دسته: اخبار حوادث

  • پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

    پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

    پرتقال‌ فروش‌ کلاهبردار پیدا شد/ فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم!

     

    هشت روز بود کارشان را شروع کرده بودند. دو تبهکاری که حساب مردم را خالی می‌کردند. هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کرد که پرتقال‌فروش‌های وانتی، کلاهبردار حرفه‌ای هستند که می‌توانند میلیون‌ها تومان پول از حساب مشتریان‌شان به جیب بزنند. زنان و مردانی که برای خرید پرتقال به این دو مرد مراجعه می‌کردند، اما مدتی بعد حساب‌شان خالی می‌شد. با این حال، هیچ‌وقت به فکرشان هم نمی‌رسید که سارق پول‌هایشان همان دو مرد وانتی هستند، تا اینکه پلیس فتا دست این دو فریبکار را رو کرد و آن‌ها در یک عملیات در غرب تهران دستگیر شدند. حسام و شهرام دو پسرجوانی بودند که با همدستی رئیس‌شان در ترکیه این نقشه موشکافانه را طرح‌ریزی کردند. خودروی وانت را اجاره کرده و در خیابان‌های غرب پایتخت پرتقال می‌فروختند، اما شغل اصلی آن‌ها این نبود. چون هر دو آموزش دیده بودند که با یک دستگاه اسکیمر حساب مشتریان را چک کرده و کپی کنند.

    همه چیز از یک بدهی دیرینه شروع شد. حسام که به ناصر در ترکیه پول قرض داده بود، بعد از گذشت مدت طولانی با او تماس گرفت و پولش را خواست. اما این طلب به تشکیل یک باند حرفه‌ای و شروع خلافکاری حسام تبدیل شد. ناصر به جای پرداخت بدهی‌اش، پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای به حسام داد. پیشنهادی که می‌توانست در این اوضاع بی‌پولی زندگی حسام را از این‌رو به آن‌رو کند. اما حسام هرگز فکرش را هم نمی‌کرد که به این زودی دستگیر شود: «من و ناصر در ترکیه با هم آشنا شدیم. من مدتی در ترکیه زندگی می‌کردم. آنجا تورلیدر بودم. اما به خاطر یک اتفاق مجبور شدم به ایران برگردم. در ایران در یک رستوران کار می‌کردم که به خاطر کرونا تعطیل شد. کلی بدهی داشتم. برای همین به ناصر زنگ زدم و از او خواستم پولم را پس بدهد. در ترکیه به او ۳۵‌میلیون تومان پول قرض داده بودم تا ماشینش را درست کند، اما بعد از گذشت مدت طولانی هنوز پولم را پس نداده بود. چون بی‌پول شده بودم، زنگ زدم طلبم را بگیرم، اما ناصر گفت کاری دیگری با تو دارم. اگر بتوانی این کار را انجام بدهی، خیلی بیشتر از طلبت گیرت می‌آید. من هم، چون بی‌پول بودم، وسوسه شدم و قبول کردم.»

    حسام بعد از شنیدن این پیشنهاد، موضوع را با یکی از هم‌محله‌ای‌هایش درمیان می‌گذارد. آن‌ها هردو با هم این کار را شروع می‌کنند. وانت اجاره می‌کنند و با خرید پرتقال از بازار، در خیابان‌ها پرتقال می‌فروشند: «همه هزینه‌ها را ناصر پرداخت کرد. او بود که برایمان دستگاه اسکیمر فرستاد و طرز کارش را به ما آموزش داد. پول اجاره وانت و خرید پرتقال‌ها را هم او داد. شگرد ما این‌طور بود که من پشت وانت می‌نشستم و برای مشتری پرتقال آماده می‌کردم، مشتری هم کارتش را به دوستم که جلوی وانت می‌نشست می‌داد، دوستم هم در عرض چند دقیقه هم موجودی حساب را چک می‌کرد، اگر پول زیادی درونش بود، اطلاعاتش را با دستگاه اسکیمر کپی می‌کرد.»

    وقتی مشتریان این میوه‌فروشی از حساب‌شان پول کم شد،همگی در پلیس فتا شکایت خود را مطرح کردند.مأموران پلیس نیز درتحقیقات و ردیابی‌های خود دریافتند حساب را پرتقال‌فروش‌ها خالی می‌کنند. برای همین به سراغ‌شان رفته و آن‌ها را دستگیر کردند: «هر روز در محله غرب تهران بودیم. فکرش را نمی‌کردیم دستگیر شویم، چون به ذهن کسی خطور نمی‌کرد که میوه‌فروش وانتی بتواند حساب مردم را خالی کند. وقتی مشتری‌ها متوجه سرقت می‌شدند،به هرکس شک می‌کردند، جز ما. ولی روز هشتم بود که مأموران پلیس ما را شناسایی و دستگیرمان کردند.هیچ پولی گیر من و شهرام نیامد. ناصر بلافاصله بعد از اینکه متوجه دستگیری ما شد، تمام پول‌ها را برداشت کرد. فکر می‌کنم حدودا ۵۰۰‌میلیون تومان بود، ولی دقیقش را نمی‌دانم.»
    درحال حاضر این دونفر بازداشت هستند و تحقیقات درخصوص این پرونده از سوی مأموران پلیس همچنان ادامه دارد.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد

    حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد

    حرفهای تلخ مردی که لباس خونی اش،راز قتل همسر او را فاش کرد
    مأموران گفتند: مرد جوانی در شهرک احمدیه خانی‌آباد از خانه‌اش سراسیمه بیرون آمده و به همسایه گفته که فرد ناشناسی همسرش را در خواب به قتل رسانده‌است. بدین ترتیب بازپرس ویژه قتل همراه تیمی از کارآگاهان اداره‌دهم پلیس‌آگاهی پا در قتلگاه زن ۴۰‌ساله گذاشتند که گلوی‌اش بریده و جسدش در کنار گهواره نوزاد هفت ماهه‌اش رها شده‌بود.
    ادعای عجیب شوهر
    شوهر مقتول گفت: بالکن آپارتمان ما رو به بیابان‌های اطراف باز می‌شود و به همین خاطر در این اطراف افراد خلافکار معتاد زیاد رفت و آمد دارند. امشب هوا گرم بود و همسرم پنجره بالکن را باز کرد. او همراه دختر کوچکم در داخل پذیرایی خوابیدند، اما من در اتاق خواب خوابیدم. دقایقی قبل با صدای دلخراش همسرم از خواب بیدار شدم و وقتی به داخل پذیرایی آمدم سایه انسانی را دیدم که از بالکن فرار کرد و بعد هم با جسد خونین همسرم روبه‌رو شدم. آنقدر شوکه شده بودم که لحظاتی همانجا مات و مبهوت ماندم و وقتی به خودم آمدم در خانه‌ام را باز کردم و از همسایه‌ها درخواست کمک کردم. وی در پایان گفت: احتمال می‌دهم افراد بی‌خانمان برای سرقت از بالکن وارد خانه‌ام شده و همسرم را به قتل رسانده‌اند.
    صحبت‌های همسایه‌ها
    یکی از همسایه‌ها که موضوع را به مأموران پلیس خبر داده‌بود، گفت: نزدیک سحر بود و همراه خانواده برای خوردن سحری از خواب بیدار شده‌بودیم که ناگهان صدای فریادهای دلخراش زن همسایه را همراه با صدای گریه نوزادش از طبقه اول شنیدیم. صدا خیلی وحشتناک بود بطوریکه احتمال دادیم برای او اتفاق بدی رخ داده است. سراسیمه همراه تعداد دیگری از همسایه‌ها به در خانه‌اش رفتیم، اما آن لحظه صدایی از خانه‌شان به گوش نمی‌رسید و حتی صدای گریه کودکشان هم قطع شده‌بود که ما در خانه را زدیم و شوهرش در را باز کرد و فریاد زد «زنم را کشتند». وقتی وارد خانه شدیم با جسد زن همسایه در کنار گهواره کودکش روبه‌رو شدیم. در حالی شوکه شده بودیم کودک شیرخواره‌اش را از گهواره برداشتیم و موضوع را به مأموران پلیس خبر دادیم.
    کشف یک به یک سرنخ‌ها
    مأموران پلیس در تحقیقات میدانی دریافتند این زن و شوهر از مدتی قبل با هم اختلاف داشته و همسایه‌ها هر چند روز یکبار صدای درگیری و مشاجره لفظی آن‌ها را از داخل خانه‌شان می‌شنیده‌اند و شب حادثه هم ابتدا صدای درگیری و بعد صدای دلخراش زن جوان را شنیده‌اند. از سوی دیگر کارآگاهان جنایی در تن‌پیمایی مرد جوان با آثار زخمی روی دستان و صورت وی روبه‌رو شدند که وی مدعی بود هنگام تعمیرات خودرواش زخم شده، اما بررسی‌های تیم پزشکی قانونی در محل حادثه نشان داد آثار خراشیدگی و زخم‌ها در درگیری به وجود آمده است.
    همچنین مأموران پلیس به لباس‌های مرد جوان که مشخص بود تازه پوشیده است مشکوک شدند که احتمال می‌رفت مرد جوان پس از قتل لباس‌های خونی را در مکانی مخفی کرده و برای فریب مأموران لباس تازه‌ای پوشیده که آثار درگیری در آن مشخص نباشد. بدین ترتیب تیم جنایی برای پیدا کردن لباس‌های خونی خانه را بازرسی کردند، اما هیچ لباس‌خونی پیدا نکردند تا اینکه به زمین بیابانی نزدیکی خانه مشکوک شدند و در بازرسی از آنجا لباس‌های خونی مرد جوان و خنجری که مقتول با آن به قتل رسیده‌بود، کشف کردند. صبح دیروز متهم که مرد ۴۳‌ساله به نام فراز است برای تحقیق به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در بازجویی‌ها با اظهار پشیمانی به قتل همسرش اعتراف کرد و مدعی شد که به خاطر فقر مالی و اینکه همسرش حاضر نبوده همراه او برای ادامه زندگی به شهرستان برود دست به جنایت دلخراش زده است.
    متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی واحدی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. همچنین کودک هفت‌ماهه مقتول تحویل شیرخوارگاه آمنه شد تا در مرحله بعد تحویل اولیای‌دم قرار گیرد.
    گفتگو با متهم

    چرا همسرت را به قتل رساندی؟ مدتی بود به خاطر مشکلات مالی با هم اختلاف داشتیم و من دوست داشتم محل زندگی‌مان را از تهران به شهرستان منتقل کنم، چون فکر می‌کردم آنجا زندگی‌مان بهتر می‌شود، اما او قبول نمی‌کرد و می‌گفت اگر در تهران زندگی کنیم آینده فرزندمان بهتر می‌شود.

    شهرستان کار پیدا کرده بودی؟ نه، من و همسرم هر دو شهرستانی بودیم و ۱۵‌سال قبل در شهرستان با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. پس از ازدواج به امید زندگی بهتر راهی تهران شدیم، اما هر سال که می‌گذشت احساس می‌کردم از آرزوهایم بیشتر فاصله می‌گیرم و از سوی دیگر هم در تهران درآمد خوبی نداشتم.

    در تهران به چه کاری مشغول بودی؟ نگهبان پارکینگ خودروهای توقیفی بودم و از ساعت‌۷ صبح از خانه بیرون می‌آمدم و تا ۸‌شب کار می‌کردم و در پایان ماه هم یک و نیم‌میلیون تومان حقوق می‌گرفتم که ۴۵۰‌هزار تومان ماهانه اجاره می‌دادم و بقیه‌اش خرج زندگی می‌کردم، اما هرماه به خاطرهزینه‌های بالای زندگی با مشکل مالی روبه‌رو بودم.

    با قتل همسرت مشکل شما حل شد؟ نه فقط بدبخت شدم و فرزندم را بی‌مادر و بی‌پدر کردم. فرزندی که ۱۴ سال در انتظارش بودم و در نهایت پس از هزینه‌های درمانی زیاد، خداوند او را به ما داد الان نه مادر دارد و نه پدر.

    درباره شب حادثه توضیح بده؟ ما هر شب به خاطر رفتن به شهرستان با هم دعوا داشتیم تا اینکه شب حادثه دوباره با هم درگیر شدیم. آنقدر عصبانی شدم که نقشه قتل او را طراحی کردم و وقتی خوابید نقشه‌ام را عملی کردم.

    چرا همان ابتدا به قتل همسرت اعتراف نکردی؟ خیلی ترسیده بودم و فکر می‌کردم با این داستان‌سرایی می‌توانم مأموران را فریب دهم.

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • گفت‌وگو با اعضای باندی که در فضای مجازی دارو و دستکش و ماسک گران می‌فروختند

    گفت‌وگو با اعضای باندی که در فضای مجازی دارو و دستکش و ماسک گران می‌فروختند

    گفت‌وگو با اعضای باندی که در فضای مجازی دارو و دستکش و ماسک گران می‌فروختند

     

    سمانه یکی از اعضای همین کانال است. زن جوانی که بعد از ۱۰‌ سال کارکردن در داروخانه و آشنایی با انواع داروها، داروی ضد ویروس کرونا را می‌خرید و به مردم می‌فروخت. او تازه کارش را با این گروه آغاز کرده بود. ۷۰ قلم دارو را خریده و در حال فروش آنها بود، اما یک روز پیک موتوری که برای تحویل دارو به او مراجعه کرده بود، دستبند بر دستانش زد.

    مأموران پلیس فتا توانستند در ردیابی‌های خود اعضای این باند را شناسایی و هشت نفرشان را دستگیر کنند. حالا سمانه از نحوه آشنایی‌اش با این گروه و شگرد فعالیتش به خبرنگار «شهروند» می‌گوید: «۱۰‌ سال در داروخانه کار کردم. با انواع داروها آشنا بودم. درآمدم هم بد نبود اما به دلایلی از کارم بیرون آمدم تا اینکه کسی مرا در این گروه عضو کرد. گروهی که در آن داروسازان، کادر پزشکی، پرسنل داروخانه‌ها و نسخه‌پیچ‌ها عضویت داشته و اقدام به تبادل دارویی می‌کردند. وقتی در این گروه عضو شدم، فهمیدم که در آنجا داروهای مختلف با قیمت آزاد به فروش می‌رسد. من هم تبدیل شدم به یک واسطه؛ همان‌جا متوجه شدم داروی ضد ویروس کرونا را می‌توانم تهیه کنم و با قیمت بالاتر به فروش برسانم. تازه کارم را شروع کرده بودم که دستگیر شدم. آن زمان ۳۰‌میلیون تومان پول دادم و ۷۰ دارو به قیمت ۳۵۰‌هزار تومان خریدم. چند عدد آن را فروخته بودم که دستگیر شدم. یک روز که دارو را می‌خواستم تحویل دهم تا به دست مشتری برسد، بازداشت شدم. پیک موتوری مأمور پلیس فتا بود و من فهمیدم که لو رفته‌ایم.»

    سمانه مدعی است که این دارو شاید درمانی برای ویروس کرونا نباشد اما آنتی‌ویروس است و تأثیرات مثبتی بر بیماران کرونایی می‌گذارد. او این داروها را از همکارانش خریداری کرده بود اما این تنها فعالیت این گروه نبود.

    اعضای این باند داروهای دیگر و دستکش و ماسک را هم با قیمت بالاتر به فروش می‌رساندند:«من خودم هنوز سودی روی این داروها نکرده بودم اما همکارانم آنها را ۳۵۰‌هزار تومان می‌خریدند و ۸۰۰‌ هزار تومان به فروش می‌رساندند. من تازه ضرر هم کردم چون ۳۰‌میلیون تومان پول داده بودم. من فقط داروی ضد ویروس کرونا خریده بودم ولی بقیه ماسک و دستکش و حتی داروهای معمولی مثل استامینوفن هم خرید و فروش می‌کردند. شگرد کار این بود که افراد واسطه در این گروه داروهای مختلف را می‌خریدند و با قیمت بالاتر می‌فروختند یا با داروهای دیگر تعویض می‌کردند.»

    حبیب عضو دیگر این باند است. او انواع داروها را خرید و فروش می‌کرد و چند وقتی می‌شد که در این گروه بود. حبیب فوق‌دیپلم مکانیک دارد و شغلش هیچ ارتباطی به دارو ندارد اما در همین مدت کم وقتی با این گروه آشنا شد، در مورد اکثر داروها و قیمت‌هایشان آگاهی پیدا کرد: «یادم نمی‌آید چه کسی مرا در این گروه عضو کرد ولی وقتی با این گروه آشنا شدم، فهمیدم می‌توانم  واسطه باشم و روی داروها سود کنم؛ مثلا فردی پیدا می‌شد که نیاز به یک دارو داشت. من در آن گروه کسی را پیدا می‌کردم که آن دارو را داشته باشد. بعد آن را می‌خریدم و به فردی که نیاز داشت می‌فروختم. گاهی اوقات هم افرادی پیدا می‌شدند که داروهای مختلف داشتند، من واسطه می‌شدم و آنها طبق نیازشان داروهایشان را با هم تعویض می‌کردند. درآمدم بد نبود. ماهی ۵ یا ۶‌میلیون تومان می‌شد. این داروها به‌خصوص داروهای ضد ویروس کرونا از بیمارستان‌ها سرقت شده بود. حالا چه کسی آن را سرقت کرده بود و در بازار آزاد می‌فروخت، نمی‌دانم. من فقط در آنجا یک واسطه بودم و کار دیگری نمی‌کردم. حتی فردی که از آنها دارو می‌خریدم را نمی‌دیدم و هیچ نام و نشانی از او نمی‌دانستم. فقط به صورت مجازی و در تلگرام این کار را انجام می‌دادیم به آنها اعتماد کرده و پول داروها را پرداخت می‌کردم. بعد با پیک آنها را برایم می‌فرستادند و من هم با پیک آنها را برای متقاضیان می‌فرستادم یا مثلا یک گروه تبادلات تجهیزات پزشکی شامل ماسک و شیلد و ترمومتر و غیره هم بود که تجهیزاتی که در داروخانه‌ها به فروش نمی‌رسید را در این گروه‌ها با قیمتی بیشتر به فروش می‌رساندند.»

    ۲۳۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • مرگ چوپان در اثر جریان ۱۰ میلیون ولتی

    مرگ چوپان در اثر جریان ۱۰ میلیون ولتی

    مرگ چوپان در اثر جریان ۱۰ میلیون ولتی

     

    محمد حیدری گفت : جوان لردگانی که برای چرای گوسفندان به کوه رفته بود در اثر برخوردصاعقه جان خود را از دست داد.

    رئیس اورژانس چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه این حادثه حوالی عصر روز گذشته ۷ اردیبهشت اتفاق افتاده است، گفت: عصر دیروز صاعقه با چوپانی از اهالی شهر آلونی از توابع شهرستان خانمیرزا برخورد و منجر به مرگ چوپان شد.

    وی ادامه داد: طی این حادثه همراهان فرد مصدوم را به پایین کوه انتقال داده بودند و با توجه به اینکه مصدوم فاقد علائم حیاتی بود با این وجود اقدامات درمانی و احیای قلبی ریوی صورت گرفت و متاسفانه نتیجه‌ای نداشته است.

    دکتر حیدری، یادگیری اقدامات حیاتی برای مواقع اضطراری را ضروری دانست و خاطرنشان کرد: در مواقعی که آب و هوا نامساعد است و احتمال رعد و برق وجود دارد تنها از منزل خارج نشوید و تا حد امکان در ارتفاعات حضور پیدا نکنید.

    وی با بیان اینکه اولین کار در مواجهه با فردی که دچار صاعقه زدگی شده است بررسی و حفظ ایمنی محیط است، گفت: فرد کمک‌کننده باید مواظب باشد که به خودش آسیب جدیدی وارد نشود.

    ۴۷۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • کباب پز، اعضای یک خانواده را به کام مرگ فرستاد

    کباب پز، اعضای یک خانواده را به کام مرگ فرستاد

     

    کباب پز، اعضای یک خانواده را به کام مرگ فرستاد

     

    سردار هوشنگ حسینی با اعلام خبر مرگ سه عضو یک خانواده بر اثر گازگرفتگی در اردبیل، درباره جزئیات این خبر اظهار کرد: به دنبال اعلام مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر وقوع حادثه گازگرفتگی منجر به فوت در محله “خاتم النبیین” شهر اردبیل، بلافاصله مأموران کلانتری ۱۳ رسالت با همراهی نیروهای امدادی به محل اعزام شدند.

    فرمانده انتظامی استان اردبیل افزود: با بررسی‌های به عمل آمده مشخص شد سه نفر از اعضای یک خانواده به علت استفاده غیرایمن از کباب‌پز و بر اثر استنشاق گاز سمی مونوکسیدکربن دچار مسمومیت و گازگرفتگی شده و جان خود را از دست داده‌اند.

    وی با اشاره به انجام اقدامات قانونی و انتقال جسد متوفیان به پزشکی قانونی خاطرنشان کرد: شهروندان اصول ایمنی استفاده از وسایل گرمایشی را همواره مدنظر ویژه قرار دهند تا هیچگاه شاهد وقوع چنین حوادث تلخ و ناگواری نباشیم.

    ۴۷۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    قاتل مرموز زن و شوهر میانسال چه کسی بود؟/ جوان قاتل:احساس می کردم مرد۶۱ساله به همسرجوانم نظر دارد

     

    کارشناسان آتش نشانی که با هدایت آتشپاد دوم محمدجواد سبحانی به عمدی بودن ماجرای آتش سوزی رسیده بودند، در حالی بررسی‌های تخصصی خود را به کانون‌های وقوع آتش کشیدند که دیگر ماجرا جنایی شده بود و قاضی ویژه قتل عمد مشهد به همراه کارآگاهان اداره جنایی آگاهی در مسیر امامت ۶۲ قرار داشتند.

    فرضیه‌های جنایی که زیر ذره بین تخصص‌های فنی قرار داشت به جایی رسید که مشخص شد قاتل بی نام و نشان وارد خانه ویلایی شده و بعد از قتل زوج میان سال، منزل را به آتش کشیده است.

    این حقیقت تلخ با اظهارنظر پزشکی قانونی که «قربانیان جنایت قبل از آتش سوزی و با ضربات چاقو جان باخته اند» وارد مرحله جدیدی شد بنابراین ادامه تحقیقات میدانی به هنگام سحر دوباره به محل جنایت کشیده شد.

    این بار گروه ویژه‌ای از کارآگاهان کنکاش‌های جنایی را با دعوت از کارشناسان باتجربه آتش نشانی ادامه دادند. بررسی‌های دقیق بیانگر آن بود که عامل یا عاملان جنایت، با سرقت تلویزیون و گوشی تلفن همراه مقتول و همچنین انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط، تلاش کرده اند وقوع قتل را به سارقان ناشناس نسبت دهند و با آتش زدن ساختگی خانه ویلایی، آثار جرم را از بین ببرند.

    قاتل چه کسی بود؟
    مریم (مقتول ۵۰ ساله) از سال ۹۶ با حسن (مقتول ۶۱ ساله) ازدواج کرده بود و زندگی بی حاشیه‌ای را می‌گذراندند، ولی در این میان بسته بودن در حیاط تنها سرنخ این معمای جنایی شد. نیروهای آتش نشان وقتی به محل حادثه رسیده بودند در حیاط از داخل بسته بود بنابراین باید فردی آشنا با مقتولان وارد منزل آن‌ها شده باشد یا کسی که کلید خانه را دارد.

    این فرضیه ذهن‌ها را به سوی مستاجر طبقه اول خانه ویلایی کشاند. جایی که زوج جوانی در آن زندگی می‌کردند، اما آن‌ها در منزل حضور نداشتند. تحقیقات درباره ساعت‌های ورود و خروج همسایه در حالی آغاز شد که همسایگان تردد هراسان جوانی قد بلند با موهای پرپشت و آشفته را تایید کردند. این‌ها مشخصات ناصر جوان ۲۷ ساله‌ای بود که در طبقه پایین خانه ویلایی مقتولان زندگی می‌کرد. به همین دلیل کارآگاهان به کمین ناصر نشستند تا این که روز بعد او سوار بر خودروی پژو ۲۰۶ در حالی قصد ورود به منزلش را داشت که مدام از همسایگان می‌پرسید چه اتفاقی افتاده است؟ در این هنگام بود که کارآگاهان با دیدن موهای تراشیده او، پی به حقیقت ماجرا بردند و بلافاصله حلقه‌های قانون را بر دستان این متهم گره زدند.

    اعتراف به جنایت
    این جوان ۲۷ ساله که تلاش می‌کرد خود را بی خبر از ماجرای قتل نشان دهد اسنادی را رو کرد که هنگام وقوع قتل در منزل پدرزنش بوده است! اما وقتی کارآگاهان  این زوج را به طور جداگانه مورد بازجویی قرار دادند به نقطه تاریکی رسیدند که نشان می‌داد جوان ۲۷ ساله به بهانه برداشت پول از عابر بانک برای ساعتی منزل پدرزنش را ترک کرده است.

    در حالی که دقایقی بیشتر به اذان صبح روز گذشته نمانده بود و متهم در تنگنای سوالات تخصصی قاضی ویژه قتل عمد و رئیس اداره جنایی آگاهی دست و پا می‌زد تا برای تناقض گویی هایش، داستان دیگری سرهم کند ناگهان فریاد زد به آن پیرمرد سوءظن داشتم به همین خاطر هم او را کشتم! این اعتراف مقابل دوربین‌های اتاق بازجویی پلیس، سکوت را به فضای پلیس آگاهی بازگرداند و این گونه گروه ویژه کارآگاهان در کنار مقام قضایی به صرف سحری مشغول شدند و صبح روز بعد دوباره بازجویی‌ها با نظارت سرهنگ شفیع زاده ادامه یافت.

    صحنه سازی برای نابودی آثار جرم
    متهم ۲۷ ساله این پرونده جنایی که فقط طی ۴۸ ساعت به چنگ قانون افتاد در ادامه اعترافاتش گفت: احساس می‌کردم آن مرد ۶۱ ساله به گونه‌ای مرموز به همسرم نگاه می‌کند و به همین دلیل از او کینه به دل گرفتم و سوءظن پیدا کردم. روز حادثه با نقشه‌ای که از قبل کشیده بودم دستبندهای پلاستیکی را تهیه کردم و به منزل پیرمرد رفتم. آن‌ها ابتدا از حضور ناگهانی من شوکه شدند، ولی باز هم مرا دعوت به نشستن کردند. در یک لحظه چاقو را از آشپزخانه منزلشان برداشتم و ضرباتی به مرد ۶۱ ساله زدم. همسرش برای کمک به او به طرفم حمله ور شد که ضربه‌ای هم به او زدم و آن زن به داخل اتاق دیگر گریخت و روی زمین افتاد. سپس دست و پاهای آن زن را با سیم اتو و کمربند مانتو بستم. بر اثر زخم‌های عمیق چاقو خون زیادی از مرد ۶۱ ساله رفت و او در پذیرایی جان سپرد. من هم خانه را ترک کردم و به منزل پدرزنم رفتم جایی که همسرم را به آن جا برده بودم تا ثابت کنم هنگام وقوع حادثه در منزل پدرزنم بودم، ولی به بهانه برداشت پول از عابربانک سراغ زوج مذکور رفتم!
    متهم این پرونده جنایی ادامه داد: عصر هنگام دوباره به منزل این زوج بازگشتم و با یک بطری یک لیتری بنزین چند نقطه از منزل را به آتش کشیدم و حتی تشکی روی مرد انداختم و آن را آتش زدم. سپس با انداختن دستبندهای پلاستیکی خون آلود در حیاط منزل، تلویزیون و گوشی تلفن او را هم با خودم بردم تا پلیس را گمراه کنم! بعد هم گوشی و تلویزیون را در پنجراه مشهد به مبلغ ۱۰۰ هزار تومان فروختم و به سر کارم بازگشتم!

    فکر نمی‌کردم کسی به من مشکوک شود با وجود این موهایم را کوتاه کردم تا جلب توجه نکند! چرا که همسایگان مرا با موهای بلند دیده بودند و …

    اگرچه این متهم به صراحت ارتکاب قتل را پذیرفت، اما هنوز زوایای مبهم دیگری در این پرونده جنایی وجود دارد که بررسی تخصصی آن‌ها آغاز شده است. ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم

    پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم

    پذیرش دفاع مشروع برای زنی که شوهرش را کشت/همسر مقتول:می خواست با چاقو مرا بکشد،چاره ای نداشتم جز اینکه شال را روی دهانش فشار دهم
    این قتل توسط زن جوان به پلیس گزارش داده شد. او به مأموران گفت در یک درگیری با شوهرش او را کشته است. وقتی مأموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند، در ابتدا به دستور بازپرس جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند و سپس زن جوان را بازداشت کردند.
    این زن در توضیح زندگی‌اش به مأموران گفت: من همسر دوم سعید هستم. او سال‌ها قبل از همسر اولش جدا شد و بعد با من ازدواج کرد. زمانی که سعید به خواستگاری آمد، مردی میان‌سال بود. من می‌دانستم او قبلا ازدواج کرده و جدا شده است و یک فرزند هم دارد، اما شرایط زندگی‌ام طوری بود که چاره‌ای به‌جز ازدواج با او نداشتم. زندگی سختی داشتم. ما خانواده فقیری بودیم و با توجه به اینکه سعید وضع مالی نسبتا خوبی داشت، تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. ما ۱۸ سال فاصله سنی داشتیم، بااین‌حال از زندگی با او راضی بودم، اما بعد از چند ماه از ازدواجمان متوجه شدم سعید بسیار تنداخلاق است و خیلی زود عصبانی می‌شود.
    متهم گفت: در همان زمان متوجه شدم باردار هستم. زندگی‌ام به طور کامل عوض شد. بچه به دنیا آمد، اما این بچه هم نتوانست رفتار شوهرم را تغییر دهد. او بسیار سخت‌گیر و بداخلاق بود. چندسال بعد دختر دومم به دنیا آمد. من یک دختر ۱۴ ساله و یک دختر ۱۱ ساله دارم. به‌خاطر آنها زندگی می‌کردم وگرنه اصلا نمی‌توانستم شوهرم را تحمل کنم. او مدام بچه‌ها را کتک می‌زد. با آنها تندی می‌کرد و آزارشان می‌داد. من برای اینکه بچه‌هایم کتک نخورند، خودم را سپر می‌کردم. همیشه بخشی از بدنم کبود بود. من هیچ‌وقت محبتی از شوهرم ندیدم و تازه فهمیده بودم که چرا همسر اولش از او جدا شده است.
    این زن در ادامه توضیح داد: ما در ظاهر زندگی منظمی داشتیم. شوهرم خرجی می‌داد، بازنشسته شده بود و حقوق خوبی داشت. او گاهی هم کار می‌کرد و درآمد داشت. زندگی‌ام مرتب بود، اما به‌شدت کتک می‌خوردم و تحقیر می‌شدم.
    متهم درباره روز حادثه گفت: روز حادثه شوهرم  داشت به دختر بزرگم درس یاد می‌داد. دخترم تمرینش را درست انجام نداد. شوهرم عصبانی شد و به او فحش داد؛ فحش رکیکی داد و بچه را تحقیر کرد. به او گفتم چرا این کار را کردی؟ این‌بار به من فحاشی کرد و بعد هم خواست دخترم را بزند که من جلویش را گرفتم. این کار من باعث شد خیلی عصبانی شود و به سمت من حمله کرد. من از خودم دفاع کردم. موهایم را کشید و مرا به زمین انداخت، بعد به سمت آشپزخانه رفت. دیدم قلبش گرفته است، خواستم کمک کنم، اما اجازه نداد. او با چاقو به من حمله کرد و من هم با شال گلویش را فشار دادم تا بی‌حال شود، اما او فوت کرد.
    هرچند متهم مدعی بود به دلیل دفاع از خودش مرتکب قتل شده است، اما دادسرا ادعای متهم را قبول نکرد و با صدور کیفرخواست علیه این زن او را برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران معرفی کرد.
    متهم در شعبه ۴ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه رسیدگی، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد. او کیفرخواست علیه متهم را خواند و خواستار مجازات او شد. سپس دو دختر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و اعلام گذشت کردند، اما پسر او که از همسر اولش بود، درخواست قصاص کرد. وقتی نوبت به متهم رسید، او قبول کرد مرتکب قتل شده، اما گفت به‌عمد این کار را نکرده است. متهم گفت: من در این سال‌ها با همسرم زندگی کردم و همیشه احترام او را داشتم، هرچند همسرم خیلی مرد سخت‌گیری بود و مرا خیلی اذیت می‌کرد. او بسیار بددهنی می‌کرد و مرا کتک می‌زد. اینکه خودم کتک بخورم آن‌قدر برایم سخت نبود؛ شوهرم بچه‌ها را کتک می‌زد. دختران من نوجوان بودند و خیلی اذیت می‌شدند، به‌همین‌خاطر هم من ناراحت می‌شدم و جلوی او را می‌گرفتم. هروقت جلوی شوهرم را می‌گرفتم، او به من می‌گفت نباید این کار را بکنم و تربیت بچه‌ها برعهده اوست. روز حادثه هم من برای قتل این کار را نکردم، درواقع چاره‌ای نداشتم.
    متهم گفت: شوهرم می‌خواست با چاقو من را بزند و من فقط شال را روی دهانش گذاشتم و فشار دادم که او را از خودم دور کنم.
    بعد از گفته‌های متهم و دفاعیات وکیل‌مدافع او، هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و متهم را به پرداخت دیه محکوم کردند و او را در دفاع مشروع محق شناختند. 
    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

    اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

    اعدام قاتل ۳۰ سال بعد از جنایت

     

     پرونده این مرد از روز ۱۹ دی سال ۶۹ گشوده شد. ساعت سه بعدازظهر آن روز به شهربانی گنبدکاووس خبر دادند مردی مغازه‌دار به قتل رسیده است. وقتی مأموران در فرش‌فروشی موردنظر حاضر شدند، جنازه مردی مسن را مشاهده کردند که هدف ضربات چاقو قرار گرفته و جانش را از دست داده بود. قاتل یا قاتلان بعد از کشتن مرد فرش‌فروش، پول نقد، دلار و سایر اموال باارزش موجود در مغازه را غارت کرده بودند.

    شاهدان عینی وقتی مورد پرس‌وجو قرار گرفتند عامل اصلی جنایت را معرفی کردند. آنها گفتند: ما دیدیم دو مرد وارد فرش‌فروشی شدند. یکی از آنها را می‌شناسیم. مردی به نام مجید است. دقایقی بعد از حضور آنها در مغازه صدای دادوفریاد بلند شد و بعد هر دو فرار کردند. ما که نگران شده بودیم، داخل فرش‌فروشی رفتیم و با جسد مرد مسن مواجه شدیم.
    مأموران بعد از ثبت این اطلاعات در پرونده تلاش خود را برای ردیابی و دستگیری مجید آغاز کردند، اما هیچ اثری از متهم نبود تا اینکه بالاخره او روز ۲۹ اردیبهشت سال ۷۳ در تهران بازداشت شد.
    مجید وقتی پشت میز بازجویی نشست، نه‌تنها به قتل مرد فرش‌فروش اعتراف کرد، بلکه گفت فردی دیگر را نیز کشته است. این مرد درباره جنایت‌های خود چنین توضیح داد: در گنبدکاووس با مردی افغان به نام محمد آشنا شدم. محمد به من گفت چندبار برای این فرش‌فروشی بار برده و می‌داند مرد مغازه‌دار اموال باارزش زیادی در مغازه‌اش دارد. او پیشنهاد داد از آنجا سرقت کنیم. من هم قبول کردم. روز حادثه به‌عنوان مشتری وارد مغازه شدیم و چند سؤال معمولی پرسیدیم. بعد من به مرد مسن حمله کردم و پس از زدن او با چاقو اموالش را دزدیدیم و فرار کردیم.
    متهم ادامه داد: پول و دلارها را من و محمد با هم تقسیم کردیم. بعد من به شهر دیگری رفتم و یک شب در خانه خواهرم ماندم. بعد از آن مدتی مرتب شهر محل سکونتم را تغییر می‌دادم تا اینکه وارد استان خوزستان شدم. مدتی در اهواز بودم و بعد به شوشتر رفتم. در آنجا در یک کارگاه آجرپزی مشغول به کار شدم. پول‌هایی که از راه سرقت به‌ دست آورده بودم تمام شده بود و برای امرار معاش مشکل داشتم. بعد از مدتی که در کوره کار کردم، یکی از افراد آنجا به من پیشنهاد داد به تهران بیاییم و کارگر پیدا کنیم. کارگران محلی دستمزد زیادی می‌خواستند و دوستم گفت در تهران کارگر با دستمزد کمتر پیدا می‌کنیم. من چون عاشق پیکان جوانان بودم، به او گفتم برای رفتن به تهران یک پیکان کرایه کند. او هم خودرویی را به مبلغ ۱۱ هزار تومان دربست گرفت و راهی تهران شدیم. نزدیک بهشت زهرا من و دوستم تصمیم گرفتیم راننده را به قتل برسانیم و خودرواش را سرقت کنیم.
    مجید در ادامه اعترافاتش گفت: برای اینکه نقشه‌مان را اجرا کنیم، پارچه‌ای را دور گردن راننده انداختیم و هرکدام از یک طرف کشیدیم. وقتی راننده فوت شد، جسدش را در بهشت زهرا انداختیم، پیکانش را دزدیدیم و آن را به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان فروختیم و پولش را تقسیم کرد. مدتی بعد از این قتل من دستگیر شدم.
    متهم بعد از اعتراف به جرمش، به دادگاه جنایی وقت معرفی شد و پای میز محاکمه رفت. او بعد از برگزاری جلسات دادگاه به دوبار قصاص محکوم شد، اما ۲۶ سال در زندان ماند تا اینکه سرانجام حکم او روز چهارشنبه هفته گذشته به اجرا درآمد. 
    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین

  • سقوط خودرو به دره ۱۵۰ متری سه جوان را به کام مرگ کشید/ تصاویر

    سقوط خودرو به دره ۱۵۰ متری سه جوان را به کام مرگ کشید/ تصاویر

     

    سقوط خودرو به دره ۱۵۰ متری سه جوان را به کام مرگ کشید/ تصاویر

     

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سید جلال ملکی با اعلام خبر سقوط مرگبار خودرو در بزرگراه شهید خرازی، درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: ساعت ۱۰:۳۳ صبح امروز در پی تماس عوامل انتظامی با سامانه ۱۲۵ آتش‌نشانی تهران، یک مورد مشاهده یک دستگاه خودروی سواری در انتهای یک دره، به آدرس انتهای بزرگراه شهید خرازی، ابتدای جاده “وردیج” به سامانه ۱۲۵ اعلام شد که به سرعت آتش‌نشانان دو ایستگاه آتش‌نشانی به محل حادثه اعزام شدند.

    سخنگوی سازمان آتش‌نشانان و خدمات ایمنی تهران ادامه داد: با حضور آتش‌نشانان در محل حادثه مشاهده شد یک دستگاه خودروی سواری پرشیا با سه سرنشین، به دلیل نامشخصی ضمن انحراف از مسیر اصلی و خروج از جاده، به عمق بیش از ۱۵۰ متری دره مجاور جاده سقوط کرده است.

    وی تصریح کرد: آتش‌نشانان با تعبیه یک کارگاه و طنابهای مخصوص، خود را به خودروی متلاشی شده رساندند و پس از جست‌وجو با پیکر سه نفر (دو مرد و یک خانم جوان) مواجه شدند؛ دو نفر از این افراد در مسیر ده چند متری از خودرو قرار داشتند و معلوم بود که بیرون از خودرو پرتاب شده بودند.

    ملکی با اشاره به مرگ هر سه نفر به تأیید عوامل اورژانس، گفت: اجساد هر سه نفر با برانکراد مخصوص از شیب تند دره به سطح جاده منتقل و تحویل عوامل انتظامی شد.

    سخنگوی آتش‌نشانی تهران بیان کرد: محل برای بررسی علت حادثه، تحویل عوامل انتظامی شد و عملیات در ساعت ۱۲:۵۶ به پایان رسید.

    آتش‌نشانی , سازمان آتش‌نشانی تهران , پلیس 110 , اورژانس ,

    آتش‌نشانی , سازمان آتش‌نشانی تهران , پلیس 110 , اورژانس ,

    آتش‌نشانی , سازمان آتش‌نشانی تهران , پلیس 110 , اورژانس ,

    آتش‌نشانی , سازمان آتش‌نشانی تهران , پلیس 110 , اورژانس ,

    آتش‌نشانی , سازمان آتش‌نشانی تهران , پلیس 110 , اورژانس ,

    ۲۳۵۲۳۱

    منبع : خبر آنلاین

  • مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

    مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

    مرد همسرکش از خودکشی پشیمان شد و اورژانس را خبر کرد

     

    این متهم که اکنون در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران است، در اظهارات خود گفت: همسر اولم را سال ۹۱ بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک به‌خاطر اختلافاتی که داشتیم طلاق دادم. دو سال قبل هم بازنشسته شدم. یک پسر و سه دختر دارم. دوتا از دخترانم ازدواج کرده‌اند و نوه هم دارم. در این مدت گاهی نزد یکی از دوستانم در شمال کشور می‌رفتم و به او سر می‌زدم.

    وی گفت:در این سفرها با یکی از آشناهای دوستم که زنی متولد سال ۱۳۵۳ بود و در داروخانه کار می‌کرد آشنا شدم. سال ۹۲ پس از آشنایی با او ازدواج کردم و برای زندگی به تهران آمدیم و در خانه من که در محدوده امام حسین (ع) است زندگی می‌کردیم. اوایل شرایط خوب بود، اما بعد از مدتی همسرم با بچه‌هایم اختلاف پیدا کردند و اختلاف‌ها آن‌قدر زیاد شد که بچه‌ها خانه‌ای جدا برای خودشان گرفتند. همسرم که بعد از ازدواج کار نمی‌کرد، بعد از مدتی ۱۸۰ سکه‌ و دو دانگ خانه‌ای که مهریه‌اش بود را به اجرا گذاشت. این اتفاق پنج ماه بعد از ازدواجمان رخ داد. به‌خاطر اختلافات به‌وجودآمده همسرم قهر کرد و به شهر خودشان رفت. من بعد از مدتی دنبالش رفتم تا او را برگردانم.
    این متهم به همسرکشی در ادامه اظهاراتش گفت: در این مدت خیلی به همسرم سوءظن داشتم و تصور می‌کردم شاید با کسی در ارتباط است که رفتارش عوض شده. حتی دوربین مداربسته هم کار گذاشته بودم. هروقت از او سؤال‌وجواب می‌کردم که آیا با کسی ارتباط داری یا نه، حرف‌های متناقض می‌زد. به‌همین‌خاطر از زنم شکایت کردم. مدارکی به دادگاه دادم و اعلام کردم به زنم مشکوک هستم. این ماجرا پنج، شش سال طول کشید و در نهایت دادگاه هم رأی به صلح و سازش و ادامه زندگی مشترک داد.
    این مرد درباره ماجرای منجر به قتل نیز می‌گوید: این ماجراها ادامه داشت تا اینکه ۲۸ فروردین از صبح با هم دعوا داشتیم و ماجرا طولانی شد. بعدازظهر بود که من به سمت آشپزخانه رفتم، چاقو را برداشتم و از شدت عصبانیت دو ضربه چاقو به شکم همسرم زدم. وقتی بیهوش شد و روی زمین افتاد، فهمیدم مرده است. ترسیدم، چون اصلا تحمل زندان را نداشتم و نمی‌خواستم قصاص شوم، به‌همین‌خاطر با چاقو رگ دست خودم را هم بریدم.
    او درباره نجاتش از مرگ می‌گوید: بعد از دو، سه ساعت که خون‌ریزی داشتم و در زمانی که حس کردم آخرین نفس‌ها را می‌کشم و حالم خیلی بد شده بود به اورژانس زنگ زدم و من را که بیهوش شده بودم به بیمارستان بردند و بعد از آن من به همه‌چیز اعتراف کردم. الان هم که حالم بهتر شده، من را برای تحقیقات به دادسرای جنایی برده‌اند.
    این متهم پس از ثبت اظهاراتش در شعبه دوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران توسط بازپرس مرادی برای تحقیقات تکمیلی به اداره آگاهی تهران فرستاده شد.

    ۱۷۳۰۲

    منبع : خبر آنلاین