دسته: اخبار روز

  • درگیری‌ها در قدس اشغالی ادامه دارد / گردان‌های عزالدین قسام: صبر ما را محک نزنید

    درگیری‌ها در قدس اشغالی ادامه دارد / گردان‌های عزالدین قسام: صبر ما را محک نزنید

    اعتمادآنلاین| در ادامه درگیری میان ساکنان قدس اشغالی با پلیس رژیم صهیونیستی که به زخمی شدن صدها تن انجامید، گردان های عزالدین قسام طی پیامی به رژیم صهیونیستی هشدار داد: صبر ما را محک نزنید!

     

    به گزارش ایسنا، به نقل از القدس العربی، روز جمعه شهر اشغالی قدس برای چندمین روز پیاپی شاهد درگیری بین فلسطینی ها و پلیس رژیم صهیونیستی بود  که در پی آن هلال احمر فلسطین از زخمی شدن بیش از ۱۰۰ فلسطینی و ۲۰ سرباز ارتش اسرائیل خبر داد.

     

    همزمان شهرهای کرانه باختری عصر جمعه شاهد تجمعات و راهپیمایی هایی در همبستگی با ساکنان قدس و مخالفت با یهودی سازی این شهر و مهاجرت دادن اجباری ساکنان آن بودند.

     

    در جریان این تجمعات که در شهرهای بیت لحم در جنوب، طولکرم و طوباس در شمال و رام الله در مرکز کرانه باختری برگزار شد تجمع کنندگان شعارهایی در حمایت از قدس سر دادند.

     

    شاهدان عینی اعلام کردند که در بیت لحم ارتش رژیم صهیونیستی تلاش کرد با حمله به معترضان آن ها را متفرق کند که در نتیجه آن شماری از فلسطینیان دچار خفگی و جراحت شدند.

     

    در قدس اشغالی نیز هزاران تن با برگزاری تظاهراتی از جمله در یافا و الشیخ جراح سیاست کوچ اجباری فلسطینیان توسط اشغالگران را محکوم کردند.

     

    همچنین در جریان درگیری شبانه در بخش قدیمی شهر قدس شش فلسطینی زخمی شدند.

     

    از سوی دیگر گردان های شهید عزالدین قسام، شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس اعلام کرد: قیام جوانان فلسطینی ساکن قدس اشغالی آتشی سهمگین در خرمن دشمن صهیونیستی برخواهد افروخت و در آن زمان نیروهای گردان های قسام در کانون نبرد با این دشمن قرار خواهند گرفت.

     

    گردان های عزالدین قسام طی بیانیه ای که نسخه ای از آن در اختیار مرکز اطلاع رسانی فلسطین قرار گرفت، تاکید کرد: ما از نزدیک تجاوزات و جنایات نظامیان و شهرک نشینان صهیونیست علیه مسجد مبارک الاقصی و فلسطینیان ساکن قدس اشغالی را دنبال می کنیم.

     

    این گردان ها با نثار درود و سلام به فلسطینیان همیشه در صحنه قدس و مسجد مبارک الاقصی، اعلام کرد: ما قیام خجسته شما علیه اشغالگران و شهرک نشینان صهیونیست را ارج می نهیم.

     

    گردان های عزالدین قسام خطاب به فلسطینیان حاضر در قدس تاکید کرد: بانگ رشادت آفرینی و ایثارگری سلحشورانه شما به گوش ما رسید، شما قهرمانان باید بدانید که پشت سر شما نیروهای مبارز نستوه ایستاده اند، این نیروها بسان دژی مستحکم از شما و مسجد الاقصی و بیت المقدس دفاع و پاسداری خواهند کرد، نبرد شما نبرد ماست، خون شما خون ماست.

     

    در بخش دیگر این بیانیه آمده است: به دشمن صهیونیستی اعلام می داریم که صبر و شکیبایی ما را محک نزنید، جان و مال مان را در راه قدس فدا می کنیم و تمامی معادلات شما را بر هم می زنیم.

  • نقش بانکها در خروج ارز از کشور و جهش قیمت

    نقش بانکها در خروج ارز از کشور و جهش قیمت

    اعتمادآنلاین| در مصاحبه‌ای که ۲۹ فروردین ماه با دکتر عباس دادجوی توکلی درباره چگونگی «خلق پول» و نقدینگی توسط بانک‌ها داشتیم، وی عنوان کرد که بانک‌ها با استفاده از دو ابزار «شرکت فروشی» و «تسعیر ارز» اقدام به خلق پول می‌کنند و توضیح داد در بسیاری از بانک‌ها که شعب خارج از کشور دارند، ۵۰ تا ۹۰ درصد دارایی‌های ارزی، مشکوک الوصول-معوق است اما بانک هر سال با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل این دارایی‌های مشکوک الوصول-معوق، سود شناسایی می‌کند و به همین دلیل است که بانک‌ها هر سال به شدت به دنبال بازنگری در نرخ تسعیر ارز هستند. این مدرس دانشگاه تصریح کرد که این عملکرد زیان ده در واحدهای خارجی بانک‌ها، هزینه‌های ارزی بالایی را طی سال‌های اخیر به خصوص ده سال اخیر بر بازار ارز کشور تحمیل کرده است.

     

    به گزارش خبرگزاری مهر، اینک درباره «نقش شعب خارج از کشور بانک‌ها در خلق پول و نوسانات بازار ارز» با «احسان راکعی» کارشناس مسائل بانکی که در عملکرد شعب خارج از کشور برخی بانک‌ها را مورد بررسی قرار داده است، گفتگویی انجام داده ایم که مشروح آن از نظر گرامی‌تان می‌گذرد:

     

    در مصاحبه‌ای که اخیراً با دکتر دادجوی توکلی داشتیم، ایشان یکی از ابزارهای مورد استفاده بانک‌ها برای خلق پول و شناسایی سودهای موهومی را شعب خارج از کشور بانک‌ها معرفی کردند و توضیح دادند که بانک‌ها با استفاده از تسعیر نرخ ارز، از محل دارایی‌های بی کیفیت خود سود شناسایی می‌کنند؛ در حالی که ۵۰ تا ۹۰ درصد دارایی‌های ارزی‌شان، مشکوک الوصول و معوق است. تحلیل شما چیست؟

     

    بله، متأسفانه همینطور است. طی سه سال اخیر بسیاری از بانک‌های کشور توانستند به طرق مختلف از جمله فروش شرکتهای بانکی و غیر بانکی زیر مجموعه خود بصورت غیربورسی و یا عرضه آنها در بورس، فروش اموال تملیکی و همچنین سود حاصل از تسعیر ارز، سودهای بسیار زیادی را در صورت‌های مالی خود شناسایی کنند و بخش عمده ای از زیان خود را پوشش دهند. به نوعی می‌توان گفت «تورم دارایی‌ها و افزایش سرسام‌آور نرخ ارز»، ذینفعان خاص خود مانند برخی بانک‌ها را منتفع کرده تا آنها بتوانند خود را از بند ورشکستگی و زیان نجات دهند.

     

    اما متأسفانه سودهایی که بانک‌ها طی چند سال اخیر شناسایی کردند از کیفیت چندانی برخوردار نبوده و این شاید مسأله‌ای باشد که بسیاری از سهامداران، تحلیل گران و سایر استفاده کنندگان از صورت‌های مالی این صنعت (بانکداری) از آن مطلع نباشند. شناسایی سود بی کیفیت اگرچه به نفع بانک‌ها و سهامدارانشان بوده و توانسته‌اند ساختارهای مالی خود را بهبود ببخشند اما آثار مخربی را در اقتصاد کشور بر جای گذاشته است. یکی از مسائلی که سودآوری بانک‌ها را طی چندسال اخیر تحت تأثیر قرار داده و باعث شده بسیاری از بانک‌ها به یکباره سودآور شوند، استفاده از نوسانات ارزی است.

     

    این سودهای بی‌کیفیت چگونه شناسایی می‌شوند؟

     

    اگر از سال ۱۳۹۷ به بعد توجه کنید شاهد این بوده ایم که اکثر بانک‌ها با رشد سودآوری بسیار بالایی مواجه بوده اند و یا توانسته اند زیان خود را طی یک سال یکباره به سود تبدیل کنند. بررسی صورت‌های مالی اکثر این بانک‌ها حاکی از این است که دلیل سود آوری اکثر آنها رشدهای بسیار بالا در سه فاکتور درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری، فروش اموال تملیکی و یا نتیجه معاملات ارزی می‌باشد که دو مورد اول (درآمد حاصل از فروش سرمایه گذاری ها و درآمد حاصل از فروش اموال تملیکی) بیشتر در راستای اجرای دستور العمل قانون رفع موانع تولید مصوب شورای پول و اعتبار در تاریخ ۲۸/‏۰۷/‏۱۳۹۴‬ می‌باشد که البته سودآوری صحیح و غیرصوری از این محل، ایرادی ندارد.

     

    بسیاری از دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است. همچنین در بسیاری از سال‌ها برخی بانک‌ها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای استاما آنچه باعث شده که سودآوری از این محل صوری، بی کیفیت و همراه با خلق نقدینگی بی کیفیت باشد، نحوه شناسایی این سودها است. متأسفانه بعضی از بانک‌ها طی چند سال اخیر با ایجاد شرکت‌های «تو در تو» و سرمایه گذاری در آنها، به بنگاه داری پرداخته اند و اکنون که قانون رفع موانع تولید، بانک‌ها را از بنگاه داری و سرمایه گذاری‌های غیر بانکی و نگهداری اموال مازاد منع کرده، آنها اقدام به فروش این اموال و سرمایه گذاری بانکی و غیر بانکی خود کرده‌اند.

     

    اما بحث جالب توجه درباره نحوه فروش آنها است، که بررسی صورت‌های مالی بعضی از بانک‌ها حاکی از این امر است که بسیاری از آنها شرکت‌های زیر مجموعه خود را به شرکت‌هایی فروخته اند که همان بانک‌ها بصورت غیر مستقیم در آنها (شرکت‌های خریدار) سهامدار هستند؛ حتی در بعضی موارد بانک اقدام به اعطای تسهیلات به شرکت خریدار کرده است تا همان شرکت خریدار که به نوعی به طور غیر مستقیم زیر مجموعه بانک است بتواند آن شرکت را از بانک خریداری کند. در این صورت، هم بانک توانسته است از بابت اعطای تسهیلات به شرکت خودی سود تسهیلات شناسایی کند و هم قانون رفع موانع تولید را اجرا کند و اموال مازاد خود را بفروشد؛ ضمن اینکه توانسته از بابت فروش سرمایه گذاری‌های خود سود مشاع کسب کند و همین اینکه هنوز هم بصورت غیر مستقیم در آن شرکت‌های فروحته شده خود می‌تواند اعمال نفوذ و مدیریت کند؛ البته همین روند شناسایی سود اغلب درباره فروش اموال تملیکی بانک‌ها هم صدق می‌کند و نکته جالب آن است که بانک‌ها از محل همین سودها که اغلب مشاع هم هستند اقدام به شناسایی حق الوکاله برای خود می‌کنند که اغلب این سودها سودهای بی کیفیت هستند.

     

    اینکه بانک‌ها به حدود تعیین شده خود در دستورالعمل جدید سرمایه گذاری مؤسسات اعتباری در اوراق بهادار سال ۱۳۹۶ مصوب شورای پول و اعتبار، پایبند باشند و اقدام به واگذاری سرمایه گذاری‌های خارج از حدود مقرر خود کنند، امری مبارک است، اما در هنگام واگذاری سرمایه گذاری‌های خارج از حدود مقرر، قطعاً باید به پرسش‌های زیر پاسخ داد و در صورت صحت، بر عدم صوری بودن آن اطمینان یافت: اول اینکه خریدار این سرمایه گذاری‌های مازاد، چه شخص حقیقی و حقوقی است؟ آیا ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیمی (وکالتی) با بنگاه اصلی فروشنده (همان بانک) دارد؟ دوم اینکه نوع پرداخت خریدار چگونه بوده است؟ اگر نقد بوده، از محل تسهیلات همان بانک یا به صورت ضربدری توسط بانک‌های دیگر نبوده باشد؟ اگر هم به صورت پرداختنی‌ها باشد (نسیه ای)، شرایط تسویه و اسناد تجاری مربوط به آن چیست؟ سوم اینکه علاوه بر دو مورد قبلی که عمدتاً بر «ماهیت معامله» تاکید داشت، «قیمت معامله» چگونه تعیین شده و آیا با ارزش منصفانه آن در بازار، مطابقت دارد؟

    در بسیاری از نمونه‌هایی که از سال ۱۳۹۳ به بعد بررسی کرده‌ایم، «معامله با خودی، کسب سودهای صوری، متورم کردن و نقد جلوه دادن دارایی»، هدف اصلی این نوع معاملات بوده است.

     

    در ابتدای صحبت‌هایتان به سودآوری بانک‌ها از محل عملکرد ارزی آنها اشاره کردید و صراحتاً گفتید که بانک‌ها از افزایش سرسام‌آور نرخ ارز منتفع شده‌اند. این انتفاع چگونه شکل می‌گیرد؟

     

    ابتدا اجازه دهید کمی درباره نوع فعالیت ارزی بانک‌ها توضیح بدهم. بانک‌ها هم در داخل کشور تحت عنوان «معاملات ارزی»، به فعالیت ارزی می‌پردازند و هم برخی بانک‌ها بواسطه آنکه از گذشته در خارج از کشور، دارای شعبات (واحدهایی) بوده اند، به فعالیت ارزی در خارج از کشور مشغول هستند. از فعالیت شعب (واحدهای) خارجی به عنوان سرمایه گذاری خارجی و از لحاظ استانداردهای حسابداری، تحت عنوان «عملیات خارجی» یاد می‌شود.

     

    بانک‌ها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر می‌کنند، که این امر خود، منجر به مثبت‌تر شدن پوزیشن ارزی می‌شود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانک‌ها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی می‌کندمعاملات ارزی واحدهای داخلی منشأ شناسایی سه نوع سود است: ۱. معاملات ارزی بانک‌ها (همان فعالیت‌های واحدهای داخل کشور)، در داخل کشور عمدتاً شامل گشایش اعتبار و بروات اسنادی و اعطای تسهیلات ارزی و در بعضی موارد سپرده گذاری ارزی بانک‌ها نزد یکدیگر است، که منجر به شناسایی سودهای کارمزدی و تسهیلاتی غیر مشاع می‌شود. ۲. از طرفی مجموع فعالیت ارزی واحدهای داخلی بانک‌ها، موجب ایجاد یکسری دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی می‌شود که مطابق دستورالعمل بانک مرکزی، بانک‌ها می‌بایست دارایی‌ها و بدهی‌های پولی خود را با نرخ تاریخ ترازنامه (که معمولاً نرخ آن در پایان سال توسط بانک مرکزی اعلام می‌شود) تسعیر کنند که اصطلاحاً به «اختلاف» دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی بانک‌ها (چه مثبت باشند و چه منفی، به آن وضعیت باز ارزی می‌گویند) نتایج عملیات وضعیت باز ارزی تحت عنوان سود (زیان) تسعیر ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور می‌شود .۳. همچنین از دیگر فعالیت ارزی بانک‌ها در داخل کشور می‌توان به خرید و فروش ارز اشاره کرد که یا منجر به شناسایی درآمد کارمزدی ارزی می‌شود و یا تحت عنوان سود (زیان) خرید و فروش ارز در صورت سود (زیان) دوره منظور می‌گردد.

     

    از طرفی برخی از بانک‌ها به واسطه شعبات خارج از کشور خود با عنوان سرمایه گذاری‌های خارج از کشور، تحت عنوان عملیات خارجی، فعالیت ارزی در کشورهای دیگر انجام می‌دهند که مطابق استاندارد حسابداری، نتایج حاصل از این عملیات خارجی را باید با نرخ تاریخ ترازنامه تسعیر و تحت عنوان تفاوت تسعیر ارز در طبقه حقوق صاحبان سهام ترازنامه درج کنند.

     

    بررسی صورتهای مالی بانک‌ها طی این چند سال علی الخصوص از سال ۱۳۹۶ به بعد که کشور با جهش نرخ ارز مواجه بود حاکی از رشد بسیار زیاد آیتم نتیجه معاملات ارزی در صورت سود (زیان) بانک‌ها ناشی از فعالیت‌های ارزی داخل کشور و همچنین سود حاصل از تسعیر «عملیات خارجی» در صورت سود و زیان جامع، بوده است.

     

     وقتی نرخ ارز رو به رشد است، اگر تراز ارزی بانک مثبت باشد، یعنی دارایی ارزی بانک نسبت به بدهی ارزی‌اش مثبت باشد، طبیعتاً سود بیشتری عاید بانک می‌شود و فی نفسه محل اشکال نیست…

     

    شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث می‌شود تا بانک‌ها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهددرست است؛ در زمانی که نرخ ارز رو به رشد است، هر چه پوزیشن ارزی بانک‌ها (اختلاف دارایی ارزی از بدهی ارزی) مثبت‌تر باشد منجر به سود بیشتر در نتیجه «معاملات ارزی» شأن می‌شود، پس همانطور که اشاره کردید شاید سودآوری بانک‌ها طی چند سال اخیر از محل نتیجه معاملات ارزی بدلیل پوزیشن مثبت آنها باشد. اما این موضوع چند ابهام مهم دارد: اول آنکه بسیاری از دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی معوق و مشکوک الوصول بوده که سالهاست هیچ عایدی برای بانک نداشته و به لطف تسعیر ارز، ارزش آن مدام در حال افزایش کاذب است.

    همچنین در بسیاری از سال‌ها برخی بانک‌ها با داشتن پوزیشن منفی ارزی، در حال شناسایی سود تسعیر ارز هستند که محل ابهام گسترده ای است.

     

    یعنی بانک‌ها از محل تسهیلات معوق و مشکوک الوصول در حال شناسایی سودهای موهومی هستند؟

     

    در حوزه ارزی، بجز سرفصل بدهی‌های ارزی، سایر اقلام چندان قابل اعتماد نیستند. برای نمونه از آنجایی که عمده مصارف ارزی بانک‌ها از جنس تسهیلات ارزی هستند، در بررسی صورتهای مالی برخی از بانک‌ها، شاهد این موضوع هستیم که:

     

    ۱. حجم تسهیلات ارزی معوق و یا مشکوک الوصول در صورت‌های مالی آنها بالاست بدان معنی که با نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالایی مواجه هستیم. بنابراین در طرف دارایی ارزی، چندان «بازدهی حاصل از مصارف ارزی» قابل تصور نیست. اما بانک‌ها اکثراً اینگونه تسهیلات غیر جاری ارزی فاقد بازدهی را در دارایی ارزی خود تسعیر می‌کنند، که این امر خود، منجر به مثبت‌تر شدن پوزیشن ارزی می‌شود و حتی در بعضی از موارد پوزیشن ارزی منفی بانک‌ها را تبدیل به پوزیشن مثبت ارزی می‌کند.

     

    این دقیقاً موردی است که شاید در تحلیل‌های بانکی کمتر بدان توجه شود، حتی متأسفانه در بعضی از صورتهای مالی مشاهده شده که بانکی با پوزیشن ارزی منفی، سود حاصل از نتیجه معاملات ارزی واحدهای داخل، در صورت سود (زیان) خود شناسایی کرده است. آیا سود انباشته یا اندوخته حاصل از تفاوت تسعیر ارز، که در بحث کفایت سرمایه لحاظ می‌شود، واقعیت حقیقی دارد؟

    ضمن اینکه شناسایی چنین سودهای بی کیفیت ارزی، در بعضی موارد باعث می‌شود تا بانک‌ها بخواهند نسبت به «افزایش سرمایه» از محل همین سودهای تسعیر ارز بی کیفیت اقدام کنند که بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر باید کاملاً هوشیار باشد و اجازه چنین اقدامی را ندهد.

     

    ۲. تسعیر ارز به نرخ‌هایی بالاتر از نرخ‌های اعلامی توسط بانک مرکزی انجام شده که طبق بررسی‌های بعمل آمده، این موضوع در وضعیت باز ارزی چند نمونه بانک مشاهده شده است و این امر در بندهای شرط گزارش حسابرسی آن بانک‌ها کاملاً قابل مشاهده است. در ارتباط با این موضوع باید این نکته را در نظر داشت که تسعیر دارایی‌ها (بدهی) های ارزی با نرخ‌هایی بالاتر از نرخ‌های اعلامی بانک مرکزی و سود سازی از این محل مغایر با اصل مربوط بودن که یکی اصول اصلی استانداردهای حسابداری ایران می‌باشد است و به نوعی بر تصمیم استفاده کنندگان از صورت‌های مالی اثر گذار خواهد بود.

     

    بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف دارایی‌های ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟۳. روند سودسازی ارزی فقط محدود به معاملات ارزی داخل کشور نمی‌شود و بررسی برخی از بانک‌ها که دارای شعب خارج از کشور هستند، حاکی از تسعیر دارایی‌های موهومی ارزی در شعب خارجی است. بطور مثال بانکی که نسبت مطالبات غیر جاری ارزی شعبه خارجی آن بالای ۹۰ درصد است در حقیقت، فاقد هرگونه بازدهی در طرف دارایی‌های ارزی خود است. اما سوال این است که چطور ممکن است که «تفاوت تسعیر ارز حاصل از عملیات خارجی» در صورت سود (زیان) جامع خود و در سرفصل حقوق صاحبان سهام، مثبت شناسایی کند؟ آیا حقوق صاحبان سهام شناسایی شده ناشی از تفاوت تسعیر ارز، واقعاً «سرمایه» است؟

     

    اینکه یک بانک با استفاده از شعب خارج از کشور و تسعیر دارایی‌های خارجی، از بحران افزایش نرخ ارز برای بیشینه کردن سودهای موهومی از طریق تسعیر نرخ ارز اقدام کند، یک بحث است؛ اما بحث مهمتر این است که آیا این بانک در شکل‌گیری این بحران ارزی نقش داشته؟

     

    در خصوص شعب خارجی بانک‌ها که در استانداردهای حسابداری تحت عنوان عملیات خارجی از آن یاد می‌گردد، باید گفت که علیرغم عدم شفافیت کافی در زمینه عملکرد شعب خارجی و عملیاتشان، بررسی چند نمونه بانک نشان می‌دهد که عمده ی آنها دارای شعبی با عملکرد زیان ده و نسبت مطالبات غیر جاری ارزی بسیار بالا (دارایی‌های موهومی ارزی) می‌باشند.

    بررسی اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی یکی از بانک‌ها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته است. همچنین منابع جذب شده توسط این گونه شعب، با نرخی فراتر از نرخ‌های جهانی بوده و بنابراین حاشیه سودهایی بعضاً در حدود ۱۰ الی ۱۴ درصد اجتناب ناپذیر است.

     

    بنابراین چطور ممکن است بانکی که عملکرد شعب خارجی آن اینطور زیان ده است هر ساله «تفاوت تسعیر ارز» مثبت در سود (زیان) جامع و همچنین در قسمت حقوق صاحبان سهام خود شناسایی کند؟ غیر از این است که عمدتاً تسهیلات ارزی بی کیفیت در حال نکول شدن است و هر ساله آیتم تفاوت تسعیر ارز در حقوق صاحبان سهام این بانک‌ها در حال بزرگ‌تر شدن است؟ اینجاست که ناترازی ارزی در صورت‌های مالی بانک‌ها رخ می‌دهد و توجه چندانی شاید به این موضوع نشود.

     

    بررسی اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی یکی از بانک‌ها در خصوص «عملکرد شعب خارج از کشور» آن حاکی است که مصارفشان حدوداً پنج برابر منابع جذب شده شأن است و اکثر این تسهیلات اعطایی در شعب خارجی، بدلیل عدم وصول در طبقه مشکوک الوصول قرار گرفته استاما موضوع مهم دیگر در خصوص شعب خارجی بانک‌ها، بحث تأمین منابع آنها است که شاید به نوعی پاسخ سوال شما هم باشد؛ همانطور که پیشتر گفتم بررسی صورت‌های مالی یکی از بانک‌های کشور حاکی از این بود که مصارف شعب خارجی آن در حدود پنج برابر منابع جذب شده آن است. زمانی که چنین نسبت مصارف به منابعی وجود داشته و همچنین درامدزایی هم مشاهده نمی‌شود، جریان نقد ارزی دچار اختلال شده و این شعب برای حفظ سپرده‌های فعلی و همچنین کسب «پول پرقدرت ارزی» جهت تسویه سپرده‌های خارج شده از شعب، مجبورند این کسری را یا از طریق شعب داخلی همان بانک، بانک‌های داخلی دیگر، بانک‌های خارجی و یا بصورت خط اعتباری از بانک مرکزی ایران، استقراض و یا اضافه برداشت کنند، زیرا در صورت‌های مالی، سرفصلی به نام «بدهی به بانک‌های خارجی یا استقراض از بانک مرکزی خارج کشور و یا حتی اضافه برداشت بانک‌های خارج کشور» دیده نمی‌شود. بنابراین شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپرده‌های فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است.

     

    در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر موضوعی که شاید خیلی بیشتر مورد توجه بوده، بحث گشایش اعتبار اسنادی ارزی و واردات کالا است که بانک مرکزی، ارز با نرخ ۴۲,۰۰۰ ریال را به عده‌ای تخصیص داده و مثلاً کالاهای مذبور وارد کشور نشده و مواردی از این دست، منجر به خروج ارز از کشور شده است؛ ولی متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانک‌ها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سال‌ها اشاره کرده است. این شعب ضرر چند میلیارد دلاری به کشور زده و باعث خروج ارز از کشور طی این چند سال شده‌اند، بنابراین توجیهی نمی‌توان برای فعالیت‌های انان داشت.

     

    بانکی که مورد بررسی قرار داده‌اید، باعث خروج چه میزان ارز از کشور شده است؟

     

    فقط در مورد یکی از بانک‌هایی که بررسی کرده ایم که اتفاقاً جز بانک‌های خصولتی و بزرگ با فعالیت ارزی بسیار گسترده محسوب می‌شود این رقم به چیزی در حدود پانصد میلیون یورو و حتی بالاتر می‌رسد.

     

    شعب خارجی برای جبران کمبود منابع خود و همچنین جلوگیری از خروج سپرده‌های فعلی، مجبور شده اند از داخل کشور و یا از بانک مرکزی دست به استقراض بزنند و این امر بشدت موجب خروج ارز از کشور طی چند سال اخیر گردیده است* بانک مرکزی در بودجه ۱۴۰۰ برای جلوگیری از اقدام بانک‌ها در شناسایی سودهای موهومی از محل دارایی‌های ارزی که به اذعان شما، تسهیلات نکول شده و مشکوک الوصول هستند، به درستی مانع از افزایش نرخ تسعیر ارز برای بانک‌ها شد اما شورای عالی مالیاتی اخیراً در اقدامی عجیب و تأمل برانگیز اعلام کرد نرخ‌های اعلامی از سوی بانک مرکزی برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی را قبول ندارد و به جای نرخ اعلامی از سوی بانک مرکزی، نرخ نیما را ملاک عمل قرار خواهد داد. اقدام شورای عالی مالیاتی چه توجیهی دارد؟

     

    در اظهار نظر اخیری که توسط شورای عالی مالیاتی درخصوص تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی صورت گرفته است، اعتقاد بر این بوده که مطابق بند (ب) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی، بانک مرکزی صرفاً وظیفه نظارت بر بانک‌ها و مؤسسات اعتباری را داشته و موارد نظارت و دخالت بانک مرکزی در امور پولی و بانکی نیز با تصویب شورای پول و اعتبار احصا می‌شود. بنابراین شورای عالی مالیاتی معتقد است که در مقررات مربوطه (قانون پولی و بانکی) اشاره‌ای به وظیفه بانک مرکزی در تعیین نرخ ارز نشده و به همین منظور، نرخ‌های اعلامی برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی از سوی بانک مرکزی را قبول نداشته و معتقدند که نمی‌تواند مبنای معاملاتی داشته باشد.

     

    در خصوص این اظهار نظر باید این نکته را خاطر نشان کرد که مطابق بند (ب) ماده (۱۰) قانون پولی و بانکی کشور، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مسؤول تنظیم و اجرای سیاست‌های پولی و اعتباری کشور است، که تعیین نرخ ارز هم به نوعی می‌تواند در راستای تنظیم سیاست‌های پولی بانک مرکزی باشد، و همچنین از طرفی در بند (ج) ماده (۱۱) قانون پولی و بانکی کشور به وظیفه بانک مرکزی در تنظیم مقررات مربوط به معاملات ارزی با تصویب شورای پول و اعتبار اشاره شده است و نیز همینطور ماده (۳۶) قانون پولی و بانکی کشور به این موضوع اشاره دارد که طرز تهیه و تنظیم ترازنامه و حساب سود و زیان بانک‌ها توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین خواهد شد.

     

    در خصوص بحران ارزی کشور طی چند سال اخیر متأسفانه کمتر کسی به نقش شعب زیان ده بانک‌ها در خارج از کشور، در ایجاد بحران ارزی طی این سال‌ها اشاره کرده استتمامی این موارد دلالت بر این موضوع دارد، که تعیین نرخ ارز به منظور تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی بانک‌ها جز وظایف اصلی بانک مرکزی است. بنابراین سازمان امور مالیاتی مطابق قانون پولی و بانکی کشور نمی‌تواند برای تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی، نرخی را تعیین کند.

     

    در واقع این سوال مطرح می‌شود که، چرا در سال‌های قبل که بانک مرکزی نرخ‌های تسعیر ارز را با رشد، نسبت به سال قبل اعلام می‌کرد و بانک‌ها سودهای گزاف و در بسیاری موارد موهومی، در صورت سود (زیان) خود از این محل شناسایی می‌کردند، سازمان مالیاتی اعتراضی نداشت و اشاره‌ای به این موضوع که بانک مرکزی وظیفه‌ای برای تعیین نرخ ارز ندارد نمی‌کرد؟

     

    باید این موضوع را مجدداً به سازمان امور مالیاتی خاطر نشان کرد، که اکثر بانک‌ها طی این سال‌ها، دارایی‌های موهومی خود را تسعیر کرده و از این محل سود تسعیر ارز شناسایی کرده اند، که از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است. حال که بانک مرکزی اتفاقاً در سال گذشته (۱۳۹۹) با ثابت نگه داشتن نرخ ارز در خصوص تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های پولی ارزی رویه درست را در پیش گرفته است، چرا سازمان امور مالیاتی باید اعلام کند که نرخ‌های اعلامی تسعیر ارز توسط بانک مرکزی را قبول ندارد؟

     

    سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانک‌ها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر دارایی‌های بی کیفیت بانک‌ها خواهد شد* سازمان مالیاتی از جنبه مالیاتی که اخذ می‌کند اینطور به مساله ورود کرده است؟

     

    بله، بنظرم سازمان امور مالیاتی با این دخالت و منظور کردن نرخ ارز نیمایی در تسعیر دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی بجای نرخ تسعیر اعلامی توسط بانک مرکزی شاید بتواند مالیات زیادی را بابت سود معاملات ارزی بانک‌ها اخذ کند ولی این کار موجب متورم شدن هرچه بیشتر دارایی‌های بی کیفیت بانک‌ها خواهد شد.

     

    این موضوع را می‌توان از زاویه دیگری نیز مورد بررسی قرار داد. اگر فرض شود که نگاه سازمان امور مالیاتی این است تا از استاندارد حسابداری شماره (۳۵) با موضوع مالیات بر درآمد که از سال ۱۳۹۹ لازم الاجرا می‌باشد جهت پشتیبانی اجرایی این نامه استفاده کند، برخی ابهامات همچنان پابرجاست، برای مثال اقلام دارایی‌ها و بدهی‌های مندرج در صورت‌های مالی بانک‌ها عمدتاً از جنس پولی بوده و غیر قابل معامله است مثل تسهیلات ارزی که هیچگاه مورد معامله قرار نمی‌گیرد و از سوی دیگر در صورتی که این تصور وجود داشته باشد که تفاوت حاصله میان آنچه سازمان مالیاتی بر اساس نرخ نیمایی (حدوداً ۲۴۰۰۰ ریال) بر آن اصرار دارد با آنچه که بانک مرکزی به بانک‌ها ابلاغ کرده یک «تفاوت موقت» است و به عنوان یک دارایی / بدهی مالیات انتقالی در نظر گرفته شود، به نظرم استدلال غلطی خواهد بود، چراکه عمده اقلام دارایی و بدهی‌های ارزی بانک‌ها از نوع پولی است و ممکن است پوزیشن ارزی بانک‌ها در سال‌های بعد بدلیل عملکردشان و یا سیاست‌های اتخاذ شده از سوی بانک مرکزی (عدم تسعیر مطالبات مشکوک الوصول در وضعیت باز ارزی) منفی شود.

     

    در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانک‌ها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانک‌ها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانک‌ها تدوین شودپیشنهاد می‌کنم سازمان امور مالیاتی، وضعیت ارزی بانک‌ها را در صورت‌های مالی شأن با دقت بررسی کند تا متوجه لطمه‌ای شود که بانک‌ها طی این چند سال به وضعیت ارزی کشور زده اند و بدنبال پیاده سازی و تداوم یک رویه غلط دیگر نباشد.

     

    برای اینکه راه بانک‌ها در شناسایی سودهای موهومی با استفاده از دارایی‌های ارزی بی کیفیت بسته شود، چه راهکاری پیشنهاد می‌کنید؟

     

    همانطور که اشاره شد، بانک‌ها عمدتاً در بحث ارزی، در واحدهای داخل کشور اقدام به شناسایی سود از محل تسعیر دارایی ارزی بی کیفیت خود کرده اند و حتی علی رغم داشتن پوزیشن منفی ارزی نیز، سود شناسایی کرده اند. واحدهای خارج کشور نیز با نسبت نکول بالای تسهیلات اعطایی و عدم درآمدزایی واقعی از دارایی‌های ارزی، قیمت تمام شده بالای منابع، حاشیه سودهای به شدت منفی، اختلال در جریان نقد ارزی و استقراض از منابع ارزی واحدهای داخل و یا بانک مرکزی و همچنین بانک‌های خارجی مواجه بوده اند.

     

    بنابراین نهاد ناظر به راحتی می‌تواند با نظارت صحیح، حداقل از تسعیر دارایی‌های ارزی از نوع تسهیلات ارزی مشکوک الوصول و دارایی‌های موهومی بانک‌ها، که هم ناشی از عملیات داخلی و هم عملیات خارجی آنها است جلوگیری کند. همچنین در خصوص تسهیلات ارزی اعطایی چه توسط شعب داخلی و چه توسط شعب خارج از کشور، باید اعتبار سنجی درست صورت پذیرد که تا این حد منجر به رشد مطالبات غیر جاری ارزی بانک‌ها نشود. همچنین بهتر است که بدلیل نوع فعالیت بانک‌ها که با سایر صنایع تفاوت دارد، استانداردهای حسابداری ارزی مختص فعالیت ارزی بانک‌ها تدوین شود.

  • چه عیبی دارد یک نظامی کشور را اداره کند؟/ با کسی ائتلاف نمی‌کنم

    چه عیبی دارد یک نظامی کشور را اداره کند؟/ با کسی ائتلاف نمی‌کنم

    خبرگزاری مهر، گروه سیاست – هادی رضایی، سینا سنجری؛ شاید اولین کسی بود که برای انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم اعلام کاندیداتوری کرد. سابقه نظامی دارد و ۴ سال هم بر کرسی وزارت دفاع دولت اعتدال تکیه زده است. کاندیداتوری‌اش نیز تنور بحث و تحلیل‌ها درمورد ورود نظامی‌ها به انتخابات را داغ‌تر کرد، بحث‌هایی از جنس اینکه نظامی‌ها حق حضور در رقابت‌های انتخاباتی را ندارند، اما خودش می‌گوید: «قرار نبوده همیشه من پاگون بیندازم و درجه بگذارم»

    قرار مصاحبه‌مان با «سردار حسین دهقان» در ساختمانی بود که شباهت زیادی به یک ستاد انتخاباتی داشت. دوربین‌های متعدد، پرژکتورهای استدیویی و یک «استیج» مخصوص ضبط برنامه که پس‌زمینه نوک مدادی به همراه لوگویی سبز رنگ که نامش در وسط آن طراحی شده بود، به چشم می‌خورد.

    وقتی از او درباره شعار انتخاباتی‌اش پرسیدیم، پاسخ داد «فعلاً برای اعلام شعار زود است»؛ البته از نوشته‌های روی تخته وایت‌بردی که در کنار ما قرار داشت، می‌توانستیم حدس بزنیم که شعارهای انتخاباتی‌اش چیست. وسط تخته این جمله نوشته شده بود «ما مردم، با هم، ایران را می‌سازیم»، در حاشیه‌ها نیز عبارت‌هایی مثل «فرزند روستا، مرد اقتصاد، سرباز جنگ و …» دیده می‌شد که هرکدام می‌توانست کلیدواژه‌هایی برای یک شعار انتخاباتی باشد.

    حسین دهقان در این گفتگو دائماً تاکید می‌کند که در هیچ دسته‌بندی سیاسی نمی‌گنجد و نمی‌خواهد دولتش تنها از یک گروه سیاسی تشکیل شود. به اعتقاد او سوگیری‌های سیاسی افراد برای عضویت در کابینه مهم نیست اما از طرفی می‌گوید «اگر کسی با رهبری فاصله داشته باشد در دولت من جایی ندارد»

    در دیگر مصاحبه‌هایی که داشته، انتقادهایی به برجام کرده است درحالی که در روزهای امضا و اجرای توافق هسته‌ای، او یکی از مدافعین برجام بود تا جایی که نشان درجه یک لیاقت را از رئیس‌جمهور گرفت. وقتی از او پرسیدیم انتقادهای امروزتان به برجام را باور کنیم یا دفاعیات ۵ سال قبل‌تان را؟ می‌گوید: «من انتقاداتم به برجام را در هیئت دولت گفته بودم، گفتم چرا در اجرای برجام تعجیل می‌کنید؟ اما کم توجهی شد»

    با حسین دهقان در محورهای متعددی همچون اختیارات رئیس‌جمهور، ماجرای تست‌های موشکی بعد از برجام، رئیس‌جمهور نظامی و دسته‌بندی‌های سیاسی کشور گفتگو کردیم که مشروح آن به شرح زیر می‌آید:

    *چند وقتی است اعلام کرده‌اید می‌خواهید کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شوید، چرا تصمیم گرفتید در انتخابات شرکت کنید؟

    باید بگویم در مقطعی از زمان هستیم که ما را در یک نقطه آغاز از آینده‌ای متفاوت قرار می‌دهد. ما از یک طرف بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری را داریم، از طرف دیگر چشم اندازی که چهار سال از آن باقیمانده، با اعلام زمانی که طرح اولیه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مقام معظم رهبری مهلت فرمودند، که در آستانه دوسالگی آن هستیم، همچنین سیاست اصل ۴۴ و قانون برنامه هفتم را داریم و وارد قرن جدید شده‌ایم، چهل سال هم از انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشتیم و این مسائل ما را در یک نقطه تصمیم‌گیری بزرگ قرار داده است این تصمیم بزرگ در پاسخ به همان پیچ تاریخی است که در فضای تاریخی و داخل کشور و چه در عرصه جهانی نیازمند تصمیمات بزرگ و پرهزینه و با مسئولیتی سنگین است.

    باید بپذیریم نظام اسلامی ما دستاوردهای شگرفی را در حوزه‌های مختلف همچون زیربناها، علم و تکنولوژی، فناوری، توان دفاعی، برنامه‌های توسعه و… با خود به همراه داشته ولی در کنار آن ما ناکامی‌ها و ضعف‌های جدی هم داشته‌ایم مثلاً در حوزه اقتصاد ما با مسائل مزمن حل نشده و بی پاسخ مواجه هستیم همچون تورم، گرانی، رشد نقدینگی، فاصله طبقاتی، نابرابری و عدم دستیابی به رشد پایدار اقتصادی، به عبارتی ما در حوزه اقتصاد کلان با نوعی بی ثباتی روبرو هستیم که پیامدهای خاص خود را دارد.

    در حوزه سیاست خارجی نیز ما نتوانستیم به جایگاهی که اقتضای انقلاب و ظرفیت‌های آن است، دست پیدا کنیم در حالی که بسترها و هزینه‌های زیادی برای آن داده شده ولی نتوانستیم به هدفمان برسیم. در حوزه سیاست داخلی هم ما با گسل‌های جدی مواجه‌ایم، حوزه جمعیت و سبک زندگی نیز با مشکلات جدی روبرو است و فاصله بسیار زیادی با مطالبات و آنچه که مطلوب است داریم و این بدین معناست که ما در آستانه مجموعه تصمیماتی هستیم که بیانگر استقرار نظمی باشد که برآمده از مکتب دینی ماست و این نظم و محصول می‌خواهد دستاوردهای نظام باشد و خاستگاهی برای پرشی بزرگ به سوی آینده ایجاد کند. پس ما باید برای این برهه از زمان تصمیم‌های جدی بگیریم.

    دنبال گدایی و پول گرفتن و تبلیغ کردن نیستم؛ هرکس با رویکرد و دیدگاه من موافق است، بدون چشمداشت بیاید و کمک کند در این مقطع زمانی و در سال ۱۴۰۰ کسانی باید به عرصه انتخابات بیایند که اولاً بپذیرند این مشکلات جدی وجود دارد، دوماً حساسیت این مقطع زمانی را با همه وجودشان درک کنند و سوما آماده باشند که با یک تحول گرایی، نوگرایی و بکارگیری فناوری‌های نوینی که می‌تواند این سیستم را بسیج و توانش را بیشتر کند روبرو شوند، افرادی که این توان را در خود حس می‌کنند باید به صحنه بیایند. من با تجاربی که در گذشته کسب کردم فکر می‌کنم این توان را دارم و می‌توانم این کار را انجام دهم و برای همه مسائل پاسخ روشنی دارم.

    *هزینه سفرها و تبلیغات انتخاباتی‌تان را چگونه تأمین می‌کنید؟

    باید بگویم دنبال گدایی و پول گرفتن و تبلیغ کردن نیستم و فکر می‌کنم باید یک تفاوتی در نگاه به حوزه کمپین را به نمایش بگذاریم، من این کار را با کاندیداتوری خودم به همین کیفیت اعلام کردم. آن زمان که هیچکس حاضر نبود اعلام کاندیداتوری کند من اعلام کردم که هستم. من نه پول به مقداری دارم که برای تبلیغات بدهم و نه کسانی که می‌خواهند برای تبلیغات پول بگیرند را دوست دارم. هرکس در این حوزه با دیدگاه و رویکرد من موافق است و می‌خواهد هزینه کند، بدون هرنوع چشمداشت و نگاه به آینده بیاید و کمک کند و من هم با کمال میل قبول می‌کنم. هرکه می‌خواهد در این زمینه کار کند برود در یک حوزه کار کند و هزینه‌اش را هم بدهد ولی من مراقبم که پول کثیف در سیستم من نیاید.

    *اسپانسرهایی بوده‌اند که سراغ شما بیایند و مطالبه‌ای برای دولت آینده از شما داشته باشند؟

    بله، در فضای عمومی انتخاباتی طبیعی است ولی من معمولاً در را به رویشان می‌بندم.

    *مهم‌ترین محور برنامه‌ها و شعار انتخاباتی شما چیست؟

    فعلاً برای اعلام شعار زود است، البته شعار ما روشن است. مهم‌ترین بحث این است که ما باید وضع معیشت مردم را قابل قبول و در شأن مردم عزیز مان بهبود دهیم. به عبارتی مساله اول ما حوزه اقتصاد است. یادمان نرود که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی و مکتبی بوده اما به دلیل مشکلات اقتصادی نتوانستیم معیشت مردم را آنگونه که در شان‌شان است فراهم کنیم، برای فرزندان‌شان شغل و درآمد ایجاد کنیم، مسکن درست کنیم، بهداشت را افزایش دهیم، مساله آموزش را حل کنیم. این مسائل باید حل شود، مردم گرفتار این مسائل هستند و شعار اولیه ما عبور از این وضعیت بحرانی اقتصاد است.

    *داشتن برنامه برای پذیرش هر مسئولیتی به ویژه ریاست‌جمهوری بسیار مهم است، شما برای این موضوع برنامه ویژه‌ای تدوین کرده‌اید؟ برای این برنامه‌ها با چه کسانی مشورت می‌کنید و برنامه‌ها در کجا تدوین می‌شود؟

    یکی از مشکلاتی که در کشور ما وجود دارد، دام برنامه، سیاست و سند است. ما دائماً در حال برنامه‌ریزی هستیم، دائماً سند می‌نویسیم و سیاست خلق می‌کنیم اما وقتی این برنامه‌ها وارد حوزه اجرا می‌شود فاصله بسیار زیادی بین چیزی که می‌نویسیم و چیزی که می‌توانیم انجام دهیم وجود دارد، در نتیجه شکاف انتظاری به وجود می‌آید یعنی مطالبه‌ای را شکل داده‌ایم ولی نتوانستیم عملیاتی بکنیم و سیستم ما در قبال باری که بر دوشش می‌گذاریم پاسخگو نیست. ما حرف می‌زنیم و حرفمان جدی است و دلم می‌خواهد این را با همه وجود بیان کنم.

    با افرادی که در مظان کاندیداتوری در انتخابات هستند صحبت کردم و پرسیدم چه برنامه‌ای دارند و چه می‌خواهند بکنند ما با نوعی از ناپایداری، عدم تعادل، عدم هم افزایی و درگیر بودن، مستهلک کردن انرژی و اصطکاک بین عناصر و اجزا و نوعی گریز از مسئولیت و فرافکنی در ساخت اداری کشور مواجهیم. حرف ما این است، ما نیاز به این داریم که هر کس به جای خود و هر چیز در جای خود قرار گیرد اگر می‌گوئیم عدالت یعنی هر کسی در هر مسند و جایگاهی که قرار می‌گیرد حتماً بهترین و شایسته‌ترین باشد. اگر می‌گوئیم مناسبات باید بگوییم هیچ‌گونه رانت، تبعیض و ناروایی نباید در تعامل افراد با قانون، سازمان، جمعیت و… باشد و همه باید با هم برابر باشند.

    در حال حاضر ما از این نظم فارغ هستیم نه عناصر و اجزا در جای خود قرار دارند و نه افراد در جای مناسب هستند، اگر بگوییم هرکس به جای خود و هر چیز در جای خود فکر می‌کنم بسیاری از مشکلات حل می‌شود.

    *تاکنون با گروه‌های سیاسی، اشخاص و کاندیداهای احتمالی نشست یا جلسه‌ای داشته‌اید؟

    من از زمانی که وارد این حوزه شدم سعی کردم دیدگاه اشخاص و جریانات سیاسی را بدانم البته من با مرکزیت جریانات سیاسی ارتباط نگرفته‌ام اما با عناصرشان چرا، همه را دیده و صحبت کرده‌ام، نظراتشان را پرسیده‌ام، با افرادی که در مظان کاندیداتوری بودند صحبت کردم، اینکه چه برنامه‌ای دارند و چه می‌خواهند بکنند.

    من دنبال این نیستم که بگویم با فلان شخص در انتخابات ائتلاف می‌کنم، اما اینکه بتوانم حمایت همگان را جلب کنم، حتماً اگر من احساس تفاوت نکنم موضوعیتی برای آمدنم وجود ندارد، چراکه وقتی همه می‌خواهند یک کار انجام دهند دیگر تکلیفی بر آدم نیست. می‌خواهم در رویکرد، برنامه، روش اجرایی، در تیم سازی و در صحنه سیاسی کشور متفاوت و متمایز عمل کنم و بزرگ‌ترین ویژگی این تفاوت عدم انتصاب سازمانی به هرکدام از این دو گروه سیاسی در کشور است. آیا این بدین معناست که من با این دو گروه کار نمی‌کنم، خیر قطعاً کار می‌کنم، ما می‌گوئیم نه این و نه آن؛ به این معنا که قرار نیست که کشور در حوزه مدیریت و اجرا در انحصار یک جناح سیاسی قرار گیرد، می‌گوئیم هم این و هم آن چون همه استعداد کشور همین افراد هستند.

    پس من به عنوان کسی که در موضع رئیس جمهور قرار می‌گیرم این حرف را دارم که باید قادر باشم تمامی ظرفیت‌های انسانی، مادی و معنوی کشور را در خدمت توسعه کشور قرار دهم. این هنر من و مدیریت من خواهد بود که منابع و امکانات را ببینم و در عین حال محدودیت‌ها و واقعیت‌ها را هم در کار لحاظ کنم. نتیجه این می‌شود که همه با هم کار کنند، ما دنبال این هستیم که همه در کنار هم به دنبال ساختن ایران باشیم.

    *به ائتلاف یا اجماع با گروه‌های سیاسی یا افراد، فکر کرده‌اید و یا به شما پیشنهادی شده است؟

    هنوز فضای انتخاباتی در کشور شکل نگرفته است و گروه‌های سیاسی دارند جلسه می‌گذارند، هرزمان که معلوم شد چه کسی قرار است بیاید یا چه کار کند آن زمان این بحث مطرح می‌شود، دنبال اینکه بگویم من با فلان شخص ائتلاف می‌کنم نیستم اما اینکه بتوانم حمایت همگان را جلب کنم، حتماً.

    *در کابینه از تمام طیف‌ها و گروه‌های مختلف استفاده می‌کنید؟

    حتماً

    *سوگیری‌های سیاسی افراد جهت عضویت در کابینه برای شما مهم است؟

    مطلقاً، ولی اگر فردی وابستگی جناحی دارد در موضع کار حق فعالیت سیاسی و حزبی ندارد. ما باید ادارات را از سیاست تخلیه کنیم. اگر فردی عضو یا حتی مرکزیت فلان جناح سیاسی را دارد، آمد در دولت من مسئولیت گرفت، حق ندارد آن حزب و جریان را در دولت نمایندگی کند و حق ندارد سیاست آنها را در دولت اجرا کند و آدم‌های آنجا را به دولت بیاورد.

    طایفه گرایی، تبار گرایی، حکومت خانوادگی، حتی حامی پروری در دولت من ممنوع است برفرض بهترین آدمی که دارم، منتسب به فلان مجموعه سیاسی است اما هیچ دلیلی ندارد زیر مجموعه این فرد در دولت، لزوماً از همان جریان سیاسی باشد. به عبارتی طایفه گرایی، تبار گرایی، حکومت خانوادگی، حتی حامی پروری، ممنوع است.

    ما حق نداریم که زمان و منابع مردم را خرج خودمان کنیم و به نیاز مردم بی توجه باشیم، این حق را هیچکس ندارد. اگر این نگاه را پیدا کنیم بدین معناست که ما دولت مردمی هستیم و همه در این دولت هستند حالا مثلاً فلان جناح سیاسی بخشی از جامعه را نمایندگی می‌کند خب بکند چه اشکال دارد ولی حق ندارد در اداره کشور، کار سیاسی کند.

    *بنابراین سوگیری سیاسی افراد اصلاً مهم نیست، فقط کسی حق اظهار نظر سیاسی در دولت را ندارد؟

    خیر، اداره کشور محل نزاع سیاسی نیست. رقابت سیاسی در جامعه وجود دارد باید هم باشد و اگر نباشد جامعه مرده است. رقابت و مبارزه سیاسی وجود دارد، در فضای انتخاباتی هم باید بیایند و کار کنند اما امروز انتخابات برگزار شد، من یا شخص دیگری رئیس‌جمهور شدیم، از این لحظه به بعد دیگر من رئیس‌جمهور این فرد، افراد یا گروهی که از من حمایت کردند، نیستم. من رئیس‌جمهور همه مردم هستم و این گروهی که من را به قدرت رسانده باید همین حس را داشته باشد، چون قرار است رئیس‌جمهور در خدمت همه مردم باشد نه در خدمت یک بخش که او را حمایت کرده است و از این مرحله باید عبور کنیم.

    من نه آقای احمدی‌نژاد هستم، نه آقای خاتمی، نه آقای روحانی و نه آقای هاشمی، من خودم هستم و تجربه دیگران دست مایه‌ای برای ماست که خطاهای گذشته را تکرار نکنیم *آقای احمدی‌نژاد هم زمانی می‌گفتند که من نه اصولگرا هستم، نه اصلاح‌طلب اما در واقعیت اصلاح‌طلبان هیچگاه طرفدار آقای احمدی‌نژاد نبودند ولی خب جبهه اصولگرا از او حمایت و به او کمک می‌کردند. به نظر شما اینکه یک رئیس‌جمهور بگوید من تعلق خاطری به هیچ جریان سیاسی ندارم، اداره کشور برای او شدنی است؟

    من نه آقای احمدی‌نژاد هستم، نه آقای خاتمی، نه آقای روحانی و نه آقای هاشمی، من خودم هستم و تجربه دیگران دست مایه‌ای برای ما است که اگر خطایی رخ داده و اشتباهی انجام‌شده آن را تکرار نکنیم. آیا آقای احمدی‌نژاد در حوزه دولت خود راحت بود؟ زمانی که مطالبات حزبی و گروهی در اداره کشور مطرح می‌شود همان جا دعوا شروع می‌شود چون بحث سهم است و هر کس سهم بیشتری می‌خواهد و باید بر این موضوع نقطه پایانی گذاشت. رانت، تبعیض، حزب گرایی و هر چه که هست باید پایان یابد.

    از منظر من در کشور ما سه عنصر در تعامل باهم کار می‌کنند؛ «رهبری، نظام سیاسی و مردم» که هرسه عنصر ذیل پرچم اسلام هستند. نه کسی حق دارد و می‌تواند با رهبری نزاع کند، نه کسی می‌تواند در موضع سیاست و قدرت قرار بگیرد و با مردم کار نداشته باشد و خود را تافته جدا بافته بداند و خود را ارباب و مردم را رعیت بداند و نه مردم باید دولت را یک دولت غریبه بپندارند چون دولت از خود مردم است.

    *شاید برای مردم این سوال پیش بیاید که شما خود را به کدام یک از جریان‌های فکری در جامعه نزدیک می‌دانید؟

    ولایت و انقلاب.

    *یعنی به لحاظ اندیشه‌ای خودتان را در چارچوب هیچکدام از دسته‌بندی‌های سیاسی نمی‌دانید؟

    خیر، مطلقاً، معیار سنجش و ارزش گذاری من میزان همراهی و اطاعت از رهبری است، در زمان امام حضرت امام و امروز مقام معظم رهبری.

    *یعنی شاخص‌تان برای به کارگیری افراد در دولت، فقط ولایت و انقلاب است؟

    بله همینطور است. یعنی اگر کسی با رهبری فاصله داشته باشد در دولت من جایگاهی ندارد. اگر کسی نظام را قبول نداشته باشد اصلاً با من چه کار می‌تواند داشته باشد؟ اگر کسی نمی‌خواهد در خدمت مردم باشد خب حتماً در دولت من جایی ندارد.

    اگر کسی با رهبری فاصله داشته باشد در دولت من جایگاهی ندارد، اگر کسی نظام را قبول نداشته باشد اصلاً با من چه کار می‌تواند داشته باشد؟ *شما در دولت‌های مختلف حضور داشته‌اید و با مشکلات دولت از نزدیک آشنا هستید، اختیارات دولت را می‌دانید، برخی می‌گویند در ایران بین مسئولیت‌های ریاست‌جمهوری و اختیارات آن فاصله زیادی وجود دارد و رئیس‌جمهور باید پاسخگوی کارهایی باشد که اختیارات آن را ندارد.

    خب رئیس‌جمهور مثلاً در چه حوزه‌هایی اختیارات ندارد؟

    *مثلاً در حوزه نظامی.

    رئیس جمهور هیچ مشکلی در این حوزه ندارد.

    *خب عده‌ای می‌گویند چرا نهادهای نظامی نباید به طور مستقیم زیر نظر رئیس‌جمهور باشند؟

    قانون اساسی می‌گوید نهادهای نظامی باید مستقیم زیر نظر رهبری باشد.

    *نهادهای اقتصادی زیر نظر رهبری چطور؟ خب این نهادها خارج از اختیارات رئیس‌جمهور کار می‌کنند.

    آیا رئیس‌جمهور نتوانسته در این نهادها سیاست گذاری کند؟

    * یعنی رئیس‌جمهور اختیار سیاستگذاری در این نهادها را دارد؟

    حتماً می‌تواند سیاست گذاری کند. آیا می‌شود کسی در این کشور فعالیت اقتصادی کند اما مجوز فعالیت را قانون و دولت فراهم نکند؟ این‌طور نیست. قاعدتاً کسی که می‌خواهد کاندید ریاست جمهوری شود باید حتماً بداند قانون اساسی چیست، قانون اساسی برای رهبری، مردم، مجلس، قوه قضائیه چه ارکانی دارد و برای ارکان عمومی قدرت و اداره کشور چه جایگاه، خاستگاه و چه نقشی قائل است. یعنی رئیس جمهور، رئیس جمهور قانون اساسی است. من می‌خواهم رئیس جمهور قانون اساسی شوم؛ رئیس‌جمهور قانون اساسی دیگری که نیستم.

    ما ۴۲ سال تجربه اداره کشور را داریم و تا به حال هفت رئیس جمهور را تجربه کرده‌ایم. سه نفر از این رؤسای جمهور برای قبل از اصلاح قانون اساسی و چهار نفر از آنها برای بعد از اصلاح قانون اساسی بودند.

    قانون اساسی می‌گوید نهادهای نظامی باید مستقیم زیر نظر رهبری باشد اما در عین حال رئیس‌جمهور می‌تواند در نهادهای زیر نظر رهبری سیاستگذاری کند حال سوال من این است کسانی که آمدند رئیس جمهور شدند یا کسانی که حرف نمی‌زنند این گذشته زمانی برایشان مورد تعمق و بررسی بوده یا خیر؟ قانون اساسی را می‌شناختند یا خیر؟ پس وارد عرصه‌ای شدند که قاعدتاً باید بازیگران، نقش‌هایشان، نفوذشان قدرت و تاثیرگذاری‌شان را می‌شناختند و باید می‌دانستند که وارد یک فضای چندبعدی با عناصر مختلف می‌شوند. خب اول باید حساب می‌کردند می‌توانند این کار را انجام دهند یا خیر؟ چرا می‌گذارند اواسط کار یا اواخر کار می آیند می‌گویند نمی‌گذارند یا نمی‌شود. خب یا از اول می‌دانستند اما الان نابه جا می‌گویند یا نمی‌دانستند و باز هم نابجا می‌گویند.

    منی که می‌خواهم وارد عرصه سیاست و قدرت شوم باید بدانم در چه فضایی و با چه کسانی می‌خواهم کار کنم و چه تعاملاتی کار من را موفق یا ناموفق می‌کند. عقل به من می‌گوید باید بسنجم و درست عمل کنم. باید برای این کلمه نمی‌شود و نمی‌گذارند نقطه‌ی پایانی بگذاریم.

    در وزارت دفاع زمانی که یک محصول پیچیده را به دست می‌آوردیم یک شعاری داشتیم و آن این بود که خواستیم توانستیم. اگر در کنار کلمه می‌توانیم یک اراده قوی نباشد اتفاقی نمی‌افتد. من فکر می‌کنم باید بر این فرافکنی و ارجاع به یک مرجع موهوم نقطه پایان بگذاریم. رئیس جمهور باید با قانون، اختیارات و تعاملات مسائل موجود را حل کند. کسی حق ندارد پشت دیوار بماند و بگوید راهی نیست. همیشه دیوار، سد و مانع وجود دارد و بالاخره باید دیوار را برداشت و یک راهی پیدا کرد، اینکه ما بنشینیم و دیگران را متهم کنیم نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیر نیستیم و نمی‌خواهیم پاسخگو باشیم، اگر ما مسئولیت پذیر باشیم و بخواهیم پاسخگو باشیم بقیه مسائل حل می‌شود.

    * به نظر شما چرا در اکثر دولت‌ها می‌بینیم که بعد از یک زمانی می‌گویند نمی‌گذارند ما کار کنیم؟ چرا این افراد این مسائل را مطرح می‌کنند؟

    یکی به دلیل فضای انتظاری است که فرد کاندیدا در جامعه مطرح می‌کند. یعنی برای اقشار و طبقاتی از جامعه مطلوبیت‌هایی را مطرح می‌کند که در اصل پاسخی به مطالبات آنهاست و در مرحله عمل قادر نیست خواسته‌ها و مطالبات را عملی کند و اینجا باید یک جوری خود را توجیه کند. کم هزینه‌ترین توجیه این است که بگوید نمی‌گذارند، نمی‌گوید که نتوانسته است.

    وقتی یک فرد قادر نیست خواسته‌ها و مطالبات را عملی کند، کم هزینه‌ترین توجیه این است که بگوید نمی‌گذارند اما نمی‌گوید که نتوانسته است ما باید یاد بگیریم از مردم عذرخواهی کنیم، با مردم صریح و باصداقت حرف بزنیم، مردم را نامحرم ندانیم، بدانیم مردم ولی نعمت ما هستند، اگر قدرت و جایگاهی هست مردم به ما داده‌اند و حالا حق دارند مطالبه داشته باشند ولی یکسری تکالیف هم دارند و من هم یکسری وظایفی دارم.

    اگر رئیس‌جمهور هر کسی که هست بیاید به مردم بگوید من به شما قول دادم رشد پنج درصدی در کشور ایجاد می‌کنم اما بدانید به این سه دلیل نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم، نه اینکه بگوید نمی‌گذارند و نمی‌توانیم. چه کسی نمی‌تواند؟ رئیس‌جمهور جدا از مردم نیست. دولت با مردم معنا پیدا می‌کند. دولت باید بتواند این همراهی را با خود داشته باشد و تنها راه آن پذیرش مسئولیت، صداقت، شفافیت و پاسخگو بودن است.

    به نظر من اگر ما بگوییم مردم ما می‌خواستیم فلان کار را انجام دهیم ولی به این دلایل نتوانستیم، مردم از ما می‌پذیرند ولی وقتی بگوییم نمی‌گذارند، نشده و …، پس به چه دلیل آمدید شما که می‌دانستید این موانع وجود دارد.

    *جامعه ما درگیر مشکلات فراوانی است که شما هم اشاره کردید، به نظر شما رئیس‌جمهور آن‌قدر اختیارات و توان دارد که این مشکلات را برطرف کند؟

    اگر رئیس‌جمهور نمی‌تواند مشکلات را حل کند، یعنی نظام سیاسی ما از قابلیت‌های مقابله یا مواجهه با مسائل امروز جامعه و جهان برخوردار نیست، پس اشکال جای دیگری است، ما چنین چیزی را قبول نداریم. اگر قبول کردیم که هر رئیس‌جمهوری که آمده کار به اینجا ختم شده است، پس دیگر ساختار قدرت و نظام سیاسی ما قادر به مقابله، مواجهه و حل مسائل و مشکلات درونی و بیرونی جامعه نیست که به نظر من این‌طور نیست.

    *یک حرفی که از دوره اصلاحات باب شده بود که رئیس‌جمهور صرفاً تدارکاتچی است، به نظر شما واقعاً این‌طور است؟

    این را آقای خاتمی در آخرین سخنرانی‌هایش گفت. خب چرا از اول این حرف را نزد، همان اول می‌گفت مردم جز تدارکات از من چیز دیگری نخواهید. من قادر به حل مسائل و مشکلات کشور نیستم، وقتی برای انتخابات تبلیغات می‌کردند همین حرف را می‌گفتند. آقای احمدی‌نژاد هم با خانه‌نشین شدن این حرف را زد، در اصل او با بیانش و این با عملش گفت.

    آقای خاتمی در آخرین سخنرانی‌هایش گفت رئیس‌جمهور تدارکاتچی است، خب چرا از همان اول این را نگفت؟ احمدی‌نژاد هم با خانه‌نشینی این حرف را زد ببینید این موضوع قابل پذیرش نیست کسی که در رأس یک قوه و آن هم قوه اصلی اداره کشور و نماینده مردم است بیاید و در پایان دوره‌اش چنین حرفی بزند.

    *نهادهایی هستند که مانع کار دولت باشند؟

    خیر، این به این دلیل است که دولت حوزه‌های مسئولیت خودش را اشغال نمی‌کند. هیچکس در این کشور احساس نمی‌کند که باید کشور را رها کرد، وقتی رهاشدگی به وجود می‌آید یک عده چون نظام و مردم را دوست دارند کار را به دست می‌گیرند.

    اگر دولت فضای مسئولیتی و کاری خود را اشغال کند دیگران همکار دولت می‌شوند. مثلاً فرض کنید شخصی می‌گوید آدم‌های من خط قرمز من هستند یعنی اگر تخلف کرد کسی حق اعتراض ندارد و شخصی می‌گوید هر کسی اگر مشکلی داشت من به عنوان رئیس‌جمهور اولین فردی هستم که شاکی فرد خاطی خواهم بود. آیا فضا فرق نمی‌کند؟

    ما باید بپذیریم که هر کسی هر سازمانی یک جایگاه، یک نقش و مأموریتی دارد. قوه قضائیه می‌خواهد با فساد مبارزه کند، من به عنوان مسئول اداره کشور باید با فساد مبارزه کنم و قوه قضائیه به من کمک کند. من باید از وقوع جرم پیشگیری کنم چون ارکان اجرایی در اختیار من هستند و قوه قضائیه هم حتماً کمک می‌کند و سنگ جلوی پای من نمی‌اندازد.

    * تجربه نشان داده مردم به کاندیدایی که در دولت مستقر مشغول بوده روی خوش نشان نمی‌دهند. با توجه به اینکه شما در دوره آقای روحانی ۴ سال مسئولیت وزارت دفاع را داشتید و شما را به دولت روحانی منتسب می‌دانند، چطور این نگاه سیاسی را تغییر می‌دهید؟

    جامعه به دنبال این مسائل نیست، اگر برخی القا نکنند.

    *شما در گذشته مدافع برجام بودید اما این روزها نقدهایی بر برجام وارد می‌کنید، اینکه دولت تمام امیدش را منوط به توافق کرد و تمام سرمایه‌اش را در سبد برجام گذاشت و یا اینکه سیگنال‌های بدی مخابره کرد. آیا این نقدهایی که امروز به برجام وارد می‌کنید به خاطر ناکامی‌های امروز برجام است و شما هم می‌خواهید به این پیکره فروافتاده ضربه‌ای بزنید؟ چرا آن زمان این نقدها را نمی‌گفتید؟

    برجام مذاکراتی است که در مقطعی از زمان انجام شد و عقلانی‌ترین موضعی بود که نظام می‌توانست داشته باشد. در آن فضا و آن شرایطی که ما قرار داشتیم باید مذاکره می‌کردیم و باید دنبال برجام می‌بودیم چون برجام دنبال این بود که حق غنی‌سازی هسته‌ای ما را رسمیت بدهد تا بعد بتوانیم به صورت صلح‌آمیز از همه امکاناتی که انرژی هسته‌ای ایجاد می‌کند استفاده کنیم، این اصل اولیه بود و امروز هم همین طور است. در واقع ما به دنبال اتهاماتی که آنها به ما زدند نبوده و نیستیم که بخواهیم سلاح هسته‌ای درست کنیم. برای اینکه ما این فناوری و این چرخه سوخت را داشته باشیم برجام همواره جز مطالبه اصلی ما بوده و خواهد بود و به هیچ عنوان هیچکس نمی‌تواند روی این موضوع معامله کند. کاری که برجام کرد این بود که چرخه سوخت و غنی‌سازی برای ما پذیرفته شد بعد از NPT هیچ کشوری اجازه نداشته که به این حد از فناوری دست پیدا کند، برجام برای این بوده که ما بتوانیم این حق را برای خود تثبیت کنیم.

    من انتقاداتم به برجام را در هیئت دولت گفته بودم، گفتم چرا در اجرای برجام تعجیل می‌کنید؟ اما کم توجهی شد و علتش این بود که می‌خواستیم سریع به خواسته‌هایمان برسیم وقتی ما قطعنامه ۲۲۳۱ را پذیرفتیم که برجام هم ضمیمه آن است، هم در طول دوران مذاکره و هم بعد از آن در دوران اجرا مشکل داشتیم و اگر نقدی می‌کنیم بر همین موضوع است. ما آن زمان در دولت هم این حرف را زدیم که چرا تعجیل می‌کنید و اینکه اینها به راحتی به ما امکانی نمی‌دهند که اوضاع ما را عوض کند و حداقل ۲ تا ۳ سال بازه زمانی نیاز داریم و… من قبلاً این حرف‌ها را زده‌ام. اینکه ما در اجرا تعجیل کردیم و اینکه نتوانستیم به نوعی تنازل بخشی کنیم و چه ملاحظاتی که مجلس پیشنهاد کرد و چه بعداً حضرت آقا هنگام ابلاغ مصوبات شورای عالی امنیت ملی اشاره فرمودند، اینها به اعتقاد من کم توجهی شد و علت این کم توجهی این است که ما عجله کردیم و خواستیم سریع به خواسته‌هایمان برسیم.

    اما از سوی دیگر، طرف مقابل هیچ عجله‌ای نداشتند و به نوعی بین خواسته‌های ما و اقدامات طرف مقابل نابرابری وجود داشت و بعد از اینکه رئیس‌جمهور آمریکا از برجام خارج شد کلاً این فرآیند متوقف شد. اگر ترامپ از برجام بیرون نمی‌رفت با توجه به عناصر پیش‌بینی شده، می‌شد کارهایی انجام داد که حالا دیگر گذشته، من همیشه این دیدگاه را در مورد برجام داشتم و همان زمان در سال ۹۴ هم عنوان کرده بودم.

    * بعد از اینکه ترامپ در سال ۹۷ از برجام خارج شد، هم اطرافیان دولت و هم گروه‌های سیاسی دلیل خروج آمریکا از برجام را موشک پراکنی‌های بعد از برجام عنوان کردند یا اینکه رونمایی از شهرهای موشکی یا پروژه موشک عماد که بعد از برجام اجرایی و عملیاتی شد، دیدگاه شما در خصوص این ادعا چیست؟ این ادعا چقدر درست است؟

    وقتی که ما برجام را پذیرفتیم و قطعنامه ۲۲۳۱ صادر شد، یک ذهنیتی در داخل و بیرون از کشور به وجود آمد که از این لحظه به بعد دیگر تولید و تست موشکی در کشور متوقف خواهد شد، یعنی هم در داخل و هم خارج این را گفتند. داخلی‌ها گفتند برجام محدودیت‌هایی را برای ما ایجاد می‌کند پس نباید بشود، بیرونی‌ها هم گفتند برجام این اثر بازدارندگی را دارد.

    تست موشک عماد، یک هفته پس از اجرای برجام، برای تثبیت برجام بود و به هیچ عنوان نقض روح برجام هم نبود اولین تست موشکی را من هفته بعد از برجام با موشک عماد انجام دادم و رسماً هم اعلام کردیم که برد آن دو هزار کیلومتر است و هیچکس در دنیا نگفت که این نقض برجام است، همه گفتند که حق ایران است. ما تست موشک را برای تثبیت برجام انجام دادیم نه برای اینکه برجام را زیر سوال ببریم. در قطعنامه ۲۲۳۱ یک بندی آمده است و ضمن خود برجام مطالبی هست که اقدامات ما نقض برجام نیست. ما خواستیم اثبات کنیم و اثبات شد.

    * تست موشک عماد نقض روح برجام هم نبود؟

    به هیچ عنوان نقض روح برجام نبود

    *تست موشک عماد کاملاً با نظر شورای عالی امنیت ملی بود؟ کسی مخالفت نکرد؟

    خیر، مطلقاً کسی مخالف نبود.

    *پس چرا آقای روحانی به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی در انتخابات سال ۹۶ انتقادات صریحی به شهر موشکی و شعاری که روی موشک نوشته شده بود، داشتند و گفتند اینها برای ضربه به برجام بود؟

    هرکسی می‌تواند هر تحلیلی داشته باشد، اینها مسائلی است که در فضای تبلیغاتی و بزن بکوب مطرح می‌شود. در فضای انتخاباتی شخص برای جلب رأی مردم حرف می‌زند و به این کارها کاری ندارد.
    *در یکی از مصاحبه‌هایتان گفته بودید که دولت مخالف رزمایش‌های موشکی نبود و رئیس‌جمهور با رسانه‌ای شدن آن مشکل داشت؟

    همینطور است، من کار خودم را انجام دادم. باید بگویم هیچ مانعی در مسیر تولید و تست محصولات موشکی ما وجود ندارد، هر زمانی که احساس کردیم باید برای تثبیت فناوری‌های خودمان یک موشکی را تست کنیم، این کار را انجام دادیم.

    * مسأله‌ای که اخیراً با آن روبرو بودیم اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی در نطنز و ترور آقای فخری‌زاده و یکسری اقدامات دیگر در ایران بود، برخی معتقدند عدم پاسخ ایران به اینگونه اقدامات باعث گستاخ شدن اسرائیل شده و می‌گویند سیاست اتخاذ شده و مصلحت اندیشی باعث بروز این اتفاقات شده است، نظر شما در این خصوص چیست؟

    هر موضوع یا پدیده‌ای را می‌شود به گونه‌ای تحلیل سیاسی کرد، اینکه چقدر با اطلاعات و واقعیت انطباق دارد مهم است. ما نسبت به یک موضوع واقعی صحبت می‌کنیم و تحلیل ارائه نمی‌کنیم که چه اتفاقی می‌تواند بیفتد، این اتفاق افتاده است.

    این را به طور یقین بدانید اسرائیل، عربستان و آمریکا همواره به دنبال ضربه زدن به ما هستند. ما اگر بگوییم این‌طور نیست یا باید به خودمان شک کنیم یا به آنها. آنها اگر بتوانند نفوذ کنند، می‌کنند، اگر بتواند تحریم کنند، می‌کنند و اگر بتوانند بزنند، می‌زنند، هر کار بتوانند می‌کنند. چیزی که ما باید درک کنیم این است که وارد میدان بازی که دیگران می‌سازند نشویم. گفتیم پاسخ ما هوشمندانه خواهد بود یعنی زمان، مکان و نوعش را ما انتخاب می‌کنیم. اسرائیلی‌ها دنبال این هستند که آستانه تنش را در منطقه بالا ببرند و یک جنگی را مجدداً در منطقه برپا کنند اما ما این اجازه را به آنان نخواهیم داد و قطعاً نمی‌دهیم. این‌طور نیست که ما ضربه را دریافت می‌کنیم و زیر سیبیلی رد می‌کنیم، خیر این‌طور نیست، ما به موقع ضربه را خواهیم زد.

    *موضوعی که در فضای مجازی خیلی شنیده شده و عده‌ای سعی کردند آن را مورد تمسخر قرار دهند، انتقام سخت یا پاسخ قاطع دادن است، سوال اینجاست پس انتقام سخت چه شد؟

    این یک نوع تحمیل است و نوعی انفعال ایجاد می‌کند. ما به مسئولین و به نظاممان اعتماد داریم، وقتی رهبری یک چنین مسأله ای را عنوان می‌کنند به این معناست که امری تخلف ناپذیر است اما اگر کسی بخواهد هر نوع روشی یا هر نوع پاسخی را تحمیل کند که ما بخاطر اینکه گفتیم پاسخ سخت می‌دهیم دیدید این کار را کردیم، این اتفاق در کشور نمی‌افتد و دیگران می‌خواهند این اتفاق را رقم بزنند، به عبارتی این هم یک میدان بازی است که دیگران می‌خواهند تعریف کنند تا ما را وارد بازی خود کنند و ما این کار را نخواهیم کرد.

    *با توجه به اینکه شما سال‌ها در عرصه نظامی فعالیت کردید با اعلام کاندیداتوری از طرف شما خیلی‌ها گفتند نظامی‌ها می‌خواهند بیایند و دولت را در دست بگیرند و انتقادات زیادی شد، نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا این سابقه نظامی با اینکه بخواهید به عرصه دیگری وارد شوید منافاتی دارد؟

    این سوال دیگر کهنه شده است.

    دوگانه سرهنگ-حقوقدان یک شلیک مؤثری بود که آقای روحانی در انتخابات ۹۲ به آقای قالیباف کرد اما ریشه نظامی‌هراسی این دوگانه نیست *آیا این موضوع به خاطر نظامی هراسی است که از سال ۹۲ با آن دوگانه سرهنگ و حقوقدان شروع شد؟

    خیر، ریشه در آن موضوع ندارد. آن یک شلیک مؤثری بود که آقای روحانی به آقای قالیباف کرد ولی جامعه با این موضوع کاری نداشت.

    * برخی این طور مطرح می‌کنند که نظامی‌ها به حقوق شهروندی اعتقاد ندارند، به آزادی‌های سیاسی اعتقاد ندارند، به جامعه مدنی اعتقاد ندارند، از این جهت مناسب اداره جامعه نیستند.

    یک نگرانی وجود دارد و آن این است که ممکن است روزی نظامی‌ها بخواهند اداره کشور را به عهده بگیرند و کودتا کنند که این امکان ندارد. در کشور ما هرگز این اتفاق نمی‌افتد و از این بابت نباید نگران بود. خب یک بار هم نظامی‌ها حکومت را به دست بگیرند، مگر چه اشکالی دارد. بپذیرید که در جمهوری اسلامی ایران هیچ سپاهی از اول نظامی نبوده است.

    من دانشجو و مبارز قبل از انقلاب بودم، دانشگاه تهران و در دانشکده فنی تحصیل می‌کردم و به میدان مبارزات رفتم و بعد از پیروزی انقلاب گفتیم دوره تثبیت نظام خیلی مهم‌تر از دوره مبارزات برای براندازی نظام قبلی است، ما رفتیم مسئولیت تثبیت نظام را به عهده گرفتیم و من قرار نبوده همیشه پاگون بیندازم و درجه بگذارم در حالی که همیشه در این لباس با همان نیت اولیه ماندم.

    سپاهی‌ها همیشه هم سیاسی بودند، هم نظامی، هم امنیتی، هم فرهنگی، هم اجتماعی و هم اقتصادی چون همیشه سپاه این کارکرد را داشته، حالا چه اشکال دارد که فردی بخواهد وارد حوزه اداره کشور شود.

    اینکه روزی نظامی‌ها بخواهند اداره کشور را به عهده بگیرند و در ایران کودتا کنند، اصلاً ممکن نیست و هرگز این اتفاق نمی‌افتد یک وقت می‌گوئیم سپاه یا ارتش یا نیروهای مسلح اراده کردند که فلانی را رئیس‌جمهور بکنند، خب چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد و یک وقت می‌گوئیم یک نفر سپاهی با همه ظرفیت‌های سپاه، نیروهای مسلح و بسیج می‌خواهد رئیس‌جمهور بشود و این هم ممکن نیست اما حالا یک سپاهی آمده خودش را در معرض انتخاب مردم قرار داده است، باید شورای نگهبان بررسی کند، تأیید صلاحیت کند، بیاید مبارزه کند و رأی آورد. هیچ زور و اجباری در کار نیست.

    این آقایان در تاریخ بررسی کنند که چه کسانی نقطه آغاز تحولات اساسی در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته بودند. امیر المومنین (ع) یک نظامی بودند که اسدالله هم لقبشان بودند. امام حسین (ع) سیاسی، نظامی و فرمانده جنگ و امام مسلمین بودند. این حرف‌ها یک نوع القای شبهه و یک نوع هراس‌افکنی است، نوعی سست کردن مبانی فکری و اعتقادی است که من نمی‌پسندم.

    * به نظر شما در این سال‌ها دستگاه سیاست خارجی و سیاست دولت در حوزه روابط بین‌الملل، ترمز اقتدار نظامی ما نشده است؟

    خیر، اما تحریم‌ها شده است. تحریم‌ها ممکن است محدودیت‌هایی در حوزه دفاعی و صنایع نظامی برای ما به وجود آورده باشد ولی از سویی هر زمان که ما را تحریم کردند سعی کردیم خودمان بسازیم، در واقع تحریم‌ها فقط کمی هزینه و تأخیر زمانی برای ما ایجاد کرده ولی اینکه سیاست خارجی ما منجر به کاهش توان دفاعی ما شده باشد، موضوعیت ندارد.

    *منظور از اقتدار نظامی به معنای اقدامات متقابل در مقابل اقدامات دشمن است.

    هیچ ربطی به دولت و وزارت خارجه ندارد.

    خب یک بار هم نظامی‌ها حکومت را به دست بگیرند، مگر چه اشکالی دارد؟ بپذیرید که در جمهوری اسلامی ایران هیچ سپاهی از اول نظامی نبوده است پس در اختیار چه‌کسی است؟

    شورای عالی امنیت ملی بررسی می‌کند، شرایط را در نظر می‌گیرد، تقدیم حضرت آقا می‌کند، ایشان تصمیم می‌گیرند و اقدام می‌کنند. کلیت مملکت از یک منظر صاحب دارد و از یک منظر اجرائیاتش بی صاحب شده است.

    *اولویت اول شما در سیاست خارجه چیست؟

    بنده سعی می‌کنم در همه زمینه‌ها حرف نزنم و بیشتر کار کنم.

     

    اخبار سیاسی |

  • قیمت انواع تیبا مدل ۱۴۰۰ در بازار/ جانشین پراید در کدام شهر ارزان تر است؟

    قیمت انواع تیبا مدل ۱۴۰۰ در بازار/ جانشین پراید در کدام شهر ارزان تر است؟

    به گزارش خبرآنلاین، بررسی ها نشان می دهد خودروی تیبا ۱ مدل ۹۹ را می توان با قیمتی بین ۱۲۲.۵ میلیون تا ۱۲۵ میلیون تومان خریداری کرد.
    بیشتر بخوانید: 
    اعلام قیمت جدید کارخانه‌ای محصولات ایران خودرو /دنا پلاس ۱۶۶ میلیون تومان شد
    همچنین خودروی تیبا ۲ مدل ۱۴۰۰ با حداقل قیمت ۱۳۶ میلیون تومان در قم و با حداکثر نرخ ۱۴۰ میلیون تومان در بابل به فروش می رسد.
    تیبا ۲ مدل ۹۹ نیز در شهرهای مختلف قیمتی بین ۱۲۶ تا ۱۲۹ میلیون تومان دارد.

    نام و مدل
    شهر
    قیمت

    تیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
    مهاباد
    ۱۲۷ میلیون

    تیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
    ساری
    ۱۳۰ میلیون

    تیبا ۱ مدل ۱۴۰۰
    رشت
    ۱۲۹ میلیون

    تیبا ۱ مدل ۹۹
    بابلسر
    ۱۲۵ میلیون

    تیبا ۱ مدل ۹۹
    تهران
    ۱۲۳ میلیون

    تیبا ۱ مدل ۹۹
    اصفهان
    ۱۲۲.۵ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
    قم
    ۱۳۶ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
    کرج
    ۱۳۷ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۱۴۰۰
    بابل
    ۱۴۰ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۹۹
    پرند
    ۱۲۹ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۹۹
    تهران
    ۱۲۷ میلیون

    تیبا ۲ مدل ۹۹
    مشهد
    ۱۲۶ میلیون

    ۲۲۳۲۲۴

  • فوری/ اسراییل دوباره هدف موشکی قرار گرفت

    فوری/ اسراییل دوباره هدف موشکی قرار گرفت

    اعتمادآنلاین| به دنبال شلیک یک راکت به جنوب فلسطین اشغالی، آژیر هشدار در شهرک‌های مجاور غزه بار دیگر فعال شده است.

     

    به گزارش العالم، العربیه اعلام کرد که آژیر خطر رژیم صهیونیستی پس از حمله راکتی به جنوب فلسطین اشغالی مجددا به صدا درآمده است.

     

    رسانه‌های اسرائیلی می‌گویند که همزمان با فعال شدن مجدد صدای آژیر هشدار، صدای چند انفجار در شهرک «اشکول» واقع در جنوب فلسطین اشغالی شنیده است.

     

    منابع عبری زبان مدعی شدند که این بار بیش از چهار راکت از غزه به سمت شهرک‌های جنوب فلسطین اشغالی شلیک شده است.

     

    شبکه خبری المیادین از ادامه شلیک راکت به فلسطین اشغالی و ادعای رژیم صهیونیستی در رهگیری راکت شلیک شده از نوار غزه گفت.

     

    رسانه‌های صهیونیستی همچنین مدعی شدند که سامانه پدافندی دو راکت شلیک شده را بر فراز اشکول منهدم کرد و دو راکت دیگر در منطقه غیر مسکونی و باز فرود آمد.

  • سخنگوی وزارت امور خارجه درگذشت اشکان منصوری را تسلیت گفت

    سخنگوی وزارت امور خارجه درگذشت اشکان منصوری را تسلیت گفت

    به گزارش خبرگزاری مهر، سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه در پیامی درگذشت اشکان منصوری پورشیرازی را تسلیت گفت و نوشت: ضایعه فقدان آن عزیز سفر کرده را به اصحاب رسانه کشور به خصوص خانواده و دوستان داغدار و همکاران او در باشگاه خبرنگاران جوان تسلیت گفته و از خداوند متعال برای آنان صبر و اجر و برای آن مرحوم علو درجات مسئلت دارم.

    به گزارش مهر، اشکان منصوری خبرنگار حوزه سینما و بازیگر، بر اثر عوارض کلیوی در سن ۴۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.

     

    اخبار سیاسی |

  • صادق خرازی: برخی می گویند بابک زنجانی ایران نیست/فرمان اول ریاست‌جمهوری‌ام، واکسیناسیون کروناست/حرف های وزیر بهداشت را به کامپیوتر بدهید منفجر می شود

    صادق خرازی: برخی می گویند بابک زنجانی ایران نیست/فرمان اول ریاست‌جمهوری‌ام، واکسیناسیون کروناست/حرف های وزیر بهداشت را به کامپیوتر بدهید منفجر می شود

    بخش هایی از اظهارات صادق خرازی کاندیدای احتمالی انتخابات ۱۴۰۰ را بخوانید؛

    *هرکسی که رئیس جمهور شود باید راه برجام را ادامه دهد؛ سیاست گذاری رهبری مسیر برجام را هموار کرد، اگر دولت آقای رئیسی هم به جای دولت روحانی بود بازهم مسیر برجام را می‌رفتیم

    *من منتقد اداره کشور در پسابرجام هستم، ما در پسابرجام از ظرفیت‌های برجام استفاده نکردیم؛ حاضرم با برخی از وزرا در دولت در خصوص استفاده از ظرفیت برجام مناطره کنم

    *اسرائیلی‌ها و عرب‌ها همه بر علیه برجام بودند.

    *ما فرصت داشتیم با ترامپ وارد رابطه بشویم؛ ظریف و وزارت خارجه فقط مجری هستند.

    *برخی از کشورهایی که FATF را تصویب کردند محدود شدند اما اگر می‌خواهیم در نظام بین الملل زندگی کنیم باید برخی از مسائل را بپذیریم

    *مدیریت آقای احمدی‌نژاد و عدم توجه به پیچیدگی‌ها جهانی نتیجه‌اش این شد که میلیاردهایی به وجود بیاید که پول مردم ایران بخوردند مثل رضا ضراب و بابک زنجانی که برخی‌ها می‌گویند زنجانی الان ایران نیست!

    *سپاه عمود خیمه امنیت ملی ایران است، کسی نمی‌تواند به سپاه خرده بگیرد چون نیروی دفاعی ایران است.

    صادق خرازی: برخی می گویند بابک زنجانی ایران نیست/فرمان اول ریاست‌جمهوری‌ام، واکسیناسیون کروناست/حرف های وزیر بهداشت را به کامپیوتر بدهید منفجر می شود

    *نمی‌دانم اسم وزیر بهداشت آقای روحانی را چه باید بگذاریم، اگر صحبت‌های این وزیر را به کامپیوتر بدیم منفجر خواهد شد بس که تناقض در این صحبت‌ها وجود دارد!

    *من خودم برنامه‌ای برای کرونا دارم ‌که می‌شود ظرف سه ماه کشور را واکسینه کرد.

    *فرمان اول ریاست‌جمهوری‌ام، واکسیناسیون کروناست 

    *حرف‌های نمکی را به رایانه بدهید منفجر می‌شود

    *مگر کسی می‌تواند بدون اطلاع رهبری مذاکره کند؟ 

    *خاتمی سکه سفیدی است که به درد روز سیاه ملت ایران می‌خورد.

    ۲۷۲۷

     

  • به جای خرید واکسن کرونا برای زنده‌ها، سردخانه برای مرده‌ها خریدند!

    به جای خرید واکسن کرونا برای زنده‌ها، سردخانه برای مرده‌ها خریدند!

    اعتمادآنلاین| زهرا صدراعظم نوری، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران گفت: اخباری مبنی بر اینکه تسهیلاتی برای سازمان بهشت‌زهرا(س) خریداری شده منتشر شده است از جمله سردخانه و همچنین افزایش میزان مرگ و میر در تهران با توجه به کووید۱۹ و آرایش بحرانی که سازمان گرفته است، در خصوص آخرین وضعیت بهشت‌زهرا(س) توضیح می‌دهید؟

     

    به گزارش فارس، وی ادامه داد:‌سازمان بهشت‌زهرا از اولین سازمان‌هایی بود که از ابتدای شیوع کووید۱۹ اقدام به فعالیت کرد و دقیقاً براساس پروتکل‌های بهداشتی عمل کرده است و با توجه به اینکه منحنی و پیک مبتلاها و فوتی‌های در تهران  بالا رفته است، آمادگی لازم در سازمان بهشت زهرا شهرداری تهران وجود دارد. در گذشته هم تجهیزاتی خریداری شده بود، اما اخیراً هم تعدادی سردخانه خریداری شده است. 

     

     

     

    اخبار اقتصادی

  • ریکاوری فعالیت‌های اقتصادی اروپا در ماه آوریل شتاب گرفت

    ریکاوری فعالیت‌های اقتصادی اروپا در ماه آوریل شتاب گرفت

    به گزارش خبرنگار مهر به نقل از سی‌ان‌بی‌سی، داده‌های جدید نشان می‌دهد که ریکاوری فعالیت‌های اقتصادی در اروپا در ماه آوریل شتاب گرفته و وضعیت خوبی برای عملکرد اقتصادی سه ماهه دوم این منطقه به وجود آورده است.

    شاخص پی‌ام‌آی ترکیبی آی‌اچ‌اس مارکیت که از نظرسنجی از مدیران خرید شرکت‌های تولیدی و خدماتی اروپا به دست آمده در ماه آوریل به ۵۳.۷ واحد رسید. این شاخص در ماه مارس ۵۳.۲ واحد بود.

    رقم بالاتر از ۵۰ واحد نشان‌دهنده رشد بخش تولید و خدمات است و هرچه این رقم از ۵۰ فاصله بیشتری داشته باشد شدت این رشد بیشتر است.

    فعالیت‌های اقتصادی اتحادیه اروپا در حالی شتاب می‌گیرد که دولت‌ها تلاش‌های خود برای واکسیناسیون عمومی را گسترش داده‌اند. با این حال هنوز مناطقی از اروپا به علت موج سوم کرونا در قرنطینه به سر می‌برند.

    پی‌آم‌آی ترکیبی انگلستان از ۵۶.۴ واحد در ماه مارس، در ماه آوریل و آغاز تسهیل محدودیت‌های قرنطینه‌ای به ۶۰.۰ واحد رسیده است.

    در ماه مارس میزان فروش خرده‌فروشان انگلستان قبل از برداشته شدن قرنطینه‌های سراسری ۵.۴ درصد جهش کرد و از انتظارات فراتر رفت.

  • تغییر دامنه نوسان اشتباه بود/ بازار سرمایه در میان مدت رونق می گیرد

    تغییر دامنه نوسان اشتباه بود/ بازار سرمایه در میان مدت رونق می گیرد

    عباسعلی حقانی نسب، کارشناس بازار سرمایه، در گفت و گو با خبرآنلاین با اشاره به این که نه سازمان بورس و نه دولت و مجلس اقدامات اساسی در جهت بهبود بازار سرمایه انجام نداده‌اند، گفت: بورس در کوتاه‌مدت شرایط نامناسب خود را ادامه می‌دهد اما در میان‌مدت و بلندمدت به شرایط بهتری می‌رسد.
    وی افزود: در روند کنونی بازار علی رغم ارزندگی سهام، روند کاهشی همچنان ادامه خواهد داشت. ولی در میان مدت و بلندمدت با توجه یک سری قوانین مثل مالیات بر عایدی سرمایه و یک سری شرایط دیگر مثل باز شدن دست دولت، امکان دارد نرخ بهره کاهش پیدا کند و بازار به روند مثبتی برسد. 
    حقانی‌نسب با اشاره به این که تجمعات خیابانی بورسی میتواند هم تاثیر مثبت داشته باشد و هم منفی، گفت: تاثیر مثبت این دست تجمعات پاسخگو کردن دولت و مجلس و به ویژه بانک مرکزی و سیستم بانکی که صدمات زیادی به بازار سرمایه وارد میکند. در حال حاضر بالای ۲ میلیون میلیارد تومان نقدینگی رایگان تحت کنترل و مدیریت داریم ولی متاسفانه به این منابع نقدی دست نمیزنند. از طرفی بخاطر تامین مالی از بازار بدهی عملا به بازار سرمایه فشار می‌آورند و به این شکل منافع سرمایه‌داران را نابود کرده‌اند.

    وی افزود: تاثیر منفی این تجمعات هم از این جهت است که ساختارهای سیاسی را زیر سوال میبرد و باعث بی‌ثباتی می‌شود.
    این کارشناس بازار سرمایه در خصوص تغییر دامنه نوسان از اول اردیبهشت گفت: دامنه نوسان نامتقارن از همان اول اشتباه بود و هدف از آن مثبت شدن بازار سرمایه نبود. اگر میخواستند به بازار سرمایه کمک کنند باید برعکس آن دامنه نوسان نامتقارن عمل میکردند. یعنی سمت منفی بازار ۶ درصد و سمت مثبت آن ۲ درصد میشد. دلیل آن این است که بازار سرمایه ما یک ساختار توده‌واری و غیرحرفه‌ای دارد.
    وی افزود: این تغییر دامنه نوسانی که از اول اردیبهشت انجام شد در جهت کمک به بازار نبود. در شرایط فعلی که بازار ما به شدت توده‌وار است این تصمیمات نه تنها کمکی به بازار ما نمیکند بلکه شرایط بازار را بدتر میکند. 
    حقانی‌نسب در خصوص جایگاه بازار سرمایه میان دیگر بازارها بیان کرد: بازارهای دیگر متمرکز نیستند و قیمت‌های آن خیلی اصلاح نکرده‌اند و از همین جهت وارد رکود خواهند شد. اما بازار سرمایه به دلیل این که اصلاح کرده است پیش بینی میشود که در میان‌مدت رونق بگیرد.
    ۲۲۳۲۲۹