دسته: اخبار فرهنگی

  • خبری تازه از وضعیت محمدرضا شجریان در بیمارستان

    خبری تازه از وضعیت محمدرضا شجریان در بیمارستان

     

     

    خبری تازه از وضعیت محمدرضا شجریان در بیمارستان

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هیات مدیره بیمارستان جم  سه‌شنبه ۱۳ اسفند در اطلاعیه تازه‌ای از وضعیت سلامتی محمدرضا شجریان خبر داد.

    در متن این اطلاعیه آمده است: «در راستای اطلاع رسانی به مردم هنردوست و هم میهنان عزیز به استحضار می‌رساند ایشان در حال حاضر از نظر قلبی، عروقی و کلیوی پایدار است.

    ولی نسبت به چند روز قبل مختصر دچار کم خونی شده‌اند که در حال بررسی و درمان می‌باشند. در کل شرایط پایداری دارند و جهت مراقبت بهتر و بیشتر نیازمند ادامه بستری در بخش مراقبت‌های ویژه است

    ۲۴۱۲۴۱

  • حرف‌های شنیدنی مشایخی/ گل مورد علاقه‌ام، علف هرز است!

    حرف‌های شنیدنی مشایخی/ گل مورد علاقه‌ام، علف هرز است!

    نادر مشایخی در سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، نام در میان چهار هنرمند پیشکسوتی بود که مورد تقدیر قرار گرفتند. در ادامه متن صحبت‌های نادر مشایخی را می‌خوانید.

    «فکر می‌کنم موسیقی به طور کل فقط جنبه‌ای شنیداری است و اصلا اینگونه نیست که من در خانه بنشینم و قطعه‌ای بنویسم. اول باید بشنوم و شنیدن مهم است، گوش کردن مهم است. شلوغی و سروصدای خیابان‌ها را دوست دارم. حال می‌کنم در چهارراه کالج قدم بزنم و سروصدای ماشین‌ها را بشنوم. از شلوغی‌ها لذت می‌برم؛ همه اینها برایم مفهوم واقعی تهران است.

    یکی از دوستانم به خانه‌ام آمده بود و مدتی مهمان ما بود. او در این مدت فقط فیلم‌های زامبی می‌دید. صدای این زامبی‌ها هم خیلی آزاردهنده است. جان کیج می‌گوید: صداهایی که روی اعصابتان می‌رود را بشنوید. من هم در صدای این زامبی‌ها دقیق شدم و بعد از مدتی دیگر روی اعصابم نبودند. تمام صداها می‌توانند موسیقی باشند. این بسته به شنیدن دارد. وقتی کسی صدایی را بشنود و جنبه عاطفی‌اش را کشف کند، آن وقت می‌تواند وارد موسیقی شود. موسیقی جنبه عاطفی صدا است؛ هر صدایی.

    عشق من به زندگی در مشاهده است. دوست دارم فقط مشاهده کنم؛ مشاهده‌های دیداری، شنیداری و لمس کردنی. از جهان اطرافم داده‌هایی را می‌گیرم، تفسیرشان می‌کنم و انتقال می‌دهم. این جریان مثلثی است که برای آهنگسازی الزامی است و باید بتوانم این کار را بکنم.

    برخی از دوستانم در اتریش می‌گفتند که چگونه می‌توانی چنین قطعه‌هایی بنویسی، می‌گفتم من ایرانی‌ام و برای نوشتن آثارم خیلی زور نمی‌زنم. سعی نمی‌کنم مهر ایرانی روی کارم باشد. من برای موسیقی ایرانی شنونده‌ام. من جور دیگری فکر می‌کنم اما ایرانی‌ام.

    به من می‌گفتند چرا خوشت می‌آید به ایران بیایی؟ وقتی در وین باد می‌آمد در خودم می‌پیچیدم، اما وقتی در تهران باد می‌آید آزاد می‌شوم. این فرق کوچکی به نظر می‌رسد اما برای من بسیار بزرگ و مهم است.تهران و محله‌هایش را می‌شناسم؛ چرا که هیچ خانه‌ای شبیه به دیگری نیست. این از زیبایی‌های تهران است و من به این زیبایی نیاز دارم.

    به من گفتند گل مورد علاقه‌ات چیست. گفتم علف هرز. علف هرز بهتر است، چون نابود شدنی نیست و هر جایی که بخواهد می‌روید.

    من مانند درخت ریشه‌ای محکم نمی‌خواهم، من میلیون‌ها ریشه می‌خواهم. اینجا هم پر است از جوانان با استعداد که هر کدام می‌توانند ریشه‌ باشند. کشورهای اروپایی ریشه‌های خودشان را دارند و ما هم باید به فکر ریشه‌های خودمان باشیم.

    وقت نمی‌کنم به مرگ فکر کنم. مسائل بسیاری هست که دوست دارم به آنها فکر کنم و در این میان خیلی فرصتی برای فکر کردن به مرگ ندارم. آدمی ۸۰ سال زندگی می‌کند اما میلیون‌ها سال نیست می‌شود.

    از جان کیج پرسیدند که چرا اینقدر امیدواری؟ گفت من راه دیگری ندارم. دیدم راست می‌گوید. ما زنده‌ایم و در این زندگی سعی می‌کنیم الهامی پیدا کنیم و به زندگی‌مان معنایی بدهیم. اگر ناامید باشیم که دیگر حوصله نداریم به زندگی معنا بدهیم. تنها چیزی که به طور قطع در زندگی من وجود دارد، گذشت زمان است. من قرار است ۶۰ یا ۷۰ سال در اینجا زندگی کنم و به کسانی که اینجا هستند نزدیکم تا ببینم چه کارهایی می‌توانیم با هم بکنیم. وقتی هم زندگی‌مان تمام شد، همه فراموش می‌کنند که چه کسی بود و چه کسی نبود.

    حالا این ۶۰ سال عمر را باید پذیرای همدیگر باشیم و عقاید همدیگر را بشنویم تا بتوانیم از این عقاید به دریچه‌هایی تازه برسیم.

    به نظرم آهنگسازی یعنی همین؛ ترکیب چیزهایی که حتی ممکن است متضاد هم باشند.

    مهمترین دستاورد زندگیم این بود که توانستم کاری کنم که با خط فارسی موسیقی درست کنم و این موسیقی را هم بهترین آنسامبل‌های اتریش اجرا کردند؛ اما باید خط فارسی می‌خواندند.

    آنها را مجبور کردم با خط فارسی بخوانند. این برایم زیبا بود. اصلا بهترین قطعه من همان کوارتت زهی است که با خط فارسی نوشته‌ام.

    یکی از لحظه‌های زیبایی که در زندگی‌ام به خاطر دارم؛ پدرم من را با خودش سرکار برد. آن زمان ۶ ساله بودم. من را پشت صحنه گذاشت و خودش سرتمرین رفت. من هم کنجکاو بودم. داشتم در پشت صحنه می‌گشتم که به پارچه‌ی سیاهی برخوردم. پارچه را کنار زدم و دیدم که زیرش پیانو قرار دارد. قبلاً در خانه علیرضا مشایخی پیانو دیده بودم. درِ پیانو را باز کردم. سمتِ کلاویه‌هایی ایستاده بودم که صدای بم داشتند. یکی از کلاویه‌ها را فشار دادم، صدایش را که شنیدم اشک در چشمانم جمع شد. از آن زمان من عاشق این صدا شدم و دنبال این بودم که این صدا را پیدا کنم.»

    ۲۴۱۲۴۱

  • «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

    «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

    «بی‌وزنی» در آمریکای جنوبی جایزه گرفت

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم سینمایی بی‌وزنی به نویسندگی و کارگردانی مهدی فرد قادری و تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته که چند روز قبل، جایزه ویژه آکادمی کارولینای شمالی آمریکا را دریافت کرده بود، در تازه‌ترین موفقیت جهانی‌اش، جایزه بهترین فیلم بخش فیلم‌های بدون محدودیت جشنواره تجربی پرو را کسب کرد.

    بیش از هزار فیلم به این جشنواره ارسال شده بود که از میان ۹ فیلم بخش مسابقه، جایزه بهترین فیلم در این جشنواره که اختتامیه آن شب گذشته در لیما پایتخت پرو برگزار شد، به بی‌وزنی رسید.

    بخش مسابقه فیلم‌های بدون محدودیت این جشنواره به فیلم‌های تجربی‌ای که از عناصر ژانر به عنوان نقطه شروع برای نوآوری در فیلم‌سازی سنتی استفاده می کنند، توجه ویژه‌ای دارد.

    هدایت فیلم و علی صفایی سنگسری سرمایه گذاران دومین فیلم سینمایی فرد قادری هستند و پخش بین‌المللی این فیلم را موسسه «پرشیا فیلم» به مدیریت علی قاسمی بر عهده دارد.

    امیرعلی دانایی، بهاره کیان افشار، نسیم ادبی، یاسر جعفری، جلال فاطمی، سپیده مرادپور و تینا پاکروان بازیگران این فیلم هستند.

    بی‌وزنی از ۲۳ بهمن اکران خود را در سینماها آغاز کرد که پس از یک هفته و به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی سینماها، نمایش آن متوقف شد.

    ۲۴۱۲۴۱

  • شاهکار خواننده آملی با گیتارش در قرنطینه کرونای بیمارستان امام‌خمینی

    شاهکار خواننده آملی با گیتارش در قرنطینه کرونای بیمارستان امام‌خمینی

     

     

    شاهکار خواننده آملی با گیتارش در قرنطینه کرونای بیمارستان امام‌خمینی

     

     

    ۴۱۲۶۶

  • مادرِ شهید محمدحسین فهمیده درگذشت

    مادرِ شهید محمدحسین فهمیده درگذشت

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اداره‌کل بنیادشهید و امور ایثارگران استان البرز، از درگذشت مادر شهیدان فهمیده خبر داد.

    حاج‌خانم کریمی، مادر شهیدان محمدحسین و داود فهمیده، در بیمارستان خاتم‌الانبیاء تهران بستری بود که امروز (دوشنبه ۱۲ اسفند) دارفانی را وداع گفت.

    محمدحسین فهمیده، در سن ۱۳ سالگی، در دومین ماه از آغاز جنگ، در جبهه خوزستان به شهادت رسید. این نوجوان، روز ۸ آبان ۱۳۵۹، برای نجات جان هم‌رزمانش، چند نارنجک را به دور کمرش بست و با انداختن خود زیر تانک دشمن، راه را بر ارتش مهاجم عراق بست.  

    شهید داود فهمیده هم در مرداد ۶۲، در عملیات والفجر ۳ در منطقه مهران به شهادت رسید.

    ۵۷۵۷

  • کاری که شادی نتوانست، شاید کرونا انجام دهد

    کاری که شادی نتوانست، شاید کرونا انجام دهد

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، توییتی تازه با موضوع کرونا را به اشتراک گذاشت.

    او در این توییت نوشته است: «ویروس کرونا، غرب و شرق عالم را درنوردید. شادی نتوانست چتر عالمگیر شود، شاید غم، ما را دور هم بنشاند.»

    ۵۷۵۷

  • «عروسک قاتل»؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت

    «عروسک قاتل»؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت

    به گزارش سینما فارس، ژانر وحشت خیلی وقت است که در سینمای جهان -بالاخص هالیوود- به ابتذال و فضاحت کشیده شده و دیگر به سختی می‌توان حتی به اندازهٔ انگشتان یک دست آثار حداقل قابل‌تحمل در این ژانر پیدا کرد؛ آثارِ بسیاری برای مثال آوردن وجود دارند که همگی با اِلمان‌هایی کلیشه‌ای و سخیفی اشتراک رویه دارند و یکی از همین پرچم‌داران این انگلِ جانِ ژانر وحشت، اسلشرِ «بازی بچگانه» یا نام معروف‌تر آن «چاکی» است.

    اولین قسمت این فرنچایز نحیف در سال ۱۹۸۸ با نام «Child’s Play» یا «بازی بچگانه» تولید شد که البته در عین ضعیف و یکبارمصرف بودن، بهترین پارت این فرنچایز است. پس از آن ۷ دنباله‌ بی‌ارزش ساخته شد که آخرین آن در سال اخیر میلادی (۲۰۱۹) برای لجن‌پراکنی روانه پرده سینماها شده است. [البته این قسمت جدید را بعنوان یک بازسازی باید در نظر گرفت و اولین فیلم در فرنچایز است که دنباله داستانی قسمت‌های پیشین نیست].

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    فیلمِ «بازی بچگانه» یا «چاکی» یکی از فرزندانِ خلفِ ژانر به ابتذال کشیده شده‌ وحشت است؛ با همان کلیشه‌ها و اِلمان‌های نخ‌نما و سخیف.

     یکی از معدود علت‌هایی که در شُهره‌شدن این فرنچایز نقش داشته مربوط به نوآوری‌ای هست که در قاتلِ سریالی یا فاعلِ ترس به وجود آورده است. پیش از این بَد-من‌ها یا قاتلان فیلم‌های اسلشر و ترسناک اغلب یا بیماران روانی با تیپ‌های مختلفِ شخصیتی بودند یا از جهان جن و پری و اصطلاحاً ماورالطبیعه شروع به ترساندن و کشتارِ کارکترها و البته مخاطبان می‌کردند، اما در «بازی بچگانه» بدعتی که شکل گرفت در تغییرِ کالبدِ قاتل و اسلشر به وجود آمد و برخلاف روتین و روالِ پلاتِ فیلم‌های ژانر وحشت، با یک فانتزی کوچک در طرح و پلات قصه، نفسِ شیطانی قاتل را به درون کالبدی بی‌جان و پلاستیکیِ یک عروسک انتقال دادند تا با این جان‌بخشی مخاطب اینبار ترس را از جانب یک عروسک تجربه کند.

    امّا چه فایده که همه‌ این نوآوری و ابداعات تنها یک ماکت و روکشِ ظاهری‌ است و باید بدانیم که یک بدعت، نوآوری یا آوانگاردیسم ابداً به خودیِ خود یک حُسن محسوب نمی‌شود. به غیر از حدودِ خفیفی از قسمت اول و سر سوزنی هم در قسمت ششم، این فرنچایز کاملاً مبتلا به اپیدمیِ موجود در ژانر است که گل سرسبد این اپیدمی، «ترس -های- لحظه‌ای» است که به اشکال مختلف (صداگذاریِ ماکسیمومِ انفجاری، عمقِ میدانِ تاریک، شوکِ انزجاری و …) پیکره‌ ژانر وحشت و به تبع این فرنچایز را کاملاً در نوردیده است.

    حال برویم به سراغ جدیدترین قسمت که با بازگشتن به نام اولیه این مجموعه یعنی «Child’s Play» و البته قطع‌کردنِ روند داستانی فرنچایزِ «چاکی» به نوعی اولین بازسازی در این فرنچایز/اسلشر به حساب می‌آید. تفاوت این فیلم با قسمت‌های پیشین و خصوصاً قسمت‌های اولیه در تجدد و اصطلاحاً امروزی شدن و تکنولوژیزه شدنِ چاکی است که همه‌ این تجددها تنها در پلات و طرح اولیه داستان وجود دارد، اما در پیرنگ و پرداخت نه تنها هیچ تفاوتی با آثار پیشین ندارد بلکه با خود-درگیری و درجا زدن در انتخاب یک نقطه‌نظرِ روایی (کمدی/تراژدی/هجویه) از آثار پیشین خود نیز بی‌ارزش‌تر جلوه و نمود پیدا می‌کند.

    ابتدا با نیروی شیطانی رسوخ کرده در عروسکِ چاکی شروع کنیم که عملاً حتی هیچ و پوچ هم نیست! در اولین قسمت فرنچایز حداقل یک پرداختِ دست و پا شکسته‌ اولیه پیرامون فردی که قرار بود -خوی شیطانی- خود را در درون عروسکِ چاکی حلول کند مشاهده کردیم، اما اینجا یک نا-آدمیزاد که هیچ چیزش معلوم نیست و تنها از لباس و محیطِ او باید فهمید کارگرِ کارخانه «کزلن» (کارخانه تولیدِ عروسک چاکی) هست، آنهم بدون کوچکترین پرداخت و تنها با یک مفعولِ شماتت-قرار-گیری مثلاً خویِ خود را که هیچ چیزش مشخص نیست درون یک تراشه آپلود کرده و درونِ چاکیِ بروز شده و تکنولوژیک قرار می‌دهد! و بعد هم خودکشی!

    حال در ادامه با کودکِ اصلی فیلم یعنی «اندی» آشنا می‌شویم، اما آشنایی که نه، در واقع وجودِ دکوراتیو به اقتضای فرنچایز که در فیلمنامه چپانده شده است مواجه می‌شویم. اندی با مادر جوانِ خود در آپارتمانشان زندگی می‌کنند، اما خب بازهم پرداخت در اثر صفر صفر است. اندی در اولین قسمتِ فرنچایز حداقل یک میلِ کودکانه‌ احساسی به داشتنِ یک عروسک داشت، اما اندیِ این فیلم هیچ چیزش حتی از یک تعینِ نیمچهِ صحیح روایی برخوردار نیست؛ نه جنس و حتی نوع تنهایی و انزوایش مشخص است تا ورود چاکی یا حتی دوستان به زندگی او چیزی اضافه کنند، نه رابطه‌اش با مادرش معلوم است و نه حتی استعداد یا قابلیتی از جانب او برای پُرکردنِ زوایای شخصیت‌پردازی‌اش می‌بینیم. از جانب فیلمنامه و فیلمساز ما فقط و فقط باید بر اساس کلام و حرف کارکترها پی به چگونگی وجود آن‌ها ببریم که البته در همین کلام‌گرایی هم تعین و تداومی روایی در فیلم دیده نمی‌شود.

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    خانوادهٔ فیلم که شامل اندی و مادرش می‌شوند، هیچ چیزشان پرداخت و تعیّنی روایی برای دراماتیک کردنِ فیلم ندارند.

    در ادامه چاکی به زندگی اندی وارد می‌شود، اما تفاوت دیگری که در اینجا نسبت به قسمت‌های پیشین به چشم می‌آید، عدمِ خودآگاهیِ چاکی است؛ یعنی مخاطب با یک چاکیِ آرام و بدونِ غرض‌ورزی‌هایِ شیطانی مواجه می‌شود که البته این مورد هم تنها سطحِ داستان را شامل می‌شود و حُسنی درکار نیست. درکل تنها نکته‌ پرداختی و قابل توجهی که برای نقد آن هم به طور بسیار خفیفی در این فیلم پیدا می‌شود همین رابطه چاکی و اندی هست که در اینجا باید اذعان کرد این عروسکِ بی‌جانِ درحالِ یادگیری از تمامی به اصطلاح آدمیزادهای فیلم پرداخت بهتری دارد، اما چاکی هم جز در همان اوایل فیلم و میل خفیف و اندکی که از جانب او برای جلب نظرِ اندی می‌بینیم خیلی سریع وارد خون‌بازی‌ها و اسلشر بازی‌های فیلمساز می‌شود.

    درکل و درادامه‌ این متن، ما دیگر در اینجا به داستان و پرداخت‌ها کار نداریم، چون عملاً چیزی برای پرداخت وجود ندارد، اما نکاتی که در این فیلم که قابل توجه است، اما از اپیدمی ژانر وحشت بی‌نصیب نمانده را ذکر می‌کنیم تا چگونگی به فضاحت کشیده شدن این ژانر برای شما مخاطبان ملموس‌تر شود.

    از طرفی فیلم در نقطه نظر روایی نیز لنگ می‌زند؛ ابتدا با نمایش اندی و مادرش یک ملودرام را می‌خواهد نشان دهد، سپس با واردشدنِ دوستانِ اندی لحن فیلم کمیک می‌شود و در آخر نیز با کشتار بی‌رحمانه و رحم نکردن به بعضی کارکترهای -مثلا- مهم قصد دارد تراژیک جلوه کند! درحالیکه هیچ‌یک از این‌ها در پیرنگ فیلم جایی ندارند و درامی خلق نمی‌کنند تنها بازی‌های رواییِ فیلمنامه هستند که فقرِ باطنی‌اش را با اینچنین کارهای نخ‌نمایی بپوشاند!

    البته نگاهی در فیلم هست که در سرتاسر آن قابل‌توجه می‌نماید، آنهم نگاهِ بظاهر ضد تکنولوژی-پرستی در فیلم است که در سطح و مفهوم، نگاهی انسانی‌ است، اما هیچ مسیر و کشفی در این فیلمِ معلوم‌الحال برای آن تعبیه نشده است، پس قطعاً برعکس جلوه کرده و با این همه کشتار و خدایی کردن توسط چاکیِ بروز شده و تکنولوژیست که با تکان‌دادنِ انگشتی مصیبت می‌آفریند، به نفعِ تکنولوژی-پرستی عمل می‌کند.

    عروسک قاتل؛ سوغاتی مبتذل از سینمای وحشت/ نقدی بر یک فیلم ترسناک مشهور

    در واقع اصلی‌ترین علتِ بازسازیِ فرنچایز «چاکی» هماهنگ‌سازی آن با هشتگ‌های نخ‌نمای روزِ حالِ حاضرِ سینمای آمریکا و جهان است.

    در پایان باید متذکر شد که ژانر وحشت که روزگاری، آثاری همچون «جن‌گیر»، «روانی» یا «بچه رزماری» و … را در خود می‌دید و مفهوم ترس در آن‌ها نه یک خودارضایی حیوانی یا ترساندن‌های مشمئزکننده بلکه یک ترس انسانی و شناختی بود تا یک مسیرِ شناخت را در مقابل مخاطب قرار دهد و مخاطب به کمک آن با ذهن و دل خود اندیشه کند. نه اینکه در روزگار الان برای دو ساعت وقت و پول مخاطب را برای اینچنین آثار سخیف و مبتذلی که روز به روز به تعدادشان افزود می‌شود و به تبع مخاطبِ سینما را نیز بزدل و کج‌سلیقه تربیت می‌کنند، اتلاف کنند.

    ۵۷۵۷

  • جدول برنامه‌های درسیِ شبکه آموزش در روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند

    جدول برنامه‌های درسیِ شبکه آموزش در روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، پس از تعطیلی مدرسه‌ها به دلیل شیوع کرونا، برنامه‌های تلویزیونی آموزشی مکمل برای مقاطع مختلف تحصیلی، روی آنتن شبکه آموزش (شبکه۷) می‌رود.

    در این راستا، روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند، برنامه‌های آموزشی زیر، به طور زنده پخش می‌شوند: