دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • ورود یک حزب اصلاح طلب به انتخابات ۱۴۰۰ با کاندیدای حزبی

    ورود یک حزب اصلاح طلب به انتخابات ۱۴۰۰ با کاندیدای حزبی

    ورود یک حزب اصلاح طلب به انتخابات ۱۴۰۰ با کاندیدای حزبی

    حسین نورانی نژاد سخنگوی حزب اتحاد ملت با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر توصیه به رد صلاحیت شدگان دوره های قبل  برای ثبت نام نکردن در  انتخابات ۱۴۰۰، اظهار کرد: سخنان آقای کدخدایی را با استناد به عملکرد گذشته شورای نگهبان می‌ شود به چالش کشید؛ چرا که بارها در دوره ای فردی را رد می کردند و در دوره دیگر آن فرد را تایید می کردند.

    در همین رابطه بخوانید؛

    کنایه غرضی به سخنگوی شورای نگهبان: ما کار خودمان را می کنیم شما هم کار خودتان را بکنید /بازهم کاندیدا می‌شوم

    وی در ادامه چنین ابراز عقیده کرد: عموما تایید و رد شورای نگهبان  به شرایط عمومی کشور بستگی داشته است. حالا این سوال پیش می آید که آیا تاکنون این عملکرد مبتنی بر رد صلاحیت نیروهای طیف های مختلف عایدی مثبتی داشته که کماکان بر آن اصرار می ورزند؟

    نورانی نژاد گفت: از این پیشنهاد به نظر می‌رسد که می خواهند نیروهای سیاسی را هم متقاعد کنند تا با این روند حذفی همراه شوند در واقع خود نیروها بدون در نظر گرفتن حق شان حذف شوند.

    سخنگوی حزب اتحاد ملت گفت: با کاندیدای خودمان در انتخابات شرکت می کنیم فعلا در حزب فقط صحبت شده کاندیدای حزبی خودمان را داشته باشیم و فعلا بنایی بر استفاده از کاندیدای نیابتی نداریم. همچنین تا کنون درباره هیچ مصداقی برای انتخاب کاندیدا صحبت نکرده‌ایم.

    وی یادآور شد: از دوم خرداد تاکنون هر کاندیدایی که در عرصه انتخابات خودش را نماد تغییر معرفی کرده رای آورده، چیزی که مشخص است اکثریت مردم از ۷۶ تا کنون چه با شرکت و چه با عدم شرکت همواره خواسته اند شرایط را تغییر بدهند. چه زمانی که به خاتمی رای دادند و چه زمانی که به احمدی نژاد و شعار تغییرش رای دادند نظرشان بر تغییرات بوده است.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • آغاز جلسه بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی صمت در پارلمان یازدهم

    آغاز جلسه بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی صمت در پارلمان یازدهم

    آغاز جلسه بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی صمت در پارلمان یازدهم

    به گزارش خبرآنلاین، نشست علنی مجلس شورای اسلامی در روز چهارشنبه آغاز شد.

    در همین رابطه بخوانید؛

    کاربران خبرآنلاین: اگر وزیر صمت بودیم، سفره مردم را در اولویت قرار می‌دادیم

    بر همین اساس قرار است نمایندگان مجلس شورای اسلامی امروز در مهمترین دستورکار به بررسی صلاحیت مدرس خیابانی به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت صمت بپردازند.

    گفتنی است حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور طبق اصل ۱۳۳ قانون اساسی گزینه جدید خود را برای تصدی این وزارتخانه معرفی کرده و امروز اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور در صحن علنی پارلمان به معرفی مدرس خیابانی خواهد پرداخت.

    ۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • برنامه حزب اتحاد ملت برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

    برنامه حزب اتحاد ملت برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

    برنامه حزب اتحاد ملت برای انتخابات ۱۴۰۰ چیست؟

     

    اعتمادآنلاین| حسین نورانی‌نژاد، سخنگوی حزب اتحاد ملت با اشاره به اظهارات اخیر سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر توصیه به رد صلاحیت شدگان دوره های قبل  برای ثبت نام نکردن در  انتخابات ۱۴۰۰، اظهار کرد: سخنان آقای کدخدایی را با استناد به عملکرد گذشته شورای نگهبان می‌ شود به چالش کشید؛ چرا که بارها در دوره ای فردی را رد می کردند و در دوره دیگر آن فرد را تایید می کردند.

    وی در ادامه چنین ابراز عقیده کرد: عموما تایید و رد شورای نگهبان  به شرایط عمومی کشور بستگی داشته است. حالا این سوال پیش می آید که آیا تاکنون این عملکرد مبتنی بر رد صلاحیت نیروهای طیف های مختلف عایدی مثبتی داشته که کماکان بر آن اصرار می ورزند؟

    نورانی نژاد گفت: از این پیشنهاد به نظر می‌رسد که می خواهند نیروهای سیاسی را هم متقاعد کنند تا با این روند حذفی همراه شوند در واقع خود نیروها بدون در نظر گرفتن حق شان حذف شوند.

    وی افزود: قطعا نیروهای سیاسی در ایران با تجربه سیاست‌ورزی طولانی تحت تاثیر این تلاش برای تربیت شدن قرار نمی گیرند.

    سخنگوی حزب اتحاد ملت گفت: با کاندیدای خودمان در انتخابات شرکت می کنیم فعلا در حزب فقط صحبت شده کاندیدای حزبی خودمان را داشته باشیم و فعلا بنایی بر استفاده از کاندیدای نیابتی نداریم. همچنین تا کنون درباره هیچ مصداقی برای انتخاب کاندیدا صحبت نکرده‌ایم.

    وی یادآور شد: از دوم خرداد تاکنون هر کاندیدایی که در عرصه انتخابات خودش را نماد تغییر معرفی کرده رای آورده، چیزی که مشخص است اکثریت مردم از ۷۶ تا کنون چه با شرکت و چه با عدم شرکت همواره خواسته اند شرایط را تغییر بدهند. چه زمانی که به خاتمی رای دادند و چه زمانی که به احمدی نژاد و شعار تغییرش رای دادند نظرشان بر تغییرات بوده است.

    منبع: ایسنا

  • دفاع روزنامه اطلاعات از شفاف سازی های پرویز فتاح/ کاش همه قبول کنیم که شفافیت چیز خوبی است

    دفاع روزنامه اطلاعات از شفاف سازی های پرویز فتاح/ کاش همه قبول کنیم که شفافیت چیز خوبی است

     

    دفاع روزنامه اطلاعات از شفاف سازی های پرویز فتاح

     

    پس از آن جوابیه‌هایی البته توسط آنها که نامی از آنان برده شده بود، رسانه‌ای شدند که  نقض جدی صحبت‌های او نبودند.

    داوری درباره عملکرد ریاست جدید بنیاد و نیت خوانی این مقام مسؤول البته هدف این مقال نیست و در مقام داوری هم نیست؛ اما این‌که به‌هرحال باید از یک جایی مقامات ما که منزلت و مأموریتی جز خدمت به مردم و مملکت ندارند در مقام استیفای حق ملت برآیند و ملاحظه‌های دامنگیر را به کناری نهند؛ مطالبه به‌حق مردمی است که همواره از پاکدستی و خدمتگزاری مقامات و جانبداری آنان از حقوق محرومان و مستضعفان حکایت‌ها و گزارش‌ها و روایت‌ها شنیده‌اند اما اغلب آن‌را باور نکرده‌اند و هر روز اتفاقاً شایعات و شائبه‌هایی را که در رسانه‌های معاند درباره زیست و عملکرد کارگزاران نظام و اکثراً با نیت تخریب نظام مطرح شده، بیشتر پذیرفته‌اند و این روند نامطلوب هر روز بیشتر از دیروز و دیروزها بر میزان اعتماد عمومی اثر سوء گذارده است.

    نکته مهم دیگر که باید آن را به فال نیک گرفت رویکرد مسؤولان به سمت و سوی شفافیت و فاصله‌گرفتن از مصلحت سنجی‌های مخرب است. از نوع پاسخ‌ و برآشفتن‌ها هم می‌توان فهمید که این روال و رویه چندان مورد استقبال نیست.

    فتاح از جمله حرف‌های خوبی که زد یکی هم این بود که لازم نیست همه مسئولان نظام و شرکت‌های دولتی، دفاترشان در بالای شهر باشد و حتماً هم دفترشان و محل کارشان را چنان وسیع درنظر بگیرند که بتوان یک وزارتخانه را در آن مستقر کرد. این حرف، حرف حسابی است که کمتر به آن توجه کرده‌ایم.

    واقعاً هم در بسیاری از موارد چنین است. بسیاری از برج‌های شیک تهران، مراکز و دفاتر شرکت‌های دولتی یا وزارتخانه‌ها یا بانک‌ها و موسسات دولتی و خصولتی هستند. همین تازگی‌ها خبر ساخت برج فوق لاکچری شرکت گاز رسانه‌ای شد که گویا خوشبختانه فعلاَ از آن صرف‌نظر شده است. همچنین است در حوالی میدان ونک، برج عجیب و غریبی که بسیار هم زود ساخته شده و گویا ساختمان مخابرات یا شرکت زیرساخت است و…

    به هر حال معلوم نیست چه ولعی برخی مسؤولان و مقامات پیدا کرده‌اند که گویا فقط در ساختمان‌های مجلل و شیک و اصطلاحاً لاکچری توفیق خدمت پیدا می‌کنند! کاری به محل زندگی حضرات نداریم که امری شخصی است و ان‌شاء‌الله همه را با پول حلال تهیه کرده‌اند. ما باید بپذیریم که بخش اعظمی از شکافی که بین دولت و ملت پیدا شده، مربوط به همین روحیه اشرافی‌گری است که برخلاف سال‌های نخست انقلاب،‌ نظام تصمیم‌گیری کشور را با مشکلات طبقه محروم جامعه بیگانه کرده و در موارد عدیده‌ای موجب تعارض منافع شده است.

    آنچه بیان شد نه در مقام تأیید تمام اقدامات و عملکرد بنیاد مستضعفان است و نه در مقام دفاع تام و تمام از ریاست فعلی بنیاد و عملکرد او (گرچه تا به حال اقدامات خوبی صورت داده و سابقه خوبی هم داشته و دارد)، اما قطعا در مقام دفاع از رویکردی است که اغلب و مقامات ما از آن رویگردان بوده‌اند و آن شفاف‌سازی و شفافیت است. این که پرده‌ها برون افتد تا معلوم شود آنها که دم از دفاع از طبقات محروم و حراست از بیت‌المال می‌زنند چقدر به آنچه که می‌گویند باور دارند و یا چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند؟! و این که آیا همه آنها که دم از لزوم شفاف‌سازی و شفافیت می‌زنند، وقتی نوبت به خودشان هم می‌رسد، حاضر به شفاف‌سازی هستند یا کار را به دعوا و تهمت و مجادله و شلوع‌کاری و توجیه می‌کشانند و با به‌پیش کشیدن مسائل جناحی و سیاسی و حزبی رو به ردگم کنی می‌آورند؟

    و کلام آخر اینکه کاش همه قبول کنیم که شفافیت چیز خوبی است. البته برای آنکه به یک فرهنگ بدل شود باید بدون ملاحظه و بدون تبعیض و بدون نگاه سیاسی و حزبی و جریانی باشد و البته درباره هر مقام و مسؤول و منصبی که در نظام مسؤولیتی دارد و نیز البته هر نهاد و ارگان و تشکیلات و سازمان و بنیادی که به نوعی به نظام وصل است.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • مقاله تازه سعیدحجاریان/مردم میل به خروج از خانه ندارند چه برسد به خروج از حاکمیت/با دمکراتها و جمهوریخواهان می شود مذاکره کرد

    مقاله تازه سعیدحجاریان/مردم میل به خروج از خانه ندارند چه برسد به خروج از حاکمیت/با دمکراتها و جمهوریخواهان می شود مذاکره کرد

     

    مقاله تازه سعیدحجاریان/مردم میل به خروج از خانه ندارند چه برسد به خروج از حاکمیت/با دمکراتها و جمهوریخواهان می شود مذاکره کرد

    بخشهایی از یادداشت را می خوانید:

    *‌در سال‌های گذشته، از سر تغافل یا شاید خوش‌بینی از ارتباط تنگاتنگ سیاست خارجی و سیاست داخلی چشم‌پوشی می‌شد و گمان می‌رفت می‌توان یکی را بدون دیگری مدیریت کرد و سامان داد؛ اما مدتی است این دو فاکتور به‌شدت به یکدیگر پیوند خورده‌اند تا حدی که می‌شود ادعا کرد هر پروژه اصلاح‌جویانه‌ای باید توأمان از سیاست داخلی و خارجی سخن بگوید. به‌همین‌دلیل اینکه می‌گویند هنگامی که سیاست به پایان می‌رسد، جنگ آغاز می‌شود، شاید حرف نادرستی باشد، زیرا در این میان دوره فترت یا به‌اصطلاح «صلح مسلح» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن عنصر زمان به نفع آن طرفی است که دارای قدرت اقتصادی، رسانه‌ای و استخباراتی بیشتری است و همین عوامل ممکن است طرف مقابل را به کرنش وادارد.

    * سیاست خارجی ما، الگویی مشابه سیاست داخلی‌مان دارد. نتیجه آنکه می‌بینیم چه در خارج و چه در داخل با نوعی تعلیق مواجه هستیم.

    *در بررسی ربط و نسبت سیاست داخلی و خارجی با چهار متغیر تأثیرگذار مواجه هستیم؛ «داخل»، «خارج»، «مذاکره» و «جنگ» که هم‌ربطی آنها را توضیح خواهم داد.

    در ناحیه اول که از تقاطع دو متغیر «داخل» و «مذاکره» به‌وجود آمده است، بناست میان نیروهای داخلی و نظام مذاکراتی صورت بگیرد تا در پی آن دستاوردهایی از قبیل‌ کارآمدکردن دولت، حقوق بشر، انتخابات آزاد و… حاصل شود. به بیان دیگر، در این ناحیه انواع گفتارهای ایجابی اصلاح‌جویان به منصه ظهور می‌رسد و «اصلاحات ساختاری» پدید می‌آید.‌

    در ناحیه دوم که از تقاطع دو متغیر «خارج» و «مذاکره» به ‌وجود آمده است، مقرر است میان دولت‌های خارجی و نظام مذاکراتی صورت بگیرد که اولا در رفتار نظام تغییراتی ایجاد شود و ثانیا بر سر مسائلی از جمله فعالیت‌های منطقه‌ای، موشکی و اتمی توافقاتی حاصل شود. این ناحیه عمدتا از سوی دموکرات‌های آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی نمایندگی می‌شود؛ هرچند رئیس‌جمهور جمهوری‌خواهان نیز در مواردی با عدول از گزاره «تغییر رژیم» از «تغییر رفتار رژیم» سخن گفته است.

    در ناحیه سوم که از تقاطع دو متغیر «خارج» و «جنگ» به‌ وجود آمده، اصلی‌ترین پروژه تغییر رژیم و دخالت نظامی است. استدلال‌ها در این ناحیه این‌گونه است که اصلاحات داخلی (ناحیه اول) و اصلاحات خارجی (ناحیه دوم) شکست خورده یا ممتنع شده‌ است؛ بنابراین چاره‌ای جز دخالت خارجی و تغییر رژیم وجود ندارد. افرادی مانند جان بولتون، مایک پمپئو و امثالهم این نگاه را نمایندگی کرده و می‌کنند.

    در ناحیه چهارم که از تقاطع دو متغیر «داخل» و «جنگ» به ‌وجود آمده است، سه نوع اقدام متصور است. اولین آنها هرج‌ومرج است که کمابیش در بخش‌هایی از اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶ و آبان‌ماه ۱۳۹۸ به‌ وجود آمد. در آن اعتراضات اولا عنصر سازماندهی غایب و ثانیا پراکندگی بسیار بود و از آن گذشته سازوکار برخورد متفاوت بود، در نتیجه بخش‌هایی رو به اعتراض آرام رفتند و بخش‌هایی دیگر میل به خشونت کردند. دومین‌ اقدام سطحی بالاتر و همبسته‌تر از اعتراضات پراکنده دارد و ذیل عنوان «انقلاب مخملی» صورت‌بندی می‌شود. در انقلاب مخملی آلترناتیو خشونت‌پرهیز وجود دارد که می‌تواند نظام موجود را به چالش بکشد و با شیوه‌های مختلف کم‌کم آن را وادار به عقب‌نشینی کند و حتی در مواقعی با بخش‌هایی از حاکمیت ائتلاف کند؛ مانند آنچه در آلمان شرقی یا در جنبش همبستگی لهستان رخ داد و نهایتا باعث سقوط دولت‌های مستقر شد. سومین و آخرین اقدامات، «انقلاب کلاسیک» است؛ نمونه ایده آل انقلاب‌های کلاسیک انقلاب کبیر فرانسه است که طبقات نوپدیدی مانند بورژوازی و نیز طبقات متوسط جدید توانستند فئودال‌ها را شکست دهند و دولت بوربون‌ها را بدون هیچ مذاکره و زدوبندی در نبردی خونین ساقط کنند. لازم به ذکر است امکان رخ‌دادن انقلاب مخملی و کلاسیک در بعضی کشورها و وضعیت‌ها از جمله ایران بعید و حتی غیرممکن است.

    *در اینجا از ربط و نسبت چهار مؤلفه پیش‌گفته سخن می‌گویم.
    1) میان این نواحی، چنان‌که پیداست اشتراک‌هایی وجود دارد که به کار توصیف بهتر وضعیت می‌آیند. در نواحی اول و دوم مقوله مذاکره و تغییر رفتار مشترک است، اما در بنیان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد. در ناحیه اول نگاه‌ها صرفا به داخل بوده و محدوده مذاکره درونی است، اما ابتنای ناحیه دوم بر عناصر خارجی است. از این منظر باید گفت‌ دیدگاه مذاکره‌محور از سوی دو طیف نمایندگی می‌شود؛ دو طیفی که آرمان‌ها، عقبه و حاملان متفاوتی دارند.
    2) بازیگران نواحی دوم و سوم مشترکا از ابزار «تحریم» بهره می‌گیرند. یعنی مردم ایران از کانون توجه آنها خارج و در خوش‌بینانه‌ترین حالت به مسئله درجه دوم تبدیل شده است. ماحصل این دیدگاه حداقلی‌کردن درآمد نفتی و افزایش بی‌کاری و فقر و فشارهای روزافزون است که طبعا قشرهای فرودست را هدف می‌گیرد.
    ‌۳) نواحی اول و چهارم به دلیل جغرافیای‌ مشترک‌شان (حضور در داخل) محدودیت‌هایی دارند و تدریجا از امکانات آنها کاسته شده است.

    نیروهای داخلی تا پیش از این قادر بودند از نهادهای مدنی، حزبی و… به نفع مطالبات خود استفاده کنند، اما محدودیت‌ها باعث شده است تمرکز آنها صرفا بر شبکه‌های مجازی و کمابیش تلویزیون‌های خارج از کشور قرار بگیرد که از قضا هر دو اینها در معرض خطر هستند؛ رسانه‌های مجازی، در معرض فیلترینگ و قطعی اینترنت هستند و شبکه‌های خارج از کشور در معرض پارازیت و از آن مهم‌تر بحران مخاطب.
    4) نواحی دوم و سوم که وجه مشترک‌شان حضور در خارج از کشور است، دغدغه پرزنته‌کردن دیدگاه‌های خود را ندارند و گمان می‌کنند سبک زندگی و مطالبات، نه‌تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان به‌طور دترمینیستی هم‌سوی با آنهاست و میل به سرمایه‌داری، مصرف و… را شاهد مدعای خود می‌گیرند. تکیه آنها بر مقوله قدرت، به‌ویژه قدرت سخت است و به‌همین دلیل باید گفت معمولا ابتکار عمل در اختیار آنها (نواحی دوم و سوم) است.لذا شاهد هستیم انواع انعطاف‌ها صرفا در نواحی دوم و سوم، یعنی در مقابل خارج رخ داده است.

    بن‌بست اصلاحات
    ایده چنین رویکردی، اکنون به این نقطه رهنمون شده است که هر نوع نرمشی در داخل را محدود کنداز این منظر می‌توان گفت اصلاح‌طلبی در وضعیت بن‌بست و آچمز قرار گرفته است. این وضعیت را می‌توان با گریزی به تاریخ سیاسی کشور کمی بهتر توضیح داد. امیر پرویز پویان در جزوه «خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب» با الهام از لنین می‌نویسد خرده‌بورژوازی از یک طرف با بورژوازی کمپرادور مخالف است -چون از آن ضربه خورده- و از طرف دیگر مخالف انقلاب کارگری است، زیرا نمی‌خواهد منافعش به خطر بیفتد. اصلاح‌طلبی نیز وضعیتی مشابه دارد با این تفاوت که ذاتا متعلق به طبقه متوسط است. از یک طرف نگران خیزش کارگران است و از طرف دیگر ترسان از قدرت قاهره غرب که این دو توأمان منافع این طبقه را به خطر می‌اندازند.
    در چنین وضعیتی پای یک پرسش اساسی به میان می‌آید و آن اینکه آیا همچنان باید  کنش‌گری کرد یا خیر؟ آیا این حضور مطلق است یا می‌توان ائتلافی میان داخل و خارج صورت داد؟
    به گمان من پاسخ به این پرسش در ذات مفهوم «اصلاحات» نهفته است. اصلاحات یعنی تغییرات از درون. طبعا عامل چنین تغییراتی نیروهای درون حکومت هستند؛ نیروهایی که یا تمامی قدرت را در اختیار دارند یا لااقل بخشی از آن را. از این منظر می‌توان گفت، مادامی که نیرویی درون قدرت نباشد، قادر به اصلاح نیست. بنابراین این گزاره که «بی‌قدرتی اصلاح‌جویان به‌دلیل حضورشان در قدرت است»، مردود است. البته، انواع مختلفی از حضور در قدرت متصور است. برای نمونه مرحوم هاشمی پروژه بازسازی اقتصادی را در دستور کار داشت، خاتمی پروژه اصلاحات همه‌جانبه را محور امور قرار داد و روحانی بر پروژه عادی‌سازی تأکید گذاشت.
    علاوه بر اصلاحات سیاسی، باید گفت اصلاحات دینی نیز عمدتا از درون رخ داده است؛ برای مثال لوتر از درون کلیسا پرسش‌ها و گفتارهای جدیدی را مطرح کرد و تغییراتی بنیادین را کلید زد. یا در نمونه وطنی، شاهد بودیم روشنفکران دینی جملگی از درون نص و گفتارهای دینی مدل‌های تفسیر و تأویل خود را عرضه کردند و دین را به پوششی جدید آراستند و توانستند گفتمان سنتی و نگاه‌های قشری را تحت تأثیر قرار دهند .
    اصلاحات اقتصادی و بوروکراتیک نیز معمولا از چنین نقطه‌ای آغاز شده است. مرحوم هاشمی به‌عنوان مصلح اقتصادی از درون حاکمیت به نقطه اصلاح‌گری رسید و توانست تغییراتی را در زمینه اقتصاد و صنعت پدید آورد. این تغییرطلبی‌ها کمابیش از سوی بخش‌ خصوصی نیز طلب شد، اما اولا بخش خصوصی واقعی وجود نداشت و ثانیا بخش خصوصی موجود به‌رسمیت شناخته نشد. بنابراین همه نگاه‌ها معطوف به مصلحِ درون قدرت شد.
    با این وصف، قائلان به پروژه اصلاحات باید تلاش کنند ضمن آنکه پایی در میان مردم دارند، پایی درون قدرت باز کنند و اگر نتوانستند، لااقل بر بخش‌هایی از بلوک قدرت تأثیر بگذارند؛ بخش‌هایی از قدرت که به دورنمای منافع ملی وفادارتر هستند و حاضرند صدای اصلی اصلاح‌طلبان را در سطوح بالا –که تصمیم‌سازی در آن اتفاق می‌افتد- رِله کنند.

    واقعیت آن است که بخش‌هایی از خارج‌نشین‌ها فارغ از عقاید سیاسی‌شان، روی مفهوم وطن و حراست از آن توافق دارند. این افراد اولا باید قادر باشند به ایران تردد کنند و سپس، همان‌طور که ارمنی‌ها بهترین لابی را در آمریکا دارند، تبدیل به سخنگویان اصلاحات در غرب شوند. اما به آن بخش از خارج‌نشین‌ها که شناسنامه و گذرنامه ایرانی خود را پاره کرده و تبعه کشور متبوع خود شده‌اند و فقط با ما اشتراک زبانی دارند، باید همچون سایر اتباع خارجی نگریست زیرا تعلق خاطری به وطن نداشته و حتی در بزنگاه‌های حساس منافع کشور غیر را نمایندگی می‌کنند. البته، در بین آنها مانند تمامی جوامع، افراد منصف و اخلاقی یافت می‌شوند اما بعضی از آنها حاضر هستند به خاطر دستمالی، قیصریه را به آتش بکشند.

    چه باید کرد؟
    در وضعیت «، نه انقلاب نه اصلاحات» اساسا عنصر زمان به ضرر سازوکارهای اصلاحی است زیرا جامعه به سوی تعلیق و فرسایش هر چه بیشتر می‌رود. یکی از مهم‌ترین آثار اجتماعی چنین وضعیتی که کمتر به آن توجه می‌شود، افزایش مجرمان فاقد سابقه کیفری است. افرادی که نان‌آور بوده‌ و بی‌کار شده‌اند و حال به هر روشی دست به تأمین مالی می‌زنند و جرائمی از قبیل سرقت، خفت‌گیری و… را مرتکب می‌شوند. جامعه‌ای با این مشخصات به بی‌اخلاقی هر چه بیشتر میل می‌کند که آثاری سوء بر آن مترتب است. در ادامه این وضعیت، افق و چشم‌انداز و سیاست‌گذاری بلندمدت از بین خواهد رفت و کشور هر چه بیشتر در معرض تصمیم‌های یک‌شبه و تک‌بعدی قرار می‌گیرد تا نهایتا در کنار مشروعیت، کارآمدی از بین برود تا جایی که جمهوریت و اسلامیت و ایرانیت توأمان تحت‌الشعاع قرار گرفته است.
    اما در این وضعیت چه راه‌حلی متصور است؟ گروهی معتقدند باید به ایران فشار وارد کرد تا حدی که سرانجام تغییر رژیم صورت بگیرد. این نگاه برآمده از تحلیلی است مبنی بر اینکه در زمانه فشار اقتصادی استعداد جنبشی‌شدن افزایش پیدا می‌کند. درحالی‌که آنها التفات ندارند که جامعه مدنی ضعیف و مردم فرسوده شده‌اند و اساسا میل به خروج از منزل از بین رفته است چه رسد به خروج از حاکمیت! بنابراین باید گفت آمریکا و همفکران آن به اشتباه تحلیلی دچار شده‌اند ولی همچنان بر آن اصرار می‌کنند.
    از طرفی بخشی در داخل معتقد است که نباید از سطح اصلاحات نمایشی فراتر رفت. غافل از آنکه چنانکه گفته شد، زمان به ضرر کشور در حال سپری‌شدن است و چنانچه اصلاحات ساختاری کلید نخورد، شاید خیلی زود دیر شود!
    در این شرایط به‌گمان من باید به‌طور عاجل و در دو جبهه مذاکراتی صورت بگیرد. در الگوی مذاکره با خارج، ابتدا باید پذیرفت بر نفس مذاکره ایرادی مترتب نیست چه با جمهوری‌خواهان چه با دموکرات‌ها، چه بی‌واسطه و چه باواسطه. مهم آن است که مذاکره شفاف باشد، پیش‌شرطی از جانب غرب پذیرفته نشود و منافع ملی هم کاملا لحاظ شود. در نمونه کره‌شمالی مشاهده کردیم این کشور به رغم دشمنی دیرینه، با آمریکا وارد مذاکره شد اما جز شکست در کارنامه ترامپ باقی نگذاشت.

    در داخل نیز باید جمعی از اصلاح‌طلبان متشکل از کارشناسان اجرائی، سیاست‌مداران حرفه‌ای و نخبگان آکادمیک مذاکره را در دستور کار قرار دهند و با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی مسائل را موشکافی کنند و راهبردهایی را برای اصلاح ذهینت تصمیم‌سازان و سپس بهبود وضعیت پیشنهاد دهند. جنس این فعالیت از سنخ نامه‌های سرگشاده نخواهد بود اما ضرورت دارد با دقت و صراحت به قلب ماجرا وارد شد. به‌عنوان مثال این جمع یک موضوع عاجل و استراتژیک را بررسی خواهد کرد، آسیب‌ها و ضعف‌هایش را استخراج می‌کند و بسته خروج از بن‌بست را ارائه می‌دهد. اگر پذیرفته شد، گامی به سود کشور برداشته شده است و اگر نشد، لااقل می‌توان فشارهای اخلاقی مبنی بر عدم اجرای مسئولیت ملی را از دوش اصلاح‌طلبان برداشت.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • روزنامه اعتماد:آقای فتاح! مردم یک بار مشابه شعبده بازی شما را دیده اند

    روزنامه اعتماد:آقای فتاح! مردم یک بار مشابه شعبده بازی شما را دیده اند

    روزنامه اعتماد:آقای فتاح! مردم یک بار مشابه شعبده بازی شما را دیده اند

     

    تصور کنید که آقای فتاح یک جراح است که بیمارستانی را به او سپرده‌اند و او به جای جراحی‌های ضروری به کوتاه کردن موی بیماران مبادرت می‌کند.  خوشگل‌سازی اقدامات به خصوص با جذب تیم‌های پرگوی تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد، در یکسال گذشته، آن خلوص را به رنگارنگی خروس مبدل کرده است.

    از این بگذریم. آقای فتاح عزیز؛ آیا جنابعالی قصد دارید جای پرنشدنی احمدی‌نژاد را پر کنید؟ می‌توانم تا دوسال آینده تمام دیالوگ‌های‌تان را حدس بزنم و در همین‌جا بنویسم.‌ سخن‌هایی از این قبیل:  چپ و راست بر سر من ریخته‌اند. از حلقوم‌شان بیرون می‌کشم. من فقط یک افشاگری کردم و تاوان می‌دهم.‌ مردم عزیز من تنها هستم…

    اینها ادبیات جناب دکتر احمدی‌نژاد است و من بعد از تصدیق سخن رییس جمهور سابق می‌پرسم، با بیش از۷۰۰میلیارد دلار چه کردی مرد؟ گردش مالی آن درآمد می‌توانست ایران را چین یا هند کند. چون درآمد اولیه با ضریب گردش مالی باعث رشد گسترده اقتصادی می‌شود.

    حالا هم با تصدیق سخنان جناب فتاح می‌پرسم، گیرم تمام اموال و املاک را پس گرفتی، چه برنامه‌ای داری که آن را چسب زخمی بر جراحت مستضعفین کنید. آقای فتاح مگر می‌توان بدون دیتای روشن؛ برنامه‌ای جهت حمایت سیستماتیک محرومان ریخت؟ به مردم بگویید تعداد عائله شما چقدر است؟ جمعیت زیر خط فقر مطلق که معلوم است. آیا آنها مستضعفین مد نظر بنیاد هستند؟ اگر آنها نیستند، پس مشخصات آنها چیست؟ دستگاه مستضعف‌یابی که وجود ندارد. مگر آنکه به میل ملوکانه به افراد کمک کنید.

    مساله بعدی این است که چقدر درآمد بنیاد است و چقدر از این درآمد طی کدام حسابرسی خرج مستضعفین می‌شود؟ اگر املاک بنیاد را روسای جمهور و سپاه و بقبه به شما بدهند، آنها را چگونه مصرف می‌کنید؟ نفری یک متر به مستضعفین می‌دهید؟

    نشد آقای فتاح.بخش حمایتی و توزیع جهیزیه و غذای گرم را سپر بلا کرده‌اید.جامعه از شما شفافیت و عددهای قابل راستی‌آزمایی و برنامه‌های اعلامی و هدف قابل دسترس می‌خواهد. شما به جای این کار، بخشی از صحنه نمایش را نورافکن انداختید تا باقی صحنه نمایش در تاریکی فرو برود و کسی نپرسد. اما هم نظام و هم مردم یک‌بار این شعبده‌بازی را کامل دیده‌اند. در هر مسوولی تشخیصش خواهند داد. شما از آنها بازیگرتر نیستید. آلودگی دیگران، نباید موجب امتناع شما از شفافیت شود.

    کاش این افشاگری‌ها به همراه اقدامات امتناعی و ایجابی بود که عصایی زیر بغل دولت و ملت و نظام سیاسی می‌گذاشت نه آنکه کاخ‌ها را بگیرید و حتی یک درصد از بیکاری یا فقر کوخ‌نشینان کم نشود. چالش یا نمایش؟ این مساله ما با همه افراد در طریقت استاد شما احمدی‌نژاد و سایر مسوولانی است که کم و بیش به این طریقت جذاب روی می‌آورد. از نمایش کم کنیم و به چالش با غول‌های مشکلات بپردازیم. باور کنید کارنامه شما برای هر پست دیگری از جمله ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، بستگی به موفقیت جنابعالی با اختیارات و گردش مالی مکفی در چالش با مشکلات مستضعفین دارد نه نمایش‌هایی که لااقل مخالف تقواست چرا که کفر به معنای پوشاندن است.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبرآنلاین

  • سردار سلیمانی روز قبل از شهادتش چه جلسه مهم و سرنوشت سازی داشت؟ +عکس

    سردار سلیمانی روز قبل از شهادتش چه جلسه مهم و سرنوشت سازی داشت؟ +عکس

    سردار سلیمانی روز قبل از شهادتش چه جلسه مهم و سرنوشت سازی داشت

     

    زینب سلیمانی دختر سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در صفحه اینستاگرام خود، روایتی خواندنی از آخرین فعالیت‌های پدر شهیدش را یک روز پیش از شهادت از زبان مسئول ستاد لشکر فاطمیون منتشر کرد.

    در متن این پست آمده است:

    “آخرین روز «شهیدحاج قاسم» در سوریه چگونه گذشت؟

    مسول ستاد لشکر فاطمیون به روایت آخرین ساعات زندگی شهید سردار حاج قاسم سلیمانی پرداخته است و از حال و هوای آن روز می‌گوید.
    صبح روز جمعه ۱۳ دی ماه در پی حمله هوایی نیروهای آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد، سردار سپهبد پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و چند تن از همراهان وی از جمله فرماندهان و رزمندگان حشد الشعبی، به شهادت رسیدند.


    مسول ستاد لشکر فاطمیون، ضمن انتشار تصویری از آخرین عکس یادگاری رزمندگان جبهه مقاومت با سردار حاج قاسم سلیمانی، به روایت آخرین ساعات زندگی این فرمانده جبهه مقاومت پرداخته که در ادامه متن آن آمده است:
    پنج‌شنبه (۹۸/۱۰/۱۲)
    ساعت ۷ صبح
    دمشق
    با خودرویی که دنبالم آمده عازم جلسه می‌شوم.
    هوا ابری است و نسیم سردی می‌وزد.
    ساعت ۷:۴۵ صبح
    به مکان جلسه رسیدم.
    مثل همه جلسات تمامی مسئولین گروه‌های مقاومت در #سوریه حاضرند.
    ساعت ۸ صبح
    همه با هم صحبت می‌کنند… درب باز می‌شود و فرمانده بزرگ جبهه مقاومت وارد می‌شود.
    با همان لبخند همیشگی با یکایک افراد احوالپرسی می‌کند
    دقایقی به گفتگوی خودمانی سپری می‌شود تا اینکه حاج‌قاسم جلسه را رسما آغاز می‌کند…
    هنوز در مقدمات بحث است که می‌گوید.
    همه بنویسن، هرچی می‌گم رو بنویسین!
    همیشه نکات را می‌نوشتیم، ولی اینبار حاجی تاکید بر نوشتن کل مطالب داشت.
    گفت و گفت… از منشور پنج‌سال آینده… از برنامه تک‌تک گروه‌های مقاومت در پنج‌سال بعد… از شیوه تعامل با یکدیگر… از…
    کاغذها پر می‌شد و کاغذ بعدی…

    سابقه نداشت این حجم مطالب برای یک‌جلسه
    آن‌هایی که با حاجی کار کردند می‌دانند که در وقت کار و جلسات بسیار جدی است و اجازه قطع‌کردن صحبت‌هایش را نمی‌دهد، اما پنج‌شنبه اینگونه نبود… بارها صحبتش قطع شد، ولی با آرامش گفت؛ عجله نکنید، بگذارید حرف من تموم بشه…
    ساعت ۱۱:۴۰ ظهر
    زمان اذان ظهر رسید
    با دستور حاجی نماز و ناهار سریع انجام شد و دوباره جلسه ادامه پیدا کرد”.

    ۲۱۶۲۱۶

    منبع : خبرآنلاین

  • اقدام آمریکا علیه ایران شورای امنیت سازمان ملل را بی‌اعتبار می‌کند

    اقدام آمریکا علیه ایران شورای امنیت سازمان ملل را بی‌اعتبار می‌کند

    اقدام آمریکا علیه ایران شورای امنیت سازمان ملل را بی‌اعتبار می‌کند

     

    اعتمادآنلاین|  یک رسانه آمریکایی نوشته رجوع دولت آمریکا به ریاست «دونالد ترامپ» به توافق هسته‌ای برجام برای بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران خطر ایجاد بحران در شورای امنیت سازمان ملل را به همراه دارد.

    وبگاه شبکه خبری بلومبرگ در این تحلیل روز سه‌شنبه نوشته تهدید دولت ترامپ برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی معلق‌شده ذیل برجام خطر ایجاد بحران در سازمان ملل را به همراه دارد.

    در این تحلیل آمده است: «این تهدیدی است که می‌تواند موجب ایجاد نتیجه‌ای شود که زمانی غیرقابل تصور می‌نمود: منزوی کردن آمریکا با راندن متحدانی مانند فرانسه و آلمان به سمت روسیه و چین در شورای امنیت.»

    درگیری بر سر این موضوع در شورای امنیت با رأی‌گیری بر سر قطعنامه‌ای آغاز خواهد شد که خواستار جلوگیری از اتمام تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران و دائمی کردن این تحریم‌ها است.

    روسیه و چین به صراحت گفته‌اند با استفاده از حق وتوی خود در شورای امنیت از تصویب این قطعنامه جلوگیری خواهند کرد.

    دیپلمات‌های غربی به بلومبرگ گفته‌اند آمریکا احتمالاً حتی از ۹ رأی لازم برای تصویب این قطعنامه و مجبور کردن روسیه و چین به استفاده از وتو هم برخوردار نخواهد بود.

    منابع آگاه به این مسئله که خواسته‌اند نامشان فاش نشود به این رسانه گفته‌اند اعضای شورای امنیت هنوز امیدوارند با مصالحه بر سر این موضوع از بروز بحران جلوگیری کنند.

    بلومبرگ نوشته این مصالحه ممکن است به این صورت باشد که حتی در صورت رد قطعنامه اولیه آمریکا، تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران برای مدتی معین تمدید شود.

    منبع: فارس

  • باهنر: ۱۰ نماینده موثر بهبود فضای کسب و کار را دنبال کنند ۵۰ پله ارتقا پیدا می‌کنیم

    باهنر: ۱۰ نماینده موثر بهبود فضای کسب و کار را دنبال کنند ۵۰ پله ارتقا پیدا می‌کنیم

    باهنر: ۱۰ نماینده موثر بهبود فضای کسب و کار را دنبال کنند ۵۰ پله ارتقا پیدا می‌کنیم

     

    دومین نشست حوزه مجلس جامعه اسلامی مهندسین روز سه شنبه ۹۹/۵/۲۱ تشکیل شد و علیرضا خجسته پور قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در همین راستا اظهار داشت: در این نشست که با حضور محمدرضا باهنر دبیرکل و نمایندگان مجلس عضو شورای مرکزی این تشکل برگزار شد، محمدرضا باهنر به تبیین فرصت ها و سختی های پیش روی نمایندگان دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی پرداخت.

    خجسته پور در توضیح بیشتر مباحث این نشست اظهار داشت: باهنر به عنوان رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری تمرکز نمایندگان مجلس را بر حل مشکلات اساسی کشور علی الخصوص در حوزه اقتصادی خواستار شد و افزود که لازم است نمایندگان مجلس فارغ از موضوعات جناحی و منطقه ای با دیدگاه کلان مسائل اساسی کشور را احصا و درصدد حل آن برآیند.

    همچنین وی در بخش دیگری اظهار داشت که ما به اندازه کافی قانون برای حل مسائل داریم اما متاسفانه در حوزه اجرا با مشکلاتی دست به گریبان هستیم که این مشکلات بعضا به نگاههای ما برحل مسائل بصورت کوتاه مدت و ترجیح موضوعات منطقه ای و منافع کوتاه مدت مردم بر مصالح بلندمدت کشور برمی گردد.

    قائم مقام دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین ادامه داد: باهنر در بخش دیگری از این نشست پرهیز از بزرگ شدن دولت و عدم افزایش هزینه های دولت را دو باید اساسی در پیش روی نمایندگان مجلس دانست و افزود که درخواست من از نمایندگان محترم ملت علی الخصوص نمایندگان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین این است که اولا موضوع راه اندازی دولت الکترونیک را بطور جدی پیگیری کنند. چرا که در این مسیر هم نظام سود می برد و هم مردم سود می برند. همچنین باهنر در این جلسه اظهار داشت که درخواست دوم من پیگیری اجرایی شدن موضوع شفافیت مالیاتی در کشور است و سومین انتظاری که از نمایندگان این دوره خانه ملت دارم پیگیری بهبود فضای کسب و کار بطور جدی در کشور است.

    وی درباره دیگر اظهارات باهنر افزود: دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین اعلام کرد که مدعی هستم اگر ۱۰ نماینده موثر مجلس علی الخصوص همین نمایندگان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین دنباله بهبود فضای کسب و کار را بگیرند می توانیم با کمترین هزینه رتبه ایران را در شاخص‌های بهبود کسب و کار ۴۰ تا ۵۰ پله در دنیا ارتقا دهیم.

    خجسته پور گفت: در بخش دیگری از این نشست محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی بر برگزاری جلسات مستمر باهنر با نمایندگان مجلس عضو این تشکل تاکید کرد. پورابراهیمی همچنین توضیحاتی درخصوص موضوع شفافیت مالی و مالیات بر مجموع درآمدها ارائه داد. ضمن اینکه جعفر قادری نماینده مردم شیراز و عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز در سخنان کوتاهی به موضوع بهبود فضای کسب و کار در کشور و اقدامات قبلی کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی در مجالس هشتم تا دهم پرداخت؛ محمدمهدی مفتح نماینده مردم تویسرکان و سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه نیز به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص مشکلات پیش روی تولید در کشور پرداخت.

    ۲۱۶۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • پاسخ پسر حجاریان به ادعای یک نماینده مجلس

    پاسخ پسر حجاریان به ادعای یک نماینده مجلس

    پاسخ پسر حجاریان به ادعای یک نماینده مجلس

     

    فرزند سعید حجاریان در پی اظهارات حجت‌الاسلام احد آزادی‌خواه نماینده مردم ملایر با عنوان «حذف بودجه خودکفایی گندم و واردات توسط حجاریان و آقازاده اش وزیر جهاد را به صحن مجلس کشاند» جوابیه‌ای صادر کرد که متن این جوابیه به این شرح است:

    با سلام و احترام

    به اطلاع می‌رساند حجه‌الاسلام احد آزادی‌خواه طی گفت‌وگویی با آن خبرگزاری مطالبی را عنوان داشته‌اند که متأسفانه مقرون واقعیت نبوده و ایشان به‌رغم توضیحات قبلی اینجانب که در خبرگزاری‌های رسمی منتشر شده است همچنان بر بیان مطالب کذب اصرار ورزیده‌اند.پ

    در همین رابطه بخوانید؛

    شکایت حجاریان از نماینده عضو جبهه پایداری به کجا رسید؟

    این نماینده محترم در گفت‌وگوی مورخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ با آن خبرگزاری در تشریح نشست وزیر کشاورزی با اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی عنوان داشته‌اند:

    آقازاده آقای حجاریان (منظور اینجانب) ۳ تا ۴ میلیون تن گندم وارد کشور کرده است. لازم به ذکر است این نماینده محترم به این مصاحبه بسنده نکرده و در حساب توییتری خود عنوان کرده‌اند که بررسی‌های مستقل‌شان در کمیسیون کشاورزی حاکی از واردات محموله گندم توسط شرکت متعلق به اینجانب در سال ۱۳۹۵ دارد. این بررسی‌های مستقل! منجر به بیان مطالبی خلاف واقع شده است که ذیلاً به آن‌ها اشاره می‌شود.

    نخست آنکه ایشان عنوان ‌کرده‌اند اسناد بررسی‌شده، حکایت از واردات گندم توسط شرکت راشا تندیس پارسیان (متعلق به اینجانب) در سال ۱۳۹۵ دارد. لازم به ذکر است، چنانکه پیش‌تر در پاسخ به جناب آقای خضریان بیان شد، محموله‌ مورد نظر ایشان اواخر سال ۱۳۹۴ به کشور وارد شده و بخشی از آن در اوایل سال ۱۳۹۵ فروش رفته است. گویا بررسی سندی ایشان مبتنی بر همان دو فاکتور فروش است که پیش‌تر از سوی نماینده هم‌حزبی ایشان منتشر شده بود و از آنجا که آن فاکتور فروش تاریخ اوایل سال ۱۳۹۵ را نشان می‌دهد، ایشان گمان کرده‌اند اصل واردات نیز در سال ۱۳۹۵ صورت گرفته است. در حالی که اساساً از ابتدای سال ۱۳۹۵ بخش خصوصی از واردات گندم خوراکی منع گردیده بود و از آن زمان تاکنون تنها بخش دولتی به واردات گندم مشغول می‌باشد.

    دیگر آنکه ایشان در قامت دبیر کمیسیون که حداقل انتظار می‌رود در ثبت و ضبط اعداد و ارقام و… نهایت دقت را داشته‌ باشند، مقدار واردات صورت گرفته را بیش از هزار برابر اعلام کرده‌اند. به‌طور مشخص ۳ محموله مجموعاً ۳هزار تنی (مطابق اسناد پیوست) را ۳ تا ۴ میلیون تن اعلام کرده‌اند! دقت نظر ایشان در ضبط آمار و ارقام را به حساب پرکاری‌های مجلس جدیدالولاده می‌گذارم اما انتظار است ضمن اصلاح این موارد، از این پس در بیان مواضع کارشناسی دقت لازم را به خرج دهند.

    و اما نکته جالب آنکه ایشان در مصاحبه با آن خبرگزاری معظم لفظ «آقازاده ۲۵ ساله» را به کار برده‌اند که این خود مُهر تأییدی است بر بررسی‌های کارشناسانه و مستقل ایشان؛ لازم به توضیح است براساس مستندات اداره ثبت احوال و سجل در دست، بنده در سال ۱۳۶۱ متولد شده و اکنون در آستانه ۴۰ سالگی می‌باشم!

    در پایان خواهشمندم وفق ماده ۲۳ قانون مطبوعات و پیش‌تر براساس مبانی اخلاقی این متن و سندهای پیوست را به‌عنوان جوابیه منتشر نمایید.

    با آرزوی موفقیت

    محسن حجاریان

    ۲۱۶۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین