دسته: فرهنگ و هنر

  • فضای مبهمی پیش روی «تئاتر» است/ اهمیت مشاوره مالیاتی به هنرمندان

    فضای مبهمی پیش روی «تئاتر» است/ اهمیت مشاوره مالیاتی به هنرمندان

    فضای مبهمی پیش روی «تئاتر» است/ اهمیت مشاوره مالیاتی به هنرمندان
    فضای مبهمی پیش روی «تئاتر» است/ اهمیت مشاوره مالیاتی به هنرمندان
    سیدجواد روشن کارگردان تئاتر درباره وضعیت تئاتر ایران در دوران پساکرونا به خبرنگار مهر گفت: قطعاً روزهای سختی را در تئاتر پیش رو داریم، از این جهت که مردم به لحاظ اقتصادی در مضیقه خواهند بود و زمانی هم که شرایط سخت می‌شود، اولین چیزی که از سبد خانوار حذف خواهد شد محصولات فرهنگی و هنری است که البته حق هم دارند.
    وی ادامه داد: بنابراین در شرایطی هستیم که نمی‌توان قیمت بلیت نمایش‌ها را متناسب با افزایش هزینه‌ها،‌ افزایش داد چون مخاطبان با مشکل مواجه می‌شوند بنابراین امسال زیاد دستمان در تئاتر باز نیست. از طرف دیگر اگر هم بحران کرونا را پشت سر بگذاریم، مساله مهم دیگر، بی‌اعتمادی‌ای است که برای مخاطبان و حتی خود هنرمندان نسبت به حضور در تماشاخانه‌ها به وجود آمده است، چون سالن‌های تئاتری در پشت صحنه و اتاق‌های گریم و رختکن وضعیت ایده‌آلی ندارند و نمی‌توان فاصله اجتماعی را در آن‌ها رعایت کرد و برای هنرمندان و گروه‌های تئاتری دلهره به وجود می‌آورد. از طرف دیگر هم اگر وضعیت یک سال اخیر تئاتر کشور را بررسی کنیم، می‌بینیم که غیر از چند کار محدود که فروش خوبی داشته‌اند بقیه نمایش‌ها وضعیت مطلوبی نداشتند و بعد از کرونا هم اجراها با ریسک بیشتری به صحنه می‌روند، چون اگر به دلیل رعایت فاصله گذاری اجتماعی بخواهند ظرفیت سالن‌ها را کاهش دهند، سالن‌های کوچک با مشکل روبرو خواهند شد.
    می‌دانیم که مختصات تئاتر مشخص است و به صورت زنده با تماشاگر رودرو می‌شود بنابراین اگر تئاتر را از وضعیت اصلی خودش خارج کنیم وارد مدیوم دیگری مانند تله تئاتر یا تئاتر تصویری خواهد شد از همین رو نمی‌توان تئاترآنلاین را به عنوان جایگزینی برای تئاتر به حساب آوردروشن با اشاره به اینکه فضای مبهمی پیش روی تئاتر وجود دارد، بیان کرد: متاسفانه به نظر می‌رسد شرایط اقتصادی دولت نیز به گونه‌ای نیست که بتواند با پرداخت کمک هزینه خسارت گروه‌ها را جبران کند از همین رو مشخص نیست چطور این شرایط را مدیریت خواهند کرد.
    این کارگردان تئاتر درباره پخش تئاتر آنلاین نیز گفت: پدیده تئاتر آنلاین هم که در دوران بحران کرونا شکل گرفته جای حرف بسیار دارد چون همه می‌دانیم که مختصات تئاتر مشخص است و به صورت زنده با تماشاگر رودرو می‌شود بنابراین اگر تئاتر را از وضعیت اصلی خودش خارج کنیم وارد مدیوم دیگری مانند تله تئاتر یا تئاتر تصویری خواهد شد از همین رو نمی‌توان تئاترآنلاین را به عنوان جایگزینی برای تئاتر به حساب آورد. اگر قرار است با این طرح از لحاظ اقتصادی گروه‌ها مورد حمایت قرار گیرند، می‌توان راهکار دیگری در پیش گرفت و فیلم تئاترهای قدیمی را در VOD‌ها عرضه کرد تا هزینه‌های وارد شده به گروه‌ها جبران شود.
    وی درباره لزوم پر کردن اظهارنامه مالیاتی توسط گروه‌های نمایشی نیز متذکر شد: متاسفانه در اداره کل هنرهای نمایشی و خانه تئاتر مبحث مالیات و اطلاع‌رسانی درباره آن، زیاد برای گروه‌های نمایشی روشن نشده است و هر روز هم با قانون جدیدی روبرو هستیم. همه نمایش‌هایی که زیرمجموعه اداره کل هنرهای نمایشی و شهرداری تهران به صحنه می‌روند، موظف هستند که نسخه‌ای از قراردادشان را به اداره مالیات بفرستند و اظهارنامه مالیاتی پر کنند در غیر این صورت با مشکل مواجه خواهند شد و برایشان مالیات در نظر می‌گیرند. اطلاع رسانی از این پروسه احتیاج به راهنمایی و اطلاع رسانی دارد و به دلیل مطلع نبودن بسیاری از هنرمندان در این زمینه برایشان مشکلات زیادی به وجود می‌آید.
    کارگردان «لاموزیکا» در پایان درباره کسر ۹ درصد مالیات برارزش افزوده از اجراهای تئاتری گفت: طبق قانون این ۹ درصد مالیات برارزش افزوده باید از خریدار کسر و روی قیمت بلیت‌ها لحاظ شود اما برای مراعات مخاطبان و زیادتر نشدن قیمت بلیت نمایش‌ها، این مالیات از اجراهای تئاتری کم می‌شود. معتقدم باید مذاکراتی صورت گیرد که این ۹ درصد از درآمد خانواده تئاتر که شامل همه هنرمندان و مخاطبان می‌شود، بخشیده شود و در غیر این صورت روی بلیت‌های هر نمایش به صورت جداگانه ۹ درصد مالیات کسر شده را لحاظ کنند تا خریدار متوجه شود که مبلغی از بلیت مربوط به ۹ درصد مالیات برارزش افزوده است البته در نهایت من با پیشنهاد اول موافق هستم. باید هدف اصلی ترغیب مردم به مشارکت در دیدن تئاتر باشد پس بهتر است حمایت سوبسیدی از جامعه تئاتر صورت گیرد.
  • اصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری

    اصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری

     اصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری!

     

     

     

    ببینید | اصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری!
    ببینید | اصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری!

    بااصل ماجرای حملات مجازی به جبار کاکایی به بهانه دفاع از شهریار قنبری!

  • مثل سنگرها، یکی پس از دیگری، خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند

    مثل سنگرها، یکی پس از دیگری، خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند

    مثل سنگرها، یکی پس از دیگری، خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند
    مثل سنگرها، یکی پس از دیگری، خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ماجرای ترانه‌های سخیف و بدون وزن و قافیه در موسیقی کشور موضوع تازه‌ای نیست. همیشه بوده‌اند خواننده‌هایی که تنها با ردیف کردن یک سری کلمات  و جملات بدون معنای خاص پشت سر هم و ریتمیک کردن آنها ترانه‌هایی ارائه داده‌اند که اهالی ادبیات و متخصصان شعر با شنیدن آنها افسوس خورده‌اند. این موضوع اما در روزها و ماههای اخیر بیش از پیش مطرح شده است. خواننده‌هایی که مهمان برنامه شب عید تلویزیون بودند و مشخص بود به ترانه کارهایشان هیچ اهمیتی نداده‌اند تا خواننده باسابقه‌ای که در چند آهنگ اخیرش به خاطر ترانه بدون وزن و بی‌محتوایش مورد انتقاد فراوان قرار گرفته است.

    مساله وضعیت شعر و ترانه در موسیقی امروز دغدغه‌ای بود که سیدعبدالجواد موسوی در گفت‌وگوی لایو با عبدالجبار کاکایی ترانه‌سرای مطرح درباره آن به گفت‌وگو نشست. متن این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

    فکر می‌کنم در هیچ دوره‌ای اینقدر ترانه‌خوانان ما به شعر و ادبیات بی‌توجه نبودند. زمانی اگر یک اشتباه لفظی در یک ترانه یک خواننده پیش می‌آمد اتفاق هولناکی بود که حتی بین اهالی شعر ضرب‌المثل می‌شد ولی الان می‌بینیم که هر چیزی به عنوان شعر و ترانه خوانده می‌شود.

    می‌دانید که هنر عامه‌پسند دوره‌های متفاوتی در تاریخ ما داشته. زمانی که بعد از درویش خان و رهی معیری و… موج تصنیف‌سراهای درجه یک ما موسیقی ما را به اوج خلق شاهکارهای هنری رسانده بودند. به یکباره با شروع فیلمفارسی‌ها موسیقی کافه‌ای آمد اگرچه از لحاظ کلام از ترانه‌های الان خیلی بهتر بود. بخشی از این اتفاقی که این روزها رخ داده هم فقط به مساله فرهنگی ما مربوط نمی‌شود و یک موج جهانی تقلیل آلبوم‌گرایی و رواج ملوبات‌ها و استیج‌گرایی است. به خاطر فضای مولتی‌مدیا و امکان نشر سریع کارها به ویژه در کشورهایی که کپی‌رایت ندارند آلبوم که یک پک فرهنگی بود، کنار گذاشته شده و گردش مالی شرکت‌ها روی استیج‌ها و ملوبات‌ها  آمده است. از سوی دیگر در کشور ما به خاطر فقدان آزادی‌های اجتماعی، شادی‌های دسته‌جمعی وجود ندارد و می‌شود گفت فقط ورزشگاهها و کنسرت‌ها محیط شادی‌های جمعی است. طبیعی است که شم مدیران موسیقی به سراغ صید شکارهایی می رود که جذب این موسیقی شوند. من با برخی از این مدیران صحبت کردم، می‌گویند مخاطب ما شنونده حرفه‌ای موسیقی نیست و همین بچه‌های نوجوان چهارده، پانزده‌ساله‌ هستند و ما هم قصد فعالیت فرهنگی نداریم. از طرف دیگر به خاطر گسترش وسایل شنیداری سن شنونده‌های موسیقی به یک‌باره روی پنج و شش و هفت سال آمده. بچه‌هایی که تنها ۴کلمه از یک ترانه را می‌فهمند بقیه‌اش را با ریتم موسیقی پردازش می‌کنند. درحقیقت تنها با ریتم حال می‌کنند و همان چند کلمه که به گوششان آشنا باشد برایشان کافی است. امروز دیگر ادبیات کوچه مثل قفلی نزن و رد دادم و اینها هم وارد یک موسیقی شبه رپ یا شبه پاپ بیاید کافی است. نکته مهمتر موسیقی که مبتنی بر ریتم باشد هر نوع تامل کردن در کلامش با خلق آن هنر تضاد دارد. ریتم باید فقط با ذهن بازی کند. در شنیدن موسیقی درست همه را وادار به سکوت می‌کنی تا ببینی چه می‌گوید اما این موسیقی موسیقی گوش کن چی میگه نیست. از طرف دیگر هم می‌توان به دلایل اقتصادی اشاره کرد. ما این همه خواننده در طول تاریخ نداشتیم. هر کسی یک دنگ صدا دارد این استعداد را در خود می‌بیند یا اعتماد بنفس را پیدا می‌کند که به عنوان خواننده وارد کار شود. شرکت‌ها هم به هیچ‌کس رحم نمی‌کنند. هر کسی که مختصر صدایی دارد به امید اینکه روی صحنه می‌روی تخلیه مالی‌اش می‌کنند و درنهایت بعد از پنجاه شصت ترک رهایش می‌کنند و می‌گویند به صحنه نرسیدی!

    پاسخ این سوال که چرا اینها تن به این مارکت دادند را هم از زبان ترانه‌سراها و هم خواننده‌ها شنیدم که می‌گویند مدیر شرکت می‌گوید اگر در این فضا قرار بگیری کارت پیش می‌رود. من خودم سال‌هاست زیر بار این مارکت نرفتم حتی به قیمت پایین آمدن دستمزد و سفارش‌های کمتر. اما خیلی از این بچه‌ها به من می‌گفتند نان زن و بچه‌مان را می‌خواهیم دربیاوریم این حرف‌ها را ول کن. خواننده‌ها هم همین را می‌گفتند. می‌گفتم شما شنونده‌های جدی دارید درست نیست وارد این مارکت شوید ولی متاسفانه مثل سنگرهایی که یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند.

    بحث اول من این بود که چرا آنهایی که از آنها انتظار دیگری داریم به این راحتی تن به این قواعد داده‌اند. خواننده‌ای که سال‌ها آلبوم خوب یا قابل قبول از او شنیدی یک‌باره شعری می خواند که نه وزن دارد نه معنا و محتوا. این موارد نگران کننده است.

    پاسخ این سوال که چرا اینها تن به این مارکت دادند را هم از زبان ترانه‌سراها و هم خواننده‌ها شنیدم که می‌گویند مدیر شرکت می‌گوید اگر در این فضا قرار بگیری کارت پیش می‌رود. من خودم سال‌هاست زیر بار این مارکت نرفتم حتی به قیمت پایین آمدن دستمزد و سفارش‌های کمتر. اما خیلی از این بچه‌ها به من می‌گفتند نان زن و بچه‌مان را می‌خواهیم دربیاوریم این حرف‌ها را ول کن. خواننده‌ها هم همین را می‌گفتند. می‌گفتم شما شنونده‌های جدی دارید درست نیست وارد این مارکت شوید ولی متاسفانه مثل سنگرهایی که یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند خواننده‌های خوب ما هم سقوط می‌کنند. این مارکت مغناطیسی دارد که نمی‌توانند کوتاه بیایند. شرکت از تو حمایت نمی‌کند مگر اینکه تسلیم شرایطش شوی. برای حل این معضل مدیران شرکت‌ها باید یک گفت‌وگوی سودمند و سازنده با نهادهای فرهنگی داشته باشند. یک شورایی باشد که سیاست‌گذاری کنند و بعد وارد گفت‌وگو با شرکت ها شوند. مثلا بگویند موظفید ده درصد از درآمدی که از استیج دارید را هزینه کنید برای اعتلای شعر و ترانه. خیلی از خواننده‌های ما دلشان خون است از این بازار. خیلی از ترانه‌سراها ناراحتند که چرا در این میدان به آنها بازی نمی‌دهند اما متاسفانه مدیران شرکت‌ها که در این عرصه رقابت هستند میدان را گرفتند. اوایل توجیه‌شان این بود که جامعه نیاز به نشاط دارد. اولین سدشکنی و ترانه‌های غیرمتعارف که وارد بازار شد می‌گفتند جامعه نیاز به شادی دارد.

    من با این بخش مخالف نیستم ولی اینها چرا باید به قیمت از دست رفتن ادبیات باشد؟

    این مساله‌ای بود که من در ۹ ماهی که با شورای شعر وزارت ارشاد کار می‌کردم دیدم و برای رفع آن پیشنهاد دادم شرکت‌ها موظف به گذاشتن مشاور ادبی باشند. وقتی این مساله را مطرح کردم مدیر وقت دفتر موسیقی گفت از نظر حقوقی نمی‌توانیم این کار را بکنیم.

    این همه ترانه سر شورایی ریخته می‌شود که نمی‌داند کارش محتوایی است یا فنی و وقتی می‌بیند کار سنگین است به ممیزی‌های محتوایی رو می‌آورد و شروع می‌کند فقط به ترانه‌هایی که مشکل محتوایی دارند گیر می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود به یک باره صدا از رسانه‌ها درمی‌آید و بعد سخت‌گیری سر مسائل فنی بیشتر می‌شود. بنابراین سیاست‌گذاری شورا هر دو سه ماه یک بار بنا به شرایط جابجا می‌شود.

    مگر این ترانه‌ها مجوز نمی‌گیرد؟

    شما اگر در جریان ورود ترانه‌ها به شورای شعر ارشاد باشی به این سیستم حق می‌دهی که به همین شکل سوتی بدهد. وقتی در روز چهارصد پانصد شعر می‌آید همین می‌شود. من می‌دانم که هفت تا ده دقیقه باید روی یک متن تامل کنی  تا ببینی صلاحیت اجرا دارد یا نه اما الان به خاطر تعداد زیاد ترانه‌ای که باید بررسی شود در شورای شعر بین ده تا پانزده ثانیه است و این ضریب خطا را خیلی بالا برده. به خصوص اینکه تصویب بعضی ترانه‌ها خارج از اختیار شورا است و شورا مرزبندی بین وظیفه‌اش که باید ممیزی محتوایی یا فنی بر روی شعرها داشته باشد، ندارد. بعضا که کار زیاد می‌شود تنها گرایش به ممیزی محتوایی می‌شود چون راحت‌تر است که مثلا چند کلمه را خط بزنی و حذف کنی.

    گفتید حذف کلمات. چندی پیش مساله‌ای مطرح شد که کلمه آغوش جز کلمات ممنوعه است. این درست است؟

    ظاهرا مدت‌ها ممنوعه بوده. الان دوستان شورا را آتش به اختیار کردند که با توجه به اینکه شرایط به کار بردن کلمه چطور است و… روی آن اعمال نظر کنند. از این مشکل پیچیده‌تر اینکه عضو شورای شعر ما توجیه نشده که محتوایی باید نظر بدهد یا فنی؟ ارشاد اگر دو شورا بگذارد یک محتوایی که از نظر جامعه شناختی و دیگر موارد ترانه را بررسی کند و شورای دیگر فنی مشکل حل می‌شود. می‌دانید که نظارت فنی کار بسیار سختی است به خصوص اینکه روز به روز تعداد آثار بیشتر می‌شود و افراد از منزل می‌توانند با یک یوزرنیم پسورد شعر و موسیقی خود را آپلود کنند که شورا نظر بدهد. این همه ترانه سر شورایی ریخته می‌شود که نمی‌داند کارش محتوایی است یا فنی و وقتی می‌بیند کار سنگین است به ممیزی‌های محتوایی رو می‌آورد و شروع می‌کند فقط به ترانه‌هایی که مشکل محتوایی دارند گیر می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود به یک باره صدا از رسانه‌ها درمی‌آید و بعد سخت‌گیری سر مسائل فنی بیشتر می‌شود. بنابراین سیاست‌گذاری شورا هر دو سه ماه یک بار بنا به شرایط جابجا می‌شود. از آن طرف شرکت‌ها هم راهکارهایی برای تصویب ترانه‌هایشان دارند. مثلا اسمش را عوض می‌کنند یا مصرع‌هایی را جابجا می‌کنند تا در نهایت بعد از دو، سه بار رفت و برگشت ترانه مورد نظرشان مجوز می‌گیرد.

    تیتراژ یک برنامه افطار ماه رمضان موزیکی است که ترانه و ملودی و همه چیزش غلط است. یک بخشی از این موضوع هم به ماجرای خواننده سالاری برمی‌گردد که همه چیز را از میدان به در می‌کند و فقط مهم آن خواننده است. درست است؟

    بله. خواننده‌ها اعمال نظر می‌کنند. من یکی دو بار به سفارش شرکت‌ها ترانه می‌نوشتم، بعد می‌دیدم خواننده روی مصراعی که من گذاشتم، اصرار دارد یک مصراع کاملا بی‌معنی را بگذارد. مثل خوشنویسی که دوست دارد در بیتی که می‌نویسد مثلا ده تا لام باشد. اجرای صوتی کار برایش مهم بود و اصلا نه به مفاهیمی که من در آن کلام گذاشته بودم، نه به ایهام و تناسبش فکر نمی‌کرد. کلماتی را می‌خواست که اصواتش مثلا وقتی از حنجره ایشان خارج می‌شود خوش‌نوا باشد. بعضا این اتفاقات قابل قبول است ولی غالبا اینطور نیست. بله خواننده‌ها متاسفانه نظرشان در این مواقع جدی مطرح می‌شود.

    تلویزیون با این عظمت گاهی انگار برایش مهم است که فلان خواننده باشد. اینکه اثرش چیست و چطور درست شده انگار برایش مهم نیست.

    عظمتی که از تلویزیون می‌گویید الان برایم قابل درک نیست. عظمت برای دوره‌ای بود که واقعا داشتند و بزرگانی در آن رفت‌وآمد می‌کردند. الان متاسفانه تلویزیون از این ماهیتش خارج شده. به ویژه اینکه دنیای مجازی هم با آن رقابت می‌کند. همه اینها ضربات مهلکی است. نظام رسانه‌ای تنگ‌نظری که از آن طرف جهان در حال گسترش فضاهای تصویری است و از این طرف هم خودش سخت‌گیری می‌کند، طبیعتا به هر خواننده‌ای تن می‌دهد تا شرایطش را عوض کند.

    ظاهرا گوششان هم اصلا بدهکار نیست. وقتی عالی‌ترین مقام نظام هم از این ترانه‌های پیش پاافتاده انتقاد می‌کند، باز هم هیچ اتفاقی نمی‌افتد و روز به روز هم بدتر می‌شود.

    من شنیدم که اخیرا به تشکیل شوراهایی برای صیانت از زبان فارسی اقدام کردند ولی خروجی‌ها را که می‌بینیم تغییری در خروجی‌ها اتفاق نیفتاده.

    با این اوصاف آینده روشنی می‌بینید؟

    هیچ‌چیز قابل پیش‎بینی نیست. موسیقی کافه‌ای و به قول معروف نیناش ناش ناشی ما به یک‌باره با صدای فرهاد و فریدون فروغی متحول شد در صورتی که لایه‌های اجتماع یک بیداری، آگاهی و فهم جدی انقلاب در آنها اتفاق افتاده بود. من فکر می‌کنم اگر شرایط جامعه ما به نقطه پیک این بحران برسد به یک باره یک شورش عمومی در اذهان اتفاق می‌افتد. همه می‌دانیم این موسیقی‌ها مصرفی است و خیلی از آدم‌ها هم با تیزهوشی این موسیقی‌ها را گوش می‌دهند فقط رفع خستگی کنند. وقتی هم به خودشان مراجعه می‌کنیم، می‌گویند مزخرف است. گوش می‌کنیم که خستگی‌مان در برود. چنین هوشیاری هم من در مردم می‌بینم که یک دوره‌های تاریخی یا ساعت‌هایی را اختصاص می‌دهند به این نوع موسیقی. فکر می‌کنم این دوره دوره گذرایی است.

    به یک‌باره ظاهرا شرایط دارد برمی‌گردد به پیش از عهد مدرنیته و مدرنیزم موسیقی. یعنی سانگ‌رایترها دوباره ظهور کردند. جوانک‌هایی که در استودیو با یک گیتار می‌نشینند و می‌نوازند و کلماتی هم که در ذهنشان است که محصول چت‌های تلگرامی یا شنیده‌هایشان از اطراف است را به اسم ترانه ردیف می‌کنند. نه سهراب خواندند و نه شاملو. همان چت‌های تلگرامی را موزون می‌کنند و روی ملودی قرار می‌دهند و پک‌های با قیمت ۱۲ تا ۲۰میلیون تومان به این خواننده‌های جوان می‌دهند

    در خاطرات سایه از خواننده‌ای به نام آفت اسم می‌برد که ترانه‌های دم دستی می‌خواند و می‌گفت خاطرات این آدم در هر خانه‌ای در کنار دیوان حافظ و شاهنامه بود ولی ایشان ابراز امیدواری می‌کند که این جور چیزها همانطور که شما گفتید مصرفی است و می‌گذرد و مثلا تار لطفی است که می‌ماند یا صدای فلان خواننده که اگرچه فکر می‌کنیم رونقی ندارد ولی در طول تاریخ می‌ماند. حرف‌هایی از این دست یک مقدار امیدوارمان می‌کند ولی اگر یک موسیقی مبتذل و نیناش ناش هم داشتیم خودش هم از یک کلاس و قاعده‌ای پیگیری می‌کرد. اینقدر بی قاعده نبود. همین الان هم که آنها را گوش می‌کنی می‌بینی که خیلی مترقی‌تر از این چیزهایی است که الان به اسم ترانه سیاسی یا اجتماعی می‌شنویم. این درهم‌ریختگی مرزها و اینکه برخی از نخبگان هم به این بازار تن بدهند آدم را امیدوار می‌کند.

    من یک جا نوشته بودم که موسیقی ما به نقطه اولش برگشته. درویش خان را در نظر بگیرید. هم نوازنده بود و هم کلام می‌نوشت. به نوعی سانگ رایتر بود. موسیقی ما الان هم به سانگ رایتر رسیده. یعنی وقتی علی اکبر دهخدا و ملک‌الشعرای بهار و بیژن ترقی آمدند در کنار اینکه قصیده‌های قرایی داشتند تصنیف هم ساختند، اصلا شرایط تصنیف و ترانه از موسیقی جدا شد. تا سال‌ها رسته ترانه‌سراها و تصنیف‌سراهای ما مشخص شد. می‌دانید که در تاریخ ما تصنیف‌سرا خیلی داشتیم ولی اسمشان کمتر در تذکره‌ای آمده. در این ۱۵۰سال به بعد بود که تصنیف‌سرایی تبدیل به یک رسته مستقل شد و ترانه‌سرایی هم، تا حدی که جنتی عطایی جایزه فروغ را برد موفق شد ولی به یک‌باره ظاهرا شرایط دارد برمی‌گردد به پیش از عهد مدرنیته و مدرنیزم موسیقی. یعنی سانگ‌رایترها دوباره ظهور کردند. جوانک‌هایی که در استودیو با یک گیتار می‌نشینند و می‌نوازند و کلماتی هم که در ذهنشان است که محصول چت‌های تلگرامی یا شنیده‌هایشان از اطراف است را به اسم ترانه ردیف می‌کنند. نه سهراب خواندند و نه شاملو. همان چت‌های تلگرامی را موزون می‌کنند و روی ملودی قرار می‌دهند و پک‌های با قیمت ۱۲ تا ۲۰میلیون تومان به این خواننده‌های جوان می‌دهند. یعنی کلام و موسیقی و ملودی را یک نفر می‌سازد و تحویل یک خواننده می‌دهد.  گاهی من می‌بینم خود فرد بهتر از خواننده جوان این را اجرا کرده اما چون کاسبی و بازار است باید عرضه کند. یعنی اگر با صدای خودش عرضه می‌کرد می‌گرفت. شما دیگر حساب قضیه را بکنید. کالایی که با صدای خودت بهتر است را چطور حاضری با یک صدای ضعیف‌تر به بازار بدهی الا اینکه قصدت فقط انتفاع مالی باشد؟ و این شرایطی است که الان در موسیقی ما به وجود آمده.

    چند روز پیش یک بحثی در فضای مجازی داشتید درباره شهیار قنبری. فکر می‌کنم حرف شما خیلی خوب شنیده نشد و سو تفاهم پیش آمد.

    من احساس کردم که بعضی از دوستان رسانه‌ای به خاطر اینکه رسانه زنده است به خبرهای حاشیه‌دار. من همه حرفم این بود که آدم‌های جاافتاده ما که میراث فرهنگی ما هستند را خیلی کم وارد این بازی‌ها کنید. چون ممکن است از دهانشان حرفی دربیاید که مساله‌ساز شود. قبلش درباره آقای بهمنی گفتم. بهمنی اظهارنظری درباره آغوش کرده بود. اولا بهمنی نه ممیز محتوایی ترانه‌هاست نه قانون‌گذار آغوش است. ولی در مواجهه با یک سوال، محمدعلی که ما می‌شناسیم آدم رمانتیک احساساتی که به همه می‌گوید مهربان، از سر نصیحت می‌گوید آغوش را استفاده نکنید. فوری او را سیبل کردند که تو سانسورچی هستی و … شعرهای خود بهمنی پر از آغوش است. تنها یک توصیه کرده و غیرمستقیم خواسته بگوید ترانه می‌خواهید بگویید به ویژگی‌های دیگر معشوق هم بپردازید فقط آغوش نیست. به هر حال نقطه ضعف یک ترانه‌سرا است که از معشوق فقط نکاتی را ببیند که حساسیت ایجاد می‌کند. شهیار قنبری را هم به مصاحبه کشیدند و باز هم سوالاتی پرسیدند و او یک چیزی گفت و سیبل شد. به اعتقاد من رسانه باید مراقب این آدم‌ها باشد. اینها تبدیل به هویت تاریخی فرهنگی ما شدند. آثاری که خلق کردند بخشی از پیکره فرهنگی ما است. مخدوش که بشوند انگار آن پرتره خراب شده. انگار به اثر باستانی سنگ بزنی. توصیه من به رسانه این بود که با اینها مصاحبه زرد نکند. به سمت مصاحبه‌های علمی بروند. متاسفانه در آن فضا برخی دوست نداشتند این حرف من را بشنوند. می‌گفتند درست ولی ما نباید بشنویم زیر این چهره چه می‌گذرد. هر کسی را بازجویی کنی از دلش حرف‌هایی درمی‌آید که شاید خوشایند نباشد.

    ۲۵۸۲۵۸

  • طرح فعلی بازگشایی سینماها یک شوخی است/ دولت نمی‌تواند «ناجی» باشد

    طرح فعلی بازگشایی سینماها یک شوخی است/ دولت نمی‌تواند «ناجی» باشد

    طرح فعلی بازگشایی سینماها یک شوخی است/ دولت نمی‌تواند «ناجی» باشد
    علی آشتیانی‌پور مدیر شرکت پخش «فیلم آفرین» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره بازگشایی سینماها گفت: در حال حاضر مناسبات پیچیده شده و روز به روز بر میزان پیچیدگی آن افزوده می‌شود. دوستان در سازمان سینمایی برای بازگشایی سینماها آیین‌نامه‌ای تدوین کرده‌اند که وقتی به آن نگاه کنید متوجه می‌شوید که چقدر غیرکارشناسانه و اعمال ناشدنی است! یعنی قوانینی را گذاشته‌اند که با این شرایط نه پخش‌کننده حاضر است فیلم بدهد و نه صاحب فیلم حاضر است فیلمش را اینگونه اکران کند.
    وی افزود: در پیش‌نویس این آیین‌نامه آمده که سینما با ظرفیت ۴۰ درصدی بازگشایی شود که این بیشتر شبیه یک شوخی است. اصلاً به این نکته توجه نشده که سینما رفتن آدابی دارد. برای مثال در این شرایطی که از سر اجبار فقط برای خرید بیرون می‌رویم، اگر قرار باشد من و همسرم خطر کنیم و به سینما برویم اصلا منطق ندارد که با فاصله سه صندلی بشینیم. اصلا اینطور فیلم دیدن ارزش ندارد، حتی اگر این پیش فرض را داشته باشیم که سینما ایمن و فیلم‌های آنچنانی روی پرده رفته است.
    هنوز به زبان مشترک نرسیده‌ایم
    این پخش‌کننده سینما ادامه داد: با این آیین‌نامه‌ها چیزی پیش نمی‌رود چون کارشناسی نشده است دوستان ما در سازمان سینمایی طرح و برنامه‌ای ریخته‌اند که در تدوین آن کارشناسان پخش و سینما حضور نداشته‌اند به همین ترتیب نه سینمادار، نه پخش‌کننده و نه تولیدکننده به یک زبان مشترک نمی‌رسند. باید باور کنیم مردم به قدری گرفتاری دارند که در این شرایط سینما در اولویت آخرشان قرار دارد. آن زمان که ظرفیت سینماها صددرصدی بود ما چشم به چشم هم می‌دوختیم و چنگ به‌صورت هم می‌انداختیم، حالا که ظرفیت چهل درصدی شده کدام سینماگر و پخش‌کننده‌ای حاضر به اکران فیلمش می‌شود؟ پس بازگشایی سینماها یک شوخی است.
    وی با اشاره به اینکه در حال حاضر تنها راه حل این است که همه شرایط هم را درک و کمی به یکدیگر فکر کنیم، اظهار کرد: من در حال حاضر مصر هستم که تولید را شروع کنم. طبیعتاً برایم مهم است که پول‌های قبلی‌ام را از سینماها بگیرم تا تولید تازه صورت بگیرد و چرخ سینما بچرخد. اگر سینمادار پول فیلم‌های من و پولی را که برای پخش داده‌ام به من بازنگرداند، تولید هم متوقف می‌شود و این قصه منجر به آسیب دیدن چرخه اصلی سینما می‌شود.
    آن زمان که ظرفیت سینماها صددرصدی بود ما چشم به چشم هم می‌دوختیم و چنگ به‌صورت هم می‌انداختیم، حالا که ظرفیت چهل درصدی شده کدام سینماگر و پخش‌کننده‌ای حاضر به اکران فیلمش می‌شود؟ آشتیانی‌پور تأکید کرد: ما در این شرایط باید کمی به دیگران هم فکر کنیم، برای مثال به‌عنوان یک پخش‌کننده تا جایی که توانسته‌ام از زنگ زدن به سینماداران برای گرفتن پورسانت خودداری کرده‌ام. یعنی بابت پولی که طلب داشته‌ام، حیا به خرج داده و سعی کرده‌ام تماسی نگیریم. در حال حاضر اتفاق نامیمونی وجود دارد که نشان می‌دهد ما تنها در حال فکر کردن به خودمان هستیم و فکر نمی‌کنیم همکار دیگری در کنار ما در حال آسیب دیدن است. مادامی که هر کسی فقط به خودش و مشکلات خودش فکر کند این چرخه آسیب‌پذیرتر می‌شود و بعد از آن هم نمی‌توان امیدوار بود که تا مدت زیادی به بقا و شکل گرقتن دوباره‌اش بازگردد
    آشتیانی‌پور عنوان کرد: اگر واقعاً کمی سعی کنیم انسانی‌تر به یکدیگر فکر کنیم شاید کمی گره‌ها بهتر باز شود. به هر حال کرونا مشکلی است که دامن همه ما را در ابعاد و بخش‌های مختلف چه در عرصه تولید و چه در پخش و نمایش گرفته است اما گویا باید ماورایی به قضیه فکر کنیم.
    وی ادامه داد: کادر درمان این روزها به دلیل مسئولیت‌پذیری و پایبندی به عواطف انسانی از خانواده‌های خود دور مانده‌اند. کار آن‌ها و خطری که برای خود و خانواده‌شان می‌خرند با هیچ عدد و رقمی قابل محاسبه نیست، در این موضوع فقط ایثار است که معنا پیدا می‌کند در عرصه کار ما هم اگر به همین روش کار کنیم و فکر کنیم دوره‌ای شده است که باید نسبت به هم محبت داشته باشیم، حتما می‌توانیم به راهکارهای خوب برسیم در غیر این صورت با این شکل که هر کسی به فکر این است که تنها بار خود را به مقصد برساند، چیزی درست نمی‌شود. درواقع به یک گذشت و بلند نظری نیاز داریم که به جای چنگ انداختن در صورت هم و خودمحوری، به همدیگر فکر کنیم.
    نیاز به از خودگذشتگی داریم
    مدیر شرکت پخش «فیلم آفرین» توضیح داد: برخی مسایل سینما باعث می‌شود سینمادار با خود بگوید من نمی‌توانم هزینه‌های پرسنلی را جبران کنم و طبیعتاً به اولین چیزی که فکر می‌کند، ندادن پول صاحب فیلم است. با این شرایط تولید متوقف می‌شود. در حال حاضر من خودم انگیزه تولید ندارم، این چرخه اگر با یک زبان و حال مشترک کار نکند با چارچوب و قوانین این چنینی هم اتفاق خوبی نمی‌افتد و به نظرم خودگذشتگی افراد را می‌طلبد.
    آشتیانی‌پور ادامه داد: در حال حاضر کدام سینمادار به صاحبان فیلم‌ها و پخش‌کنندگان زنگ زده که بگوید حالا که سه چهار ماه از اکران فیلم می‌گذرد آیا شما پورسانت نمی‌خواهید؟ حتی یک بار هم این اتفاق نیفتاده است. وقتی این اتفاق نمی‌افتد من به‌عنوان پخش‌کننده و تهیه‌کننده با خودم می‌گویم چه ضرورتی دارد برای این سینما دل بسوزانم. مادامی که اینچنین به مسایل نگاه کنیم، چیزی حل نمی‌شود.
    انتظار نداشته باشیم دولت ناجی باشد
    وی افزود: معتقدم در شرایط بحرانی دولت باید از همه زودتر آستین بالا بزند اما با این دولت، این شرایط و این وضعیت اقتصادی کاری نمی‌شود کرد. البته نباید چشممان را روی یک سری واقعیت‌ها ببندیم در حال حاضر موضوعاتی همچون سقوط قیمت نفت، رانت‌خواری، تحریم و… در کشور وجود دارد، بنابراین نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم دولت ناجی باشد، دولت در این شرایط اگر بتواند چاله‌های خود را پر کند هنر کرده است.
    این تهیه‌کننده و پخش‌کننده باسابقه در پایان تأکید کرد: ما باید خودمان به فکر خودمان باشیم. توزیع و نمایش یک چرخه واقعی است و کسی نمی‌تواند به تنهایی موتور کار خود را بچرخاند اما این روزها همه به موتور خود فکر می‌کنیم. این روزها سینماداران صدایشان بلند است و از دولت می‌خواهند کمکشان کند اما توقع من این بود که به جای اینکه بگویند به ما کمک کنید، بگویند ما چندین ماه است پول صاحبان فیلم‌ها را نداده‌ایم و کمک کنید پول آن‌ها را بدهیم تا شرایط تولید مهیا شود. اما من حتی یک صدای اینچنینی نشنیدم. حتی یک نفر نگفت من به عنوان سینمادار به صاحبان فیلم‌ها بدهکارم.
  • برنامه‌های درسی سه‌شنبه ۹ اردیبهشت شبکه‌های آموزش و چهار

    برنامه‌های درسی سه‌شنبه ۹ اردیبهشت شبکه‌های آموزش و چهار

    برنامه‌های درسی سه‌شنبه ۹ اردیبهشت شبکه‌های آموزش و چهار
    برنامه‌های درسی سه‌شنبه ۹ اردیبهشت شبکه‌های آموزش و چهار

    به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه تلویزیونی آموزش مکمل برای مقاطع مختلف تحصیلی که از طریق شبکه‌های آموزش و چهار در روز سه‌شنبه ۹ اردیبهشت پخش می‌شود به شرح زیر است:

    شبکه آموزش

    متوسطه دوره اول:

    ساعت ۷:۴۵ تا ۸ درس تربیت بدنی دوره دوم متوسطه

    ساعت ۸:۰۵ تا ۸:۲۵ درس کاروفناوری پایه ۹

    ساعت ۸:۲۵ تا ۸:۴۵ درس عربی پایه ۸

    ساعت ۸:۴۵ تا ۹:۰۵ درس ریاضی پایه ۷

    ساعت ۹:۰۵ تا ۹:۲۵ درس زبان انگلیسی پایه ۸

    برنامه دوره ابتدایی:

    ازساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ درس فارسی و نگارش پایه اول

    از ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ درس فارسی و نگارش پایه دوم

    از ساعت ۱۱:۳۰ تا۱۲ درس مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه سوم

    ازساعت۱۲تا ۱۲:۳۰ درس پیام‌ها و هدیه‌های آسمانی پایه چهارم

    از ساعت ۱۲:۳۰ تا۱۳ درس فارسی و نگارش پایه پنجم

    از ساعت ۱۳:۱۵ تا ۱۳:۴۵ درس مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه ششم

    متوسطه دوم:

    ساعت ۱۴:۳۰ درس ریاضی ۳ پایه۱۲ رشته علوم تجربی

    ساعت ۱۵ درس ریاضی ۱ پایه۱۰ رشته ریاضی و فیزیک و علوم تجربی

    ساعت ۱۵:۳۰ درس فیزیک ۲ پایه ۱۱ رشته ریاضی و فیزیک.

    ساعت ۱۶ درس ریاضی ۲ پایه۱۱ رشته علوم تجربی.

    ساعت ۱۶:۳۰ درس دین و زندگی ۲ پایه۱۱ رشته ریاضی و فیزیک و علوم تجربی

    ساعت ۱۷ درس انسان و محیط زیست پایه۱۱ تمام رشته‌ها

    شبکه ۴

    رشته‌های ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی و فنی حرفه ای و کاردانش:

    ساعت ۸ تا ۸:۳۰ درس اصول عقاید ۱ پایه ۱۰ رشته علوم و معارف اسلامی

    ساعت ۸:۳۰ تا ۹ درس علوم و فنون ادبی ۲ پایه۱۱ رشته ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی

    ساعت ۹ تا ۹:۳۰ درس تاریخ اسلام ۱ پایه۱۰ رشته علوم و معارف اسلامی

    ساعت ۹:۳۰ تا ۹:۵۵ درس نقاشی، نمایش و تاریخ پایه ۱۲-رشته گرافیک -شاخه فنی و حرفه ای

    ساعت ۹:۵۵ تا ۱۰:۲۵ درس عربی ۲-پایه ۱۱ درس مشترک تمام زمینه‌ها.

    ساعت ۱۰:۲۵ تا ۱۰:۵۰ درس حسابداری خرید و فروش -پایه۱۰ – رشته حسابداری بازرگانی- شاخه فنی و حرفه ای

    ساعت ۵۰: ۱۰ تا ۱۱:۱۰ درس آب، خاک و گیاه – پایه۱۰ – درس مشترک زمینه کشاورزی -شاخه فنی و حرفه ای

    ۱۵: ۱۱تا ۱۱:۴۰ درس نقشه برداری، پیاده سازی و کنترل – پایه۱۲-رشته ساختمان – شاخه فنی و حرفه ای

    ۴۰: ۱۱ تا ۱۲ درس مبانی هنرهای تجسمی – پایه۱۰-کنتراست رنگ‌ها رشته گرافیک – شاخه فنی و حرفه ای

  • آخرین ملودی مرتضی پاشایی، رمضانی شد

    آخرین ملودی مرتضی پاشایی، رمضانی شد

    آخرین ملودی مرتضی پاشایی، رمضانی شد
    آخرین ملودی مرتضی پاشایی، رمضانی شد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،ویدیوکلیپ تیتراژ ابتدایی ویژه‌ برنامه «خرم شهر» با صدای مصطفی پاشایی و با شعری از حامد عسکری، تحت‌عنوان “لحظه ناب” منتشر شد.

    ملودی این اثر موسیقایی، آخرین‌ ساخته مرحوم مرتضی پاشایی است که توسط برادرش خوانده شده است.

    میکس و مسترینگ این موسیقی را سعید هامون بر عهده دارد و مهدی حسنی آن را تنظیم‌ کرده است.

    کارگردانی ‌و ساخت ویدیوکلیپ‌ “لحظه ناب” را محمدامین افشاری برعهده داشته است.

    اولین برنامه «خرم‌ شهر» روز ۶ اردیبهشت روی آنتن رفت و بینندگان می‌توانند در روزهای ماه مبارک رمضان از ساعت ۱۸:۴۵ شاهد ویژه‌ برنامه افطار شبکه سلامت سیما باشند.

    ۲۵۸۲۵۸
  • ببینید | موزیک ویدیو جدید محسن ابراهمی‌زاده با رعایت اصول بهداشتی!

    ببینید | موزیک ویدیو جدید محسن ابراهمی‌زاده با رعایت اصول بهداشتی!

    موزیک ویدیو جدید محسن ابراهمی‌زاده با رعایت اصول بهداشتی!

     

    موزیک ویدیو جدید محسن ابراهمی‌زاده با رعایت اصول بهداشتی!
    موزیک ویدیو جدید محسن ابراهمی‌زاده با رعایت اصول بهداشتی!

    ۶۱۲۶۳

  • شاعران ضیافت افطار رهبر معظم انقلاب در «میزبان شما»

    شاعران ضیافت افطار رهبر معظم انقلاب در «میزبان شما»

    شاعران ضیافت افطار رهبر معظم انقلاب در «میزبان به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان‌های سازمان صدا و سیما، همه ساله و در نیمه ماه مبارک رمضان، اهالی فرهنگ، شعر و هنر از سراسر کشور گردهم می‌آیند و مهمان رهبر معظم انقلاب در ضیافت افطار ایشان می‌شوند و هر یک در فضایی با نشاط و معنوی به قرائت تازه‌ترین سروده خویش می‌پردازند و ضمن بهره گیری از نکته‌ها و بیانات معظم له مورد تفقد ایشان قرار می گیرند.شما»

     

     

    شاعران ضیافت افطار رهبر معظم انقلاب در «میزبان شما»
    شاعران ضیافت افطار رهبر معظم انقلاب در «میزبان شما»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور استان‌های سازمان صدا و سیما، همه ساله و در نیمه ماه مبارک رمضان، اهالی فرهنگ، شعر و هنر از سراسر کشور گردهم می‌آیند و مهمان رهبر معظم انقلاب در ضیافت افطار ایشان می‌شوند و هر یک در فضایی با نشاط و معنوی به قرائت تازه‌ترین سروده خویش می‌پردازند و ضمن بهره گیری از نکته‌ها و بیانات معظم له مورد تفقد ایشان قرار می گیرند.

    امسال و به همین بهانه، برنامه تلویزیونی «میزبان شما» در ۳۰ گفتگوی ۱۵ دقیقه‌ای میزبان شاعران مدعو از استان‌ها و نقاط مختلف کشور در دیدار با رهبری است و با حضور آن ها به حال و هوای ضیافت افطار اهالی فرهنگ و شعر و ادب با رهبر معظم انقلاب می پردازد.

    مرتضی امیری اسفندقه و محمود حبیبی کسبی با شاعران مدعو استانی پیرامون ظرائف ادبی آثار ارائه شده در محضر رهبر معظم انقلاب، گفتگو می کنند.

    این برنامه به سفارش شبکه «شما» در محل گلزار شهدای غواص حوزه هنری انقلاب اسلامی و در جوار مسجد آیت‌الله خامنه ای ضبط شده و تا پایان ماه مبارک رمضان با تمرکز ویژه بر مناجات‌های ادبی روی آنتن می‌رود.

    تهیه‌کنندگی «میزبان شما» را میثم تربتی طرقبه بر عهده داشته و هر شب حوالی ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه «شما» پخش می‌شود.

  • صندوق اعتباری هنر به پویش ایران همدل پیوست

    صندوق اعتباری هنر به پویش ایران همدل پیوست

    صندوق اعتباری هنر به پویش ایران همدل پیوست

    به گزارش خبرگزاری مهر، صندوق اعتباری هنر (هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران) با توجه به دامنه گسترده مخاطبان خود که اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور را شامل می‌شود، به پویش ایران همدل پیوست تا با کمک‌های خود بتواند بخشی از مشکلات اهالی فرهنگ و هنر کشور را که متأثر از از شیوع ویروس کرونا شده است را از میان بردارد.

    صندوق اعتباری هنر به پویش ایران همدل پیوست
    صندوق اعتباری هنر به پویش ایران همدل پیوست

    به گزارش خبرگزاری مهر، صندوق اعتباری هنر (هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران) با توجه به دامنه گسترده مخاطبان خود که اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور را شامل می‌شود، به پویش ایران همدل پیوست تا با کمک‌های خود بتواند بخشی از مشکلات اهالی فرهنگ و هنر کشور را که متأثر از از شیوع ویروس کرونا شده است را از میان بردارد.

    در همین زمینه سیدحسن سیدزاده مدیرعامل صندوق اعتباری هنر در یادداشتی در این‌پویش، این اقدام را فرصتی برای خیزش عمومی با هدف احسان و رفع نیاز هموطنان دانست.

    بخشی از یادداشت سیدزاده خطاب به اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه و همکاران خود به شرح زیر است:

    «پویش “ایران همدل” ایجاد فرصتی است برای گره‌گشایی و همدلی و قرار گرفتن یک‌انسان در موقعیتی که بتواند مشکل و نیازی را به دست خود مرتفع کند و از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی است که گاه نام و نشان آدمی را جاودان و زندگی را سرشار از معنای حقیقیِ زیستن می‌سازد.

    امروز همه در پیرامون خود به حال کسانی واقفیم که یا دست نیاز برای دریافت کمکی دارند، یا چشم امید به گره‌گشایی و این همان فرصت شیرین مساوات و همدلی است.

    تقارن این‌فرصت مغتنم با پویش “ایران همدل” که خیزشی عمومی برای احسان و رفع نیاز هموطنان در قالب کمک مؤمنانه از سوی رهبر عظیم الشان انقلاب است را به فال نیک گرفته و ضمن تخصیص یک‌روز از حقوق همه همکاران این مجموعه، از اصحاب فرهنگ و هنر و همه اعضای این خانواده بزرگ و تأثیرگذار دعوت می‌کنم، به این‌جریان پر برکت بپیوندند.»

  • ترجمه شاهکار جیمز بالدوین به ایران رسید

    ترجمه شاهکار جیمز بالدوین به ایران رسید

    ترجمه شاهکار جیمز بالدوین به ایران رسید

    ه گزارش خبرنگار مهر، رمان «با کوه در میان بگذار» نوشته جیمز بالدوین با ترجمه محمدصادق رئیسی و مقدمه تونی موریسون توسط نشر نقش جهان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    جیمز بالدوین یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا است که در طول حیاتش ۲۰ رمان نوشت؛ «با کوه در میان بگذار» شاهکار اوست. آن‌طور که خودش می‌گفت، اگر قرار بود تنها یک‌کتاب بنویسد، آن کتاب، «با کوه در میان بگذار» بود؛ کتابی که از زمان انتشارش ۱۹۵۳ تا امروز، بسیاری در ستایش آن سخن گفته‌اند، از جمله تونی موریسون برنده نوبل ادبیات ۱۹۹۳ که یادداشتش به‌عنوان مقدمه ترجمه فارسی آمده است و آذر نفیسی نویسنده ایرانی و خالق رمان «لولیتاخوانی در تهران» که درباره آن نوشت: «جیمز بالدوین در این رمان، زبان منحصربه‌فرد خود را با ضرباهنگ‌های انجیل و جَز و سیاهان، و آهنگِ کلامِ هنری جیمز، دیکنز و شکسپیر خلق می‌کند.

     

    ترجمه شاهکار جیمز بالدوین به ایران رسید
    ترجمه شاهکار جیمز بالدوین به ایران رسید

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان «با کوه در میان بگذار» نوشته جیمز بالدوین با ترجمه محمدصادق رئیسی و مقدمه تونی موریسون توسط نشر نقش جهان منتشر و راهی بازار نشر شده است.

    جیمز بالدوین یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا است که در طول حیاتش ۲۰ رمان نوشت؛ «با کوه در میان بگذار» شاهکار اوست. آن‌طور که خودش می‌گفت، اگر قرار بود تنها یک‌کتاب بنویسد، آن کتاب، «با کوه در میان بگذار» بود؛ کتابی که از زمان انتشارش ۱۹۵۳ تا امروز، بسیاری در ستایش آن سخن گفته‌اند، از جمله تونی موریسون برنده نوبل ادبیات ۱۹۹۳ که یادداشتش به‌عنوان مقدمه ترجمه فارسی آمده است و آذر نفیسی نویسنده ایرانی و خالق رمان «لولیتاخوانی در تهران» که درباره آن نوشت: «جیمز بالدوین در این رمان، زبان منحصربه‌فرد خود را با ضرباهنگ‌های انجیل و جَز و سیاهان، و آهنگِ کلامِ هنری جیمز، دیکنز و شکسپیر خلق می‌کند.

    «با کوه در میان بگذار» یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین کلاسیک‌های ادبیات آمریکا و جهان است. هم‌چنین دیوید هندلین مورخ آمریکایی، در فهرست صد رمان بزرگ آمریکایی از ۱۷۷۰ تا ۱۹۸۵، شماره‌ ۷۷ را به این‌کتاب اختصاص داد، و سرانجام در سال ۲۰۱۹، روزنامه تلگراف آن را چهل‌وهشتمین رمان بزرگِ همه اعصار قرار داد. این‌رمان، یک‌کلاسیک آمریکایی است که داستانش بر پایه‌ کودکی جیمز بالدوین استوار است. این‌داستانِ به‌یادماندنی، امکانات تازه‌ای در زبان آمریکایی و در شیوه درکِ آمریکاییان و دیگر مردم جهان گشود.

    «باکوه در میان بگذار» آمیزه‌ای است از عواطفِ غنایی و خشونتِ پرطنینِ پسر چهارده‌ساله‌ای به نام جان گریمز (پسرخوانده‌ یک مبلغ بدزبان کلیسا) که در پی کشف هویت خویش است. ماجرای داستان، یک‌روزِ معمولیِ زندگی جان را در برمی‌گیرد و با آن‌که بر معیارِ حماسیِ گذشته‌ پرمشقتِ خانواده‌اش و میل تازه‌شکل‌یافته خودش به آینده تمرکز می‌کند، علیه‌ نگاهِ تیزِ شهری -که به آن هم تعلق دارد و هم ندارد- نیز برمی‌خیزد…

    در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

    جشن تولد جان، روز یک‌شنبه‌ مارس ۱۹۳۵ بود. او با این‌احساس در صبح روز جشن تولد از خواب بیدار شد که در هوای دوروبرش، چیزی قطعی در حال رخ‌دادن بود. زل زده بود به لکه‌ زردی روی سقف بالای سرش. رُی هنوز لباس خواب تنش بود، و نفسش با صدایی ضعیف و خش‌دار می‌آمد و می‌رفت. هیچ صدای دیگری به گوش نمی‌آمد؛ هیچ‌کس توی خانه بیدار نبود. رادیوهای همسایه‌ها همه خاموش بودند و مادرش هنوز بلند نشده بود تا صبحانه‌ پدرش را آماده کند. جان از سراسیمگی‌اش تعجب کرد، بعد از آن زمان تعجب می‌کرد و بعد (درحالی‌که لکه‌ زرد روی سقف به‌آرامی تبدیل می‌شد به عریانی زنی) به یاد آورد که جشن چهارده‌سالگی‌اش بود و او مرتکب گناه شده بود.

    با وجود این، اولین‌چیزی که به ذهنش خطور کرد این بود: «کسی به خاطر خواهد آورد؟» چون یکی‌دوبار پیش آمده بود که روز تولدش تماماً با بی‌توجهی گذشت، و هیچ‌کس به او نگفته بود: «تولدت مبارک جان!» یا کسی کادویی به او نداده بود، حتی مادرش…

    این‌کتاب با ۲۸۰ صفحه و قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده است. ‌