دسته: فرهنگ و هنر

  • نامزدهای سیزدهمین جشن منتقدان سینما معرفی شدند

    نامزدهای سیزدهمین جشن منتقدان سینما معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشن منتقدان، اسامی نامزدهای سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران براساس جمع‌بندی آرای اعضای آکادمی جشن اعلام شد.

    این فهرست در بخش بهترین فیلم بر اساس «نام فیلم» و در سایر بخش‌ها بر اساس «نام کوچک هنرمندان» به ترتیب الفبای فارسی مرتب شده است.

    اسامی نامزدهای سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران به شرح زیر است:

    بهترین فیلم

    سرخ‌پوست (به تهیه‌کنندگی مجید مطلبی)

    شبی که ماه کامل شد (به تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی)

    غلامرضا تختی (به تهیه‌کنندگی سعید ملکان)

    قصر شیرین (به تهیه‌کنندگی رضا میرکریمی)

    متری شیش و نیم (به تهیه‌کنندگی سیدجمال ساداتیان)

    مسخره باز (به تهیه‌کنندگی علی مصفا)

    بهترین کارگردانی

    بهرام توکلی (غلامرضا تختی)

    رضا میرکریمی (قصر شیرین)

    سعید روستایی (متری شیش و نیم)

    سیاوش اسعدی (درخونگاه)

    نرگس آبیار (شبی که ماه کامل شد)

    نیما جاویدی (سرخ‌پوست)

    همایون غنی‌زاده (مسخره باز)

    بهترین فیلمنامه

     نرگس آبیار و مرتضی اصفهانی (شبی که ماه کامل شد)

     نیما جاویدی (سرخ‌پوست)

    سعید روستایی (متری شیش و نیم)

    محسن تنابنده (قسم)

    محسن قرایی و محمد داودی (قصر شیرین)

    بهترین بازیگر مرد نقش اول

    امین حیایی (درخونگاه)

    پیمان معادی (متری شیش و نیم)

    حامد بهداد (قصر شیرین)

    نوید محمدزاده (سرخ‌پوست)

    هوتن شکیبا (شبی که ماه کامل شد)

    بهترین بازیگر زن نقش اول

    الناز شاکر دوست (شبی که ماه کامل شد)

    ژاله صامتی (درخونگاه)

    ژیلا شاهی (قصر شیرین)

    فاطمه معتمدآریا (بنفشه آفریقایی)

    هدیه تهرانی (روزهای نارنجی)

    بهترین بازیگر مرد نقش مکمل:

    آرمین رحیمیان (شبی که ماه کامل شد)

    بابک حمیدیان (مسخره باز)

    جواد عزتی (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)

    حسن پورشیرازی (قسم)

    رضا بابک (بنفشه افریقایی)

    علی نصیریان (مسخره باز)

    نوید محمدزاده (متری شیش و نیم)

    بهترین بازیگر زن نقش مکمل

    پانته‌آ پناهی‌ها (درخونگاه)

    زهره عباسی (ناگهان درخت)

    شبنم مقدمی (شبی که ماه کامل شد)

    فرشته صدر عرفایی (شبی که ماه کامل شد)

    نیوشا علیپور (قصر شیرین)

    بهترین فیلمبرداری

    حمید خضوعی ابیانه (غلامرضا تختی)

    سامان لطفیان (شبی که ماه کامل شد)

    علی قاضی (مسخره باز)

    مسعود سلامی (آشفته‌گی)

    هادی بهروز (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)

    هومن بهمنش (سرخ پوست و متری شیش و نیم)

    بهترین موسیقی متن

    افشین عزیزی (غلامرضا تختی)

    امین هنرمند (قصر شیرین)

    پیمان یزدانیان (متری شیش و نیم)

    رامین کوشا (سرخ پوست)

    کریستف رضاعی (ناگهان درخت)

    مسعود سخاوت دوست (شبی که ماه کامل شد)

    بهترین تدوین

    بهرام دهقانی (متری شیش و نیم)

    حمید نجفی‌راد (شبی که ماه کامل شد)

    خشایار موحدیان (قسم)

    محمد نجاریان (ماجرای نیمروز ۲: رد خون)

    میثم مولایی (غلامرضا تختی)

    هایده صفی‌یاری (مسخره باز)

    بهترین دستاورد فنی

    اشکان رهگذر (تکنیک انیمیشن آخرین داستان)

    ایمان امیدواری (طراحی چهره‌پردازی شبی که ماه کامل شد)

    جواد مطوری (جلوه‌های بصری سرخ‌پوست)

    جواد مطوری (جلوه‌های بصری مسخره‌باز)

    سهیل دانش اشراقی (طراحی صحنه مسخره‌باز)

    کیوان مقدم (طراحی صحنه غلامرضا تختی)

    محسن خیرآبادی، رضا میثاقی، شهاب نجفی (جلوه‌های بصری غلامرضا تختی)

    محسن نصراللهی (طراحی صحنه متری شیش و نیم)

    محسن نصرالهی (طراحی صحنه سرخ پوست)

    محمدرضا شجاعی (طراحی صحنه و لباس ماجرای نیمروز ۲: رد خون)

    جایزه خلاقیت و استعداد درخشان (بهترین فیلم اول)

    اسماعیل منصف (زغال)

    آرش لاهوتی (روزهای نارنجی)

    حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری (جان‌دار)

    سروش صحت (جهان با من برقص)

    مهدی علی میرزایی (پالتو شتری)

    همایون غنی‌زاده (مسخره‌باز)

    سیزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، عصر جمعه ۱۳ دی به دبیری جعفر گودرزی در سالن آمفی تئاتر دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می‌شود.

  • روایت داستانی دوران قذافی با زبانی که به شعر پهلو می‌زند

    روایت داستانی دوران قذافی با زبانی که به شعر پهلو می‌زند

    خبرگزاری مهر _گروه فرهنگ: کتاب «روایت بازگشت» اثر هشام مطر نویسنده لیبیایی‌بریتانیایی با ترجمه مژده دقیقی به‌تازگی توسط انتشارات نیلوفر به چاپ دوم رسیده است. این‌کتاب روایتی غیر داستانی از سفر مطر به همراه مادر و همسرش به لیبی است که پس از ۳۳ سال صورت می‌گیرد؛ کشوری که جدای از عنوان سرزمین مادری عنوان مکان مفقود شدن پدرش را نیز به دوش می‌کشد. پدری که از مخالفان سرسخت قذافی بوده و از پس از ربایش در قاهره در این کشور به سرنوشتی نامعلوم دچار شده است.

    چاپ دوم ترجمه فارسی «روایت بازگشت» بهانه‌ای شد تا با مژده دقیقی مترجم اثر گفت‌وگوی کوتاهی داشته باشیم.

    دقیقی در این گفتگو درباره این‌که «روایت بازگشت» کدام‌چهره از هشام مطر را به تصویر می‌کشد؛ یک لیبیایی شاعر پیشه یا یک روزنامه‌نگار مهاجر، گفت: تا آنجا که می‌دانم، هشام مطر به آن‌معنی روزنامه‌نگار نیست و با مطبوعات در حد نوشتن مقاله، نقد و انتشار داستان و شعر همکاری می‌کند. از پدر و مادری لیبیایی در نیویورک به دنیا آمده، کودکی‌اش در لیبی و مصر گذشته، و از نوجوانی برای ادامه تحصیل به انگلستان رفته و ماندگار شده است. بی‌تردید همه این فرهنگ‌ها بر زندگی او تأثیر گذاشته‌اند؛ شخصیت او، تفکرش، ذهن و زبانش، مثل همه آدم‌ها، حاصل فراز و نشیب‌هایی است که بر او گذشته‌اند. اینها را نمی‌توان از هم جدا کرد. چیزی که در پاسخ به این‌سوال می‌توانم بگویم این است که هشام مطر در این کتاب، به‌طور مشخص، دنبال یافتن پاسخی به دغدغه اصلی زندگی‌اش است؛ یعنی آگاهی از سرنوشت پدرش و آنچه در حکومت قذافی بر او گذشته است.

    از این مترجم در ادامه درباره نوع نگاه نویسنده کتاب به ماجرای مفقودشدن پدرش گفت: در «روایت بازگشت» بیشتر با قلم داستان‌نویس چیره‌دستی مواجهیم که سعی می‌کند ابعاد یک فاجعه بشری را با نظمی روایی آشکار کند. او صرفاً فاجعه را گزارش نمی‌کند، بلکه ابعاد انسانی و تأثیرات آن را می‌شکافد و پیش چشم خواننده می‌گذارد. در حالی‌که حکومت‌های دیکتاتوری مثل حکومت قذافی، تلاش می‌کنند بر جنایات خود گرد فراموشی بپاشند، هشام مطر در کتابش با فراموشی می‌جنگد. عنصر زمان هم ابعاد هر فاجعه‌ای را کمرنگ و محو می‌کند. مطر در این کتاب علیه این فراموشی به پا خاسته است.

    دقیقی در پاسخ به این‌سوال که آیا نگارش زندگی‌نامه خودنوشت برای نویسنده‌ای در سن و سال هشام مطر کمی زود به نظر نمی‌رسد، گفت: زندگی‌نامه خودنوشت، گاهی یک عمر را روایت می‌کند و گاه روایت یک دوره، یک حادثه، یک موفقیت یا یک فاجعه را. «روایت بازگشت» درباره یک‌دوره و یک‌فاجعه در زندگی نویسنده است و از این رهگذر، بر زندگی فاجعه‌بار مردم لیبی در حکومت سرهنگ قذافی متمرکز است. نویسنده این‌کتاب در واقع از یک فاجعه شخصی به یک فاجعه عمومی نقب می‌زند و خواننده‌اش هم از خود می‌پرسد این مایه از ستم در بُعد شخصی با روح و روان قربانیان و خانواده‌هایشان، و در بُعد گسترده با روح و روان آحاد جامعه چه می‌کند و چه چیزی از آنها باقی می‌گذارد؟

    این مترجم همچنین درباره قابل استناد بودن گزارش مطر از لیبیِ پس از انقلاب و میزان تاثیرپذیری او از احساسات گفت: مطر در این کتاب دنبال ارائه گزارش یا مستند کردن وقایع لیبی در دوران انقلاب و پیش از آن نیست. فکر می‌کنم این سوءتفاهمِ روزنامه‌نگار بودن او خطاست. این‌نویسنده در «روایت بازگشت» از مستندات، مثل یک رمان‌نویس استفاده می‌کند. درست است که ماجراهای کتابش واقعی است، ولی روایت او روایتی داستانی، با قلمی است که گاهی به شعر پهلو می‌زند. «روایت بازگشت» همان‌قدر که درباره پدر نویسنده و سرنوشت اوست، درباره شخصیت‌های دیگر جامعه لیبی و وقایع دوران حکومت قذافی هم هست. البته بیش از آن‌که وقایع و فجایع را گزارش کند، له‌شدن انسان را لابه‌لای چرخ‌دنده‌های سرنوشت ناگزیرش به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد در آن‌گوشه دنیا، زندگی‌ها چگونه گرفتار تندباد حوادث شده و از خاک خود کنده می‌شوند. پدر در این کتاب حضوری غایب است؛ یعنی هست و نیست و وجودش احساس نمی‌شود اما به واسطه تأثیری که ناپدیدشدنش بر زندگی نویسنده و شخصیت‌های دیگر گذاشته، همیشه حضور دارد.

  • کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی افتتاح می‌شود

    کتابخانه و موزه نادر ابراهیمی افتتاح می‌شود

    به گزارش خبرنگار مهر، خانه شعر و ادبیات منطقه گردشگری و فرهنگی عباس‌آباد تهران، روز جمعه ۱۳ دی طی مراسمی با افتتاح کتابخانه و موزه مرحوم نادر ابراهیمی، مجموعه کتاب‌ها، دست نوشته‌ها، سازها، وسایل شخصی و هر آنچه را از وی به یادگار مانده، در معرض دید عموم قرار می‌دهد.

    چهارهزار جلد کتاب به‌علاوه دست‌نوشته‌ها و وسایل شخصی نادر ابراهیمی، از جمله آثاری هستند که قرار است روز جمعه با حضور همسر و خانواده این‌نویسنده افتتاح و پس از آن در معرض دید عموم شهروندان قرار گیرند.

    به‌این‌ترتیب، ایده ایجاد کتابخانه و موزه‌ از وسایل یک‌نویسنده در محلی خارج از خانه وی، برای نخستین بار است که با افتتاح این مرکز در کشور پیاده‌سازی می‌شود. اجرای این‌ایده در شرایطی که بسیاری از خانه‌های هنرمندان، ساختاری آپارتمانی دارد، دشوار به نظر می‌رسد. خانواده نادر ابراهیمی سال گذشته پس از مصاحبه همسر ابراهیمی درباره وضعیت آثار این نویسنده و ناامیدشدنش از مسئولان شهری برای ساماندهی‌شان، با ایجاد این مجموعه در خانه شعر و ادبیات موافقت کرد.

    به گفته رئیس خانه شعر و ادبیات، همسر این نویسنده تصمیم داشت خانه‌ای را که نادر ابراهیمی در آن زندگی می‌کرد تبدیل به موزه کند؛ اما از آن‌جایی که این‌خانه در طبقه چهارم یک آپارتمان قرار داشت، امکان اجرای این کار به نظر دشوار می‌رسید.

    خانه شعر و ادبیات که در آذرماه سال گذشته افتتاح شد بر آن بود تا درون خود یک کتابخانه تخصصی شعر و ادبیات دایر کند؛ تصمیمی که اتخاذش با تصمیم خانواده نادر ابراهیمی مبنی بر موزه کردن و در اختیار عموم قرار دادن آثار و کتاب‌های این هنرمند همزمان شد. به این ترتیب رایزنی‌هایی صورت گرفت تا فضای در نظرگرفته‌شده برای کتابخانه خانه شعر و ادبیات به ۴ هزار کتابی اختصاص پیدا کند که در کتابخانه شخصی نادر ابراهیمی قرار داشتند.

    برای انجام این‌تصمیم، فضای این کتابخانه به شکلی طراحی شد که بخشی از آن به موزه‌ای بدل شود که دست‌نوشته‌ها، وسایل شخصی و آثار ابراهیمی تا حدوی به‌شکل واقعی محل سکونت بازسازی شود و باقی فضا نیز به فضای کتابخانه‌ای بدل شود که شبیه به کتابخانه‌های مرسوم نیز نباشد.

    این‌کتابخانه به‌صورت کافه‌کتاب طراحی شده تا محیطی برای برپایی پاتوق‌های ادبی، گفتمان‌های مرتبط و رویدادهای فرهنگی باشد.

    مراسم افتتاح این مجموعه در خانه شعر و ادبیات منطقه گردشگری و فرهنگی عباس‌آباد در روز جمعه سیزدهم دی ماه از ساعت ۱۷:۳۰ برگزار خواهد شد.

  • چالش‌های یک بازیگر روی صحنه تئاتر/ سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده نیست

    چالش‌های یک بازیگر روی صحنه تئاتر/ سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده نیست

    بهزاد اقطاعی کارگردان نمایش «ماسک» که این روزها در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است درباره روی صحنه بردن این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: خوشبختانه تا امروز از انرژی مثبت مخاطبان راضی هستم. البته ممکن است از کیفیت اجرا صددرصد راضی نباشم چون همیشه به این فکر می‌کنم که کارم می‌توانست بهتر از این باشد اما خوشبختانه نمایش روز به روز بهتر می‌شود.

    وی درباره چگونگی شکل‌گیری اینن اثر نمایشی توضیح داد: ایده این نمایش حاصل یک کار کارگاهی است که با حضور چند تن از دوستان قدیمی‌ام از جمله هادی کاظمی، محمدرضا علیمردانی، مجید آقاکریمی و… برگزار شد و ما دو سه ماه درباره ایده این نمایش با هم گپ و گفت داشتیم و در نهایت با ماهک مجد شروع به نگارش نمایشنامه کردیم.

    اقطاعی که به‌عنوان مدرس بازیگری نیز فعالیت می‌کند درباره مضمون نمایش بیان کرد: من سال‌هاست که در زمینه مبانی نظری بازیگری فعالیت می‌کنم و ۲ کتاب درباره مباحث تئوری و عملی بازیگری نیز به نگارش درآورده‌ام از همین رو معتقدم که در فضای حال حاضر تئاتر و سینمای ما جای جدی نگاه کردن به مقوله بازیگری خالی است و حرف تازه‌ای در این زمینه زده نمی‌شود بر اساس همین نظریه، ایده نگارش نمایشنامه «ماسک» بر اساس توجه به سختی‌های بازیگر و چالش‌هایی که برای رسیدن به نقش جدید باید از سر بگذراند، شکل گرفت.

    این کارگردان یادآور شد: در پروسه رسیدن بازیگر به نقش، حوزه‌های مختلفی در ذهنش شکل می‌گیرد که ممکن است آنها را در نقش‌های دیگری خرج کرده باشد و ممکن است نتواند از ویژگی‌های کارهای قبلی‌اش فاصله بگیرد به همین دلیل می‌بینیم که برخی بازیگران که ممکن است نام‌های بزرگی هم باشند در برخی نقش‌ها به تکرار بیفتند. سختی کار یک بازیگر این است که ایده‌های تکراری‌اش را که روی آن‌ها تسلط هم دارد، کنار بگذارد. در نمایش «ماسک» همین مشکل برای کاراکتر نقش اصلی پیش می‌آید و نقش‌هایی را که قبلا ایفا کرده به او هجوم می‌آورند و می‌خواهند نقش جدید را از او بگیرند.

    وی درباره انتخاب بازیگران نمایش با توجه به مضمون اثر و یکدست نبودن بازی‌ها عنوان کرد: یکی از مهمترین کارهایی که در تولید یک پروژه نمایشی باید مورد توجه قرار گیرد انتخاب بازیگران و کارکردن با آن‌هاست که بسیار سخت است و مهمترین مساله کار کردن خود بازیگران روی نقش‌هایشان است. در شرایط این روزها که اکثر بازیگران همزمان درچند پروژه تئاتری و تصویری مشغول هستند و البته چاره دیگری هم جز این نیست نمی‌توانند وقت زیادی به تمرین و آماده سازی نقش اختصاص دهند به همین دلیل رضایت کمتر حاصل می‌شود.

    وی ادامه داد: خوشبختانه بازیگران این نمایش همگی از هنرمندان حرفه‌ای و توانمند تئاتر هستند و با توجه به مشغولیت هایشان توانستند از پس نقش‌ها بر بیایند. معتقدم یکی از مواردی که می‌تواند بازیگرها را آماده ایفای نقششان کند قرار گرفتن در یک فضا و اتمسفر واحد، تمرکز روی متن و تمرین زیاد است. البته همیشه ایراداتی به بازی بازیگران بزرگ هم وجود دارد چون به هرحال سقف بازیگری هنوز مشخص نشده است. در نهایت به نسبت شرایط من از بچه‌های گروه راضی بودم و خوشبختانه روز به روز هم دارند بیشتر جا می‌افتند.

    اقطاعی درباره ورود افراد کم‌تجربه و غیرمتخصص به‌عنوان تهیه‌کننده به تئاتر عنوان کرد: مساله مورد توجه تفاوتی است که باید بین تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار قائل شد. این ۲ حرفه هیچ ارتباطی با هم ندارند. تهیه‌کنندگی چه در تئاتر و چه سینما کار بسیار سختی است و تخصص بالایی می‌طلبد سرمایه‌گذار نیز تکلیفش مشخص است و با دغدغه فرهنگی و یا بیزینس وارد کار می‌شود. به همین دلیل باید بین این ۲ تفاوت قائل شد.

    وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: شادی بابایی تهیه‌کننده نمایش نیز فرد تازه کاری نیست و نزدیک به ۲۰ سال است در ایران و خارج از کشور تجربه تهیه‌کنندگی دارد. او صرفا سرمایه‌گذار نمایش نیست و به شکل حرفه‌ای تهیه‌کنندگی را دنبال می‌کند. نورالدین حیدری ماهر نیز مجری طرح نمایش است که فردی حرفه‌ای و کاربلد است و همه مسائل را به درستی مدیریت می‌کند.

    بازیگران این نمایش (به ترتیب حروف الفبا) پیام امیرعبداللهیان، لیلا بلوکات، شهروز دل افکار، تینو صالحی، مهدی صباغی، نادر فلاح، نوید هدایت‌پور هستند که هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

  • تولید سینمای ایران سه برابر ظرفیت اکران است/ شکست نام‌ها در گیشه!

    تولید سینمای ایران سه برابر ظرفیت اکران است/ شکست نام‌ها در گیشه!

    علی آشتیانی‌پور مدیر شرکت پخش فیلم آفرین در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط فروش دو فیلم این شرکت در چرخه اکران با عنوان «مشت آخر» به کارگردانی مهدی فخیم‌زاده و «معکوس» به کارگردانی پولاد کیمیایی عنوان کرد: انتظار من از فروش فیلم سینمایی «مشت آخر» خیلی بیشتر بود و دلمان می‌خواست بهتر نتیجه بگیریم اما در حال حاضر سانس و سالن این اثر کم است. با این وجود تلاش می‌کنیم سالن‌های بیشتری در اختیار بگیریم و امیدوارم اتفاقات بهتری برای «مشت آخر» رخ بدهد اما من تقریباً از فروش آن راضی نیستم.

    وی ضمن بیان این مطلب که صداوسیما برای این فیلم تیزرهای خوبی هم در نظر گرفت، بیان کرد: در حال حاضر آنچه اهمیت دارد سلیقه مردم است و باید شناختی از آن داشته باشیم زیرا فیلم‌هایی که با مخاطبان ارتباط برقرار نکنند، نمی‌توانند موفق باشند. از سوی دیگر این روزها فضای اکران خوب نیست و باعث می‌شود رقابت نابرابری شکل بگیرد.

    برخی فیلم‌ها برای دیده شدن نیاز به زمان دارند

    وی افزود: بعضی از فیلم‌ها نمی‌توانند به عرصه فروش ورود پیدا کنند و طبیعتاً آسیب می‌بینند، چون در حال حاضر سالن به اندازه کافی وجود ندارد و تولیدات ما بیشتر از ظرفیت اکران است. در چنین شرایطی بیش از ۴۰، ۵۰ فیلم در سال نمی‌توانند اکران شوند در حالی که تولیدات ما سه برابر این رقم است. ضمن اینکه در هر سال تنها ۱۰ تا ۱۲ فیلم می‌توانند به فروش خوبی برسند و بقیه فیلم‌ها از این رقابت باز می‌مانند، چون فیلم‌های پرفروش در نگاه اول رغبت مخاطب را به دنبال دارند، این در حالی است که دیگر فیلم‌ها نیازمند زمان و سالن زیاد هستند تا دیده شوند و برخی از آنها هم متناسب با سلایق خاص‌تری ساخته شده‌اند.

    آشتیانی‌پور تصریح کرد: نکته دیگر این است که در حال حاضر جنس مخاطب سینماروی ما از جنس همان فیلم‌های پرفروش در ژانرهای مختلف است. به همین ترتیب بقیه فیلم‌ها یا به دلیل ضعفی که در خودشان وجود دارد، یا به دلیل ضعف امکانات نمایشی، نمی‌توانند بهره برداری لازم را از شرایط اکران داشته باشند. البته برای این امر هم نمی‌شود کسی را متهم کرد و سینمای ما به لحاظ ساختار و سالن باید قوی شود.

    زحمت پخش یک فیلم پر فروش به نسبت یک فیلم کم فروش، کمتر است چون سینماداران برای سانس دادن به فیلم‌های پر فروش مقاومتی نشان نمی‌دهند، اما دفتر پخش برای فیلم‌های کم فروش باید تلاش بیشتری کند حتی گاهی آدم هرچه تلاش می‌کند به در بسته می‌خورد آشتیانی پور درباره فیلم سینمایی «معکوس» هم گفت: این فیلم هم متأسفانه انتظارات ما را برآورده نکرد چون ما تصور می‌کردیم بهتر از این بفروشد یعنی بر خلاف اینکه نام مسعود کیمیایی به عنوان تهیه کننده روی «معکوس» بود ولی این فیلم تاکنون فروش خوبی نکرده، نتوانسته است حق خود را ادا کند و مخاطبان زیادی را به خود اختصاص نداده است.

    وی درباره نقاط ضعفی که موجب چنین شرایطی در اکران این فیلم‌ها شده است هم عنوان کرد: من نمی‌خواهم در جایگاه یک منتقد درباره فیلم حرف بزنم چون وظیفه من در قبال این فیلم‌ها پخش آن‌هاست و طبیعتاً اگر نقصی داشته باشند من نباید به آن بپردازم بلکه باید منتقدان به آسیب شناسی آثار بپردازند پس من باید آنچه را که از دستم بر می‌آید انجام دهم و تلاش لازم را برای بهتر دیده شدن فیلم به کار بگیرم. از همین رو قصدم به چالش کشیدن و یا نقد یک فیلم نیست چون بالاخره کار پخش این آثار با دفتر ماست و من آنها را برای اکران انتخاب کرده‌ام.

    وی ادامه داد: ولی به طور کلی می‌توانم بگویم همانطور که از آمار و ارقام بر می‌آید ما نتوانستیم نتیجه دلخواه را از اکران این دو فیلم کسب کنیم. اتفاقاً برای فیلم‌هایی که نتیجه مطلوب را کسب نمی‌کنند، انرژی زیادی از پخش گرفته می‌شود، شاید زحمت پخش یک فیلم پر فروش به نسبت یک فیلم کم فروش، کمتر باشد چون سینماداران برای سانس دادن به فیلم‌های پر فروش مقاومتی نشان نمی‌دهند، اما دفتر پخش برای فیلم‌های کم فروش باید تلاش بیشتری کند حتی گاهی آدم هرچه تلاش می‌کند به در بسته می‌خورد. به نظرم در سینمای ایران پخش فیلم کم فروش و متوسط خیلی سخت‌تر از فیلم پر فروش است.

    درباره عدم فروش فیلم‌ها نمی‌توان قضاوت قطعی داشت

    این پخش‌کننده توضیح داد: در هر حال بخشی از نفروختن یک فیلم ناشی از ضعف خود فیلم است، نه اینکه لزوماً سالن نداشته باشد در چنین وضعیتی هرچه هم دست و پا بزنید بالاخره این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند تا یک فیلم را ببینند. حتی اگر ما امکانی هم برای نمایش خوب یک اثر فراهم کنیم اگر مردم از آن فیلم استقبال نکنند، آرام آرام آن امکان در سینماهای دیگر کمتر و حتی سلب می‌شود و با توجه به اینکه فضای نمایشی ما محدود است، سینمادار بلافاصله فیلم دیگری را جایگزین آن فیلم می‌کند و صبوری نمی‌کند تا ببینند فیلم چگونه مسیر خود را باز می‌کند. با این وجود نمی‌شود قضاوت قطعی کرد چراکه مجموع دلایل دست به دست هم می‌دهند تا فیلمی بفروشد و یا نفروشد با همه این‌ها نباید بضاعت خود فیلم را دست کم گرفت چون این امر تعیین کننده است.

    وی در پایان اظهار کرد: این روزها تبلیغات از طریق تیزرهای تلویزیونی، فضای مجازی و فضای شهری انجام می‌شود اما عموم فیلم‌ها از تبلیغات شهری محروم هستند. تنها فیلم‌هایی می‌توانند از این امکان برخوردار باشند که یا اسپانسر داشته باشند یا هزینه سنگینی کنند البته برخی فیلم‌ها در برخورداری از تیزر هم محدودیت دارند یعنی باید انرژی زیادی برای تبلیغات آنها بگذاریم. ما در مورد فیلم‌هایی که نام بردیم سعی کردیم همه این امکانات را داشته باشیم.

  • مستند «امیدها و آرزوها» روی آنتن می‌رود

    مستند «امیدها و آرزوها» روی آنتن می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر، تلاش یک دختر افغان برای امرار معاش در ایران و گرداندن یک کافی شاپ، در قالب مستندی از شبکه العالم به تصویر کشیده شد که امشب ۸ دی ماه از این شبکه پخش می شود.

    حال و هوای اولین کافه افغان در ایران که توسط چند جوان افغانستانی اداره می شود، در «مستند امیدها و آرزوها» روایت می شود.

    در این مستند تلاش یک دختر ۲۱ ساله افغانستانی به نام فاطمه جعفری که برای امرار معاش دست به افتتاح کافه «تلما» می زند به تصویر کشیده می شود.

    تفاوت مهم کافه «تلما» با هر غذاخوری دیگری، فضای فرهنگی دورهمی‌های آن است. ویژگی این کافه هم می تواند معرفی فرهنگ افغانستان باشد که دوربین مستندساز به ثبت جنبه های گوناگون آن پرداخته است.

    بخش دیگر روایت این مستند مربوط به خانواده گرم و صمیمی فاطمه جعفری است که از اوایل انقلاب به ایران آمده اند.

    تلاش های این دختر برای رونق کافه با ایده های جدید و استقبال از آن، حمایت خانواده و امنیت و فضای کار مطلوب در جامعه ایرانی از نکاتی است که در این مستند به آن پرداخته شده است.

    مستند «امیدها و آرزوها» به تهیه کنندگی، کارگردانی و تدوین حمزه علیرضایی، تصویربرداری سعید ایپکی و دستیاری تهیه: محسن معطری به مدت ۲۵دقیقه، امشب ۸ دی ساعت ۲۱ به وقت تهران از شبکه العالم پخش می شود.

  • «۲۳ نفر» تبلیغات مناسبی نداشته است/ ضعف برنامه‌ریزی پخش‌کننده

    «۲۳ نفر» تبلیغات مناسبی نداشته است/ ضعف برنامه‌ریزی پخش‌کننده

    به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری در حاشیه گلایه تهیه کننده و همکاران پخش فیلم سینمایی «۲۳ نفر» به کارگردانی مهدی جعفری با ارائه توضیحاتی بر لزوم حمایت همه جانبه از این اثر ارزشمند ملی در حوزه دفاع مقدس تاکید کرد.

    متن این گزارش به این شرح است:

    «فیلم دفاع مقدسی و ارزشمند «۲۳ نفر» در حالی سومین هفته اکران خود را سپری می‌کند که به تازگی اظهارات تهیه‌کننده آن علیه پخش حوزه هنری، لزوم ارائه توضیحاتی را فراهم آورد.

    «۲۳ نفر» محصول سازمان هنری– رسانه‌ای «اوج» با پخش «فیلمیران» که می‌بایست با پایان سرگروهی فیلم «چشم و گوش بسته» در گروه «باغ کتاب» روی پرده می‌رفت، به دلیل فروش خوب و تداوم سرگروهی این کمدی عملا اکران آن تا نیمه دی ماه با تعویق روبرو شد. اما سازندگان «۲۳ نفر» و پخش آن که این تعویق را پیش‌بینی نمی‌کردند، بخاطر برنامه‌ریزی زود هنگام در تبلیغات، از شورای صنفی نمایش تقاضای اکران ۴ هفته پیش از موعد و در گروه آزاد کردند.

    با تصمیم شورای صنفی نمایش برای حمایت از این فیلم ملی، با اکران «۲۳ نفر» از ۲۰ آذر ماه موافقت شد، تا فرصت اکران پاییزی از دست نرود. اما طبق مصوبه شورا و آگاهی عوامل، این فیلم در ابتدا تنها امکان نمایش در پردیس‌های ۵ سالنه، سپس پردیس‌های ۳ سالنه و در نهایت سینماهای تک سالنه را داشته است.

    عدم اکران یک فیلم در موعد مورد نظر سازندگان، مشخصا به دفتر پخش آن مرتبط است؛ اما با این وجود «بهمن سبز» در حالی که پرترافیک‌ترین روزهای سال سینمایی خود را با اکران همزمان دو فیلم پرمخاطبش، «منطقه پرواز ممنوع» و انیمیشن «بنیامین» که مسئولیت پخش آن‌ها را هم بر عهده دارد سپری می‌کند، بنابر رسالت و ماموریتی که دارد از حمایت، کمک و ارائه سالن‌هایش طبق مصوبه شورا به فیلم ارزشمند «۲۳ نفر» دریغ نکرد. گواه این مسئله حضور دو پردیس آزادی تهران و هویزه مشهد در میان سینماهای پرفروش این فیلم است.

    در عین حال مقایسه توزیع سانس‌ها و سینماهای اختصاص داده شده توسط سینماهای «بهمن سبز» به این فیلم با سینماهای متعلق به پخش فیلم یا سایر سینماها به خوبی نشان از حمایت «بهمن سبز» می‌دهد. «۲۳ نفر» از ۱۶ سینمای شهرستان حوزه هنری بهره می‌برد، در حالی که سایر سینماهای شهرستان آن ۱۴ سینماست. سانس‌ها و ساعات اکران «۲۳ نفر» هم اکنون از فیلم‌های متعلق به بهمن سبز («منطقه پرواز ممنوع» و «بنیامین») در پردیس‌هایی نظیر آزادی و هویزه بیشتر است!

    سانس دهی صبح یا پیش از عصر در سایر پردیس‌های بزرگ تهران و سالن کم در سایر شهرستان‌ها به این فیلم، نشان از ضعف برنامه ریزی دفتر پخش در ساماندهی و همراهی بیشتر سینماهاست. شاید بتوان علت عدم اقبال عمومی به این فیلم ملی را نیز همین ضعف در پخش و تبلیغات دانست که علیرغم گذشت سه هفته از اکران هنوز نتوانسته مخاطبان را متوجه حضورش کند و بهتر است عزیزان مطالبه اصلی خود را از کسانی کنند که وظیفه اکران به موقع و هماهنگی سینماهای بیشتر برای فیلم را دارند.

    پخش «بهمن سبز» هم اکنون با فروش ۵ میلیاردی «منطقه پرواز ممنوع» و فروش ۳ میلیاردی انیمیشن «بنیامین» -علیرغم اکران در گروه آزاد! – فروش هفتگی بیش از ۱ میلیارد تومان را برای مجموع دو فیلم در حال پخش خود تجربه می‌کند و طبعا نمی‌توان انتظار داشت فیلم‌های در حال فروش خود را از پرده پایین بکشد. آثار دغدغه مندی که پیش از اکران، کمتر کسی موفقیت آنها را پیش بینی می‌کرد اما با اراده عوامل پرتلاش‌شان، تبلیغات مناسب و درایت مدیران پخش ممکن شد.»

  • آلبوم «ابریشم خیال» رونمایی شد/ شنیدن نغمه هایی از خراسان

    آلبوم «ابریشم خیال» رونمایی شد/ شنیدن نغمه هایی از خراسان

    به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم رونمایی آلبوم «ابریشم خیال» با همیاری سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، روز جمعه ششم دی، با حضور تعدادی از هنرمندان موسیقی، شاعران، نویسندگان و مدیران در فرهنگسرای شفق برگزار شد.

    آلبوم «ابریشم خیال» مجموعه ای از چند ترانه، تک نوازی و آواز برگرفته از بخش های مختلف خراسان است که توسط هوشنگ فراهانی آهنگساز و نویسنده برای سازهای ایرانی تنظیم شده است. این مجموعه با صدای حمید هادی خواننده موسیقی ایرانی و موسیقی مقامی خراسان منتشر شده که پیش از این نیز چندین نمونه دیگر در زمینه موسیقی شهری و موسیقی محلی خراسان را در دسترس مخاطبان قرار داده بود.

    در این برنامه هوشنگ فراهانی در ارتباط با چگونگی ومراحل ساخت این اثر توضیحاتی ارائه داد و سپس قطعاتی از موسیقی خراسان توسط حمید هادی با همراهی دوتار با نوازندگی عزیز تنها اجرا شد.

    حمیدرضا نوربخش مدیر عمل خانه موسیقی ایران و میلاد کیایی آهنگساز و نوازنده سنتور نیز در ارتباط با ارزش نهادن به فرهنگ و میراث موسیقی اقوام ایرانی  سخنرانی کردند . از دیگر بخش های این برنامه می توان به هم نوازی گروه دف نوازان «بامداد» با هنرمندی  پوریا رضایی، عرفان عشقِ الهی، پوریا آذردار و خانمها نازنین رفیعی، حدیثه رسولی، فاطمه بهرامی، مائده آقایی، به سرپرستی حمید فراهانی اشاره کرد. این برنامه با تک نوازی پیانو توسط سیاوش فراهانی به پایان رسید.

    هوشنگ فراهانی نوازنده تار و سه تار و بم تار، علیرضا جواهری نوازنده سنتور، سینا جهان آبادی و محسن فراهانی نوازنده کمانچه، وحید رستگاری نوازنده بربط، حمید فراهانی نوازنده دف وتنبک، حسن اعظم دژم نوازنده دهل، عبدالرسول عزیزی نوازنده سرنا، محمد رسولی نوازنده نی، عزیز تنها دوتار، گروه همخوان هاله خاورانی، شیدا توکلی، آرام امیری. صدابردار صادق نوری هنرمندان و نوازندگانی هستند که در این اثر حضور داشته اند ، ضمن اینکه میکس و مسترینگ نیز  توسط علیرضا جواهری صورت گرفته است. 

    آلبوم «ابریشم خیال» توسط مؤسسه فرهنگی و هنری «آوای چکاد» از هم اکنون در دسترس مخاطبان است.

  • «سوگلی» در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه می رود

    «سوگلی» در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه می رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی نمایش، «سوگلی» به نویسندگی پوریا آژند، کارگردانی نگار چگنی و تهیه کنندگی بهراد خرازی از روز یکشنبه ۸ دی ماه ساعت ۲۲:۴۵ در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه می رود.

    در این اثر نمایشی، بهراد خرازی، کسری ذوالفقاری، فرشته ترابی، مرتضی یعقوب پور، مژگان اخلاقی، حمید دلسوزی، صدف صفری، سمیرا سعادت، سید روح اله عقدائی، نگار چگنی به ایفای نقش می پردازند.

    از دیگر عوامل این نمایش می توان به دستیار و برنامه ریز: داود بخشی خانی، منشی صحنه: سحر یوسفی، طراحان صحنه و لباس: منصور بستانی، هدی منصور فلاخ، طراح گریم: هانی گلشاهی، طراح نور: سجاد سبحانی، مجید طرقی، گروه موسیقی: آراس رجبی، طراح پوستر و لوگو: محمد موحدنیا، عکاس و روابط عمومی: محسن بیده، مدیر رسانه: سید محمد صادق سیادت، ساخت تیزر: امین امانی، گرافیک: علی شیرازی، محسن بیده، موشن گرافی: علی تاجیک و حامی مالی برند بین المللی سیاح با مدیریت مانی اسدیان اشاره کرد.

    در خلاصه داستان نمایش «سوگلی» آمده است که: روایتی متفاوت از زندگی احمدشاه و سوگلی هایش در دربار.

    علاقه مندان جهت تهیه بلیط این نمایش میتوانند به سایت تیوال و یا گیشه تماشاخانه دیوار چهارم مراجعه کنند.

  • فیلمنامه «جوکر» منتشر شد/ روشن شدن سرنوشت مادر تنهای فیلم

    فیلمنامه «جوکر» منتشر شد/ روشن شدن سرنوشت مادر تنهای فیلم

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سینمابلِند، وقتی «جوکر» در ماه اکتبر راهی سینماها شد با موجی از سوال‌هایی روبه رو شد که پاسخی در فیلم به آنها داده نشده بود. اکنون فیلمنامه این فیلم به صورت آنلاین منتشر شده و هواداران می‌توانند با خواندن آن به پاسخ‌های خود برسند.

    یکی از مهمترین سوال‌ها جزئیاتی درباره سرنوشت سوفی داموند بود که یکی از شخصیت‌های خیلی مورد توجه این فیلم بود.

    در فیلم «جوکر» آرتور فلک عاشق همسایه‌اش می‌شود. سوفی که یک مادر تنهاست، به نظر می‌رسد یکی از معدود آدم‌هایی است که واقعاً به این فرد اهمیت می‌دهد. اما وقتی «جوکر» به آپارتمان او می‌رود و متوجه می‌شود همه این احساس فقط در ذهن خودش وجود داشت، به طور کل به هم می‌ریزد. فیلم پیامدهای این افشاگری را مبهم باقی می‌گذارد و مخاطب متوجه نمی‌شود در ادامه چه اتفاقی برای سوفی می‌افتد.

    در فیلمنامه نهایی که برای فیلمبرداری مورد استفاده قرار گرفت ۲ صحنه وجود دارد که به ما نشان می‌دهد سوفی زنده است. پس از اینکه جوکر، رندال را می‌کشد پول او را در یک نامه با آدرس سوفی می‌گذارد و یادداشتی همراه آن می‌فرستد که از او می‌خواهد شوی تلویزیونی موری فرانکلین را تماشا کند. بعد وقتی آرتور مجری این برنامه را زنده روی آنتن می‌کشد، این صحنه به سوفی کات می‌شود که هراسناک این فاجعه را روی صفحه تلویزیون خود تماشا می‌کند.

    این صحنه‌ها که از فیلم کات شده تأیید کننده حرف‌های تاد فیلیپس است که قبلاً اشاره کرده بود سوفی از غضب آرتور جان سالم به در می‌برد. او توضیح داد که این صحنه‌ها را از تدوین نهایی درآورد زیرا می‌خواست این فیلم صرفاً از منظر آرتور روایت شود.