

دسته: اخبار فرهنگی
-

«گواهی امضاء» شهرام اسدزاده در راه فجر


به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «گواهی امضاء» به نویسندگی و کارگردانی شهرام اسدزاده آخرین مراحل فنی را سپری می کند تا در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور یابد.
امیر آقایی، نسیم ادبی، نادر فلاح، هامون سیدی، علیرضا استادی، نازنین صلح جو، سیامک اطلسی، آسیه اسدزاده، داریوش آهنچیان، علیرضا مهران، بهزاد خلج، حامد جوادی، پویا صفدرپور، پوریا اصلان، حامد طوسی، پریا گوران، ایمان ده یادگاری، شهروز شهبازی، سپیده صادقی، دنا شهبازی، علی طایفه و بازیگر خردسال مهنا پیراسته بازیگران «گواهی امضاء» هستند.
«گواهی امضاء» روایت متقاطع و پیچیده یک شبانه روز از زندگی فریبرز و محبوبه است که تصادف دختر بچه ۵ سالهشان (تینا) با اتومبیل گروه فاسدان، آنها را سر راه زوج دیگری به نامهای اشکان و ندا قرار میدهد. در میان این هیاهو و درگیریها هر کس به فکر نجات زندگی خودش از یک چند ضلعی تعقیب و گریز است تا گواهی برای تار و پود افکارش بدست آورد، این داستان توسط شخصیت راوی که خود از عوامل حرفهای سینما است روایت میشود؛ راوی، سرنوشت شخصیتها را از دل قصه فیلمنامه بیرون کشیده و آن را برای مخاطب روشن میکند.
۵۷۵۷
-

عکس | ترامپ خودش را به شکل سیلوستر استالونه درآورد
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا که در آستانه استیضاخ احتمالی قرار دارد، با انتشار عکسی در توئیتر، خود قدرت خود را به رخ مخالفانش کشید.این تصویر در اصل متعلق به فیلم «راکی» با بازی سیلوستر استالونه است و ترامپ خودش را به جای این شخصیت سینمایی معروف جا زده است.
۵۷۲۴۵
-
انتشار گزارش سالانه اجرای قانون انتشار دسترسی آزاد به اطلاعات
هدف از تهیه این گزارش ارزیابی اجرای قانون و پایش آن است.
متن این گزارش بر روی سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات به آدرس foia.iran.gov.ir منتشر شده و در دسترس عموم قرار گرفته است.
گزارش اجرای قانون آبان ماه امسال در چهار فصل شامل ورودی بر الزامات قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، گزارش نحوه رعایت قانون در موسسات مشمول، گزارش عملکرد کمیسیون، تحلیل گزارشها، فرصتها، چالشها و راهکارها در ۱۵۴ صفحه برای رییس جمهور و مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.
۵۷۵۷
-

«فوق لیسانسهها» با خودشان شوخی کردند


در سکانسهایی که از مجموعه «فوق لیسانسهها» که شب گذشته روی آنتن رفت، بازیگران این مجموعه در اعتراضی نمادین تهیهکننده را تهدید کردند که اگر دستمزد آنها را پرداخت نکند، همکاری در این مجموعه را ادامه نمیدهند.
رضا جودی ـ،تهیهکننده این مجموعه ، درباره این سکانس، توضیح داد: «این سکانس صرفا یک شوخی بود و اشکالی هم ندارد. واقعیت هم همین است؛ پول کجا بود!؟ اما در ارتباط با کار ما، آن صحنهای که مخاطب دید، صرفا یک شوخی بود. وقتی ما با همه عالم شوخی میکنیم، چرا با خودمان شوخی نکنیم. این شوخی خیلی خوب بود. واقعا دستشان درد نکند.»
وی درباره حذفیات سریال «فوقلیسانسهها» نیز گفت: «بالاخره تصمیم و سلایق تلویزیون است. فوتبال هم که پخش میکند در برخی موارد این اتفاق میافتد. تلویزیون صاحب کار و آنتندار است و هر چه صلاح بداند آن کار را انجام میدهد. بالاخره تلویزیون برای هر چیزی یک قواعدی دارد. در ارتباط با کار ما هم همینطور است؛ البته خیلی از بخشهای کار ما را هم بدون حذفیات پخش کردند.»
جودی در پایان در پاسخ به اینکه آیا تصمیمی برای ساخت فصل جدید «فوق لیسانسهها» گرفته نشده است؟ توضیح داد: «هنوز تصمیمی برای ادامه کار گرفته نشده است، برخی از عوامل خارج از ایران هستند و بعد از بازگشت برای ادامه کار تصمیم گرفته خواهد شد.»
فصل اول و دوم سریال سروش صحت با عنوان «لیسانسهها» از شبکه سه سیما پخش شد. فصل سوم آن با نام «فوقلیسانسهها» اواخر فروردین کلید خورد تا برای پخش از شبکه سه سیما آماده شود.
بازیگران این مجموعه هوتن شکیبا، امیرحسین رستمی، امیر کاظمی، بیژن بنفشهخواه، عزتالله مهرآوران، کاظم سیاحی، سیاوش چراغیپور، متین ستوده، افشین سنگچاپ، فرخنده فرمانیزاده، پریسا مقتدی، مریم سرمدی، حسن نوری، مهدی ربیعی، نیلوفر هوشمند، آیدا نامجو، عرفانبرزین و رویا میرعلمی، سامنوری، علی آشمند، ایمان خیراندیش، شیما جهانگیری، شیمابخشنده، محمدمهدی علامه زاده هستند.
۵۷۵۷
-

ولپُن به تئاتر مستقل تهران میآید


به گزارش روابط عمومی تئاتر مستقل تهران، نمایش «ولپُن» که در فهرست نخستین تجربههای کارگردانی مهدی کوشکی قرار میگیرد، به زودی و از اواسط آذر ماه در تئاتر مستقل تهران به صحنه میرود.
«ولپُن» روایتگر ماجرای شخصیتی است به همین نام که ثروت زیادی دارد و دیگرانی که چشم به داراییهایش دوختهاند.
این نمایشنامه کمدی نوشته بنجامین جانسون یا بن جانسون نمایشنامهنویس اسکاتلندی همدوره ولیام شکسپیر است که برخلاف سبک و رویکرد نمایشنامه نویس هم عصر خود، از پرداختن به ماجراهای دربار و اشراف دوری کرد و در آثارش بیشتر به توده مردم توجه نشان داد. بعضی پژوهشگران بن جانسون را در زمینه نگارش آثار کمدی حتی چیره دستتر از شکسپیر میدانند.
«ولپُن» به کارگردانی مهدی کوشکی برای نخستین بار یازده سال قبل، در جریان جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی ایران روی صحنه رفت و جایزه کارگردانی مشترک (به همراه نمایش «مکبث» کاری از رضا ثروتی) و بهترین بازیگری جشنواره (محسن نوری) را دریافت کرد. این نمایش سپس در سال ۹۰ در مجموعه تئاترشهر اجرای عموم را تجربه کرد و سال ۹۵ نیز برای دومین بار در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.
۵۷۵۷
-

چرا ویدئوی تفسیر قرآن تلویزیون جنجالی شد؟


یکی دو ساعت قبل و با پایان تقریبی محدودیت دسترسی به اینترنت موبایل،باز هم یکی از اولین مطالبی که کاربران در شبکه های اجتماعی دیدند و برای هم فرستادند، همین ویدیو بود. عموم افرادی که می شناختم به سخنان کارشناس برنامه معترض بودند. موضوع را در شبکه های اجتماعی هم که دنبال کنید، تقریبا همه کامنت ها در مخالفت با این اظهارات است.
حساب آنهایی که قصد سوء استفاده دارند جداست،اما مشاهده من مربوط به کسانی می شود که با قرآن مانوس هستند، دلبستگی به آشوبگران ندارند و حتی به اندازه بخشی از مردم به اوضاع اخیر معترض هم نیستند،اما سخنان کارشناس برنامه را دوست نداشتند. این واکنش ها تا جایی پیش رفت که دست آخر خود آقای بهرام پور با انتشار یک پیام صوتی درباره این برنامه توضیح داد و سعی کرد منظورش را شفاف و روشن بیان کند.پیش از این اظهارات آقای بهرام پور، من در آرشیو تلویزیون اصل برنامه را به طور کامل دیدم. برنامه آفتاب شرقی (معارفی از قرآن) چهارم آذر ساعت ۱۱ به مدت ۴۰ دقیقه از شبکه ۱ سیما پخش شد و آقای بهرام پور که در این برنامه به عنوان استاد قرآنی حضور داشته درست می گوید: حرف هایش را کامل پخش نکرده اند و از آنچه او گفته، سوء استفاده شده است.
البته من و شما ممکن است لحن ایشان، ادبیاتش و نوع نگاهش به تفسیر قرآن را نپسندیم، چه اینکه او در رسانه ملی و بی توجه به شرایط اجتماعی و وضعیت افکار عمومی چند بار تا پایان برنامه بر کلید واژه “زجر کش” کردن تاکید می کند.من هم بیان ایشان را دوست نداشتم که بدون اینکه محارب کیست را دقیق توضیح بدهد از برخورد با آنها حرف می زند که باید ” زجر کش شوند، اعدام شوند، دست و پای شان به صورت ضربدری قطع شود،نفی بلد شوند و …” .
وقتی هم مدام بر تفسیرش از توصیه قرآن به برخورد شدید با آن افراد حرف می زند از بینندگان دعوت می کند تا مردم از این تفسیر قرآن و نگاه کلام خذا لذت ببرند!از نگاه من این بیان می توانست بهتر و درست تر طرح شود،اما اصل موضوع این است که ایشان درست می گوید.شاید در یک بحث فنی کسی که تخصص اش این است تفسیر متفاوتی ارائه بدهد یا آیه دیگری را شاهد بیاورد که موضوع جور دیگری طرح شود،اما او همه این حرف ها درباره محارب ها زده نه معترض ها.هم خود او و هم مجری برنامه در چند جا تاکید می کنند که حساب محارب که او درباره شان آن حرف ها زده با معترض فرق می کند.
پس چرا این برنامه مورد انتقاد طیف های مختلف قرار می گیرد؟ یک دلیل این است که بریده ای از کل برنامه پخش شده و عمده مردم همه آن را نشنیده اند.اما به نظرم کسانی که همه برنامه را ببینند یا توضیحات آقای بهرام پور را بشنوند باز هم قانع نخواهند شد.دلیل این موضوع ربطی به حرف های آقای بهرام پور ندارد. صدا و سیما را اشتباه می رود.
رسانه ملی از ورود حرفه ای و به موقع به چالش های اجتماعی پرهیز دارد. سرعتش به اندازه لاک پشت است و توان واکنش سریع و حرفه ای در برابر این چالش ها را ندارد.البته به نظر من و به استناد تجربه های گذشته صدا و سیما دست آخر تقریبا تصمیم درست را می گیرد،اما بسیار دیر و با تاخیر غیر قابل جبران. وقتی سعی می کند حرفه ای تر وارد ماجرا شود که دیگر افکار عمومی حاضر به تغییر ذهنیتش نیست. در چنین شرایطی برنامه سازها،تهیه کننده ها و نویسنده ها هم کم تجربه باقی می مانند و ورزیده نمی شوند.بنابراین اگر به صورت موردی دستور داشته باشند یا تصمیم بگیرند اقدامی بکنند،غیر حرفه ای این کار را می کنند.آرشیو همین برنامه را نگاه کنید که چه چطور شروع برنامه توی ذوق می زند و مجری حتی حواسش نیست گفتگو را جوری هدایت کند که مهمانش دست کم زودتر توضیح بدهد که درباره برخورد با آشوب گر حرف می زند نه مردم عادی و معترض.نزدیک به دو هفته از وقایع اخیر می گذرد و من یک برنامه درست و درمان دراین باره در تلویزیون ندیده ام.بخش های مختلف خبری و غیر خبری، با گزارش های کلیشه ای و یک سویه پرشده اند و دارند یک حرف را تقریبا با یک مدل، علی الدوام تکرار می کنند. توده مردم با گرایش ها و زوایه مختلف انعکاس حرف خودشان را در هیچ بخشی نمی بینند.این مردم که می گویم مشخصا مردم عادی هستند؛نه فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی و اهالی رسانه و دانشجویان را. همین مردم عادی که در تاکسی و مترو و صف نان و توی اداره ها حرف می زنند و فکر می کنند و برای خودشان تحلیل دارند، در صدا و سیما انعکاسی از آنچه در ذهن و بر زبان دارند را نمی بینند یا بسیار کم می بینند و به جایش حرف های تکراری و کلیشه ای را آن هم نه با پرداخت های رسانه ای دقیق که بیانی الکن و غیر حرفه ای می بییند و می شنوند.
وقتی برنامه های پر مخاطب از پرداخت حرفه ای به چالش های اجتماعی و سیاسی غفلت می کنند،طرح ابتر این موضوعات در یک برنامه قرآنی این طور موجب واکنش مردم می شود. اگر به جای برنامه های یک سویه، شاهد پرداخت های حرفه ای به این موضوع بودیم،آن وقت این برنامه لابلای آن همه محتوی متنوع گم می شد و اصلا مورد این همه اعتراض قرار نمی گرفت.در این یک مورد به نظرم مجموع اظهارات آقای بهرام پورمشکلی چندانی – جز بد سلیقگی در طرح- ندارد،مشکل خود تلویزیون است.
* روزنامه نگار و فعال رسانه
-

دادبه: سرچشمه فرهنگ را در کتابهای درسی خشکاندند!

«جلد ۲۴ دایرهالمعارف بزرگ اسلامی» با سخنرانی سیدمحمدکاظم بجنوردی، رئیس دایرهالمعارف، دکتر فتحالله مجتبایی، عضو شورای عالی مرکز، سید مصطفی محققداماد، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی و اصغر دادبه، مدیر گروه ادبیات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، سهشنبه پنجم آذر در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی رونمایی شد.
در بخشی از این نشست، اصغر دادبه با انتقاد از سخنان یکی از مسئولان کتابهای درسی گفت: «آقای محققداماد اشاره کردند که امروز توده در فقر فرهنگی به سر میبرند، حال باید پرسید چرا با فرهنگ بیگانه شدیم و کجا به ما فرهنگ میآموزند؟ فرهنگ در دو نهاد آموزش داده میشود؛ مدرسه و دستگاههای ارتباط جمعی. من بسیاری از اشعار حتی اشعار مفصل نظامی را از دبستان به یاد دارم. حال در این روزگار فردی مسئول کتابهای درسی است که با دهنکجی تمام میگوید خواستیم شرح حال شهید حججی را بگذاریم سعدی و حافظ جای آن را تنگ کرده بودند! این چه شیوه صحبت است؟ چرا باید زندگینامه یک شهید با فرهنگ کهن و شعر شاعران ما تعارض داشته باشد!»وی افزود: «تصور نمیکنم گردانندگان تراز اول کشور به این معنا راضی باشند که فردی با کمال نادانی چنین سخنی بگوید. امروز با همین افکار در کتابهای درسی، سرچشمه فرهنگ را خشکاندند! اگر من قدرت داشتم نصف کتابهای دبستان را به کلیات سعدی اختصاص میدادم. زیرا اگر فردی سعدی بخواند دریچهای از زندگی به رویش گشوده میشود. حال آنکه امروز دانشجوی دکتری ما نمیتواند به درستی گلستان و بوستان را از روی کتاب بخواند! حالا تصور کنید همین افراد دستاندکار امور فرهنگ میشوند، چه اتفاقی رخ میدهد.»
استاد سابق ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: «باور میکنید امروز جایی نیست که بساط شاهنامهخوانی برپا نشود، حتی در تبریز که تبلیغات ضد فردوسی صورت میگیرد، در آنجا هم شاهنامه خوانی برپاست. در همین تاکستان قویترین انجمن شاهنامهخوانی را دارد، چرا؟ زیرا مردم به درست یا غلط احساس میکنند به شاهنامه بیاعتنایی میشود.»
-

پوستر سیزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت رونمایی شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیین رونمایی از پوسترهای سیزدهمین جشنواره سینماحقیقت صبح روز چهارشنبه ششم آذر در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد.
محمد حمیدی مقدم (دبیر جشنواره)، منوچهر طیاب و احمد ضابطی جهرمی (پیشکسوتان سینمای مستند)، رامین حیدری فاروقی (عضو شورای سیاستگذاری جشنواره)، محسن استادعلی (ریاست انجمن کارگردانان سینمای مستند)، علیرضا حسینی، هادی معصوم دوست، علیرضا دهقان و جمعی از اهالی سینمای مستند و مدیران مرکز گسترش از جمله حاضران در این مراسم بودند.
ابتدای این مراسم محمد حمیدیمقدم درباره طراحی پوستر این دوره جشنواره سینماحقیقت گفت: ما قرار بود از آقای رضا عابدینی دعوت کنیم تا در این دوره جشنواره کنار ما حضور داشته باشند اما به دلیل مشغله ایشان این مهم میسر نشد، من از آقای عابدینی خواهش کردم در این حرکت کنار ما باشند و ایشان پس از سالها فعالیت در حوزه گرافیک و فرمهای بصری دنیا این خواهش را پذیرفتند تا پوستر جشنواره را طراحی کنند و به این خاطر از ایشان ممنونم.
وی افزود: فکر میکنم تعامل و روبهرو شدن با جهان بصری رضا عابدینی اتفاق بزرگی است و خوشحالم که این تعامل و اتفاق بزرگ به جشنواره سینماحقیقت سرایت کرده است. دوستان عزیز از این پس در مقابل این فضاهای گرافیکی قرار میگیرند.
در ادامه حمیدی مقدم متنی را که به قلم رضا عابدینی نگارش شده بود، قرائت کرد.

در ادامه این مراسم پوستر اصلی جشنواره سینماحقیقت توسط محمد حمیدی مقدم، رامین حیدری فاروقی (عضو شورای سیاست گذاری جشنواره)، محسن استادعلی (ریاست محترم انجمن کارگردانان سینمای مستند) رونمایی شد.
سپس پوستر بزرگداشت منوچهر طیاب در سیزدهمین جشنواره سینماحقیقت با حضور این پیشکسوت سینما رونمایی شد و وی پس از رونمایی از پوستر گفت: خوشحالم که امروز در دنیا، سینمای ما را بیشتر با سینمای مستند میشناسند چون این سینما ترویجگر فرهنگ ملی ما است.
سپس منوچهر طیاب از پیشکسوتان سینمای مستند در این مراسم گفت: همیشه در این مواقع یاد خودم در ۲۱ و ۲۲ سالگی که از اروپا به تهران بازگشتم میافتم و به این فکر میکنم که آیا چیزی به نام سینمای مستند میتواند در ایران پابگیرد یا خیر؟
وی افزود: در آن زمان نمیدانستم که میشود درباره سینمای مستند کاری کرد یا خیر. همان موقع با یکی از مسئولان فرهنگی رو به رو شدم و سوال کردم که آیا امکان ساخت چنین فیلمهای مستندی وجود دارد یا نه؟ ایشان گفتند نمیدانم میشود یا نه، این اولین باری بود که با فردی مواجه شدم که طبیعتاً باید من را تشویق میکرد اما اینگونه نبود.
طیاب در ادامه با اشاره به سرگردانی که تا چندین سال همراه او بوده است، افزود: این سرگردانی با من بود تا زمانی که چند دوست دیگر از اروپا بازگشتند و ما با هم فکر کردیم که آیا میشود این رشته را در ایران پیش برد یا نه؟ الان میبینم که آرزوی دیرینه ما به حقیقت پیوسته و من خوشحالم. در این دوران رشتهها و مدارس هنری به وجود آمد در حالی که در آن دوران هیچکدام از این ارگانهایی که میشناسید وجود نداشت.
وی ادامه داد: در سال های ۴۰ تا ۵۰ جنبشی در ایران شروع شد و به من حکمی داده شد که اولین دانشگاه سینمایی را راه اندازی کنیم. با تجربیاتی که به عنوان نیروی جوان داشتیم، انجام این کار، ساده نبود حتی در آن زمان دانشگاههای سینمایی زیادی در جهان وجود نداشت اما با نامهنگاریها و برنامهریزی این کار را انجام دادیم.
این استاد پیشکسوت با بیان این نکته که در آن زمان همه چیز جوان بود و کسانی نبودند تا بتوان از تجربیات آنها استفاده کرد، گفت: عشق و علاقه باعث شد پژوهش و عقبافتادگی را جبران کنیم. همه کسانی که امروز شما میشناسید مربوط به سال های ۴۰ تا ۵۰ میشوند به طوری که حتی حکومت آن زمان را وادار به توجه کرد. خوشحالم که امروز در دنیا سینمای ما را بیشتر با سینمای مستند میشناسند چون این سینما ترویجگر فرهنگ ملی ما است.
وی افزود: همه اتفاقات امروز باعث شده هم خودمان را پیدا کنیم هم شخصیتمان را به دیگران معرفی کنیم. در جشنوارههای بین المللی بارها دیدهام که خارجیها دوست دارند ببینند ما چه ساختهایم چون جنس کارهای ما متفاوت است.
طیاب در پایان خاطرنشان کرد: از برگزاری این بزرگداشتها ممنونم این بزرگداشت برای ما نیست بلکه برای فرهنگمان است.

در ادامه آیین رونمایی از پوستر سیزدهمین جشنواره سینماحقیقت ضمن نمایش پوستر بزرگداشت احمد ضابطی جهرمی، این پیشکسوت حوزه سینمای مستند گفت: این سالن برای من یادآور خاطرات علمی و هنری خشنودکننده و عزیز است. چون خادمانی در این مرکز حضور داشتند که واقعا دوستداشتنی هستند. دوست داشتن مرکز به خاطر عزیزانی است که در اینجا با تأثیرات متفاوت خدمت میکنند. ما در همینجا آثار درخشانی از ایران و جهان دیدیم، به عنوان داور همکاری کردیم، کسانی را دیدیم که حالا در این دنیا نیستند، بخشی از کارگاه های آموزشی را در همینجا برگزار کردیم و …. بنابراین مجموعه این ویژگیها، مرکز را برای من دوست داشتنی میکند.
وی ضمن تأکید بر همکاری هنرمندان با یکدیگر اظهار کرد: هرچند مدیریتها تغییر کردند اما خودمان هم باید به هم کمک کنیم. همه ما یک جمع هستیم و امیدوارم سمفونی دلنشینی برای همه باشیم. من در همین سالن چند بار تاکید کردم و معتقدم که فرم ملی برای سینمای کشور ما، سینمای مستند است و از اول هم چنین بوده چرا که بخشی از هنر ایرانی، مستند است. بخش مهمی در دیگر شاخهها هم مستند است برای مثال شعر مستند، موسیقی مستند و ... داریم. سینمای مستند جهان طبیعی، انسانی و تاریخی را تصویر میکند.
ضابطی جهرمی افزود: ما تولید استودیویی نداشتیم اما هالیوود آن را به استودیو برده است. در ایران خیلی از دفاتر تولید نام استودیو را داشتند در حالی که همانها، دفاتر فیلمسازی بودند. در سال ۷۹ مقالهای درباره سینمای مستند و فرم ملی نوشتم و دلایلی آوردم که چرا فرم مستند، یک فرم ملی است و باید تقویت شود. البته جهان، سینمای ما را با سینمای مستند میشناسد اخیرا هم آثاری که تلفیقی از مستند و داستانی است، ساخته میشود.
وی پس از تشکر از کارکنان مرکز گسترش گفت: ممنونم که از حقیر یادی کردید. این نکوداشت را که برای سینمای ایران و دلبستگی ما به سرزمینمان است، ارج میگذارم. ما مدیون گذشتگان و آموزگاران خودمان هستیم و موظفیم آموزه های خود را به دیگران منتقل کنیم. از بانیان جشنواره هم که برای خدمات ناقابل ما نکوداشتی برگزار میکنند، تشکر میکنم.
جهرمی با اشاره به پوستر بزرگداشتش توضیح داد: لحظهای که پوستر نکوداشتم را دیدم باند نارنجی آن روی چشم نظرم را جلب کرد و من را یاد دورهای انداخت که ما آرزو داشتیم فیلم رنگی بسازیم.
این مستندساز در پایان گفت: بخش مهمی از سینما، انضباط است، انضباط اخلاقی، فیزیکی، تولیدی، فکری و خدمتی بخشی از آن است. مستندساز باید بگوید من باید به موقع، آماده، آنجا باشم. یعنی باید مثل یک سرباز عمل کند.
در پایان حسین ترابی، منوچهر طیاب، احمد ضابطی جهرمی، منوچهر مشیری، مرتضی رزاقکریمی و …. به امضای پوستر این جشنواره پرداخته و عکس یادگاری گرفتند.
۲۵۸۲۵۸
-

پیشبینی منتقد آمریکایی درباره احتمال موفقیت «در جستجوی فریده»


دبورا یانگ در مطلبی درباره فیلم «در جستجوی فریده» در هالیوود ریپورتر نوشته است: این مستند درباره زنی ۳۸ ساله و هلندی به نام «الین فریده کانینگ» است که تصمیم میگیرد با سفری به زادگاهش ایران، والدین واقعی خود را پس از سالها پیدا کند.
این مستند که با حساسیت و ظرافت ساخته شده، مخاطب را با خود به سرزمینی میبرد که پیش از این در سایر فیلمهای معاصر ایرانی کمتر دیده شده و بیننده را با قلب خانوادههای سنتی و ارزشهای آنها آشنا میکند، مردمانی که باوجود اعتقادات مذهبی سفت و سخت، از وی به عنوان یکی از خودشان که پس از سالها بازگشته، با روی باز و با هیجان فراوان استقبال میکنند.
کوروش عطایی و آزاده موسوی به عنوان کارگردانان و تهیهکنندگان مشترک مستند «در جستجوی فریده»، پیش از این مستند «ایران، یک جدایی» را در سال ۲۰۱۳ و درباره واکنشهای داخلی به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی توسط اصغر فرهادی ساخته بودند و حالا با دومین فیلمشان، نماینده سینمای ایران در شاخه بهترین فیلم بینالمللی (خارجی) اسکار ۲۰۲۰ هستند.
مستند «در جستجوی فریده» که با استفاده از جمعآوری کمکهای مالی عمومی ساخته شده است، تاکنون موفق به کسب چند جایزه داخلی در ایران شده و در جوایز فیلم لسآنجلس نیز مورد تقدیر ویژه هیات داوران قرار گرفت، گرچه به نظر میرسد داستان فیلم بیش از حد ساده و محدود باشد تا این فیلم بتواند فراتر از این به موفقیت دست یابد.
تضاد کامل میان رفتار منطقی خانواده هلندی که فریده را در دو سالگی از یک یتیمخانه در تهران به فرزندخواندگی پذیرفتند و احساسات مهار نشده ایرانیهایی که فریده را پس از سالها ملاقات میکند، را شاید بتوان چشمگیرتربن جنبه این مستند دانست.
کلیشههای ملی در مستند درست همانچیزی است که انتظار آن را دارید اما هیچ یک از کشورها برای این کلیشه مورد قضاوت نادرست قرار نمیگیرند.
کوروش عطایی و آزاده موسوی در این فیلم در پی ایجاد تاثیری پیچیده نیستند و اغلب تدوین و فیلمبرداری فیلم به صورت خطی انجام شده است اما در میانههای فیلم و زمانی که خانواده برای تست دیاِناِی (DNA) نزد دکتر میروند و خون میدهند، حس تعلیق قدرتمندی در فیلم ایجاد میشود. چه کسی برنده میشود؟
مستند در «جستجوی فریده» در حالی نماینده سینمای ایران در شاخه بهترین فیلم بینالمللی (خارجی) نود و دومین دوره جوایز سینمایی اسکار است که بنابر اعلام آکادمی این فیلم یکی از ۱۵۹ اثر مستند واجد شرایط رقابت در شاخه بهترین مستند اسکار ۲۰۲۰ نیز هست.
۲۴۱۲۴۱
