دسته: فرهنگ و هنر

  • «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: «فورد در برابر فراری» جذاب‌ترین فیلم سال است. جذابیت از منظر بالابردن آدرنالین برای اشخاصی که فیلم‌های مسابقه‌ای و ورزشی را دوست دارند و می‌خواهند با هیجان بالا و کیفیتی استاندارد فیلمی را در این باره تماشا کنند.

    ساخته جدید جیمزمنگولد دو ستاره سینما را نیز همراه خود دارد، همچنان که درباره دو ستاره ماشین‌سواری نیز هست. ترکیب کریستین بیل و مت دیمون همراه با رقابتی برای فورد و فراری می‌تواند به انگیزه‌های دیدن فیلم بیفزاید و تماشاگر را به وجد بیاورد.

    دو ستاره ماشین‌سازی به مثابه دو غول کمپانی‌های ساخت اتوموبیل قرار است در فیلم به رقابتی تنگاتنگ بپردازند. رقابتی که سال‌ها در مسابقات ماشین سواری ۲۴ ساعته فرانسه درگیر آن بودند.

    این فیلم به علاوه اینها یک درام تاریخی نیز محسوب می‌شود، درامی که قرار است واقعه تلخ تقلب در سال ۱۹۶۶ در مسابقات اتوموبیلرانی فرانسه را نیز نشان‌مان بدهد و کاراکتر اصلی فیلم یعنی کن مایلز را روایت کند که از طبقه متوسط برآمده و در برابر او باندی از مافیای سرمایه‌داری آمریکایی و ایتالیایی قرار دارد.

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    چرا خوب – چرا بد؟

    تدوین فیلم و طراحی صدای آن جایزه اسکار را برای فیلم به ارمغان آورده‌اند. فیلم در طراحی صدا شگفت‌انگیز است. افکت‌های صوتی ماشین‌های آن دوره به خوبی طراحی و در گوش ما همچون گوش راننده تاثیر می‌گذارد و این شاید خلاصه دقیقه آخر فیلم است، اینکه شلبی با بازی مت دیمن نمی‌تواند از صدای گاز ماشینش که لذتی مضاعف را برای او به ارمغان می‌آورد بگذرد و باز ویراژ می‌دهد و در افق گم می‌شود.

    تدوین نیز در فیلم نقش اساسی دارد. موتیف شات‌های متعدد از چهره راننده، پدال‌ها و دنده ماشین به شکل ریتمی درست بکاربرده شده و تمپویی تند را برای مخاطب به نمایش می‌گذارد که میزان آدرنالین و از اساس هیجان مسابقه را برای او تشدید کند.

    روایت منگولد اما مانند بسیاری دیگر از روایت‌های امسال در آثار سینمایی، تقابل بین طبقه متوسط یا متوسط پایین با سرمایه‌داری است. سرمایه‌داری که استخدام می‌کند، رقابت می‌کند، انسان‌ها را بکار می‌گیرد و اخراج می‌کند و اگر زورش نچربد با ناجوانمردی قهرمانی را از مردی از طبقه متوسط جامعه می‌گیرد؛ دقیقاً همان بلایی که بر سر کن مایلز می‌آورند.

    اما فیلم در مجموع سوگواری برای مایلز نیست بلکه در کنار مایلز، کاراکتری به نام شلبی را نیز دارد. کاراکتری که با هر پستی و بلندی عاطفی دست به دست سرمایه‌داری حرکت می‌کند و جلو می‌رود. می‌تواند دوستش را اخراج کند و برای او ریسک کند و پس از مرگ مایلز باز هم به کار خود ادامه دهد.

    درست است که برای شلبی جنبه‌های انسانی و پرسپکتیو شخصیتی تعیین شده است اما در یک نگاه کلی شلبی بیش از مایلز به سرمایه‌داری شرکت‌هایی نظیر فورد نزدیک است. فورد آمریکایی در برابر فراری ایتالیایی که البته در لایه‌های عمیق فیلم نوعی جنگ صنعتی/ ملیتی را نیز یادآوری می‌کند.

    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا
    «فورد در برابر فراری» یا آمریکا در برابر ایتالیا

    بهترین سکانس؛ یک دعوای دوستانه

    وقتی شلبی مجبور به اخراج مایلز می‌شود، فورد در مسابقه شکست می‌خورد، با اینحال شلبی برای سال آینده می‌رود تا مایلز را دوباره به استخدام در آورد اما این‌بار میان دو دوست قدیمی دعوا صورت می‌گیرد. نزاعی که در آن هیچ کدام نمی‌خواهند به دیگری آسیب بزنند و در واقع تبدیل به نزاعی خنده‌آور می‌شود که یادآور شیطنت این از دوره‌ها و سنین پیشین است. زن مایلز از دور به تماشای هر دو می‌نشیند و بعد از اتمام زد و خورد به هر دو نوشابه می‌دهد.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    می‌توانید به مجموعه فیلم‌های رقابتی/ ورزشی یا زندگینامه‌ای نگاهی بیندازید. فیلم‌هایی نظیر مجموعه «راکی» که در آن هم بحث آمریکایی بودن شخصیت اول و تقابل ملی / سیاسی جنگ سرد در قسمت‌های گوناگون آن موج می‌زند.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    به نظر فیلم بر روی یک تاریخ تراژیک تاکید می‌کند، تاریخ تراژیک انسانی به نام مایلز که قهرمان نشد؛ اما از منظر دیگر رقابت فورد و فراری یک رقابت سیاسی است که باید آن را از همین جنبه مورد بررسی قرار داد.

  • فیلم کوتاه «شهربازی» را در خانه تماشا کنید

    فیلم کوتاه «شهربازی» را در خانه تماشا کنید

    فیلم کوتاه «شهربازی» را در خانه تماشا کنید

     

    فیلم کوتاه «شهربازی» را در خانه تماشا کنید
    فیلم کوتاه «شهربازی» را در خانه تماشا کنید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پرؤژه فیلم کوتاه شهربازی به کارگردانی کاوه مظاهری، از ۷ فروردین، ساعت ۱۲ ظهر، به مدت یک ماه در سایت و اپلیکیشن  وُدیو به صورت آنلاین نمایش داده خواهد شد.

    شهربازی با کسب جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی مسابقه بین الملل جشنواره فویل در ایرلند شمالی، به عنوان نماینده ایران در رشته فیلم کوتاه داستانی برای رقابت در جوایز آکادمی اسکار ۲۰۲۱ معرفی شده است.

    این فیلم درباره خانواده‌ای است که برای فرار از موقعیت بد اقتصادی، با جانشان بازی می‌کنند تا پول بیشتری به دست بیاورند.

    سونیا سنجری، سروش سعیدی و آرتین ربیعی بازیگران اصلی فیلم هستند.

    از دیگر عواملی که با مظاهری در ساخت این فیلم همکاری داشته‌اند می‌توان به سپینود ناجیان همکار فیلمنامه نویس، بهروز بادروج مدیر فیلمبرداری، پویان شعله ور تدوینگر، رها دادخواه طراح صحنه و لباس، کیتو سیکوئرا آهنگساز، حسنا خان محمدی چهره‌پرداز، هادی معنوی پور صدابردار، حسین قورچیان صداگذار، مهدی برجیان مجری طرح و مدیر تولید، بهنام راهنمایی دستیار اول کارگردان، مینا همدانی برنامه ریز، محمد معصومی عکاس و سوسن آذری طراح پوستر اشاره کرد. تهیه‌ کنندگی آن مشترکا بر عهده کاوه مظاهری، سروش سعیدی و پویان صدقی بوده است.

    این فیلم محصول مشترک ایران و کانادا و شرکت دارواش فیلم و تری براز فیلم بوده است.

  • «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش
    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    در سومین نوبت، از فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» می‌گوییم؛ فیلمی به کارگردانی نرگس آبیار که اتفاقاً به تازگی و در آخرین روزهای سال گذشته جایزه «زنان برتر و موفق جهان اسلام» را در حضور رییس جمهور پاکستان دریافت کرد؛ جایزه‌ای که هر ساله به زنان موفق و تاثیرگذار کشورهای مختلف جهان اسلام اعطا می‌شود. اما این تنها موفقیت خالق «شبی که ماه کامل شد» نیست. می‌شود نشست و جوایز و سیمرغ‌های این فیلم در جشنواره‌های داخلی و خارجی را فهرست کرد. هر رکن از این فیلم از عکاسی و چهره‌پردازی گرفته تا کارگردانی و بازی بازیگرانش در رویدادهای مختلف  داخلی به چشم داوران آمده و همین ویژگی تا حدودی نشان می‌دهد که با چه فیلمی سر و کار داریم.

    حضور در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر اولین گام این فیلم بود و در همان مقطع سانس‌های فوق‌العاده و استقبال منتقدان و مخاطبان سبب شد برخی ارگان‌ها و سازمان‌ها که پیش‌تر حاضر به حمایت از فیلمنامه‌ آن نشده بودند، آه از نهادشان برخیزد؛ چراکه فیلمی روایتی درست از یک اتفاق ملتهب معاصر ارایه داده بود، اتفاقی که اتفاقاً ملی بود و در دوره‌ای بند به بند کشور را به حوادثی تلخ گره زده بود.

    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش
    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    عبدالمالک ریگی را همه می‌شناسند؛ تروریست منطقه سیستان و بلوچستان و سرکرده گروهک تروریستی جندالله که در دهه ۸۰ نامش عجین با سایه مرگ بود. گاه در مسجدی بمب‌گذاری می‌کرد، گاه کودکان را به عملیات‌های انتحاری می‌فرستاد و گاه سر از تن سربازان جدا می‌کرد و همه این‌ها را به بهانه مبارزه با آنچه خود ظلم می‌پنداشت انجام می‌داد! اقداماتی که به‌نوعی انتقام از بلوچ‌ها برای آزادی قوم بلوچ از نابرابری‌های اجتماعی بود! جوان ۲۷ ساله و ریزه اندامی که اتفاقا مختصات یک هیولا را نداشت و اگر به طور تصادفی روزی از کنارش رد می‌شدید، باورتان نمی‌شد که این همانی است که هیولایی در درونش دارد.

    اتفاقاً یکی از نقاط قوت «شبی که ماه کامل شد» همین است که از عبدالمالک ریگی مطابق فرمول‌های دیگر فیلمسازی، چهره‌ای کلیشه‌ای ارایه نکرده و او را یک هیولا نشان نداده است. اما فیلم سراسر روایت سرگذشت عبدالمالک ریگی نیست بلکه قصه اصلی آن مربوط به برادر او یعنی عبدالحمید می‌شود که چگونه تفکرات افراطی برداردش، عشق میان او و همسرش را به مسلخ می‌برد.

    زمانی که «شبی که ماه کامل شد» به نمایش درآمد کسی تصور نمی‌کرد به همین زودی‌ها و به فاصله یک سال از رونمایی اش، دنباله‌ای بر آن توسط یک کارگردان دیگر ساخته شود. «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان هم حول محور عبدالمالک ریگی ساخته شد که در جشنواره سی و هشتم به نمایش درآمد. همین اتفاق سرآغازی برای مقایسه ۲ فیلم بود که ببینند «ریگیِ» کدام بهتر و شبیه تر درآمده است؟ کدام یک قهرمان محورتر است؟ اصلا کدام یک روایت درست‌تری را ارایه می‌دهد؟ مقایسه‌ای که البته گاهی نظرها را به سمت «شبی که ماه کامل شد» می‌چرخاند.

    در دوره سی و هشتم جشنواره بود که خبر رسید قسمت سوم این فیلم هم در راه است تا سرگذشت عبدالمالک ریگی سه گانه شود، موضوعی که هر چند در آن زمان نسبت به انعکاسش در آثار سینمایی غفلت شد اما گویا حالا این مساله در حال جبران است تا یادمان باشد چگونه آن روزهای سخت و ناآرامی‌ها گذشت. طبق شنیده‌ها حلقه واسط و نقطه مشترک سومین روایت سینمای ایران از پرونده ریگی هم مانند دو نسخه قبلی کسی نیست جز مرتضی اصفهانی. مشاور امنیتی بخش عمده‌ای از فیلم‌ها و سریال‌ها که حالا جدی‌تر از قبل پیگیری به سرانجام رساندن یک سه‌گانه سینمایی درباره پرونده عبدالمالک ریگی را برعهده گرفته است.

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    «شبی که ماه کامل شد» در سال گذشته در باکس اکران عید فطر روی پرده رفت و بالغ بر ۲۲ میلیارد تومان را برای گیشه‌ها به ارمغان آورد تا بالاتر از فیلم‌های کمدی در جدول فروش قرار بگیرد و رونقی به سینماها داد تا ضرر گیشه‌های تابستانه تا حدودی جبران شود.

    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش
    «شبی که ماه کامل شد» و تلخی‌هایش

    «شبی که ماه کامل شد» را می‌توان یک فیلم ۲ بخشی دانست که بخش اولش را عاشقانه‌ای در بر می‌گیرد و بخش دومش با چالش آدم‌ها و سیر تحولشان شروع می‌شود. فیلمی که عده‌ای در زمان اکران عمومی زمان آن را طولانی و برخی سکانس‌های آن را اضافه دانستند و برخی دیگر به این وجه فیلم خرده گرفتند که هرچند مرز باریکی بین طایفه بزرگ ریگی و به طور کلی مردمان سیستان و بلوچستان و تروریست‌های جندالله قائل است اما دیالوگ‌هایِ جداکننده گاهی به ورطه شعار می‌افتد.

    عده‌ای دیگر هم از زاویه ساختار به نرگس آبیار خرده گرفتند که بیش از هر چیز، استفاده بیش از اندازه از دوربین روی دست ساختار فیلم را از قاعده خارج کرده است.

    با این حال نباید حضور بی‌باکانه کارگردان این فیلم در لوکیشن‌های سختی همچون بنگلادش را فراموش کرد، لوکیشن‌هایی که به گفته بازیگران سطحی‌ترین اتفاقش بوی مشمئزکننده محیط بوده است.

    برخی از مخاطبانی که این فیلم را دیده بودند به دلیل روشنگری فیلم از یک واقعیت تاریخی و اینکه در بستری عاشقانه روایت می‌شد، آن را خوب توصیف می‌کردند، برخی آن را فیلمی تلخ می‌دانستند، برخی نیز نقش آفرینی الناز شاکردوست و هوتن شکیبا به عنوان بازیگران اصلی را نقطه غافلگیری عنوان می‌کردند.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    «شبی که ماه کامل شد» از آن دسته از فیلم‌هایی است که تلخی حوادثش احتمالاً چند روزی گلویتان را بگیرد، در ذهنتان بارها داستانش را مرور و به این فکر کنید که مرز خشونت‌گرایی آدم‌ها تا کجاست؟ تفکر افراطی تا کجا می‌تواند پیش برود و از لطیف‌ترین آدم‌ها چه هیولاهایی می‌سازد؟

    صحنه‌های اکشن فیلم هم اتفاقی تازه در سینمای ایران است که هرچند نمونه خارجی اش را بارها دیده‌اید اما این میزان از زد و خورد در یک فیلم ایرانی شما را شگفت زده می‌کند.

  • «قصه نقلی» حسن دادشکر به خانه‌ بچه‌ها می‌رود

    «قصه نقلی» حسن دادشکر به خانه‌ بچه‌ها می‌رود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هر روز صبح یکی از تولیدات امور سینمایی یا تئاترهای کانون در پرتال اینترنتی منتشر می‌شود. به همین منظور تئاتر «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر در روز سه‌شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۹ از ساعت ۹ صبح به نمایش در می‌آید.

    تئاتر «قصه نقلی» تولید سال ۱۳۸۲ مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.

    این نمایش داستان کودکی زرنگ و مهربان به‌نام «نقلی» است که با بقچه‌ای پر از خوراکی و گل‌های زیبا به دیدن مادربزرگش می‌رود. در راه گرگ بدجنس او را به بیراهه می‌فرستد و خودش به خانه مادربزرگ می‌رود و مادربزرگ را قورت می‌دهد و به جای او می‌خوابد. نقلی پس از پیدا کردن راه و رسیدن به خانه مادربزرگ، گرگ را می‌شناسد و با کمک آقای شکارچی گرگ را می‌گیرند … .

    این نمایش از ساعت ۹ صبح روز سه‌شنبه پنجم فروردین به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترس است.

    در جریان برنامه پخش اینترنتی فیلم‌ها و تئاترهای کانون، پیش از این فیلم‌های «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زنده‌یاد یداله صمدی، «خمره»، «هامون و دریا» و «بچه‌های نفت‌» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» به کارگردانی امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «آلبوم» به کارگردانی غلامرضا حیدرنژاد، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایش «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، تئاتر «به خاطر سارا» به کارگردانی حمید گلی و انیمیشن «رویا در یک روز» به کارگردانی صادق جوادی بدین شکل به نمایش درآمدند.

    نمایش اینترنتی این فیلم‌ها و تئاترها تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ ادامه دارد.

    در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، با تلاش داوطلبانه مربیان کانون محتواهایی در حوزه‌های فرهنگی، هنری، ادبی و سرگرمی تولید می‌شود و در اختیار کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها قرار می‌گیرد.

    همچنین گزیده‌ای از انیمیشن‌ها، فیلم‌ها، تئاترها و کتاب‌های کانون به‌صورت رایگان برای استفاده خانواده‌ها منتشر شده است.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای دسترسی به این فیلم‌ها به پایگاه omid.kpf.ir مراجعه یا با هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» این آثار و فیلم‌ها را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنند.

    این طرح، تا پایان تعطیلی مدارس به دلیل شیوع کرونا ادامه خواهد داشت.

  • استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

     

    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد
    استرالیا همه سینماها را تعطیل کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، به دنبال بالارفتن درجه امنیت در استرالیا برای مقابله با ویروس کرونا، دولت این کشور همه سینماها را تعطیل کرد.

    این دستور یکشنبه بعداز ظهر به وقت محلی داده شد و از امروز دوشنبه به بسته شدن سینماها منجر شد. این دستور می‌تواند تا چندین ماه به طول انجامد.

    این اقدام بخشی از مجموعه اقداماتی است که به دنبال بالا رفتن اندازه خطر ابتلا به ویروس کرونا اتخاذ شده است و شامل همه مکان‌های اجتماعی می‌شود. کافه‌ها، رستوران‌ها، بارها، مکان‌های ورزشی از دیگر مکان‌هایی هستند که با این دستور تعطیل شده‌اند. رستوران‌ها هم فقط می توانند خدمات بیرون‌بر ارایه کنند. مدرسه‌ها هنوز باز هستند.

    تاکنون ۱۳۱۴ مورد ابتلا به ویروس کرونا در استرالیا گزارش شده که نزدیک به نیمی از آنها در نیوساوت ولز بوده‌اند. این ایالت شامل سیدنی که مرکز صنعت فیلم استرالیا است، می‌شود. تاکنون ۷ تن بر اثر ابتلا به ویروس کرونا جان باخته‌اند.

    در استرالیا زنجیره سینمایی «پالاس» از هفته پیش تعطیل شده بود. دیگر سینماهای زنجیره‌ای شامل «هویتس»، «دندی» و «اوِنت» به فعالیت خود ادامه داده بودند اما با کاهش ظرفیت مطابق با دستورالعمل‌های دولت فاصله تماشاگران را رعایت کرده بودند.

    در این فاصله اکران فیلم‌های جدید نیز کاهش یافت که شامل هم فیلم‌های استودیوهای هالیوودی و هم فیلم‌های داخلی می‌شد. «جنگ جاری» از ویلیج رودشاو تنها عنوان فیلم جدید بود که در همین آخر هفته راهی سینماها شد.

    اما ویلیج رودشاو نیز صبح دوشنبه اعلام کرد سینماهای خود را در استرالیا تعطیل می‌کند. این کمپانی همچنین پارک‌های موضوعی‌اش از جمله پارک گلد کوست کویینزلند را تعطیل کرده است.

    اکران فیلم استرالیایی «باغ مخفی» نیز که قرار بود هفته پیش راهی سینماها شود، متوقف شد و نمایش این فیلم از هفته پیش لغو و به زمان دیگری موکول شد.

  • قطعه‌ای گمنام اما آشنا به گوش ایرانیان/شنوندگان عزیز توجه فرمایید

    قطعه‌ای گمنام اما آشنا به گوش ایرانیان/شنوندگان عزیز توجه فرمایید

    به گزارش خبرنگار مهر، مارش موسوم به «۲۱ حمزه» با نام اصلی «مارش شهریار» ساخته علی اکبر دلبری هنرمند ساکن انگلستان یکی از مهم‌ترین نمادهای پیروزی رزمندگان دوران دفاع مقدس در عملیات‌های مختلف بود که با صدای محمود کریمی علویجه با نوای همیشگی و لحن به یاد ماندنی «شنوندگان عزیز توجه فرمایید… شنوندگان عزیز توجه فرمایید» تبدیل به یکی ماندگارترین آثار موسیقایی پس از انقلاب شد.

    سید وحید حسینی پژوهشگر و کارگردان مستند تحسین‌شده «بزم رزم» درباره این موسیقی چنین روایت می‌کند: «این صدای مارش پیروزی است. مهم‌ترین نماد جنگ که هنوز مارش آغازینش ذهن را به آن روزها (دوران دفاع مقدس) می‌برد. حتی برای آنهایی که نبودند. این موسیقی همواره پیام ظفر می‌داد. اما از نام و نشانش خبری نبود.»

    حمیدرضا خزایی مدیر «رادیو جبهه» در دوران دفاع مقدس درباره استفاده ناگهانی از  این قطعه گمنام برای اعلان پیروزی‌ها گفته است: «این مارش روزهای اول جنگ به دست ما نرسید بلکه مدت‌ها از جنگ گذشته بود که همکاران ما در آرشیو رادیو اهواز این مارش را برای ما ارسال کردند. این مارش مربوط به رژه ارتش قبل از پیروزی انقلاب بود که پس از انقلاب در تمام روزهای عملیات از آن استفاده می‌کردیم منتها چون مربوط به دوران قبلی بود اسمش را «مارش حمله» گذاشته بودیم.»

    آنگونه که جستجوهای پژوهشگر و کارگردان نشان می‌دهد قطعه پس از پیروزی انقلاب به نام «نت مارش ۲۱ حمزه» با نام نُت «سرود وحدت» در بین نوازندگان دسته‌های موزیک نظام دست به دست می‌شده است.

    اما نت قدیمی این مارش که از دانشگاه افسری امام علی(ع) به دست آمد، ارمغان تازه‌ای با خود داشت. اینکه نام اصلی نت که روی آن با ماژیک سبز خط خطی شده بود مارش «شهریار» نام داشت. قطعه‌ای که در جشن‌های شاهنشاهی و مارش‌های نظامی محمدرضا پهلوی به مناسبت‌های مختلف بارها و بارها اجرا شده بود.

    علی‌اکبر دلبری سازنده مارش «شهریار» در نمایی از مستند «بزم رزم»

    علی اکبر دلبری سازنده مارش «شهریار» که اکنون در انگلستان حضور دارد در سال ۱۳۱۶ وارد ارتش شده و پس از آن نیز به عنوان ریس موزیک مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۳۳ بود که مارش «شهریار» را ساخت و به گفته خودش این قطعه تبدیل به مارش رسمی ژاندارمری شد.

    جالب اینکه وی در گفتگوی تلفنی با کارگردان بزم رزم بر این نکته تاکید کرده که وقتی این مارش برای خبر اعلام فتح خرمشهر پخش شد او به خود می‌بالیده که با ساخت یک اثر برای وطنش قدمی برداشته و وقتی این اثر را شنیده اشک از چشمانش سرازیر شده است.

    به هر ترتیب مارش «شهریار» یا «۲۱ حمزه» یا «حمله» یا «پیروزی» بخشی از هویت موسیقایی نسلی است که در سال‌های جنگ شاید هر روز شنونده نوعی از موسیقی بودند که برایش دربرگیرنده انواع و اقسام آلام رونی بود که ممکن بود که در روح و ذهن هر شنونده‌ای تاثیر جداگانه‌ای داشته باشد.

    اتفاقاً همین تناقض ذهنی است که یک مارش نظامی ۶۸ ساله که ساز ایرانی هم در ترکیب سازی و موسیقایی آن نیست این چنین تبدیل به یک خاطره موسیقایی ماندگار با همه پیچیدگی هایش برای همه ایرانیان کرده است.

  • قطعه‌ای گمنام اما آشنا به گوش ایرانیان/شنوندگان عزیز توجه فرمایید

    قطعه‌ای گمنام اما آشنا به گوش ایرانیان/شنوندگان عزیز توجه فرمایید

    به گزارش خبرنگار مهر، مارش موسوم به «۲۱ حمزه» با نام اصلی «مارش شهریار» ساخته علی اکبر دلبری هنرمند ساکن انگلستان یکی از مهم‌ترین نمادهای پیروزی رزمندگان دوران دفاع مقدس در عملیات‌های مختلف بود که با صدای محمود کریمی علویجه با نوای همیشگی و لحن به یاد ماندنی «شنوندگان عزیز توجه فرمایید… شنوندگان عزیز توجه فرمایید» تبدیل به یکی ماندگارترین آثار موسیقایی پس از انقلاب شد.

    سید وحید حسینی پژوهشگر و کارگردان مستند تحسین‌شده «بزم رزم» درباره این موسیقی چنین روایت می‌کند: «این صدای مارش پیروزی است. مهم‌ترین نماد جنگ که هنوز مارش آغازینش ذهن را به آن روزها (دوران دفاع مقدس) می‌برد. حتی برای آنهایی که نبودند. این موسیقی همواره پیام ظفر می‌داد. اما از نام و نشانش خبری نبود.»

    حمیدرضا خزایی مدیر «رادیو جبهه» در دوران دفاع مقدس درباره استفاده ناگهانی از  این قطعه گمنام برای اعلان پیروزی‌ها گفته است: «این مارش روزهای اول جنگ به دست ما نرسید بلکه مدت‌ها از جنگ گذشته بود که همکاران ما در آرشیو رادیو اهواز این مارش را برای ما ارسال کردند. این مارش مربوط به رژه ارتش قبل از پیروزی انقلاب بود که پس از انقلاب در تمام روزهای عملیات از آن استفاده می‌کردیم منتها چون مربوط به دوران قبلی بود اسمش را «مارش حمله» گذاشته بودیم.»

    آنگونه که جستجوهای پژوهشگر و کارگردان نشان می‌دهد قطعه پس از پیروزی انقلاب به نام «نت مارش ۲۱ حمزه» با نام نُت «سرود وحدت» در بین نوازندگان دسته‌های موزیک نظام دست به دست می‌شده است.

    اما نت قدیمی این مارش که از دانشگاه افسری امام علی(ع) به دست آمد، ارمغان تازه‌ای با خود داشت. اینکه نام اصلی نت که روی آن با ماژیک سبز خط خطی شده بود مارش «شهریار» نام داشت. قطعه‌ای که در جشن‌های شاهنشاهی و مارش‌های نظامی محمدرضا پهلوی به مناسبت‌های مختلف بارها و بارها اجرا شده بود.

    علی‌اکبر دلبری سازنده مارش «شهریار» در نمایی از مستند «بزم رزم»

    علی اکبر دلبری سازنده مارش «شهریار» که اکنون در انگلستان حضور دارد در سال ۱۳۱۶ وارد ارتش شده و پس از آن نیز به عنوان ریس موزیک مشغول به کار شد. او در سال ۱۳۳۳ بود که مارش «شهریار» را ساخت و به گفته خودش این قطعه تبدیل به مارش رسمی ژاندارمری شد.

    جالب اینکه وی در گفتگوی تلفنی با کارگردان بزم رزم بر این نکته تاکید کرده که وقتی این مارش برای خبر اعلام فتح خرمشهر پخش شد او به خود می‌بالیده که با ساخت یک اثر برای وطنش قدمی برداشته و وقتی این اثر را شنیده اشک از چشمانش سرازیر شده است.

    به هر ترتیب مارش «شهریار» یا «۲۱ حمزه» یا «حمله» یا «پیروزی» بخشی از هویت موسیقایی نسلی است که در سال‌های جنگ شاید هر روز شنونده نوعی از موسیقی بودند که برایش دربرگیرنده انواع و اقسام آلام رونی بود که ممکن بود که در روح و ذهن هر شنونده‌ای تاثیر جداگانه‌ای داشته باشد.

    اتفاقاً همین تناقض ذهنی است که یک مارش نظامی ۶۸ ساله که ساز ایرانی هم در ترکیب سازی و موسیقایی آن نیست این چنین تبدیل به یک خاطره موسیقایی ماندگار با همه پیچیدگی هایش برای همه ایرانیان کرده است.

  • «سیستم گرون هولم» یا برای رسیدن به هدف‌ حاضرید چه جنایاتی کنید؟

    «سیستم گرون هولم» یا برای رسیدن به هدف‌ حاضرید چه جنایاتی کنید؟

    به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز فرهنگی و هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «سیستم گرون هولم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که از فضای طنازانه و هیجان‌انگیز برخوردار است، می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    داستان «سیستم گرون هلم» از این قرار است که چهار نفر متقاضی یک شغل بسیار مهم در یک کنسرن گردن کلفت جهانی چند ملیتی هستند یکی از این چهار نفر، کارمند این کنسرن است و وظیفه سه نفر دیگر شناسایی این فرد است. مصاحبه‌ای کاملا غیرمتعارف با «سیستم گرون هلم» که با شیوه‌های روان کاوانه ابزورد و تحقیرکننده، پرده از روی تمام رازها، ضعف‌ها و به طور کلی زندگی شخصی کاندیداها بر می‌دارد…

    در این نمایش شاهد این هستیم که چهار انسان کاملاً متفاوت برای رسیدن به هدف مادی‌شان حاضر به نابودی تمام ارزش‌های معنوی خود و دیگران هستند؛ به یکدیگر به شکل رقیبی سرسخت می‌نگرند و برای تصاحب این شغل پر زرق و برق، تن به هر خفتی می‌دهند و به‌سان گرگ‌های وحشی، با زیر پا نهادن تمام معیارهای اخلاقی و انسانی به جان هم می‌افتند.

    گالچران نویسنده اسپانیایی این نمایشنامه با این اثر که ترکیبی است از درام، کمدی و نمایش روان کاوانه جنایی، مشکل روز بسیاری از کشورهای جهان یعنی «بیکاری» را با خشونت تمام و در عین حال بسیار مفرح، به تصویر می‌کشد.

    این اثر نمایشی نوشته جوردی گالچران در سال ۹۳ با بازی الهام پاوه‌نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، رضا مولایی در فرهنگسرای نیاوران به صحنه رفت که البته پس از آن هم مجددا اجرا شده است.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • رونمایی از نخستین ویدئوی «آقازاده» به بهانه تولد جمشید هاشم پور

    رونمایی از نخستین ویدئوی «آقازاده» به بهانه تولد جمشید هاشم پور

    رونمایی از نخستین ویدئوی «آقازاده» به بهانه تولد جمشید هاشم پور

     

    رونمایی از نخستین ویدئوی «آقازاده» به بهانه تولد جمشید هاشم پور
    رونمایی از نخستین ویدئوی «آقازاده» به بهانه تولد جمشید هاشم پور

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سریال «آقازاده»، گروه کارگردانی و تولید سریال «آقازاده» درباره رونمایی از نخستین ویدئوی این مجموعه اعلام کرد: «دوست داشتیم تولد استاد هاشم پور را در گروه و سر صحنه تبریک بگوییم اما حالا در روزهایی که کار به خاطر کرونا متوقف شده است با انتشار این ویدئو تولد استاد را تبریک می گوییم. به این امید که هرچه زودتر بتوانیم دور هم جمع بشویم و ادامه سریال را بسازیم.»

    هاشم پور ۷۶ ساله در دومین تجربه سریالی خود نقش مرد قدرتمند پشت پرده داستان را ایفا می کند و چهره‌ای خاص و در سایه است.

    این بازیگر باسابقه دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فجر را با فیلم «هیوا» از آن خود کرد و ۲ سال پیش با «دارکوب» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد. «واکنش پنجم»، «قارچ سمی» و «مسافر ری» از دیگر آثار تحسین شده او پس از انقلاب به حساب می‌آیند.

    بازیگران «آقازاده» عبارتند از امین تارخ، امیر آقایی، مهدی سلطانی، ثریا قاسمی، لعیا زنگنه، جمشید هاشم پور، سینا مهراد، دیبا زاهدی، سامیه لک، مسعود فروتن، سعید داخ و امین حیایی با حضور کامبیز دیرباز و هنرمندی نیکی کریمی، با حضور افتخاری محمدحسین لطیفی.