دسته: فرهنگ و هنر

  • رسول صدرعاملی و حبیب رضایی قصه‌های ۹۰ ثانیه‌ای را داوری می‌کنند

    رسول صدرعاملی و حبیب رضایی قصه‌های ۹۰ ثانیه‌ای را داوری می‌کنند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، محمدرضا زمردیان معاون فرهنگی کانون و رئیس بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی طی احکام جداگانه‌ای رسول صدرعاملی، حبیب رضایی، گلاره عباسی، مسعود فروتن و مهدی رجبی را به عنوان هیات داوران بخش قصه‌های ۹۰ ثانیه ای این دوره از جشنواره معرفی کرد.

    در انتخاب داوران این بخش با توجه به محتوا و فرم قصه‌های ۹۰ ثانیه ای که در قالب روایتی تصویری از زندگی افراد است تلاش شده است تا مجموعه‌ای از داوران در حوزه ادبیات، روایت و اجرا، بازیگری و فیلم‌سازی حضور داشته باشند.

    رسول صدرعاملی فیلمساز سینمای اجتماعی که سابقه تولید فیلم در سینمای نوجوان را دارد، حبیب رضایی مشاور هنری، بازیگر و بازیگردان، گلاره عباسی بازیگر سینما و فعال حوزه کودکان و نوجوانان که شکلی متفاوت و منسجم از قصه‌گویی را برای افراد نابینا و کم‌بینا تدارک دیده است، مسعود فروتن مجری، قصه‌گوی باسابقه و نویسنده و مهدی رجبی نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان همچون «اندوه بالابان» و «خرس ماه» به عنوان داور، آثار این بخش از جشنواره را مورد بررسی قرار می‌دهند.

    قصه‌های ۹۰ ثانیه ای در جشنواره بیست‌ودوم شامل بخش‌های جنبی با عنوان «قصه زندگی من»، «قصه‌های شهر من»، «قصه کانون زبانی‌ها» و «قصه خبرنگاران» است.

    مرحله پایانی بیست‌ودومین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی ۲۶ تا ۳۰ آذر ۱۳۹۸ در تهران، خیابان حجاب، مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب برگزار می‌شود.

  • نمایش دستنوشته‌های «جلال آل احمد» در کتابخانه ملی ایران

    نمایش دستنوشته‌های «جلال آل احمد» در کتابخانه ملی ایران

    به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست از سلسله نشست‌ «شب‌های روشن» با یاد «جلال آل احمد» در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می شود.

    از سخنرانان این نشست می‌توان به عبدالله انوار مصحح، فیلسوف، ریاضی‌دان و فهرست‌نگار نسخ خطی که از خاطرات خویش با جلال می‌گوید و نیز سعید محبی نویسنده و مترجم اشاره کرد.

    این برنامه فردا (دوشنبه یازدهم آذرماه) ساعت ۱۷ در «موزه کتاب و میراث مستند ایران» واقع در طبقه منهای یک ساختمان کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شود.

    در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از وسایل شخصی، دستنوشته‌ها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، برای بازدید عموم افتتاح می شود.

    این نشست با همکاری موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و مجله بخارا برگزار می شود.

  • اثری از گلی ترقی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شد

    اثری از گلی ترقی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شد

    به گزارش خبرنگار مهر، رمان کوتاه «خواب زمستانی» » از آثار گلی ترقی است که در سال ۱۳۵۱ نوشته و از سوی انتشارات نیلوفر منتشر و دفعات زیادی تجدید چاپ شده است. این کتاب که اتفاقات اوایل قرن چهارده را پوشش می‌دهد را «دُرتا سوآپا»، نویسنده، مترجم و منتقد لهستانی و فارغ‌التحصیل رشته‌ ایران‌شناسی، به زبان لهستانی ترجمه کرده و از سوی انتشارات شمع و مه منتشر شده است.
     
    رمان خواب زمستانی از داستان‌های معاصر فارسی محسوب می‌شود که در آن، نویسنده از نماد، اسطوره و کهن‌الگو بهره برده است. این داستان در ۱۰ فصل تدوین شده و در آن خاطرات زندگی پیرمردی تنها مرور می‌شود. پیرمرد در دوران مدرسه با چند همکلاسی‌اش عهد کرده‌اند که تا آخر عمر در کنار یکدیگر باشند اما از یکدیگر دور افتاده‌اند و حالا پیرمرد تنهاست و هر روز منتظر است تا کسی به دیدارش بیاید. هر فصل داستان خاطرات و زندگی یکی از دوستان پیرمرد را روایت می‌کند. آقای هاشمی نقاش و همسر ریزه میزه‌اش شیرین. آقای انوری و مهدوی که همیشه باهمند تا زمانی که طلعت خانم وارد زندگی مهدوی می‌شود. آقای جلیلی که دچار جنون می‌شود. آقای حیدری که به نوعی سردسته است و در اثر حصبه فوت می‌کند. عزیزی که فرزندش در خارج ازدواج می‌کند و او را چشم به راه می‌گذارد. احمدی راوی و عسکری که مادر مریضی دارد.
     
    مجله اکسپرس درباره‌ این اثر گفته است: خواب زمستانی با شیوه‏‌ای ساده و کلماتی دقیق و طنزی خاص و با قدرت قلم، به ما تذکر می‌دهد که بدون درد زیستن، عشق به زندگی امکان ندارد.

    انجمن نویسندگان رادیو فرانسه نیز درباره این اثر عنوان داشته است: خواب زمستانی بیانگر زندگی همگانی و قبیله‌ای آدم‏‌هایی است که حضور ناگزیر مدرنیته را احساس می‌‏کنند و از الزام فردیت و قبول فردی و تنهایی و مسئولیت، هراسان هستند.

    رمان «خواب زمستانی» در قالب ۱۳۷ صفحه از سوی انتشارات نیلوفر تجدید چاپ شده است.

  • جزییات ششمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار اعلام شد

    جزییات ششمین فستیوال موسیقی نواحی آینه دار اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، ششمین فستیوال موسیقی نواحی «آینه دار» روزهای ۲۰ تا ۲۲ آذر ماه سال جاری با تمرکز روی موسیقی مناطق ترکمن صحرا، شمال خراسان و جنوب البرز به دبیری هنری علی مغازه ای در تالار رودکی برگزار می شود.

    آیین پایانی این فستیوال نیز یکشنبه ۲۴ آذرماه جاری در تالار وحدت تعیین شده که به بزرگداشت استادان موسیقی این نواحی اختصاص دارد. این در حالی است که جدول برنامه‌های ششمین فستیوال موسیقی آینه‌­دار در روزهای آینده به علاقه‌مندان فرهنگ و موسیقی ایران اعلام می­‌شود.

    نخستین دوره فستیوال موسیقی نواحی «آینه‌دار» مهرماه سال ۹۲ به موسیقی شرق خراسان، سیستان و بلوچستان اختصاص داشت. دومین دوره‌ آن نیز در خرداد ماهِ سال ۹۴ میزبان موسیقی‌دانان جنوب ایران و مناطق حاشیه خلیج فارس از استان‌های هرمزگان، بوشهر و خوزستان بود.

    سومین سال آینه‌دار با موضوع موسیقی اقوام ایلی و عشایر کوچ‌نشین بختیاری، قشقایی، لکی و لری در تیرماه ۱۳۹۵ برگزار شد. این در حالی است که در چهارمین فستیوال آینه‌دار در آذر و دی سال ۹۶ میزبان عاشیق‌ها و موسیقیدانان موغامی و گروه‌هایی از استان‌های آذربایجان شرقی، غربی، اردبیل و زنجان بود و پنجمین دوره فستیوال پنجمین فستیوال نیز آذرماه سال ۹۷ با حضور تعدادی از هنرمندان برگزیده موسیقی اقوام ایران با تمرکز روی موسیقی شمال ایران (دامنه شمالی البرز) شامل استان های گیلان، مازندران و گلستان برگزار شد. 

  • معرفی بهترین سریال‌های ۲۰۱۹/ یک انیمیشن در فهرست

    معرفی بهترین سریال‌های ۲۰۱۹/ یک انیمیشن در فهرست

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندی وایر، از یک سریال جنایی تا سریالی انیمیشنی، از جمله سریال‌هایی هستند که به فهرست بهترین‌های تلویزیونی در سال ۲۰۱۹ راه یافته‌اند.

    وقتی پای بهترین‌های تلویزیونی مطرح می‌شود باید گفت سالی که گذشت پر از اتفاق‌های باورنکردنی برای تلویزیون بود؛ «بازی تاج و تخت» محبوب‌ترین سریال دهه اخیر در حالی به آخر راه رسید که هوادارانش با نحوه به پایان رسیدن فصل آخر آن موافق نبودند و در عین حال همین سریال در مراسم امی موفق ظاهر شد. در عین حال که اعلام شد «مردگان متحرک» در قالب یک فیلم به سینماها می‌رود، گفته شد فیلم سینمایی «محله چینی‌ها» هم در قالب سریال به تلویزیون می‌آید.

    در همین حال «اپل تی‌وی پلاس» و «دیزنی پلاس» به عنوان شبکه‌های آنلاین جدید راه‌اندازی شدند، و هنوز قرار است شبکه‌های اچ‌بی‌او مکس، پیکاک، و کویبی هم راه‌اندازی شوند و با توجه به همه محصولاتی که برای این شبکه‌ها تولید می‌شود باید گفت سیل عظیمی از تولیدات تلویزیونی در راه است.

    در این موقعیت انتخاب ۱۰ سریال برتر سال ۲۰۱۹ به انتخاب منتقدان ایندی وایر می‌تواند نشان‌دهنده نگاه منتقدان به محصولات تلویزیونی باشد.

    ۱۰.  «سوپراستور» در شبکه ان‌بی‌سی

    این سریال مختص آنهایی است که معتاد تلویزیون هستند. این سیتکام  که تلاش دارد تا با داستان‌های روزانه‌اش فراتر از ناامیدی‌های هر روزه برود، هر لحظه را با شادی پر می‌کند. جاستین اسپیتزر کاری می‌کند که حتی با نیمی از توجه هم بتوانید داستان‌هایش را دنبال کنید و در عین حال به کارهای روزانه‌تان برسید.

    ۹.  «پن۱۵ » در شبکه هولو

    نوستالژی این روزها طرفدار زیادی دارد و در این فهرست هم جای خود را یافته است.اما سریال تاریخی کمدی با بازی مایا ارسکین و آنا کنکل به اوایل هزاره سوم برمی‌گردد و می‌تواند حتی فقط برای بازی‌های درخشان این دو بازیگر شایسته تماشا کردن باشد.

     ۸.  «بری» در شبکه اچ‌بی‌او

    خیلی‌ها فکر می‌کردند این کمدی سیاه نمی‌تواند با این اوج و فرودها بیشتر از یک فصل ادامه پیدا کند. اما امسال ثابت شد که این تصور نادرست بود و بیل هیدر و همکارش الک برگ، آدمکش فیلمشان را که وارد دنیای بازیگری شد با دردهای این دنیا آشنا کردند و سعی کردند به این سوال پاسخ دهند که او در دنیای آدمکشی به دنبال چه چیزهایی می‌گشت؟

    ۷.  «گلو» در شبکه نت‌فلیکس

    کارلی منش و لیز فلاهایو را می‌توان برای هر یک از اپیزودهای فصل سوم تحسین کرد. شاید این سریال در فصل بعد به پایان برسد، اما می‌توان هر فصل قبل را بارها و بارها تماشا کرد.

    ۶. «عروسک روسی» در شبکه نت‌فلیکس

    این سریال که نادیا وولوکوف از خالقان و تیهه کنندگان آن است و با بازی ناتاشا لیون ساخته شده پیروزی نبوغ خلاقانه و هوش هیجانی را فرضیه اصلی خود قرار داده و درباره زنی است که باید بارها در جشن تولدش حاضر شود و دوباره این رویداد را تکرار کند. لحن کمی سیاه و سبک عالی فیلم به کارگردانی درخشان لسلی هدلند و پیوندش با آزمون‌های انسانی، خیلی فراتر از کلیشه آدم بدی که می‌خواهد خوب شود، است.

    ۵. «وراثت» در شبکه اچ‌بی‌او

    از بسیاری نظرها امسال سال سریال «وراثت» بود. خیلی بیشتر از این که فقط بهترین درام تلویزیونی باشد، باید گفت بارها به نظر می‌رسید بهترین سریال همه دوران‌هاست. این سریال هر چه جلوتر رفت مخاطبان بیشتری کسب کرد و منتقدان را هم به تحسین واداشت. جسی آرمسترانگ دنیای ثروتمندان جامعه را به خوبی تصویر کرد و نشان داد یک درصد افراد جهان، اصلا سعی ندارند به ما کمک کنند تا احساسات مشترک آنها را درک کنیم. خانواده از هم پاشیده‌ مالک یک امپراتوری رسانه‌ای و کشمکش در کنترل میراث آن، تماشایی است.

     ۴.  «توکا و برتی» در شبکه نت‌فلیکس

    اولین سریال انیمیشن لیزا هاوالت به عنوان خالق و تهیه کننده آن نشان دهنده توانایی سبک و قصه‌گویی اوست. دو پرنده یعنی برتی (با صداپیشگی الی ونگ) و توکا (تیفانی هدیش) در دنیایی شبه‌انسانی هر روز با سفرهای حسی در چالش هستند. جای تاسف دارد که قرار نیست فصل دوم این سریال ساخته شود.

    ۳.  «چیزهای بهتر» ‌در شبکه اف‌ایکس

    موضوع مشترک در میان بهترین‌های سال تلویزیون ارایه تجربه انتقال است- احساسی نادر که شما را به دنیای دیگر می‌برد و به جای آن شخصیت‌ها زندگی می‌کنید. پاملا آدلون با این سریال زیبا، تفکربرانگیز و آگاهانه، این کار را بهتر از هر برنامه دیگری انجام داده است. این سریال جنبه‌های مختلف زندگی خالق، سازنده، تهیه‌کننده، نویسنده، کارگردان و بازیگر خود را ارایه می‌کند. فصل سوم سریال بر زندگی سم فاکس تمرکز دارد و تماشاگر را غرق در زندگی او می‌کند. برخی از این لحظات اساسی و برخی بزرگ هستند. برخی با تغییرات جهانی، برخی کوچک مثل ویزیت یک دکتر؛ در هر حال کاری می‌کند که شما فراموش کنید که این زندگی خودتان نیست.

    ۲.  «نگهبانان» در شبکه اچ‌بی‌او

    هنوز فصل اول این سریال تمام نشده و جدیدترین شاهکار اچ‌بی‌او که ساخته دیمن لیندلاف است، تا همین جا نیز تماشاگران را جذب کرده است. اول از همه باید گفت گروه بازیگران، طراحی لباس، موسیقی متن و دیدکلی آن عالی است. نقش اصلی رجینا کینگ به عنوان یک شخصیت جسور، با بازی جین اسمارت و جرمی آیرونز در نقش های مکمل، تجربه حسی خیره‌کننده‌ای را پدید می‌آورد و تصویری روشنگر از آمریکای امروز، از تقسیمات درونی آن تا اختلاف‌ عقایدش و ویژگی‌هایش را ارایه می‌کند. فیلم‌نامه این سریال اقتباسی از کتاب مصور «نگهبانان» محصول دی‌سی کامیکس است که توسط آلن مور نوشته شده‌است.

     ۱.  «فلی‌بگ » در شبکه آمازون

    باید گفت این سریال غیرقابل انکار است. ظرافت، زیرکی و گیرایی و روحی که بر آن حاکم است، فصل دوم سریال فیبی والر-بریج را چنان گیرا کرده که آن را دیدنی می‌سازد. برای مقایسه می‌توان آن را با «اداره» مقایسه کرد که پس از کسب جایزه امی بهترین سریال کمدی، تازه کشف شد. «فلی‌بگ»‌ نیز با شیوه نوآورانه‌اش عالی ظاهر شده و با ارایه محتوایی درباره معنای ایمان، ارزش دوست داشتن خود و مزایای گوش سپردن به کسانی که شما را دوست دارند، تاثیرگذار است. این سریال از آن سریال‌هایی است که به تماشاگرش امید به آینده را می‌دهد و در عین حال این امید را می‌بخشد که سریال‌های هر چه بیشتری با الهام گرفتن از آن بیرون بیایند. این سریال به‌طور خاص به‌خاطر شکستن دیوار چهارم، آن وقت‌هایی که «فلی‌بگ» قهرمان اصلی با دوربین صحبت می‌کند تحسین شده‌است.

  • ساخت و احیای ۱۰ پردیس سینمایی و ۳۱۲ پرده نمایش تا سال ۱۴۰۰

    ساخت و احیای ۱۰ پردیس سینمایی و ۳۱۲ پرده نمایش تا سال ۱۴۰۰

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری، حوزه هنری تا پایان سال ۱۴۰۰ در راستای اجرای طرح توسعه و عمران خود در موسسه بهمن سبز در سه فاز اجرایی، ۱۶۱ پرده سینما و ۱۰ پردیس سینمایی در استان‌ها و مناطق مختلف کشور می‌سازد و با بازسازی و احیای ظرفیت‌های موجود این رقم به ۳۱۲ پرده نمایش می‌رسد.

    محمد حمزه زاده رییس سازمان سینمایی حوزه هنری از بزرگترین طرح توسعه و ساخت سینما توسط موسسه بهمن سبز حوزه هنری خبر داد و در تشریح جزییات این طرح جامع گفت: حوزه هنری هدف‌گذاری کرده در سه اولویت که برنامه و پروپوزال کامل آن آماده شده به احداث، احیا، بازسازی و تجهیز سالن‌های سینمایی بپردازد.

    وی ادامه داد: پروژه‌های تعریف شده در برنامه توسعه و عمران موسسه بهمن سبز در سه اولویت طراحی و تعریف شدند که پروژه‌های اولویت اول تا نیمه نخست سال ۹۹، اولویت دوم تا نیمه دوم سال ۹۹ و اولویت سوم تا پایان نیمه نخست سال ۱۴۰۰ به اتمام خواهد رسید.

    حمزه زاده با بیان اینکه سینماها بر اساس شاخص‌ها و معیارهای مشخص اولویت بندی شدند، عنوان کرد: اولویت بندی این پروژه‌ها بر اساس ضرورت‌های زمانی و موقعیتی تنظیم شده که توسط تیم تحقیقات و کارگروه پژوهشی بهمن سبز و سازمان سینمایی حوزه هنری صورت گرفته است.

    وی اضافه کرد: شرایط فرهنگی و اجتماعی استان، تعداد و کمیت سالن‌های سینما از جمله شاخص‌های مهم و راهبردی در این فازبندی بوده است. ابتدا روی سینماهایی کار کردیم که سودده نبوده و ضررده بوده‌اند و از لحاظ شرایط فیزیکی و بحث مقاوم سازی و تجهیزات نمایشی به روز نبودند به ویژه، استان‌هایی که یک سالن سینما را به عنوان تنها مرکز فرهنگی خودشان داشتند و به همین دلایل جز اولویت یک ما محسوب شدند.

    حمزه‌زاده افزود: این ۱۶۱ پرده جز اولویت یک ما هستند و اولویت دو و سه هم داریم که شامل پردیس‌های چند سالنه و مجتمع‌های چند منظوره در قالب اماکن فرهنگی و تجاری محسوب می‌شوند.

    رییس سازمان سینمایی حوزه هنری تاکید کرد: اولویت اول‌مان تا پایان شهریور ۱۳۹۹ است که بخشی از آنها شروع شده و حتی بعضی از آنها هم تمام شده مانند پروژه سینما سپهر ساری که بیشتر از چهار هفته است که به بهره برداری رسیده است و بازسازی سالن‌های جدید آن از به زودی آغاز می‌شود. یادآوری می‌کنم که از جدول زمان بندی در حالت کلی آن جلوتر هستیم.

    وی به چگونگی ساخت پردیس‌ها اشاره کرد و گفت: این ۱۰ پردیس فعلا در مرحله‌ای هستند که به ما زمین اختصاص داده شده است مانند سینماهای استان‌های کرمانشاه، قزوین، زنجان، یزد و چند استان دیگر که ملک‌های بلااستفاده‌ای بوده‌ و در گذشته کاربری سینما داشته‌اند. این سینماها تبدیل به پردیس خواهند شد و تا پایان اولویت سه این طرح‌ها عملیاتی و افتتاح می‌شوند.

    حمزه زاده تصریح کرد: با احتساب این پردیس‌ها در کنار سالن‌های سینمایی در مجموع ۲۹۲ پرده نمایش تا پایان اولویت سوم طرح توسعه و عمران موسسه بهمن سبز به ظرفیت اکران سینماها اضافه خواهیم کرد.

    مدیر سازمان سینمایی حوزه هنری همچنین بیان کرد: البته خبر خوب دیگر این است که در این میان قطعا پروژه‌هایی پیش می‌آید و شرایطی ایجاد می‌شود که ما حتی از ۲۹۲ سالن هم فراتر می‌رویم زیرا تعدادی سینما وجود دارد که در این فازبندی- یک و دو و سه- تعریف شده نیستند مثل: سینمای شهر بجنورد در خراسان شمالی یا ۱۲ پرده‌ای که قرار است به مجموعه سینمایی آزادی اضافه شود جزو این طرح توسعه محاسبه نشده است اما به ظرفیت اکران ما اضافه می‌شوند.

    وی اضافه کرد: همچنین ۸ پرده نمایش سالن‌های سینمایی سازمان تبلیغات اسلامی در سطح کشور هم به این آمار افزوده می‌شوند که جزو طرح جامع توسعه و عمران بهمن سبز نیست. اگر بخواهیم این پرده‌ها را هم محاسبه کنیم، درصد اکران ما بیشتر از عددی است که اعلام می‌کنیم و به بیش از ۳۱۰ پرده سینما می‌رسد. البته به فراخور فعالیت رقبا هم دستخوش تغییراتی خواهد شد که در مجموع این اقدامات، اتفاقات فرخنده و مبارکی است برای حوزه فرهنگ و سینمای کشور؛ چه توسط حوزه هنری و چه توسط سایر مراکز و بخش‌های خصوصی محقق شود.

    حمزه زاده در پایان نیز عنوان کرد: در این طرح توسعه، همچنین تمامی سالن‌های سینمایی که در شرایط فعلی در وضعیت مطلوبی قرار دارند و شرایطشان از نظر ابنیه خوب و مطلوب است نیز به روزرسانی می‌شوند و تغییراتی در زمینه: دکوراتیو، نوسازی ناوگان نمایش مثل دی سی پی ها و دیتاها و تجهیزات داخلی و … خواهند داشت.

  • اعلام آثار رسیده به جشنواره تئاتر «ثمر»

    اعلام آثار رسیده به جشنواره تئاتر «ثمر»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره تئاتر «ثمر»، رضا دادویی دبیر این دوره از جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» اعلام کرد: علیرغم درخواست های بسیار برای تمدید مجدد زمان ارسال آثار، با پایان یافتن فرصت اعلام شده، ۴۲۳ اثر به دبیرخاننه این جشنواره ارائه شده است. این آثار در بخش‌های تئاتر صحنه‌ای، نمایشنامه نویسی و تئاتر محیطی است که از طریق سایت رسمی جشنواره تئاتر «ثمر» به نام ثمرفستیوال دات کام ثبت نام شده و متقاضی این دوره از جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» هستند.

    دبیر نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» افزود: با نظر داوران بخش خوانش آثار که متشکل از ۵ نفر از هنرمندان این عرصه است به زودی نتایج خوانش متون و ایده بخش های تئاتر صحنه ای و محیطی اعلام خواهد شد و در نظر داریم در بخش تئاتر صحنه ای که با استقبال کم نظیری مواجه شده است تعداد ۱۰۰ الی ۱۱۰ اثر را برای مرحله بازبینی معرفی کنیم و نتایج بررسی آثار تا نهایتا ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۸ اعلام می شود.

    وی ادامه داد: علاوه بر متقاضیان تهرانی، هنرمندان بسیاری از اکثر استان های کشور تقاضای حضور در جشنواره را داشته اند و با وجودی که در متن فراخوان برای گروه ها هیچ کمک هزینه ای در نظر گرفته نشده، میزان استقبال استان ها برای ارسال آثار بسیار زیاد و جالب توجه بوده و این استقبال هنرمندان از جشنواره تئاتر «ثمر» به عنوان تئاتر خصوصی که هیچ پشتوانه مالی ندارد در نوع خود بی نظیر است.

    دادویی یادآور شد: یکی از شرایط و قوانین مهم در پذیرش آثار در جشنواره تئاتر «ثمر» این است که نمایش ها پیش از این در هیچ جشنواره ای حضور نداشته و اثر ارائه شده می بایست تازه تولید و صرفا برای حضور در جشنواره تئاتر «ثمر» باشد.

    وی در انتها بیان کرد: چنانچه مشکلات اینترنتی در روزهای پایانی ثبت نام به وجود نمی آمد به احتمال قوی، آمار حضور در این جشنواره شاید از مرز ۵۰۰ اثر هم عبور می‌کرد.

    نهمین جشنواره دانشجویی و مردمی تئاتر «ثمر» در بخش خصوصی و با دبیری رضا دادویی از ۹ الی ۱۸ اسفند ماه در عمارت نوفل لوشاتو برگزار خواهد شد.

  • معرفی داوران جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد»

    معرفی داوران جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد»

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سپهر سوره هنر، توحید معصومی، مرتضی نجفی و کاظم نظری نمایش های بخش مسابقه چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد» را داوری می کنند.

    این جشنواره عصر امروز دوشنبه ۱۱ آذر آغاز به کار کرده و تا پنجشنبه ۱۴ آذر ماه در چهار مسجد جوادالائمه، چهارده معصوم (ع)، امام حسن عسکری (ع) و توحید ادامه دارد.

    چهاردهمین جشنواره سراسری تئاتر مردمی «بچه های مسجد» به دبیری هنری علی هوشمند و دبیری اجرایی مجتبی میرزایی نسب به همت حوزه هنری قزوین و موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر برگزار می شود.

  • معرفی آثار راه یافته به جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان

    معرفی آثار راه یافته به جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان، خیام وقار کاشانی دبیر پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان از نهایی شدن حضور ۱۴ نمایش صحنه ای و ۱۱ نمایش خیابانی در بخش مسابقه این دوره از جشنواره خبر داد.

    وی با اشاره به حضور هنرمندان شهرهای تهران، خرم آباد، کرج، نجف آباد، بوشهر، قم، اصفهان، ساوه و کاشان در بخش نمایش‌های صحنه ای این دوره از جشنواره گفت: در بخش مسابقه نمایش‌های خیابانی نیز شاهد حضور هنرمندانی از شهرهای خمینی شهر، کرمانشاه، تهران، قروه، کرمان، لاهیجان، مرند و ایلام در جشنواره خواهیم بود.

    آثار مسابقه صحنه  جشنواره سراسری تئاتر مهر، با اعلام نام ۱۴ اثر، نتایج نهایی بخش رقابتی را مشخص کرد.

    ۱- نمایش «روزمرگی» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج از تهران

    ۲- نمایش «زمین سوخته» به نویسندگی امین ابراهیمی و کارگردانی ستار مهرشاد از خرم آباد

    ۳- نمایش «با من حرف بزن» به نویسندگی و کارگردانی سینا شفیعی از کرج

    ۴- نمایش «مه لقا» به نویسندگی محمدجواد سجادی و کارگردانی احمد شکرانه از نجف‌آباد

    ۵- نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» به نویسندگی رضا گشتاسب و کارگردانی جواد صداقت و الهام ابنی از بوشهر

    ۶- نمایش «است» به نویسندگی و کارگردانی پرنیا شمس از تهران

    ۷- نمایش «امیرکبیر» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا شاه‌مردی از قم

    ۸- نمایش «رویاهای دم صبح» به نویسندگی لیلی عاج و کارگردانی بهاره مشیری از تهران

    ۹- نمایش «آتروپین» به نویسندگی و کارگردانی امید نیاز از اصفهان

    ۱۰-  نمایش «سه کیلو دویست و پنجاه گرم» به نویسندگی مهدی زندیه و کارگردانی محسن نجار حسینی از تهران

    ۱۱- نمایش همه دختران من «خطوط خاطره» به نویسندگی جواد روستایی و محمدقاسمی و کارگردانی جواد روستایی از ساوه

    ۱۲- نمایش «تاریخ کوچه بازار فرانسه در قرن هجده» به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی مهدی رضایی از کاشان

    ۱۳- نمایش «آوازخوان طاس» به نویسندگی اوژن یونسکو و کارگردانی وحیدرضا صادق‌پور از کاشان

    ۱۴- نمایش «سبکی» به نویسندگی و کارگردانی داریوش علیزاده از کرج ۱۴

    همچنین آثار بخش مسابقه خیابانی جشنواره سراسری تئاتر مهر، با اعلام نام ۱۱ اثر، نتایج نهایی این بخش را مشخص کرد.

    ۱- نمایش‌های «مین» به نویسندگی مصطفی جعفری جوزانی و کارگردانی نسا سلیمانی از خمینی شهر

    ۲- «غنیمت» به نویسندگی پژمان شاه‌وردی و کارگردانی محمد یوسفی‌زاده از مرند

    ۳- «کلاغ های آنلاین» به نویسندگی و کارگردانی ساحل احمددوست از لاهیجان

    ۴- «شهرخوب» به نویسندگی و کارگردانی یونس صحرارو از قروه

    ۵- «سه قطره آب» به نویسندگی هما پارسایی و کارگردانی احمد صمیمی از تهران

    ۶- «افسانه شیواکمان» به نویسندگی هومن روح تافی و کارگردانی بهاره کرمی ونگار دانیالی از کرمانشاه

    ۷- «تلنگر» به نویسندگی مسعود نیازی و کارگردانی یاسمن یوسفی از تبریز

    ۸- «آشغال دوست داشتنی» به نویسندگی و کارگردانی محمدنقی حیدری از قروه

    ۹- «در مسیر اقتصاد» به نویسندگی و کارگردانی نادره حیدریان از ایلام

    ۱۰- «شل شاک» به نویسندگی و کارگردانی پدرام شیخ نظری  از کرمان

    ۱۱- «خیر نبینی سعیده » به نویسندگی فرهاد نقدعلی و کارگردانی فاطمه محمدی از اهواز

    پانزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مهر کاشان در بخش های صحنه‌ای، نمایش های خیابانی، نمایش های محیطی، نمایشنامه خوانی و بخش کارگاه ها و نشست های تخصصی از ۲۱ آذر ماه به کوشش سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری کاشان و با همکاری مرکز هنرهای نمایشی به میزبانی کاشان در این شهر آغاز می‌شود.

  • چالش «وفاداری» در اقتباس نمایشی از رمان/ بازیگری که «چهره» ندارد!

    چالش «وفاداری» در اقتباس نمایشی از رمان/ بازیگری که «چهره» ندارد!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر: نمایش «آن دیگری» نوشته آرمین جوان که بر اساس رمان «آئورا» اثر کارلوس فوئنتس نوشته شده، جدیدترین تجربه کارگردانی سمانه زندی‌نژاد است. کارگردانی که پیش از این نمایش‌هایی چون «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید»، «عروسک‌های سکوت»، «کلاغ»، «اگه بمیری» و… را به صحنه برده است.

    «آن دیگری» داستان مواجه یک مرد با یک پیرزن و دختر جوان در اتاقی در یک بیمارستان است که در این بین اتفاقات رقم خورده میان این سه، نشان می‌دهد که زن از طریق جادو، گذشته خود و مرد را احضار کرده است.

    آزاده صمدی، محمدرضا علی اکبری و طاهره هزاوه بازیگران این اثر نمایشی هستند. صمدی در ایفای نقشی متفاوت و با استفاده از یک ماسک طراحی شده روی صورت، بخش عمده‌ای از نمایش را با ایفای نقش پیرزن سپری می‌کند.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی در پردیس تئاتر شهرزاد، نشست بررسی این اثر نمایشی با حضور علی شمس نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، در خبرگزاری مهر برگزار شد.

    شمس در این نشست به عنوان یک کارگردان فعال تئاتر گفتگو با سمانه زندی‌نژاد و بازیگران نمایش «آن دیگری» را عهده دار شد.

    در ادامه بخش اول این نشست را می‌خوانید؛

    * علی شمس: نمایش «آن دیگری» وامدار رمان «آئورا» است و در عین اینکه عناصری از رمان را در خود دارد، این شباهت را نقض هم می‌کند؛ به این شکل که مدام وفاداری خودش را به رمان گوشزد می‌کند و توأمان دارد آن را انکار می‌کند. نکته دیگری که هم در رمان وجود دارد و هم در نمایش بر آن تاکید می‌شود، پرداختن به دوسویه از وجه یک فرد است؛ اولی وجود یک پیرزن و دومی بخش جوان و آرزومند اوست، اما از منظری دیگر روایت رمان با روایت نمایشنامه متفاوت است. پس بهتر است در ابتدای بحث درباره این وفاداری و در عین حال عدم وفاداری به رمان و اصلا چگونگی سیر اقتباس از یک رمان و اینکه چطور می‌توان عناصری از یک رمان را اکتساب و به نمایشنامه تبدیل کرد که البته کار بسیار سختی است، صحبت کنیم. فکر می‌کنم این نمایش یکی از موفق‌ترین اقتباس‌هایی است که ما از یک رمان دیده‌ایم و همانطور که می‌دانیم هوشنگ گلشیری نیز در «شازده احتجاب» به شدت وامدار «آئورا» است و رمانش را با نگاه فوئنتسی نوشته است. پس در ابتدای کلام درباره ویژگی‌های اقتباس از این اثر و عناصری که برای تبدیل رمان به نمایشنامه حذف یا حفظ می‌شود، توضیح دهید.

    سمانه زندی‌نژاد: همانطور که گفتید اقتباس از رمان‌های معروف و تأثیرگذار حتی در سینما هم کار سختی است و وقتی فیلم‌هایی از رمان‌های خیلی معروف اقتباس می‌شود معمولا یک درجه ضعیف‌تر از اثر اصلی هستند. اقتباس از رمان «آئورا» هم کار بسیار سختی بود چون این رمان کاری می‌کند که با ادبیات هم فضاسازی می‌کند و هم فرم و مفهومش را می‌سازد پس وقتی قرار است از این رمان اقتباس شود و رمان شکل دراماتیک به خود بگیرد، اصولا همه جذابیت‌هایش را از دست می‌دهد. من چندین سال است که درگیر «آئوا» و اقتباس از این رمان هستم و هر وقت می‌خواستم به خود رمان و جذابیت‌های آن وفادار بمانم، می‌دیدم که این جذابیت‌ها در نمایشنامه از دست می‌رود و اتفاقی که باید نمی‌افتد.

    بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگر قرار است اقتباسی از رمان شود خیلی مهم است که این رمان در برخورد با شخص من و آرمین جوان که نویسنده است، اتفاق بیفتد. بنابراین ما برای ویژگی‌های منحصر به فرد رمان در تبدیل به نمایشنامه مابه‌ازا پیدا کردیم. به این شکل که مثلا متوجه شدیم یکی از نکاتی که رمان روی آن تاکید دارد، مذهب است و مذهب در آن فضا و سرزمین مورد توجه است. پس ما هم برای این نمونه جایگزینی پیدا کردیم که با ما هم پیوندی داشته باشد که در ایران می‌تواند تاریخ باشد. در هر حال تلاش کردیم کل رمان را در برخورد با خودمان، با فضا و دغدغه‌های امروزی منطبق کنیم.

    نکته‌ای که برای خود من جذاب بود این بود که از خود رمان عناصر و نشانه‌هایی را به شکل خام و مجزا وارد اجرا کنیم. مثلا شخصیت‌های نمایش اسم ندارند و پیرزن، دختر و مرد نام دارند اما ناگهان در جایی از نمایش اسم فیلیپه مونترو و کونسوئلو (شخصیت مرد و پیرزن در رمان) به میان می‌آمد. البته هیچگاه نام آئورا گفته نمی‌شود. مورد دیگر اینکه ما در نمایش دیالوگ‌هایی را از رمان به شکلی خام وارد نمایشنامه کردیم که این مساله برای من خیلی جالب بود که وقتی که قرار است وفاداری‌ام را به رمان نشان دهم به این شکل آن را انجام دهم. اما در عوض در جاهای دیگر کاملاً عدم وفاداری‌ام را به رمان نشان دادم. مثل این مورد که مرد نمایش ما برعکس رمان اصلا یک تاریخ‌دان جوان نیست و یک پزشک است.

    * مهمترین تغییری که در این وفادار نبودن دارید، تغییر جغرافیای داستان از خانه پیرزن به یک بیمارستان است. ایده بیمارستان از کجا شکل گرفت.

    زندی‌نژاد: ایده بیمارستان فکر می‌کنم از جانب آرمین جوان نویسنده متن مطرح شد، چون ما یک ورژن دیگر از داستان داشتیم که همه اتفاقات در خانه رخ می‌داد. ولی بعد طی صحبت‌هایی که با هم داشتیم به این نتیجه رسیدیم که هرچه نشانه در رمان وجود دارد، نقض کنیم و اینجا بود که فرض را بر این گذاشتم که مکان وقوع اتفاقات خانه نیست. چون در ابتدای نمایش ما وفاداری کمتری به رمان داریم و هرچه به پایان نزدیک می‌شویم عناصر رمان بیشتر وارد نمایش می‌شوند. پس ما در اواخر داستان است که به مکان اصلی رمان می‌رسیم.

    * نکته‌ای هم که در کارگردانی شما دوست داشتم و اصلا مورد علاقه خود من هم به‌عنوان کارگردان است، این است که به آکسسوار و وسائل صحنه به‌عنوان یک ابژه اجرایی نگاه شده است که همه این‌ها به مثابه یک میزانسن به کمک بازیگر می‌آید و بازیگر پیش از اینکه بازی کند وقتی در حال تغییر دکور و وسائل صحنه است، توأمان تبدیل به یک یاری‌گر صحنه هم می‌شود. میزانسن‌ها ایده‌هایی هستند که از درون متن می‌آیند یا در پروسه تمرین‌ها به آن رسیدید؟

    زندی‌نژاد: بخشی از آن‌ها از متن می‌آیند و برخی در پروسه تمرین شکل گرفت.

    * مثلا شما از قبل می‌دانستید که در نمایش یک ویترین خواهید داشت که سرشار از نشانه‌های رمان است، یا این ویترین به مثابه همان صندوقچه‌ای است که در رمان وجود دارد و چیزهای ارزشمند کونسوئلو در آن است.

    زندی‌نژاد: آرمین جوان در نمایشنامه از چمدانی نوشته بود که پر از وسائلی است که کونسوئلو دارد، که در میان آن‌ها سر گربه هم وجود داشت و در رمان هم حضور پررنگی دارد. من در اجرا ایده چمدان را حذف کردم و به طراح صحنه، شیما میرحمیدی گفتم که این چمدان به شکل دیگری در کار باشد که میرحمیدی ایده ویترین را مطرح کرد بنابراین از همان ابتدا می‌دانستم که دست نوشته‌ها، سر گربه و یک کت سرهنگ در این ویترین است و قرار است نمایش داده شود.

    زندی‌نژاد: ما برای ویژگی‌های منحصر به فرد رمان در تبدیل به نمایشنامه مابه‌ازا پیدا کردیم. به این شکل که مثلا متوجه شدیم یکی از نکاتی که رمان روی آن تاکید دارد مذهب است و مذهب در آن فضا و سرزمین مورد توجه است پس ما هم برای این نمونه جایگزینی پیدا کردیم که با ما هم پیوندی داشته باشد که در ایران می‌تواند تاریخ باشددر پروسه تبدیل رمان به نمایشنامه با آرمین جوان به این نتیجه رسیدیم که باید روی برخی نشانه‌ها بایستیم و برخی را فراموش کنیم و این مساله به انتخاب ما برمی‌گشت. همانطور که گفتم چون در رمان مذهب نکته مهم و پررنگی است، ما تصمیم گرفتیم تاریخ را جایگزین آن کنیم و به جای همه آن شمایلی که کونسوئلو پای آن‌ها دعا می‌کند و نماز می‌خواند و شروع به جادوگری می‌کند یک المان تاریخی را جایگزین کردیم. آرمین جوان ونوس را پیشنهاد کرد که همه آن نشانه‌هایی را که ما می‌خواهیم مثل عشق و زنانگی و باروری را در خود دارد.

    از اینجا بود که ما شروع کردیم به قصه‌پردازی؛ به این مفهوم که چون تاریخ جای مذهب را در نمایش گرفته است، پس این زن سفری تاریخی در طول زمان می‌کند و ابتدا شروع می‌کند قصه گیلگمش و ایشتار را تعریف کردن، که راجع به عشق و نطفه است. بعد در قصه دوم به زندگی مدرن و زنی که شوهرش را ترک می‌کند، می‌پردازیم و در نهایت قصه سوم که قصه خود آئورا است؛ زنی که می‌خواهد جوانی‌اش را نگه دارد. در همه اینها نشانه‌هایی که پیدا کردیم شامل باروری، زن و عشق بود.

    در «آئورا» راجع به جادو حرف زده می‌شود و من همیشه دلم می‌خواست بدانم اگر قرار باشد این داستان را به شکل امروزی مطرح کنم این جادو را چطور نمایش خواهم داد. در اجرای ما برخلاف آئورا که در رمان جادوگری می‌کند تا جوانی‌اش را به دست بیاورد، زن فقط فعل خواستن را صرف می‌کند و جوانی‌اش بازمی گردد اما نمی‌تواند این جوانی را نگه دارد چون بدنش به او اجازه نمی‌دهد. به نظرم جادوی مدرن این است؛ زنی که دلش می‌خواهد جوانی‌اش را به دست آورد، می‌تواند این کار بکند اما بدن پیر و ناتوانش اجازه این کار را در طولانی مدت به او نمی‌دهد.

    در رمان المان خرگوش خیلی پررنگ‌تر است، چون هم نشانه آگاهی است و هم نشان باروری و زایش و از طرف دیگر در همه شعبده‌بازی‌ها خرگوش را می‌گیرند و تبدیل به چیز دیگری می‌کنند پس نماد جادو هم هست، به همین دلیل من همه این نشانه‌ها را در خرگوش نمایش آوردم و در نسبتی که با دختر دارد نمایش دادم.

    محمدرضا علی‌اکبری: نکته دیگری که در این میان اهمیت دارد مساله قصه‌گویی است و تفاوت اساسی که زن نمایشنامه ما با زن رمان دارد، مساله قصه‌گویی است. چون در رمان زن دست‌نوشته‌هایی را به فیلیپه مونترو می‌دهد تا او قصه زندگی‌اش را بخواند اما در نمایش او دارد زندگی‌اش را تعریف می‌کند و اصلا بخشی از این جادوی امروزی در این است که عنصر خیال پدید آورنده جادو است. اما اینجا به صورت مشخص زن می‌خواهد قصه‌اش را تعریف کند و می‌دانیم که بزرگترین تروماها برای بشر با همین تعریف کردن التیام می‌یابند و یا از شدتشان کاسته شده است.

    در اینجا مرد از خلال مقایسه روایت شفاهی زن با دست‌نوشته‌ها و یا یادآوری در ناخودآگاهش، وقتی دارد تبدیل به سرهنگ می‌شود، می‌فهمد که قبلا صحنه دیگری دیده یا برایش تعریف شده است و اختلال بین این روایت‌ها و چیزی که در روایت گم یا مخدوش می‌شود باعث به وجود آمدن جادو به مثابه سردرگمی می‌شود. چون فرد متوجه می‌شود که جایی از واقعیت دچار اختلال شده است و چیزی که در ذهینت خود ساخته با چیزی که در عینیت وجود دارد، تطبیق ندارد.

    * به نظرم جادویی که از آن حرف می‌زنیم در اتمسفر کار متجلی شده است و این فضاسازی درست برمی‌گردد به بازی خوب بازیگران نمایش. نکته مورد بحث درباره کاراکتر دکتر که محمدرضا علی اکبری نقشش را ایفا می‌کند این است که او شخصیتی کاملا واکنش‌گرا و سردرگم است و در اجرا به دلیل دیوارهایی که وجود دارد، اینطور به نظر می‌رسد که او اصلا راه فراری ندارد، می‌خواهد بیرون برود اما امکانش را ندارد اما در رمان کنجکاوی برای جوان وجود دارد که می‌خواهد در آن خانه بماند. این تفاوت روایت در کارگردانی و رمان وجود دارد که در اجرا مرد هیچ راه فراری ندارد و باید بماند…

    زندی‌نژاد: در واقع مساله‌ای که در مورد شخصیت دکتر در اجرا وجود دارد این است که او دائما بین کاراکتر نمایشنامه و رمان در رفت و آمد است. این شخصیت در رمان همیشه فیلیپه است تا اینکه عکس را می‌بیند و بعد به سرهنگ استحاله پیدا می‌کند، اما در نمایش برعکس رمان که آئورا پیر می‌شود و تبدیل به کونسوئلو می‌شود، شاهد این هستیم که کونسوئلو جوان می‌شود و بعد از ترک مرد است که پیر می‌شود.

    بنابراین نقش محمدرضا علی‌اکبری در نمایش مدام بین سرهنگ و دکتر در حرکت است که این رفت و آمد بین ۲ شخصیت، اندازه دارد. در اوایل نمایش بیشتر پزشک است و اواخر کار بیشتر سرهنگ می‌شود.

    * خانم صمدی من تاکنون سه چهار کار از شما دیده‌ام اما به نظرم این نمایش بهترین و پخته‌ترین بازی شما است و تسلط کاملی بر نقش‌تان دارید. نکته جالبی که در بازی شما در این نمایش می‌پسندم منها شدن صورت است؛ مساله‌ای که در تئاتر کابوکی و کیوگن به آن قائل هستند و با حذف چهره بازیگر، بدن شروع به حرف زدن می‌کند. در این نمایش نیز این اتفاق به دلیل گریم سنگینی که داشتید رخ داده و تمام وجوه زیستی صورت و احساس را منها می‌کرد و ژست، بدن و صدایی که ساخته بودید خیلی کارآمد بود و باعث شده بود که بدن و لحن شما به عنوان بازیگر بیشتر از ظرفیت خودش جلوه کند. در اینجا صورت، بخشی از یک پیکره واحد بدنی شده است و یک بازی تماما شرقی از لحاظ فرمولی ارائه دادید که می‌شد در زمره بازی‌های اپرای پکن و نمایش‌های کابوکی بررسی اش کرد. مواجهه شما با متن و نقشتان چطور بود؟

    صمدی: من خیلی وقت است که دنبال کارهای متفاوت می‌گردم؛ کارهایی که برایم تجربه جذابی باشند. من سال‌هاست که این کسالت را در بازیگری احساس می‌کنم. در سینما که به خاطر شرایط تولید بیشتر یک سینمای اجتماعی داریم که کارهای خیلی متفاوتی در آن انجام نمی‌شود و شاید علت اینکه در سال‌های اخیر پذیرفتم در یک فیلم کمدی (پنجاه کیلو آلبالو) بازی کنم همین تجربه‌گرایی بود که اتفاق خوبی هم برایم افتاد. چون با یک نقش فانتزی شروع کردم. زمانی که بازی در این نمایش به من پیشنهاد شد چون سمانه را نمی‌شناختم با واسطه متن را دریافت کردم و شروع کردم به خواندن متن.

    صمدی: چیزی که برای من در بازیگری مخصوصا در بازیگری تئاتر جذاب است این است که به عنوان بازیگر می‌توانید صدا و ایست و بدن و… خودتان را طراحی و مهندسی کنید. وقتی که من درگیر چنین نقش‌هایی می‌شوم تمام ساعت‌هایی را که به خانه می‌روم به آن فکر می‌کنم و درگیرش هستممساله‌ای که برایم در این نمایشنامه جذاب بود، مقوله بازیگری است چون به این فکر کردم با بازی در این نمایش می‌توانم به ذهنیت‌هایم عینیت ببخشم و اگر با کارگردانی طرف باشم که بتوانیم با هم گپ بزنیم و دست و بال من را نبندد، من آن کارهایی را که دلم می‌خواهد، می‌توانم تجربه کنم.

    من و سمانه در تمرین‌ها به این سمت نرفتیم که مثلاً او به من تمرین‌هایی بدهد تا من در شرایط بدنی دلخواه قرار بگیرم. برای این کار من یک سری ایده داشتم و به این نتیجه رسیدیم که از این شخصیت چیزی بسازم که کسی روی صحنه آزاده صمدی را نبیند. به شکلی که بتوانم نقشم را طراحی و مهندسی کنم. چیزی که برای من در بازیگری مخصوصاً در بازیگری تئاتر جذاب است، این است که به عنوان بازیگر می‌توانید صدا و ایست و بدن و… خودتان را طراحی و مهندسی کنید.

    وقتی که من درگیر چنین نقش‌هایی می‌شوم تمام ساعت‌هایی را که به خانه می‌روم به آن فکر می‌کنم و درگیرش هستم. چنین نقش‌هایی ضربان قلبم را بالا می‌برد و به همه جزئیات و ویژگی‌های فیزیکی نقشم فکر می‌کنم که درباره این نقش هم همین بود و تمام حرکات و طراحی‌هایی را که برای نقش و فیزیکم داشتم با سمانه در میان می‌گذاشتم و اتودهای مختلف می‌زدم که او جایی را موافق بود و مواقعی نیز مخالف. به هر حال تایید کارگردان برای من مهم است.

    * از ابتدا می‌دانستید که صورت نخواهید داشت یا در طول تمرین‌ها به آن رسیدید.

    صمدی: نه از ابتدا ما هیچ چیز نمی‌دانستیم و همانطور پیش می‌رفتیم تا ببینیم به چه نتیجه‌ای می‌رسیم. البته در همان تمرینات اول به این فکر کردیم که چقدر می‌توانیم صورت را با گریم پیر کنیم و چون سارا اسکندری طراح گریم نمایش هم خودش اهل تجربه است به ایده استفاده از ماسک رسیدیم. پس قرار شد قالب ماسک را از صورت بگیریم و بعد ببینیم چطور پیش می‌رود.

    زندی‌نژاد: البته این را هم بگویم که کمتر بازیگری حاضر می‌شود که با ماسک بازی کند. اکثر بازیگرها قبول نمی‌کنند که صورتشان را بگیرید و تنها با بدنشان بازی کنند. در این نمایش نیز در دوسوم کار آزاده صورت ندارد و نمی‌تواند از میمیک صورتش استفاده کند.

    * شاید بزرگ‌ترین چالش یک بازیگر این است که عواطفش را برای ایفای نقش به کار ببندد. ولی حالا که صورتش که مهمترین وجه انتقال احساسش است از بازی‌اش حذف می‌شود اندام‌های دیگر بدنش بیشتر نمود می‌یابند. مثلاً حالا که صورت از بازی شما حذف شده بازی با انگشتان، صدا و بدنتان جلوه‌گر می‌شود و به این شکل است ظرفیت‌های بازیگری در یک بازیگر کشف می‌شود. بعد از اینکه قرار شد ماسک به بازی‌تان اضافه شد تغییر در فیزیک‌تان شکل گرفت یا از قبل به آن رسیده بودید؟

    صمدی: ما قبل از اضافه شدن ماسک، به فیزیک موردنظر برای این نقش رسیده بودیم و صدایی را برای نقش طراحی کرده بودم اما صدای نهایی‌ام را در سالن فیکس کردم چون قبل از اینکه بیاییم در سالن و با گریم و لباس تمرین کنم من هنوز راجع به ویژگی‌های صدایم مطمئن نبودم و نمی‌دانستم باید وُلومش را تا کجا تنظیم کنم.

    ادامه دارد…