دسته: سبک زندگی

  • خطر کارت قرمز یونسکو به ژئوپارک قشم!

    خطر کارت قرمز یونسکو به ژئوپارک قشم!

    به گزارش خبرنگار مهر، برخی نهادهای بیرون از جزیره قشم برای این جزیره و ژئوسایت های جهانی آن دردسر ساز شده اند. بحث هایی از جمله اقتصاد دریا محور و یا توسعه مزارع پرورش میگو موجب شده تا صدور مجوز برای این منظور افزایش پیدا کند اما این مجوزها و فعالیت ها در حریم و عرصه ژئوسایت ها اتفاق خواهد افتاد  که در نهایت خطری را متوجه ژئوپارک قشم خواهد کرد.

    این خطر می تواند پس از بازدید ارزیابان یونسکو از قشم و گرفتن کارت زرد و یا حتی خروج ژئوپارک جهانی قشم از فهرست ژئوپارک های جهان باشد.

    در این باره علیرضا امری کاظمی مدیر ژئوپارک جهانی قشم به خبرنگار مهر گفت: چندی پیش سازمان منطقه آزاد قشم با سازمان جهاد کشاوزی استان هرمزگان توافق نامه ای را امضا کرد که موضوع آن استعلام هر گونه مجوز از منطقه آزاد قشم بود ولی بعد از آن توافق نامه مشاهده کردیم مجوزهایی که داده می شد بدون اطلاع و استعلام از این سازمان انجام گرفته است. حتی تعداد این مجوزها نسبت به قبل از توافق نامه بیشتر هم شد!  اکنون مجوزها بدون اطلاع ما در حریم ژئوسایت ها داده شده است برخی از این واگذاری ها فعال شده و برخی دیگر هنوز فعال نیستند.

    امری کاظمی گفت: در غرب جزیره در نزدیکی ژئوسایت غارنمکدان، نزدیکی ژئوسایت دیواره قاضی و بصیرا و باسعیدو اقداماتی در جهت تغییر منظر انجام می دهند. مانند ایجاد حوضچه و … . ولی هنوز وارد حریم یا عرصه اصلی ژئوسایت ها نشده اند. نگرانی ما این است که واگذاری های انجام شده توسعه یافته و به ژئوسایت ها سرایت کند. به عنوان مثال اکنون محدوده ای برای پرورش میگو در نظر گرفته اند که در ژئولینک، ساحل کارگه و حریم غار نمکدان است و هر گونه تغییر کاربری در محدوده آن ژئوسایت ها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    وی افزود: این سرمایه گذاران مجوزشان را از جهاد کشاورزی استان هرمزگان گرفته اند که با فعالیت آنها عرصه و حریم امن ژئوسایت های ژئوپارک جهانی قشم به خطر می افتد. ارزیابان یونسکو قرار است در ماههای ابتدایی سال ۹۹ به قشم برای بازدید بیایند اگر با چنین پدیده هایی مواجه شوند حتما اشکال خواهند گرفت چه بسا رای به خروج آن دهند. این درحالی است که فعالیت های ما در  ژئوپارک به خوبی پیش می رود اما ممکن است این اقدامات حاشیه ای موجب شود آنها به ما اخطار یا کارت قرمز دهند.

    عضو هیئت ارزیابان رسمی ژئوپارک جهانی یونسکو ادامه داد: اکنون ۱۵ مجوز از این مجوزهایی که صادر شده قطعا با ژئوسایت های قشم تداخل دارد. البته می دانیم که تعداد این مجوزها بیشتر است و اکثرا در حوزه پرورش میگو هستند. بنابراین یا باید این مجوزها باطل شود و یا بررسی مجدد انجام گیرد. ما بارها با جهاد کشاورزی استان جلسه گذاشته ایم و به توافق هم می رسیم ولی دوباره شاهد صدور مجوز هستیم! به همین دلیل از طریق مدیریت حقوق سازمان منطقه آزاد قشم مراجعه قضایی را در جریان گذاشته ایم و منتظر اقدام هستیم.

    امری کاظمی درباره تبعات خروج ژئوپارک قشم از فهرست ژئوپارک های جهان گفت: یک بار ژئوپارک قشم تجربه تلخی را داشت که به دلیل مشکلات مدیریت و … از شبکه ژئوپارک های جهان خارج شد و تبعاتی را نیز برای ما داشت ولی دوباره با تلاش های فراوان سعی کردیم آن را به جایگاه خود برگردانیم . در واقع جامعه جهانی وقتی ژئوپارکی از فهرست خارج می شود، آن کشور را به عنوان کشوری که توانایی حفظ میراث زمین شناختی خود را ندارد خواهد شناخت. ژئوپارک قشم تنها ژئوپارک در کل خاورمیانه است و اکنون ایران نیز به عنوان اولین مقصد زمین گردشگری در منطقه معرفی شده است بنابراین نباید اجازه دهیم  به راحتی این جایگاه به خطر بیفتد.

  • باغستان سنتی قزوین سوژه مستند بلند «ماریان»

    باغستان سنتی قزوین سوژه مستند بلند «ماریان»

    حامد کلجه‌ای پژوهشگر و مستندساز در گفت‌وگو با ایسنا، از ساخت جدیدترین اثرش درباره باغستان سنتی قزوین خبر داد و گفت: باغ‌های تاریخی اطراف شهر قزوین بر اساس منابع مکتوب، قدمتی بیش از هزار سال دارد؛ و براساس روایت‌ها، پیشینه‌اش به دوران ساسانی بازمی‌گردد.

    وی ادامه داد: این باغ‌ها زمانی ۴۰۰۰ هکتار وسعت داشت و براساس نقشه‌های ثبت شده در سال ۱۹۱۵ مساحتش شش برابر حال بوده است و گرداگرد شهر چون نگینی آن را در بر گرفته بودند. اکنون تنها ۲۷۸۴ هکتار از آن باقی‌مانده و باغ‌های شمال شهر نیز به‌کلی نابود شده‌اند.

    این سینماگر تصریح کرد: باغستان مهم‌ترین و وسیع‌ترین ظرفیت اکولوژیک استان و منطقه و ریه‌های تنفسی شهر قزوین است که محصولات محلی و سنتی قزوین، شامل بادام و پسته و انگور را در خود جای داده است و از مرغوب‌ترین انواع جهانی است و با توجه به شیوه «داشت»، محصول سالم محسوب می‌شود.

    کلجه‌ای با اشاره به اینکه باغستان هزاران درخت ۳۰۰ تا هزارساله را در خود جای داده است که به تنش خشکی مقاوم هستند، بیان کرد: درختان باغستان حتی در شرایطی که با مشکل آبیاری مواجه باشند، شاید از نظر میوه و محصول و در نتیجه درآمدزایی صدمه ببینند اما همچنان بعد از گذشت چند صد سال ارزش اکولوژیکی خود را حفظ کرده‌اند.

    وی گفت: باغستان بارش زمستان و بهار را در خودش جمع و حفظ می‌کند و به این ترتیب با مدیریت آب‌های سطحی، هم از آن بهره می برد و هم سفره‌های آب زیرزمینی را تغذیه می‌کند بنابراین باغستان یک مسئله تک بعدی نیست؛ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هم هست.

    این مستندساز بیان کرد: این مساحت باقی‌مانده از سال ۱۳۹۳ به‌عنوان اثر ملی ثبت شده و اکنون با خطر بزرگ پروژه‌های راه‌سازی به‌ویژه کمربندی جدید شهر مواجه است.

    وی با اشاره به اهمیت پرداختن به موضوع باغستان اظهار کرد: «ماریان»؛ نام یکی از محل‌های باغستان سنتی قزوین است که اینک از بین رفته است؛ مستند ماریان در قالب یک مستند بلند و یک مجموعه مستند تلویزیونی تا اواسط سال ۱۳۹۹ به تهیه‌کنندگی احمد شفیعی تولید خواهد شد و سومین همکاری مشترک بنده پس از مستندهای «پیام آوران پاکی» و «حلقه عاشقان» با خانه مستند انقلاب اسلامی است.

    به گزارش ایسنا، حامد کلجه‌ای دانش‌آموخته سینما و عضو انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند است، ازجمله آثار او می‌توان به سرو عرشی، پارسیاد، انتخابی از سرزمین پارس، پیام‌آوران پاکی، پناهگاه حامی، حلقه عاشقان، مجموعه مستند سرزمین تشنه، مجموعه مستند زیبایی‌های شهر اشاره کرد.

    انتهای پیام

  • مسیر ۳۳ ساعته تا آنکارا؛ به اسم «سفر» به کام «قاچاق»!

    مسیر ۳۳ ساعته تا آنکارا؛ به اسم «سفر» به کام «قاچاق»!

    به گزارش خبرنگار مهر، مشاهدات یک خبرنگار وقتی سفر زمینی به آنکارا را انتخاب می کند قطعا با مسافران دیگر تفاوت خواهد کرد چون جنبه های دیگری از یک سفر زمینی را خواهد دید. جنبه هایی که تحمل سفر ۳۳ ساعته با اتوبوس را ممکن است سخت و یا جالب کند. یکی از این تجربه ها همسفر شدن بی اختیار با قاچاقچیان یا چتربازان سیگار بود. ماجرای این سفر را در ادامه می خوانید:

    در روزهای تعطیلات آبان ماه از ترمینال غرب سعی کردم اتوبوسی را بگیرم که از نظر رفاهی شرایط بهتری نسبت به اتوبوس های معمولی دیگر داشته باشد، در تبلیغات شرکت اتوبوسرانی مربوطه و بخش خدمات آن غذای گرم و اینترنت اضافه شده بود با همان نرخ ۳۶۰ هزار تومان.

    بلیت در حالی تهیه شد که سایت های فروش آنلاین اعلام می کردند دیگر بلیتی وجود ندارد درحالیکه در ترمینال اتوبوسرانی تهران صندلی خالی به اندازه کافی وجود داشت حتی می شد شماره صندلی را خودمان انتخاب کنیم.

    یک ساعتی از ساعت ۹ صبح که می بایست به مقصد آنکارا حرکت کند گذشت به هر مسافر همان ابتدا یک پرس جوجه کباب داغ با نوشابه توزیع شد. پذیرایی تا آخر سفر همین بود به علاوه آب آشامیدنی.

    مسافران اتوبوس را پر کردند و بلاخره سفر آغاز شد سفری که معلوم نبود به دلیل تعطیلات قرار است چقدر طول بکشد و چقدر در راه به دلیل ترافیک معطل بمانم.
    یک ربع بعد راننده شروع کرد به سیگار کشیدن که با اعتراض مسافران رو به رو شد کمک راننده به یکی از مسافران که گفته بود آسم دارد کمک کرد تا بتواند به صندلی های عقب تر برود ولی مسافران نپذیرفتند جای خود را با او تغییر دهند. 

    در طول مسیر بارها و بارها راننده کنار جاده می ایستاد منتظر کسی که جعبه ای، امانتی چیزی بیاورد و تحویل بگیرد و یا تحویل بدهد. این وسط اعتراض مسافران راه به جایی نمی برد. برخی از آنها می دانند که این روال همیشگی راننده هاست.

    در بین راه تحمل سیگار کشیدن راننده برای مسافران جلویی سخت بود اما آنچه که جالب به نظر می رسید معطلی راننده برای سوار شدن یک مسافر خاص بود. فردی که گویا مسافر همیشگی این مسیر است. 

    نمی دانم اسم مستعارش «هستی» بود یا نه.  راننده ها او را هستی می نامیدند. چمدان بزرگی در دست داشت و بلاخره سوار اتوبوس شد در طول مسیر از مسافران می پرسید که آیا سیگار همراهشان دارند یا نه. بلاخره پرسیدم چرا انقدر می پرسی. گفت سیگار آنجا گران است می توانید سیگار بخرید و در ترکیه بفروشید. اگر نه من می توانم از سهم شما استفاده کنم و سیگار ببرم چون تعداد باکس های سیگار من زیاد است و اگر از من در گمرک بگیرند جریمه ام می کنند. 

    اتوبوس در کنار یک مجتمع بین راهی در مرند توقف نیم ساعته ای برای صرف شام کرد. کنارش مغازه ای بود که چند مرد در آن پول می دادند و پلاستیک های سیاه رنگی می گرفتند که درونش باکس های سیگار با برندهای مختلف بود مغازه دار هم رستوران دار بود هم کارگر هم فروشنده این مغازه. مغازه ای که اگر به عنوان رهگذر می دیدی متوجه نمی شدی چه می فروشد. اجناس آن همه زیر میز مغازه دار بود و چند کارت خوان روی پیش خوان.

    پلاستیک های سیاه برند قاچاق 

    باکس های سیگار با برندهای متفاوت. هر باکس سیگار کنت ۸۰ هزار تومان فروخته می شد. می گفت: کنت از همه گران تر است با خودت ببر در ترکیه سه برابر قیمت می فروشی.

    در این مغازه هستی به مسافران دیگر هم پیشنهادش را می داد وقتی می دید از جریان سیگار خریدن چیزی نمی دانند و یا اولین باری است که این مسیر را زمینی می روند؛  بیشتر اصرار می کرد.  

    بعضی ها که رزنگ تر بودند می گفتند پول می گیرم او هم در جواب می گفت نمی تواند پولی بدهد چون الان به مرد فروشنده پول نمی دهد بلکه در زمان برگشت لیر خواهد داد!

    وقتی اتوبوس های بیشتری در این استراحتگاه توقف می کرد؛ کم کم به تعداد مردان، زن های زیادتری اضافه شدند. در آن زمان زنان دیگر خریدهای بیشتری می کردند ده باکس ۵ باکس و … . 

    اینجا در استراحتگاه بین راهی تعداد زن هایی که سیگار می کشیدند بیشتر از مردان بود این موضوع را حتی در گمرک هم می شد دید.  هستی از این جا به بعد به اتوبوسی رفت که دوستانش آنجا بودند. در ساختمان گمرک باز هم او را دیدم وقتی میخواست چمدان هایش را جابه جا کند. 

    در گمرک می بایست بار و چمدان ها را روی ریل می گذاشتیم تا بازرسی شوند. هستی روی بار هر کسی در آن شلوغی با نمایش این بازی که بی اختیار این کار را می کند،  یک مشمای سیاه می گذاشت و می رفت آن طرف. همه حواسش به بارهایش پخش شده اش بود. به یکی می گفت خانم مشمای سیاهت را بردار. خانم اون چمدانت یادت نره.

    مامور گمرک بازرسی بدنی انجام نمی داد اما چمدان های هستی را خوب گشت و در آخر ۱۵ باکس سیگار پیدا کرد و به او برنگرداند. وقتی هستی را دوباره در سالن انتظار دیدم برایش اصلا مهم نبود که این همه باکس سیگار از او گرفته اند او و  زنان دیگر در سالن غذاخوری سیگار می کشیدند و از جاساز کردن سیگارها بی پروا حرف می زدند. 
    صحبت از زنی شد که روی شکمش به جای بچه سیگار جاساز کرده بوده و ماندن زنان باردار راه می رفته . هستی آن را ایده هوشمندانه ای تلقی کرد. 

    سه ساعتی منتظر شدیم تا اتوبوس به اصطلاح اسکن شود چون گویا باید بازرسی شوند که کالای قاچاقی نداشته باشد. آنها که بیشتر بار جاساز کرده باشند مسافرانشان باید ساعتهای زیادی معطل بمانند. گاهی تا یک روز. بودند افرادی که در  گمرک بازرگان زیاد رفت و آمد می کردند و دیگر اگر پای درد و دلشان می نشستی می گفتند که حتی شده یک روز تمام در این گمرک مانده ایم تا اتوبوس مان از اسکن بیرون بیاید. گاهی هم اتوبوس را متوقف کرده اند و ما آواره شدیم و با اتوبوس های بین راه مسیر را ادامه داده ایم. 

    پیرمردی که هشت سالی است این مسیر را تا آنکارا برای دیدن فرزندانش طی می کند می گفت که گاهی اتوبوس با ۵ نفر مسافر به استانبول می رود و یا از آنجا به تهران می آید در واقع مسافران نمایشی هستند برای قاچاق کالای راننده ها و دارندگان خطوط اتوبوس رانی بین دو کشور. 

    او می گفت که در برخی از موارد وقتی بنزین و گازوئیل در اتوبوس بیشتر باشد برای مسافران داخل اتوبوس هوای مشمئز کننده ای بوجود می آید و ما متوجه می شویم که سوخت قاچاق می کنند در آن صورت هم اعتراض جواب نمی دهد نهایت این است که می گویند پیاده شو با اتوبوس بعدی برو. آن هم در ولایت غریب!

    زیپ چمدان من باز بود

    مرز را رد کردیم تا رسیدیم به جایگاه بنزین متروکه ای در دغوبایزید در خاک ترکیه. اینجا بود که راننده ها یک ساعتی توقف کردند. جعبه هایی را از اتوبوس بیرون آوردند حتی برخی از آنها زیرپای مسافران بود. یکی از مردان ترک در اینجا منتظر اتوبوس بود. گالن های بنزین بیشتر از اتوبوس بیرون می آمد تا بسته های پلاستیکی.

    آنها را تحویل دادند و راه افتادند پول را همان جا جلوی چراغ اتوبوس شمردند و تحویل دادند و تحویل گرفتند یک ساعتی مسافران در اتوبوس منتظر بودند اگر کسی میخواست پیاده شود اجازه نمی دادند وقتی کارشان تمام شد اجازه دادند چند نفری از سرویس بهداشتی آنجا استفاده کنند.

    بارها و بارها پلیس جلوی اتوبوس را می گرفت در یک نقطه سه پلیس با لباس های متفاوت داخل اتوبوس شدند و زیر و بم اتوبوس را گشتند. به مسافرانی که مشکوک می شدند می گفتند بروند داخل کابین با پلیس دیگری حرف بزنند. در طول بازرسی اتوبوس نباید کسی بیرون می رفت. آنها اجازه داشتند هر آنچه که برایشان جای سوال داشت را بازرسی می کردند حتی کیف شخصی افراد. گاهی می پرسیدند برای چه سفر می کنی و این چندمین بار است که به ترکیه می روی. 

    دیالوگ راننده ها با پلیس و حتی مسافران در طول این مسیر بیشتر درباره جنس هایی بود که بین دو کشور رد و بدل می شد از آنها که گیر پلیس افتادند تا آنها که قسر در رفته اند. این وسط تنها مسافران بودند که باید این نمایش را می دیدند و منتظر می ماندند تا راننده ها بارشان را خالی کنند و یا مسافران نمایشی برایشان جنس جابه جا کنند.

    در شهر آنکارا که از اتوبوس پیاده شدم، بقیه مسافران رفتند تا بقیه بارشان را در استانبول بفروشند.  چمدانم را گرفتم. زیپش باز بود یک پاکت سیگار در آن افتاده بود!

  • مدل‌های سویشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    مدل‌های سویشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    برترین‌ها: با خنک شدن هوا، وقت پوشیدن سویشرت و هودی فرا رسیده است. در واقع می‌توان گفت هودی و سویشرت، همراه روز‌های سرد شما هستند. سویشرت را می‌توان با تمام لباس ها، از لباس‌های خنک تابستانی گرفته تا پولیور‌های بافتنی پوشید.

    در ادامه این مقاله چند مدل سوئیشرت مردانه و زنانه برایتان جمع آوری کرده ایم که برای پاییز مناسب خواهد بود. هر مدلی که مورد پسندتان بود را می‌توانید به صورت آنلاین خریداری فرمایید.

    چند مدل هودی و سویشرت زنانه

    هودی طوسی با طرح صورتی و سبزآبی

    این هودی با ترکیب رنگی که دارد می‌تواند با طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها ترکیب شود. برای ست کردن آن می‌توانید دیگر آیتم‌های استایل خود را به رنگ طوسی تیره، صورتی کمرنگ، یا سبزآبی انتخاب کنید. همانطور که مشاهده می‌کنید این مدل هودی شامل ۲ عدد جیب و یک کلاه است.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت ورزشی مشکی سفید

    یک مدل جذاب برای افرادی که به استایل‌های اسپرت و ورزشی علاقه دارند. این سویشرت از جنس پلی استر بوده و یک آستر پلی استری نیز دارند. بهتر است این مدل سویشرت را با شلوار گرمکن، کتانی و یک مانتوی کاملا اسپرت ست کنید. در انتخاب رنگ این آیتم‌ها نیز از رنگ‌های سفید، مشکی و طوسی استفاده کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت آبی با نوار پلنگی

    یک سویشرت ساده مناسب افراد ساده دوست. این سویشرت برای استایل‌های مختلف، از استایل‌های رسمی‌تر گرفته تا استایل‌های ورزشی کاملا مناسب خواهد بود. نوار پلنگی کار شده در قسمت‌های کناری این سویشرت، آن را تا حدودی از سادگی خارج می‌کند. برای ست کردن آن می‌توانید از آیتم‌های طرح دار نیز استفاده کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت سرمه‌ای با طرح قلب

    این سویشرت با رنگ و طرح مناسبی که دارد برای استایل‌های مختلف و همچنین سنین مختلف، مناسب و قابل استفاده است. این سویشرت را می‌توان هم با شلوار جین و هم با شلوار ورزشی ست کنید. قد این سویشرت نسبتا بلند بوده و تا روی باسن است. جنس آن نیز از نخ و پلی استر می‌باشد.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت طوسی دریم کچر

    طرح روی این مدل سویشرت نسبتا خاص و متفاوت بوده و ترکیب رنگ آن نیز بسیار جذاب می‌باشد. پر‌های دریم کچر‌های این سویشرت، زرد، سبز، آبی، سرمه‌ای و بنفش است و از این رو می‌توانید آن را با تمام این رنگ‌ها ست کنید. جنس این سویشرت از پلی استر بوده و قد آن تا روی باسن است. اگر به دنبال یک سویشرت ساده با طرح خاص هستید، این آیتم مناسب شما خواهد بود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت زرشکی اسپرت

    این رنگ سویشرت جذابیت خاصی برای خانم‌ها دارد. قسمت سرآستین، یقه و کمر این سویشرت به صورت کشباف بوده و قد آن تا روی کمر است. این مدل سویشرت را با استایل مشکی ترکیب کنید تا جذابیت آن از بین نرود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت صورتی کمرنگ

    این سویشرت صورتی ملیح با جنس فوق العاده خوب و قد مناسب (تا روی باسن) خود، یکی از گزینه‌های پرطرفدار برای خانم هاست. برای ترکیب این آیتم می‌توانید از آیتم‌های طوسی، سرمه ای، مشکی و حتی سفید استفاده کنید. این سویشرت برای موقعیت‌های ختلفی قابل استفاده است.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی با طرح ریز

    این هودی با قیمت بسیار مناسب خود و رنگ و طرح جذابی که دارد می‌تواند گزینه بسیار خوبی برای خانم‌ها باشد. این هودی دارای یک کلاه و دو جیب بوده و استایل نسبتا اسپرت و امروزی دارد. برای ترکیب آن نیز می‌توانید از رنگ سفید و مشکی استفاده کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت پشمی قرمز ساده

    این مدل سویشرت با جنس گرم و نرمی که دارد می‌تواند گزینه بسیار مناسبی برای روز‌های سرد سال باشد. همچنین، یقه ایستاده و نسبتا بلند آن نیز گردن شما را از یرما در امان نگه خواهد داشت. قد این سویشرت تا روی کمر بوده و به کمک زیپ باز و بسته می‌شود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی قرمز نارنجی آزاد

    این هودی، ظاهر بسیار اسپرت و امروزی و شیکی دارد. رنگ آن بسیار خاص بوده و نوشته روی آن نیز ظاهر جذابی برایش خلق کرده است. فرم این سویشرت به صورت آزاد بوده و قد آن تا روی باسن است. ترکیب این سویشرت با شلوار جین، بسیار شیک و جذاب خواهد بود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    چند مدل سویشرت و هودی مردانه

    سویشرت مردانه مشکی

    این سویشرت با جنس نه خیلی نازک و نه خیلی ضخیم خود، گزینه مناسبی برای پاییز است. همچنین در فصل بهار نیز می‌توان از آن استفاده کرد. این مدل سویشرت ۲ عدد جیب و یک کلاه دارد. پیشنهاد می‌کنیم آن را بیشتر با استایل‌های نیمه رسمی و رسمی ست کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی طوسی فروهر

    از مهم‌ترین ویژگی‌های این هودی می‌توان بع نس گرم، طرح شیک و خاص و در عین حال، قیمت بسیار بسیار بسیار مناسب اشاره کرد. این هودی از جنس پشم و پلی استر بوده و دارای جیب و کلاه نیز می‌باشد. استفاده از این آیتم برای آقایانی که طرفدار استایل‌های اسپرت و شیک هستند، کاملا مناسب خواهد بود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت طوسی مشکی

    یک سویشرت مردانه بسیار شیک و در عین حال ساده برای آقایان شیک پوش. این سویشرت با بسیاری از آیتم‌های کمد لباس شما همخوانی داشته و قابل استفاده برای اکثر موقعیت‌ها و اماکن است. ست کردن آن با شلوار جین ذغالی یا طوسی، بسیار جذاب و مناسب خواهد بود.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی سرمه‌ای با آستین طرح دار

    این هودی که برای آقایان جوان بسیار مناسب است، طرح ساده‌ای دارد؛ اما اضافه شدن آستین‌هایی سفید رنگ با طرح شلوغ، این آیتم را از سادگی خارج کرده و جذابیت آن را بیشتر کرده است. پبشنهاد می‌کنیم این آیتم را با شلوار جین یا شلوار کتان سرمه‌ای ست کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت زرشکی و طوسی

    اگر از طرفداران آیتم‌های رنگی برای آقایان هستید، این گزینه کاملا برای شما مناسب خواهد بود. سویشرت زرشکی و ترکیب آن با طوسی، ترکیب جذابی را خلق کرده است. این آیتم را با شلوار طوسی یا ذغالی ترکیب کنید. اگر به دنبال یک استایل هماهنگ هستید، می‌توانید از یک جفت کتانی زرشکی کمک بگیرید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی سرمه‌ای با طرح سفید

    این هودی نسبتا اسپرت، مناسب استایل‌های روزمره خواهد بود. طرح‌های کوچک سفید رنگ روی آن باعث شده تا این آیتم از سادگی خارج شود. این آیتم را می‌توانید با شلوار جین و کتان همراه کنید تا استایل تان همخوانی خوبی داشته باشد. برای تکمیل استایل خود، از یک جفت کتانی سفید استفاده کنید.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت مشکی و طوسی

    در این سویشرت از دو رنگ کاملا معمول که جزء رنگ‌های مورد علاقه آقایان است، استفاده شده است. این آیتم را با شلوار طوسی و مشکی ست کرده و در زیر آن نیز هر رنگ لباسی که دوست داشتید بپوشید! این آیتم فاقد کلاه بوده؛ اما دو جیب دارد.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت سرمه‌ای و آبی

    این سویشرت با ترکیب رنگ شیک خود، گزینه‌ای مناسب برای استایل‌های مردانه و اسپرت است. استفاده از دو رنگ در این سویشرت، آن را ازسادگی بیش از حد خارج کرده و باعث شده تا بتواند با شلوار جین، ترکیب جذابی را خلق کند.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    هودی طوسی طرح دار

    این هودی جوانانه، با طرح خاصی که دارد، توانسته ترکیب جذابی را به وجود آورد. این هودی مطمئنا برای آقایان جوان و کم سن مناسب بوده و با رنگ‌هایی مثل آبی، طوسی و مشکی همخوانی خوبی خواهد داشت. این هودی دارای کلاه و جیب می‌باشد که به این ترتیب، علاوه بر بدن شما، دست‌ها و سرتان را نیز گرم خواهد کرد.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز


    سویشرت طوسی سفید

    این سویشرت در عین سادگی، جذابیت خاصی داشته و جزء آیتم‌هایی است که تقریبا تمام آقایان به آن احتیاج خواهند داشت. ترکیب آن نیز با تمام رنگ‌ها ممکن بوده و هیچ رنگی نیست که با آن ست نشود! این سویشرت فاقد کلاه بوده و دو جیب خارجی دارد. همچنین فرم یقه آن نیز به صورت گرد است.

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

    چند مدل سوئیشرت زنانه و مردانه برای پاییز

  • مزایای حرف‌زدن با غریبه‌ها؛ شما هم امتحان کنید

    مزایای حرف‌زدن با غریبه‌ها؛ شما هم امتحان کنید

    برترین‌ها: بیشتر مردم بخشی از روز خود را در کنار غریبه‎ها می‎گذرانند، چه در رفت‌وآمد‌های روزانه، چه موقع خرید از سوپرمارکت و چه زمانی که در پارک یا کافه نشسته‎اند.

    با این حال عده زیادی از ما در انزوایی خودخواسته باقی می‎مانیم، چون معتقدیم تلاش برای برقراری ارتباط با آدم‎های غریبه هر دو طرف را معذب می‎کند.

    باور‌هایی از این دست، اما ممکن است درست نباشند، تحقیقات ما نشان می‎دهند انسان‎ها بیشتر اوقات اثرات مثبت ارتباط با دیگران روی سلامتی دو طرف رابطه را دست کم می‎گیرند. برای مثال، حرف زدن با یک غریبه در مسیر کار ممکن است بیشتر از آنچه فکر می‎کنید شما را شاد کند.

    حرف زدن با غریبه‌ها چه مزایایی دارد

    در شیکاگو از گروهی از مسافران اتوبوس و قطار شهری پرسیدیم در مسیر صبحگاهی خود ترجیح می‎دهند با یک نفر دیگر حرف بزنند یا تنها بنشینند و کاری که معمولا انجام می‎دهند را بکنند. بیشتر آن‎ها معتقد بودند صحبت کردن با یک فرد دیگر سفرشان را ناخوشایند‌تر خواهد کرد.

    با این حال، وقتی آزمایش را به شکل عملی انجام دادیم متوجه شدیم افرادی که در طول مسیر مشغول حرف زدن بودند، سفر خوشایندتری داشتند.

    تلاش برای برقراری ارتباط با همنوع و گفتن یک سلام ساده احتمالا بیشتر از آنچه فکر می‎کنیم، مورد استقبال قرار می‎گیرد.

    حرف زدن با غریبه‌ها چه مزایایی دارد

    شرکت کنندگان در این آزمایش تخمین زدند که نزدیک به ۴۰ درصد همسفرهایشان در قطار تمایل دارند با آن‎ها وارد مکالمه شوند. علاوه بر این همه افرادی که تلاش کردند با مسافر کناری‎ خود حرف بزنند، متوجه شدند آن‎ها هم دوست دارند وارد این گفت‎وگو شوند.

    این تصور که دیگران علاقه‎ای به حرف زدن با ما ندارند یا از ما خوش‎شان نمی‎آید، ما را از برقراری ارتباط با دیگران باز می‎دارد.

    این آزمایش نشان می‎دهد انسان‎ها همیشه میزان دوست داشته شدن خود توسط یک فرد غریبه بعد از مکالمه اول را دست کم می‎گیرند.

    زندگی درونی غریبه‎ها

    آزمایش‎های جداگانه در اتوبوس و تاکسی نتایجی مشابه به همراه داشت؛ این که افراد به طرز شگفت‎آوری از ارتباط با غریبه‎ها لذت می‎بردند.

    این طور که پیداست اثرات مثبت این ارتباط به فردی که با او وارد مکالمه می‎شویم هم سرایت می‎کند. آزمایش دیگری در یک اتاق انتظار ترتیب دادیم و متوجه شدیم نه تنها افرادی که به برقراری ارتباط ترغیب‎شان کرده بودیم، بلکه طرف مقابل آن‎ها هم تجربه خوشایند‎تری داشتند.

    بی‌شک هیچ کس از توجه ناخواسته خوشش نمی‎آید. اما تلاش برای برقراری ارتباط با همنوع و گفتن یک سلام ساده احتمالا بیشتر از آنچه فکر می‎کنیم، مورد استقبال قرار می‎گیرد. تنها عده کمی حاضر به شروع مکالمه با یک آدم غریبه هستند، اما اگر نیت‌مان خوب باشد، به نظر می‎رسد بیشتر مردم تمایل به حرف زدن خواهند داشت.

    انسان‎ها همیشه میزان دوست داشته شدن خود توسط یک فرد غریبه بعد از مکالمه اول را دست کم می‎گیرند.

    حرف زدن با غریبه‌ها چه مزایایی دارد

    یک دلیلش شاید این باشد که تجربه حرف زدن با غریبه‎ها و شنیدن صدای آن‎ها باعث می‎شود بفهمیم آن‎ها هم یک زندگی درونی غنی از افکار، احساسات، عواطف و تجربیاتی شبیه به ما دارند.

    به نظر نمی‎رسد این روابط کوتاه با آدم‎های غریبه بتواند شوربختی را به خوشبختی تبدیل کند، اما می‎توانند کاری کند که لحظات ناخوشایند ما – از جمله ساعات سخت و کسل‎کننده رفت‎وآمد روزانه دوست‎داشتنی‎تر شوند.

    انسان‎ها‎ به شکل ذاتی موجوداتی اجتماعی هستند که ارتباط با دیگران باعث خوشحالی و تندرستی بیشتر آن‎ها می‎شود. در مقابل احساس انزوا و تنهایی یک عامل اضطراب‎زاست که مثل چاقی و استعمال دخانیات برای سلامت زیان‎آور است.

    داشتن پیوند‌های مثبت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در خوشبختی در نظر گرفته می‎شود، عاملی که تأثیرش حتی از میزان درآمد هم بیشتر است.

    حرف زدن با غریبه‌ها چه مزایایی دارد
    انتظارات ما می‎توانند به خودی خود شکل واقعیت بگیرد

    انتظاراتی که واقعی می‎شوند

    شاید تصور کنید فقط افرادی که اهل معاشرت هستند از مزایای ارتباط با دیگران بهرمند می‎شوند.

    آزمایش‎های متعدد نشان داده هم افراد درونگرا و هم کسانی که اهل تعامل با دیگران هستند وقتی از آن‌‎ها خواسته می‎شود رفتار برونگرایانه داشته باشند، احساس شادی بیشتری می‎کنند.

    ما متوجه شدیم افراد جدای از این که خودشان را تا چه حد برونگرا می‎دانند، وقتی در مسیر رفت و آمد خود با غریبه‎ها حرف می‎زنند، به طور معمول شادتر هستند.

    هر چند به نظر نمی‎رسد شخصیت افرد تأثیر چندانی بر تجربه‎ آن‌ها از ارتباط با دیگران داشته باشد، ممکن است انتظاراتشان را تحت‎الشعاع قرار دهد و این مسأله در رابطه با افراد درونگرایی که تأثیرات مثبت تعامل را نادیده می‌گیرند، پررنگ‎تر است. این طور که پیداست به شکل ذاتی شخصیت افراد بیشتر از تجربیات آن‎ها در شکل دادن به انتظاراتشان نقش دارد.

    انتظارات ما می‎توانند به خودی خود شکل واقعیت بگیرد. اگر حرف زدن با کسی که نمی‎شناسید به نظرتان ناخوشایند بیاید، هرگز این کار را امتحان نخواهید کرد و در نتیجه هیچوقت متوجه نخواهید شد که شاید انتظارات‎ اشتباهی داشته‎اید؛ اتفاقی که می‎تواند به انزوا و جدایی ما از دیگران بینجامد.

    این موضوع کمک می‎کند متوجه ‎شویم چرا شهر‌ها از افرادی به شدت اجتماعی پر شده‎اند که با جدیت تلاش می‎کنند یکدیگر را نادیده بگیرند. غریبه‎ها روی نیمکت پارک‎ها در کنار هم می‎نشینند و به گوشی‎های همراه خود خیره می‌شوند، شهروندانی که بدون لبخند زدن و سلام کردن به یکدیگر، در خیابان‎ها رفت و آمد می‎کنند.

    حرف زدن با غریبه‌ها چه مزایایی دارد

    رفتار‌های محبت‎آمیز گاه به گاه

    این سوءتفاهم‎ها فقط به تعامل در وسائل حمل و نقل عمومی محدود نمی‎شوند و در بسیاری از جنبه‎های دیگر زندگی‎مان هم به چشم می‎خورند و ما از اثرات مثبت تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران غافل می‎شویم.

    افرادی که نامه تشکر می‎نویسند، گاه به گاه رفتاری محبت‎آمیز از خودشان نشان می‎دهند یا همیشه از دیگران تعریف می‎کنند، می‎دانند طرف مقابل‎ به اندازه خودشان خوشحال نخواهد شد.

    دست کم گرفتن اثرات مثبت برقراری ارتباط با دیگران می‎تواند باعث شود ما به آن اندازه‎ای که برای سلامت خودمان و دیگران مفید است، اجتماعی نباشیم.

    ما نمی‎گوییم باید با هر آدمی که می‏بینید تعامل کنید، یا جواب هر کسی که سعی می‎کند به شما نزدیک شود را بدهید. در عوض پیشنهاد می‎کنیم دفعه بعدی که خواستید به یک غریبه کمک کنید یا با او وارد مکالمه شوید، نگران این که چه واکنشی نشان می‎دهد نباشید و فقط دست به کار شوید.

    بنابر یافته‎های ما این کار به احتمال زیاد حالتان را از آنچه انتظار دارید بهتر می‎کند و باعث می‎شود دو طرف احساس کنند شادتر هستند و روابط بهتری دارند.

    منبع: BBC

  • حمله وندال‌ها به آرامگاه مادر نادرشاه

    حمله وندال‌ها به آرامگاه مادر نادرشاه

    چمدان – عکس‌های منتشر شده حاکی از دیوارنویسی و حمله وندال‌ها به بنای دژ اژدها پیکر در لارستان استان فارس است. دژ اژدها پیکر که به مقبره مادر نادرشاه هم معروف است، یکی از بناهای تاریخی و ثبت ملی استان فارس به حساب می‌آید که در دو سال اخیر ۱۸۰ میلیون تومان برای آن هزینه شده‌ است اما به دلیل فقر فرهنگی گردشگران و نبود نگهبان دائم دیوارهای این اثر به صورت بسیار گسترده مورد دیوارنویسی قرار گرفته‌ است.

    سیما علویه رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لارستان به ایرنا گفته است که سیم‌ها و تجهیزات نورپردازی این بنا به سرقت رفته است و گذاشتن تجهیزات بیشتر مانند دوربین مدار بسته هم نیازمند بودجه کلانی است. او یکی از دلایل این مشکل را کمبود نیروهای یگان حفاظت از میراث فرهنگی می‌داند.

  • جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    آمریکایی‌ها از دیرباز در آخرین روز ماه اکتبر جشن‌ هالووین برگزار می‌کرده‌اند که روز شادی است که به تمام چیزهای شبح‌وار اختصاص داده می‌شود. اما به‌تازگی جشن پاییزی دیگری راه خود را به درون فرهنگ آمریکا باز کرده است: دِیا دِلوس موئتروس (یا روز مردگان) – یک جشن مکزیکی که برای ادای احترام به رفتگان برگزار می‌کنند.

    این جشن سه‌روزه در روزهای ۳۱ اکتبر، ۱ نوامبر و ۲ نوامبر برگزار می‌شود و اقشار مختلف جامعه آمریکا برای دیدن آن به مکزیک می‌آیند. بااینکه این جشن به زیباترین حالت خود همه ساله در مکزیک برپا می‌شود، اما برخی شهرهای ایالات‌متحده نیز در حال پیوستن به بزم آن‌ها هستند. در ادامه خواهید دید که چه مکان‌هایی در کشور آمریکا از ساحل کالیفرنیا تا خیابان‌های نیویورک جشن روز مردگان را برپا می‌کنند تا برای دیدن آن مجبور نباشید به مکزیک سفر کنید.

    جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    بیش از سه دهه است که کاسبان خیابان اولورا هرساله بازار خیابانی شلوغشان را به نقطه‌ای برای برپایی جشن روز مردگان تبدیل می‌کنند. در معرکه امسال آن‌ها که از ۲۵ اکتبر آغاز شده و ۲ نوامبر به پایان می‌رسد، چیزهایی مانند مجموعه‌ای از میزهای عشای ربانی (آیین سپاسگزاری) مسیحیت، اجراهای زنده، رنگ‌آمیزی صورت و یک حرکت دسته‌جمعی مایایی که نگین انگشتری این مراسم می‌باشد را خواهید یافت.

    جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    پنجاه سال است که سانفرانسیسکو روز مردگان را جشن می‌گیرد. هرسال در روز ۲ نوامبر اهالی شهر سانفرانسیسکو به منطقه میشِن (محله‌ای زیبا و رنگارنگ با فرهنگ مکزیکی) هجوم می‌برند تا در جشن میزهای عشای ربانی شرکت کنند. در این مراسم محبوب، از بازدیدکنندگان خواسته می‌شود تا لباس سنتی مخصوص روز مردگان را بپوشند، در محله بچرخند و در مراسم میز عشای ربانی مشارکت کنند (که تنها با نور معنوی شمع‌ها انجام می‌شود).

    جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    با امسال دقیقا یک دهه است که جشن مردگان در ایالت فلوریدا برپا می‌شود. این جشن که در امتداد منطقه ریورواک فورت لودردِیل برگزار می‌شود به آداب‌ورسوم کهن رنگی مدرن‌تر بخشیده است. در وب‌سایت این جشن توضیح داده شده است که: «مأموریت ما این بود که هرسال روز ۲ نوامبر یک رویداد برجسته و آزادانه را برای تمام سنین در فلوریدای جنوبی برگزار کنیم که ضرورت فرهنگی سنت روز مردگان را حفظ کرده و آن را محترم بشمارد، اما در عین‌ حال با کمک هنرمندان منطقه، زیبایی مدرن نیز با آن ترکیب شود.»

     امسال روز مردگان در شهر سان آنتونیو زودتر از موعد آغاز خواهد شد. ۲۶ و ۲۷ اکتبر، در مرکز فرهنگی محبوب شهر به نام همیسفر جشن مردگان برگزار می‌شود و رژه‌های عروسکی، کارگاه‌های هنری، اجرای موسیقی، شعر زنده و یک مسابقه میز عشای ربانی از برنامه‌های آن خواهند بود.

    جشن مردگان، جشن عجیب مکزیکی ها برای ادای احترام به رفتگان!

    محله اولد تاون شهر سن دیِگو نیز که به مرز مکزیک چسبیده است، از بهترین مکان‌هایی است که جشن روز مردگان در آن برپا می‌شود. یکم و دوم نوامبر، این محله بسیار زیبا با برگزاری یک جشن افسانه‌ای زیباتر از پیش خواهد شد؛ «مراسمی که طراحی شده است تا به تاریخ، فرهنگ و میراث ناحیه سن دیِگو ادای احترام شود و این سنت بسیار مهم و شاد جشن گرفته شود.»

    منبع: mymodernmet.com

  • کشف دو گورستان باستانی در مصر

    کشف دو گورستان باستانی در مصر

     به گزارش ایسنا و به نقل از اجیپت تودی، گورستان کشف شده در شهر «اسماعیلیه»‌ یک آرامگاه چند لایه متعلق به دوران امپراطوری روم،‌ یونان باستان و دوران پیش از شکل‌گیری سلسله مصر باستان است.

    به گفته ‌ سرپرست تیم باستان‌شناسی «اسماعیلیه»، لایه‌های بالایی گورستان کشف‌شده،‌ قبرهای بزرگ متعلق به دوران امپراطوری روم و یونان باستان را شامل می‌شود و در لایه‌های زیرین این گورستان باستانی قبرهایی متعلق به دوران پیش از سلسله‌های مصر باستان وجود دارد. در زمان کشف این گورستان تعداد قابل توجهی از آثار باستانی از جمله ظروف سنگی و مرمرین  نیز در  آن قرار داشت.

    گورستان باستانی شهر اسماعیلیه 

     همچنین وزارت آثار باستانی این کشور چندی پیش از کشف اولین گورستان متعلق به دوران امپراتوری روم در شهر «سقاره» رونمایی کرده بود.  این گورستان باستانی  که در جریان پروژه‌ای مشترک با  دانشگاه‌های کشور ژاپن کشف‌شده است، ساختمانی آجری، راه‌پله داخلی و اتاقی از جنس سنگ آهک را شامل می‌شود.

    چندین کتیبه سنگی و مجسمه‌های سفالین الهه «ایزیس»، مجسمه‌های سنگی شیر به طول یک متر،  تعدادی ظروف سفالین و مومیایی نیز در این  گورستان قرار داشتند.

    انتهای پیام

  • «هنر و تمدن جنوب‌شرق ایران» در شهر سوخته

    «هنر و تمدن جنوب‌شرق ایران» در شهر سوخته

    به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی فرهنگستان هنر، همایش هنر و تمدن حوزه جنوب‌شرق ایران با محوریت شهر سوخته، با همکاری استانداری سیستان‌وبلوچستان، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، و موزه ملی ایران، درباره‌ی آخرین پژوهش‌ها، یافته‌ها و دستاوردهای پژوهشگران و باستان‌شناسان از این حوزه مهم و بزرگ تمدنی می‌پردازد.

    این همایش به دبیری علمی سیدمنصور سیدسجادی، سرپرست گروه کاوش‌های شهر سوخته، برگزار می‌شود و اجرای موسیقی محلی، رونمایی از کتاب شهر سوخته، نمایش فیلمی مستند با محوریت شهر سوخته، و نمایشگاهی از آخرین یافته‌ها و کاوش‌های باستانی، از برنامه‌های آن است.

    همچنین در این همایش، پژوهشگران و متخصصان ایرانی و اروپایی، در دو بخش تخصصی به ارائه آخرین دستاوردها درباره هنر و معماری و تمدن این شهر می‌پردازند.

    همایش هنر و تمدن حوزه جنوب‌شرق ایران با محوریت شهر سوخته، دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۹:۳۰، در تالار ایرانِ فرهنگستان هنر افتتاح می‌شود.

    انتهای پیام

  • بازی های خانگی خوشحالی!

    بازی های خانگی خوشحالی!

    هفته نامه همشهری جوان: بازی های ساده اما هیجان انگیزی هستند که فقط به یک فقره کاغذ و قلم نیاز دارند تا کارتان را راه بیندازند؛ کاغذها گاهی زمین بازی هستند و گاهی هم جایی برای پیاده کردن محتویات مغزتان.  با هم مروری داریم بر چند بازی لذت بخش و ساده.

    اسم فامیل

    کلاسیک ترین بازی جمعی مکتوب از زمان مادها تا به حال! تعداد نفرات بازی نامحدود است. فقط به قلم و کاغذ نیاز دارید تا صفحه را برای اسم، فامیل، شهر، کشور، غذا، اشیا و … ستون بندی کنید. به نوبت هر کسی یک حرف را اعلام می کند و خودش و بقیه شروع می کنند کلمه های مرتبطی را که با آن حرف خاص شروع می شود، زیر ستون ها می نویسند. حضور ذهن و سرعت عمل فاکتورهای برتری در این بازی هستند.

    منوی کامل بازی های خانگی

     اولین نفری که تمام ستون ها را پر کرد، برگه اش را بالا می گیرد و «استوپ» کشیده و بلندی می گوید و شروع می کند به کولی بازی که «اصغر ننویس، من استوپ گفتم!». شیوه امتیازدهی هم این شکلی است که به جواب های صحیح ۵ امتیاز تعلق می گیرد و اگر کسی برای یکی از ستون ها اسمی منحصر بفرد را نوشته باشد که بقیه آن را خالی گذاشته باشند، ۱۰ امتیاز نوش جان می کند. فقط عنایت داشته باشید با گذشت هزار سال از تاریخچه بازی، به کار بردن ژله پلاستیکی برای اشیا و ریواس پلو برای غذا نه تنها امتیاز مثبت ندارد، بلکه این قرون وسطایی ها را باید با امتیاز منفی جریمه کرد.

    این قالب، سنتی ترین شکل برگزاری بازی است اما اگر می خواهید کمی هیجان و اطلاعات به روزتر را قاطی بازی کنید، می توانید بازی را مثلا در ژانر سینما برگزار کنید و سرستون هایتان را اسم فیلم، کارگردان، بازیگر و … بگذارید. اسم فامیل سرعتی هم یکی از آپشن های موجود است.

    دبلنا

    هنوز کسی نمی داند اسم دقیقش «دبرنا» است یا «دبلنا» اما با این وجود در شکل برگزاری اش اختلافی بین علمای فن نیست؛ هر کسی چهارتا کارت چهارخانه دارد که توی بعضی خانه هایش اعدادی از یک تا نوشته شده. کیسه سفیدی هم هست که تویش مهره هایی در همین بازه وجود دارند.

    در هر دور از بازی، به هر کس چند کارت می رسد و یک نفر کیسه را دستش می گیرد و شروع می کند به هم زدن مهره ها. بعد مثلا سه تا مهره را بیرون می کشد و عددش را می خواند. اگر شماره مهره با شماره یکی از خانه های کسی یکی باشد، مهر به او داده می شود تا روی همان خانه بگذارد.

    بازی های خانگی خوشحالی!

    بقیه هم اگر این شماره را داشته باشند، باید با نخودی، لوبیایی چیزی پرش کنند. هر کسی خانه هایش را پر کند، این دست را برده. بعدش کیسه دست به دست می چرخد و همین چرخه ادامه پیدا می کند. همانطور که ملاحظه می فرمایید، دبلنا از معدود بازی هایی است که جرزنی در آن کاری را پیش نمی برد و همه چیز به شانس و اقبال شما برمی گردد. به خاطر هنیم جماعت کثیری هستند که به اصل فلسفه بازی بودن آن شک دارند و از خودشان می پرسند مگر بازی بی کلک و جرزنی هم وجوددارد؟

    دوز

    به قول فرنگی ها «ایکس – او»؛ یک بازی دو نفره که فقط یک کاغذ و قلم لازم دارد. در کلاسیک ترین شکل ماجرا، در یک صفحه جدولی ۳ در ۳ می کشید و هر یک از طرفین یکی از علامت های ضربدر یا دایره را برای خودشان انتخاب و تلاش می کنند یکی از ردیف های افقی، عمودی یا قطری را از آن خودشان کنند.

    بازی های خانگی خوشحالی!

    در کل خانوادگی ماجرا هم می توانید سه مستطیل تو در تو بکشید و با چهار خط قطری گوشه هایش را به هم وصل کنید. وسط اضلاع هم باید به هم وصل شوند. دو رقیب این بار به جای خودکار، باید نخود و لوبیا به عنوان مهره دستشان بگیرند تا به نوبت روی زمین بازی بگذارند و بالاخره یکی بتواند مهره هایش را روی یک خط کنار هم به صف کند. هر کسی بتواند این کار را انجام بدهد، نوبت بعدی به عنوان جایزه با اوست.

    مار و پله

    کلاسیک ترین بازی کودکانه، تعداد نفرات محدودیت ندارد. فقط هر کسی باید مهره ای با رنگ جداگانه داشته باشد تا در صفحه بازی مشخص باشد. صفحه بازی معمولا صد خانه دارد که رنگی رنگی هستند و پر است از نردبان و مار. هر کسی به ترتیب و نوبت تاس می ریزد و به اندازه عددی که گیرش می آید، خانه های جدول را جلو می رود. طبق قانون، اگر شش بیاورد یک دور دیگر هم فرصت تاس ریزی دارد. آن جلوها هم یا یک نردبان انتظارش را می کشید یا نیش یک مار. اگر نردبان باشد، چند پله ای را ترقی می کند و اگر به تور یک مار بخورد، باید راه رفته را برگردد و از چند ردیف پایین تر به بازی ادامه بدهد. لابد در جریان هستید که آن طرف ورق هم، زمین بازی منچ است.

    نقطه بازی

    یک بازی مخصوص زنگ هایی که جناب یا خانم معلم مریض شده بود و سر کلاس نمی آمد. یک نفر باید زمین بازی را مربعی نقطه باران کند. بعد چند نفر که ترجیحا کمتر باشند و مقادیر زیادی حوصله داشته باشند، بازی را شروع کنند. هر کسی سعی می کند با خط هایی که به نوبت می کشد، یکی از چهارخانه ها را مال خودش کند و هر خانه ای را که کامل کرد، با افتخار اولین حرف اسم خودش را توی آن خانه بنویسد.

    بازی های خانگی خوشحالی!

    کسی که یک خانه را تصاحب می کند، جایزه دارد که یک خط دیگر هم بکشد که اگر شانسش خوب باشد و خط قبلی را با زرنگی کشیده باشد، می تواند یک خانه دیگر را برای خودش کند و حریف را زجرکش. آخر بازی که زمین بازی حسابی شلوغ شد و دیگر نمی شد به خط ها اضافه کرد، هر کس تعداد خانه های خودش را می شمارد. طبعا کسی که واحدهای بیشتری دارد، خوشبخت تر است.

    شاه، دزد، وزیر

    بازی برای ادب کردن مجرم ها. این بازی معمولا با چهار نفر انجام می شود. ابتدا تکه های همشکل و کوچکی از کاغذ تهیه می شود و روی هر کدام کلمات شاه، وزیر، جلاد و دزد نوشته می شود. کاغذها به شکل یکسان تا می شود تا کسی از داخل آن خبردار نشود. بعد هر یک از بازیکنان کاغذی را برمی دارند. وقتی همه کاغذها را برداشتند و از سمت خودشان خبردار شدند، شاه رو به دیگران می گوید: «وزیر من کیست؟» اینجا وزیر با نشان دادن کاغذ، خودش را به شاه معرفی می کند. شاه می گوید: «دزد را از میان این دو پیدا کن.»

    بازی های خانگی خوشحالی! 
     صحنه حساس و خانمان برانداز بازی اینجاست. بالاخره وزیر یک نفر را به عنوان دزد معرفی می کند که دو حالت دارد؛ اگر حدس وزیر درست بود که شاه فرمان شکنجه ای را به جلاد صادر می کند و جلاد هم دزد بخت برگشته را شکنجه می کند اما اگر حدس وزیر اشتباه بود و جلاد را اشتباها به جای دزد معرفی کرده بود معمولا بلافاصله پس از حدس وزیر و معرفی او، می گوید «به جلاد توهین کردی؟!» و بعدش دوباره شاه شکنجه ای را به جلاد می گوید تا جلاد، وزیر بخت برگشته را تنبیه کند. شکنج ها معمولا دردآور است که از مشهورترین هایش سبیل آتشین یا بشین و پاشو است.

    اسم بازی

    نفر اول جمع، اسمی را می گوید و نفر بعدی با آخرین حرف اسم قبلی، اسم جدیدی می گوید. قانون بازی هم این است که هر کسی بیش از حد مکث کند می سوزد. نفر آخری که در بازی می ماند سلطان می شود و دور بعد با اسمی که او می گوید شروع می شود. از آنجایی که این بازی به درد جمع های خیلی عمومی تر می خورد، بسته به هر جمعی که در آن هستید می توانیدن یک بازی تخصصی تر هم راه بیندازید؛ مثلا اگر در جمع عشق فوتبالی ها هستید، می توانید بازی را در ژانر اسم بازیکن های فوتبال یا در بین جماعت سینمادوست با اسم بازیگرها پیش ببرید.

    بله – نه معکوس

    بازی های خانگی خوشحالی! 
    یک بازی ساده برای مچ گیری از آدم هایی که قدرت تمرکز ندارند. یک بچه سرتق سرزبان دار باید در حکم پرسشگر ظاهر شود و از نفر مقابل سوال های بدیهی کند و طرف مقابل هر جایی که باید بگوید «بله»، «نه» جواب بدهد و بالعکس. طبق منطق این بازی، ماست سیاه است و حاجی فتح الله زاده مقام شوالیه گی ندارد. کسی که سوال می پرسد حسابی باید پرحافظه و با تمرکز باشد و تا می تواند به بازی سرعت بدهد تا کسی که به سوال ها جواب می دهد دستپاچه شود و زبان سوخته ها زودتر از بازی کنار بروند. کسی که در مقابل تعداد بیشتری از سوال ها مقاومت می کند، برنده بازی است.

    اسم پیشانی

    نوعی ۲۰ سوالی جمعی؛ همان بازی است که نقی در «پایتخت ۱» با بابایش، «پنجعلی» در آخرین قسمت سریال انجام می داد. هر بار یکی از جمع می شود سوژه بازی و جماعت با ااجماع روی او اسم می گذارند و می چسبانند روی پیشانی اش. آن فرد از همه جا بی خبر هم آنقدر سوال می کند تا اسمش را حدس بزند و کشف کند. بازی وقتی تمام می شود که روی همه اسم بگذارند و همه بتوانند اسم هایشان را حدس بزنند.

    جمله سازی

    بازی به ارث رسیده از دوران مشقت کلاس دوم ابتدایی. شکل ساده اش این است که نفر اول سه تا کلمه به دومی بگوید تا با آنها جمله با ربطی بسازد. این چرخه می تواند به ترتیب تا نفر آخر ادامه پیدا کند تا هر کسی که نتوانست جمله معناداری رو کند یا زیادی طول کشید تا جملاتش را قطار کند، از بازی برود بیرون. اگر بخواهید بازی را سخت تر و جذاب تر کنید می توانید با همان سه کلمه شروع کنید، بعد نفری که جمله را می سازد، یک کلمه به نفر بعدی بدهد تا در ادامه همان جمله، جمله جدیدی بسازد. احتمال شکل گیری جملات بی معنا اینجا بیشتر می شود که تا جایی که فانتزی ادبیات تحمل می کند، شما هم باید صبور باشید وگرنه نفر گوینده باید به سمت سکوهای تماشاگرها هدایت شود.

    مشاعره

    چند فقره پایه شعر و شاعری در جمع لازم است که اندازه دکتر آذر (مجری همه برنامه های شاعرانه شبکه چهار و مسابقه مشاعره شبکه آموزش) سواد و حافظه شعری داشته باشند تا بساط مشاعره جور شود و بازی راه بیفتد. قاعده اش هم که دیگر ساده است؛ با حرف آخر بیتی که نفر قبلی می خواند، بعدی یک بیت دیگر را شروع می کند؛ «الف» بده. جرزنی هم ممنوع است که کسی شعر تکراری بخواند یا مثلا دو مصراع بی ربط را به هم بچسباند.

    بازی های خانگی خوشحالی! 
    بدیهی است که همه شعرها را هم باید از بر بخوانید و مکث زیادی شما را می سوزاند و به ورطه آدم هایی می کشد که از شعر و شاعری چیز زیادی نمی دانند و به شما به مثابه دو دیوان شعر صوتی اتوماتیک نگاه می کنند. تجربه ثابت کرده مشاعره نشستنکی اندازه مدل درازکش آن لطف و کیف ندارد. یک کمی شعرشناسی هم لازم است تا آخرین ترانه های آلبوم جدید احسان خواجه امیری را به جای شعر بهتان غالب نکنند. یکی از کلک های رایج در بازی هم این است که بیت هایی را حفظ کنید که آخر آنها به حرف های سختی مثل «ز» ختم شود!
    داستان سازی

    نوع پیشرفته جمله سازی، بیشتر سرگرمی آدم هایی است که فیلم و داستان را با جدیت بیشتری دنبال می کنند. منطق بازی از این قرار است که نفر اول یک جمله می گوید که کشش و ظرفیت ادامه دار شدن را دارد. نفر بعدی یک جمله با ربط به آن می گوید و همین داستان همینطوری دست به دست می شود.

    شرط  ادامه بازی، هوشمندی در به کار گیری جملاتی است که بتوان داستان را با آنها ادامه داد و در ادامه منطقی جمله قبلی باشد. دیده شده که این بازی در بین اعضای یک اتوبوس از تهران تا خرم آباد جواب داده و از دل آنها داستان های شیرینی درآمده که حتی اعضای ادبیات فهم اتوبوس هم از درک خلق چنین داستان جذابی انگشت به دهان مانده اند.

    بداهه پردازی

    نوعی تمرین نمایش یا نمایشنامه خوانی. آنهایی که تماشاچی حرفه ای و پایه ثابت تئاتر هستند، منطق بازی را بهتر درک می کنند. ابتدا کسی که کمی از منطق قصه پردازی و شخصیت پردازی های داستان ها و فیلم سر در می آورد، یک موقعیت اولیه می گذارد. مثلا می گوید این اولین باری است که به خانه فرهاد و همسرش آمده ایم و می خواهیم سر دربیاوریم چقدر پول و پله در دست و بالشان است.

    هر کسی نقشی را به عهده می گیرد و بازی را با دیالوگ هایی که به پیشبرد قصه کمک می کند، پیش می برد. این بازی می تواند تا ابدا ادامه داشته باشد، فقط باید حواستان را خوب جمع کنید که کار به جاهای خطرناکی مثل لو دادن رازها یا دعوا بر سر پول هایی که اصلا وجود خارجی دارد، نکشد.

    خالی بازی

    زرنگ ها اینجا معلوم می شوند؛ در بازی هایی که باید زیر و رو کشید و از همه ابتکارات و جرزنی هایی که از دوران کودکی یاد گرفته اید می شود استفاده کرد. البته کمی هم باید از حافظه و توانایی های ذاتی تان استفاده کنید.

    مافیا (یا آدمکش)

    بازی های خانگی خوشحالی!

    دو گروه داریم؛ مافیا (دزد) و پلیس. اول بازی با رأی گیری یک نفر که می تواند زبان به دهان بگیرد و با ایما و اشاره به رفقایش آمار ندهد، به عنوان حاکم یا کداخدا انتخاب می شود. بعد روی کارت هایی می نویسد پلیس و به ازای هر ۳ کارت یک مافیا هم می نویسد و می دهد دست اعضای بازی. حواستان باشد که اگر شما مافیا شدید، تابلو بازی درنیاورید که پلیس ها شما را بکشند. کداخدا اعلام می کندن که شب شده، همه می خوابند و چشم هایشان را می بندند. کدخدا اعلام می کند مافیا چشمش را باز کند. جناب مافیا بیدار می شود و به کدخدا حالی می کند که فلانی را بکش.

     بعد از بسته شدن چشم مافیا، کداخدا اعلام می کندن صبح شده، همه بیدار می شوند و با توجه به اینکه چه کسی مافیاست و او را می کشیند. دوباره شب می شود. این فرآیند شب و روز آنقدر تکرار می شود تا یکی از گروه ها ببازد. اگر همه مافیاها مردند، پلیس ها برده اند و اگر تعداد پلیس ها با مافیاها یکی شد، مافیاها برده اند. نمک بازی هم به دعوا و درگیری پلیس ها در انتخاب مافیاهاست.

    پانتومیم

    یک بازی یخ شکن. حتی اگر جماعتی غریبه هم دور هم باشید، باز جواب می دهد. هر چند نفر که هستید، باید به دو گروه تقسیم شوید. انصاف داشته باشید و آنهایی را که بلدند دست و پاهایشان را خوب تکان بدهند و از بازیگری سررشته دارند یا لااقل برای یک بار هم که شده سکانس پانتومیم «درباره الی …» را خوب دیده اند، به عدالت در گروه ها تقسیم کنید.

    بازی های خانگی خوشحالی! 
    بعد از یارکشی، یکی از گروه ها، یک نفر از تیم حریف را انتخاب و کلمه مورد نظرش را به او می گوید تا او با یک پانتومیم، با لال بازی به اعضای گروه خودش بفهماند، گروه اول چه کلمه ای را انتخاب کرده اند. فقط عنایت داشته باشید که کلماتی را انتخاب کنید که بشود با ایما و اشاره، بازیشان کرد. باور کنید نمایش کلماتی مثل دسترسی محلی، ستاد، رقت انگیز یا فرتوت به همین سادگی ها نیست. یک تایمر هم دم دستتان باشد تا هر گروه فرصت معینی برای حدس زدن داشته باشند.
    گل یا پوچ

    سنتی ترین شیوه بازی این است که شیء کوچکی را که معمولا یک تکه کاغذ مچاله شده است، در مشت تان قایم کنید و طرف مقابل حدس بزند گل در کدام دست شماست. اگر درست بگویید گل جابجا می شود و امتیاز به شما می رسد. بازی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند تا یک طرف به امتیازی که با هم قرار گذاشته اید، برسد. هیجان بازی وقتی بالاتر می رود که تعداد شرکت کننده ها بیشتر و گروهی باشد.

    بازی های خانگی خوشحالی! 
    اگر در گروهتان یک تر و فرز داشته باشید که بتواند در جابجایی گل بین اعضای گروهش تبحر داشته باشد، بازی حسابی جذاب می شود. کسی که بتواند در یک چشم بهم زدن خالی بازی کند و رقیب بیچاره را در کف بگذارد. می توانید برای یک ضرب گفتن در اولین حدس هم امتیاز ویژه بگذارید تا ریسک بازی بالا برود.

    بطری بازی

    بازی های خانگی خوشحالی!

    سکانسی را که رضا عطاران در «اسب حیوان نجیبی است» می رود دم خانه مجردی اشکان خطیبی، یادتان هست؟ استاد با سلوارکی خیس در را باز می کند و با گوشی موبایلش به جناب پلیس قلابی توضیح می دهد برای این خیس شده که چند نفری دور هم نشسته اند و یک بطری را روی زمین بین خودشان می چرخانند و سرش به طرف هر کس افتاد، خیسش می کنند. بازی را می توانید با چیزهای دیگری مثل همین گوشی موبایل هم برگزار کنید و به جای خیس کردن بقیه، مجازات های دیگری مثل خرید بستنی برای جمع را در نظر بگیرید.

    خروس جنگی

    مخصوص پسرهای خانه. وسط هال منزل دوتا از غولتشن های نسبتا هم هیکل خانواده یا فامیل روبروی هم می ایستند. دست به سینه می شوند و یک لنگه پا می ایستند. وقتی داور سوت می شود، به سمت همدیگر حمله ور می شوند و سعی می کند با تنه زدن از روبرو با دست های بسته، تعادل طرف مقابل را بهم بزند و از زمین بازی بیرون یا کاری کند که رقیبش دیگر نتواند روی یک پایش بایستند. تماشاچی ها هم وظیفه دارند حسابی به بازی جو بدهند و با کلماتی مؤدبانه مثل اینکه «فرهاد که سوسک است، لهش کن» حریف را تحقیر کنند. قاعده بازی هم این است که طرفی که می بازد، باید یک دور تمام دور خانه یا حیاط به نفر برنده کولی بدهد.

    گردو شکستم

    بازی های خانگی خوشحالی! 
    جای یک بازی مستقل جا زده اندش! این بازی در واقع مقدمه ای برای شروع بازی های دیگر است؛ برای تعیین سرگروه یا گروهی که باید بازی را شروع کند یا در بازی «وسطی» برای تعیین گروه وسط، بچه ها اول این بازی را انجام می دهند. اول دو نقطه را با فاصله ای انتخاب می کنید، دو نفر نماینده هر گروه در نقاط اینطرف و آنطرف قرار می گیرند. یکی، در حالی که پای راست را در جلوی شست پای چپ می گذارد، از یک طرف شروع می کند و می گوید: گردو! دومی با انجام همین کار می گوید: شکستم. هر کس هنگام انجام این کار، یعنی در «گردو» گفتن یا در «شکستم» گفتن، پایش روی پای نفر مقابل برود، گردو را شکسته و برنده است و گروه اول بازی را شروع می کند.

    تیله بازی

    دو نسخه دارد؛ در نسخه کوچه ای اش، می توانید روی زمین چاله هایی که پنج  شش تا برایش کافی است، به پهنای کف یک دست و عمق تقریبی دو – سه انگشت با فاصله های نیم متری از هم بکنید. بعد تیله را در دست بگیرید و از یک نقطه شروع و به نوبت سعی کنید تیله خودتان را با قرار دادنش بین نوک انگشت شست و انگشت وسط به داخل یکی از گودال ها بیندازید. اگر افتاد، یک امتیاز به نفع شما و نوبت نفری بعدی است.

    بازی های خانگی خوشحالی!

     فردی که امتیاز می آورد در دور بعد تیله اش را از همان مکان چاله به سمت چاله بعدی با همان شیوه مخصوص باید پرت کند و اگر هم نمی افتاد، تیله همانجا که افتاده است می ماند تا دوباره نوبت به او برسد و دوباره تلاش کند. این بازی تا وقتی ادامه دارد که یکی زودتر از بقیه همه چاله ها را طی کند یا اینکه به توافق خودتان آخری برای بازی انتخاب کنید.

     این بازی مقید به تعداد افراد نیست و با هر تعداد نفری قابل اجراست. در نسخه خانگی، چاله ای در کار نیست. باید یکی از تیله ها را که سایز گنده تری دارد، بگذارید در یک فاصله و هر چند نفری که هستید، سعی کنید از فاصله ای معین با تیله خودتان به آن بزنید.