به گزارش ایسنا، سخنگوی اسقف اعظم پاریس در مصاحبهای با رویترز بیان میکند: «هیچ تجمع نیمهشبی در کلیسای نوتردام صورت نخواهد گرفت. آخرینبار چنین اتفاق مشابهی در جریان انقلاب فرانسه رخ داد. از سال ۱۸۰۳ تاکنون هرساله شاهد تجمع مردم در روز کریسمس در نوتردام بودهایم.»
پانزدهم آوریل، آتش بخشهایی از سقف و مناره کلیسای تاریخی نوتردام را نابود کرد، با این حال آثار هنری و تاریخی ارزشمندی که در این کلیسا نگهداری میشدند در کنار برجهای اصلی و دیوارهای بیرونی آن سالم باقی ماندند.
کشیش ارشد این کلیسا میگوید: «این موضوع ناراحتکننده است چرا که دوست داشتیم کریسمس را در نوتردام جشن بگیریم، اما در همین حال امیدهایی برای بازسازی این بنا وجود دارد؛ برای مثال این جرثقیل بزرگ کمک خواهد کرد تا این داربستهای عذابآور را جدا کنیم.»
داربستی که این کشیش به آن اشاره دارد در حقیقت همان داربست فلزی است که پیش از حادثه آتشسوزی برای مرمت بخشی از بنای این کلیسا نصب شده بود، اما در جریان آتشسوزی ذوب شد.
این کشیش میافزاید: «کریسمس همان جشن گرفتن امید است. بگذارید چند سال دیگر صبر کنیم.»
او همچنین از کسانی که قبلا کریسمس را در نوتردام میگذراندند دعوت کرد امسال در کلیسای «Saint-Germain l’Auxerrois» که یکی از قدیمیترین کلیساهای پاریس محسوب میشود تجمع کنند.
«ویکتور هوگو» نویسنده مشهور فرانسوی در کتاب «گوژپشت نوتردام» خود به کلیسای «نوتردام» که به قرن دوازدهم بازمیگردد اشاره کرده است. ناپلئون نیز در سال ۱۸۰۴ در همین مکان تاجگذاری کرد.
عبدالکریم گراوند در آیین اختتامیه اولین جشنواره ملی عکس بوشهر توریسم اظهار کرد: یکی از فضاهای بسیار سودآور مادی و معنوی که در آن غفلتی تاریخی شده، بخش توریسم و گردشگری استان بوشهر است.
وی افزود: اگر تعطیلات زمستانی در کشور باب شود استان های جنوبی از جمله استان بوشهر نیز می توانند نقش بی بدیلی در عرصه جذب گردشگر داشته باشد.
استاندار بوشهر تصریح کرد: سال گذشته در استان بوشهر، ۲۹ مرکز بوم گردی افتتاح شد و در سفر معاون اول رئیس جمهوری و وزیر گردشگری شاهد بهره برداری از ۱۹ مرکز بوم گردی بودیم که پیش بینی می شود تا پایان امسال این میزان به ۵۴ عدد برسد.
گراوند با انتقاد از عدم توجه به نقش توریسم دریایی در استان بوشهر، عنوان کرد: با وجود ظرفیت های فراوان در این بخش، کار چندانی طی سنوات گذشته انجام نشده اما طی دو سال اخیر با ارائه بسته های حمایتی مناسب به سرمایه گذاران، زمینه های رفع مشکلات زیرساختی موجود در عرصه گردشگری را فراهم کرده ایم.
وی بیان کرد: وجود سواحل فراوان با آب و هوایی مناسب در فصول پاییز و زمستان در استان بوشهر، می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند.
این مسئول ادامه داد: نسبت به صنعت پاک، خالص و سودده گردشگری استان بوشهر غفلت کرده ایم که فعالیت های انجام شده طی دو سال گذشته، جهش مناسبی را در رفع مشکلات در این بخش داشته است.
استاندار بوشهر عنوان کرد: تنها بخشی که در آن واحد راکد وجود ندارد حوزه گردشگری است که نه تنها زیان ده نیست بلکه در فصول مختلف سال سودده است.
عبدالکریم گراوند با اشاره به ظرفیت های منخصر به فرد حوزه گردشگری، گفت: این بخش در تولید ثروت، شادابی، امید و نشاط در جامعه نقش ویژه ای دارد که برای معرفی ظرفیت های گردشگری استان باید با کار فاخر از طریق رسانه ملی، استان بوشهر را نه با عسلویه بلکه با ظرفیت های فرهنگی و گردشگری به کشور باز شناسایی کنیم.
عبدالکریم گراوند در آیین اختتامیه اولین جشنواره ملی عکس بوشهر توریسم اظهار کرد: یکی از فضاهای بسیار سودآور مادی و معنوی که در آن غفلتی تاریخی شده، بخش توریسم و گردشگری استان بوشهر است.
وی افزود: اگر تعطیلات زمستانی در کشور باب شود استان های جنوبی از جمله استان بوشهر نیز میتوانند نقش بی بدیلی در عرصه جذب گردشگر داشته باشد.
استاندار بوشهر تصریح کرد: سال گذشته در استان بوشهر، ۲۹ مرکز بوم گردی افتتاح شد و در سفر معاون اول رئیس جمهوری و وزیر گردشگری شاهد بهره برداری از ۱۹ مرکز بوم گردی بودیم که پیش بینی می شود تا پایان امسال این میزان به ۵۴ عدد برسد.
گراوند با انتقاد از عدم توجه به نقش توریسم دریایی در استان بوشهر، عنوان کرد: با وجود ظرفیت های فراوان در این بخش، کار چندانی طی سنوات گذشته انجام نشده اما طی دو سال اخیر با ارائه بسته های حمایتی مناسب به سرمایه گذاران، زمینه های رفع مشکلات زیرساختی موجود در عرصه گردشگری را فراهم کرده ایم.
وی بیان کرد: وجود سواحل فراوان با آب و هوایی مناسب در فصول پاییز و زمستان در استان بوشهر، می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند.
این مسئول ادامه داد: نسبت به صنعت پاک، خالص و سودده گردشگری استان بوشهر غفلت کرده ایم که فعالیت های انجام شده طی دو سال گذشته، جهش مناسبی را در رفع مشکلات در این بخش داشته است.
استاندار بوشهر عنوان کرد: تنها بخشی که در آن واحد راکد وجود ندارد حوزه گردشگری است که نه تنها زیان ده نیست بلکه در فصول مختلف سال سودده است.
عبدالکریم گراوند با اشاره به ظرفیت های منخصر به فرد حوزه گردشگری، گفت: این بخش در تولید ثروت، شادابی، امید و نشاط در جامعه نقش ویژه ای دارد که برای معرفی ظرفیت های گردشگری استان باید با کار فاخر از طریق رسانه ملی، استان بوشهر را نه با عسلویه بلکه با ظرفیت های فرهنگی و گردشگری به کشور باز شناسایی کنیم.
علی صدرنیا با بیان اینکه طرح سهمیهبندی بنزین هیچ نگاهی به بخشهای خدماتی و حمل و نقل گردشگری نداشته است، به ایسنا گفت: ما با گروهی از راهنمایان گردشگری روبرو هستیم که با وسیله نقلیه شخصی خود به گردشگران خدمات میدهند، از طرفی رانندههای ون و خودروهای سواری هم هستند که ناچارند سه برابر هزینه سابق برای بنزین بپردازند، درحالیکه دستمزدشان نسبت به قبل تفاوتی نکرده و باید هزینه اضافی سوخت را از جیب بپردازند.
وی ادامه داد: این مشکل در دو نشست مجزا با آقای مونسان ـ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – مطرح شد که نظر ایشان هم بر حل آن بود اما در عین حال تاکید کردند باید ساز و کاری طراحی شود که درصورت تخصیص سهمیه ویژه بنزین به گردشگری، هیچ شائبهای ایجاد نشود.
صدرنیا اضافه کرد: پیشنهادی هم مطرح شد که شرکتهای حمل و نقل گردشگری با مجوز این وزارتخانه راهاندازی شود تا درصورت توافق، سهمیه ویژه بنزین به این شرکتها و اتومبیلهای در اختیار آنها که پلاک گردشگری دریافت خواهند کرد، اختصاص یابد.
وی افزود: بررسی اولیه ما نشان میدهد درحال حاضر فقط یک شرکت حمل و نقل گردشگری وجود دارد که از این وزارتخانه مجوز گرفته، بنابراین اگر چنین پیشنهادی اجرایی شود سایر خودروها که درحال سرویسدهی به گردشگران هستند از این طرح جا میمانند و مشکل «راهنماـ راننده»ها نیز حل نمیشود، درحالیکه آنها بیشتر از گروههای معمولی در جاده هستند و سفرهایشان گاهی تا ۳۰ روز طول میکشد.
او یادآور شد: نظر وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بر این است که پیگیری سهمیه ویژه بنزین گردشگری بدون داشتن ساز و کار و ایده قابل اجرا، فقط ایجاد شبهه میکند.
رییس جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی بیان کرد: شاید موضوع بنزین همین حالا حاد نباشد، ولی به محض اینکه وارد فصل سفر در ایران شویم، قطعا این معضل بیشتر به چشم میآید. باید سریعتر برای آن فکری شود. اگر این سهمیه ویژه اختصاص نیابد بخشی از بدنه گردشگری فلج میشود.
صدرنیا در این راستا پیشنهادی را مطرح کرد هرچند آن را «موقتی» دانست اما گفت: شاید بتوان تا مقطعی که طرح جدیتری اجرا میشود، از طریق آژانسهای گردشگری معتبر «راهنما ـ راننده»ها و یا رانندههای خودروهای در اختیار گردشگری را به وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و نفت معرفی کرد تا سهمیه ویژهای به آنها تخصیص داده شود. البته که برای مساله بنزین نمیتوان راهکار سادهای داشت اما تا زمانی که آن شرکتهای حمل و نقل مورد نظر وزاتخانه راهاندازی شود شاید بتوان سهمیهای را مقطعی و برای تعداد خاصی از راهنماها و رانندهها شناخته شده، اختصاص داد.
رییس هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی سپس به تاثیر سهمیهبندی بنزین در افزایش هزینه تورهای ایران اشاره کرد و افزود: پس از اجرای طرح سهمیهبندی بنزین و اصلاح قیمت، درخواستهایی در ارتباط با افزایش دستمزد راهنمایان و راهنماـرانندهها به این جامعه رسید اما هزینههای دیگر آنقدر بالا رفته که اگر دستمزد راهنماها و رانندهها به آن اضافه شود، فقط باعث میشود سفر ایران گرانتر و آژانسهای کوچک و ضعیفتر ورشکسته شوند.
او اضافه کرد: با آنکه هزینه غذا بالا رفته اما مبنای محاسبه در برخی از تورها هنوز نرخ سال گذشته است. از طرفی بهار گذشته که با سفر اربعین همزمان شد با کمبود اتوبوس مواجه شدیم در نتیجه بسیاری از رانندههای اتوبوس و شرکتهای حمل و نقل کرایهها را افزایش دادند. از آبانماه هم که دقیقا فصل سفر در ایران بود، نرخ ورودی موزهها افزایش پیدا کرد. این درحالی است که بیشتر تورها از یکی دو سال قبل فروخته شدهاند و این گرانیهای لحظهای در قیمت آنها محاسبه و حتی پیشبینی نشده است. در هیچ کجا قیمتها اینقدر لحظهای و بدون اصول تغییر نمیکند و این برای طرفهای خارجی قابل درک نیست.
صدرنیا تاکید کرد: باید صنعت گردشگری را حمایت کرد تا درآمدزا شود، مخصوصا حالا که تعداد گردشگران سودده و درآمدساز آن کاهش یافته و هزینهها از این طریق تامین نمیشود.
به گزارش ایسنا، امسال هم در پی فعالیتهایی که از بیش از یک دهه پیش توسط برخی فعالان فرهنگی، شخصیتهای دانشگاهی و مسؤولان اجرایی در خوی و سایر شهرها ازجمله تهران آغاز شد، کاروانی شامل چند ده نفر از اهالی فرهنگ و هنر و نیز علاقهمندان این حوزه از استانهایی چون تهران، البرز، قزوین، مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی راهی خوی شدند تا مراسم عُرس مولانا (سالگشت درگذشت جلالالدین محمد بلخی) را بر سر مزار مراد او، شمس تبریزی، در محوطهی منار شمس خوی گرامی بدارند.
محوطه مزار و منار شمس تبریزی در خوی
سالانه بسیاری از علاقهمندان فرهنگ و عرفان، از مبادی حمل و نقل شهرهایی چون تهران، در روزهای پایانی آذرماه به مقصد قونیه راهی میشوند تا با زیارت مزار مولانا و شرکت در مراسم گوناگون دائمی و فصلی که به این مناسبت در این شهر شرق ترکیه برگزار میشود، از انجام یک حرکت و سفر فرهنگی، به حظ و بهره برسند.
پیشنهاد دیگر این است که اگر مبداء سفر از مرکز ایران باشد، در طول مسیر، در شهر قزوین از آرامگاه حمدالله مستوفی، آرامگاه شهید ثالث، برج باراجین و آثار صفوی و موزه خوشنویسی این شهر میتوان دیدن کرد. در ادامه و در زنجان، علاوه بر مزار حسین منزوی و مردان نمکی، در محوطه گنبد سلطانیه نیز از آرامگاه ملاحسن کاشی و خانقاه حسامالدین حسن چلبی نیز میتوان دیداری داشت.
اگر مسیر با یک قوس به استان همدان هم برسد، آرامگاه باباطاهر عریان، بوعی سینا، عارف قزوینی، حجی نبی، حیقوق نبی، استر و مردخای، گنبد علویان و آثار حضور میرسیدعلی همدانی و نیز آرامگاه رضیالدین آرتیمانی را بهعنوان بخشی از مسیر حرکت ادبی – فرهنگی – عرفانی میتوان برگزید.
مقبرهالشعراء تبریز
در غیر این صورت، در تبریز مشهور، با حضور در مقبرهالشعراء این شهر که گفته میشود مدفن حدود ۴۰۰ شاعر و عارف عصرهای مختلف است، به زیارت مزار اسدی توسی، خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، قطران تبریزی، سلمان ساوجی، شیخ محمد خیابانی شبستری، ثقهالاسلام تبریزی و البته محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص و معروف به شهریار میتوان رفت.
با کمی انحراف مسیر، آرامگاه شیخ محمود شبستری و نیز استاد او بهاءالدین یعقوب تبریزی را در شهر شبستر و باز در غیر این صورت، مسجد جامع مرند را بهعنوان یک اثر تاریخ بازمانده از پیش از اسلام و نیز دوران خاص اسلامی میتوان زیارت کرد.
به هر روی، مقصد غایی خوی و مزار شمس تبریزی در محوطهی موسوم به منار یا میل شمس است؛ برجی چندصدساله، مزین به جمجمه و شاخ تعدادی قوچ که گویا نماد قدرت بوده است.
مزار شمس تبریزی در خوی
۱- چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
برخلاف آنچه به نظر میرسد، برای انتخاب خوی بهعنوان مقصدی برای ابراز علاقه و ارادت به شاعر و عارف نامی ایرانزمین، لازم نیست که با استدلال و نیتهای ناسیونالیستی، بهجای ترکیه به خوی سفر کنیم. کافی است با فرض فراملی و جهانی بودن شخصیتهایی چون مولانا، اولا با سفر به خوی، امکانی برای تجربههای بکر از کشور خود را برای خودمان ایجاد کنیم، سپس دیگران را هم توصیه کنیم که برای تجربههایی مشابه ما، به ایران سفر کرده، برای این منظور در آذربایجان و خوی حاضر شوند.
کاروان یادشده نیز که امسال عازم خوی شد، ابتدا با حضور بر سر مزار شمس تبریزی، با سخنرانی، شعرخوانی و نینوازی و آوازخوانی، این بینش را تبلیغ و به سهم خود، عملیاتی کرد؛ حرکتی که در ادامه، با حضور در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تدام یافت.
فاضل جمشیدی – خواننده و آهنگساز -، بهزاد فراهانی – بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون -، سیدحبیب نبوی – استاد دانشگاه و مولاناپژوه – و اسفندیار قرهباغی – خواننده – در این آیین سخنرانی کردند، مهدی حاجیخوانی به دکلمه شعر پرداخت و جواد ماهرینیا شعری را در دستگاه ایرانی برای حاضران بر سر مزار شمس تبریزی خواند.
اجرای کمسابقه همخوانی بداهه فاضل جمشیدی، عباس گرگانی و حسام صحرایی بههمراه نوازندگی حسن جعفرتبار کامی (نی) و پوریا خاکپور (تار) از دیگر برنامههای این آیین بود.
بداههخوانی سه خواننده
۲– چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
واقعیت این است که ما در مقایسه با کشور همسایه، با مشابهتهای دینی و فرهنگی بسیار، از زیرساخت و آمادگیهای کمتری برای میزبانی از عاشقان و علاقهمندان به مولانا و شمس برخورداریم.
امکان اقامتی شایان در خوی تقریبا وجود ندارد، نزدیکترین امکان، یک کاروانسرای تاریخی بازسازی شده در نزدیکی مرند است و در غیر این صورت باید از شهرهایی مثل تبریز و ارومیه برای این منظور بهره گرفت.
امکانات پذیرایی همچون رستوران و حتا امکانات بهداشتی هم در خوی برای گردشگران چندان فراهم نیست. حتا سرویس بهداشتی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی هم از وضعیت حداقلهای انسانی برخوردار نیست. در این صورت، این پرسش بهوجود میآید که بهراستی چرا مخاطب خارجی و حتا ایرانی برای عُرس مولانا باید به خوی سفر کند؟
این پرسشی است که قطعا پایان ماجرا نیست و امید به بهبود و فراهم آمدن امکانات بیش از پیش، برای تحقق این امر، حتما قابل تصور و مقدور است.
گزارش و عکس از: علیرضا بهرامی – ایسنا
سفر اهالی فرهنگ و هنر به خوی برای عُرس مولانا
حضور اهالی فرهنگ و هنر در آرامگاه شهریار برای عُرس مولانا
به گزارش ایسنا، امسال هم در پی فعالیتهایی که از بیش از یک دهه پیش توسط برخی فعالان فرهنگی، شخصیتهای دانشگاهی و مسؤولان اجرایی در خوی و سایر شهرها ازجمله تهران آغاز شد، کاروانی شامل چند ده نفر از اهالی فرهنگ و هنر و نیز علاقهمندان این حوزه از استانهایی چون تهران، البرز، قزوین، مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی راهی خوی شدند تا مراسم عُرس مولانا (سالگشت درگذشت جلالالدین محمد بلخی) را بر سر مزار مراد او، شمس تبریزی، در محوطهی منار شمس خوی گرامی بدارند.
محوطه مزار و منار شمس تبریزی در خوی
سالانه بسیاری از علاقهمندان فرهنگ و عرفان، از مبادی حمل و نقل شهرهایی چون تهران، در روزهای پایانی آذرماه به مقصد قونیه راهی میشوند تا با زیارت مزار مولانا و شرکت در مراسم گوناگون دائمی و فصلی که به این مناسبت در این شهر شرق ترکیه برگزار میشود، از انجام یک حرکت و سفر فرهنگی، به حظ و بهره برسند.
پیشنهاد دیگر این است که اگر مبداء سفر از مرکز ایران باشد، در طول مسیر، در شهر قزوین از آرامگاه حمدالله مستوفی، آرامگاه شهید ثالث، برج باراجین و آثار صفوی و موزه خوشنویسی این شهر میتوان دیدن کرد. در ادامه و در زنجان، علاوه بر مزار حسین منزوی و مردان نمکی، در محوطه گنبد سلطانیه نیز از آرامگاه ملاحسن کاشی و خانقاه حسامالدین حسن چلبی و در نزدیکی آن، مزار قیدار نبی نیز میتوان دیداری داشت.
اگر مسیر با یک قوس به استان همدان هم برسد، آرامگاه باباطاهر عریان، بوعی سینا، عارف قزوینی، حجی نبی، حیقوق نبی، استر و مردخای، گنبد علویان و آثار حضور میرسیدعلی همدانی و نیز آرامگاه رضیالدین آرتیمانی را بهعنوان بخشی از مسیر حرکت ادبی – فرهنگی – عرفانی میتوان برگزید.
مقبرهالشعراء تبریز
در غیر این صورت، در تبریز مشهور، با حضور در مقبرهالشعراء این شهر که گفته میشود مدفن حدود ۴۰۰ شاعر و عارف عصرهای مختلف است، به زیارت مزار اسدی توسی، خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، قطران تبریزی، سلمان ساوجی، شیخ محمد خیابانی شبستری، ثقهالاسلام تبریزی و البته محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص و معروف به شهریار میتوان رفت.
با کمی انحراف مسیر، آرامگاه شیخ محمود شبستری و نیز استاد او بهاءالدین یعقوب تبریزی را در شهر شبستر و باز در غیر این صورت، مسجد جامع مرند را بهعنوان یک اثر تاریخ بازمانده از پیش از اسلام و نیز دوران خاص اسلامی میتوان زیارت کرد.
به هر روی، مقصد غایی خوی و مزار شمس تبریزی در محوطهی موسوم به منار یا میل شمس است؛ برجی چندصدساله، مزین به جمجمه و شاخ تعدادی قوچ که گویا نماد قدرت بوده است.
مزار شمس تبریزی در خوی
۱- چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
برخلاف آنچه به نظر میرسد، برای انتخاب خوی بهعنوان مقصدی برای ابراز علاقه و ارادت به شاعر و عارف نامی ایرانزمین، لازم نیست که با استدلال و نیتهای ناسیونالیستی، بهجای ترکیه به خوی سفر کنیم. کافی است با فرض فراملی و جهانی بودن شخصیتهایی چون مولانا، اولا با سفر به خوی، امکانی برای تجربههای بکر از کشور خود را برای خودمان ایجاد کنیم، سپس دیگران را هم توصیه کنیم که برای تجربههایی مشابه ما، به ایران سفر کرده، برای این منظور در آذربایجان و خوی حاضر شوند.
کاروان یادشده نیز که امسال عازم خوی شد، ابتدا با حضور بر سر مزار شمس تبریزی، با سخنرانی، شعرخوانی و نینوازی و آوازخوانی، این بینش را تبلیغ و به سهم خود، عملیاتی کرد؛ حرکتی که در ادامه، با حضور در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تدام یافت.
فاضل جمشیدی – خواننده و آهنگساز -، بهزاد فراهانی – بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون -، سیدحبیب نبوی – استاد دانشگاه و مولاناپژوه – و اسفندیار قرهباغی – خواننده – در این آیین سخنرانی کردند، مهدی حاجیخوانی به دکلمه شعر پرداخت و جواد ماهرینیا شعری را در دستگاه ایرانی برای حاضران بر سر مزار شمس تبریزی خواند.
اجرای کمسابقه همخوانی بداهه فاضل جمشیدی، عباس گرگانی و حسام صحرایی بههمراه نوازندگی حسن جعفرتبار کامی (نی) و پوریا خاکپور (تار) از دیگر برنامههای این آیین بود.
بداههخوانی سه خواننده
۲– چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
واقعیت این است که ما در مقایسه با کشور همسایه، با مشابهتهای دینی و فرهنگی بسیار، از زیرساخت و آمادگیهای کمتری برای میزبانی از عاشقان و علاقهمندان به مولانا و شمس برخورداریم.
امکان اقامتی شایان در خوی تقریبا وجود ندارد، ۲ محل اقامتی وجود دارد که ظرفیت چندانی ندارند. نزدیکترین امکان قابل توجه، یک کاروانسرای تاریخی بازسازی شده در نزدیکی مرند است و در غیر این صورت باید از شهرهایی مثل تبریز و ارومیه برای این منظور بهره گرفت.
امکانات پذیرایی همچون رستوران و حتا امکانات بهداشتی هم در خوی برای گردشگران چندان فراهم نیست. حتا سرویس بهداشتی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی هم از وضعیت حداقلهای انسانی برخوردار نیست. در این صورت، این پرسش بهوجود میآید که بهراستی چرا مخاطب خارجی و حتا ایرانی برای عُرس مولانا باید به خوی سفر کند؟
این پرسشی است که قطعا پایان ماجرا نیست و امید به بهبود و فراهم آمدن امکانات بیش از پیش، برای تحقق این امر، حتما قابل تصور و مقدور است.
گزارش و عکس از: علیرضا بهرامی – ایسنا
سفر اهالی فرهنگ و هنر به خوی برای عُرس مولانا
حضور اهالی فرهنگ و هنر در آرامگاه شهریار برای عُرس مولانا
به گزارش ایسنا، محمدحسین ایمانی خوشخو- رییس کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی – روز دوشنبه دوم دی ماه در جلسه این کمیسون که با حضور جمعی از اعضاء در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد، با اشاره به فعالیت کمیسیون “هنر و معماری” در شورای عالی انقلاب فرهنگی و فلسفه تشکیل آن گفت: در حدود ۱۰ سال پیش شورای هنر که تاثیرگذار بود تعطیل شد و تعطیلی آن شورا باعث شد حوزه هنر در شورای عالی انقلاب فرهنگی تضعیف شود. به واسطه خلایی که بود و ضرورت پیگیری فعالیتهای هنری، کمیسیون هنر و معماری تشکیل شد و این کمیسیون با حضور افراد صاحب نام و تاثیرگذار در عرصه هنر کار خود را آغاز کرد. ما در این دوره و حیات کمیسیون از سال ۹۷ تا کنون مصوبات و جلسات متعددی را با هنرمندان در عرصه موسیقی، سینما و غیره داشتهایم.
او یادآور شد: در حوزه موسیقی جلسات متعددی را با هنرمندان خانه موسیقی برگزار کردهایم و بحثهایی در این جلسات صورت گرفته است که بتوانیم موسیقی را از حالت بلاتکلیفی خارج کرده و جایگاه آن به شکل قانونمند در کشور مشخص شود. این تشتت آراء و اختلاف سلیقهها باعث میشود که لطماتی به حوزه موسیقی و به خصوص موسیقی اصیل ایرانی وارد شود. در دل جلسات سند موسیقی در حال تدوین است فرایند این جلسات سند موسیقی است که در حال تدوین نهایی است که با تصویب این سند از تشتت آرا و اختلاف سلیقهها در این حوزه جلوگیری کند.
ایمانی خوشخو گفت: در حوزه سینما چندین جلسه با همکاری وزارت ارشاد و سازمان امور سینمایی برگزار شده است و همچنین دانشگاه استاد فرشچیان را راه اندازی کردهایم که از بهمن ماه دانشجویان میتوانند در این دانشگاه فعالیت کنند. این امر جزو آرزوهای استاد فرشچیان بود که تحقق پیدا کرد. در عرصه تئاتر کشور نیز جلسات متعددی داشتهایم که بتوانیم در عرصه جشنوارههای هنری نیز یک رصد دائمی داشته باشیم. قبل از برگزاری گزارشی از مدیران دریافت میکنیم و پس از آن فعالیت آنها را رصد میکنیم و نقاط ضعف و قدرت مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد. این مصوبات عمدتا در کنار فعالیتهای جاری این شورا تشکیل میشود.
یکی از الویتهای مهم دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی احیای شورای هنر است
رییس کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به رویکرد جدید و تاثیرگذار سعیدرضا عاملی – دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی- گفت: دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی در صدد هستند که تغییرات ساختار در دبیر خانه شورا را انجام دهند تا این دبیر خانه چابکتر و اثر گذارتر در ایفای فرهنگ نقش داشته باشد یکی از الویتهای مهم ایشان احیای شورای هنر است. شورای هنر که بسیار تاثیر گذار است اگر این شورا احیا شود با توجه به حضور روسای فرهنگی و هنری کشور در سطح عالی به بحث و تبادل نظر میپردازند و همین امر باعث میشود در حوزه هنری شاهد کاهش تشتت آراء باشیم.
دکتر ایمانیخوشخو -رئیس کمیسیون هنر و معماری در شورای عالی انقلاب فرهنگی- در ادامه با مهم خواندن بحث هنر و فعالیت هنری در کشور و جامعه امروز گفت: متاسفانه شاهد فاصله بین جامعه هنری و مدیریت هنری در کشور هستیم و این اصلا خوب نیست. هنرمندان ما به عنوان اقشار و نهادهای مرجع در طول این ۴۰ سال خدمات مهم و متعددی را انجام دادهاند. اگر تعامل ما با جامعه هنری بیشتر شود و از فضای رفاقتی بین هنرمندان و مدیریت هنری کشور بهره ببریم خیلی از مسائل و سوء تفاهمها برطرف میشود. بعضا به دلیل این فاصلهها مواضعی اتخاذ میشود که فاصلهها را بیشتر میکند.
او یادآور شد: بدون هیچ طرفداری خاصی این را میگویم که کارنامه تولیدات هنری ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در خیلی از شاخهها بهتر از قبل از پیروزی انقلاب بوده است. ما تولیدات فاخری در عرصه موسیقی داشتهایم و سینمای امروز ما در جهان شناخته شده است. طبق سخن استاد ریاحی جوانانی در حوزه موسیقی پرورش پیدا کردهاند که هنر آنها با هنر این اساتید در ابتدای فعالیتشان قابل مقایسه نیست و بهتر از آنها فعالیت داشتهاند. جایگاه رفیع هنر بعد از انقلاب ارزشمند است اما اگر ما بیشتر به این حوزه توجه میکردیم مشکلاتی را که اکنون داریم را شاهد نبودیم. سرمایه فرهنگی که در هنر داریم را میتوانیم برای از بین بردن مشکلات استفاده کنیم. لازم است که در وضعیت کنونی که دشمنان با گارد خاصی وارد شدهاند ما به داشتههای خودمان بیشتر تکیه کنیم. هنر جزء فعالیتهایی است که در دیپلماسی عمومی کشورها نقش ایفا میکند. دیپلماسی عمومی هم میدان ایفای نقش مردم است.
هنر باید به عنوان دیپلماسی عمومی بیش از گذشته مورد حمایت قرار گیرد
ایمانیخوشخو افزود: بعضا میبینیم حتی اگر دولتها با یکدیگر مشکل داشته باشند مردم کشورهای مختلف از طریق دیپلماسی عمومی در حال مراوده هستند و گروههای هنری در کشورها رفت و آمد میکنند. حتما باید هنر را به عنوان دیپلماسی عمومی بیش از گذشته مورد حمایت قرار بدهیم. در دوره فعلی اهمیت هنر کمتر از معیشت مردم نیست. خاصیت دیگر هنر در شرایط سخت کشورها این است که هنر به عنوان سیقل دهنده روح انسانها فعالیت میکند. ما در عرصه توسعه میتوانیم از هنر بهره ببریم. بعضا ممکن است به علت محدودیت بودجه کم توجهی نسبت به این عرصه صورت بگیرد اما باید بیشتر از همیشه از هنر حمایت کنیم. مخصوصا اینکه در کشور ما هنر در جایجای شهرها و روستاها دیده میشود و معطوف به یک قشر خاصی نیست. بعضیها به اشتباه هنر را وسیله تفریح مرفهان میدانند هنر خود از بطن مردم و سرمایه کشور است.
هنر میتواند ابزاری برای مقابله با تحریمها باشد
وی افزود: امیدواریم مسئولان عالی نظام که اکنون در حال تصویب بودجه سال ۹۹ هستند به عرصه هنر توجه بیشتری کنند. هنر میتواند ابزاری برای مقابله با تحریمها باشد. در دوران جنگ از استادان موسیقی برای ایجاد شور و انگیزه در بین مردم استفاده میکردیم و فیلمهایی در این دوران ساخته میشد که اثرگذار بودند. در حوزه تجسمی کم آثاری نداریم که سیمای جنگ را در تابلو به خوبی نشان بدهند. اکنون هم کمتر از دوران جنگ نیستیم. امروز میبینیم که تلویزیون به برنامههایی روی آورده است که مردم راحتتر بتوانند فشار تحریمها را تحمل کنند. امیدواریم در این عرصه شاهد حمایتهای دولت باشیم.
ایمانی خوشخو با مهم خواندن فعالیت هنری در کشور گفت: این تنگنای بودجهای نباید به شکل مضاعف و مضر در عرصه هنر خود را نشان بدهد. برای اینکه تاب پذیری مردم بیشتر شود از هنرمندان و گروههای مرجع میتوانیم بهره ببریم. چراکه آنها در این عرصه اثرگذار هستند. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیترین مرجع تصمیم گیری در حوزه فرهنگ کشور آمادگی دارد که با مدیریت جدید دبیرخانه آن به هنر توجه بیشتری کند و هماهنگی بین دستگاههای هنری بیش از گذشته صورت بگیرد و به ظرفیت هنری توجه کنیم که شاهد رونق هنر در کشور باشیم.
در ادامه جلسه بحثی با محوریت کمیته تجسمی با حضور اعضاء مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در این نشست، اسماعیل آذر، مجتبی آقایی، حسن ریاحی، مجید فروغی، محمدعلی خبری، محمدرضا جعفری جلوه، محمد خزایی، سید غلامرضا اسماعیلی بهعنوان اعضای کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی سخن گفتند. محمدحسین نیرومند، حمیدرضا نوربخش، بهمن نامور مطلق، حسن بلخاری، رحمت امینی و منصور پارساییف از دیگر اعضای این شورا هستند.
در نشست یادشده، علی متقیان – مدیرعامل ایسنا – نیز بههمراه علیرضا بهرامی – مدیر اداره اخبار فرهنگی هنری این خبرگزاری – بهعنوان میزبان سخن گفتند.
افراد بسیار کمی هستند که می توانند ادعا کنند از سواحل سفید رنگ و جنگل های انبوه مجمع الجزایر فرناندو د نورونها (Fernando de Noronha) در برزیل دیدن کرده اند. علت این است که در سال ۱۹۸۸، سازمان حمایت از منابع طبیعی برزیل ۳۵۰ کیلومتر از این جزیره را به مناطق حفاظت شده تغییر داد تا از آسیب های احتمالی به آنها پیشگیری شود. در نتیجه این تصمیم تنها ۴۲۰ نفر بازدید کننده در روز اجازه ورود به این بهشت را دارند.
با این که سفر به این منطقه امروزه برای توریست ها بسیار جذاب است اما شرایط در گذشته این طور نبود. بین قرن ۱۸ تا ۲۰، جزیره اصلی محل نگه داری خطرناک ترین زندانیان برزیل بوده است.
این مجمع الجزایر که از ۲۸.۵ کیلومتر مربع سنگ آتشفشانی و ۲۰ جزیره کوچکتر تشکیل شده است، برای اولین بار توسط دریانورد پرتقالی فرناندو د نورونها در قرن ۱۶ کشف شد. این جزیره مستعمره ارتش هلند و پرتغال بود تا این که در سال های ۱۷۰۰ جزیره اصلی آن تبدیل به زندان شد. در سال ۱۹۵۷ زندان بسته شد اما برخی از زندانیان قبلی آن جا را ترک نکردند و اجداد آنها هنوز هم در آن جا ساکن هستند.
امروزه بازدید کنندگان می توانند بناهای به جا مانده از زندان را ببینند که تقریبا با پوشش گیاهی انبوه پوشیده شده اند. این مجمع الجزایر با اینکه بیش از پیش شناخته شده است اما هنوز هم دور افتاده به حساب می آید. در سال ۱۸۲۲ زمانی که برزیل اعلام استقلال از پرتغال کرد، تقریبا ۲ سال طول کشید تا خبر آن به ساکنین این جزیره برسد.
نرونها امروزه ثبت میراث جهانی یونسکو است و مقصدی برای موج سواری و غواصی در آمریکای جنوبی است. آب های گرم زمردی جزیره را احاطه کرده اند. این منطقه برای خرچنگ ها، لاک پشت ها و بیشترین اجماع دلفین ها در جهان مشهور است.
در آمریکا پای نوعی دسر محسوب میشود. پای را معمولاً در انتهای غذا میخورند یا اگر چیزی از آن بماند صبح روز بعد بهعنوان صبحانه میل میکنند. با اینکه در قسمتهای دیگر دنیا نیز همه پای شیرین را دوست دارند، اما اسنک یا دسر پرشده لذیذتر است.
اسنک به روزهای اول پیدایش پای بازمیگردد. این کلمه از واژه لاتین پیکا گرفته شده است که به معنای کلاغ است. علت نامگذاری این غذا شاید محبوبیت پرندگان شکم پر باشد. علت دیگر هم میتواند علاقه کلاغ یا پرندگان دیگر به برداشتن هر چیزی و قرار دادن آن در لانههایشان باشد، ولی در گذشته هر نوع پرندهای را داخل ظرفهای پای میپختند. رفته رفته انواع مختلفی از خمیر پای اختراع شده و در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت.
امروزه انواع مختلفی از پای در سراسر دنیا وجود دارد که به چند مورد اشاره میکنیم.
پای قابلمهای
قدمت این نوع پای که یکی از رایجترین اشکال پخت پای است، به یونان و رومیان باستان بازمیگردد. پای مرغ قابلمهای که امروزه نیز محبوبترین پای قابلمهای است، با پای آن دوران خیلی فاصله دارد، زیرا در آن زمان مردم تمایل چندانی به خوردن پرندگان نداشتند. انگلیسیها علاقه زیادی به خوردن پای گوزن، گوسفند و سایر گوشتها داشتند.
استفاده از انواع مختلف پای به مرور در قسمتهای مختلف انگلستان باب شد. اولین دستور پخت پای در آمریکا در اولین کتاب آشپزی آمریکا با نام آشپزی آمریکایی ثبت شده است و شامل پای گوشت گوساله و پای دریایی است. پای دریایی برای اولین بار در کشتیهایی تهیه میشد که از هر گوشتی که از دریا تهیه میکردند در پخت پای استفاده میکردند.
اسفیها
این پای که ریشهای شرقی دارد، در واقع یک پای روباز است که بهصورت سنتی از شیره انار، ارده، گوجه، پیاز، جعفری، پنیر نرم و گوشتکوبیده شده گوسفند یا گاو تهیه میشود. این پای تقریباً چیزی شبیه به پیتزاست و بیشتر در کشورهای شرقی مدیترانه رواج دارد. این پای در برزیل و آرژانتین نیز بسیار شهرت دارد و بانام اسفیها شناخته میشود. مهاجران در سده ۱۹۰۰ این پای را به این بخش از دنیا آورند.
ژیان بینگ
این پای گوشت چینی از خمیرهای بخارپز شده یا سرخشدهای تهیه شده که داخل آنها را با گوشت، سبزیجات و ادویه پر میکنند. ژیان بینگ به شکل دایرهای و اندازه کف دست است که میتوان آن را بهعنوان اسنک و حین راه رفتن خورد.
پای گوشت
انگلستان خانه پای گوشت است. پای گوشت مانند پای قابلمهای همراه با سربازان و نیروهای انگلیسی به قسمتهای مختلف جهان برده میشد. تفاوت اصلی میان این دو نوع پای این است که پای گوشت کوچکتر بوده و طوری پخته میشوند که بتوان بجای کارد و چنگال بهراحتی آنها را با دست خورد. شکل آن نیز میتواند نوع کوچکتر پای دایرهای قدیمی یا شکل هلالی باشد.
بنا به گفتهها مشهورترین پایهای گوشت در استرالیا خورده میشوند، در این کشور پای یک غذای غیررسمی است و آن را با سس کچاپ میل میکنند. پای گوشت نیجریه برگرفته از پای سنتی انگلیس است. این نوع پای را عموماً در خیابانها و بیشتر در لاگوس میخورند که درگذشته بندر مهمی برای سربازان انگلیسی بود. این پایهای گوشت شامل گوشت معمولی و سبزیجاتاند اما پودر کاری، فلفل قرمز و سایر ادویهها نیز به آن افزوده میشود.
امپاناداس
این پایهای هلالی شکل در اقصی نقاط جهان شهرت دارند. این پایها در اصل اسپانیایی هستند اما میتوان انواع مختلف آنها را در کشورهای حوزه کارائیب و آمریکای مرکزی و جنوبی دید. این پایها که شبیه به پایهایی است که سربازان انگلیسی با خود به قسمتهای مختلف جهان برده بودند، توسط ارتش اسپانیا به کشورهای دیگر رفت. تاریخچه نوع دریایی این پای به سده ۱۵۰۰ بازمیگردد، نوع دیگری از این پای را با سوسیس تهیه میکنند. امروزه هر ناحیه در اسپانیا یا نقاط دیگر جهان مواد اولیه مخصوص به خود را دارد. آرژانتین و اروگوئه در پخت امپانادای گوشت گوساله بسیار شهرت دارند.
پاستیلا
پاستیلا پای گوشت اسپانیایی است که از یکلایه نازک خمیر ترد تهیه شده است. تاریخچه پخت این پای به زمانی بازمیگردد که تأثیرات حضور عربها، آفریقاییها و گالیسیایی ها همگی در جزایر ایبری باهم ترکیب شد. یکی از معروفترین انواع پاستیلا را میتوان در مراکش یافت، جایی که نام آن را بیستیا نهادهاند. در مراکش این پای با استفاده از تکههای جوجه یا پرندهای دیگر به همراه انواع ادویه و تخممرغ تهیه میشود. بر روی پای نیز شکر و دارچین میریزند.
میان دیوارهای نمای بیرونی سنتی مسجد خیرهکننده نصیرالملک رازی خوشنما نهفته است و گام برداشتن به درون این عبادتگاه مانند قدم زدن در یک زیبابین رنگارنگ است. پرتوی خورشید صبحگاهی هرروز از پنجرههای رنگی مسجد به درون آن میتابد و راهروهایش را به سرزمین عجایب درخشانی از رنگ و نور و الگوهای گوناگون که انگار در کف مسجد میرقصند، تبدیل میکند.
بهکارگیری کاشیهای رُز رنگ زیبا در طرح داخلی مسجد نصیرالملک سبب شده است تا این مسجد در فرهنگ عامه لقب «مسجد صورتی» را از آن خود کند. گرچه نصیرالملک به دیگر مساجد بزرگ شهر مانند مسجد و آرامگاه شاهچراغ نزدیک است، اما به دلیل داشتن شیشههای رنگی که در معماری مساجد کمتر دیده میشود، در میان سایر مساجد برجستگی ویژهای پیدا کرده است. این بنا که در شهر شیراز واقع شده است. محمدحسن معمار و محمدرضا کاشیپز شیرازی طراحان این سازه زیبا بودند.
البته فقط طرح داخلی این بنای دینی نیست که میتواند خاطرهای ماندگار در روان شما بر جای بگذارد. مسجد صورتی افزون بر نمایش شکوهمندی که با نور و رنگ اجرا میکند، عناصر حیرتآور دیگری از طراحی و معماری را نیز در خود دارد که از آن جمله میتوان به طراحی هندسی ظریف کاشیها، طاقها و طاقچههای نقاشی شده و گنبدهای دیدنی اشاره کرد. نمای بیرونی مسجد نیز به همان اندازه شگفتانگیز بوده و حیاطی روباز با یک استخر بلند مستطیلی درخشنده دارد. کاشیکاریهای خیرهکننده مسجد به رنگهای صورتی، آبی و زرد، جوی متعالی و باشکوه برای عبادت میسازند.
با وجود این ویژگیها، جای هیچ شگفتی نیست که جو فرهمند مسجد نصیر الملک یا مسجد صورتی، آن را به یکی از پربازدیدترین مکانهای ایران تبدیل کرده است. اگر مایلید نگاهی به آن بیاندازید، بهتر است صبح را برای این کار انتخاب کنید زیرا در آن هنگام پرتوی خورشید اثر پرجلوهتری بر داخل مسجد میگذارد. همچنین حواستان باشد که هنگام بازدید با جمعیت انبوهی روبرو خواهید شد.
در ادامه تصاویر زیبایی از این مسجد را باهم می بینیم: