به گزارش خبرنگار مهر، هفته گذشته تهران میزبان جام جهانی شمشیربازی کلاس A بود که در اسلحه سابر و در رده سنی جوانان برگزار شد. ۵۴ شمشیرباز در قالب ۱۲ تیم خارجی همراه با نمایندگان ایران برگزارکننده این دور از رقابت ها بودند که در دو بخش انفرادی و تیمی و زیر نظر نایب رئیس فدراسیون جهانی شمشیربازی برگزار شد.
در رابطه با برگزاری این مسابقات با این تعداد شرکت کننده پرسش هایی مبنی بر مسائل مالی و هزینه هایی که برای فدراسیون و مجموعه ورزش ایران داشته، مطرح است؛ به خصوص که سه سال پیش برگزاری مسابقات شطرنج زنان جهان در ایران بدهی مالی برای فدراسیون کشورمان ایجاد کرد تا آنجا که منجر به تعلیق شطرنج ایران هم شد.
البته که میزبانی جام جهانی شمشیربازی پیشینه زیادی در ایران دارد. فدراسیون شمشیربازی کشورمان سال هاست که برگزارکننده این رقابت ها به صورت متوالی است بدون اینکه در دوره ای با مشکل و کمبود مالی مواجه شود.
فضل الله باقرزاده رئیس فدراسیون شمشیربازی می گوید رقابت های امسال هم با کیفیتی بالاتر از همیشه برگزار شد بدون اینکه ریخت و پاش مالی داشته باشیم و از این حیث برای مجموعه هایی مانند وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک فشار کاذب ایجاد کرده باشیم.
باقرزاده در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: سال هاست که فدراسیون شمشیربازی ایران برگزارکننده رقابت های جام جهانی کلاس A در رده سنی جوانان است. هر سال هم سطح برگزاری رقابت ها و چگونگی میزبانی به گونه ای بوده که رضایت کامل فدراسیون جهانی و تیم های شرکت کننده را جلب کرده ایم اما در هیچ دوره ای با مشکل مالی مواجه نبوده ایم. امسال هم به گونه ای رقابت ها و برگزاری آن را مدیریت کردیم که بتوانیم روند همیشگی در این زمینه را دنبال کنیم.
رئیس فدراسیون شمشیربازی تصریح کرد: از حیث مالی برای میزبانی از ۱۲ تیم شرکت کننده و نفراتشان به وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک و هیچ دستگاه دیگری فشار نیاوردیم. با برنامه ریزی لازم به گونه ای مدیریت کردیم که کمبود مالی نداشته باشیم. واقعیت این است که ما در فدراسیون شمشیربازی پول اضافی برای ریخت و پاش نداریم. البته در عین حال در برگزاری با کیفیت رقابت ها کوتاهی نداشتیم.
باقرزاده در همین رابطه ادامه داد: هر کاری که برای میزبانی شایسته لازم بود، از استقبال و بدرقه رسمی گرفته تا مهیا شدن شرایط ایده آل برای شرکت کنندگان، همه را انجام دادیم. میزبانی ما هیچ کم و کاستی نداشت به گونه ای که ناظر کوبایی مسابقات بارها از نحوه برگزاری آن تمجید کرد. او می گفت که باور نداشتم میزبانی ایران به این اندازه خوب باشد و تیم هایی در این سطح به تهران بیایند. همه تیم ها در سطح بالا بودند و از مسابقات هم ابراز رضایت داشتند.
وی همچنین به ملاقات رئیس فدراسیون جهانی شمشیربازی با رئیس کمیته ملی المپیک اشاره کرد و اینکه وی در این دیدار تاکید داشته که میزبانی ایران مورد تایید است.
«در مجموع برگزاری جام جهانی کلاس A جوانان در ایران چقدر هزینه داشت؟» رئیس فدراسیون شمشیربازی در پاسخ به این پرسش رقم دقیقی عنوان نکرد و گفت: هنوز حساب و کتاب کامل نداشته ایم اما بعد از یک هفته از اتمام مسابقات و بابت این میزبانی به هیچ ارگان و نهادی بدهی نداریم و با کمبود مالی در فدراسیون هم مواجه نشده ایم.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میرور، ویلیان بازیکن برزیلی تیم چلسی این روزها مورد توجه چند تیم قرار گرفته است. یوونتوس یکی از تیمهایی است که خواستار جذب این بازیکن است ولی ویلیان تمایلی به ترک چلسی ندارد. در همین راستا فرانک لمپارد از سران باشگاه چلسی درخواست کرده است تا قرارداد ویلیان را هر چه زودتر تمدید کنند.
این بازیکن درباره آینده خود در چلسی گفت: من تا پایان فصل با چلسی قرارداد دارم و دوست ندارم با باشگاه دیگر وارد مذاکره شوم. باشگاه برنامه و هدف من را درباره آینده می داند و آینده من در اختیار باشگاه است تا تصمیم بگیرد. من خودم خوشحالم که در تیمی چون چلسی بازی می کنم و دوست دارم در تیم بمانم ولی این موضوع در اختیار من نیست و باشگاه باید تصمیم بگیرد و هر تصمیمی نیز برای من گرفته شود قبول می کنم.
ویلیان در سال ۲۰۱۳ به چلسی پیوست و در تیم فعلی لمپارد که تیم جوان شده ای است نقش یک بازیکن باتجربه را در تیم ایفا می کند.
فرانک لمپارد اخیرا اعلام کرده بود که دوست دارد قرارداد این بازیکن تمدید شود و بتواند برای فصل بعد هم او را در ترکیب خود داشته باشد و باید دید سران تیم لندنی چه زمانی تصمیم به تمدید قرارداد این بازیکن می کنند.
به گزارش خبرنگار مهر، «داوینسون سانچز» مدافع کلمبیایی تیم فوتبال تاتنهام دو هفته ای است که زیر نظر ژوزه مورینیو سرمربی پرتغالی این باشگاه کار می کند. نکته ای که رسانه های انگلیسی و کلمبیایی به آن توجه داشته اند، همزمانی کار سانچز با مربی پرتغالی در باشگاه و تیم ملی است چرا که هدایت تیم ملی کلمبیا هم بر عهده کارلوس کی روش است.
سانچز در پاسخ به سئوالی مبنی بر تفاوت سبک کاری کارلوس کی روش با ژوزه مورینیو گفت: کی روش شبیه به مورینیو است. او هم به بازیکنان خیلی نزدیک است. (ارتباط خوبی با بازیکنان دارد)
مدافع تاتنهام درباره تفاوت کار در باشگاه و تیم ملی هم تصریح کرد: در تیم ملی شما برای آماده سازی ۱۰ روز فرصت دارید اما در باشگاه یک سال. با این حال کار در باشگاه خیلی سخت تر است چون مسابقات پشت سر هم انجام می شود.
دیوید بکام تصویری از خود ، ویکتریا همسرش و سه فرزندشان منتشر کرده و در کپشن عکس از این نوشته که در روز عید شکرگذاری همراه با خانواده اش از زندگی شان راضی هستند.
او اخیرا تیمی برای خود ساخته و در آمریکا به طور حرفه ای باشگاه داری می کند و این مجسمه را سردر باشگاه خودشان گذاشته اند!
دیوید بکام ده سال قبل همراه با خانواده اش به آمریکا مهاجرت کردند تا او فوتبالش را در گالکسی ادامه دهد اما پس از پایان فوتبالش به بریتانیا برنگشتند تا شاید از دست پاپاراتزی ها که مدام به زندگی او و همسر خواننده اش ویکتوریا سرک می کشند، در امان باشند.
به گزارش ایسنا، سازمان لیگ فوتبال روز سهشنبه از واگذاری حقوق انحصاری عرضه، فرآوری و انتشار محتواهای مرتبط با مسابقات فوتبال و برنامههای جانبی آن در فضای مجازی به موسسه فرهنگی دیجیتال رسانه گستر فراکاو خبر داد. براساس اعلام سایت رسمی سازمان لیگ “هرگونه انتشار، پخش و بازپخش محتوای مسابقات فوتبال کشور در کلیه بسترهای فضای مجازی و دیجیتال صرفا با مجوز کتبی موسسه فراکاو امکانپذیر خواهد بود و این اقدام و توافق با همکاری سازمان اقتصادی فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برتر در راستای درآمدزایی مناسب و دفاع از منافع باشگاهها صورت میپذیرد.”
باتوجه به این قرارداد، از این پس فیلمبرداری در نشستهای خبری و مصاحبههای مطبوعاتی که بازیکنان و مربیان در جریان بازیهای لیگ برتر در ورزشگاهها انجام میدهند، منوط به اخذ مجوز از این موسسه است.
از سلطه بر فوتبال خارجی تا ورود به فوتبال داخلی
ایمیلی که سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال برای ارتباط با موسسه فراکاو اعلام کرده، مشابه ایمیل هلدینگی است که این موسسه زیر نظر آن فعالیت میکند. جالب این است که این هلدینگ از طریق یک موسسه دیگر صاحب امتیاز چند سایت مطرح ورزشی است.
در بین این سایتها، پیدایش سایت یک شبکه تلویزیونی اینترنتی حواشی زیادی را به همراه داشت. فعالیت ابتدایی این شبکه در زمینه پخش زنده فوتبالهای اروپایی بود که در آن برهه زمانی باتوجه به همکاری نزدیک این موسسه با صداوسیما و پخش نشدن بازیهای مهم فوتبال اروپا از صداوسیما، این شائبه به وجود آمد که این اقدام به خاطر سوق دادن فوتبالدوستان اروپایی به سمت این شبکه تلویزیونی اینترنتی بوده است.
نفع فوتبال و باشگاهها
براساس پیگیریهای ایسنا از صادق درودگر، مدیر سازمان اقتصادی فدراسیون فوتبال، سهم فدراسیون فوتبال از درآمدهای حاصل از فروش حقوق محتوای فوتبال ۷۳ درصد است و مابقی به موسسه طرف قرارداد خواهد رسید. با این حال تاکنون اطلاعاتی راجع به سقف یا کف درآمدزایی تعیین شده برای موسسه به دست نیامده و براساس اظهارات مدیر سازمان اقتصادی فدراسیون فوتبال، این بخش جزو مفاد محرمانه قرارداد است.
طبق گفتهای درودگر به ایسنا، فدراسیون فوتبال تضامین لازم برای تحقق تعهدات را از این موسسه اخذ کرده است.
آیا حقوق محتوایی فوتبال در فضای مجازی و دیجیتال به حق پخش مربوط است؟
درودگر در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این سوال توضیح داد: حق پخش تلویزیونی موضوع دیگری است که از طریق مجلس پیگیرش هستیم. ما با همکاری معاونت پارلمانی وزارت ورزش و جوانان در تلاش هستیم که بودجهای برای حق پخش تلویزیونی در بودجه آینده در نظر گرفته شود. ما پارسال ۱۴، ۱۵ جلسه برگزار کردیم و به توافقاتی با صداوسیما رسیدیم اما در نهایت پولی به ما نرسید. به همین دلیل بعد از آن در جهت مصوب کردن بودجه حق پخش برای سال آینده تلاشهایمان را آغاز کردیم.
پیش از این مدیر روابط عمومی وزارت ورزش و جوانان در توییتی نوشته بود: “پروژه #IPTV جدیتر میشود! فدراسیون فوتبال حتی با شرکتهای خارجی این حوزه هم وارد مذاکره میشود. تیم کارشناسی مرکب از فتاحی و درودگر این پروژه را دنبال میکنند. چارهای نیست خرج #فوتبال و باشگاهها زیاد است و #حق_پخش یک منبع اصلی و مهم درآمدزایی است و باید آن را به رسمیت شناخت.”
در راستای همین توئیت، ایسنا از درودگر درباره این موضوع و همکاریاش با سعید فتاحی، مسوول پیشین برگزاری مسابقات سازمان لیگ پرسید که او در پاسخ گفت: نمایندهای که فدراسیون فوتبال برای پیگیری موضوع حق پخش معرفی کرده است، من بودم و نمیدانم منظور ایشان از همکاری من و فتاحی چه بوده است.
به گزارش ایسنا، باشگاههای فوتبال سالهاست که بابت نرسیدن به حقوق درآمدزاییشان در زمینههای مختلف گلهمند هستند و این موضوع هر فصل تکرار میشود. با این اوصاف باید دید که باشگاهها پس از واگذاری حق تولید محتوای فوتبال در فضای مجازی و دیجیتال به حقوقشان میرسند یا اتفاقات دیگری در انتظار این قرارداد است.
به گزارش ایسنا، ساعت یک بعد از ظهر روز شنبه ۸ آذر ۱۳۷۶، با ساعتهای اداری شنبههای دیگر کمی تفاوت داشت. روز اول هفته یک اتفاق بسیار مهم قرار بود تمام مردم ایران را تحت تاثیر قرار دهد. مردم ایران در این ساعت شاهد حضور ملیپوشان ایران در استادیوم ملبورن کریکت برای مصافی مهم و هیجان انگیز بودند؛ دیدار برگشت تیم ملی ایران و استرالیا در مرحله پلیآف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه.
در آن موقع خبری از بنزین ۳۰۰۰ تومانی، گوجه کیلویی ۱۹۰۰۰ تومانی، پراید ۵۰ میلیون تومانی خانههای گران و سرسامآور نبود. دغدغه اینترنت، روز و شب ایرانیان را فرا نگرفته بود و “سادگی” کلید واژهای بود که زندگی مردم ایران با آن مفصلبندی شده بود و اثر و نشانهای از بریز و بپاشهای این روزهای زندگی شهری دیده نمیشد.
آن زمان بازیکنانی مثل سید مجید حسینی و سعید عزت اللهی که در حال حاضر از مهرههای مهم تیم ملی هستند یک سال و نیم بیشتر سن نداشتند و امید نورافکن نیز یک نوزاد هشت ماهه بود. مهدی قائدی و اللهیار صیادمنش هنوز به دنیا نیامده بودند.
آن روز فرصتی بود که کارمندان ادارات بهانهای برای خود دست و پا کنند و برا ی چند ساعتی مرخصی بگیرند و برای دانش آموزان مدرسه مجالی باشد که بتوانند خود را به مریضی بزنند یا بهانهای دیگر بیاورند تا روز اول هفته مدرسه نروند.
تمام مردم ایران با هر شرایطی که بود تلوزیون یا رادیوی خود را آماده کردند تا شاهد و شنوای این بازی حساس باشند. تیم ملی ایران در شرایطی پا به ملبورن گذاشت که دیدار رفت خود را مقابل استرالیا در ورزشگاه آزادی یک بر یک مساوی کرده بود و در این بازی مشخص میشد که چه تیمی مسافر پاریس و جام جهانی خواهد شد.
در هوای ۱۵ درجه بالای صفر شهر ملبورن، ساندرو پل سوت آغاز مسابقه را به صدا درآورد تا مهمترین بازی تیم ملی ایران شروع شود. استرالیا در شروع کار طوفانی بود و در آغاز به دروازه ایران هجوم آورد تا در اول کار بتواند نبض بازی را در دست بگیرد اما روحیهای که به ملیپوشان تزریق شده بود، نگذاشت ایران در دقایق اول تسلیم استرالیا شود. وقتی از روحیه صحبت میکنیم یعنی مهار توپ با یک دست توسط عابدزاده که در حضور ۸۰ هزار تماشاگر استرالیایی با خنده و آرامش خود، به عنوان کاپیتان تیم، دلگرمی فوقالعادهای به همتیمیهایش میداد.
قفل دروازه ایران در دقیقه ۳۲ شکسته شد و هری کیول، مهاجم جوان آن روزهای استرالیا، توانست دروازه ایران را باز کند و استرالیا را یک بر صفر پیش بیندازد. ایران در ادامه به قول جواد خیابانی چیزی برای از دست دادن نداشت و باید تمام توان خود را برای بازگشت به بازی ارائه میکرد ولی تلاش ایران در نیمه اول بیثمر بود تا ایران در ۴۵ دقیقه اول بازی یک بر صفر بازنده به رختکن برود.
در نیمه دوم دروازه تیمملی زودتر از تصور باز شد و آئورلیو ویدمار سه دقیقه پس از شروع نیمه دوم، گل دوم استرالیا را به ثمر رساند تا همه چیز به نفع استرالیا باشد.
ورق هنگامی برگشت که جیمی جامپ استرالیایی به میدان آمد و تور دروازه احمدرضا عابدزاده را پاره کرد. در آن هنگام بازیکنان ایرانی مورد تمسخر تماشاگران استرالیایی قرار گرفته بودند و آن لحظه بود که همه مردم ایران در ناراحتی و دلشکستگی شریک بودند. بازیکنان ایران در استرالیا تنها بودند و در یک هجمه تمام عیار باید به ادامه بازی فکر میکردند.
جواد خیابانی این اتفاق را در گزارش خود این طور بیان کرد: “در تهران نشان داده شد که چگونه اخلاق انسانی و اسلامی تماشاگران عزیزمان در ورزشگاه آزادی نمایان شد اما مسائلی که استرالیاییها به ما نسبت میدهند، خودشان انجام دهنده آن هستند و با حرکات غیرانسانی، مسائلی ضد اخلاقی را در ورزشگاه ایجاد کردند. اینها تفاوتی است که فرهنگ متمدن و اسلامی ما را با یک کشوری که ۱۲۰ سال بیشتر سابقه ندارد و توسط برخی از دریانوردان انگلیسی تاسیس شده است، نشان میدهد. باید نشان داده شود که نام ایران چگونه سالها زنده است و سرزمین ما در اذهان باقی است. امیدواریم تیم ملی کشورمان، با بازی خوبش کار را دنبال کند.”
خندهها و آدامس جویدن احمدرضا عابدزاده از نکات جالب توجه آن لحظهها بود و نشان از دقایقی میداد که قرار است اتفاقی بسیار شیرین را رقم بزند.
مسابقه بعد از این نقطه عطف ادامه پیدا کرد. حالا همه به دنبال این بودند که ایران، غیرت خود را نشان دهد. این لحظه بود که ورق برمیگشت. این تیم ایران بود که موقعیتسازی میکرد. انگار تیم ملی ایران قدرت بلامنازعی بود که در مخمصهای به نام پلیآف جام جهانی گیر کرده است.
این لحظه بود که جواد خیابانی جملاتی گفت که شاید در هیچ وقت از گزارشهایش سابقه نداشت. او با روحیه صادق و بدون هیچ اغراق گفت: “بچهها باید باور کنند که میتوانند به دروازه استرالیا حمله کنند و این را نشان دادند. ملیپوشان اگر نیمی از آنچه در تهران به نمایش گذاشتند را در این بازی ارائه دهند، میتوانند دروازه استرالیا را باز کنند. بازگشت در این بازی کار سختی است اما هیچ چیز در فوتبال غیر ممکن نیست.”
بله هیچ چیز غیرممکن نبود. تمام ناممکنها، به وقوع پیوست، آن هم جایی که هیچکس فکرش را نمیکرد. تیم ایران در زمین باید کار میکرد و روی زمین به دروازه حریف یورش میبرد. اتفاقی که شروعش در دقیقه ۷۱ بود. خداداد عزیزی با تمام توانش به محوطه جریمه استرالیا حمله کرد و تا آنجایی که ممکن بود، توپ را به سمت دروازه برد و در نهایت کریم باقری که در بازی رفت غایب بود، گل اول ایران را به ثمر رساند.
حالا ایرانیان بودند که سر از پا نمیشناختند. ملیپوشان در ملبورن قفل دروازه حریف را باز کردند و مردم ایران ۱۴ دقیقه پر از هیجان و سختی را باید میگذراندند. سفیدپوشان ایرانی این بار منظمتر و متحدتر، خود را برای گل بعدی آماده میکردند. جواد خیابانی گفت: “زدن گل دوم آب سردی است بر پیکر تماشاگران حاضر در ورزشگاه.” این آب سرد در دقیقه ۷۵ ریخته شد.
مارک بوسنیچ شروع مجدد خود را انجام داد و کریم باقری با ضربه سر توپ را به نیمه زمین استرالیا روانه کرد. آنجا علی دایی منتظر بود که توپ را تصاحب کند. او پاس گلی داد که هیچ وقت فراموش نمیشود. خداداد عزیزی در موقعیت تک به تک با دروازهبان قرار گرفت و همه چیز آماده بود تا انفجار و حماسهای بزرگ رخ دهد:
بعد از آن گل بود که تمام معادلات عوض شد. تیمی که حتی خوشبینترین کارشناسها هم به صعودش امیدی نداشتند، حالا در راه صعود به جام جهانی قرار داشت. استرالیا تعویض کرد. ایران که دو تعویض خود را در دقیقه ۵۲ و ۷۰ انجام داده بود، یک تعویض دیگر در اختیار داشت و ابراهیم تهامی را که در دقیقه ۷۰ به جای نعیم سعداوی به زمین آمده بود خارج کرد و علیاکبر استاد اسدی را به میدان فرستاد تا قدرت دفاعی ملیپوشان افزایش پیدا کند.
۹۰ دقیقه به اتمام رسیده بود و داور وقت اضافه را ۸ دقیقه اعلام کرد؛ اتفاقی که در یک مسابقه فوتبال بسیار کمسابقه است اما انگار قرار بود اتفاقات کمسابقه دست به دست هم دهند و یک رویداد بینظیر را رقم بزنند. استرالیا دیگر توان و قدرت اوایل بازی را نداشت و مقهور مطلق انگیزه و غیرت ایرانیها در زمین شده بود.
همه منتظر سوت داور به نشانه پایان بازی بودند. داور به ساعت خود نگاه کرد. این یعنی پایان بازی نزدیک بود و خوشحالی مردم ایران تا ثانیههایی دیگر طنینانداز میشد.
آخرین موقعیت استرالیا راه به جایی نبرد و ضربه دروازه برای ایران اعلام شد. احمدرضا عابدزاده هم خودش میدانست با ضربه به توپ، بازی به اتمام خواهد رسید. ضربه احمدرضا عابدزاده همان و سوت داور بازی همان. ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود کرد. علی دایی و حمید استیلی ابتدا داور را در آغوش گرفتند و ملیپوشان ایران به زمین مسابقه آمدند و همه غرق در شادی بودند.
۲۲ سال از این اتفاق گذشته و هنوز مردم ایران از این بازی به نیکی یاد میکنند. این روزها که فوتبال ایران درگیر حواشی مختلف شده و فدارسیون فوتبال و تیم ملی ایران در چالشهای بزرگی قرار گرفتهاند، باید روزهایی را به خاطر آورد که ملیپوشان ایران بدون هیچ چشمداشتی میجنگیدند و برای سرافرازی کشور خود تا سر حد توان مقابل حریف میایستادند.
حسین فرکی در گفتوگو با ایسنا درباره حواشی این روزهای کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران اظهار کرد: من به عنوان یک مربی شاید خیلی در جریان اخبار و مسائل پیرامون این موضوع نباشم. در این باره قطعا فدراسیون فوتبال بهترین مرجعی است که میتواند اظهار نظر کند و مردم و اهالی فوتبال را از اتفاقات رخ داده آگاه کند اما به هر حال من به عنوان یک مربی و شاید گاهی یک بازیکن به عنوان کسی که در این فوتبال حضور دارد میتواند اظهار نظر کند و نظر خود را بدهد.
او افزود: من فکر میکنم فدراسیون فوتبال بعد از دوره کیروش تلاش زیادی انجام داد تا بتواند روند موفقیتهای تیم ملی را ادامه بدهد. بعد از این که کیروش از فوتبال ایران رفت مدیران فدراسیون فوتبال تلاش کردند مربی در حد کیروش و یا بالاتر از کیروش به فوتبال ایران بیاورند و در نهایت هم مربی در سطح ویلموتس به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران استخدام شد. باید در این باره بدانیم گاهی اوقات وقتی صحبت از مربیان بزرگ و تراز اول میکنیم شاید از نظر ما آنها گزینه مناسبی برای حضور در ایران باشند اما باید ببینیم آیا خود این مربیان هم تمایلی دارند به ایران بیایند چون قاعدتا کار کردن در ایران شرایط خاص خودش را دارد و شاید هر مربی قبول نکند با این شرایط در فوتبال ایران کار کند.
فرکی در بخش دیگری از صحبتهایش با بیان این که در حال حاضر با توجه به کمبود زمان، برانکو ایوانکوویچ گزینه مناسبی برای تیم ملی است، گفت: من نمیخواهم بگویم بهتر است ویلموتس از فوتبال ایران برود چون در این باره خیلی از مسائل را نمیدانم. او از زمانی که آمد مشکلی نداشت و همه چیز خیلی خوب بود اما با گذشت زمان شرایط کمی تغییر کرد و ما با این مربی بلژیکی در دو بازی حساس نتایج خوبی را نگرفتهایم اما اگر الان شرایط به گونهای باشد که بخواهند مربی دیگری بیاورند قاعدتا به خاطر شناختی که برانکو ایوانکوویچ از فوتبال ایران دارد گزینه مناسبی برای سرمربیگری تیم ملی است. به هر حال بعد از جدایی کیروش فدراسیون تحت اجبار بود که یک مربی خارجی را استخدام کند، از این رو بعد از بررسی گزینههای مختلف توانست قرارداد همکاری را با ویلموتس امضا کند؛ اما الان میبینیم شرایط به گونهای شده که این مربی نتایج خوبی را کسب نکرده است. وقتی میبینیم ویلموتس برای عقد قرارداد با فدراسیون فوتبال ایران تقاضا میکند در سفارت ایران در بلژیک قرارداد امضا شود قطعا به خاطر این است که نگران شرایط کاری خود است و میخواهد ضمانتهای اجرایی از سوی سفارت ایران داده شود. به همین خاطر است که میگویم شاید هر مربی تراز اولی قبول نکند در ایران کار کند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا به خاطر شرایط اقتصادی کشور بهتر نیست روی گزینههای ایرانی هم فکر کنیم؟ گفت: این که مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی بنشیند یا همچنان سرمربی خارجی تیم ملی را اداره کند مسالهای است که ما نمیتوانیم درباره آن تصمیم بگیریم و فدراسیون فوتبال باید موضع رسمی خود را در این باره اعلام کند. اما من فکر میکنم مربیان ایرانی هم پتانسیل حضور در نیمکت تیم ملی را دارند چرا که ما با ویلموتس تا به حال نتایج چندان خوبی نگرفتهایم و شاید اگر یک مربی ایرانی بود بهتر از او نتیجه میگرفت. در فوتبال آسیا هم شاهد بودهایم که گاهی مثلا در ژاپن و یا کره از مربیان توانمند داخلیشان استفاده میکردند و گاهی هم به سمت مربیان خارجی میرفتند. ما هم که یک دوره مربی خارجی داشتهایم و تمام نقاط ضعف و قوت را به خوبی فهمیدهایم. الان فکر میکنم مربی ایرانی میتواند تیم ملی را هدایت کند. ما سالها پیش با حشمت مهاجرانی به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین رفتیم و بعدها هم با حسن حبیبی و همایون شاهرخی در جام ملتهای آسیا حاضر بودیم. اینها مربیان بزرگی هستند. البته الان هم مربیان جوان زیادی در فوتبال ایران تجارب خوبی دارند که میتوانند تیم ملی را هدایت کنند اما در این میان اگر قرار است مربی داخلی هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد باید همه فوتبال ایران از او حمایت کنند تا بدون داشتن حاشیه بتواند با تمرکز بالا به کارش ادامه بدهد. برای حضور مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی قطعا حمایت همه جانبه رسانهها هم لازم است.
او ادامه داد: در دوره کیروش او با فشار زیادی که به فدراسیون میآورد و گاهی باعث اذیت خود و حتی فدراسیون میشد مسوولان فدراسیون فوتبال تحت اجبار قرار میگرفتند که امکانات لازم را به تیم ملی بدهند. حالا هم اگر فدراسیون تصمیم بگیرد مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی بنشیند بهتر است همه امکانات را برای او فراهم کنند تا بتواند کارش را انجام بدهد.