سه فروند جت جنگنده کوثر صبح امروز با حضور امیر سرتیب امیر حاتمی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده فرمانده نیروی هوایی ارتش و محمدباقر نوبت رییس سازمان برنامه و بودجه به نیروی هوایی تحویل داده شد.
هواپیمای کوثر یک هواپیمای جنگنده پیشرفته با مأموریت پشتیبانی نزدیک هوایی است که به طور کاملا بومی ساخته شده است و ایران را در زمره معدود کشورهای دارای فنآوری طراحی و ساخت هواپیمای جنگنده با سامانههای اویونیک و کنترل آتش نسل ۴ قرار داده است. این هواپیما به دو نوع تک کابین و دو کابین قابل تبدیل خواهد بود که نوع دوکابینه علاوه بر قابلیت رزمی، برای آموزش خلبانان در مرحله پیشرفته کاربرد دارد.
نیروی هوایی ارتش در تهران و سازمان صنایع دفاع در اصفهان به طور مشترک خط تولید جنگندههای کوثر را مدیریت میکنند.
شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در سال ۹۴ و برای انتخابات مجلس شورای اسلامی با اصرار احزاب شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و با موافقت سیدمحمد خاتمی شکل گرفت. محمدرضا عارف در دو دوره با اجماع اصلاحطلبان به عنوان رئیس شورای عالی برگزیده شد. این شورا ترکیبی از شخصیتهای حقیقی و حزبی اصلاح طلب بود و در اولین گام فعالیت خود توانست با ارائه لیست امید، تمام سی کرسی مجلس دهم در تهران و حدود ۱۳۰ کرسی در کل کشور را بدست آورد.
شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان در انتخابات ۹۶ هم موفق شد که تمامی کرسیهای شورای شهر تهران و برخی کلانشهرها را بدست آورد. همچنین در سال ۹۶ از ریاستجمهوری روحانی حمایت کرد. با این حال در تمام این ایام برخی احزاب از جمله کارگزاران سازندگی منتقد عملکرد این شورا بودند و پارلمان اصلاحات را بر شورای عالی ترجیح میدادند. رسول منتجبنیا هم که در آن مقطع قائم مقام حزب اعتمادملی بود نسبت به کم اثر بودن نقش احزاب در این شورا انتقاد داشت. البته انتقاد دیگر به شورای عالی درباره نحوه بستن لیست امید بود چرا که برخی از اعضای لیست امید در مجلس دهم راه خود را از اصلاحطلبان جدا کرده و پاسخگوی عملکرد خود نبودند.
اما در انتخابات مجلس یازدهم ورق برای اصلاح طلبان و شورای عالی برگشت. پایگاه رای اصلاحطلبان از عملکرد منتخبین خود و از جمله عارف در مجلس دهم راضی نبود. با استقبال سرد اصلاح طلبان از ثبت نام در انتخابات و ردصلاحیت عده ای دیگر از آنها، شورای عالی سیاستگذاری از ارائه لیست خودداری کرد و این اختیار را به احزاب اصلاح طلب داد که خودشان درباره نحوه چگونگی حضور در انتخابات تصمیم بگیرند. حزب کارگزاران یک لیست و ۹ حزب دیگر اصلاح طلب نیز یک لیست ارائه کردند که اشتراکات زیادی در دو لیست وجود داشت ولی اصلاحات نتیجه انتخابات را به رقیب واگذار کرد.
پس از برگزاری انتخابات مجلس یازدهم، محمدرضا عارف رئیس شورای عالی سیاستگذاری و موسوی لاری نایب رئیس این شورا استعفا دادند و شورای عالی هنوز هیچ جلسهای برگزار نکرده است. عارف در اسفند ماه استعفای خود را به داود محمدی دبیرکل انجمن اسلامی معلمین اعلام کرده است. محمدی به نمایندگی از اصلاح طلبان مجوز فعالیت جبهه اصلاحطلبان ایران اسلامی را از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب گرفته بود زیرا این کمیسیون از اصلاحطلبان خواسته بود که برای فعالیت انتخاباتی خود «جبهه» را جایگزین «شورای عالی» کنند چون در قانون جدید فعالیت احزاب و تشکلهای سیاسی، فعالیتهای ائتلافی باید در قالب جبهه باشد و محمدی مسئول جبهه اصلاحطلبان ایران اسلامی بود.
داود محمدی درباره استعفای عارف به ایسنا گفت: «عارف با وی در این زمینه صحبتهایی داشته است و او از استعفای موسوی لاری ناراحت است. با این حال جلسات شورای سیاستگذاری که به خاطر کرونا تشکیل نمیشود و این موضوع در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم هنوز مطرح نشده است. فعلا موضوعی که عارف مطرح کرده است در حال بررسی است و در این زمینه صحبت می کنیم.»
حالا باید منتظر واکنش اصلاحطلبان بود. آیا آنها عارف را برای ماندن در شورای عالی راضی میکنند یا اینکه شورای عالی را با رئیس و هیات رئیسه جدید ادامه میدهند یا دنبال ایجاد ائتلافی جدید خواهند رفت؟ البته ایده تشکیل پارلمان اصلاحات هم همچنان روی میز است. علی صوفی فعال سیاسی اصلاح طلب اخیرا در گفت و گویی درباره پارلمان اصلاحات گفته است:« موضوع تشکیل این پارلمان رفت و برگشتهایی به کمیته سیاسی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات داشت و در نهایت در بخش بررسی اساسنامه آن متوقف ماند. هرچند که در ماههای اخیر به دلیل همزمانی با ایام انتخابات این موضوع مورد بررسی قرار نگرفته اما همچنان بحث تشکیل پارلمان اصلاحات در دستورکار قرار دارد.»
واکنش نماینده تهران به ادعای ترامپ درباره پیام انتخاباتی جان کری به ایران
ابوالفضل عمویی درباره برگزاری انتخابات آمریکا و ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران منتظر است تا نتیجه انتخابات این کشور مشخص شود آنگاه برای مذاکره اقدامی صورتی گیرد، گفت: محبوبیت ترامپ با توجه به نظرسنجیهایی که منتشر میشود و تحلیلگران مسائل آمریکا به آن نگاه میکنند،در حال افت است.
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: شیوع گسترده ویروس کرونا در آمریکا باعث شده است وضعیت اقتصادی ایالات متحده جهت منفی پیدا کند که تاثیرش روی پایگاه رأی رئیسجمهور فعلی ایالات متحده مشخص است.
وی ادامه داد: نکته بعدی اعتراضاتی است که این روزها به دلیل نژادپرستی ساختاری در آمریکا در جریان است که همین عواملی برای عدم رضایت از ترامپ است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این که آن چیزی که بیان میشود صرفا تحلیل از دادهها است، گفت: نظرسنجیها نشان میدهد «بایدن» وضعیتش رو به بهبود است، این روندهای فعلی است و ممکن است تغییر کند.
واکنش نماینده تهران به ادعای ترامپ درباره پیام انتخاباتی جان کری به ایران
وی درباره سیاست جمهوری اسلامی ایران و تاثیر انتخابات آمریکا بر ایران گفت: ساختار سیاسی آمریکا همیشه در تضاد و تخاصم با جمهوری اسلامی ایران بوده است و این رفتارهای در دو حزب این کشور هم نهادینه شده است. چه جمهوریخواهان و چه دموکراتها رفتار دوستانهای با ما نداشتند همیشه متخاصمانه برخورد کردند و از این جهت به صورت مبنایی برای ما تفاوتی بین این دو حزب وجود ندارد.
وی ادامه داد: باید خاطرنشان کنم که ما سیاستهایمان را بر مبنای سیاستهای داخلی آمریکا تنظیم نمیکنیم؛ چرا که در واقع این ساختارهای آمریکایی هستند که سیاستهای خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تنظیم میکنند که در هر دو حزب این رویکرد وجود دارد و ما تفاوتی بینشان قائل نیستیم.
این نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ما منتظر تحولات داخلی آمریکا نیستیم، گفت: خواسته ترامپ را برای مذاکره و گفتوگو با ایران واقعی نمیدانم، نمایندگان ملت اجازه نخواهند داد با کسی که دستش به خون محبوبترین ایرانی، شهید حاج قاسم سلیمانی، آغشته است گفتوگویی صورت گیرد.
وی در خصوص اینکه ترامپ مطرح کرده است جان کری به ایرانیان گفته تا روشن شدن نتیجه انتخابات دست نگه دارید تا ترامپ در انتخابات شکست بخورد، شما صاحب و مالک آمریکا میشوید، عنوان کرد: آقای ترامپ برای حل مشکلات خود یک موضوع را به موضوعی دیگر ربط میدهد و این کار وی خود فرار رو به جلو و فرافکنی است. ما سیاستهایمان را بر اساس توصیههای جان کری دنبال نمیکنیم.
عمویی یادآور شد: جان کری زمانی وزیر امور خارجه آمریکا بود و دیدگاههای این کشور را بیان میکرد و یک شخصیت متفاوت داشت اما امروز یک شخصیت است مانند صدها شخصیت دیگر در آمریکا.
مجلس یازدهم اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری را کلید زد
محمدصالح جوکار، درباره اصلاح قانون انتخابات، اظهار داشت: قانون انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراها دارای اشکالات متعددی است و بر این اساس، اصلاح قانون انتخابات از اولویتهای اصلی ما جهت پیگیری در کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها است.
وی افزود: یکی از برنامههای اصلی کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها، اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری و شوراهاست چرا که زمان زیادی تا انتخابات سال آینده ریاست جمهوری و شوراها باقی نمانده است.
مجلس یازدهم اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری را کلید زد
رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها تصریح کرد: بر این اساس، امسال کمیسیون با همکاری وزرات کشور و شورای نگهبان اصلاح قانون انتخابات شوراها و ریاست جمهوری را در دستور کار خود قرار خواهد داد.
جوکار اظهار داشت: اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی هم برای ما دارای اهمیت بسیار زیادی است که قطعاً پس از برگزاری انتخابات ۱۴۰۰، این قانون را هم اصلاح خواهیم کرد.
اینکه آرزو میکنم که حق با اصولگرایان میبود، از این بابت است که عمر دولت روحانی، یک سال دیگر به پایان میرسد و احتمال دارد اصولگرایان انقلابی همانطورکه مجلس یازدهم را در انحصار خود گرفتند، در انتخابات سال آینده، قوه مجریه را هم در اختیار بگیرند؛ در آن صورت دیگر روحانی نیست، همچنان که مجلس دهم هم یک ماهی هست که جای خود را به مجلس یازدهم داده، روحانی هم جای خود را به سعید جلیلی، محمود احمدینژاد، یا یک اصولگرای دیگر خواهد داد؛ اما همانگونه که مجلس انقلابی یازدهم فعلا چه باید کردی در چنته نداشته، رئیسجمهور انقلابی بعد از روحانی هم نخواهد توانست در وضعیت موجود گامی در جهت رفع بحران و عادیسازی شرایط اقتصادی کشور بردارد.
بگذارید با یک ضرب و تقسیم ابتدایی بودجه سال جاری کار را شروع کنیم تا مشخص شود که دلار ۲۰ هزار تومانی از کجاها نشئت میگیرد. بودجه عمومی دولت در سال جاری در حدود ۴۸۰ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی برای اداره کشور (واردات مواد غذایی، حقوق کارکنان دولت، بهداشت و درمان، هزینههای نظامی و…) به این حجم اعتبار نیاز است. صرفنظر از آنکه رئیسجمهور اصولگرا باشد یا میانهرو، تندرو باشد یا اصلاحطلب، بههرحال واردات دارو، مواد غذایی، پرداخت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان به حدود پنج میلیون حقوقبگیر و سایر اقلام سر جای خودش باقی میماند. حتی قبل آنکه کرونا بیاید، دولت ۱۵۰ هزار میلیارد تومان یا نزدیک به یکسوم آن ۴۸۰ هزار میلیاردتومان را نداشت (با کسر بودجه مواجه بود). بودجه در آذرماه به تصویب مجلس رسیده بود. تقریبا نیمی از هزینهها از محل دریافت مالیات (۱۹۵هزارمیلیارد تومان) و صادرات نفت (یک میلیون بشکه در روز از قرار میانگین بشکهای ۵۰ دلار).
تحریمها و کرونا همه ضرب و تقسیمهای دولت و مجلس را بر باد دادند. تحریمها صادرات را از یک میلیون بشکه، در خوشبینانهترین حالت به کمتر از صد هزار بشکه در روز رساندند. هنوز سال به انتها نرسیده بود که بهای نفت به کمتر از ۲۰ دلار کاهش یافت. بماند اینکه ایران بهواسطه دورزدن تحریمها مجبور است تخفیف هم بدهد و همان صد هزار بشکه را هم خیلی کمتر از قیمت رسمی میفروشد. درآمدهای نفتی به کنار، کرونا دمار از روزگار درآمدهای مالیاتی کشور تا همینجا درآورده است. امیدعلی پارسا، رئیس سازمان مالیاتی کشور، چندی پیش اعلام کرد اگر بعد از خردادماه وضعیت کشور در رابطه با کرونا عادی شود، در چهار ماه منتهی به پایان خرداد، کرونا نزدیک به یکچهارم درآمدهای مالیاتی امسال را از بین برده است. خرداد به پایان رسید و کرونا بعد از اندکی فروکش، باز در حال شدتیافتن است؛ یعنی سرنوشت نفت و مالیات، دو تأمینکننده اصلی آن ۴۸۰ هزار میلیارد تومان فعلا نامعلوماند. یکسوم بودجه هم که از ابتدا کسر بود.
فرض بگیریم بهجای روحانی و نوبخت، کینز، فریدمن و آدام اسمیت و بهجای مدیران و وزرای «بیحال» روحانی (حسب ادعای اصولگرایان)، تورگوت اوزل، ماهاتیر محمد یا آنگلا مرکل، سکاندار قوه مجریه در ایران میشدند. با بودجهای که حداقل نیمی از درآمدهای آن از میان رفته، چگونه قرار است یک کشور ۸۵ میلیونی را اداره کنند؟ ممکن است برخی از اصولگرایان، به شعارهایی که میدهند مانند «مدیریت جهادی»، «جوانگرایی»، «اتکا به منابع داخلی بهجای چشمدوختن به خارج از کشور»، «خودکفایی و ایستادن روی پاهای خود»، «تبدیل تهدیدها به فرصتها» و… واقعا باور داشته باشند؛ اما بیتردید بسیاری از آنان که بیشتر اهل حسابوکتاب و منطق هستند، میدانند که با شعار نمیتوان منابع مالی پنج میلیون حقوقبگیر را تأمین کرد.
شعارهای پرزرقوبرق، نه مانع از گسترش خط فقر شدهاند و نه توانستهاند جلوی آبرفتنِ طبقه متوسط در ایران را بگیرند. بماند حجم وسیع سرمایههای ایرانیان که بهواسطه فرورفتن کشور در شرایط موجود، تورم حداقل ۵۰ درصدی، کاهش منظم ارزش ریال و بالارفتن دلار و شاید مهمتر از همه اینها، فقدان امنیت اقتصادی، داراییهای خود را بهجای بهکارگرفتن در تولید و ایجاد اشتغال، در خارج از کشور سرمایهگذاری کردهاند.
در حوزه سیاسی، اصلاحطلبان حکایت آش نخورده و دهان سوخته را پیدا کردهاند. بسیاری از آنها نقشی در اتخاذ سیاستهایی که کشور را به این روز انداخته نداشتهاند، اما در عوض و در نزد افکار عمومی باید پاسخگوی هرینههای آن سیاستها باشند. پس چه بهتر که همه قدرت را به اصولگرایان واگذار کنند تا تکلیف همه هم روشن شود و خودشان مجبور به پاسخگویی در قبال سیاستهایشان باشند.
آنچه مسلم است، وضعیتی که کشور در آن قرار گرفته نمیتواند بههمینصورت و برای مدت طولانیتری ادامه پیدا کند. دلار رفته به بالای ۲۰ هزار تومان و سکه هشتونیم میلیون. با توجه به تمایلنداشتن بسیاری از بدنه اجتماعی اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات سال آینده، احتمال میرود قوه مجریه هم بهدنبال قوه مقننه به دست اقلیت اصولگرایان بیفتد.
شاید یکپارچگی مدیریت اجرائی کشور باعث شود اندیشه رفع مشکل با آمریکا، عملی شود و تغییراتی در وضعیت معیشتی مردم به وجود بیاید. آنها میتوانند بگویند دیدید روحانی که رفت کنار بعد از هشت سال، وضع چگونه بهتر شد؟! بنابراین توافقی که اصولگرایان خواهند کرد، چون خودشان در آن ذینفع هستند، به سرنوشت مصیبتبار برجام گرفتار نخواهد شد که از همان ابتدا هر تیغ و تیشهای که توانستند بر سر راه آن پرتاب کردند و در نهایت هم تندرو دیگری به نام ترامپ تیر خلاص را در شقیقه نیمهجان آن شلیک کرد؛ بنابراین و برخلاف برجام، مذاکرات اصولگرایان در سال آینده با واشنگتن صرفنظر از اینکه جو بایدن یا دونالد ترامپ در کاخ سفید باشند، ای بسا در کوتاهمدت مانع از فرورفتن بیشتر ایران در وضعیت ناگوار شود.
به گزارش خبرآنلاین حسین امیرعبداللهیان از دیپلماتهای سرشناس جمهوری اسلامی بهشمار میرود و در پستهای مختلفی در وزارت امور خارجه فعالیت کرده است. وی طی دو دهه اخیر در موقعیتهای سازمانی گوناگون، خصوصاً در پست معاون عربی و آفریقائی وزیر امور خارجه، از نزدیک با سردار پیروز، حاج قاسم سلیمانی، همکاری نموده و ارزیابی دقیقی از رویکردهای حرفهای، رفتار سازمانی و روشهای مدیریتی فرمانده نیروی قدس ارائه مینماید. به عقیده امیرعبداللهیان، سردار سلیمانی سه راهبرد مهم را در تلاش شبانه روزی خود تعقیب نموده است: ارتقای جایگاه جهان اسلام، مبارزه با تروریسم و ممانعت از تجزیه عراق و سوریه که در تحقق هر سه راهبرد موفقیت قاطع بهدست آورده است.
بخش هایی از گفتگو با امیرعبداللهیان با فصلنامه مطالعات سیاست خارجی تهران را بخوانید؛
*اولین چیزی که من را خیلی جذب ایشان کرد روحیهی مکتبی و بیآلایش و سادگی ایشان در رفتار بود. مثلاً وقتی در حوزهی مأموریتی خودش یک کاری داشت که باید وزارت خارجه انجام میداد. ایشان در جایگاهی بود که باید به وزیر خارجه زنگ میزد و آن درخواست را میکرد. اما اگر حس میکرد مثلاً در نهایت کار قرار است کارشناس یا معاون سادهی اداره سیاسی در وزارت خارجه، آن کار را انجام دهد مستقیم به آن فرد زنگ میزد. خود من این طور با سردار آشنا شدم. با اولین تماس تلفنی و درخواستی که راجع به یک موضوعی داشت. درحالی که من یک کارشناس بودم البته اصلاً اینجوری نبود که وزارت خارجه یا وزیر را بخواهد دور بزند اما برای اینکه کار انجام بشود خیلی خودش را منتظر و معطل نگه نمیداشت.
دیدارهای متفاوت سردار سلیمانی با رهبر انقلاب زمانیکه به بن بست می رسید
*بارها من میدیدم وقتی که در پیچیدگیهای مسائل منطقه و مشکلاتی که به ایشان روی آورده بود و به بنبست رسیده بودند. میرفتند با حضرت آقا ملاقات میکردند؛ یا در جلسهای که راجع به موضوع برگزار میشد و حضرت آقا در آنجا رهنمودها و توصیههایی داشتند، وقتی ایشان بیرون میآمد مثل کسی بود که در یک چشمهی آب زلال رفته، سیراب شده و بیرون آمده است.
علت تاخیر در حمله سپاه پاسداران به پایگاه آمریکایی عین الاسد بعد از ترور سردار سلیمانی /واکنش حاج قاسم به پیام محرمانه محمد بن سلمان
*مثلاً یکی از این موارد زمانی بود که حتی بعضی از بزرگان ما در کشور در موضوع سوریه حس میکردند دیگر در سوریه بیشتر از این نمیتوانیم جلو بریم و به مردم سوریه و برای حل معظل سوریه کمک بکنیم. وقتی جلسه شورای عالی امنیت ملی به ریاست مقام معظم رهبری برگزار شد، من یک ربع بعد از جلسه، ایشان را در منطقهی پاستور و ریاست جمهوری که قراری داشتیم، دیدم. سردار سلیمانی متبسم و خیلی شاد و شاداب گفت امیرعبداللهیان، آقا تکلیف همهمان را روشن کردند و باید برویم با تمام توان هر کاری میتوانیم انجام بدهیم چنین حالتی داشت و با یک شادابی و نشاط و انگیزه ویژه بود.
سردار سلیمانی مانند یک دیپلمات حرفه ای مذاکره می کرد
*من میدیدم که سردار سلیمانی در سطوح مختلف واقعاً مثل یک دیپلمات حرفهای مذاکره میکند. با مقامات سیاسی، با رهبران کشورها مذاکره میکند. هرچند ابعاد مذاکره سردار سلیمانی مثل مذاکرات ما دیپلمات ها و وزارت خارجهای ها انعکاس خبری پیدا نمیکرد اما شما تأثیرش را در ظاهر و در میدان میدیدید.
سردار سلیمانی مسئول تیم مذاکره کننده ایران و عراق و آمریکا بود
*به عنوان یک تجربهی خیلی مهم، زمانی که به درخواست رهبران سیاسی عراق از جمهوری اسلامی ایران و با موافقت مقام معظم رهبری قرار شد ایران و عراق و آمریکا، در سال ۱۳۸۶ در بغداد مذاکره کنند، در ارتباط با آن مذاکرات مسؤول پرونده و هدایت تیم مذاکره کننده سردار سلیمانی بود، از طرف ما آقای کاظمی قمی، سفیر وقت ما در عراق، آقای دکتر امیری، از شورای عالی امنیت ملی، و از وزارت امور خارجه بنده، در آن مذاکرات بودیم. دوستانی که در آن مذاکره بودند، شهادت میدهند سردار سلیمانی برای ما دهها ساعت جلسه میگذاشت. آن موقع آقای دکتر لاریجانی دبیر عالی شورای امنیت ملی بودند. ایشان هم در این موضوع نقش داشتند. اما مسؤولیت مستقیم به عهده سردار سلیمانی قرار گرفته بود و ایشان بخوبی از ظرفیت آقای لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی بهعنوان دبیرخانه و از ظرفیت دستگاهای ذیربط، استفاده می کردند دهها ساعت وقت میگذاشتند برای این چنین مذاکره حساسی ایشان به نکاتی توجه میکرد که شما حداقل باید ده سال وزیر خارجه باشی که بتوانی فقط این مسایل را در یک مذاکره دیپلماتیک درک کنی؛ آن هم با طرف پر مدعایی مثل آمریکا. جدای از آن در قانع کردن طرفهای مختلف بالاخره مذاکرات سیاسی نیاز بود. اینها ویژگیهایی بود که ایشان بعنوان یک دیپلمات عمل میکرد.
*گاهی اوقات زنگ میزد و یک کاری را از من در وزارت امور خارجه میخواست. من آن کار را در روال خودش میگذاشتم و سریع هم انجام میشد. هفته بعد که همدیگر را میدیدیم اولین سؤالی که میپرسید میگفت امیرعبداللهیان کار آن فرد انجام شد؟ آن موضوع که با شما صحبت کردم به نتیجه رسید؟ گاهی اوقات وضعیت و احوال افراد پیرامون خودش را خیلی بادقت و با جزئیات دنبال میکرد.
ماجرای غذای کرمانی دستپخت همسر سردار سلیمانی
*یک وقتی ما با سردار سلیمانی در دفترش جلسه داشتیم چهار پنج نفر بودیم موقع ناهار شد غذا برای ما آوردند. بعد یک ظرف غذای مخصوص کرمانی، همسر سردار سلیمانی درست کرده بود و برای سردار فرستاده بود. سردار غذا را باز کرد. اسمش را فراموش کردم یک غذایی خاص کرمان بود. ظرف غذا را باز کرد. گفت خانمم بهخاطر اینکه خیلی وقت است بیرون بودم و نرسیدم موقع شام و نهار خانه باشم، این غذای خاص را درست کرده است صبح به من گفت این غذا را میفرستد. سپس بلند شد برای یکیک ما این غذا را در کنار غذای اصلی که داشتیم توزیع کرد. بعد اشاره کرد به آقای پورجعفری، (جا دارد از سردار شهید پورجعفری هم در این گفتوگو یادی بکنیم.) گفت آقای پورجعفری بگو یک تعداد ظرف بیاورند و بشمار ببین بچههایی که در ساختمانند چند نفرند؟ آقای پورجعفری آمد گفت که حاج آقا از سرباز جلوی در تا اینجا مثلا دوازده نفرند. ما مشغول ناهار بودیم. سردار برای تمام این دوازده نفر از این غذا تقسیم کرد. گفت اینها را ببرید به همهشان بدهید. برای خودش تقریباً هیچی نماند. دیدم آن آخرش یک لقمهای نان گرفته ته ظرف را پاک میکند. من ظرف خودم را مقابلش گذاردم گفتم حاجی این را با هم بخوریم برای شما چیزی نمانده است گفت نه خانم من به اندازهی کافی برای شب گذاشته است. شما غذایتان را میل بکنید. این در حالی بود که آن جلسهی ما یک جلسهی پرچالش و پراسترسی بود اما توجهش به آن سربازی که جلوی در ساختمان ایستاده هم بود تا از این غذایی که همسرش فرستاده، محروم نشود.
نوع برخورد نظامی سردار سلیمانی با نیروهایش
*گاهی از دوستانشان میشنیدم و بعضی وقتها چون زیاد با ایشان ارتباط داشتم میدیدم ممکن بود در هنگام عملیات آن تحکم خاص خودش را به نیروهای زیرمجموعهش هم داشته باشد. گاهی اوقات که ممکن بود یک نفر از رفتارش در اوج فرماندهیش حس خوبی هم نداشته باشه ولی شاهد بودم بعد از گذشت بیست دقیقه کار که انجام میشد خود سردار حواسش بود که مثلاً این فرد از آن برخورد نظامی سردار که لازمهی کارش بوده رنجیده خاطر شده است. میآمد عذرخواهی میکرد. من یک وقتی به یکی از این دوستان در حضور سردار یک انتقادی کردم. گفتم من اگر سردار سلیمانی مثلاً در محیط نظامی این جوری بهم دستور میداد نمیتوانستم تحمل کنم گفت ببین وجه دیگر شخصیت سردار سلیمانی به گونهایست اگر به گوش ما هم بزند میدانیم یک ساعت بعد سردار سلیمانی این را از دل ما بیرون میآورد. اما در کار جدیست در کار دیر بجنبیم توبیخ میشویم و باید کارو وظیفهمان را درست انجام بدهیم.
*سردارسلیمانی برای «صلح» تلاش میکرد بهترین تعریفی که میشود از سردار سلیمانی کرد و بهترین عنوانی که میشود در تابلوها برای اسم سردار سلیمانی استفاده کرد «سردار صلح» است. سردار سلیمانی برای امنیت، برای صلح در جهان اسلام، برای امنیت حداکثری در ایران، شب و روز نداشت.
نیروهای نظامی ایران دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک بودند
*بخش نظامی ایران کمتر از دو ساعت بعد از ترور سردار سلیمانی آماده شلیک به سمت پایگاههای آمریکا در منطقه بود و فقط منتظر بودند فرماندهان تصمیم بگیرند هدف کدام پایگاه، و در کجا باشد. آن چیزی که باعث شد با سه روز چهار روز تأخیر این شلیک انجام شود و این انتقام گرفته بشود یک بخش مهمش این بود که حرمت پیکر شهدای این حادثه و شخص سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس حفظ بشود و اجازه داده شود مردم احترام خودشان را به پیکر این شهدا ادا کنند. پیکر مطهر شهدا دفن شود مراسم تشییع و تجلیل از این شهدا تحت تأثیر عملیات تلافی جویانه قرار نگیرد. لذا وقتی پیکر مطهر سردار سلیمانی دفن شد. وقتی پیکر مطهر ابومهدی المهندس در وادی السلام دفن شد. وقتی مطمئن شدند هر دو پیکر مطهر و همراهانشان دفن شدند دستور شلیک داده شد و نقطهای که باید زده بشود زده شد.
* درست است سردار سلیمانی یک شخصیت کاریزماتیک داشت اما به لحاظ ساختاری به لحاظ همان نبوغی که داشت و ویژگیهایی که داشت ایشان کاری کرد که اگر یک روزی سردار سلیمانی در قید حیات نباشد، سازمان تحت فرماندهی سردار سلیمانی پویاتر، فعالتر، پرتحرکتر از گذشته و متناسب با تحولات بتواند عمل کند.
واکنش سردار سلیمانی به پیامی که محمد بن سلمان فرستاد
*پیامی را از طرف آقای «محمدبن سلمان» برای ما آوردند در تهران من به عنوان معاون وزیر خارجه، در ساختمان دفتر مطالعات وزارت خارجه، این پیام را از رابط سعودیها دریافت کردم سعودیها در حالی که در یمن در آن مقطع داشتند کاملاً میباختند و واقعاً اگر وضعیت ادامه پیدا میکرد در آن مقطع انصارالله بزرگترین پیروزیها را بدست میآورد، پیام دادند که ما آمادگی داریم با انصارالله مذاکره کنیم، اما به طور سرّی و شرط ما این است که خبری نشود. ژنرال سلیمانی نظامی، وقتی با این قصه مواجه شد به من که معاون وزارت خارجه بودم گفت که من باور ندارم پیامی که سعودیها دادند درست باشد اما برای اینکه فردا نگویند ما پیام صلح دادیم و ایران میتوانست از نفوذ معنویاش استفاده کرده و تشویق به مذاکره بکند تا بین دو کشور مسلمان درگیری نشود به این فرستاده سعودی بگو ما آمادهایم.
*سردار سلیمانی هماهنگی کرد تمام مراحل پیش رفت. قرار ما این شد که در نقطهی مرز زمینی، در نقطهی مورد توافق، از طرف سعودیها یک سرلشکر آمد. از طرف یمنیها همین آقای عبدالسلام که سخنگوی انصار الله است. با همهی ابعادی که داشت مذاکرات انجام شد سرّی توافق شد مذاکرات خبری نشود آن مذاکرات به توافقاتی هم رسید چون مربوط به زمان گذشته است بگویم شاید برای مخاطبین شما جالب باشد. این هم باز از توصیه هایی بود که سردار سلیمانی به ما داشت گفتم که دیپلمات حرفهای بود سردار سلیمانی گفت که شرایط بین سعودی و یمن شرایط خیلی حادی است آنها روزانه دهها سورتی پرواز دارند زن و کودک و پیر و جوان، همه را به خاک و خون میکشند ما دنبال یک موضوع خیلی بزرگ و پیچیده نباشیم بگوییم در حد ۱۵ روز توافق میکنیم در این مناطق آتش بس برقرار بشود و اگر آتشبس را شما متعهد شدید بعد این آتش بس برای گام بعدی توسعه پیدا میکند. در آن مذاکرات توافق شد. روز دوم، سعودیها، همان طور که سردار گفت اینها دارند خدعه میکنند دنبال صلح نیستند مذاکره را خبری کردند و به تعهد پایبند نشدند. خبر را خودشان درز دادند و بهانه کردند و درگیری را شروع کردند.
کمکی که سردار سلیمانی به اربیل و مسعود بارزانی کرد
* یک اتفاقی در عراق افتاد. چند روز نگذشت که داعش به سمت اربیل رفت. من فراموش نمیکنم ساعت یازده شب بود در اتاقم، در وزارت خارجه، نشسته بودم. سرکنسول وقت ما از اربیل زنگ زد گفت تمام مقامات کردی در اربیل چمدانهایشان را بستند و عدهای رفتند و عدهای دارند میروند من چه کار کنم سرکنسولگری را تعطیل کنم بروم سلیمانیه یا بمانم؟ همان موقع سرکنسول ما گفت که آقای مسعود بارزانی درخواست کرده که جمهوری اسلامی ایران به کمک ما بیاید و اگر میتواند نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بیاید به ما کمک کند. سرکنسول وقت ما گفت آقای بارزانی گفته من در ۱۶ ساعت گذشته بارها با آمریکاییها تماس گرفتم گفتند داریم بررسی میکنیم. آمریکاییها هیچ کاری نمیکنند و بیایید به داد ما برسید. این وضعیت در کردستان عراق بود که متهم به خیلی چیزها هست. از جاسوسهای رژیم صهیونیستی گرفته، تا پایگاههای فشردهی آشکار و پنهان آمریکا گرفته و غیره… سردار سلیمانی میرود در فرودگاه اربیل فرود می آید. هر کمکی میتوانسته انجام میدهد و واقعاً این اتفاق افتاد و این کار انجام شد.
در دنیای سیاست در هر نظام حقوقی، شعارها و وعدههای سیاسی یکی از بخشهای جداناپذیر فعالیتهای جریانها و احزاب مختلف هستند. نکته ظریف اما اینجاست که آن ساختارها و حتی واقعبینی حاکم بر خود این احزاب و جریانهای سیاسی اجازه نمیدهند که شعارهای یاد شده و فعالیتهای تبلیغی تبدیل به همه چیز آنها شوند و همواره مرز بین شعار و اقدامات عملیاتی در مقام اداره کشور کم و بیش حفظ میگردد.
این وضعیت اما در کشور ما به شکل مشهودی تفاوت دارد و در موارد بسیاری گروههای سیاسی در قیاس با واقعبینی لازم برای اداره کشور، وزن بسیار بیشتر و سنگینتری را برای شعارها و اقدامات و عملیاتهای تبلیغی خود قائل شدهاند. همین مسأله نیز اکنون باعث شده تا شکاف و فاصله بین شعارها و عمل گسترده شود. این پدیدهای است که به نظر میرسد در مجلس یازدهم هم با شدتی حتی بیشتر از قبل در حال تکرار است. هر چند هنوز زمانی بسیار اندک از عمر این مجلس گذشته ولی در همین زمان کوتاه هم میشود مواردی دال بر صحت این ارزیابی را مورد اشاره قرار داد. برای نمونه طرح موضوع خروج از برجام، خروج از معاهده ان پی تی و حتی توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی است. جدای از اینکه تصمیم در این موارد تا چه اندازه در اختیار پارلمان میباشد، مسأله مهمتر این است که در شرایط فشارهای فزاینده خارجی آیا نمایندگان متقاضی این اقدامات کوچکترین محاسبهای از تأثیر عملی شدن پیشنهاد خود دارند؟ در شرایطی که تحریمهای یکجانبه امریکا حتی دریافت پول نفت ایران از کشورهای دوست را هم دچار مشکل جدی کرده، رفتن به سمتی که بهترین بهانهها را برای افزایش فشارهای خارجی به دست حاکمان کاخ سفید میدهد چه سودی برای ایران خواهد داشت؟
همین دست ایرادات را میتوان به شعارها و موضعگیریهای مجلس در روزهای گذشته درخصوص مسائل مختلفی از فضای مجازی گرفته تا بحث فرهنگ و اقتصاد و آسیبهای اجتماعی و… وارد دانست. این دست شعارها شاید بتوانند یک پایگاه اجتماعی مشخص در کشور را به سر ذوق بیاورند اما مسأله تامین منافع ملی کشور در این موضوع مسأله اصلی است که محل تردید جدی قرار دارد. هم از این منظر که آیا اساساً اجرایی شدن این شعارها با هر فرضی، آثاری مثبت برای کشور در پی خواهد داشت یا خیر؟ و هم از این جهت که آیا سیاستورزی صرفاً عرصه تکیه بر شعار و شورانگیزی در جامعه است یا عرصه محاسبات منطقی با لحاظ منافع ملی؟
در پایان تذکر این موضوع ضروری به نظر میرسد که جامعه فارغ از شعارها و تبلیغات سیاسی، مطالبات و خواستههای خود و مهمتر از اینها درک و دریافتی از شرایط و راههای حل مشکلات در کشور دارد که به تجربه هر روز بیشتر از قبل از تصویر ساخته شده توسط شعارهای مرسوم سیاسی فاصله میگیرد و بخش مهمی از اتفاقات سالهای اخیر را هم باید در همین چارچوب تحلیل کرد. با این وصف برنامههای شعاری نه فقط بازتابی در عمل برای تأمین منافع عمومی کشور ندارند بلکه اخیراً کارکرد تبلیغاتی خود برای اقناع افکار عمومی را نیز بیش از قبل از دست دادهاند و این یعنی چنگ زدن بر ریسمان شعار، راهی نیست که حتی به نتایجی حداقلی و جناحی منجر شود.
به گزارش خبرآنلاین، خیمه انتخاباتی برخی چهره ها که برای انتخابات ۱۴۰۰ خیز برداشته اند برپا شده است و چراغ خاموش فعالیت ها را کلید زده اند، در این میان اصلاح طلبان همچنان در بیم و امید تایید صلاحیت شدن کاندیدا هستند و هنوز تکلیف خود با انتخابات پیش رو را مشخص نکرده اند.
محمد هاشمی، عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید براینکه برای برگزاری انتخابات پرشور باید فضای انتخابات رقابتی باشد، معتقد است «در انتخابات ریاست جمهوری کسانی باید شرکت کنند که در عیار تصدی جایگاه مهم ریاست جمهوری باشند.»
او البته منعی برای حضور افراد مختلف در عرصه انتخابات قائل نیست و تأکید میکند نه تنها محمود احمدی نژاد، بلکه هر فردی که شرایط اعلام شده در قانون اساسی را دارد؛ باید حق حضور به عنوان کاندیدا در عرصه انتخابات را پیدا کند.
او که مدتیست از حزب کارگزاران جدا شده است از برنامه جریانات اصلاحات برای انتخابات ۱۴۰۰ ابراز بی اطلاعی می کند اما معتقد است برخلاف اصولگرایان که کاندیداهایشان از سد شورای نگهبان عبور می کنند اصلاح طلبان و اعتدالیون همچنان در پیچ و خم نظارت استصوابی هستند.
آنچه در ادامه میخوانید مشروح گفتگوی خبرآنلاین با محمد هاشمی است؛
*****
*آقای هاشمی! در فاصله ای که تا انتخابات ریاست جمهوری آینده باقیمانده تحرکات چهره ها و برخی طیف های سیاسی از مدتی قبل کلید کرده است و حتی خبرها حکایت از فعال شدن برخی ستادهای انتخاباتی هم دارد. پیش بینی شما از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ چیست، فکر می کنید شاهد حضور چهرههای جدیدی در عرصه انتخابات خواهیم بود؟
بنده به این دلیل که رابطهای با احزاب و جناحهای سیاسی ندارم، نمیتوانم در خصوص تصمیم آنها برای به میدان فرستادن افراد مختلف به انتخابات اظهار نظر کنم.
اصولگرایان هر کاندیدایی را اراده کنند از سد شورای نگهبان عبور می کند
*به نظر می رسد طیف های سیاسی معمولا روی کاندیداهایی سرمایه گذاری می کنند که مطمئن باشند از فیترهای نظارتی شورای نگهبان رد می شوند و یک دلیل اینکه هر دوره چهره های تکراری در صحنه رقابت حضور دارند و ظهور و بروز چهره های جدید کمتر است شاید همین باشد و ….
ببینید شورای نگهبان نسبت به اصولگرایان سختگیری نمیکند و تا کنون این جناح هر فردی را که اراده کرده، توانسته از سد شورای نگهبان عبور دهد. حساسیت و سخت گیری شورای نگهبان بر روی چهرههای جریان «اعتدال» و یا «اصلاح طلب» بسیار بیشتر بوده است.
در انتخابات اسفندماه گذشته مردم مشاهده کردند که بخشی از نامزدهای انتخاباتی نزدیک به تفکر اصلاح طلبان و یا اعتدال گرایان نتوانستند از سوی شورای نگهبان مجوز ورود به عرصه انتخابات را بگیرند، اما این موضوع برای کاندیداهای جناح مقابل به این شکل پیش نرفت.
محمد هاشمی: نگاه شورای نگهبان سختگیرانه است /احمدینژاد هم حق کاندیداتوری دارد
انتخابات رقابتی باشد مردم هم پای صندوق رأی می آیند
*به انتخابات اسفندماه اشاره کردید. در این انتخابات یک کاهش مشارکت را تجربه کردیم که نمونه آن پیشتر رخ نداده بود، پیش بینی شما از میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ چیست و الزامات افزایش مشارکت؟
تجربه برگزاری انتخابات در کشور ما نشان میدهد؛ هر زمان که انتخابات به سمت رقابتی شدن حرکت کرده، مردم نیز برای حضور در پای صندوقهای رأی تمایل بیشتری از خود نشان دادهاند. یک انتخابات رقابتی، آن هم در سطح ریاست جمهوری زمانی رقم میخورد که عیار کاندیداها هم وزن جایگاهی همچون ریاست دولت باشد. یعنی اینطور نباشد که یک سری چهره ناشناخته در کنار افرادی که توانایی میدیریت کشور را دارند به رقابت بپردازند.
*چگونه میتوان چنین انتخاباتی را برگزار کرد؟
بنده معتقدم نباید ساختار انتخابات مهندسی شود. یعنی شورای نگهبان باید طی یک فرایند دقیق اجازه ورود افراد کاربلد به صحنه را بدهد. زیرا مردم زمانی که حس کنند با وجود رأی دادن و یا عدم مشارکت آنها، شخص موردنظر یک جریان خاص توفیق حاصل خواهد کرد؛ نسبت به تعیین سرنوشت خود بی میل میشوند.
مردم در انتخابات اسفندماه مشارکت کمتری داشتند چون….
انتخابات اسفندماه یک نمونه بارز در تشخیص ملاک مردم برای مشارکت در پای صندوقهای رأی است. مردم زمانی که در مواجهه با لیستهای انتخاباتی قرار گرفته و از روند تایید صلاحیتها مطلع شدند، به این نتیجه رسیدند که خواه ناخواه نتیجه انتخابات از پیش مشخص است و حتی در این فضا بسیاری از کسانی که اصل را بر مشارکت در انتخابات میدانستند؛ نسبت به شرکت در انتخابات ابراز تمایل نکردند.
*برخی از صاحبنظران در حوزه سیاست هشدار میدهند که در فضای عدم مشارکت مردم در انتخابات، احتمال ظهور برخی از «شومن» ها و یا افرادی که با شعارهای عوام فریبانه کار خود را به پیش میبرند، وجود دارد. به نظر شما این خطر برای انتخابات ۱۴۰۰ متصور است؟
بنده در خصوص هیچ یک از فعالان سیاسی چنین واژههایی را به کار نمیبرم و معتقدم هر فردی در ذیل قانون اساسی جمهوری اسلامی حق شرکت در انتخابات، و عرضه برای کسب رأی دارد. حتما فردی که جسارت حضور در انتخابات را پیدا میکند، بر اساس یک اندیشه و برنامه پا به عرصه میگذارد. مردم نیز بعد از چهل سال و شرکت در چندین انتخابات به درجهای از بینش سیاسی رسیدهاند که در مواجهه با «برنامه» و «شعارها»، بهترین را انتخاب کنند.
احمدی نژاد هم حق کاندیداتوری در انتخابات را دارد
*بر اساس سخن شما، آقای احمدی نژاد هم حق دارد در انتخابات به عنوان کاندیدا حضور پیدا کند و…
بله! نه تنها ایشان، بلکه هرکسی که قانون اساسی او را تایید میکند، حق حضور در انتخابات را دارد. البته باید توجه داشت، قانون اساسی بحث نظارت استصوابی را به شورای نگهبان داده و این شورا نیز باید در بحث بررسی صلاحیت افراد عواملی مختلفی را مدنظر قرار بدهد.
عملکرد شورای نگهبان در نظارت استصوابی خوب نبوده است
متاسفانه شورای نگهبان در این بخش دقیق عمل نکرده و شاهد بودیم که در یک دوره فردی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی به بهانههای مختلف رد صلاحیت میشود و افراد دیگری به تایید این شورا میرسند. واقعیت امر این است که شورای نگهبان در بررسی صلاحیت افراد از معیار خاصی که برآمده از «شایسته سالاری» باشد تبعیت نمیکند. این رفتار شورای نگهبان مختص به یک انتخابات نبوده و در چندین انتخابات دیگر نیز نمود داشته است.
*آقای هاشمی با این پیش فرضی که در نوع نظارت شورای نگهبان گفتید این احتمال وجود دارد که جریان اعتدال و اصلاحات به طور کل از شرکت در انتخابات کنار بکشد؟
بنده قبلا هم عرض کردم به این دلیل که ارتباطی با اصلاح طلبان ندارم، در جریان تصمیمات آنها نیز نیستم. باید ببینیم چه پیش خواهد آمد…
*اساسا فکر میکنید عقب نشینی یک جریان سیاسی برای حضور انتخابات تاکتیک مناسبی باشد؟
رخدادهای سیاسی در ایران در یکسال باقی مانده تا انتخابات ۱۴۰۰ معلول عوامل گستردهای است و هر تحلیلی در این خصوص نیز مبتنی بر حدس و گمان خواهد بود؛ به همین دلیل من در خصوص این دست از سوالات اظهار نظر نمیکنم.
کرونا و شرایط اقتصادی فعلی به شدت بر انتخابات ۱۴۰۰ تاثیر خواهد گذاشت
باید توجه داشته باشیم همین موضوع بیماری «کرونا» و شرایط کنونی کشور به خصوص در بحث اقتصاد از جمله عواملی هستند که بشدت بر روی انتخابات سال آینده و روند پیش رو تاثیر دارند و از هم اکنون نمیتوان در خصوص وقایع انتخابات ۱۴۰۰ به راحتی صحبت کرد.
تصاویری که از بامداد روز جمعه در فضای مجازی با عنوان وقوع انفجار در منطقه شرق تهران منتشر شده مربوط به انفجار یک مخزن گاز صنعتی در حاشیه یکی از مراکز وزارت دفاع بوده و هیچ ارتباطی به تاسیسات نظامی واقع در منطقه فوق ندارد.
اطلاعات تکمیلی در خصوص این رخداد تا دقایقی دیگر از سوی مراجع ذیربط اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از کانال تلگرامی «نورنیوز»، امیرسرتیپ دوم عبدی،سخنگوی وزارت دفاع درباره مشاهده نور و صدای انفجار در شرق تهران گفت:«یک مخزن گاز در منطقه عمومی پارچین منفجر شده و آتش نیز توسط نیروهای اطفا حریق کنترل شده و تلفاتی هم نداشتیم.»
او همچنین افزود: «همکاران ما در محل مستقر هستند و در حال بررسی دقیقتر موضوع هستند انشاءالله به محض این که اطلاعات تکمیلی را به دست بیاوریم اطلاع رسانی خواهیم کرد.»
توضیحات سخنگوی وزارت دفاع درباره منشا نور و صدای انفجار شرق تهران
پیش از این حمیدرضا گودرزی معاون امنیتی استاندار تهران وقوع انفجار را در شرق تهران تائید کرده بود و گفته بود: «جزئیات این موضوع در دست بررسی است.»