به گزارش خبرگزاری مهر، فرهاد مهندسپور کارگردان و مدرس تئاتر و دبیر سی و ششمین دوره از جشنواره تئاتر فجر در یادداشتی هنرمندان تئاتر و افرادی را که از حضور در جشنواره تئاتر فجر انصراف دادهاند، به همدلی و همراهی با نادر برهانی مرند دبیر جشنواره و شرکت در این رویداد دعوت کرد.
در یادداشت مهندس پور آمده است:
میدانم همه شما داغدار و دردمند رویدادهای تلخ چند هفته گذشتهاید، میدانم به دنبال راهی برای بیان این رنج انباشته بودهاید، پیداست بسیاری از شما از سر راستی و درستی به عواطف پاک خود میدان دادهاید تا دردی فروخورده را بیفریاد، فریاد زده باشید. میدانم واکنش شما در نیامدن به جشنواره، تنها امکان اعتراض به فضایی است که هنرمندان و تولیدکنندگان تئاتر، به ویژه جوانان، در آن سهم و مشارکتی ندارند. پیداست حال جامعه خوش نیست و سنگینی این حال بد، در احوالات و کردارهای روزمره نیز نمود دارد. حال بد، همچون جوششی از دلشکستگی و نومیدی و بغض، با انفعال، بیشتر و بیشتر خواهد شد. تئاتر همیشه توانسته است با جذبه عقلانیت، پرده از این اندوه بردارد و ناکامی تراژیک را به مشارکت خردمندانه همگانیتری بدل سازد. از این رو مردم ایران بیش از همیشه به شما و تئاتر نیازمندند تا بتوانند شکیبایی بورزند و تصویر خودشان را در صحنهها ببینند.
تئاتریکالیته زندگی، چیزی که تئاتر بر صحنه نمایش میسازد، بسیار زندهتر و ارزندهتر از زندگی سرکوب شده در واقعیت است و از همین رو تئاتر دعوت مردم به زندگی است.
هم قطاران و دوستان تئاتری، ما تنها خود تئاتر را داریم. در همه این سالها، همه سختیها و مرارتهایی که به ویژه در ۱۵ سال گذشته از چند سو، و با نظارت یا انگ و اتهام، به تئاتر وارد آمده در پی آن بوده که تئاتر را از مردم جدا سازد و تصویر مردم را در صحنهها محدود و کنترل کند. در همه این برههها باز هم تئاتر تنها هنرمندان و مردمش را داشته. رویکرد تماشاگران ایرانی به تئاتر، بخشی از فضای ارتباط اجتماعی مدرن آنان بوده است. از این رو تئاتر و تماشاگرانش خواستهاند و توانستهاند از کوچکترین فرصتها بیشترین بهره فرهنگی را ببرند.
ما جامعه هنرمندان تئاتر همیشه و تنها یک چیز داشتهایم و آن تئاتر بوده است. تئاتر ایران در برهههای آشوب، همچون مشروطه، استبداد صغیر، ملی شدن نفت و پس از آن، بی پناهی در پناه تماشاگران بوده و بر آن بوده تا به بیداری، هوشیاری و خردمندی عمومی دامن بزند. امروز ما شاد نیستیم و نیازمند خردی برای مشارکت و گفتگوییم. از این رو به تئاتر بیش از همیشه محتاجیم. امتناع از تئاتر، امتناع از امکانی برای ارتباط زنده اجتماعی است، آن هم برای ما که در فقدان نهادهای اجتماعی به سر میبریم. آنچه از ما دریغ شده، ما را بس است.
هم قطاران و دوستان تئاتر ایران، میخواهم به وجهی اشاره کنم که نشانهای کوچک ولی مهم از توسعه مشارکت ملی ما در پرتو تئاتر ایران است. جشنواره تئاتر فجر، تنها و بزرگترین رویداد مشترک میان هنرمندان و تماشاگران ماست و این گردهمایی متعلق به هنرمندان و مردم ایران است. زیرا میدانیم که دولت نه در ایران و نه در هیچ کشور دیگری تولیدکننده ارزشهای اجتماعی و فرهنگی نیست.
ما با نادر برهانیمرند روبروییم که یکی از پاکترین و محبوبترین هنرمندان تئاتر ایران است. بیایید برای یکبار، برای نخستینبار در تاریخ تئاتر ایران، خود را در این مشارکت اجتماعی هنرمندان تئاتر ایران بیازماییم و همه به احترام نادر برهانیمرند که یک تن از همه ماست، به هر چه از ما بخواهد، گردن بگذاریم و بیآنکه بخواهیم قهرمان باشیم، با او و با هم باشیم. بیایید اجازه بدهید نادر برهانیمرند، همه ما باشد. زیرا این میتواند سرمایهای بزرگ برای فردای ایران باشد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، فیلم جدید «پسران بد تا آخر عمر» یا «پسران بد برای زندگی» موفقیت زیادی در باکس آفیس آمریکای شمالی نشان داده و توانسته کار خود را در یک آخر هفته تعطیلات با فروش قابل توجه ۶۶ میلیون دلار در ۳۷۴۰ سالن سینما آغاز کند.
عملکرد دنباله سونی برای فیلم «پسران بد» سال ۱۹۹۵ و «پسران بد ۲» سال ۲۰۰۳ بسیار فراتر از پیشبینیهای پیش از اکران بود که میگفتند فیلم در آخر هفته ۳۸ میلیون دلار میفروشد.
در این فیلم یک بار دیگر ویل اسمیت و مارتین لارنس نقش پلیسهایی سنتی را ایفا میکنند که رهبر یک کارتل مواد مخدر میامی را پایین میآورند. این فیلم با بودجهای ۹۰ میلیون دلاری ساخته شده است.
به این ترتیب «پسران بد تا آخر عمر» دومین فروش بالای به ثبت رسیده طی آخر هفته مارتین لوتر کینگ جونیور را بعد از «تک تیرانداز آمریکایی» که ۱۰۷.۲ میلیون دلار فروخته بود از آن خود میکند و بسیار جلوتر از فروش ۴۸ میلیون دلاری «سواری پلیس» قرار میگیرد. این فیلم همچنین بسیار بهتر از فروش ۴۶ میلیون دلاری اکران قسمت دوم «پسران بد» عمل کرده است.
سونی دیروز اعلام کرد از همین حالا دارد قسمت چهارم این مجموعه را میسازد و قرار است کریس برمنر یک بار دیگر فیلمنامهنویس آن باشد.
تخمین زده میشود که تا پایان یکشنبه ۱۹ ژانویه، فیلم فانتزی ماجراجویی «دولیتل» محصول یونیورسال بتواند فروش خود را از ۴۱۵۵ پرده سینما به ۳۱ میلیون دلار برساند و در رتبه دوم قرار بگیرد. با وجود اینکه این فیلم با نقشآفرینی رابرت داونی جونیور فروش آخر هفتهای بالاتر از تخمینهای اولیه ۲۲ تا ۲۵ میلیون دلار داشته، هنوز باید در هفتههای آینده در بالای جدول باقی بماند تا بودجه ساخت ۱۷۵ میلیون دلاری خود را تامین کند.
فیلم «۱۹۱۷» یونیورسال هم که آخر هفته گذشته را با فروش چشمگیر ۳۷ میلیون دلاری از آن خود کرد، تا پایان امروز با فروشی حدود ۲۶.۶ میلیون دلار از ۳۶۱۲ سالن سینما در رتبه سوم قرار میگیرد. این فیلم حماسی جنگ جهانی اول دوشنبه ۱۰ نامزدی دریافت جایزه اسکار از جمله نامزدی بهترین فیلم سال را کسب کرد.
فیلم «جومانجی: مرحله بعدی» محصول سونی در ششمین آخر هفته فروش خود در رتبه چهارم قرار گرفت و تخمین زده میشود تا پایان روز چهارم آخر هفته تعطیلات بتواند فروش خود را به حدود ۱۲.۷ میلیون دلار از ۳۳۲۳ سالن برساند. به این ترتیب فروش کل این فیلم ۲۷۳ میلیون دلار میشود. بعد از آن «جنگ ستارگان: خیزش اسکایواکر» در پنجمین هفته اکران خود با فروشی حدود ۱۰.۴ میلیون دلار پنجم میشود و فروش کل خود را به ۴۹۳ میلیون دلار در آمریکای شمالی میرساند.
حمیدرضا شکارسری در گفتگو با خبرنگار مهر، از انتشار مجموعهشعر جدید خود با عنوان «عاشقانههای رنو پیر قرمز» خبر داد و گفت: سالهای دور یک رنو قدیمی داشتم و به درست و غلط دلبسته آن شده بودم. همینمساله هم موجب بروز احساساتم نسبت به این رنو شد و با توجه به دلبستگیام شروع به سرودن شعر کردم.
وی افزود: شعرهایاین مجموعه را طی ۱۶ سال اخیر حول محور شخصیت رنو سرودهام و تلاش کردهام این شعرها حالت فانتزی نگیرند. خلاف وجه طنزی که در عنوان کتاب وجود دارد، اشعار اینمجموعه به هیچوجه جنبه طنز ندارند. در اینکتاب، تلاش کردهام بهجای اینکه شخصیت اصلی مثل شعرهای عاشقانه همیشه عاشق یا معشوق باشد، رنو را در اینجایگاه قرار بدهم که همواره همراه عاشق و معشوق است. مخاطب در این مجموعه شاهد نوعی رفتار عاشقانه مدرن است و عاشق و معشوق و رنو در این شعرها، یک مثلث عشقی میسازند.
شاعر مجموعه «چتر شورشی» در ادامه گفت: در شعرهای این مجموعه، با مجموعهای از نشانههای زندگی شهری مدرن روبرو میشویم. کتاب که توسط انتشارات سیب سرخ چاپ شده، دربرگیرنده ۵۱ شعر سپید عاشقانه است که از میان ۷۰ شعر انتخاب شدهاند و در گذر زمان روی این شعرها کار کردهام.
شکارسری در پاسخ به اینپرسش که آیا پیش از این نیز برای اشیا شعر عاشقانه سروده، گفت: خیر. پیش از این همواره روایت عاشقانهای که در شعر فارسی شاهد بودهایم، میان دو شخصیت اصلی جاندار بوده و اشیا در این شعرهای عاشقانه جایی نداشتهاند. در این مجموعه هم اتفاقاً، رنو شخصیت سوم است و از این رابطه ذینفع نیست. اما اگر شعرها را بخوانید اتفاقاً او از بقیه مهمتر است.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- عطیه مؤذن: پخش سریال «وارش» اگرچه در همان قسمتهای ابتدایی با حواشی یک دیالوگ همراه شد و مردم خطه شمال را تا مرز عصبانیت و اعتراض در مقابل درهای مرکز صداوسیمای شمال کشور پیش برد، اما بعد از چند قسمت به یکی از سریالهای پرطرفداری تبدیل شد که بسیاری از مخاطبان در سراسر کشور آن را دنبال کردند.
المانهای مختلف از فضا و اقلیم بومی سریال گرفته تا شخصیتهای متضاد، بازی بهنام تشکر و علیرضا کمالی در قسمتهای ابتدایی، قصه عاشقانه و سختیهای وارش بهعنوان بازیگر اصلی، دهه ۳۰ و فضای دور و قدیمی سریال و حتی مشابهسازی با «پس از باران» همه و همه از جمله ویژگیهایی بود که توانست به دیده شدن این مجموعه ضریب بخشد تا مورد اقبال مخاطبان قرار گیرد.
سریال «وارش» به کارگردانی احمد کاوری ساخته و از همان ابتدا بیان شد که اقتباسی از رمان «مهاجران» نوشته هاوارد فاست نویسنده آمریکایی است. اقتباسی که برخی از المانهای آن رمان، مثل شغل ماهیگیری و یا تم مبارزه که بر فضای کلی سریال احاطه داشت، در آن قابل رصد بود.
در واپسین روزهای پخش شبانه این سریال، خبرگزاری مهر طی نشستی از عوامل سریال دعوت کرد تا درباره دغدغهها و فضای این سریال سخن بگویند.
علیرضا کمالی، نیلوفر شهیدی، نسرین بابایی از گروه بازیگران، احمد کاوری کارگردان و کامبیز دارابی مجری طرح سریال در این نشست حضور یافتند و درباره متن و حاشیه پخش این مجموعه به سوالات پاسخ دادند.
مشروح قسمت نخست گفتگوی خبرگزاری مهر با عوامل سریال تلویزیونی «وارش» که شب گذشته (شنبه ۲۸ دیماه) قسمت پایانی آن روی آنتن شبکه سه سیما رفت را در ادامه میخوانید؛
* آقای کاوری آنطور که گفته شد، نگارش قصه سریال «وارش» که پیش از این با نام «بهترین سالهای زندگی ما» آن را میشناختیم، مربوط به ۱۰ سال پیش بوده است؛ چطور ساخت این قصه بعد از این مدت طولانی به شما رسید؟ کمی درباره پروسه انتخاب این فیلمنامه برای ساخت سریال توضیح دهید.
احمد کاوری: من و کامبیز دارابی مجری طرح سریال «وارش» پیش از این سر یک فیلم سینمایی بودیم و من تا حدودی در جریان پروسه این سریال بودم. خود من هم قرار بود فیلمنامه دیگری با نام «شب مهتاب» را که در سیمافیلم و در گروه نوجوان تصویب شده بود، بسازم که با تغییراتی در این گروه، ساخت آن به حالت تعلیق درآمد. سپس کامبیز دارابی خواست این فیلمنامه را بسازیم.
من فیلمنامه «وارش» را که خواندم، بسیار خوب بود اما قابلیت اجرا نداشت و تقطیعهای زیادی داشت. اصل قصه بسیار سخت و جذاب بود و حتی با توجه به تولیدات تلویزیون از نوعی تازگی برخوردار بود. حتی میتوان گفت شمایل تلویزیونی نداشت و من بعد از خواندن فیلمنامه با محمودرضا تخشید تهیهکننده سریال آشنا شدم، قرارداد بستیم و با هم جلساتی را برگزار کردیم. فیلمنامه هم فضای اقتباسی داشت و من به چنین فضایی علاقه مندم چون میدانم کاراکترها و قصهها از نوعی ثبات نمایشی برخوردار هستند. ظاهراً قبل از من هم به چند نفر دیگر پیشنهاد شده بود و من نفر چندمی بودم که بالاخره کارگردانی آن را بر عهده گرفتم.
کامبیز دارابی
* بعد از چند نفر این فیلمنامه به شما میرسد؟
کامبیز دارابی: ابتدا قرار بود محمد مسعود تهیهکننده باشد و داریوش فرهنگ کارگردانی آن را بر عهده بگیرد و ظاهراً خود آقای فرهنگ به جابر قاسمعلی پیشنهاد میکند که از کتاب «مهاجران» این داستان را اقتباس کند و فیلمنامه را بنویسد. با این حال در این سالها به تولید نرسید و در چند مقطع قرار بود وارد پروسه تولید شود اما شرایط مهیا نمیشد تا اینکه در زمستان سال ۹۶ شرایط تولید این کار فراهم شد.
کاوری: تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشتهام، پولش را هم گرفتهام اما هنوز ساخته نشده است! فکر میکنم با تغییر مدیریتها اولویتها عوض میشود و کسی دغدغهای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامههای قدیمیتر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامههای بهتری نوشته میشود! * چرا این فیلمنامه ۱۰ سال مسکوت ماند؟
علیرضا کمالی: فکر میکنم کم نباشند سریالهایی مثل «وارش» که در کشوی مدیران است و همینطور مسکوت ماندهاند! وقتی مدیران میگویند ما فلان مقدار بودجه داریم و براساس آن فیلمنامه بنویسید این فیلمنامهها در کشوها باقی میماند.
کاوری: من خودم تاکنون فیلمنامه سه سریال را نوشتهام، پولش را هم گرفتهام اما هنوز ساخته نشده است!
* چرا خودتان این فیلمنامههای آماده را نساختید؟
کاوری: من که نباید بسازم، سیستم باید این آثار را به مرحلهای برساند که وارد تولید شوند. فکر میکنم با تغییر مدیریتها اولویتها عوض میشود و کسی دغدغهای ندارد که سریال را بسازد. شاید مدیری فیلمنامههای قدیمیتر را به دوره مدیریتی خود متعلق نداند و یا فکر کند در دوره خودش فیلمنامههای بهتری نوشته میشود!
دارابی: عناصر مختلفی دست به دست هم میدهد تا فیلمنامههای خوب در کشوی مدیران باقی بماند. همه چیز زنجیروار به هم وصل است. به طور مثال مدیران بودجه محدودی دارند، آنتن را هم باید پر کنند و ترجیح میدهند به جای یک سریال سه سریال با بودجه اندک خود بسازند.
* خانم بابایی شما بازیگر نقش بزرگسالی کاراکتر «وارش» در سریال هستید و خودتان هم از خطه گیلان هستید؛ چقدر این ویژگی به بازی در این سریال کمک کرد؟
نسرین بابایی: من ابتدا قسمتهای ۱۲ تا ۱۹ را در فیلمنامه خواندم و بعد خواهش کردم که قسمتهای اول را هم در اختیار من قرار دهند. قطعاً من برای پیدا شدن این نقش و شکل واقعی آن از آرشیو ذهنی خود کمک گرفتم.
البته فیلمنامه فضایی داشت که نیازی نبود لزوماً خودتان از همان خطه باشید، مثلاً الهام طهوری که جوانیهای وارش را بازی میکند و یا نیلوفر شهیدی، اهل شمال کشور نیستند و در آنجا زندگی نکردهاند اما فیلمنامه این ظرفیت را دارد که این فضا را برای شما تصویر کند. بخشی هم البته به هدایت کارگردان در مسیر ایفای نقش برمیگردد که بازیگر را به جلو سوق میدهد.
* اقتباسی بودن این فیلمنامه در میان خیل فیلمنامههای هم شکل و شاید ضعیف چقدر امکان تجربه نقشهای متفاوت را برای بازیگر فراهم آورده بود؟
نیلوفر شهیدی: وقتی متنی ضعیف باشد بازیگر هر کاری هم انجام بدهد، نمیتواند اتفاقی را رقم بزند. اگر به بهترین بازیگر هم یک متن متوسط بدهید نمیتواند اتفاق خاصی را رقم بزند. فیلمنامه قوی به بازیگر هم کمک میکند که به گونه دیگری خود را عرضه کند و دیده شود. ما کلی کتابهای خوب داریم که میتوان از آنها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلمها و سریالهای خوب خارجی براساس اقتباسهایی است که از کتابها صورت میگیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست.
نیلوفر شهیدی: ما کلی کتابهای خوب داریم که میتوان از آنها کمک گرفت و اقتباس کرد اما به هر دلیلی این اتفاق در ایران رایج نیست. بسیاری از فیلمها و سریالهای خوب خارجی براساس اقتباسهایی است که از کتابها صورت میگیرد و اینجا متأسفانه رایج نیست * آقای کمالی شما بازیگری گزیدهکار هستید و آخرین سریالهایی که در آنها حضور داشتید «لحظه گرگ و میش» از همایون اسعدیان و «نفس» ساخته جلیل سامان بود؛ داستان «وارش» چه ویژگیای داشت که جذب آن شدید و بازی در آن را پذیرفتید؟
علیرضا کمالی: پیش از این فیلمنامه، پروژههای دیگری در این مدت به من پیشنهاد شده بود که حضور در آنها را نپذیرفته بودم. شبی که کامبیز دارابی این فیلمنامه را برای من فرستاد، ابتدا گفتم فعلاً قرار نیست در تلویزیون کار کنم، چون به تازگی پخش سریالم تمام شده بود اما او از من خواست متن را بخوانم.
این فیلمنامه جزو معدود آثاری بود که در آن به قهرمان به صورت کامل پرداخته شده بود؛ قهرمانی که مخاطب دوستش هم دارد. ما دائم تعریف قهرمان را عوض میکنیم اما «یارمحمد» قهرمانی بود که ما درباره همه جزئیات او حرف زدیم، از راه رفتن تا گریم و چهرهاش و حتی ریتم صحبت و شکل نگاه کردن او که حتی کمتر پلک میزند. خود نقش نیز این بضاعت را داشت که بتوان آوردهای را به آن اضافه کرد. گاهی نقشها این بضاعت را ندارند که بتوانید به آن چیزی اضافه کنید و حتی سرریز میشود.
این نقش برای من حتی بهعنوان خواننده هم جذاب بود و نگاهی اسطورهای به این کاراکتر داشت و زمان تاریخی هم که سریال در آن میگذرد به باورپذیر بودن نقش کمک کرد. اگر یارمحمد را به سال ۹۸ بیاوریم، شاید اصلاً تعجب کنید، اما از آنجایی که گذشته برای ما جذاب است شنیدن این قصه هم جذاب شد. از طرفی هم همه قهرمانان در دوره خود انکار شدهاند و بعد مورد پذیرش قرار گرفتهاند. حتی بودهاند افرادی که بعد از مرگشان بهعنوان یک قهرمان نامیده شدهاند.
* ما در سریال «وارش» زنی را دیدیم که او هم قهرمان داستان بود و تم مبارزههای او در داستان جریان داشت. اتفاقاً در عین اینکه با مشکلات زیادی مواجه میشد اما فقط بدبختیهای او را نمیدیدیم و این یکی از ویژگیهای این سریال بود که مشکلات زنان را با حزن و اندوه شعاری روایت نمیکرد.
شهیدی: به نظر من تمام زنان این سریال به نوعی وارش هستند. فقط مشکلاتشان فرق میکند و دردهایی که در زندگی تحمل میکنند متفاوت است. حتی کاراکتر شکوفه هم همین سختیها را دارد. سوالی در پشت صحنه سریال داشتم که چرا در خانوادهای که پدرش تراب با بازی بهنام تشکر است و باقی هم تقریباً دچار آشفتگی هستند، دختری مثل شکوفه وجود دارد که باورها و اعتقادات محکمی دارد و پای آنها میایستد؟
البته در زندگی شخصی خودمان هم همین گونه است که همه افراد یک خانواده با هم تفاوت دارند و برای من هم این جذاب بود که دختر تراب مثل او فکر نمیکند یا رفتار نمیکند. با این حال زنهای ما به نسبت شرایطی که در جامعه دارند از خودگذشتگی فراوانی در زندگی نشان میدهند. حتی نیره همسر تراب هم به نظر من ازخودگذشتگی بسیاری دارد، شاید مثل شکوفه ابعاد متفاوت کاراکتری ندارد اما او روی عقاید خود میایستد.
* خانم بابایی شما از نیمه داستان ایفای نقش «وارش» را بر عهده گرفتید و به ایفای نقش کهنسالی زنی پرداختید که با این سختیها و دشواریها مواجه است و در عین حال قرار است به نوعی قهرمان هم باشد، چطور این خلأ را جبران کردید؟
بابایی: من ابتدا درخواست کردم که راشهای قبلی سریال را ببینم و جلسهای داشتیم که پسران من در سریال یعنی علیرضا جلالیتبار و امیررضا دلاوری هم حضور داشتند. سکانسهای محدودی را دیدم و بعد از آن هم شبی با الهام طهوری بازیگر دوران جوانی وارش صحبت کردم. آنچه بازی در این نقش را برای من ممکن ساخت و جذاب کرد این بود که وارش حدود ۱۰ سال به زندان میافتد و من بعد از این دوره ۱۰ ساله وارد داستان میشدم. اگر بیگناه باشید و صبور و قوی نباشید، زندان میتواند در شما تغییرات عجیبی داشته باشد.
نسرین بابایی: همه زنان ما وارش هستند فقط اسامیشان در شناسنامهها فرق میکند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون میآید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش میبرد. * شاید انتظار هم میرفت کمی شخصیت انتقامجویی داشته باشید…
بابایی: بله اما وارش شخصیتی دارد که زندان او را قویتر میکند و البته این تغییرات به نوع دیگری در او ظاهر میشود. برخی نکتهای را نسبت به این نقش مطرح کردند که چرا وارش که در جوانی پر از سکوت، تصویر، حس و نگاه بود، یک باره اینقدر دیالوگ دارد و واژههای گیلکی به کار میبرد و این همه تغییرات دارد. قطعاً من خودم نسبت به ۱۰ سال گذشتهام و حتی آیندهام خیلی فرق دارم، پس وارش هم همین است.
کهنسالی او با وارشِ جوان فرق دارد اما فکر میکنم این تغییرات با زندگیای که او در زندان داشته است، قابل باور میشود؛ مادری که این همه سختی کشیده است. من هم سخن شهیدی را تکرار میکنم که همه زنان ما وارش هستند فقط اسامیشان در شناسنامهها فرق میکند. وارش وقتی هم که از زندان بیرون میآید همچنان قهرمان است و زندگی خود را پیش میبرد.
* آقای کاوری با انتخاب ۲ بازیگر برای یک نقش، نگران قضاوتها نبودید؟
کاوری: ما ابتدا دنبال فردی بودیم که حدود ۴۰ سال سن داشته باشد تا هم بتوانیم او را تا ۲۰ سال جوان کنیم و بعد هم او را پیر کنیم. اما به گزینه مناسب نرسیدم و مجبور شدم بازیگری را انتخاب کنم که زیر ۳۰ سال سن دارد. بعد از انتخاب الهام طهوری فهمیدم که او قطعاً نمیتواند برای میانسالی مناسب باشد و تقریباً از اواسط کار به جایگزینی بازیگر فکر کردم.
ابتدا قرار بود علیرضا کمالی هم خودش نقش یوسف پسرش را بازی کند که اکنون علیرضا جلالیتبار آن را بازی کرده است و گاهی به این نکته فکر میکردیم که بازیگران را پیر کنیم. درباره کمالی اما فکر کردیم که اگر او بخواهد با ظاهر و لهجهای که تماشاگر نسبت به او در قامت یک فرد اهل سیستان ذهنیت پیدا کرده دوباره عوض شود و حالا با لهجه گیلانی صحبت کند، بازخورد تماشاگر چه خواهد شد. بنابراین خود کمالی پیشنهاد داد که نقش یوسف را بازی نکند. به ویژه که کاراکتر یارمحمد برای مخاطب بسیار پذیرفته شده بود و ما هم حیفمان آمد بخواهیم آن ذهنیت را خراب کنیم. این ریسک برای ما سختتر بود و البته من فکر میکردم که ممکن است دو یا سه قسمت از سریال هزینه این تغییرات شود برای همین بخشهایی را به زندان اضافه کردم و صحنهها بیشتر شد تا مخاطب او را بپذیرد.
احمد کاوری
* این سریال اگرچه داستانش در شمال کشور میگذرد اما در کنار مردم خطه شمال کاراکتری هم از منطقه سیستان و بلوچستان میبینیم و شخصیت یارمحمد حتی به یک قهرمان تبدیل میشود. این بومی گرایی در سریال برای مخاطب جذاب است اما چقدر کار خود شما را سخت کرد؟
کاوری: من دوست دارم خود علیرضا کمالی که نقش یارمحمد را بازی کرد درباره بازخوردهایی که از مردم دریافت کرده است توضیح بدهد. فقط یک نکته باید گفت؛ آنچه برای من کاملاً غیرقابل پیشبینی بود حمایت مردم سیستان از این کاراکتر بود.
کاوری: کل قهرمانسازی از کاراکتر «یارمحمد» در پنج قسمت ابتدایی اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیههایی داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد قهرمان سریال مُرد! علیرضا نقش یک سیستانی را بسیار باورپذیر بازی کرد. نقشی که با برخی از قهرمانان بیابانگرد هم مشابه بود. کل این قهرمانسازی در پنج قسمت اتفاق افتاد و ما در همین چند قسمت هم حاشیه داشتیم. اما بعد از این پنج قسمت من کلی فحش خوردم که چرا یارمحمد، که قهرمان سریال بود اینقدر زود مُرد!
بابایی: من هم از این پیامها داشتم. خاطرم هست یک نفر به من پیام داده بود که اگر قرار است یارمحمد بازگردد، به من بگو من به کسی نمیگویم. (خنده حضار)
کمالی: زمان شروع پخش سریال «وارش» من در آبادان سر فیلم «آبادان یازده ۶۰» به کارگردانی مهرداد خوشبخت بودم و خاطرم هست که بعد از اتمام ضبط برای خوردن شام بیرون رفتیم، از برخوردها تعجب کردم. برخی مرا در آغوش میگرفتند و یا ماچ میکردند.
من خودم چیزی نمیدانستم اما همان شب فهمیدم قسمت اول سریال پخش شده و حتی از فردای آن روز این اتفاقات بیشتر شد. به نظرم شخصیت «یارمحمد» ظرفیت بالایی از جذابیت را در فیلمنامه داشت. ما مدلهای مختلفی از حضور قهرمانها در داستانها داریم که یا فرد علیه سیستم است یا علیه عدهای است…
علیرضا کمالی
* یکی از تمهای اصلی سریال تم مبارزه بود و همین وجوه قهرمانی شخصیت یارمحمد را هم پررنگ میکرد.
کمالی: بله و درباره یارمحمد چندان نمیتوان گفت جامعه بر علیه او بود، چون جامعه هم در آن سالها به نوعی قربانی بود. با این حال یارمحمد از قشر ضعیف حمایت میکند و برای همین است که مورد استقبال قرار گرفت.
علیرضا کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیبهایی را در ساخت سریالهای جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد میکند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین میخواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد مردم سیستان چند دهه است که دیده نشدهاند. نهایت فیلمی که دیده شدند فکر میکنم «تاراج» بود و یا اگر خواستهاند مسیر مواد مخدر را نشان دهند سراغ مردمان این خطه در فیلمها رفتهاند، در صورتی که اینها مردمی بسیار صبور هستند و این صبوری در ذات و شخصیت نسلهای مختلف آنها هم رخنه کرده است. برای من جای خوشحالی بود که این نقش را بازی کنم. از مردم هم ممنونم که «وارش» را دیدند. تعارف هم نمیکنم گاهی هم کاری را بازی کردهام که از مردم خواستهام آن را نبینند! اما برای این کار زحمت کشیدهام و البته دستمزدم را هم گرفتهام و بر کسی منتی نیست.
* فکر میکنید شرایط تلویزیون به گونهای هست که به اندازه کافی سریالهایی با قصهها و قهرمانهای دلخواه به تولید برسد؟
کمالی: نبود مدیریت صحیح آسیبهایی را در ساخت سریالهای جذاب و کارهای سخت و سنگین ایجاد میکند. امروزه کار کردن با تلویزیون خیلی سخت است و گاهی اعصاب پولادین میخواهد. اما از طرفی این شرایط در عین حال نیاز به همدلی دارد.
آن ضرب المثلی که میگوید «دیگی که برای من نمیجوشد…» در چنین شرایطی نباید صدق کند. من این نکات را از سر تملق نمیگویم به تلویزیون انتقاد دارم، اما باید شرایط را هم در نظر گرفت. گاهی ما نقد داریم که پول سر وقت نرسیده اما باید بدانیم فقط پروژه ما نیست و قرار است بودجهای بین چندین پروژه تقسیمبندی شود. درک این اتفاقات از هر دو طرف هم سخت است و هم همدلی دو طرف را میطلبد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلمبرداری فیلم سینمایی «نارگیل» به تهیه کنندگی سید ابراهیم عامریان و کارگردانی سید داود اطیابی روز گذشته در تهران به پایان رسید.
فیلمنامه این فیلم سینمایی را حمزه صالحی به نگارش درآورده است.
سید ابراهیم عامریان پیش از این تهیه آثار موفقی در اکران همچون «تگزاس» و «تگزاس ۲» را در کارنامه خود داشته و «دینامیت» و «انفرادی» را آماده نمایش دارد و «نارگیل» پنجمین فیلم سینمایی او در مقام تهیه کننده است.
به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتاب نیستان با هدف آشنایی جوانان با ادبیات آئینی همزمان با ایام فاطمیه (س)، پویش کتابخوانی «نور آب و آینه» را با محوریت کتاب «کشتی پهلوگرفته» اثر سیدمهدی شجاعی برگزار میکند.
در این پویش افراد میتوانند به تاسی از این کتاب، حس و حال خود را درباره موضوع اثر بیان کنند یا در صورت داشتن نقد، نظر و یا خاطرهای از خواندن کتاب، آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.
همچنین بنا بر اعلام ناشر، همچنین امکانی فراهم آمده که نهادها، سازمانها، دانشگاهها، مدارس و کانونهای مساجد سراسر کشور از طریق پلتفرم کتاب پلاس، این پویش را بهطور مستقل در مجموعه خود برگزار کنند.
این پویش قرار است بهطور همزمان در ۱۷۶ دانشکده و دانشگاه اجرا شود.
علاقهمندان برای شرکت در این پویش میتوانند به پایگاه اینترنتی این ناشر به نشانی http://neyestanbook.com مراجعه کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، سی و یکمین مراسم اهدای جوایز انجمن تهیهکنندگان آمریکا (PGA) ساعتی پیش (شنبه شب ۱۸ ژانویه به وقت آمریکا) اسامی برندگان ۲۰۲۰ خود را در بخشهای فیلمهای سینمایی و برنامههای تلویزیونی در هالیوود پالادیوم اعلام کرد.
این جوایز از مهمترین جوایزی است که تقریباً میتواند معرف برنده جایزه اسکار در همین بخش باشد. در ۳۰ سال پیش ۲۱ برنده جوایز انجمن تهیه کنندگان آمریکا موفق به کسب جایزه اسکار هم شده است که شامل «کتاب سبز» برنده سال پیش نیز میشود. با این حال ۲ سال پیشتر یعنی ۲۰۱۸ و ۲۰۱۷ برندگان یکی نبودند و در حالی که انجمن تهیه کنندگان جوایز خود را به «لالالند» و «کمبود بزرگ» داد، اسکار به «مهتاب» و «اسپاتلایت» رسید.
این مراسم که با ترانهای با اجرای ادینا منزل از انیمشن «یخ زده ۲» با عنوان به سوی ناشناخته» که نامزد اسکار هم است، شروع شد، جایزه اصلی خود را در بخش فیلمهای سینمایی به فیلم «۱۹۱۷» اهدا کرد و این فیلم را برنده جایزه داریل اف. زانوک که به بهترین تهیهکننده سال اهدا میشود، نامید.
«فورد در برابر فراری»، «ایرلندی»، «جوجو خرگوش»، «جوکر»، «چاقوها بیرون»، «زنان کوچک»، «داستان ازدواج»، «روزی روزگاری در هالیوود» و «انگل» دیگر نامزدهای این بخش بودند.
انجمن تهیهکنندگان آمریکا در بخش فیلمهای انیمیشن نیز جایزه بهترین تهیه کننده را به «داستان اسباب بازی ۴» داد. در این بخش «نفرتانگیز»، «یخزده ۲»، «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید: دنیای پنهان» و «حلقه گمشده» دیگر نامزدها بودند.
در ۴ سال اخیر برندگان این بخش شامل «اسپایدر من: درون اسپایدر ورس»، «کوکو»، «زوتوپیا» و «درون بیرون» بودند که همگی به عنوان بهترین انیمیشن اسکار هم انتخاب شدند.
در بخش برنامههای تلویزیونی فصل دوم «جانشینی» به عنوان برنده انتخاب شد. در این بخش فصل دوم سریال «دروغهای کوچک بزرگ»، فصل سوم «تاج»، فصل هشتم «بازی تاج و تخت» و فصل اول «نگهبانان» نامزد دریافت جایزه نورمن فلتن بهترین سریال درام بودند.
فصل دوم «فلی بگ» نیز به عنوان برنده جایزه دنی توماس برای سریال کمدی انتخاب شد. فصل دوم سریال «بری»، فصل سوم «خانم میزل شگفتانگیز»، فصل پنجم «شیتز کریک» و فصل هفتم «ویپ» دیگر نامزدهای این جایزه بودند.
«چرنوبیل» سریال اچبیاو که برنده امی شده نیز به عنوان برنده جایزه دیوید ال. وولپر برای بهترین سریال کوتاه انتخاب شد. دیگر نامزدهای این بخش شامل «فاسی / وردون»، «کارآگاه واقعی»، «باورنکردنی» و «وقتی ما را میبینند» بودند.
در بخش فیلمهای تلویزیونی یا استریمشده هم «آپولو: ماموریتها در ماه» به عنوان برنده انتخاب شد و توانست «پسر آمریکایی»، «آینه سیاه: افعیها ضربه میزنند»، «دد وود» و «ال کامینو: فیلم برکینگ بد» را پشت سر بگذارد.
در بخش مستند نیز «آپولو ۱۱» که درباره جزییات فرود تاریخی بر کره ماه در سال ۱۹۶۹ است به عنوان برنده انتخاب شد و «ترک ناکجاآباد» مستند اچبیاو درباره آزار جنسی توسط مایکل جکسون به عنوان فیلم غیرداستانی تلویزیونی انتخاب شد.
جین فوندا و لیلیتا ملین بازیگران سریال «گریس و فرانکی» نیز جایزه نورمن لیر برای یک عمر دستاورد را به تهیه کننده این سریال یعنی مارتا کافمن اهدا کردند.
برندگان جوایز افتخاری امسال برد پیت، دیدی گاردنر و جرمی کلاینر مالکان کمپانی تولید «پلن بی» بودند که تهیه فیلمهای مطرحی چون «۱۲ سال بردگی» را در کارنامه دارد. این کمپانی با دریافت جایزه دیوید او سلزنیک تجلیل شد. جایزه افتخاری استنلی کرامر نیز به لاینزگیت که تهیه کننده «بامب شل» است، اهدا شد.
به گزارش خبرنگار مهر، در پی انتقام موشکی سپاه برای انتقام خون سردار حاجقاسم سلیمانی حجتالاسلام محمدحسین انصارینژاد شعر جدیدی با عنوان «شهادتنامه» سروده و آن را به سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تقدیم کرده است.
اینشاعر شعر خود را به پاس شجاعت، صداقت و غربت سردار حاجیزاده و شهیدسلیمانی و تمام کسانی که در راه میهن اسلامی فدا میشوند، به اینسردار سپاه تقدیم کرده است.
مشروح متن اینسروده را میخوانیم:
سردر بغل باید میان جاده باشی پیش از شهادت هم به خون افتاده باشی
حق است خاطرخواهت اسماعیل باشد وقتی به مسلخ این چنین آماده باشی
یعنی شهادتنامه از دستت نیفتد بی وقفه بانگ ارجعی سرداده باشی
شوری دگرگون می کند خانه خرابت درقصرشیرین یا که در آباده باشی
باید گناهی تازه را گردن بگیری با آرزوی مرگ، بر سجاده باشی
ویرانی “عین الاسد”جرم کمی نیست وقتی که چون ققنوس، آتشزاده باشی
ازدوستان هم بشنوی زخم زبانها درعین غربت مثل سرو آزاده باشی
دیروز خونخواه سلیمانی و امروز سردرگریبان اینقدر دلداده باشی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، «انگل» و «جوجو خرگوش» برنده جوایز اصلی فیلم هفتادمین دوره جوایز ایس ادی (ACE Eddie) در هتل بورلی هیلتون شدهاند.
جینمو ینگ در بخش فیلم سینمایی دراماتیک به خاطر فیلم «انگل» توانست برنده جایزه شود و رقبای دیگر از جمله «فورد در برابر فراری»، «جوکر»، «ایرلندی» و «داستان ازدواج» را کنار بزند. با این پیروزی برای نخستین بار در تاریخ این جوایز یک فیلم خارجی توانست جایزه اصلی را از آن خود کند.
تام ایگلس هم جایزه بهترین فیلم کمدی تدوینشده را به خاطر «جوجو خرگوش» از آن خود کرد و توانست «دولمایت نام من است»، «وداع»، «چاقوها بیرون» و «روزی روزگاری در هالیوود» را شکست دهد.
هر دو برنده این جوایز در کنار «فورد در برابر فراری»، «جوکر» و «ایرلندی» در بخش بهترین تدوین جوایز اسکار هم نامزد شدهاند.
فیلم «داستان اسباببازی ۴» با تدوین اکسل گدس برنده جایزه بهترین فیلم سینمایی انیمیشن تدوین شده شد و «آپولو ۱۱» با تدوین تاد داگلاس میلر هم در بخش بهترین تدوین مستند موفق به کسب جایزه شد.
در بخش تلویزیون، «بهترین چیزها» با تدوین جنت واینبرگ جایزه بهترین تدوین سریال تلویزیونی کمدی را از آن خود کرد که اپیزود اول از فصل دوم «فلیبگ» با تدوین گری دالنر توانست جایزه بهترین تدوین برای سریال غیربازرگانی تلویزیونی را کسب کند.
برای دومین سال متوالی، اپیزودی از سریال «کشتن ایو» توانست در بخش تلویزیون بازرگانی جایزه بهترین تدوین سریال درام را از آن خود کند. اپیزود «بازی تاج و تخت: شب طولانی» هم با تدوین تیم پورتر توانست جایزه بهترین تدوین سریال درام تلویزیونی غیربازرگانی را به خود اختصاص بدهد. اپیزود «چرنوبیل: ویچنایا پامیات» با تدوین جنکس گادفری و سایمون اسمیت هم جایزه بهترین تدوین مینی سریال را از آن خود کرد.
اپیزود «آمازون در آتش» محصول تیم تحقیقاتی شبکه خبری وایس توانست جایزه بهترین تدوین را در بخش سریال بدون فیلمنامه ببرد و مستند «نام من چیست: محمدعلی» هم در بخش مستند جایزه بهترین تدوین را به خانه برد.
به گزارش خبرنگار مهر، «مسکو، فلکه باغشاه» ماجرایی از فریب خوردن یک سیاستمدار ارشد حزب کمونیست شوروی سابق در ایام جنگ جهانی دوم و ۲۶ سال پس از انقلاب روسیه را روایت میکند.
این اثر نمایشی که در سال ۹۴ از سوی نوید عظیمی، نویسنده برنامههای طنز رادیویی نوشته شده است پیش از این یک بار در دانشگاه کاشان اجرا شده است. در این نمایش که عطا کشاورزجود کارگردانی آن را برعهده دارد، پرستو پرواز، عماد جاویدپور، افشین رازی، علی قنبر و هدیه هاشمی نقشآفرینی میکنند.
قصه «مسکو، فلکه باغشاه» در بستری فانتزی پیش میرود و سرشار از موقعیتهای گروتسک است. همچنین این نمایش با وجود داشتن ساختاری مدرن، از نزدیک شدن به فضاهای سورئال و ابزورد پرهیز کرده است و موقعیتهای گروتسک آن در فضایی رئال رخ میدهد.
داستان «مسکو، فلکه باغشاه» بر رابطه بین پنج شخصیت شامل یک افسر ارشد ک.گ.ب به همراه سربازش و همچنین سیاستمداری کمونیست و همسر و دخترش استوار شده است؛ شخصیتهایی که هر کدام نمایندهای از اقشار گوناگون جامعه شوروی سابق هستند.
از دیگر افرادی که با این اثر نمایشی همکاری کردهاند میتوان از مهرناز حسینعلی طراح لباس و چهرهپردازی، امیرعباس بابایی خراسانی طراح صحنه، افشین رازی طراح نور و گرافیست، محمدحسین خودکار مدیر تولید، مجتبی مسموعی منشی صحنه، ساینا محمدی مدیر صحنه، ارشک مالمیر دستیار صحنه، سارا شفیق عکاس، الهه ستاری و سپهر بهرامیان اجرای چهرهپردازی و محمد هدایتزاده و عارف صدیق اجرای دکور نام برد.
علاقهمندان به «مسکو، فلکه باغشاه» تا پایان دیماه میتوانند با مراجعه به سایت تیوال بلیت این نمایش را تهیه کنند.