دسته: سبک زندگی

  • میدان پاییزی مشق با دود و اسانس نامطبوع

    میدان پاییزی مشق با دود و اسانس نامطبوع

    رضا دبیری نژاد – موزه‌دار و کنشگر اجتماعی – در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است: «حالا میدان مشق دیگر آن میدان مشق سابق نیست بلکه باید به آن به مثابه یک اثر هنری نگاه کرد. وقتی از یک اثر به اصطلاح هنری صحبت می‌کنیم، هر کس حق دارد خوانش و برداشت خودش را داشته باشد.

    حالا هنرجویان دانشگاه هنر از این قزاقخانه بیرون زده‌اند تا خارج از درس و نظام رسمی کاری بکنند کاری که سه سال پیش با مشکل حتی برای یافتن برگ شروع شد و ماموران میدان حاضر نشدند بگذارند برگ‌های میدان سر جایشان بمانند (البته امسال هم هر روز همان کار را کردند).

    اثر هنری وقتی از قالب فضاهای رسمی گالری‌وار خارج می‌شود و در فضای عمومی و اجتماعی می‌آید و می‌خواهد حتی لقب هنر محیطی را به خود بگیرد بی‌تاثیر از فضای پیرامون یا پیرا اثر نیست. این‌گونه است که افزوده‌هایی خارج از اراده هنرمند بر اثر و شکل‌گیری آن وارد می‌شود و اثر به حاصل جمعی مشترک تبدیل می‌شود که خود برآمده از کار جامعه و هنرمند است.

    حالا «پاییزبرگ‌ میدان مشق» هم به ترکیبی این‌چنین تبدیل شده است، پهنه‌ای بزرگ با برگ که انتهای تصویرش را پس‌زمینه‌ای خاکستری و دودآلود شکل داده است. حالا می‌توانید خزان یا برگ‌ریزان آمیخته با هوای آلوده را ببینید. این‌گونه است که این تصویر خزان با تصویر همیشگی فرق دارد. اما پا به این تصویر که می‌گذارید تا تجربه محیطی را هضم کنید، میدان مشق با بوی گندی آمیخته به شما هجوم می‌آورد که تصویر پیش‌گفته را لایه‌ای دیگر می‌افزاید و این نشانه محیطی خود دلالتی را ایجاد می‌کند.

    (اگرچه شهرداری مرحمت کرده است و برگ‌های پارک شهر را مدتی انباشته کرده تا در اثر هنری اهل دانشگاه هنر شریک شود اما ماموران به حکم وظیفه فقط رفع تکلیف کرده‌اند و به کیفیت این انباشت و انتقال توجهی نداشته‌اند و در نهایت با خود نشانه‌ای بر تابلو پاییزی میدان مشق افزوده‌اند و بویایی امکانی را به این هنری محیطی داده است تا معنایی دیگر افزوده شود.)

    در لابه‌لای برگ‌ها را که بگردی آشغال‌هایی هم به چشم می‌خورد.

    حالا ما در میدانی تمثیلی و اکنونی از تاریخ که پس‌زمینه آن آلوده و آغشته به بوی گند است قدم می زنیم و همه چیز آن‌قدر عادی است که همه تلاش دارند از آن لذت ببرند و با هیجان و لبخند چیزی از حضور خود ثبت کنند.

    در این پاییز برگ‌زده میدان تصویر کلی بیش از تجربه‌های کوچک هنرمندان تماشاچیان را می‌گیرد و این تصویر هر بار معنایی دارد. هنر همیشه انعکاس زمانه است و اگر هنر اجتماعی و محیطی باشد این انعکاس از درگاه‌های مختلف خود را وارد می‌کند.

    پاییزبرگ امسال میدان مشق تجربه و انعکاسی بود از زمانه‌ای که در آن هستیم، زمانه‌ای که هر کدام خطی بر آن می‌کشیم و گوشه‌ای از آن را اشغال می‌کنیم و هر کس از آن بهره خودش را می‌برد. یکی سلفی، یکی خلق اثر، یکی گزارش و من هم روایت خودم را.»

    انتهای پیام

  • سه جاذبه شگفت‌انگیزی که از میراث جهانی یونسکو حذف شدند

    سه جاذبه شگفت‌انگیزی که از میراث جهانی یونسکو حذف شدند

    نطقه‌ی حفاظت‌شده تیزشاخ عربی، عمان

     

    منطقه‌ حفاظت‌ شده تیزشاخ عربی عمان

    سه جاذبه شگفت‌انگیزی که از میراث جهانی یونسکو حذف شدند

    از چهار گونه‌ی بز کوهی که از سرده‌ی تیزشاخ هستند، سه گونه بومی مناطق خشک آفریقایی محسوب می‌شوند، در حالی که ریشه‌ی یکی از آن‌ها به بیابان‌ها و تپه‌های ساحلی شبه‌جزیره‌ی عربستان برمی‌گردد. با اینکه تیزشاخ عربی در سال ۱۹۷۲ به‌دلیل شکارشدن و تخریب زیستگاه، به‌عنوان گونه‌های در معرض انقراض طبقه‌بندی شد، اما تعدادی از این حیوانات در آمریکا با موفقیت تولیدمثل کردند و یک دهه بعد دوباره به حیات‌وحش عمان بازگردنده شدند.
    سلطان قابوس، منطقه‌ی حفاظت‌شده تیزشاخ عربی را به‌منظور احیای جمعیت تیزشاخ‌ها، در سال ۱۹۸۲ تأسیس کرد
    سلطان قابوس بن سعید، منطقه‌ی حفاظت‌شده تیزشاخ عربی (Arabian Oryx Sanctuary) را به‌منظور احیای جمعیت تیزشاخ‌ها، در سال ۱۹۸۲ تأسیس کرد؛ اقدامی که سال ۱۹۹۴ مورد تأیید یونسکو قرار گرفت و در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. علاوه بر ۴۵۰ تیزشاخی که در سال ۱۹۹۶ در این منطقه رها شدند، این ذخیره‌گاه طبیعی محل پرورش گرگ‌ عربی، غزال عربی، هوبَره آفریقایی در معرض انقراض و سایر گونه‌های مهم نیز به حساب می‌آمد. متأسفانه، روزهای اوج این منطقه‌ی حفاظت‌شده بسیار کوتاه بود؛ چراکه دولت عمان پس از کشف نفت در این محدوده در سال ۲۰۰۷، ابعاد این منطقه را کوچک کرد. در آن زمان جمعیت تیزشاخ عربی به نصف کاهش یافته بود که یکی از علل آن، تداوم شکار محسوب می‌شد. به‌دنبال تصمیم عمان برای کاهش چشمگیر اندازه‌ی پارک و به‌خطرانداختن زندگی تیزشاخ‌ها، کمیته‌ی میراث جهانی در تصمیمی دشوار در ژوئیه‌ی ۲۰۰۷، منطقه‌ی حفاظت‌شده تیزشاخ عربی را از فهرست میراث جهانی حذف کرد تا اولین مکانی باشد که از این فهرست خط می‌خورد.

    دره درسدن اِلبه، آلمان

    دره البه آلمان

    دو سال پس از حذف منطقه‌ی حفاظت‌شده تیزشاخ عربی عمان از فهرست میراث جهانی، دره‌ی اِلبه (Elbe Valley) در درسدن آلمان نیز به سرنوشتی مشابه دچار شد. این دره، یک گذرگاه فرهنگی در طول تاریخ به حساب می‌آمد که روزگاری آن را به‌خاطر سهمش در منظر معماری اروپا، با فلورانس مقایسه می‌کردند. دره‌ی البه به‌واسطه‌ی بیش از ۱۶ کیلومتر آثار هنری‌ای که در امتداد رودخانه‌ی البه قرار دارد، در سال ۲۰۰۴ به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد. این آثار هنری از کاخ Pillnitz به سبک باروک تا پل‌ها و قطارهای کابلی که قدمت‌شان به انقلاب صنعتی برمی‌گردد و هرگونه توسعه‌ی شهری در قرن ۱۸ و ۱۹ را در بر می‌گیرد. خود دره نیز به‌خاطر چشم‌انداز و گیاهانش شهرت دارد که نمونه‌اش را می‌توان در محوطه‌ی وسیع مراتع یا باغ‌های بزرگ مشاهده کرد. گرچه بخش اعظم دره در جریان بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم ویران شد؛ اما چشمگیرترین بناهای تاریخی آن مدت‌ها قبل‌تر از ثبت در میراث جهانی یونسکو مورد بازسازی قرار گرفتند. شاید تعجب کنید که چطور این دره‌ی بازسازی‌شده دیگر واجد شرایط دریافت تأییدیه‌ی فرهنگی یونسکو نبود. در واقع مشکل اصلی، ساخت پل Waldschlosschen با چهار لاین روی این رودخانه بود.
    پس از سال‌ها تلاش و درخواست سازمان ملل و دولت آلمان برای کنارگذاشتن این پروژه، شورای شهر درسدن با رد بودجه‌ی فدرال که برای ساخت تونل پیشنهاد شده بود، برنامه‌ی خود را برای ساخت پلی روی رودخانه‌ی البه به‌منظور کاهش ترافیک اجرایی کرد. با وجود هشدارها مبنی بر حذف این دره از فهرست جهانی یونسکو و متعاقباً آسیب به گردشگری این منطقه، اکثر شهروندان از این طرح حمایت کردند. کار ساخت پل در سال ۲۰۰۷ آغاز و در سال ۲۰۱۲ به پایان رسید. به این ترتیب در سال ۲۰۰۹ بود که دره‌ی البه از فهرست جهانی یونسکو کنار گذاشته شد.

    کلیسای جامع باگراتی، گرجستان

    کلیسای باگراتی گرجستان

    تا این لحظه فقط دو محوطه‌ی تاریخی و فرهنگی از فهرست جهانی یونسکو حذف شده‌اند، هرچند که یک مکان دیگر نیز وجود دارد که همین اتفاق برای نیمی از آن افتاده است. کلیسای جامع باگراتی و صومعه‌ی گلاتی در کوتائیسی گرجستان، در سال ۱۹۹۴ به‌ترتیب به‌عنوان نمادهایی از معماری گرجستان و قطب‌های زندگی اجتماعی در قرن ۱۰ و ۱۲ به ثبت میراث جهانی یونسکو رسیدند. پس از نوسازی‌های اساسی در کلیسای قرون وسطایی باگراتی که به‌طور جدی اعتبار و ارزش تاریخی آن را خدشه‌دار کرد، این محوطه‌ی مقدس در سال ۲۰۱۷ از فهرست یونسکو حذف شد؛ در حالی که صومعه‌ی گلاتی با سازه‌هایی که در فاصله‌ی قرن ۱۲ تا ۱۷ ساخته شده‌اند، همچنان جزو میراث جهانی به حساب می‌آید.
    برخلاف کلیسای باگراتی، در گذر زمان تقریباً هیچ دخل‌وتصرفی در صومعه‌ی گلاتی صورت نگرفته است. این صومعه در زمان امپراتوری بیزانس ساخته شد و نمای بیرونی سنگی و قوس‌دار آن نشان‌دهنده‌ی عصر طلایی معماری گرجستان است؛ در عین حال که در فضای داخلی آن، موزاییک‌هایی به چشم می‌خورد با طرح‌هایی نظیر مریم مقدس و کودکی حضرت مسیح که زینت‌بخش برآمدگی کلیسای اصلی شده‌اند، علاوه بر این، نقاشی‌های دیواری خارق‌العاده و ظریفی هم در داخل این مجموعه خودنمایی می‌کنند. صومعه‌ی گلاتی، یکی از بزرگ‌ترین صومعه‌های ارتدکس قرون وسطایی به شمار می‌رود و از آن جهت اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند که مثل یک دانشگاه، برای سال‌ها الهام‌بخش پیشرفت علمی و دانشگاهی بوده است، به همین دلیل به‌عنوان یکی از تاریخی‌ترین جاذبه‌های گرجستان که به بهترین شکل ممکن محافظت شده است، این جایگاه را در فهرست جهانی یونسکو به دست آورد.
  • برگزاری جشن شب یلدا برای کودکان و خانواده های زلزله زده آذربایجان

    برگزاری جشن شب یلدا برای کودکان و خانواده های زلزله زده آذربایجان

    رضا بامداد اصل در گفتگو با خبرنگار مهر از برگزاری مراسم شب یلدا برای خانواده و کودکان زلزله زده در آذربایجان و میانه به منظور تسکین آلام آسیب دیدگان از زلزله خبر داد و گفت: از زمان وقوع زلزله تاکنون روند امدادرسانی توسط نیروهای سازمان امداد و نجات و هلال احمر آغاز شد و در این میان سازمان جوانان هلال احمر نیز با استقرار تیم های سحر فعالیت خود را آغاز کرد.  

    بامداد افزود: به همین منظور تیم های سحر سازمان جوانان با همکاری چندین مجموعه داوطلبی به منظور بهبود روحیه خانواده ها و به ویژه کودکان زلزله زده مراسم شب یلدا را در این مناطق برگزار خواهند کرد.  

    وی درباره فعالیت تیم های سحر در جریان زلزله اخیر نیز اظهار داشت: تیم های سحر و نیروهای سازمان جوانان تا ۲۰ روز پس از وقوع زلزله در منطقه حضور داشتند و به حمایت های روحی و روانی به ویژه نسبت به کودکان، نوجوانان و بانوان پرداختند. اساسا وظیفه نیروهای سازمان جوانان نیز بعد از وقوع آسیب آغاز می شود.  

    سرپرست سازمان جوانان هلال احمر از با اشاره بر اقدامات انجام شده برای تسکین آلام هموطنان زلزله زده توضیح داد: تاکنون اقداماتی ازجمله انجام مشاوره، روانشناسی، برگزاری طرح های اجتماع محور با عنوان رفع مشکلات معیشتی آسیب دیدگان توسط اعضا برای هموطنان آسیب دیده انجام شده است.

    بامداد درباره امور انجام شده برای کودکان و نوجوانان نیز ابراز داشت: اجرای نمایش های عروسکی، برگزاری مسابقات فرهنگی و بومی، توزیع بسته های لوازم تحریر و اسباب بازی میان کودکان، اجرای سرودهای کودکانه و کمک به آواربرداری توسط داوطلبان سازمان جوانان از دیگر اقدامات انجام شده است  برخی از آن ها همچنان نیز ادامه دارد.  

  • تهرانگردی؛ بهترین رستوران‌های ایرانی (۱)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران‌های ایرانی (۱)

    برترین‌ها: به جذاب‌ترین بخش سفر شکم گردی مان در پایتخت رسیدیم؛ یعنی غذا‌های خوشمزه و رستوران‌های خوب ایرانی! بخش «بهترین رستوران‌های ایرانی تهران» در ۳ مطلب پشت سر هم آماده شده است و ترتیب چینش آن‌ها ارتباطی به امتیاز این رستوران‌ها و بهتر و بدتر بودنشان ندارد، بلکه فقط گزارشی در جهت معرفی این رستوران‌های خوب است که برایتان آماده شده است.

    این مطلب شامل معرفی رستوران‌های ایرانی‌ای است که بهترین خدمات و خوشمزه‌ترین غذا‌ها را اعم از انواع کباب‌های ایرانی، خورش‌ها و خوراک‌های خوشمزه و سایر جزئیاتِ لذیذ از ذائقه بینظیر ما ایرانی‌ها در اختیارتان قرار خواهد داد. با ما همراه باشید:

    رستوران مسلم

    از میدان ۱۵ خرداد که به سمت سبزه‌میدان راه افتادید، نرسیده به سبزه‌میدان حتما شلوغی کوچه باریکی اینقدر توجه تان را جلب می‌کند که سرکی بکشید تا ببینید چه خبر است. صف طولانی که حوالی ظهر تا وسط‌های خیابان هم ادامه دارد. از همان ابتدای صف چند نفری راهنما پیدا می‌شوند که منوی غذا را دستتان بدهند و راهنمایی‌تان کنند که از کجا حرکت کنید.

    گول صف عریض و طویلش را نخورید. فقط کافی است چند دقیقه منتظر باشید و شلوغی‌های بازار را تماشا کنید تا نوبتتان شود که از پله‌های باریک رستوران بالا بروید. پله‌هایی که دو طرفه هستند و با همین حجمی که آدم‌های گرسنه از آن بالا می‌روند، آدم‌های سیر و راضی از آن پایین می‌آیند. قدم‌به‌قدم راهنما‌ها ایستاده‌اند و کافی است که از روی فهرستی که روی دستتان است انتخاب کرده باشید که چه می‌خواهید بخورید، چون فرصتی برای فکر کردن در بالای پله‌ها ندارید.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    پیشخوان اول پر است از بسته‌بندی‌های ساده سالاد، ماست، نوشیدنی و مخلفات دیگر که همه آن‌ها ارزش یک بار امتحان کردن را دارند. هرچند بهتر است مخلفاتتان را با توجه به غذایی که انتخاب کرده‌اید، بردارید. اکثر مخلفات مانند دوغ، ماست‌ها و سالاد‌ها مخصوص خود رستوران‌اند و طعم‌های فوق‌العاده‌ای هم دارند. سینی مخلفات را دست می‌گیرید و کمی جلوتر نوبت سفارش دادن غذاست. یادتان باشد مسلم همان‌طور که از عنوانش هم پیداست اصالتا یک چلوکبابی است، پس اگر اهل کباب باشید غذا‌های خوبی خواهید خورد. اما اگر فرصت زیاد آمدن به این رستوران را ندارید، انتخاب‌های ویژه‌تری هم می‌توانید داشته باشید.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    کافی است در همین فرصت کوتاهی که نوبتتان می‌شود تا سفارش دهید، نگاهی به میز‌های اطراف بیندازید تا غذا‌های دیگر و رنگ و لعابشان را یک بررسی کوتاه بکنید. روغن مخصوصی که چاشنی ته‌چین عطر و مزه آن را نسبت به دیگر ته‌چین‌هایی که تا به حال خورده‌اید ویژه‌تر می‌کند. این‌ها غذا‌های پرطرفدار مسلم هستند و اگر کمی دیر بجنبید ممکن است دیگر به شما نرسد.

    توصیه ما این است اگر به شما رسید چند نفری با هم شریک شوید. مثلا اگر ۳ نفر هستید ۲ غذای مختلف بگیرید که بقیه طعم‌ها و مزه‌ها را هم از دست ندهید. بین کباب‌ها، شیشلیک شاندیز را هم می‌توانید در منو ببینید، اما حقیقت اینکه شیشلیک مسلم آنقدری که اسمش دهان را آب می‌اندازد، غذای دندان‌گیری نیست، اما کباب برگ و کوبیده کمی ویژه‌تر است. جوجه هم همین‌طور. آنقدر هم بزرگ هستند که شاید هیچ جای دیگر تهران کباب‌های به این بزرگی ندیده باشید.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    غذا را که سفارش دادید، کسانی هستند که شما را راهنمایی می‌کنند تا سر جایتان بنشینید. به محض اینکه سر جایتان نشستید، یک نفر دیگر فیش غذا را از دستتان می‌گیرد و همین که وسایلتان را جابجا و کمی در و دیوار رستوران را بررسی کنید، غذایتان آماده است. بله! به همین سرعت. کمتر از ۱۰ دقیقه. اصلا این از شعار‌های اصلی مسلم است. شعار‌های سه‌گانه‌ای که همه جا روی در و دیوار می‌توانید ببینید: «سرعت، کیفیت، کمیت»

    غذای مسلم گران نیست. حداقل نسبت به حجم غذایی که به شما می‌دهد مناسب است. به‌خصوص اگر چند نفری بروید و غذاهایتان را با هم شریک شوید که خیلی مناسب‌تر می‌شود. در نهایت کمتر آدمی است که پایش به مسلم باز شده باشد و اولین و آخرین باری باشد که هوس غذا خوردن در این رستوران را بکند. مسلم فقط ناهار می‌دهد، اما زمان ناهارش هم مانند دیگر چیزهایش حسابی پر و پیمان است. جمعه‌ها و بیشتر روز‌های تعطیل هم باز است و هر وقت هوس این رستوران را کردید و فرصت رفتن تا بازار را نداشتید می‌توانید از غذای بیرون‌بر آن استفاده کنید، هرچند پیک ندارد و حتما یک نفر باید به‌صورت حضوری به آنجا مراجعه کند.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: بازار، خیابان ۱۵ خرداد، نبش سبزه میدان، کوچه حاج رحیم خان، پلاک ۴


    رستوران ریحون

    همانطور که از نام این رستوران مشخص است، ریحون یک کباب سرای تمام عیار است که طی سال‌ها طبخ انواع و اقسام کباب‌های ایرانی لذیذ و با کیفیت به نام و آوازه‌ای برای خود رسیده است و به یکی از بهترین کبابی‌های تهران تبدیل شده است. ریحون و پنیر و نان سنگک داغ در کنار کوبیده‌های معرکه و لذیذ و شیشلیک‌هایی ترد و بینظیر و جوجه‌هایی خوشمزه که با بهترین و با کیفیت‌ترین گوشت‌های کشتار روز طبخ میشوند، روز خوبی را برای شما خواهد ساخت.

    یکی دیگر از نکات مثبت ریحون فضای داخلی آن است که بسیار نزدیک به سبک معماری تاریخی دوران صفوی و برخی از بقاع معروف اصفهان است. خلاصه باید یکروز عزمتان را جزم کنید و راهی ریحون شوید تا آنچه میگوییم را با گوشت و پوست درک کنید!

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: جردن، بالاتر از تونل نیایش، خیابان کاج آبادی، پلاک ۱۸


    رستوران دارچین

    یک رستوران ایرانی لوکس و کاردرست در حوالی محله عباس آباد و تخت طاووس. همه چیز در دارچین فراتر از سطح انتظار شما از یک رستوران ایرانی است، و همچنین قیمت ها!

    پس اگر دغدغه جیب دارید هر گز وارد دارچین نشوید، ولی اگر نظر ما را بخواهید خوردن با کیفیت‌ترین غذای ایرانی در یک رستوران شیک ارزش یک بار امتحان و خرج کردن را دارد. محیط و فضای داخلی دارچین خیلی خوب و دل نشین است، برخورد پرسنل اش کاملاً حرفه‌ای است و مهم‌ترین و ارزشمند‌ترین ویژگی اش، طعم فوق العاده غذا‌های دارچین است.

    کباب ترش، سوپ روز، گوشت فیله ماستی و از همه مهمتر باقالی پلو با ماهیچه را در اولویت انتخاب‌های خود در دارچین قرار دهید. در ضمن دارچین با انواع نوشیدنی‌ها و آبمیوه‌های طبیعی و سالم اماده پذیرایی از شماست.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: خیابان ولیعصر، بین مطهری و بهشتی، کوچه ناهید، پلاک ۶۸، پشت هتل بزرگ تهران


    رستوران شاطرعباس

    یکی از رستوران‌های قدیمی و نوستالژیک شمال تهران که علی رغم گذشت سال‌ها همچنان توانسته خود را در دسته رستوران‌های خوبِ تهران نگه دارد. رستوران شاطر عباس واقع در چهار راه پارک وی در شمال خیابان ولیعصر نام معروف و آشنایی در میان چلوکبابی‌ها تهران محسوب میشود. بطوریکه تبدیل به یک نام تجاری گردیده و جا‌های زیادی و حتی در شهرستان‌ها رستوران‌هایی با این نام و البته بدون ارتباط با شاطر عباس اصلی راه اندازی گردیده اند.

    شاطر عباس شعبه دیگری در خیابان سعدی دارد. شاطرعباس معمولاً شلوغ میباشد و روز‌های آخر هفته احتمالاً برای خالی شدن جا بایستی کمی صبر کنید. این رستوران به نسبت جا و موقعیت خود از قیمت مناسبی برخوردارست. کباب برگ و کباب لقمه زعفرانیِ شاطر عباس را در کمتر جایی میتوانید تجربه کنید. همچنین محلی جادویی اش را! تنها نکته غیرمثبت شاطر عباس شلوغی بیش از حذ آن است که به محض چیدن غذا‌ها در جلوی رویتان آن نیز فراموش میگردد!

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: خیابان ولیعصر، ضلع جنوبی پارک وی

    آدرس شعبه سعدی: خیابان سعدی جنوبی، نرسیده به خیابان اکباتان، نبش کوچه مژدهی، پلاک ۲۸۵،


    رستوران گل رضاییه

    دوست داشتنی‌ترین کافه رستوران ایرانی ِ تهران در خیابان سی تیرِ در مرکز تهران قرار دارد و نامش گل رضائیه است. فضایی فوق العاده زیبا و دلنشین با کلکسیونی از پوستر مشاهیر ایرانی و خارجی در کنار صندلی‌ها و دکوراسیونِ بسیار دلنشین.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    گل رضائیه هم همواره شلوغ است، ولی شکی در این نیست که ارزش صبر کردن را دارد. خلاقیتی که سر آشپز خوش اخلاق این رستوران در ایجاد ظاهری متفاوت برای غذا‌ها و خوراک‌های ایرانی به خرج داده است واقعاً ستودنی است.

    کتلت‌های مامان پزِ فوق العاده در کنار خورشت قیمه‌ای بسیار لذیذ. تزئین غذا‌ها هم به قدری خوب است که آدم دلش نمی‌اید به آن‌ها دست بزند! خلاصه گل رضائیه یک مکان عالی برای یک ناهار دونفره و لذت بخش است و حضور در این رستوران فقط مستلزم صبر و بردباری شماست.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: خیابان جمهوری، خیابان سی تیر، بالاتر از موزهٔ آبگینه پ ۱۷۲


    رستوران دل‌کوک

    کمتر رستورانی در سرتاسر تهران پیدا می‌شود که هم از لحاظ خدمات رستورانی، هم دسترسی محلی و هم کیفیت غذا در سطح بسیار خوبی قرار گرفته باشد. دل کوک یکی از این رستوران هاست. از میدان قدس که به سمت نیاوران برویم، اوایل دزاشیب دل کوک با درب ورودی شیک خود نظرتان را جلب خواهد کرد. تنوع غذایی قابل توجه منوی دل کوک با غذا‌های ایرانی، شمالی و محلی، شما را با هر ذائقه‌ای که دارید راضی خواهد کرد. استفاده از مواد اولیه تازه و باکیفیت رمز اصلی طعم خوب غذا‌های دل کوک است. گوشت کشتار و صید روز و برنج باکیفیت ایرانی جان‌مایه اصلی غذا‌های دل‌کوک است.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    دل کوک از معدود رستوران‌های تهران است که از گوشت لذیذ خروس برای طبخ غذاهایش استفاده می‌کند. پیش‌غذا‌های لذیذ شمالی، نان داغ تنوری، ماهی صید روز، گوشت مرغابی و دوغ آیران ترکی، ماست‌های طعم‌دار بی‌نظیر چند نمونه از خوراکی‌های پرشمار منوی بلندبالای دل کوک است. فضای تلفیقی مدرن با المان‌های سنتی ایرانی و سرو غذا در ظروف مسی می‌تواند شب خوبی را برای شما در دل کوک رقم بزند. فضای مناسب برای جای پارک در منطقه پرازدحام نیاوران یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت دل‌کوک است.

    دل کوک به دلیل سالن بزرگی که دارد بهترین گزینه برای میهمانی‌ها و مراسم‌های دوستانه و فامیلی شماست.

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    تهرانگردی؛ بهترین رستوران های ایرانی (1)

    آدرس: میدان قدس، خیابان باهنر، ابتدای دزاشیب

    ادامه دارد…

  • دندان‌هایی که زیورآلات شدند

    دندان‌هایی که زیورآلات شدند

    به گزارش ایسنا به نقل از انشنت اوریجینز، محققان تاکنون به چنین اثری در محوطه ماقبل تاریخی که در خاور نزدیک واقع شده باشد دست نیافته بودند؛ بنابراین کمیاب بودن این اکتشاف را به نمادین بودن استفاده از دندان انسان به عنوان زیورآلات برای مردمان گذشته این منطقه نسبت داده‌اند.

    در جریان کاوش‌هایی که بین سال‌های ۲۰۱۳  تا ۲۰۱۵  در این محوطه باستان‌شناسی متعلق به دوران نوسنگی انجام شده است، محققان سه دندان انسان ۸,۵۰۰ ساله را که به نظر می‌رسید عمدا سوراخ شده‌اند تا به عنوان مهره‌های تزئینی مورد استفاده قرار بگیرند، کشف کردند. نتایج بررسی‌های علمی هم که در ژورنال «علم باستان‌شناسی» منتشر شده است، ثابت کرد این مهره‌ها عمدا برای مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان مهره سوراخ شده‌اند.

    «اسکات هادو» که باستان‌شناس و یکی از محققان این پروژه اکتشافی است، می‌گوید: «‌دندان‌های کشف‌شده همانند سایر دندان‌های حیواناتی که به عنوان مهره مورد استفاده قرار می‌گرفتند، به صورت مخروطی تراشیده شده بودند.»

    محققان پیش‌تر دندان‌های انسان را که در گذشته به عنوان زیورآلات مورد استفاده قرار گرفته بودند در محوطه‌های باستان‌شناسی اروپایی که به دوران نوسنگی و پارینه‌سنگی زبرین تعلق داشتند، کشف کرده بودند، اما کشف این نوع آثار در شرق نزدیک بی‌سابقه است که این موضوع به اهمیت اکتشاف این دندان‌ها افزوده است.

    انتهای پیام

  • آن باغستان کجا و این باغستان کجا!

    آن باغستان کجا و این باغستان کجا!

    به گزارش ایسنا، برای محوطه‌ سرسبز و تاریخی چندهزار هکتاری باغستان شماره‌ ثبت ملی گرفته‌اند و هرگاه نیاز شد در بوق و کرنا می‌کنند که یکی از بزرگترین لکه‌های سبز و تاریخی دنیا را دارند.

    راه دور نرویم؛ همین چند ماه قبل بود وقتی بارانِ بهاری به سیل تبدیل شد، مدیریت شهری «باغستان قزوین» را اعجوبه‌ تاریخی شهر نامید که نگذاشت هیچ آسیبی به شهر و مردمش وارد شود، اما از سوی دیگر قطع بی‌رویه‌ درختان باغستان و ساخت‌وسازهای پی در پی سال‌هاست باغستانِ قزوین را آب کرده است.

    هرچند نخستین زخمی که در حدود ۸۰ سال قبل به پیکره‌ باغستان وارد شد، یعنی کشیدن خط راه‌آهن بین شهری امروز خود یک اثر ملی محسوب می‌شود و حتی در فهرست آثار ملی کشور هم به ثبت رسیده، اما دیگر زخم‌های واردشده به این محوطه‌ تاریخی – طبیعی فقط بار تخریب این شریان حیاتی را زیادتر کرده است. یک روز جای درختان کارگاه خدمات شهری سبز می‌کنند و روز دیگر کارگاه‌های ساختمانی و کارخانجاتی که فقط دور تا دور شهر را بلدند تا شاید خود را بین درختان پنهان کنند، یا خانه‌هایی که یک‌شبه پی‌ریزی ساختمان‌های‌شان انجام می‌شود تا باغستان را  آب کنند.

    حتما مسوولان شهری از شهرداری و کمیسیون‌های مربوطه‌اش تا میراث فرهنگی که مجوزهای بی‌رویه قطع درختان باغستان را صادر می‌کنند، چشم‌شان به سفرنامه‌های چندین قرن قبل نخورده؛ وقتی پیانزو دل لاواله ایتالیایی، که در ۱۰۲۵ هجری قمری در دربار شاه عباس مهمان پادشاه بود، در سفرنامه خود قروین را این‌طور توصیف کرد: «قزوین شهری محصور در درختان و باغ‌های بزرگ که همچون نگینی در وسط باغ‌ها می‌درخشد.»

    یا کتاب «هفت اقلیم» حمدالله مستوفی در ۷۴۰ قمری که قزوین را از شهرهای قدیم جهان می‌داند و می‌گوید «از غرائب دنیا باغات انگور آن‌جاست که در سالی زیاده از یک مرتبه آب نمی‌خورد و این‌که سالی یک نوبت که آب می‌خورد وقتی است که احتیاج به آب ندارد یا قبل از نوروز که وقت وفور آب قزوین است… میوه انگور شاهانی و خربزه و پسته نیک می‌شود. از جمله اسناد معتبر طومار تقسیم آب رودخانه‌ها است که متعلق به قرن هشتم هجری قمری است. این طومارها نحوه تقسیم آب رودخانه‌های شهر را میان باغ‌ها مشخص می‌نموده‌ است.»

    اما قزوین امروز با قزوین آن سال‌ها آن‌قدر متفاوت است که اگر قرار بود در این دوران بار دیگر هر کدام از آن سفرنامه‌نویسان قزوین را ببینند، حتما آن را نمی‌شناسند، که قطار توسعه راه اشتباهی را که از چند  دهه قبل در تهران آغاز شده پیش گرفته و به سرعت جلو می‌رود.

    هرچند در این میان فعالان میراثی قزوین در آخرین تلاش‌های‌شان برای نجات باغستان در جدال بین بتون‌ها و طبیعت شهر سنتی قزوین، تک‌درختِ باقی‌مانده در بخشی از باغستان را «دیده‌بان» گذاشته‌اند تا نشانی باشد برای وقتی که ردِپای بتون‌ها روی باغستان محکم‌تر شد.

    بخشی از باغستان که برای ایجاد بزرگراه از بین رفته است

    سفرنامه‌نویسان ۷۰۰ سال قبل باغستان را دیدند، اما مسوولان امروزی نه!

    محمدعلی حضرتی‌ها – قزوین‌شناس و پژوهشگر قزوین – را که اگر حضورش در مسند اداره کل میراث فرهنگی استان قزوین نادیده بگیریم، علاقه‌اش به عکاسی و گشتن وجب به وجب خاک قزوین را نمی‌توان از روزهای زندگی‌اش حذف کرد، یکی از فعالان میراثی استان می‌توان محسوب کرد که هنوز  قلبش برای خاک و آب و باغستان‌های قزوین می‌تپد.

    او در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، از مخاطرات و آسیب‌هایی که در طول چند سال گذشته به قزوین وارد شده گفت، از آسیب‌هایی که چند سال است به وضوح گریبان باغستان را گرفته و هر روز آن را کوچک‌تر می‌کند.

    او می‌گوید:‌ «باغستان سنتی قزوین یک میراث تاریخی است، براساس گزارش‌های موجود، از دوران اسلامی، سفرنامه‌نویسان و جغرافی‌نویسان به وجود و گستردگی این شیوه موجود باغداری در قزوین اشاره کرده‌اند، شاید معروف‌ترین آن‌ها ناصرخسرو باشد که در قرن پنجم توصیف می‌کند “باغستان بسیار داشت؛ بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود”.

    این شیوه که منحصر به قزوین بوده، در دیگر شهرهای ایران وجود نداشت. معمولا دور باغ‌ها دیوار و حصار می‌کشند و برای این‌که کسی به داخل دسترسی پیدا نکند، بالای دیوارها نیز بوته‌های خار می‌گذارند. اما ناصرخسرو چیزی غیر از این برای قزوین می‌گوید.»

    او به نگاه «شرف جهان قزوینی» ۶۰۰ سال بعد از توصیف ناصرخسرو اشاره می‌کند که در توصیف شهر قزوین  و بخشنده بودنش، گفته است «دلیل همت شان آن‌که هیچ کس نکشد/پی مضایقه بر گرد باغ حصن حصین» و ادامه می‌دهد: مرحوم دهخدا نیز در توصیف قزوین به این نکته (باز بودن فضاهای بین باغ‌ها در باغستان) اشاره دارد که «یکی از ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی مردم قزوین است.» به همین دلایل باید این دیدِ مردم را نیز یکی از میراث مردم قزوین به حساب آورد.

    این پژوهشگر شهر قزوین در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به کیفیت درختان ومحصولات باغستان آن را بخشی از میراث کشاورزی باغستان سنتی می‌داند و اظهار می‌کند: از دوره ایلخانی گزارشی از حمدالله مستوفی در دست داریم که وسعت باغستان پیرامون قزوین را منهای مزارع تقریبا بیش از ۱۰ هزار هکتار می‌داند. متاسفانه این میزان در سنوات و سده‌های بعد کاهش پیدا کرده و امروز به مرحله‌ تهدیدآمیزی رسیده است. رشد طمع‌ورزی و سوداگری در حوزه مدیریت شهری باعث شده تا باغستانی که در لبه‌های شهری قرار گرفته، بیشتر در معرض تهدید باشد. از سوی دیگر احداث پل‌ها و جاده‌ها به بهانه‌ کاهش بار ترافیکی از شهر و در نهایت گذراندن آن ترافیک از دل باغستان عاملی برای اضمحلال این میراث ارزشمند در شهر قزوین شده است.

    تخریب تدریجی باغستان قزوین با بیابانی کردن و
    ایجاد کارگاه‌های مختلف در دل باغستان آشکارا انجام می‌شود

    او با اشاره به ثبت ملی باقی‌مانده‌های باغستان سنتی قزوین که در حال حاضر چیزی حدود سه‌هزار هکتار را شامل می‌شود، نسبت به وظیفه همگانی همه‌ دستگاه‌های شهری برای حفظ این مجموعه تاکید می‌کند و می‌افزاید: وظیفه نهادهای قضایی به خصوص دادستانی است تا با کسانی که در عرصه‌ ثبتی باغستان مداخله‌های غیرمسوولانه دارند، برخورد کنند. در زمان ثبت ملی باغستان در جلسات مکرری که با حضور باغداران و مدیران شهری برگزار می‌شد، همه از ثبت این محوطه‌ تاریخی استقبال می‌کردند و تقریبا بعد از سه ماه شهرداری در سال ۹۳ به عنوان معترض خواستار خروج باغستان از فهرست ملی کشور شد، چون طرح‌هایی را پیش‌بینی کرده بودند که لازمه اجرای آن باغ‌خواری بود؛ یعنی باید باغ‌ها از بین می‌رفتند تا آن نقشه‌ها در حقیقت نیز اجرایی شوند. در حالی که آن طرح‌ها و برنامه و نقشه‌ها هیچ مصوبه‌ بالادستی ندارند و محصول مستقیم نگاه سوداگرانه مدیریت شهری به منابع ملی و ثروت این مردم است که متاسفانه به سرعت در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

    حضرتی‌ها از امنیت باغداران و محصولات آن‌ها نیز صحبت می‌کند: وقتی چند باغ در کنار هم بدون درخت می‌شود، امنیتِ دیگر باغ‌ها نیز تهدید می‌شود. برخی باغداران معمولا برای رسیدن به دریافتی سریع و کوتاه‌مدت، به معامله‌هایی تن می‌دهند که باعث می‌شود میراث نیاکان‌شان دستخوش تغییر شود.
     

    درخت دیده‌بان در جلوی یکی از ورودی‌های بزرگراه‌های در دست احداث ثابت قدم ایستاده

    تهدیدهایی که باغستان سنتی قزوین و باغدارانش را به ستوه آورده

    او به روش‌های مختلفی اشاره می‌کند که باغستان سنتی قزوین را به مرور از بین می‌برد: روشی که معمولا برای تخریب باغستان استفاده می‌شود یکی شیوه‌ متداول قطع درختان است که با سرعت و ابتدا در مقاطعی به صورت مخفی و پنهان انجام می‌شد، اما اکنون در ملا عام این کار را انجام می‌دهند. شیوه‌ دیگر ریختن نخاله‌های ساختمانی در باغستان است. یا روش دیگر تخریب تدریجی باغستان، احداث راه در دل باغستان است که عامل کاهش امنیت باغداران است. یک باغدار با شرایط دشوار محصول را به دست می‌آورد، اما زمانی‌که مثلا پسته یا بادام را جمع‌آوری می‌کند تا برای فروش به بازار برساند، ناگهان چند ماشین می‌آیند، مست کرده و با قمه وضعیت نادرستی ایجاد می‌کنند و در فضایی ناامن حاصل یک سال دسترنج باغبان و باغدار را به یغما می‌برند. متاسفانه این اقدامات فقط از راه ایجاد مسیرهای باز و قطع درختان در باغستان ایجاد شده است، چون در گذشته اگر کسی قصد ورود به عرصه باغستان را داشت، توسط باغداران از او سوال و جواب می‌شد و نام و نشان‌اش را می‌پرسیدند و لازم بود تا آن فرد پیاده رفت و آمد کند و وقتی پیاده می‌رفت دیگر این تهدیدها نبود، اما در شرایط امروزی با ایجاد جاده‌ها، ماشین درست در کنار باغ می‌آید، محصول را بار می‌زند و می‌برد.

    مدیرکل سابق میراث فرهنگی استان قزوین با تاکید بر این‌که متاسفانه این اتفاق چند سال است در مقیاسی بسیار زیاد برای باغداران به وجود می‌آید، می‌گوید: یکی از بزرگترین تهدیدهای باغستان فقدان امنیت است که متاسفانه هیچ برخورد بازدارنده‌ای برای این مساله نه در حوزه زیرساخت یعنی ممنوعیت ساخت و ساز در باغستان و نه در حوزه بحث‌های انتظامی و قضایی انجام نشده تا با مداخله‌های جدی و اثرگذار، امنیت بین باغداران ایجاد شود.

    او مسدود کردن راه‌های دسترسی آب به باغستان سنتی قزوین را از دیگر مشکلات کنونی این محوطه‌ چندهزار هکتاری بزرگ می‌داند و ادامه می‌دهد: این باغستان سالی یک بار آب می‌خورد. در بارش‌های زمستانی که به آن «تل‌آب» می‌گویند، معمولا این اتفق می‌افتد. از سوی دیگر براساس طوماری کهن که چیزی حدود ۹۰۰۰ سال قدمت دارد و حتی آن نیز در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، حقابه آب برای هر بخش از باغستان کاملا مشخص شده است. آن‌ها بر اساس یک زمان‌بندی تعیین‌شده در طول این هزار سال حقابه محله‌های مختلفی برای باغستان قزوین تعریف کرده و آب خود را دریافت می‌کنند که به اصطلاح به آن «شیرین آب» می‌گویند که از نیمه دوم اسفند شروع و تا نیمه دوم خرداد آبیاری باغ‌ها انجام می‌شود.

    حضرتی‌ها می‌افزاید: اما کانون مسدود کردن منابع آب از بالا دست است و در حقیقت اجرای تهمیداتی است که مانع سوار شدن آب به باغستان شود. این کار با ایجاد خیابان‌ها و پل‌ها عملیاتی شده است. حتی بخشی از حقابه باغستان قزوین را به پارک فدک در شمال قزوین منتقل کرده‌اند و گونه‌های گیاهی ناسازگار با اقلیم را آورده‌اند مانند بلوط که در آن مجموعه کاشته‌اند و از حقابه باغستان آب را برای آبیاری بلوط‌ها و گیاهانی که با اقلیم ناسازگارترند، منتقل کرده‌اند. امروز اما شهر کم‌آبی که با باغستانش سبز مانده در معرض این تهدیدهاست و متاسفانه این رویکردها را در نقاب دروغینی به نام توسعه شهری ارائه می‌کنند.
     

    به آتش کشیدن باغستان برای رسیدن به مقصود نهایی

    از میدانی که ۱۰ هکتار باغستان را حذف کرد تا سنجاب‌هایی که باغداران را مایوس می‌کنند

    باغستان سنتی قزوین امروز یک بخش تاریخی خود را از دست داده از بس به بیابان تبدیل شده و خانه‌ها روی درختان قد علم کرده‌ و درختان را زیر پا له کرده‌اند. بخش‌های جنوبی، شرقی و غربی هنوز نشانه‌های باغستان را دارد. هر چند این نشانه‌ها نیز به مرور توسط کارگاه‌های ساختمانی که در دل باغستان در حال رشدند رو به نابودی هستند یا راه‌آهنی که دوخطه کردن آن، زخم ۸۰ ساله‌ باغستان در قسمت جنوبی را عمیق‌تر می‌کند.

    در این میان اما ساختِ میدانی جدید با نام «خلیج‌فارس» در سال ۹۴ و در نقطه‌ دیگری از بخش جنوبی باغستان این محوطه‌ طبیعی را به خلسه برد. امروز میدان خلیج‌فارس یکی از ورودی‌های اصفهان و بویین زهرا به شهر است.

    حضرتی‌ها درباره‌ این لکه‌ حذفی دیگر باغستان نیز می‌گوید: سال ۹۴ ناگهان تصمیم گرفتند که در نقطه‌ کنونی میدان خلیج‌فارس قزوین یک میدان ورودی احداث کنند و دهانه‌ میدان را آن قدر وسیع گرفتند که همه درختان پسته و بادام را قطع کردند. هر چند با اعتراض مالکان باغ‌ها مواجه شدند، اما کار عملیاتی شد و نزدیک به ۱۰ هکتار از باغستان با این پل‌سازی‌ها و این میدان تخریب شد. در واقع آن را به مدلی برای مداخله‌های بعدی در بخش‌های دیگر باغستان تبدیل کردند.

    او اما حضور سنجاب‌ها در دل باغستان را عامل دیگری می‌داند که به عاملی برای مایوس کردن بیشتر باغداران برای کار در این محوطه‌ طبیعی تبدیل شده است و می‌گوید: اکنون یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان وجود سنجاب‌هاست. آن‌ها زاد و ولد کرده‌اند و امروز به یکی از تهدیدهای بالقوه باغستان تبدیل شده‌اند، چون بادام، پسته و فندق جمع‌آوری کرده و آن‌ها را انبار می‌کنند این اتفاق رخ می‌دهد. چون سنجاب درست در زمان رسیدن محصول مانند یک آفت  عمل می‌کند.

    جدال طبیعت و بتون در دل باغستان سنتی قزوین

    راه‌آهن قزوین نخستین زخم را به دل باغستان زد

    این قزوین‌شناس و پژوهشگر اما به ایستگاه راه‌آهن قزوین که در شبکه سراسری راه‌آهن طراحی شده و به عنوان ایستگاه شماره دو در مسیر تهران به تبریز در قزوین به وسیله آلمان‌ها در دوره پهلوی اول ساخته شده بود، اشاره می‌کند و می‌گوید: در آن زمان متاسفانه مسیر را از دل باغستان در بخش جنوبی آن انتخاب می‌کنند. یکی از نقاط ابتدایی که تخریب بخش‌هایی از باغستان را به همراه دارد، همین  مسیر ریلی قزوین است که تا محدوده‌ شهری پیشروی کند، درحالی‌که در گذشته حد جنوبی شهر، محدوده‌ میمون قلعه بود و پایین‌تر از آن با فاصله‌ نسبتا زیادی فقط باغ وجود داشت. هرچند از سوی دیگر نمی‌توان توسعه و آینده شهر را نیز نادیده انگاشت. اکنون نیز بحث دوبانده کردن  راه آهن مطرح است. درحال کار هستند تا با استفاده از همان حریم قبلی این پروژه را انجام دهند که در این مسیر خوشبختانه وضعیت فعلی باغستان ‌آسیب چندانی نمی‌بیند.

    تابلو مسیر رسیدن به آثار تاریخی قزوین وسط باغستان تخریب شده

    مسیر ماشین‌رو برای دیدنِ بخش‌های مختلف باغستان سنتی قزوین هموار است، حتی در این میان کارگاه‌ها و مغازه‌هایی به چشم می‌خورند که حالا آن‌قدر قدمت دارند که باید دنبال قدیمی‌ترشان بود، از غذاخوری‌های بین راهی باغستان گرفته تا پنچرگیری، کارگاه خط لوله شرکت گاز، سنگ‌تراشی سنگ قبر، بازیافت زباله، بنگاه آهن‌آلات، قبرستان ماشین‌ها و … آن‌قدر زیادند که می‌توان از هر کدام گزارشی جداگانه منتشر کرد، از تعرض‌شان به باغستان گرفته تا مالکیتی که امروز برای خودشان در دل این محوطه‌ی تاریخی طبیعی بزرگ ایجاد کرده‌اند و … از لبه‌ شهری در منطقه‌ شیشه‌چی در غرب قزوین گرفته که نمونه‌ بارز ساخت‌وسازهاست به حدی که حتی ترمینال بین شهری قزوین را در این نقطه کاشته‌اند، تا پارکی که جای باغستان نشسته و آلاچیق‌هایی که برای تفریح نصب‌کرده‌اند.

    اما نکته‌ جالب توجه برای مدیریت شهری قزوین، تابلوهای شهری راهنما برای نشان دادن مسیر حرکت به سمت بناهای تاریخی است، درست کنار قبرستان ماشین‌ها و سر چهارراهی که روزی شاید چهارراه ورود به باغ‌های اطراف منطقه بوده و امروز آسفالت جای درختان را گرفته است.
     

    راه را برای حفظ باغستان اشتباه می‌روند/باغداران را سر کار گذاشته‌اند

    عباس زرنگار – باغدار باغستان سنتی قزوین – در گفت‌وگو با ایسنا حرفِ دل باغداران سنتی قزوین را می‌زند و ‌می‌گوید: جلسات زیادی در طول چند سال گذشته برگزار شده است، اما هیچ وقت از باغداران نخواسته‌اند که وارد گود شوند.

    او یکی از این باغداران است که اجازه‌ انتشار صحبت‌هایش را در اعتراض به عملکرد مدیریت شهری قزوین می‌دهد و می‌گوید: باغستان سنتی قزوین در گذشته هر چند در برخی از سال‌ها با رودخانه‌های فصلی آبیاری می‌شد و برخی سال‌ها با خشکسالی مواجه بود، اما از نظر اقتصاد مانند امروز نبود. امروز باید مانند گذشته درآمدهای باغداران باغستان به هم نزدیک باشد، اما این‌طور نیست. از سوی دیگر منافع کار در شهر نسبت به باغداری، جوانان قزوین را از باغستان دور می‌کند، به حدی که راضی می‌شوند در شهر یک دکه‌ زیرپله‌ای داشته باشند و به باغستان نیایند. اگر بخواهند باغستان برای‌شان منبع درآمد باشد، امروز باید مانند گذشته عمل کنند، آب‌رسانی به باغ‌ها را بار دیگر به طور مرتب اجرایی کنند. این که کسی کاری نمی‌کند، هیچ چیز درست نمی‌شود. ما در این چند سال فقط می‌گوییم باغستان را حفظ کنیم اما چرا کاری انجام نمی‌دهیم؟ به نظر می‌رسد راه را اشتباه آمده‌اند.

    او ادامه می‌دهد: مسوولان شهری به جای برگزاری جلساتی که تعداد کمی از باغداران در آن شرکت می‌کنند و نظرات آن‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بگویند تا امروز در کدام نقطه جلو تخریب باغستان را گرفته‌اند. آن‌ها باید دست‌کم برای آزمایش دو بلوک را الگو کنند، طرح‌های آزمایشی روی آن اجرا کنند تا به نتیجه برسند.

    این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که نه تنها تراکم ساخت‌وساز به مردم در شهر داده می‌شود، بلکه با صدور مجوزهای پروانه ساختمان بیش از حد، باغستان را به تخریب کامل نزدیک می‌کنند و با قول و قرارهای مدت‌دار به باغداران آن‌ها را برای فروش زمین‌های‌شان با قیمت‌های پایین راضی می‌کنند.
     

    تاکید رییس شورای شهر قزوین بر مجوزهای بالادستی برای باغستان

    هرچند در طول سال‌های گذشته به دنبال اعتراض‌هایی که باغداران و میراث فرهنگی از تخریب‌های بی‌رویه شهر دارند، مسوولان شهری خود را از هر اتهامی مبرا می‌دانند، اما قطعا ساخت‌وسازهای بی‌رویه از خانه‌های مسکونی را که به مرور محله‌های جدید شهری را شکل می‌دهند، تا پل‌ها و روگذرهایی را که دور تا دور قزوین را گرفته‌اند و به مرور باید آن‌ها را جای همه‌ باغستان به ذهن آورد نمی‌توان بدون صدور مجوزهای ضابطه‌مند شهری دانست.

    همان‌طور که برخی رسانه‌های محلی قزوین به این جمله از حرف‌های حکت‌الله داودی – رییس شورای شهر قزوین – اشاره می‌کنند که «یکی از کارهای مهم و اساسی شورای پنجم و شهرداری توجه به حراست و حفاظت از باغستان سنتی قزوین بوده و تاکنون بدون مصوبات بالادستی همچون شورای عالی معماری و شهرسازی اقدامی در باغستان انجام نشده است.»

    تاریخ از باغستان چه می‌داند؟

    برخی منابع تاریخی می‌گویند، «ابن حوقل» (۳۵۰ قمری) نخستین کسی است که در کتابش به باغستان اشاره کرده است: «قزوین شهری است پرنعمت… قزوین را درختان و تاکستان‌های بسیار است ولی همه به طریق دیم آبیاری می‌شود». کمتر از ۱۰۰ سال بعد «ناصرخسرو قبادیانی» (۴۳۸ قمری) در سفرنامه‌اش باغستان سنتی قزوین را این طور توصیف می‌کند: «قزوین را شهری نیکو دیدم، مگر آن که آب در آن اندک بود. باغستان بسیار داشت، بی‌دیوار و خار، و بی‌هیچ مانعی از ورود در باغ‌ها »

    یا زکریابن محمد بن محمود قزوینی (۶۰۵– ۶۸۳) در کتاب آثارالبلاد شهر قزوین را این چنین توصیف می‌کند: «در آن دو شهر است، یکی در میانه‌دیگری. شهر کوچک را شهرستان می‌نامند، بارو و دروازه ها دارد و شهر بزرگ محیط بر آن شهر کوچک است و آن را نیز بارو و دروازه‌ها است و موستان‌ها و بستان‌ها شهر بزرگ را احاطه کرده‌اند از هر سو و کشتزارها محیط بر باغ‌ها و رزستان‌ها هستند، شهر دو رودخانه دارد یکی را دزج گویند و دیگری را ارنزک»
    حتی «رافعی» در التدوین در مورد رودخانه‌ها، باغستان‌ها و باغ‌های داخل شهر چنین می‌گوید: «رودخانه‌های قزوین سه رودخانه است که باغستان‌های قزوین از آب آن‌ها آبیاری می‌شود….یکی رودخانه دزج است که باغستان‌های بیرون دروازه جوسق(کوشک)، دزج و ارداق را سیراب می‌سازد و از داخل شهر می‌گذرد و به خانه‌ها و عمارات زیان می‌رساند. دوم رودخانه ارنزک است که باغستان‌های بیرون دروازه دستجرد، صامغان و ری و برخی از باغ‌های داخل شهر را مشروب می‌کند. سوم رودخانه زواره است که باغ‌های راه ابهر را سیراب می‌سازد.»

    تاورنیه در سفرنامه «مسافرت به ایران» (۱۰۱۰هجری شمسی) نوشته است: «قزوین دیوار و بارو ندارد و بیشتر از نصف شهر باغ است…»

    برای دیدن فیلم کامل بررسی وضعیت باغستان سنتی قزوین روی این لینک کلیک کنید.

    انتهای پیام

  • چگونه ویزای ارمنستان بگیریم

    چگونه ویزای ارمنستان بگیریم

    چگونه ویزای ارمنستان بگیریم

    انواع روادید ارمنستان

    ویزای ارمنستان

    • ویزای توریستی: این ویزا برای  سفر به ارمنستان جهت دیدار با آشنایان (دوستان)، الحاق به اعضای خانواده، گردشکری (استراحت)، درمان، تحصیل در موسسات آموزشی جمهوری ارمنستان، شرکت در برنامه‌ها ‌و همایش‌های ورزشی، فرهنگی، علمی و سایر برنامه‌هائی که در جمهوری ارمنستان برگزار می‌شود، اجرای برنامه‌های کوتاه مدت کمک‌های انسان دوستانه، کمک‌های فنی، خیریه و مالی، شرکت در مذاکرات کار آفرینی، ایجاد شغل، انجام فعالیت‌های اقتصادی (تاسیس بنگاه تجاری، تاسیس شعبه یا نمایندگی شرکت‌های تجاری خارجی در جمهوری ارمنستان، سرمایه‌گذاری در جمهوری ارمنستان، صادرات و واردات کالا و خدمات صادر می‌شود. همچنین، روادید یکبار یا چندبار ورود با اعتبار یک ساله برای پرسنل شرکت‌های هوائی بین‌المللی یا وسایل نقلیه حمل کالا و مسافر در زیرمجموعه ویزای گردشگری قرار می‌گیرند.
    • روادید دولتی: این نوع از روادید برای افرادی است که برای افرادی که دارای گذرنامه دولتی (خدمت) هستند.
    • روادید دیپلماتیک: این نوع از روادید برای افرادی صادر می‌شود که برای افرادی که دارای گذرنامنه دیپلماتیک یا وضعیت دیپلماتیک هستند.
    • روادید تزانزیتی: روادید یکبار ورود یا چند بار ورود یک‌ ساله برای توقف سه روزه با تمدید حداکثر تا چهار روز برای افرادی که از طریق خطوط هوائی یا وسایل نقلیه زمینی از جمهوری ارمنستان عبور می‌کنند.

    ویزای ارمنستان

    ویزای توریستی ارمنستان

    اگر قصد سفر به ارمنستان را دارید، دیگر جای نگرانی برای طی مراحل اداری دریافت ویزا وجود ندارد، زیرا از خرداد ماه سال ۱۳۹۵ توافق‌نامه‌ای به‌منظور توسعه و بهبود روابط همه جانبه دولت‌های ایران و ارمنستان به امضا رسیده است که بنا به مفاد آن شهروندان هر دو کشور می‌توانند بدون نیاز به دریافت ویزا و با گذرنامه‌های عادی از مرز دو کشور عبور کنند. شرایط این ویزا مشابه ویزای گردشگری ترکیه است.

    ویزای ارمنستان

    مسیر زمینی سفر به ارمنستان

    طبق تفاهم‌نامه پنجم ژوئن سال ۲۰۱۶، شهروندان ایرانی و ارمنی می‌توانند ۹۰ روز را در طول شش ماه در کشور مقصد (ایران یا ارمنستان) به سر ببرند.

    هدف از عقد این توافق‌نامه توسعه صنعت گردشگری و تسهیل رفت‌وآمد گردشگران دو کشور است. در این رابطه، طبق آمار اعلام شده از جانب دولت ارمنستان در سال ۲۰۱۵ حدود ۱۴۴،۰۰۰ نفر شهروند ایرانی از مرز این کشور عبور کرده‌اند که نسبت به سال ۲۰۱۴، بیست و چهار درصد رشد داشته و اغلب این سفرها در ایام تعطیلات نوروز انجام شده است.

    تا پیش از این، شهروندان ایرانی عازم ارمنستان می‌توانستند با مراجعه به سفارت ارمنستان در تهران ویزای خود را در مدت ۲۴ ساعت دریافت کنند. البته گردشگران ایرانی در صورت سفر هوایی می‌توانستند ویزای خود را با هزینه‌ای معادل با هزینه ویزا در سفارت ارمنستان در ورود به فرودگاه بین المللی زوارتنوتس دریافت کنند.

    همچنین، امکان دریافت ویزا در پایانه‌ مرزی زمینی نوردوز در صورت سفر با اتوبوس و خودروی شخصی نیز فراهم بوده و در این صورت گردشگران علاوه بر هزینه ویزا ملزم به پرداخت هزینه‌های جانبی از جمله بیمه و عوارض ورود به خاک ارمنستان بودند.

    ویزای ارمنستان

    فرودگاه بین المللی ایروان

    مدارک لازم برای ویزای ارمنستان

    در هنگام سفر به این کشور نیز باید گذرنامه از اعتبار کافی برخوردار باشد.

  • متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

    متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

    برترین‌ها: فردی که در شب یلدا به دنیا می‌آید ویژگی‌های شخصیتی خاصی دارد. او نه کاملا شبیه آذرماهی‌هاست و نه ویژگی‌های یک دی‌ماهی تمام‌عیار را از خودش نشان می‌دهد. از این رو وقتی با فردی روبه‌رو می‌شوید که متولد شب یلداست درباره ویژگی‌های شخصیتی این فرد باید نکاتی را بدانید تا هنگام معاشرت و نشست و برخاست با او دچار مشکل نشوید.

    منظم و با اراده

    از یک متولد شب یلدا انتظار می‌رود که منظم و مرتب باشد. شاید این ویژگی را در میان خانم‌هایی که شب یلدا به دنیا آمده‌اند و اتفاقا اسم‌شان هم یلداست به‌طور محسوس‌تری مشاهده کنید. این افراد با نظم و ترتیب و دقت زیادی که دارند به‌راحتی می‌توانند در مشاغل مختلف مدیر و مسئول شوند و حتی یک کدبانوی دوست‌داشتنی به نظر بیایند. متولد یلدا می‌تواند در عین حال که مدیر خوبی است، مطیع و فرمانبردار هم باشد. به هر حال در هر جایگاهی که قرار گیرد، نسبت به اعمال و رفتار خودش کاملا مسلط است و زود از کوره درنمی‌رود.

    متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

    با یلدا ازدواج کنم؟

    اگر می‌خواهید با یک یلدایی ازدواج کنید بهتر است بدانید هدف نهایی دختری به نام یلدا تامین زندگی، جلب احترام، کسب اقتدار و برخورداری از موقعیت‌های چشمگیر است. فرقی نمی‌کند خواسته‌های او در پشت میز ریاست یک موسسه تجاری برآورده شود یا در شغل آموزگاری به همین دلیل دلش می‌خواهد که همسرش در هر رشته و کاری که هست، مقام اول را داشته باشد. حتی خود او هم اگر شاغل باشد دلش می‌خواهد که در کارش بدرخشد و شاخص باشد. شاید هم از این راه به شهرت برسد. به هر حال قبل از اینکه به خواستگاری یک یلدایی بروید خودتان را از این لحاظ کاملا آماده کنید.

    یادتان باشد ستاره بخت و اقبال شما در این است که در روز‌ها و ماه‌های قبل از ازدواج یلدا را کاملا مطمئن کنید که بعد از گفتن بله در خانه‌اش از هر لحاظ اختیار تام دارد و شما زمام امور خانه را در اختیارش قرار می‌دهید. چنین فردی بعد از ازدواج دوش به دوش شما برای تهیه مخارج خانه تلاش می‌کند و اگر احساس کند قادر به پرداخت هزینه‌های زندگی نیستید، حاضر است چرخ زندگی را در کنار شما بچرخاند و همه تلاش خودش را به کار می‌بندد که زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشد.

    در خدمت خانواده

    متولد آخرین شب پاییز به خانواده‌اش وفادار است و در هر شرایطی اولویت اول او اعضای خانواده‌اش هستند. اگر احساس کند که پدر یا مادرش بیمار شده و نیاز به پرستاری دارند بی‌درنگ خودش را به آن‌ها می‌رساند. این فرد بدون اعتراضی بار و مشکلات خانواده‌اش را بر دوش می‌کشد و طاقت دیدن مشکلات آن‌ها را ندارد. شاید این ویژگی از نظر همسر یک یلدایی چندان خوشایند نباشد، اما وقتی که می‌پذیرید با این فرد ازدواج کنید، باید وابستگی‌های او به خانواده‌اش را درک کنید و انتظار نداشته باشید که هر روز و هر شب وقتش را فقط با شما بگذراند.

    در جست‌وجوی زیبایی

    چندان عجیب نیست که متولد شب یلدا را در سالن‌های زیبایی و مراکز مراقبت از پوست و مو ببینید، چون این فرد به طرز باورنکردنی به سر و وضع خودش می‌رسد. دلش می‌خواهد چهره‌ای بی‌عیب و نقص داشته باشد و جراحی بینی اولین کاری است که برای زیبایی بیشتر آن را دنبال می‌کند. ممکن است این فرد وضعیت اقتصادی متوسطی داشته باشد، اما آنچنان به خودش می‌رسد که تصور می‌کنید در یک خانواده ثروتمند متولد شده و از لحاظ مالی هیچ مشکلی ندارد. به قول معروف یک یلدایی صورتش را با سیلی سرخ می‌کند تا همیشه سرخی انار روی گونه‌هایش باشد.

    به هر حال این زیبایی‌دوستی یلدایی‌ها گاهی برای‌شان دردسرساز هم می‌شود و شاید جنبه وسواس‌گونه پیدا کند، اما اگر یک یلدایی بتواند احساساتش را به خوبی مدیریت کند، در زندگی خانوادگی و اجتماعی موفق می‌شود ظو افراد زیادی را به سمت خودش جذب می‌کند.

    متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

    خوش‌اشتها

    نمی‌توانید از متولد شب یلدا بخواهید که کم بخورد یا از غذا‌های خوشمزه فاصله بگیرد. ذائقه این فرد درست مانند خوراکی‌های مختلف شب یلدا متنوع است؛ به غذا‌های خاص و خوب علاقه دارد و حتی وقتی به سفر می‌رود، بهترین رستوران‌ها را انتخاب می‌کند. از این رو ممکن است گاهی اوقات ولخرج به نظر برسد. با این وجود این قابلیت را دارد که پول‌هایش را مدیریت کند و در عین حال زندگی به ظاهر کاملی داشته باشد.

    اجتماعی و آداب‌دان

    انزواطلبی در خون متولد یلدا نیست. او را فردی سرزنده و اجتماعی می‌بینید که دلش می‌خواهد هرازچندگاهی مانند شب یلدا تمام اقوام و فامیل را به خانه‌اش دعوت کند، چون از مهمان‌نوازی لذت می‌برد. با چهره‌ای گشاده و لبخندی پررنگ حتی از مهمان ناخوانده هم پذیرایی می‌کند و دلش می‌خواهد رفت و آمد‌های زیادی داشته باشد.

    سرشار از احساسات

    در مواجهه با فرد متولد شب یلدا شاید به این باور برسید که مانند فصل زمستان سرد و بی‌روح است و احساسات زیادی در او موج نمی‌زند که این طرز فکر اشتباه است. شاید در ظاهر متولد یلدا را ساکت ببینید. اما این فرد در باطن احساساتی است و گاهی اوقات منطق زندگی را در تلاطم احساسات زودگذر به باد فراموشی می‌سپارد. با این وجود گفته می‌شود که یلدایی‌ها خلق و خوی پایداری ندارند و ممکن است در نشست و برخاست با آن‌ها به این نتیجه برسید که گاهی اوقات تلخی می‌کنند و بعضی وقت‌ها شاد و خوشحال هستند. به هر حال به خلق و خوی زودگذرشان اعتماد نکنید و برای شناخت آن‌ها بیشتر وقت بگذارید.

    بهترین هدیه برای یلدا

    بهترین هدیه‌ای که می‌توانید برای متولد یلدا در نظر بگیرید یک کتاب شعر است. هرقدر این کتاب شاعرانه‌تر باشد بیشتر خوشش می‌آید. با این وجود فکر نکنید یک یلدایی طبعی کاملا شاعرانه دارد. او برخلاف اینکه با خواندن شعر‌های عاشقانه به وجد می‌آید، میل و رغبت چندانی برای ابراز احساسات رمانتیک ندارد. پس توقع شنیدن جملات عاشقانه و کلمات زیبا را نداشته باشید. این ویژگی در میان مردان متولد شب یلدا بیشتر دیده می‌شود و این افراد احساسات را در دل‌شان نگه می‌دارند.

    متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟

    زبان تند و تیز

    هنگام معاشرت با یک متولد شب یلدا مراقب حرف‌های‌تان باشید و آتش عصبانیت را در وجود او شعله‌ور نکنید، چون این فرد در شرایط عصبانیت جملاتی را بر زبان می‌آورد که شاید مو به اندام شما راست شود. البته منظور واقعی او چیزی نیست که بر زبان می‌آورد و ممکن است به سرعت مکالمه بین شما و خودش را فراموش کند. اهل انتقام‌جویی نیست و کینه‌توزی در بین ویژگی‌های شخصیتی او جایی ندارد. به هر حال محتاط باشید.

    ترس از آینده

    باید به او بگویید که بیشتر در زمان حال زندگی کند، چون متولد یلدا بیشتر به آینده چشم دوخته و نگران است که چه بر سرش می‌آید. این نگرانی‌ها گاهی اوقات برای خودش و اطرافیان آزاردهنده می‌شود. پس او را از ابر خیالات پایین بیاورید و کاری کنید که واقعیت‌های زمان حال را بپذیرد. شاید هم بهتر باشد توقعاتش را کمتر کند تا دغدغه‌های مهم زندگی‌اش به پرواز درآیند و فراغ بال بیشتری داشته باشد.

  • گردشگران: عامل تشدید خشکسالی در بالی

    گردشگران: عامل تشدید خشکسالی در بالی

    گردشگران: عامل تشدید خشکسالی در بالی

     

    رشد گردشگری بالی

    در بحبوحه‌ی خشکسالی در اندونزی که زندگی ۵۰ میلیون نفر را تحت‌الشعاع قرار داده است، مقامات محلی بالی به فساد و تغییر مسیر آب به‌نحوی که به روستاهای دچار خشکسالی آب‌رسانی نشود، متهم شده‌اند. ویبکه لنگ‌کانگ (Vibeke Lengkong)، از یک خیریه‌ی محلی، می‌گوید:

    دولت برای تغییر مسیر آب از دریاچه‌های مرکزی، لوله‌کشی کرد؛ اما به‌واسطه‌ی کمبود بودجه و فسادی که در همه‌ی سطوح دولت بالی ریشه دوانده است، هیچ آبی در این لوله‌ها جاری نشد. آن‌ها راجع به تأمین نیازهای اساسی مردم صحبت می‌کنند، اما مقادیر زیادی آب را به شرکت‌هایی مثل کوکا کولا می‌فروشند که کارخانه‌های بزرگی در بالی دارند. گردشگران به‌طور متوسط، دو تا چهار هزار لیتر آب در روز مصرف می‌کنند، این میزان‌ آب شامل آب مورد استفاده در ویلاها و تفرجگاه‌های لوکس و همین‌طور استخرها، باغ‌ها، زمین‌های گلف و کارهای ساختمانی می‌شود.

    دولت بالی به‌منظور مقابله با خشکسالی، شروع به ساخت سدهای جدید و حفر چاه کرده است، در حالی که فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر می‌گوید، ۱۰۵ هزار لیتر آب شرب بین مردمی توزیع کرده است که عمدتاً در منطقه‌ی Karang Asem تا شرق جزیره ساکن هستند. فصل بارندگی به‌طور سنتی در ماه نوامبر (آبان) آغاز و مایه‌ی خوشحالی مردم مناطقی می‌شود که از ماه آوریل هیچ بارانی نداشته‌اند، با این حال پدیده‌ی هواشناسی ال نینو در سال جاری می‌تواند آغاز فصل بارش را تا اواخر ژانویه به تأخیر بیندازد.

    جاهای دیدنی بالی

    خشکسالی، شیوه‌ی زندگی سنتی مردم در مناطق مختلف این جزیره را تهدید می‌کند، از جمله سیستم آبیاری سوبک (Subak) که برای محصول برنج و مزارع شالیکاری به کار می‌رود. آنتون مهاجر (Anton Muhajir)، یک روزنامه‌نگار محلی که با بحران آب آشنایی دارد، می‌گوید:

    معتقدم که بالی در معرض خطری واقعی قرار دارد. برخی از دوستانم مجبور به ترک خانه‌های اجدادی خود در دنپاسار شده‌اند؛ چراکه آب چاه‌های آن‌ شور شده است. در جاتیلوی (Jatiluwih)، همان‌جایی که هر روز هزاران گردشگر برای دیدن زیباترین تراس‌های برنج بالی، روانه‌ی آن می‌شوند، کشاورزان برای پمپاژ آبی که مجبور هستند از جنوب جزیره خریداری کنند، از لوله‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند، چراکه چشمه‌های کوهستان در حال خشک‌شدن هستند. در حال حاضر هم خشکسالی را داریم که نه‌فقط در بالی، بلکه تقریباً در همه‌ی استان‌های اندونزی به چشم می‌خورد.

    جاهای دیدنی بالی

    استروما کول نیز معتقد است که دولت باید بین منابع و رشد گردشگری، تعادل برقرار کند. او در ادامه می‌گوید:

    آب دریاچه‌ها را می‌توان به‌طور عادلانه در سراسر جزیره توزیع کرد یا درست مثل اتفاقی که اکنون جریان دارد، بخش زیادی از آن را به شکلی افراطی برای گردشگری مورد استفاده قرار داد. مقامات در حال ساخت سد روی رودخانه‌ها هستند تا آب آن‌ها را به مناطق جنوبی منتقل کنند، در حالی که می‌توان این آب را به بخش‌های شمالی هدایت کرد. روستاهای مناطق شمالی به‌دلیل خشکسالی نیست که با معضل کمبود آب مواجه هستند، بلکه سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، آن‌ها را به این روز انداخته است.

    مزارع برنج بالی

    اولین‌ باری نیست که رشد گردشگری در بالی منجر به نگرانی شده است. در سال ۲۰۱۷، پس از آنکه تعدادی از معروف‌ترین سواحل بالی با افزایش روزافزون زباله‌های پلاستیکی مواجه شدند، مقامات جزیره «وضعیت اضطراری زباله» اعلام کردند. کارگرانی به سواحل سمینیاک، جیمباران و کوتا اعزام شدند که جز شلوغ‌ترین سواحل بودند و در تمیزترین روزها، تا ۱۰۰ تن زباله به‌صورت روزانه جمع‌آوری می‌کردند.

    سازمان غیردولتی IDEP نیز در گزارشی اعلام کرد که چندین سال قبل، موج‌های دو متری مملو از زباله در جزیره اتفاق افتاده است.

  • کلوت شهداد، سرزمین رمزآلود کرمان

    کلوت شهداد، سرزمین رمزآلود کرمان

    اگر هنگام طلوع یا غروب آفتاب در میان کلوت‌ها باشید، محال است چیزی جز  تحسین این شگفتی به ذهن‌تان خطور کند. آفتاب که رو به غروب می‌گذارد، آرام آرام ستاره‌ها پیدا می‌شوند تا پهنه‌ی سیاه آسمان را به زیبا‌ترین تصویر در دنیا بدل کنند. به هنگام شب خیلی ساده می‌توان در آسمان شهر کلوت‌ها غرق شد و دسته دسته ستاره چید. با ایستادن بر بلندای این کلوت‌ها واقعیت و خیال در هم می‌آمیزند، زمان و مکان گم می‌شوند و تجربه‌ای عمیق و فراموش‌نشدنی را رقم می‌زنند.

    کرمان در کنار آثار تاریخی‌اش جاذبه‌های مختلف بسیاری دارد. نبکا‌ها، جنگل‌های انبوه بافت و رابر، ارتفاعات مملو از گل لاله و گلزار در شهرستان بردسیر، دره مدیترانیه‌ای دلفارد در جنوب استان تا جنگل‌های کهور. اما کلوت‌های شهداد از شگفتی‌ها و مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری و طبیعت‌گردی در این استان هستند که وقتی از دور به آن‌ها می‌نگرید، شهری باستانی و متروک را یادآور می‌شوند.

    کلوت چیست؟

    کلوت نام عوارضی طبیعی و جغرافیایی در بیابان لوت ایران است که در اثر ساز و کار شگفت‌انگیز آب و باد و فرسایش زمین و حدود ۲۰ هزار سال قبل با فرسایش آبی و بادى به وجود آمده است. کلوت‌‌ها پدیده‌‌ای منحصربه‌فرد و یکی از باشکوه‌‌ترین مناطق دیدنی و طبیعی جهان به شمار می‌روند. این ابر شهر کلوخی دنیا، ۸۰ کیلومتر عرض و ۱۴۵ کیلومتر طول دارد. بیش از ۱۱ هزار کیلومترمربع مساحتش است و در دل کویر لوت قرار دارد. کلوت‌ها آثاری بسیار شگفت هستند. واژه‌ی کلوت از دو بخش «کل» و «لوت» تشکیل شده است، «کل» به معنای شهر و آبادی بوده و «لوت» همان کویر لوت است.

    کلوت های شهداد

    وقتی برای نخستین بار از این منطقه عبور می‌کنید و چشم‌تان به کلوت‌ها می‌افتد، احساس می‌کنید انسان در ساخت و ساز آن‌ها نقش داشته است، اما در واقع کلوت‌ها که در اصطلاح علمی به آن‌ها «یاردانگ» گفته می‌شود، سازه‌هایی هستند که به دست طبیعت ساخته شده‌اند. به زبان ساده، باد و آب مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری کلوت‌ها هستند. سنگ بستر کلوت‌ها در برابر باد‌های شنی و ماسه‌ای دچار فرسایش شده و عناصر سست آن تحت فشار و تلاطم باد در گذر زمان فرو ریخته و کلوت‌ها آهسته‌آهسته شکل می‌گیرند. کلوت‌‌ها از لحاظ شکل ناهمواری و شرایط پیدایش در دنیا بی‌‌نظیر هستند و اسرار بی‌شماری درباره‌ی اصول و خواص پیدایش آن‌ها وجود دارد. از دور دست که به کلوت‌ها نگاه می‌کنیم، شهری بزرگ با آسمان خراش‌های فراوان را تداعی می‌کند و همین امر باعث شده که برخی جهانگردان خارجی از آن به‌عنوان «شهر ارواح» یاد کنند.

    کلوت های شهداد

    در کویر شهداد، ۱۰۰ هکتار نمک‌زار به شکل جوشش تخم مرغی وجود دارد که در هیچ جاى دنیا مشابه آن نیست. در این شهر کسی زندگی نمی‌‌کند و هر‌ چه هست سراسر سکوت و آرامش است. با گذر از دل این شهر کلوخی به رغم زیبایی‌های بکر طبیعی، وحشتی زیبا را در نگاه و دل هر رهگذری به تصویر می‌کشد.

    کلوت‌ها از شمال به جنوب حدود ۱۴۵ کیلومتر طول و از غرب به شرق نزدیک به ۷۰ کیلومتر عرض دارند و در موازات تل ماسه‌های عظیم شرق کویر قرار گرفته‌اند، اما کلوت‌ها ناشناخته‌تر، خطرناک‌تر و افسانه‌ای‌تر از تل ماسه‌های شرقی لوت هستند. کسی تاکنون از آن‌ها عبور نکرده و مطالبی که در این زمینه گفته می‌شود، بر گرفته از نظرات و بررسی‌های دانشمندان است.

    کلوت های شهداد

    می‌گویند هر بارانی که بر کویر لوت می‌بارد، صورتی تازه برای کلوت می‌سازد. در معماری زیبای کلوت‌ها عامل دیگری هم دست داشته است؛ رودی به نام شور، رودی که در اعماق خشک‌ترین مناطق ایران جاری است. البته احتمالا این رود شور نیست و به دلیل عبور از کویر شور می‌شود. همین رود است که بر مرطوب کردن دیواره کلوت‌ها اثر کافی گذاشته و فرسایش آن‌ها را تسهیل کرده است.

    رود شور، تنها رود دائمی است که در اعماق کویر لوت جریان دارد و در طول سال پر آب است. رود شور از کوه‌‌های شمال غرب بیرجند سرچشمه می‌گیرد. این رود که از شور‌ترین آب‌‌های جهان است و بیشترین املاح معدنی را در خود نهفته دارد، پس از طی مسافت تقریبی ۲۰۰ کیلومتر به‌سمت جنوب‌شرق، در نزدیکی شهداد و در منطقه‌ای به نام چاله‌ معدن نمک، که محلی‌‌ها آن را گود نمک می‌نامند، آرام میٰ‌گیرد. شش‌ضلعی‌های نمکی ایجاد شده در اطراف دریاچه نمکی یکی دیگر از جاذبه‌های طبیعی کویر لوت است. وجود این رودخانه نقش مهمی در استحکام نسبی و پایداری کلوت‌ها دارد.

    در محدوده‌ای ۳۰ هزار کیلومتری، در دل لوت، هیچ حیاتی وجود ندارد. شاهد این ادعا جسد سالم گاوی است که در زمستان سال ۱۳۶۵ در کویر لوت تلف شده است. پس از گذشت ۱۵ سال از آن زمان، جسد این گاو، در حالی که بر اثر نور شدید آفتاب خشک شده بود، بدون هیچ تغییری پیدا شد.

    برای رفتن به بزرگ‌ترین شهر کلوخی دنیا هم مجوز می‌خواهید، هم راه بلد. آن‌قدر این شهر بزرگ است و ساختمان‌هایش شبیه به هم که گمشدنتان حتمی است. علاوه بر این، اگر بدون مجوز وارد این شهر شوید، مجرم محسوب خواهید شد.

    کلوت های شهداد

    پروفسور پرویز کردوانی، بیابان‌شناس معروف و استاد دانشگاه‌های تهران، اعتقاد دارد کویر شهداد، زیبا‌ترین کویر دنیا است. وی این نقطه از کویر را که دمای آن در تابستان به ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد به‌عنوان گرم‌ترین نقطه کره زمین اعلام کرده است. وی معتقد است بیابان دشت لوت شهداد عجایب و شگفتی‌‌هایی دارد که مردم ایران آن‌ها را نشناخته‌اند و در هیچ جای دنیا چنین کلوت‌های زیبایی وجود ندارد.

    پوشش گیاهی کلوت‌ها

    از کوه‌های سیرچ به‌سمت کلوت‌ها زندگی نباتی کاهش پیدا می‌کند. در طول مسیل‌ها درختان گز به صورت پراکنده قابل‌مشاهده هستند. در حاشیه‌ی کلوت‌ها، بوته‌های گز روی گلندان‌های ماسه‌ای قرار گرفته‌اند که به آن‌ها نبکا می‌گویند. این منطقه انتهای مرز نباتی است و در داخل مسیل‌هایی که وارد کلوت‌ها می‌شوند، بوته‌های پراکنده‌ای از استراگال قابل‌مشاهده است که با پیشروی به داخل کلوت محو می‌شوند. از کویر‌های پای کلوت به‌سمت شرق و در داخل چاله‌های کلوت و روی کلوت‌ها هیچ زندگی نباتی قابل‌مشاهده نیست.

    عدم وجود زندگی نباتی در کلوت را نمی‌توان به جنس خاک و املاح موجود در آن نسبت داد، چراکه جنس خاک کلوت‌ها از رس، ماسه و نمک است. جنس خاک با آبادی‌ها و زمین‌های زراعتی حاشیه کلوت تفاوت فاحشی ندارد. البته شوری خاک در کلوت‌ها بیشتر است، ولی این شوری نمی‌تواند مانع رشد گیاهان هالوفیت شود. فقر آب نیز نمی‌تواند عامل نبود حیات نباتی در این منطقه باشد، چراکه در داخل کلوت‌ها جدای از بارندگی سالیانه سیلاب‌های کوه‌های اطراف جریان دارند. عدم وجود پوشش گیاهی در ناحیه‌ای به این وسعت تنها می‌تواند در اثر وجود بادهای سهمگین در این منطقه باشد که هر از گاهی وزیدن می‌گیرند. این بادها هر گونه ریشه گیاهی را از زمین جدا کرده و اجازه رشد را از گیاه سلب می‌کنند.

    شهر لوت از افسانه تا حقیقت

    کلوت های شهداد

    کلوت را بقایای شهری نفرین شده و ویران دانسته‌اند. در کتب جغرافی‌نویسان صدر اسلام آمده است که بقایای شهری ویران در پای کلوت قابل‌مشاهده است. در جنوب کلوت، اشیای برنزی و سفالی فراوانی یافت شده است. این منطقه مسکونی قدیمی چندین کیلومتر طول و عرض دارد. با توجه به شرایط اقلیمی و ممکن نبودن تشکیل تجمعات انسانی، این‌طور تصور می‌شود که این اشیا متعلق به شهری باستانی است.

    بررسی‌های باستان‌شناسی روی آثار کشف شده حکایت از تعلق آن‌ها به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد دارد. آنچه در مورد این کشف اهمیت دارد یافته شدن این آثار در لابه‌لای تشکیلات رسی و نمکی است که لوت را شکل داده است. بدین معنی که کویری شدن این منطقه در زمان‌های باستانی شکل گرفته است و این احتمال وجود دارد که تشکل‌های انسانی در این منطقه به دلیل کویری شدن آن از بین رفته باشد. بررسی آثار نشان می‌دهد این تشکل انسانی در اثر حادثه‌ای ناگهانی از بین رفته است. آثار حرکت‌های سیل آسای آب روی بدنه کلوت‌ها حکایت از سیل‌های ویرانگر در این منطقه دارد.

    شاید بر اثر حرکت سیلی عظیم که گل، نمک و گچ کویری به همراه داشته شهر مزبور به‌کلی از بین رفته و در بین کلوت دفن شده باشد. آنچه از روایات تاریخی و آثار جغرافی‌نویسان بر می‌آید آن است که در گذشته تمدن‌های بزرگی در این منطقه وجود داشته و بنا به دلایلی از بین رفته و افسانه شهر لوت به این دلیل رواج یافته است. هر جا صحبت از شهر لوت است تصویری از برج‌ها و خانه‌های ویرانی است که در اثر فرسایش باد پدید آمده و از دور شباهت به شهری ویران دارد. شاید حقیقت این باشد که در گذشته شهر لوتی وجود داشته و از بین رفته و در اذهان نامی از آن به جا مانده و برای مشخص داشتن آن هر جا اشکال کلوت دیده شده آن را شهر لوت گفته‌اند.

    کلوت های شهداد

    با احداث کمپ شهداد، که در حقیقت هتلی «میلیون‌ها ستاره» است، امکان اقامت شبانه برای گردشگرانی که به شهر کلوت‌ها می‌آیند، فراهم شده است تا در کنار تمام زیبایی‌های آن بتوانند از تماشای آسمانی آکنده از قطرات نور لذت ببرند. این کمپ کویری مجموعه‌ای است از ۴۰ آلاچیق که همه از مصالح طبیعی ساخته شده‌اند و تنها کمپ کویری دشت لوت بوده و در ۲۰ کیلومتری شهداد در مسیر نهبندان و در آخرین نقطه‌هایی که زندگی  ادامه دارد واقع شده است. کمپ به صورت شمالی- جنوبی ساخته شده و در بین چندین کلوت قرار گرفته تا از گزند باد و طوفان‌های شن در امان باشد.