دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • نگرانی یاران قالیباف از سقوط او به دسته یک / انتظار قالیباف و رئیسی از یکدیگر چیست؟

    نگرانی یاران قالیباف از سقوط او به دسته یک / انتظار قالیباف و رئیسی از یکدیگر چیست؟

    اعتمادآنلاین| محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای اصولگرا، در حساب کاربری خود در توییتر با هشتگ‌های رئیسی، قالیباف، انتخابات ۱۴۰۰ و سقوط نوشت: گلایه‌های متقابل اطرافیان آقایان رئیسی و قالیباف برای نامزدی انتخابات۱۴۰۰ جدی تر شده است.

    او در ادامه این پیام تاکید کرد: هریکی انتظار دارد دیگری کاندیدا نشود. از طرفی زیادشدن کاندیداها و بخصوص نظامیان این نگرانی را برای یاران قالیباف ایجاد کرده که او در چندماه آینده از لیگ برتر به دسته یک سقوط کند!

    محمد مهاجری - سقوط قالیباف به دسته یک
    نگرانی یاران قالیباف از سقوط او به دسته یک / انتظار قالیباف و رئیسی از یکدیگر چیست؟
  • آیت الله یوسف صانعی درگذشت

    آیت الله یوسف صانعی درگذشت

    حضرت آیت الله صانعی ازمراجع تقلیدمقیم قم بودندکه ازآغازنهضت روحانیت باامام همراهی کردندودربه ثمررسیدن انقلاب اسلامی نقش موثری داشتند.ایشان ازشاگردان برجسته امام خمینی بودندودرحوزه درسی خود،مجتهدان زیادی راپرورش دادند.

    ۱۷۱۷

    منبع : خبرآنلاین

  • اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

    اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

     

    اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

     

    اعتمادآنلاین| در شرایطی که کُری‌خوانی‌های اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ به دنبال پیروزی در انتخابات اخیر مجلس، بیشتر شده اما در مقابل بسیاری از اصلاح‌طلبان هر چند به روند رد صلاحیت‌های کاندیداهایشان انتقاد دارند و نگرانند اما همچنان امیدوارند که این بار نیز، بتوانند شگفتی بیافرینند و نتیجه انتخابات سال ۷۶ را مجددا رقم بزنند. در این ارتباط با سید حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، به گفت و گو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

    * تحلیل شما از انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده چیست؟ با توجه به اینکه بسیاری از اصولگرایان یقین دارند دولت ۱۴۰۰ را در اختیار خواهند گرفت؟

    انتخابات ریاست جمهوری سال آینده مانند انتخابات گذشته ریاست جمهوری دارای اهمیت ملی و بین المللی برای ایران است. از این رو بنده اگر بخواهم تحلیلی در مورد انتخابات آینده ارائه بدهم، این گونه است که باید با در نظر داشتن گذشته، آینده را پیش‌بینی کنیم چراکه آینده همیشه ادامه روند گذشته است؛ البته ممکن است با یک سری تغییرات جزیی نیز همراه باشد اما به هر حال یک امر کلی است.

    تا سال ۷۶ انتخابات اجماعی برقرار بود

    اگر نگاهی به انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری بیندازیم تا سال ۷۶، انتخابات‌هایی که برگزار شد اجماعی بوده و جنبه رقابت به غیر از  انتخابات دوره اول، در آنها کمتر بوده است به بیانی دیگر پنج انتخابات یعنی انتخابات دوم تا پایان انتخابات ششم، انتخابات اجماعی بود؛ بدین گونه که نظام در مورد رئیس‌جمهور آینده به یک جمع‌بندی می‌رسید،  نخبگان سیاسی از جناح‌ها هم آن جمع‌بندی را پذیرفته و همه، برای ریاست‌جمهوری آینده اجماع می‌کردند. برای شهید رجایی هم این گونه بود؛ همچنین دو دور انتخابات برای مقام معظم رهبری و هم برای مرحوم هاشمی رفسنجانی، اجماع صورت گرفت.

    اصلاح‌طلبان تاکنون پیشتاز پیروزی در انتخابات‌ ریاست جمهوری‌ بوده‌اند

    از سال ۷۶، ما وارد انتخابات ریاست‌جمهوری رقابتی شدیم؛ در واقع از سال ۷۶ تا ۹۶، شش انتخابات به صورت انتخابات ریاست جمهوری رقابتی بوده است، از این شش انتخابات، پنج انتخابات دوقطبی بوده یعنی یک قطب آن اصلاح‌طلبان و قطب دیگر آن اصولگرایان بودند. در مجموع از این شش انتخابات برگزار شده، در چهار انتخابات، اصلاح‌طلبان توانستند پیروز شوند در مقابل اصولگرایان توانستند، تنها پیروز دو انتخابات باشند؛ حال اگر این پیروزی‌ها را به صورت آماری تحلیل کنیم می‌توانیم این‌گونه برداشت کنیم که در ۸۳ درصد انتخابات قبلی، انتخابات دوقطبی میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان برگزار شده و در مجموع از شش انتخابات هم، چهار انتخابات را اصلاح‌طلبان بردند و دو نتیجه انتخابات هم به نفع اصولگرایان رقم خورده است. بنابراین براساس تحلیل آماری انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، می‌توانیم این گونه برای آینده پیش‌بینی و تحلیل کنیم که به احتمال بیش از ۸۰ درصد، انتخابات ۱۴۰۰ یک انتخابات، دوقطبی خواهد شد.

    *طبق پیش بینی شما، این انتخابات دو قطبی به نفع کدام جریان خواهد بود؟

    این که انتخابات، دو قطبی می شود در واقع این‌گونه نیست که یک انتخابات چند قطبی مثل، انتخابات ۱۳۸۴ که چندقطبی شد را شاهد باشیم؛ از این رو به احتمال ۸۰ درصد، این انتخابات دوقطبی است. دومین مساله نیز این است که شانس بُرد اصلاح‌طلبان نسبت به اصولگرایان، ۶۰ به ۴۰ به نفع اصلاح‌طلبان است؛ به عبارت دیگر اگر براساس تعداد پیروزی‌ها در نظر بگیریم چهار پیروزی از شش انتخابات ریاست جمهوری به نفع اصلاح‌طلبان، بدین معناست که به احتمال ۶۶ درصد اصلاح‌طلبان، پیروز و در مقابل به احتمال ۳۴ درصد اصولگرایان، پیروز خواهند شد.

    شانس پیروزی اصلاح‌طلبان برای ۱۴۰۰ دو برابر اصولگرایان است

    بر اساس تحلیل های گذشته، ۶۶ درصد شانس پیروزی همچنان با اصلاح‌طلبان و ۳۴ درصد نیز احتمال پیروزی اصولگرایان وجود دارد، به بیانی دیگر شانس اصلاح‌طلبان، دو برابر اصولگرایان است. این تحلیل آماری گذشته، وظیفه اصلا‌‎ح‌طلبان را برای انتخابات آینده سنگین‌تر می‌کند، به بیانی دیگر این تحلیل این گونه حکم می‌کند که اصلاح‌طلبان باید انتخابات ریاست جمهوری آینده را جدی بگیرند. هرچند ممکن است اتفاقات دیگری رخ دهد یا شرایط تغییر کند آن استثنائات متفاوت است اما اگر روند عمومی کشور، همان چیزی باشد که در ۲۴ سال گذشته بوده، پیش‌بینی‌ بنده این است که به احتمال ۶۶ درصد، امکان پیروزی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم ۳۴درصد است. از این رو برای انجام این وظیفه باید همه احزاب‌مان برای انتخابات آماده شوند به بیانی ضروری است هم کار جبهه‌ای اصلاح‌طلبان آغاز شود و هم هر چه زودتر یک نهاد هماهنگ‌کننده انتخابات، با مشورت با شخصیت‌های اصلاح‌طلب و همکاری احزاب اصلاح‌طلب مستقر شود.

    *اولویت دولت آینده چیست؟

    اولویت این است که دولت آینده باید در واقع از شرایط جدیدی که بعد از انتخابات آمریکا به وجود می‌آید استفاده کند در واقع با توجه به اینکه یک دولت تازه نفس هم در ایران شکل می‌گیرد، ما باید تلاش کنیم بستر روابط عادی را با دنیا برقرار کنیم و با تکیه بر قدرت ملی از تحریم‌ها، عبور کنیم.

    توقیف کشتی انگلیسی در تاریخ ۱۰۰ساله‌مان بی‌سابقه است

    نکته مهمی که باید در اینجا اشاره کرد این است که ما در صحنه منطقه و در صحنه بین‌المللی با قدرت ظاهر می‌شویم که یک امر واقعی است. به عنوان مثال، اگر در ارتباط با ایران، از سوی انگلیس اشتباهی و جسارتی رخ دهد به گونه‌ای که این کشور، کشتی  متعلق به ایران را در تنگه باب‌المندب توقیف کند در تاریخ سیاسی ۱۰۰ ساله کشورمان سابقه نداشته که ایران هم، بتواند مقاومت و مقابله به مثل کند اما ایران این اقدام را انجام داد و مقابله به مثل کرد، بدین گونه که تا انگلیس، کشتی ایرانی را آزاد نکرد ما اصلا به آزادکردن کشتی انگلیسی فکر هم نکردیم.

    همچنین اینکه نخست وزیر انگلیس چندین بار با رئیس جمهور کشورمان برای آزادی یک زندانی دوتابعیتی به گفت و گو می‌نشیند نشان دهنده این است که از لحاظ سیاسی، تا منافع ملی‌مان حکم نکند نمی‎توانیم اقدامی را انجام دهیم در عین حال هیچ کس هم، نمی‎تواند روی ما اثر بگذارد.

    عربستان می‌داند که تصمیم‎‌گیر منطقه کیست

    در واقع عربستان می‌داند که تصمیم‌گیر منطقه کیست چراکه امنیت خلیج فارس، فقط با ایران تامین می‌شود. اینکه آمریکایی‌ها  دچار اشتباه می‌شوند و از برجام خارج می‌شوند بدین منظور که فکر می‌کردند، ایران دچار یک فروپاشی اجتماعی و سیاسی می‌شود اما در حال حاضر متوجه شدند، ایران بسیار مستحکم‌تر از آن چیزی است که آنها فکر می‌کردند. اینها قدرت است اما  دو نگاه به قدرت وجود دارد.

    قدرت باید ابزار مصالحه با دنیا باشد نه جنگ

    نگاه اصلاح‌طلبان به قدرت این است که آن را ابزار مصالحه با دنیا قرار می‌دهند چراکه این قدرت برای مصالحه، مفید بوده و در گفتگوها و مذاکرات می‌تواند منافع ملی کشور را حداکثر کند. نگاه دیگری که به قدرت وجود دارد این است که برخی فکر می کنند، این قدرت به درد اِعمال می‌خورد و می‌تواند برای جنگ گرم یا حداقل جنگ سرد مورد استفاده قرار گیرد؛ در حالی که استفاده از قدرت ملی چه برای جنگ گرم و چه برای جنگ سرد به نفع ایران نیست.

    دولت آینده باید به حداکثرسازی منافع ملی کمک کند

    در واقع اولویت دولت آینده باید این امر باشد که با اتکاء قدرت ملی در چارچوب مصالحه بین‌المللی، منافع ایران را حداکثر کند، دومین ماموریتش هم این است که باید با سرعت، جهت رشد اقتصادی را که در این سال‌ها به دلیل تحریم‌های ظالمانه منفی بوده را مثبت کند. به بیانی مبارزه با معلول در اقتصاد، مبارزه عاقلانه‌ای نیست یعنی اگر این گونه فکر کنیم که دولت در بازار مسکن مداخله، اجاره‌بها را کنترل کند یا خانه‌های خالی را مدیریت کند یا بخواهد با نرخ‌گذاری، انحراف در بازار خودرو را سامان بدهد همه این‌ها مبارزه با معلول است در حالی که علت همه این مشکلات در واقع کاهش تولید ناخالص داخلی و کوچک شدن اقتصاد ایران است.

    کیک اقتصاد ایران کوچک شده است

    به بیانی دیگر کیک اقتصاد ایران کوچک شده و طبیعی است که فشارها به طبقات پایین و متوسط تشدید شود؛ از این رو ما باید مسیرمان را معکوس کرده و به سمت رشد اقتصادی  و بزرگ شدن اقتصاد برویم و در عین حال هوشمندانه، تلاش کنیم طبقات ضعیف جامعه را به طبقه متوسط و طبقه متوسط پایین را به طبقه متوسط بالا تبدیل کنیم و از سوء استفاده‌هایی که صرفا یک طبقه الیت و نخبه را پشتیبانی می‌کند، جلوگیری کنیم تا در نتیجه اقتصاد و اشتغال‌مان، درست شده و زمینه‌های رشد را برای همه بخش‌های مختلف فراهم کنیم.

    رشد اقتصاد ایران، دو پیش نیاز دارد. پیش نیاز نخست، یک روابط خارجی متعادل است و پیش نیاز دوم توجه به نقش منابع انسانی است. آنچه ثروت ایران است صرفا معادن، نفت و گاز نیست بلکه ثروت ایران، منابع انسانی است؛ منابع انسانی شامل دو بدنه تحصیل‌کرده و نخبگان و همچنین بخش تجربه‌های مدیریتی کشور است.

    برنامه‌های جامع انتخاباتی کارگزاران تا چهار هفته آینده اعلام می‌شود

     در واقع همه این منابع انسانی چه در سطح مدیران عالی و چه در سطح نخبگان و کارشناسان و چه در سطح بدنه، هر سه بخش باید مورد توجه باشد. ما نمی‌توانیم با حذف تجربه‌های مدیریتی از چرخه تصمیم‌گیری‌های کشور، مسائل کشور را حل و فصل کنیم. بدین منظور ما در حزب کارگزاران، برنامه‌های جامعی را آماده کرده‌ایم که فکر می‌کنم تا چهار هفته آینده، آن را اعلام می‌کنیم. یکی از اجزای این برنامه این است که ما باید پست‌های سیاسی را معین و محدود کنیم و پست‌های فنی، کارشناسی و مدیریتی را باید سیاست‌زدایی، کنیم و آنها نباید عرصه سیاست‌گذاری سیاستمداران باشند، آنها باید تابع نظامات فنی خودشان باشند.

    به عنوان مثال معاون بهداشت وزیر بهداشت و درمان یک پست تخصصی است، معاون زراعت وزارت جهاد کشاورزی، معاون شهرسازی وزارت راه و شهرسازی، معاون فنی استانداری‌ها، پست‌های سیاسی نیستند که اگر یک دولتی تغییر کرد، اینها را تغییر دهد اینها باید تابع نظامات فنی باشند.

    *اخیرا درباره حذف نخبگانی چون صفایی فراهانی، خاتمی و بادامچیان و برخی دیگر از صحنه مدیریت کشور سخن گفتید، دلایل به حاشیه رفتن چنین اشخاصی چه در جریان اصولگرا و چه اصلاح‌طلب چیست؟

     به طور کلی وقتی که در نبود احزاب و جبهه‌های رسمی، باندها جایگزین جبهه‌ها و احزاب سیاسی شوند این باندها برای در اختیار گرفتن موقعیت‌ها، راهی ندارند جز اینکه افراد با تجربه را حذف کنند. بنده نمی‌خواهم بگویم که عرصه مدیریت کشور باید در اختیار یک عده معدودی باشد چراکه یقینا به گردش نخبگان احتیاج داریم اما هیچ گاه یک کشور یا یک نظام موفق، هیچ تجربه‌ای را حذف نمی‌کند. بسیاری از این شخصیت‌هایی که اشاره کردم، ممکن است بتوانند در سطح مشاوره، اتاق‌های فکر و در سطح اید‌ه‎پردازها و پشت صحنه اداره کننده بوده و نیروهای جوان را تربیت کرده و به میدان بفرستند.

    روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد

    حال اینکه کشور فکر می‌کند به این نیروها نیازی ندارد و احساس بی نیازی کند، ممکن است امور به دست کسانی که ممکن است بخواهند دوباره از نو تجربه بیاموزند، بیفتد که این کار خطرناک است. به عنوان مثال وقتی انقلاب اسلامی سال ۵۷ پیروز شد ما با نیروهای تربیت شده زمان شاه هم این‌گونه برخوردهایی که اکنون با نیروهای انقلابی می‌‌شود را نداشتیم؛ بنده در سن کم استاندار کرمان شدم اما از همه بدنه کارشناسی استانداری، حتی آنهایی را که در زمان شاه فعالیت می‌کردند و پست‌هایی را نیز در استانداری برعهده داشتند استفاده کردم. در عین حال نیروهای انقلابی را هم آوردیم که با آنها در کنار هم کار کنند تا تجربه منتقل شد اما از زمانی که دولت احمدی نژاد آمد، دولت احمدی نژاد سرمایه و همه تجربه جمع شده از زمان پس از انقلاب را پراکنده کرد در حالی که می‌توانست، همه اینها را نگه دارد، کنار دست اینها مشاوران و دستیاران جوان را قرار دهد و فرصت بدهد که تجربیات به افراد جوان‌تر منتقل شود تا در این بستر زمانی، به تدریج مسئولیت‌های اجرایی به جوانان اختصاص پیدا کند و آنهایی که تجربه دارند بروند در اتاق فکرها و مشاوره بدهند، به نوعی اداره کشور را مانیتور کنند.

    * یعنی روال حذف نخبگان از قبل نبوده و از دوره دولت احمدی‌نژاد آغاز شده؟

    بله، شدید هم شروع شد و از قبل از آن دوره این گونه نبود؛ عاقلانه‌ترین برخورد  با منابع انسانی در دولت آقای هاشمی صورت گرفت. به عنوان مثال بنده از دوره دوم ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رئیس دفتر شدم، وقتی به دفتر رئیس جمهور رفتم دیدم همه پرسنل دفتر رئیس جمهور همان پرسنل دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری هستند. بعد رفتم به دفتر حبیبی که به عنوان معاون اول، جانشین مهندس موسوی شده بود، دیدم همه کارکنان دفتر حبیبی و کارکنان دولت همان کارکنان دوران نخست وزیری مهندس موسوی هستند حتی حبیبی، رئیس دفتر و منشی‌اش را هم تغییر نداده بود یعنی از منشی، رئیس دفتر، کارکنان دفتر و دبیران دولت همه افرادی بودند که از زمان مهندس موسوی حضور داشتند.

    در دولت خاتمی نیز بیش از ۸۰ درصد کارکنان با همین روال بودند؛ یک ۲۰ درصد را هم، افراد سیاسی اصرار داشتند که سیاسیون با سابقه راست کنار بروند تا آنها بیایند. از این رو ۲۰ درصد در واقع تغییر کرد. در دولت احمدی نژاد همه تجربه کشور بیرون ریخته شد؛ خصوصا در دولت دوم احمدی نژاد. در دولت اول او، نیروهای باتجربه جناح اصلاح طلب کنار گذاشته شدند و در دولت دوم نیروهای باتجربه اصول گرایی هم، کنار گذاشته شدند.

    * چرا این روال همچنان ادامه دارد؟

    تحلیلی که در این باره وجود دارد این است که وقتی، هیچ کاری نمی‌توان انجام داد برخی این گونه فکر می‌کنند که باید انقلابی عمل کنیم، از نظر این افراد، «انقلاب» به معنایی جابه جایی است؛ بنابراین برخی نه ایده داشتند و نه برنامه و کشور را هم نمی‌شناختند. در واقع هر فردی که می‌آید تصور می‌کند باید افراد و نزدیکان خودش را برای همیشه در تاریخ بچیند.

    *نمایندگان مجلس که با شعار انقلابی آمده‌اند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    در باره این جمع، هنوز تجربه‌‌ای کسب نکرده‌ایم که ببینیم که آیا در این حوزه قرار می‌گیرند یا خیر.

    *آیا اصولگرایان توانستند در انتخابات مجلس آراء خاکستری را جذب کنند؟

    اصولگرایان هیچ جذب جدیدی نداشته‌اند. در واقع در نبود اکثریت، همیشه اصولگرایان شانس پیروزی دارند؛ بالاخره اگر اکثریت مردم نیایند شانس‌شان بالا می‌رود. قالیباف همان رأی قبلی‌اش در تهران کسب کرده را مجددا به دست آورده است. سیاست جبهه اصولگرایی این است که همان نیروهای خودش را نگه دارد. سال ها است که سیاستشان این نیست که جذب جدید داشته باشد.

    *برخی اصلاح‌طلبان از جمله میرلوحی گفته‌اند که اصلاح‌طلبان نماینده بخش خاکستری هستند، موافقید؟

    به هر حال همیشه این‌‎گونه بوده بخشی که کمتر به سیاست علاقه نشان می‌دهند تاکنون به اصلاح‌طلبان بیشتر اعتماد داشتند تا اصولگرایان. حال ممکن است در آینده تغییر کند.

    * کارگزاران با طرح دولت ائتلافی به دنبال چه هدفی است؟

    منظور بنده الزاما در سیاست دولت ائتلافی نبود ما ترجیح مان این بود که رئیس جمهور با ظرفیت بالایی داشته باشیم که آن رئیس جمهور با ظرفیت بتواند، همه تخصص‌های افراد متخصص عرصه کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا را وارد عرصه سیاسی کشور کند.

    به بیانی دیگر ما انعطاف داریم علاوه بر انعطاف، باید توجه داشت که کشور متعلق به جناح پیروز نیست، در دموکراسی‌های پیشرفته اکثریت پیروز، دولت تشکیل می‎دهند اما اقلیت حذف نمی‌شود این نکته‌ای است که در قوانین انتخاباتی کنونی ما مغفول مانده یعنی در قوانین انتخاباتی ایران، اینگونه است که اگر شورای شهر اکثریت را در اختیار گرفت هر ۲۱ کرسی را در اختیار می‌گیرد اگر رقیب‌تان هم گرفت، همین ۲۱ کرسی را می‌گیرد. در دموکراسی‌های پیشرفته می‌گویند شما ۶۵ درصد آرا را داری و رقیب شما ۳۵ درصد ارا را دارد.

    حذف اقلیت به نفع کشور نیست

    تجربه نشده، رئیس‌جمهوری که ۷۰ درصد آراء را به دست آورده، ۷۰ درصد وزرایش را از جناح پیروز انتخاب کند و در عین حال بهتر این است که ۳۰ درصد از وزرایش را از جناح شکست خورده انتخاب کند چراکه دولت، متعلق به همه مردم کشور و متعلق به همه سیاسیون است. مجلس نیز متعلق به همه است. مگر می‌شود ۹۰ درصد کرسی‌های مجلس در اختیار یک جناح باشد؟ این اصلا مجلسی نیست که کل ملت را نمایندگی کند یا شورای شهری که ۱۰۰ درصد آن را اصلاح‌طلبان در اختیار گرفتند. در  واقع این نماینده کل مردم تهران نیست. چمران و اصولگرایان ۳۰ درصد آراء کل انتخاباتی را به دست آوردند که ۳۰ درصد کرسی‌ها در اختیار اقلیت می‌توانست قرار بگیرد. در واقع در ایران این گونه است که اکثریت دولت تشکیل می دهد، اکثریت مجلس را در اختیار دارد اکثریت شوراها را در اختیار می گیرد، بنابراین اقلیت نباید حذف شود، حذف اقلیت به نفع کشور نیست. حزب کارگزاران این ظرفیت را دارد که بتواند یک دولت در واقع فراگیر تشکیل دهد یعنی اکثریتش مربوط به جناح پیروز باشد و اقلیتش متعلق به جناح شکست خورده باشد.

    *اینکه رئیس جمهور با برند اصلاح‌طلبی باشد هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند؟

    حتما رئیس‌جمهور باید اصلاح‌طلب باشد که اکثریت قاطع هم، اصلاح‌طلب باشد اما رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب دولتش باید دولت ملی باشد.

    در کارگزاران به دنبال یارگیری هستیم نه از دست دادن یار!

    *در حزب کارگزاران  در این باره اتفاق نظر وجود دارد؟ اختلاف‌نظر چطور؟

     به هر حال ما بحث‌های خود را درون حزب به اشتراک می‌گذاریم اما در نهایت مواضع مان، مشترک است. گاهی اوقات کرباسچی ممکن است که لحن انتقادی‌شان کمی تند و تیزتر از بنده، باشد.

    *خبری از کناره‌گیری به واسطه اختلاف‌نظرها نیست؟

    مادامی که نیروهای سیاسی از هم فاصله می‌گیرند و به دو بخش تقسیم می‌شوند، کشور به سمت ضعیف شدن می‌رود. در واقع ما دنبال یارگیری جدید هستیم نه دنبال از دست دادن یار.

    * درباره شورای عالی سیاستگذاری  یا هر نهاد هماهنگ کننده در بین اصلاح طلبان که مطرح کردید، تمایلی به ریاست دارید؟

    چنین بحثی مطرح نیست و من هم چنین آمادگی ندارم.

    *اصلاح‌طلبان چه سازوکار جدیدی را ایجاد خواهند کرد و ایرادات اصلی شورای عالی سیاستگذاری چه بوده‌ است؟

    در ترکیبات قبلی شورای عالی، یکی از مشکلات، کثرت جمعیت بود. به عنوان مثال یک شورای ۵۰ نفره، نمی‌تواند شورایی باشد که در آن بحث‌های جدی همراه با اقناع صورت گیرد آنقدر بحث ها طول می‌کشید که مجبور بودیم، همیشه بحث‌ها اقلیت و اکثریت شود. در جبهه اصلاح‌طلبی این نهاد هماهنگ کننده نباید از نظر ما بیشتر از ۱۵ نفر باشد که امکان بحث و اقناع فراهم شود تا اجماع، شکل بگیرد.

    البته پایه کار ، شورای هماهنگی بوده که شورای هماهنگی حدود ۳۰ گروه هستند، ۳۰ گروهی که ممکن است گروه های هم وزن نباشند؛ به هر حال دنبال راه حل و بحث و مشورت هستیم تا گروه هایی که عِده و عُده واقعی دارند و اثرگذاری سیاسی دارند، نقش محوری بیشتری داشته باشند و مجموع گروه‌هایی با جمعیت کمتر یا نفوذ کمتر هم حضور داشته باشند اما در قالب یک جمعی شوند که در این شورا شرکت کنند. شخصیت‌های حقیقی هم باید کسانی باشند که جامعیت داشته باشند و نماد اصلاح‌طلبی در ایران باشند. پیشنهاد ما این است که این نهاد هماهنگ کننده، بیشتر از ۱۵ نفر نباشد تا بحث‌های جدی به صورت اقناعی صورت گیرد. اینکه دوقطبی شکل گیرد و اقلیت و اکثریت با دو رای بالاتر و پایین تر، نظر خودشان را اعمال کنند این کافی نیست.

    *ارزیابی شما از احزاب اقماری چیست؟ آیا نظر این ۱۵ نفر در نهاد هماهنگ‌کننده می‌تواند جامعیت داشته باشد؟

    به هر حال باید به یک راه حلی برسیم که همه قبول داشته باشند. یعنی کسی نباید حذف شود و هر اصلاح طلبی باید متناسب با وزن و سهم خودش در جبهه اصلاحات به او نقش بدهیم نه اینکه حذف شود. با حفظ اینکه همه باید باشند باید شورای ترکیبی وجود داشته باشد که همه را نمایندگی کند.

    نهاد هماهنگ‌کننده اصلاح طلبان در آبان مستقر می‌شود

    *زمان تقریبی ایجاد سازوکار جدید اصلاح‌طلبان چه زمانی است؟

    در حال حاضر در حال بحث هستیم. این بحث و رایزنی در سطح احزاب است و به زودی در سطح، جبهه می‌آید و فکر می‌کنم تا دو ماه آینده در آبان بتوانیم، نهاد را مستقر کنیم؛ هنوز تصمیمی نداریم و زمان داریم.

     *چه موانعی برای ورود نخبگان به عرصه حزبی در کشور وجود دارد؟ 

    این هم از پیچیدگی‌های سیاست در ایران است که، عده‌ای ممکن است تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند و خودشان نمی‌خواهند وارد هیچ حزبی بشوند مثل خاتمی. خاتمی چه ممنوعیتی دارد که به حزب وارد نمی‌شود؟ مرحوم آقای هاشمی چه ممنوعیتی داشت که به حزب وارد نشد؟

    * چرا وارد نمی شوند؟

    آقایان نوری یا معین چرا نمی‌خواهند وارد شوند؟ به نظر بنده اشتباه است. چند مشکل وجود دارد این سیاست هم در اصلاح طلبان و هم در اصول گرایان وجود دارد. یکی اینکه شخصیت‌های موثری داریم که در هیچ حزبی نیستند یکی هم از تعداد زیاد حزب، فضای سیاسی ایران رنج می‌برد. مبنای تحزب، منطقش این است که مبنای اندیشه و فکر داشته باشد. یعنی شما چند راهکار برای ایران دارید که قرار است، ۴۰ حزب داشته باشید. مگر ۴۰ تا راه حل وجود دارد؟ بالاخره یک حزبی گرایش‌های سوسیالیستی دارد یا یک حزبی گرایشات لیبرالیستی دارد. دو دسته بندی بیشتر نیست. حال اینکه لیبرالی است که در مسائل مذهبی هم عنایت دارد یکی کمتر دارد یا لیبرالی که دموکرات هم هست و یکی که خیلی دمکرات نیست معتقد به مدیریت کردن  فضای سیاسی است. اینها را اگر بتوانیم جمع بندی کنیم، چهار پنج تا نحله فکری که بیشتر وجود ندارد. یعنی نمی‌توان با چهار پنج تا نحله فکری، ۱۵۰ تا حزب داشت.

    عمق سیاست در ایران یک میلیمتری است

    *آیا این احزاب اقماری و وابسته هستند؟

    اقماری نیستند در واقع عمق سیاست کم است. سیاست به وسعت ایرانِ یک میلیون و ششصد و ۴۸ هزار کیلومتر مربع، به عمق یک میلیمتر است که خوب نیست که متوسط عمق تشکیلات سیاسی، یک میلیمتری باشد که به درد نمی خورد. باید سه تا چهار حزب نیرومند به وجود آید و این گروه هایی که در حال حاضر هستند، به فراکسیون تبدیل شوند. روزنامه‌نگاران زن مسلمان می توانند در هر یک از احزاب یک فراکسیون شوند. انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه ها می‌توانند شاخه‌های فارغ التحصیلان احزاب باشند. اینکه هر کسی که از حزبش قهر می‌کند فوری می‌رود یک حزب جدید درست می‌کند این اشتباه است این مسخره کردن، تحزب است. حزب بر مبنای فکر، اندیشه و راهکار برای ایران شکل می‌گیرد صاحبان اندیشه جمع می شوند آن را بررسی می‌کنند. در ایران سیاست عمیق نیست سیاست در ایران، عمقش یک میلیمتر است.

    *با عمق کم سیاست در ایران چه باید کرد؟

    اگر زنده ماندیم و تجربه کردیم به تدریج کنار هم بودن و ادغام شدن را یاد می‌گیریم و یکی یکی احزاب شروع می‌کنند در هم ادغام شدن و کار را جلو می‌بریم. اینکه برخی می‌گویند حزب، محفلی دوستانه است باید گفت که در واقع همه تمایل دارند دبیرکل باشند در حالی که قرار نیست، همه دبیر کل احزاب باشند.

    *کاندیداهای کارگزارن و اصلاح طلبان  چه کسانی هستند؟

    ما اصلا هنوز وارد هیچ موردی از مصادیق نشدیم وقتی وارد شدیم مطرح خواهیم کرد. هنوز در سطح کارگزاران و شورای اصلاحات راجع به هیچ فردی بحث نشده است.

    * ائتلاف چطور؟

    وقتی که اصلا وارد اشخاص نشدیم راجع به ائتلاف هم بحث نمی‌کنیم.

    قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

    *اصولگرایان می‌گویند کاندیداها را مطرح کنیم تخریب می‌شوند؟ آیا شما هم با این نظر موافقید؟

    در جبهه اصولگرایی قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند و موضوع پنهانی ندارند و در اصلاح طلبان هم عارف و جهانگیری فعالیتشان را شروع کردند. کسی کاندیدای پوششی نیست اینها کاندیداهایی بودند که از قبل هم، مطرح بودند اکنون هم مطرح هستند تا ببینیم جبهه اصلاحات به چه جمع بندی می‌رسد.

    در مورد کاندیدا به جمع بندی نرسیده‌ایم

    *آیا اصلاح طلبان در مورد چهره‌های مانند سید حسن خمینی یا سردار دهقان یا هر چهره دیگری به جمع بندی رسیده‌اند؟

    هنوز خیر.

    *الله کرم ادعا کرد، اصلاح‌طلبان از حضور در انتخابات سلب شوند، نظر شما چیست؟

    الله کرم که رهبر ایران نیست. این نظر شخصی او است و از طرف نظام، نمی‌تواند حرف بزند. این اظهارات و پیش‌بینی‌های زودهنگام در شأن آنها نیست. جمهوری اسلامی به جایی نرسیده که الله کرم بخواهد، سخنگوی نظام باشد. سخنی بی‌اساس مطرح کرده است.

    *ارزیابی شما از رهبری جریان اصلاحات چیست؟

    خاتمی اهل اینکه چیزی را تحمیل کند، نیست. نظام اصلاحات، نظام جمع است خاتمی هم شخصیتی است که مورد احترام همه بخش های اصلاح طلب است. یک فرصت خوبی است، تا کسی که همه قبولش دارند، هماهنگ کننده باشد.

    *یعنی می‌تواند همه احزاب اصلاح طلب را مجددا دور هم جمع کند؟

    بله.

    *تا چه حد کاندیداهای نظامی می‌توانند شانس رأی‌آوری در انتخابات سال آینده را داشته باشند؟

    مردم در این باره تصمیم می‌گیرند. در واقع کاندیدا مهم نیست بلکه مردم تصمیم می‌گیرند.

    *نظرتان در مورد تبدیل نظام نیمه ریاستی کنونی به نظام پارلمانی چیست؟

    اصلا در شان مجلس نیست که وارد این بحث شود. این موضوعات در این سطح اگر بخواهد مطرح شود در شان مجمع تشخیص و مقام معظم رهبری است و چنین بحثی هم، الان مطرح نیست. بحث اصول گرایان و اصلاح طلبان نیست اساسا در شان آنها نیست. قانون اساسی تکلیف بازنگری را روشن کرده. در قانون اساسی هر کسی نمی تواند وارد اصلاح قانون اساسی شود. آقایان هم اگر نظری دارند باید بروند به خدمت مقام معظم رهبری، نظرات شان را بگویند.

    *وضعیت اقتصادی ایران را تا پایان سال چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    برداشتم این است که در امریکا، اگر بایدن برنده شود به برجام برمی گردد. اگر بایدن برنده شود ما باید در بهمن ماه در دولت جدیدی که مستقر می‌شود، منتظر بازگشت آمریکایی‌ها به برجام باشیم. اگر هم ترامپ برنده شود برداشت من این است که او متوجه اشتباهش در مورد ایران شده یعنی کسانی که به او مشورت داده بودند، مشورت هایشان این بود که ایران با اعمال تحریم ها نظام دچار فروپاشی می شود. ترامپ اکنون متوجه شده که نمی‌توان در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن ایران به عنوان یک کشور قدرتمند حاضر در صحنه، زندگی و حرکت کرد. به نظر من در هر شرایطی امسال جمهوری اسلامی و ایران عزیز و مردم، ثمره مقاومت ملی شان را خواهند چشید.

    نتیجه انتخابات آمریکا تاثیری بر انتخابات ۱۴۰۰ ندارد

    اینکه روسای جمهور آمریکا در بحث‌های انتخاباتی‌شان، ایران را لحاظ می‌کنند این نشان از جایگاه ایران دارد؛ ولی اینکه نتیجه انتخابات آمریکا اثر مستقیمی بر انتخابات ایران داشته باشد، تحلیل درستی نیست.

    منبع: برنا

  • اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

    اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

    اصلاح‌طلبان چقدر برای پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ شانس دارند؟ / مرعشی: روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد / قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

     

    اعتمادآنلاین| در شرایطی که کُری‌خوانی‌های اصولگرایان برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ به دنبال پیروزی در انتخابات اخیر مجلس، بیشتر شده اما در مقابل بسیاری از اصلاح‌طلبان هر چند به روند رد صلاحیت‌های کاندیداهایشان انتقاد دارند و نگرانند اما همچنان امیدوارند که این بار نیز، بتوانند شگفتی بیافرینند و نتیجه انتخابات سال ۷۶ را مجددا رقم بزنند. در این ارتباط با سید حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، به گفت و گو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

    * تحلیل شما از انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده چیست؟ با توجه به اینکه بسیاری از اصولگرایان یقین دارند دولت ۱۴۰۰ را در اختیار خواهند گرفت؟

    انتخابات ریاست جمهوری سال آینده مانند انتخابات گذشته ریاست جمهوری دارای اهمیت ملی و بین المللی برای ایران است. از این رو بنده اگر بخواهم تحلیلی در مورد انتخابات آینده ارائه بدهم، این گونه است که باید با در نظر داشتن گذشته، آینده را پیش‌بینی کنیم چراکه آینده همیشه ادامه روند گذشته است؛ البته ممکن است با یک سری تغییرات جزیی نیز همراه باشد اما به هر حال یک امر کلی است.

    تا سال ۷۶ انتخابات اجماعی برقرار بود

    اگر نگاهی به انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری بیندازیم تا سال ۷۶، انتخابات‌هایی که برگزار شد اجماعی بوده و جنبه رقابت به غیر از  انتخابات دوره اول، در آنها کمتر بوده است به بیانی دیگر پنج انتخابات یعنی انتخابات دوم تا پایان انتخابات ششم، انتخابات اجماعی بود؛ بدین گونه که نظام در مورد رئیس‌جمهور آینده به یک جمع‌بندی می‌رسید،  نخبگان سیاسی از جناح‌ها هم آن جمع‌بندی را پذیرفته و همه، برای ریاست‌جمهوری آینده اجماع می‌کردند. برای شهید رجایی هم این گونه بود؛ همچنین دو دور انتخابات برای مقام معظم رهبری و هم برای مرحوم هاشمی رفسنجانی، اجماع صورت گرفت.

    اصلاح‌طلبان تاکنون پیشتاز پیروزی در انتخابات‌ ریاست جمهوری‌ بوده‌اند

    از سال ۷۶، ما وارد انتخابات ریاست‌جمهوری رقابتی شدیم؛ در واقع از سال ۷۶ تا ۹۶، شش انتخابات به صورت انتخابات ریاست جمهوری رقابتی بوده است، از این شش انتخابات، پنج انتخابات دوقطبی بوده یعنی یک قطب آن اصلاح‌طلبان و قطب دیگر آن اصولگرایان بودند. در مجموع از این شش انتخابات برگزار شده، در چهار انتخابات، اصلاح‌طلبان توانستند پیروز شوند در مقابل اصولگرایان توانستند، تنها پیروز دو انتخابات باشند؛ حال اگر این پیروزی‌ها را به صورت آماری تحلیل کنیم می‌توانیم این‌گونه برداشت کنیم که در ۸۳ درصد انتخابات قبلی، انتخابات دوقطبی میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان برگزار شده و در مجموع از شش انتخابات هم، چهار انتخابات را اصلاح‌طلبان بردند و دو نتیجه انتخابات هم به نفع اصولگرایان رقم خورده است. بنابراین براساس تحلیل آماری انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته، می‌توانیم این گونه برای آینده پیش‌بینی و تحلیل کنیم که به احتمال بیش از ۸۰ درصد، انتخابات ۱۴۰۰ یک انتخابات، دوقطبی خواهد شد.

    *طبق پیش بینی شما، این انتخابات دو قطبی به نفع کدام جریان خواهد بود؟

    این که انتخابات، دو قطبی می شود در واقع این‌گونه نیست که یک انتخابات چند قطبی مثل، انتخابات ۱۳۸۴ که چندقطبی شد را شاهد باشیم؛ از این رو به احتمال ۸۰ درصد، این انتخابات دوقطبی است. دومین مساله نیز این است که شانس بُرد اصلاح‌طلبان نسبت به اصولگرایان، ۶۰ به ۴۰ به نفع اصلاح‌طلبان است؛ به عبارت دیگر اگر براساس تعداد پیروزی‌ها در نظر بگیریم چهار پیروزی از شش انتخابات ریاست جمهوری به نفع اصلاح‌طلبان، بدین معناست که به احتمال ۶۶ درصد اصلاح‌طلبان، پیروز و در مقابل به احتمال ۳۴ درصد اصولگرایان، پیروز خواهند شد.

    شانس پیروزی اصلاح‌طلبان برای ۱۴۰۰ دو برابر اصولگرایان است

    بر اساس تحلیل های گذشته، ۶۶ درصد شانس پیروزی همچنان با اصلاح‌طلبان و ۳۴ درصد نیز احتمال پیروزی اصولگرایان وجود دارد، به بیانی دیگر شانس اصلاح‌طلبان، دو برابر اصولگرایان است. این تحلیل آماری گذشته، وظیفه اصلا‌‎ح‌طلبان را برای انتخابات آینده سنگین‌تر می‌کند، به بیانی دیگر این تحلیل این گونه حکم می‌کند که اصلاح‌طلبان باید انتخابات ریاست جمهوری آینده را جدی بگیرند. هرچند ممکن است اتفاقات دیگری رخ دهد یا شرایط تغییر کند آن استثنائات متفاوت است اما اگر روند عمومی کشور، همان چیزی باشد که در ۲۴ سال گذشته بوده، پیش‌بینی‌ بنده این است که به احتمال ۶۶ درصد، امکان پیروزی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان هم ۳۴درصد است. از این رو برای انجام این وظیفه باید همه احزاب‌مان برای انتخابات آماده شوند به بیانی ضروری است هم کار جبهه‌ای اصلاح‌طلبان آغاز شود و هم هر چه زودتر یک نهاد هماهنگ‌کننده انتخابات، با مشورت با شخصیت‌های اصلاح‌طلب و همکاری احزاب اصلاح‌طلب مستقر شود.

    *اولویت دولت آینده چیست؟

    اولویت این است که دولت آینده باید در واقع از شرایط جدیدی که بعد از انتخابات آمریکا به وجود می‌آید استفاده کند در واقع با توجه به اینکه یک دولت تازه نفس هم در ایران شکل می‌گیرد، ما باید تلاش کنیم بستر روابط عادی را با دنیا برقرار کنیم و با تکیه بر قدرت ملی از تحریم‌ها، عبور کنیم.

    توقیف کشتی انگلیسی در تاریخ ۱۰۰ساله‌مان بی‌سابقه است

    نکته مهمی که باید در اینجا اشاره کرد این است که ما در صحنه منطقه و در صحنه بین‌المللی با قدرت ظاهر می‌شویم که یک امر واقعی است. به عنوان مثال، اگر در ارتباط با ایران، از سوی انگلیس اشتباهی و جسارتی رخ دهد به گونه‌ای که این کشور، کشتی  متعلق به ایران را در تنگه باب‌المندب توقیف کند در تاریخ سیاسی ۱۰۰ ساله کشورمان سابقه نداشته که ایران هم، بتواند مقاومت و مقابله به مثل کند اما ایران این اقدام را انجام داد و مقابله به مثل کرد، بدین گونه که تا انگلیس، کشتی ایرانی را آزاد نکرد ما اصلا به آزادکردن کشتی انگلیسی فکر هم نکردیم.

    همچنین اینکه نخست وزیر انگلیس چندین بار با رئیس جمهور کشورمان برای آزادی یک زندانی دوتابعیتی به گفت و گو می‌نشیند نشان دهنده این است که از لحاظ سیاسی، تا منافع ملی‌مان حکم نکند نمی‎توانیم اقدامی را انجام دهیم در عین حال هیچ کس هم، نمی‎تواند روی ما اثر بگذارد.

    عربستان می‌داند که تصمیم‎‌گیر منطقه کیست

    در واقع عربستان می‌داند که تصمیم‌گیر منطقه کیست چراکه امنیت خلیج فارس، فقط با ایران تامین می‌شود. اینکه آمریکایی‌ها  دچار اشتباه می‌شوند و از برجام خارج می‌شوند بدین منظور که فکر می‌کردند، ایران دچار یک فروپاشی اجتماعی و سیاسی می‌شود اما در حال حاضر متوجه شدند، ایران بسیار مستحکم‌تر از آن چیزی است که آنها فکر می‌کردند. اینها قدرت است اما  دو نگاه به قدرت وجود دارد.

    قدرت باید ابزار مصالحه با دنیا باشد نه جنگ

    نگاه اصلاح‌طلبان به قدرت این است که آن را ابزار مصالحه با دنیا قرار می‌دهند چراکه این قدرت برای مصالحه، مفید بوده و در گفتگوها و مذاکرات می‌تواند منافع ملی کشور را حداکثر کند. نگاه دیگری که به قدرت وجود دارد این است که برخی فکر می کنند، این قدرت به درد اِعمال می‌خورد و می‌تواند برای جنگ گرم یا حداقل جنگ سرد مورد استفاده قرار گیرد؛ در حالی که استفاده از قدرت ملی چه برای جنگ گرم و چه برای جنگ سرد به نفع ایران نیست.

    دولت آینده باید به حداکثرسازی منافع ملی کمک کند

    در واقع اولویت دولت آینده باید این امر باشد که با اتکاء قدرت ملی در چارچوب مصالحه بین‌المللی، منافع ایران را حداکثر کند، دومین ماموریتش هم این است که باید با سرعت، جهت رشد اقتصادی را که در این سال‌ها به دلیل تحریم‌های ظالمانه منفی بوده را مثبت کند. به بیانی مبارزه با معلول در اقتصاد، مبارزه عاقلانه‌ای نیست یعنی اگر این گونه فکر کنیم که دولت در بازار مسکن مداخله، اجاره‌بها را کنترل کند یا خانه‌های خالی را مدیریت کند یا بخواهد با نرخ‌گذاری، انحراف در بازار خودرو را سامان بدهد همه این‌ها مبارزه با معلول است در حالی که علت همه این مشکلات در واقع کاهش تولید ناخالص داخلی و کوچک شدن اقتصاد ایران است.

    کیک اقتصاد ایران کوچک شده است

    به بیانی دیگر کیک اقتصاد ایران کوچک شده و طبیعی است که فشارها به طبقات پایین و متوسط تشدید شود؛ از این رو ما باید مسیرمان را معکوس کرده و به سمت رشد اقتصادی  و بزرگ شدن اقتصاد برویم و در عین حال هوشمندانه، تلاش کنیم طبقات ضعیف جامعه را به طبقه متوسط و طبقه متوسط پایین را به طبقه متوسط بالا تبدیل کنیم و از سوء استفاده‌هایی که صرفا یک طبقه الیت و نخبه را پشتیبانی می‌کند، جلوگیری کنیم تا در نتیجه اقتصاد و اشتغال‌مان، درست شده و زمینه‌های رشد را برای همه بخش‌های مختلف فراهم کنیم.

    رشد اقتصاد ایران، دو پیش نیاز دارد. پیش نیاز نخست، یک روابط خارجی متعادل است و پیش نیاز دوم توجه به نقش منابع انسانی است. آنچه ثروت ایران است صرفا معادن، نفت و گاز نیست بلکه ثروت ایران، منابع انسانی است؛ منابع انسانی شامل دو بدنه تحصیل‌کرده و نخبگان و همچنین بخش تجربه‌های مدیریتی کشور است.

    برنامه‌های جامع انتخاباتی کارگزاران تا چهار هفته آینده اعلام می‌شود

     در واقع همه این منابع انسانی چه در سطح مدیران عالی و چه در سطح نخبگان و کارشناسان و چه در سطح بدنه، هر سه بخش باید مورد توجه باشد. ما نمی‌توانیم با حذف تجربه‌های مدیریتی از چرخه تصمیم‌گیری‌های کشور، مسائل کشور را حل و فصل کنیم. بدین منظور ما در حزب کارگزاران، برنامه‌های جامعی را آماده کرده‌ایم که فکر می‌کنم تا چهار هفته آینده، آن را اعلام می‌کنیم. یکی از اجزای این برنامه این است که ما باید پست‌های سیاسی را معین و محدود کنیم و پست‌های فنی، کارشناسی و مدیریتی را باید سیاست‌زدایی، کنیم و آنها نباید عرصه سیاست‌گذاری سیاستمداران باشند، آنها باید تابع نظامات فنی خودشان باشند.

    به عنوان مثال معاون بهداشت وزیر بهداشت و درمان یک پست تخصصی است، معاون زراعت وزارت جهاد کشاورزی، معاون شهرسازی وزارت راه و شهرسازی، معاون فنی استانداری‌ها، پست‌های سیاسی نیستند که اگر یک دولتی تغییر کرد، اینها را تغییر دهد اینها باید تابع نظامات فنی باشند.

    *اخیرا درباره حذف نخبگانی چون صفایی فراهانی، خاتمی و بادامچیان و برخی دیگر از صحنه مدیریت کشور سخن گفتید، دلایل به حاشیه رفتن چنین اشخاصی چه در جریان اصولگرا و چه اصلاح‌طلب چیست؟

     به طور کلی وقتی که در نبود احزاب و جبهه‌های رسمی، باندها جایگزین جبهه‌ها و احزاب سیاسی شوند این باندها برای در اختیار گرفتن موقعیت‌ها، راهی ندارند جز اینکه افراد با تجربه را حذف کنند. بنده نمی‌خواهم بگویم که عرصه مدیریت کشور باید در اختیار یک عده معدودی باشد چراکه یقینا به گردش نخبگان احتیاج داریم اما هیچ گاه یک کشور یا یک نظام موفق، هیچ تجربه‌ای را حذف نمی‌کند. بسیاری از این شخصیت‌هایی که اشاره کردم، ممکن است بتوانند در سطح مشاوره، اتاق‌های فکر و در سطح اید‌ه‎پردازها و پشت صحنه اداره کننده بوده و نیروهای جوان را تربیت کرده و به میدان بفرستند.

    روال حذف نخبگان از دولت احمدی‌نژاد آغاز شد

    حال اینکه کشور فکر می‌کند به این نیروها نیازی ندارد و احساس بی نیازی کند، ممکن است امور به دست کسانی که ممکن است بخواهند دوباره از نو تجربه بیاموزند، بیفتد که این کار خطرناک است. به عنوان مثال وقتی انقلاب اسلامی سال ۵۷ پیروز شد ما با نیروهای تربیت شده زمان شاه هم این‌گونه برخوردهایی که اکنون با نیروهای انقلابی می‌‌شود را نداشتیم؛ بنده در سن کم استاندار کرمان شدم اما از همه بدنه کارشناسی استانداری، حتی آنهایی را که در زمان شاه فعالیت می‌کردند و پست‌هایی را نیز در استانداری برعهده داشتند استفاده کردم. در عین حال نیروهای انقلابی را هم آوردیم که با آنها در کنار هم کار کنند تا تجربه منتقل شد اما از زمانی که دولت احمدی نژاد آمد، دولت احمدی نژاد سرمایه و همه تجربه جمع شده از زمان پس از انقلاب را پراکنده کرد در حالی که می‌توانست، همه اینها را نگه دارد، کنار دست اینها مشاوران و دستیاران جوان را قرار دهد و فرصت بدهد که تجربیات به افراد جوان‌تر منتقل شود تا در این بستر زمانی، به تدریج مسئولیت‌های اجرایی به جوانان اختصاص پیدا کند و آنهایی که تجربه دارند بروند در اتاق فکرها و مشاوره بدهند، به نوعی اداره کشور را مانیتور کنند.

    * یعنی روال حذف نخبگان از قبل نبوده و از دوره دولت احمدی‌نژاد آغاز شده؟

    بله، شدید هم شروع شد و از قبل از آن دوره این گونه نبود؛ عاقلانه‌ترین برخورد  با منابع انسانی در دولت آقای هاشمی صورت گرفت. به عنوان مثال بنده از دوره دوم ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رئیس دفتر شدم، وقتی به دفتر رئیس جمهور رفتم دیدم همه پرسنل دفتر رئیس جمهور همان پرسنل دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری هستند. بعد رفتم به دفتر حبیبی که به عنوان معاون اول، جانشین مهندس موسوی شده بود، دیدم همه کارکنان دفتر حبیبی و کارکنان دولت همان کارکنان دوران نخست وزیری مهندس موسوی هستند حتی حبیبی، رئیس دفتر و منشی‌اش را هم تغییر نداده بود یعنی از منشی، رئیس دفتر، کارکنان دفتر و دبیران دولت همه افرادی بودند که از زمان مهندس موسوی حضور داشتند.

    در دولت خاتمی نیز بیش از ۸۰ درصد کارکنان با همین روال بودند؛ یک ۲۰ درصد را هم، افراد سیاسی اصرار داشتند که سیاسیون با سابقه راست کنار بروند تا آنها بیایند. از این رو ۲۰ درصد در واقع تغییر کرد. در دولت احمدی نژاد همه تجربه کشور بیرون ریخته شد؛ خصوصا در دولت دوم احمدی نژاد. در دولت اول او، نیروهای باتجربه جناح اصلاح طلب کنار گذاشته شدند و در دولت دوم نیروهای باتجربه اصول گرایی هم، کنار گذاشته شدند.

    * چرا این روال همچنان ادامه دارد؟

    تحلیلی که در این باره وجود دارد این است که وقتی، هیچ کاری نمی‌توان انجام داد برخی این گونه فکر می‌کنند که باید انقلابی عمل کنیم، از نظر این افراد، «انقلاب» به معنایی جابه جایی است؛ بنابراین برخی نه ایده داشتند و نه برنامه و کشور را هم نمی‌شناختند. در واقع هر فردی که می‌آید تصور می‌کند باید افراد و نزدیکان خودش را برای همیشه در تاریخ بچیند.

    *نمایندگان مجلس که با شعار انقلابی آمده‌اند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    در باره این جمع، هنوز تجربه‌‌ای کسب نکرده‌ایم که ببینیم که آیا در این حوزه قرار می‌گیرند یا خیر.

    *آیا اصولگرایان توانستند در انتخابات مجلس آراء خاکستری را جذب کنند؟

    اصولگرایان هیچ جذب جدیدی نداشته‌اند. در واقع در نبود اکثریت، همیشه اصولگرایان شانس پیروزی دارند؛ بالاخره اگر اکثریت مردم نیایند شانس‌شان بالا می‌رود. قالیباف همان رأی قبلی‌اش در تهران کسب کرده را مجددا به دست آورده است. سیاست جبهه اصولگرایی این است که همان نیروهای خودش را نگه دارد. سال ها است که سیاستشان این نیست که جذب جدید داشته باشد.

    *برخی اصلاح‌طلبان از جمله میرلوحی گفته‌اند که اصلاح‌طلبان نماینده بخش خاکستری هستند، موافقید؟

    به هر حال همیشه این‌‎گونه بوده بخشی که کمتر به سیاست علاقه نشان می‌دهند تاکنون به اصلاح‌طلبان بیشتر اعتماد داشتند تا اصولگرایان. حال ممکن است در آینده تغییر کند.

    * کارگزاران با طرح دولت ائتلافی به دنبال چه هدفی است؟

    منظور بنده الزاما در سیاست دولت ائتلافی نبود ما ترجیح مان این بود که رئیس جمهور با ظرفیت بالایی داشته باشیم که آن رئیس جمهور با ظرفیت بتواند، همه تخصص‌های افراد متخصص عرصه کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا را وارد عرصه سیاسی کشور کند.

    به بیانی دیگر ما انعطاف داریم علاوه بر انعطاف، باید توجه داشت که کشور متعلق به جناح پیروز نیست، در دموکراسی‌های پیشرفته اکثریت پیروز، دولت تشکیل می‎دهند اما اقلیت حذف نمی‌شود این نکته‌ای است که در قوانین انتخاباتی کنونی ما مغفول مانده یعنی در قوانین انتخاباتی ایران، اینگونه است که اگر شورای شهر اکثریت را در اختیار گرفت هر ۲۱ کرسی را در اختیار می‌گیرد اگر رقیب‌تان هم گرفت، همین ۲۱ کرسی را می‌گیرد. در دموکراسی‌های پیشرفته می‌گویند شما ۶۵ درصد آرا را داری و رقیب شما ۳۵ درصد ارا را دارد.

    حذف اقلیت به نفع کشور نیست

    تجربه نشده، رئیس‌جمهوری که ۷۰ درصد آراء را به دست آورده، ۷۰ درصد وزرایش را از جناح پیروز انتخاب کند و در عین حال بهتر این است که ۳۰ درصد از وزرایش را از جناح شکست خورده انتخاب کند چراکه دولت، متعلق به همه مردم کشور و متعلق به همه سیاسیون است. مجلس نیز متعلق به همه است. مگر می‌شود ۹۰ درصد کرسی‌های مجلس در اختیار یک جناح باشد؟ این اصلا مجلسی نیست که کل ملت را نمایندگی کند یا شورای شهری که ۱۰۰ درصد آن را اصلاح‌طلبان در اختیار گرفتند. در  واقع این نماینده کل مردم تهران نیست. چمران و اصولگرایان ۳۰ درصد آراء کل انتخاباتی را به دست آوردند که ۳۰ درصد کرسی‌ها در اختیار اقلیت می‌توانست قرار بگیرد. در واقع در ایران این گونه است که اکثریت دولت تشکیل می دهد، اکثریت مجلس را در اختیار دارد اکثریت شوراها را در اختیار می گیرد، بنابراین اقلیت نباید حذف شود، حذف اقلیت به نفع کشور نیست. حزب کارگزاران این ظرفیت را دارد که بتواند یک دولت در واقع فراگیر تشکیل دهد یعنی اکثریتش مربوط به جناح پیروز باشد و اقلیتش متعلق به جناح شکست خورده باشد.

    *اینکه رئیس جمهور با برند اصلاح‌طلبی باشد هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند؟

    حتما رئیس‌جمهور باید اصلاح‌طلب باشد که اکثریت قاطع هم، اصلاح‌طلب باشد اما رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب دولتش باید دولت ملی باشد.

    در کارگزاران به دنبال یارگیری هستیم نه از دست دادن یار!

    *در حزب کارگزاران  در این باره اتفاق نظر وجود دارد؟ اختلاف‌نظر چطور؟

     به هر حال ما بحث‌های خود را درون حزب به اشتراک می‌گذاریم اما در نهایت مواضع مان، مشترک است. گاهی اوقات کرباسچی ممکن است که لحن انتقادی‌شان کمی تند و تیزتر از بنده، باشد.

    *خبری از کناره‌گیری به واسطه اختلاف‌نظرها نیست؟

    مادامی که نیروهای سیاسی از هم فاصله می‌گیرند و به دو بخش تقسیم می‌شوند، کشور به سمت ضعیف شدن می‌رود. در واقع ما دنبال یارگیری جدید هستیم نه دنبال از دست دادن یار.

    * درباره شورای عالی سیاستگذاری  یا هر نهاد هماهنگ کننده در بین اصلاح طلبان که مطرح کردید، تمایلی به ریاست دارید؟

    چنین بحثی مطرح نیست و من هم چنین آمادگی ندارم.

    *اصلاح‌طلبان چه سازوکار جدیدی را ایجاد خواهند کرد و ایرادات اصلی شورای عالی سیاستگذاری چه بوده‌ است؟

    در ترکیبات قبلی شورای عالی، یکی از مشکلات، کثرت جمعیت بود. به عنوان مثال یک شورای ۵۰ نفره، نمی‌تواند شورایی باشد که در آن بحث‌های جدی همراه با اقناع صورت گیرد آنقدر بحث ها طول می‌کشید که مجبور بودیم، همیشه بحث‌ها اقلیت و اکثریت شود. در جبهه اصلاح‌طلبی این نهاد هماهنگ کننده نباید از نظر ما بیشتر از ۱۵ نفر باشد که امکان بحث و اقناع فراهم شود تا اجماع، شکل بگیرد.

    البته پایه کار ، شورای هماهنگی بوده که شورای هماهنگی حدود ۳۰ گروه هستند، ۳۰ گروهی که ممکن است گروه های هم وزن نباشند؛ به هر حال دنبال راه حل و بحث و مشورت هستیم تا گروه هایی که عِده و عُده واقعی دارند و اثرگذاری سیاسی دارند، نقش محوری بیشتری داشته باشند و مجموع گروه‌هایی با جمعیت کمتر یا نفوذ کمتر هم حضور داشته باشند اما در قالب یک جمعی شوند که در این شورا شرکت کنند. شخصیت‌های حقیقی هم باید کسانی باشند که جامعیت داشته باشند و نماد اصلاح‌طلبی در ایران باشند. پیشنهاد ما این است که این نهاد هماهنگ کننده، بیشتر از ۱۵ نفر نباشد تا بحث‌های جدی به صورت اقناعی صورت گیرد. اینکه دوقطبی شکل گیرد و اقلیت و اکثریت با دو رای بالاتر و پایین تر، نظر خودشان را اعمال کنند این کافی نیست.

    *ارزیابی شما از احزاب اقماری چیست؟ آیا نظر این ۱۵ نفر در نهاد هماهنگ‌کننده می‌تواند جامعیت داشته باشد؟

    به هر حال باید به یک راه حلی برسیم که همه قبول داشته باشند. یعنی کسی نباید حذف شود و هر اصلاح طلبی باید متناسب با وزن و سهم خودش در جبهه اصلاحات به او نقش بدهیم نه اینکه حذف شود. با حفظ اینکه همه باید باشند باید شورای ترکیبی وجود داشته باشد که همه را نمایندگی کند.

    نهاد هماهنگ‌کننده اصلاح طلبان در آبان مستقر می‌شود

    *زمان تقریبی ایجاد سازوکار جدید اصلاح‌طلبان چه زمانی است؟

    در حال حاضر در حال بحث هستیم. این بحث و رایزنی در سطح احزاب است و به زودی در سطح، جبهه می‌آید و فکر می‌کنم تا دو ماه آینده در آبان بتوانیم، نهاد را مستقر کنیم؛ هنوز تصمیمی نداریم و زمان داریم.

     *چه موانعی برای ورود نخبگان به عرصه حزبی در کشور وجود دارد؟ 

    این هم از پیچیدگی‌های سیاست در ایران است که، عده‌ای ممکن است تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند و خودشان نمی‌خواهند وارد هیچ حزبی بشوند مثل خاتمی. خاتمی چه ممنوعیتی دارد که به حزب وارد نمی‌شود؟ مرحوم آقای هاشمی چه ممنوعیتی داشت که به حزب وارد نشد؟

    * چرا وارد نمی شوند؟

    آقایان نوری یا معین چرا نمی‌خواهند وارد شوند؟ به نظر بنده اشتباه است. چند مشکل وجود دارد این سیاست هم در اصلاح طلبان و هم در اصول گرایان وجود دارد. یکی اینکه شخصیت‌های موثری داریم که در هیچ حزبی نیستند یکی هم از تعداد زیاد حزب، فضای سیاسی ایران رنج می‌برد. مبنای تحزب، منطقش این است که مبنای اندیشه و فکر داشته باشد. یعنی شما چند راهکار برای ایران دارید که قرار است، ۴۰ حزب داشته باشید. مگر ۴۰ تا راه حل وجود دارد؟ بالاخره یک حزبی گرایش‌های سوسیالیستی دارد یا یک حزبی گرایشات لیبرالیستی دارد. دو دسته بندی بیشتر نیست. حال اینکه لیبرالی است که در مسائل مذهبی هم عنایت دارد یکی کمتر دارد یا لیبرالی که دموکرات هم هست و یکی که خیلی دمکرات نیست معتقد به مدیریت کردن  فضای سیاسی است. اینها را اگر بتوانیم جمع بندی کنیم، چهار پنج تا نحله فکری که بیشتر وجود ندارد. یعنی نمی‌توان با چهار پنج تا نحله فکری، ۱۵۰ تا حزب داشت.

    عمق سیاست در ایران یک میلیمتری است

    *آیا این احزاب اقماری و وابسته هستند؟

    اقماری نیستند در واقع عمق سیاست کم است. سیاست به وسعت ایرانِ یک میلیون و ششصد و ۴۸ هزار کیلومتر مربع، به عمق یک میلیمتر است که خوب نیست که متوسط عمق تشکیلات سیاسی، یک میلیمتری باشد که به درد نمی خورد. باید سه تا چهار حزب نیرومند به وجود آید و این گروه هایی که در حال حاضر هستند، به فراکسیون تبدیل شوند. روزنامه‌نگاران زن مسلمان می توانند در هر یک از احزاب یک فراکسیون شوند. انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه ها می‌توانند شاخه‌های فارغ التحصیلان احزاب باشند. اینکه هر کسی که از حزبش قهر می‌کند فوری می‌رود یک حزب جدید درست می‌کند این اشتباه است این مسخره کردن، تحزب است. حزب بر مبنای فکر، اندیشه و راهکار برای ایران شکل می‌گیرد صاحبان اندیشه جمع می شوند آن را بررسی می‌کنند. در ایران سیاست عمیق نیست سیاست در ایران، عمقش یک میلیمتر است.

    *با عمق کم سیاست در ایران چه باید کرد؟

    اگر زنده ماندیم و تجربه کردیم به تدریج کنار هم بودن و ادغام شدن را یاد می‌گیریم و یکی یکی احزاب شروع می‌کنند در هم ادغام شدن و کار را جلو می‌بریم. اینکه برخی می‌گویند حزب، محفلی دوستانه است باید گفت که در واقع همه تمایل دارند دبیرکل باشند در حالی که قرار نیست، همه دبیر کل احزاب باشند.

    *کاندیداهای کارگزارن و اصلاح طلبان  چه کسانی هستند؟

    ما اصلا هنوز وارد هیچ موردی از مصادیق نشدیم وقتی وارد شدیم مطرح خواهیم کرد. هنوز در سطح کارگزاران و شورای اصلاحات راجع به هیچ فردی بحث نشده است.

    * ائتلاف چطور؟

    وقتی که اصلا وارد اشخاص نشدیم راجع به ائتلاف هم بحث نمی‌کنیم.

    قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند

    *اصولگرایان می‌گویند کاندیداها را مطرح کنیم تخریب می‌شوند؟ آیا شما هم با این نظر موافقید؟

    در جبهه اصولگرایی قالیباف، رئیسی و جلیلی ستادشان را تشکیل داده‌اند و موضوع پنهانی ندارند و در اصلاح طلبان هم عارف و جهانگیری فعالیتشان را شروع کردند. کسی کاندیدای پوششی نیست اینها کاندیداهایی بودند که از قبل هم، مطرح بودند اکنون هم مطرح هستند تا ببینیم جبهه اصلاحات به چه جمع بندی می‌رسد.

    در مورد کاندیدا به جمع بندی نرسیده‌ایم

    *آیا اصلاح طلبان در مورد چهره‌های مانند سید حسن خمینی یا سردار دهقان یا هر چهره دیگری به جمع بندی رسیده‌اند؟

    هنوز خیر.

    *الله کرم ادعا کرد، اصلاح‌طلبان از حضور در انتخابات سلب شوند، نظر شما چیست؟

    الله کرم که رهبر ایران نیست. این نظر شخصی او است و از طرف نظام، نمی‌تواند حرف بزند. این اظهارات و پیش‌بینی‌های زودهنگام در شأن آنها نیست. جمهوری اسلامی به جایی نرسیده که الله کرم بخواهد، سخنگوی نظام باشد. سخنی بی‌اساس مطرح کرده است.

    *ارزیابی شما از رهبری جریان اصلاحات چیست؟

    خاتمی اهل اینکه چیزی را تحمیل کند، نیست. نظام اصلاحات، نظام جمع است خاتمی هم شخصیتی است که مورد احترام همه بخش های اصلاح طلب است. یک فرصت خوبی است، تا کسی که همه قبولش دارند، هماهنگ کننده باشد.

    *یعنی می‌تواند همه احزاب اصلاح طلب را مجددا دور هم جمع کند؟

    بله.

    *تا چه حد کاندیداهای نظامی می‌توانند شانس رأی‌آوری در انتخابات سال آینده را داشته باشند؟

    مردم در این باره تصمیم می‌گیرند. در واقع کاندیدا مهم نیست بلکه مردم تصمیم می‌گیرند.

    *نظرتان در مورد تبدیل نظام نیمه ریاستی کنونی به نظام پارلمانی چیست؟

    اصلا در شان مجلس نیست که وارد این بحث شود. این موضوعات در این سطح اگر بخواهد مطرح شود در شان مجمع تشخیص و مقام معظم رهبری است و چنین بحثی هم، الان مطرح نیست. بحث اصول گرایان و اصلاح طلبان نیست اساسا در شان آنها نیست. قانون اساسی تکلیف بازنگری را روشن کرده. در قانون اساسی هر کسی نمی تواند وارد اصلاح قانون اساسی شود. آقایان هم اگر نظری دارند باید بروند به خدمت مقام معظم رهبری، نظرات شان را بگویند.

    *وضعیت اقتصادی ایران را تا پایان سال چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    برداشتم این است که در امریکا، اگر بایدن برنده شود به برجام برمی گردد. اگر بایدن برنده شود ما باید در بهمن ماه در دولت جدیدی که مستقر می‌شود، منتظر بازگشت آمریکایی‌ها به برجام باشیم. اگر هم ترامپ برنده شود برداشت من این است که او متوجه اشتباهش در مورد ایران شده یعنی کسانی که به او مشورت داده بودند، مشورت هایشان این بود که ایران با اعمال تحریم ها نظام دچار فروپاشی می شود. ترامپ اکنون متوجه شده که نمی‌توان در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن ایران به عنوان یک کشور قدرتمند حاضر در صحنه، زندگی و حرکت کرد. به نظر من در هر شرایطی امسال جمهوری اسلامی و ایران عزیز و مردم، ثمره مقاومت ملی شان را خواهند چشید.

    نتیجه انتخابات آمریکا تاثیری بر انتخابات ۱۴۰۰ ندارد

    اینکه روسای جمهور آمریکا در بحث‌های انتخاباتی‌شان، ایران را لحاظ می‌کنند این نشان از جایگاه ایران دارد؛ ولی اینکه نتیجه انتخابات آمریکا اثر مستقیمی بر انتخابات ایران داشته باشد، تحلیل درستی نیست.

    منبع: برنا

  • حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

    حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

     

    حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

     

    اعتمادآنلاین| روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: درباره طرح «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری» که این روزها در کمیسیون شوراهای مجلس شورای اسلامی درحال بررسی است، مطالب زیادی در رسانه‌ها منتشر شده که محور آنها نگرانی‌های اصولی در زمینه تضییع حق انتخاب مردم است.

    طرح پیشنهادی موردنظر، سه محور مهم دارد که عبارتند از
    – تعیین معیارهائی برای تشخیص مصادیق «رجال مذهبی» و «رجال سیاسی»
    – لزوم ارائه برنامه مدیریت اجرائی کشور توسط داوطلبان ریاست جمهوری به شورای نگهبان جهت بررسی و دخیل دانستن آن در تشخیص صلاحیت داوطلبان

    – الزام داوطلبان به معرفی مشاوران خود در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی، امنیتی و دفاعی داوطلبان ریاست جمهوری به شورای نگهبان جهت بررسی صلاحیت این افراد و دخیل دانستن این صلاحیت‌ها در احراز صلاحیت خود داوطلبان ریاست جمهوری.

    مواردی از قبیل حداقل و حداکثر سن و مدرک تحصیلی داوطلبان و اموری از این دست نیز در این طرح وجود دارند که شاید چندان مهم نباشند. مطالب غیرضروری دیگری نیز گویا در طرح پیشنهادی وجود دارند که پرداختن به آنها نیز لزومی ندارد. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد سنجش محورهای اصلی این طرح با حق انتخاب مردم است که از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و بود و نبود آن می‌تواند در برخورداری نظام جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی یا عدم برخورداری از آن مؤثر باشد.

    آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده، لزوم برخورداری رئیس‌جمهور از ویژگی‌هائی همچون «رجل مذهبی» و «رجل سیاسی»، ایرانی‌الاصل و دارای تدبیر، مدیریت، حسن سابقه، امانت و تقوا، ایمان و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور بودن است (اصل ۱۱۵). این ویژگی‌ها اگر در کسی وجود داشته باشند، او در میان مردم و در سطح جامعه از برجستگی خاصی برخوردار خواهد شد که زبانزد عام و خاص می‌شود و طبعاً در هر زمانی چنین افرادی فقط به تعداد انگشتان دست در جامعه وجود خواهند داشت. تشخیص واجد ویژگی‌های برشمرده شده در قانون اساسی بودن برای اشخاصی که واجد صلاحیت داوطلب شدن برای ریاست جمهوری هستند، کار پیچیده‌ای نیست. تا اینجا طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، وظیفه شورای نگهبان است. از اینجا به بعد، یعنی اینکه برنامه مدیریتی داوطلبان چیست و آنها چه کسانی را برای مشورت یا همکاری برخواهند گزید، از حقوق مردم است. بعد از آنکه برخورداری افرادی از ویژگی‌های برشمرده شده در قانون اساسی مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت، این مردم هستند که باید با استفاده از حق انتخاب خود، که آن را هم قانون اساسی برایشان در نظر گرفته، یکی از آن افراد را با اکثریت آراء انتخاب کنند تا مسئولیت ریاست جمهوری را برعهده بگیرد.

    متأسفانه در طرح پیشنهادی اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری حق انتخاب مردم نیز به شورای نگهبان داده شده و با تصویب آن، مردم بطور کلی مسلوب‌الاختیار می‌شوند. اگر این طرح با همین محتوا تصویب شود، بخش جمهوریت نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده و انتخاب رئیس‌جمهور توسط شورای نگهبان انجام خواهد شد. در چنان وضعیتی نقش مردم فقط تشریفاتی و نمایشی خواهد بود و همین قبیل اقدامات هستند که نظام را از پشتوانه مردمی محروم می‌کنند. محروم ساختن مردم از حق انتخاب واقعی توسط کسانی که خود را نمایندگان مردم می‌دانند، از عجیب‌ترین امور است. آنها باید پاسدار حقوق مردم باشند و کاری نکنند که حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری از انتخابات مجلس یازدهم کم‌رنگ‌تر شود.

  • حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

    حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

    حق مردم در طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری سلب و به شورای نگهبان داده شد

     

     

    اعتمادآنلاین| روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: درباره طرح «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری» که این روزها در کمیسیون شوراهای مجلس شورای اسلامی درحال بررسی است، مطالب زیادی در رسانه‌ها منتشر شده که محور آنها نگرانی‌های اصولی در زمینه تضییع حق انتخاب مردم است.

    طرح پیشنهادی موردنظر، سه محور مهم دارد که عبارتند از
    – تعیین معیارهائی برای تشخیص مصادیق «رجال مذهبی» و «رجال سیاسی»
    – لزوم ارائه برنامه مدیریت اجرائی کشور توسط داوطلبان ریاست جمهوری به شورای نگهبان جهت بررسی و دخیل دانستن آن در تشخیص صلاحیت داوطلبان

    – الزام داوطلبان به معرفی مشاوران خود در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی، امنیتی و دفاعی داوطلبان ریاست جمهوری به شورای نگهبان جهت بررسی صلاحیت این افراد و دخیل دانستن این صلاحیت‌ها در احراز صلاحیت خود داوطلبان ریاست جمهوری.

    مواردی از قبیل حداقل و حداکثر سن و مدرک تحصیلی داوطلبان و اموری از این دست نیز در این طرح وجود دارند که شاید چندان مهم نباشند. مطالب غیرضروری دیگری نیز گویا در طرح پیشنهادی وجود دارند که پرداختن به آنها نیز لزومی ندارد. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد سنجش محورهای اصلی این طرح با حق انتخاب مردم است که از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و بود و نبود آن می‌تواند در برخورداری نظام جمهوری اسلامی از پشتوانه مردمی یا عدم برخورداری از آن مؤثر باشد.

    آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده، لزوم برخورداری رئیس‌جمهور از ویژگی‌هائی همچون «رجل مذهبی» و «رجل سیاسی»، ایرانی‌الاصل و دارای تدبیر، مدیریت، حسن سابقه، امانت و تقوا، ایمان و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور بودن است (اصل ۱۱۵). این ویژگی‌ها اگر در کسی وجود داشته باشند، او در میان مردم و در سطح جامعه از برجستگی خاصی برخوردار خواهد شد که زبانزد عام و خاص می‌شود و طبعاً در هر زمانی چنین افرادی فقط به تعداد انگشتان دست در جامعه وجود خواهند داشت. تشخیص واجد ویژگی‌های برشمرده شده در قانون اساسی بودن برای اشخاصی که واجد صلاحیت داوطلب شدن برای ریاست جمهوری هستند، کار پیچیده‌ای نیست. تا اینجا طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، وظیفه شورای نگهبان است. از اینجا به بعد، یعنی اینکه برنامه مدیریتی داوطلبان چیست و آنها چه کسانی را برای مشورت یا همکاری برخواهند گزید، از حقوق مردم است. بعد از آنکه برخورداری افرادی از ویژگی‌های برشمرده شده در قانون اساسی مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت، این مردم هستند که باید با استفاده از حق انتخاب خود، که آن را هم قانون اساسی برایشان در نظر گرفته، یکی از آن افراد را با اکثریت آراء انتخاب کنند تا مسئولیت ریاست جمهوری را برعهده بگیرد.

    متأسفانه در طرح پیشنهادی اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری حق انتخاب مردم نیز به شورای نگهبان داده شده و با تصویب آن، مردم بطور کلی مسلوب‌الاختیار می‌شوند. اگر این طرح با همین محتوا تصویب شود، بخش جمهوریت نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفته شده و انتخاب رئیس‌جمهور توسط شورای نگهبان انجام خواهد شد. در چنان وضعیتی نقش مردم فقط تشریفاتی و نمایشی خواهد بود و همین قبیل اقدامات هستند که نظام را از پشتوانه مردمی محروم می‌کنند. محروم ساختن مردم از حق انتخاب واقعی توسط کسانی که خود را نمایندگان مردم می‌دانند، از عجیب‌ترین امور است. آنها باید پاسدار حقوق مردم باشند و کاری نکنند که حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری از انتخابات مجلس یازدهم کم‌رنگ‌تر شود.

  • عطریانفر: رفتار اصلاح طلبان با عارف شبیه قوم بنی اسرائیل بود

    عطریانفر: رفتار اصلاح طلبان با عارف شبیه قوم بنی اسرائیل بود

    عطریانفر: رفتار اصلاح طلبان با عارف شبیه قوم بنی اسرائیل بود

     

    سیدسجاد موسوی: «وقتی هنوز از ظرفیت مؤثر آقای خاتمی در جریان اصلاحات به قدر کفایت و توان بهره نگرفته ایم، چگونه انتظار داریم سایر افراد در مقام ریش سفیدی قرار بگیرند.»؛ این پاسخی است که محمدعطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران به پیشنهاد منتجب نیا برای تشکیل شورا و مجمع ریش سفیدان اصلاح طلب می دهد. او معتقد است امروز دیگر نمی توان به مدل لویی جرگه و میانجی گری ریش سفیدان کارها را پیش برد.

    >>>>> در همین رابطه بخوانید؛

    پیش بینی عطریانفر: شورای نگهبان کاندیدای کارگزاران برای انتخابات ۱۴۰۰ را نمی پذیرد

    پاسخ معصومه ابتکار به احتمال حمایت اصلاح طلبان از لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰

    او که چندی پیش میزبان خبرگزاری خبرآنلاین بود در بخش دیگری از این مصاحبه که بخش اول آن پیشتر منتشر شده است، گریزی نیز به سرلیستی عارف در انتخابات مجلس دهم زد و گفت«عارف برای هدایت اصلاح طلبان در مجلس، انتخاب دقیقی نبود و متاسفانه عدم توفیق عارف در مجلس شورای اسلامی قابل پیش‌بینی بود.» او رفتار اصلاح طلبان با عارف را به رفتار قوم بنی اسرائیل تشبیه می کند.

    عطریانفر گلایه هایی نیز از نامه سرگشاده آیت الله موسوی خوئینی ها به رهبر انقلاب دارد و می گوید«بهتر بود این شخصیت برجسته مجمع روحانیون مبارز مدل انتقال پیام به رهبر انقلاب را تغییر می‌داد و در یک دیدار خصوصی مسائل مدنظر خود را با معظم له در میان می‌گذاشت.»

    آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح قسمت دوم گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی است؛

    *******

    * آقای عطریانفر! فکر می‌کنید اصلاح طلبان حامی آقای عارف ایشان را به انفعال و سکوت کشاندند یا خود ایشان در وضعیتی که امروز دارند، نقش داشتند؟

    بنده تمایل و بنا ندارم در خصوص افراد صحبت کنم. اما در پاسخ به این پرسش شما باید بگویم هر دو طرف در وضعیت پیش آمده مقصر هستند. به این معنا که جناب آقای عارف باید به تکالیف معناداری که برعهده داشتند پایبندی بیشتری نشان می‌دادند و هم اینکه تیم حامی آقای عارف باید نقش منطقی‌تری در قبال ایشان اتخاذ می‌کردند.

    آیا عارف گزینه مناسبی برای سرلیستی مجلس بود؟

    متاسفانه یک بیماری در عالم سیاست ورزی ایران وجود دارد و آن اینکه افراد را در یک جایگاه مدیریتی نصب و رها می‌کنند و انتظار دارند همه نواقص موجود از سوی فرد منصوب، رفع شود. آقای عارف در حوزه فردی انسان فوق العاده شاخصی است، اما سوال اینجاست که آیا ایشان به عنوان یک سرلیست در انتخابات مجلس گزینه مناسبی بود؟

    رفتار اصلاح طلبان با عارف شبیه قوم بنی اسرائیل بود

    رفتاری که اصلاح طلبان با آقای عارف، شبیه رفتاری است که قوم بنی اسرائیل با حضرت موسی (ع) کردند. به این معنا که ایشان را به تنهایی به عرصه منازعه فرستادند و همکاری لازم را با ایشان نکردند.

    بنده معتقدم انتخاب آقای عارف برای هدایت اصلاح طلبان در مجلس، انتخاب دقیقی نبود و این امکان وجود داشت که از ایشان در کابینه بعدی به عنوان عضو شاخص و یا حتی رئیس جمهور استفاده شود. متاسفانه عدم توفیق آقای عارف در مجلس شورای اسلامی قابل پیش‌بینی بود.

    قالیباف قدرت لاریجانی در اداره مجلس را ندارد

    فردی که در مقام هماهنگی کارهای پارلمانی قرار می‌گیرد باید شاخصه‌هایی داشته باشد که آن ویژگی‌ها در آقای عارف به طور اقناع کننده وجود نداشت. کمااینکه این وضعیت در خصوص آقای قالیباف نیزجاری است و ایشان نیز نمی‌تواند همانند شخصی مانند علی لاریجانی مجلس را اداره کند.

    * فکر می‌کنید چه کسی باید به جای آقای عارف به عنوان سرلیست اصلاح طلبان قرار می‌گرفت؟

    به نظر بنده آقای سیدحسین مرعشی دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که در نهاد قانونگذاری می‌توانست بسیار موفق باشد. در مجلس پنجم شاهد بودیم که ایشان در طرح‌ها و لوایح حتی ‌می‌توانست با نمایندگان جناح اصولگرا ارتباط گیری کرده و موضوعات مدنظر خود و جناح اصلاحات را با حسن وجه پیش ببرد. اما چنین ویژگی در آقای عارف دیده نشد. حتی شاهد بودیم  برخی اصلاح طلبان ایشان را آزار می‌دادند.

    *برخی اصلاح طلبان معتقد هستند که می‌توان با بهره‌گیری از ظرفیت برخی ریش سفیدان درون جریان اصلاحات، دوباره فعالان این جریان را حول یک محور گرد هم آورد، نظر شما در خصوص این پیشنهاد مطرح شده چیست؟

    شاید پیشنهاد آقای منتجب نیا در گذشته کارکرد می‌داشت، اما امروز دیگر این روشها مورد توجه قرار نمی‌گیرد. در روزگاری که به صورت رسمی وشفاف توصیه می‌ شود که رقابت‌ها باید در خانواده احزاب شکل بگیرد و کرسی‌های مسئولیت بدون هیاهو و جنجال و تنها با منطق جا بجا شود، به نظرمی‌رسد طرح جایگزینی ظرفیت ریش سفیدان نوعی بازگشت به عقب است و نمی‌توان آن را در مقام اجرا به کار بست. زیرا این مدل از دعوت‌ها بیشتر به اختلافات دامن می‌زند و ایجاد نزدیکی نیز نمی‌کند.

    نمی توان به مدل لویی جرگه و میانجی گری ریش سفیدان کارها را پیش برد

    هنری کیسینجر که دشمن جمهوری اسلامی است، جمله‌ معروفی دارد با این مضمون که؛ عصر کنونی رقابتهای سیاسی همانند بازی شطرنج است و بازی «پوکر» نیست، در روزگار کنونی حل مسائل درمنازعات همچون بازی شطرنج پیش می‌رود. مفهوم جمله بیان شده این است که در عالم سیاست باید هنر بازی را خوب بلد بود وکار با فریب وشبیخون پیش نمی رود. براساس داشته‌ها و کارآمدی خود و حریف، باید قدرت پیش‌بینی داشت واهداف را پی گرفت.

    مشکلاتی که امروز نسل جوان در دو جریان سیاسی با پدران خود دارند، ناشی از این مسأله است که مشکلات موجود در گذشته حل نشده و دیگر نمی‌توان با مدل «لویی جرگه»ای و بهره‌گیری از میانجیگری ریش سفیدان کارها را پیش برد.

    امروز در جریان اصلاحات فردی در تراز محبوبیت، معنویت و نفوذ کلام و همچنین اخلاق مدارتر از آقای سید محمد خاتمی نداریم، اما در همین جریان اصلاحات برخی افراد به همین شخصیت برجسته و کم نظیر نقدهای جدی و حتی اعتراض آمیز وارد می‌کنند و انتظار دارند ایشان مشکلات را حل کند، سوال این است وقتی هنوز از ظرفیت مؤثر آقای خاتمی به قدر کفایت و توان بهره نگرفته ایم، چگونه انتظار داریم سایر افراد در مقام ریش سفیدی قرار بگیرند.

    آقای موسوی خوئینی‌ها؛ چرا نامه سرگشاده به جای دیدار مستقیم؟

    * مدتی پیش نامه‌ای از سوی آقای موسوی خوئینی‎‌ها خطاب به رهبر انقلاب نگارش شد. شما تا چه میزان موافق محتوای مطرح شده و همچنین نوع انتشار نامه هستید؟ 

     نسبت به نامه آقای موسوی خوئینی‌ها دو رویکرد افراط و تفریطی شکل گرفت. برخی از نیروهای آرمان خواه اصلاح طلب نامه مذکور را اقدامی تاریخی، شکوهمند و در قد و قامت اشغال سفارت آمریکا دانستند که این بیان، نگرش کاملا افراطی وناموجه بود. نقطه مقابل برخی اشخاص رادیکال اصولگرا از این نامه به عنوان دروازه ورود به رویکرد براندازی و حتی خروج ایشان از قطار انقلاب نام بردند که این نگرش نیز صحیح نبود.

    کسانی که از روابط درون گفتمانی اصلاحات، مجمع روحانیون مبارز و همچنین روابط فی مابین جبهه روحانی اصولگرا و اصلاح طلب با رهبری و حاکمیت خبر داشتند، هر دو نظریه بالا را رد می‌کنند.

    بنده در جایگاه محدود و از موضع انتظار شخصی خود، یک درخواست از حضرت آقای موسوی خوئینی‌ها داشتم که ایشان در خصوص این نامه و به خصوص فراز پایانی آن رمزگشایی کنند. مفاد نامه تا قبل از فراز پایانی اش دارای ایراد نیست، و به نظرمی‌رسد سیرنامه  گفنگویی شفقت آمیز با عالی ترین مقام در کشور است. اما فراز آخر تردید آمیز وبا روند کلی نامه ناسازگار است.

    موضوع نامه‌نگاری به رهبرانقلاب بارها و از سوی اصلاح طلبان رخ داده است. حتی ضرورت نامه‌نگاری با رهبری از سوی مجمع روحانیون مبارز، پیشتر در این مجمع مطرح شده بود و برخی از اعضای مجمع از آقای موسوی خوئینی‌ها برای نگارش نامه درخواست کرده بودند که ایشان مقاومت نکرده و حتی سایر اعضا را از اقدام مشابه باز می‌داشتند. دلیل مطرح شده از سوی آقای موسوی خوئینی‌ها این بود که نامه‌نگاری دردی از دردهای اصلاح طلبان را دوا نمی‌کند.

    نکته حائز اهمیت در ماجرای نامه‌نگاری به رهبر انقلاب این است که تنها شخصیتی که در درون اصلاحات مجال دیدار مستقیم با رهبر انقلاب و ارتباط سهل الوصول با دفتر ایشان را داشته، شخص آقای موسوی خوئینی‌ها بوده است. در حالی که این موقعیت نه تنها برای سایر اعضا مجمع روحانیون مبارز، بلکه برای آقای سید محمد خاتمی نیز وجود نداشته است.

    سوال اصلی اینجاست که چرا آقای موسوی خوئینی‌ها به جای دیدار مستقیم، اقدام به نامه‌نگاری کرده‌اند و پیام خود را از موضع حضوری و اثربخش ترانتقال نداده‌اند؟ موضوع دیگر این است که چرا نامه، سرگشاده ارسال شده است؟ این سوالات برای بسیاری از شخصیت‌های عالم سیاست همچنان بی پاسخ مانده است و تنها شخص ایشان می‌توانند به آنها پاسخ داده و کسی حق ندارد بی دلیل این شخصیت را مورد هجمه قرار دهد.

    بنده مطلع هستم که آقای موسوی خوئینی‌ها همواره درمجمع روحانیون مبارز در مقابل نقدهای تند اعضا موضع می‌گرفتند و دربرابرتندروی‌های جناح اصلاحات ایستادگی می‌کردند. اما سوال اینجاست که چگونه این نامه برخلاف عقیده قبلی خود ایشان نگارش شده و به این طریق ارسال شده است.

    ۱۷۲۷۲۱۹

    منبع : خبرآنلاین

  • قالیباف رکورد احمدی‌نژاد را هم شکست / رئیس مجلس را ۱۵۰ نفر در سفر به خوزستان همراهی می‌کردند؟ / هزینه سفر از کجا تامین شد؟

    قالیباف رکورد احمدی‌نژاد را هم شکست / رئیس مجلس را ۱۵۰ نفر در سفر به خوزستان همراهی می‌کردند؟ / هزینه سفر از کجا تامین شد؟

     

    قالیباف رکورد احمدی‌نژاد را هم شکست / رئیس مجلس را ۱۵۰ نفر در سفر به خوزستان همراهی می‌کردند؟ / هزینه سفر از کجا تامین شد؟

     

    اعتمادآنلاین| آن روز که موفق به تکیه بر کرسی ریاست یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شد، علاوه بر خط و نشان کشی برای دولتی‌ها و تعیین نوع روابط آینده قوای مجریه و مقننه، از تغییر نوع نظارت‌های پارلمان بر امور گفت و نظارت را ارجح بر تقنین توصیف کرد، شاید کمتر کسی تصور می‌کرد که چند ماه بعد با چنان پروپاگاندایی نخستین سفر استانی خویش را برگزار کند که علاوه بر ناظران و تحلیلگران، نمایندگان مجلس یازدهم را نیز به بررسی نوع نگاه او به سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران وادارد. نگاهی که در روزهای اخیر موجبات بگومگوهای سیاسی میان حامیان حسن روحانی و مشاوران محمدباقر قالیباف در شبکه اجتماعی توییتر را فراهم آورده و در شرایطی تنش‌ها میان دو قوه انتخابی جمهوری اسلامی را افزایش داده که دولتی‌ها نیازمند حمایت مجلس و شخص رییس قوه مقننه برای تعیین تکلیف سکان‌دار وزارت صنعت، معدن و تجارت هستند.

    ماجرا این‌بار با توییت محمدمهاجری، فعال رسانه‌ای اصولگرا ولی نزدیک به علی لاریجانی و البته حسن روحانی شروع شد. او از قالیباف درباره کنترل شدید وسایل خبرنگاران و استفاده از سگ برای بازرسی بدنی آنان پرسید و خبر از بررسی دقیق تصاویر گرفته‌شده توسط عکاسان داد ولی به اشتباه از «غیزانیه» به ‌جای «خوزستان» نام برد. این اشتباه با واکنش مشاوران قالیباف و رسانه‌های حامی‌اش همراه شد. از این‌رو مهاجری در توییت دیگری با پذیرش این خطا، مشاوران رییس مجلس را مخاطب قرار داد و نوشت که «شما لشکر مشاوران که با برنامه‌‌ریزی […]تان حیثیت رییس‌تان را بردید، نمره‌تان چند است؟» این ادبیات واکنش تند امیر ابراهیم رسولی، یکی دیگر از مشاوران قالیباف را در پی داشت. او که چندی پیش از کلیپ تهیه‌شده توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی درباره ۱۰۰ روزه نخست مجلس و بررسی تقابل قوای مجریه و مقننه به تندی انتقاد کرده بود، توییت مهاجری را «بی‌ادبی» خواند و درباره منشا این «پریشان‌حالی»ها پرسید.

    رکوردشکنی سردار

    فارغ از بگومگوهای توییتری حامیان قالیباف و روحانی، آنچه در این میان بیش از پیش حائز اهمیت است، نادیده‌های سفر رییس مجلس است و اهداف آن. جمعه، چهاردهم شهریورماه بود که قالیباف پس از سفری ۴ روزه از خوزستان به تهران بازگشت. از آن زمان تاکنون رسانه‌های اصولگرایان – از کیهان گرفته تا مشرق- از لزوم تداوم سفرهای رییس مجلس و نظارت میدانی نمایندگان گفته و نوشته‌اند ولی هیچ‌یک از عده و عده یاران قالیباف در این سفر سخنی به میان نیاورده‌اند. عده و عده‌ای که در قیاس با روزگار ریاست علی لاریجانی بر قوه مقننه رکورد زده و تنها و تنها با آن سفر معروف رییس دولت‌های نهم و دهم به ایالات متحده امریکا برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد قابل مقایسه است.

    بنابر پیگیری‌های خبرنگار روزنامه اعتماد، رییس یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی برای سفر به خوزستان از هواپیمای اختصاصی استفاده نکرده ولی باتوجه به انبوه همراهانش، بعید است جز یاران قالیباف دیگرانی در آن پرواز حاضر بوده باشند. در این میان اما درباره تعداد یاران قالیباف در این سفر اعداد و ارقام مختلفی مطرح می‌شود، برخی منابع تعداد همراهان رییس مجلس یازدهم در این سفر را حدود ۷۰ نفر اعلام کرده‌اند ولی پیگیری‌های خبرنگار روزنامه اعتماد حاکی از آن است که این عدد حداقل دو برابر بوده و محمدباقر قالیباف را در جریان سفر به خوزستان حدود ۱۵۰ نفر همراهی کرده‌اند. ۱۵۰ مسافری که مطابق انتظار تعداد قابل‌توجهی از آنان را نیروهای امنیتی و اطلاعاتی یا در عبارتی صحیح‌تر تیم حفاظتی رییس مجلس تشکیل داده‌اند تا امنیت شهردار روزهای نه‌چندان دور تهران که بدون پوشش مرسوم سیاستمداران و با شلواری خاکی و پیراهنی سیاه رنگ به خوزستان رفته بود، با خطری مواجه نشود.

    نکته قابل‌توجه در این میان حضور تقریبا تمامی مشاوران قالیباف در جریان سفر او به خوزستان است. سابق بر این و در دوران ریاست علی لاریجانی بر قوه مقننه، او به هنگام سفرهای درون و برون‌مرزی خود جدای از یک یا ۲ نفر از خبرنگاران خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (خانه ملت)، به عنوان بازوی رسانه‌ای پارلمان و بسته به تعداد روزهای سفر از میان رییس اداره اخبار یا معاونش یک نفر، رییس مجلس را همراهی می‌کرد. در دوران لاریجانی حضور مدیر کل فرهنگی مجلس در سفرها امری مرسوم به شمار نمی‌رفت، همان‌طورکه خبری از مشاوران لاریجانی در سفرها نبود ولی از قرار معلوم قالیباف به کلی قصد تغییر این رویه را دارد؛ چنان‌که یک روز پیش از سفر رییس مجلس یازدهم به خوزستان، تیمی که حداقل یک خبرنگار و چند نیروی حفاظت در آن حضور داشته، راهی این استان شده است.

    این اما تنها اقدام منحصر به فرد قالیباف نیست؛ او در جریان سفر خود به خوزستان علاوه بر احسان عسگری، مشاور و مدیر کل دفتر حوزه ریاست مجلس، محمدسعید احدیان، دستیار سیاسی و رسانه‌ای رییس مجلس، سیدمحمود رضوی، مشاور فرهنگی و هنری خود، علیرضا شریفی، مدیر کل فرهنگی مجلس، محمود صادقیان، رییس اداره اخبار را نیز همراه داشته تا چرایی بازتاب گسترده رسانه‌ای سفر قالیباف در صداوسیما و رسانه‌های اصولگرا به خوبی عیان شود. علاوه بر این افراد، روسای کمیسیون‌های انرژی و عمران مجلس نیز قالیباف را همچون مجمع نمایندگان استان خوزستان در این سفر همراهی می‌کردند.

    برنامه‌های یک مشاور

    حضور حدود ۱۵۰ همراه با قالیباف در جریان سفرش به خوزستان که عملا خبر از «نظارت میدانی» دارد، به خودی خود جنبه‌های انتخاباتی سفرهای قالیباف را افزایش می‌دهد ولی در این میان آنچه می‌تواند مهر تاییدی بر این مهم باشد، حضور تیم مستندسازی ۴نفره در جریان سفر رییس مجلس به خوزستان است. بنابر پیگیری‌های خبرنگار روزنامه اعتماد، این تیم مستندساز در جریان این سفر مستقیما زیر نظر رضوی، مشاور فرهنگی و هنری رییس مجلس فعالیت کرده و در شرایطی اقدام به تهیه فیلم و عکس از سفر قالیباف به خوزستان کرده‌اند که مطابق معمول یکی از عکاسان اداره اخبار مجلس در این سفر حضور داشته و عملا احتیاجی به تیم مستندسازی جداگانه وجود نداشته، مگر آنکه شخص قالیباف و یکی از نزدیک‌ترین مشاورانش، برنامه‌های دیگری در سر داشته باشند. مرور روزهای حضور قالیباف در شهرداری تهران و فیلم‌ها و تصاویر به نمایش درآمده در جریان انتخابات‌های ریاست‌جمهوری ۹۲ و ۹۶، به خوبی حکایت از علاقه قالیباف به ضبط و ثبت اقداماتش دارد. حال اگر چرخ گردون بر وفق مراد رییس مجلس چرخید و او شرایط را برای واگذاری کرسی ریاست مجلس و پذیرش ریاست قوه مجریه مناسب دید، دست پُری از سفرهای به اصطلاح نظارتی‌اش داشته باشد.

    سفرهای آینده

    آنچه در این میان قطعی است، تداوم سفرها یا نظارت میدانی رییس مجلس است. مشاوران قالیباف برای او ۵ سفر به نقاط محروم ایران در نظر گرفته و برنامه‌های هرکدام را ریز به ریز و با جزییات تدوین کرده‌اند که با توجه به سفر ماه جاری رییس قوه مقننه به خوزستان، ۴ سفر دیگر همچنان باقی مانده است. استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان و کهگیلویه و بویراحمد، استان‌هایی است که رییس مجلس قرار است تحت‌عنوان نظارت میدانی به آنها سرکشی کند که از قرار معلوم و براساس شنیده‌های خبرنگار پارلمانی روزنامه اعتماد، سی و یکم شهریورماه دومین سفر استانی قالیباف اتفاق خواهد افتاد. جالب آنکه درباره مقصد این سفر اخبار دقیقی وجود ندارد ولی پیگیری‌ها حاکی از آن است که از میان استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان، رییس مجلس یک استان را برای سفر انتخاب خواهد کرد.

    هزینه نظارت

    بدین ترتیب و باتوجه به برنامه‌های طول و دراز قالیباف و یارانش برای سفرهای استانی او کنار عده و عده قابل‌توجه همراهانش در جریان این سفرها، مهم‌ترین پرسش، منبع مالی تامین این هزینه‌ها باشد. اگر تعداد همراهان قالیباف در جریان سفرش به خوزستان را رقمی بین ۷۵ و ۱۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر، در نظر بگیریم، مجلس شورای اسلامی فقط ۳۰ میلیون تومان هزینه بلیت هواپیمای لشکر رییس مجلس یازدهم برای رسیدن به خوزستان شده است. با احتساب هزینه‌های جاری سفر رییس مجلس به خوزستان و مبالغی که باید به تیم مستندساز هر ماه قالیباف پرداخت شود، می‌توان گفت که به‌رغم تلاش یاران رییس یازدهمین دوره قوه مقننه برای کاهش هزینه‌ها و عدم تعیین محلی ثابت برای اقامت قالیباف و تیم همراهش در جریان سفر به خوزستان، مبلغ قابل‌توجهی صرف نظارتی شده که شاید بهتر از قالیباف، نمایندگان استان خوزستان توانایی انجام آن را داشته باشند.

    در این میان برای منبع تامین این هزینه، ۲ احتمال وجود دارد. اولی استفاده از بودجه قوه مقننه است و دومی مبلغی که تحت‌عنوان تنخواه در اختیار روسای قوای سه‌گانه قرار می‌گیرد. بودجه مجلس که مشخص است و حداقل در قانون نظارت مکفی برایش پیش‌بینی شده ولی آنچه ناپیداست، تن‌خواه در اختیار روسای قوای سه‌گانه است. در همین راستا حسن کامران، نماینده اصولگرای مجلس دهم پیش‌تر و در سال ۹۷ گفته بود که «تنخواه در اختیار علی لاریجانی به عنوان رییس مجلس دهم حدود ۵۰ میلیارد تومان است که دیوان محاسبات روی آن نظارتی ندارد»؛ از این‌رو به نظر می‌رسد در سال جاری این مبلغ که حالا قالیباف از آن بهره می‌برد، دست‌کم همان ۵۰ میلیارد و احتمالا بیش از اینهاست.

    منبع: روزنامه اعتماد

  • راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

    راز «انشقاق ابدی» در اصلاحات/ دود نزاع اصلاح‌طلبان در چشم مردم

     

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ در آستانه انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و با التفات به شکست احتمالی اصلاح طلبان در این انتخابات، برخی چهره‌های شاخص اصلاح طلبی که عمدتاً متعلق به طیف چپ اصلاحات هستند، مباحثی که بوی اغتشاش از آن به مشام می‌رسید را در مقابل ایده طیف راست این جریان یعنی «قدرت محوری» تحت هر شرایطی مطرح کردند.

    سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، مصطفی تاج زاده، عبدالله ناصری و اعضای شاخص حزب اتحاد ملت که عمدتاً برخاسته از حزب منحله مشارکت هستند، شاخص ترین اصلاح طلبانی هستند که بر طبل جامعه محوری (بخوانید اغتشاش یا شورش!) می‌کوبند و به برخی از تکنوکرات های دوم خردادی و برخی کارگزارانی ها به خاطر اصالت بخشیدن به قدرت سیاسی خرده می‌گیرند. با این حال برخی حوادث اخیر از جمله یادداشت فوق الذکر به قلم حجاریان نشان می‌دهد که فقدان یک مانیفست واحد اصلاح طلبی تناقضات فاحش در میان جریان اصلاحات را به همراه داشته است، اگر چه عکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی اختلافات و تناقضات سبب شده تا رسیدن به یک مانیفست واحد امری محال به نظر بیاید. بنابراین به نظر می‌رسد که نسبت مانیفست واحد و تناقض‌های گفتمانی اصلاح طلبان یک نسبت دیالکتیک است.

    رادیکال‌ها علیه قدرت محوری راست مدرن

    اصلاح‌طلبان نه امروز بلکه چند وقتی است در دوگانه‌ای سیاسی قرار گرفته‌اند؛ «بازگشت به جامعه» یا «حضور در قدرت». همین دوگانه باعث به وجود آمدن صف‌بندی‌های جدیدی شده است. نیروهای دست راستی این جریان سیاسی در گفت‌وگوهای مختلف بارها اعلام کرده‌اند که اصلاح‌طلبی بدون حضور در قدرت سیاسی معنی ندارد و اگر اصلاح‌طلبان از کرسی‌های قدرت کناره گیری کنند، جریان اصلاحات با مرگ سیاسی مواجه خواهد شد. غلامحسین کرباسچی، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی در گفت و گویی اظهار کرد که «من به دوستان اصلاح‌طلب خودمان می‌گویم، شما که مدام می‌گوئید باید جامعه‌محور باشیم و روی به جامعه بیاوریم و فقط به فکر این نباشیم که در قدرت باشیم، خب این الان جامعه! آقایان و خانم‌های اصلاح‌طلب، چه طرح و چه همبستگی‌ای برای خدمت به این مردم و رفع مشکلات آنها در مسئله کرونا ارائه دادید؟»

    محمد علی وکیلی، نماینده اصلاح طلب مجلس دهم نیز در یادداشتی در روزنامه ابتکار درباره این نزاع نوشت: «اصلاح‌طلبی یک جنبش روشنفکری نیست بلکه از همان ابتدا داعیه اصلاح حکومت و قدرت را داشت. این اصلاحات را نیز می‌خواست از درون قدرت انجام دهد.» او همچنین تاکید کرد: «دوگانه جامعه‌محوری / قدرت‌محوری، بر اتفاقات صحنه هشتاد و هشت نیز اثر گذاشت. عده‌ای متأثر از نگاه نخست به کف خیابان رفتند و امر اصلاح را در خیابان پی گرفتند و عده‌ای نیز معتقد بودند هرچند بخشی از حاکمیت در آن زمان عبوسی می‌کند و سخت می‌گیرد اما نباید همه پل‌های ورود به آن و همه راه‌های گفت‌وگو با آن را بست. آسیبی که من «تنازع رهبران» نام نهادم همین بود؛ نزاع جامعه محوری و قدرت محوری به میان رهبران اصلاحات کشیده شده است.»

    «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور اما فراز مهم یادداشت وکیلی که خود در این تقسیم بندی در طیف قدرت محورها قرار می‌گیرد آنجاست که بر این نزاع صحه گذاشته و تاکید می‌کند «اکنون در سایه این نزاع، طرفین چهره یکدیگر را مخدوش کرده‌اند. جامعه محوران، «قدرت‌محوری» را قدرت‌طلبی تعبیر کرده‌اند و به طعنه غایت آن را کسب قدرت تعریف کرده‌اند. در حالی که مدعای قدرت‌محوری این است که اصلاح‌پذیری ساختارها و نظام، با اصلاحاتِ درون قدرت ممکن‌تر و از ضریب توفیق بیشتری نسبت به اصلاحاتِ جامعه محور برخوردار است. قدرت‌محوران نیز جامعه‌محوری را با طعنه سیاست‌ورزی فانتزی می‌نوازند و جامعه‌محوری را مساوی «بی‌مسئولیتی» معرفی می‌کنند؛ در حالی که این تعبیر اصلاً منصفانه نیست و سقف نقد وارد بر آن این است که نسخه‌هایش، تناسب راهبردی با پروژه اصلاحات ندارد. علت آن هم این است که این ایده اساساً از پارادایم سیاست متولد نشده است بلکه اصالتاً روشنفکری است.»

    طیف مقابل اما اصرار دارد که حضور در قدرت تنها در صورتی مفید و مؤثر است که خواسته‌های اصلاح طلبان از طرف حاکمیت تأمین شود. این ایده عمدتاً از سوی دست چپی‌های اصلاح طلبان مطرح می‌شود که بیش از هر چیز به فشار بر حاکمیت علاقه دارند و «جامعه محوری» برای اینها در واقع اسم رمزی است به منظور شوراندن جامعه علیه حاکمیت و هزینه تراشی برای کشور. مصطفی تاج زاده یکی از رادیکال‌ترین نیروهای اصلاح طلب در یک نشست گفته است که «راه اصلاح جامعه تقویت جامعه مدنی برابر دولت است و حضور در قدرت بدون داشتن جامعه مدنی قوی اشتباه است»؛ یعنی حالا که دستمان به کرسی‌های قدرت نمی‌رسد تا برای اعمال فشار بر حاکمیت از آن استفاده کنیم و نظم کشور را بهم بریزیم، پس چاره در آن است که با سو استفاده از برخی نابسامانی‌ها مردم را علیه حاکمیت بشورانیم و از این طریق باج بگیریم.

    اما شاخص ترین چهره‌ای که همواره نسخه گذار از قدرت محوری به جامعه محوری را تجویز می‌کرد سعید حجاریان است. استراتژیستی که برای اصلاح طلبان در حکم مغز متفکر است و برای باج خواهی آنها ادبیات نظری دست و پا می‌کند. چند ماه قبل از انتخابات ۲ اسفند ۹۸ و زمانی که برای اصلاح طلبان مسلم شد که اقبال مردم به آنها برای ورود به مجلس منتفی است و به زودی این کرسی را از دست خواهند داد، حجاریان طی یادداشتی با تجویز راهبرد «مشارکت مشروط» آن را تنها را راه باج خواهی از حاکمیت توصیف کرد. حجاریان صراحتاً نوشت که «به لحاظ منطقی و با توجه به پیشینه تاریخی چنانچه اصلاح‌طلبان (دارای پروژه سیاسی مشخص) و معترضان به وضع معیشت یک‌صدا شوند نخستین گزینه برخورد قهری اصلاح‌طلبان خواهد بود نه توده مردم حاضر در خیابان …. این مدل درباره انتخابات نیز کاراست. اصلاحات باید موضع خود در برابر انتخابات را به‌صراحت اعلام کند.» او همچنین با لحنی تهدید آمیز تاکید کرد: «شاید عقلانی‌ترین راهبرد را بتوان در «مشارکت مشروط» جست؛ از فرصت انتخابات استفاده کرد ولی چنان چه شروط مطرح شده برآورده نشد، عطای انتخابات را به لقایش بخشید.

    گردش از چپ به راست؛ «بی قدرتی مردود است»

    اما به فاصله کوتاهی پس از آخرین گفت و گوی سعید حجاریان و اتخاذ مواضع رادیکال، او در یادداشت «خشمگین از امپریالیسم و ترسان از انقلاب» به کلی تغییر موضع داد و در قامت یک کنشگر سیاسی درون حاکمیتی ظاهر شد. او که در گفتگوی پیشین خود «اکبر گنجی» را یک «اصلاح طلب تراز» و در اصلاح طلبی اصیل‌تر از بهزاد نبوی توصیف کرده بود، در یک تغییر موضع آشکار نوشت که «اصلاحات یعنی تغییرات از درون!»، (حال چطور می‌شود که هم اکبر گنجی بود و هم اصلاحات درون حاکمیتی انجام داد خود سوالی است که حجاریان باید پاسخ دهد) او اضافه کرد که «طبعاً عامل چنین تغییراتی نیروهای درون حکومت هستند؛ نیروهایی که یا تمامی قدرت را در اختیار دارند یا لااقل بخشی از آن را. از این منظر می‌توان گفت، مادامی که نیرویی درون قدرت نباشد، قادر به اصلاح نیست» و در کمال ناباوری تاکید کرد که «بنابراین، این گزاره که بی‌قدرتی اصلاح‌جویان به‌دلیل حضورشان در قدرت است، مردود است!»

    او که تا قبل از این نگاه قدرت محور را به کلی مردود می‌شمرد این بار حتی به تسلط بر «بخش هایی از بلوک قدرت» هم رضایت داد. او تصریح کرد که «قائلان به پروژه اصلاحات باید تلاش کنند ضمن آنکه پایی در میان مردم دارند، پایی درون قدرت باز کنند و اگر نتوانستند، لااقل بر بخش‌هایی از بلوک قدرت تأثیر بگذارند؛ بخش‌هایی از قدرت که به دورنمای منافع ملی وفادارتر هستند و حاضرند صدای اصلی اصلاح‌طلبان را در سطوح بالا –که تصمیم‌سازی در آن اتفاق می‌افتد- رِله کنند.»

    او حتی بر موضع حمایت خود نسبت به نامه موسوی خوئینی‌ها نیز خط بطلان کشید و با تاکید بر اینکه «جمعی از اصلاح‌طلبان متشکل از کارشناسان اجرایی، سیاستمداران حرفه‌ای و نخبگان آکادمیک مذاکره با رأس حاکمیت را در دستور کار قرار دهند و با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی مسائل را موشکافی کنند و راهبردهایی را برای اصلاح ذهنیت تصمیم‌سازان و سپس بهبود وضعیت پیشنهاد دهند»، اظهار داشت که «جنس این فعالیت از سنخ نامه‌های سرگشاده» نیست.

    حجاریان در قامت یک چهره گفتمانی در حالی به «تسلط بر بخشی از بلوک قدرت» رضایت داده و از «مذاکره با رأس حاکمیت با بیانی منطقی و مبتنی بر داده‌های کارشناسی» صحبت کرده که تا کمتر از دو ماه پیش با طرح ایده «مشارکت مشروط» در پی تهدید حاکمیت بود و اعتقاد داشت که تا این شروط برآورده نشده باید عطای قدرت را به لقایش بخشید. با این وصف، سوال مطرح می‌شود که از دو ماه پیش تا امروز و یا از دوم اسفند ۹۸ تا این لحظه کدام شرط اصلاح طلبان برآورده شده که آنها اینچنین عقب نشینی کرده و از استراتژی «مشارکت مشروط» و «جامعه محوری رادیکال» به سمت «قدرت محوری» تغییر موضع داده و حتی به کسب «بخشی» از بلوک قدرت راضی شده‌اند؟ راز این تناقض گویی ها در چیست؟

    «انشقاق»؛ نتیجه تناقض ابدی اصلاحات

    پس از انتخابات اسفند ماه ۹۸ اصلاح طلبان در وضع «آچمز» قرار گرفته‌اند؛ از یک طرف به واسطه چسبندگی با کارنامه دولت و مجلس دهم و عملکرد ضعیف نیروهایشان مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده‌اند و از طرف دیگر هم در حال سپردن کرسی‌های قدرت به جریان رقیب هستند. از این رو چهره‌های گفتمانی این جریان شدیداً در پی چاره‌ای برای برون رفت از این وضع هستند. تحرکاتی مثل نامه موسوی خوئینی‌ها را می‌توان در همین پارادایم تبیین کرد، اما فعالیت‌های از این جنس تنها برای فریب افکار عمومی و در کوتاه مدت پروژه اصلاح طلبان را پیش می‌برد و این آشفتگی و درگیری در اردوگاه اصلاحات با این ترفندها رفع و رجوع نمی‌شود. بنابراین اصلاح طلبان نیاز به یک راهبرد اساسی دارند تا بتوانند خود را از این وضع خارج کنند.

    در این میان بسیاری بر این باورند که مشکل اصلی اصلاح طلبان فقدان مانیفست مدون است و تا زمانی که این مانیفست تدوین نشود اصلاح طلبان به نتیجه مطلوب نمی رسند. محسن رهامی از فعالان اصلاح‌طلب معتقد است که «اصلاح‌طلبان باید طراحی جدیدی برای مانیفست اصلاحات پی‌ریزی کنند گرچه متأسفانه هیچ‌گاه چنین مانیفستی به درستی طراحی و ارائه نشده است تا مردم به درستی بدانند که اصلاح‌طلبان چه می‌خواهند و چه چیزی را می‌خواهند اصلاح کنند و چگونه و با چه ابزار و هزینه‌ای می‌خواهند این اصلاح صورت بگیرد.» رسول منتجب نیا دیگر فعال این جریان نیز بر این باور است که تا وقتی مانیفست اصلاح طلبی شکل نگیرد اصلاح طلبان ره به جایی نمی‌برند.

    اینکه چاره کار اصلاح طلبان تدوین مانیفست است بر هیچ اصلاح طلبی پوشیده نیست و چهره‌های شاخص این جریان هر کدام به سهم خود در این باره سخن رانده‌اند، اما تدوین چنین مانیفستی فرع بر وحدت اصلاح طلبان است؛ یعنی اگر قرار باشد همه اصلاح طلبان بر سر سفره یک مانیفست واحد بنشینند، قبل از آن باید یک توافق نسبی میان آنها باشد، در حالی که چنین توافقی نه امروز و نه هیچوقت پیش از این میان اصلاح طلبان نبوده است.

    نزاع میان دو جریان مدعی جامعه محوری که بر مدار سامان دهی یا تحریک مردم بر اغتشاش حرکت می‌کند و قدرت محور آنچنان بالا گرفته است که اصلاح طلبان دیگر نمی‌توانند بر روی یک صندلی بنشینند و انشقاق رسمی آنها نیز دور از این زمان نخواهد بود. بنابراین تدوین «مانیفست واحد اصلاح طلبی» از این جهت که گردآمدن اصلاح طلبان دور یک میز امری محال می‌نماید، خود محال ذاتی است.

    چنان که عبدالله ناصری نیز پیش از این گفته است که «مواضع احزابی مثل اتحاد ملت، توسعه ملی و انجمن اسلامی جامعه پزشکی خیلی با مواضع کارگزاران و مردم‌سالاری متفاوت شده است و ما منطقاً و عملاً نمی‌توانیم شورایی را شکل دهیم که هم احزاب اتحاد ملت و توسعه ملی در آن باشند و هم حزب اسلامی کار و مردم‌سالاری… [بنابراین] انشعاب در جبهه اصلاحات اجتناب‌ناپذیر است.»

    این یعنی دیر یا زود انشقاق اصلاح طلبان دست کم به دو گروه قطعی می رسندو موضوع تدوین مانیفست اصلاح طلبی به طریق اولی منتفی خواهد بود؛ در نهایت نیز این دو گروه در جریان اصلاح طلب نمی‌توانند خدمتی به مردم در زمینه اقتصاد و معیشت داشته باشند؛ زیرا از یک سو آن گروهی که بر مدار تحریک مردم به اغتشاش حرکت می‌کند، نشان داد هر جا وارد میدان سیاست شد نهایتاً دود تصمیماتش به چشم خود مردم رفت و وضعیت اقتصادی و معیشت مردم را خراب‌تر کرد و از سوی دیگر گروهی که معتقد است با رأی مردم به کرسی‌های مجلس و یا دولت دست پیدا کند در سال‌های گذشته کارنامه بسیار بدی را از خود به جای گذاشت؛ هم در دولت یازدهم و دوازدهم اصلاحات نتوانست نمره قبولی را از مردم بگیرد و هم در مجلس دهم. بنابراین پرواضح است دعوای درون جریانی اصلاح طلبان باز هم دودش به چشم مردم می‌رود و باید افکار عمومی مراقبت‌های لازم را به عمل آورد.

    منبع : مهرنیوز

  • اظهارات مهم روحانی درباره راهپیمایی اربعین | هر وقت لازم شود آموزش را مجازی می‌کنیم

    اظهارات مهم روحانی درباره راهپیمایی اربعین | هر وقت لازم شود آموزش را مجازی می‌کنیم

    به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی روز پنجشنبه ۲۰ شهریور ماه گفت: تضمین سلامت عزاداران در گرو رعایت دقیق دستورالعمل های بهداشتی است و اجرای این دستورالعمل ها باید از سوی مردم و صاحبان مجالس عزاداری جدی گرفته شود.

    رئیس جمهور تاکید کرد: با توجه به نظر و تصمیم مسوولان عراقی که امروز در آخرین گفت وگوی تلفنی وزیر بهداشت عراق با وزیر بهداشت کشورمان مورد تاکید قرار گرفته برگزاری مراسم راهپیمایی امسال امکان پذیر نیست و آنها از مردم عراق نیز خواسته‌اند از هرگونه راهپیمایی خودداری کنند بنابراین باید مراسم امسال را به گونه‌ای نمادین و با ابتکارات جدید از سوی صدا و سیما و گردانندگان شبکه های مجازی برگزار کنیم.

    روحانی همچنین ابراز امیدواری کرد که روند اهدای نذورات به شکل کمکهای مومنانه در ماه صفر از سوی مومنان تداوم یابد.

    رئیس جمهور در ادامه با اشاره به موضوع نگرانی هایی که از سوی برخی متخصصان در خصوص همزمانی گسترش آنفلوآنزا و کرونا در فصل پاییز ابراز شده است، به روسای کمیته های درمان، تبلیغات و امنیتی و اجتماعی دستور داد با انجام برنامه ریزی های ویژه، تامین واکسن و اجرای برنامه های آموزشی و تبلیغاتی موثر را برای مقابله با آنفلوآنزا عملیاتی کنند.

    روحانی افزود: بی تردید مراقبت های بهداشتی از سوی عموم مردم از یک سو و استفاده از واکسن آنفلوآنزا برای گروه‌های خاص و آسیب پذیر، می تواند در روند مدیریت این بیماری بسیار تاثیرگذار باشد.

    رئیس جمهور در ادامه به موضوع اهمیت تداوم روند آموزش دانش آموزان و دانشجویان کشور اشاره کرد و اظهار کرد: اصل نخست در مورد حضور دانشجویان و دانش آموزان در محیط های آموزشی این است که مراکز آموزشی باز بماند و آموزش جریان داشته باشد.

    روحانی افزود: اصل دوم که باید مورد توجه قرار گیرد موضوع پرورشی و تربیتی است که باید در کنار آموزش به آن پرداخته شود اما تداوم روند جریان آموزش کشور باید با اجرای دقیق دستورالعمل های بهداشتی در محیط های آموزشی توام باشد.

    رئیس جمهور تاکید کرد: هر جا برای سلامت دانشجویان و دانش آموزان آموزش در قالب فضای مجازی لازم باشد، اقدام خواهد شد و ضروری است که کمیته های آموزش و تبلیغات در خصوص اجرای دستورالعمل های بهداشتی در محیط های آموزشی، کارها و اقدامات گسترده تری انجام دهد.

    روحانی تامین ارز دارو و واکسن و کسری منابع ریالی در وزارت بهداشت و پرداخت معوقات پرسنل مراکز بهداشتی- درمانی را مورد تاکید قرار داد و سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی را مکلف کرد در اسرع وقت مشکل را حل نمایند.