احمد حکیمی، دبیرکل حزب اراده ملت و رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره استعفای محمدرضا عارف از ریاست شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گفت: مدت زیادی است که دیگر به جلسات شورای عالی سیاست گذاری نمیروم و امروز از استعفای عارف باخبر شدم.
وی در واکنش به ادعای استعفای عارف در اسفند ۹۸ و اطلاع شورای هماهنگی از این موضوع نیز گفت: محمدی نماینده انجمن اسلامی معلمان در جلسه پیشین شورای هماهنگی اصلاحات حضور داشت اما مطلبی درباره استعفای محمد رضا عارف مطرح نکرد و ما تا امروز اطلاع نداشتیم.
دبیرکل حزب اراده ملت در پاسخ به این سوال که ادامه فعالیت شورای عالی سیاست گذاری به چه شکل خواهد بود، گفت: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نهاد بالادستی شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان است و تصمیم گیری درباره استمرار فعالیت این مجموعه با شورای هماهنگی است.
وی افزود: با این حال بررسی استعفای رئیس و نایب رئیس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان وظیفه شورای هماهنگی نیست و این موضوع باید در جلسات خودشان بررسی شود.
حکیمی پور درباره زمان تشکیل جلسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفت: جلسه این شورا طبق روال فردا (یکشنبه) و با حضور اکثریت اعضا برگزار خواهد شد.
۷ دستاورد نظامی و جدید نیروی زمینی سپاه را ببینید و بشناسید +عکس
در جریان بازدید سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه از نمایشگاه توانمندیها و دستاوردهای سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه، از آخرین دستاوردهای دفاعی این سازمان رونمایی شد.
خودروی زرهی آبی- خاکی مکران
این خودرو یک نفربر آبی-خاکی موثر است که به یک سیستم کنترل آتش و سایت دید شامل دوربین روزانه و سنسور حرارتی با قدرت آشکارسازی تا ۴۰۰۰ متر و مسافتیاب لیزری برد ۱۰ کیلومتر مجهز شده است.
امکان رهگیری و شلیک با مانیتور، بارگیری مهمات سریع و … از دیگر ویژگیهای این نفربر است.
پهپاد معراج
این پهپاد یک پهپاد شناسایی است که از فناوری دوربین آسانسوری برخوردار است و مداومت پروازی آن بیش از ۱۰ ساعت است.
این پهپاد با وزن برخاست ۳۳ کیلو، طول بال ۳.۶ متر و برد ۱۰۰۰ کیلومتر در سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نزسا تولید شده است.
نفربر مدرنیزه BTR-۶۰
در این طرح که به منظور ارتقا توان عملیاتی و رزمی نفربر BTR-۶۰ اجرا شده است، قابلیتهایی چون سیستم خوراکدهی سلاح به صورت اتوماتیک، سایت روزانه دیجیتال و شبانه حرارتی توپچی، سیستم استابلایزر و کنترل موقعیت، سیستم مسلحکننده برقی، سیستم تهویه گاز باروت و … فراهم شده است.
برجک رعد-۲
این طرح که به منظور نصب برجک با توپ ۳۰ میلیمتری و سلاح ۷.۶۲ بر روی خودروهای MRAP اجرا شده است، برجکی با حداقل ابعاد با امکا ن کنترل آن توسط اپراتور از بیرون برجک است.
کاوشگر۱
این سامانه یک سامانه راداری و الکترواپتیکی نفوذ در زمین جلونگر است که برای کشف و آشکارسازی مین و اقلام انفجاری از فاصله دور به کار گرفته میشود.
این سامانه قابلیت کشف و آشکارسازی مین، تله و اقلام انفجاری با بدنه فلزی و پلاستیکی مدفون در خاک را بین ۷ تا ۳۰ متر دارد.
برد آشکارسازی مینهای ضدنفر توسط این سامانه ۷ تا ۱۵ متر و در عمق ۵ تا ۱۰ سانتیمتر است و عمق آشکارسازی مین ضدتانک و اقلام انفجاری مدفون در خاک نیز بین ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر است.
سرعت عملکرد این سامانه نیز اسکن ۵ تا ۱۰ کیلومتر در ساعت است.
هدایت ۱۲۲
این پروژه به منظور هدایت دقیق راکتهای کاتیوشا اجرا شده است.
تیربار هجومی ثعبان
این پروژه به منظور بهینهسازی تیربار هجومی ۷.۶۲ انجام شده است که حداکثر برد موثر آن ۸۰۰ متر و با نواخت تیر ۶۰۰ تا ۷۰۰ تیر در دقیقه شلیک میکند.
وزن این سلاح ۶ کیلوگرم و سیستم تغذیه آن نوار ۲۵ و ۷۵ تایی است.
نمایش جدیدترین دستاوردهای نظامی نیروی زمینی سپاه در حضور سردار سلامی
به گزارش خبرآنلاین به نقل از سپاه نیوز، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) با حضور در نمایشگاه دستاوردهای سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نزسا، از جدیدترین دستاوردهای نیروی زمینی سپاه بازدید کرد.
این دستاوردها پس از احصای نیازمندی های عملیاتی در مراکز تحقیقاتی نیرو و با بهرهگیری از توان جامعه نخبگانی و دانشگاهی کشور از ایده به محصول تبدیل شده است.
نمایش جدیدترین دستاوردهای نظامی نیروی زمینی سپاه در حضور سردار سلامی
جدیدترین دستاوردهای نیروی زمینی سپاه در حوزه جنگ الکترونیک، فاوا، پهپاد و زرهی در بازدید فرمانده کل سپاه از سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نیروی زمینی سپاه به نمایش درآمد.
سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه و جمعی از معاونین ستاد فرماندهی کل سپاه و نیروی زمینی سرلشکر سلامی را در این بازدید همراهی کردند.
به گزارش خبرآنلاین، «برنامه اصلاح طلبان برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟» سوالی که پاسخ آن از سوی اصلاح طلبان با اما و اگر و ابهام روبروست، شورایعالی سیاستگذاری به بن بست رسیده است و موج استعفاها در این شورا به راه افتاده است. از سوی دیگر نگرانی از بابت رویکرد شورای نگهبان به کاندیداهای این جریان نیز همچنان وجود دارد.
محمد سلامتی، وزیر کشاورزی دولت شهید رجایی معتقد است؛ «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان» در زمینه کار انتخاباتی موفق عمل کرده و از ابتدا بنا نبوده که این شورا به کار منتخبین خود در «دولت»، «مجلس» و حتی «شورای شهر» نظارت کند.
این سیاستمدار اصلاح طلب با تأکید بر حفظ نیروهای جبهه اصلاحات، بیان میکند؛ “برای چهرههایی همچون محمدرضا عارف هزینه شده است و نباید به راحتی این افراد از جریان اصلاحات جدا شوند.”
او با انتقاد از نوع برخورد شورای نگهبان با دو جناح «اصلاح طلب» و «اصولگرا»، میگوید: اصولگرایان در مسیر کار انتخاباتی خود مشکلاتی همچون اخذ «تایید صلاحیت» از شورای نگهبان را ندارند و حتی بخشهایی از حاکمیت امکانات لازم برای کار انتخاباتی را در اختیارشان قرار میدهد.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین با محمد سلامتی را در ادامه بخوانید؛
******
*آقای سلامتی! در روزهایی که اصولگرایان تحرکات انتخاباتی برای سال ۱۴۰۰ را کلید زده اند، به نظر میرسد که یک بی تفاوتی به انتخابات سال آینده همچنان در میان اصلاح طلبان موج میزند. دلیل این انفعال موجود در جریان اصلاحات از نگاه شما چیست؟
اصولگرایان همیشه از تحقق برنامههای خود اطمینان دارند و طبیعی است از هم اکنون برای انتخابات سال آینده برنامه ریزی کنند. آنها در مسیر انتخابات نه با مشکل «رد صلاحیت» مواجه میشوند و نه «کمبود امکانات»، به همین دلیل در کار انتخاباتی مسیر ساده تری نسبت به اصلاح طلبان دارند.
اما در اردوگاه اصلاح طلبان مشکلاتی همچون رد صلاحیت «عناصر اصلی»، برخوردهای جناح مخالف و حتی ارگانهایی که با ایشان موافق نیستند، همواره وجود داشته است. با این تفاسیر مشخص است که تحرک اصلاح طلبان برای انتخابات سال آینده کمتر از جناح مقابل باشد.
اتفاقات انتخابات اسفند ۹۸ برای اصلاح طلبان شوک نبود
*به نظر می رسد که اصلاح طلبان همچنان در شوک شکست انتخابات مجلس هستند و حتی پیشاپیش شکست در ۱۴۰۰ را هم پذیرفته اند.
بنده اتفاقات اسفندماه سال گذشته را به عنوان یک شوک تلقی نمیکنم. همواره یک جناح سیاسی در مسیر حرکت خود روزهای خوب و بد را در کنار هم دارد. گاهی در حرکت یک جریان سیاسی بن بست ظاهر میشود و لازم است در آن وضعیت دست به تجدید قوا در میان نیروهای سازمانی خود بزند تا بتواند در عرصه انتخابات بعدی، با قدرت ظاهر شود.
اصلاح طلبان عرصه را برای همیشه واگذار نکرده اند، باید تجدیدقوا کنند
اصلاح طلبان در دوره هفتم و هشتم ریاست جمهوری بسیار موفق بودند و توانستند دولت «اصلاحات» را مستقر کنند. شاهد بودیم که اصلاح طلبان بعد از دوران آقای خاتمی دولت را به جناح رقیب واگذار کردند و شکست خوردند، اما این شکست به معنای پایان کار نبود و دوباره در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و چهارسال بعد از آن در سال ۹۶ این اصلاح طلبان بودند که دولت را به پیروزی رساندند. امروز نیروهای اصلاح طلب نباید احساس کنند که عرصه برای همیشه واگذار کردهاند، بلکه دوباره میتوان با تجدید قوا در نیروهای خود و تعیین یک «استراتژی جدید» به موفقیت رسید.
انتقاد محمد سلامتی از تخریب اصلاح طلبان توسط خودیها /عارف باید حفظ شود
*برخی نقدها متوجه «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان» میشود و به نظر میرسد که برخی به این نتیجه رسیدهاند که این شورا دیگر کارکرد سابق را ندارد. آیا شما اساسا با این دست از نقدها موافق هستید؟
بسیاری از نقدهایی که به «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان» میشود، موجه نیست. گاهی یک سلسله از نقدها به این شورا میشود که اساسا انطباقی با وظایف از پیش تعیین شده برای این شورا، ندارد.
قرار نبود شورایعالی سیاستگذاری بر عملکرد مجلس و شوراها نظارت کند
در سال ۹۴ این شورا به این دلیل تشکیل شد تا بتواند آن دسته از احزابی را که به هر دلیلی در ذیل «شورای عالی هماهنگی جبهه اصلاحات» فعالیت نمیکردند را بر گرد یک میز بنشاند. در آن زمان باید تلاشی صورت میگرفت تا بر اساس آن تمامی احزاب جبهه اصلاحات را تجمیع کرد. در کنار این احزاب، افرادی نیز در میان اصلاح طلبان وجود داشتند که به صورت فردی از جایگاه مهمی برخوردار بودند و لازم بود این شورا از ظرفیت آنها نیز بهرهمند شود.
خروجی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، پیروزی در دو انتخابات بعدی در سال ۹۴، و دو سال بعد از آن یعنی انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر گذشته بود. برخی این نقد را مطرح میکنند که چرا شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بر عملکرد نمایندگان اصلاح طلب در «مجلس شورای اسلامی» و همچنین «شورای شهر» نظارت جدی نمیکند، در حالی از اساس این موضوع جزو وظایف این شورا نبوده است.
فلسفه وجودی شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان تنها تجمیع احزاب و شخصیتهای مهم جریان اصلاحات برای شرکت در انتخابات بود و قرار نبود بر عملکرد «دولت»، «مجلس» و «شورای شهر» نظارت شود.
اصولگرایان از مدل «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان» کپی کردند
*پس شما از نگاه شما عملکرد شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان قابل دفاع است؟
عملکرد این شورا در چند انتخابات بسیار موفقیت آمیز بود و حتی شاهد هستیم جناح رقیب نیز برای پیشبرد اهداف خود از مدل شورای ایجاد شده از سوی اصلاح طلبان، استفاده میکند.بنده معقتدم نباید ضعفهای این شورا را انکار کرد، اما بر این عقیده هستم که بسیاری از نقدها، منصفانه نیست.
تخریب چهرههای اصلاح طلب از درون این جریان جای تاسف دارد
*عملگرد آقای عارف را چطور می بینید، با توجه به نقدهای که مطرح است ایشان را در جایگاه لیدری و مدیریت این شورا می بینید؟
اگر از سوی جناح مقابل یک حمله به سوی آقای عارف صورت بگیرد، قابل پذیرش است، زیرا آنها به دنبال تخریب شخصیتهای مهم جبهه اصلاحات هستند؛ اما باعث تاسف است که از درون جریان اصلاحات نیز شاهد یکسری نقد و تخریب علیه شخصیتهای مهم اصلاح طلب هستیم.
عارف صادقانه کار کرده است، باید او را حفظ کرد
افرادی همانند آقای عارف جزو سرمایههای جریان اصلاحات هستند که برای آنها هزینه شده و نباید به صورت غیرمنصفانه و تخریبی با ایشان برخورد کرد. محمدرضا عارف تا کنون صادقانه کار کرده است و باید برای جریان اصلاحات حفظ شود و باید از ظرفیت ایشان در جبهه اصلاحات و حتی سطح کشور استفاده کنیم. من معتقدم باید حمایت خود را برای حفظ افرادی همانند آقای عارف، ادامه بدهیم.
*دریافت من از سخنان شما این است که شما معتقد هستید همچنان آقای عارف باید در قامت رییس شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان حضور داشته باشد و …
تصمیمگیری در خصوص ریاست و هیأت رئیسه شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان یک امر جمعی است و نمیتوان به صورت شخصی در خصوص آن نظر داد.
عبدالله نوری ریاست شورای عالی سیاستگذاری را نپذیرفت
*جریان اصلاحات ظرفیتی همچون «مجمع روحانیون مبارز» و حتی افرادی همانند آقایان «عبدالله نوری» و…را دارد. فکر نمیکنید زمان آن فرا رسیده که از این ظرفیتها نیز بیشتر استفاده شود؟
بله، بنده نیز همانند شما قائل به این مسأله هستم که باید از این ظرفیتها استفاده جدی شود. البته پیش از این موضوع ریاست شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به آقای نوری پیشنهاد شد که شخص ایشان استنکاف کرد.البته استفاده از ظرفیتهای ذکر شده نباید به معنی کنار زدن آقای عارف تلقی شود، بلکه از همه نیروها در کنار هم بهره گرفته شود. بنده معتقدم اسامی ذکر شده میتوانند خود را به عنوان کاندیدا در شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان مطرح کنند تا اکثریت اعضاء حقیقی و حقوقی در خصوص ریاست و یا نوع همکاری با ایشان تصمیمگیری کنند.
*پس شما همچنان قائل به این موضوع هستید که باید شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان با ساختار کنونی به کار خود ادامه دهد؟
بنده در کل عملکرد این شورا را مثبت ارزیابی میکنم، اما ادامه حیات این شورا منوط به تصمیم احزاب اصلاح طلب است. احتمال دارد که این احزاب دست به اصلاح در ساختار این شورا بزنند و یا شاید «شورای عالی هماهنگی جبهه اصلاحات» به گونهای عمل کند که تمامی احزاب اصلاح طلب را در دل خود جا دهد.
اگر به هر دلیلی یک ساختار جدید برای ادامه کار اصلاح طلبان تشکیل شود، باید تلاشی صورت بگیرد تا تمامی افراد شاخص به عنوان «مشاور و یا عضو» و احزاب جبهه اصلاحات در کنار هم قرار بگیرند تا در عرصه انتخابات و سپهر سیاسی ایران موفق ظاهر شوند؛ و البته نباید در بند نام و نشان خاصی نیز برای ساختار جدید باشیم.
تشکیل پارلمان اصلاحات را مفید و قابل تحقق نمی بینم
*موضوع تشکیل پارلمان اصلاحات به کجا رسیده است؟
پیشنهاد تشکیل پارلمان اصلاحات حدود ۱۵ سال پیش مطرح شد و در آن زمان به عنوان یک پیشنهاد جدی به آن نگاه نشد. در حدود ۱۸ ماه قبل دوباره این موضوع در «شورای عالی هماهنگی جبهه اصلاحات» و همچنین «شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان» بر سر زبانها افتاد. تا کنون نیز این موضوع به نتیجه نرسیده است؛ بنده نیز شخصا تشکیل چنین ساختاری را مفید و قابل تحقق نمیبینم و اعتقاد دارم به جای این کار میتوان در مسیر بهرهگیری از ظرفیت تمامی احزاب و شخصیتهای اصلاح طلب حرکت کرد.
کاندیدای اصلاحات در ۱۴۰۰ باید صددرصد به این جریان تعلق داشته باشد
*برخی از نیروهای اصلاح طلب معتقدند که جریان اصلاحات در انتخابات ۱۴۰۰ باید فقط به سمت نیروهایی با هویت اصلاح طلبی برود، این ایده را قبول دارید یا باید متناسب با شرایط استراتژی را انتخاب کرد؟
در گذشته و بنا به اقتضائاتی جریان اصلاحات مجبور شد از چهره هایی خارج از جریان کمک بگیرد تا برای مثال در مجلس چهارم افراطیون به قدرت نرسند. اما امروز این کار دیگر موضوعیت ندارد و جبهه اصلاحات نیز نباید زیر بار این دست از نیروها برای انتخابات برود.
باید تلاش کنیم تا در انتخابات سال ۱۴۰۰ عناصری را به عرصه بفرستیم به صورت صد در صد به جریان اصلاحات تعلق دارند. این اتفاق برای انتخابات دوره بعد مجلس شورای اسلامی نیز باید رخ بدهد. البته نمایندگان اصلاح طلب مجلس میتوانند بعد از ورود به مجلس به فراخور زمان و مسائل دیگر با برخی از جریانات ائتلاف کنند، اما استفاده از این تاکتیک از نظر بنده پیش از انتخابات یک کار بیهوده و عبث است.
مردم باید سرنوشت خود را در انتخابات ببینند
*فکر میکنید اصلاح طلبان در سال ۱۴۰۰ باید چه نوع استرتژی را در پیش بگیرند تا بتوانند موفق شوند؟
پاسخ به این سوال از حالا که یکسال تا انتخابات زمان باقی است، بسیار سخت است و نمیتوان با قاطعیت در خصوص آن صحبت کرد. امروز جامعه ما یک حالت انفعالی نسبت به انتخابات دارد که ریشه آن نیز در اسفندماه سال گذشته است. اگر این فضا به سال آینده نیز تسری پیدا کند، اصلاح طلبان نمیتوانند به صورت جدی وارد عرصه شوند.
اصلاح طلبان سخنگوی طبقه متوسط و محروم جامعه هستند و شاهد هستیم که این دو طبقه اجتماعی تمایل چندانی به مشارکت در پای صندوقهای رأی ندارد. بنده امیدوارم این تفکر و انفعال از بین برود و مردم بار دیگر تغییر سرنوشت خود را تنها در امر مشارکت در انتخابات جستجو کنند؛ قطعا در چنین فضایی اصلاح طلبان نیز میتوانند موفق عمل کنند.
بعید است شورای نگهبان اصلاح طلبان را به راحتی تایید کند
*آقای سلامتی ار دغدغه ردصلاحیت ها را کنار بگذارید و تصور کنیم شورای نگهبان رویکردی متفاوت با کاندیداهای شما در پیش بگیرد، کدام از چهره های فعلی این جریان را در جایگاه کاندیدایی که بدنه رأی تان را نیز پای صندوق بیاورد می بینید؟
بنده بعید میدانم که شورای نگهبان با اصلاح طلبان با یک نگاه متفاوت نسبت به آنچه تا کنون بود برخورد کند و نمیتوان به این شورا امیدوار بود. تفکر و شیوه برخورد شورای نگهبان با اصلاح طلبان حاکی از این است که این رویه ادامه خواهد داشت، اما اگر به هر دلیل شورای نگهبان با یک نگاه باز به امر تایید صلاحیت کاندیداها نگاه کند، قطعا مردم با یک شور و هیجان جدی پا به عرصه انتخابات خواهند گذاشت.
در فضایی که نماینده تمامی اقشار جامعه در عرصه انتخابات حاضر باشد، مردم نیز تمایل بیشتری برای رأی دادن پیدا میکنند. در جبهه اصلاحات طیف زیادی از افراد کاربلد وجود دارد و قطعا میتواند با دست باز وارد عرصه انتخابات شود، اما نوع رفتاری که شورای نگهبان با اصلاح طلبان میکند، باعث میشود که دست این جریان در انتخابات بسته بماند.
اصلاح طلبان نباید موضع انفعالی در انتخابات ۱۴۰۰ داشته باشند
*اصلاح طلبان برنامهای برای انتخابات شورای شهر سال آینده دارند یا باید منتظر اتفاقات اسفندماه در انتخابات ۱۴۰۰ نیز باشیم؟
جریان اصلاحات متشکل از دهها حزب و جبهه مختلف است و قطعا برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال آینده نیز برنامهریزی وجود دارد. مردم نیز از اصلاح طلبان انتظار دارند تا موضع انفعالی در پیش نگیرند.
متاسفانه در کشور ما جریان مقابل از برخی حمایتها برخوردار است که شرایط را برای حضور آنها فراهم میکنند، اما این دلیل نمیشود که جبهه اصلاحات نگاه «اصلاحی» خود را به امور کنار بگذارد و همچنان باید در ذیل حاکمیت با همین نگاه به پیش برود. البته باید برای حضور در عرصههای مختلف منتظر اتفاقات پیش رو نیز بود و بر اساس آن بهترین تصمیم را اتخاذ کرد.
علیرضا زاکانی نماینده قم در مجلس شورای اسلامی با اشاره به بررسی اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون نماینده گچساران در مجلس، گفت: موضوع اعتبارنامه آقای تاجگردون امروز یک دغدغه عمومی است که پاسخ مناسب خودش را میطلبد. بیشک این اولین امتحان جدی مجلس یازدهم در تطبیق شعار فسادستیزی با معقولهای که درباره آن اعتراض صورت گرفته است.
حملات زاکانی به تاجگردون: شبکه اقتصادی فسادآلود دارد /کمیسیون تحقیق به وظیفه خود عمل نکرد /تیتر مفسدههای تاجگردون را بیان کرده بودیم
وی افزود: ما تا الان در اینباره به این علت صحبت نمیکردیم که نمیخواستیم به شعبه بررسی اعتبارنامه و کمیسیون تحقیق فشاری وارد کنیم. اما امروز که میبینیم رویه نادرستی طی شده و بدون رسیدگی به ابعاد مختلف اسناد، نظر کمیسیون تحقیق اعلام شد، لازم است که اسناد خود را به ملت تقدیم کنیم و این ملت است که باید تصمیم بگیرد که آقای تاجگردون صلاحیت دارد یا خیر؟
نماینده مردم قم در مجلس یازدهم گفت: اعتبارنامه و رأی به آن به خاطر این است که هر کسی به هر طریقی از مسیرهای قانونی عبور کرد و نهایتا به مجلس رسید، یکبار دیگر در مجلس بررسی شود تا ببینیم که این راه درست طی شده یا اعمال نظر صورت گرفته است. به اعتقاد ما در مسیر طی شده آقای تاجگردون، اعمال نظر صورت گرفته است و دستگاههای نظارتی باید در اینباره پاسخگو باشند.
زاکانی تصریح کرد: شاید ظاهر برخورد با فساد خیلی ساده باشد اما با توجه به فرمایش رهبر معظم انقلاب در سال ۸۰ که فرمودند اگر با فساد برخورد شود، زمزمهها و فریادها به هوا برخواهد خواست. طی این ۱۹ سال زمزمه و فریادی شنیده نشده یعنی با فساد برخورد درست نشد و دستگاههای امنیتی کشور یکی از عوامل عدم برخورد با فساد هستند.
وی ادامه داد: یکی از دستگاههای امنیتی کشور در موضوع پرونده آقای تاجگردون رفوزه شد و یکی دیگر تجدید شد. آن دستگاهی که رفوزه شد به این علت بود که مسیر درست ارائه گزارش را طی نکرد و گزارش درست نداد، علت تجدید شدن دستگاه دیگر این بود که ابتدا گزارش درست داد و وقتی این گزارش به دست ما رسید و ما بر اساس آن بررسی کردیم، بعدا در کمیسیون تحقیق به صورت کلی برخورد و فرافکنی کرد، اگر به چیزی میرسید و طبق آن گزارش میدهید؛ چرا جرأت ندارید از گزارشتان دفاع کنید؟. گفته میشود شفافیت خوب است؟ بله خوب است و شفافیت فقط برای مجلس خوب نیست بلکه برای همه خوب است.
نماینده مردم قم اظهار داشت: این مسیری نیست که در گام دوم انقلاب اسلامی، ۴۱ سال تجربه را زیر پا بگذاریم و چشممان را بر واقعیتهای تلخ ببندیم که یک شخصی مثل آقای تاجگردون یک شبکه اقتصادی فسادآلود را با رانت و فشار ظرفیتهای کمیسیون برنامه و بودجه و برخی از ابزارهای دیگر استفاده کند و بعد در مجلس نیز به راحتی بخواهد از پشتیبانی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی هم برخوردار باشد؛ اینجا دیگر خط ممنوعه و خط قرمز است. اینجا جایی است که اگر کسی بخواهد وارد شود و بر خون شهدا پا بگذارد و بخواهد مصلحتسنجیهای بیجا انجام شود حتما نمایندگان مجلس نخواهند گذاشت که آب خوش از گلوی مفسدین پایین برود.
زاکانی خاطر نشان کرد: کمیسیون تحقیق به وظیفه خود عمل نکرد و ما حدود یک ساعت تیترهای مفسدههای آقای تاجگردون را بیان کردیم و اسنادمان که بیش از ۲۰۰ صفحه بود را به کمیسیون تقدیم کردیم. ما دهها ساعت وقت گذاشتیم اسناد را به هم پیوست کردیم و اسناد باید توضیح داده میشد. بنده خودم در گذشته عضو این کمیسیون بودهام اما کمیسیون تحقیق اصلا اینگونه برخورد نمیکرد که امسال برخورد کرد. هر چه ما اصرار کردیم که میخواهیم بیاییم توضیح دهیم و حداقل ۵ ساعت به ما فرصت دهید تا ابعاد مختلف اسناد را با حضور خود آقای تاجگردون توضیح دهیم که امکان فراهم نشد.
وی ادامه داد: آقای تاجگردون یک کلمه را هم قبول نمیکند و به آقای نیک بین گفته بود که اگر یکی از این موارد را قبول کنم شما با همان یک مورد بنده را میاندازید. خیلی مایه تأسف است که اگر ما هفته آینده بخش قابل انتقال اسناد را به جامعه منتقل کنیم، قضاوتی که راجع به دستگاههای امنیتی میشود قضاوت بدی خواهد بود. لذا ما امیدوار هستیم که انشالله این مردم در مسند قضاوت و با شفافیت دقیق در آینده نزدیک قضاوت دقیق خودشان را داشته باشند تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
علی اصغر خانی در صفحه شخصی خود در توییتر نوشت: «گزارش روند بررسی دقیق پرونده آقای تاجگردون در کمیسیون تحقیق مجلس شورای اسلامی:
پرونده آقای تاجگردون در روز چهارشنبه ۲۱خرداد از هیات رئیسه به کمیسیون تحقیق ارجاع و اولین جلسه کمیسیون تحقیق ساعت۱۴ روز یک شنبه ۲۵خرداد برگزار شد.مقرر شد برای روز دوشنبه ۲۶خرداد معترضان و آقای تاجگردون در جلسه کمیسیون تحقیق حاضر شوند. در این جلسه که عصر دوشنبه برگزار شد ۴ نفر از معترضان حضور یافتند که ۳ نفر از ایشان صحبت های خود را بیان کردند. بعد از آنها هم آقای تاجگردون به ۷ بند مطرح شده از سوی معترضان پاسخ دادند.
در همین جلسه تصمیم گرفته شد دو طرف تا روز شنبه ۳۱خرداد مستندات خود را به کمیسیون تحقیق ارائه نمایند که آقای تاجگردون در تاریخ تعیین شده و آقایان مخالف تایید اعتبارنامه در روز یکشنبه ۱ تیر مدارک خودشان را ارائه کردند.
از دیگر تصمیات جلسه روز دوشنبه ۲۶ خرداد تعیین یک کمیته ۴نفره بود. این کمیته ۴ نفره با مسئولیت آقای میرتاج الدینی نماینده محترم مردم تبریز برای بررسی های بیشتر و دقیق تر در فرصت موجود جلساتی را با وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و شورای نگهبان برگزار کردند و گزارش کامل و جامعی از سوی این کمیته تهیه شد.
جزئیاتی جدید از بررسی و تصویب اعتبارنامه تاجگردون در کمیسیون تحقیق/نباید بداخلاقی و حاشیهسازی شود /براساس مدارک و مستندات به تصویب رسید
در همین مدت تعدادی از نمایندگان محترم نیز از دو طرف (موافق و مخالف) به بنده مراجعه و صحبت و نظراتشان را بیان کردند. همچنین افراد مختلف دیگری به جز نمایندگان یعنی خارج از مجلس که موافق و یا مخالف بودند نیز در این مدت تلفنی و یا حضوری با بنده صحبت داشتند.
تمام این صحبتها را با دقت شنیدم و مواردی را هم دقیق بررسی کردم. به همه دوستان چه نمایندگان محترم و چه بیرون از مجلس گفتم: کمیسیون بر اساس مستندات و مدارک معتبر و کار کارشناسی دقیق تصمیم میگیرد و در این گفتگوها و مکالمات به احدی نگفتم که آقای تاجگردون را رد یا تایید میکنیم!
در روز سه شنبه ۳ تیرماه که ساعاتی از جلسه گذشته بود و کمیسیون با توجه به اظهارات دو طرف، مستندات، مدارک و گزارش دقیق و کارشناسی کمیته ۴نفره در حال تصمیم گیری نهایی بود نامه ای از سوی آقایان کریمی، شاکری و نجابت از نمایندگان محترم که مخالف بودند به دست اینجانب رسید.
در این نامه تقاضای وقت بیشتر برای صحبت داشتند. نامه را در جلسه قرائت کردم و با توجه به اینکه وقت قانونی برای بررسی پرونده طبق آیین نامه داخلی قابل تمدید نبود، درخواست مورد موافقت اعضا قرار نگرفت.پس از جمع بندی کامل، کمیسیون وارد رای گیری و اعتبارنامه آقای تاجگردون تایید شد.
لذا ما بر اساس مستندات، شواهد و گزارشات کارشناسی دقیق تصمیم گرفتیم و شایسته نیست که شاهد بداخلاقی و حاشیهسازی در این موضوع باشیم. همانطور که قبلا گفتم به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کردیم تا حقالناس و حقالله بر گردنمان نباشد.»
به گزارش خبرآنلاین، علیرضا معزی معاون ارتباطات دفتر رئیس جمهور در یادداشتی تحت عنوان «یار شاطر در ایام تحریم و همراه منصف در روزگار کرونا باشیم» که در روزنامه ایران منتشر شده، نوشت:
رویکرد واقعبینانه، رویکردی است مبتنی بر جزییاتی که حقیقت را میسازند. بدون توصیف دقیق چرایی شکلگیری بحرانها و بدون ارائه راه حل، صرفاً با کلیگوییای مواجهیم که در خوشبینانهترین حالت، ترجیح منفعتی فروملی بر منافع ملی است. تاکید رئیسجمهوری بر بیان واقعیتها در روزهای گذشته نیز، تاکید بر همین فراگیر کردن نگاه واقعبینانه در فضای عمومی است.
در هفت سال گذشته ایران، دو دوره متفاوت طی شده است. یکم، «گشایش و پیشرفت» است که در دادهها، آمار ملی و بینالمللی و البته انتخاب شهروندان هویداست؛ و دوم، «ایستادگی و بردباری» است که از زمستان ۹۶ به این سو، بسط یافته است. آنچه این دو دوره را از هم جدا میکند، بزرگترین تهدید امنیت ملی در سالهای گذشته است که به بزرگترین کارزار ضد ایرانی تاریخ معاصر بدل شده است، تهدیدی که اتفاقا محصول ماجراجویی دولت جمهوری اسلامی ایران نبوده است. متأسفانه در یکدست کردن هفت سال گذشته، به روشنی تلاش برای انحراف افکار عمومی و تکاپو برای تغییر صورت مساله، آنهم برای گریز از ارائه راهحل، دیده میشود.
اصرار بر یکپارچه دانستن هفت سال گذشته، مسؤولیتگریزی آشکاری در برابر حقیقت و منافع ملی است. مگر میشود صعود «رشد اقتصادی» از منفی ۶ درصد ابتدای دولت یازدهم به رشد دو رقمی ۹۵ را ندید و در بازی با کلمات پنهانش کرد؟ مگر میشود سقوط تورم از چهل درصد در ابتدای دولت یازدهم به تورمی تکرقمی در سال انتهایی دولت یازدهم را ندید و در شعارزدگیهای گمراهکننده انکارش کرد؟ مگر میشود کاهش ریسک سرمایهگذاری در ایران، کاهش ادراک فساد و نهایتا ثبات مثالزدنی بازارها را در دوره گشایش و پیشرفت ندید و در سادهسازیای خطرناک، پنهانش کرد. منتقدان منصف دولت را گریزی از پذیرش تفاوت دورانها در هفت سال گذشته نیست.
در دوره ایستادگی و بردباری، با شهرآشوبیِ کاخ سفید مواجهیم، با ترکیب خطرناکی در واشنگتن که به هر دلیل اقبال آن را یافته است تا با بیشترین شتاب، ضد ایرانیترین سیاستها و رویکردها را اجرایی نماید. فارغ از اینکه چه دولتی در تهران بر سر کار است، جنگی اقتصادی بر ضد ایران آغاز میشود و به سبب حضور ضد ایرانیترین شخصیتها در کاخ سفید، وزارت خارجه و خزانهداری ایالات متحده، «تهدیدی بزرگ» متوجه منافع ملی ما میشود، تهدیدی خطرناک با برآورد تسلیم چند ماهه ایران. بردباری و ایستادگی دشوارترین وظیفه دولت در سختترین سالها بود آنچنانکه اینک برآورد تسلیم چندماهه ایران در ایستادگی چند ساله دولت و ملت، محو شده است.
کارزار فشار حداکثری یک شعار نبود و آن را میتوان در بر هم زدن بازارها، و بیچشمانداز کردن کشور دید. «جنون ایالات متحده» در جنگ اقتصادی و فشار همهجانبه بر ایران همانقدر عریان و مشهود است که جنون ترور سبوعانه سپهبد سلیمانی و اینچنین است که تحلیلگر واقعگرا نمیتواند عامل فشار حداکثری و البته ایستادگی دولت را نادیده بگیرد. مگر میشود همگرایی حداکثری واشنگتن و تلآویو را ندید و ناباورانه تهدید را انکار کرد و همه چیز را متوجه کاستیهای مدیریت دولت ساخت؟ مگر میشود بیپروایی و یکجانبهگرایی دولت ترامپ را ندید و ماجرا را به کلیشههای غربگرایی و … تنزل داد؟ مگر میشود اعتراف چند ده باره دولت امریکا در قویتر شدن ایران پس از برجام را ندید و متحیرانه برجام را به زیان ایران تفسیر کرد؟ مگر میشود اعتراف بولتون را نشنید آنجا که میگوید روز خروج امریکا از برجام شادترین روز او بوده و دوباره بر تفسیرهای کودکانه و متوهمانه اصرار کرد که برجام به نفع ترامپ بوده است؟ مگر میشود این عصبانیت دشمنان قسمخورده ایران را دید و باز آن دولتی را متهم کرد که پیش همه پیکانها، سپر بوده است؟
معزی: نمیشود در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواریهای ایستادگی بعضیها غایب /همراه منصف در روزگار کرونا باشیم
اینکه در شعار «ایستادگی» همه شریک باشند اما در دشواریهای ایستادگی، بعضیها غایب، اینکه در شعار ایستادگی همه شریک باشند اما به وقت مواجهه با پیامدهای قابل انتظار، بعضی به تغییر صورت مساله بپردازند و رزمندگان صف اول را قربانی کنند، شوربختانه نمیتواند متضمن منافع ملی، اخلاق و انصاف باشد. هجمه به دولت زمانی غیرمنصفانهتر میشود که تعدد رویدادهایی چون سیل و زلزله و … را از یاد ببریم و حتی اعترافی کوچک نکنیم که مدیریت بحرانها آنهم در سایه فشار حداکثری تحریمها چقدر میتواند مردافکن باشد. چگونه میشود ایستادگی دولت را در همهگیری کرونا ندید آنهم وقتی که جهان با تحسین به تماشای نبرد بیامان دولت و ملتی در تحریم نشست، آنهم وقتی که اقتصادهای بزرگ نیز هزینههای گزاف پرداخت میکردند. اینکه نه یار شاطر در ایام تحریم باشیم و نه همراه منصف در روزگار سخت پس از کرونا شاید بتواند فرصتهایی برای آینده سیاسی بسازد اما نمیتواند به تامین منافع ملی کمکی کند.
در برابر یک انتخاب مهم ایستادهایم، یا در برابر تهدیدی بزرگ علیه امنیت ملی ایران، حول منافع ملی همگرا شویم و یا سختیهای کنونی را فرصتی برای بیاعتبارسازی رقیب ببینیم و بیآنکه به جزئیات و واقعیات میدان نبرد بپردازیم، دیگران را به هر قیمت متهم نماییم.
امید است که با آغاز به کار کمیسیونهای تخصصی مجلس یازدهم، فرصتی برای «گفتوگوی تخصصی» دولت و مجلس در حوزههای مختلف ایجاد شود تا دریافتها از صورت مساله بر هم منطبق گردد و در فضایی فارغ از شعارزدگیهای بیحاصل و بر پایه دادهها و راه حلها، راه بر حفاظت از ایران و ایرانیان گشودهتر شود.
محمدرضا عارف رئیس شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان که از زمان آغاز بکار این شورا در سال ۹۴ و پیش از انتخابات مجلس دهم ریاست این شورا را در سه دوره متوالی بر عهده داشت، از سمت خود استعفا داد.
پیش از استفعای عارف، عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات نیز که در این سالها نائب رئیسی شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان را بر عهده داشت، با انتشار بیانیهای انتقادی از سمت خود در این شورا استفعا داده بود.
موسوی لاری در بخشی از نامه استعفای خود ضمن اشاره تلویحی به شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس یازدهم، از لزوم بازنگری در ساختارها و سازوکارهای اجماعی اصلاح طلبان به منظور ایفای نقش بهتر و مناسبتر و روز آمدن کردن چگونگی حضور اصلاح طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ سخن گفته بود.
درخشش سیمای بهشتی را میتوان آنجا که زیر تابلوی «فبشر عبادی الذین یستمعون القول» با گروههای کمونیستی، غیرکمونیستی، منتقدین و مخالفین مناظره میکرد به تماشا نشست.
بهشتی هم مرد قضا بود و هم مرد مناظره، گفتوگو و مباحثه، اما بیان آزاد عقاید برای او یک سیاست قضایی بود. همه تلاش خود را به کار برد تا یک چتر امن حقوقی ایجاد کند بر سر میز مناظره، او تلاش زیادی کرد که حتی رجوی در مناظره حاضر شود. مناظره برای او یک راهبرد برای سلامت و مصونیت جامعه بود.
مشی و منش بهشتی شمولیت دادن به همه جناحها و جریانهای داخلی و یکپارچهسازی آنها و نیز ایجاد زمینه رشد جامعه برای انتخابهای مردم در سایه گسترش گفتوگو، جلوگیری از افراطیگری و تضارب آرا استوار شده بود به نحوی که جامعه رشد یافته بتواند به درستی تصمیمگیری کند اما جریانهایی که بقای خود را با تداوم این گونه منشها پایان یافته تلقی میکردند ادامه رفتار بهشتی و مطهری را برنمیتافتند.
سویه فکری و روانی ترور شهید بهشتی و یاران او در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در حقیقت از مدتها قبل آغاز شده بود و تروریست بمبگذار در واقع مجری حکمی بود که سرکرده تروریستها مسعود رجوی از لحظه بازنمایی بهشتی به شکل یک شخصیت «آمریکایی» و «اشرافی» صادر کرده بود.
به طور دقیقتر، از لحظهای که رجوی در ۷ اسفند ۵۹ در گفتوگو با نشریه «مجاهد» شهید بهشتی را مخاطب سخن نفاقآلود خود قرار میدهد و میگوید: «آقای بهشتی! خودتان رابطهها را بگویید و ما را از گفتن و زحمت افشای روابط خود با امپریالیستها خلاص کنید.»
پیشتر نیز رجوی در پیام خود به مناسبت نخستین سالگرد انقلاب در طعنهای آشکار به شهید بهشتی و دیگر همفکرانش، کوشش آنان برای پرهیز از ورود به جنگ مسلحانه و تلاش برای کاهش هزینهها و تلفات انقلاب را امری «سازشکارانه» و «امپریالیستی» خوانده بود: «رهبران سازشکار و محافظهکار، زمانی که مردم فریاد میزدند «رهبران ما را مسلح کنید» در فکر این بودند که انقلاب! را بدون ریختن حتی قطره خونی از یک بینی به پیروزی برسانند.» (نشریه مجاهد، فوقالعاده شماره ۵، بیست و یک بهمن ۱۳۵۸، ص ۷)
آری جرم شهید بهشتی این بود که در کنار دیگر رهبران همفکر در کف خیابانهای تظاهرات ضد سلطنتی تلاش میکردند تا آنجایی که ممکن است از ورود به فاز نبرد مسلحانه پرهیز شود. تئوری رجوی این بود که در صورت تبدیل انقلاب به جنگ مسلحانه داخلی کسانی برصدر انقلاب تکیه خواهند زد که به تئوری «مبارزه ضد امپریالیستی» و به سلاح مجهز هستند و تلاش کامیاب و پیروزمند امثال شهید بهشتی، انقلاب را از ورود به چنین فازی خونین محروم کرد.
آنها در کنایهای آشکار به کسانی که از بروز جنگ داخلی و مسلحانه در فرآیند مبارزه ضد سلطنتی پیشگیری کردند، در پیام خود به مناسبت نخستین سالگرد پیروزی انقلاب مینوشتند: «این قیام شکوهمند و پیروز در عین حال مشت محکمی بود بر دهان سازشکاران فرصتطلبی که در خفا و بیتوجه به حرکت خونین خلق و انبوه شهیدانی که هر روزه در این میهن به دست ایادی امپریالیسم آمریکا به خاک و خون میغلتیدند، باز مشغول چانه زدن با دوستان آمریکاییشان بوده و سعی میکردند از طریق نصایح دلسوزانه امپریالیسم خوشنیت و غافل! آمریکا را سر عقل آورند، از حمایت رژیم شاه و بختیار منصرف و به حمایت از دولت آیندهای که با مرحمت آمریکا میبایست سر کار آید و چهرهآلوده خود را تطهیر نمایند.» (رجوی، ۲۱ بهمن ۱۳۵۸)
تاریخ انقلاب به طور مستند نشان میدهد مسیر فاجعه آمیزی که در نهایت سر از جنایات تروریستی هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در آورد از مسیر برچسب «امپریالیستی» و «آمریکایی» زدن به بهشتی و به طور کلی به آن بخش از کادرهای برجسته انقلاب عبور میکرد که نقشی اساسی در کاهش هزینهها و تلفات انقلاب داشتند. تلاش بهشتی همواره معطوف به این بود که این اتهامات و این مسائل از طریق گفتوگو و مباحثه و مناظره حل شود.
یک بار یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در ۲۲ اسفند ۵۸ در اعتراض به نحوه پیشبرد مناظره گفت: «بهنام خدا و بهنام ابوذر. با توجه به دعوتنامهای که به ما داده بودند، در امضای زیر دعوتنامه نوشته شده بود گروهی از استادان دانشگاه صنعتی شریف. ما تصور میکردیم که اساتید دانشگاه هم در این مناظره شرکت میکنند و به این منظور، محور بحثی را که برادرانمان برای این مناظره در نظر گرفته بودند، محور راهگشایی و بنبستشکنی این انقلاب بود که در مبارزه ضدامپریالیستی خلاصه میشد. با توجه به اینکه در آخرین لحظات متوجه شدیم که آقای بهشتی خودشان تنها هستند و با توجه به شناختی که ما نسبت به ایشان داریم دیگر صحبت از مبارزه ضدامپریالیستی معنا پیدا نمیکند. وقتی صحبت از مناظره میشود بایستی امتیازات یکسانی به دو طرف داده شود.»
خط «امپریالیستی» و «آمریکایی» جلوه دادن شهید بهشتی توسط سازمان، در پیامد رخداد ۱۳ آبان شدت بیشتری به خود گرفت و همه تلاش سازمان در آن ایام معطوف به آن بود که همه انرژی برخاسته از آن شور و شوق ضد امپریالیستی را علیه بهشتی و یاران بهشتی کانالیزه کنند.
شهید مطهری با چرخش تاکید از پرسش «علی را که کشت؟» به پرسش «علی را چه کشت؟» بصیرت تاریخی بزرگی را به ما آموخت. او میگفت حضرت علی (ع) را ترکیبی از «جمود»، «خشک مغزی» و در عین حال «خشکه مقدسی» و عجز از تحلیل کشت. یعنی «قدرت نداشتن بر تجزیه و تحلیل، که بعد به دنبال خودش تنگ نظری و تکفیر و تفسیق میآورد و این که غیر از خودش و گروه خودش همه مردم را دشمنان خدا بداند، همه را معذب بداند، همه را گمراه بداند، که این جریان همیشه در طول تاریخ هست.» (مطهری، م. آ، ج ۱۵، ص ۹۹۶)
بهشتی سه روز قبل از شهادت خود، درحالی که منافقین پاسخ دعوت به مناظرهها را با آشوبهای خیابانی داده بودند، میگفت: «مجاهدین خلق به یک گروه قشری و مرتجع میگویند و به گروه دیگر لیبرال میگویند و مدعی هستند که اصلا اسلام حقیقی را ما شناختیم.» (بهشتی، سخنرانی ۱۳۶۰/۴/۴)
قدرت برچسبزنی «لیبرال»، «سازشکار»، «آمریکایی» و «اشرافی» در واقع پوششی بود که منافقین جهت جبران ضعف در تجزیه و تحلیل به کار میبردند.
تصادفی نیست که امروز قاتلان شهید بهشتی را در صف مخالفان تعامل با جهان میبینیم. همان دستگاه ذهنی تروریستی که دیروز توانایی انقلابی- دیپلماتیک شهید بهشتی در کاهش تلفات و هزینههای پیروزی انقلاب را نوعی «چانه زدن با آمریکا» و «سازشکاری» معرفی میکرد امروز در حاشیه لابیها و اتاق فکرهای اسرائیلی به تحریک و تشویق امثال جان بولتون مشغول است تا با تجزیه و تحلیلهای کلیشهای و القای ایرانهراسی در محافل جنگ و تحریم، منافقانه فشار بر مردم ایران را تداوم بخشد.
روسای کمیسیون های دوازده گانه مجلس روز جمعه ششم تیرماه در نامه ای به رییس جمهوری ضمن بیان برخی از مشکلات اقتصادی موجود در جامعه، انتظارات خود را هم از قوه مجریه در سال پایانی فعالیت آن مطرح کردند. در این نامه گرچه به انواع ناملایمات و تغییرات مکرر اقتصادی اشاره شده است، اما راهکار ملموسی برای کاستن از حجم این ناملایمات مطرح نیست. در بررسی این نامه اگر آن را به چهار قسمت تقسیم کنیم، می توان گفت در بند اول نمایندگان متذکر شده اند که بر حسب وظیفه قانونی خود این نامه را به رشته تحریر درآورده اند، در بند دوم و سوم مشکلات موجود در کشور را خبررسانی کرده و در بندهای آخر قوه مجریه را دعوت به تغییر روش کرده اند. توصیه ای که با توجه به اقدامات و دستاوردهای دولت تدبیر و امید دستکم در پنج سال نخست فعالیت آن و نیز با توجه به اینکه مبنای توصیه ها به شعار بیشتر آغشته است تا واقعیات، در تاثیر چنین اقداماتی بر بهتر شدن شرایط کشور تردیدهایی ایجاد می شود.
اظهارات روسای کمیسیون های مجلس درباره عملکرد دولت طی یک ماه روی کار آمدن مجلس یازدهم را شاید بتوان در بخشی از جمله نامه تازه آن ها خلاصه کرد که نوشته اند: «روند هفت ساله مدیریت خود را تغییر دهید.» اینکه نمایندگان چرا در سال پایانی، خواستار تغییر روند می شوند؟ و دولت حجت الاسلام «حسن روحانی» دقیقا باید از کدام مسیر خود بازگردد؟ و به کدام مسیر توصیه شده و آزمون پس داده باید بازگردد؟ این ها سوالات مهم و البته بی پاسخ در متن نامه روسای کمیسیون های مجلس است.
دولت از کدام مسیر بازگردد؟
اگر اقدامات و تصمیمات و در کل کارنامه هفت ساله دولت تدبیر و امید را به دو بازه زمانی ۹۲ تا ۹۷ و ۹۷ تا ۹۹ تقسیم کنیم، شاید پرسش بعدی از نمایندگان نویسنده نامه این باشد که به طور دقیق دولت از کدامیک از این روندها باید بازگردد؟ اگر منظور بازه زمانی دوره نخست و روزهای پیش و پس از اجرای برجام مورد نظر است که تصمیم برای انعقاد این قرارداد گرچه پیشنهاد دولت بود اما پس از قبول و حمایت همه تصمیم گیران نظام به نتیجه رسید و رییس همین مجلس تازه یعنی «محمدباقر قالیباف» درباره آن گفته بود: «برجام به طور کلی و بدون شک، موفقیت بزرگی است. بنده هم به سهم خودم هر جا که فرصتی شد و دستی بر قلم بردم سعی کردم تا از دستگاه دیپلماسی قدرشناسی کنم.»
چند سوال مهم در حاشیه نامه روسای کمیسیونهای مجلس به روحانی /آیا توصیههای شعارزده گرهگشای شرایط است؟
با انعقاد این توافق هم حجم عظیمی از سرمایه های خارجی، شرکت ها و هلدینگ های بزرگ در صنایع، نفت، پتروشیمی وارد ایران شدند و بسیاری از منابع بلوکه شده جمهوری اسلامی ایران آزاد شد. گواه این موضوع هم تیترهای رسانه های مخالف دولت پس از خروج این شرکت ها و سرمایه ها بود که اردیبهشت ۹۷ و همزمان با خروج آمریکا از برجام، روزانه از خروج سرمایه ها و سرمایه گذاران خبر می دادند که رییس جمهوری در یکی از سخنرانی های خود به آن اشاره کرد و گفت حتما ورودی بوده است که اکنون از خروج سخن گفته می شود.
تولید ناخالص داخلی پس از اجرای برجام و در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ بهترتیب ۱۲.۵ درصد و ۳.۷ درصد شد، بر اساس اعلام صندوق بینالمللی پول «خیز رشد اقتصادی» پس از عملیاتی شدن برجام کلید خورد و در سال ۹۵ به ۴ تا ۵/ ۵ درصد رسید، بر اساس آمارهای همین نهاد بین المللی در سال ۲۰۱۶، رشد اقتصادی ایران به ۱۲.۵ درصد و صادرات نفت ایران نیز در این سال به ۲ و ۱۵۰ هزار میلیون بشکه در روز رسید. گرچه در همان زمان هم عده ای دلواپس این توافق بودند، اما حتی رسانه های مخالف هم نمی توانستند بهبود شرایط را انکار کنند. پس اگر منظور نمایندگان مجلس از تغییر روند مربوط به رویه بازه نخست باشد، بازگشت از آن چندان معقول نخواهد بود.
اما اگر پیشنهاد بازگشت از رویه اداره کشور از سال ۹۷ تاکنون، مورد نظر نمایندگان باشد گرچه با توجه به دشواری های کشور به نسبت ملموس تر است اما بازهم نکاتی فراموش شده در خود دارد: ترامپ رییس جمهور نامتعارف آمریکا اردیبهشت ۹۷ از برجام خارج شد و نه تنها تحریمهای هسته ای را علیه دولت و ملت ایران اعمال کرد بلکه با تهدید و ارعاب مانع از همکاری سایر کشورها و شرکتها با ایران شد. آمریکای ترامپ تحت عنوان سیاست فشار حداکثری کارزار گسترده ای علیه ایران به راه انداخت به طوری که تمام سفارتخانه ها و نمایندگی های خود در سراسر جهان را مامور کرد راه های تنفس اقتصاد ایران را مسدود کنند. ایران هم بعد از یک سال سیاست صبر راهبردی و بعد از اینکه دید از بابت برجام منافعی متوجه ایران نمی شود در سالروز خروج آمریکا از این توافق یعنی اردیبهشت ۹۸ کاهش تعهدات هسته ای خود را آغاز کرد و طی پنج مرحله بخش اعظم محدودیت های هسته ای را کنار گذاشت. از این بابت انتظار می رود منتقدان دولت که اکنون برخی از آنان در جایگاه نمایندگی و روسای کمیسیون ها قرار گرفته اند، از این اقدام دولت حمایت کنند. در هر صورت ایران در مقابل سیاست فشار حداکثری راهکار مقاومت حداکثری را انتخاب کرده است و این امر نیازمند درک شرایط از سوی همه ارکان قدرت است. تلاش برای قطع صادرات نفت و فراورده های نفتی ایران،تحریم شبکه حمل و نقل و کشتیرانی،قطع دسترسی ایران به شبکه سوییفت و دسترسی ایران به دلار و ده ها تحریم ریز و درشت دیگر اکنون بر گرده اقتصاد کشور و طبقات عمدتا محروم سنگینی می کند. خوب است نویسندگان نامه به صراحت بگویند که دولت در مسیر مقاومت حداکثری در مقابل تحریم های ظالمانه چه اقدامی باید بکند. آیا انتظار دارند دولت و رییس جمهوری از مسیر راهبرد مقاومت حداکثری که انتخاب کرده، برگردد.
بین اردیبهشت ۹۷ تا خرداد ۹۹ کشور هم از نظر بلایای طبیعی و غیر طبیعی که ساده ترین آن سیل های بی سابقه بود و پیچیده ترین آن ها پاندمی کرونا و هم از نظر شدت تحریم ها، شرایط بسیار سخت و بی سابقه ای را به خود دید. تنها در سیلی که از روزهای پایانی سال۹۷ آغاز شد و بیش از ۲۰ استان کشور را تحت تاثیر قرار داد، حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور آسیب خورد. اوج گیری تنش ها با آمریکا و محدودیت منابع به هر حال اتخاذ تصمیمات سختگیرانه اقتصادی توسط دولت را اجتناب ناپذیر کرد و دولت قیمت بنزین را اصلاح کرد که آن هم تبعاتی به همراه داشت. ترور سردار سپهبد قاسم سلیمانی و شهادت ایشان،به دنبال آن حمله موشکی به عین الاسد در آن روزها به اتفاق تلخ ساقط شدن هواپیمای اوکراینی منجر شد. اتفاقی که هنوز هم بخشی از توان و ظرفیت نظام مدیریت کشور را به خود مشغول کرده و اگر دولت تدبیر لازم را نکند همین مساله می تواند به عنوان ابزار فشار علیه ملت ایران به شمار برود. شیوع بلیه جهانی کرونا هم از ماه های پایانی سال گذشته همه توان کشور را معطوف به خود کرده است. با وجود این شرایط دولت تمام توان و تمرکز خود را برای اداره کشور به کار گرفته است. گرچه نمی توان منکر نواقص موجود بود اما هنر دولت روحانی برخلاف سلف خود اداره کشور با درآمدهای نفتی صفر و تحریم های هدفمندی بود که امکان دور زدن آن ها دیگر مانند دولت های قبل نیست. بازگشت از این رویه سخت از سوی دولت در حالی که چاره ای جز مقاومت ندارد؛ نمی تواند چندان به نفع کشور و مردم تمام شود.
ایستادن بر آرمان با مبنای واقعیات
نمایندگان در بخش پایانی نامه خود به رییس جمهوری یادآور شده اند که برپای آرمان های و انقلابی گری خود ایستاده اند. اینکه نمایندگان مجلس به عنوان وکلای ملت بر سر پیمان خود ایستادگی کنند موضوع مسرت بخشی است اما تا زمانی که این ایستادگی و آرمان گرایی سر به آسمان بلند شعارهای دلفریب نساید و پایی هم در عالم واقعیات موجود داشته باشد. واقعیاتی از جنس تحریم و کرونا، واقعیاتی از جنس اقتصاد بیمار ایران که تا زمانی که زمامش را در دست نگیری نمی توانی درباره آن سخن بگویی. آرمان خواهی آغشته به شعار در خوشبینانه ترین حالتی که آلوده به سیاست زدگی نشود، فقط برای تریبون ها و نامه ها زیباست و در بدبینانه ترین حالت اگر در تداوم رقابت های انتخاباتی باشد نه تنها یار شاطر حل معضلات نخواهد بود بلکه بار خاطر برای دولتی است که به اندازه کافی در مسیر اداره کشور گرفتاری دارد.
در بخش دیگری از این نامه، روسای کمیسیون های مجلس از دولت می خواهند مشی سابق با مجلس سابق را کنار بگذارد. شاید از این نامه این تداعی در ذهن مخاطب ایجاد شود که دولت را با مجلس سابق عهد اخوتی بود! که نبود و گواه آن هم ۳ هزار و ۸۵ سوال و ۱۰ مورد استیضاح وزرای دولت از سوی نمایندگان مجلس دهم است. دولت تدبیر و امید به این دلیل دوبار از سوی مردم مورد انتخاب واقع شد که مسیر درستی برای اداره کشور انتخاب کرد و به دور از عوام فریبی های پیشین و متکی بر درآمدهای میلیارد دلاری، تلاش کرد با واقعیات موجود جامعه را اداره کند. هرچند که جهان و روابط بین الملل و ظهور بازیگر غیرمتعارفی مانند ترامپ با این حجم از رفتارهای عجیب و غریب، قابل پیش بینی نبود و دولت روحانی از آن ضربه خورد اما بازگشت به مسیری که جز شعارزدگی راهکار دیگر در آن قابل رویت و ملموس نیست، کشور را از چاله مشکلات به چاه انزوا می کشاند و این چیزی نیست که مطلوب دلسوزان ایران باشد.