دسته: فرهنگ و هنر

  • توجه به تئاتر کودک و نوجوان ضروری است

    توجه به تئاتر کودک و نوجوان ضروری است

    محمدعلی صادق حسنی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به حضور هشت اثر در بخش مسابقه‌ای و سه اثر در بخش نقالی یا خیابانی جشنواره تئاتر کودک، اظهار کرد: از استان گیلان نیز یک اثر به کارگردانی خانم منجم در بخش نوجوان این جشنواره حضور دارد.

    وی در ادامه با بیان اینکه از روز گذشته تاکنون چهار کار خیابانی و صحنه‌ای را تماشا کرده‌ام، گفت: باید بگویم اجراها فوق العاده بوده و از تکنیک‌های جدید چه در بخش عروسکی و چه بخش اجراها استفاده شده است.

    رئیس انجمن هنرهای نمایشی گیلان با اشاره به حضور استعدادهای خوب در حوزه تئاتر کودک و نوجوان، تصریح کرد: کارهای مشهد، همدان و تهران از جمله اجراهای خوبی بود که از روز گذشته تاکنون تماشا کرده‌ام.

    وی به وضعیت تئاتر استان گیلان در حوزه کودک و نوجوان نیز اشاره کرد و افزود: گیلان وضعیت خوبی در این زمینه دارد اما در بخش کودک باید تلاش بیشتری شود تا اجراها به سمت تکنیکی شدن حرکت کند.

    نقش مهم آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری

    صادق‌حسنی با بیان اینکه به رغم اجراهای فراوان صحنه‌ای در استان گیلان هنوز در حوزه تئاتر کودک و نوجوانان نیازمند تلاش بیشتری هستیم، بیان کرد: به عقیده بنده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین آموزش و پرورش می توانند نقش موثری در شناسایی و شکوفایی استعدادها در این حوزه داشته باشند.

    وی با تأکید بر لزوم بهره‌گیری از اساتید برجسته، برگزاری کارگاه‌های آموزشی در سطح استان گیلان در راستای به روز کردن اجراهای کودکان و نوجوانان، افزود: یکی از بخش‌های مهم در تئاتر این است که به کارهای کودک بیشتر پرداخته شده و از خود کودکان نیز در اجراها استفاده شود.

    داور گیلانی جشنواره تئاتر همدان با بیان اینکه هر چه بتوانیم در این حوزه کودکان خود را خلاق‌تر کنیم به رشد تئاتر کودک و ترسیم افق روشن برای تئاتر کشور به ویژه استان گیلان کمک کرده‌ایم، اظهار کرد: آموزش و پرورش می تواند با برنامه‌ریزی در این زمینه از همان سنین کودکی به رشد تئاتر کمک کند.

    وی ادامه داد: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز می تواند تأثیرات فراوانی در این زمینه داشته باشد که امیدوارم با حمایت این نهادها اتفاقات خوبی در حوزه تئاتر کودک و نوجوان رقم بخورد.

  • نیما جاویدی از قاچاق «سرخپوست» خبر داد/ نگذاریم دزدی عادی شود

    نیما جاویدی از قاچاق «سرخپوست» خبر داد/ نگذاریم دزدی عادی شود

    به گزارش خبرنگار مهر، نیما جاویدی کارگردان فیلم سینمایی «سرخپوست» با انتشار یادداشتی از قاچاق این فیلم در شبکه‌های مجازی خبر داد.

    در این یادداشت که نسخه‌ای از آن در اختیار خبرگزاری مهر قرار گرفته، آمده است: «صفحات مجازی پر شده از نسخه غیرقانونی و بی کیفیت فیلم «سرخ پوست» که از روی پرده برداشته شده است. 

    متاسفانه برخورد با سارقین و قاچاقچیان فیلمه سینمایی در فضای مجازی به هیچ وجه قاطعانه و جدی نیست و دزدان با وقاحت و خیال راحت حالا دیگر فیلم ها را از روی پرده سینما!!! می دزدند و انگار نه انگار!

    نگذاریم این دزدی و بالا رفتن از دیوار سینما تبدیل به امری عادی شود. باور کنید کار به جایی رسیده که بیم تجری می‌رود و امنیت و آرامش صاحبان فیلم ها مختل شده است.

    به نمایندگی از طرف بیش از یکصد نفر از عوامل و دست اندرکاران فیلم سینمایی «سرخ پوست» که ماحصل تلاش شبانه روزی‌شان در روز روشن به یغما رفته از متولیان محترم برقراری امنیت در این حوزه می خواهم یک بار برای همیشه با برخورد قاطع و سریع خود ضمن برقراری آرامش به این اوضاع خاتمه دهند که دیگر دزدان مال مردم جرئت نکنند چنین بی پروا و گستاخانه در روز روشن اموالمان را به تاراج ببرند.

    در ادامه اطمینان دارم مخاطبان فهیم فیلمهای سینمای ایران حتی اگر فرصت دیدن این فیلم روی پرده سینما را پیدا نکرده باشند به احترام خودشان هم که شده حاضر به دیدن نسخه بی کیفیت و پرده ای فیلم نخواهند شد.

    نسخه با کیفیت فیلم برای مخاطبین عزیز به زود در شبکه نمایش خانگی عرضه خواهد شد.»

  • مراسم رونمایی و فرش قرمز «کرگدن» برگزار شد

    مراسم رونمایی و فرش قرمز «کرگدن» برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، مراسم فرش قرمز سریال «کرگدن» به کارگردانی کیارش اسدی‌زاده، عصر پنجشنبه ۱۶ آبان ماه طی مراسمی در سالن زنده‌یاد عباس کیارستمی برگزار شد.

    در ابتدای این مراسم عوامل و بازیگران این سریال اکشن اجتماعی که با سرمایه‌گذاری سرو رسانه پارسیان و صادق یاری تهیه و تولید شده، با عبور از فرش قرمز جلوی دوربین عکاسان رسانه‌های گروهی قرار گرفتند.

    کیارش اسدی‌زاده کارگردان «کرگدن» در این مراسم گفت: امشب برای من شب مهمی است. تیم سازنده «کرگدن»، ۸ ماه برای لحظه لحظه این سریال زحمت کشید. همه ما این پروژه را دوست داریم. تلاش کردیم احترام مخاطب را نگه داریم و امیدواریم مردم ایران با آن ارتباط برقرار کنند. ما تلاش کردیم کاری را ارائه دهیم که در بقیه کارها دیده نشده و امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.

    وی در ادامه از گروه بازیگران سریال حاضر در مراسم دعوت کرد روی صحنه بیایند و بیان کرد: گروه بازیگران و پشت دوربین سریال «کرگدن» درجه یک بودند و لحظه لحظه قلب‌شان برای کار می‌تپید.

    در ادامه پانته آ پناهی‌ها، مصطفی زمانی، هدی زین‌العابدین، بانیپال شومون، الهام کردا، پوریا رحیمی‌سام، مجید آقاکریمی روی صحنه در یک قاب قرار گرفتند. مصطفی زمانی در این بخش بازی در سریال «کرگدن» را یکی از بهترین اتفاقات کارنامه بازیگری خود دانست و پانته‌آ پناهی‌ها از همه گروه بابت زحمات‌شان تشکر کرد.

    در پایان مراسم قسمت نخست از مجموعه شبکه نمایش خانگی «کرگدن» روی پرده رفت.

    در خلاصه داستان این سریال آمده است: ۵ جوان، به‌واسطه مهارت‌هایشان وارد چالش کرگدن می‌شوند و این سرآغاز رفاقت بین آن‌هاست، فارغ از اینکه چالش کرگدن از طرف یک مافیای بزرگ و پرقدرت طراحی‌ شده است و ماجراهای غیرقابل پیش‌بینی را رقم می‌زنند.

  • روایت تکان‌دهنده‌ای که به «گیله‌وا» رسید/ «تاریخ» را کهنه نبینیم

    روایت تکان‌دهنده‌ای که به «گیله‌وا» رسید/ «تاریخ» را کهنه نبینیم

    خبرگزاری مهر-گروه هنر-عطیه موذن: مینی سریال «گیله‌وا» در هفت قسمت روی آنتن شبکه سه تلویزیون رفت تا ویترین سریال‌های تاریخی سیما در سال‌های اخیر، تجربه تازه‌ای را در خود ثبت کند. سریالی که اولین تجربه اردلان عاشوری جوان در مقام کارگردان بود و ارجاع داستانی آن به بخشی ناخوانده از تاریخ معاصر، جذابیتی فرامتنی به آن بخشیده بود.

    این سریال که بخش‌هایی از داستان آن در حاشیه قیام میرزا کوچک‌خان علیه نفوذ استعمار روس و انگلیس شکل گرفته است، تمرکز اصلی روایت خود را بر یک داستان عاشقانه قرار داده است که در پس‌زمینه آن تصویری از تبعات یک قحطی تاریخی را هم شاهد هستیم.

    پخش سریال «گیله‌وا» در هفته گذشته به پایان رسید و هم‌زمان با پخش قسمت‌های پایانی آن میزبان عوامل سریال در خبرگزاری مهر بودیم. اردلان عاشوری کارگردان و حمیدرضا پگاه و پریا مردانیان بازیگران مجموعه در این نشست حضور یافتند.

    بخش نخست گفتگوی خبرگزاری مهر با کارگردان و بازیگران مجموعه «گیله‌وا» را در ادامه می‌خوانید.

    * یکی از ویژگی‌های سریال «گیله‌وا» در نگاه نخست، رنگ و لعاب تصاویر و قاب‌بندی‌های بعضاً حتی نزدیک به استانداردهای سینمایی بود. برای شروع و به‌عنوان کارگردانی که پیش‌تر کمتر با فعالیت‌های شما آشنا بودیم، بفرمایید ریشه این قاب‌های سینمایی و فضاسازی بصری به کدام بخش از تجربیات و کارنامه کاری شما بازمی‌گردد؟

    اردلان عاشوری: «گیله‌وا» از ابتدا قرار بود علاوه‌بر یک مینی سریال هفت قسمتی یک نسخه سینمایی هم داشته باشد. برای نسخه سینمایی خیلی هم پیگیری کردیم و یکی از دلایل فاصله‌ای که میان تولید و پخش این مجموعه افتاد همین پیگیری‌ها برای نمایش مناسب نسخه سینمایی بود. حتی دریافت پروانه سینمایی برای این کار کلی زمان برد. درخواست ما برای دریافت پروانه سینمایی هم‌زمان با انتخابات ریاست جمهوری شده بود و جلسات ارشاد منظم برگزار نمی‌شد و دلیل همین شرایط ساخت سریال را کلید زدیم.

    دو روز پایانی جشنواره فجر آن سال بود که سرانجام پروانه سینمایی صادر شد و طبیعتاً نتوانستیم حضوری در این رویداد داشته باشیم. فیلم را برای جشنواره کودک و نوجوان هم ارائه کردیم اما شورای بازبینی گفتند با توجه به اینکه «احمد» در پایان داستان ریش و سبیل درآورده دیگر نوجوان محسوب نمی‌شود.

    * این توضیحات یعنی در حال حاضر «گیله‌وا» یک نسخه سینمایی هم دارد؟

    عاشوری: بله. البته نسخه‌ای که نتوانست حضور موفقی در جریان سینما داشته باشد و به همین دلیل سراغ نسخه سینمایی رفتیم. اما بالاخره این استاندارد سینمایی از ابتدا مدنظرمان بود. جدای این جریان‌ها، اگر قرار نبود «گیله‌وا» نسخه سینمایی هم داشته باشد، شخصاً برای نسخه تلویزیونی آن هم همین میزان وسواس به خرج می‌دادم. این حق مخاطب سیما است که هر چه می‌بیند را به‌صورت استاندارد ببند. این یک اشتباه است که تبدیل به سنت هم شده است که فکر می‌کنیم اگر کاری سینمایی نبود و برای قاب تلویزیون بود، نیازی به استانداردهای بصری ندارد. به‌خصوص در دنیای امروز که از طریق ماهواره‌ها و فضای مجازی مردم با بهترین کیفیت در معرض محصولات جهانی قرار دارند و حتماً باید سعی کنیم از لحاظ بصری استانداردهای کار خود را بالا ببریم. برخی حتی می‌گفتند این سریال چون یک اثر تاریخی است باید روی نسخه نهایی آن کهنه‌کاری صورت بگیرد اما شخصاً اصلاً با این نگاه موافق نیستم. برخی هنوز فکر می‌کنند کار تاریخی لزوماً باید تصاویر مخدوشی داشته باشد تا باورپذیر باشد. در دنیا هم امروز چنین نگاهی وجود ندارد…

    حمیدرضا پگاه: (با خنده) با اجازه نکته‌ای را هم من بگویم. تصور غلطی که در این زمینه وجود دارد این است که برخی از امروز به یک مقطع تاریخی نگاه می‌کنند در حالی که به‌صورت منطقی در زمان وقوع این حوادث و برای آدم‌های آن زمان همه چیز نو و تمیز بوده و وسایل کهنه نبوده است!

    عاشوری: واقعیت هم همین است. به‌خصوص که در یک توافق جمعی همه ما می‌دانیم شاهد واقعیت نیستیم و آن را بازسازی کرده‌ایم. حالا که مخاطب می‌داند در حال تماشای بازسازی یک واقعه تاریخی است، چه ایرادی دارد لااقل تصاویر تمیز و زیبا از این بازسازی ببیند.

    * قرار بود اشاره‌ای هم به سابقه کاری خود داشته باشید و بگویید ریشه این وسواس در زیبایی‌شناسی کجاست.

    عاشوری: بنده سال ۷۸ وارد دانشگاه سینمایی سوره شدم و قبل از آن فیلم‌های کوتاه می‌ساختم. بیش از ۱۵ سال هم سابقه مستندسازی دارم که یکی از کارهایم مستندی بود درباره کیومرث پوراحمد که اسمش هم «درباره کیومرث پوراحمد» بود و در سال ۸۳ در جشنواره فجر حضور داشت. مستند دیگری هم با نام «سرشت و سرنوشت» درباره دکتر سندوزی ساخته بودم…

    * علی‌الظاهر در مستندسازی علاقه‌مند مستندهای پرتره بودید…

    عاشوری: بله. اساساً مستندسازی درباره اشخاص را دوست داشتم و چند کار دیگر هم پیگیری کردم که برخی از آن‌ها به سرانجام نرسید. در مجموع اما آن سؤالی که درباره ریشه‌ها پرسیدید شاید پاسخش این باشد که من کارم را از نقاشی آن هم در گیلان آغاز کردم. در دوره دانش‌آموزی سه بار نفر اول استان گیلان در رشته شعر شدم و یک بار نفر اول استان در رشته نقاشی شدم. فضای فرهنگی رشت در آن سال‌ها برای شعر و نقاشی بسیار مساعد بود. هنوز هم در حوزه نقاشی کار می‌کنم، هرچند هیچ ادعایی هم ندارم اما جزو علاقه‌مندی‌هایم هست. اولین فیلم کوتاهی که خودم ساختم نامش «مرگ ماهی» بود که یک ایده مرتبط با محیط زیست داشت. ما در رشت دو رودخانه «گوهر رود» و «زر جوب» داشتیم که از نامشان مشخص است چه مختصاتی داشته‌اند اما امروز تبدیل به آلوده‌ترین رودخانه‌های جهان شده‌اند! دو رودخانه‌ای که زمانی از دل شهر عبور می‌کرد و در آن ماهیگیری می‌کردند اما امروز هیچ موجود زنده‌ای در آن وجود ندارد!

    عاشوری:‌ اساس قصه «گیله‌وا» مبتنی‌بر یک تضاد است. تضاد میان فضای غم‌زده تهران در سال‌های قحطی با فضای زیبای شمال که هنوز قحطی و انگلیسی‌ها به آنجا نرسیده‌اند. کنتراست تصویری میان این دو فضا از همان ابتدا در ذهنم بودبرهمین اساس فیلم کوتاهی ساختم درباره یک ماهی که می‌خواهد خود را به دریا برساند اما در مواجهه با این آلودگی می‌میرد. آن فیلم را هم خودم فیلم‌برداری کردم. آقای برهان‌آزاد که به‌تازگی هم فوت کردند آن زمان کلاس سینمایی داشتند و وقتی «مرگ ماهی» را در کلاسشان به نمایش گذاشتم، به‌شدت من را به سمت فیلم‌برداری ترغیب کردند. اما علاقه خود کارگردانی بود و همین مسیر را هم ادامه دادم. در کنار همه این نکات، درباره «گیله‌وا» من تعمد داشتم بافت بصری کار در خدمت درام باشد.

    اساس قصه «گیله‌وا» مبتنی‌بر یک تضاد است. تضاد میان فضای غم‌زده تهران در سال‌های قحطی با فضای زیبای شمال که هنوز قحطی و انگلیسی‌ها به آنجا نرسیده‌اند. کنتراست تصویری میان این دو فضا از همان ابتدا در ذهنم بود و می‌خواستم به‌صورت بصری هم مخاطب با آن مواجه شود. ابتدای سریال با سکانسی تیره از تهران آغاز می‌شود و بلافاصله کات می‌خورد به ساحل زیبای دریا، این تضاد از همان سکانس ابتدایی در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد.

    * ایده پرداختن به یک ماجرای تاریخی و روایت دراماتیک آن چگونه به ذهنتان رسید؛ ایده از همان ابتدا برای خود شما بود یا مبتنی‌بر یک متن آماده کار را دست گرفتید؟

    عاشوری:‌ نویسنده متن اولیه این فیلم‌نامه خودم بود. سال ۹۰ کتابی با نام «قحطی بزرگ» نوشته محمدقلی مجد که اثری بسیار تکان‌دهنده بود و جزییات عجیبی از قحطی تاریخی تهران و نقش انگلیسی‌ها در این فاجعه دارد. اسناد تاریخی این کتاب واقعاً حیرت‌انگیز است…

    * این همان کتابی است که ابوالقاسم طالبی برمبنای آن «یتیم‌خانه ایران» را ساخت.

    عاشوری: بله. این کتاب اساساً کتاب مهمی است. در مواجهه با این کتاب ابتدا یک طرح مستند نوشتم چون احساس کردم واقعیت‌های زیادی در این کتاب وجود دارد که باید بازگو شود. به نظرم ابعاد واقعه به‌گونه‌ای بود که باید به زبان مستند روایت می‌شد. بعدها اما پیشنهاد شد که این طرح را به یک طرح داستانی تبدیل کنم. خلاصه داستانی ۱۰ صفحه‌ای نوشتم و بعد از آن سه سال روی فیلم‌نامه آن وقت گذاشتم. بیش از ۵۰ کتاب را خواندم تا تحقیقات کاملی برای این متن داشته باشم.

    احساس می‌کردم خیلی حرف‌ها را باید بزنم. بعدها بود که متوجه این معنا شدم که الزاماً هم نیاز نیست همه اطلاعات را به مخاطب بدهم. یکی از ضعف‌های اصلی برخی سریال‌های تاریخی ما هم همین اطلاعات و داده‌های زیادی است که مخاطب با آن‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند. با خودم به این جمع‌بندی رسیدم که باید شخصیت‌ها را بدون درگیر شدن با فکت‌های تاریخی بپردازم و به تعبیری قصه‌ام را بگویم.

    * توضیحات‌تان به جای خوبی رسید؛ اشاره کردید انگیزه اولیه شما روایت یک واقعه تاریخی بوده است اما به نظر می‌رسد در فرآیند نگارش فیلم‌نامه، رنگ و لعاب قصه اصل ایده تاریخی کار را تحت‌الشعاع قرار داده است. بعید است مخاطبی بعد از تماشای «گیله‌وا» بگوید من سریالی درباره سال‌های قحطی ایران دیده‌ام! همین امسال ما شاهد تولید و پخش مینی سریال «چرنوبیل» درباره یک واقعه تاریخی بودیم که به‌شدت در جهان موردتوجه قرار گرفت و هیچ جا هم مستندات تاریخی خود را قربانی درام‌پردازی نکرده است. چرا شما که می‌خواستید یک واقعه به تعبیر خودتان تکان‌دهنده از تاریخ ایران را به تصویر درآورید، آن را زیر چندین لایه درام و قصه عاشقانه پنهان کردید و چیزی از آن تکان‌دهندگی به مخاطب منتقل نشد! احساس می‌کنم دغدغه اولیه شما در مسیر تولید این سریال گم شده است.

    عاشوری: اصلاً احساس نمی‌کنم دغدغه‌ام گم شده است. اتفاقاً‌ این یک انتخاب کاملاً تعمدی بود؛ اینکه فکت‌ها و اسناد تاریخی به‌گونه‌ای در لایه‌های قصه پنهان شود که به چشم نیاید. آن‌قدر من این فیلم‌نامه را بازنویسی کردم تا ایده‌های اصلی تاریخی‌ام در داستان جذب شود. بخشی از آن هم به‌صورت ناخودآگاه به خورد داستان رفته است. فیلم‌سازی برای من کاسبی نیست و از ابتدا هم می‌دانستم می‌خواهم کار فرهنگی انجام دهم. من از جایی به ذهنم رسید، نفس طرح یک موضوع یک کار فرهنگی است.

    احساس کردم لازم نیست همه چیز درباره موضوع را من بگویم. کمااینکه بخشی از حرف‌هایم را در قالب این گفتگوها دارم مطرح می‌کنم. خیلی از مطبوعات امروز روی ماجرای قحطی ایران حساس شده‌اند و روی آن کار می‌کنند. همین اندازه که درباره این موضوع حرف زده می‌شود یعنی یک کار فرهنگی. این قدرت داستان است که موضوع اینچنین را تبدیل به دغدغه جمعی می‌کند و این نهایت یک کار رسانه‌ای و هنری است.

    * یعنی لازم نبود همان اندازه که مثلاً کتاب «قحطی بزرگ» برای شما تکان‌دهنده بود، روایت «گیله‌وا» هم برای مخاطب تکان‌دهنده باشد؟

    عاشوری: این نکته نیاز به توضیح دیگری دارد. بخشی از این تکان‌دهندگی را خودم حذف کردم. مسئله این بود که از جایی به بعد متوجه شدم این ماجرا بسیار تلخ است و ما هم داریم سریالی برای تلویزیون می‌سازیم. این تبدیل به یک مسئله برای من شد. حتی یک صحنه اعدام در سریال داشتیم مجبور شدم آن را کوتاه کنم. تولید کار برای تلویزیون بالاخره نیاز به این حساسیت‌ها دارد. چند روز پیش با آقای پگاه صحبت می‌کردیم می‌گفتند مدتی بچه‌شان بدخوابی شبانه داشته و وقتی به روان‌پزشک مراجعه کردند، متوجه شدند بابت تأثیر تلویزیون است و وقتی شب‌ها تلویزیون را خاموش کردند، مشکل حل شد.

    بچه خود من هم در زمانی که تلویزیون به‌صورت گسترده به حادثه منا می‌پرداخت، تا مدت‌ها شب‌ها گریه می‌کرد و ناخودآگاه تحت‌تأثیر آن بود. این قدرت تأثیرگذاری تلویزیون است. پس نباید هر چیز تکان‌دهنده‌ای را در آن به تصویر دربیاوریم. مضاف‌بر این فراموش نکنیم هر چیز تلخی را الزاماً قرار نیست تلخ هم بیان کنیم…

    پگاه: فکر می‌کنم اگر نوسان یک شخصیت در داستان بیش از اندازه شود،‌ به‌باورپذیری آن لطمه وارد می‌شود. شاید همین ملاحظه هم باعث شده برخی این نقد را به نقش‌آفرینی‌های من داشته باشند که «مونو تن» و یا شبیه به هم هستند. واقعاً نگاه من این نیست* اتفاقاً نکته اینجاست که وقتی شما توان ارائه تصاویر زیبا و قاب‌بندی‌های چشم‌نواز را داشتید، ای‌کاش روایت تاریخی مدنظرتان را فراموش نمی‌کردید؛ «گیله‌وا» می‌توانست یک روایت تاریخی مستند با چاشنی درام و روابط عاشقانه باشد، اما نسخه فعلی یک داستان عاشقانه با چاشنی تاریخ است!

    عاشوری: این تغییر رویکرد در یک فرآیند طبیعی اتفاق افتاده و روایت تاریخی به‌طور کامل حل و جذب در خط داستانی روایت شده است و کماکان معتقدم به‌صورت ناخودآگاه بر مخاطب تأثیر خودش را می‌گذارد. برخی در این دام افتاده‌اند که برای روایت یک تلخی تصویری کاملاً تلخ و حتی منزجرکننده ارائه می‌دهند. به نظرم ایجاد توازن میان تاریخ و قصه شخصیت‌ها در «گیله‌وا» باعث تأثیرگذاری بیشتر آن واقعه تاریخی هم می‌شود.

    * آقای پگاه براساس تصویری که پیش‌تر از شما در آثار سینمایی و تلویزیونی داشتیم،‌ قضاوت درباره مثبت و یا منفی بودن کاراکتر شما در این مجموعه دشوار بود. کاراکتری که ابتدا و در کلام پسرش گویی برآمده از کلیشه «پدر بد» است و جلوتر که می‌رویم تبدیل به یک قهرمان در رکاب میرزا می‌شود. خودتان چه مواجهه‌ای با این کاراکتر داشتید؟

    حمیدرضا پگاه: همواره گفته‌ام اولین چیزی که در ایفای یک نقش به من کمک می‌کند، فیلم‌نامه است. برهمین مبنا تمام این جزییات و ویژگی‌هایی که به آن اشاره می‌کنید، در فیلم‌نامه بوده است. برخی بازیگران اهل این هستند که به کاراکتر خودشان بیش از اندازه بپردازند، دیالوگ کم و زیاد کنند و یا صحنه‌ای را حذف کنند، اما واقعیت این است که در این کار بخصوص این فیلم‌نامه بود که مسیر حرکت را به من نشان داد. شخصا دیالوگ‌های این کار را خیلی دوست داشتم. تمام موقعیت‌ها و فرازونشیب‌ها در پرداخت شخصیت‌ها در متن بود و فقط تلاش کردم به خوبی آن را اجرا کنم. تلاش کردم منحنی تغییرات درست انجام شود و جایی بیش از اندازه از خط اصلی بیرون نزند.

    فکر می‌کنم اگر نوسان یک شخصیت در داستان بیش از اندازه شود،‌ به‌باورپذیری آن لطمه وارد می‌شود. شاید همین ملاحظه هم باعث شده برخی این نقد را به نقش‌آفرینی‌های من داشته باشند که «مونو تن» و یا شبیه به هم هستند. واقعاً نگاه من این نیست. یکی از کارگردانان و یا بازیگران بزرگ تاریخ سینما می‌گوید که سخت‌ترین کار بازیگر این است که وارد یک اتاق شود، کشویی را باز کند، دنبال چیزی بگردد، کشو را ببندد و از اتاق خارج شود. مهم این است که مخاطب باور کند اولین بار است سراغ آن کشو می‌روی و واقعاً دنبال چیزی می‌گردی! ما اما معمولاً این جنس بازی‌ها به چشممان نمی‌آید.

    * وقتی صحبت از فضاسازی تاریخی و پرهیز از کهنه‌نمایی می‌کردیم، نکته‌ای را مطرح کردید. در زمینه بازیگری در آثار تاریخی هم چنین ملاحظه‌ای دارید؟

    پگاه: بله. در این زمینه واقعاً تصورات غلطی وجود دارد. به‌عنوان مثال برخی اصرار دارند اگر در داستان ۵ سال جلوتر رفتیم، کاراکترها باید موهایشان سفید شود! مگر در زندگی واقعی چقدر تغییرات محسوس است؟  مهم این است برای هر تغییری ما بتوانیم منطق درستی ایجاد کنیم. از همین منظر هم تا صحبت از سریال یا فیلم تاریخی می‌شود احساس می‌کنیم از امروز باید به گذشته نگاه کنیم. آنچه روایت می‌شود الزاماً‌ چیز کهنه‌ای نیست که از آن زمان به امروز رسیده باشد، عملاً‌ داریم همان مقطع زمانی را بی‌واسطه می‌بینیم. یعنی زمانی که ظرف درون تصویر هنوز نو بوده است. در بازیگری هم فکر می‌کنیم برای پروژه تاریخی حتماً باید اغراق داشته باشیم. مشخصاً درباره «گیله‌وا» حتماً باید به این نکته اشاره کنیم که در طراحی صحنه و لباس آقای نژادایمانی واقعاً درست کارکردند و نباید این مسئله را نادیده بگیریم.

    عاشوری: آقای نژادایمانی واقعاً نقاش چیره‌دستی هستند و درباره بافت بصری این کار از صحنه گرفته تا جنس لباس‌ها جلسات متعدد پیش از تولید داشتیم.

    * در این مورد نقش پیام عزیزی در مقام فیلم‌بردار را هم باید لحاظ کرد.

    عاشوری: قطعاً. اساساً یک کار گروهی نیازمند همه این اجزای درست است. حتی یک کات اشتباه می‌تواند نتیجه کار را خراب کند. حتی یک اشتباه می‌توانست توازن کار را به هم بزند. مثلاً برخی رنگ‌ها خیلی سریع در یک کار تاریخی بیرون می‌زند. مثل رنگ قرمز که تعمداً در این کار حذف کردیم. یا رنگ آبی خالص که در سریال وجود ندارد. بیشتر از رنگ‌های خاکستری و کرم استفاده کردیم که از قاب بیرون نزند.

    ادامه دارد…

  • نقش‌آفرینی داستین هافمن مقابل دوربین یک کارگردان فیلم‌اولی

    نقش‌آفرینی داستین هافمن مقابل دوربین یک کارگردان فیلم‌اولی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ددلاین، بازیگر سریال «تئوری بیگ‌بنگ» در اولین تجربه کارگردانی‌اش از بازی داستین هافمن بهره می‌گیرد.

    ماییم بیالیک که ایفاگر نقش «ایمی» در سریال «تئوری بیگ بنگ» بود اولین فیلمش را با نام «آنقدر که ما را بیمار کردند» کارگردانی می‌کند. او قرار است در این فیلم از داستین هافمن بهره بگیرد.

    کندیس برگن، اولیویا ترلبی و سایمون هلبرگ از دیگر بازیگران این فیلم خواهند بود.

    بیالیک که فیلمنامه این کمدی-درام را هم خودش نوشته داستانش را با تمرکز بر مادری طلاق گرفته و موفق روایت می‌کند که سعی دارد تا خانواده‌اش را که در حومه شهر زندگی می‌کنند در کنار هم نگه دارد. این در حالی است که همه در انتظار یک وداع نهایی هستند.

    این پروژه را آن کلمنتس و اش کریستین به عنوان تهیه کننده در دست تولید دارند.     

    بیالیک برای بازی در سریال «تئوری بیگ بنگ» دو بار برنده‌ جایزه انتخاب منتقدان تلویزیون شده و از طریق کمپانی فیلمسازی اش اخیراً قراردادی چند ساله با برادران وارنر به امضا رسانده است.

    هافمن امسال با فیلم «درون هزارتو» در نقش دکتر گرین دیده شد.

  • رقابت ۲۰ فیلم کوتاه در مسابقه داستانی جشنواره فیلم «رشد»

    رقابت ۲۰ فیلم کوتاه در مسابقه داستانی جشنواره فیلم «رشد»

     به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری جشنواره فیلم «رشد»،اسامی ۲۰ فیلم کوتاه داستانی حاضر در بخش مسابقه فیلم های ایرانی و خارجی چهل و نهمین جشنواره فیلم «رشد» عبارتند از:

    ۱- آبرو (محمد حکیمی – ایران)، ۲- آبی کمرنگ(محمدرضا حاجی غلامی– ایران)، ۳- آتو (محمدرضا امین آبادی/امیرحسین شاکری– ایران)، ۴- آرزوی رضا (سیدسعید نعمتی– ایران)، ۵- تشریح  (سیاوش شهابی– ایران)، ۶- دابر  (سعید نجاتی– ایران)، ۷- رونالدو (عبدالحمید ماندگار – افغانستان)، ۸- سور بز (سعید زمانیان– ایران)، ۹- سوزن (یوسف جعفری– ایران)، ۱۰- شمشیر چوبی (سوسن سلامت/بهزاد علوی– ایران)، ۱۱- شیرینی زندگی (هوراشیو رومو – مکزیک)، ۱۲- صفر کلوین (سبحان واقعی/علی فیض– ایران)، ۱۳- فصل شکار ( آرمین یوسف زاده– ایران)، ۱۴- کاپیتان کینسیس (کارلوس خوفره – اسپانیا)، ۱۵- کلاه (اسامه خالد- آلمان/ یمن)، ۱۶- مترسک (ینر آکبابا – ترکیه)، ۱۷- مرا غافلگیر کن! (سیمون موک – اتریش)، ۱۸- محاق (کیوان عدالتی فر– ایران)، ۱۹- نفربر  (محمدحسین امانی– ایران)، ۲۰- نوراجان (مهدی نوری– ایران).

    جشنواره بین‌المللی فیلم‌های علمی آموزشی و تربیتی «رشد» در تهران از ۲۴ آبان تا ۱ آذر با مرکزیت سینما فلسطین و در سئانس های صبح پردیس های سینمایی شهرداری تهران و سینماهای حوزه هنری برگزار می‌شود.

    همچنین تمامی شهرهای استان نیز میزبان این رویداد بین‌المللی خواهند بود تا دانش آموزان پایه های مختلف، فرهنگیان، دانشجویان و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت به تماشای بیش از ۱۴۰ فیلم تخصصی علمی، آموزشی و تربیتی از ایران و ۲۵ کشور دیگر دنیا بنشینند.

    دفتر انتشارات و فناوری آموزشی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش وپرورش به ریاست دکتر مسعود فیاضی درنظر دارد این رویداد را از ۲ آذر امسال تا ۱۸ اردیبهشت سال بعد به مدت شش ماه در تمامی استان‌های ایران و به دبیری وحید ‌گلستان برگزار کند.

  • جشنواره موسیقی نواحی بستری برای حضور استعدادها روی صحنه است

    جشنواره موسیقی نواحی بستری برای حضور استعدادها روی صحنه است

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران، اولین نشست پژوهشی دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران صبح امروز جمعه ۱۷ آبان ماه در سینما تک «هتل پارس» کرمان با حضور مسئولان جشنواره و با استقبال مخاطبان برگزار شد.

    احمد صدری دبیر جشنواره در ابتدای این نشست پشت تریبون قرار گرفت و در سخنانی درباره اهمیت برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران و استمرار آن صحبت کرد.

    وی بیان کرد: ما قرار نیست در جشنواره موسیقی نواحی ایران کن فیکون کنیم اما این جشنواره بستر مناسبی برای حضور استعدادها روی صحنه فراهم می‌کند. همان طور که در جشنواره موسیقی جوان در تهران استعدادهای زیادی می‌بینیم اما بسیاری از جوانان هم به دلیل وجود برخی هزینه‌ها نمی توانند به تهران بیایند و در این رویداد شرکت کنند.

    دبیر جشنواره موسیقی نواحی توضیح داد: اگر شرایطی فراهم شود که مرکز استان ها، میزبان جشنواره‌ها شوند، شاهد حضور استعدادهای جوان بسیاری از سرتاسر ایران روی صحنه‌های اجرای موسیقی خواهیم بود. ما در همه استان‌های ایران جوانانی داریم که استعداد چشمگیری در عرصه موسیقی دارند. فراموش نکنید که ما امروز در زمینه موسیقی اقوام با جوانانی طرف هستیم که موسیقی در ضمیر خودآگاه ارادی آنها جا خوش کرده است و آنها این موسیقی ناخودآگاه و به صورت غیر ارادی فرا نگرفته‌اند.

    صدری ادامه داد: متاسفانه فضای چندانی برای دیده شدن هنرمندان جوان وجود ندارد. ما موظف هستیم شرایطی برای دیده شدن این جوانان فراهم کنیم تا اول این موسیقی را به مردم خودمان بشناسیم و در گام بعدی بتوانیم با فرهنگ جهانی گفتگو کنیم. اما ما اول باید به شناخت کامل خودمان برسیم.

    در ادامه این نشست پژوهشی، فواد توحیدی پژوهشگر موسیقی گفت: نمونه‌های صوتی که امروز می‌شنوید و سخنانی که امروز می‌گویم چکیده ۲۲ سال پژوهش است. موسیقی کرمان از متنوع ترین موسیقی‌ها در ایران است و این تنوع دلایل مختلفی دارد. دلیل اول پهناور بودن استان کرمان است که ۲۲ درصد از مساحت ایران را در بر می‌گیرد. سایر استان‌های ایران اکثرا موسیقی یکدستی دارند اما کرمان پر از تنوع موسیقایی است.

    وی ادامه داد: کرمان در طول تاریخ «دارالاعمان» بوده است؛ زیرا اقوام مختلف ایران همه شان در دوره های  مختلف تاریخی به کرمان کوچ کرده‌اند و تقریبا همه اقوام ایران حضور یکصد ساله در منطقه دارند. علاوه بر این تنوع مذهب نیز در این استان وجود دارد و همه مردم با تنوع قوم و مذهب به راحتی و در نهایت صلح با هم زندگی می‌کنند.

    وی افزود: کرمان دومین استان عشایری ایران است که این موضوع خودش باعث تنوع موسیقایی منطقه شده است.

    فواد توحیدی در بخش دوم برنامه اش را به معرفی انواع سازهای بومی کرمان و تنوع آنها اختصاص داد و هچنین نمونه‌های صوتی موسیقی این منطقه از جمله لالایی ها، ترانه‌ها و مقام‌های کار، ترانه‌ها و رقص‌های شادمانی، ترانه‌های مناظره، منظومه‌های عاشقانه، روایی و حماسی، سوگ آواها، موسیقی صوفیانه و قلندری، موسیقی مذهبی و موسیقی زورخانه را برای حاضران پخش کرد.

  • مراسم بزرگداشت «کریر» برگزار شد/ کیارستمی و دریچه تازه به سینما

    مراسم بزرگداشت «کریر» برگزار شد/ کیارستمی و دریچه تازه به سینما

    به گزارش خبرگزاری مهر، شب «ژان کلود کریر» پنجشنبه شب ۱۶ آبان ماه با حضور این هنرمند در دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.

    فیلیپ تیبو سفیر فرانسه در ایران به‌عنوان نخستین سخنران این مراسم با اشاره به حضور قبلی ژان کلود کریر در ایران گفت: ژان کلود کریر سال گذشته برای دریافت جایزه فارابی به ایران آمد و این بار نیز مراسم بزرگداشتی برای او برپا شده است، اما این تنها دلیل حضور او در ایران نیست بلکه ژان کلود کریر علاوه بر حضور در عرصه نویسندگی، فیلمنامه‌نویسی و ترجمه در زمینه طراحی نیز استعداد زیادی دارد و نمایشگاهی از آثار او در گالری دستان برپا شده است.

    وی ادامه داد: آثاری که در این نمایشگاه به معرض دید گذاشته شده نتیجه جوشش خلاقیت ژان کلود کریر است و هر بیننده‌ای می‌تواند در این آثار بخشی از روزمره خود را پیدا کند و در واقع می‌توان این آثار را دریچه‌ای به جهان هستی نامید.

    سفیر فرانسه در ایران با اشاره به حضور افراد مختلفی از حوزه‌های موسیقی، سینما، فلسفه و طراحی در مراسم شب «ژان کلود کریر» گفت: طیف گسترده هنرمندان و افراد حاضر در مراسم نشان‌دهنده عمق استعدادها و توانایی‌هایی ژان کلود کریر است. آثار کریر بسیار گسترده و غنی هستند و باید از «نهال تجدد» همسر او که به‌عنوان یک مولانا شناس برجسته یاد کنیم که با همکاری او، کریر اشعاری از مولانا را به فرانسوی ترجمه کرده و در واقع به فرهنگ مردم ایران ارج نهاده است.

    سخنران بعدی این مراسم شهرام ناظری بود که با اشاره به سابقه طولانی آشنایی با ژان کلود کریر گفت: آشنایی من با ژان کلود کریر به ‌واسطه همسر ایشان خانم نهال تجدد صورت گرفت. فعالیت‌های ژان کلود کریر در خصوص مولانا بسیار ارزنده است و در واقع می‌توان او را پل ارتباطی بین ایران و فرانسه دانست. متأسفانه در ایران اهمیت زیادی به مشاهیر فرهنگی داده نمی‌شود، اما در گوشه و کنار جهان بزرگانی مانند ژان کلود کریر خدمات زیادی را به فرهنگ ما انجام می‌دهند.

    ناظری با بیان اینکه تاکنون ترجمه‌های بسیاری از مولانا به سایر زبان‌ها انجام شده است گفت: من با بسیاری از بزرگانی که این ترجمه‌ها را انجام داده بودند در ارتباط بودم اما با مشاهده کارهای ژان کلود کریر درباره مولانا با کارهای جدیدی روبرو شدم، ضرباهنگی که ژان کلود کریر در خواندن ترجمه اشعار به فرانسوی رعایت می‌کند به‌قدری دقیق است که بدون دانستن زبان فرانسوی می‌توان فهمید که این ترجمه کدام شعر مولاناست و در واقع نشانگر حس عمیق و شگفت‌انگیز او به مولاناست.

    وی با اشاره به اهمیت زبان فارسی برای مولانا گفت: مولانا سال‌ها در کشوری زندگی کرد که زبان فارسی در آن وجود نداشت اما تمام اشعار او به زبان فارسی سروده شد که نشان از جایگاه والای زبان فارسی در نزد او دارد.

    شهرام ناظری در پایان سخنان خود ابیاتی از مولانا را با آواز اجرا و به ژان کلود کریر تقدیم کرد.

    نهال تجدد مولانا پژوه و همسر ژان کلود کریر سخنران بعدی مراسم بود و با بیان اینکه یکی از درس‌هایی که از ژان کلود کریر آموخته‌ نترسیدن از کارهای سخت و سخت کار کردن است افزود: شاید توقع این باشد که به‌ عنوان همسر ژان کلود کریر از زندگی خصوصی او صحبت کنم، اما زندگی خصوصی او از کارهای و فعالیت‌های حرفه‌ای اش جدا نیست و شناخت ژان کلود کریر با شناخت کارهای او میسر می‌شود.

    وی ادامه داد: نخستین دیدار من با ژان کلود کریر مربوط به مصاحبه‌ای بود که در سال ۱۳۶۷ برای مجله پیام یونسکو با او انجام می‌دادم و او همان زمان مشغول به کار بر پروژه‌ای مربوط به «مهابارتا» یکی از اسطوره‌های هندی بود. وقتی از او سؤالاتی درباره این کار پرسیدم از اطلاعات من در خصوص این اسطوره تعجب کرد و دلیل آن را پرسید و من از زمینه‌های مشترک فرهنگ ایران و هند برای او گفتم و در ادامه بیشتر او سؤال پرسید و من جواب دادم.

    تجدد افزود: مادر من خانم مهین تجدد نیز از نویسندگانی بود که در زمینه مولانا تحقیق و پژوهش می‌کرد و در ادامه آشنایی ما با ژان کلود، او از مادرم هم درباره مولانا اطلاعات زیادی کسب می‌کرد. ژان کلود فرهنگ ایران را می‌شناخت و نتیجه صحبت‌ها و همکاری او با مادرم ترجمه کتاب های بدیع‌الزمان فروزان‌فر به فرانسه بود. ژان کلود برای ترجمه مولانا از تجربه خود و آهنگ درست اشعار استفاده کرد و به‌این‌ترتیب ۱۰۰ غزل مولانا را به فرانسه ترجمه کردیم که توسط معتبرترین انتشارات فرانسه به چاپ رسیده است.

    وی با اشاره به مطرح شدن پیشنهاد نوشتن زندگی‌نامه مولانا به ژان کلود کریر گفت: در یکی از فستیوال‌ها تهیه‌کنندگان ترک از ژان کلود خواستند زندگینامه مولانا را برای ساخت فیلمی با بازی لئوناردو دی‌کاپریو بنویسد ولی او مخالفت کرد، اما این موضوع جرقه‌ای برای نوشتن این فیلمنامه را زد و تحقیق درباره آن را شروع کردیم.

    تجدد افزود: دوران مولانا روزگار حمله و فتح مغول‌هاست و ژان کلود برای نوشتن فیلم‌نامه تصمیم گرفت از صحنه‌ای شروع کند که جلال‌الدین کوچک در حال ماهیگیری است اما به‌جای ماهی جسدی صید می‌کند. ابتدا فکر کردیم برای ساخت آن در ایران با مشکل مواجه هستیم و در خارج نیز متأسفانه آن‌چنان‌که باید مولانا شناخته شده نیست اما خوشبختانه این اتفاق در حال رخ دادن است.

    حامد فولادوند مترجم و از دوستان ژان کلود کریر طی سخنانی به تشریح محل تولد و زندگی او پرداخت و گفت: محل تولد ژان کلود کریر ریشه‌های مشترکی با مشرق زمین دارد و بخشی از قرابت فرهنگی او با شرق ریشه در همین مسئله دارد.

    فرشته طائرپور تهیه‌کننده سینما به‌عنوان سخنران بعدی این مراسم نیز گفت: بسیار خوشحالم که شما حامی و علاقه‌مند فرهنگ و ادبیات ایران هستید و حمایت شما از سینمای ایران برای ما افتخار بزرگی است.

    پیروز سیار پژوهشگر و مترجم نیز با بیان اینکه سخن گفتن از کریر در چند دقیقه بسیار سخت است افزود: او در طول بیش از ۵ دهه فعالیت با بزرگ‌ترین کارگردانان جهان همکاری کرده است و نویسنده‌ای است که آثارش تحسین منتقدان را برانگیخته است.

    وقتی می‌خواهیم به یک فرهنگ اهمیت بدهیم در واقع باید مردم آن فرهنگ را هم دوست داشته باشیم همچنین مهدی حسینی تهیه‌کننده فیلم نیز با بیان اینکه تولید فیلم مولانا بر اساس فیلمنامه ژان کلود کریر به یک کارگردان اسپانیایی به نام سانتیاگو انی گورنا سپرده شده است افزود: آثار ژان کلود کریر دارای ارزش بسیار زیادی هستند و نام‌هایی که ژان کلود بر روی آثار خود گذاشته بسیار هنرمندانه هستند و من با گذاشتن این اسم‌ها کنار هم دکلمه‌ای را برای تقدیر از او آماده کردم.

    در پایان این مراسم ژان کلود کریر طی سخنانی گفت: وقتی می‌خواهیم به یک فرهنگ اهمیت بدهیم در واقع باید مردم آن فرهنگ را هم دوست داشته باشیم که برای عشق به این ملت همسر من نقش مهمی را ایفا کرد. من بارها به ایران سفر کردم و هر بار به هر نقطه‌ای از ایران که رفتم از من به‌خوبی پذیرایی شد و با احترام با من برخورد شد.

    وی ادامه داد: من آدم پرخاشگری هستم اما ایرانی‌ها از بهترین میزبانان و بسیار مهمان‌نواز هستند. مثلاً اگر من در جایی از جنوب ایران گم شده باشم و کشاورزی در ۲۰۰ متری من مشغول به کار باشد، اگر به او بفهمانم که گم شده‌ام و فارسی هم بلد نیستم او کارش را رها می‌کند و برای کمک پیش من می‌آید، اما من در فرانسه کشاورزی را نمی‌شناسم که کار خود را برای چنین موضوعی رها کند. برای دوست داشتن یک ملت باید به آن‌ها نزدیک شد و من این موضوع را از پیتر بروک فرا گرفته‌ام.

    کریر با اشاره به همکاری با پیتر بروک گفت: زمانی پیتر بروک به من گفت می‌توانی در ۵ ماه متنی را بر اساس اشعار عطار بنویسی و این اولین مواجهه من با فرهنگ ایران بود و من به‌سختی کار کردم و خودم را برای فستیوال آوینیون آماده کردم. تمرینات پیش از اجرا در فضای باز بود و در اولین تمرین ما باران شدیدی بارید و اجرا کنسل شد. اجرای دوم با یکی از جشن‌های ملی فرانسه هم‌زمان شد که صدای شدید موسیقی این جشن باعث شد کسی متوجه دیالوگ‌ها نشود.

    این فیلم‌نامه‌نویس افزود: با این شرایط تمرین اصلی ما در شب قبل از نمایش اصلی انجام شد، اما گروه خوبی که داشتیم باعث شد تعدادی از میزانسن‌ها را تغییر دهیم و اجرای موفقی داشته باشیم. این کار ورود عطار به اروپا بود و بعد از نمایش اصلی که در آوینیون اجرا شد، بارها و بارها این نمایش اجرا شد و این نمایش تا امروز نیز در حال اجراست.

    کریر با اشاره به نقش بسیار مهم مهین تجدد در ایجاد شناخت او از زبان فارسی و پهلوی باستانی گفت: من همراه با همسرم و مهین تجدد ۱۰۰ غزل از مولانا را ترجمه کردیم و تلاش من این بود که قبل از ترجمه ریتم شعر را درک کنم و بعد به ترجمه بپردازم.

    وی در ادامه با بیان اینکه جا دارد از افرادی که بین ما نیستند یاد کنیم گفت: اولین نفری که می‌خواهم از او یاد کنم داریوش شایگان است، کسی که در خصوص فرهنگ ایران و هند با او صحبت می‌کردم. نفر دوم عزت‌الله انتظامی است که بازیگر و راوی بسیار بزرگی بود و نفر سوم عباس کیارستمی است. عباس دوست صمیمی و نزدیک من بود.

    کریر به سابقه آشنایی خود با کیارستمی اشاره کرد و گفت: در آن زمان کسی کیارستمی را در فرانسه نمی‌شناخت تا اینکه روزی یکی از دوستان تماس گرفت و گفت که تو باید فیلمی را ببینی و اسم کارگردان آن را هم نمی‌دانست. من به دیدن آن فیلم رفتم و از تماشای آن حیرت‌زده شدم، در واقع آن فیلم «خانه دوست کجاست» بود و همان روز فیلم «کلوز آپ» کیارستمی را هم دیدم. فیلم «خانه دوست کجاست» را در مجموع ۳ بار دیدم و می‌توانم بگویم یکی از بهترین فیلم‌هایی است که تاکنون دیده‌ام. این فیلم را زمانی دیدم که حتی نمی‌دانستم در ایران سینما هم وجود دارد.

    این هنرمند افزود: من جزو اولین کسانی هستم که در مطبوعات فرانسه درباره کیارستمی مقاله نوشتم و تأکید کردم یک فیلمساز بزرگ به دنیا آمد و بعد از آن از نزدیک با او آشنا شدم. من و ژان لوک گدار که از سردمداران موج نوی سینمای فرانسه بودیم ناگهان با فردی از شرق روبرو شدیم که دریچه تازه‌ای را به رویمان باز کرده بود. کیارستمی ظاهر سردی داشت اما بعد از نزدیک شدن به او قلبی گرم و بزرگ را می‌دیدیم.

    کریر با اشاره به حضور در نمایشگاه عکس‌های کیارستمی در تهران گفت: کیارستمی یکی از بهترین عکاس‌هایی است که می‌شناسم و در نمایشگاه عکس او در تهران به من پیشنهاد بازی در یکی از فیلم‌هایش را داد که بدون فکر کردن پذیرفتم. خبر مرگ او برای من بسیار تلخ بود.

  • رویکردهای جدید دوسالانه «سرو نقره‌ای»/حضور جوانان را مغتنم شمردیم

    رویکردهای جدید دوسالانه «سرو نقره‌ای»/حضور جوانان را مغتنم شمردیم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی ششمین دوسالانه طراحی گرافیک «سرو نقره‌ای»، محسن سلیمانی دبیر ششمین دوسالانه طراحی گرافیک «سرو نقره‌ای» درباره ویژگی های دوسالانه ششم و تفاوت این دوره با دوره‌های پیشین گفت: در ششمین دوسالانه «سرو نقره‌ای» سعی کردیم رویکرد جدیدتری داشته باشیم از این جهت که حضور جوانان را مغتنم شمردیم چراکه پویایی آنها برایمان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و این، اولین رویکرد ما در انتخاب آثار خواهد بود.

    وی درباره نحوه انتخاب هیات داوران و تیم های سه نفره آنها توضیح داد: از آنجایی که «سرو نقره‌ای» مختص به اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران است، قاعدتاً باید دوسالانه کاری این اعضا را به نمایش بگذاریم و در نهایت، انتخابی برای این دوسالانه داشته باشیم. به همین دلیل از حضور یک هنرمند مطرح در رشته مربوطه، یک پیشکسوت و یک هنرمند جوان و پویا که در دوره‌های پیشین «سرو نقره‌ای» حائز رتبه و برگزیده شده بود، در هیات انتخاب و داوری بهره گرفتیم.

    دبیر ششمین دوسالانه طراحی گرافیک «سرو نقره‌ای» درباره دیگر رویکردها و برنامه‌های این دوسالانه گفت: برای اینکه بتوانیم رویکرد خاص‌تری را شاهد باشیم، با توجه به اینکه گرافیک ایران در حال سوق یافتن به فضای مجازی است و حتی مسیرش به سمت موشن گرافیکس نیز است و دیزاین خیلی اهمیت دارد، در نظر داریم به صورت پژوهشی در این موارد کار کنیم و به همین دلیل در نظر داریم در بخش برنامه‌های جنبی، نشست‌هایی با موضوع دیزاین و موشن گرافیکس یا دیجیتال برگزار کنیم.

    وی به بخش «تایپ فیس» و اهمیت آن اشاره کرد و افزود: از آنجایی که سال‌هاست نتوانستیم بخش «تایپ فیس» را به منصه ظهور برسانیم، قصد داریم در این حوزه به صورت حرفه‌ای برنامه داشته باشیم و چون قصد داریم هنرمندان را به سوی حرفه‌ای شدن در این زمینه سوق دهیم، در بخش «تایپ فیس»، آثار نیازی به سفارش دهنده ندارند و هنرمندان می‌توانند هر اثری را در این موضوع برای ما به همراه استیتمنت یا بیانیه اثر ارسال کنند، چراکه قصد داریم دست طراحان را در این زمینه باز بگذاریم و پژوهش‌محور روی تایپ فیس کار کنند. اما در باقی موارد همان طور که در فراخوان ذکر شده بود، آثار باید سفارش دهنده داشته باشند.

    سلیمانی در پایان تاکید کرد: مشارکت سازمان‌های همسو در دوسالانه بسیار حائز اهمیت است از این منظر که در زمینه تجسمی خیلی از سازمان‌ها و نهادها در حال فعالیت هستند و ما هم سعی داریم بتوانیم نوعی مشارکت، هم اندیشی و همگرایی در زمینه تجسمی و گرافیک داشته باشیم تا بعد از نمایش این آثار تاثیرگذاری آنها را روی مخاطبان مردمی شاهد باشیم و بتوانیم حتی الامکان ذائقه مردمی را نسبت به گرافیک بالا ببریم. امیدواریم بتوانیم در این بخش حتی انتخاب مردمی هم داشته باشیم و در حال کار روی آن هستیم.

    ششمین دوسالانه طراحی گرافیک «سرو نقره‌ای» جمعه ۲۲ آذر ۹۸ در خانه هنرمندان ایران گشایش می‌یابد.

  • سلیقه کودکان در تئاتر جدی گرفته شود

    سلیقه کودکان در تئاتر جدی گرفته شود

    به گزارش خبرنگار مهر، الکا هدایت که با نمایش «هوشنگ لاک‌پشته» در جشنواره بیست و ششم تئاتر کودک حضور دارد صبح جمعه در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در این نمایش، آموزش‌هایی به هنرجویان در زمینه موسیقی، ریتم، ادبیات و نوع بیان داده شده است.

    وی تصریح کرد: رویکرد ما این بوده که نمایش واسطه‌ای باشد تا از طریق آن، بچه‌ها مهارت‌های زندگی را یاد بگیرند.

    هدایت با بیان اینکه نوازندگان این نمایش، هنرجویان نوجوان هستند، یادآور شد: هنرجویان کودک به عنوان بازیگر در نمایش حضور دارند و ویدئوها نیز توسط کودکان و نوجوانان تهیه شده است.

    وی با تآکید بر اینکه حضور بازیگر کودک و نوجوان در تئاتر کودک اثرگذاری بسیار بیشتری روی مخاطبان این قشر سنی دارد، خاطرنشان کرد: تلاش کرده‌ایم این پیام را منتقل کنیم که کودکان بتوانند خودشان باشند، اعتماد به نفس آنها افزایش یابد و مهارت‌ها را بیاموزند.

    هدایت با بیان اینکه نگاه نمایش «هوشنگ لاک‌پشته» آموزش تئاتر و زندگی‌ست، تصریح کرد: این نمایش پنج هفته اجرای عمومی شده و بازخورد بسیار خوبی را از مخاطبان شاهد بوده است.

    وی با اشاره به استقبال خوب تماشاگران از این نمایش در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان، اظهار کرد: خوشبختانه حاضران به تمام قوانین احترام گذاشتند و فضای آرام برای اجرای نمایش فراهم بود.

    این کارگردان تئاتر با تأکید بر اینکه وضعیت تئاتر کودک و نوجوان روبه رشد است، یادآور شد: کارگردانان و هنرمندان جوان و خلاقی وارد این حیطه از تئاتر شده‌اند که به تئاتر آموزشی می‌پردازند؛ هرچند راه طولانی برای رسیدن به سطح استاندارد وجود دارد و باید سواد نمایشی را افزایش داد.

    هدایت با بیان اینکه نوع نگاه به تئاتر کودک و نوجوان بسیار مهم است، گفت: باید در خصوص سلیقه کودکان در نمایش‌ها با جزئیات دقیق پرداخته شود.

    وی گفت: یک کودک می‌تواند خلاقیت بصری داشته باشد و باید روی نوع دیدن و شنیدن او کار کنیم تا پرورش یابد.

    کارگردان نمایش «هوشنگ لاک‌پشته» تأکید کرد: استقبال از تئاتر کودک و نوجوان همیشه بیشتر از تئاتر بزرگسال بوده است.