دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • داستان دنباله دار جایگزین عارف در ریاست شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان

    داستان دنباله دار جایگزین عارف در ریاست شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان

    علی صوفی دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات درباره جانشین محمدرضا عارف در ریاست شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان، گفت: نام‌هایی که امروز مطرح می‌شود همه نظرات شخصی است.

    در همین رابطه بخوانید؛

    معمای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات۱۴۰۰ / کولایی: شاید آمدیم

    داستان دنباله دار جایگزین عارف در ریاست شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان
    داستان دنباله دار جایگزین عارف در ریاست شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان

    وی ادامه داد: الان شورای عالی سوم آن موانع قانونی که قبلا داشته را برطرف کرده و اکنون یک نهاد رسمی و حقوقی است که طبق اساسنامه آن هر گونه تغییر و تحول و تصمیماتی که درباره ارکان این شورا باید اتخاذ شود که یکی هم همین بحث هیات رئیسه است سازو کار مشخصی دارد؛ بنابراین این شورا به عنوان یک نهاد که متشکل از احزاب و افراد است؛ به عنوان یک نهاد رسمی فعالیت خود را شروع کرده و در اساسنامه هم دائمی تلقی می‌شود،  یعنی یک نهاد موقتی و برای انتخابات نیست و هم از نظر موضوعی جامعیت دارد و هم از نظر زمانی فعالیتش محدودیت ندارد.

    صوفی افزود: یکی از ارکان شورای عالی؛ هیات رئیسه است که هیات رئیسه را هم مجمع عمومی تعیین می‌کند؛ بنابراین رفتن محمدرضا عارف یا موسوی لاری در آستانه پایان کار هیات رئیسه قبلی تحت عنوان استعفا یا هر نام دیگری امری طبیعی است؛ به بیانی دیگر آقای عارف می‌شد استعفا هم ندهد، بلکه از اعضای هیات رئیسه فعلی هر کدامشان که داوطلب حضور در هیات رئیسه بعدی نباشند می‌توانند کاندیدا نشوند.

    وزیر تعاون دولت اصلاحات گفت: همانطور که عرض کردم وقتی که این دوستان استعفا داده یا کناره گیری می‌کنند باید هیات رئیسه جدید تعیین شود که این هیات رئیسه در شورای عالی سیاست‌گذاری مطرح خواهد شد؛ اساسا تا الان جلسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان بعد از انتخابات ۹۸ و بعد از استعفای این دو بزرگوار تشکیل نشده است.

    دبیرکل حزب پیشروی اصلاحات بیان کرد: به عبارتی دیگر یعنی هنوز شورای عالی سیاست گذاری استعفاها را بررسی نکرده که بخواهد جایگزین آن مطرح شود، اما جایگزین حتما باید از بین اعضا باشد و هر کسی که بیرون از اعضا مطرح می‌شود در درجه اول باید به عضویت شورای عالی سیاست گذاری در بیاید یا از کانال حزبی و یا به صورت شخص حقیقی باید معرفی شود و به عنوان شورای عالی سیاست گذاری پذیرفته شود؛ در حالی که هیچ یک از این مراحل طی نشده و بنابراین بحث تعیین جایگزین عارف هنوز در مراحل ابتدایی است.

    او در پایان گفت: بنابراین تا زمانی که جلسه شورای عالی سیاست گذاری تشکیل نشود همه این موضوعات گمانه زنی و خارج از چهارچوب حقوقی شورای عالی سیاست گذاری است.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • آمریکا منشور حقوق بین الملل را نقض کرد

    آمریکا منشور حقوق بین الملل را نقض کرد

    الهام امین زاده کارشناس حقوق بین‌الملل در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به حادثه شب گذشته و نزدیکی دو فروند جنگنده آمریکایی به هواپیمای ماهان در آسمان سوریه اظهار داشت: اقدام جنگنده‌های آمریکایی در تعرض به یک فروند هواپیمای مسافربری ایرانی در حریم هوایی سوریه‌ مصداق بارز نقض بند ۴ ماده ۲ منشور حقوق بین‌الملل است که هر نوع توسل به زور را منع می‌کند.

    وی افزود: تهدید هواپیمای غیر نظامی توسط جنگنده‌های آمریکا، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و اقتصادی را نقض کرده و با این اتفاق امنیت و حیات جان انسان‌ها در شرایطی که در آسمان بودند و وضعیت بسیار مخاطره آمیزی داشتند را به خطر انداختند.

    امین زاده با تأکید بر اینکه اقدام شب گذشته امریکایی‌ها نقض آشکار منشور حقوق بین‌الملل و اسناد حقوقی است، تصریح کرد: دستگاه دیپلماسی باید مراتب اعتراض ایران را به این اقدام غیرانسانی آمریکا به شورای امنیت اعلام کند و از مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد بخواهد که این اقدام آمریکا را محکوم کنند و آمریکا را ملزم به پاسخگویی در این خصوص کند و از سوی دیگر آمریکا مجبور به جبران خسارات مادی و معنوی به مسافرانی شود که دچار وحشت شدند.

    این کارشناس حقوق بین‌الملل ادامه داد: دستگاه دیپلماسی باید اعتراض ایران به این اقدام را در شورای امنیت ثبت کند تا آمریکا مورد محکومیت قرار گرفته زیرا با ابزار نظامی، هواپیمای غیر نظامی را که مسافرانی غیر نظامی داشته تهدید کرده است.

    منبع : مهرنیوز

  • نفوذ محسوس جبهه پایداری در مناصب انتصابی و انتخابی مجلس یازدهم /طیف سیاسی نزدیک به قالیباف عقب افتاد

    نفوذ محسوس جبهه پایداری در مناصب انتصابی و انتخابی مجلس یازدهم /طیف سیاسی نزدیک به قالیباف عقب افتاد

    قانون اساسی و آیین نامه داخلی مجلس انتخاب و انتصاب برخی پست ها و مسولیت های  نهادهای وابسته و مرتبط به مجلس را به نمایندگان و رییس مجلس سپرده است. بر اساس ماده ۲۱ از آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی رییس این نهاد بر کلیه امور اداری، مالی، استخدامی و سازمانی مجلس نظارت می کند و امضای کلیه احکام استخدامی براساس آیین‌نامه استخدامی کارکنان مجلس و سایر قوانین و مقررات را بر عهده دارد. مرکز پژوهش‌های مجلس، مرکز تحقیقات اسلامی مجلس، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس، کمیسیون اصل نود قانون اساسی مجلس و دیوان محاسبات کشور از جمله سازمان های مرتبط با مجلس هستند که انتخاب روسای آن ها بر عهده رییس و نمایندگان قوه مقننه است. همچنین رییس مجلس می تواند افرادی را در سمت رییس دفتر، مشاور، مدیر حراست و نظارت و … انتخاب کند.

    همه انتخاب ها و انتصابات مجلس یازدهم

    همزمان با آغاز به کار رسمی مجلس یازدهم از هفتم خردادماه و تعین هیات رییسه، زمزمه ها و رایزنی ها برای انتخاب و انتصاب افراد در نهادهای مرتبط هم آغاز شد. این فرایند تاکنون ادامه داشته و تقریبا تکلیف بسیاری از مسوولیت های مرتبط با نمایندگان مجلس روشن شده است.

    – «مهرداد بذرپاش» روز چهارشنبه اول مرداد ماه از سوی نمایندگان مجلس به عنوان رییس دیوان محاسبات و «علی کامیار» به عنوان دادستان این دیوان انتخاب شدند. از سوابق اجرایی بذرپاش می توان به نمایندگی مجلس نهم و ریاست بر شرکت خودرو سازی سایپا در دولت نهم اشاره کرد. وی اکنون مدیرمسوول روزنامه وطن امروز است و از در گروه بندی سیاسی هم نزدیک به جبهه پایداری قرار می گیرد. دیوان محاسبات مهمترین رکن نظارتی مجلس است که باید بر همه فرآیندهای مالی کشور اشراف داشته باشد. قانون اساسی اعمال کنترل و نظارت مستمر مالی به منظور پاسداری از بیت‌المال و عدم تجاوز هرگونه هزینه از اعتبارات مصوب در بودجه کل کشور را برعهده این دیوان گذاشته است.

    نفوذ محسوس جبهه پایداری در مناصب انتصابی و انتخابی مجلس یازدهم /طیف سیاسی نزدیک به قالیباف عقب افتاد
    نفوذ محسوس جبهه پایداری در مناصب انتصابی و انتخابی مجلس یازدهم /طیف سیاسی نزدیک به قالیباف عقب افتاد

    مهرداد بذرپاش رییس دیوان محاسبات کشور

    – «علیرضا زاکانی» هم اول مرداد ماه از سوی هیات رییسه مجلس به عنوان هیات امنای مرکز پژوهش‌های مجلس انتخاب شد. مرکز پژوهش های مجلس از مهمترین و معتبرترین مراکز پژوهشی است که نظرات کارشناسان آن در جهت دهی به تصمیمات نمایندگان تاثیر به سزایی دارد.  زاکانی از چهره های نزدیک به جبهه پایداری است و در یازدهمین دوره انتخابات مجلس از حوزه قم به بهارستان راه یافت. وی دارای مدرک  پزشکی هسته‌ای است.

    – «نصرالله پژمانفر» نماینده مردم مشهد، ۲۵ تیرماه با رای نمایندگان به ریاست کمیسیون اصل نود مجلس برگزیده شد. کمیسیون اصل نود مجلس در راستای عمل به اصل نود قانون اساسی تشکیل شد و بر اساس این اصل وظیفه سامان دادن و کارآمدسازی مجلس و نمایندگان، بررسی طرز کار قوای مجریه و قضائیه و مجلس براساس برنامه‌های مدون سالانه و مصوب کمیسیون و در نهایت رسیدگی به شکایات از کار مجلس، قوه مجریه و قوه قضاییه را بر عهده دارد. پژمانفر هم عضو شورای مرکزی جبهه پایداری بوده که در یازدهمین دوره انتخابات مجلس از مشهد به بهارستان راه یافته است.

    قالیباف و غلامرضا قاسمیان رییس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس

    رییس مجلس هم در روزهای آغاز به کار مجلس بر اساس اختیارات خود شماری از اصولگرایان عمدتا جوان را به عنوان روسای بخش های اداری و اجرایی مجلس، مشاور و معاون انتخاب کرد.

    – حجت الاسلام «غلامرضا قاسمیان» چهارم تیرماه از سوی «محمدباقر قالیباف» رییس مجلس به ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس منصوب شد. این نهاد از زیرمجموعه های مجلس، حفظ و نگهداری از آثار قانونگذاری در کشور، کتب و نسخه های خطی و نایاب است. حجت الاسلام قاسمیان عضو شورای مرکزی جبهه پیشرفت و عدالت ایران اسلامی؛ تشکل سیاسی اصولگرا و نزدیک به رییس مجلس است. در سوابق اجرایی قاسمیان معاونت اسبق پژوهش حوزه های علمیه استان تهران، تدریس دروس عالی حوزه و دانشگاه و نیز پژوهشگری در حوزه های قرآنی، فقهی، اصولی ذکر شده است.

    – «محسن اسماعیلی» دوازدهم خردادماه با حکم قالیباف رییس دفتر وی شد. اسماعیلی نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری، حقوقدان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران است و  سابقه عضویت در شورای نگهبان بین سال های ۸۰ تا ۹۸ را به عنوان سابقه تحصیلی و اجرایی در کارنامه دارد.

    – «محمدسعید احدیان» ۱۸ خردادماه از سوی رییس مجلس به عنوان دستیار سیاسی و رسانه‌ای وی انتخاب شد. وی مدیرمسئول «روزنامه خراسان» و از موسسین و رییس شورای مرکزی تشکل سیاسی جبهۀ آرمان‌خواهان واقع‌بین است.

    – «حمید اصلانی» که سابقه معاون اجرایی کل سپاه پاسداران انقلاب، ریاست مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی سپاه، معاون اجرایی فرمانده کل سپاه را در کارنامه دارد از سوی قالیباف به معاونت اجرایی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.

    – «بابک نگاهداری» با حکم قالیباف به سمت مشاور و رییس حوزه ریاست مجلس انتخاب شد. وی دکترای تخصصی بیوتکنولوژی و حرفه‌ای پزشکی دارد و در شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه آزاد و مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت مسوولیت های مختلفی داشته است.

    – «مهدی محمدی» فعال رسانه ای اصولگرا هم در حکمی از سوی قالیباف به عنوان مشاور وی در امور راهبردی انتخاب شد. همچنین «محسن مکیان» به عنوان مشاور و رییس مرکز حراست قوه مقننه و «احسان عسکری» به سمت مشاور و مدیرکل دفتر حوزه ریاست با حکم رییس مجلس انتخاب شدند.

    محسن اسماعیلی رییس دفتر رییس مجلس

    – «حسین قربانزاده» عضو جبهه پیشرفت و عدالت ایران اسلامی و از نزدیک ترین مشاوران قالیباف، با حکم وی به عنوان مشاور رییس و دبیر کارگروه تحول مجلس منصوب شد. قالیباف همچنین «پژمان پشمچی‌زاده» و «بهزاد پورسید» را به ترتیب به عنوان معاون نظارت و معاون قوانین مجلس شورای اسلامی منصوب کرد.

    – «محمود رضوی» تهیه کننده سینما هم از سوی قالیباف در مسوولیتی جدید به عنوان، مشاور فرهنگی و هنری رییس مجلس انتخاب شد. رضوی بین سال های ۸۴ تا ۸۶ در گروه مشاوران جوان شهردار تهران حضور داشت و مشاور فرهنگی-هنری، معاون فرهنگی- اجتماعی سپاه از سال ۹۰ تا ۹۳ بوده است. وی همچنین مستندهای تبلیغاتی قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ را ساخته است.

    – «امیرابراهیم رسولی» که در کارنامه خود سابقه مشاوره و رییس دفتری «غلامعلی حداد عادل» در مجالس هشتم و نهم را در کارنامه دارد به عنوان مشاور قالیباف و مدیرکل هیات رییسه مجلس منصوب شد.

    هماهنگی تمام در قوه مقننه

    انتخابات مجلس یازدهم در اسفندماه ۹۸  با پیروزی قاطع جریان اصولگرا از طیف ها و گروه های مختلف همراه بود و به همین دلیل حضور همفکران اکثریت نمایندگان، در مسوولیت های مرتبط با این نهاد قانونگذاری، موضوعی قابل پیش بینی بود که تاکنون تحقق یافته است. بررسی دیدگاه سیاسی افراد منصوب و منتخب در نهادهای زیرمجموعه مجلس نشان می دهد که جبهه پایداری به عنوان یکی از طیف های جریان اصولگرا در کسب مناصب مهم رتبه نخست را دارد. جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی به عنوان تشکل سیاسی نزدیک به رییس مجلس در رتبه دوم انتصابات قرار دارند. با این توصیفات تمام ارکان و زیرمجموعه های مجلس شورای اسلامی به طور کامل با جریان فکری اصولگرا در چهارسال آینده اداره خواهند شد و این افراد در کنار نمایندگان برای بهبود زندگی مردم از رهگذر تقنین و اصلاح نواقص تلاش خواهند کرد.

    ۲۷۲۷

    منبع : خبرآنلاین

  • خبرهای خوب دریادار خانزادی درباره تجهیزات نظامی نیروی دریایی ارتش

    خبرهای خوب دریادار خانزادی درباره تجهیزات نظامی نیروی دریایی ارتش

    به گزارش خبرآنلاین، به نقل از روابط عمومی نیروی دریایی ارتش؛ امیر دریادار حسین خانزادی فرمانده نیروی دریایی ارتش صبح امروز با سفر به استان اصفهان با خانواده ناواستوار یکم شهید جعفر کوهی فارق از شهدای حادثه شناور کنارک دیدار و گفتگو کرد.

    در همین رابطه بخوانید؛

    پشت پرده مزاحمت جنگنده آمریکایی برای هواپیمایی ایرانی ماهان /نقشه تکراری آمریکا برای ترساندن مردم ایران

    فرمانده نیروی دریایی ارتش صبر و شکیبایی خانواده‌های شهدا را یک موهبت الهی دانست و گفت: حامل پیام تسلیت و تبریک از طرف دفتر فرماندهی معظم کل قوا و همچنین فرمانده کل ارتش به شما عزیزان هستم که بی شک همه فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی ارتش به شما خانواده‌ای شهدای گرانقدر افتخار می‌کنند و این دلدادگی قلبی شما به نظام باعث غرور مردم ایران و سرشکستگی دشمن شده است.

    دریادار حسین خانزادی با اشاره به اینکه شهدای گرانقدر ما با الگو گرفتن از آموزه‌های دینی و انقلابی مسیر والایی را برای خدمت به میهن انتخاب کردند، خاطر نشان کرد: در دیدارهایی که توفیق داشتیم در محضر مقام معظم رهبری باشیم ایشان همواره حضور نیروی انسانی مؤمن، معتقد و شجاع را بسیار ارزشمند و تأثیر گذار در نیروی دریایی ارتش دانستند و خاطر نشان کردند: ملتی که شهادت افتخار آن است اسارت ندارد.

    خبرهای خوب دریادار خانزادی درباره تجهیزات نظامی نیروی دریایی ارتش
    خبرهای خوب دریادار خانزادی درباره تجهیزات نظامی نیروی دریایی ارتش

    فرمانده نیروی دریایی ارتش افزود: امروز جمهوری اسلامی ایران با تمام فشارها و تحریم‌های ظالمانه با اقتدار در برابر همه دسیسه‌های دشمن ایستاده است و در سربلندی و افتخار عرض می‌کنم که نیروهای مسلح و بخصوص نیروی دریایی ارتش در ساخت تجهیزات به طور صد در صد خودکفا است و هیچ زمانی دست نیاز به سوی دشمن دراز نخواهد کرد که این یک افتخار است.

    دریادار خانزادی با اشاره به اینکه همه ابزارهای چشم پرکن و تسلیحات دشمن در برابر ایمان و توانایی‌های نیروی انسانی ما ناکارآمد است؛ گفت: امروز انقلاب اسلامی ایران عزت و سربلندی خود را مدیون خون پاک شهدا می‌داند.

    وی با تاکید بر اینکه ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس ۴۸ هزار شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است، افزود: نیروی دریایی ارتش امروز با حضور در آب‌های بین‌المللی و به اهتزاز در آوردن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در آب‌های دوردست، دست بلند نظام در برابر تهدیدات دشمن است و همه کشورهایی که چشم طمع به مرزهای ایران دارند بدانند که نیروهای مسلح کشور با چشمانی بیدار، ایمان قلبی و با تجهیزات به روز آماده در برابر هرگونه گستاخی و زورگویی هستند.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • آیین دانش‌آموختگی دانشجویان خارجی دانشگاه فرماندهی ارتش برگزار شد

    آیین دانش‌آموختگی دانشجویان خارجی دانشگاه فرماندهی ارتش برگزار شد

    به گزارش خبرگزاری مهر، آئین دانش‌آموختگی دوره سی‌ام دانشجویان خارجی دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش با حضور وابستگان نظامی پاکستان، عمان، هندوستان و کره شمالی و با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی در سالن شهید فلاحی این دانشگاه برگزار شد.

    در این مراسم امیر حسین ولیوند زمانی فرمانده دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش با ابراز خوشحالی از حضور دانشجویان کشورهای دوست و هم‌پیمان در ایران و تحصیل در دانشگاه فرماندهی و ستاد گفت: ما در زمان حضور دانشجویان خارجی در این دانشگاه حتی برای لحظه‌ای تفاوتی بین دانشجویان ایرانی و خارجی قائل نشدیم.

    وی با اشاره به اهمیت وجود نظامیان در تمام کشورها اظهار داشت: نظامیان در همه کشورها یک هدف مشترک و مقدس و یک تکلیف دارند و آن حفظ منافع ملی و خاک میهنشان است. یک نظامی، لباس خود را کفن خود می‌داند و فرقی ندارد که کشورش ایران، پاکستان، هند، کره یا عمان باشد و افتخار می‌کند که به خاطر وطن و مردمش جان‌فشانی می‌کند و این موضوع بسیار ارزشمندی است.

    فرمانده دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش با اشاره به تعامل خوب این دانشگاه با دانشجویان کشورهای دوست و هم‌پیمان تصریح کرد: ما در پذیرش دانشجویان خارجی محدودیت نداریم و هرچه در توان داریم برای رفاه حال دانشجویان مهمان به کار خواهیم گرفت.

    ولیوند زمانی ادامه داد: امیدواریم رابطه کشورمان با کشورهای دوست و هم‌پیمان عمان، کره، هند و پاکستان مستدام باشد و این دوستی در حوزه‌های دیگر نیز تداوم داشته باشد و بتوانیم زمینه را برای زندگی خوب مردم کشورهای خود فراهم کنیم.

    در ادامه این مراسم، دانشجویان کشورهای خارجی نیز ضمن تشکر از فرماندهی و اساتید دافوس ارتش و ابراز خرسندی از حضور در ایران و تحصیل در دانشگاه فرماندهی و ستاد، ارتش ایران را یک ارتش قدرتمند و صلح‌جو معرفی کردند و تاکید داشتند که همه ما سفیران صلح و دوستی کشور جمهوری اسلامی ایران در کشورهای خود خواهیم بود.

    دانشجویان مهمان خارجی در خرداد ماه سال ۱۳۹۸ برای طی دوره فرماندهی و ستاد و دوره آموزش زبان فارسی در این دانشگاه پذیرش شدند و پس از گذراندن سه ماه آموزش زبان فارسی با حضور در مراسم جشن آغاز دوره سی‌ام فرماندهی و ستاد همراه با دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل علم و دانش شدند.

    حضور در رزمایش‌های مختلف روی نقشه کلاسیک و آب خاکی و همچنین اعزام به منطقه عمومی منجیل برای بررسی منطقه عملیات از دیگر فعالیت‌های آنان بود که می‌توان گفت، دانشجویان پس از طی دوره فرماندهی و ستاد، به توانایی‌های تجزیه و تحلیل مسائل نظامی دست یافتند.

    در پایان این مراسم که وابستگان نظامی کشورهای عمان، کره، هند و پاکستان حضور داشتند با اهدای لوح تقدیر از دانشجویان خارجی تجلیل شد.

    منبع : مهرنیوز

  • پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    به گزارش خبرآنلاین،  رهبر انقلاب روز سه‌شنبه‌ با مصطفی الکاظمی نخست وزیر کشور عراق دیدار و گفتگو داشتند که در این دیدار رهبر انقلاب با تاکید بر انتقام خون به ناحق ریخته شده‌ی حاج قاسم سلیمانی در کشور عراق پیام مهمی را از طریق این دیدار به آمریکایی‌ها منتقل کردند: «جمهوری اسلامی ایران هرگز این موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعاً ضربه‌ متقابل را به آمریکایی‌ها خواهد زد.» با توجه به این بخش از سخنان رهبرانقلاب در این دیدار سخن هفته‌ی این شماره‌ی خط حزب‌الله به این بخش مهم از بیانات رهبرانقلاب در این دیدار اختصاص دارد. در این مطلب آمده است؛

    جمعــه ۱۳ دی ۹۸، ســاعت ۱:۲۰ دقیقــه بامــداد، بزرگراه منتهی به فــرودگاه بغداد، شاهد عملیات تروریستی بزدلانه ای بود که دوران جدیــدی از تحــولات پی درپــی را در منطقه ی غرب آسیا رقم زد. با شنیدن خبر شهادت سردار دل هــا حاج قاســم ســلیمانی، نه تنهــا ملت ایــران بلکه منطقه و فضای جهانــی در بهت و حیرتی تکرارنشــدنی فرورفت. خبر، آنچنان غیرمنتظــره و اعجــاب آور بود که کســی باور نمی کرد که یکــی از محبوبتریــن چهره ها و شخصیت های ملی ایران را آن هم در حالی که «میهمان» کشور همســایه بوده مورد هدف ترور قــرار دهند.

    هنوز ساعاتی از این جنایت بزرگ نگذشته بود که ابتدا پنتاگون در بیانیه ای رســما اعــلام کرد کــه رئیس جمهــور آمریکا دســتور مســتقیم این عملیات تــرور را داده و البته خود ترامپ هــم در مواضع بعــدی اش با تاکید مجــدد بر این موضــوع، مســئولیت کامــل ایــن جنایــت بی ســابقه را پذیرفت. در این سوی میدان اما با آسمانی شدن سردار پرافتخار اسلام و شــهادت او به دست شــقی‌ترین افراد بشر، این احساســات و عواطف ملت ایران بود که بــا این تعدی و دشــمنیِ علنــی و رودررو، جراحتی عمیق برداشــته بود؛ این جنایت هولناک دلها را سوزانده بود و همین دلها لاجرم به التیام و بازیابی آرامش و ســکینه اجتماعی نیاز داشت.

    با انتشار پیام رهبر انقلاب در همان ساعات اول، دل های آتش گرفته به مشــت های گــره زده بــدل شــد: «انتقام سختی در انتظار جنایت کارانی اســت که دست پلید خود را به خون او و دیگر شــهدای حادثه ی دیشــب آلودند.» حضور میلیونی و فریاد رســای ملت های مسلمان ایران و عراق، نشــان داد که لحظه شــماری برای تحقق انتقام ســخت، فکر و ذهــن همــه ی علاقمنــدان و دلــدادگان به حــاج قاســم و جبهــه ی مقاومت اسـلامی را پــر کرده اســت.

    این انتقام ســخت اما دفعــی و یکباره بــه وقوع نمی پیوســت بلکه در گام هایی محکم اســتوار و توأم با منطق و عقلانیت برنامه ریزی شــده بود و هنــوز هم در حال اجراست:

    گام اول. این یک سیلی بود انتقام چیز دیگری است

    شــش روز بعــد و در اولیــن ســاعات روز نوزدهــم دی، موشــک باران پایگاه نظامی عین‌الاســد که کارشناسان نظامی از آن به عنوان یک شهر نظامی و یکی از اصلی ترین پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه یــاد می کردند، تیتر رســانه های جهــان را بــه خــود اختصــاص داد. در اولین ســاعات پــس از این اقــدام متقابل ایــران، رهبــر انقلاب در دیدار مردم قم کــه به صورت زنده از رســانه ها پخش می شــد اعلام کردند کــه ایــن صرفا یک ســیلی بــوده و موضوع اصلی انتقام ســخت، خــروج آمریــکا از منطقه است.

    اگرچــه دروغگویی رئیس جمهــور آمریکا مبنــی بر اینکه آســیب جدی ای در این حمله ی موشــکی به تاسیسات و نیروی انسانی مستقر در این پایگاه وارد نشده با هدف بی اهمیــت نشــان دادن این حملــه ی موشــکی انجام گرفت بتدریج اما اخبار تلفات نظامیــان آمریکا و تصاویر خســارات وارده نشــان داد که ضربه نیروی هوافضای ســپاه پاســداران کاری بوده و امــکان پنهان ســازی آثار و شواهد آن وجود ندارد.

    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم...
    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعــه تهران نیز ضمن تعیین موضوعات اصلی و فرعی در این حوادث پی درپی، درباره ی پاسخ کوبنده و قدرت‌مندانه‌ی سپاه در حمله ی موشــکی به عین‌الاســد تاکید کردند که « ضربه ی مؤثر نظامی بود اما مهمتر و بالاتر از ضربه ی نظامی، ضربه ی حیثیتی بــود، ضربــه به هیبــت ابرقدرتــیِ آمریکا بــود… ضربه به ابهت آمریکا بود؛ این ضربه با هیچ چیزی جبران نمی شود.» ۹۸/۱۰/۲۷

    گام دوم. ضربه متقابل در راه است

    این بار در آخرین روز تیر ۹۹ «میهمان» دیگری راهی کشور همســایه (ایران) بود. مصطفی الکاظمی نخست وزیر عــراق کــه پــس از فراز و نشــیب های طولانــی در عــراق و کشمکش های بر سر استقرار دولت، انتخاب شده بود، در اولین سفر خارجی خود به ایران آمده و با رهبر انقلاب دیدار داشت. رهبر انقلاب در این دیدار درباره ی شهادت شــهید ســلیمانی کلیدواژه «ضربت متقابل» را به کار بردند: «آنها میهمان شــما را در خانه ی شــما کشتند و صریحا به این جنایت اعتراف کردند… جمهوری اسلامی ایران هرگز این موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعا ضربه ی متقابــل را به آمریکایی ها خواهــد زد.»۹۹/۴/۳۱

    به عقیده کارشناســان نظامــی، «ضربت متقابــل» از بالاتریــن ســطوح کنشگــری قدرت هــای منطقــه ای و بین المللی اســت که هزینه ی هرگونه تعــدی و حمله ی بعدی را به بالاترین میزان ممکن می رساند، به طوری که متجاوزین را از تــداوم اقدامات خصمانــه در آن حوزه ی درگیری باز می دارد. به کارگیری راهبرد ضربه متقابــل نیز البته یک برنامه ی جدید نیست بلکه سابقه ای بیش از چهل ساله در تاریخ انقلاب اسلامی دارد که رهبر انقلاب در مواضع متعددی از آن نام برده اند: “ضربت متقابل دانشــجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه ی جاسوســی یک سال پس از کشتار دانش آمــوزان و دانشــجویان در ۱۳ آبــان ۵۷ توســط مــزدوران آمریــکا در رژیــم پهلــوی” “آمادگی نظــام برای برخورد سخت و خشن با دولت سعودی در پی حادثه ی دردناک منا در سال ۹۴” “توقیف متقابل کشتی متخلف انگلیســی در مقابــل توقیــف بی دلیــل کشــتی ایرانــی” “ساقط کردن هواپیمای بدون سرنشین آمریکا به دلیل تجاوز به محدوده ی سرزمینی ایران” تنها نمونه هایی از این ضربت متقابل بوده اند که همه و همه ارتقای امنیت و آرامش کشورمان را در پی داشته اند.

    تا آنجــا کــه در بیانیــه ی گام دوم انقلاب اســلامی نیز این چنین بر راهبرد ضربت متقابل تأکید شــده که: «انقلاب اسلامی ملت ایران، قدرتمند اما مهربان و باگذشــت و حتی مظلوم بوده است.»

    «مرتکب افراط ها و چپ روی هایی که مایه ی ننگ بسیاری از قیام ها و جنبش ها است، نشده است. در هیچ معرکه ای حتی با آمریکا و صدام، گلوله ی اول را شلیک نکــرده و در همه ی موارد، پــس از حمله ی دشمن از خود دفاع کرده و البته ضربت متقابل را محکم فرود آورده است.» این بار نیز ضربت متقابل دیگری در راه است. از طرفی تناســب ضربت متقابل با میزان دشمنی طرف مقابل -که به اوج خود رســیده- یکی از بدیهیات این راهبرد مهم و اثرگذار است، چشم در مقابل چشم و جان در مقابل جان؛ از طرف دیگر نباید فراموش کرد که این ضربت متقابل بخشی از پروژه ی انتقام سخت است که هدف نهایی آن اخراج آمریکا از منطقه خواهد بود.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • زیباکلام همراهی با چپ مارکسیست کودتا کننده را در کارنامه دارد

    زیباکلام همراهی با چپ مارکسیست کودتا کننده را در کارنامه دارد

    به گزارش خبرگزاری مهر، عباس سلیمی نمین رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران به اظهارات اخیر صادق زیباکلام فعال اصلاح‌طلب که در روزنامه سازندگی منتشر شد، واکنش نشان داد.

    رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران واکنش را خود در قالب نامه‌ای به محمد قوچانی سردبیر این روزنامه ابراز کرده است که متن آن به شرح ذیل است:

    جناب آقای قوچانی
    سردبیر محترم روزنامه سازندگی

    با سلام، اجازه دهید در آغاز سخن صادقانه معروض دارم مباحثی که بعد از نگارش نامه آقای موسوی‌خوئینی‌ها به رهبری در آن جریده منعکس شد نه تنها به تشخیص روند رویدادهای تاریخی چهار دهه اخیر و تعاملات سیاسی گذشته و حال کمکی نمی‌کند، بلکه به نظر می‌رسد این موضوع فرصتی برای تسویه‌حساب‌های بین جریانی در طیف اصلاح‌طلبان تلقی شده است. آنچه بعد از یک دور هجمه‌های توهین‌آمیز و تخریب‌گرانه شاهدیم توسل به افرادی برای تقویت و تثبیت برتری درون طیفی است. افرادی که به هیچ اصولی پای‌بند نیستند و سوابقشان در زیگزاگ رفتن و تذبذب در مواضع، بسیار پرتأمل‌تر از کسانی است که در سر مقاله خود به آنان هجمه کرده‌اید، چه آورده‌ای برای حزبتان خواهند داشت؟

    منطقی و اصولی پرداختن به نامه آقای خوئینی‌ها با آنکه بر آن ایرادات جدی مترتب است می‌توانست از یک سو زمینه‌ای برای رسیدن یا دست‌کم نزدیک شدن به یک درک مشترک از شرایط داخلی، منطقه‌ای و جهانی کشور و تأثیرات این حوزه‌ها بر یکدیگر باشد و از دیگر سو قابلیت آن را داشت تا به صورت مستند و متقن عملکرد جریانات مختلف سیاسی داخلی را در بستر انقلاب اسلامی به تصویر کشد. چنین رویکردی قطعاً در تشخیص ضعف‌ها و قوت‌ها یاری‌رسان بود و به شکل‌گیری مطالبه‌گری منصفانه و از آن مهمتر عقلانی از همه دست‌اندرکاران کشور کمک شایان توجهی می‌کرد.

    جناب آقای قوچانی! متأسفانه شما ترجیح دادید در پوشش پرداختن به نامه مورد بحث، به رویکردهای انقلاب اسلامی که با مواضع حزبی شما ناسازگار است حمله‌ور شوید و اصول مبنایی این تحول بزرگ را نفی کرده یا دست‌کم در ابهام فرو برید تا بعضاً هم‌آوایی‌ها با لیبرالیسم و سرمایه‌داری سلطه‌جو را توجیه‌گر باشید و در ادامه برای خاموش کردن توپخانه جریان تندرو اصلاح‌طلب به توپچی‌های حرفه‌ای‌تر پناه بردید. اگر فراموشتان نشده باشد در اولین واکنش خود به نامه آقای خوئینی‌ها در سرمقاله‌ای مطول ضرورت بازنگری در اندیشه‌های متأثر از چپ مارکسیستی را در طیف اصلاح‌طلب مطرح ساختید و در قالب ارائه چهار پیشنهاد برای اصلاح این انحراف!؟ نوشتید: «… بازیابی گفتمانی از تفاسیر سوسیالیستی و مارکسیستی از اسلام…» (روزنامه سازندگی، ۹ تیر ۹۹، ص ۲) این در حالی است که در شرایط کنونی هیچیک از جریانات طیف اصلاح‌طلب در این وادی ارزیابی نمی‌شوند بلکه بعضاً به‌عکس، به صورت غیرمنطقی و با چرخش‌های محیرالعقول مجذوب نظام سرمایه‌داری و لیبرالیسم شده‌اند. البته باید پذیرفت که واکنش کسانی که به آقای موسوی خوئینی‌ها در نگارش نامه مشورت داده بودند به سرمقاله شما بسیار تند و غیرمؤدبانه بود. برای مثال، آقای سعید حجاریان در یادداشتی تحت عنوان «تأملی بر یک نامه» در سایت «مشق نو» در حمایتی کم‌نظیر از نویسنده آن حتی با استعانت جستن از مقدسات با خشم فراوان به منتقدان هجمه می‌برد: «آقای موسوی‌خوئینی‌ها شبیه جدش شده است یوم علی صدرالمصطفی و یوم علی وجه الثری. اکنون کار به جایی رسیده است که مشتی سفله هر چه می‌خواهند به زبان می‌آورند و هر چه کینه دارند نثار ایشان می‌کنند. به قول خود آقای خوئینی‌ها اف بر تو ای روزگار سفله پرور!» (روزنامه سازندگی، یکشنبه ۱۵ تیر، ص ۴) یا جناب عباس عبدی در این زمینه نوشت: «آن‌ها در برخورد با این نامه به حضیض سیاست سقوط کرده‌اند؛ به طوری که جز ابراز تأسف چیز دیگری نمی‌توان گفت. به ویژه هنگامی که برخی از این برخوردها را که می‌بینیم، آن هم به نام عقل و منطق، اگر به آن‌ها جواب هم بدهید چاپ نمی‌کنند… دو سه نفر قلم به دست که امروز بخواهند اسم یک آدم سطح متوسط را ببرند جرئت ندارند و با هزار سلام و صلوات می‌برند که به قبای آنان برنخورد. آن‌قدر بی‌اعتبار و بی‌شخصیت هستند که نگاه استبدادی خود را با نقاب لیبرالیسم سطحی و متقلبانه پنهان می‌کنند و شروع به حمله به کسانی می‌کنند که از این طریق امتیازی نصیب‌شان شود، به دیگرانی حمله می‌کنند که هیچ شناخت مؤثری از آنان ندارند و جالب اینکه ذره‌ای هم به نقد محتوایی مطلبش نمی‌پردازند. این‌هایی که همه وام‌دار سلام هستند و اگر نبود امروز باید دست به سینه مجیز می‌گفتند اکنون زبان درآورده‌اند و همزمان فیلسوف و سیاستمدار و تاریخ‌نگار و همه چیز شده‌اند.» (روزنامه سازندگی، شنبه ۱۴ تیر، ص ۲) این اظهارات و برخی مواضع نیروهای تندرو حزب مشارکت به اندازه‌ای غیراصولی بود که آقای عطاالله مهاجرانی نوشت: «همین رادیکالیسم، تعبیر توپخانه اصلاحات، در واقع بیان آشکار زمین‌گیر شدن اصلاحات در کشور ماست و بایست توپخانه‌ها را خاموش کرد تا کشور و ملت فردای روشنی داشته باشند.» (همان، یکشنبه ۱۵ تیر، ص ۴)
    جناب آقای قوچانی! شما با آنکه نصیحت وزیر ارشاد دوران اصلاحات را منعکس می‌کنید، اما خود برای اینکه از شرمندگی آقایانی چون سعید حجاریان به درآیید تریبون ارگان حزب کارگزاران را به توپچی قهارتری می‌دهید. آیا آقای صادق زیباکلام که به سراغش رفتید صرفاً با همان ادبیات جواب آقایان را داد یا فرصت را مغتنم شمرد تا با شیوه همیشگی‌اش با جعل واقعیت‌های بارز تاریخی حملات خویش را متوجه مواضع ضداستکباری بنیان‌گذار انقلاب اسلامی سازد؟ درست است که آقای صادق زیباکلام امروز در دفاع از لیبرالیسم و نظام سرمایه‌داری از تئوریسین‌های آن سینه چاک‌تر عمل می‌کند، اما وی همراهی با چپ مارکسیست کودتاکننده در سازمان مجاهدین خلق را در کارنامه‌اش دارد. آیا فرد موجه‌تری از ایشان در حزب کارگزاران وجود نداشت تا به صورت متین و منطقی به بحث بپردازد تا دست‌کم فضای گفت‌وگوی درون جناحی را سازنده سازد؟
    با به خدمت گرفتن فردی که سابقه مارکسیست شدن داشته است شما می‌خواهید به اصطلاح خودتان «چپ اسلامی» را اصلاح کنید یا دست‌کم موقعیت آنان را در رقابت‌های درون طیفی تنزل دهید.

    فرض کنیم برخی یاران امام همچون آقایان دعایی، موسوی خوئینی‌ها و … در نیمه دوم دهه ۴۰ و نیمه اول دهه ۵۰ تحت تأثیر مجاهدین خلق در پرچمداری مبارزه مسلحانه، کم‌توجه به التقاط آنان بوده‌اند. این مسئله اولاً چه ارتباطی به موضع ضدآمریکایی جامعه ما که از ابتدای دهه ۳۰ بسیار فراگیر شد، دارد؟ ثانیاً این افراد بعد از اعلام برائت علنی رهبر انقلاب از این جریان به‌سرعت به اصلاح رویکرد خود پرداختند.
    ثالثاً موضع ضدآمریکایی ملت ایران و شخصیت‌های برجسته‌ای چون امام به مداخله نظامی این کشور در امور داخلی ایران و هزاران جنایت متعاقب آن باز می‌گردد، نه تأثیرگیری از جریانات چپ مارکسیستی یا جریانات التقاط چپ.

    بعد از کودتای ۲۸ مرداد که آمریکا رسماً اراده ملت ایران را برای ملی کردن نفت خود با مشت آهنین درهم شکست و دولت قانونی کشور را سرنگون ساخت، حتی شخصیتی چون دکتر مصدق نیز که تا قبل از آن خوش‌بینی‌های خاص خود را داشت به شدت ضدآمریکایی شد، تا جایی که طی نامه‌ای به مدافعات آقای بازرگان در دادگاه در سال ۱۳۴۲ که علیه سلطه آمریکا سخنی نگفته بود خرده گرفت. عضوی از شورای مرکزی نهضت آزادی در این زمینه در خاطرات خود می‌نویسد: «فراموش نکنیم که در دادگاه نهضت آزادی در سال ۴۲ که اوج اثر و پیشگامی و پیشتازی نهضت در حرکت سیاسی و اجتماعی ایران بود تنها استبداد مورد حمله و تحلیل قرار گرفت و پیشوای فقید و مرحوم ما دکتر مصدق نسبت به مدافعات جناب مهندس بازرگان این ایراد گرفته بود که چرا هیچ اثری از نقش استعمار در این مدافعات نیست. به هر حال، این اشتباه و نارسایی در تحلیل واقعیت تاریخی حرکت و تحول در جامعه ایران یک خطای استراتژیک بود که عامل اصلی و اساسی عقب‌ماندگی نهضت آزادی از انقلاب و انقلابیون شد.» (همگام با آزادی، خاطرات شفاهی دکتر سیدمحمد مهدی جعفری، جلد دوم، نشر صحیفه خرد، خرداد ۱۳۸۹، ص ۵۱۰) بنابراین بعد از نقض حاکمیت ملی ایران آن هم به سبوعانه‌ترین شکل هیچ ایرانی‌ای حتی با کمترین غیرت ملی، نمی‌توانست با سلطه آمریکا مخالفت نورزد؛ لذا بعد از کودتای سلطه‌طلبان، ملت ایران برای اثبات این واقعیت که به حیات خود ادامه خواهد داد و در هم نخواهد شکست نهضت مقاومت را شکل داد و دانشجویان در خط مقدم این مقاومت با تمام توان به ضدیت با سلطه‌طلبی آمریکا پرداختند. مقابله گسترده دانشگاه با سفر نیکسون – معاون وقت رئیس‌جمهور آمریکا- به ایران، که با احساس پیروزمندی بعد از کودتا صورت می‌گرفت هر چند شهیدانی را نثار آزادی این دیار ساخت، اما تداوم یافت. حتی با وجود تغییر مسیر انتقال نیکسون به فرودگاه و استفاده از جاده‌های فرعی خارج از شهر، دانشجویان برای ابراز تنفر خود در راه بازگشت وی اتومبیلش را گوجه فرنگی باران کردند. این مقابله تا پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی که بر دو رکن استوار بود: «نفی استبداد و رفع سلطه بیگانه» ادامه یافت؛ البته آمریکایی‌ها نیز برای شکستن ملت ایران از ۳۲ تا ۵۷ از هیچ جنایتی دریغ نکردند؛ از تشکیل ساواک بلافاصله بعد از کودتا برای درهم کوبیدن هسته‌های مقاومت تا تلاش برای نابودی همه تعلقات مادی و معنوی ملت. مواضع سرسختانه رهبری انقلاب علیه سلطه بیگانه به‌ویژه بعد از تحقیر این دیار از طریق تحمیل کاپیتولاسیون شهره‌تر از آن است که بتوان آن را از تاریخ معاصر ایران زدود. اما روزنامه سازندگی به بهانه پاسخ‌گویی به نامه آقای موسوی خوئینی‌ها به سراغ فردی چون آقای صادق زیباکلام می‌رود تا یک‌بار دیگر به جعلیات هنرمندانه!؟ ایشان در مورد تاریخ معاصر فرصت طرح بدهد و به خیال خود رکن مقابله با سلطه و استعمار انقلاب اسلامی را نفی‌کند: «س- در واقع چپ‌های اسلامی برای اینکه از این نگاه عقب نمانند این ایده را مصادره کردند؟ ج- دقیقاً همین طور است. چپ‌های اسلامی برای اینکه از مارکسیست‌ها در انقلابی‌گری عقب نمانند و بگویند آنچه شما می‌گوئید درست نیست و انقلاب مردمی بوده و امام خمینی ضدامپریالیسم و استعمار است، سفارت آمریکا را اشغال کردند. قصدشان این بود که به عنوان یک اقدام نمادین به چپ‌ها نشان دهند که اگر شما شعار مبارزه با آمریکا را می‌دهید ما در عمل آن را انجام می‌دهیم.» (روزنامه سازندگی، چهارشنبه ۱۸ تیر، ص ۲)

    جناب آقای قوچانی! قطعاً شما به‌خوبی مطلعید که موضع حزب توده در جریان اوج‌گیری مطالبات ملت ایران برای ملی شدن صنعت نفت چه بود و چرا آنان راه را برای کودتا باز کردند و علی‌رغم داشتن شاخه نظامی قوی در درون نیروهای مسلح شاهنشاهی هیچ‌گونه اقدامی علیه کودتای آمریکا و انگلیس صورت ندادند. چون به‌صراحت عنوان می‌کردند ما سهم غرب را در نفت ایران به رسمیت می‌شناسیم منوط به آنکه اتحاد جماهیر شوروی نیز از قرارداد نفت شمال بهره‌مند گردد. چون این حزب از نگاه منفی دکتر مصدق در این زمینه مطلع بود نه تنها از مواضع ضدسلطه این نهضت حمایت نکرد بلکه انواع اتهامات را متوجه رهبری آن ساخت؛ بنابراین در این مقطع موضع ضدامپریالیستی چپ مارکسیستی صرفاً جنبه امتیازگیرانه داشت. به همین دلیل نیز نزد ملت ایران منفور شد. همچنین جریانی چون نهضت آزادی به ویژه آقای بازرگان به دلیل نداشتن موضع ضداستعماری روشن با انتقادات گسترده مواجه شد و به‌تدریج موقعیت خود را از دست داد، اما موضع پررنگ ضداستعماری امام در دهه ۴۰ و آمادگی ایشان برای پرداخت هزینه سنگین آن موجب سوق یافتن آحاد جامعه به سوی رهبری وی شد. در زمانی که با مسلط کردن ساواک بر فضای فکری و سیاسی جامعه، آمریکایی‌ها مصمم بودند هر مخالفتی با حضور کودتاگرانه خود در ایران را به شدت سرکوب کنند و بسیاری از رهبران سیاسی از ترس جان خود صحنه سیاست‌ورزی را ترک گفتند، امام تنها شخصیتی بود که صادقانه در سخنرانی‌ها و بیانیه‌های خود با سلطه استعمار به مخالفت برخاست و ابتدا حکم اعدام و سپس تبعید را به جان خرید. افشین متین در اثر تحقیقی خود در این زمینه می‌نویسد: «در سال ۱۹۶۵، (۱۳۴۳ خ) کنفدراسیون اقدام به یک سلسله تماس‌هایی با آیت‌الله خمینی کرد که سال‌های چندی نیز ادامه یافت. کنگره کلن نامه‌ای سرگشاده خطاب به آیت‌الله خمینی ارسال داشت و طی آن از وی به دلیل به کارگیری زبان جدید سیاسی که توانسته است فرهنگ و مفاهیم آشنای شیعه را با فرهنگ مدرن و انقلابی درهم آمیخته و فرهنگ سیاسی نوینی خلق نماید تمجید کرد. از نقش وی در فراخوانی «توده‌های کارگر و کشاورز» برای جهاد علیه ایالات متحده و «یزید» زمان که منظور شاه بود سپاسگزاری و از همبستگی کنفدراسیون با مبارزات جدید روحانیون به ویژه خود ایشان که در ایران پدیدار شده بود پشتیبانی کردند.» (کنفدراسیون، صص ۲۱۴-۲۱۳)

    جناب آقای قوچانی! آقای زیباکلام در مصاحبه با روزنامه شما علاوه بر جعل سیر رخدادهای دهه‌های سی و چهل که موجب شد هر ایرانی غیرتمند و پای‌بند به عزت میهن موضع ضدآمریکایی پیدا کند مسائلی را به امام نسبت می‌دهد که کاملاً خلاف واقع است، اما شما هیچ‌گونه واکنشی به آن نشان نمی‌دهید. برای نمونه، وی در فرازی از مصاحبه می‌گوید: «خیلی جالب است که دانشجویان پیرو خط امام می‌گویند ما چون امام را واقعاً قبول داشتیم نمی‌خواستیم بدون اذن ایشان سفارت را اشغال کنیم و می‌گویند ما به آقای موسوی خوئینی‌ها گفتیم که شما با امام در ارتباط هستید و مورد تأیید امام هستید. شما این موضوع را با امام در میان بگذارید تا ما مطمئن باشیم مجوز امام را برای اشغال سفارت داریم. اما جالب است که آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گوید امام با اشغال سفارت مخالف است، اما شما بروید سفارت را اشغال کنید؛ من بعداً موافقت ایشان را می‌گیرم. ببینید! سوالات زیادی مطرح می‌شود که آقای خوئینی‌ها، چرا شما تا این اندازه اصرار داشتید که سفارت به اشغال دربیاید؟ شما که می‌دانستید امام با اشغال مخالف هستند چرا برای اشغال آن اصرار داشتید؟» (همان.)

    اولاً در حالی که قبل از به اجرا درآمدن تصمیم تشکل‌های دانشجویی مبنی بر اعتراض علنی علیه سیاست‌های خصمانه آمریکا که از آن‌ها تدارک کودتایی دیگر استنباط می‌شد اصولاً مشورتی با امام صورت نگرفته بود آقای زیباکلام از کجا مطلع شده‌اند که امام با اراده جمعی دانشجویان مخالف بوده است؟ این ادعای جعلی هیچ سندی برای اثبات خود ندارد.
    ثانیاً کجای این استدلال که یک حرکت مردمی و مدنی را نباید حکومتی کرد اشکال دارد؟ اعتراض دانشجویی اگر با مصوبه مجمع عالی دانشجویان منجر به اشغال شود در نظام‌های سیاسی مختلف به رسمیت شناخته می‌شود، در حالی که هیچ نظام سیاسی این امر را از سوی حکومت‌ها نمی‌پذیرد.
    ثالثاً دانشجویان علاوه بر آقای خوئینی‌ها با شخصیت‌های دیگری از جمله آقای بنی‌صدر که در آن زمان هیچ‌گونه مسئولیت اجرایی نداشت هم مشورت می‌کنند، آنان نیز این اقدام را تأیید می‌نمایند.
    رابعاً حمایت گسترده و همگانی از اقدام دانشجویان به‌خوبی ثابت می‌کند که این واکنش به خصومت‌های آمریکا مظهر خواست عمومی بوده است. حتی شورای مرکزی نهضت آزادی علی‌رغم مخالفت آقای بازرگان با صدور بیانیه‌ای ضمن حمایت پررنگ از این حرکت دانشجویی خواهان قطع رابطه با آمریکا می‌شود.
    خامساً با کدام وجهه وطن‌دوستانه‌ای امروز به تخطئه حرکت دانشجویان می‌پردازیم، در حالی که مجموعه اسناد، روایات و … به وضوح مؤید آنند که آمریکا در تدارک کودتای دیگری بود و اگر دانشجویان به اقدامی بازدارنده مبادرت نمی‌کردند احتمال موفقیت کودتا بسیار بالا می‌رفت؛ کما اینکه در تحلیل شکست کودتاهایی چون «نوژه» که بعد از ۱۳ آبان صورت گرفت، نبود کانون هماهنگی امن را به عنوان عامل اصلی یادآور می‌شوند.

    جناب آقای قوچانی! هرچند جوان هستید و آن ایام را درک نکرده‌اید اما آیا هرگز به این اندیشیده‌اید که چرا حتی فرد فرصت‌طلب و موج سواری چون آقای زیباکلام بعد از این اقدام دانشجویان هر چند با تحلیلی غلط در سرمقاله روزنامه کیهان تحت مدیریت آقای ابراهیم یزدی می‌نویسد: «بعد از شاه نوبت آمریکاست»؟ پاسخ کاملاً روشن است؛ زیرا در باور آحاد مردم همه قرائن و شواهد حکایت از آن داشت که علی‌رغم رأفت ملت ایران بعد از پیروزی بر سلطه، هیچ تغییری در مشی خصمانه آمریکا علیه استقلال این دیار را شاهد نیستیم. بر این اساس از روز ۲۳ بهمن ۵۷ انواع برنامه‌ها را برای به آشوب کشاندن ایران در دستور کار خود قرار دادند. خاطرات شعبان جعفری (شعبان بی‌مخ)، سپهبد پالیزبان، محمدحسین موسوی (قائم مقام حزب رستاخیز) و … به‌خوبی گویاست که با حمایت مستقیم آمریکا تجمعاتی از نیروهای عملیاتی در مرزها – از مرز مشترک با ترکیه گرفته تا پاکستان – سازمان یافته بود. برای نمونه شعبان جعفری در پاسخ به سوال هما سرشار که «بعد از انقلاب مدتی به ترکیه رفتید. آنجا چه کار می‌کردید؟ می‌گوید: تو آمریکا بودم که برام از طرف [ارتشبد بهرام] آریانا خدا بیامرز پیغوم آوردن که برم ترکیه باهام کار داره رفتم ترکیه و باهاش مدتی همکاری کردم… سپهبد [حمید] امیری بود، سرهنگ امیر نور بود… خیلی راه افتاده بودن. تیمسار [عبدی] مینو سپهر اونجا بود که میره با گشتاسب پسر آریانا کشتی تیرزین مال ایرانو رو آب می‌گیرن میارن و خلاصه شلوغی راه انداختن یه چند تا از این پاسدار ماسدارام تو رضاییه به دست اینا کشته میشن… آریانا دو تا نامه به من داد که برم اسرائیل یکی رو بدم به اسحق رابین، یکی‌ام بدم به غوزی نرگس. آهان یه کاغذم داد گفت: «برو پیش راد.» راد را می‌شناسین؟ همونکه خونه‌اش عین کاخ سفیده» (خاطرات شعبان جعفری، به کوشش هما سرشار، نشر آبی، سال ۱۳۸۱، ص ۳۵۴)

    این اتفاقات و شرارت‌ها بلافاصله بعد از پیروزی خیزش سراسری ملت ایران علیه سلطه آمریکا و استبداد دست‌نشانده در مرزهای ترکیه صورت می‌گرفت. در مورد اغتشاشات تجزیه‌طلبانه در کردستان ایران و تجمع نیروهای ساواکی و گارد شاهنشاهی در کردستان عراق هر چند می‌توان از خاطرات امثال پالیزبان مستندات فراوانی برای اثبات این واقعیت ارائه داد که آمریکایی‌ها بلا انقطاع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان به ضدیت با استقلال ملت ایران ادامه دادند، اما از آنجا که امروز آقای زیباکلام خود را ملی و لیبرال ارائه می‌دهد در این زمینه از افراد همسنخ ایشان روایت می‌کنیم. آقای امیرانتظام در خاطرات خود اسنادی از سفارت آمریکا را مایه افتخار خود دانسته و به عنوان شاخص دفاع از منافع ملت و ایستادگی در برابر بحران‌آفرینی‌های آمریکا برای نظام جدید برآمده از خواست ایرانیان، عرضه می‌دارد: «ناس در ملاقات … از انتظام درخواست کرد که به آیت‌الله اطمینان داده شود که آمریکا به استقلال و حق حاکمیت ایران علاقه‌مند است و هیچ دخالتی در جریانات نداشته و در آینده نیز هیچ اقدامی که باعث بی‌ثباتی سیاسی ایران شود انجام نخواهد داد… انتظام از اینکه به او اطمینان دادم که آمریکا در جریانات اخیر دخالت نداشته راضی به نظر می‌رسید ولی گفت امیدوار است که این گفتار من راست باشد.» (آن سوی اتهام، جلد ۲، ص ۱۸۴، [به نقل از نامه ناس به وزارت خارجه آمریکا، ۹ آوریل ۷۹/۲۰ فروردین ۵۸])

    در سند دیگر ارائه شده از سوی آقای انتظام در مورد ملاقات دکتر یزدی و کاردار آمریکا می‌خوانیم: «مدت قابل توجهی از این جلسه صرف بحث عراق و مسائل کردستان شد. یزدی تقریباً معتقد بود که هم آمریکا و هم اسرائیل، عراق را برای کمک به یاغیان کرد کمک می‌کنند. ما به‌خوبی می‌توانستیم که غیرواقعی بودن این مسئله را مطرح کنیم، اما حقایقی را که یزدی مطرح کرد مورد نظر مردم بود نشان دهنده ناراحتی‌هایی بود که از این نظر بر دولت بازرگان وارد شده بود… در دنباله بحث، یزدی عصبانی و ناراحت‌تر از جلسات قبل به نظر می‌رسید… قسمت اعظم بحث صرف مسئله کردستان شد، یزدی گفت با اطلاعاتی که دارد قانع شده است که حمایت زیادی از خارج به یاغیان کرد می‌رسد و وضع کردستان را خیلی جدی تلقی کرد، یزدی گفت طبق اطلاعاتی که به دولت موقت رسیده. آمریکا و اسرائیل با همکاری با عراق به یاغیان کرد کمک می‌نمایند.» (همان، صفحات ۲۰۱ و۲۰۰ [به نقل از سندهای ۱۷ اکتبر ۷۹، ۵۴۵۰۲ Tehran Cite و نامه لینگن کاردار آمریکا در تهران به وزارت خارجه آمریکا ۱۸ اکتبر ۷۹])

    جالب توجه اهل نظر خواهد بود که امروز برای القای این سخن کذب که ضدیت آمریکا با ملت ایران مربوط به بعد از اقدام دانشجویان است هرگز به این مطالب به ثبت رسیده اشاره نمی‌شود؛ البته ناگفته روشن است که اعتراض شدیداللحن آقای یزدی به آمریکا ناشی از اعتراضات گسترده مردم به دولت موقت است. با وجود قرائن بسیار زیاد که حکایت از برنامه‌های آمریکایی‌ها جهت ایجاد برهم ریختگی در ایران به منظور زمینه‌سازی کودتای دیگر داشت اقدامی بازدارنده صورت نمی‌گرفت. این دقیقاً دغدغه‌ای بود که دانشجویان را متوجه سفارت آمریکا به عنوان کانون هماهنگی این‌گونه شرارت‌ها کرد.

    بنابراین بعد از اینکه ملت ایران به سلطه آمریکا پایان داد واشنگتن با خشم بیشتری از چنین اراده‌ای، به ضدیت با استقلال این مرز و بوم پرداخت. از زبان آقای ابراهیم یزدی به شمه‌ای از آنچه دامن زدن به تجزیه‌طلبی بود اشاره شد. حال نگاهی به وارونه‌گویی‌های آقای زیباکلام بیفکنیم: «در واقع انقلاب اسلامی ایران و دلیل اصلی اعتراضات علیه رژیم شاه و نارضایتی مردم از آن به آنچه که ذیل دمکراسی‌خواهی تعریف می‌شود باز می‌گشت؛ شاه نتوانسته بود انتخابات آزاد برگزار کند، رژیم شاه هزاران زندانی سیاسی داشت اجازه مطبوعات آزاد را نمی‌داد… این‌ها خواسته‌های انقلابیون بود که هیچکدام ایدئولوژیک نیستند… اتفاقی که در سال ۵۸ افتاد این بود که خواسته‌های اصلی و واقعی انقلاب اسلامی در حقیقت به حاشیه رانده شد و آن چیزی که فراگیر شد عبارت بود از استکبارستیزی، آمریکاستیزی و…». (روزنامه سازندگی، چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۹، ص ۲) آقای زیباکلام معلوم نیست در مورد انقلابیون چه کشوری اظهارنظر می‌کند. اگر مراد ایران است رهبر انقلابیون و انقلاب از ابتدای دهه ۴۰ آشکارا سیاست خود را بر پایه نفی توأمان سلطه بیگانه و استبداد داخلی قرار می‌دهد. حتی بسیاری از مبارزان به‌درستی برای مبارزه با سلطه بیگانه اولویت قائل بودند؛ زیرا اعتقاد داشتند این آمریکاست که استبداد را تقویت می‌کند و مایل نیست در ایران با نهادهایی چون مجلس، قوه قضائیه، قوه مجریه و… مواجه باشد بلکه می‌خواهد صرفاً با یک عنصر مستبد مواجه باشد و همه مطالبات و برنامه‌های خود را از طریق او پی گیرد. در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت این واقعیت به وضوح بر همگان روشن شد که تصمیم‌ساز نهایی، سلطه بیگانه است؛ به همین دلیل شخصیت‌هایی چون آقای بازرگان علی‌رغم ضعف در دشمن‌شناسی تلاش داشتند آمریکا را قانع سازند که این میزان استبداد به نفع آنان نیست؛ لذا بهتر است شاه را به سوی دادن امتیازاتی به ملت سوق دهند، اما برخلاف این خواسته، آمریکا روز به روز استبداد را فریه‌تر می‌سازد. همان‌گونه که در استعفای ۱۶ تن از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی آمده است همین نگاه غلط آقای بازرگان موجب می‌شود که در نیمه دوم دهه ۴۰و نیمه اول دهه ۵۰، نهضت آزادی جایگاه خود را در میان مردم از دست بدهد؛ البته در سال ۵۷ در اوج خیزش مردم به رهبری امام خمینی آقای بازرگان به فرانسه می‌رود و در ملاقات با رهبر نهضت می‌پذیرد که به دو اصل انقلاب یعنی نفی سلطه آمریکا و استبداد به صورت توأمان پای‌بند باشد که متأسفانه چندان به این عهد پای‌بند نمی‌ماند؛ بنابراین معلوم نیست آقای زیباکلام به کدام انقلاب و کدام انقلابیون نظر دارد. شاید از آنجا که به مقتضای شرایط هر از چند گاه در ایشان انقلابی رخ می‌دهد و از تمایل به مظفر بقایی به جریان التقاط. از جریان التقاط به چپ مارکسیستی. از چپ مارکسیستی به ملی‌گرایی، از ملی‌گرایی به شیفتگی به غرب و…، شاخص، خود ایشان‌اند. قطعاً با چنین شیفتگی که در این مصاحبه نیز به‌خوبی بازتاب یافته حق دارند ضدیت ملت ایران با سلطه‌طلبی آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را تماماً از تاریخ مبارزات این دیار برای کسب استقلال پاک کنند. چون حیف نیست که با سلطه نظام سرمایه‌داری به این خوبی مبارزه کنیم!؟ «هنوز آن قدر تکامل پیدا نکرده‌ایم که با ادب سخن بگوییم و مثل غربی‌ها در مواجهه با انتقادات مؤدبانه از مواضع‌مان دفاع کنیم و به فحاشی نیفتیم.» (از مصاحبه آقای زیباکلام، روزنامه سازندگی، ۱۸ تیر ۹۹، ص ۲) باید خویشتن‌دار بود و باور کرد این اظهارات آقای زیباکلام از سر شیفتگی نیست بلکه واقعاً غرب انتقادات را به صورت ریشه‌ای حل می‌کند!! مثلاً وقتی مهاجران اروپایی به آمریکا رفتند، سرزمین مردم بومی، یعنی سرخپوستان را به زور گرفتند و با این انتقاد مواجه شدند که چرا حقوق ما را به عنوان صاحبان این کشور زیرپا می‌گذارید؟ با شعار «سرخپوست خوب سرخپوست مرده است» میلیون‌ها انسان رنگین‌پوست را قتل عام و به صورت ریشه‌ای انتقاد را حل و فصل کردند؛ البته به صورت بسیار مؤدبانه! یا زمانی که کشتی‌های مجهز به تجهیزات نظامی غربی‌ها در سواحل کشورهای آفریقایی لنگر می‌انداخت، اهالی روستاهای این کشورها را شکار می‌کرد و عنوان برده به آن‌ها می‌داد تا مالکشان شود و با اعتراض و انتقاد این انسان‌ها مواجه می‌شد که ما شهروند آزاد کشور خودمان بودیم، به صورت کاملاً علمی و مؤدبانه ثابت می‌کردند که شما انسان کامل نیستید و مغزتان از نژاد سفید کوچک‌تر است و بنابراین چون حیوانات که از این جنبه با انسان متفاوتند می‌بایست در خدمت ما قرار گیرید! ببینید چقدر مؤدبانه و ریشه‌ای به انتقادات پاسخ می‌گفتند، یا وقتی با کشتی‌های جنگی به کشورهای مختلف همچون ایران حمله می‌کردند و با این انتقاد مواجه می‌شدند که ما یک ملت مستقل هستیم چرا حقوق ما را رعایت نمی‌کنید خیلی مؤدبانه می‌گفتند شما لیاقت اداره خود را ندارید؛ لذا می‌بایست توسط نژاد برتر اداره شوید و اگر آن ملت پررویی می‌کرد و به انتقادات خود ادامه می‌داد و دست به قیام می‌زد و مثل ملت ایران ثابت می‌کرد که صنعت نفت خود را می‌تواند به‌خوبی اداره کند خیلی مؤدبانه با مشت آهنین بر سرش می‌کوبیدند و خیلی منطقی بهش می‌فهماندند که اشتباه می‌کند و…!

    جناب آقای قوچانی! این فردی که شما برای له کردن نیروهای تندرو اصلاحات به خدمت گرفته‌اید فرصت را مغتنم شمرده و با جعل تاریخ انقلاب به تطهیر دشمنان استقلال مردم ایران پرداخته است و به گونه‌ای وانمود می‌کند که گویا آمریکا در ایران کارنامه سیاهی نداشته و بعد از خیزش ملت علیه سلطه این کشور که به زعم ایشان بی‌دلیل بوده است، کاملاً در چارچوب منافع ایران حرکت کرده و معلوم نیست چرا دانشجویان، سفارت آمریکا را کانون فتنه‌گری در اقصی نقاط کشور پنداشته‌اند و معلوم نیست به چه دلیل همه اقشار ملت و جریانات سیاسی نه تنها از واکنش دانشجویان حمایت کردند بلکه همچون نهضت آزادی این اقدام بازدارنده را ناکافی اعلام کردند و … مخلص کلام اینکه بی‌دلیل علیه آمریکا موضع گرفتیم و در نهایت، دشمنی این کشور از سال ۵۸ علیه ملت ایران آغاز شد! اگر امروز اجازه نمی‌دهند حتی دارو به ما برسد و اگر مذاکره می‌کنیم، توافق‌نامه امضا می‌کنیم و ما به تعهداتمان عمل می‌کنیم و آن‌ها زیر همه تعهدات خود می‌زنند همه و همه لابد به واکنش کور!؟ دانشجویان باز می‌گردد: «در واقع این وضعیت سیاسی که امروز داریم محصول به راه افتادن گفتمان آمریکاستیزی است که از سال ۵۸ و در جریان آمریکا ستیزی و اینکه گفتمان انقلاب به یک گفتمان ایدئولوژیک ضدغربی و ضدآمریکایی تغییر پیدا کرد.» (همان) بنابراین براساس این چینش هنرمندانه حتی آقای ابراهیم یزدی نیز که می‌گوید آمریکایی‌ها به دنبال تجزیه کردستان ایران بوده‌اند لابد در توهم به سر می‌برده و همه چیز منطقی و براساس همان ادب غربی‌ها پیش می‌رفته تا اینکه دانشجویان این قدرت با نزاکت را عصبانی می‌کنند و همه مسائل ایران با آمریکا از این مقطع آغاز می‌شود؛ لذا با این صغرا کبرا چیدن‌ها این ایران است که دشمنی آمریکا را برانگیخته است!

    جناب آقای قوچانی! شما برای اثبات اینکه جلوگیری از ضدیت آمریکا با استقلال ملت (که آفرینش کودتایی دیگر را دنبال می‌کرد) ریشه در تأثیرگیری از مارکسیست‌ها دارد به کسی متوسل می‌شوید که به دلیل مارکسیست شدن در مقطعی هنوز هم آثار وی متأثر از ادبیات مارکسیستی است. اگر محدودیت‌ها اجازه می‌داد به سهولت قابل اثبات بود که آنچه وی به دیگران نسبت می‌دهد دقیقاً همان است که بر اندیشه و نوع نگاه خودش سیطره دارد. در اندیشه مارکسیستی، یک عامل، نیروی محرکه و پیش برنده تاریخ به شمار آمده و آن «تضاد طبقاتی» است بر اساس این تضاد، حرکت و جریانی در تاریخ بشری از «کمون اولیه» تا «سوسیالیسم» و سپس «کمونیسم» شکل می‌گیرد که کاملاً جبری، یک‌سویه و فراگیر است و از آن تحت عنوان «دترمینیسم» یا موجبیت یا جبر تاریخی یاد می‌شود؛ بنابراین به طور خلاصه، تاریخ بر مبنای یک علت یعنی «تضاد طبقاتی» به طور جبری پیش می‌رود. حال اگر اصل و جوهره اظهارات آقای زیبا کلام را در آثارش مورد توجه قرار دهیم به‌وضوح ملاحظه می‌شود که مبانی آن کاملاً مبتنی بر مبانی نظری مارکسیستی است؛ نگاه تک بعدی و تک عاملی وی در زمینه مسائل اجتماعی و تاریخی دقیقاً همان نگاه تک عاملی مارکسیسم در این حوزه است. اگر جریده شما تمایل داشته باشد، در بحث‌های آتی می‌توان به تفصیل و با ذکر مستندات به اثبات این امر پرداخت.

    حال بیابیم استدلال آقای موسوی خوئینی‌ها برای دانشجویان را بدون جعل آقای زیباکلام مرور کنیم: «دانشجویانی که لانه جاسوسی را تصرف کردند… به دلیل روابطی که از قبل با من داشتند جریان را در میان گذاشتند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم. آیا این امر مطابق با نقطه نظرهای امام می‌باشد؟ آیا در برخورد این مسئله با دولت خلاف نظر امام صورت نمی‌گیرد؟ من با توجه به ضوابطی که آن روز در دست داشتم به نظرم رسید که این عمل در جهت اجرای نقطه‌نظرهای امام می‌باشد. باز این برادرها برای به‌دست آوردن اطمینان بیشتر می‌خواستند که این امر را با امام هم در میان بگذارند که اگر احیاناً مخالف هستند بفرمایند. من با این امر (در میان گذاشتن مسئاله اشغال سفارت با امام) مخالفت کردم [و] گفتم که این کار را ما انجام می‌دهیم، اگر امام موافق بودند بسیار خوب و اگر به دلیلی که الان نمی‌دانیم چیست با آن مخالفت کردند بلافاصله به عنوان اطاعت از دستور امام محل را ترک می‌کنیم… اضافه بر اینکه گفتم اگر با ایشان (امام) مشورت کنید ولو اینکه باطناً موافق باشند، به دلایل خاصی ناگزیر می‌شوند که این امر را تأیید نکنند.» (روزنامه سازندگی، ستون ۴۰ سال پیش در همین روز، ۲۵ تیر ۹۹، ص ۱۰) منطق آقای موسوی‌خوئینی‌ها در این مشورت به دانشجویان بسیار سنجیده است. زیرا اولاً براساس سخنرانی‌های امام در این ایام کاملاً روشن بود که ایشان از تحرکات خصمانه آمریکا بسیار نگرانند. ثانیاً دانشجویان بنا داشتند به عنوان یک نهاد مدنی اعتراض خود را به جنایات آمریکا در مناطق مختلف کشور، به گوش جهانیان برسانند؛ بنابراین خودشان باید مسئولیت این اقدام را به عهده می‌گرفتند. ثالثاً در صورت مشورت با امام و اعلام موافقت ایشان این اقدام مردمی جنبه حکومتی می‌یافت؛ در حالی که آمریکا به دلیل مردمی بودن این اقدام نتوانست آن را به حاکمیت نسبت دهد. رابعاً بعد از اینکه مشخص شد حتی ترورهای شخصیت‌های برجسته انقلاب همچون شهید مطهری توسط گروه فرقان، از سفارت آمریکا در تهران هدایت می‌شده است امام از اقدام دانشجویان دفاع کردند و آن را «انقلاب دوم» نامیدند؛ بنابراین برخلاف ادعای آقای زیباکلام که به دروغ مخالفت امام با این اقدام را مطرح می‌کند و مصاحبه‌کننده روزنامه شما به اصلاح آن نمی‌پردازد، امام بالاترین تعریف را از این اقدام مردمی (که براساس رصد میدانی سفارت آمریکا را کانون همه بحران‌آفرینی‌ها یافته بود) به عمل آورد. به فاصله اندکی بعد از ترجمه اسناد مشخص شد که ارزیابی دانشجویان از شرایط صحیح بوده و با این اقدام جلوی تحت سلطه درآمدن ملت ایران برای دست‌کم ربع قرن دیگر گرفته شده است.

    اما با همین منطق آقای موسوی خوئینی‌ها می‌توان اثبات کرد که در نامه اخیر، ایشان بازی نیروهای تندرو اصلاح‌طلب را خورده‌اند. آنچه به عنوان مشورت به دانشجویان در آن مقطع عرضه می‌دارند سخنی است دلسوزانه و در راستای مصالح ملی و آن اینکه نهادهای مدنی می‌بایست مسئولیت تصمیمات خود را بر عهده گیرند؛ اگر عملکردهای ناشی از آن درست باشد اعتماد جامعه به آن تشکل مردمی بیشتر خواهد شد و اگر غلط باشد هزینه چندانی برای کشور نخواهد داشت. در نامه اخیر، آقای موسوی‌خوئینی‌ها رویکردی کاملاً متضاد با گذشته خود اتخاذ کرده است. در آن مشورت، مصالح عمومی به‌خوبی لحاظ شد و هم جلوی کودتای آمریکا گرفته شد و هم این کشور نتوانست بهانه‌ای برای حمله به ایران پیدا کند، اما در شرایط کنونی دو جریان تندرو در دو طیف سیاسی کشور می‌کوشند هزینه تصمیمات نهادهای مردمی را متوجه رهبری کنند تا در نهایت با فشار فراوان ویژگی مردمی بودن نظام را از آن بگیرند. همان‌گونه که در پاسخ قبلی خود به آقای موسوی خوئینی‌ها به این موضوع پرداختم یکی از افتخارات این نظام سیاسی آن است که بنا به اعتراف صریح مخالفان و واقعیت‌های پیش‌رو دولت‌ها با رأی مردم می‌آیند و می‌روند. آقای خاتمی در دوران وزارتش اختلاف‌نظر بارز با رهبری داشت، اما در حالی که هم یک جریان سیاسی در داخل و مخالفان در خارج مدعی بودند نظام نخواهد گذاشت که وی رأی بیاورد با اختلافی فاحش با کسی که او را نامزد نظامی معرفی می‌کردند ایشان به ریاست‌جمهوری رسید. چرا؟ به این دلیل که به درست یا غلط مردم او را مناسب‌تر ارزیابی کرده بودند. این صحیح نیست که در آن زمان حرکت مردم را جنبش ارزیابی کنیم، اما امروز بگوییم: خیر، رهبری باید مسئولیت این انتخاب را به عهده گیرند! عیناً این مسئله در مورد انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری نیز صادق است. جریانات مخالف نظام و احزابی که ایشان را به عنوان نامزد خود معرفی می‌کردند به صراحت القا می‌نمودند که گزینه نظام آقای رئیسی است و نخواهد گذاشت آقای روحانی رأی بیاورد. اما با آنکه این گزینه نیز در نگاه به غرب تفاوت چشمگیری با سیاست نظام داشت با رأی مردم انتخاب شد و مهمتر آنکه رهبری با تمام توان از رأی مردم بعد از انتخاب این فرد صیانت می‌کند و به همین دلیل نیروهای تندرو اصولگرا نیز به‌تدریج انتقادات خود را در این زمینه پررنگ‌تر می‌کنند که چرا رهبری اجازه نمی‌دهد چنین دولت‌هایی را از ادامه کار باز داریم. متأسفانه آقای موسوی خوئینی‌ها تحت تأثیر نیروهای تندرو اصلاح‌طلب که به دلیل چرخش‌های محیرالعقول اخیرشان به سوی نظام سرمایه‌داری از قوام و دوام یافتن نظام جمهوری اسلامی چندان خشنود نیستند به جای پذیرش مسئولیت انتخاب خود و دوستانش، مسئولیت‌ها را متوجه رهبری می‌سازد؛ اقدامی که به هیچ وجه قابل فهم نیست. از یک سیاستمدار کهنه کار علی‌القاعده انتظار رشد در عرصه سیاست‌ورزی انتظار فوق‌العاده‌ای نیست. قطعاً نامه ایشان به رهبری را نمی‌توان جز پسرفت در پای‌بندی به منافع عمومی ارزیابی کرد.

    جناب آقای قوچانی! در صورتی که روزنامه تحت مدیریت شما از جناب آقای موسوی خوئینی‌ها برای مناظره‌ای مکتوب دعوت کند قادر خواهیم بود از این بحث برای رشد جامعه بهره گیریم و براساس آموزه‌های قرآنی که شنونده قول‌ها باشیم و سخن برتر را برگزینیم رشدی را از آن فضای سیاسی کشور نمائیم.

    با تشکر
    عباس سلیمی نمین

    منبع : مهرنیوز

  • واکنش هشدارآمیز حسام‌الدین آشنا به تهدید هواپیمای ایران توسط جنگنده آمریکایی

    واکنش هشدارآمیز حسام‌الدین آشنا به تهدید هواپیمای ایران توسط جنگنده آمریکایی

    واکنش هشدارآمیز حسام‌الدین آشنا به تهدید هواپیمای ایران توسط جنگنده آمریکایی

     

    به گزارش خبرآنلاین، حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس جمهور در توئیتی در واکنش به تهدید هواپیمای ایرانی توسط جنگنده‌ آمریکایی نوشت: کسی که جان رهبرانش را دوست دارد با جان مسافران ما بازی نمی‌کند.

    او این توئیت را با هشتگ ماهان ایر منتشر کرد.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین

  • کرونا مذاکرات ایران و چین را به تعویق انداخته است

    کرونا مذاکرات ایران و چین را به تعویق انداخته است

    به گزارش خبرگزاری مهر، غلامرضا انصاری معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه شیوع کرونا برگزاری مذاکرات حضوری درباره توافق همکاری‌های بلندمدت سیاسی و اقتصادی با چین را به تعویق انداخته است، گفت: درباره توافق ایران و چین باید صبر کنیم.

    وی افزود: برای اینکه یک سند مسیر خود را طی کند، مدت طولانی زمان می‌برد و ممکن است چندین بار سند نهایی شود، اما دوباره کم و زیاد شود؛ امیدواریم سند همکاری‌های ایران و چین هر چه سریع‌تر به مرحله نهایی خود برسد و برای مذاکرات اجرایی آماده شود.

    معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه ادامه داد: یکی از موضوعاتی که الان با چین داریم بحث رفت و آمده است الان سفر از ایران به چین و یا از چین به ایران، به ویژه سفرهای رسمی، متوقف است؛ بنابراین در اولین زمانی که موفق شویم به چین سفر داشته باشیم یا سفرهایی از چین به ایران انجام شود می‌توانیم مذاکراتمان را با چینی‌ها آغاز کنیم.

    انصاری اضافه کرد: اینکه «روی چه موضوعاتی توافق شود» و تصمیم بگیرند توافقات «به چه صورتی منتشر شود»، اینکه «در کجاها تصویب شود» و «آیا به صورت یک سند همکاری باقی بماند» یا «به صورت موافقت نامه»، همه به محتوای مذاکرات برمی‌گردد.

    معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه با تاکید بر اینکه تنها کاری که درباره توافق بین ایران و چین می‌توانیم بکنیم «صبر کردن» است، گفت: باید صبر کنیم مذاکرات آغاز شود، محتوای مذاکرات مشخص و توافقات روشن شود، آن وقت می‌توانیم بگوییم که این سندها به چه صورت باید منتشر شود.

    وی در پاسخ به این سوال که «آیا نظیر امضای سند همکاری بلند مدت با چین، با سایر کشورها از جمله روسیه و هند هم خواهیم داشت؟» تصریح کرد: با هر کشوری که روابط‌مان به یک بلوغ روشن برسد، طبیعی است که پیشنهاد ما ایجاد بستر مطمئن‌تر برای روابط در آینده است؛ با کشورهایی همچون روسیه و هند نیز به محض اینکه روابط به پختگی خود برسد وارد مرحله برنامه‌ریزی برای همکاری‌های درازمدت خواهیم شد که امروز این مرحله با چین آغاز شده است.

    معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه با اشاره به اینکه آغاز بحث توافق بلندمدت با چین به سفر رئیس جمهور این کشور به تهران در سال ۹۴ برمی‌گردد، گفت: امروز بعد از پنج سال به اینجا رسیده‌ایم که در مرحله آماده سازی اسناد و انجام مذاکرات هستیم.

    منبع : مهرنیوز

  • پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    به گزارش خبرآنلاین،  رهبر انقلاب روز سه‌شنبه‌ با مصطفی الکاظمی نخست وزیر کشور عراق دیدار و گفتگو داشتند که در این دیدار رهبر انقلاب با تاکید بر انتقام خون به ناحق ریخته شده‌ی حاج قاسم سلیمانی در کشور عراق پیام مهمی را از طریق این دیدار به آمریکایی‌ها منتقل کردند: «جمهوری اسلامی ایران هرگز این موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعاً ضربه‌ متقابل را به آمریکایی‌ها خواهد زد.» با توجه به این بخش از سخنان رهبرانقلاب در این دیدار سخن هفته‌ی این شماره‌ی خط حزب‌الله به این بخش مهم از بیانات رهبرانقلاب در این دیدار اختصاص دارد. در این مطلب آمده است؛

    جمعــه ۱۳ دی ۹۸، ســاعت ۱:۲۰ دقیقــه بامــداد، بزرگراه منتهی به فــرودگاه بغداد، شاهد عملیات تروریستی بزدلانه ای بود که دوران جدیــدی از تحــولات پی درپــی را در منطقه ی غرب آسیا رقم زد. با شنیدن خبر شهادت سردار دل هــا حاج قاســم ســلیمانی، نه تنهــا ملت ایــران بلکه منطقه و فضای جهانــی در بهت و حیرتی تکرارنشــدنی فرورفت. خبر، آنچنان غیرمنتظــره و اعجــاب آور بود که کســی باور نمی کرد که یکــی از محبوبتریــن چهره ها و شخصیت های ملی ایران را آن هم در حالی که «میهمان» کشور همســایه بوده مورد هدف ترور قــرار دهند.

    هنوز ساعاتی از این جنایت بزرگ نگذشته بود که ابتدا پنتاگون در بیانیه ای رســما اعــلام کرد کــه رئیس جمهــور آمریکا دســتور مســتقیم این عملیات تــرور را داده و البته خود ترامپ هــم در مواضع بعــدی اش با تاکید مجــدد بر این موضــوع، مســئولیت کامــل ایــن جنایــت بی ســابقه را پذیرفت. در این سوی میدان اما با آسمانی شدن سردار پرافتخار اسلام و شــهادت او به دست شــقی‌ترین افراد بشر، این احساســات و عواطف ملت ایران بود که بــا این تعدی و دشــمنیِ علنــی و رودررو، جراحتی عمیق برداشــته بود؛ این جنایت هولناک دلها را سوزانده بود و همین دلها لاجرم به التیام و بازیابی آرامش و ســکینه اجتماعی نیاز داشت.

    با انتشار پیام رهبر انقلاب در همان ساعات اول، دل های آتش گرفته به مشــت های گــره زده بــدل شــد: «انتقام سختی در انتظار جنایت کارانی اســت که دست پلید خود را به خون او و دیگر شــهدای حادثه ی دیشــب آلودند.» حضور میلیونی و فریاد رســای ملت های مسلمان ایران و عراق، نشــان داد که لحظه شــماری برای تحقق انتقام ســخت، فکر و ذهــن همــه ی علاقمنــدان و دلــدادگان به حــاج قاســم و جبهــه ی مقاومت اسـلامی را پــر کرده اســت.

    این انتقام ســخت اما دفعــی و یکباره بــه وقوع نمی پیوســت بلکه در گام هایی محکم اســتوار و توأم با منطق و عقلانیت برنامه ریزی شــده بود و هنــوز هم در حال اجراست:

    گام اول. این یک سیلی بود انتقام چیز دیگری است

    شــش روز بعــد و در اولیــن ســاعات روز نوزدهــم دی، موشــک باران پایگاه نظامی عین‌الاســد که کارشناسان نظامی از آن به عنوان یک شهر نظامی و یکی از اصلی ترین پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه یــاد می کردند، تیتر رســانه های جهــان را بــه خــود اختصــاص داد. در اولین ســاعات پــس از این اقــدام متقابل ایــران، رهبــر انقلاب در دیدار مردم قم کــه به صورت زنده از رســانه ها پخش می شــد اعلام کردند کــه ایــن صرفا یک ســیلی بــوده و موضوع اصلی انتقام ســخت، خــروج آمریــکا از منطقه است.

    اگرچــه دروغگویی رئیس جمهــور آمریکا مبنــی بر اینکه آســیب جدی ای در این حمله ی موشــکی به تاسیسات و نیروی انسانی مستقر در این پایگاه وارد نشده با هدف بی اهمیــت نشــان دادن این حملــه ی موشــکی انجام گرفت بتدریج اما اخبار تلفات نظامیــان آمریکا و تصاویر خســارات وارده نشــان داد که ضربه نیروی هوافضای ســپاه پاســداران کاری بوده و امــکان پنهان ســازی آثار و شواهد آن وجود ندارد.

    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم...
    پیام صریح رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها /چشم در مقابل چشم…

    رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعــه تهران نیز ضمن تعیین موضوعات اصلی و فرعی در این حوادث پی درپی، درباره ی پاسخ کوبنده و قدرت‌مندانه‌ی سپاه در حمله ی موشــکی به عین‌الاســد تاکید کردند که « ضربه ی مؤثر نظامی بود اما مهمتر و بالاتر از ضربه ی نظامی، ضربه ی حیثیتی بــود، ضربــه به هیبــت ابرقدرتــیِ آمریکا بــود… ضربه به ابهت آمریکا بود؛ این ضربه با هیچ چیزی جبران نمی شود.» ۹۸/۱۰/۲۷

    گام دوم. ضربه متقابل در راه است

    این بار در آخرین روز تیر ۹۹ «میهمان» دیگری راهی کشور همســایه (ایران) بود. مصطفی الکاظمی نخست وزیر عــراق کــه پــس از فراز و نشــیب های طولانــی در عــراق و کشمکش های بر سر استقرار دولت، انتخاب شده بود، در اولین سفر خارجی خود به ایران آمده و با رهبر انقلاب دیدار داشت. رهبر انقلاب در این دیدار درباره ی شهادت شــهید ســلیمانی کلیدواژه «ضربت متقابل» را به کار بردند: «آنها میهمان شــما را در خانه ی شــما کشتند و صریحا به این جنایت اعتراف کردند… جمهوری اسلامی ایران هرگز این موضوع را فراموش نخواهد کرد و قطعا ضربه ی متقابــل را به آمریکایی ها خواهــد زد.»۹۹/۴/۳۱

    به عقیده کارشناســان نظامــی، «ضربت متقابــل» از بالاتریــن ســطوح کنشگــری قدرت هــای منطقــه ای و بین المللی اســت که هزینه ی هرگونه تعــدی و حمله ی بعدی را به بالاترین میزان ممکن می رساند، به طوری که متجاوزین را از تــداوم اقدامات خصمانــه در آن حوزه ی درگیری باز می دارد. به کارگیری راهبرد ضربه متقابــل نیز البته یک برنامه ی جدید نیست بلکه سابقه ای بیش از چهل ساله در تاریخ انقلاب اسلامی دارد که رهبر انقلاب در مواضع متعددی از آن نام برده اند: “ضربت متقابل دانشــجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه ی جاسوســی یک سال پس از کشتار دانش آمــوزان و دانشــجویان در ۱۳ آبــان ۵۷ توســط مــزدوران آمریــکا در رژیــم پهلــوی” “آمادگی نظــام برای برخورد سخت و خشن با دولت سعودی در پی حادثه ی دردناک منا در سال ۹۴” “توقیف متقابل کشتی متخلف انگلیســی در مقابــل توقیــف بی دلیــل کشــتی ایرانــی” “ساقط کردن هواپیمای بدون سرنشین آمریکا به دلیل تجاوز به محدوده ی سرزمینی ایران” تنها نمونه هایی از این ضربت متقابل بوده اند که همه و همه ارتقای امنیت و آرامش کشورمان را در پی داشته اند.

    تا آنجــا کــه در بیانیــه ی گام دوم انقلاب اســلامی نیز این چنین بر راهبرد ضربت متقابل تأکید شــده که: «انقلاب اسلامی ملت ایران، قدرتمند اما مهربان و باگذشــت و حتی مظلوم بوده است.»

    «مرتکب افراط ها و چپ روی هایی که مایه ی ننگ بسیاری از قیام ها و جنبش ها است، نشده است. در هیچ معرکه ای حتی با آمریکا و صدام، گلوله ی اول را شلیک نکــرده و در همه ی موارد، پــس از حمله ی دشمن از خود دفاع کرده و البته ضربت متقابل را محکم فرود آورده است.» این بار نیز ضربت متقابل دیگری در راه است. از طرفی تناســب ضربت متقابل با میزان دشمنی طرف مقابل -که به اوج خود رســیده- یکی از بدیهیات این راهبرد مهم و اثرگذار است، چشم در مقابل چشم و جان در مقابل جان؛ از طرف دیگر نباید فراموش کرد که این ضربت متقابل بخشی از پروژه ی انتقام سخت است که هدف نهایی آن اخراج آمریکا از منطقه خواهد بود.

    ۲۷۲۱۵

    منبع : خبرآنلاین