دسته: اخبار روز

  • کنگره آمریکا برای ترامپ ضرب الاجل تعیین کرد

    کنگره آمریکا برای ترامپ ضرب الاجل تعیین کرد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، «جرالد نادلر» رییس دموکرات کمیته قضایی در نامه‌ای از دونالد ترامپ خواسته که تا ساعت پنج بعدازظهر ششم دسامبر (جمعه ۱۵ آذر) اعلام کند که آیا تیم حقوقی وی در روند تحقیقات استیضاح حضور خواهد داشت یا نه.

    تیم حقوقی ترامپ می‌تواند با حضور در جلسات این کمیته شواهد خود را ارائه کرده و سوالاتی را از شاهدان بپرسد.

    نادلر همچنین با تعیین ضرب‌الاجل مشابهی به قانونگذاران جمهوریخواه اعلام کرد در صورتی که آنها شواهدی در اختیار دارند، می‌توانند در جلسه نهم دسامبر (۱۸ آذر) ارائه کنند.

    نادلر در هفته گذشته نیز از دونالد ترامپ خواسته بود در جلسه استماع این کمیته که قرار است در تاریخ ۴ دسامبر (۱۲ آذر) پیرامون استیضاح وی برگزار شود، شرکت کند.

    وی در این باره گفت: ترامپ دو گزینه دارد، یا در جلسه شرکت کند یا از شکایت کردن پیرامون این مسئله دست بردارد.

    گفتنی است چنانچه ترامپ در این جلسات شرکت کند، از حق سوال پرسیدن از شاهدان برخوردار خواهد بود.

    این جلسات، معرف مرحله جدیدی از روند استیضاح ترامپ از بابت اعمال فشار بر «ولودیمیر زلنسکی» همتای اوکراینی به منظور تحقیق درباره جو بایدن رقیب دموکرات در عرصه انتخابات ۲۰۲۰ است.

    در این پرونده که به «اوکراین گیت» معروف شده، ترامپ متهم است که تهدید کرده در صورت عدم همکاری زلنسکی کمک‌های نظامی به اوکراین را قطع خواهد کرد.

    هفته گذشته نیز، کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان به ریاست «آدام شیف» به جلسات استماع علنی که طی دو هفته برگزار شد، پایان داد.

  • نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    نظر کامبیز دیرباز درباره مهناز افشار / هنرمند باید در وطنش بماند و کار کند

    بخش‌هایی از گفتگو با کامبیز دیرباز را بخوانید.

    سوال بعدی من خارج از فضای فیلم حاتمی‌کیاست و مربوط می‌شود به آخرین پستی که منتشر کردید. شما با کنایه گفتید بازیگر یک‌تابعیتی و در کنار مردم همراه با خوشی‌ها و ناخوشی‌های این روزهایشان هستید. گفتید هم نسبت به گرانی‌ها معترضید و هم اینکه رفتار برخی اغتشاش‌گران را محکوم کردید. آیا دغدغه‌مندی هنرمندان نسبت به شرایط پیرامون‌شان فقط در تولید یک اثر هنری بروز می‌کند یا اینکه باید تبدیل به یک کنش اجتماعی شود؟

    خیلی مساله خوبی را مطرح کردید، من دنبال این بودم که یک‌جایی درمورد این موضوع صحبت کنم، اولا بازیگری کاری است که اگر تماشاچی نداشته باشد، کاملا بی‌معنا می‌شود، اصلا بعضی افراد را نمی‌فهمم که می‌گویند من فقط برای عده‌ای خاص، کار می‌کنم و عموم مردم برای من مهم نیستند. اما من از دل همین مردم آمدم و شدم کامبیز دیرباز، برای همین نباید خیلی چیزها یادم برود. من شاید الان به‌راحتی بتوانم ۱۰ باک بنزین سه‌هزار تومانی در ماه بزنم، اتفاقی هم در زندگی‌ام نیفتد، اما نباید یادم برود روزی را که ماشین نداشتم و تئاتر کار می‌کردم. نباید یادم برود روزی را که ماشین داشتم و محاسبه می‌کردم در ماه چقدر باید بنزین بزنم که آخر ماه کم نیاورم. اینها را نباید یادم برود، اگر یادم نرود پس دغدغه مردم، دغدغه من هم هست.اما یک نکته دیگری را هم باید این وسط بگویم، اینکه بگوییم هنرپیشه می‌تواند ناجی یک جریان اجتماعی باشد، این مساله درستی نیست. الان مقداری انتظارها از هنرمندان بالا رفته است. اگر فقط در حد حل مساله باشد، بله باید همراه مردم بود، روزی که بنزین گران شد و آن اتفاق‌ها افتاد، مصادف شد با قسمت اول مسابقه‌ای که به‌تازگی در تلویزیون اجرا می‌کنم. همه ایراد می‌گرفتند که الان این اتفاق افتاده است و شما دارید این مسابقه را پخش می‌کنید، خب اگر می‌توانستم جواب بدهم، می‌گفتم، مگر الان به یک پزشک ایراد می‌گیرید و می‌گویید به مطبش نرود یا یک کارمند بانک همین‌طور. این هم شغل من است و باید سر کار بروم. اینها باید از هم تفکیک شود، در کنار این موضوع من هنرمند باید در کنار مردمم باشم، یک مجله اختصاصی دارم به اسم اینستاگرام که سردبیرش هم خودم هستم و باید از این تریبون استفاده کنم و حق مردمم را بگویم. امیدوارم که نتیجه داشته باشد.

     اما وقتی مردم می‌بینند بازیگری در داخل کشورش نمی‌ماند، فرزندش را خارج از کشور به دنیا می‌آورد و دم از مردم می‌زند، چگونه این مدل حرف‌ها را باور کنند؟ نمونه اخیر مهناز افشار که زندگی‌اش جای دیگری است و از آنجا می‌خواهد ناجی مردمش باشد. فکر نمی‌کنید این مدل نسخه‌پیچی اهالی سینما برای درد مردم، غیرقابل باور است؟

    دقیقا به‌خاطر همین موضوع بود که من در پستی که در اینستاگرامم منتشر کردم، کلمه یک‌تابعیتی را گذاشتم، به‌خاطر اینکه اساسا اعتقاد دارم که خوب یا بد، هنرمند باید در وطنش بایستد و کار کند. اینکه می‌گوییم ما تا آخرین قطره خون‌مان در وطن هستیم که نباید شعار باشد، اینکه من یک امکان مالی پیدا کنم، سریع از کشور بروم که نشد عرق ملی. شاید اسمش چیز دیگری باشد اما نمی‌خواهم بگویم. من خودم هیچ‌وقت این رفتار را نداشتم، هیچ‌وقت سعی بر شوآف نداشتم. کلمه «یک‌تابعیتی» هم که نوشتم، برای این بود که به مردم بگویم من هم مثل شما هستم، بچه‌ام هم در همین کشور به دنیا آمده است، خودم هم قرار نیست جایی بروم. ولی مساله اینجاست که هنرمندان هم که همه خانم افشار یا ایکس و ایگرگ نیستند، یک خانواده چندین و چندصدنفری هستند که ممکن است اعتقادات مختلفی داشته باشند. این را مردم خودشان تشخیص می‌دهند که چه کسی یک حرفی را برای شوآف می‌زند یا از ته دل. خیلی‌ها قبل از انتشار آن پست به من گفتند این حرف‌ها را نگو، اما دلم نیامد که این کار را نکنم، شاید اگر مردم همانجا به حرف‌های من واکنش نشان دهند و چیزی بنویسند و گلایه‌ای نسبت به وضع موجود کنند،  خیال‌شان راحت شود و همان شب را بهتر بخوابند.

    ۲۴۱۲۴۱

  • آماده باش تمام پایگاه‌های اورژانس تهران در پی تداوم آلودگی هوا

    آماده باش تمام پایگاه‌های اورژانس تهران در پی تداوم آلودگی هوا

    به گزارش ایسنا، دکتر پیمان صابریان افزود: تمام پایگاه های اورژانس در نقاط بیست و دوگانه تهران آماده باش هستند و هم وطنان می توانند در صورت بروز هر گونه مشکل به دلیل آلودگی هوا به این پایگاه مراجعه کنند.

    وی گفت: دو دستگاه اتوبوس آمبولانس در میادین ونک و انقلاب استقرار یافته است. همچنین ۲۰ دستگاه آمبولانس دیگر در نقاط مختلف به هموطنان خدمت رسانی خواهند کرد.

    انتهای پیام

  • این نمایندگان مجلس با بنزین شعبده‌بازی می‌کنند /دغدغه مردم سه برابر شدن قیمت بنزین است یا بی‌خبری نمایندگان؟

    این نمایندگان مجلس با بنزین شعبده‌بازی می‌کنند /دغدغه مردم سه برابر شدن قیمت بنزین است یا بی‌خبری نمایندگان؟

    شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا، پس از چندین جلسه بررسی قیمت سوخت، تصمیم گرفت تا قیمت بنزین را افزایش دهد. مقام معظم رهبری نیز تاکید کردند که از مصوبات این شورا حمایت خواهند کرد. در واکنش به این تحولات‌، اعتراض‌ها و اغتشاش‌هایی شکل گرفت. اموال عمومی آسیب دید و عده‌ای جان باختند.

    تک تک جملات فوق،‌ اتفاق و خبری مهم به حساب می‌آید و هر کدام به طور جداگانه قابل بررسی و اهمیت است اما مهم‌ترین اتفاقی که سایر وقایع از آن منشعب شد، اصلاح قیمت بنزین بود. اصلاحی که به نظر می‌رسد کمترین پرسش از چرایی آن صورت گرفته است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی یکی از مهم‌ترین بازیگران عرصه انتقاد از دولت به حساب می‌آیند. بنابراین به نطق‌ها و تذکرات منتقدان سیاست اصلاح قیمت بزنین سرک کشیده‌ایم تا ببینیم مسئله آنها بعد از افزایش نرخ بنزین چه بوده است؟

    بررسی نطق‌ها و تذکرات نشان می‌دهد که نمایندگان حاشیه را متن انگاشته‌اند و متن را حاشیه. نمایندگان خانه ملت به جای انتقاد از افزایش قیمت بنزین و پرسش یا توضیح چرایی افزایش آن، بیشتر از بی‌خبری مجلس از این طرح انتقاد کردند.

    علی کُرد، نماینده مردم خاش در مجلس از بی‌خبری نمایندگان مجلس از طرح اصلاح قیمت بنزین انتقاد کرد و گفت: انتظار می‌رفت دولت و رئیس مجلس در این موضوع مهم، نمایندگان را محرم نظام می‌دانستند و از مشاوره، راهکارها و پیشنهادات کارشناسی نمایندگان استفاده می‌کردند تا شاهد چنین صحنه‌های دلخراشی در کشور نباشیم.

    حسین هاشمی تختی‌نژاد، نماینده مردم بندرعباس در مجلس در نطق میان دستور خود گفت:« تدابیر لازم در شکل و نحوه اجرای طرح افزایش قیمت بنزین دیده نشد. بهتر بود مردم و نمایندگان را در جریان می‌گذاشتند و آن‌ها را توجیه می‌کردند.»

    سید صادق طباطبایی‌نژاد، نماینده مردم اردستان در مجلس نیز اظهار کرد: ما نمایندگان مجلس هم در مرحله اجرا متوجه افزایش قیمت بنزین شدیم اما به دلیل سوء استفاده ضد انقلاب از فضای ایجاد شده و لزوم حمایت از تصمیم سران قوا، طبق فرمایش رهبری از آن تمکین و حمایت می‌کنیم. اگر با تدبیر عمل شده بود و افکار مردم آماده می‌شد و احساس نامحرم شدن در تصمیم ایجاد نمی‌شد، مردم همکاری بیشتری با این سیاست داشتند.

    در رأس امور بودن مجلس مهم و تذکر نمایندگان در این زمینه قابل درک است. در عین حال باید پرسید که حجم انبوه انتقاد مجلسیان به بی‌خبری خانه ملت، چه چیزی را برجسته می‌کند؟ به عبارت دیگر باید پرسید مسئله اصلی چیست و انتقاد نمایندگان به یک موضوع نسبتا فرعی،‌ چه بلایی بر سر مسئله اصلی می‌آورد. بی‌خبری مجلس از مصوبه افزایش قیمت بنزین آنقدر نمایندگان را مشغول کرده بود که گویی مسئله اصلی را فراموش کرده بودند.

    سید مهدی مقدسی، نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس در نطق میان دستور خود  گفت: انتظار داشتیم که دولت قبل از اجرای این طرح مردم و نمایندگان را در جریان قرار می‌داد. دولت باید صادقانه با مردم صحبت کند. آیا نمایندگان محرم نیستند که مورد مشورت قرار نمی‌گیرند؟ مگر نه این‌که مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

    محمدباسط درازهی، نماینده مردم سراوان در مجلس در نطق خود به این پرداخت که «چرا و چگونه دولت، بدون مشورت با مجلس، شب جمعه و بدون جلب نظر مردم و اقناع نمایندگان مردم این سیاست را بدون آمادگی اجتماعی و ایجاد بسترهای مورد نیاز، انجام داده است؟»

    اسدالله عباسی نماینده مردم رودسر در مجلس نیز اعتقاد داشت:« دولت می‌توانست از ظرفیت‌های مردمی، مجلس و رسانه‌ها استفاده کند و مردم و نمایندگان را در جریان کم و کیف این طرح قرار دهد.»

    محمد مهدی زاهدی نماینده مردم کرمان در مجلس هم از بی‌خبری نمایندگان از طرح اصلاح قیمت بنزین انتقاد کرد و گفت:« آیا مردمی که شما می‌خواهید درآمد حاصل از این افزایش را به آنها برگردانید، نامحرم بوده‌اند؟ آیا مجلس شورای اسلامی نامحرم است؟»

    حجم انتقاد نمایندگان از این ‌بی‌خبری آنقدر زیاد بود که موضوع افزایش قیمت بنزین به حاشیه رفت. اوج واکنش به غافلگیر شدن نمایندگان شاید در جمع کردن امضاء برای استیضاح علی لاریجانی رقم خورد. استیضاحی که هیچ نتیجه‌ای نداشت. ایسنا طی خبری از جلسه علنی عصر یکشنبه(۲۶ آبان ماه) نوشت: مجتبی ذوالنور نماینده قم و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در حال جمع آوری امضاء از نمایندگان برای استیضاح علی لاریجانی است.

    یک دلیل این استیضاح این بود که در تصمیم اتخاذ شده توسط سران قوا، رأی نمایندگان آن هم حداقل به صورت استمزاجی گرفته نشده است؛ در نهایت امضاء‌کنندگان این نامه اعتراض خود را نسبت به تصمیم گیری‌های مجلس بدون مشورت نمایندگان بیان کرده و طبق آیین نامه مجلس خواستار به جریان افتادن استیضاح علی لاریجانی شدند.

    جمع کردن امضاء برای استیضاح لاریجانی به سردمداری ذوالنوری، باعث شد یکی از نمایندگان، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را به «داشتن درک جناحی از امنیت ملی» متهم کند. علیرضا رحیمی در گفت‌وگویی با بیان اینکه «افراطیون رئیس قوه قضاییه را بی‌نقص می‌دانند»، گفت: مخالفت‌های افراطی با رئیس‌جمهور و رئیس مجلس نشان می‌دهد مخالفان در عمل اعتقادی به رأی مردم و دموکراسی ندارند. اظهارات و اقدامات رئیس کمیسیون امنیت ملی و تلاش برای استیضاح رئیس جمهور و رئیس مجلس نشان از درک جناحی از امنیت ملی دارد.

    هر روز فریاد عدالتخواهی نمایندگان در خانه ملت می‌پیچد این در حالی است که اغلب انتقاد آنها به افزایش قیمت بنزین در دو جمله خلاصه می‌شد. اول اینکه چرا نمایندگان بی‌خبر بودند و دوم اینکه چرا تدبیر لازم برای اقناع مردم صورت نگرفت. به راستی، توجیه کردن مردم از طریق رسانه‌ها و نمایندگان چقدر به کاهش اعتراض‌ها تاثیر می‌گذاشت؟ باید از نمایندگان پرسید که دغدغه مردم چیست؛ سه‌برابر شدن قیمت بنزین یا بی‌خبری مردم و نمایندگان از این سیاست؟ 

    بعضی نمایندگان انتقاد از این مصوبه را به سویی بردند، که مسئله اصلی عملا به محاق رفت. به طور مثال محمد مهدی مقدسی، نماینده مردم اراک در مجلس، افزایش قیمت بنزین در شب میلاد رسول اکرم را «بدسلیقگی» خواند و گفت: انتظار داشتیم رییس جمهور و وزرا، پیشنهادشان درباره این طرح را به مجلس بیاورند و به ما اعتماد داشته باشند. امسال انتخابات است. به مردم چه بگوییم؟ بگوییم ما در جریان تصمیمات مهم نیستیم؟

    نمونه دیگر این نوع انتقاد در نطق محمد مهدی زاهدی، نماینده مردم کرمان در مجلس قابل ردیابی است. زاهدی با دست گذاشتن بر همزمانی سیاست اصلاح قیمت بنزین و  کنفرانس وحدت اسلامی گفت: جای تعجب دارد که افزایش قیمت بنزین در روزی اتفاق افتاد که مجمع تقریب مذاهب اسلامی به مناسبت هفته وحدت از کشورهای مختلف اسلامی مهمان داشت. آن مهمانان خدمت مقام معظم رهبری رسیدند تا پیام وحدت را به دنیا صادر کنند. در همان روز شاهد اغتشاشاتی بودیم تا شاید به دنیا پیام عدم وحدت در کشور مخابره شود. آیا فکر نمی‌کنید که عده‌ای نفوذی باعث انجام چنین اقدامی در آن روز شده بودند؟

    شعبده‌بازها یک اصل اولیه دارند و آن این است که توجه تماشاگران را به چیز دیگری – به جز کاری که در حال انجام آن هستند – جلب می‌کنند. در اتفاقات اخیر نیز توجه مردم اغلب به سوی اتفاقاتی جلب شد که دربرگیری بیشتری داشته و جذاب باشد. مسائلی مثل بی‌تدبیری مسئولان، بی‌خبری و غافلگیری مجلس و هم‌زمانی سیاست افزایش قیمت بنزین با تاریخ‌های مذهبی، برای همگان جذاب است؛ موضوع اصلی را به حاشیه می‌برد؛ افراد را مقابل هم قرار نمی‌دهد و باعث فراموشی مسئله اصلی می‌شود.

    نمایندگانی که در رأس امور بودن مجلس برایشان مهم است، می‌توانستند کاری کارشناسی انجام دهند. آنها به جای انتقاد از بی‌خبری مجلس، می‌توانستند علت اصلی اصلاح قیمت بنزین را پیگیری کنند. پس از روشن شدن علت واقعی، در کمیسیون‌های تخصصی تبعات مثبت و منفی این سیاست را به بحث می‌گذاشتند. در آن صورت شاید می‌توانستند به دغدغه دوم خود یعنی اقناع وتوجیه مردم جامه عمل بپوشند.

    دقایقی که صرف پرداختن به مسائل فرعی می‌شود، برای شعبده‌بازان ارزشمند است زیرا مسائل مهمی را پنهان می‌کنند. هر شهروند نیازمند اطلاعاتی است تا بتواند حقوق دموکراتیک خود را اعمال کند. وقت تلف کردن خلأء اطلاعاتی به وجود می‌آورد تا شهروندان از حق خود محروم شوند. شعبده‌بازی، این حق شهروندان را ‌سلب می‌کند.

    ۲۷۲۷

  • ۶۷ میلیون ایرانی کاربر اینترنت هستند/ نزول نفوذ اینترنت ثابت

    ۶۷ میلیون ایرانی کاربر اینترنت هستند/ نزول نفوذ اینترنت ثابت

    به گزارش خبرنگار مهر، آخرین آمار سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی از وضعیت بخش ICT کشور نشان می دهد که تا پایان شهریور ماه امسال تعداد مشترکان اینترنت باندپهن به ۶۷ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۴ نفر رسیده است.

    از این تعداد تنها ۴ میلیون و ۶۹ هزار و ۲۲۷ نفر، مشترک اینترنت ثابت ( از طریق فناوری هایی مانند ADSL  و یا فیبر) هستند و ۶۳ میلیون و ۶۱۷ هزار و ۷۷۷ نفر از موبایل برای اتصال به اینترنت استفاده می کنند.

    براساس این آمار که تا پایان شهریورماه سال ۹۸ به دست آمده است، ضریب نفوذ اینترنت در کشور به ۸۱.۴۸ درصد رسیده است و ضریب نفوذ اینترنت موبایل ۷۶.۵۸ درصد و ضریب نفوذ اینترنت ثابت ۴.۹ درصد برآورد می شود.

    بررسی ها حاکی از آن است که روند نفوذ اینترنت ثابت در کشور رشد نزولی داشته و با وجودی که ضریب نفوذ اینترنت ثابت در پایان سال ۹۷ حدود ۱۲.۵ درصد اعلام شده بود هم اکنون و در نیمه سال ۹۸ به ۴.۹۰ درصد رسیده است.

    این درحالی است که بر خلاف اینترنت ثابت، نفوذ اینترنت موبایل در کشور در حال رشد است و به بیش از ۷۶ درصد رسیده است.

    در این میان آمارها نشان می دهد که ۹۳.۹ درصد کاربران برای اتصال به اینترنت از فناوری نسل ۳ و ۴ موبایل (۳G و ۴G ) استفاده می کنند و تنها ۵.۸۸ درصد کاربران از طریق فناوری DSL و کمتر از یک درصد نیز از طریق فناوری FTTX به اینترنت متصل می شوند.

  • آنفلوانزا شدیدا مسری است/ انتقال ویروس در ۳۰ دقیقه از دست آلوده

    آنفلوانزا شدیدا مسری است/ انتقال ویروس در ۳۰ دقیقه از دست آلوده

    به گزارش خبرنگار مهر، حسین عرفانی، صبح شنبه در برنامه تلویزیونی شبکه خبر، به تشریح وضعیت بیماری آنفلوانزا در کشور پرداخت و افزود: تب بالای ۳۸ درجه به همراه سرفه ، سر درد و بدن درد شدید، از علائم ابتلا به آنفلوانزا است. 

    وی با عنوان این مطلب که تشخیص دقیق آنفلوانزا فقط با آزمایش ترشحات گلو امکان پذیر است، گفت: هیچ متخصصی نمی تواند سرماخوردگی و آنفلوانزای خفیف را تشخیص دهد و باید از طریق آزمایش ترشحات گلو صورت بگیرد.

    عرفانی ادامه داد: بر اساس برنامه مراقبت سازمان جهانی بهداشت، نیازی نیست که همه موارد آنفلوانزا تشخیص داده شود و از طریق «پایگاه دیده ور»، نمونه هایی مورد آزمایش قرار می گیرد. 

    رئیس اداره مراقبت مرکز مدیریت بیماری های واگیر وزارت بهداشت، با عنوان این مطلب که ویروس آنفلوانزا شدیدا مسری است، گفت: پایه اصلی کنترل این بیماری، شستشوی دست ها است. گفته می شود که حداقل ظرف ۳۰ دقیقه این ویروس از طریق دست های آلوده می تواند به فرد دیگری منتقل شود.

    وی افزود: آنفلوانزا در تمام طول سال اتفاق می افتد، اما در فصول سرد سال شرایط انتقال ویروس بیشتر فراهم می شود که با رعایت بهداشت فردی و عمومی، می توان از انتقال این بیماری جلوگیری کرد.

    عرفانی گفت: اگر ما رفتارهای تنفسی خودمان را در جامعه کنترل کنیم، شیوع آنفلوانزا در کشور اتفاق نمی افتد.

  • ۵ دستور مهم دادستان کل کشور به بانکها برای حمایت از تولید

    ۵ دستور مهم دادستان کل کشور به بانکها برای حمایت از تولید

    به گزارش خبرنگار مهر، موضوع ممنوع الخروجی صاحبان واحدهای تولیدی، صدور حکم جلب و ممنوع الخروجی آنها طی سال‌های گذشته، از جمله اقدامات سریع بانکها برای فشار آوردن به حوزه تولید جهت پرداخت تسهیلات فارغ از شرایط خاص تحریمی و اقتصادی کشور بوده است که منجر به ایجاد مشکلات بسیار برای تولیدکنندگان شده است. بر این اساس، قوه‌قضاییه با برداشتن گام‌های مهم و اثرگذاری در حمایت از تولیدکنندگان، نامه‌ای را به نظام بانکی اعم از بانکهای دولتی، نیمه دولتی و خصوصی ارسال کرده که بر مبنای آن، صدور ۵دستور مهم دادستان کل کشور به نظام بانکی را منجر شده است.

    بر این اساس، سعید عمرانی، معاون قضایی دادستانی کل کشور با ارسال نامه‌ای به بانکها، تاکید کرده است که بانکهای دولتی، نیمه دولتی و خصوصی تنها در شرایط خاص اجازه ممنوع‌الخروجی، انسداد حساب یا حکم جلب دارند.خبرگزاری مهر به صورت اختصاصی، متن کامل نامه معاون قضایی دادستانی کل کشور به شورای هماهنگی بانکهای دولتی و نیمه‌دولتی و نیز شورای هماهنگی بانکهای خصوصی را منتشر کرده است:

    جناب آقای علیرضا قیطاسی/جمشیدی

    دبیر محترم شورای هماهنگی بانکهای دولتی و نیمه‌دولتی/دبیر محترم کانون بانکها و موسسات اعتباری خصوصی

    با سلام و احترام

    با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری در راستای حفظ رونق تولید و امنیت اقتصادی و تداوم فعالیت‌های اقتصادی واحدهای تولیدی و به منظور جلوگیری از اخلال در نظام اقتصادی با تعطیلی کارخانه‌ها و اقدامات اتخاذی بانکها در ممانعت از حق شرکت‌ها و واحدهای صنعتی و صیانت از سرمایه‌گذاری های مشروع، با استناد به ماده ۷۸۰ قانون مدنی که به موجب آن، مرتهن نسبت به عین مرهونه دارای حق اولویت است، لذا در صورتی که محل اجرای طرح جزو وثایق رهنی بانک باشد و میزان ارزش آن بر اساس نظر کارشناس رسمی دادگستری( در صورت اختلاف تعیین کارشناس توسط نماینده ستاد تسهیل و رفع موانع تولید) کفاف پرداخت بدهی های شرکت و واحد تولیدی به بانک یا موسسه مالی و اعتباری را نماید، بانکها و موسسات مالی و اعتباری حق اقدام اجرایی نسبت به سایر وثایق را نداشته و در صورت رضایت بدهکار اولویت در صدور اجراییه و اقدام اجرایی با محل طرح خواهد بود.

    از سوی دیگر، به استناد ماده واحده قانون عدم التزام سپردن وثیقه ملکی به بانکها و دستگاهها و سایر موسسات و شرکتهای دولتی مصوب ۱۳۸۰/۳/۲۷ اخذ وثیقه ملکی خارج از محل طرح منوط است به رضایت تسهیلات گیرنده و اسناد ترهین تنظیمی غیر از محل طرح که بدون اخذ رضایت از تسهیلات گیرنده تنظیم گردیده غیرنافذ می‌باشد.

    از طرفی بر اساس تبصره یک ماده واحده قانون منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی متناسب با نرخ بازدهی در بخش های مختلف اقتصادی مصوب ۱۳۸۵/۲/۳۱ در عقود امور مشارکت برای تولید بانک نمی تواند از شریک وثیقه خارج از محل طرح بخواهد لذا اخذ وثایق ترهینی خارج از طرح توسط بانکها و موسسات مالی و اعتباری از تسهیلات گیرنده، اقدامی بر خلاف قانون بوده و می تواند موجب اخلال در نظم و امنیت اقتصادی باشد و مشمول ضمانت اجراهای قانون خواهد بود.

    همچنین در صورتی که ارزش وثایق ترهینی نزد بانک یا موسسات مالی و اعتباری طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری کفاف بازپرداخت و تسویه بدهی به میزان مبلغ اعلامی بانک که مطابق با قوانین آمره کشور و مورد تائید کارشناس رسمی دادگستری در امور بانکی یا حسابداری است را داشته باشد، بانکها و موسسات مالی و اعتباری حق ندارند نسبت به انسداد حساب های جاری شرکتها و واحدهای تولیدی اقدام نموده و یا از ارایه دسته چک به خودداری نمایند و یا اینکه اقدام به جلب یا ممنوع الخروجی مدیران واحدهای مذکور نمایند. بدیهی است هر نوع اقدام در این رابطه از مصادیق بارز جرم ممانعت از حق و وسلب آزادی مشروع افراد بوده و تعقیب کیفری متخلف را در پی خواهد داشت.

    با اسناد به بخشنامه شماره ۱۰۲۶۴ ریاست جمهوری مورخ ۱۳۷۳/۷/۲ و همچنین بر اساس دادنامه شماره ۶۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری مورخ ۱۳۹۸/۱/۲ و بخشنامه بانک مرکزی به شماره ۱۵۸۷۱۶/۹۸- ۱۳۹۸/۵/۱ بانکها و موسسات مالی و اعتباری در مورد تسهیلاتی که وثایق ترهین آنها با اولویت محل طرح، کفاف بازپرداخت بدهی مرتبط با تسهیلات ماخوذه را دارد، حق مراجعه مستقیم به ضامنین و اقدامات تامینی و ترهینی نسبت به اسناد ذمه‌ای(چک و سفته و …) را نداشته و ملزم هستند طلب خود را ابتدا از محل ثایق ترهینی محل طرح تسویه نمایند و تنها در صورت اتمام عملیات اجرایی و تنظیم صورت مجلس مزایده و عدم کفاف ارزش وثایق بابت تسویه مابقی طلب تسویه نشده خود حق رجوع به ضامنین را بر اساس قرارداد اولیه خواهند داشت.

    علیهذا با استناد به مانحن فیه و مواد ۲۹۰ ق م و ماده واحده قانون عدم الزام سپردن وثیقه ملکی به بانکها و دستگاهها و سایر موسسات و شرکتهای دولتی مصوب ۱۳۸۰/۳/۲۷ و ماده واحده قانون منطقی کردن نرخ سود تسهیلات بانکی متناسب با نرخ بازدهی در بخش های مختلف اقتصادی مصوب ۱۳۸۵/۲/۳۱ و بخشنامه شماره ۱۰۲۶۴ ریاست جمهوری مورخ ۱۳۷۳/۷/۲ و دادنامه شماره ۶۴ هیات عمومی دیوان عدالت اداری مورخ ۱۳۹۸/۱/۲۰ و بخشنامه بانک مرکزی به شماره ۱۵۸۷۱۶/۹۸- ۱۳۹۸/۵/۱۰ شایسته است به فوریت نسبت به اجرای موارد ماالذکر اقدام و دستورات مقام قضایی مشمول ضمانت اجراهای کیفری مندرج در مواد ۵۷۰ و ۵۷۶ ق م ا بخش تعزیرات خواهد بود.

    سعید عمرانی

  • عمان؛مقصد دیپلماتهای اماراتی و سعودی

    عمان؛مقصد دیپلماتهای اماراتی و سعودی

    خبرگزاری مهر، سرویس بین الملل– فاطمه صالحی: کشور عمان این روزها تبدیل به محل رفت و آمد مقامات عربی به ویژه مقامات کشورهای عربستان و امارات شده است. به نظر میرسد این رفت و آمدهای دیپلماتیک بیشتر از آنکه جنبه تقویت روابط دو جانبه داشته باشد در راستای تلاش برای حل بحران یمن و پایان دادن جنگ در این کشور صورت می گیرد.

    درهمین راستا، سفر شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات به سلطان نشین عمان توجه تحلیلگران و ناظران امور را به ویژه با توجه به تحولات منطقه به خود مشغول کرده است. وی روز دوشنبه به طور سرزده به سلطان نشین عمان رفت و با سلطان بن محمد النعمانی وزیر دفتر سلطان عمان دیدار کرد. رسانه های اماراتی و عمانی این سفر را مرتبط با پروتکل های میان دو کشور دانستند اما سفر این مسئول امنیتی برجسته در این شرایط همزمان با بحث حل بحران یمن صورت می گیرد.

    باید به این نکته توجه داشت که این سفر چند روز پس از سفر خالد بن سلمان معاون وزیر دفاع عربستان به مسقط رخ می دهد و جالب آنکه که مسئولان اماراتی و سعودی با سلطان بن محمد النعمانی وزیر دفتر سلطان عمان دیدار کردند. تحلیلگران این دو سفر را به رایزنی های احتمالی مربوط به بحران یمن ربط می دهند به ویژه که سفیر سعودی در یمن هم، خالد بن سلمان را در سفر به مسقط همراهی کرد.

    سفرهای مذکور در حالی به کشور عمان صورت می گیرد که خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس مدعی شده است مذاکرات غیر مستقیمی میان سعودی ها و حوثی ها برای پایان دادن به جنگ در جریان است. این خبرگزاری تاکید کرد که مذاکرات محرمانه مذکور در عمان شکل می گیرد چرا که این کشور در مرزهای یمن و عربستان واقع شده و نقش میانجی در پرونده یمن ایفا می کند.

    بر اساس گزارش های خبری، مذاکرات مذکور از طریق ویدئو کنفرانس طی ۲ ماه گذشته صورت گرفته و نمایندگان حوثی های یمن از طریق میانجیگران اروپایی در این مذاکرات شرکت کرده اند. البته شایان ذکر است که بر اساس گزارش خبرگزاری آمریکایی مذکور، این مذاکرات بعد از حملات صورت گرفته علیه تأسیسات نفتی آرامکو متعلق به عربستان سعودی آغاز شده است.

    همین چند روز پیش بود که یوسف بن علوی، وزیر خارجه عمان اعلام کرد که عربستان سعودی هم مانند صنعاء در گفت‌وگوها برای پایان دادن به جنگ در یمن، جدی است. یک منبع آگاه سیاسی نیز اعلام کرده بود که عمان در حال انجام مقدمات دیدار «محمد بن سلمان» ولی‌عهد سعودی و هیأتی از یمن (انصارالله) به ریاست «محمد عبدالسلام» است.

    به گفته این منبع، عمان در تلاش است تا توافقی بین عربستان و صنعاء امضا شود و این تلاش‌ عمان در ادامه تلاش‌های این کشور برای نزدیکی دیدگاه‌های ایران، امارات و عربستان درباره یمن است.

    این در حالیست که محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصار الله یمن وجود هر گونه میانجی‌گری در خصوص مذاکرات دولت صنعا با عربستان را تکذیب و تاکید کرد که صنعا مایل به ایجاد صلح و امنیت است به شرطی که دو کشور عضو ائتلاف علیه یمن در این زمینه پا پیش گذاشته و شروط صنعا درباره آزادی اسرا و صدور اجازه انتقال بیماران بدحال به خارج از کشور را عملی کنند.

    در هر صورت باید گفت که اخبار منتشر شده در خصوص تحولات یمن و رفت و آمد مقامات عربی به عمان نشان می دهد که طی روزهای آتی باید منتظر اخبار جدیدی در خصوص این پرونده باشیم.

    اما مقامات سعودی باید بدانند که حل بحران یمن که ریاض عامل به وجود آمدن آن بوده و تاکنون باعث کشته و زخمی شدن صدها هزار بیگناه شده در گرو تن دادن به خواسته های نیروهای مقاومت این کشور و اعتماد سازی در مذاکرات با آنها است چرا که در حال حاضر عربستان سعودی و امارات از بیم کشیده شدن حملات تلافی جویانه یمنی ها به مناطق حساس تر این کشور از یک سو و تحمیل شدن هزینه های هنگفت نظامی به دنبال تجاوز ۵ ساله به یمن از سوی دیگر مجبور به اجرای این مذاکرات با طرف یمنی هستند.

    عربستان سعودی پیش از این نیز در جریان مذاکرات صلح استکهلم که میان طرف های یمنی برای حل بحران این کشور به دست خود آنها کارشکنی کرده و مانع از تحقق و اجرای عملی بندهای توافقات حاصله در این دور از مذاکرات شده بود بنابراین تن دادن به شروط طرف مقابل برای ایجاد اعتماد گام مهمی در پیشبرد مذاکرات مذکور به شمار می رود.

    این در حالیست که ائتلاف متجاوز سعودی شرطهایی برای مذاکره تعیین کرده که قطع ارتباط مقاومت یمن با ایران و کنار گذاشتن سلاح های سنگین و موشک های دور برد و پهپادها از جمله این شروط است.

    این بدان معنی است که سعودی ها قبل از هر چیزی به دنبال منزوی کردن گروه های مقاومت یمن ازیک سو و خلع سلاح آنها از سوی دیگر هستند تا بتوانند در جریان مذاکرات از موضع قدرت سخن گفته و در صورت به نتیجه نرسیدن این مذاکرات، برگ برنده خود را که همان خلع سلاح یمنی ها است با خود به همراه داشته باشند.

    در هر صورت باید به این نکته اشاره کرد که پیش از این نیز سعودی ها و حوثی ها مذاکراتی با یکدیگر داشته که منجر به توافق آتش بس میان دو طرف شد اما خیلی زود این توافقنامه از سوی سعودی ها زیرپا گذاشته شد. به نظر می رسد تا زمانیکه سعودی ها حملات وحشیانه خود را در قالب ائتلاف متجاوز عربی علیه یمن متوقف نکرده و از این کشور خارج نشده اند سرنوشت هر مذاکره ای میان دو طرف یک دور باطل را تشکیل می دهد که در نهایت به هیچ نتیجه ای نخواهد رسید.  

  • پولی از پرسپولیس دریافت نکرده‌ام/ در مورد تیم ملی چیزی نمی‌دانم!

    پولی از پرسپولیس دریافت نکرده‌ام/ در مورد تیم ملی چیزی نمی‌دانم!

    به گزارش خبرنگار مهر، دیدارهای متوالی برانکو ایوانکوویچ با سفیر ایران در زاگرب کرواسی به شایعات اخیر پیرامون حضور قریب الوقوع وی روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران به عنوان جانشین مارک ویلموتس دامن زده است. با این حال پروفسور کروات در صفحه شخصی خود در فضای مجازی به گفتگو با آقای صادق، سفیر ایران در کرواسی پیرامون باشگاه پرسپولیس اشاره کرده است.

    سرمربی پیشین سرخپوشان پایتخت که توانست در طول چهار فصل متوالی، هفت جام برای این تیم بیاورد و پرسپولیس را برای نخستین بار به فینال لیگ قهرمانان آسیا برساند طلب یک میلیون یورویی خود را از این باشگاه دریافت نکرد تا قید ادامه همکاری را بزند و از ایران برود.

    برانکو ایوانکوویچ در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص جلسات اخیر خود با سفیر ایران در زاگرب تنها به گفتن کلیات بسنده کرد و اظهار داشت: من دوستی صمیمانه و خوبی با ایشان دارم. ایرانی ها همیشه برای من عزیز هستند. همیشه و همه جا گفتم که ایران وطن دوم من است. آقای صادق هم یکی از بهترین دوستان ایرانی من بود که من برای برخی مسائل مربوط به خودم و باشگاه پرسپولیس صحبت هایی هم با او داشتم.

    وی در پاسخ به این سوال که تعریف و تمجید اخیرتان از دیدار با سفیر ایران در زاگرب نشانه ای از تسویه حساب باشگاه پرسپولیس با شما دارد تصریح کرد: نه؛ هنوز نه! هیچ پولی بابت طلب هایم از پرسپولیس نگرفته ام.

    سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران درباره احتمال حضور روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران به عنوان جانشین مارک ویلموتس به خبرنگار مهر گفت: من در این باره چیزی نمی‌دانم.

    برانکو در حالی همچنان از پرداختن به اصل ماجرا طفره می رود که گفته می شود صحبت های اولیه وی با مسئولان وزارت ورزش از طریق سفیر به خوبی پیش رفته است و حالا منتظر برآورده شدن شروط خود برای توافق نهایی است.

  • آزاد ارمکی:شرایط ما بعد از ناآرامی های اخیر مثل پایان جنگ است/ نظام سیاسی ناگزیر از قانونخواهی و توجه به طبقه متوسط است

    آزاد ارمکی:شرایط ما بعد از ناآرامی های اخیر مثل پایان جنگ است/ نظام سیاسی ناگزیر از قانونخواهی و توجه به طبقه متوسط است

    بخشی از این مصاحبه را می خوانید:

    با اعتراضات آبان ماه، که تکرار شدیدتر و پردامنه‌تر اعتراضات دی ماه۹۶ بود، ما هم در معرض این واقعیت قرار گرفتیم که  باید بتواند به مطالبات مردم که «خواست زندگی» است، پاسخ دهیم. دوگانه، ساحت ایدئولوژیک و پاسخ به مطالبات مردم، شفاف‌تر و صریح‌تر شد؟
    دیر زمانی است که صریح شده است. ما در گفتمان‌های خود به آن نمی‌پردازیم، اما واقعیت اجتماعی اتفاقاً از صراحت، سرعت و دگردیسی آن حکایت می‌کند. به این معنی اتفاق آبان ۹۸ با دی ماه ۹۶، هر دو، به شکلی قدرت اجتماعی جامعه را بازگو می‌کنند، در مواردی توأم با خشونت است و گاهی هم با خشونت نیست. در هر صورت، جامعه و نیروهای اجتماعی با تنوع و تکثری که پیدا کرده، بیشتر خودش را نشان داده و درحال اشغال حوزه سیاست است. اگر در دهه اول تلاش می‌کردیم عرصه سیاست، عرصه فرهنگ و جامعه را اشغال کند که اشغال هم کرده بود و به‌همین دلیل از جامعه ایدئولوژیک حرف می‌زدیم، امروز از جامعه غیرایدئولوژیک حرف می‌زنیم، یعنی عرصه اجتماعی دارد از حد خود فراتر رفته و حوزه سیاست را نیز اشغال می‌کند و اتفاقاً چون در حال اشغال حوزه سیاست است، به خشونت می‌انجامد. در دوره هایی شاهد بودیم که نمایندگان عرصه سیاسی مانند روشنفکران و زنان به حاشیه رانده شدند، اما امروز معکوس عمل می‌شود و اتفاقاً این بخش‌ها دارند در حوزه سیاسی غلبه پیدا می‌کنند.
    اما چرا خشونت؟ آیا بدون توسل به خشونت این جابه‌جایی صورت نمی‌گرفت؟
    به این دلیل که کلیت نظام سیاسی اجازه زیست در موقعیت خود و زیست در خود را به جامعه نداد و به جامعه بی‌اعتنا بود. به‌همین دلیل، از هر زاویه‌ای که نگاه کنید، اعتراض و اشغال عرصه سیاست، خود را با آتش زدن مؤلفه‌های عرصه قدرت و سیاست، مانند بانک، که نماد عرصه اقتصاد است و اداره‌های دولتی که نماد عرصه سیاست است، نشان می‌دهد.
    قبلا گفته اید  که وقتی حوزه سیاسی به جامعه‌ای با این مختصات اجازه زیست مستقل نمی‌دهد، حضور او در انتخابات هم ویرانگر خواهد بود؛ یعنی در دموکراسی‌های جا افتاده، ما شاهد مشارکت‌های ۵۰ تا ۶۰ درصد هستیم، اما مشارکت‌های ۷۵ یا ۸۵ درصدی در انتخابات ایران، یک نوع ویرانگری است که در درون خود یک نوع پوپولیسم هم دارد. در دو سال گذشته چه شد که جامعه به جای اینکه ویرانگری و قدرت «نه» گفتن را در انتخابات نشان دهد، در خیابان نشان می‌دهد؟
    به‌خاطر اینکه در عرصه سیاسی و انتخابات نتیجه نگرفته است. جامعه با حضور حداکثری در عرصه سیاست و انتخابات، انتظار تغییراتی حداکثری داشت، نه بازگشت به نقطه صفر، اما نه تنها نتیجه‌ای به‌دست نیاورد، بلکه بر اثر مشارکت یا رأی دادن او، تغییرات مهمی در دولت «آ» یا «ب» با هر نوع گرایش سیاسی ایجاد نکرد. به‌عبارت دیگر، چیزی عوض نمی‌شود و به نیازی پاسخ داده نمی‌شود. به‌همین دلیل این بار منتظر نماند تا در انتخابات بازی دیگری رقم بزند وصبر او لبریز شد. دوم اینکه عمر حوادث در ایران بسیار کوتاه شده است. تحولات جهان ۱۰ یا ۲۰ ساله است، اما عمر تحولات در جامعه ایرانی، لحظه به لحظه شده است، جامعه ایرانی امروز پرحادثه ترین، پرمشغله‌ترین و پراتفاق‌ترین جامعه جهانی است. ایران را با ترکیه، یا عراق یا با کشورها دیگر منطقه مانند مصر مقایسه کنید.
    پرحادثه بودن ناشی از شکاف حاکمیت و جامعه است یا اینکه جامعه، متکثر و ناهموار است؟
    به این علت که جامعه متکثر و ناهموار است. وقتی به دامنه عمل قومیت‌ها، دامنه عمل گرایش‌های مختلف فرهنگی، گروه‌های اجتماعی و حوزه کارشناسی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در واقع جامعه دامنه عمل قدرتمند وسیعی پیدا کرده است.
    اساساً آموزش در ایران، نظام اجتماعی را از بالا تا پایین شخم زده است. به این معنی که با افرادی مواجه هستیم که درس خوانده یا نخوانده، باسواد یا کم سواد، صاحب مدرک و دارای ادعاهای بزرگ هستند و این همان شخم زدن نظام اجتماعی و کارشناسی کشور است. پیامد این امر این است که همه درباره همه چیز به داوری می‌نشینند، درحالی که در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که مردم تا این اندازه درباره موضوعات مختلف از سیاست و اقتصاد تا فرهنگ و جامعه داوری کنند، اما ایرانیان مستمراً درحال داوری و ارزیابی جامعه هستند.
    این امر نشانه پیدایش یک ظرفیت بزرگ اجتماعی و فرهنگی است، اما مسأله این است که امروز دیگر مظروفی که برای این جامعه طراحی کرده ایم، پاسخگوی آن نیست، کفاف حجم آن را نمی‌دهد و سرریز می‌شود. یک بار به‌صورت مهاجرت سرریز می‌کند، یک سرریز آن، مشارکت حداکثری در انتخابات است، یک سرریز آن هجوم برای مصرف و کالاهای مصرفی و یک سرریز دیگر نیز موقعیت‌هایی مانند اتفاقات آبان ماه است که جامعه خود را تعین می‌بخشد و می‌گوید تکلیف مرا در موقعیت‌ها تعیین کنید.
    در این وضعیت، مسأله‌ای به‌ نام تنظیم رابطه جامعه با حاکمیت، قدرت و سیاست وجود دارد. این جامعه با این ظرفیت، اساساً درباره مشارکت اجتماعی بلاتکلیف است. مردم می‌گویند ما نمی‌توانیم وام بگیریم و کاری را آغاز کنیم، یا اگر چیزی داریم را بفروشیم، یا اگر می‌فروشیم، کسی نمی‌خرد و اگر می‌خرد، کسی پولش را نمی‌دهد. علاوه بر حوزه اقتصادی، کسانی که مدرک تحصیلی و تخصص دارند هم می‌گویند کسی سخن ما را نمی‌شنود. این به این معنی است که ما مجموعه‌ای از ظرفیت‌های بسیار زیاد در جامعه ایجاد کردیم، اما مظروف آن کوچک است و کفاف این ظرفیت را نمی‌دهد، سرریز می‌کند.
     آینده فضای ایران را چگونه می بینید؟
    به باور من در یکی دو سال آینده، آینده ایران نه از نوع تغییرات خشونت آمیز، بلکه ازنوع تغییرات معطوف به تغییرات ساختاری خواهد بود. اتفاق آبان ماه وجه رادیکال این تغییرات را برده است؛ زیرا نیروهای رادیکال به میدان آمدند، هم در نظام سیاسی و هم در مقابل، به میدان آمدند. ما شاهد یک نزاع میان رادیکال‌های عرصه جامعه و عرصه سیاسی بودیم که خشونت هم شکل گرفت. اما این دو در آینده، کم جان و غیرمشروع می‌شوند، مدتی بعد، بار دیگر امکان، فضا و ظرفیت بازی برای کسانی که قانونمداری و مدنیت تولید کنند، به وجود خواهد آمد. ماجرای دی ماه یا آبان‌ ماه، ماجرای مشابه تولید نخواهد کرد. به نظر من اتفاقات آبان ماه از خودش عبور می‌کند.
    اما شواهد حاکی است که حوزه قدرت، تغییری ایجاد نخواهد کرد، حتی پس از اعتراضات آبان ماه که دو سال بعد از اتفاقات دی ماه ۹۶ رخ داد.
    البته اتفاقات اخیر چند نتیجه دارد؛ نخست اینکه وقتی نیروی امنیتی وارد میدان می‌شود، خود و کل نظام سیاسی را بازبینی می‌کند.  این نیروی امنیتی، احتمالاً دغدغه تغییر در رفتار سیاسی ایجاد خواهد کرد، به این سادگی کوتاه نمی‌آید و باز نمی‌گردد. دوم اینکه شوک بسیار بزرگی در نظام سیاسی افتاد. برخلاف ماجرای دی ماه ۹۶ اغلب معترضان آدم‌های ندار و فرودستان هستند. بنابراین باید تکلیف خود را با آنان معلوم کنیم. در بحث‌های قبلی می‌گفتیم که جنبش دموکراتیک در ایران با بازیگری طبقه متوسط، اگر به سمت طبقه پایین سوگیری کند، دیگر نمی‌توان آن را جمع کرد. ما درحال نزدیک شدن به این مرحله هستیم و این خطرناک است.
    معتقدم حاکمیت و نظام سیاسی این صدا را شنیده و این خطر را درک کرده است. به عبارت دیگر، این بار نمی‌توان روشنفکران را متهم کرد که غربی هستند و آنان را محدود کنید، این بار، ماجرا، ماجرای یک اکثریت بزرگ است. طبقه متوسط، محدود است و بخشی از آن در نظام بوروکراتیک قرار دارد، بنابراین می‌توان آن را کنترل کرد. اما بقیه جامعه چطور؟ آنان مستقل هستند. ضمن اینکه نیروهایی که آن را وصل و این بخش گسترده را توجیه می‌کنند، تنها از حاکمیت نیستند. به این ترتیب معتقدم حاکمیت به‌طور طبیعی به این دغدغه خواهد رسید که در سوگیری جامعه و به رسمیت شناختن نیروهای اجتماعی تغییر رفتار مهم انجام دهد.
    سومین نکته اینکه طبقه متوسط یک بازیگری جدید خواهد کرد، به این معنی که اتفاقات آبان ماه را معنادار خواهد کرد. طبقه متوسط در ماجرای دی ماه ۹۶ سکوت کرد، آن اتفاقات را توضیح نداد و پیش نرفت، اما اکنون موقعیتی است که وقایع اخیر را معنا کند تا بتواند بازی خود را تصحیح کند. چون در اتفاقات دی ماه ۹۶، خود طبقه متوسط متهم می‌شد، اما اکنون تا حدودی از او عبور کرده و طبقه متوسط مجبور است بازی طبقه پایین را معنا و توصیف و مختصات آن را تشریح کند. بنابراین این امر یک گام به جلو خواهد بود و برداشتن یک گام به جلو از سوی طبقه متوسط، امکان رادیکالیسم در عرصه سیاسی و ماندگاری امنیتی‌ها در عرصه سیاسی را تقلیل خواهد داد. به این معنی که بار دیگر شاهد درگیری بیشتر طبقه متوسط با جریان‌های رادیکال خواهیم بود که در این حالت، فضایی برای نفس کشیدن جامعه و بعد گامی برای جلوتر رفتن ایجاد می‌شود. وقتی این‌ها را با هم جمع می‌کنیم، بحث اصولگرایی و اصلاح‌طلبی جدید هم مطرح می‌شود. بنابراین در آینده نزدیک ما با صورت جدیدی از حوزه سیاسی مواجه خواهیم بود که قدری جوان است، دغدغه‌ها و شعارهای دیگری دارد و مسأله او زیست و زندگی است.
    اما برخی معتقدند اتفاقاً شدت و گستره درگیری‌ها و خشونت میان طرفین باعث شد که طبقه متوسط از این مهلکه فاصله بگیرد.
    حد نهایی خشونت همین است و بیش از این نخواهد شد. این اوج خشونتی بود که در ایران اتفاق افتاد، فراتر از آن، انقلاب است. معتقدم ما به‌سمت انقلاب نخواهیم رفت، زیرا خشونتی که در این وقایع دیده شد، اوج خودش بود و بیش از آن نخواهد رفت. این اوج خشونت به معنای تخلیه اعتراض انباشتی بود. آنکه به خیابان آمد می‌گوید «ما زدیم‌ها، ما حسابش را رسیدیم‌ها؟» بسیاری (در بیرون) تلاش کرده بودند این انرژی را برای روز دیگری نگه دارند، اما این انرژی تخلیه شد. از آن سو نیروهای امنیتی که به‌دلیل تهدیدات امریکا، یک سال در حال آماده باش به سر می‌بردند، اتفاقات آبان ماه باعث شد که انرژی آنان هم تخلیه شد، آنان هم خسته شدند و خستگی درخواهند کرد. این درست مانند اتفاقی است که بعد از جنگ رخ داد. به این معنی که ما بعد از جنگ وارد فرآیند دموکراسی شدیم. در جنگ هم ۸ سال نیروهای ما ایستاده بودند، اما جنگ که تمام شد همه وارد فرآیند سازندگی و دموکراسی خواهی شدیم.
    بنابراین شما تغییراتی را که پس از اعتراضات آبان ماه در کشور رخ خواهد داد، با چرخش به بازار آزاد و غرب، پس از سال ۶۸ برابر و متناظر می‌دانید؟
    این اتفاق خواهد افتاد. دغدغه بعدی ما ساماندهی مناسبات با جهان پیرامونی و غرب است، مجبوریم که این مسأله را سامان دهیم، چراکه جامعه این را طلب خواهد کرد و حوزه سیاسی نیز به این سمت خواهد رفت. بحث دیگر ساماندهی زندگی مردم است؛ یعنی اکثریتی که می‌خواهند زندگی کنند. در دوران جنگ، اکثریتی تلاش کردند جهان را عوض کنند، اما وقتی آن ایده‌های کلان در جنگ شکست خورد، برخورد آنان عقلانی شد و پس از بازگشت از جنگ، بسیاری از کسانی که در حوزه نظامی بودند، سرمایه‌گذار شدند. در دوره جدید هم ما وارد یک عرصه دیگری خواهیم شد. البته این امر الزاماتی هم دارد. یکی از الزامات این است که شاکله کلان جمهوری اسلامی باقی بماند، دوم اینکه امکان بازی از دست طبقه متوسط گرفته نشود. اگر در آینده اتفاقات دیگری بروز کند، ممکن است حوزه سخت قدرت طبقه متوسط را تنبیه کند، اما اگر این اتفاق نیفتد، طبقه متوسط وارد عرصه ساماندهی جامعه و سیاست خواهد شد. طبقه متوسط نمی‌خواهد به یک ویرانگری برسد و آنچه به دست آورده را از دست بدهد، بلکه می‌خواهد آنچه را دارد با طبقه پایین به اشتراک بگذارد.
    اما به‌دلیل شرایط اقتصادی سال‌های اخیر، بخش زیادی از طبقه متوسط ریزش کرده و به طبقه پایین پیوسته است؟
    به‌لحاظ اقتصادی ممکن است، اما به‌لحاظ فرهنگی و علایق اجتماعی این‌طور نیست. همچنان در آمال و آرزوهای زندگی شهری نسبتاً مرفه، زیست می‌کنند، به‌همین دلیل است که نگه داشته شد، اگر غیر این بود، می‌بایست انقلاب به معنای انقلاب پابرهنه‌ها اتفاق می‌افتاد، یا همان که کارل مارکس در تئوری خود گفته است. بنابراین ممکن است به‌لحاظ اقتصادی جابه‌جا شده باشند، یعنی جیب‌شان خالی شده باشد، اما مغزشان خالی نیست و آمال و آرزوی آنان سرجای خودش است. به‌همین دلیل هنوز آن تلاش‌ها را دنبال می‌کنند، هنوز به شهرها می‌آیند، هنوز جابه‌جا می‌شوند، هنوز در مسابقه خرید و فروش شرکت می‌کنند تا منفعتی کسب کنند. به‌نظر من در آینده ایران، اگر ما با امریکا وارد جنگ نشویم یا در ادامه، اگر به‌طبقه متوسط هم هجمه‌ای نشود، حاکمان وارد عرصه قانونخواهی خواهند شد. حاکمان قانون خواهی را اعلام خواهند کرد و به‌دنبال آن، جامعه مدنی هم مشارکت اجتماعی را طلب خواهد کرد. این دو در جایی به هم وصل خواهند شد و معنای تازه‌ای از نظام اجتماعی متولد خواهد شد. زیرا احیای قانون یعنی عبور از مسأله‌ای به‌نام اطاعت از قدرت، یعنی اکثریت نظام سیاسی که تا پیش از این، فقط اطاعت را طلب می‌کرد، زین پس قانون را مطرح خواهد کرد. از سوی دیگر جامعه هم خواهد گفت که حق من مشارکت یا مالکیت بود، چه شد؟ این دو حوزه در امر قانون به یکدیگر وصل خواهند شد، اینجا است که معتقدم ما شاهد تعبیر جدیدی در جمهوری اسلامی خواهیم بود.