دسته: اخبار سیاسی

تحلیل اخبار سیاسی در تمام اقصی نقاط ایران و جهان و  ارائه خبرهای سیاسی روز

  • فرمانده کل سپاه پاسدارن به تلویزیون می‌رود

    فرمانده کل سپاه پاسدارن به تلویزیون می‌رود

    اعتمادآنلاین| به مناسبت شروع هفته دفاع مقدس برنامه «نگاه یک» این هفته میزبان سردار سلامی، فرمانده کل سپاه پاسدارن است.

    سردار سلامی در این برنامه که ساعت ۲۳:۲۰ دقیقه پخش می‌شود، درباره خاطراتش در هشت سال دفاع مقدس و مقایسه پیشرفت توانمندی‌های نظامی ایران نسبت به آن دوران صحبت می کند.

    برنامه «نگاه یک» کاری از گروه سیاسی شبکه یک سیماست که با تهیه‌کنندگی حسن نهضت و اجرای مهدی مهدی‌قلی، شنبه‌ها حدود ساعت ۲۳:۲۰ دقیقه از این شبکه پخش می‌شود.

    منبع: ایسنا

  • تفکر اصلاح‌طلبی بخش‌های زیادی از اردوگاه اصولگرایی را فرا گرفته است

    تفکر اصلاح‌طلبی بخش‌های زیادی از اردوگاه اصولگرایی را فرا گرفته است

    تفکر اصلاح‌طلبی بخش‌های زیادی از اردوگاه اصولگرایی را فرا گرفته است

     

    اعتمادآنلاین| اسدالله بادامچیان، دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، در گفت‌وگویی با اشاره به وضعیت سیاسی اصلاح‌طلبان اظهار کرد: اصلاح‌طلبان برخلاف مواضع خود پس از انتخابات مجلس یازدهم که بیشتر در مورد عدم حضور در انتخابات ۱۴۰۰ سخن می‌گفتند، فعالیت‌های خود را تجدید کرده‌اند. اینکه آنها در صحنه اجتماع فعال باشند به نفع آنهاست زیرا عدم حضورشان در انتخابات ۱۴۰۰ مهر پایانی بر آنها خواهد بود. اصلاح‌طلبان، اصلاح را از خود شروع کنند و اگر تحولی در خود پدید نیاورند جز رفتن به موزه تاریخ راه دیگری ندارند.

    احمد شیرزاد، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در واکنش به صحبت‌های اخیر دبیرکل حزب موتلفه اسلامی مبنی بر اینکه «اصلاح‌طلبان جز رفتن به موزه تاریخ راه دیگری ندارند» گفت: تاجایی که خاطرم هست، بادامچیان چندین‌بار این گوهرباری‌ها را داشته است. بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد بسیاری این صحبت را کردند، از میان دوستان موتلفه‌ای لحن بادامچیان بسیار غرورآمیز است و زمینه‌ای از نخوت در کلام او دیده می‌شود که مورد پسند نیست.

    این چهره اصلاح‌طلب افزود: مگر می‌توانیم بگوئیم اصول‌گرایان را باید در موزه تاریخ پیدا کرد؟! اصولگرایی مشی و مرامی است که در کشور وجود دارد که دهه‌های متمادی هم وجود خواهد داشت، اصلاح‌طلبی هم به همین صورت است و نمی‌توان چنین صحبت‌هایی را در مورد آن گفت. گفتن به موزه پیوستن یک جریان سیاسی، حاکی‌ از غیرسیاسی بودن و تحلیل‌گر نبودن آن شخص است.

    شیرزاد در پاسخ به اینکه اصلاح‌طلبی قابل حذف شدن است؟ تصریح کرد: در واقع تفکر اصلاح‌طلبی نیمی از اردوگاه اصول‌گرایی را از آن خود کرد. به عنوان مثال قبل از دوم خرداد هاشمی رفسنجانی، روحانی و ناطق نوری از ستون‌های جریان اصولگرایی تلقی می‌شدند، این افراد عضو جامعه روحانیت مبارز تهران بودند که بعد از انشعاب روحانیون در همان جریان باقی ماندند و تا مدت‌ها به جای جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی، جریان روحانیت مبارز و روحانیون مبازر گفته می‌شد.

    این عضو سابق جبهه مشارکت ادامه داد: همچنان که در رقابت دوم خرداد یک طرف خاتمی از طرف اصلاح‌طلبان و در مقابل ناطق نوری از طرف اصول‌گرایان حضور داشت اما امروز در تقسیم‌بندی‌ها، تحت هیچ شرایطی نمی‌توان ناطق‌نوری را وابسته به جریان اصولگرا قلمداد کرد. همچنین آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که کاملا وابستگی خود را به اصول‌گرایان قطع کرد تاجایی که حتی قرار بود در ۹۲ به عنوان نامزد اصلاح‌طلبان وارد کارزار انتخاباتی شود.

    شیرزاد اظهار کرد: حتی در سطح مدیران میانی نیز تفکر اصلاح‌طلبی بخش‌های زیادی از اردوگاه اصولگرایی را فراگرفته است. برای نمونه فردی مانند علی مطهری که در جریان دولت اصلاحات، مقالات تندی علیه اصلاح‌طلبان داشت اما کار به جایی رسید که او بعد از چند دوره حضور در مجلس توسط شورای نگهبان، رد صلاحیت می‌شود. البته ممکن است مطهری زاویه‌هایی با اصلاح‌طلبان داشته باشد اما مسلما او یکی از نشانه‌های نفوذ تفکر منطقی اصلاح‌طلبی است.

    این چهره اصلاح‌طلب در ادامه خاطرنشان کرد: امکان دارد برخی با غرض‌ورزی هر نوع تفکر مخالف با نظام و براندازانه را نزدیک به اصلاح‌طلبان قلمداد کنند اما همان‌طور که از نام اصلاح‌طلبی مشخص است، این جریان شامل افرادی می‌شود که خواهان اصلاحات در نظام هستند البته ممکن است، در مصداق اصلاحات تفاوت دیدگاه وجود داشته باشد اما قطعا فردی مانند مطهری را می‌شود، شخص متمایل به اصلاحات دانست. نمونه دیگر در رابطه با فراگیری تفکر اصلاح‌طلبی این است که بسیاری از وزرای دولت به لحاظ تبار سیاسی در جریان اصلاح‌طلب نبودند اما در حال حاضر با دولتی که مورد حمایت اصلاح‌طلبان است، همکاری می‌کنند.

    منبع: برنا

  • هوانیروز یگان پیشرو در حوادث است/ در شب هم می‌توانیم پرواز کنیم

    هوانیروز یگان پیشرو در حوادث است/ در شب هم می‌توانیم پرواز کنیم

    هوانیروز یگان پیشرو در حوادث است/ در شب هم می‌توانیم پرواز کنیم

     

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، امیر خلبان یوسف قربانی فرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران، شنبه ۲۹ شهریورماه در برنامه صبح بخیر ایران، از فعالیت‌های تأثیر گذار هوانیروز در دوران دفاع مقدس و حوادثی چون زلزله و سیل گفت.

    وی بیان کرد: زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، مستشاران آمریکایی هنگام فرار از ایران گفتند، ما به زودی باز می‌گردیم، چراکه شما ایرانیان توان مدیریت ناوگان هوایی را ندارید. این جمله مستشاران، غرور هر ایرانی را را خدشه دار می‌کند. الان بیش از ۴۰ سال از آن روزها گذشته و ناوگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، ماموریت‌هایش را به بهترین شکل انجام می‌دهد.

    فرمانده هوانیروز درباره فعالیت‌های هوانیروز ارتش در دوران هشت سال دفاع مقدس گفت: با آغاز جنگ تحمیلی، هوانیروز در غرب و جنوب غرب، عملیات‌های بزرگی انجام داد. پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از نیروهای نظامی مشغول فعالیت‌های انقلابی بودند؛ به این دلیل دوران دفاع مقدس، تجربه بزرگی برای ما بود.

    امیر قربانی ادامه داد: هوانیروز در این شرایط کاری کرد که دشمن متحیر ماند. طبق گفته شهید کشوری، صدام فکر همه جای جنگ را کرده بود، جز هوانیروز. هوانیروز در جنگ تحمیلی نقش بی بدیلی داشت. تانک‌های دشمن، لقمه چرب و نرم هوانیروز بودند؛ به طوری که در یک عملیات هوانیروز ارتش بیش از ۴۸ تانک دشمن را منهدم کرد.

    امیر قربانی افزود: در بسیاری از عملیات‌ها، مسیرهای زمینی به دست دشمن مسدود شده بودند؛ در این زمان بالگردهای ما با عملیات‌های بزرگ و موفق مسیر پیش روی را برای نیروی زمینی، بسیجیان و سپاهیان فراهم کردند. نمی‌توانید عملیات سنگین و بزرگی را در دوران دفاع مقدس پیدا کنید که هوانیروز نقش تأثیر گذاری در آن نداشته باشد. واقعاً هوانیروز یگانی منحصر به فرد در دوران جنگ بود.

    فرمانده نیروی هوایی ارتش در ادامه به پیشرفت این یگان پس از جنگ تحمیلی اشاره کرد و گفت: هوانیروز به صورت تیمی فعالیت می‌کند. برای پرواز بالگردها تعداد زیادی از افراد دخیل هستند و برنامه ریزی های دقیقی انجام می‌شود. ما در ابتدای جنگ شاید ۱۰ استاد خلبان در ۷ پایگاه داشتیم. الان بیشترین و بهترین اساتید آموزشی را داریم. بچه‌های هوانیروز در دوران دفاع مقدس شرایط لازم برای تربیت و آموزش دیدن، نداشتند اما با شعار «ما می توانیم» کار را جلو بردند. نکته قابل توجه اینجاست که هوانیروز در همه عملیات‌ها شرکت کرد و هیچ شکستی نداشت؛ این یک معجزه بزرگ است.

    این رزمنده دوران دفاع مقدس ادامه داد: یکی از شگفت انگیزترین کارها که مقام معظم رهبری هم به آن اشاره کردند، این بود که هوانیروز با امکانات کم، یک فروند هواپیمای پیشرفته دشمن را منهدم کرد. مقام معظم رهبری فرمودند هوانیروز تجسمی از نیروهای ایده آل در یک ارتش مکتبی، فکری و عقیدتی است. امیر سرلشگر موسوی فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت هوانیروز می‌تواند برای نظام آبرو کسب کند.

    امیر قربانی درباره خودکفایی هوانیروز در دوران تحریم‌های خصمانه دشمن اظهار کرد: ما ۴۰ سال است که از طرف دشمن تحریم‌های مختلفی از جمله تحریم نظامی را تجربه کردیم. سیستم بالگردها بسیار پیچیده است و تعمیر و نگهداری سختی دارد. خوشبختانه امروز به جایگاهی رسیدیم که نه تنها برای تولید قطعات به کشوری نیاز نداریم، بلکه می‌توانیم به کشورهای دوست کمک کنیم و قطعاتی را در اختیار آنها قرار دهیم. با کمک دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش بنیان به اینجا رسیدیم.

    وی درباره دیگر پیشرفت‌های هوانیروز بیان کرد: یکی از دغدغه‌های ما در سال‌های قبل، پروازِ شب بود. در دنیا فقط چند کشور می‌توانند این کار را انجام دهند. الان هوانیروز ارتش به جایگاهی رسیده است که می‌تواند در شب هم پرواز کند و در زمان لازم به کمک مردم برسد.

    فرمانده هوانیروز با اشاره به فعالیت‌های این نیرو در زمان وقوع بلایای طبیعی، گفت: هوانیروز برای مقابله با بلاهای طبیعی از قبل برنامه ریزی کرده است. در دوران وقوع زلزله و سیل اخیر، به اندازه دوران جنگ پرواز کردیم. ما در زمان زلزله بسیاری از مصدومان و زخمی‌ها را نجات دادیم. هوانیروز به عنوان یگان پیش رو در حوادث طبیعی بوده است.

    امیر قربانی در پایان ضمن اشاره به قدرت نظامی هوانیروز، گفت: اخیراً رزمایش ذوالفقار انجام شد که خدا را شکر بازدارندگی فراوانی برای همه دشمنان ایران داشت. این رزمایش به دشمنان ما فهماند که در ایران به ویژه در خلیج فارس جای جولان دادن نیست. ارتش و سپاه در کنار هم کاری کردند که ایران به یک کشور امن تبدیل شود. خدا را شکر هوانیروز هیچ ترسی از مقابله با دشمن ندارد.

    منبع : مهرنیوز

  • هشدار فرمانده کل سپاه به آمریکا: وعده انتقام جدی و واقعی است

    هشدار فرمانده کل سپاه به آمریکا: وعده انتقام جدی و واقعی است

    اعتمادآنلاین| سردار سرلشکر حسین سلامی امروز در مراسم صبحگاه مشترک ستاد فرماندهی کل سپاه تاکید کرد: آقای ترامپ از انتقام ما شک نکنید، زیرا کاملا قطعی و جدی است.

    وی افزود: ما اهل شرف و جوانمردی هستیم و جوانمردانه و عادلانه انتقام می‌گیریم به همین علت هم بود که در عین الاسد سربازان شما را هدف قرار ندادیم.

    سرلشکر سلامی افزود: ما کسانی را هدف قرار می‌دهیم که در شهادت سردار بزرگ سپهبد حاج قاسم سلیمانی مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشتند.

    فرمانده کل سپاه پاسداران خطاب به دولتمردان امریکا افزود: شما فکر می‌کنید ما در قبال خون برادر شهیدمان یک سفیر زن را در آفریقای جنوبی می‌زنیم؟

    سردار سلامی همچنین تصریح کرد: آمریکایی‌ها بدانند هر کسی را که در ماجرای ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی نقش داشته است، می‌زنیم و این یک پیام جدی است.

    فرمانده کل سپاه گفت: شما در حالی که به شدت گرفتار مشکلات داخلی خود هستید ما را تهدید به حمله هزار برابری می‌کنید، اما زمانی که عین الاسد را زدیم، فرض و پیش بینی ما این نبود که شما جواب نمی‌دهید، بلکه کاملا فرضمان این بود که پاسخ می‌دهید و همان موقع صد‌ها موشک را آماده شلیک کرده بودیم که اگر پاسخ دهید اهداف مورد نظر را ویران کنیم.

    وی افزود: امروز هم همین است و اگر تار مویی از سر یک ایرانی کم شود، کرک و پشم شما را به باد می‌دهیم.

    فرمانده کل سپاه گفت: این تهدید‌ها جدی است و ما جنگ لفظی نمی‌کنیم و همه چیز را به میدان عمل واگذار می‌کنیم.

    منبع: ایلنا

  • آمریکا قصد حمله به ایران را داشت | جنازه‌های دشمنان را در روز واقعه از تنگه هرمز خارج می‌کنیم | کابوس آمریکایی‌ها در خلیج فارس چیست؟

    آمریکا قصد حمله به ایران را داشت | جنازه‌های دشمنان را در روز واقعه از تنگه هرمز خارج می‌کنیم | کابوس آمریکایی‌ها در خلیج فارس چیست؟

    به گزارش همشهری آنلاین، ۲۶ ام شهریور ماه سال ۱۳۶۴ و یازده روز بعد از درخواست محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مبنی بر تأسیس سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی در سپاه امام خمینی (ره) بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران طی حکمی موافقت خود را با این درخواست اعلام کردند. در حکم صادر شده از سوی آیت‌الله سید روح‌الله خمینی خطاب به فرمانده وقت سپاه آمده است که «با توجه به اینکه در اصل ۱۵۰ قانون اساسی ادامه نقش سپاه در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن تصریح شده است و نظر به اینکه انجام این نقش بدون آمادگی‌های سپاه از جهت تجهیزات و آرایش جنگی و فنون دریایی، زمینی و هوایی امکان‌پذیر نیست، شما ماموریت دارید هرچه سریع‌تر سپاه پاسداران را مجهز به نیروهای زمینی، هوایی دریایی قوی نمایید تا در موارد لازم با همکاری و هماهنگی ارتش جمهوری اسلامی ایران از مرزهای زمینی، دریایی و هوایی کشور حفاظت نمایید.»

    سردار دریادار پاسدار «علیرضا تنگسیری» فرمانده نیروی دریایی سپاه به مناسبت فرا رسیدن ۳۵ امین سالگرد تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توضیحات مهمی به ایسنا داده است که در زیر می‌خوانید.

    دریادار تنگسیری فرمانده نیروی دریایی سپاه با محکوم کردن باز شدن پای رژیم صهیونیستی به منطقه توسط حاکمان امارات متحده عربی و بحرین، تصریح کرد: قطعاً آمدن رژیم صهیونیستی به منطقه به ضرر کشورهای مقابل خواهد بود و ما این حضور را تهدید حساب می‌کنیم.

    وی همچنین درباره بیانیه شدیدالحن سپاه در محکومیت اقدام اخیر امارات و بحرین، با تاکید بر اینکه مشی و راهبرد جمهوری اسلامی حمله به کشورهای مسلمان همسایه نیست، خاطر نشان کرد: هر قدر تهدیدات دشمن در ظاهر به ما نزدیک‌تر شود، ما نیز آماده‌تر می‌شویم.

    دریادار تنگسیری همچنین دشمنان جمهوری اسلامی ایران را به یادگیری ضرب‌المثل «آزموده را آزمودن خطاست» توصیه کرد و گفت: در مقابل دشمنان اعم از منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خواهیم ایستاد و قطعاً مردم عزیز بدانند که میدان را در مقابل آنها خالی نخواهیم کرد و در روز واقعه جنازه‌هایشان را روی تابوت‌های ایرانی از تنگه‌ی هرمز خارج خواهیم کرد.

    بخش‌هایی از این گفتگو در زیر آمده است:

    امام خمینی (ره) ۲۶ ام شهریور ماه سال ۱۳۶۴ در حکمی خطاب به فرمانده کل سپاه، فرمان تاسیس ۳ نیرو از جمله نیروی دریایی سپاه را صادر کردند؛ این حکم در شرایطی صادر شد که در آن زمان ارتش به عنوان نیروی نظامی فعالیت داشت؛ لطفاً توضیح دهید که نیروی دریایی سپاه بر مبنای چه ضرورت‌هایی تشکیل شد؟

    همانطور که مستحضرید ایران کشوری ذوالبحر است و در شمال و جنوبش دریا دارد؛ در شمال کشور حدود ۸۵۰ کیلومتر و در جنوب نیز حدود ۲۲۰۰ کیلومتر ساحل داریم که ۱۳۷۵ کیلومتر آن مربوط به خلیج فارس است. متاسفانه با شروع انقلاب بسیاری از ضد انقلابی‌ها حتی شاپور بختیار که جنایت‌های بسیاری را مرتکب شده بود؛ با استفاده از برخی خلاءهای امنیتی و مراقبتی از جمله در دریا فرار کرده و به همین دلیل مبارزه با پدیده‌های قاچاق انسان، کالا، پول و برخی مسائل دیگر صرفاً توسط ارتش جمهوری اسلامی  امکان پذیر نبود.

    از طرفی دیگر ما انقلاب کرده بودیم و مشکلاتی داشتیم؛ به همین دلیل سران کشور به این نتیجه رسیدند که حتما باید خلایی که در حوزه دریایی وجود دارد، پوشش داده شود. در آن زمان بر همین مبنا در سپاه یگان‌های دریایی تاسیس شد؛ شروع یگان های دریایی با استفاده از شناورهای تقریحی دوران طاغوت بود؛ این شناورها در تفریگاه‌های طاغوتیان در شمال کشور مصادره شد و بچه ها با همین شناورها کار خود را آغاز کردند.

    در جنوب کشور سواحل خلیج فارس را به سه بخش تقسیم کردیم؛ ماهشهر و سپاه آبادان در استان خوزستان، پایگاه بوشهر در استان بوشهر و پایگاهی در استان هرمزگان که جنوب استان سیستان و بلوچستان را نیز پوشش می‌داد؛ به این ترتیب نواحی ساحلی جنوب کشور تقسیم بندی و امنیت در این نواحی برقرار شد.

    یگان‌های ۳ گانه دریایی سپاه با شروع جنگ تحمیلی به نواحی ۳ گانه دریایی سپاه از جمله ناحیه ۳ خوزستان، ناحیه ۵ بوشهر و ناحیه ۷ هرمزگان تبدیل شدند. حتی در دوران دفاع مقدس هم با وجود اینکه نیروی دریایی ارتش وجود داشت، ما نیاز به حضو در دریا داشتیم؛ چراکه نیروی دریایی ارتش معمولا در عمق های بیشتر با دشمن درگیر بود و در عمق های پایین تر امکان حضور ناوها وجود نداشت. مجبور بودیم در این مناطق از شناورها استقاده کنیم.

    در آغاز دوران دفاع مقدس ماموریت تامین امنیت شناورهای پشتیبانی بر عهده‌ی نواحی دریایی سپاه قرار گرفت و من در آن دوران فرماندهی دو شناور سپاه را بر عهده داشتم. در عملیات‌های خیبر و نیز پشتیبانی و انتقال رزمنده‌ها بر عهده‌ی نواحی دریایی سپاه قرار گرفت و پس از عملیات بدر بود که در روز ۲۶ شهریور ۱۳۶۴حضرت امام خمینی (ره) فرمان تشکیل ۳ نیروی زمینی، دریایی و هوایی سپاه را صادر کردند. اگرچه نیروی دریایی سپاه تا آن زمان هنوز به عنوان نیرو قلمداد نمی‌شد، اما وجود داشت و از سال ۵۹ نقش آفرینی می‌کرد.

    تقریباً همزمان با تاسیس نیروی دریایی سپاه، عراق جبهه‌های نبرد را به دریاها کشاند و به مورد هدف قرار دادن سکوهای نفتی و کشتی‌های تجاری متعلق به جمهوری اسلامی ایران روی آورد؛ ارتش و سپاه برای مقابله با این اقدامات چگونه عمل کرد؟

    ما در دریا امکانات زیادی اعم از سکوهای نفتی و گازی داریم و در زمان دفاع مقدس جزو کشورهای تک محصولی بودیم و مجبور به صادرات نفت برای حیات خود بودیم؛ گرچه عراقی‌ها قبل از آغاز جنگ تحمیلی ۱۳ میلیون جمعیت داشتند و ما ۳۳ میلیون، اما تمام دنیا از حزب بعث حمایت و پشتیبانی می‌کردند و ۸۴ کشور رسماً انواع حمایت‌ها را از رژیم بعثی عراق انجام می‌دادند و ما تنها بودیم و از کشورهای عربی تنها سوریه بطور کامل و لیبی آن هم به صورت نیم بند با ما بود و دیگر کسی از کشورهای عربی با ما نبودند. کره شمالی و چین هم بصورت نیم بند با ما بود؛ به همین دلیل مجبور بودیم برای اداره کردن جنگ و کشور، نفت را صادر کنیم.

    زمانی که صدام حسین در جبهه های زمینی مقابل ایران مستاصل شد، جنگ را به دریا کشاند؛ صدام در ابتدا سکوهای نفتی ما را مورد هدف قرار و آن‌قدر انهدام سکوهای نفتی ما را ادامه داد تا به سکوی نفتی جزیره خارک رسید؛ خارک تنها مسیری بود که کشتی ها برای بارگیری نفت باید به آنجا می‌آمدند.

    نفت کشورهای عربی در حال صادر شدن بود و بخشی از پول این نفت‌ها در اختیار صدام قرار می‌گرفت، اما صدام کشتی‌های ما را یک به یک می‌زد؛ اینکه کشتی‌های آنها به سلامت عبور کنند اما آنها کشتی‌های ما را بزنند، یک دهن کجی به ملت ایران محسوب می‌شد؛ اینجا بود که مقابله به مثل آغاز شد؛ وقتی آنها نفتکش‌های ما را می‌زدند، ما هم نفتکش‌های آنها را می‌زدیم.

    این کار بر عهده سپاه بود یا ارتش؟

    شروع این کار با نیروی هوایی ارتش بود که با موشک های فونیکس انجام می‌شد اما زمانی که یکی از هواپیماهای اف-۱۴ ما در بوشهر مورد هدف قرار گرفت، کار انهدام نفتکش‌ها متوقف شد. نیروی دریایی ارتش نیز روی برخی از سکوها سامانه‌های پدافند هوایی مستقر کرده بودند؛ اینها با موشک هایی که روی بالگردهای ۲۱۲-AB نصب می‌شد، کشتی‌ها را مورد هدف قرار می‌دادند؛ اما زمانی که عراقی‌ها سکوهای نفت را زدند، این کار نیز تعطیل شد؛ از اینجا ما وارد شدیم؛ ما نمی‌توانستیم ناظر باشیم و غیرت‌مان این اجازه را نمی‌داد.

    یکی از افتخاراتی که نیروی دریایی سپاه دارد این است که بیش از ۱۳۴ فروند کشتی را از کشورهای متخاصم و حامی صدام و حزب بعث از آمریکا گرفته تا شوروی مورد هدف قرار دادیم. در مجموع در جنگ نفتکش‌ها در دوران دفاع مقدس بیش از ۵۰۰ کشتی در خلیج فارس مورد هدف قرار گرفت که ۶۰ فروند از آنها کشتی‌های تجاری ما بود.

    در دوران دفاع مقدس ایالات متحده آمریکا نیز در مقطعی به نوعی وارد جنگ نفتکش‌ها شد؛ نحوه‌ مواجهه نیروهای مسلح ایران با آمریکا چگونه بود؟

    در دوران دفاع مقدس تا پیش از جنگ نفتکش‌ها فقط با ارتش بعث عراق درگیری داشتیم اما آمریکایی‌ها برای اینکه در این جنگ به صدام کمک کنند، در جبهه زمینی به آنها امکانات جاسوسی می‌دادند؛ در آن زمان یک نماینده وزارت امور خارجه آمریکا پیش صدام رفت و پس از آن کار جاسوسی آمریکایی‌ها برای عراقی‌ها آغاز شد.

    در آن زمان آمریکایی یک ناو بزرگ بنام «یواس‌اس استارک» داشتند که این ناو میان جزیره خارک و ساحل عراق قرار گرفته بود و به نوعی تبدیل به چک پوینت (Check Point) برای هواپیماهایی شده بود که از ناصریه عراق پرواز می‌کردند؛ افسران مستقر در این ناو مستقیماً با خلبانان جنگنده‌های عراقی در ارتباط بودند و به آنها موقعیت کشتی های ایرانی را می‌دادند تا اهداف خود را سریعتر پیدا کنند. ازآن جایی که خداوند با ما بود، در یکی از پروازهای جنگنده‌های عراقی، خلبان عراقی در هوا با ناو آمریکایی ارتباط داشت و درحال دریافت موقعیت هدف ایرانی بود که به اشتباه ناو آمریکایی را مورد هدف قرار داد؛ بر اساس مستنداتی که در اختیار داریم در این اتفاق که نخستین سیلی ای بود که خداوند در خلیج فارس به آمریکایی‌ها زد، ۱۱ ملوان آمریکایی مستقر در ناو استارک کشته شدند.

    پس از این اتفاق حدود ۳ الی ۴ ماه رابطه‌ عراق و آمریکا تقریباً کدر شد، اما زمانی که  ایران در جنگ در حال پیروزی بود آمریکایی‌ها خودشان وارد شدند و یکی از سکوهای نفتی ما را مورد اصابت قرار دادند؛ در ابتدا اخطار دادند و کارکنان مستقر در سکوی نفتی محل را تخلیه کردند و آمریکایی‌ها سکوی نفتی را زدند؛ عملاً از ماه شهریور سال ۱۳۶۶ تا پایان جنگ و دفاع مقدس بدون واسطه با آمریکایی‌ها درگیر شدیم.

    واکنش نیروهای مسلح ایران به اقدام آمریکا در مورد هدف قرار دادن سکوی نفتی چه بود؟

    این اقدام اولین دهن کجی آمریکایی بود؛ در آن زمان ما فاو را تصرف کرده بودیم؛ در جنوب فاو پایگاهی به نام سایت موشکی ۸۱ قرار داشت که عراقی‌ها از آن نقطه کشتی‌های ما را در خور موسی مورد اصابت موشک قرار می‌دادند. نیروی دریایی سپاه به عنوان اولین نیرویی که نیروی موشکی ساحل به دریا را راه اندازی کرد، تعدادی موشک ضد کشتی کرم ابریشم چینی در اختیار داشت؛ ساز و کار این موشک‌ها نیز به این صورت است که  ۱۵ کیلومتر پس از شلیک، رادار جستوجو گر موشک ۱۵ درجه در چپ و راست خود را جست و جو می‌کنند و به محض مشاهده نخستین هدف، آن را مورد اصابت قرار می‌دهد.

    در بندر الاحمدی کویت تعدادی کشتی پشت سر هم استاده بودند که پاشنه آنها روبروی سایت موشکی ۸۱ فاو بود؛ در میان کشتی‌های مستقر در الاحمدیه یک کشتی آمریکایی به نام «سانگاری» نیز حضور داشت؛ در پاسخ به حمله آمریکایی‌ها به یکی از سکوهای نفتی ما، از سایت موشکی ۸۱ عملیاتی موشکی انجام دادیم و نخستین موشک را به سمت کاروان کشتی‌ها شلیک کردیم؛ بر اساس ویژگی‌هایی که موشک شلیک شده داشت، نخستین کشتی در مسیر حرکت موشک باید مورد هدف قرار می‌گرفت، اما این موشک اولین و دومین کشتی را نادیده گرفت و مستقیماً به کشتی سوم که متعلق به ایالات متحده آمریکا بود برخورد کردو با نخستین شلیک ما، کشتی آمریکایی مورد هدف قرار گرفت که این نخستین سیلی خداوند بود که به دست پاسداران نیروی دریایی سپاه به صورت ایالات متحده کوبانده شد؛ در آن عملیات موشکی  ما  ۱۸شلیک انجام دادیم که ۱۵ فروند آنها به هدف اصابت کرد؛ این در حالی است که این نوع موشک‌ها معمولاً از هر ۵ فروند، یکی به هدف اصابت می‌کند.

    ما در دریا بارها خداوند و دست یاری او را دیدیم و دومین سیلی خداوند به آمریکایی‌ها که به دست پاسداران نیروی دریایی سپاه به صورت آمریکایی‌ها برخورد کرد، زمانی بود که ما نخستین عملیات مین ریزی دریایی را انجام دادیم و یک کشتی آمریکایی با این مین‌ها برخورد کرد.

    سومین سیلی خدا آبروی آمریکایی‌ها را برد مربوط به یک کشتی کویتی بود به نام الرخاء است؛ این کشتی که به نام «اس‌اس بریجتون» تغییر نام داد و پرچم آمریکا نیز در پاشنه آن قرار گرفت با ۳۵۰ متر طول، ۳ باند فرود هلی کوپتر داشت و به نوعی مظهر قدرت آمریکا بود؛ در حالی که ۱۵۰ خبرنگار برای به تصویر کشیدن قدرت آمریکا روی بریجتون قرار داشتند، این کشتی به همراه ۳ نفتکش و ۴ ناوِ اسکورت از بندر فوجیره در امارت حرکت خود را آعاز کردند؛ آمریکایی‌ها اینگونه گفته بودند که هر کسی که در خلیج فارس زیر پرچم ما قرار بگیرد، امنیت او بصورت کامل حفظ می‌شود. کاروان کشتی بریجتون حرکت خود را آغاز کرد و آنها فکر می‌کردند که در تنگه هرمز که ۵۵ کیلومتر عرض دارد از سمت ایران مورد هدف قرار می‌گیرند؛ ما آمادگی این حمله را نیز داشتیم اما خدا نخواست و این اتفاق نیفتاد؛ آنها همچنین فکر می‌کردند که در تنگه دوم خلیج فارس که برآمدگی کشور قطر است، مورد هدف قرار می‌گیرند که باز هم این اتفاق نیفتاد و در جایی دیگر شهید مهدوی با دو شناور و ۵ فروند مین، در شرایطی که حتی کاروان بریجتون را نمی‌دیدند، با عمل به آیه «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم» اقدام به مین ریزی کردند؛ کاروان بریجتون به گونه‌ای حرکت می‌کرد که ۴ ناو اسکورت آن با آرایش لوزی(یک ناو در جلو، دو ناو در کنار و یک ناو در عقب) قرار داشتند؛ اگر نخستین ناو اسکورت روی مین می‌رفت، غرق نمی‌شد و خبرنگاران متوجه چیزی نمی‌شدند، پشت سر ناو، یک کشتی دیگر قرار داشت که آن هم از روی مین عبور نکرد؛ از آنجایی که حضرت امام (ره) با شجاعت فرموده بودند که بریجتون باید از بین برود، دقیقاً سمت راست کشتی بریجتون با مینی که پاسداران در آب ریخته بودند، اصابت کرد و شعله ور شد؛ خبرنگاران با بالگرد از کشتی خارج شدند اما کارکنان کشتی همچنان روی کشتی بودند؛ ما صدای ضبط شده مکالمات روی کشتی را در اختیار داریم؛ کارکنان این کشتی فریاد می‌زنند و می‌گویند شما که این همه تبلیغ می‌کردید، کجا هستید؟ به داد ما برسید؛ اما به دلیل اینکه منطقه مین ریزی شده بود، هیچ کس جرات نمی‌کرد نزدیک کشتی بریجتون شود و تنها چند یدک کش از کشورهایی که همواره نوکری آمریکایی‌ها را می‌کردند، به این کشتی نزدیک شدند.

    چهارمین سیلی خدا نیز طی یک درگیری توسط شهید مهدوی و با انهدام یک هلیکوپتر کبری به صورت آمریکایی‌ها اصابت شد. سیلی پنجم ۲۹ فروردین سال ۶۷ و در جریان حمله آمریکایی‌ها به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس به صورت آمریکایی‌ها زده شد؛ به دنبال حمله به سکوی نفتی ایران، پاسداران نیروی دریایی سپاه برای کمک به کارکنان شرکت نفت در سکویی که مورد هجوم قرار گرفته بود اعزام شدند و به مقابله با آمریکایی‌ها پرداختند که در جریان این درگیری خسارت سنگینی به آمریکایی ها وارد شد. ششمین سیلی نیز با مورد هدف قرار گرفتن ناو موشک‌انداز آمریکایی «ساموئل بی. رابرتز» به صورت آنها برخود کرد و هیمنه آمریکایی‌ها فرو ریخت.

    در واقع طی یک سال و نیم درگیری مستقیم با آمریکایی‌ها با این ۶ سیلی بیش از ۵۰ نفر از آمریکایی‌ها کشته شدند و ما تنها ۹ شهید تقدیم کردیم و ۴ قایق از دست دادیم. خیال نکنید که آمریکا بتی شکست ناپذیر است؛ چراکه آن زمان که ما با قایق‌های مصادره‌ای با آنها مقابله می‌کردیم و بالاترین سلاح ما آرپی‌جی و توپ ۱۰۷ بود، در ۶ مواجهه مستقیم آنها را شکست دادیم و امروز نیز موشک هایی دور برد با دقت‌های بسیار بالا و شناورهایی با سرعت بیش از ۹۰ نات (تقریباً ۱۶۷ کیلومتر بر ساعت) داریم که در تصورشان نیست. امروز می‌توانیم بگوییم که اولین کشوری در دنیا هستیم که دارنده انبوهی از قایق‌های تندرو هستیم و این دستاورد با همت جوانان ایرانی به دست آمده است.

    اشاره کردید که نیروی دریایی سپاه دارای بیشترین قایق‌های تندرو در دنیا است و می‌دانیم که این نیرو علاوه بر قایق‌های تندرو، به انواع موشک‌ها و سلاح‌ها و تجهیزات پیشرفته نیز مجهز است، اما امروز این قایق‌های تندرو هستند که برای دشمنان تبدیل به کابوسی در خلیج فارس شده‌اند؛ به نظر شما این قایق‌ها چقدر در مناسبات منطقه‌ای تاثیر گذار هستند؟

    فرمانده ناوگان پنجم ایالات متحده گفته بود که هر زمان که به خلیج فارس می‌آییم، کابوس قایق‌های تندرو را می‌بینیم. این قایق‌ها ابزار هستند و آمریکایی‌ها هم می‌توانند این ابزار را در اختیار داشته باشند، اما آنچه که اهمیت دارد، افرادی هستند که روی این قایق‌ها می‌نشینند.

    در عمر خدمتی بنده در نیروی دریایی سپاه دوبار آمریکایی‌ها (۴ نفر در سال ۸۲ و ۱۰ نفر در سال ۹۴)، دوبار انگلیسی‌ها (سال‌های ۸۲ و ۸۵)، یکبار کانادایی‌ها و یکبار هم استرالیایی‌ها جلوی رزمندگان ایرانی زانو زدند؛ اینهایی که شاید روزی ما را به حساب نمی‌آوردند، اما از قایق‌های تندروی سپاه وحشت دارند؛ البته رعب و وحشت آنها از قایق‌های تندرو نیست، بلکه این وحشت را خداوند در دل آنها قرار داده است.

    سال ۸۵ که کلاه سبزهای انگلیسی وارد مرزهای ما شده بودند تنها یک قایق از ما سراغ آنها رفت که این قایق نیز مجهز به یک قبضه دوشکا و یک قبضه تیربار و ۳ قبضه اسلحه کلاشینکف بود؛ وقتی اسلحه را سمت انگلیسی ها گرفتند، صحنه باور کردنی نبود. زمانی که اسلحه‌ها و تجهیزات انگلیسی‌ها را در اتاقی چیدیم، مشاهده کردیم که آنها به روزترین تجهیزات و نقشه‌ها را در اختیار داشتند؛ من از فرمانده آنها پرسیدم که شما کلاه سبز هستید و این همه امکانات در اختیار داشتید و سرعت قایق‌های شما نیز چندین برابر قایق‌های ماست، چه شد که خود را تسلیم کردید؟ او پاسخ داد که خودمان هم نفهمیدیم. واقعا خداوند وعده‌هایی که در قرآن داده بود را عملی کرد و رعب و وحشتی در دل دشمنان ما انداخت؛ این درحالی است که افرادی که با توکل بر خدا بر این قایق‌ها سوار می‌شوند، موجب وحشت دشمنان می‌شوند.

    ما بارها تجربه کرده‌ایم، زمانی‌که با شناورهای سنگین‌تر به سراغ دشمنان می‌رویم، آنها سر جای خود می‌ایستند اما وقتی با ۴ قایق به طرف‌شان می‌رویم، آنها به سرعت منطقه را ترک و فرار می‌کند؛ اینها همواره به دنبال آن بودند که برای مقابله با کابوس قایق‌های تندرو کاری بکنند، اما به یاری خدا تا الان نتوانستند کاری انجام دهند و ما نیز به یاری خدا روز به روز هم دقت و برد سلاح های خود را افزایش می‌دهیم و هم اینکه سرعت شناورهای خود را افزایش داده و آنها را منحصربفرد می‌کنیم؛ این اقدامات را نیز خودمان در داخل و با استفاده از امکانات نیروی دریایی سپاه و وزارت دفاع انجام می‌دهیم.

    اشاره‌ای داشتید به استفاده از موشک‌ها در نیروی دریایی سپاه؛ کدام سامانه‌های موشکی در خلیج فارس مستقر هستند؟

    موشک‌هایی که ما استفاده می‌کنیم تنوع بسیاری دارند و با قابلیت‌ها، ویژگی‌ها و مزیت‌های خود قادر هستند خلیج فارس و حتی فراتر از خلیج فارس را پوشش دهند و دشمنان ما نیز این را می‌دانند؛ ما کشوری بودیم که هیچ کس کمک‌مان نکرد و اگر کاری انجام شد، توسط جوانانی بود که خدا کمک‌شان کرد. زمانی پزشکان عمومی که در ایران فعالیت می‌کردند، هندی و پاکستانی بودند، اما امروز با حمایت‌های مقام معظم رهبری از علوم مختلف، در همه‌ی عرصه‌های علمی در لبه‌ی تکنولوژی روز دنیا حرکت می‌کنیم و به لطف خدا امروز در حوزه شناور و موشک چیزی وجود ندارد که خودمان نساخته باشیم؛ به بردهایی دست یافته‌ایم که دشمنان اصلا تصور نمی‌کنند و در مخیله آنها نمی‌گنجد؛ این ادعا قابل مشاهده است و همواره در رزمایش‌ها بخشی از دستاوردهای خود را در معرض نمایش گذاشته‌ایم.

    زمانی ما از پهپاد چیزی نمی‌دانستیم و حتی برخی در داخل به این پرنده «پهباد» می‌گفتند؛ اما امروز خودمان یکی از سازندگان پهپاد با بردهای بسیار بالا هستیم.

    چند درصد از تجهیزات در اختیار نیروی دریایی سپاه تولید داخل است؟

    بالغ بر ۹۰ درصد؛ امروز در ساخت همین پهپادها از سوخت تا موتور و پوسته و الکترونیک هوانوردی، همه ساخت داخل است.

    با توجه به اینکه در حال نزدیک شدن به پایان تحریم‌های تسلیحاتی شورای امنیت سازمان ملل هستیم، آیا در نیروی دریایی سپاه نیازی به تامین قطعات و تجهیزات خاصی از خارج از کشور وجود دارد و برنامه‌ای در این زمینه پیش بینی شده است؟

    در مجموع درحوزه نظامی شاید کمتر ۵ درصد از نیازمندی‌ها از خارج تامین شود و مابقی تولیدات داخل است؛ با برداشته شدن تحریم‌های تسلیحاتی نه به دنبال واردات بلکه به دنبال صادرات هستیم؛ از برداشته شدن این تحریم‌ها می‌خواهیم استفاده اقتصادی کنیم؛ این تحریم‌ها باعث شد که ما برای خودمان فکری کنیم؛ اگر تحریم‌ها نبود، ما باید موشک و شناورهای مورد نیاز خود را از خارجی‌ها می‌گرفتیم؛ تحریم‌ها واقعا به ما کمک کرد. شرایط تحریمی در حوزه‌های پزشکی و دارویی سخت است و ما عزیزانی را به این دلیل از دست داده‌ایم، اما در زمینه تحریم‌های نظامی انصافاً کار کرده‌ایم؛ از هر مانعی که برای ما ایجاد کردند، عبور کردیم و تحریم‌ها تبدیل به نعمتی برای ما شد.

    اگر تحریم‌ها را بردارند، می‌توانیم کار اقتصادی کنیم و وزارت دفاع می‌تواند تولیدات خود را به کشورهای خارجی عرضه کند و در کشورهای مختلف نمایشگاه برپا کند و علناً تولیدات خود را به فروش برسانیم.

    نیروهای مسلح همواره برای حفظ آمادگی‌و همچنین به نمایش گذاشتن بخش‌هایی از اقتدار و توان خود اقدام به برگزاری رزمایش‌های مختلف در گستره‌های گوناگون می‌کنند؛ اخیراً نیز نیروی دریایی سپاه در آب‌های خلیج فارس رزمایشی برگزار کرد که با بازتاب‌های بسیاری همراه بود؛ تاثیر برگزاری این رزمایش‌ها چیست؟   به نظر شما به ویژه در سال‌های اخیر که شاهد افزایش فشارهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران هستیم، رزمایش‌هایی که توسط نیروهای مسلح برگزار شده است چه میزان در قدرت چانه‌زنی دیپلمات‌های ما تاثیر گذار بوده است؟

    همانطور که آمریکایی‌ها مکرراً اعتراف کرده‌اند که ماجرای ۱۱ سپتامبر را به وجود آوردند تا بهانه‌ای برای حمله نظامی به عراق، ایران و افغانستان داشته باشند، ما نیز در برنامه‌ی حمله مستقیم آمریکایی‌ها بودیم؛ آنها به برنامه‌ریزی‌های خود در افغانستان و عراق را عمل کردند اما سمت ایران نیامدند؛ چراکه در هر رزمایش از یک سلاح جدید رونمایی کردیم و قدرت بازدارندگی خود را نشان دادیم و این باعث شد آمریکایی‌ها سمت ایران نیایند.

    حرکت بعدی جرج بوش رئیس جمهوری پیشین آمریکا پس افغانستان و عراق، ایران بود؛ مادربمب‌هایی که در افغانستان و عراق بکار می‌بردند برای این بود تا به ما نشان دهند چه قدرتی دارند و از آنها بترسیم؛ برخی نیز به ما گفتند که از آمریکا بترسید؛ چراکه آنها عده‌ای را علیه شما جمع کرده‌اند. آمریکایی‌ها در اطراف ما اقداماتی کردند تا ما بترسیم، اما رهبری عزیزمان خیلی با شجاعت و محکم ایستادگی کردند، مردم به میدان‌ها آمدند و رزمایش‌هایی که برگزار کردیم، باعث شد تا آنها عقب نشینی کنند و تا کنون نیز اینگونه بوده است.

    اگر ما مسیری را که تاکنون آمده‌ایم، ادامه دهیم و خدا را فراموش نکنیم، وعده‌ی الهی موفقیت و غلبه‌ی ما بر دشمن خارجی خواهد بود.

    متاسفانه فشاری که الان به مردم می‌آورند به دلیل بی عرضگی ما مسئولان است؛ چراکه ما کشوری با منابع بسیار و مردمی بسیار خوب هستیم، ۴۰ سال است که در فشار تحریم و محاصره اقتصادی زندگی می‌کنیم و ۸ سال را نیز در جنگ نظامی بودیم اما اجازه ندادیم یک وجب از این خاک کم شود.

    رهبری بارها به ویژه در بحبوبه مذاکرات هسته‌ای و اوج گیری انتقادها ازعملکرد مذاکره کنندگان و دیپلمات‌ها از تیم دیپلماسی حمایت تمام قد کردند؛ به نظر شما آیا اقداماتی که دیپلمات‌ها انجام داده‌اند، از عوامل بازدارندگی محسوب نمی‌شود؟

    ما نمی‌گویم که دیپلماسی در ایجاد بازدارندگی هیچ کارایی ندارد، بلکه اتفاقاً دیپلماسی فعال در این زمینه کارایی بسیاری دارد؛ دیپلماسی‌ای که در کنارش یک نیروی قوی پشتیبانی کند؛ ما نیز به دیپلماسی فعال اعتقاد داریم و بر این باور هستیم فقط با اقتدار دفاعی و نظامی نمی‌توان کاری را پیش برد و برای ایجاد بازدارندگی مطمئن اقتدار دفاعی باید در کنار دیپلماسی قرار بگیرد.

    به نظر شما آیا الان این‌گونه است؟

    بله اما «کج دار و مریز»؛ باید محکم در مسیرمان ایستادگی کنیم و آنچه که منویات رهبری معظم است را به عنوان راهبرد قرار دهیم.

    با توافق عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی و همچنین برقراری روابط دیپلماتیک میان بحرین و این رژیم در روزهای گذشته، شاهد باز شدن پای اسرائیل به منطقه خلیج فارس هستیم؛ سپاه پاسداران نیز با صدور بیانیه‌هایی شدیداللحن به این تحولات واکنش نشان داد و خطاب به حکام بحرین گفت که منتظر انتقام سخت باشند؛ به نظر شما این تحولات چه قدر در منطقه حساس خلیج فارس تاثیر گذار است؟ آیا تهدیداتی که سپاه مکرراً در بیانیه‌های خود در این خصوص اعلام کرده است، امکان اجرایی شدن دارند؟

    در بیانیه سپاه بر عزم انتقام سخت مجاهدان آزادی قدس و ملت مسلمان بحرین تاکید شده است و دشمنان نیز از این ظرفیت به خوبی آگاه هستند؛ ما بارها در رزمایش‌ها اعلام کرده‌ایم که پیام ما به همسایگان، صلح و دوستی و محبت و مسلمانی است؛ چراکه ما مسلمانیم و کشورهای جنوب خلیج فارس هم مسلماند. جمهوری اسلامی در طول تاریخ عمر ۴۲ ساله خود حتی یک‌بار هم به کشوری حمله نکرده است، بلکه همواره از کشورهای مظلوم و مسلمان از جمله سوریه، لبنان و یمن حمایت و به آنها کمک کرده است.

    دشمن همواره به دنبال دشمن تراشی برای تامین ۳ خواسته‌اش یعنی فروش تسلیحات نظامی، ایجاد پایگاه‌ها و دیکته کردن حضور نا مشروع خود در منطقه و تسلط بر کشورهای منطقه بوده است؛ در حالی که هر سه این اهداف برای ما محدود است؛ ما دشمنی برای کشورهای مسلمان نیستیم؛ چراکه مسلمانیم و قرآن به ما اجازه نمی‌دهد تا زمانی که مورد جنگ و تجاوز قرار نگیریم، به حمله بپردازیم؛ در واقع مشی و راهبرد جمهوری اسلامی نیز حمله به این کشورها نیست.

    آمریکایی‌ها ترس از جمهوری اسلامی را در دل کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی نظامیان خودشان انداخته اند، این در حالی است که زمانی که ما آنها را بازداشت کردیم، بیشترین محبت را به آنها داشتیم به گونه‌ای که حتی یکی از نظامیانی که به بازداشت پاسداران درآمده بود، می‌گفت که به ما گفته بودند که شما پاسداران افراد خشنی هستید و خون می‌خورید و اصلا نمی‌خندید؛ من به او گفتم که ما هم می‌خندیم و هم بلدیم جوک بگوییم اما حاضر نیستیم بر سر اصول خود معامله کنیم.

    ما همواره گفته‌ایم که خلیج فارس برای ما منطقه‌ای حساس است؛ این منطقه برای کشورهای مقابل هم حساس است. قطعاً آمدن رژیم صهیونیستی به این منطقه به ضرر کشورهای مقابل خواهد بود و ما این حضور را تهدید حساب می‌کنیم و معتقدیم که کشوری که همسایه ماست، نباید این کار  را بکند؛ این کار درست نیست و خودشان ضرر می‌کنند.

    موضع گیری سیاسی از مسئولیت‌های من نیست اما من از لحاظ نظامی می‌گویم که منطقه باید عاری از حضور بیگانگان باشد؛ ما خودمان می‌توانیم با هم رزمایش مشترک برگزار و برادری کنیم. ما کشوری هستیم که به واسطه‌ی منابع مختلف آبی که داریم حتی ۱۰ درصد هم از آب دریاها استفاده نمی‌کنیم، اما در آن طرف خلیج فارس بیش از ۶۰ درصد نیاز آبی کشورها با استفاده از آب شیرین‌کن‌ها، از آب دریا تامین می‌شود و این اصلا خوب نیست. کشورهای استعمارگر در خلیج های بسته خود زیردریایی‌های با سوخت هسته ای خود را نمی‌برند، اما اینجا می‌آورند؛   اگر خدای ناکرده برای یکی از ناوهای بیگانه مستقر که دارای سوخت هسته‌ای هستند، اتفاقی بیفتد، این ما به عنوان ساکنان منطقه هستیم که درگیر عواقب زیست محیطی این اتفاق می‌شویم.

    تحولات اخیر در منطقه چه میزان در ماموریت‌های نیروی دریایی سپاه به‌عنوان پیشانی جمهوری اسلامی در مواجهه با صهیونیست تاثیر گذار است؟

    تاثیر چندانی ندارد؛ ما کار خود را انجام می‌دهیم و برای مقابله با تهدیدات هر دشمنی خود را آماده کرده و از لحاظ نظامی آمادگی صددرصدی خود را حفظ کرده‌ایم و همانطور که تحریم‌ها باعث شد ما آماده‌تر شویم، هر قدر تهدیدات دشمن در ظاهر به ما نزدیک‌تر شود، ما نیز آماده‌تر می‌شویم و این حکم عقل سلیم است.

    همواره یکی از برتری‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تحولات خلیج فارس، طرح موضوع بستن تنگه هرمز بوده است؛ این موضوع از سوی رئیس جمهوری و برخی مسئولان نیز مطرح شده است؛ آیا موضع‌گیری در این زمینه در هماهنگی با نیروهای مسلح انجام می‌شود؟ آیا بستن تنگه هرمز در عمل امکان پذیر است؟

    البته که همه‌ سیاست‌های اعلامی با هماهنگی بیان می‌شوند. درباره سیاست بستن تنگه هرمز نیز تصمیم گیران راهبردی باید صحبت کنند، اما آن بخشی که مربوط نیروی دریایی سپاه می‌شود این است که ما برای اجرای هر فرمانی آماده هستیم.

    من و هم‌رزمانم در نیروهای مسلح اگر اتفاقی بیفتد، کسانی نیستیم که در زیرزمین‌های بسته بنشینیم و کار را هدایت کنیم و قطعاً تا پای جان در راه اجرای فرمان رهبری و دفاع از منافع ملی ایستادگی می‌کنیم و از هیچ کس هیچ ترس و واهمه‌ای نداریم و قادر هستیم به هرآنچه اعلام می‌کنیم، عمل کنیم.

    به نظر شما به‌عنوان فرمانده نیروی دریایی سپاه و یکی از فرماندهان عالی رتبه نظام، در صورتی که در آب‌های جنوبی کشور درگیری‌ای میان ایران و ایالات متحده آمریکا شکل بگیرد، دست برتر با کدام طرف خواهد بود؟

    قطعاً اینجا خانه‌ی ماست و این تروریست‌های آمریکایی‌ هستند که در جایی اشتباه حضور یافته‌اند. ما هیچ‌گاه شروع کننده جنگ نبوده و نخواهیم بود اما اگر احیاناً جنگی صورت بگیرد، قطعاً واهمه‌ای از آن نداریم؛ ما همواره از جنگ بر حذریم، اما اگر دشمنان بخواهند منافع ملی ما را در هر نقطه از کشور با تهدید روبرو سازند و به آنها تعرضی کنند، قطعاً در مقابل این اقدام قاطعانه می‌ایستیم.

    اگر بخواهید دشمنان را مورد خطاب خود قرار دهید، به آنها چه می‌گویید؟

    به آنها می‌گویم که «آزموده را آزمودن خطاست»؛ دشمنان باید این ضرب‌المثل ایرانی را یاد بگیرند؛ به آنها توصیه می‌کنیم به منافع کشور و مقدسات دینی، انقلابی و ناموسی ما دست درازی نکنند؛ چراکه اگر دست درازی کردند، دست آنها را از قطع می‌کنیم و اگر دندانشان را تیز کردند، دندان‌هایشان را در دهان‌شان خورد می‌کنیم و این شعار نیست و در عمل آن را ثابت کرده‌ایم.

    آنها در دوران دفاع مقدس دیدند زمانی که همه‌ی امکانات را داشتند و ما از هیچ تجهیزاتی به ویژه در دریا بهره‌مند نبودیم و فقط خدا را داشتیم، چگونه سیلی‌های متعدد بر صورت‌شان زدیم، اما امروز هم خدا را داریم و هم امکانات بسیار پیشرفته داریم. در مقابل دشمنان اعم از منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خواهیم ایستاد و قطعاً مردم عزیز بدانند که میدان را در مقابل آنها خالی نخواهیم کرد و در روز واقعه جنازه‌هایشان را روی تابوت‌های ایرانی از تنگه‌ی هرمز خارج خواهیم کرد.

    همچنین پیامی هم برای کشورهای همسایه دارم و به آنها می‌گویم «ای برادران دینی؛ ما مسلمانیم و خدا، دین و پیامبرمان یکی است؛ بیایید برادری‌ها را تقویت کنیم. بیگانگان اگر منطقه را هم به آتش بکشانند، دل‌شان برای ما نمی‌سوزد؛ من و شما بچه‌های این منطقه هستیم و بیگانگان سرانجام خواهند رفت و همانطور که خودشان گفتند پس از آنکه شما را دوشیدند، رهایتان می‌کنند؛ بدانید آمریکایی یا غیر آمریکایی برای نگه داشتن حکومت‌های شما، جان جوانانش را نمی‌دهد؛ به خودتان بیایید و بیایید با همدیگر دست برادری و دوستی بدهیم».

  • علی لاریجانی کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ یا رقیب شریف؟ / عطریانفر: تصمیم نهایی را باید از زبان خاتمی بشنویم

    علی لاریجانی کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ یا رقیب شریف؟ / عطریانفر: تصمیم نهایی را باید از زبان خاتمی بشنویم

    علی لاریجانی کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ یا رقیب شریف؟ / عطریانفر: تصمیم نهایی را باید از زبان خاتمی بشنویم

     

    اعتمادآنلاین| محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در خصوص روند عملکرد و نحوه حضور جریان اصلاح‌طلب در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده، گفت: در حال حاضر جبهه اصلاحات به مفهوم واقعیِ جبهه، حرکت مشترک و متحدالمالی را دنبال نمی‌کند و احزابی که به نام و یا به عملکرد ذیل جبهه اصلاحات تعریف می‌شوند، هرکدام در خصوص مساله انتخابات جمع‌بندی‌های متفاوتی را در دایره فهم متعارف و حزبی خودشان، دارند.

    وی ادامه داد: این جمع‌بندی‌ها درون جبهه اصلاحات دامنه فراخی دارد و این دامنه گسترده از حضور بی‌قید و شرط در انتخابات آغاز می‌شود و به امتناع و عدم مشارکت و احیاناً خدای ناخواسته ممکن است به تحریم هم کشیده شود. از این حیث با توجه به تنوع مزاج سیاسی موجود، قادر نیستیم رهیافت روشنی را ارائه کنیم و مدعی باشیم که جمع‌بندی غالب و گفتمان مسلط این است.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه اظهار داشت: امروز هیچ‌کدام از دغدغه‌های حزبیِ ابرازی، دلالت بر جمع‌بندی کلی نظر جبهه‌ اصلاحات ندارد اما از آنجایی که آقای سید محمد خاتمی محور الفت، پیوند و وحدت‌نظر همه نیروها ذیل چتر اصلاحات هستند و نظر این بزرگوار تقریبا می‌تواند گفتمان تمام‌کننده و سخن پایانی جمع باشد، باید تصمیم نهایی را از زبان ایشان بشنویم.

    وی ادامه داد: ما باید جهت‌گیری، سیاست‌گذاری و رفتار انتخاباتی‌ سال آینده را از ناحیه ایشان دریافت کنیم و آن را مبدا فعالیت‌های جبهه‌ای خود قرار دهیم. آن‌هایی که نسبت به جمع‌بندی‌ آقای خاتمی افراط کرده و جلو افتاده‌اند، باید برگردند و آن‌هایی که از دیدگاه ایشان عقب ماندند، باید خود را به سرعت به این نقطه تعادل برسانند، علی‌القاعده این اتفاق در افق ۶ ماه آینده رخ خواهد داد.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران همچنین افزود: البته پیشینه و تجربه عملی کارگزاران و ارتباط با آقای خاتمی، نشان می‌دهد که اصلاحات به سوی عقلانیت و اعتدال خواهد رفت و این رویکرد می‌تواند راهگشا باشد. به نظر می‌رسد آقای خاتمی در افق پیش‌رو به دیدگاه کارگزاران که بر واقع‌بینی و عمل سیاسی روی زمین دلالت دارد، نزدیک هستند و از دیگرانی که موضع رادیکال دارند، فاصله جدی خواهند داشت.

    عطریانفر در خصوص اسامی مختلفی که به عنوان کاندیداهای احتمالی جریان اصلاح‌طلب مطرح می‌شوند نیز بیان داشت: در رابطه با اسامی نامزدها، از مجموعه قریب به ۱۰ نفر چهره‌هایی که احتمالا می‌توانند واجد صلاحیت مقدماتی برای تطبیق با عنوان رجل سیاسی و مدیر و مدبر بودن باشند، نام هیچکدام از این عزیزان، تقدم و تاخری در دیدگاه فعلی کارگزاران که نزدیک‌ترین اندیشه سیاسی واقع‌گرا نسبت به پرچمدار اصلاحات یعنی آقای خاتمی است، ندارند. هیچکدام تفوق و برتری‌ نسبت به دیگران در مقام نظری ندارند و نمی‌توان به آن‌ها را در شرایط مقدماتی، برتری داد.

    عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران درخصوص مطرح شدن احتمال حمایت از لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰ و همچنین شرطی که از سوی لاریجانی مبنی بر حمایت راست سنتی از او مطرح شده است، گفت: چنانچه مبدا تصمیمات ما حول پرچمداری آقای خاتمی باشد و همچنین زمینه مستعد از نظر انفتاح حقوقی سیاسی از ناحیه شورای نگهبان فراهم باشد، بالطبع جریان اصلاحات به سمت حمایت از نیروهای ذاتی، درونی و جبهه‌ای خود، جهت پیدا می‌کند و علی‌القاعده منتخب جبهه‌ای خود را مدنظر و مورد حمایت قرار می‌دهد.

    وی ادامه داد: آقای لاریجانی از منظر تاریخی، متعلق به جریان اصولگرایی است، اما حداقل از سال ۸۴ تا به امروز رفتار، منش و نوع سیاست‌ورزی ایشان شباهت‌های زیادی به رویکردهای اصلاح‌طلبانه داشته و تجربه سه دوره مجلس ایشان هم نوعی رضایت‌مندی را از سوی اصلاح‌طلبان در کنار خود دارد، لذا عطف عنایت به امثال آقای لاریجانی زمانی می‌تواند مطرح باشد که اصلاح‌طلبان از ارائه نیروی متحد و مشترک میان احزاب متبوع خود دچار امتناع و یا محرومیت شوند. چه بسا در شرایط انقباظی و صعوبت برای اصلاحات در سال ۱۴۰۰ هم واقعه‌ای مشابه آنچه که در سال ۹۲ رخ داد، رقم بخورد. در آن شرایط از میان گزینه‌های موجود ممکن است گزینه‌هایی مثل لاریجانی که از چهره‌‌های معقول اصولگرایی است، مورد بحث و گفت‌و‌گو قرار گیرد. اما اصلاحات در این شرایط تاکید بر یک رقابت تمام عیار بین یک نیروی متصل به جبهه اصلاحات با یک شخصیت معقول از اصولگرایان دارد.

    عطریانفر در ادامه بیان داشت: اصلاحات علاقمند است آقای لاریجانی رقیبِ شریفِ عرصه رقابتِ شرافتمندانه با نماینده منتخب و نامزد برگزیده جبهه اصلاحات باشد. در این حالت زیباترین رقابت رخ خواهد داد که مشابه تاریخی آن را در سال ۷۶ بین آقای ناطق نوری و آقای خاتمی دیدیم و تجربه‌ کاملا گویا و روشنگری بود.

    وی گفت: تصور می‌کنم که اگر بخواهیم توصیه محترمانه‌ای به شورای نگهبانداشته باشیم این است که اجازه دهند اصلاح‌طلبان بتوانند نماینده تمام عیار از خود را از معبر احراز صلاحیت این شورا عبور دهند تا با کسی مثل لاریجانی رقابت کند.

    منبع: ایلنا

  • جلودارزاده کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود

    جلودارزاده کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود

    جلودارزاده کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود

     

     

    اعتمادآنلاین| سهیلا جلودارزاده، نماینده ادوار مجلس، در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه به اعتقاد بسیاری، مولفه کارآمدی کاندیدا برای حضور در انتخابات ۱۴۰۰ مهم است از نظر شما پذیرش اجتماعی برای حضور زنان در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده چگونه خواهد بود؟ گفت: نکته قابل توجهی که زنان کشور ما باید به عنوان یک وظیفه به آن نگاه کنند این است که تا چه اندازه به وعده‌هایی که داده شده، عمل شده است، همچنین تا چه حد مشکلات جامعه زنان حل شده و اینکه آیا می‌شود دوباره به وعده اعتماد کرد یا خیر؟

    او افزود:  بالاخره ارتباط هر عضو جامعه با مجموعه حاکمیت خودش این گونه است که رأی خودش را طبق قراردادی ۴ ساله واگذار می‌کند و در نهایت می‌خواهد به آن چیزهایی که مورد نظرش بوده، برسد.

    جلودارزاده ادامه داد: این یک اصل است که در هر قرارداد فردی و اجتماعی که باید رعایت شود، به عنوان مثال یک فرد، حرفی بزند و کالایی عرضه کند و طرف مقابل ۳ ماه وجه آن کالا را پرداخت و کالا را دریافت کند. در بسیاری از مواقع از این دست اتفاقات در جریان انتخابات‌های ما، نیفتاده است یعنی وعده‌هایی داده شده که به آن عمل نشده و این وعده‌ها می‌تواند از طرف برگزارکننده‌ها باشد یا اینکه می‌تواند از طرف رسانه‌ها باشد. به بیانی دیگر این وعده‌ها ممکن است از سوی مجموعه حاکمیت یا از سوی شخصی که می‌خواهد قبول مسئولیت کند، مطرح شود.

    این نماینده مجلس دهم عنوان کرد: لازم نیست در زمان دادن وعده‌ها، حتما وعده‌های سرخرمن داده شود. ما اگر ببینیم خانمی به عنوان کاندیدا معرفی و این تابو شکسته شد، این یک گام رو به جلو است.

    او اضافه کرد: از سوی دیگر اگر مشاهده کردیم فردی در حال دادن وعده‌هایی است که سابقه وعده هم دروغ داشته نباید به او اعتماد کنیم. مثلا قبلا یک کاندیدای ریاست جمهوری اظهاراتی را مطرح کرده اما به آنها عمل نکرده است.

    این چهره سیاسی اصلاح‌طلب در پاسخ به این سوال که آیا در آینده نزدیک رئیس جمهور زن خواهیم داشت و اینکه آیا جامعه ما به سمتی رفته که یک زن رئیس جمهور با وجود داشتن کارآمدی روی کار بیاید؟ بیان کرد:  زمانی جامعه به این نتیجه می‌رسد که یک خانمی که کاندیدا شده، توانمندتر از مردهایی است که کاندیدا شده‌اند.

    او در ادامه عنوان کرد: یقینا مردم ما در آینده نزدیک یک زن رئیس جمهور که کارآمد باشد را خواهند پذیرفت. ما در شهرستان‌ها و شهرهای کوچکی که رسانه ندارند به دلیل شعور و شناختی که داشتند از بین یک خانم و چند آقا، گزینه خانم را انتخاب کردند چراکه احساس  کردند آن خانم، هم پیگیر مسائل بوده و هم از توانمندی برخوردار است، همانگونه که در انتخابات مجلس این اتفاق افتاده است. حتی در پایتخت هم به این شکل بوده یعنی ۳۰ نفر در لیستی بودند و خانم‌ها بیشتر رأی را آوردند. بیش از ۵۰ درصد جامعه، خانم ها هستند. از نظر سطح سواد پیشرفته و تحصیل کرده هستند به ویژه اینکه چندین سال زودتر از  مردان به درک می‌رسند.

    او گفت: همه جای دنیا این اتفاق افتاده و ما در طول تاریخ‌مان هم، چنین چیزی داشتیم و پیرو فاطمه زهرا (س) و زینب کبری (س) هستیم به هر حال ما چیزی از زنان دنیا کم نداریم. خانم‌هایی مثل مرکل و کلینتون به عنوان زنانی هستند که توانستند در جامعه خود اعتماد به نفس و توانایی داشته باشند و حتی در جوامع خود، قابل ستایش هستند.

    نماینده پیشین مردم تهران در مجلس در پاسخ به این سوال که چه کاندیداهای خانمی داریم که می‌توانند رئیس جمهور شوند؟ گفت: ابتدا مردان، کاندیداهای خود را معرفی کنند تا بعدا لیست زنانی که در مبارزه انتخاباتی با آنها شرکت خواهند کرد را ارائه دهیم.

    او در پاسخ به این سوال که آیا تمایلی به کاندیداتوری در انتخابات سال آینده دارید؟ تصریح کرد: خیر، تمایلی ندارم.

    منبع: برنا

  • نقد علی مطهری به طرح اصلاح قانون انتخابات: طرح اولیه مجلس قطعا در جهت کاهش مشارکت مردم خواهد بود

    نقد علی مطهری به طرح اصلاح قانون انتخابات: طرح اولیه مجلس قطعا در جهت کاهش مشارکت مردم خواهد بود

    نقد علی مطهری به طرح اصلاح قانون انتخابات: طرح اولیه مجلس قطعا در جهت کاهش مشارکت مردم خواهد بود

     

    اعتمادآنلاین| شورای نگهبان به ‌دنبال ایجاد چارچوب برای تسهیل روند بررسی صلاحیت نامزدهاست یا گسترش دامنه اختیارات خود؟ سؤالی که این روزها با دیدن طرح نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون انتخابات بارها پرسیده شده است. طرحی که با همفکری شورای نگهبان با نمایندگان مجلس تهیه شده، از یک سو به‌ دنبال رفع ایرادهای قانون فعلی انتخابات است و از سوی دیگر اختیارات شورای نگهبان را برای چینش نامزدهای نهایی به میزانی افزایش می‌دهد که رأی و تشخیص مردم اهمیت خود را از دست خواهد داد. همچنین بازتعریف رجل سیاسی پای نظامیان را به میان نامزدهای ریاست‌جمهوری باز خواهد کرد، این در حالی است که حضرت امام (ره) همواره نسبت به دخالت نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی هشدار داده‌اند که منحصر به انتخابات دوره خاصی نبوده، بلکه به‌عنوان یک اصل تخطی‌ناپذیر و دستور‌العمل و وصیت همیشگی مطرح است. همچنین در این طرح زنان در تفسیر فعلی از رجل سیاسی جایی ندارند. هرچند سخنگوی شورای نگهبان گفته است: «شاید در دوره‌های آتی رئیس زن داشته باشیم»؛ سخنی که با واکنش بسیار مواجه شد و حجت‌الاسلام سیدمحمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، در توییتی خطاب به سخنگوی شورای نگهبان نوشت: «آقای کدخدایی خودش هم می‌داند این شورای نگهبان به یک خانم اجازه کاندیدایی ریاست‌جمهوری را نمی‌دهد؛ گول‌زدن مثل خیلی کارهای دیگر در شأن شورای نگهبان نیست». هادی غفاری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز در واکنش به اظهارات کدخدایی پپیشنهاد داد که برای حضور زنان در انتخابات «همه‌پرسی» برگزار شود. با توجه به اهمیت طرح اصلاح قانون انتخابات در گفت‌وگو با «علی مطهری» به نقد آن پرداخته‌ایم.

    ‌شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی در طرحی که برای اصلاح قانون انتخابات تدوین کرده‌اند، به بازتعریفی از رجل سیاسی رسیده‌اند که بخشی از آن مربوط به ورود نظامیان به عرصه انتخابات است. این در حالی است که در سال‌های گذشته افرادی که سابقه نظامی‌گری داشته‌اند، محدودیتی برای نامزدی در انتخابات نداشتند؛ بنابراین این بند از طرح شامل افرادی است که هم‌اکنون مشغول در نهادهای نظامی هستند، ارزیابی شما از این بند چیست و آیا به‌نوعی چراغ سبز برای حضور رئیس‌جمهوری نظامی در انتخابات آینده از سوی شورای نگهبان نیست؟ نتیجه چنین امری چه خواهد بود؟

    ‌اگر یک نظامی درحالی‌که عضو نهاد یا سازمان نظامی است، نامزد انتخابات و رئیس‌جمهور شود، مطمئنا به کشور آسیب وارد می‌شود. یک فرد نظامی فقط در صورتی می‌تواند نامزد انتخابات شود که از سمت خود استعفا داده و از نهاد نظامی خارج شده باشد، در این صورت اگر نامزد انتخابات شد و مردم هم به او رأی دادند، مشکلی وجود نخواهد داشت؛ اما وقتی عضوی از ارتش یا سپاه نامزد شده و رئیس‌جمهور شود، نتیجه تشکیل حکومت نظامیان خواهد بود که نه فقط به صلاح کشور نیست بلکه شبیه کشور ترکیه قبل از تحولات اخیر آن خواهد بود که مردم این کشور با زحمات بسیار توانستند نظامیان را از قدرت کنار بزنند و به شرایط فعلی برسند.

    ‌آنچه در اصلاح قانون انتخابات در حال رخ‌دادن است، افزایش اختیارات شورای نگهبان در این امر است، به‌طوری‌که نامزدها باید همراه رزومه، طرح‌ها و برنامه‌های خود را نیز برای بررسی به شورا ارسال کنند و شورا براساس برنامه‌های آنها صلاحیت‎ها را بررسی خواهد کرد، آیا این افزایش دایره نظارت شورا مطابق قانون اساسی است؟

    ‌نظارتی که در اصل ۹۹ قانون اساسی برای شورای نگهبان در انتخابات‌های مختلف در نظر گرفته شده، با آنچه در این طرح مورد بحث است، مغایرت دارد و این بند از طرح اصلاح قانون انتخابات برخلاف قانون اساسی است. ارزیابی کاندیداها و برنامه‌های‌ آنها بر عهده مردم است، مردم باید انتخاب کنند که کدام نامزد برنامه‌های بهتر و قدرت اجرائی بالاتری دارد. اگر قرار باشد شورای نگهبان برنامه‌های نامزدهای انتخابات را ارزیابی کند، خب بخش مهمی از انتخابات را این شورا انجام داده است و انتخابات دیگر آزاد نخواهد بود. اساسا ارزیابی برنامه‌های نامزدها مشمول نظارت شورای نگهبان نیست و خلاف قانون اساسی است.

    ‌یکی از دلایل تدوین چنین طرحی که در حقیقت در راستای افزایش اختیارات شورای نگهبان است، روابط خوب و مثال‌زدنی نمایندگان مجلس با اعضای این شوراست که منجر به همفکری در تدوین طرح شده و در حقیقت طرح از طریق شورای نگهبان تدوین شده است. آیا این امر به معنای به‌رسمیت‌شناختن نقش شورا در امر قانون‌گذاری نخواهد بود؟

    ‌ورود شورای نگهبان در امر قانون‌گذاری درست نیست. در موارد نادری مجلس از نظر انطباق یک طرح یا لایحه مثلا با شرع می‌تواند از نظر کارشناسان یا حقوق‌دانان و حتی فقهای شورا استفاده کند و مشورت بگیرد؛ اما اینکه شورای نگهبان در نگارش طرح‌های مجلس ورود کند، به معنای ورود در روند قانون‌گذاری و اشاعه یک امر اشتباه است.

    ‌مجلس فعلی با شعار بازگرداندن اقتدار و جایگاه واقعی مجلس به آن تشکیل شده است اما در عمل به‌خصوص در طرح اصلاح قانون انتخابات شاهد هستیم این شورای نگهبان است که تصمیم گیرنده نهایی است، آیا مجلس فعلی در راستای شعار اولیه خود عمل می‌کند؟

    ‌اینکه شورا خواسته‌های خود را از طریق نمایندگان مجلس به خاطر ترکیب خاصی که در دوره فعلی شاهد هستیم دنبال می‌کند به نظر من کار درستی نیست و باید اجازه دهند مجلس کار خود را انجام دهد. وظیفه شورای نگهبان صرفا بررسی انطباق مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی است، نه ورود در روند قانون‌گذاری. مجلس باید استقلال خود را حفظ کند و نباید از هیچ سازمان و ارگان و نهادی دستور بپذیرد. مجلس نباید اجازه دهد دیگران برای او طرح بنویسند، خود باید تدوینگر طرح‌های خود باشد نه ‌اینکه به ابزاری در دست افراد و نهادهای دیگر تبدیل شود. شورای نگهبان سال‌ها بود می‌خواست این کارها را انجام دهد که مجلس اجازه نمی‌داد.

    ‌قائم‌مقام وزیر کشور در امور مجلس گفته است وزارت کشور لایحه جامع انتخابات را با رویکرد تجمیع قوانین متعدد انتخاباتی و تحقق عدالت انتخاباتی تدوین کرده که بهتر است به جای این، طرح بررسی شود، نظر شما در این رابطه چیست؟ بین طرح فعلی مجلس و لایحه دولت کدام‌یک بهتر است بررسی شوند؟

    ‌از آنجا که دولت خود مجری انتخابات است، از کاستی‌ها و نقایص قانون انتخابات به‌خوبی آگاه است؛ بنابراین شایسته است برای اصلاح قانون انتخابات دولت لایحه بدهد. همان‌گونه که می‌دانیم به‌طور‌کلی لایحه بر طرح اولویت دارد، زیرا مجری قانون دولت است و لایحه دولت با مشکل بودجه و بار مالی هم مواجه نخواهد شد که شورای نگهبان به ‌دلیل بار مالی بخواهد آن را رد کند.

    در این بین مجلس هم نمایندگان کارشناسی دارد که لوایح را بررسی می‌کنند و لوایح دولت با بررسی‌های کارشناسی در مجلس، به ‌صورت قانونی جامع در‌می‌آیند، از‌این‌رو لایحه دولت بر طرح مجلس اولویت دارد. اینکه طرحی از پژوهشکده شورای نگهبان بیرون آید، روش درستی برای قانون‌گذاری نیست. شورای نگهبان و مجلس باید از تداخل در کار یکدیگر خودداری کنند.

    ‌در اصلاح قانون انتخابات جایگاه زنان در تفسیر رجل سیاسی همچنان مسکوت مانده است، هرچند آقای کدخدایی گفته «شاید در دوره‌های آتی رئیس‌جمهور زن هم داشته باشیم»؛ این در حالی است که همه زنان به‌ دلیل زن‌بودن تاکنون رد صلاحیت شده‌اند. بالاخره زنان رجل سیاسی هستند؟ حق نامزدی در انتخابات را خواهند داشت؟

    ‌در تعریف و تفسیر رجل سیاسی به‌روشنی مشخص است که منظور «مردبودن» نیست. فردی که دارای شخصیت سیاسی در حد رئیس‌جمهوری است، خواه زن باشد یا مرد می‌تواند نامزد انتخابات باشد. تاکنون هیچ نامزد خانمی برای انتخابات ریاست‌جمهوری تأیید صلاحیت نشده است، اما شورای نگهبان مطابق سخنان آقای کدخدایی باید صلاحیت زنی را که تعریف رجل سیاسی بر او صدق می‌کند، تأیید کند.

    ‌شما سال‌ها نماینده مجلس بوده‌اید، فکر می‌کنید مهم‌ترین اصلاحاتی که قانون انتخابات نیاز دارد چه مواردی است؟ آیا می‌توان به اسم اصلاح قانون انتخابات دایره انتخاب افراد را هر روز محدودتر کرد؟

    ‌شرایطی که در قانون اساسی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ذکر شده، بسیار سهل و آسان است و همین امر سبب شده شاهد حضور چند هزار نفری برای ثبت‌نام در انتخابات باشیم که برای وزارت کشور و شورای نگهبان مشکل ایجاد کرده است، به‌همین‌دلیل تعیین شروطی که بتواند مانع از تکرار این موضوع شود لازم است؛ اما نمی‌توان افرادی را که به قانون اساسی و انقلاب اعتقاد دارند، با اصلاح قانون انتخابات به صرف داشتن انتقاد و بیان آن در سال‌های گذشته رد صلاحیت کرد. اگر قانون انتخابات ریاست‌جمهوری به شکلی دربیاید که منتقدان یا افرادی فقط از یک جناح سیاسی رد صلاحیت شوند، دیگر انتخابات آزاد نخواهد بود و برخلاف آزادی بیان و آزادی حق انتخاب مردم خواهد بود.

    ‌از یک سو با دلسردی مردم برای حضور در انتخابات مواجهیم و از سویی با توجه به طرح اصلاح قانون انتخابات، در صورت تصویب نهایی این طرح شاهد چینش نامزدهای خاص برای انتخابات خواهیم بود. آیا این رویه ممکن است به ترغیب افراد برای حضور در انتخابات و ایجاد شور و شوق انتخاباتی منجر شود؟

    ‌آنچه من از طرح اولیه مجلس برای اصلاح قانون انتخابات دیده‌ام، قطعا در جهت کاهش مشارکت مردم خواهد بود، البته باید دید در نهایت چه متنی به تصویب مجلس می‌رسد؛ اما طرح فعلی شرایط را برای برخی نامزدها تسهیل و برای برخی دیگر سخت می‌کند. انتخابات در جایی شور و شوق ایجاد می‌کند که مردم شخص مورد علاقه خود را بین نامزدها ببینند. اگر فقط دو یا چند کاندیدای همفکر در انتخابات تأیید صلاحیت شوند، خب برای مردم چه فرقی می‌کند به کدام‌یک رأی بدهند و همین امر موجب کاهش حضور مردم در انتخابات خواهد شد. وقتی ۹۰ درصد انتخابات را شورای نگهبان انجام دهد و فقط ۱۰ درصد در اختیار مردم باشد و افراد مورد علاقه اکثریت مردم رد صلاحیت شوند، رغبتی برای حضور باقی نمی‌ماند. شورای نگهبان چون خود را نگران حفظ نظام می‌بیند، دست به رد صلاحیت افرادی می‌زند که با او کاملا همسو نیستند، درحالی‌که افرادی که به قانون اساسی اعتقاد دارند و جزء رجال سیاسی محسوب می‌شوند، باید بتوانند نامزد انتخابات بشوند تا مردم انتخاب کنند. به‌هرحال وظیفه رئیس‌جمهور اجرای قانون اساسی است و کشور، هم رهبر دارد و هم مجلس. مجلس هر زمان صلاح بداند می‌تواند رئیس‌جمهور را بر کنار کند، بنابراین نظارت بر عملکرد رئیس‌جمهور وجود دارد و دلیلی برای نگرانی شورای نگهبان نیست که بخواهد با سخت‌‌گیری و رد صلاحیت نامزدها مشارکت مردم را کاهش دهد.

    منبع: روزنامه شرق

  • مروری بر اظهارات انتخاباتی روحانی/ کلیدواژه؛ «انتظارات مردم»

    مروری بر اظهارات انتخاباتی روحانی/ کلیدواژه؛ «انتظارات مردم»

    مروری بر اظهارات انتخاباتی روحانی/ کلیدواژه؛ «انتظارات مردم»

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – طیبه بیات؛ بیش از هفت سال از روی کار آمدن حسن روحانی می‌گذرد و قرار است ۸ ماه دیگر، یعنی در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، تصدی ساختمان پاستور به دست رئیس‌جمهور دیگری سپرده شود اما موضوع قابل توجهی که در این روزها وجود دارد تغییر نگاه و رویکرد رئیس دولت یازدهم و دوازدهم نسبت به شیوه رقابت‌های انتخاباتی است.

    او که در رقابت‌های سال ۹۲ و ۹۶ وعده و وعیدهای مختلفی به مردم می‌داد و حالا دیگر به موجب قانون اساسی امکان حضور در انتخابات ۱۴۰۰ را ندارد، موضع خود را نسبت به بایدها و نبایدهای وعده‌های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری تغییر داده و به رقبای انتخاباتی توصیه می‌کند که «در انتخابات، انتظارات مردم را بالا نبرید.»

    رئیس‌جمهور چهارم شهریور ماه سال ۹۹ در دیدار با مدیران ارشد رسانه‌های کشور بر ضرورت هم‌خوانی انتظارات با امکانات در کشور تاکید می‌کند و می‌گوید: «در هر دولتی و در هر مقطعی، اگر انتظارات مردم را بیش از حد بالا ببریم همیشه شکست می‌خوریم؛ یعنی هر دولتی هر مقدار هم که خدمات ارائه کند اما اگر در نظر مردم، انتظارات را بالاتر ببرد، شکست می‌خورد … اگر انتظارات بالاتر از سطح منابع موجود افزایش یابد، نتیجه آن یأس و سرخوردگی است»

    به اعتقاد امروز روحانی، «اینکه در هر انتخاباتی بخاطر رقابت‌ها انتظارات را بالا ببریم، دولت بعدی که سر کار بیاید، هر کاری کند با آن انتظاراتی که بالا بردیم فاصله داریم.»

    روحانی در ۱۹ شهریور ماه و در جلسه هیئت دولت نیز گفت: «من هم می‌دانم به انتخابات نزدیک می‌شویم، می‌دانم افرادی از حالا کمربند را برای انتخابات سفت می‌کنند. اشکالی ندارد انشاالله یک انتخابات خوب خواهیم داشت، انتخابات با رقابت خواهیم داشت، اما در فضایی که به تدریج انتخاباتی خواهد شد، انتظارات را بی‌جهت بالا نبریم»

    این سخنان در حالی از سوی حسن روحانی مطرح می‌شود که او نهم خرداد سال ۹۲ و در بحبوحه رقابت‌های انتخاباتی، در دیدار با جمعی از بازنشستگان ارتش گفت: «این سوال در ذهن خیلی‌ها مطرح می‌شود که به وعده‌هایی که داده‌ام چگونه می‌خواهم عمل کنم، والله العظیم، اگر مشکلات این کشور راه حلی نداشت، من کاندیدا نمی‌شدم. مشکلات موجود قابل حل است و در دولت تدبیر و امید به حول و قوه الهی در ماه‌های اولیه موانع تولید را از پیش رو برخواهم داشت، بدانید اگر موانع تولید برداشته شود، کار به حرکت درمی‌آید و این شدنی است؛ برای این قفل‌ها کلید وجود دارد و برای همه آنها راه حل پیدا می‌کنیم اما نه با شعار دادن و به دنیا فحش دادن. ای امان، ای امان از شعارهای بی‌محتوا»

    وعده‌های انتخابات ۹۲

    او در کوران تبلیغات انتخابات سال ۹۲ شعارهای متعدد بسیاری داد و انتظارات جامعه را نسبت به دولتش افزایش داد که می‌توان به برخی از این مواضع و سخنان به شرح زیر اشاره کرد.

    «…ما شاهد هستیم که دلار بعد از چند ماه به چندین برابر قیمت افزایش پیدا می‌کند، مشکل کجاست؟ مشکل عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بی‌ثباتی‌هاست. مردم مدیریت کارآمد، ثبات، آرامش، قدرت آینده و آینده‌نگری را می‌خواهند…»

    «…معیار اصلی تورم جیب مردم است نه بانک مرکزی و مرکز آمار…»

    «…۲۴ خرداد روز سرنوشت است. اگر اعتدال، آشتی، صلح، تعامل سازنده با جهان، رونق اقتصادی و احیای اخلاق را می‌خواهید پای صندوق‌های آرا بروید و به اصلح رأی دهید…»

    «…مسببین وضع اقتصادی موجود باید دادگاهی شوند…»

    «…آنچنان مردم را از درآمد سرشار می‌کنیم که اصلاً مردم به یارانه ۴۵ هزار تومانی نیاز نداشته باشند…»

    وعده‌های انتخابات ۹۶

    روحانی در انتخابات سال ۹۶ هم وعده‌های متعددی برای پیروزی در رقابت‌ها مطرح کرد که می‌توان به ذکر چند نمونه از آن به شرح زیر اشاره کرد.

    «…اگر می‌خواهید ایران بازار واردات برای جهان باشد به دیگران رأی بدهید. اگر می‌خواهید مرکز صادرات باشیم، راه اعتدال را برگزینید…»

    «…دولت دوازدهم برنامه‌ای به منظور بهبود وضعیت رفاهی ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از خانوارهایی که در پایین‌ترین سطح زندگی می‌کنند دارد. ما برای تحقق این امر طرح سه مرحله‌ای را پیش‌بینی کرده‌ایم که با اجرای آن، که برای اولین بار در کشور خواهد بود، مفهومی به عنوان استاندارد زندگی یا حداقل سطح رفاه را تعریف می‌کنیم و درآمد هرکس را که پایین‌تر از آن بود به سطح استاندارد تعریف شده می‌رسانیم…»

    «…ما اجازه نمی‌دهیم تحریم به کشور برگردد…»

    «…به مردم قول می‌دهم که در دولت دوازدهم فقر مطلق در ایران برای همیشه رخت بر بکند…»

    در این میان، برخی کارشناسان و صاحب نظران سیاسی در واکنش به موضع‌گیری اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه «در انتخابات انتظارات مردم را بالا نبرید» معتقدند او در دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ با طرح وعده و وعیدهای بسیار موجب افزایش سطح توقعات جامعه از دولت شد.

    سالک: روحانی سخنانش در مناظره‌های انتخاباتی را یکبار دیگر مرور کند

    احمد سالک نماینده سابق اصفهان در مجلس در همین زمینه به خبرنگار مهر می‌گوید: «آقای روحانی به بالا نبردن انتظارات مردم در انتخابات توصیه نکنند بلکه دولتمردان را توصیه کنند به توضیح در رابطه با اینکه چقدر توانستند مطالبات و نیازمندی‌های مردم را عملیاتی کنند.»

    او خطاب به رئیس‌جمهور نیز می‌گوید: «به آقای روحانی توصیه می‌کنم به صحبت‌هایی که در مناظره‌های انتخاباتی و روزهای اول دولت بیان می‌کردند، یکبار دیگر نگاهی بیاندازند. ایشان اگر سوختگی‌ها را جبران کنند بسیاری از مشکلات داخلی کشور حل می‌شود»

    ایمانی: روحانی خلاف آنچه گفت عمل کرد و انتظارات مردم را بالا برد

    از سوی دیگر به اعتقاد ناصر ایمانی کارشناس مسائل سیاسی، سخنان روحانی درخصوص افزایش ندادن انتظارات جامعه در انتخابات خیلی دیر مطرح شده است. او به خبرنگار مهر می‌گوید: «این فرمایش درست است که به هیچ وجه نباید انتظارات عمومی را بالا برد منتهی مقداری برای این حرف خیلی دیر است‌. این حرف را آقای رئیس‌جمهور باید در دولت اول و قبل از برجام می‌گفت و تاکید می‌کرد انتظارات عمومی را نباید بالا برد.»

    ایمانی معتقد است: «روحانی انتظار عمومی را در مسئله برجام بالا برد که ریشه بسیاری از مشکلات کشور است. فاصله‌ای که امروز بین مردم و حاکمیت وجود دارد ناشی از چهار سال دولت اول روحانی است، زیرا او وعده می‌داد تورم را پایین خواهد آورد و با مسئله برجام تمام مشکلات کشور حل می‌شود اما این اتفاقات نیفتاد»

    کنعانی مقدم: روحانی با عدم تحقق وعده‌هایش کشور را دچار بحران کرد

    حسین کنعانی مقدم کارشناس مسائل سیاسی هم اعتقاد دارد که وعده و وعیدهای روحانی در دو انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته عملاً برای کشور بحران ایجاد کرد. او به خبرنگار مهر می‌گوید: «یک مثل معروف قدیمی وجود دارد با این عنوان که رطب خورده منع رطب چون کند؟؛ خود آقای روحانی در ابتدای حضورش در صحنه‌های انتخاباتی در دوره‌های قبل با همین وعده‌ها با عنوان «امید» وارد عرصه انتخابات و تبلیغات انتخاباتی شد و انتظارات عمومی را افزایش داد.»

    کنعانی مقدم معتقد است: «آقای روحانی در عرصه تبلیغات انتخاباتی با بالا بردن مطالبات مردم عملاً بحران ایجاد کرد و تا هنوز نتوانسته پاسخگوی مطالبات مردم باشد. باید به آقای روحانی گفت، دوره گفتار درمانی تمام شده است و آنچه مردم انتظار دارند، اقدام و عمل به وعده و وعیدهایی است که در ایام انتخابات مطرح کرده بودید»

    به اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی، وعده‌های بی‌پشتوانه روحانی در انتخابات‌های ۹۲ و ۹۶ انتظارات به حقی را برای مردم بوجود آورد، انتظاراتی از جمله رفع فاصله طبقاتی تا وعده و وعیدهایی پیرامون رونق اشتغال، عدم بازگشت تحریم‌ها و ریشه‌کنی فقر مطلق.

    با وجود طرح این وعده‌ها از سوی روحانی، اما این روزها کار دولت تا جایی پیش رفته که نه تنها بسیاری از این وعده‌ها را محقق نکرده است بلکه معیشت مردم را در سخت‌ترین وضعیت خود قرار داده و رئیس‌جمهور به جای تمرکز بیشتر بر دغدغه‌های اقتصادی مردم، گویی از شعارها و و وعده‌هایی که پیش از این داده بود پشیمان شده است و به کاندیداهایی که قرار است ۸ ماه دیگر وارد رقابت‌های انتخاباتی شوند توصیه می‌کند «در انتخابات سطح انتظارات را بی‌جهت بالا نبرید»

    منبع : مهرنیوز

  • نگرانی مهمتر از برجام در کشور چیست؟ / برجام برای مردم و امنیت ملی

    نگرانی مهمتر از برجام در کشور چیست؟ / برجام برای مردم و امنیت ملی

    نگرانی مهمتر از برجام در کشور چیست؟ / برجام برای مردم و امنیت ملی

     

    اعتمادآنلاین|  علی ربیعی، سخنگوی دولت در یادداشتی درباره برجام نوشت: امریکا سی روز پیش در اقـــــدامی خــــلاف حقـــوق بین‌المـــللی خواســت تا سازوکار ماشه را به‌کار بیندازد. شواهد نشان می‌دهد ایران می‌تواند شاهد موفقیت دیگـــ ری در چارچوب دیپلماسی چندجانبه‌گرا و ناکامی امریکا در اســـتفاده از سیاست یک‌جانبه‌گرایی و شکست این کشور در استفاده از مکانیسم ماشه باشد. دولت امریکا تنها با ایران در تنش نیست اما در هیچ‌کدام از بحران‌های خودساخته‌اش تا این حد در عرصه بین‌المللی کم‌اعتبار نشده است.

    یک دهه قبل، حتی باور کردنی هم نبود که امریکا چنان منزوی شود که متحدان سنتی‌اش در اروپا نیز از این دولت رویگردان شوند و با صدای بلند به خواسته‌های آن «نه» بگویند. باورنکردنی‌تر اینکه این ایستادگی دسته جمعی در مهم‌ترین نهاد امنیتی جهان برای نجات توافقی انجام بگیرد که ایران در محور آن قرار دارد. یادمان نرفته است که دولت امریکا در آن سال‌ها تنها با اشاره‌ای می‌توانست قدرت‌های کوچک و بزرگ جهان را برای تصویب شش قطعنامه علیه ایران همراه سازد، ولی امروز کشورهای همراهی‌کننده امریکا در جامعه جهانی نه تنها به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسند بلکه برخی از آنها از میان منفورترین و منزوی‌ترین دولت‌ها و خود از نقض‌کنندگان قواعد بین‌المللی هستند.

    ادعای وزیر امور خارجه امریکا درخصوص بازگشت تحریم‌های پیشین شورای امنیت و ارعاب جوامع به متابعت از آن تحریم‌های منقضی شده، رسوایی دیگری است که در عمل اثر حقوقی برجای نخواهد گذاشت. سؤال این است که چرا دولت امریکا با وجود آگاهی از این امر، همچنان به این راه بن‌بست اصرار می‌کند؟ پاسخ ساده است: آنها با نزدیک شدن به انتخابات امریکا و در ناامیدی از دو سال برنامه‌ریزی برای متقاعد کردن اعضای برجام به نابودی این توافق امیدوارند که با تحریک ایران به خروج از برجام این مأموریت ناتمام را تکمیل کنند. جنگ‌طلب‌ترین آنها می‌خواهند با تنش‌آفرینی در روزهای باقی‌مانده تا انتخابات، توجهات داخلی را از کارنامه ناکام دونالد ترامپ منحرف کرده و نظر افکار عمومی را به انتخاب دوباره او برای به سرانجام رساندن یک ماجراجویی جدید، جلب کنند.

    ما در سال‌های گذشته – به رغم به تن خریدن سختی‌های بسیار و وارد آمدن دشواری‌های زیاد بر ملت و دولت – با افزایش مقاومت در داخل و تدبیر در عرصه بین‌المللی همه نقشه‌های آنها را جهت ایجاد اجماع جهانی برای بالا بردن سطح تنش‌ها تا حد خارج از کنترل کردن بحران‌ها و وارد آوردن خسارات تمدنی علیه ایران نقش بر آب کرده‌ایم و امروز نیز با تداوم مقاومت و همراه کردن جامعه و نیز با انسجام سیاسی نباید اجازه دهیم هیچ‌کدام از نقشه‌های ضد ایرانی محقق شوند. این احتمالاً آخرین مرحله از نمایش ساکنان کاخ سفید است که به دنبال کسب اعتباری برای خرج کردن در مبارزات انتخاباتی می‌گردند. دولت فعلی امریکا کلیه ظرفیت‌های مؤثر تحریم را به‌کار گرفته و به‌واقع چیزی فراتر از آنچه تاکنون حاصل شده از هر گونه تحریم جدیدی به دست نمی‌آید. آنچه اکنون در صحنه سیاست امریکا درخصوص مکانیسم ماشه در جریان است، تلاش برای کشاندن ایران به زمین بازی جدیدی است که امکانات جدیدی هم در اختیار این کشور قرار دهد. تلاش برای نابود کردن ظرفیت‌های باقیمانده از برجام است.

    ما از آنچه ممکن است در روزهای آینده و حتی فعال شدن مکانیسم ماشه در پیش باشد نگران نیستیم اما نگران ماشه‌ای هستیم که به هر دلیل اعم از ناآگاهی یا بی‌دقتی در کشورمان چکانده شود؛ آنها که هنوز مشت امریکا برایشان باز نشده و منطق بازی کنونی امریکا را نمی‌دانند. این روزها و هفته‌های تعیین‌کننده، جایی برای رفتارها و گفتارهای احساسی و هیجانی و امتیازگیری در سیاست داخلی نیست. بالا بردن تب برجام‌ستیزی نتیجه‌ای جز تغییر زمین بازی به نفع دولت درمانده امریکا نخواهد داشت. کار شایسته این روزها ایجاد مقاومت فزاینده و اجتماعی کردن بیشتر آن و نیز انسجام سیاسی و سیاستی بر محور بازدارندگی دیپلماتیک برآمده از برجام، انزوای دیپلماتیک تحمیل‌شده بر دولت کنونی امریکا در پرونده هسته‌ای ایران و به تماشا نشستن دست و پا زدن‌های دولت امریکا در باتلاقی است که خود ساخته است. طمأنینه و ظرفیت صبوری کردن گاه مؤثرین اقدام برای مقابله با دشمن است.

    انزوای دیپلماتیک امروز امریکا محصول شکیبایی ما در همان روزی است که دونالد ترامپ تصمیم گرفت از برجام خارج شود. شاید اگر آن روز تصمیم به تلافی زودهنگام می‌گرفتیم تا احساس خشم خود را نشان دهیم یا در عرصه سیاست داخلی به امتیازی دست یابیم، امروز از انزوای امریکا و حمایت اکثریت اعضای شورای امنیت از ایران خبری نبود. استراتژی دوگانه افزایش مقاومت در داخل و دیپلماسی هوشمندانه زیربنای همه این دستاوردهای سیاسی و دیپلماتیک است.

    منبع: روزنامه ایران