دسته: فرهنگ و هنر

  • سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود
    سینماهای سنگاپور از امروز تعطیل می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، دولت سنگاپور دستور داد همه سینماهای کشور به مدت یک ماه تعطیل شوند. این اقدام برای جلوگیری از گسترس ویروس کرونا انجام شده است. تعطیلی سینماها از امروز پنج شنبه ساعت ۱۲ ظهر شروع می‌شود و تا ۳۰ آوریل ادامه خواهد داشت.

    دولت سنگاپور هر نوع گردهمایی بالای ۱۰ نفر را ممنوع کرده و این مقررات جدید برای کلوپ‌ها و تئاترها وضع شده که به دلیل نزدیک بودن افراد با هم احتمال ابتلا به ویروس را زیاد می‌کند.

    سنگاپور در کنترل ویروس کرونا خیلی موفق عمل کرده و با شروع گسترش ویروس بلافاصله مرزهایش را بست، اما در چند روز اخیر شمار مبتلایان تایید شده دارد به آهستگی افزایس می‌یابد.

    سه شنبه سنگاپور اعلام کرد ۴۹ مورد جدید ابتلا مشاهده شده و در مجموع تاکنون ۵۵۸ نفر به این ویروس آلوده شده‌اند و تنها ۲ مورد مرگ وجود داشته است. از این میان ۳۲ نفر از مسافرانی بوده‌اند که از بریتانیا راهی این کشور شده بودند.

    بخش سینمای سنگاپور از سه گروه بزرگ تشکیل شده و در مجموع ۲۹۷ سالن سینما برای جمعیت ۵.۶ میلیون نفری این کشور وجود دارد.

    فیلم‌های داخلی کمتر از ۵ درصد فروش گیشه این کشور را در سال تشکیل می‌دهند و فیلم‌های هالیوودی در این کشور هوادار زیادی دارد. توجه به سینما در این کشور از بالاترین در سطح جهانی است و هر فرد در سال به تماشای بیش از ۴ فیلم در سینما می‌نشنید. فروش باکس آفیس این کشور در سال ۲۰۱۹ برابر ۱۲۱ میلیون دلار بود.

  • نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد
    نباید برای حال خوب مخاطب فقط «کمدی» تجویز کرد

    بهرام عظیمی کارگردان انیمیشن سینمایی «تهران ۱۵۰۰» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط سینمای ایران در سال جدید گفت: پیش از این می‌گفتیم که مردم به فیلم‌های امیدوارکننده و روحیه بخش نیاز دارند و یا معتقد بودیم که مردم به فیلم طنز و کمدی احتیاج دارند، چرا که شرایط روحی مناسبی ندارند. مساله امروز اما این است که مردم در شرایط فعلی بیشتر از همیشه در شرایط روحیه نامناسب هستند.

    وی بیان کرد: مساله این است که روحیه خراب به چه چیزی نیاز دارد، آیا همین که یک فیلم کمدی در سینماها اکران شود، مشکل حل می‌شود؟ البته فیلم کمدی بسیار خوب است، اما معتقدم هر فیلمی در هر ژانری که ساخته می‌شود باید «خوب» ساخته شود تا مخاطب از آن لذت برد.

    این کارگردان انیمیشن ادامه داد: در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بیش از ۱۰ فیلم درجه یک داشتیم که مخاطب از دیدن آن‌ها لذت می‌برد، اما در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر چنین فیلم‌هایی با این کیفیت وجود نداشت.

    وی تاکید کرد: معتقدم سینمای ایران به فیلم‌های خوب در ژانرهای مختلف نیاز دارد، فیلم‌های خوش ساختی که بتوانند مخاطب را به سینما بکشانند و آن را راضی از سینما بدرقه کنند.

    کارگردان انیمیشن کوتاه «سیم ششم» بیان کرد: نمونه بارز فیلم‌هایی که مخاطب از دیدن آن لذت برد، فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به کارگردانی هومن سیدی بود که البته در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، فیلمی که کمدی نبود اما توانست تأثیر خوبی روی مخاطبان خود داشته باشد.

    وی ادامه داد: سینمای ایران به چنین فیلم‌های خوش ساختی نیاز دارد تا مخاطب با دیدن آن حالشان خوب شود. در سال‌های گذشته فیلم‌های این چنین زیاد داشتیم، اما بعید می‌دانم فیلم‌هایی که در سال ۱۳۹۹ اکران می‌شود بتواند در جذب مخاطب موفق باشند.

    عظیمی در پایان گفت: چندان با این مساله موافق نیستم که چون مخاطب حالش بد است باید فیلم کمدی اکران کرد، فیلم دیدن و وقت گذاشتن برای سینما یعنی لذت بردن، مخاطب به دنبال لذت بردن است و هر مخاطبی ذائقه سینمایی متفاوتی دارد و برای بهتر شدن حال مخاطب نمی‌توان فقط فیلم کمدی تجویز کرد.

  • تیزر روز ملی هنرهای نمایشی منتشر شد

    تیزر روز ملی هنرهای نمایشی منتشر شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، تیزر ویژه روز ملی هنرهای نمایشی با شعار «امسال را در خانه می مانیم» با هنرمندی بهرام شادانفر توسط اداره کل هنرهای نمایشی در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

    در توضیح این نماهنگ آمده است: «مطابق با ۲۷ مارس (روز جهانی تئاتر)، که از سال ۹۶ به عنوان روز ملی هنرهای نمایشی در تقویم رسمی ایران به ثبت رسید در شرایطی برگزار می‌شود که مهم‌ترین تئاترها و تماشاخانه‌ها در ایران و جهان به سبب پیدایش و گسترش ویروس کرونا تعطیل است.

    امسال پیام روز جهانی تئاتر توسط شهید ندیم هنرمند پاکستانی نگاشته شد و در ایران هم پیام روز ملی هنرهای نمایشی را اکبر زنجان‌پور نوشت. متن پیام روز ملی هنرهای نمایشی در تاریخ دوشنبه ۲۶ اسفندماه ۹۸ همزمان با رونمایی از پوستر در منزل زنجان‌پور، به امضای این هنرمند پیشکسوت رسید.

    روابط‌عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی با توجه به تصاویر منتشرشده از رونمایی پوستر و امضای پیام در منزل این چهره شناخته‌شده عرصه فرهنگ و هنر، ویدئویی با شعار «امسال را در خانه می‌مانیم» منتشر کرده که در آن با توجه به رعایت اصول قرنطینه فقط از تصاویر اکبر زنجان‌پور استفاده شده است.

    سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ‌وارشاد اسلامی، سیدمحمدمجتبی حسینی معاون امور هنری وزیر فرهنگ‌وارشاد اسلامی و قادر آشنا مدیرکل هنرهای نمایشی نیز در پیام‌های جداگانه ضمن تبریک روز ملی هنرهای نمایشی به اهالی این هنر بر لزوم عدم برگزاری مراسم جمعی، حفظ فاصله اجتماعی و در خانه ماندن برای پیشگیری از گسترش ویروس کرونا تاکید کردند.

    پوستر و تیزر روز ملی هنرهای نمایشی در سال ۹۹ توسط بهرام شادانفر طراح و گرافیست طراحی و ساخته شده و در ویدئوی ذکرشده از صدای علی جعفری گوینده رادیو و منتقد تئاتر استفاده شده است. »

  • «کرونا» اهدای جوایز تونی را هم به تعویق انداخت

    «کرونا» اهدای جوایز تونی را هم به تعویق انداخت

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، هفتاد و چهارمین دوره اهدای جوایز تونی جدیدترین رویداد صنعت سرگرمی است که به دلیل کنترل ویروس کرونا سر وقت مقرر برگزار نمی‌شود.

    دیروز چهارشنبه اعلام شد که رویداد گرامیداشت بهترین‌های نمایش که قرار بود ۷ ژوئن (۱۷ خرداد) در نیویورک برگزار شود، به تعویق می‌افتد.

    این در حالی است که برادوی از ۱۲ مارس درهایش را بسته است و تهیه کنندگان هر چند ۱۲ آوریل را برای بازگشایی تئاترها اعلام کرده‌اند اما این تاریخ هم ممکن است برای ویروس کرونا دوباره عوض شود زیرا نیویورک شهری است که به شدت درگیر این بیماری شده است.

    بال تئاتر آمریکا که مسئول برگزاری جوایز تونی است با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد بعداً تاریخ برگزاری مراسم اهدای جوایز تونی ۲۰۲۰ و اطلاعات درباره باز شدن دوباره برادوی را اعلام خواهد کرد.

    این در حالی است که «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد» که قرار بود به زودی وارد برنامه‌های نمایشی سال بشود، فعلاً کنار گذاشته شده است.

    جایزه «تونی» تنها جایزه تئاتری نیست که به تعویق افتاده و جوایز «اولیویه» که بالاترین جوایز تئاتری در بریتانیاست و قرار بود ۵ آوریل (۱۷ فروردین) برگزار شود نیز لغو شده است.

  • زایش یک رمان در قرنطینه‌ای خودخواسته

    زایش یک رمان در قرنطینه‌ای خودخواسته

    خبرگزاری مهر -گروه فرهنگ:

    نوروز امسال شاید خاص‌ترین نوروزی باشد که در دو سه دهه اخیر ایران به خود دیده است. نوروزی که به دلیل شیوع بیماری کرونا و بحران اجتماعی بهداشتی پیوست با آن جامعه ایرانی را در نوعی بهت و شک فرو برده است. با این همه و به روایت تاریخ شاید نه به این ابعاد اما در ساختاری متفاوت‌تر این اولین نوروزی نیست که ایران و ایرانیان با بحران روبرو می‌شوند و انسان ایرانی در گذر جبری تاریخ روزگارش را در آن سپری می‌کند. یادداشت‌های که در بخش «روایت بحران» در خبرگزاری مهر طی روزهای اخیر منتشر می‌شود، نگاهی است متفاوت از سوی هنرمندان اهل قلم به زیست و زندگی خود در بحران. روایت‌هایی که گاه عاشقانه است و گاه تلخ. گاه گزارش‌گونه است و گاه کاملاً حس‌برانگیز.

    آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از مصطفی محمدی نویسنده معاصر درباره زایش و تولد یک رمان در یک قرنطینه خودخواسته و اجباری …

    روزهایی که حتی پیام‌های تبلیغاتی هم به یادآوری بهداشت و رعایت نظافت شخصی می‌پردازد، من نمی‌دانم آلودگی‌ها دیگر به چه رویی می‌توانند خودشان را از بسته‌بندی‌های بهداشتی و رسیدگی‌های استاندارد برای پیش‌گیری و جلوگیری از باروری ویروس‌ها و میکروب‌ها جاساز کنند؟! آدم می‌ماند دوستان را توی این اوضاع چگونه بییند… چه‌طوری باهاشان قرار دیدار بگذارد… به چه بهانه‌ای صدای‌شان کند و در را به روی خودش نبندد؟! مگر بهانه‌ای به بزرگی ویروس کوفتی کرونا!

    مگر می‌شود فاصله‌ها را ندید گرفت؟! آنان نمک سرسفره روزهای زندگی ما هستند؛ آن هم توی این روزمرگی‌های روزگار قهر و هجران‌های خلق‌الساعه و فراز و فرودهای سیاسی و اجتماعی! آنان تنها دوستان ما نیستند؛ شرکای غم و هم‌نفس‌های روزهای سخت ما هستند. کوه‌کندن از دورساختن و دورشدن از دوستان آسان‌تر است.

    «راسکلنیکوف» هم باشیم، نمی‌توانیم دو روز بیش‌تر توی چاردیواری‌ها دوام بیاوریم. خریدها را می‌شود یک کاری کرد. سرکار هم نرفت و انداخت گردن روزهای پیش‌بهار و خانه‌تکانی. گرانی‌ها و بی‌صفتی کرونا را هم بهانه چشم‌پوشی از سفرهای نوروزی کرد.

    و حالا که دوستان به‌صلاح و جبر دورۀ قرنطینه‌های خانگی نزدمان نیستند، جای‌شان را به چه می‌شود واگذار کرد. نمی‌شود؛ مگر این‌که آدم تجربۀ جایگزین‌شان را داشته باشد.

    دارم به این چیزها فکر می‌کنم؛ و کتاب «هر روز زاده می‌شوم» که می‌افتد دست‌ام، بیش‌تر پی می‌برم که دوستی نیست که بتواند جای دوستان دیگر را بگیرد، مگر کتاب!

    یکی از همین روزها داشتم می‌خواندم‌اش که رسیدم به این صفحه‌اش:

    «عبده وازن: گفتی سه روز است که از خانه بیرون نیامده‌ای؟

    محمود درویش: گاهی بیش‌تر هم می‌مانم.

    عبده وازن: خانه برای تو چه معنایی دارد؟

    محمود درویش: خانه برای من یعنی هم‌نشینی با خود، با کتاب، موسیقی و کاغذ سپید؛ شبیه گوش‌دادن به ندای درون و تلاش برای بهره‌گیری درست از فرصت. در شصت‌سال‌گی انسان فکر می‌کند دیگر وقت چندانی ندارد. اعتراف می‌کنم فرصت فراوانی را در کارهای بیهوده، در سفر، روابط و…. از این گونه کارها هدر داده‌ام. اکنون هم حریصانه تلاش می‌کنم وقت‌ام را صرف یک کار مهم کنم؛ بخوانم و بنویسم. بسیاری از مردم از عزلت می‌نالند؛ ولی من معتاد شده‌ام، خودم را پرورش داده‌ام و با آن پیمان دوستی صمیمانه‌ای بسته‌ام. گوشه‌نشینی یکی از آزمایش‌های بزرگ انسان برای داشتن قدرت خویشتنداری است. توان چیرگی بر دل‌تنگی و خستگی، نشانه قدرت روحی بسیار والایی است. احساس می‌کنم اگر گوشه‌نشینی را از دست بدهم، خودم را از دست می‌دهم. من علاقه‌مند به ماندن در این عزلت هستم؛ ولی این به‌معنای بریدن از زندگی، واقعیت و مردم نیست….»

    تفکر و اندیشه اگرچه خاموش است، ولی نیرویی بزرگ و عظیم دارد.

    به‌یاد دارم پیش‌تر هم ناچار شده بودم درها را به روی خودم ببندم… خودم را قرنطینه کنم… از محیط‌های آشنا فاصله بگیرم… عزلت گزینم و به‌جای عافیت، تن به بلا دهم. چندان دور نیست آن تجربه، یکی از روزهای همین زمستان بود؛ واپسین نفس‌های بهمن‌ماه سال هشتادوهشت: توی سفر شیراز بودم. ناشر گیر داده بود که پس سفارش ما چه شد؟! فرصت‌ها داشت پیش رویم می‌سوخت و مانند گلوله‌های برف زیر آفتاب تموز آب می‌شد. می‌دانستم که اگر به خانه بازگردم، بایست تلفن‌های پی‌درپی ناشر را پاسخ‌گو باشم که این هم به‌نوعی انرژی مرا خواهد گرفت. که البته توی کوچه‌پس‌کوچه‌های مغزم داشتم رمان را می‌نوشتم؛ ولی ناشر از من برگه‌های سیاه می‌خواست، نه ردپاهایی لای سلول‌های پنهان جمجمه‌ام.

    تا پای‌ام را از هواپیما پایین گذاشتم، توی همان فرودگاه مهرآباد دست‌به‌کار شدم. ساعتی نکشید که دیدم بلندگو صدا می‌زند: «مسافران پرواز تهران به مشهد…» و تا به خودم بیایم، چندصدمتری حرم امام‌رضا علیه‌السلام از تاکسی فرودگاه پیاده شدم.

    خورشید، نمی‌دانم از کجای مشهد، بالا آمده بود. روز داشت روشن و نیمه‌گرم می‌شد. دکان‌ها نصفه‌ونیمه گشوده بودند. از میان‌شان، خواروبارفروشی زیر پاشنه نزدیک‌ترین هتل، گویی خواب مانده باشد. دو بسته نان باگت به‌قاعده بشکه‌های صدلیتری پشت کرکره تکیه داشت. رفتم و یکی‌شان را سپردم به پنجه دست راست‌ام. آمدم آن یکی را هم بردارم که دیدم کیسه‌ای از شیراز تا آن‌جا چسبیده به انگشتان دست چپ‌ام. سوغاتی و سفارش خواهرها بود؛ دو یا شاید هم سه کیلو ترشی هفت‌میوه شیرازی که دهان زن‌ها را آب می‌اندازد. پول نان‌ها را امانت گذاشتم توی دکان کناری و راه‌ام را کج کردم سوی همان هتل. نجسته، اتاقی نیمه‌روشن و تک‌تخته نصیب‌ام شد. دریغ نداشتم به مستخدم بگویم کلید را از پشت در بردار و تا هفته دیگر سراغ‌ام نیا! روی لبۀ تخت نشستم و به خودم گفتم: «خب، اینم یه جای دنج، حالا که چی؟» یکی از سلول‌های‌ام پرسید و توی همان خاموشی میلیاردها سلول دیگر پاسخ‌اش را دادند. دیدم بی‌حوصله هستم و دست‌تنها و خالی از انرژی‌های اولیه؛ و هم‌چنان خسته از سفر شیراز. به‌نظرم، مغز فرمانده بدن نیست؛ بلکه ستاد و محل فرماندهی است. و هیچ چیزی به‌اندازه چشم نمی‌تواند مغز را سرکار گذاشته و یا حتی فریب بدهد. چشم می‌تواند حواس مغز را از پیچیده‌ترین و سخت‌ترین افکار پرت کند. کافی است شما درحال گرفتاری ذهنی و در باتلاق مشکلات و مسائلی که نمی‌توانید روی‌شان متمرکز شوید چه رسد حل‌شان کنید چشم‌تان را به چیزهای دم‌دستی و ناچیز سرگرم سازید. مثلاً بنا کنید وسایل اتاق را شمردن… فاصله اشیا پیش‌پای‌تان را با چشم و وجب و پا اندازه گرفتن و… مغز به‌ناچار دست از افکار پیچیده و پراکنده برمی‌دارد و فریب چشم را می‌خورد و… می‌رود سرکار. و همان‌طور که ناچار بوده به افکار پرت و پیچیده‌تان بپردازد، چیزهایی که چشم برای‌اش آناً می‌فرستد را با اولویت بالایی پردازش خواهد کرد.

    نان‌ها را درآوردم و شمردم: بیست‌وهفت قرص نان باگت چهل سانتی‌متری فرانسوی. سپس خرد و وعده‌بندی‌شان کردم تا ببینم با این‌ها چند روز می‌شود دوام آورد. ترشی‌ها را هم توی هر چه ظرف دم‌دست‌ام بود تقسیم کردم. خوب بود. کارها همان‌طور که می‌خواستم داشت پیش می‌رفت. تا به خودم آمدم، ظهر شده بود. این را می‌شد از صدای اذان که مشهد را برداشته بود پی برد. از دور و نزدیک می‌آمد. شاید هم می‌شد صدای مأذنه حرم را هم تشخیص داد. کمی میز و صندلی را میزان کردم. حالا می‌شد گفت شده است میز کار یک دانش‌جو یا من که می‌خواستم ساعت‌ها و بلکه روزها از پشت آن تکان نخورم. روز نخست سخت بود. مغز هم‌چنان شلاق می‌زد و رام نمی‌شد. بارها بهش گفتم خفه و مطیع شو! سرانجام فرمان معده را به روی‌ام آورد. بلند شدم و نخستین وعده ترشی با نان باگت را خوردم. چیزی درون‌ام انباشته شد ولی سوزش داشت. محل‌اش ندادم. دیگر داشتم حال «راسکلنیکوف» را به خودم اهدا می‌کردم؛ ولی نه آن‌جا محله میدان «سننایا» بود و نه من چون او مالیخولیایی. صدای کیبورد، مانند قالی‌باف‌های حرفه‌ای، آنی سکوت اتاق را تنها نمی‌گذاشت. صدای در آمد. بی‌وقفه‌ای در کار، فقط لب جنباندم: «بذارید و برید». ساعتی که گذشت، دوباره صدا آمد: «آقا! نخوردید، ببرمش؟ سرد شده.» گفتم: «ببرش». لهجه‌اش زیادی شرقی بود؛ به‌گمان‌ام تایبادی. حدس زدم سینی چای را برداشته ولی مکث کرده. این‌بار گفت: «اگه دوباره اوردم، می‌خورید؟» گفتم: «بله، می‌ریزم.» یک ربع بعد باز تقه به در زد: «آقا! این یکی رو گرم بنوشید.» دل‌ام می‌خواست بکشم‌اش داخل، بنشانم‌اش روی تخت و بگویم: «حالا هر چی دلت خواست با من حرف بزن!» تنهایی گریبان‌ام را گرفته بود؛ و من که می‌دانستم شب، روز نویسندگان است، می‌خواستم پای حرف‌ام بمانم. پیش خودم گفتم شکنجه بس است، پس صدای‌اش کن، بلکه کلمات‌اش توی رمان بهِت کمک کند. اصلاً بگذار باهات درددل کند، از زن‌اش، از غربت، از هتل‌دار، از هر چی و هر چه. ولی می‌دانستم که این ندا را هم باید آرام سازم. اسپیکر لپ‌تاپ را راه انداختم. به ترتیب خوانندگانی که صدای‌شان بازۀ صوتی تِنور دارد و بیش‌تر نغمه‌های‌شان از سعدی و آن ابیات توفنده وصال و فراق است، آهنگ‌شان گوش‌نواز شد. گاهی لب‌ام نیز همراهی می‌کرد… «من و تو قصه یک کهنه‌کتابیم مگه نه؟ … یک سوالیم یه سوال بی‌جوابیم مگه نه؟ … عقرب زل کجت با قمر قرینه… تا قمر در عقربه کار ما چنینه….»

    سحر بود که از جا بلند شدم. تازه داشتم می‌رسیدم به روز دوم. تب‌آلوده بودم. سینی دست‌خورده چای پای در مانده بود. این بار پی‌اش نیامده بود. انگاری ذهن مرا خوانده باشد؛ انگاری بگوید که این بابا دیوانه است، ول‌اش کنم به حال خودش!

    روز دوم و روز سوم و روز چهارم و روز پنجم آمدند و رفتند. ترشی‌ها ته کشیده و باگت‌ها چیزی ازش توی بخش پایینی یخچال نمانده بود؛ مگر نیم‌خورده‌ها و خرده‌ریزها؛ رمان ولی از کوچه‌پس‌کوچه‌های مغزم پایین آمده بود. سرریز شده بود. واژه‌ها اکنون مانند نوزادان در زایش‌گاه، گریان و خندان بودند. نه‌آرام، به‌یک‌باره کلمات از دالان‌های مغز باریده بودند. همه وعده‌های سه‌گانه آن شش شب و پنج روز را تنها با ترشی هفت‌میوه و نان باگت سر کرده بودم و پای‌ام را از اتاق بیرون نگذاشته بودم؛ دروغ چرا، تنها یک‌بار دست‌ام به دست‌گیره در خورد که آن هم برای بیرون‌راندن سینی چای بود. گویی از همه روزنه‌ها افکار پریشان‌کننده و مسموم به داخل بیاید؛ و یا پشت در میلیاردها ویروس برای خفت‌کردن‌ام کمین کرده باشند؛ که البته این خیالی بیش نبود. چه حبس دل‌نشنیی بود. برای شکست‌دادن خودم، بایست همین‌گونه هم می‌پنداشتم تا بتوانم آن قابلیت انجام یک کار سخت را بالفعل سازم. شایدم امکان‌اش نبود و نباشد که باز این تجربه را با خودم بیازمایم؛ و یا حتی آن را برای پسرم یا دیگران تجویز کنم ولی واقعاً می‌توانم بگویم یکی از شیرین‌ترین روزهای تنهایی‌ام ازآب درآمد تا رمان «بلند بگو آزادی» را سزارین کنم. آن روزها، به‌مانند همین روزهای سخت و دشوار، نوشتن و کتاب تنها دوست و هم‌نشین من بود. «نوشتن» حتی در بسته‌ترین بسترها و تنگ‌ترین دالان‌ها، می‌تواند هر چه دیوار است می‌توانست و می‌تواند نادیده بگیرد. نوشتن، یکی از قوی‌ترین مخدرهاست. نوشتن، حتی از پس دل‌های تنگ هم برمی‌آید. گویی هنگامی که برای خواندن و نوشتن به نقطه نامعلومی از دیوارها خیره می‌شوی، دورترین افق‌ها و چشم‌انداز آن سوی هستی را بتوانی بنگری؛ و واقعاً اگر قابل نگریستن نبود، هرگز نمی‌توان نگریست. که می‌شود. تجربه که می‌گوید می‌شود…

    محنت تن تا نکشی دولت ایمان نبری

  • «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: شاید بازی بی‌نقص تام هنکس که در اجرای نقش یکی از بزرگ‌ترین مجری‌ها و هنرمندان عرصه کودک تلویزیون آمریکا خوش درخشیده است یا شاید هم به عنوان فیلمی که قرار است تماشاگر را به مشارکت بگذارد؛ مشارکت در اندیشیدن و حس کردن.

    این مشارکت در کمترین آثار این دوره دیده می‌شود در حالی که در «یک روز زیبا در محله»، که اشاره به برنامه تلویزیونی فرد راجرز فقید دارد، فیلم هم سبک و سیاق اندیشه و سبک و روش راجرز در برنامه تلویزیونی‌اش مخاطب به مشارکت در عمل واداشته می‌شود و این یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های آن برنامه تلویزیونی است که بیننده را بدین وسیله به دنیای خودش دعوت می‌کند؛ دنیایی چند بعدی و خود ساخته که قرار است آرامشی چند ساعته برای کودکان در خانه باشد. قرار است به آن‌ها چیزهایی که نیاز دارند را بیاموزد و آن‌ها را با شکست و پیروزی آشنا کند.

    اتفاق فرامتنی ابتلای تام هنکس به بیماری کرونا، این روزها می‌تواند حکم انگیزه‌ای مضاعف را برای سینمادوستان و فیلمبازها پیدا کند تا با نگاهی متفاوت به تماشای «یک روز زیبا در محله» بنشینند.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    چرا خوب-چرا بد؟

    ساخته جدید خانم مریل هلر که پیش از این کمدی خانوادگی و زنانه را جلوی دوربین برده بود، هم یک نوستالژی است و هم ادای دینی است به یک مقاله. کمتر به یاد دارم فیلمی از روی یک مقاله ساخته شده باشد، اما «یک روز زیبا در محله» دقیقاً براساس یک مقاله نگارش یافته که نامش «می‌توانیم بگوییم قهرمان؟» است، مقاله‌ای که از تام جونو حدود دو دهه پیش انتشار یافت و برای او شهرتی به ارمغان آورد.

    آن مقاله که به نوعی یک خیال‌پردازی داستانی است درباره زندگی خود جونو و رابطه و فهم و درکش از زندگی فرد راجرز بود که در آن به نوعی با تلفیق یک سیر سیال ذهن و یک نوشتار گزارشی همراه می‌شویم که در نتیجه دارد داستان می‌گوید.

    فیلم که می‌کوشد سیر نوشتن مقاله را به ما نشان دهد، در کنار آن به شیوه نگریستن ساده اما عمیق فرد راجرز به جهان اشاره دارد و سپس سیر داستانی مقاله را به این دو خط داستانی اضافه می‌کند که تلفیق اینها، فصل‌های سوررئالیستی را تشکیل می‌دهد که فیلم را به عالم ذهنی نویسنده می‌برد و ما را از عینیت دور می‌کند.

    نکته دیگری که ما را از دنیای واقعی دور می‌سازد، مسئله مشارکتی است که در فصلی بنیادین (که سکانس برتر اثر نیز هست) کارگردان بر روی آن تاکیدی برجسته دارد.

    اثر مریل هلر یک اثر خانوادگی است که به سادگی روایتش را با مخاطب در میان می‌گذارد و به این خاطر قابل احترام است که نه پیچیده‌گویی می‌کند و نه اینکه مخاطب را کودک فرض می‌گیرد و با آن کودکانه رفتار می‌کند.

    بازی هنکس با تقلیدی موثر از خود فرد راجرز نیز بر نکات مثبت فیلم می‌افزاید، آرامش کلام، نگاه و لحن موثر او در سخنگویی همان نکاتی است که او به خوبی از راجرز تاثیر گرفته است. در نهایت با کنار هم قرار دادن این‌ها با اینکه فیلم در یک استاندارد قابل قبول حرکت می‌کند اما هرگز نمی‌تواند فراتر از موضوع خود حرکت کند و جنبه‌ای پنهان را بسازد که قابل دیدن نبوده است.

    «یک روز زیبا» با تام هنکس
    «یک روز زیبا» با تام هنکس

    بهترین سکانس؛ دعوت به سکوت به احترام عشق

    به واسطه به اشتراک گذاری حس درون قاب با مخاطب، بهترین سکانس فیلم صحنه‌ای است که راجرز به روزنامه‌نگار می‌گوید برای یک دقیقه سکوت کن و به آن‌هایی که عشق ورزیدن را در تو بیدار می‌کنند فکر کن.

    دوربین در رستوران گردشی می‌کند، بقیه افرادی که در رستوران مشغول غذا خوردن هستند،‌ سکوت می‌کنند و با راجرز همراه می‌شوند. راجرز به دوربین نگاه می‌کند، او از بیننده‌های فیلم هم همین را می‌خواهد. این شیوه آرامش یا درمانگری اشاره به اثری است که راجرز در برنامه تلویزیونی خود هم داشت، دعوت بزرگسالان و بخصوص کودکان به این سکوت و عشق ورزیدن…

    سکانس به خوبی تاثیر فراگیر این شیوه راجرز را به تصویر می‌کشد. بی‌آنکه راجرز با صدای بلند این خواهش را از روزنامه‌نگار مطرح کند، تمامی افراد حاضر در رستوران به این دعوت آری می‌گویند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم «ماهی بزرگ» به کارگردانی تیم برتون را ببینید. ارتباط بیرونی دو فیلم شاید کمرنگ باشد اما ارتباط تماتیک این دو اثر به یکدیگر نزدیک است. روزنامه‌نگار همانقدر که فکر می‌کند راجرز قهرمان نیست، همانقدر نیز در پایان اثر به قهرمان بودن او شک نمی‌کند. همان چیزی که بین پدر و پسر در «ماهی بزرگ» اتفاق می‌افتد.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    ادای دین سینما به تلویزیون. ادای دین پرده نقره‌ای به یکی از برنامه‌های تلویزیونی و یکی از مجریان موثر دهه‌های ۷۰ و ۸۰ و ۹۰… فیلم بی‌شک اشاره‌ای به تاثیر تاریخی این برنامه تلویزیونی بر روی نسل‌های گوناگون مردن آمریکای معاصر دارد. پس نگرش تاریخی بر روی این تاثیر می‌تواند واکاوی درستی درباره موضوع این فیلم باشد.

  • تقابل خنده و غم در «شکلک»/ حاصل یک همکاری درخشان

    تقابل خنده و غم در «شکلک»/ حاصل یک همکاری درخشان

    به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «شکلک» به کارگردانی کیومرث مرادی پیشنهاد می‌شود.

    فیلم-تئاتری که در حال حاضر موجود است مربوط به اجرای سال ۹۳ این اثر نمایشی در سالن شمس موسسه اکو می شود که در آن پانته آ بهرام، امیر جعفری، ستاره پسیانی و نوید محمدزاده به ایفای نقش پرداخته‌اند در حالی که «شکلک» پیش از این نیز اجرا شده بود.

    «شکلک» در سال ۸۲ در جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت و جایزه بهترین نمایشنامه، بهترین‌ موسیقی و بهترین بازیگری زن را دریافت کرد. این نمایش همچنین اثر تحسین شده تماشاگران و منتقدان در سال ۱۳۸۳ بود که کیومرث مرادی کارگردان نمایش بعد از سال ها تصمیم گرفت این اثر نمایشی را مجددا و با تغییر برخی از بازیگران به صحنه بیاورد.

    «شکلک» از جمله نمایشنامه های جذاب نغمه ثمینی محسوب می شود که در دوره طلایی همکاری کیومرث مرادی و ثمینی شکل گرفت و منجر به نگارش و اجرای نمایش هایی چون «خواب در فنجان خالی»، «رازها و دروغ ها»، «افسون معبد سوخته» و … شد.

    کارگردان در این نمایش ترکیب همزمان ۲ مقطع تاریخی را در یک خانه مخروبه به تصویر می کشد؛ زوج میانسالی که متعلق به دهه ۳۰ هستند در مقابل زوجی امروزی قرار می گیرند و این تقابل دنیای سنتی مدرن و گذشته و امروز در فضای رئالیسم جادویی لحظات جذاب، تراژیک و در عین حال طنازانه ای را رقم می زند که باعث جذابیت نمایش می شود.

    ثمینی در این نمایشنامه در بستری ظاهرا واقعی و باورپذیر، داستانی را به تصویر می‌کشد که در عالم واقع امکان وقوع ‌آن وجود ندارد. نقد مسائل اجتماعی یا به تعبیری بهتر، نقد شرایط اجتماعی از منظر سیاسی یکی از لایه‌های زیرین و بنیادین نمایشنامه «شکلک» است که در قالبی کاملا داستانی و در هیات اثری برخوردار از داستانی غیرسیاسی مطرح می‌شود.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی‌اودی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • خبرسازان «هنرهای تجسمی ۹۸»/ مدیر جریان‌ساز و هنرمندان افشاگر!

    خبرسازان «هنرهای تجسمی ۹۸»/ مدیر جریان‌ساز و هنرمندان افشاگر!

    خبرگزاری مهر – گروه هنر- آزاده فضلی: هنرمندان هنرهای تجسمی در سال ۱۳۹۸ که سالی سخت، ملتهب و پُر از وقایع و اتفاقات ناخوشایند برای مردم بود، همچون دیگر شاخه‌های هنری، سعی در همراهی و همدردی با مردم داشتند. هنرمندان و مدیران تجسمی کشور با لطافت و ظرافتی که رشته‌های این هنر دارند، سعی کردند همسو با مردم با این رویدادهای سخت مواجه شوند تا هم خاطرات تاریخی مردم با زبان هنری ثبت شوند و هم این طرح‌ها و آثار، مرهمی بر دردهای آن‌ها باشد.

    هرچند در این رخدادها، برخی ضرر دیدند، یکسری غائله به پا کردند و یکسری هم به فکر منافع خود بودند اما در گزارش حاضر سعی داریم کارنامه چهره‌هایی را مرور کنیم که هر یک در حوزه فعالیت خود توانستند تأثیرگذار ظاهر شوند و بخشی از تحولات «تجسمی» یک سال گذشته را رقم بزنند.

    علاوه بر این موارد، در سالی که گذشت فراز و نشیب‌های بسیاری در اغلب شاخه‌های هنرهای تجسمی چون عکاسی و گرافیک را شاهد بودیم.

    در ادامه با ۵ شخصیت از جامعه هنرهای تجسمی که در سال ۹۸ مؤثر یا خبرساز بودند، آشنا می‌شویم.

    سیدمسعود شجاعی طباطبایی؛ «هنرمند- مدیر» دغدغه‌مند و تأثیرگذار

    یکی از چهره‌های برجسته هنر کارتون و کاریکاتور در ایران، سیدمسعود شجاعی طباطبایی است که سال‌های سال در این زمینه تجربه دارد و جوایز بین‌المللی و ملی بسیاری نیز در کارنامه خود دارد.

    آغاز کار حرفه‌ای او، از سال ۱۳۶۰ و خلق آثاری در اندازه بزرگ بود که در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشت و کاریکاتورهایی را برای بالا بردن روحیه رزمندگان در مناطق جنگی مثل دوکوهه و شهرهای درگیر جنگ چون کردستان و بوکان تصویر می‌کرد.

    کاریکاتورهای دیواری او در مسیر فرودگاه مهرآباد به قدری تأثیرگذار بودند که نشریه فیگارو فرانسوی در چندین صفحه به انتقاد از او پرداخت.

    شجاعی طباطبایی از نسل کاریکاتوریست‌های دهه ۶۰ است که تأثیر بسیاری در روند شناخت کاریکاتور ایران در عرصه بین‌المللی داشته است. وی همچنین به عنوان داور و هنرمند در بسیاری از مسابقات بین‌المللی کارتون و کاریکاتور حضور داشته است و چهره شناخته شده‌ای در جهان دارد و بسیاری از هنرمندان خارجی به اعتبار او در مسابقات و جشنواره‌های کارتون و کاریکاتور ایرانی شرکت می‌کنند.

    این هنرمند به محض اینکه موضوعی که قابلیت خلق کارتون داشته باشد در ایران مطرح می‌شود یا وقتی قرار است کشور موضعی سیاسی نسبت به موضوع مطروحه از جانب غرب به خود بگیرد، دست به کار می‌شود و به سرعت یک جشنواره یا مسابقه کارتون و کاریکاتور راه‌اندازی می‌کند و با توجه به اعتبارش در جهان، هنرمندان ایرانی و خارجی بسیاری نیز در این رویدادها شرکت می‌کنند؛ برپایی نمایشگاه کارتون و کاریکاتور «ملکه کشتی‌رُبا»، نمایشگاه کاریکاتور «آسوده باش، من ملکه‌ام» با محور نمایش خباثت‌های تاریخی انگلیس، مسابقه بین‌المللی «ترامپیسم» در انتقاد به رفتارهای ضدحقوق بشر ترامپ و مسابقه بین المللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست از جمله مهمترین مسابقاتی است که وی آن‌ها را راه اندازی کرده است.

    سیدمسعود شجاعی طباطبایی، مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری را نیز عهده‌دار است و به واسطه این سمتش، همزمان با رویدادهای اجتماعی و سیاسی نسبت به آن رویداد واکنش هنری نشان می‌دهد. برای مثال زمانی که سال گذشته سردار قاسم سلیمانی در اقدام تروریستی دولت آمریکا، به شهادت رسید، وی از همان ابتدا، با فراخواندن نقاشان، طراحان، مجسمه‌سازان و دیگر هنرمندان انقلابی از آنها خواست که مرتبط با موضوع ترور این شهید، آثاری با شعار «بر همان عهد که بودیم برآنیم هنوز» خلق کنند که به نمایش درخواهد آمد.

    در سال ۹۸ همچنین، شجاعی طباطبایی به عنوان دبیر جایزه سال استیکر فعالیت کرد که با هدف توسعه استیکرهای بومی مطابق با فرهنگ ایرانی اسلامی در پیام رسان‌ها برگزار شد.

    وی در پرداختن به موضوعات اجتماعی نیز ساکت نمی‌ماند برای مثال زمانی که ویروس کرونا در کشور شیوع پیدا کرد، با همکاری وزارت بهداشت، مرکز هنرهای تجسمی ارشاد و دانشگاه علوم پزشکی فارس، مسابقه بین‌المللی کارتون و کاریکاتور «ما کرونا را شکست می‌دهیم» را به منظور هم‌افزایی برای مقابله با این ویروس ترتیب داد. شجاعی یکی از هنرمندانی است که در زمینه طراحی کارتون کرونایی پیش قدم بوده و طرح‌های بسیاری در این زمینه منتشر کرده است، از این جهت می‌توان او را یکی از دغدغه‌مندترین و مؤثرترین هنرمندان تجسمی در کشور به حساب آورد.

    هادی مظفری؛ مدیری که یک سال پر فراز و نشیب را گذراند

    مرکز هنرهای تجسمی در دو سال اخیر که مدیریتش را هادی مظفری برعهده گرفته است، درگیر مرمت موزه هنرهای معاصر تهران شد که خود یکی از نقاط عطف این موزه و مرکز به شمار می‌آید اما این بنای ۴۳ ساله در روند این مرمت، مشکلات بسیاری را پشت سر گذاشت؛ از به تعویق افتادن مرمت موزه و کند بودن سرعت پیمانکار قبلی گرفته تا نشت آب در یکی از گالری‌های مرمت شده!

    مظفری، همچنین بیست و ششمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان را در سال ۹۸ تجربه کرد که انتقاداتی از سوی کارشناسان و هنرمندان به این جشنواره وارد بود. این جشنواره به منظور گسترش و پیشبرد سطح هنری هنرمندان جوان و ارتقای توان تخصصی آن‌ها، با هدف شناسایی و معرفی جوانان هنرمند کشور شهریورماه در ایلام برگزار شد اما به گفته برخی از کارشناسان، این جشنواره تبدیل به یک رویداد صرفاً تشریفاتی و نمایشی شده و اعتبار آن در سطح کارگاه آموزشی است و هیچ‌گونه بازدهی و نتیجه قابل توجهی ندارد.

    فارغ از نکات مثبت و منفی این جشنواره ملی، باید به این رویداد با حساسیت بیشتری نگاه کرد تا از تمامی ظرفیت‌های هنری کشور در راستای برگزاری آن بهره گرفته شود، اما به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر این رویداد تا حدودی از این اهداف اولیه فاصله گرفته است.

    پلمپ برخی گالری‌ها توسط شهرداری تهران به دلیل اعمال کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری که مربوط به تخلفات ساختمانی است، نیز در دوره مدیریت وی رخ داد. با توجه به اینکه هادی مظفری از مدیران سابق سازمان زیباسازی شهرداری تهران بود، در جریان پلمپ گالری‌ها، هنرمندان و صاحبان گالری‌ها انتظار بیشتری از او داشتند و او نیز در این مسیر گفتگوهایی با اعضای شورای شهر تهران داشت که سرانجام این غائله ختم شد.

    بینال ونیز از دیگر رویدادهایی بود که این مدیر با آن در دوره مدیریت خود مواجه بود و خبرساز شد. پنجاه و هشتمین بینال ونیز در حالی در سال ۹۸ برگزار شد که هادی مظفری به عنوان مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی دخالتی در انتخاب هنرمندان ایرانی حاضر در این رویداد نداشت و این برای اولین بار بود که اتفاق می‌افتاد. البته انتخاب هنرمندانی که برای حضور در بینال ونیز راه یافتند مورد انتقاد نیز قرار گرفت و مظفری طی یک نشست خبری به برخی از این انتقادها پاسخ داد. اما در هر حال انتظاری که از حضور ایران در بینال ونیز وجود داشت، آنچنان رفع نشد و در سکوت خبری پاویون ایران در ونیز نیز به کار خود پایان داد.

    از دیگر اتفاقات دوره مدیریت مظفری، انتشار کتاب «ایران مدرن، ملکه هنر» توسط انتشارات اسولاین در نیویورک بود که حاوی تصاویر، مدارک و اسناد موزه هنرهای معاصر تهران بود. این کتاب حاصل تحقیق ویولا ریخل بولوت و آماندا دارلینگ نویسنده و پژوهشگر از بنیاد آرت ادوایزری بود که با پشتیبانی فرح دیبا منتشر شد و به گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران و جامع‌ترین و بزرگترین کلکسیون آثار هنری مدرن دنیای غرب اختصاص داشت.

    دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر به عنوان آخرین رویداد سال ۹۸ نیز از دیگر چالش‌های مدیریتی هادی مظفری بود که هم خبرساز شد و هم حاشیه‌ساز. در حالی که یک ماه به برپایی دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر مانده بود، برخی داوران و دبیران این جشنواره تحت تأثیر شرایط حاکم بر جامعه ناشی از سقوط هواپیمای اوکراینی و جانباختن هموطنان ایرانی، از حضور در این جشنواره کناره‌گیری کردند و پس از این انصراف دسته‌جمعی، ابراهیم حقیقی دبیر دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر نیز استعفا داد. هادی مظفری علی‌رغم پیگیری‌های خبرنگار مهر، درباره این موضوع سکوت اختیار کرد و با نپذیرفتن استعفای ابراهیم حقیقی، توانست دبیران و داوران را گردهم آورد.

    بی‌شک یکی از پراسترس‌ترین و جنجالی‌ترین دوران مدیریتی وی مربوط به برگزاری جشنواره تجسمی فجر ۹۸ بود که با همراهی ابراهیم حقیقی توانست از دوقطبی شدن جامعه هنرهای تجسمی جلوگیری کند. زمان و محل برگزاری دوازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر تغییر کرد و نمایشگاه این رویداد در مؤسسه فرهنگی هنری صبا برپا شد. هرچند این جشنواره به قولی به خوبی برگزار شد اما حضور نداشتن داوران و دبیران مستعفی این رویداد در افتتاحیه غیررسمی و روزهای جشنواره در مؤسسه صبا و مصاحبه نکردن آنها، یکی از نکات مبهم برپایی این جشنواره به حساب می‌آید.

    ابراهیم حسنی و غلامرضا راهپیما؛ خوشنویسانی که افشاگری کردند

    ابراهیم حسنی و غلامرضا راهپیما از اساتید پیشکسوت خوشنویسی ضمن بازخوانی و مرور ماجرای یک انشعاب در صنف خوشنویسان، نسبت به عملکرد مدیریت فعلی «انجمن خوشنویسان ایران» نقدهایی را مطرح کردند.

    راهپیما و حسنی که در خبرگزاری مهر این موضوع را مطرح کردند، گفتند «مدیریت حاکم بر انجمن خوشنویسان از توان لازم برای درک واقعیت‌هایی که در حوزه خط و زبان کشور جریان دارد، برخوردار نیست و روند فعلی مدیریت تمامیت‌خواه حاکم بر این صنف به جای آنکه اقدام به اجرای قوانین این حوزه بر مبنای اساسنامه تدوین شده کند، پس از حدود ۴ دهه بیشتر به خود غرّه شده و چیدمان مدیریتی بسیار غلطی را بر اساس نیازها و منافع مادی زودگذر برنامه‌ریزی کرده است. شهرداری تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز تا امروز حمایت‌هایی از این مدیریت غلط داشته‌اند که جامعه خط و خوشنویسی کشور را دچار تشتت کرده است. در چهار دهه فعالیت مدیران انجمن خوشنویسان ایران، هیچ تلاشی برای طرح مباحث نظری و پژوهشی وجود نداشته است و شخص مدیر این انجمن ۴۰ سال فرصت‌های پژوهش را در این انجمن سوزاند و از بین برد و ما در عین حال هیچ افقی برای گشایش این حوزه در ساحت مطالبات و تحقیقات نمی‌بینیم و در این سال‌ها هیچ فرصتی را ندیدم که در اختیار نخبگان قرار دهند.»

    این دو همچنین، بحث جعلی بودن عنوان «انجمن خوشنویسان ایران» را پیش کشیدند و از اتفاقاتی خبر دادند که آن را «کودتای انجمن خوشنویسان ایران علیه انجمن خوشنویسان تهران» خواندند.

    روایت این دو خوشنویس از آنچه بر «انجمن خوشنویسان» گذشته است، در حالی منتشر شد که خبرگزاری مهر اعلام آمادگی کرد روایت دیگر اساتید و فعالان صنف خوشنویسی در راستای هرچه شفاف‌تر شدن فضای فعالیت‌های صنفی در این عرصه هنری را نیز منتشر کند که این امر محقق نشد.

    سیف‌الله صمدیان؛ از چراغ کم‌سوی «۱۰ روز با عکاسان» تا تعطیلی تصویرسال

    سیف‌الله صمدیان هنرمند عکاس، فیلمساز و دبیر جشن تصویرسال و جشنواره فیلم تصویر و رئیس سابق هیأت مدیره انجمن عکاسان ایران است. این هنرمند پیشکسوت در سال ۹۸، علاوه بر فعالیت‌هایی که به صورت روتین هر ساله برگزار می‌کند، در ترکیب هیأت انتخاب و داوران چندین مسابقات و جشنواره نیز فعالیت داشته است که از جمله آنها می‌توان به مسابقه و نمایشگاه عکس سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، هیأت انتخاب آثار منتخب مؤسسه سینمایی «هنر و تجربه» در سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت»، هیأت داوران دومین جشنواره بین‌المللی عکس «نگاه به آینده»، هیأت انتخاب و داوری مسابقه عکاسی تئاتر «زیبایی گاهی زن است»، داور چهارمین دوسالانه سراسری عکس نور و سومین جشنواره عکس تلفن همراه «هشت» اشاره کرد.

    اما یکی از جریان‌هایی که در دوره ریاست هیأت مدیره او در انجمن عکاسان ایران رخ داد، تغییر نگاه هیأت مدیره به برپایی رویداد «۱۰ روز با عکاسان» بود که مخالفان بسیاری داشت و سبب حاشیه‌هایی شد. به گفته هیأت مدیره انجمن عکاسان ایران، هشتمین «۱۰ روز با عکاسان» به نوعی دوره گذار تلقی می‌شود و در سال‌های آینده پروژه‌های عکاسان بر اساس تفکر، اندیمشندی و نظارت هنری یا کیوریتوری زیر نظر چند تن از اساتید ارائه خواهد شد. اما در هر حال، هشتمین دوره رویداد «۱۰ روز با عکاسان» در حالی به کار خود پایان داد که برخی انتقادات نسبت به سازوکار برگزاری این رویداد، اهداف کلان و دستاوردهای این رویداد را با سوالاتی جدی مواجه کرد.

    سیف‌الله صمدیان همچنین قرار بود همچون هر سال جشن «تصویر سال» را در روزهای پایانی سال برپا کند اما به دلیل شیوع ویروس کرونا این رویداد تنها به مدت چند روز برگزار شد و نمایشگاه آثار این رویداد و جشنواره فیلم تصویر به زمان دیگری موکول شد.

    صمدیان طی سال‌هایی که جشن تصویرسال را برگزار می‌کند، همیشه برای جوانان و چهره‌های شناخته نشده ارزش قائل می‌شود و سعی می‌کند در این جشنواره از همه این هنرمندان آثاری را به عنوان سالانه عکاسی در کشور به نمایش می‌گذارد به همین دلیل است که فعالیت‌های او در حوزه عکاسی و فیلمسازی در طول سال ستودنی است و جای تقدیر دارد.

  • جدول زمانی برنامه آموزش مکمل پنجشنبه هفتم فروردین

    جدول زمانی برنامه آموزش مکمل پنجشنبه هفتم فروردین

    به گزارش خبرگزاری مهر، جدول پخش برنامه مدرسه تلویزیونی ایران از شبکه آموزش و شبکه ۴ سیما در روز فردا پنجشنبه هفتم فروردین به شرح زیر است:

    شبکه آموزش

    متوسطه دوره اول:

    ساعت۹ تا ۹:۳۰ درس ادبیات فارسی پایه ۷

    ساعت ۹:۳۰ تا۱۰ درس مطالعات اجتماعی پایه۹

    ساعت۱۰ تا ۱۰:۳۰ درس کار و فناوری پایه۸

    دوره ابتدایی:

    ازساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ فارسی و نگارش پایه اول

    از ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ پیام ها و هدیه های آسمانی پایه دوم

    از ساعت ۱۱:۳۰ تا۱۲ بازی و ریاضی پایه سوم

    ازساعت۱۲ تا ۱۲:۳۰ مطالعات و مهارت های اجتماعی پایه چهارم

    از ساعت ۱۲:۳۰ تا۱۳ بازی و ریاضی پایه پنجم

    از ساعت ۱۳:۲۰ تا ۱۳:۴۰ هدیه های آسمانی پایه ششم

    متوسطه دوم:

    ساعت ۱۵ درس فیزیک پایه ۱۱تجربی

    ساعت ۱۵:۳۰ درس شیمی ۲ پایه ۱۱

    ساعت ۱۶ درس هندسه۲ پایه یازدهم

    ساعت ۱۶:۳۰ درس ادبیات فارسی پایه۱۱

    ساعت ۱۷ درس حسابان ۲ پایه ۱۲ رشته ریاضی فیزیک

    ساعت ۱۷:۳۰ درس عربی، زبان قرآن ۳

    شبکه ۴
    جدول برنامه دروس رشته های ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی وفنی حرفه ای وکاردانش:

    ساعت ۸ تا ۸:۳۰ درس ریاضی و آمار پایه۱۰

    ساعت ۸:۳۰ تا ۹ درس علوم و فنون ادبی۲ پایه۱۱

    ساعت ۹ تا ۹:۳۰ درس تاریخ ۳ پایه۱۲

    ساعت ۹:۳۰ تا۱۰ درس عربی، زبان قرآن ۳ پایه ۱۲

    ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ درس اخلاق اسلامی ۳ پایه ۱۲

    ساعت ۱۰:۳۰ تا۱۱ درس طراحی ۲ پایه۱۱

    ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ متناسب سازی رنگ پایه ۱۱

    ساعت ۱۱:۳۰ تا۱۲ متناسب سازی رنگ پایه۱۱

  • یک گرامیداشت برای آنانی که زندگی شان با صحنه پیوند خورد

    یک گرامیداشت برای آنانی که زندگی شان با صحنه پیوند خورد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آستانه فرا رسیدن روز ملی هنرهای نمایشی پیامی را منتشر کرد.

    در متن پیام سید عباس صالحی آمده است:

    «اهالی هنر نمایش در چهار سال اخیر مطابق با تقویم رسمی، در هفتمین روز فروردین روز ملی هنری را گرامی می‌دارند که قرین بین‌المللی آن عمری ۵۹ ساله دارد. گرامیداشتی برای از یاد نبردن و به یادآوردن آنان که زندگی‌شان با کلمات و جان‌بخشی به آن بر صحنه نمایش، پیوند خورده است.

    پاسداشت نمایش‌سازان و تماشاچیان آن‌ها، این‌بار اما نه با در کنار هم بودن که در سینه فردفرد آنان و دیگرانی که از بساط دغدغه بیماری به‌ناگزیر گسترش یافته در جهان، اندوهگینند، برگزار خواهد شد. اندوهی که در پی یافتن امیدی بر پایانش هستیم و واقع شدن روز اهالی نمایش که امکان اندیشیدن به گونه‌ای جز آن‌چه گمان می‌کنیم را بر صحنه مجسم می‌کنند با بهارِ طبیعت که همواره و در هر حال فرخندگی می‌بخشد، به فال نیک می‌گیریم.

    این روز ارجمند بر اهالی نمایش و دوست‌دارانشان گرامی باید. امید که جان پاک‌شان از گزند اندوه در امان باشد.»