




به گزارش خبرنگار مهر، نشست رسانهای فیلم سینمایی «ابر بارانش گرفته» به کارگردانی مجید برزگر دومین نشستی بود که امروز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه در پردیس ملت برگزار شد.
در این نشست خبری مجید برزگر کارگردان، مسعود امینی تیرانی مدیر فیلمبرداری، آرمان خوانساریان نویسنده، لیلا نقدیپری طراح صحنه و لباس، الهام صالحی طراح چهره پردازی، حمیدرضا برزگر تدوینگر، علیرضا ثانیفر، مزدک میرعابدینی، ارشیا نیک بین، نازنین احمدی، محمدرضا مالکی بازیگران، حمید جانی پور عکاس از جمله عواملی بودند که در این نشست رسانه ای حضور داشتند.
آرامه اعتمادی نیز منتقد مهمان این نشست بود.
در ابتدای نشست نازنین احمدی درباره نقشش و کم دیالوگ بودن آن توضیح داد: به نظرم نقش کم دیالوگی در فیلم نداشتم. اما درباره چگونگی حضورم در فیلم باید بگویم ابتدا که فیلمنامه را خواندم شیفته آن شدم و آقای برزگر نیز لحظه به لحظه در کنار من بود و به نقشم کمک میکرد.
نسبت مخاطبان با سینما کمرنگ شده، نه فیلمها
برزگر درباره نسبت آثارش با شرایط اکران عنوان کرد: از ۴ فیلمی که من ساختهام نسبتم با اکران معلوم و مشخص است. این سالها سینمای ایران کم مخاطب است که البته نسبت مخاطبان با سینما کم رنگ شده است نه با فیلمها. اگر شرایط اکران عادلانه باشد میتوان انتظار داشت مخاطبانی که خاموش هستند به دیدن سینمایی خلاف جهت و جریان اصلی سینما بنشینند.
وی درباره تاثیرگیری از سینمای تارکوفسکی گفت:تاثیر گرفتن از فیلمسازان بزرگی مثل تارکوفسکی انکارناپذیر است و من نیز طبیعتا از آنها تاثیر گرفتهام. در این فیلم نیز ادای دینی به سینمای تارکوفسکی و در صحنه لیوان مشخصا به فیلم «استاکر» ادای دین شده است. البته بدون اینکه بخواهم کپی کنم از این نوع سینما تاثیر گرفتهام.
وی درباره تغییر شخصیت بازیگر سارا در پایان فیلم توضیح داد: در لحظهای عجیب سارا با دیدن اتفاقی، رویه و نظرش عوض میشود و روحیه و برخوردش با مساله تغییر میکند که معتقدم این تغییر و باور به معجزه باورپذیر از کار درآمده است.
در ادامه ثانیفر درباره حضورش در این اثر سینمایی بیان کرد: برای بازیگری مثل من کار کردن با کارگردانی مثل برزگر افتخار بود و دوست داشتم حتما با او همکاری داشته باشم. مانیفست فیلم بین کاراکتر من و سارا جریان داشت و من تمام تلاشم را کردم که این مانیفست بدون هیچ ادا و اطواری به مخاطب منتقل شود.
نهنگ صورتی نشانه امید است
آرامه اعتمادی منتقد حاضر در نشست نیز درباره فیلم بیان کرد: این فیلم برخلاف جریان رایج سینمای ایران است اما در انتها این تغییر کاراکتر اصلی بسیار زیباست و نهنگ صورتی کاملا نشان دهنده امید در فیلم است و میبینیم دختری که ابتدا میل به کشتن و خودکشی دارد در ادامه به زندگی ایمان میآورد. فیلم محسنات و ایراداتی دارد که البته در موقعیتی دیگر باید درباره شان صحبت کرد مه البته من در نهایت فیلم را دوست دارم.
خوانساریان درباره ایده شکلگیری فیلم توضیح داد: آقای برزگر ایده اتانازی و پرستارهایی که به این اتفاق کمک میکنند، داشت که این ایده مثل فیلمهای کوتاهش شاعرانه بود و تلاش من نیز این بود که این شاعرانگی را زمینی و ملموس کنم. در سینمای ایران خیلی کم سینمای مستقلی وجود دارد که بشود از آن یاد گرفت اما سینمای برزگر این ویژگی را دارد.
برزگر درباره مراحل شکل گیری فیلم یادآور شد: بعد از فیلم «یک شهروند کاملا معمولی» که به دلایلی اکران نشد و ۴ سال از آن میگذرد خبری درباره سه خواهر خواندم که خودکشی کردند و بعد درباره مساله اتانازی تحقیق کردم و علاقه مند به تولید فیلمی در این زمینه شدم. حدود دو سال قبل شروع به تحقیق و نگارش کردم و از اسفند سال قبل هم شرایط کم کم برای کلید زدن کار فراهم شد.
وی ادامه داد: بازیگران توانمند کار لطف کردند و قبول کردند که با فرم مد نظر من بازی کنند. از دیگر عوامل فیلم نیز که همراه من بودند سپاسگزارم. همچنین این فیلم به شکل کاملا مستقل و شخصی تولید شده است.
اعتمادی با اشاره به تولید مستقل فیلم یادآور شد: خیلی خوشحالم در جشنواره ای که حرف و حدیث درباره تامین بودجه آثار زیاد است شاهد سینمای مستقلی هستیم که با بودجه شخصی تولید شده است.
امینی تیرانی درباره چالش کار با برزگر گفت: کار با برزگر چالش نیست بلکه یک فرصت است. کار کردن با این فیلمساز برای من بسیار لذت بخش است و به دلیل اتفاقی که برای خودم در زندگی رخ داده است علاقه مند به فیلمبرداری این فیلم بودم. برای من مهمترین اتفاق این است که در برخی موافق که روابط علت و معلولی به ما جواب نمیدهد به دنبال یک نشانه و معجزه هستیم. این مساله و انتظار رسیدن به یک معجزه مهمترین چیزی بود که ساختار فیلم را میساخت و من هم در زیبایی سازی بصری فیلم به همین سمت رفتم.
صالحی درباره گریم فیلم اظهار کرد: در فیلمهای برزگر باید زندگی جریان داشته باشد و من نیز تلاش کردم همین حس در طراحی گریم فیلم جریان داشته باشد.
نقدی پری نیز با اشاره به تنها بودن سینمای مستقل عنوان کرد که همه عوامل تلاش کردند در خدمت فیلم باشند و طراحی صحنه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
مزدک میرعابدینی با ابراز خرسندی از حضور در فیلم گفت: من ۱۲-۱۳ سال است که به جشنواره میآیم اما امسال با جشنواره متفاوتی روبرو هستیم. مجید برزگر تاثیر زیادی در جریان سینمای هنر و تجربه داشته است و این روزها جوانان از سینمای او تاثیر زیادی میگیرند.
محمدرضا مالکی درباره تجربه همکاری اش با برزگر ابراز کرد: شاعرانگی سینمای برزگر در پشت صحنه هم احساس میشد و همه در کمال آرامش و تمرکز کارشان را میکردند.
خوانساریان در پاسخ به پرسشی درباره غیرعلمی بودن وقایع داستان و اینکه تاکنون هیچ بیمار مرگ مغزی نجات نیافته است، توضیح داد: یک سری واژگان در محاوره و روزمره استفاده نمیشود و اینجا هم منظور از نجات بیمار مرگ مغزی تنها زنده ماندن است اما نه زندگی با کیفیتی مناسب و شاید در حد تکان دادن مردمک چشم باشد.
در ادامه نشست بحثی درباره غیرواقعی بودن اتفاقات آخر فیلم و اینکه تنها این امکان وجود دارد که فردی که به کمای عمیق رفته به زندگی باز گردد نه کسی که مرگ مغزی شده است و امکان ناپذیر بودن اتفاقات فیلم از جانب یکی از خبرنگاران مطرح شد و برزگر نیز در این زمینه توضیح داد که فیلم مشاور پزشکی داشته است.


به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی روز صفر به کارگردانی سعید ملکان عصر امروز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه باحضور کارگردان و دیگر عوامل این فیلم سینمایی و فرزاد حسنی مجری نشست در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.
سعید ملکان درباره انتحاب این سوژه برای فیلم اول خود در مقام کارگردان گفت: این فیلم اول نه شاید فیلم آخر من باشد. این سوژه برای من بسیار جالب بود و خوشحالم که این فیلم را جلوی دوربین بردم.
ساعد سهیلی نیز درباره بازی در این فیلم توضیح داد: خوشحالم که بعد از۲ سال دوری از سینما با این فیلم بازگشتم. در واقع یکی از دلایلی که این نقش را بازی کردم تفاوت آن بود نقشی که برای آن کنجکاو بودم و به نوعی خود را وکیل این کاراکتر میدانم. در واقع برای من مهم بود که بدانم چه اتفاقی برای یک آدم ساده و دست فروش رخ میدهد که به چنین شخصیتی میرسد.
امیر جدیدی نیز در ادامه این نشست گفت: در سینمای ما کم پیش میآید که چنین نقشی نوشته شود و بی شک بسیاری از بازیگران دوست دارند این نقش را بازی کنند و من خوشحالم این نقش را پذیرفتم.
بودجه تولید روز صفر ۸ میلیارد تومان بود
سعید ملکان درباره هزینه تولید این فیلم بیان کرد: بودجه تولید این فیلم ۸ میلیارد تومان بود، البته قرار بود بنیاد سینمایی فارابی بخشی از هزینه تولید را تامین کند اما چند روز مانده به آغاز فیلمبردای از این کار صرف نظر کردند و این فیلم را یک پروژه جذاب نمیدیدند، در چنین شرایطی از دوستانم کمک گرفتم.
وی درباره فیلمنامه بیان کرد: طرح اولیه فیلم را آقای اصفهانی نوشته بود که من به همراه بهرام توکلی فیلمنامه روز صفر را نوشتیم.
وی همچنین درباره حضور کمرنگ زنان در فیلم تاکید کرد: این فیلم ۲ بخش جاسوسی و عملیاتی دارد، بخش اول یک شخصیت مهم دارد و بخش دوم که عملیاتی است، اصولا بازیگران مرد حضور داشتند.
ملکان درباره موسیقی فیلم گفت: افشین عزیزی همچنان در حال ساخت موسیقی فیلم است و آنچه که امروز در این فیلم شنیدید موسیقی انتخابی بود.
سهیل دانش اشراقی طراح صحنه این فیلم بیان کرد: بیشتر لوکیشنهای فیلم در ایران ساخته شده است و ما تمام تلاش خود را کردیم که به خواسته ملکان که به خوبی میداند چه چیز میخواهد نزدیک شوم. فیلمبرداری روز صفر بیشتر در ایران بود و ملکان به خوبی میدانست چه چیز میخواهد و ما تمام تلاش خود را کردیم تا به آنچه که کارگردان میخواهد نزدیک شویم.
امیر ملکپور طراح لباس نیز توضیح داد: باتوجه به جغرافیایی که در آن بزرگ شدم با لباس قوم بلوچ و پاکستان آشنا بودم همچنین با تجربه همکاری در شبی که ماه کامل شد، توانستم طراحی لباس را انجام دهم.
دنبال قهرمان غیرکلیشهای بودیم
ملکان در توضیح اینکه شخصیت مامور چرا باید به ابرقهرمانهای سینما هالیوود نزدیک باشد تاکید کرد: علاقهای ما این بود که برای شخصیت مامور از قالب کلیشه سینمای ایران خارج شویم، البته هیچ اغراقی برای این نقش وجود ندارد این درحالی است که در هالیوود اغراقهای بسیاری دارد اما همه آن را باور میکنند، اما چون تماشاچی عادت به چنین شخصیتی در سینمای ایران ندارد آن ر اغراق شده میداند.
میثم مولایی تدوینگر روز صفر نیز گفت: اعتمادی که سعید ملکان و بهرام توکلی به تدوینگر داشتند باعث ایجاد اشتیاق برای من شد که بتوانم تمام تلاش خود را برای این پروژه داشته باشم. نیمه اول از تدوین ریتم پایین تری برای روایت قصه دارد، نیمه دوم ریتم قصه تند میشود.
ملکان در بخش دیگری از صحبتهای خود توضیح داد: بهترین انتخاب من برای نقش ریگی ساعد سهیلی بود و او توانست نقش خود را به خوبی ایفا کرد. قطعا ساعد توانایی خوبی در بازیگری دارد و تجربه همکاری را با وی داشتم این را ثابت کرده است.
وی همچنین تاکید کرد: داستان فیلم کاملا واقعیت دارد و انگیزه ام برای ساخت این فیلم این بود که دوست داشتم برای آدمهایی که برای امنیت ما تلاش میکنند فیلم بسازم و همچنین نشان دهم که این افراد نباید طلبکار باشند چرا که این شغل را خودشان انتخاب کرده اند.
فراستی: روز صفر بهترین فیلم جشنواره است
مسعود فراستی منتقد سینما با حضور در این نشست گفت: تبریک میگویم به همه سینمای ایران چرا که اولین فیلم ملی اکشن و امنیتی ایران ساخته شد به عوامل تبریک میگویم. این فیلم که از نظرم نه فیلم اول کارگردان بلکه فیلم دهم آن است نشان داد که سعید ملکان تکنیک بلد است و این فیلم بهترین فیلم جشنواره است.
ملکان در ادامه بیان کرد: این فیلم براساس واقعیت و نه تخیل ساخته شده است و شخصیت جدیدی نماینده یک تفکر است که برای دفاع از امنیت کشور تلاش میکنند.
وی ادامه داد: هیچ جای از فیلم تروریستها را در سیستان و بلوچستان نشان داده است و بیشتر مدارس و محل اردوی تروریستها در پاکستان است.
امیر جدیدی قبول نمیکرد، این فیلم را نمیساختم
ملکان همچنین درباره انتخاب امیر جدیدی بیان کرد: هر کدام جای من بودید برای این نقش گزینه دیگری جز جدیدی نداشتید وباید بگویم که اگر او قبول نمیکرد من این فیلم را نمیساختم.
جدیدی در بخش دیگری از این نشست تاکید کرد: تجربه بازی در چنین کارکتری را نداشتم و باید چیزهای بسیاری یاد گرفتم و امیداوارم به خوبی نقش را بازی کرده است.
ملکان در پاسخ به این پرسش که گویا برخی از عوامل فیلم در آلمان از گروه جدا شده اند توضیح داد: آنچه در برلین رخ داد کاملا درست است و چیزهایی از ما دزدیده شد اما نمیتوانم با آبروی آنها بازی کنم و اسم آنها را بیاورم.
ملکان در پایان در جواب این سوال که آیا بعد از شهادت سردار سلیمانی سکانسی به فیلم اضافه شده است، گفت: زمان که شهید سلیمانی ترور شد ما در آلمان بودیم و نمیتوانستیم سکانسی از این شهید بزرگوار در فیلم داشته باشیم.


به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه رادیویی تقاطع فرهنگ در گفتگو با غلامرضا امامی نویسنده و مترجم از آنتن رادیوگفتگو پخش شد.
امامی در گفتگو با اینبرنامه با اشاره به دعوت انجام شده از وی برای حضور در جشنواره بولونیا در ایتالیا گفت: اینجشنواره بزرگترین و قدیمیترین نمایشگاه برای ادبیات کودک و نوجوان است، چنان که در این نمایشگاه هر سال نمایندگانی از حدود ۱۰۰ کشور شرکت میکنند.
وی افزود: این جشنواره محل عقد قرارداد با مترجمین، نویسندگان و ناشران است، ادامه داد: در این جشنواره آخرین دستاوردهای ادبیات در حوزه کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته میشود. جشنواره امسال همزمان با صدمین سالگرد زادروز جانی روداری نویسنده بزرگ ایتالیایی برگزار میشود. این نویسنده به روح لطیف کودکان و نوجوانان تمام جهان توجه داشت و امسال جشنواره بولونیا اختصاص به او دارد.
اینمترجم همچنین درباره جایزه جهانی «هانس کریستین اندرسن» گفت: اینجایزه بهنوعی نوبل ادبیات کودکان و نوجوانان محسوب میشود که هر دو سال یکبار برگزار شده و به مجموعهای از کارهای یکنویسنده و یکنقاش اختصاص پیدا میکند. در سال ۱۹۷۴ فرشید مثقالی از ایران بهعنوان نقاش، جایزه اندرسن را کسب کرد. دو سال پیش نیز نام محمدعلی بنیاسدی یکیدیگر از تصویرگران معروف ایرانی بین اسامی ۵ تصویرگر نامزد نهایی این جشنواره قرار داشت. امسال نیز از میان کسانی که نامزد این جشنواره هستند، نام فرهاد حسن زاده یکی از نویسندگان کشورمان به چشم میخورد.
امامی در بخش دیگری از صحبتهای خود، گفت: برای حضور در بازار نشر جهانی باید الزامات آن را رعایت کنیم. یکی از این الزامات رعایت «حق کپی رایت» است و اگر ما به این موضوع بپیوندیم، زمینه خوبی برای حضور در بازار نشر جهانی در حوزه ادبیات فراهم میشود.


به گزارش خبرنگار مهر، رمان «اگر حقیقت این باشد» نوشته کالین هوور بهتازگی با ترجمه عباس زارعی توسط نشر آموت منتشر و راهی بازار نشر شده است.
کالین هوور نویسنده آمریکایی و اهل سولفور اسپرینگز تگزاس است. هوور تاکنون بیش از ۱۰ رمان نوشته که بیشتر آنها فضایی عاشقانه و معمایی دارند. بیشتر آثار او جزو پرفروشترینهای نیویورکتایمز بودهاند. هوور دارای مدرک لیسانس علوم اجتماعی است و تا کنون نامزد و برنده جوایز ادبی زیادی برای آثارش شده است.
از این نویسنده پیش از این رمان «ما تمامش میکنیم» با ترجمه آرتمیس مسعودی توسط نشر آموت منتشر شده بود که به تازگی پس از ۲۰ نوبت تجدید چاپ مجوز انتشار آن از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو شده است.
در خلاصه این اثر از کالین هوور آمده است: «لوئن اشلی» نویسنده تازهکار با مشکلات مالی فراوانی دست به گریبان است و در آستانه ورشکستگی قرار دارد. درست زمانی که همه درها به رویش بسته شده، روزنهای از امید به رویش باز میشود. جرمی کرافورد، شوهر نویسنده معروف وریتی کرافورد به او پیشنهاد کاری پردرآمد میدهد. جرمی از لوئن میخواهد تا مجموعه رمان ناتمام همسر ناتوانش را به پایان ببرد.
از عباس زارعی هم پیش از این، ترجمه رمانهای «زندگی اسرار آمیز»، «مزرعه حیوانات»، «جاناتان مرغ دریایی»، «نامه به کودکی که هرگز زاده نشد»، «زن همسایه»، «غریبهای در خانه» و «مهمان ناخوانده» منتشر شده است.
رمان «اگر حقیقت این باشد» با ۲۸۰ صفحه و قیمت ۴۱ هزار تومان منتشر شده است.


به گزارش خبرگزاری مهر، بهدنبال همکاریهای فرهنگی ایران و لتونی و تشکیل پل ادبی ایران و لتونی به همت مرکز فرهنگی و بینالملل شهر کتاب و مرکز زیدونیس، هفته گذشته در شهر ریگا پایتخت کشور لتونی، سمینار نقد و بررسی آثار زیدونیس و تاثیر اشعار مولانا و زبان فارسی بر آثار شاعر نامی لتونی برگزار شد.
در این سمینار، ژنت گرنده وزیر سابق فرهنگ لتونی، ایوا کرومینا استاد دانشکده هنر لتونی، اویا کراوچنکو و حسین فولادآملی رییس اتاق همکاری ایران و لتونی سخنرانی کردند.
در ابتدا ژنت گرنده دلیل اهمیت مولوی برای زیدونیس را علاقه این شاعر به عرفان و اشعار عرفانی مولانا ذکر کرد و با اشاره به مثنوی معنوی در کتابخانه شخصی زیدونیس، گفت: اولینبار زیدونیس با ترجمه روسی مثنوی آشنا و شیفته اشعار این شاعر ایرانی شد و آثار و افکار مولانا الهام بخش خیلی از اشعار زیدونیس بوده است. وی بعد از بررسی آثار مولانا متوجه شد که آثار وی به بیشتر زبانها ترجمه شده است و جای خالی ترجمه این اشعار به زبان لتونیایی حس میشود.
وی افزود: زیدونیس در دوران اتحاد جماهیر شوروی که امکان سفر در خارج از جمهوریهای شوروی دشوار بود به تاجیکستان رفت و در آنجا با آثار شاعران ایرانی مانند حافظ، سعدی، خیام و فردوسی آشنا و به ادبیات غنی فارسی علاقهمند شد و بعد از بازگشت به لتونی خاطرات خود از تاجیکستان را در یک جلد منتشر کرد.
گرنده همچنین به سفر سال گذشته علیاصغر محمدخانی معاون فرهنگی و بینالملل شهرکتاب به لتونی اشاره کرد و گفت: قرار شده آثار مولانا و سهراب سپهری به زبان لتونیایی ترجمه و منتشر شود و اشعار ایمانتس زیدونیس به همت دکتر هوشنگ رهنما به فارسی ترجمه شده است و به زودی به همت انتشارات هرمس در ایران به صورت دو زبانه منتشر میشود. امید است با همکاری شهر کتاب سال آینده، همایش «زیدونیس و سپهری» در تهران و ریگا برگزار شود. همچنین بهزودی هیئتی از کشور لتونی برای برنامه رونمایی از کتاب اشعار زیدونیس به ایران سفر میکند و در ادامه نیز از ترجمه مثنوی معنوی به زبان لتونیایی در شهر ریگا رونمایی میشود.
اینپژوهشگر فرهنگی گفت: زیدونیس، نزدیک به نیم قرن، یکی از برجستهترین شاعران تاثیرگذار و یکی از پیشاهنگان تحکیم و تقویت فرهنگ اجتماعی لتونی بود، به ویژه در عصر اشغال اتحاد شوروی که بقای تاریخی و میراث فرهنگی جامعه تهدید میشد. با انتشار ترجمه او خوانندگان ایرانی میتوانند آگاهیهای کلی دربارهی او و جایگاهاش در تاریخ معاصرکشور لتونی و نیز اهمیت او در عرصه ادبیات و فرهنگ آن کشور دست یابند.
وی در ادامه با تشکر از حسین فولادآملی برای فراهم کردن زمینههای همکاریهای فرهنگی ایران و لتونی، گفت: رویای هر نویسندهای این است که از طریق ترجمه آثارش به جای جای جهان سفر کند. با ترجمه اشعار زیدونیس به زبان فارسی بخشی از آرزوی او جامهی عمل پوشانده و سفر معنوی او به سرزمینی دیگر یعنی قلمرو فرهنگ ایرانی را فراهم ساخته است.
در بخش دیگری از این برنامه ایوا کرومینا به پژوهشهای خود درباره نمادهای هنری در نقش فرشها، لباسهای سنتی، ظروف ایرانی اشاره، و به شباهت نزدیک این نمادها با نمادهای هنری در لتونی تاکید کرد و آن را دلیلی بر نزدیکی فرهنگی مردم ایران و لتونی دانست.
در پایان این سمینار یکروزه، اویا کراوچنکو ایرانشناس و دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران با خواندن اشعاری از سعدی به ویژگیهای آثار شاعران برجسته ایران مانند سعدی، حافظ، خیام، فردوسی و مولوی اشاره کرد و علت جهانیشدن آثار این شاعران را بررسی کرد.
وی در پایان از تجربیات زندگی خود در ایران و علاقهاش از حضور در آرامگاه حافظ و سعدی در شهر شیراز و رابطه عاطفی و فرهنگی مردم ایران با شعر حافظ و سعدی گفت.
کراوچنکو در پایان گفت: تصویری که رسانههای خارجی از ایران نشان میدهند با تصویر واقعی زندگی و فرهنگ مردم ایران بسیار متفاوت است و امید است که با گفتوگوهای ادبی و رفت و آمدهای فرهنگی میان ایران و لتونی، شناخت بیشتری از فرهنگ و تحولات ادبی میان مردم دو کشور ایجاد شود.


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رادیو ایران، «یک، دو، صدا»، مسابقه ای با محوریت خوانندگی است که در این مسابقه علاقه مندان پس از شرکت در آزمون اولیه و ارسال اثر و داوری توسط هیئت داوران این فرصت را دارند که به جدول اصلی مسابقه راه پیدا کنند و در رقابت با سایر شرکت کنندگان برای کسب موفقیت تلاش کنند.
سبحان تاج آبادی از جمله خوانندگانی است که در فصل هفتم این مسابقه توانست در سه مرحله پیاپی سه چراغ سبز از داوران مسابقه علیرضا افتخاری، محمدرضا چراغعلی و سعید بیابانکی کسب کند و به گفته داوران از جمله گزینه های کسب مقام در فصل هفتم است.
وی در نخستین پویش حمت (حامیان مردمی تولید) قطعه «فرزند ایران» را در مقابل حضار به صورت زنده اجرا کرد.
ترانه سرای این قطعه حورا آذرفراز و آهنگسازی این اثر را حمیدرضا نورائی بر عهده داشت.
این مسابقه به تهیه کنندگی مهدی ساعی و اجرای ابوالفضل آقاخانی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۰ از رادیو ایران پخش می شود.


به گزارش خبرگزاری مهر، شبشعر «جلوه فجر سلیمانی» همزمان با دهه فجر انقلاب اسلامی، روز پنجشنبه ۱۷ بهمن در مجموعه فرهنگی «سرچشمه» برگزار میشود.
در این برنامه، شاعرانی چون سعید بیابانکی، علی محمد مؤدب، احمد بابایی، سید حسین متولیان، هادی جان فدا، نغمه مستشار نظامی و فاطمه افشاریان به شعرخوانی میپردازند. اجرای برنامه مذکور هم بهعهده فاطمه محمدی است.
عصر شعر «جلوه فجر سلیمانی» روز پنجشنبه ۱۷ بهمن از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در مجموعه فرهنگی یادمان شهدای هفتم (سرچشمه) واقع در میدان بهارستان، نرسیده به چهارراه سرچشمه، کوچه شهید صیرفی پور برگزار خواهد شد.


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد خبری سی و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، پنجمین بازار بینالمللی هنرهای نمایشی میزبان سخنرانی چهرههای تئاتری بینالمللی است.
استفانی کرپ هنرمند تئاتر آلمانی فردا سهشنبه ۱۵ بهمن، از ساعت ۱۲:۴۵ تا ۱۳:۴۵ در تالار مشاهیر تئاتر شهر و محل برگزاری بازار هنرهای نمایشی، به سخنرانی درباره سه سالانه روهر و زیباییشناسی آن در انتخاب آثار که یکی از معتبرترین جشنوارههای تئاتر دنیاست، میپردازد.
پنجمین بازار بینالمللی هنرهای نمایشی ایران از ۱۳ تا ۱۷ بهمن ماه در مجموعه تئاتر شهر برگزار میشود.


به گزارش خبرنگار مهر، نمایشگاه نقاشیهای داوود زندیان از روز جمعه ۱۱ بهمن ماه در گالری ایرانشهر به نشانی خیابان کریمخان زند، خیابان شهید عضدی (آبان جنوبی)، خیابان سپند، پلاک ۱/۶۹ با حضور این هنرمند نقاش و جمعی از هنرمندان افتتاح شد و تا ۵ اسفندماه ادامه خواهد داشت.
مجموعه آثاری که از زندیان در گالری ایرانشهر به نمایش درآمده، شامل چیدمانی از تصاویر است که مهارت نقاشانه زندیان و علاقه او به تاریخ، بایگانی، گردآوری و گرامیداشت خاطرات را تصویر میکند.
داوود زندیان عضو انجمن هنرمندان تصویری نروژ، خانه هنرمندان ایران و بنیاد ملی نقاشان نروژ است و هم اکنون سومین باری است که این هنرمند نقاشیهایش را در ایران به نمایش درمیآورد. شیوه نقاشی داوود زندیان بسیاری از مشخصات نقاشی معاصر را داراست: بیانگری در طرح و رنگ؛ روایتگری؛ طرد قواعد مرسوم پیشین در باب سبک و انسجام ساختار، ترکیببندی و رنگ؛ کنار همنشینی ساحتها و زوایای دید متفاوت؛ و عدم تمایل به آرمانی کردن تصویر. نقاشیهای فیگوراتیو و بسیار بیانگر داوود زندیان برای نخستین بار پس از سالها در دی ماه ۱۳۹۷ در گالری ایرانشهر به نمایش درآمد و با استقبال شایان توجه جامعه هنری ایران مواجه شد. گزیدههایی از مجموعه-های «کافه گلشن»، «عکاسخانه آقای ادیب» و «مجموعه نوستالژی» که در سال گذشته به نمایش درآمد انسانها را در موقعیتهای مختلف، رو به بیننده و در میان اشیا و پس زمینههایی به تصویر میکشید که با هویت و خاطرات آنها پیوند داشت.
امیر نصری در استیتمنت این نمایشگاه درباره آثار داوود زندیان نوشته است: «در نقاشیهای داوود زندیان هر خاطرهای همچون یک مقبره عمل میکند. در هر مقبره انبوهی از تصاویر در هم تنیدهاند. این تصاویر با بازگشت به گذشته و ستایش قطعاتی از آن پذیرش مرگ، فقدان و «زمان ازدسترفته» را به تعویق میاندازند. گذشته همچون یک کل منسجم نمودار نمیشود، بلکه در قطعات، گسستها و اشیا خودش را آشکار میسازد. گذشته همچون روحی سرگردان نیست که گاهی در اینجا یا آنجا باشد؛ گذشته بخشی از حافظهی اشیا است. اهمیت اشیا در نقاشیهای زندیان به خاطر همین تاکید بر گذشته است. اشیا تجسم روح گذشته و بخشی از آن هستند. آنها کارکردی دوگانه دارند: از طرفی زنده بودن گذشته را تضمین میکنند و از طرف دیگر شاهدی برای از میان رفتن و مرگ مضاعف گذشتهاند.
کیفیت نوستالژیک اشیا به این سویه دوگانه آنها اشاره دارد. زندیان در بسیاری از آثارش با توسل به نوستالژی و ترسیم امور متعلق به گذشته، خودش را به ظاهر از بار خاطراتش خلاص میکند و برای این خلاصی از مؤلفههای تکرار شونده نظیر دوربین بهره میگیرد تا نشان دهد که همان مؤلفههای قبلی همواره در صورتهای جدیدی تکرار میشوند. اساساً این میل به یادآوری پاسخی به بخشی از اضطرابهای وجودی است و نقشی پالایشگر دارد. این شگرد غالب در آثار زندیان با کتابخانههای او دستخوش تغییر میشود و در آنها با رهیافت دیگری از جانب نقاش مواجهیم. او با بازنمایی کتابها و کتابخانهها، برخلاف نقاشیهای قبلیاش به دنبال برونریزی خاطرات نیست، بلکه در آنها درصدد پنهان ساختن گذشته است. بهتر است بگوییم که آنها را در این کتابها مدفون میسازد. کتابخانهها دفتر خاطرات نقاش هستند که گذشته را از خواننده یا بیننده پنهان کرده است.»