دسته: فرهنگ و هنر

  • «جنایات قلب» به تئاتر شهر رسید

    «جنایات قلب» به تئاتر شهر رسید

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی گروه تئاتر نوشین، نمایش «جنایات قلب» نوشته بت هنلی که از آثار مکتوب نمایشی شاخص و برنده جایزه پولیتزر است با برگردان و کارگردانی دلارا نوشین اجرا می‌شود.

    این نمایشنامه داستان سه خواهر را روایت می‌کند که هر کدام به نوعی درگیر چالش‌های احساسی عمیقی هستند که موانع بزرگی را در زندگی برایشان ایجاد کرده و هر کدام از شخصیت‌های نمایش درگیر درونیات متناقض و به نوعی سرکش و تمایلات عجیب و بعضاً جنایتکارانه هستند.

    در این اثر نمایشی با تهیه کنندگی علیرضا مهران بازیگرانی چون آزاده اسماعیل خانی، تینا بخشی، علیرضا مویدی، سارا توکلی، پگاه ارضی، تورج ثمینی پور ایفای نقش می‌کنند. نریشن نمایش با صدای افسر اسدی پخش می شود.

    طراح لباس: الهام شعبانی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح گرافیک: محمد وفایی، دستیار و برنامه ریز: الهه افخمی، مدیر تولید: امین آقایی، مشاور رسانه: محمد وفایی، مدیر صحنه: امین محمودی، منشی صحنه: علی اسحاقی، ساخت تیزر: بنیامین نادعلی، تبلیغات مجازی: عرفان پورمحمدی، عکاس: محسن بیده، از عوامل اجرایی این نمایش هستند.

    «جنایات قلب» از ۸ دی ماه ۹۸ در تالار سایه مجموعه تاتر شهر روی صحنه می رود.

  • تالار فرهنگ با حضور اهالی موسیقی و تئاتر بازگشایی شد

    تالار فرهنگ با حضور اهالی موسیقی و تئاتر بازگشایی شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه فرهنگی هنری عمارت روبرو، طی تفاهمنامه میان وزارت آموزش و پرورش و مجموعه فرهنگی هنری عمارت روبرو، تالار فرهنگ به عنوان یکی از مهم ترین بناهای تاریخی شهر تهران، میزبان گروه های موسیقی و هنرمندان تئاتر می شود.

    تالار فرهنگ مکانی با ظرفیت ۵۰۰ نفر است که ۳۸۰ تماشاگر در طبقه همکف و ۱۲۰ نفر در بالکن مستقر می شوند. این تالار در خیابان حافظ پایین تر از خیابان شهریار و در شرق تالار وحدت  قرار گرفته و سال ۱۳۸۴ خورشیدی به عنوان یک بنای ارزشمند و شاخص با معماری نئوکلاسیک به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده است.

    اهالی موسیقی و هنرمندان عرصه تئاتر با مراجعه به سایت مجموعه عمارت روبرو به آدرس www.rooberoomansion.com می‌توانند فرم تقاضا جهت اجرا در این سالن را تکمیل کنند.

  • منتقدان فیلم شیکاگو انتخاب هایی متفاوت داشتند/ «انگل» در راس

    منتقدان فیلم شیکاگو انتخاب هایی متفاوت داشتند/ «انگل» در راس

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ددلاین، انجمن منتقدان فیلم شیکاگو (CFCA) اسامی برندگان جوایز ۲۰۱۹ خود را دیشب اعلام کردند و «پارازیت» یا «انگل» ساخته بونگ جون هو را به عنوان بهترین فیلم و بهترین فیلم خارجی زبان برگزیدند. این درام همچنین جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اوریجینال سال را هم از آن خود کرد.

    در کنار «انگل» فیلم «زنان کوچک» ساخته گرتا گرویگ نیز موفق شد تا جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین موسیقی متن، برترین طراحی لباس و بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برای بازی فلورانس پیو از آن خود کند.

    «روزی روزگاری در هالیوود» ساخته کوئنتین تارانتینو نیز ۲ جایزه برد که شامل بهترین کارگردانی هنری و بهترین بازیگر مرد نقش مکمل برای بازی برد پیت بود.

    فهرست برندگان چنین است:

    بهترین فیلم : «انگل»

    بهترین کارگردان: بونگ جون هو برای «انگل»

    بهترین بازیگر مرد : آدام درایور برای «داستان ازدواج»

    بهترین بازیگر زن: لوپیتا نیونگو برای «ما»

    بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: برد پیت برای «روزی روزگاری در هالیوود»

    بهترین بازیگر زن نقش مکمل : فلورانس پیو برای «زنان کوچک»

    بهترین فیلمنامه اوریجینال: «انگل» نوشته بونگ جون هو و هان جین وون

    بهترین فیلمنامه اقتباسی: «زنان کوچک» نوشته گرتا گرویگ

    بهترین فیلم خارجی زبان: «انگل»

    بهترین مستند: «آپولو ۱۱»

    بهترین انیمیشن بلند: «داستلن اسباب بازی ۴»

    بهترین فیلمبرداری: راجر دیکینز برای «۱۹۱۷»

    بهترین تدوین: تلما شون‌میکر برای «ایرلندی»

    بهترین کارگردان هنری: «روزی روزگاری در هالیوود»

    بهترین طراحی لباس: «زنان کوچک»

    بهترین موسقی متن: آلکساندر دسپلات برای «زنان کوچک»

    بهترین استفاده از جلوه‌های ویژه: «به سوی ستارگان»‌یا «اد آسترا»

    متعهدانه‌ترین اجرا: آیسلینگ فرانجوزی برای «بلبل»

    جایزه میلوش استلیک: لولو وانگ برای «وداع»

  • «کپی برابر اصل» کیارستمی؛ فیلمی که دهه با آن شروع شد

    «کپی برابر اصل» کیارستمی؛ فیلمی که دهه با آن شروع شد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از نیویورک تایمز، در فهرست ۱۰ فیلم برتر دهه دوم هزاره سوم، «کپی برابر اصل» عباس کیارستمی در مکان هشتم جای گرفته است.

    در دهه‌ای که دهه فیلم‌های مارولی و نت‌فلیکس بوده است، و با وجود همه شایعات مبنی بر این که سینما مرده است، ۱۰ فیلم برتر دهه‌ای که پشت سر گذاشته شد، نشان می‌دهد که چه فیلم‌های قابل اعتنایی در این دوره ساخته شده است.

    در این فهرست «درخت زندگی» ساخته ترنس مالیک که به عنوان فیلم برنده نخل طلای کن انتخاب شد در مکان نخست جای گرفته است.

    لیندسی بار منتقد آسوشیتدپرس درباره «کپی برابر اصل» نوشته است: آیا یک فیلم داستانی می‌تواند حقیقت باشد؟ این سوال سنگین پشت این فیلم عباس کیارستمی بزرگ است که در آن یک معامله‌گر اجناس قدیمی (ژولیت بینوش) و یک نویسنده (ویلیام شیمل) درباره اساس اصل بودن و موثق بودن در هنر و اینکه چه چیزی دقیقا نمایانگر بازتولید است (شاید همه چیز) صحبت می‌کنند. فیلم به نوعی دگردیسی خود را هم دارد چون وقتی هجوی درباره اینکه این دو نفر ازدواج کرده‌اند حقیقی از آب درمی‌آید، حتی طبیعت رابطه آن‌ها هم بی‌شکل می‌شود. این فیلمی شجاعانه و برانگیزنده بود که با آن یک دهه سینما آغاز شد و با وجود اینکه به تمام پاسخ‌ها دسترسی نداریم، تجربه و ایده‌های آن ۹ سالی که بعد از آن شکل گرفتند هم مخاطبان را برانگیخته‌اند.

    ۱۰ فیلم برتر دهه اخیر عبارتند از:

    ۱. «درخت زندگی» ساخته ترنس مالیک

    ۲.«نخ خیال» پل توماس اندرسون

    ۳.«مارگارت» ساخته کنت لانرگان

    ۴.«لیدی برد» ساخته گرتا گرویگ

    ۵.«مهتاب» ساخته بری جنکینز

    ۶.«یک جایی» ساخته سوفیا کوپولا

    ۷.«جنگ سرد» پاول پاولیکوفسکی

    ۸.«کپی برابر اصل» ساخته عباس کیارستمی

    ۹.«درون لوین دیویس» ساخته برادران کوئن

    ۱۰.«هتل بزرگ بوداپست» ساخته وس اندرسون

    در میان فیلم‌های دیگری که در رده‌های بعدی جای گرفته‌اند نام فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «روزی روزگاری در هالیوود» ساخته تارانتینو، «مدمکس: جاده خشم» جورج میلر، «پروژه فلوریدا» ساخته شان بیکر، «تیمبوکتو» ساخته عبدالرحمان سیسکو، «شبکه اجتماعی» ساخته دیوید فینچر، «مهاجر» ساخته جیمز گری، «من عشقم» ساخته لوکا گوادانینو،«چهره‌ها مکان‌ها» ساخته آنیس واردا و «سوختن» ساخته لی چانگ دونگ نیز به عنوان دیگر فیلم‌های برتر دهه پس از این ۱۰ فیلم برتر معرفی شده‌اند.

  • مسعود رجوی به دنبال فتح تهران بود یا کرمانشاه؟

    مسعود رجوی به دنبال فتح تهران بود یا کرمانشاه؟

     

     

    مسعود رجوی به دنبال فتح تهران بود یا کرمانشاه

    بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛

    تحلیلی وجود دارد و گفته می‌شود اساساً سازمان در جریان عملیات فروغ جاویدان به دنبال فتح تهران نبود و فقط می‌خواست به کرمانشاه برسد.

    کریمی: بله برخی تحلیل‌ها این احتمال را مطرح می‌کنند که آنها می‌خواستند قسمتی را بگیرند و دولت موقتی در آن قسمت بنا کنند؛ این یکی از احتمالات بود ولی یقین کنید رجوی معتقد به این نبود.

    کارشناس امنیتی: نظریه‌ای گفته می‌شود، ولی واقعیت این نیست. تمامی اسناد و مدارک بر این است که رجوی می‌خواست بیاید و تهران را بگیرد. حرف‌های رجوی بر همین مبنا بود. آقای کریمی چهره‌های منفور از نظر رجوی را ردیف می‌کند و می‌گوید رجوی این افراد را به دم تیغ فرستاد. ولی بسیاری از چهره‌های دیگری که در این جریان کشته شدند، محبوب رجوی بودند. آنها هم در عملیات بودند و ممکن بود کشته شوند.

    کریمی: همین چهره‌های محبوب رجوی بعداً تقلیل رده دادند و سقوط کردند.

    کارشناس امنیتی: اتفاقی که می‌افتد این است که همه موجودیت سازمان به این سوی مرز می‌آید، رجوی در هدایت عملیات و دم مرز بود. مریم قجر نیز همین‌طور بود. فرماندهی را در آن سو گذاشته بودند و همه موجودیت سازمان به این سوی مرز می‌آید؛ از کادرها گرفته تا خانواده‌ها با تمامی امکانات و ساز و برگ در این سو بودند.

    رجوی با علم به شکست خوردن عملیات به این کار دست زد.؟

    کارشناس امنیتی: نه؛ چنین چیزی محال است که سازمان موجودیت خود را به این سوی مرز بیاورد. چطور می‌توانید بر این باور باشید که عملیاتی شکست می‌خورد و همه موجودیت خود را به این سو بیاورید؛ این جوابی ندارد.

  • خوانندگان مشهوری که هوس بازیگری به سرشان زد

    خوانندگان مشهوری که هوس بازیگری به سرشان زد

    این تجربه جدید، گاهی موفق است، گاهی هم شکست می‌خورد و به صورت جدی ادامه نمی یابد. هومن شاهی (گامنو)، امید نعمتی، کاوه آفاق، فرزاد فرزین و محمدرضا عیوضی، پنج خواننده‌ای هستند که در ماه‌های اخیر، برای اولین یا چندمین بار با تلویزیون، سینما، نمایش خانگی و تئاتر بازیگری را تجربه کرده‌اند.

    به بهانه پخش اولین قسمت سریال «زیر همکف» با بازی گامنو، درباره این خواننده‌ها نوشته‌ایم.

    هومن شاهی (گامنو) سریال زیر همکف

    هومن شاهی معروف به «گامنو»، پیشتر به عنوان یک خواننده زیرزمینی موسیقی هیپ‌هاپ شناخته می‌شد تا این که پخش صدایش در برنامه پرمخاطب «خندوانه» باعث شد، به مخاطبان معرفی شود. البته ابتدا نامی از هومن شاهی در برنامه برده نمی‌شد و خود او هم در تلویزیون دیده نمی‌شد اما پس از مدتی، نام این خواننده در تیتراژ «خندوانه» آمد و بعدتر تیتراژ دو مسابقه «خانه ما» و «کودک‌شو» را هم خواند. گامنو سال گذشته در «خندوانه» و «کودک‌شو» قطعاتی را هم اجرا کرد و نسبت به قبل بیشتر شناخته شد.

    او اولین بار سال ۹۶، بازیگری را با تئاتر «شرقی غمگین» تجربه کرد و در این نمایش با سجاد افشاریان همبازی شد. شاهی پس از این تئاتر، در سریال «گلشیفته» ساخته بهروز شعیبی بازی کرد. او بازیگری را با نقش اصلی سریال «زیر همکف» که جمعه‌شب آغاز شد، ادامه داد و حالا اولین حضور در قاب تلویزیون را به عنوان بازیگر تجربه می‌کند. او در این سریال نقش دام پزشکی به نام «فرید» را بازی می‌کند که در آستانه ازدواج و با مشکلات اقتصادی درگیر است. سریال طنز «زیر همکف» با روحیه‌ای که مخاطبان و هوادارانش از او سراغ دارند، سازگار است. برای قضاوت درباره کیفیت بازی او اما، باید تا پخش چند قسمت از سریال صبر کرد.

    فرزاد فرزین سریال مانکن

    فرزاد فرزین هم جزو خوانندگانی است که تجربه‌هایش در زمینه بازیگری به سال‌ها قبل برمی‌گردد. او در ابتدای آغاز فعالیت خود در عرصه خوانندگی، سال ۸۵ با فیلم «پسران آجری» به کارگردانی مجید قاری‌زاده وارد سینما شد و پس از آن در فیلم‌هایی مانند «کنسرت روی آب» و «سگ‌های پوشالی» ایفای نقش کرد. فرزین در سال‌های اخیر با ایفای نقش در سریال‌های نمایش خانگی، حضور خود در عرصه بازیگری را حفظ کرده است. او سال ۹۵ در نقش یک کلاهبردار که هویت فرزاد فرزین را جعل کرده بود، در مجموعه «عاشقانه» بازی کرد و اکنون با سریال «مانکن» در نمایش خانگی حضور دارد. فرزین در عرصه بازیگری چندان موفق نبوده و نزد مردم به عنوان خواننده پذیرفته شده است نه یک خواننده و بازیگر.

    امید نعمتی فیلم دست‌انداز

    امید نعمتی خواننده موسیقی تلفیقی، جزو خواننده‌هایی است که به تازگی وارد عرصه بازیگری و سینما شده است. او برخلاف دیگر خوانندگان، ورود بسیار بی‌سروصدایی به بازیگری داشته و در اولین حضور خود در سینما، در یک فیلم طنز با کمال تبریزی همکاری کرده است. این فیلم به نام «دست‌انداز» این روزها در مرحله فیلم برداری است و رضا کیانیان، رویا نونهالی و هدی زین‌العابدین دیگر بازیگران آن هستند. اگر این فیلم به جشنواره فجر راه یابد، اولین حضور او در سینما، حسابی زیر ذره‌بین منتقدان و علاقه مندان به سینما خواهد رفت.

    کاوه آفاق فیلم لامینور و تئاتر راه‌پله

    کاوه آفاق خواننده موسیقی راک، به تازگی حضور پررنگی در عرصه بازیگری داشته است. اواخر شهریور خبر رسید که او به جمع بازیگران جدیدترین فیلم داریوش مهرجویی یعنی «لامینور» که فضای آن کاملا با موسیقی و نوازندگی مرتبط است، اضافه شده و اکنون روی صحنه تئاتر در حال اجرای نمایش «راه پله» به کارگردانی سپیده میرحسینی است. «لامینور» اولین تجربه حضور آفاق در سینماست اما او پیش‌ از این‌، تجربیاتی در زمینه اجرای تئاتر داشته است. این خواننده سال ۹۱ برای اولین‌بار به روی صحنه تئاتر رفت و نمایش «درخت بلوط» را اجرا کرد. پس از آن هم اردیبهشت سال ۹۲، در تئاتر «نمایش خاکستری» ایفای نقش کرد و با محمدرضا علیمردانی همبازی شد. بازی او در این دو نمایش، مورد استقبال تماشاگران و هوادارانش هم قرار گرفت.

    محمدرضا عیوضی تئاتر اتاق پرو

    مدت زیادی نیست که محمدرضا عیوضی هم پا به دنیای بازیگری گذاشته است. عیوضی که از خوانندگان قدیمی موسیقی پاپ به حساب می‌آید و بارها درخصوص فضای موسیقی پاپ امروز گلایه و انتقاد کرده است، خرداد امسال در نمایش «به وقت پازولینی» به کارگردانی آرش سنجابی ایفای نقش کرده و از ۱۲ آذر هم برای بازی در نمایش «اتاق پرو» به کارگردانی نغمه نوذری روی صحنه تئاتر رفته است. او تا ۱۵ دی مشغول اجرای این نمایش خواهد بود و طبق گفته خودش تئاتر دیگری از او هم در راه است.

    ۲۴۱۲۴۱

  • دلیل تعلل در صدور مجوز «آمیگدال» را نمی‌دانم/ روایت یک بلاتکلیفی!

    دلیل تعلل در صدور مجوز «آمیگدال» را نمی‌دانم/ روایت یک بلاتکلیفی!

    الهام شعبانی کارگردان نمایش «آمیگدال» که قرار بود از ۲۵ آذر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برود، درباره سرانجام اجرای این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: این نمایشنامه نوشته لیلی عاج است که در ابتدا نامش «به افق تهران» بود. شورای نظارت در مرحله بازخوانی چند مورد اصلاحیه از جمله برای نام نمایشنامه مطرح کرد که این اصلاحیه ها اعمال و نام نمایش نیز به «آمیگدال» که عنوان «بادامه‌»ای حسی در مغز است، تغییر کرد. نوبت اجرای نمایش ما در تماشاخانه ایرانشهر مشخص شد و قرداد بستیم. قرار شد از ۲۵ آذر در سالن سمندریان تماشاخانه «آمیگدال» را روی صحنه ببریم.

    وی ادامه داد: برای تولید و اجرای نمایش «آمیگدال» ۴ ماه تمرین کردیم و طراحی صحنه به این شکل بود که تمام بازیگران زیر یک پارچه حریر قرار می‌گرفتند. ماجرای نمایش درباره زندان زنان است. در یک بند به دلیل سهل‌انگاری یک نفر آتش سوزی رخ داده و همه مرده‌اند. در واقع ما نمایش را از ذهن زندانبان و کابوس او می‌بینیم.

    شعبانی با اشاره به انجام بازبینی اثر توسط اعضای شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی، اظهار کرد: پارچه حریری که ما از آن استفاده کردیم به رنگ مشکی و ۲۶۰ متر بود که حدود ۱۰ میلیون تومان بابت خرید این پارچه با این ابعاد هزینه کردیم؛ رنگ مشکی را هم برای انعکاس هر چه بهتر نور انتخاب کرده بودیم. بعد از بازبینی اعضای بازبین ۱۰ مورد اصلاحیه برای نمایش قید کردند و خواستند که رنگ پارچه حریر از مشکی به سفید تغییر کند. ما مجدداً ۱۰ میلیون هزینه کردیم و ۲۶۰ متر پارچه حریر سفید گرفتیم و تمام ۱۰ مورد اصلاحیه را هم در نمایش لحاظ کردیم اما بعد از بازبینی دوم، اعضای بازبین شورا اعلام کردند که ۱۰ مورد اصلاحیه لحاظ شده ولی با وجود پارچه حریر مشکل دارند زیرا شبهه برانگیز است.

    کارگردان نمایش «آمیگدال» با اشاره به مراجعه خود به مدیرکل هنرهای نمایشی، توضیح داد: با آقای کرمی در این خصوص صحبت کردم و قرار شد تا برای بار سوم نیز نمایش بازبینی شود. من حتی نمایش را بدون استفاده از پارچه حریر با بازیگران تمرین کردم و در سومین مرحله بازبینی به اعضای بازبین گفتم که ۴ صحنه را بدون استفاده از پارچه و ۴ صحنه را با استفاده از پارچه برای آن ها اجرا می‌کنم تا در صورت حساس بودن آن‌ها به استفاده از پارچه حریر، نمایش را بدون استفاده از پارچه روی صحنه ببریم.

    وی در ادامه سخنان خود بیان کرد: وقتی جواب سومین مرحله بازبینی را گرفتیم به ما گفتند که اجرا پذیرفته نشده است. وقتی جویای دلیل پذیرفته نشدن اجرا شدم، هیچ جواب مشخصی به من ندادند و گفتند که شرمنده‌ایم و در شرایط فعلی نمی‌توانید این نمایش را روی صحنه ببرید. در پاسخ به این پرسش من که مگر الان چه شرایطی وجود دارد که نباید «آمیگدال» را در آن به صحنه برد، پاسخی به من داده نشد.

    شعبانی با اشاره به مراجعه مجدد خود به مدیرکل هنرهای نمایشی، یادآور شد: آقای شهرام کرمی گفت نامه‌ای به من می‌دهد که طی آن از تماشاخانه ایرانشهر درخواست می‌کند نوبتی را در یک ماه دیگر برای اجرای نمایش «آمیگدال» اختصاص دهند. من نمی‌دانم اگر الان شرایط برای اجرای «آمیگدال» مناسب نیست، چه شرایطی در یک ماه آینده فراهم خواهد شد که نمایش را روی صحنه ببریم؟ الان تماشاخانه ایرانشهر جدول اجراهای خود را تا پایان سال بسته و دیگر زمانی برای اجرای «آمیگدال» وجود نخواهد داشت. آقای کرمی گفت اگر نوبت اجرا در تماشاخانه ایرانشهر فراهم نشود، تلاش خود را خواهد کرد که «آمیگدال» را در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه ببریم.

    این بازیگر و طراح لباس تئاتر تصریح کرد: گروه ما با ۷ بازیگر برای نمایش «آمیگدال» ۴ ماه تمرین کرد و هر نکته‌ای که اعضای هیأت‌های بازبینی گفتند در متن و نمایش اصلاح کردیم، ولی در نهایت شورای نظارت و ارزشیابی می‌گوید که الان شرایط برای اجرای «آمیگدال» فراهم نیست و نمی‌توانید در این شرایط اجرا کنید. اگر الان مجوز برای اجرا ندارم، چگونه قرار است برای یک ماه آینده به من مجوز اجرا بدهند؟ اگر متن مشکل داشت چرا به آن مجوز دادند و اگر طراحی صحنه نمایش ایراد دارد که آن را حذف کردم! پس چرا شورای نظارت بدون هیچ دلیل مجوز اجرای «آمیگدال» را صادر نمی‌کند؟

  • نامزدهای دریافت جایزه جشنواره «سینماحقیقت» معرفی شدند

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت»، کامران شیردل پیشکسوت سینمای مستند ایران، یونس شکرخواه استاد علوم ارتباطات، سیف‌الله صمدیان عکاس، مستندساز و دبیر جشن تصویر سال، پیروز کلانتری پژوهشگر و مستندساز، حبیب احمدزاده نویسنده، پژوهشگر و مستندساز، محمدحسین مهدویان مستندساز و کارگردان سینما و مونا زندی کارگردان سینما، پس از بازبینی ۶۲ فیلم مستند راه‌یافته به بخش مسابقه ملی جشنواره، نامزدهای دریافت جایزه از این بخش را اعلام کردند.

    در جمع این اسامی، مستند «خسوف» به کارگردانی محسن استادعلی با ۶ عنوان نامزدی در صدر قرار گرفته است. «جایی برای فرشته‌ها نیست» ساخته سام کلانتری و «تنها چند متر» به کارگردانی حجت طاهری با ۵ عنوان نامزدی، حائز رتبه دوم شده‌اند و «گلوله‌باران» مرتضی پایه‌شناس هم در ۴ رشته نامزد شده و در این فهرست، در مکان سوم قرار گرفته است.
    اسامی نامزدهای دریافت جایزه از جشنواره سیزدهم «سینماحقیقت» به این شرح هستند:

    بهترین کارگردانی مستند کوتاه:

    آبشار (علی شهابی‌نژاد)

    آهسته و آرام (دلاور دوستانیان)

    پنهان (شیرین برق‌نورد)

    تنها چند متر (حجت طاهری)

    دموکراسی (تورج کلانتری)

    بهترین کارگردانی مستند نیمه‌بلند:

    آدور (محمدصادق اسماعیلی)

    چشم‌ها و دست‌ها (پناه‌برخدا رضایی)

    کاغذپاره‌ها (بهزاد نعلبندی)

    گلوله‌باران (مرتضی پایه‌شناس، حسین مؤمن)

    بهترین کارگردانی مستند ‌بلند:

    جایی برای فرشته‌ها نیست (سام کلانتری)

    خسوف (محسن استادعلی)

    خط باریک قرمز (فرزاد خوشدست)

    عالیجناب (سجاد ایمانی)

    فرزندان شب (بهروز نورانی‌پور)

    بهترین پژوهشگر

    آنها (رضا عبیات)

    تنها چند متر (حجت طاهری)

    رویای سیاه (اُرد عطارپور)

    زمستان است (مهرداد زاهدیان)

    ناگفته‌های شهر شلوغ (بابک گودرزی‌نژاد طهران)

    واکَس‌چه (کامران حیدری، سعیده کشاورزی)

    بهترین تصویربردار

    ۱۳ هزار قدم (اشکان احمدی، سروه حسنی)

    آهسته و آرام (دلاور دوستانیان)

    پنهان (محمدرضا جهان‌پناه)

    تنها چند متر (حجت طاهری، عبدالخالق طاهری)

    جایی برای فرشته‌ها نیست (رضا تیموری)

    چشم‌ها و دست‌ها (محمد رسولی)

    خط باریک قرمز (مرتضی پورصمدی)

    گلوله‌باران (حسین مؤمن، سعید خنده‌رو)

    بهترین صدا

    آدور (صدابردار: حمید زیباکلام، صداگذار: محمود خرسند)

    پنهان (صداگذار: امیرحسین قاسمی)

    تنها چند متر (صداگذار: حجت طاهری)

    جایی برای فرشته‌ها نیست (صدابردار: شاهین پورداداشی؛ صداگذار: انسیه ملکی)

    خسوف (صداگذار: سیدعلیرضا علویان)

    کاغذپاره‌ها (صداگذار: انسیه ملکی)

    مهدی که به دنیا آمد (صدابردار: گروهی؛ صداگذار: مهرداد جلوخانی)

    بهترین تدوین

    آدور (امیر ادیب‌پرور)

    بانو عصمت (محمدرضا اکبری)

    جایی برای فرشته‌ها نیست (هایده صفی‌یاری)

    خسوف (بابک حیدری)

    گلوله‌باران (مرتضی پایه‌شناس)

    مهمانشهر (ابوذر حیدری)

    بهترین نویسنده گفتار متن و گوینده

    تنها چند متر (نویسنده گفتار متن: حجت طاهری)

    خسوف (نویسنده گفتار متن: محسن استادعلی)

    روزی که رفت (نویسنده گفتار متن: هادی معصوم‌دوست)

    مهدی که به دنیا آمد (نویسنده گفتار متن: امیرمهدی حکیمی، حجت بامروت؛ گوینده: مهدی زریفی، زهره زریفی)

    واکَس‌چه (نویسنده گفتار متن: کامران حیدری، انیس سعادت؛ گوینده: سعید آرمات)

    بهترین موسیقی

    جایی برای فرشته‌ها نیست (حبیب خزایی‌فر)

    خسوف (پژمان خلیلی)

    خط باریک قرمز (صبا ندایی)

    روزی که رفت (صبا ندایی)

    فرزندان شب (مسعود سخاوت‌دوست)

    کاغذپاره‌ها (عطا ابتکار)

    بهترین فیلم (تهیه‌کننده)

    چشم‌ها و دست‌ها (پناه‌برخدا رضایی)

    خسوف (محسن استادعلی، مسعود زارعیان)

    گلوله‌باران (مرتضی شعبانی)

    جوایز بخش «مسابقه ملی» سیزدهمین دوره جشنواره «سینماحقیقت» به این شرح است:

    نشان فیروزه «سینماحقیقت»، تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۲۵۰ میلیون ریال به ‌بهترین فیلم جشنواره (ویژه تهیه‌کننده)

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۸۰ میلیون ریال به کارگردان بهترین فیلم مستند بلند

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به‌ کارگردان بهترین فیلم مستند نیمه‌بلند

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۲۰ میلیون ریال به‌ کارگردان بهترین فیلم مستند کوتاه

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به‌عنوان جایزه ویژه هیأت‌ داوران

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به‌عنوان جایزه تماشاگران (ویژه سرمایه‌گذار)

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به‌ بهترین پژوهشگر

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به بهترین تدوینگر

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به بهترین فیلمبردار

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به‌ بهترین صدا

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به بهترین نویسنده یا گوینده گفتار متن

    تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به بهترین موسیقی متن
     
    توضیح این که «جایزه ویژه هیات داوران» نامزد ندارد. ضمن این که در صورت تخصیص جایزه جشنواره در یک رشته به بیش از یک نفر، جایزه نقدی بطور مشترک اهدا می‌شود.

    سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» تا پایان روز ۲۴ آذرماه، در ۶ سالن پردیس سینمایی چارسو ادامه خواهد داشت. مراسم اختتامیه جشنواره هم ساعت ۱۸ عصر دوشنبه ۲۵ آذرماه در تالار وحدت برگزار می‌شود.

  •  شبکه پدر خواندگی در ادبیات فارسی معاصر

     شبکه پدر خواندگی در ادبیات فارسی معاصر

    به گزارش خبرنگار مهر، حسن گل محمدی، پژوهشگر و منتقد ادبیات و تاریخ، در تازه‌ترین یادداشت خود به موضوع پدرخواندگی در ادبیات معاصر ایران اشاره کرده و نقدهایی را به عملکرد برخی از چهره‌های مهم ادبی معاصر وارد دانسته است. خبرگزاری مهر آماده انتشار پاسخ این شخصیت‌ها به این یادداشت است:

    پدر خواندگی در تاریخ و ادبیات کشور ما چیز جدیدی نیست، در گذشته سابقه داشته و اکنون نیز وجود دارد. پدر خواندگی ادبی از سیستم کشورداری و حکومت سلسله‌های حکمران که در راس کشور فردی خود رای و همه کاره قرار داشته نشات گرفته است. شالوده و سازمان تشکیلاتی کشور ما همواره بر این اساس بوده که فردی به نام شاه یا سلطان در راس قدرت می‌نشست و همه از او تبعیت می‌کردند.

    این نوع روش مدیریت در همه سطوح کار و زندگی جامعه برقرار بوده است. از عملکرد امرا و حکومت رانان استان‌ها و مناطق مختلف کشور گرفته تا اداره کردن یک خانواده. پدر خانواده همواره همان نقشی را در خانه ایفا می‌کرد که حاکمان و فرمانروایان کشور آن را در کشورداری به کار می‌بستند: دستور یک جانبه و اطاعت و فرمانبری افراد زیر دست. اگر به جنبه‌های گوناگون چگونگی حضور و سقوط این سیستم مدیریت در جامعه توجه دقیق داشته باشیم، به این نقطه نظر می‌رسیم که خود افراد جامعه و مردم کشور نیز در ایجاد حکومت‌های خودکامه بی تاثیر نبودند. به عبارت دیگر ما نیز مردمی دیکتاتور پرور بودیم و با پشتیبانی و حمایت خودمان از یک حکمران در طول تاریخ زمینه‌های خودکامگی و ظلم و استبداد را در روش‌های حکومتی کشورمان فراهم ساخته‌ایم.

    موضوع حضور دیرپای پدرخواندگی در ادبیات و فرهنگ نیز یک زیر مجموعه از سیستم مدیریتی کشورمان است. ما در طول تاریخ ادبیات‌مان همواره گروه، افراد یا فردی داشته‌ایم که نقش پدر خوانده را در جامعه ادبی ایفا کرده است. اگر به مراکز اجتماع افراد فرهنگی از نویسندگان، شعرا و هنرمندان توجه کنیم، مشاهده می‌شود که همواره در میان این طبقات یک یا چند نفر نقش پدرخوانده را داشته‌اند. وجود ملک الشعرا در میان شاعران دربار یا کاتبان تاریخ در حکومت‌های گذشته همه جلوه‌هایی از یک نوع پدر خواندگی در ادبیات کشورمان بوده است. دخالت چنین افرادی در راس امور فرهنگی، راه را بر افراد شایسته و منتقد می‌بست، کما اینکه اکنون نیز می‌بندد.

    هزار و اندی سال قبل، عنصری ملک الشعرای دربار محمود غزنوی که کاری جز تملق گویی، ژاژخایی و پدرخواندگی ادبی در دربار نداشت و از این راه به ثروت و مکنت فراوانی دست یافت، راه را بر شاهنامه فردوسی که خردنامه ایرانی در طول تاریخ است، بست و نگذاشت که سلطان متعصب غزنوی حتی متوجه شود که فردوسی چه کتابی سروده و از چه حکم گرانبهایی سخن رانده است. این وضعیت همواره در طول تاریخ ادبیات کشورمان ادامه داشته است. فتحعلی خان صبا ملک الشعرای درباره فتحعلیشاه قاجار و پدر خوانده شاعران آن دوره که تعداد آنها رقمی در حدود ۴۰۰ نفر ذکر شده است، یکی دیگر از این گونه پدرخوانده‌های ادبی بود که راه را بر هر شاعر و نویسنده متعهدی که قصد داشت تشکیلات دیکتاتوری بی شعورمآب فتحعلیشاه را نقد کند، می‌بست. صبا سفاهت و بی تعهدی را به جایی رساند که اگرچه ایران در دوران حکومت این سلطان در دو جنگ با روس شکست فاحشی خورد و بخش‌های قابل توجهی از خاک کشورمان را از دست داد، ولی همین پدرخوانده ادبی در این باره در کتابی به نام «شاهنشاه نامه» که بر وزن شاهنامه حکیم توسی سرود، به حماسه سرایی در ارتباط با جنگ فتحعلی شاه با سپاهیان روس پرداخته و شکست و ناکامی سپاه ایران را پیروزی و موفقیت قلمداد کرده است.

    چرا به اطاله کلام بپردازیم، در همین روزگار ما نیز پدرخوانده‌های مختلفی بر مراکز تصمیم گیری ادبی کشورمان دست گذاشته‌اند و اجازه نمی‌دهند که دیگران با نقد، تعهد، اعمال رسالت و نوآوری جامعه فرهنگی را با جلوه‌های زیبای ادبیات روز جهانی آشنا کنند. یکی از این پدرخوانده‌های ادبی استاد دکتر شفیعی کدکنی است. اگرچه ایشان استاد برجسته دانشگاه و محقق و شاعر گرانقدری است ولی حوزه فعالیت‌های ادبی و تحقیقاتش فقط منحصر به ادبیات سنتی کشورمان می‌شود. استاد شفیعی پنجره ذهن خود و دانشجویانش را به روی ادبیات معاصر کشورمان و ادبیات روز جهانی بسته و نقد، بررسی و تحقیق در مقولات ادبیات روز جامعه و ادبیات جهانی در ذهن ایشان جایگاهی ندارد. نگارنده به کارهای تحقیقاتی و پژوهشی این استاد گرانمایه بر متون کهن و تاریخی کشورمان ارج فراوانی قایل است ولی این گونه اعمال سلیقه شخصی برای جامعه فرهنگی، دانشجویی و دانشگاه‌های ما در قرن بیست و یکم شایسته نیست و دانش آموختگان تک بعدی و متعصب به ادبیات سنتی و گذشته و دور از واقعیت‌های روز ادبیات جهان، تربیت شوند.

    اصولا پدر خوانده‌های ادبی برای گسترش دامنه نفوذ اندیشه‌های خود احتیاج به افرادی دارند که آنها اقشار مختلف جامعه فرهنگی را تشکیل می‌دهند و به صورت شبکه‌ای عمل می‌کنند. این افراد اغلب منافع طلب و یا کم سواد هستند که به جایگاه پدرخوانده، خویش را متصل می‌کنند  و ضمن پشتیبانی از کارهای او منافع خود را نیز تامین می‌کنند. چنانکه شاهد هستیم در اطرف استاد دکتر شفیعی کدکنی علی دهباشی حضور دارد که با در اختیار گرفتن نشریه بخارا و امکانات لابی گری‌ای که برای خود ایجاد کرده است همواره از موقعیت استاد شفیعی و افرادی که جزو شبکه پدرخواندگی ایشان هستند، پشتیبانی می‌کند. فرد دیگر شبکه دکتر پارسی نژاد است که به دستور پدرخوانده با تالیف کتاب‌های کتابسازی شده، شخصیت‌ها و خدمات افرادی را که پدرخوانده تشخیص داده، تحریف کرده است. از دیگر افراد دور و بر استاد شفیعی می‌توان به دکتر میلاد عظیمی و بعضی دیگر از شاگردان او اشاره کرد که اگر فردی به شبکه و سیستم پدرخواندگی تعرض کند، آنها سریعا عکس العمل نشان می‌دهند و وارد میدان می‌شوند.

    از جمله اقدامات این شبکه پدرخواندگی، برگزاری مراسم شب‌های بخارا به دستور پدرخوانده توسط علی دهباشی برای افرادی مانند استاد هوشنگ ابتهاج، دکتر ناتل خانلری، دکتر شایگان، دکتر حمیدی شیرازی، محمود دولت آبادی و… است. دهباشی همچنین خطابه خوان پیام‌های پدرخوانده در جلسات نیز هست. از عکس‌العمل‌های دکتر پارسی پارسی نژاد، تحرف شخصیت‌های نیما یوشیج، دکتر عبدالحسین زرین کوب، دکتر فاطمه سیاح و… است. از کارهای مرتبط با دکتر میلاد عظیمی، جوابگویی به سخنان دکتر محمد روشن درباره ناتل خانلری، تعرض به شخصیت‌های دکتر رضا براهنی و دفاع از شخصیت دکتر شفیعی کدکنی در جراید است.

    بدیهی است حضور شبکه‌های آشکار و پنهان پدرخواندگی ادبی می‌تواند آسیب‌های فراوانی به فرهنگ و ادب کشورمان وارد کند. به عنوان نمونه می‌توان گفت که با توجه به حضور شبکه وسیع و با نفوذ از اطرافیان، مریدان و اقدام کنندگان حوزه پدر خواندگی استاد شفیعی موجب شده کسی جرات نکند دست به انتقاد از این شبکه بزند و کسانی را که به تحریف واقعیت‌های ادبی معاصر اقدام کنند، مورد سوال و پرسش قرار دهد. حضور فعال این شبکه همچنین موجب افت کیفیت‌ها در جامعه فرهنگی و تولیدات ادبی و نشر هم شده است.

    به طور کلی روابط فرهنگی با حضور چنین شبکه‌هایی از ارزش علمی، کیفیت آکادمیک و ارتباط‌های جهانی ادبیات می‌کاهد و همه چیز یکطرفه، بسته و یکسو نگر در جهت اهداف و اندیشه‌های خاص پدرخوانده پیش می‌رود. کما اینکه اکنون این وضعیت در جامعه فرهنگی و ادبی ما حکمفرماست و با داشتن امکانات، استعدادها و افراد صاحب نظر هنوز نتوانسته‌ایم در ادبیات جهانی جایگاهی حتی در حد کاندید شدن برای جایزه ادبی نوبل پیدا کنیم.

    بدیهی است تداوم این وضعیت ما را از حضور در جامعه ادبی جهانی دور خواهد کرد که جبران آن سال‌های سال امکان پذیر نخواهد بود. نسل‌های جوان تحصیل کرده، اهالی ادبیات و قلم و نویسندگان و شاعران متعهد و مستقل باید در یک اقدام تابوشکنانه ادبیات معاصر ما را از این وضعیت نابهنجار نجات بخشند و دکان‌های چند نبش این شبکه گسترده پدرخواندگی را از مشتری تهی کنند تا جامعه فرهنگی و ادبی کشورمان راه توسعه و شناخت در داخل و خارج از کشور را پیدا کند و جایگاه شایسته خود را در مراکز فرهنگی، ادبی و اجتماعی جهان به دست آورد.

  • تیم فوتبالی که «امید شهر خسته» بود/ کارخانه‌هایی که تعطیل شدند!

    تیم فوتبالی که «امید شهر خسته» بود/ کارخانه‌هایی که تعطیل شدند!

    مریم الهامیان کارگردان مستند «امید شهر خسته» که در بخش خارج از مسابقه سیزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» حضور دارد، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: این فیلم ۷۸ دقیقه‌ای در بخش خارج از مسابقه است اما به زعم خیلی از دوستان که فیلم را دیدند و فیلم‌های بخش مسابقه را هم تماشاکرده‌اند، «امید شهر خسته» لیاقت حضور در بخش مسابقه را داشته است. داستان این مستند درباره ۶ هفته پایانی بازی‌های تیم نساجی مازندران است که این تیم تلاش می‌کند به لیگ برتر برود و ۶ بازی در ۶ هفته دارد و این تیم در نهایت بعد از ۲۴ سال پایان خوشی را تجربه می‌کند به این صورت که تیم نساجی به لیگ برتر می‌رود.

    وی افزود: مستند «امید شهر خسته»  فراز و فرود دارد زیادی داری البته ما در زیر متن داستان صعود تیم نساجی، به موضوعات شهر قائم شهر، کمی‌ها و کاستی‌های این شهر، تعطیلی همه کارخانه ها، شرایط و روحیه شهر و… پرداختیم. بخشی از این فیلم هم به خودم مربوط می‌شود؛ در قسمتی از فیلم می‌بینیم به دلیل اینکه من یک خانم هستم نمی‌توانم بازی‌ها را از نزدیک ببینم یعنی با وجود داشتن چند مجوز و چانه زنی بسیار اجازه ورود به زمین را به من نمی‌دادند از همین رو من از بالای پشت بام آپارتمان‌های شهر به تماشای بازی نشسته بودم که همین مساله یک بعد دیگر به فیلم داده است

    الهامیان با اشاره به اینکه در بازی آخر می‌بینیم که تیم نساجی باید یک تفاضل عجیب غریبی به برتری برسد و در همین قسمت داستان «امید شهر خسته» به اوج خود می‌رسد، بیان کرد: من و همسرم ادبیات نمایشی و کارگردانی خوانده ایم از همین رو بارها درباره دراماتیک بودن قائم شهر و تیم نساجی با هم گپ زده بودیم به همین ترتیب اولین بار مصطفی حاج‌قاسمی تهیه‌کننده «امید شهر خسته» به من گفت این تیم و این شهر سوژه جذابی برای ساخت مستند است از سوی دیگر جنس هوادارانش، دراماتیک بودن موقعیت شهر به خاطر تعطیلی کارخانه‌ها و .. باعث می‌شد ما این فیلم را بسازیم.

    این کارگردان بیان کرد: زمانی که این تیم تاسیس شد، کارگرها و کارمندان کارخانه‌ها در بخش‌های مختلف آن حضور داشتند اما رفته‌رفته کارخانه‌ها تعطیل شدند ولی تیم نساجی باقی ماند و داستان‌هایی همچون سقوط به لیگ دست ۲ را تجربه کرد با این وجود مردم همچنان از آن حمایت می‌کردند. این را هم باید عنوان کنم که وقتی ما وارد پروسه تولید شدیم کاراکترهایی عجیبی پیدا کردیم برای مثال رضا نادری یکی از آنها بود که پدرش در ۷ سالگی او و در حالی که می‌خواسته بازی تیم را در گنبد ببیند تصادف و همراه با ۹ نفر دیگه فوت می‌کند یا به یکباره جواد یخی را پیدا کردیم که این شخص تبدیل به کاراکتر اصلی ما شد که زمانی لیدر تیم بوده است.

    وی توضیح داد: پلات اصلی ما جواد و حساسیت‌های او به بازی است با این وجود چند داستان دیگر در فیلم وجود دارد که آزاردهنده نیستند چون این داستان‌ها در نهایت به جواد وصل می‌شود بنابراین فکر می‌کنم «امید شهر خسته» پراکندگی موضوعی ندارد ضمن اینکه دو سه منتقد به من کامنت مثبت دادند.

    الهامیان در پایان اظهار کرد: من و آقای مصطفی حاجی قاسمی به طور مشترک این فیلم را بدون هیچ حمایتی ساختیم از همین رو می‌دانم که ساخت فیلم مستقل بسیار سخت است هرچند من حمایت خانواده را داشتم اما به نظرم باید به فیلمسازان مستقل توجه شود ضمن اینکه رسیدن به یک همصدایی در کار مشترک نیازمند دانش دراماتیک است و اگر ما به این همصدایی رسیدیم به خاطر این دانش دراماتیک بود.