شبکه دو سیما پخش می شود.
در این فیلم با بازی کریستین بال، کیت بلنچت، بنه دیکت سامبربچ و نائومی هریس خواهید دید: موگلی به عنوان یک غریبه در میان گلهای از گرگها، همیشه مورد اذیت و آزار برخی از گرگ های گله قرار میگیرد. موگلی یک انسان است و چه در ظاهر و چه در تواناییهایش، هیچ شباهتی با گرگها ندارد. اما خود را عضوی از این گله میداند و معتقد است جنگل، خانه واقعی او است. حتی نامادری گرگیاش یعنی نیشا هم با او در این زمینه موافق است. اما باگیرا نظر دیگری دارد و معتقد است جنگل با وجود تهدید بزرگی مثل شیرخان، جای امنی برای موگلی نیست و موگلی باید با رفتن به روستای انسانها، در یک جامعه انسانی که محل اصلی زندگی او محسوب میشود، زندگی کند که …
فیلم سینمایی «آپارتمان شماره ۱۳» به کارگردانی یداله صمدی چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۲۳:۴۵ از شبکه دو سیما پخش می شود.
در این فیلم خواهید دید: ماشاءالله ایرانمنش از کرمان راهی پایتخت می شود تا ارث پدری اش، آپارتمان شماره ۱۳ را بفروشد و کارگاه تراشکاری کارفرمای خود را در زادگاهش خریداری و با دختر محبوبش ازدواج کند؛اما آپارتمان به دلیل وجود ساکنان مجتمع که آدم های بدقلقی هستند فروش نمی رود. ابراهیم در کنار در ورودی آپارتمان بساط میوه فروشی به پا کرده دیگری یک شرکت خصوصی و یکی مطب دندانپزشکی و چهارمی آرایشگاه زنانه. هیچ خریداری حاضر نمی شود خود را با این آدم ها گرفتار کند …
جمشید اسماعیل خانی، علیرضا خمسه، کتایون ریاحی، مریم معترف، صدیقه کیانفر، نیلوفر محمودی و سیروس گرجستانی در فیلم سینمایی «آپارتمان شماره ۱۳» بازی کرده اند.
شبکه سه سیما
فیلم سینمایی «دو نخاله راننده» به کارگردانی اوسوالدو کریویرانی چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۸ از شبکه سه سیما پخش می شود.
در این فیلم خواهید دید: چیچو و فرانکو دو دوست هستند که با همدیگر یک تاسیسات سیار دائر کرده اند و در واقع چیچو که به او پروفسور می گویند تعمیرکار انواع لوازم برقی است که همیشه هم در تعمیراتش خراب کاری به بار می آورد. آنها که همیشه در سفر از شهری به شهر دیگر هستند، در مسیری به مردی به نام باریلا برخورد می کنند که او رئیس شخصی به نام پیتو است که صاحب و راننده ماشین فرمول یک است. باریلا رقیبی به نام هرزوگ دارد. هرزوگ پیتو را دزدیده تا راننده خودش برنده مسابقه شود. باریلا که متوجه شباهت فرانکو به پیتو می شود و …
فیلم سینمایی «ده رقمی» به کارگردانی همایون اسعدیان چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۴:۳۰ از شبکه سه سیما پخش می شود.
این فیلم درباره فیروز سیزده، یک دزد ناشی است که هر جا می رود با خود نحسی به همراه می برد. او در جریان سرقت از خانه ای متروک، فرشی را می دزدد که بعداً می فهمد آن را پیشتر عده ای از موزه فرش دزدیده اند. فیروز برای به دست آوردن قیمت فرش، به موزه می رود و در آنجا به دانشجویی به نام نازی برمی خورد که عاشق فرش های نفیس ملی است. مادر فیروز، فرش را که فیروز در زیرزمین خانه پنهان کرده پیدا می کند و به منزل دخترش فیروزه، که پس از چندین زایمان بار دیگر فرزندی به دنیا آورده، به عنوان چشم روشنی می برد و فیروزه نیز از آن به عنوان زیرانداز نوزاد استفاده می کند. فیروز و نازی به منزل می روند تا فرش را که اینک آلوده شده، بازگردانند اما موفق نمی شوند و دزدان اصلی سر می رسند و …
جواد رضویان، بهاره رهنما و بهنوش بختیاری در این فیلم ایفای نقش کرده اند.
شبکه چهار سیما
فیلم سینمایی «زندگی آدلاین» به کارگردانی لی تولند کریگر چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار سیما پخش می شود.
در خلاصه داستان این فیلم با بازی بلیک لایولی و میکیل هیوزمن آمده است: آدلین در حال رانندگی است که به دلیل بارندگی به درون رودخانه پرت میشود. در حالت بیهوشی و خفه شدن در آب ناگهان رعد و برق هم به او اصابت می کند. این حادثه تغییر بزرگی در زندگی او پدید میآورد. او پس از سال ها متوجه می شود که دیگر پیر نمی شود. آدلاین به همین دلیل مجبور می شود طی سال ها بارها هویت و سن خود را پنهان کند چون گروه های خلافکاری و پزشکی برای کشف این راز او را یک بار دزدیده اند و مورد آزمایشات سنگین پزشکی قرار داده اند که او موفق به فرار می شود. لذا آدلاین چاره ای ندارد که هویت و واقعیت زندگی خود پنهان کند. او حتی دیگر با کسی ازدواج نمی کند چون می داند باید شاهد پیر شدن همسر و در نهایت مرگ او باشد. تا این که …
شبکه پنج سیما
فیلم سینمایی «هیولای نفتی» به کارگردانی کریس وِج چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۱ از شبکه پنج سیما پخش می شود.
در خلاصه داستان این فیلم با بازی لوکاس تیل، جِین لِوی و توماس لِنون آمده است: محققان در صدد اکتشافات درون زمینی از انفعالات نفتی هستند که بر اثر فشار حاصل از گاز به درون زمین متوجه می شوند که گاز حاصل از ترکیبات بسیار بافشار بوده و باعث تخریب می شود. اما حادثه از آنجا شروع می شود که در درون این لایه های نفتی در اعماق زمین ظاهرا موجوداتی هیولایی زندگی می کنند که بر اثر این فعل و انفعال روی زمین پرتاپ می شوند. تریپ که دانشجوی زیست شناسی است و پدرش در یکی از ایستگاه های نفتی مشغول حفاری بر حسب اتفاق با یکی از این موجودات ( هیولاهای نفتی) روبرو می شود که این آشنایی موجب دوستی میان آنها می شود. هیولای نفتی فقط نفت می خورد و شرط حیاتش مصرف بشکه های بسیار نفت است که …
فیلم سینمایی «تانک ها نبرد مخوف» به کارگردانی کنستانتین مکسی مو چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه پنج سیما پخش می شود.
داستان فیلم با بازی آندری چرنیشوو، ولادیمر اپی فنسف و اولگ فومین در سال ۱۹۴۲ می گذرد. آلمان ها به خاک روسیه تعرض کرده اند و فرماندهان و سربازان روسیه سعی دارند که جلوی پیشروی دشمن را هر طور شده بگیرند. کوالوف یک فرمانده با وجدان است که با همسرش پائولا که مهندس تعمیرات تانک ها است در جبهه فعالیت دارند. پائولا نمی تواند یک تانک را تعمیر کند و فرمانده هنگ دستور می دهد که افراد به صورت پیاده نظام وارد میدان شوند ولی پائولا با پیدا کردن یک تانک از کار افتاده و استفاده از قطعاتش تانک را راه اندازی کرده و با کوالوف به میدان می رود. کوالوف و افرادش با ۱۰ تانک آلمانی مواجه می شوند و …
شبکه نمایش
فیلم های سینمایی «از یاد رفته»، «مائودی»، «شرلوک سگ های باسکرویل»، «هیوا»، «بازی» و «تام ادیسون جوان» چهارشنبه ۲۷ فروردین ساعت ۱۳، ۱۵، ۱۹ ، ۲۱ ، ۲۳ و ۱ بامداد از شبکه نمایش پخش می شود.
شبکه امید
فیلم سینمایی «توکیو شهر ربات ها ۲» به کارگردانی مامورو اوشی چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۷:۴۵ از شبکه امید پخش خواهد شد.
در این فیلم خواهید دید: یک ربات ماشینی پلیس برای مقابله با خراب کارهای تخیلی در آینده ژاپن حضور دارد که …
شبکه کودک
انیمیشن سینمایی «کاپیتان کوسه» به کارگردانی جان استالتز و هوبرت ویلاند چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۴ از شبکه کودک پخش خواهد شد.
در این فیلم خواهید دید: کاپتان کوسه با وجود کوچکیاش قصد دارد بزرگترین دزد دریایی دریا شود. او برای این کار فقط به خدمه و قطبنما احتیاج دارد. کاپیتان کوسه در جستجوی خدمه و قطبنما برای کشتیاش با دختر و پسری آشنا میشود که میتوانند خدمه او باشند. بانی دختر کاپیتان نیروی دریایی است. او برای اینکه بتواند یک دریانورد شود از کشتی پدرش فرار میکند و بهطور اتفاقی در قایق کاپیتان کوسه مخفی میشود. این اتفاق باعث شده تا پدرش فکر کند که کاپیتان کوسه و مایکی او را دزدیدهاند! برای همین جایزهای تعیین میکند تا …
شبکه افق
فیلم سینمایی «لبه تاریکی» به کارگردانی مارتین کمپبل چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۵ از شبکه افق پخش می شود.
در خلاصه داستان آمده است: تنها دختر توماس که از ماموران پلیس بینالملل است، در مقابل منزل پدرش مورد هدف گلوله عدهای ناشناس قرار میگیرد و کشته میشود و توماس تصمیم میگیرد خود پرونده این قتل را در بوستون بهدست گرفته و قاتل را شناسایی کند. او متوجه میشود دخترش اما، آلوده به مواد رادیو اکتیو بوده است زیرا در یک سازمان تولیدات هستهای مشغول به کار و از محققان و دانشپژوهان آن سازمان بوده است …
مل گیبسون، دنی هاستون و رای وینستون بازیگران این فیلم هستند.
شبکه شما
فیلم تلویزیونی «برج آرام» به کارگردانی مسعود اطیابی چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه شما پخش می شود.
این فیلم داستان یک مجری معروف برنامه های تلویزیونی است که برای زندگی از یک محیط سنتی به یک برج در منطقه بالای شهر نقل مکان می کند. این نقل مکان با گم شدن مبل کهنه قرمزی که یادگار مادرش بوده مصادف شده و پیدا کردن آن باعث به وجود آمدن ماجراهایی می شود. این ماجراها فضایی نمادین را ایجاد می کنند که طنزآلود است.
سروش صحت، پوراندخت مهیمن، رضا فیض نوروزی، سحر زکریا، نعیمه نظام دوست در فیلم تلویزیونی «برج آرام» ایفای نقش کرده اند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی شبکه هیسپان تی وی، برنامه این هفته «عکس های تکان دهنده» به بررسی عکسی از یک مادر مهاجر در حال فرار از دست نیروهای مرزی آمریکا در مرز مکزیک می پردازد.
این عکس که در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۸ توسط یک عکاس خبری به نام کیم کیانگ هون به ثبت رسیده و توجه جهانی را به سیاست ترامپ نسبت به مهاجران معطوف کرد، یک مادر پناهجوی مکزیکی را در حالی که با کودکانش از شلیک گازهای اشکآور در مرز مکزیک توسط نیروهای آمریکایی فرار میکرد، نشان می دهد.در این عکس ماریا ۳۵ ساله مادر پنج کودک، دیده می شود که به کاروان پناهجویانی که به سمت آمریکا در حرکت بودند، پیوسته و هنگامی که به مرز آمریکا نزدیک می شود ناگهان سه گاز اشکآور در نزدیکی او و پنج کودکش به زمین برخورد می کند.
این عکس به نماد قساوت قلب ترامپ نسبت به مهاجران تبدیل شد و تاثیر آن به حدی بود که خبرنگار رویترز راهی اردوگاه پناهجویان در شهر مرزی تیخوانا در مکزیک شد و با این مادر مکزیکی به گفتگو نشست.
این برنامه ضمن اشاره به بازتاب این عکس در جهان و منفور شدن چهره ترامپ بیش از پیش به بررسی دستورات جنون آمیز ترامپ در رابطه با مهاجران و وضعیت دردناک کاروان هندوراسی که در مرز آمریکا مورد حمله پلیس قرار گرفت، خواهد پرداخت.
«عکسهای تکاندهنده» کاری از واحد برنامههای شبکه پرس تیوی به تهیه کنندگی کیانوش الطافی است که برای مخاطبان اسپانیایی زبان شبکه هیسپان تیوی زبانگردانی شده است و روزهای پنجشنبه ساعت ۱:۴۵ به وقت تهران پخش میشود و تکرار آن همان روز ساعات ۴:۴۵، ۱۳:۴۵ و ۲۰:۱۵ جمعه ساعت ۱۰:۱۵ و یکشنبه ساعت ۴:۱۵ و ۲۰:۴۵ روی آنتن هیسپان تیوی میرود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت جشنواره، نخستین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه انزوای اجتماعی همهگیر با هدف ارایه فیلمهای کوتاهی که در دوره انزوای اجتماعی ساخته شدهاند از سوی گروهی از کارشناسان صنعت فیلم مستقر در برلین راهاندازی شد.
برای تمام فیلمسازانی که انتظار داشتند در انزوای اجتماعی خلاقتر شوند اما متوجه شدند حتی نمیتوانند در حدی تمرکز کنند که چند خط فیلمنامه بنویسند، کمی انگیزه ایجاد شده است: یک جشنواره فیلم کوتاه جدید که با جوایز مالی و امکان توزیع برای برندگان همراه خواهد بود.
این فستیوال با عنوان فستیوال فیلم کوتاه کرونا نخستین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه انزوای اجتماعی همهگیر است که به صورت آنلاین راهاندازی شده تا فیلمهای کوتاهی را که به عنوان واکنشی نسبت به تحولات فعلی که بر اثر ویروس کووید ۱۹ خلق شده، ارایه کند. این کار فیلمسازان را تشویق میکند تا فیلمهای کوتاه خود را که زیر ۵ دقیقه هستند، در هر ژانر یا موضوعی در مکان ایزوله خودشان بسازند.
فیلمهای انتخاب شده در وبسایت فستیوال عرضه میشوند و برای کسب ۲ جایزه با هم رقابت میکنند.
علاوه بر جایزهای که توسط بوریس بوگدانوویچ هنرمند صرب برای این منظور اختصاص یافته، برندگان جایزهای دریافت میکنند که که توسط «فریتس کولا» فراهم شده است. این جایزه شامل یک جایزه ۱۵۰۰ یورویی به عنوان جایزه بزرگ داوری و یک جایزه ۵۰۰ یورویی به عنوان جایزه مخاطبان است. ۲ فیلم برنده برای فروش امتیاز بینالمللی و توزیع توسط یکی از شرکای جشنواره یعنی «اینترفیلم برلین»، ارایه میشوند.
هیات داوران این جشنواره عبارت است از: فیلمسازان مارتا پوپیودا (صرب / آلمان) و کلر بورکر (فرانسه)، بازیگران تام ولاشیا (آلمان)، سارا لازارو (ایتالیا-صرب)، نسرین کاوادزاده (ترکیه)، آدیس دیاپو تهیه کننده (بوسنی) و دکتر کاترین کولا ویراستار، نویسنده و کوریتور (فرانسه).