به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تدریس تلویزیونی دانشآموزان در تعطیلات نورزی همچنان ادامه دارد. شبکه آموزش، عهدهدار پخش تدریس زنده درسهای ابتدایی، متوسطه اول و رشتههای ریاضی و تجربی متوسطه دوم است و شبکه چهار، به آموزش رشتههای فنی و حرفهای، علوم و معارف اسلامی و ادبیات و علوم انسانی میپردازد.
برنامه تلویزیونی آموزش دروس برای مقاطع مختلف تحصیلی در روز سهشنبه ۱۲ فروردین، به شرح زیر است:
شبکه آموزش
متوسطه دوره اول:
ساعت ۹ تا ۹:۳۰ درس علوم تجریی پایه ۷
ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ درس زبان انگلیسی پایه ۸
ساعت ۱۰ تا ۱۰:۳۰ درس زبان انگلیسی پایه ۹
دوره ابتدایی :
ازساعت۱۰:۳۰ تا ۱۱ فارسی و نگارش پایه اول
از ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ فارسی و نگارش پایه دوم
از ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۲مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه سوم
ازساعت ۱۲ تا ۱۲:۳۰ پیامها و هدیههای آسمانی پایه چهارم
از ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۳ فارسی و نگارش پایه پنجم
از ساعت ۱۳:۲۰ تا ۱۳:۴۰ مطالعات و مهارتهای اجتماعی پایه ششم
آیا کاغذ، ناقل ویروس کرونا است؟/ چالشِ انتشار روزنامهها در دوره بحران
روزنامهها در کشورهای مختلف همچنان چاپ میشوند. حتی در ایتالیا، آمریکا، فرانسه، چین و آلمان مطبوعات چاپی به امور خود مشغول هستند. جالب آنکه در مناطق قرنطینه شده نیز در برخی کشورها روزنامه نیز از سوی دولت خریداری میشود و به افراد داده میشود. روزنامه گاردین با دفاع از انتشار نسخههای چاپی روزنامهها مینویسد: به دلیل آنکه در برخی گروههای سنی امکان دسترسی به نسخههای انلاین سخت است یا نداشتن امکان بازدید آنلاین برای برخی مناطق و گروههای خاص، انتشار نسخههای کاغذی ضرورت است. این نشریه همچنین استدلال کرد که بخشی از جامعه به نشریات چاپی خو گرفته و انسی با فضای مجازی ندارد.
یکی از تجارب قابل تامل ایتالیا است. روزنامههای ایتالیایی به خصوص در شمال این کشور که منشا اصلی کرونا در این کشور بود، تعطیل نشدند. روزنامههای اصلی ایتالیا در شرایط کرونا همچنان به انتشار خود ادامه میدهند. دولت ایتالیا خبرنگاران و روزنامهنگاران را در رده مشاغل ضروری و مهم دستهبندی کرده و آنها میتوانند برخلاف دیگر مردم و مشاغل برای تهیه خبر به هرکجایی که خواستند، مراجعه کنند. دکههای روزنامه فروشی نیز برخلاف دیگر مشاغل باز هستند و باید به خدمترسانی خود در شرایط شیوع کرونا ادامه دهند.
در آمریکا و هند نیز فعالیت مطبوعات ادامه دارد. در ایالت کالیفرنیا آمریکا نیز با وجود مقررات سختگیرانه برای محدود شدن کسب و کارها اما مطبوعات جز کالاهای اساسی قرار گرفتهاند و اجازه فعالیت دارند. دین ردینگز، روزنامهنگار آمریکایی میگوید: «در زمان سیل، زلزله، آتشسوزی و… روزنامهها نقش مهمی دارند، طبیعتا در عصر کرونا نیز نقش آنها ضروری است.» روزنامهنگار دیگری با اشاره به جمعیت هدف در معرض تهدید کرونا میگوید: «بازه سنی پنجاه تا هفتاد سال رابطه زیادی با فضای آنلاین و مجازی ندارند، آنان مطالعه مکتوب دارند پس حداقل برای تامین نیاز همین گروه، انتشار روزنامه ضروری به حساب میآید، زیرا آنها نیز حق دارند از اوضاع و اتفاقات با جزئیات مطلع باشند. برخی پژوهشگران نیز با تفکیک کارکرد اطلاعرسانی و آموزش اعتقاد دارند: «در فضای مجازی اطلاعرسانی سریع در اولویت است اما جامعه این روزها نیازمند متون آموزشی است. طبیعتا خواندن متون آموزشی طولانی همراه با گرافها و اینفوها در فضای آنلاین برای بسیاری خوشایند نیست. روزنامههای چاپی میتوانند این خلا را پر کنند. کارکرد آموزشی و ماندگاری نسخههای چاپی امتیازی است که این روزها باید به خوبی از آن استفاده شود.»
شواهد علمی در حال رشدی وجود دارد که روزنامهها را بیخطر نشان میدهند، و هیچ خطر ابتلا به ویروسی از طریق آنها وجود ندارد. انجمن بینالمللی رسانههای خبری (آیانامای)، یک نهاد تأثیرگذار که در سراسر جهان بهترین استراتِژیها را برای رسانههای خبری ترویج میکند، تحقیقات علمی فعلی را در مورد ایمنی روزنامهها جمع آوری کرده است که به وضوح نشان میدهد که روزنامهها بیخطر هستند. اولا، هیچ موردی از انتقال ویروس کرونا از طریق روزنامه در هیچ جای دنیا مشاهده نشده است. دوما، خروجی چاپ روزنامه بسیار متخلخل (پرمنفذ) است و امکان انتقال را به صفر میرساند؛ چراکه محیط پرمنفذ برای ویروس دافعه دارد. جورج لومونوسف، ویروسشناس مشهور در مرکز جان اینس انگلستان، در این باره توضیح داده است: «روزنامهها به دلیل شیوه چاپ و روند طی شده بسیار استریل هستند. افزون به این شواهد علمی، فرایند خودکار و بهداشتی است که ناشران عمده هنگام چاپ روزنامه ها دنبال می کنند.»
در کشورهایی مانند هند، آمریکا، انگلستان و بسیاری از کشورهای دیگر نیز روزنامهها همچنان منتشر میشود چرا که کلیه تحقیقات انجام شده از سوی موسسههای مختلف و نظرات کارشناسان ویروسشناسی، امکان انتقال از طریق روزنامهها را محتمل نمیداند. بنابراین؛ نهتنها فعالیت روزنامهها کمتر نشد بلکه به دلیل بحران جدید روزنامهها و مجلات بسیاری که تنها اخبار پیرامون ویروس کرونا و گسترش آن را به چاپ میرسانند نیز ظهور پیدا کردند. این امر نشاندهنده آن است که اطمینان به عدم وجود ریسک انتقال ویروس از طریق روزنامهها به طور کلی در این کشورها وجود دارد. از همین رو تعداد نشریات افزایش یافته و فعالیت روزنامهها نیز بیشتر شده است. البته در برخی روزنامههای محلی فروش افت کرد که به دلیل باور غلط عمومی بود و به مرور با آگاهیسازی این روند رو به بهبود است.
همزمان با پنجم شعبان سال ۱۴۴۱ هجری قمری و روز ولادت حضرت زین العابدین(ع)، برای نخستین بار رساله حقوق امام سجاد(ع) با دستخط منسوب به آن امام همام منتشر شد. رسم الخط این نسخه از رساله حقوق از روی قرآن شماره ۱۶ کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی منسوب به آن حضرت اقتباس شده است.
رساله حقوق امام سجاد(ع)، حدیثی طولانی، مشتمل بر بیش از پنجاه تکلیف و وظیفه انسان نسبت به خود و دیگران است، حقوق در این مقام، صرفاً ناظر به حقوق واجب شرعی نیست، بلکه شامل احکام استحبابی، اخلاقی و عرفی نیز میشود، قدیمیترین منابع حدیثی که این رساله را به طور کامل ثبت کردهاند، عبارتند از تحف العقول، حسن بن علی بن حسین بن شعبه حرانی (متوفای ۳۸۱ق) که در آن ۵۰ حق از حقوق ثبت شده، اما سند رساله یاد نشده است(الخصال، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بابویه قمی (شیخ صدوق)، متوفای ۳۸۲ ق من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق).
مؤلف تحف العقول این رساله را مانند سایر روایات کتاب بدون سند آورده است، اما مرحوم صدوق (ره) آن را با سند متصل روایت کرده است، در متن سه روایت نقل شده از کتابهای فوق اختلافاتی دیده میشود، مانند اینکه مقدمه رساله در کتاب من لا یحضره الفقیه نیامده و از حق الله الاکبر آغاز شده است، عبارات خصال شرح بیشتری دارد و شروحی نیز بر این رساله نوشته شده است.
امام سجاد (ع) در این رساله به بیان دستهبندی شده انواع حقوقی که مراعات آن بر انسان لازم است، میپردازند که میتوان این حقوق را در سه دسته کلی بررسی کرد، این سه دسته را که در احصای امام(ع) به پنجاه حق میرسد، میباید جامعترین منشور حقوقی دانست که در متون دینی به صورت جامع بیان شده است. با توجه به اینکه این وظایف نسبت به آحاد افراد جامعه مطرح شده و همگان میتوانند چنین مطالبهای را از هم داشته باشند، وظایف مطرح شده را میتوان به نوعی بیان منشور حقوق عمومی از دیدگاه امام سجاد(ع) دانست هرچند با تتبع در متون دینی و منابع فقه اسلامی میتوان دسته بندیهای دیگری نیز یافت.
روایتی از پیامبر(ص) درباره مسافرت نرفتن در زمان شیوع بیماری
این روزها به دلیل شیوع ویروس کرونا بسیاری از مردم اوقات خود را در خانه میگذرانند و از گشت و گذار و طبیعت گردی و رفت و آمدهای غیرضروری خودداری میکنند. به گفته مسئولین امتناع از سفر و ماندن در خانه برای قطع زنجیره شیوع بیماری اقدامی ضروری است.
در روایات و متون دینی ما نیز سفارشات و توصیههای فراوانی درباره مسائل مرتبط با سلامت و بهداشت وارد شده است.
در این راستا، فرزاد جهان بین، عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد در صفحه شخصی خود در شبکههای اجتماعی به حدیثی از پیامبر اکرم اشاره نموده است که در ادامه آمده است؛
قال النبی الأکرم (ص): “لَیسَ مِن أحَدٍ یَقَعُ الطّاعونُ فَیَمکُثُ فی بَلَدِهِ صابِراً مُحتَسِباً یَعلَمُ أنَّهُ لا یُصیبُهُ إلاّ ما کَتَبَ أللّهُ لَهُ إلاّ کانَ لَهُ مِثلُ أجرِ شَهیدٍ”
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: اگر بیماری طاعون (یا هر بیماری مسری خطرناک دیگری) بیاید و انسان در شهر خود بماند و به خاطر خدا صبر کند و بداند که جز آنچه خداوند برایش مقدّر کرده به او نمیرسد، خداوند متعال به چنین فردی اجر شهید عنایت میفرماید.
«تازهشو» با نمایش و موسیقی، هر روز پس از اذان ظهر روی آنتن میرود
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فصل دوم مجله تصویری «تازهشو» از سهشنبه ۱۲ فروردین، بعد از اذان ظهر روانه آنتن شبکه دو میشود. این برنامه از بخشهای مختلفی از جمله پخش موسیقی و میانبرنامههای نمایشی تشکیل شده است.
محمد احتشامی، تهیهکننده این برنامه درباره بخشهای مختلف «تازهشو» گفت: «بخش نمایشی با حضور بازیگرانی چون آرش میراحمدی، امیر زریوند، ساناز سماواتی، اصغر حیدری، نادر دهیم، هومن حسینی، نسیم پور سلیم، مجید برومند، علیرضا بهرامی و … با موضوع روز برای مخاطبان آماده شده است.»
وی ادامه داد: «بخش دیگر این برنامه «نان حلال» نام دارد و پیرامون افراد کارآفرینی است که با سرمایههای اندک موفق به راهاندازی کسب و کار خودشان و فعالیت اقتصادی مناسبی شدهاند. این بخش به صورت مستند گزارشی تهیه شده است. همچنین «در خانه بمانیم» یکی دیگر از تدارکات این برنامه است که در شرایط خاص شیوع ویروس کرونا و لزوم در خانه ماندن افراد، بینندگان توسط گوشی همراه گفتوگوهایشان با افراد خانواده را ضبط و برای ما میفرستند.»
احتشامی اضافه کرد: «بخش «در همین حوالی» با نگاهی متفاوت به اتفاقات گوناگون در نقاط مختلف کشور تهیه شده، «یک دقیقه مهربانی» گزارشی از افراد نیکخواه و مهربان زمانهمان است، «پنجاه سوال، پنجاه جواب» گفتگو با چهرههای سرشناس در حوزههای مختلف، هنری، ورزشی، سیاسی و اجتماعی را در بر دارد و همچنین آموزش آشپزی غذاهای سالم از استانهایی در سراسر کشور نیز از دیگر بخشهای این برنامه است.»
توضیحات کمند امیرسلیمانی درباره بدجنسبازیِ عروسِ «پدرسالار» پس از ۲۶ سال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کمند امیرسلیمانی که در «پدر سالار»، یکی از نقشهای اصلی سریال (عروس خانواده) را بازی میکند، در زمانی که این مجموعه برای نخستین بار پخش شد، تا مدتها از سوی بینندگانی که نمیتوانستند بین شخصیت واقعی یک بازیگر و نقشی که بازی میکند، تفکیک قائل شوند، به باد انتقاد گرفته میشد و جالب اینجاست که پس از ۲۶ سال با پخش این سریال همچنان از سوی بیننده امروزی هم سرزنش میشود!
کمند امیرسلیمانی که امروز (دوشنبه ۱۱ فروردین) در رادیو نوروز حاضر شده بود، تاکید کرد این روزها با بازپخش این سریال، هر شب «پدرسالار» را تماشا میکند.
او در اینباره گفت: «داستان «پدرسالار»، داستان روز جامعه ماست؛ این قصه همچنان در خیلی از خانوادهها وجود دارد ولی برایم خیلی جالب است که بعضی از مردم جامعه ما هنوز سخت قضاوت میکنند و گوش نمیدهند. با وجودی که این سریال برای دو دهه قبل است، اما باز هم من کامنتهایی از طرف مردم میگیرم، مبنی بر اینکه چرا اینقدر بدجنس بازی درمییاری؟ چرا همه را به هم میریزی؟ چقدر اذیت میکنی؟ تصورم این بود که بعد از دودهه دیدگاه مردم عوض شده باشد، بازتر به مسایل نگاه کنند اما این قضاوت همچنان در بین مردم ما وجود دارد. در فرهنگ ما احترام به بزرگترها از واجبات است. اگر از این منظر به قضیه نگاه کنیم، همه طوری وسوسه میشوید که باید در خانه پدرسالار زندگی کرد، هر چند که خیلی از جوانها دوست دارند، حداقل زندگی مستقلی را داشته باشند.»
واقعیت این است که نه آن دسته از یادداشتنویسهای سفارشی که با کلمات قلمبه سلبمه و بیربط در کانالها و پیچهای سینمایی به مدح و ثنای سریال «پایتخت» روی آوردند درک درستی از این سریال دارند و نه آن دسته از منتقدان و رسانههایی که چشم خود را بر روی همه ویژگیهای مثبت و جذاب «پایتخت» بسته و به خاطر چند دیالوگ و یا چند صحنه و یا حتی حواشی خود «تنابنده» میخواهند «پایتخت» را هرطور شده به دل زمین بزنند.
«پایتخت۶ » نه آنچنان که تنابنده ادعا میکند: «میان پایتخت ما و پایتختی که می بینید تفاوت از زمین تا آسمان است حتی نسخه سانسور شده رو هم سانسور میکنن.» است و نه سریالی است مثل مابقی آثار تلویزیون شل، وارفته و بیهدف. در واقع «پایتخت۶» مثل هر اثر هنری و فرهنگی بااهمیتی مجموعهای درهمتنیده شده از نکات مثبت و منفی است که شاید حالا در اینجا درجهی یکی بالاتر رفته باشد و نقاط ضعف بر نقاظ قوت چربیده باشد؛ آن هم شاید.
حالا به چند نکته مثبت و منفی این سریال اشاره میکنیم:
منفی یک: در ساختار سریالسازی روز دنیا هر مجموعه معمولا سه قسمت فرصت دارد تا تکلیف خودش را با مخاطب مشخص کند و به قول معروف بگوید که با خودش و مخاطبش چند چند است. اگر توانست در این سه قسمت مخاطب را همراه خود کند، برنده شده و بقیه راه را هم احتمالا مخاطب پای کار دیدن سریال خواهد بود، اگر هم که نه به احتمال زیاد قافیه را خواهد باخت. هر چند «پایتخت» به خاطر عقبه ۵ فصلی که دارد تا حدودی از این قاعده مستثنی است ولی به هر حال یکی از نقاط ضعف فصل ۶ دیر شروع شدن و استارت خوردن است. «پایتخت» با اینکه در قسمت اول شروع خوبی داشت ولی تقریبا تا قسمت ۶ درگیر همان موقعیتهای پیش ساخته قسمت اول بود. موقعیتهای نصفونیمهای که فقط جابهجا میشوند و کش داده میشوند. برای همین است که بهترین قسمت این سریال تا به اینجا قسمت ده و بازگشت بهبود است که مهمترین چالش سریال هم تا اینجا همین بوده است. موتور «پایتخت۶» دیر شروع میشود و اگر این استارت در قسمت دو یا سه زده شده بود حتما در ادامه راه با قدرتتر مسیر خود را طی میکرد.
مثبت یک: نترسیدن و مواجهه با چالشهایی که در پیش روی قصه و شخصیت ها است یکی از نقاطی است که باید به تیم نویسندگان برای این جرات و جسارت آفرین گفت؛ چالش بزرگی مثل حذف بابا پنجعلی یا مهمتر از آن بازگرداندن یک مرده (بهبود) از گور، مواردی است که نویسنده خوب از پس کار برآمده و کمتر باگی دارد.
خود تنابنده هم میداند ظرفیت شخصیت بهبود و به خصوص بازی مهران احمدی چقدر به کمک این کار میآید و به همین خاطر تصمیم برای برگردان این شخصیت قابل تحسین و قابل فهم است.
منفی دو: در نظر گرفته نشدن عقبه و هویت شخصیتها. درست است که نویسنده میخواسته در این فصل کمی از تیپ بودن شخصیتها فاصله بگیرد و تا حدودی به درونیات نقاط ضعف فراز و فرودهای شخصیت بپردازد ولی به هر حال باید بداند که «پایتخت» سریال تیپ است نه شخصیت. یکی از علتهایی هم که این همه مخاطب دارد و ساده با همه ارتباط برقرار میکند به خاطر همین ساده بودن و چهار چوب داشتن شخصیتهاست چون درک شخصیتپردازی برای مخاطب عام کمی سخت است. برای مثال هما در طول این ۵فصل شخصیتی است که قوه عاقله خانواده معمولی است. یعنی جایی که بقیه به بنبست میخورند هما با درایت وارد کار میشود و نمیگذارد کار به جای باریک کشیده شود. در واقع او زبان عاقله نقی است. حالا در این فصل زنی شده که بیشتر خاله زنک است، در مقابل اصرار خواهر همسرش برای بوتاکس لب وا میدهد و در ماجرای زن گرفتن بهبود بیشتر از آنکه عاقلانه رفتار کند خودش آتش بیار معرکه شده است، کنترلی روی دختران و خانواده ندارد. پس بهتر بود ما همان تیپها و شمایل رفتاری و گفتاری این شخصیتها را میدیدیم تا اینکه بخواهیم یک شخصیت جدید را روبهروی مخاطب بگذاریم.
مثبت دو: از جهان و سرزمینی دیگر نیامدهاند. اگر پیگیر بقیه سریالهای نوروزی باشید خواهید دید آنها با اینکه شاید در یک مقطع زمانی باشند ولی ظاهرا در جهانی دیگر سیر و روایت میشوند که مخاطب خیلی درکی از آن ندارد. ولی مهمترین ویژگی و امتیاز «پایتخت» همین به روز بودن و قابل درک بودن آنها است. به طوری که قصه و چالشهای خانواده نقی معمولی قصه مشکلات، مسائل، مصائب و حتی شادیهای اغلب ما است. مخاطب هم یک معمولی است که درک کرده و به چشم خود دیده گران شدن یک شبه بنزین را. مخاطب دیده و لمس کرده گرانی بی حد و حصر و بدون قاعده همه چیز را. مخاطب هم شب خوابیده و بیدار شده دیده که دلار ۵برابر شده. با گوشت و پوست خود لمس کرده چطور میشود ظرف کمتر از چند ماه پراید ۵۰میلیونی میشود و قس علی هذا. اینها به خاطر همان نگاه رئالیستی است که تیم نویسندگان به خوبی آنها را دیدند و در دل قصه و زندگی معمولیها و ما ریختهاند.
منفی سه: «پایتخت۶» از حیث اجرا و کارگردانی تا اینجای کار ضعیفترین فصل این مجموعه بوده است.
کار سردستی و خامدستانه جلو میرود. کار پر است از اشکلات جزئی و کلی که با بیحوصلگی و سرسری از کنار آنها رد شدهاند. توالی زمانی رعایت نمیشود. راکوردهای بازی، اجرا و صحنه خیلی جاها به هم میریزد و کسی عین خیالش نیست. سکانسهای کشدار و طولانی بدون داشتن یک میزانسن خوب و چشمنواز. وقتی در یک موقعیتی میروند انگار دوست ندارند از آن موقعیت خارج شوند و کنار هم فقط دیالوگ ردو بدل میکنند. مقایسه کنید کارگردانی این فصل را با فصل ۵ که به چه میزان اجرای سینمایی و درستی داشت مخصوصا در سکانسهای مربوط به حضور معمولیها در سوریه و مقابله آنها با داعش. ولی اینجا خبری از یک کارگردانی با ایده و خلاق نیست.
مثبت سه: «پایتخت» مهمترین سریال تلویزیون در این سالها بوده و در این شکی نیست که این سریال پدیدهای است که نمیشود به راحتی آن را تحلیل کرد و از کنارش گذشت. کنداکتور این روزهای خیلی از خانوادههای ایرانی با «پایتخت» تنظیم میشود. همین که همه جا فقط اسم و رسم «پایتخت» جاری و ساری است نشان میدهد تیم اجرا فارغ از نقاط ضعف و قوت توانسته مخاطب را پای این تلویزیون خسته و بیرمق نگه دارد.
منفی چهار: «پایتخت۶» گرههای متعددی از قسمت اول ایجاد کرده که تا اینجای کار که بیش از دوسوم سریال پخش شده هیچکدام از این گرهها باز نشدند. اینکه سرنوشت این کاراکترها و داستانهای فرعیشان چه میشود تنها در ۵قسمت باید مشخص شود و این موضوع تیغ تیزی است که در پایان سریال میتواند شاهرگ سریال را بزند. باز کرده این همه گره و مشخص کردن تکلیف خردهداستانهایی به تعداد کاراکترهای اصلی کار راحتی نیست و باید دید در انتها میتواند تماشاگر را راضی نگه دارد یا خیر.
مثبت چهار: اعتماد به یک نویسنده جوان و آیندهدار. برای کسانی که پیگیر دنیای نمایش و تئاتر هستند آرش عباسی اسم آشنایی است؛ نویسنده جوان و خلاقی که در این سالها آرام و آرام کارهایش یکی از پس دیگری خوش درخشیدند. عباسی نشان داد که میتواند از پس چنین چالشی بربیاید. عباسی دیالوگنویس و مخصوصا مونولوگنویس قهاری است. لحظات تنهایی انسانها را خوب درک میکند و خوب مینویسد نمونهاش تنهایی بهتاش و دیالوگش در دستشویی فرودگاه. شاید «پایتخت۶» ضعف قصه داشته باشد ولی از حیث دیالوگنویسی و موقعیتهای جذاب کار خوبی شده. طراحی و ایجاد سندروم دست بی قرار یکی از امتیازهایی بود که آرش عباسی در این کار رو کرد.
اینها بخشی از نکات مثبت و منفی سریال «پایتخت» در فصل ششم آن بود. سریالی که حالا مهمترین سریال تلویزیون در دهه اخیر است و آنقدر مخاطب دارد که نتوان از کنار آن به راحتی گذشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «پایتخت ۶» پرحرف و حدیثترین و به گواه آمار صدا و سیما پربینندهترین برنامه این رسانه در نوروز ۹۹ است. این سریال در این فصل گرههای متعددی در داستان خانواده محوری داستان وجود دارد که پس از ۱۰ قسمت هنوز باز نشده است.
ارسطویی که از زندان آمده و گرفتار قاچاقچیان است. نقی و ماشینی که مواد مخدر حمل میکند. بهبود و بیماری عجیبش. بهتاش و دراوزهبانی نساجی قائمشهر. هنوز هیچکدام معلوم نیست در پایان به کجا ختم میشود. حتی سرنوشت رحمت هم مشخص نیست.
شما چه فکر میکنید؟ سرنوشت شخصیتهای «پایتخت» چه میشود؟ اینبار داستان چطور به پایان میرسد؟ لطفا نظر خود را در این باره با ما در میان بگذارید.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فصل ششم سریال«پایتخت» با کارگردانی سیروس مقدم، تهیه کنندگی الهام غفوری و بازی محسن تنابنده، هومن حاجی عبداللهی، ریما رامینفر، احمد مهرانفر، مهران احمدی ، نسرین نصرتی و بهرام افشاری؛ از اول فروردین از شبکه یک سیما در حال پخش است. این سریال که ده قسمت از پخش آن میگذرد، با موافقان و مخالفان زیادی مواجه شده است.
یکی از افرادی که بسیار از پخش این سریال استقبال کرده ، محمدحسین مهدویان، کارگردان و فیلمنامه نویس سینما است او با انتشار پستی در اینستاگرام خود در راستای تمجید از فعالیت بازیگران «پایتخت۶» نوشت: «چهطور میتوانید تا این حد عالی باشید؟! شما بخشی از خاطره دوران ما شدهاید. وقتی نیستید دلتنگتان میشویم و بازگشتتان را انتظار میکشیم.
چه طور تا این حد خودتان را در دل مردم جا کردهاید؟ خوش بهحال شما و دمتان گرم رفقای گُل.
راستی، دل خسته از نامهربانیها نباشد. شما بالاتر از تمام تنگ نظریها ایستادهاید. ما عاشق پایتخت خودمان هستیم.»
برخوردهای امام سجاد(ع) با مردی که فحش داد و زنی که سرش را شکست
خبرآنلاین در گزارش زیر نمونه هایی از الگوی مدارا را بر اساس منابع روایی و تاریخی برگزیده است که می خوانید. الگوهای رفتاری و اخلاقی امام چهارم شیعیان نمونه های گویایی هستند که هزاران درجه با طرح های امنیت اخلاقی به نام «گشت ارشاد» و انواع برخوردهای تند و خشن در جامعه ایران مخالفت دارند.
پیش از این در سال های گذشته به نمونه هایی از گفتمان رحمانی و گذشت و مدارا در سبک زندگی امام سجاد اشاره کرده ایم که در برخی لینک های زیر ملاحظه می کنید: امام سجاد (ع) نماینده وجه معنوی، زهد و مدارا و رأفت اسلام/ یادداشت دکتر رسول جعفریان
کلمهای که ۱۵ بار در قرآن تاکید شده است
آنچه در مورد واژه صبر در اندیشه امام سجاد علیه السلام تعبیر می شود، منظور همان واژه قرآنی (حِلم) است. حلم در لغت به معنای تسلط براعصاب و کنترل احساسات و خویشتن داری است و مراد از این نوشتار،پرداختن به جنبه خویشتن داری در سیره امام سجاد علیه السلام به عنوان نمونه است.
از امیرمومنان علی (علیه السلام)روایت شده که فرمود: «خیر الحلم التحلم; بهترین حلم، فرونشاندن خشم است.» در قرآن واژه حلم با تعبیر «حلیم » پانزده بار آمده که یازده بار آن، به عنوان یکی از صفات خداوند ذکر شده است و چهاربار آن به عنوان یکی از خصال پیامبرانی همچون ابراهیم خلیل(علیه السلام) و اسماعیل(علیه السلام) و شعیب (علیه السلام) یاد شده است.
دوست دارم به ملاقات جوان برویم و پاسخ مرا ببینید
امام سجاد (علیه السلام) در حلم و بردباری و عفو و گذشت چنان بود که در برابر هر خطا و اشتباهی به عفو و اغماض می پرداخت و در برابر هر بدی و رفتار سوئی به احسان و نیکی رفتار می کرد.
شیخ مفید در ارشاد می نویسد: جوانی از خاندان هاشم نسبت به امام سجاد جسارت کرده و ناسزا می گفت و در پیش روی آن حضرت به ناشایست ترین حرف ها را به امام زد. اما امام سجاد (علیه السلام) هرگز لب به سخن باز نکرد و وی را به حال خود گذاشت.
روز بعد امام سجاد به آنها که در حضورش بودند گفت: کلمات آن جوان را شنیدید . دوست دارم همراه من به ملاقاتش برویم و پاسخ مرا ببینید. آنها که مایل بودند آن جوان بد گو را به سزایش برسانند، همراه امام به راه افتادند. امام نیز در حالی که می گفت: و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین. به راه افتاد.
همراهان آن حضرت با شنیدن این کلمات پیش خود احساس کردند که امام هرگز به تلافی و جبران نخواهد پرداخت. آن جوان نیز به محض مشاهده ی امام، جای تردید برایش باقی نماند که وی برای تنبیه و جبران دشنام وی به ملاقاتش آمده است؛ علی بن الحسین، پیش آن جوان آمد و رو کرد و گفت: عزیز من! تو با من خیلی حرف زدی. من نمی دانم چه می گفتی. اگر این نسبتها که به من داده ای در من وجود دارد از درگاه خدا پوزش می خواهم و استغفار می کنم. اما اگر نسبت های تو دروغ بوده باز هم از درگاه خداوند می خواهم گناه تو را ببخشد. آن جوان که یک چنین عفو و گذشت و بزرگواری از امام سجاد مشاهده کرد جلو آمد و پیشانی آن حضرت را بوسید و با چشمانی لبریز از اشک گفت: یابن رسول الله! آنچه به تو گفته ام صحیح نبوده است. خود من به این دشنام ها و تهمت ها از تو هزاران بار سزاوارترم.
گذشت امام سجاد از خطاهای اطرافیان
و مورد دیگر روایتی است که بنا بر نقل زهری در شب سرد و زمستانی امام سجاد علیه السلام را دیدم که کیسه ای از آرد و دسته ای هیزم بر دوش گرفته بود …
احتمال خطا و لغزش انسان در زندگی بسیار است و ممکن است هر آن دچار لغزش و اشتباه شود . برخی از دوستان امام سجاد علیه السلام نیز در محضر آن حضرت دچار خطاهایی می شدند که آن حضرت آنان را عفو می کرد و خیلی زود از گناهان آنان چشم پوشی می کرد و این، در «زندگی اجتماعی » ما، درس بزرگی است و روش عفو و مهربانی را به ما می آموزد و ما را از انتقام و جنجال آفرینی باز می دارد .
برخورد امام سجاد با زنی که سر امام را شکست
روزی در خانه ای ظرف آبی افتاد و به سر مبارک امام سجاد اصابت کرد . به گونه ای که سر آن حضرت شکست . حضرت سرش را به طرف آن فرد برگرداند . کنیزی را دید که ظرف آب از دستش افتاده. زن که نگران و هراسان شده بود این آیه را خواند: «والکاظمین الغیظ»؛ «پرهیزکاران خشم خود را فرو می خورند.»
امام فرمود: خشم خود را فرو بردم .
آن زن ادامه آیه را تلاوت کرد: «والعافین عن الناس »؛ «پرهیزکاران، خطا کاران را می بخشد .
امام علیه السلام فرمود: تو را بخشیدم.
زن پایان آیه را خواند: «والله یحب المحسنین»
امام سجاد علیه السلام به آن کنیز احسان و نیکی کرد و او را در راه خدا آزاد کرد.
برخورد امام سجاد با جوانی در سرزمین «صفا»
طاووس یمانی می گوید: در سفری که به حج رفته بودیم، در سرزمین «صفا» جوانی را دیدم بسیار با هیبت و شکوه، اما لاغر اندام و ضعیف که جامه مناسبی بر تن نداشت، او سر به آسمان بلند کرده بود و می گفت: عریان کما تری، جائع کما تری، فما تری فیما تری، یا من یری و لا یری؛ برهنه ام چنان که می بینی، گرسنه ام چنان که می نگری، پس چه می بینی در آنچه می نگری؟ ای کسی که می بینی و دیده نمی شوی.
از گفتوگوی آن مرد ناشناس با خداوند لرزیدم . ناگهان دیدم که از آسمان طبقی فرود آمد و دو برد یمانی در آن بود . در این هنگام، حضرت نگاه محبت آمیزی به من نمود و فرمود: ای طاووس!
گفتم: لبیک یا سیدی!
از اینکه مرا ندیده شناخته بود، تعجبم بیشتر شد . سپس فرمود: آیا تو نیز حاجتی به این طبق داری؟!
و پرده را از روی آن کنار زد . در طبق علاوه بر لباس، چیزی شبیه به نقلهای خراسان بود. عرض کردم: ای آقای من! مرا به برد و لباس احتیاجی نیست، لیکن قدری از آنچه در میان طبق است، به من عطا فرما .
مشتی از آن ها را به من داد. دستش را بوسیدم و نقل ها را بر گوشه ردای احرامم بستم و قدری از آن را خوردم که خوراکی به آن مزه و لذت هرگز ندیده و نخورده بودم .
سپس مرد ناشناس دو برد را از طبق برداشت و یکی را به عنوان لنگ و دیگری را به عنوان عبای احرام به تن کرد و لباس هایی را که بر تن داشت، به مستحق رساند.
از آنجا گذشتیم تا به «مروه » رسیدیم. در آنجا اجتماع مردم او را از نظرم غائب کرد و من در تفکری عمیق غرق بودم که آیا او فرشته بود یا یکی از اولیای خداوند؟! ناگهان صدایی بر آمد و گفت: ای طاووس! وای بر تو! امام زمانت را نشناختی؟ اوست امام جن و انس . اوست امام الساجدین و زین العابدین.
آنگاه شتابان در پی آن حضرت دویدم تا اینکه به حضورش رسیدم . دیگر از او جدا نشدم تا اینکه نفع دنیوی و اخروی بسیار، از آن حضرت به من رسید.»
گفتوگوی امام سجاد با مرد شامی که به او فحش میداد
گاهی به علت تبلیغات مسموم دشمنان و نرسیدن سخن حق به گوش برخی از دوستان، آنان تحت تاثیر جو حاکم قرار می گیرند و علی رغم میل باطنی، فریفته تبلیغات سوء دشمن می شوند; اما از آن لحظه ای که گوش دلشان به نوای سخن حق آشنا شد، از گذشته خویش ندامت می جویند و دل و جان در گرو حقیقت می دهند .
این گونه افراد در زمان امام سجاد علیه السلام کم نبودند . عده ای از حقیقت جویان، فریفته جو ناسالم امویان شده بودند . امام زین العابدین علیه السلام که می دانست آنها فریب دشمن را خورده اند، با لحن آرام و دلسوزانه با آنها سخن می گفت و سعی می کرد آنها را به راه راست هدایت نماید .
نمونه روشن در این بخش، رفتار مهربانانه امام سجاد علیه السلام با آن پیرمرد شامی است که در هنگام ورود اسیران به شهر شام، خودش را به امام رساند و گفت:خدای را شکر که شما را نابود کرد و مردمان را از شر شما آسوده خاطر کرد و امیرالمؤمنین یزید را بر شما پیروز گرداند.
امام که با یک نگاه فهمیده بود، وی فریب دشمن را خورده است با کمال ادب و احترام با او گفت و گو نمود . در پایان پیرمرد شامی از سخنان خود اظهار ندامت نمود . سرانجام یزید دستور قتلش را صادر کرد .