به گزارش خبرنگار مهر، مراسم سومین پاسداشت هنر و ادبیات انقلاب اسلامی و رونمایی از تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر کتاب «آن مرد با باران میآید» نوشته وجیهه علی اکبری سامانی صبح امروز یکشنبه ۲۰ بهمن در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
در ابتدای این مراسم عطارزاده معاون مؤسسه فرهنگی انقلاب اسلامی در سخنانی با تبریک ایام دهه فجر انقلاب اسلامی گفت: یقیناً شناخت اندیشه حضرتآیتالله خامنهای به عنوان مجتهدی مبرز، فقهی و به روز، قرآن پژوه، شجاع و با تدبیر میطلبد تا اندیشه ایشان برای نسل فعلی و نیز برای ثبت در تاریخ و انتقال به نسلهای آینده، صریح و بیپیرایه منتقل شود.
وی افزود: یکی از ویژگیهای ممتاز شخصیتی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی انس با کتاب و ترویج مطالعه آن و رونق فرهنگ کتابخوانی است و در این مسیر نگارش بیش از صدها یادداشت و نیز حاشیهنگاری بر کتابهای مختلف را انجام دادهاند که بخشهایی از آن منتشر شده است. انتشار تقریظهای رهبر انقلاب اسلامی بر کتابهای مختلف علاوه بر ترویج آثار مفید و معرفی کتابها برای جامعه هدف، میتواند در راستای کمک به زندهنگاه داشتن مفاهیم و باورها و آرمانهای جامعه اسلامی و بازخوانی آنها به کار آید.
معاون مؤسسه فرهنگی انقلاب اسلامی در ادامه گفت: در طول سالهای اخیر به وضوح مشاهده شده استقبال گسترده از آثاری که مورد تأیید و توجه معظمله قرار گرفته، بسیار بالا بوده است. چاپهای مکرر این کتابها و برگزاری پویشهای مطالعاتی مختلف حول آنها توانسته جریانسازی مطلوبی را در فضای فرهنگی کشور حول وحوش این آثار ایجاد کند.
در بخش دیگری از این مراسم، وجیهه علیاکبری سامانی مؤلف کتاب گفت: من در سال ۸۹ و به دنبال فراخوان سومین دوره جشنواره داستان انقلاب اسلامی، تصمیم به نوشتن این رمان گرفتم.. رمانی در حال و هوای انقلاب و با این فکر که باید برای انقلاب اسلامی کاری انجام دهم؛ انقلابی که حداقل ارمغانش برای من به عنوان یک زن مسلمان ایرانی، احیای کرامت و عزتنفسی بود که سالیان سال زیر نگاههای ابزاری و جاذبههای جنسیتی از بین رفته بود. انقلابی که به ما نه به عنوان جنس دوم و بازیچه و ضعیفه که به عنوان اشرف مخلوقات و کسی که بهشت زیر پای اوست و از دامانش مردها به معراج میروند نگاه میکرد.
وی افزود: انقلاب اسلامی به ما جسارت اندیشیدن و خواندن و نوشتن و حضور پررنگ و مور در تمامی فعالیتهای اجتماعی را داده است. هرچند که باید بگویم که متأسفانه این انقلاب زیر سایه جنگ تحمیلی زود هنگام و طولانی به درستی حق خود را ادا شده ندید و میرفت تا در معرض فراموشی نیز قرار بگیرد. من در چنین فضای فکری تصمیم گرفتم دست به قلم شوم و به اندازه بضاعتم سهمم را از هنری که داشتهام ادا کنم و نامم را در زمره نویسندگانی قرار دهم که از این حماسه باشکوه نوشتهاند.
ایننویسنده همچنین به موضوع انتخاب قهرمانان نوجوان برای داستان خود اشاره کرد و گفت: من عرصه نگارش برای نوجوانان را خالی دیدم و نوجوانان بیشماری را میدیدم که هیچ شناخت و ذهنیتی نسبت به دهههای قبل و پیش از خود نداشتند. من برای نوشتن این اثر ۹ ماه پژوهش کردم و به اندازه نیمی از این زمان را هم برای نگارش صرف کرم. بخت یارم بود که رمان در سومین دوره جشنواره داستان انقلاب اسلامی برگزیده شد و در میان مخاطبانش دیده شد.
سامانی ادامه داد: پس از ۲۳ سال قلمزدن تازه متوجه میشوم کلمات چقدر در بیان احساسات عاجز هستند و واژهها چقدر در توصیف شور و اشتیاق امروزم حقیرند. من با همه سرمایه و بضاعتم بی هیچ ادعایی امروز اینجا ایستادهام و به تماشای اتفاقی نشستهام که هیچ کداممان قدر واقعی آن را نمیدانیم و حقش را ادا نکردهایم. امروز تنها دلخوشم که نامم در زمره دوستداران و خریداران یوسف زمان ثبت و ضبط شود که همه معتقدیم و منتظر که فرجش به انقلاب شکوهمندمان متصل شود.
در بخش بعدی اینمراسم حجتالاسلام حاجعلی اکبری امام جمعه موقت تهران گفت: من شخصاً از خانم سامانی متشکرم که این رمان را خلق کرد و ما را به حال و هوای دوره مدرسه برد و حکایتهایی از زندگی نسل ما در نوجوانی را طی سالهای ۵۷ و ۵۸ را نقل کرد. حکایتهایی از نسلی که خیلی زود بزرگ شد و سعادتمندیاش تماشای ایرانی پرشور و نشاط و متفکر بود که با سعادتمندیاش تعلق خاطر دینی و عشق به امام راحل بود.
وی افزود: نویسنده این اثر به سراغ موضوعی رفته است که کمتر در ادبیات داستانی ما به آن پرداخته شده است. این موضوع نقش دانشآموزان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی است. این روایت انصافاً خواندنی از آب درآمده است. هم اختصار را رعایت کرده است و هم پردازش شخصیتی خوبی دارد. هم رویکردی محققانه دارد و هم سعی کرده چیزی را از قلم نیاندازد. نویسنده اثر در واقع به نوعی به منبتکاری در روایت خود دست زده است و اثری با سه محور خانواده، مدرسه و مسجد خلق کرده است. نویسنده طلایهداری روحانیت و نهاد دین و جریان مردمی را خیلی خوب نشان داده است و در کنار آن روایت جذابی از شخصیتهای پر شور و پر از شیطنت نوجوان بازگو میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم اختتامیه اولین دوره جایزه ادبی لیلی ویژه ژانر عاشقانه داستانی، روز دوشنبه ۲۸ بهمن در مجموعه باغ کتاب تهران برگزار میشود.
فرخوان ارسال رمانهای عاشقانه شامل دو زیر ژانر عاشقانه جوانان و عاشقانه خانوادگی اردیبهشت منتشر شد و نویسندگان از سراسر ایران در مجموع ۲۰۰ اثر به دبیرخانه ارسال کردند.
کار داوری اولیه آثار حاضر در مسابقه تا اواخر آبان به سرانجام رسید و در نهایت ۱۰ اثر به مرحله نهایی رسیدند. از این ۱۰ اثر هفت عنوان رمان «آخرین روز زمستان» اثر زهرا اسماعیلزاده، «انار ترش» اثر سمیرا سیدی، «به خیالم» اثر مرضیه قنبری، «به ساز دلم» اثر پروانه شفاعی، «تب یخ» اثر زهرا احسانمنش، «کوچه دلگشا» اثر آزیتا خیری و «یاس مجنون» اثر الناز محمدی در بخش حرفهای و سه رمان «برج کبوتر» اثر فریبا حاتمی، «یلدای بیپایان» اثر زکیه اکبری و «یه نفر مثل تو» اثر ویدا چراغیان در بخش نوقلم مورد بررسی هیأت داوران قرار گرفتند.
در مراسم اختتامیه به دو اثر (بخش نوقلم و حرفهای) و یک اثر (انتخاب مخاطبان) لوح یادبود، تندیس لیلی و جایزه نقدی تعلق خواهد گرفت.
داوری اولین دوره اینجایزه را شهلا آبنوس، شهره احدیت و علیالله سلیمی برعهده داشتند.
مراسم اختتامیه این جایزه روز دوشنبه ۲۸ بهمن از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در باغ کتاب تهران، سالنهای سینمایی، سالن شماره ۸ برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار مهر، فیلم سینمایی «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی و تهیهکنندگی جواد نوروزبیگی بعد ازظهر ۲۰ بهمن ما در پردیس ملت به نمایش درآمد.
پیش از نمایش این فیلم علیرضا زریندست فیلمبردار «خون شد» اعلام کرد: امیدوارم از تماشای فیلم راضی باشید. جای آقای کیمیایی خالی است و از طرف ایشان از شما تشکر میکنم.
در ادامه نوروزبیگی گفت: ما سه نفر آمدیم که از اینجا از شما تشکر کنیم امیدوارم شرایطی پیش بیاید که آقای کیمیایی در آینده در جمع ما باشد. نشست ما کنسل شد.
در پایان لیلا زارع بازیگر این اثر عنوان کرد: خوشحالم که اینجا هستیم امیدوارم شرایطی پیش بیاید که به نظر هم احترام بگذاریم.
ساشا کشوادی کارگردان نمایش «واگیر ندارد» که در بخش خارج از مسابقه جشنواره بین المللی تئاتر فجر حضور دارد، درباره اجرای این اثر در جشنواره به خبرنگار مهر گفت: این نمایش در اجرای عمومی در تماشاخانه مهرگان به صحنه رفت و در اجرای جشنواره در تالار سایه مجموعه تئاترشهر اجرا می شود که هر ۲ سالن بلک باکس هستند بنابراین تغییر زیادی در اجرای جشنواره نخواهیم داشت و تنها یکی از بازیگران نمایش تغییر کرده و یک بازیگر جدید نیز به جمع گروه اضافه شده است.
وی درباره موضوع نمایش که در رابطه با بیماران مبتلا به ایکتیوز است، توضیح داد: این اثر نمایشی یک مستند تئاتری درباره بیماران مبتلا به ایکتیوز است که در همین راستا ما با ۲۸ مورد از مبتلایان به این بیماری صحبت کردیم و از میان آنها ۵ زندگی روی صحنه بازسازی شده است. بازیگران نمایش همگی از هنرمندان حرفه ای تئاتر هستند و تنها در پایان اثر فردی که مبتلا به این بیماری است روی صحنه می آید و نقش یک بیمار ایکتیوز را بازی می کند.
کشوادی درباره دلایل پرداختن به این سوژه بیان کرد: سال گذشته همراه با یکی از دوستانم به تماشای نمایشی در تالار وحدت نشستیم و آخر اجرا که برای خسته نباشید به همکارانم به بک استیج رفته بودیم چند بیمار ایکتیوز در پشت صحنه بودند و ما به دلیل آگاهی نداشتن از بیماری آنها ترسیدیم که بهشان نزدیک شویم و با آنها عکس یادگاری بگیریم. متاسفانه برای کسی که از این بیماری اطلاعات ندارد دیدن این بیماران ممکن است ترسناک باشد.
وی ادامه داد: برخورد نامناسب ما با این بیماران در آن شب باعث شرمندگی مان شد از همین رو تصمیم گرفتم برای جبران این اتفاق نمایشی درباره بیماران ایکتیوز آماده اجرا کنم تا سطح اطلاعات مردم را نسبت به این بیماران ارتقا دهم. در اجرا برخی به ما ایراد گرفتند که چرا این نمایش آنقدر تلخ است در حالی که ما به دلیل اینکه قصد نداشتیم مخاطبان حس ترحم به این بیماران داشته باشند از تلخی کار کم کرده ایم.
این کارگردان تئاتر در پایان صحبت هایش اظهار کرد: متاسفانه این بیماران از بدو تولد این مشکلات را دارند و تازه بعد سال ها در تلاش هستند که به عنوان بیماری خاص زیر نظر بیمه قرار بگیرند. این بیماری واگیر ندارد اما متاسفانه درصد زیادی از مبتلایان به آن قربانی ازدواج های فامیلی هستند و در استان سیستان و بلوچستان شاهد بیشترین آمار از مبتلایان به بیماری ایکتیوز هستیم. تلاش ما این بوده که مخاطبان با این بیماری و مشکلات آن آشنا شوند و به جای فاصله گرفتن از این افراد به آنها کمک کنند.
نمایش «واگیر ندارد» نوشته ساشا کشوادی و مریم یاسین زاده و کارگردانی ساشا کشوادی یکشنبه ۲۰ بهمن ماه در ۲ نوبت ۱۷ و ۱۹ در تالار سایه روی صحنه خواهد رفت.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- زهرا منصوری: جایزه «بهترین فیلم اول» از دوره سوم به ویترین جوایز جشنواره فیلم فجر اضافه شد و بخش «فیلمهای اول» مثل دیگر ارکان جشنواره در این سالها، هر چند وقت یک بار دچار تغییراتی شده است. سیمرغ این بخش که در دورههای اخیر عنوان «نگاه نو» برای آن انتخاب شده است، یک بار به فیلمهای اول و دوم تعلق گرفت، یک بار تنها به فیلمهای اول اختصاص پیدا کرد، یک بار آن را با بخش سودای سیمرغ تلفیق کردند، یک بار جایش را اضافه دیدهاند و کلاً از خیرش گذشتند و در مواردی هم نام آن را تغییر دادند! هر سال هم قوانین مربوط به آن تغییر پیدا کرده است.
گفتنیها درباره سیمرغ فیلمهای اول کم نیست به ویژه در دو سه ساله گذشته که چالش بازتعریف کارگردان «فیلماولی» و دوگانه پروانه «سینمایی یا ویدئویی» نیز رخ نمایی و حواشی این بخش را دو چندان کرده است.
نکته مهم اما این است که بر خلاف بیشتر جشنوارههای معتبر دنیا که برگزیدگان بخش فیلمسازان جوان، و یا استعدادهای نو مورد حمایت ویژه مادی و معنوی قرار میگیرند تا استعداد آنها کشف و پرورش داده و روی پروژه بعدی آنها در بخش تبلیغات و… سرمایهگذاری میشود در معتبرترین جشنواره ما این استعدادهای بعد از مدتی فراموش میشوند و استعدادشان زیر تلی از معادلات پیچیده مدفون میماند، مگر آنکه سرمایهگذاری خود وارد گود شود و برمبنای محاسبات اقتصادی روی آنها «سرمایهگذاری» کند!
در واقع در این سی و هفت دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز هدف اصلی از اضافه و یا کم شدن این بخش مشخص نشده و گویا برای زینت بخشیدن به باکس نمایش آثار است. به این ماجرا باید این موضوع را هم اضافه کرد که سیاستگذاریها طی دورهها و دولتهای مختلف دچار تغییر و طبعاً این بخش هم در خلال این تغییرات دستخوش تحول هم شده است.
با همه این تفاسیر این بخش همچنان یکی از بخشهای مورد علاقه فیلمسازان جوان است. دو روز مانده به برگزاری آئین اختتامیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر و اهدای سیمرغ بلورین بهترین فیلم بخش «نگاه نو» به یکی دیگر از کارگردانان بااستعداد سینمای ایران، مروری بر سرنوشت فیلماولیهایی داشتهایم که طی سالهای گذشته از دهه ۹۰ این توفیق را کسب کرده و در همان گام اول فیلمسازی، سیمرغ بلورین به آنها روی خوش نشان داده اما هریک سرنوشت متفاوتی پیدا کردهاند
سال ۹۰؛ سی امین دوره جشنواره فیلم فجر
در سی امین جشنواره فیلم فجر ارکان مختلف «فیلمهای اول» مورد قضاوت قرار گرفت به طوری که سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین دستاورد فنی هنری هم به فیلمهای این بخش تعلق گرفت. در همین سال بود که سیمرغ بهترین فیلم بخش فیلمهای اول به «گیرنده» به کارگردانی مهرداد غفارزاده و تهیه کنندگی محمد قهرمانی رسید؛ فیلمی که با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخته شده بود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «حاج صمد راننده وانت کارخانهای در شهرستانی دور افتاده و کوچک است که در پی اتفاقی مأموریتی مهم مییابد. او در حین انجام این مأموریت، با اتفاقات گوناگونی روبه رو میشود و بارها در تنگناهای دشوار انتخاب قرار میگیرد.»
مهرداد غفارزاده کارگردان «گیرنده»
مهرداد غفارزاده بعد از کسب این جایزه، «دریا، ماهی و پرنده» را ساخت که توانست جایزه بهترین فیلم «موندنس» و جایزه بهترین فیلم هیأت داوران نوجوان از سی امین جشنواره فیلم بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دهد اما نتوانست اقبالی در میان مخاطبان داشته باشد و در جشنوارههای داخلی هم روی خوشی به آن نشان داده نشد.
«دریا، ماهی و پرنده» اتفاقاً در سی و سومین جشنواره فیلم فجر در بخش «هنر و تجربه» هم به نمایش درآمد اما دستاوردی برای کارگردانش نداشت.
این فیلم درباره «نوجوانی ۱۷ ساله به نام احسان است که نه توانایی تکلم و نه توانایی شنیدن دارد بدون ارتکاب جرم در مرکز بازپروری نوجوانان بزهکار در یک منطقه محروم به سر میبرد. احسان چند بار تلاش به فرار از مرکز بازپروری میکند اما…»
محمد قهرمانی تهیهکننده «گیرنده» هم یک سال بعد «فرشتگان قصاب» را ساخت که در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما هیچگاه نتوانست رنگ اکران را ببیند تا آنجا که سازندگان این اثر تصمیم گرفتند «فرشتگان قصاب» را به تلویزیون ببرند. قهرمانی در همان سال در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان کرد: «با توجه به اینکه هدف اصلی سرمایه گذاران این فیلم سینمایی دیده شدن آن توسط مردم بوده و به بازگشت سرمایه آن توجه نمیکنند، ترجیح داده شد برای بهتر دیده شدن آن را در تلویزیون که دهها میلیون مخاطب دارد پخش کنیم. چرا که این روزها مردم با سینما آشتی نکردهاند و همین مسئله سبب میشود تا کمتر به سینما بروند.»
فرشتگان قصاب
«فرشتگان قصاب» ماجرای گروهی صهیونیستی را روایت میکند که در قالب صلیب سرخ در افغانستان به قاچاق اعضای بدن میپردازند و در این میان دست به انفجارهای ساختگی میزنند.
البته دیگر فیلم او با نام «گامهای شیدایی» به کارگردانی حمید بهمنی هم در سال ۹۱ ساخته شد که بعد از گذشت چند سال بالاخره در سال نود و هفت به نمایش درآمد و تنها فروشی ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را برای صاحبان این فیلم به ارمغان آورد تا نام محمد قهرمانی را به عنوان یکی از شکست خوردههای عرصه اکران در چند سال گذشته ثبت کند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده بود: «جولیا به خدمت ارتش ایالات متحده درآمده و تلاش دارد مدارکی که در حین انجام وظیفه در این کشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جریان این اتفاقات یکی از پردههای سناریو آزادسازی عراق به تصویر کشیده میشود.»
در سیامین دوره جشنواره فیلم فجر رضا عطاران هم برای «خوابم میآد» سیمرغ بهترین کارگردانی را دریافت کرد. بازیگری که پیش از این امتحانش را در در عرصه فیلمهای طنز پس داده بود. او این بار کارگردانی و بازیگری را توأمان تجربه کرد تا فیلمش به یکی از آثار موفق این دوره از جشنواره تبدیل شود.
این فیلم که در ابتدا «هیچکس فرشته نیست» و «رضا هرگز نمیخوابد» نام داشت در سال ۹۱ توانست با اقبال مخاطبان مواجه شود و فروشی بالغ بر سه میلیارد تومان را رقم بزند. یکی از نکات جالب این فیلم حضور اکبر عبدی در نقش یک زن بود. عبدی سالها پیش در فیلم «آدم برفی» هم نقش آفرینی مشابهی را تجربه کرده بود که منجر به وقوع اتفاقات مختلف برای فیلم شده بود.
رضا عطاران بعد از «خوابم میآد»، «ردکارپت» را در سال ۹۲ و «دراکولا» را در سال ۹۴ ساخت که اولی در همان سال در سی و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد اما موفقیتی را برای رضا عطاران در این رویداد به همراه نداشت البته خودش در همان سال سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در «طبقه حساس» دریافت کرد.
«ردکارپت» در اکران عمومی با اقبال مخاطبان مواجه شد اما «دراکولا» هرچند فروشی ۴ میلیاردی را تجربه کرد با این وجود با نارضایتی مخاطبان همراه بود چراکه آنها با تصور اینکه قرار است یک فیلم کمدی ببینند به سینماها کشانده میشدند اما در عمل، تصوراتشان با تعارض همراه میشد.
سال ۹۱؛ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر
در این دوره از جشنواره، بخش فیلمهای اول نام «نگاه نو» به خود گرفت و برخلاف دوره پیشین تنها سه سیمرغ با نامهای سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین دستاوردهای فنی هنری به آثار این بخش رسید که سیمرغ بهترین فیلم را بهروز شعیبی برای «دهلیز» دریافت کرد و سیمرغ بهترین کارگردانی را هادی مقدم دوست برای «سر به مهر» با خود به خانه برد.
«دهلیز» از شگفتیهای جشنواره سی و یکم بود که حضور متفاوت رضا عطاران در نقشی جدی را به همراه داشت فیلمی که بر محوریت قصاص است و داستان یک معلم زبان را روایت میکند که مدت هاست به دلیل یک نزاع خیابانی که منجر به قتل غیرعمد همسایه شده، در زندان به سر میبرد و انتظار حکم قصاص را میکشید.
دهلیز
«دهلیز» مسیر بهروز شعیبی را در عرصه کارگردانی هموار کرد تا آنجا که وی سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ «سیانور» را ساخت؛ فیلمی که به برههای حساس از تاریخ ایران میپرداخت، این فیلم روایتگر ماجراهای سازمانی به نام مجاهدین خلق بود که رفته رفته با اختلاف درونی و انشعاب تبدیل به سازمانی تروریستی با رویکردهای عجیب و غریب شد، فیلمی که البته عاشقانهای هم در دل خود داشت و در عرصه فیلمسازی چند قدم جلوتر برای بهروز شعیبی محسوب میشد، همین فیلم بود که در آخرین سانس آخرین روز از جشنواره تحسین اهالی رسانه را برانگیخت اما در اکران عمومی آنچنان که باید دیده نشد.
شعیبی ۲ سال بعد «دارکوب» را با محوریت اعتیاد برای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آورد که حاصلش یک سیمرغ بلورین برای سارا بهرامی به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن و یک سیمرغ دیگر برای جمشید هاشم پور به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بود.
شعیبی امسال هم «روز بلوار» را در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر دارد که آن را با سرمایه گذاری مؤسسه اوج ساخته است. این فیلم درباره درباره تخلفات مؤسسات مالی اعتباری و روایتگر داستان یک چهره معروف تلویزیونی است که برای خانواده اش مشکل مالی پیش میآید و دچار یک بحران میشوند و….
هادی مقدم دوست هم که در دوره سیویکم جایزه بهترین کارگردانی را برای «سر به مهر» دریافت کرد، سه سال بعد یعنی در سال ۹۴ یکی از اپیزودهای «هیهات»؛ این فیلم چهار اپیزودی را ساخت، فیلمی که نتوانست به آن دوره از جشنواره راه پیدا کند و البته با اعتراض صاحبانش هم مواجه شد تا جایی که از این اقدام با نام «بی مهری» یاد کردند. همین شد که اوج؛ سازمانی که سازنده فیلم بود در اقدامی قهری اعلام کرد به دلیل حضور پیدا نکردن این فیلم در بخش سودای سیمرغ، قصد ندارد «هیهات» را در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش بگذارد و رونمایی از «هیهات» را به جشنواره مقاومت و هفته دفاع مقدس موکول کرد.
سر به مهر
در خبرها هم اعلام شده بود که به رغم تحویل این فیلم به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، دبیر جشنواره فراموش کرده آن را به هیأت انتخاب بدهد و به همین دلیل، «هیهات» از حضور در این جشنواره بازماند. «هیهات» البته در اکران عمومی هم نتوانست اقبال مخاطبان را به همراه داشته باشد و در نهایت با فروشی معادل ۱۳۰ میلیون تومان از اکران کنار رفت.
هادی مقدم دوست هرچند در سال ۹۶ فیلمنامه «شعلهور» را به همراه حمید نعمت الله نوشت اما بعد از «هیهات» تجربه جدیدی را در عرصه کارگردانی رقم نزده است.
سال ۹۲؛ سی و دومین جشنواره فیلم فجر
جشنواره سی و دوم را میشود سال موفقیت برادران محمودی دانست، در این دوره از جشنواره از سه سیمرغ اهدا شده به فیلمهای نگاه نو، ۲ سیمرغ نصیب «چند متر مکعب عشق» شد، این فیلم تندیس بهترین کارگردانی را برای جمشید محمودی و بهترین فیلم را برای نوید محمودی به دنبال داشت.
برادران محمودی ۲ برادر افغانستانی تبار هستند که چند سالی است در سینما و تلویزیون ایران فعالیت میکنند، گاه برای طلاییترین باکس تلویزیون سریال میسازند و گاه فیلمهای سینمایی آنها موفقیتهای داخلی و بین المللی را برای ایران و افغانستان به ارمغان میآورد.
چند متر مکعب عشق
یک پای ثابت آثار برادران محمودی هم روایت به حق محرومیتهای مهاجران افغانستانی است.
جمشید و نوید محمودی پس از «چند متر مکعب عشق» که به عنوان نماینده کشور افغانستان به اسکار در سال ۹۳ معرفی شد، فیلم سینمایی «رفتن»، «شکستن همزمان بیست استخوان» و «مردن در آب مطهر» را ساختند که اتفاقاً «مردن در آب مطهر» به سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر راه یافته است.
نوید محمودی تهیه کننده این اثر در گفتگویی با خبرنگار مهر گفت: «این فیلم عاشقانه در ادامه عاشقانههایی است که درباره مهاجران افغان ساختهایم البته این بار یه یک موضوع جدید درباره مهاجرت توجه کردهایم که آن شرایط پذیرفته شدن مهاجران در اروپاست. یعنی آنها باید تن به برخی از مسائل برای پذیرفته شدن بدهند»
سال ۹۳؛ سی و سومین جشنواره فیلم فجر
وحید جلیلوند را پیشتر با آن صدای خاصش در برنامههای تلویزیونی میشناختیم؛ مجری برنامههای تلویزیونی «روضه رضوان»، «ستاره زد سلام کن» و… و البته بازیگر غیاثالدین جمشید کاشانی در «نردبام آسمان» برای سی و سومین جشنواره فیلم فجر «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» را آورد. هم او بود که تندیس بلورین بهترین کارگردانی را برای این فیلم دریافت کرد البته در همین سال سیمرغ بهترین فیلم این بخش هم به همین فیلم رسید.
این فیلم داستان مردی است که یک آگهی چاپ میکند و قصد دارد تا به یکی از نیازمندان به مبلغ ۳۰ میلیون تومان کمک کند؛ فیلمی که مدام شما را در مقام قضاوت قرار میدهد و باعث میشود خودتان را مدام در جایگاه نقش اولش بگذارید و از خودتان بپرسید اگر من جای او بودم پول را به چه کسی میدادم.
چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» سال بعدش به جشنواره فیلم ونیز رفت و در ۴ نوبت به نمایش گذاشته شد و در نهایت توانست جایزه منتقدان بین المللی جشنواره را به خود اختصاص دهد.
وحید جلیلوند ۲ سال بعد «بدون تاریخ، بدون امضا» را در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر رونمایی کرد و توانست با آن سه سیمرغ بهترین کارگردانی، بهترین صداگذاری و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را شکار کند. همین فیلم در جشنواره ونیز هم توانست جایزه بهترین کارگردانی را برای او و جایزه بهترین بازیگر را برای نوید محمدزاده در بخش افقهای این رویداد به همراه بیاورد.
«بدون تاریخ، بدون امضا» به عنوان نماینده ایران به اسکار ۲۰۱۹ هم معرفی شد اما نتوانست به فهرست اولیه این رویداد سینمایی راه پیدا کند و دست ایران از کسب اسکار خالی ماند.
در دوره سی و سوم جایزه ویژه هیأت داوران هم به امیرحسین عسگری برای فیلم «بدون مرز» رسید؛ فیلمی بدون دیالوگ که معضلات جنگ را به چالش میکشید و اتفاقاً توانسته بود در بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم توکیو جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه فیلمهای بلند آسیایی را دریافت کند. فیلم در نهایت در «هنر و تجربه» به نمایش گذاشته شد.
بدون مرز
امیرحسین عسگری نمونهای از فیلمسازانی جوانی است که بعد از جشنواره رها شد. او بعد از سال ۹۳ ساخت فیلمی را در کارنامه اش به ثبت نرساند این در حالی است که پیش از «بدون مرز» حضور موفقی در عرصه فیلم کوتاه هم داشته است.
سال ۹۴؛ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر
سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را میتوان «زمانی برای ظهور استعدادها» دانست، دورهای که حضور سعید روستایی با فیلم «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان با «ایستاده در غبار» رقابتی سخت در بخش نگاه نو و البته داوریای سختتر را رقم زد. در این دوره از جشنواره سعید روستایی سیمرغ بهترین کارگردانی و سعید ملکان سیمرغ بهترین فیلم را برای «ابد و یک روز» و محمدحسین مهدویان جایزه ویژه هیأت داوران را برای کارگردانی «ایستاده در غبار» دریافت کردند.
ایستاده در غبار
در همین سال بود که طی تصمیم جدید مقرر شد ۲ فیلم از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه پیدا کند و به همین ترتیب «ابد و یک روز» و «ایستاده در غبار» از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه یافتند و به همین ترتیب سعید روستایی ۹ سیمرغ و مهدویان سه سیمرغ و یک جایزه ویژه هیأت داوران را با خود به خانه بردند و به تعبیری جوایز بین این ۲ فیلم تقسیم شد.
این دوره از جشنواره در واقع فرصتی را پیش آورد تا تهیه کنندگان و سرمایه گذاران برای فیلمهای آینده این ۲ فیلمساز به رقابت بپردازند.
ابد و یک روز
سعید روستایی پس از آن در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر «متری شیش و نیم» را رونمایی کرد که علاوه بر کسب موفقیت در این جشنواره، توفیقی در اقبال عمومی را هم به همراه داشت. محمدحسین مهدویان هم بعد از «ایستاده در غبار»، به طور متوالی با «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «ماجرای نیمرو؛ رد خون» در دورههای بعدی جشنواره فیلم فجر حاضر شد و امسال نیز «درخت گردو» را برای دوره سی و هشتم جشنواره فیلم فجر آورده است.
سال ۹۵؛ سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
دوره سی و پنجم جشنواره فیلم فجر به دبیری محمد حیدری را میتوان ملتهبترین دوران این رویداد سینمای در یک دهه اخیر دانست؛ دورهای که به ناگاه سیمرغ فیلمهای اول حذف و در فراخوان اعلام شد در بخش «چشم انداز سینمای ایران» دو فیلم برگزیده دوم و سوم معرفی و تقدیر میشود، به تعبیری فیلمهای اول و سودای سیمرغ در یک قالب مورد قضاوت قرار گرفتند که اعتراض کارگردانان اول را به همراه داشت.
در همین دوره بود که هیأت داوران طی بیانیهای عنوان کردند «پر روشن است که با اقبال جوانان هنرمند و صاحب ذوق و حضور مغتنم آنان در عرصه سینمای ملی، ضمن احترام به بزرگان سینما و سعه صدری که در آنان سراغ است، انتظار داشته باشیم که جوانان مایل اند بیشتر «دیده» شوند.»
ویلاییها
اما این ختم ماجرا نبود؛ کار زمانی بالاتر گرفت که منیر قیدی کارگردانی فیلم سینمایی «ویلاییها» که جایزه ویژه استعداد درخشان را دریافت کرد پیش از برگزاری اختتامیه از نامزدی در جشنواره فیلم فجر انصراف داد و جایزه ویژه استعداد درخشان را یک جایزه «خلق الساعه» خواند.
این فیلم البته در همین دوره سیمرغ بهترین جلوههای بصری و بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد که ثریا قاسمی در همراهی با منیر قیدی از حضور در اختتامیه و دریافت جایزه اش امتناع کرد.
«ویلاییها» اما آخرین حضور منیر قیدی در سینما بود و به نظر میرسد توجهی به این کارگردانی که خود جشنواره از او به عنوان یک «استعداد درخشان» یاد میکند، نشد.
سال ۹۶؛ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر
در تداوم حذف بخش نگاه نو، در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر هم آثار این بخش و سودای سیمرغ توأمان مورد قضاوت قرار گرفتند.
این اتفاق در حالی بود که در فراخوان این دوره از جشنواره یک سیمرغ برای بهترین فیلم اول در نظر گرفته بودند اما در اعلام نامزدها، خبری از کاندیداهای این بخش نبود. اما قسمت جالب ماجرا این بود که رضا مقصودی برای فیلم سینمایی «خجالت نکش» سیمرغ بهتری فیلم اول را دریافت کرد. همین کارگردان بعد از دریافت جایزه اش در مراسم اختتامیه عنوان کرد: «من هم نمیدانستم این جایزه وجود دارد»
خجالت نکش
«خجالت نکش» در اکران عمومی توانست فروشی بیش از ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان را تجربه کند و با اقبال عمومی مواجه شود.
امسال هم پروانه ساخت فیلم دوم رضا مقصودی با نام «آژیر بیصدا» به تهیهکنندگی سیدامیر پروین حسینی صادر شد که تا به این لحظه خبری از ساخته شدن و یا نشدن این پروژه رسانهای نشده است.
سال ۹۷؛ سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر
در میان حذف و اضافه شدنهای سیمرغ بخش نگاه نو، دوره سی و هفتم دورهای بود که شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم فجر صلاح دید بار دیگر این سیمرغ به فیلم اولیها تعلق بگیرد و در فراخوان این دوره صراحتاً اعلام شد «هیأت انتخاب از میان آثار متقاضی حداکثر ۱۰ فیلم فیلمسازان اول را انتخاب میکنند و هیأت داوران این بخش سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را به کارگردان فیلم برگزیده اهدا خواهند کرد.»
مسخره باز
این سیمرغ در نهایت روی شانههای همایون غنی زاده برای فیلم «مسخرهباز» نشست، کارگردانی که در همین دوره سیمرغ اولش با نام «هنر و تجربه» را نپذیرفت و ترجیح داد یک مهاجر افغانستانی را به جای خود روی سن بفرستد و از طریق متنی که در اختیار او گذاشته بود، اعلام کند از پذیرش این سیمرغ معذور است، توجیهاش هم این بود که سیمرغ اول را نگرفته چون آن را دوست نداشته است؛ حرکتی اعتراضی که حتی بسیاری از حاضران در آن مراسم علتش را متوجه نشدند و بعدها هم مورد انتقاد رسانهها قرار گرفت.
همایون غنی زاده کارگردانی برخاسته از تئاتر است که احتمالاً او را با نمایش «می سی سی پی نشسته میمیرد» به یاد میآورید؛ همان کارگردانی که چندین بار این نمایش را روی صحنه برد و احتمالاً ساختار «مسخره باز» هم شما را به یاد «می سی سی پی نشسته میمیرد» میانداخته است؛ کارگردانی که اخیراً هم باردیگر ثابت کرد نحوه «اعتراض کردن» و بیان درست مواضعش را بلد نیست، اما در فیلمسازی یک استعداد محسوب میشود و هنوز خبری از دورخیزش برای فیلم دوم نیست.
به گزارش خبرنگار مهر، انیمیشن کوتاه «خاکستری متمایل» به نویسندگی و کارگردانی اقبال شیرزائی به فستیوال بین المللی فیلم «کریستال پالاس» راه یافت که از اسفند ۹۸ تا ۹ فروردین ۹۹ در لندن برگزار می شود.
عوامل «خاکستری متمایل» عبارتند از نویسنده، کارگردان و تهیهکننده: اقبال شیرزائیثانی، انیماتور: حمید محمدی، فیلمبردار: محمدرضا خوشحالسرمست، اصلاح رنگ و نور و جلوههای ویژه: مهدی شرکتمعصوم، صداگذار: حسین قورچیان.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از د رپ، رابرت کنراد که ستاره سریال تلویزیونی محصول دهه شصت میلادی «غرب وحشی وحشی» بود در ۸۴ سالگی از دنیا رفته است.
جف بالارد سخنگوی خانواده او گفت: «او یک زندگی فوقالعاده داشت و با وجود اینکه خانوادهاش از درگذشت او ناراحت هستند، او همیشه در قلبهای آنها زنده خواهد ماند».
این بازیگر به خاطر ایست قلبی در مالیبو کالیفرنیا چشم از جهان فروبست.
کنراد در شیکاگو ایلینوی به دنیا آمد و در حالیکه میخواست خواننده حرفهای بشود به عنوان مامور تحویل شیر کار کرد. او سال ۱۹۵۸ به لسآنجلس نقل مکان و شروع به بازیگری و خواندن در فیلمهای شرکت برادران وارنر کرد و همچنین در سریال تلویزیونی محبوب «چشم هاوایی» در سال ۱۹۵۹ نقشآفرینی کرد.
بعد از آن کنراد توانست در تعداد زیادی از سریالها و فیلمهای تلویزیونی دهه شصت، هفتاد و حتی تا پایان دهه نود میلادی نقشآفرینی کند که از جمله آنها میتوان به سریال تلویزیونی «ماموریت غیرممکن» اشاره کرد.
کنراد بعدها در سریال اکشن جنگ جهانی دوم «جوخه گوسفند سیاهها» محصول انبیسی در نقش شخصیت واقعی سرگرد گرگ بویینگتون ظاهر شد که برای آن نقش توانست نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بشود و جایزه انتخاب مردم را از آن خود کند. او همچنین در فیلمهای سینمایی «بانوی قرمزپوش» و «کل راه آواز بخوان» نقشآفرینی کرد.
«غرب غرب وحشی» که در ایران هم نمایش داده شد، سال ۱۹۹۹ تبدیل به فیلم سینمایی به همین نام با نقشآٰفرینی ویل اسمیت شد. اسمیت شانس نقشآفرینی در «ماتریکس» را رد کرد تا بتواند شخصیت جیم وست که قبلاً کنراد نقش آن را بازی کرده بود را به نمایش بگذارد.
کنراد که دریافتکننده جایزه خدمت متمایز در نمایش و عضوی از تالار مشاهیر بدلکاران بود، از چند جنبش حامی سربازان معلول و اعضای نیروی دریایی آمریکا پشتیبانی میکرد. او هشت فرزند و ۱۸ نوه دارد. مراسم یادبودی کوچک در روز اول مارس که باید هشتاد و پنجمین تولد او میبود، برای او برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، بهرام ابراهیمی که کارگردانی رادیو تئاتر «سردار عشق» را بر عهده دارد در این باره گفت: داستان این نمایش به تنهایی شهید سردار سلیمانی و حسرت هایی که از یاران رفته اش دارد، می پردازد.
وی ادامه داد: در این سال ها غیر از ملاقات با فاصله ۱۰ متری هیچوقت سردار سلیمانی را از نزدیک ندیدم ولی بسیار از شخصیت و منش ایشان خوشم می آمد و با کارهایی که برای وطن عزیزمان انجام دادند احساس دِین به آن شهید بزرگوار داشتم.
ابراهیمی افزود: به نظرم آن شهید عزیز آدم خاصی بود، آن طور که من از زندگی ایشان اطلاعات کسب کرده ام و گاهی سخنرانی هایی که از ایشان شنیدم بسیار صریح کار می کرد و به اعتقاداتش پیوسته و وابسته بود و به آنچه که می گفت اعتقاد داشت.
این هنرمند بیان کرد: شهید سردار سلیمانی در ماجراهای عراق و سوریه و داعش هم برای من بزرگتر شد. این نکته بسیار عصبانی ام می کند که کسی با هزاران کیلومتر فاصله از آن طرف دنیا مقام رسمی کشور دیگری را ترور می کند.
این کارگردان درباره نحوه تولید رادیو تئاتر «سردار عشق» گفت: امین رهبر که نویسندگی و تهیه کنندگی «سردار عشق » را بر عهده دارد این نمایش را به من پیشنهاد کرد. آن را خواندم و خوشم آمد، نقطه نظراتمان را گفتیم و شروع به تولید آن کردیم.
ابراهیمی تأکید کرد: این را هم بگویم به زودی، من وامین رهبر برای شهید سردار سلیمانی یک نمایش دراماتیک خواهیم داشت، با هم گپ زدیم و ایده هایمان را به هم گفتیم و به یک سری نکات مشترک رسیدیم و در آینده نزدیک با هم سریال رادیویی می سازیم.
هنرمند رادیو، تئاتر، سینما و تلویزیون در پایان گفت: اجرایی که امروز در تالار رودکی خواهید دید، یک کار چند رسانه ای است، صوتی، تصویری و تئاتری که هم نشانه های رادیو تئاتر را در آن می بینید و هم نشانه های سینما را. به عبارتی در اجرای امروز ما بخش هایی به صورت صوتی و بخش های دیگر به صورت تصویری پخش می شود البته تا حدی نمایش سایه هم داریم.
رادیو تئاتر «سردار عشق» عصر امروز ساعت ۱۸:۳۰ در تالار رودکی روی صحنه می رود و همزمان به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود، در این رادیو تئاتر بهادر ابراهیمی، دانیال ابراهیمی، بهرام سروری نژاد، شهریار حمزیان، محمد شریفی مقدم، محمدرضا قلمبر، عمار تفتی، سینا نیکوکار و سعیده فرضی به ایفای نقش می پردازند و مجید آیینه و فرزاد شریفی نیز به عنوان صدابردار با این گروه همکاری می کنند . امین رهبر تهیه کننده و نویسنده و بهرام ابراهیمی کارگردانی «سردار عشق» را بر عهده دارند.
علاقه مندان برای تماشای اجرای زنده این نمایش رادیویی می توانند هم اکنون برای حضور رایگان به سایت رادیو نمایش مراجعه و در سامانه «نقش» نام نویسی کنند.
به گزارشخبرنگار مهر، میلاد نیکآبادی کارگردان تئاتر و مدیر کانون تئاتر دانشگاهی قرار است فردا دوشنبه ۲۱ بهمن ماه کارگردانی مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر را برعهده داشته باشد.
این مراسم که از ساعت ۱۸:۳۰ به مدت ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه در تالار وحدت برگزار خواهد شد پایان بخش این رویداد خواهد بود.
سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند امروز یکشنبه ۲۰ بهمن ماهآخرین روز خود را پشت سر خواهد گذاشت.
خبرگزاری مهر -گروه هنر: «مهر سیمرغ» عنوان بسته خبری-تحلیلی روزانهای است که به مرور متن و حاشیه سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر میپردازد.
هر روز صبح میتوانید با «مهر سیمرغ ۳۸» در جریان آخرین تحولات بزرگترین رویداد سینمایی کشور قرار بگیرید.
امروز یکشنبه ۱۹ بهمنماه و همزمان با نهمین روز اکران فیلمهای سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، با شماره نهم «مهر سیمرغ ۳۸» همراه شوید.
چهره روز؛ محمدصادق رنجکشان
از زمان انتشار فیلمهای راهیافته به دو بخش «سودای سیمرغ» و «نگاه نو» سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، سهم بالای سازمان رسانهای «اوج» با چهار فیلم، در این دوره از جشنواره موردتوجه رسانهها قرار گرفت. در این فهرست اما حضور یک سرمایهگذار بخش خصوصی هم قابل توجه بود؛ محمد صادقرنجکشان که دو فیلم در دو بخش اصلی جشنواره و فیلم سومی هم در صفرزرویهای «سودای سیمرغ» داشت.
رنجکشان از سرمایهدارانی است که در آغاز ورود به سینما، نامش در کنار چهرههای پرحاشیهای همچون محمد امامی به تواتر در تیتر رسانههای سینمای جا گرفت اما ماندگاری و پرکاریاش در عرصه تولید سینما، مسیری متفاوت از چهرههای جنجالی دیگر را برایش رقم زد. او سال گذشته دو فیلم «سرکوب» و «متری شیش و نیم» را در چرخه اکران سینماها داشت که اولی از فیلمهای بازمانده از جشنواره فجر بود اما دومی پیش از تبدیل شدن به پرفروشترین فیلم غیرکمدی سال، از پدیدههای جشنواره فیلم فجر شناخته شد.
در طول یک سال حد فاصل میان جشنواره سیوهفتم و سیوهشتم «فجر»، محمدصادق رنجکشان نامش بهعنوان سرمایهگذار پای سه فیلم درج شد؛ «قاتل و وحشی» به کارگردانی حمید نعمتالله، «عنکبوت» به کارگردانی ابراهیم ایرجزاد، «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی و «شنای پروانه» به کارگردانی محمد کارت.
از این فیلمها پروژه حمید نعمتالله با حواشی بسیاری همراه شد که کارش به تغییر سرمایهگذار کشید و سرآخر هم به دلیل همین اختلافات بر سر مالکیت فیلم، از حضور در جشنواره فیلم فجر بازماند. فیلم دوم هم از نگاه هیأتانتخاب صرفاً توانست بهعنوان یکی از ۵ فیلم رزروی بخش سودای سیمرغ شناخته شود و همین انتخاب هم اعتراض رسانهای جواد نوروزبیگی در مقام تهیهکننده فیلم را به همراه داشت.
صادق رنجکشان در کنار هومن برقنورد در پشت صحنه «خون شد»
«خون شد» کیمیایی اما در بخش «سودای سیمرغ» پذیرفته شد و اولین تجربه کارگردانی بلند محمد کارت هم علاوهبر بخش «نگاه نو» توانست فرصت رقابت در بخش «سودای سیمرغ» را هم از آن خود کند.
امروز و در نهمین روز اکران فیلمهای جشنواره امسال در پردیس سینمایی ملت، علاوهبر رونمایی فیلم سینمایی «خون شد» کیمیایی که احتمالاًتنور بحث بر سر تازهترین ساخته این فیلمساز پیشکسوت را باردیگر در فضای رسانهای «فجر» داغ خواهد کرد، فیلم «عنکبوت» در بخش خارج از مسابقه در ساعت ۲۲ روی پرده خواهد رفت. فیلمی که داستانی ملتهب درباره پرونده یکی از قاتلان زنجیرهای در شهر مشهد را روایت میکند و به همین دلیل میتواند حاشیهساز باشد.
نکته جالب اینکه احتمالاً فیلم سینمایی «خون شد» در غیاب مسعود کیمیایی که صراحتاً اعلام کرده است نیتی برای حضور در جشنواره ندارد، نشست خبری نداشته باشد اما فیلم «عنکبوت» میتواند مانند فیلم «شین» که شب گذشته در بخش خارج از مسابقه اکران شد، فرصت برگزاری نشست داشته باشد و در این صورت احتمالاً جواد نوروزبیگی تهیهکننده مشترک دو فیلم و صادق رنجکشان میتوانند با اصحاب رسانه رودررو شده و پاسخگوی ابهامات و حواشی درباره این پروژهها باشند.
فارغ از سرنوشت این ۴ فیلم، صادق رنجکشان حالا تبدیل به چهرهای تأثیرگذار در جریان تولید سینمای ایران شده است. سرمایهگذاری از بخش خصوصی که میتواند دوشادوش سازمان رسانهای «اوج» فیلم تولید کند و با جهتگیری در محتوای آثار موردحمایتش، بر سمت و سوی ویترین سینمای ایران تأثیر بگذرد.
فیلم روز؛ من میترسم
«تنها دوبار زندگی میکنیم» برای نقطه شروع یک فیلمساز، فیلمی ایدهآل بود؛ فیلمی که همزمان با رونمایی در جشنواره فیلم فجر موردتوجه منتقدان و اصحاب رسانه قرار گرفت و خیلی زود نام کارگردانش؛ بهنام بهزادی را بر سر زبانها انداخت.
بیش از یک دهه از زمان ساخت اولین فیلم بهزادی میگذرد و او در این سالها با کارگردانی «قاعده تصادف» و «وارونگی» طرفداران پروپاقرصتری هم در میان سینمادوستان پیدا کرده است. «من میترسم» عنوان تازهترین فیلم کارگردان «تنها دو بار زندگی میکنیم» آن هم بعد از ۴ سال دوریاش از سینما است. بهزادی فیلمبرداری این فیلم را در اسفندماه ۹۷ به پایان رساند و نزدیک به یکسال، برای آمادهسازی فیلمش، بهمنظور رونمایی در ویترین فجر زمان داشته است؛ نتیجه این آمادهسازی اما نشد آنچه انتظارش را داشتیم.
«من میترسم» یکی از ناامیدکنندهترین فیلمهای حاضر در ویترین سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر بود؛ فیلمی که به اعتبار سازندهاش انتظار بیشتری از آن داشتیم اما بهزادی با این نگاه که اساساً جهتگیریاش در ساخت فیلم «گیشه» نبوده، به اشتباه دایره «مخاطبان» خود را محدود کرده است.
فیلم مانند بخش عمدهای از فیلمهای جشنواره امسال البته ایدهای جذاب و پرپتانسیل داشته است؛ ایده تبدیل شدن یک انسان معمولی به هیولا در مواجهه با یک قدرت مجازی. ایده ارائه تصویری هولناک از فضای جامعه امروز که دیگر گویی همه از هم میترسند و هیچ چیزی قابل اتکا و اطمینان نیست. روایت تنهایی انسان در چنین جامعهای حتماً ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک فیلم ویژه داشت اما سبک و سیاقی که بهزادی برای روایت خود انتخاب کرد بیشتر کارکرد جشنوارهای دارد و بعید است فیلم امکان ارتباط جدی با مخاطب را در جریان اکران عمومی بتواند پیدا کند.
حاشیه روز؛ اعتراض به سبک «شهاب»
یک روز پس از نشست معترضانه و پرحاشیه ابراهیم حاتمیکیا، نوبت به شهاب حسینی رسید تا با اظهارات صریح و بیتعارف خود درباره متن و حاشیه موضعگیریهای اخیرش، تنور یکی از سردترین روزهای پردیس سینمایی ملت در سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر را داغ کند.
نشست رسانهای فیلم سینمایی «شین» به تهیهکنندگی شهاب حسینی، دقایقی پس از نیمه شب آغاز شد تا به سبک دورههای گذشته جشنواره یکی از داغترین نشستهای رسانهای، قالب یک شبنشینی ویژه را به خود بگیرد. حسینی که حضورش در پروژه «مست عشق» حسن فتحی که در ترکیه در حال فیلمبرداری است سبب شده بود در ماههای اخیر در ایران حضور نداشته باشد و بیشتر از طریق صفحه رسمیاش در اینستاگرام نسبت به اتفاقات داخل کشور واکنش نشان دهد، دیشب برای نخستین بار رو در روی اصحاب رسانه قرار گرفت تا به صراحت آنچه تأکید داشت به آن «باور» دارد را از یک تریبون رسمی مطرح کند.
فارغ از سرفصلهای داغ و پربازتاب اظهارات شهاب حسینیاما درباره نفس برگزاری نشست نیمهشب گذشته نکاتی قابل طرح است؛ سازوکار و شرایط برگزاری نشست رسانهای برای یکی از آثار اکران شده در بخش خارج از مسابقه جشنواره باید از سوی مسئولان برگزاری این رویداد تبیین شود تا شائبهای برای دیگر فیلمسازانی که علاقهمند هستند در چنین فضایی تریبونی برای طرح دیدگاههای خود داشته باشند اما از این فرصت محروم هستند، باقی نماند.
بهخصوص که این اتفاق در نفس خود اتفاقی ویژه است که جشنواره فجر را به رویدادی فراتر از یک فرصت خاص برای رونمایی از تولیدات سالانه سینمای ایران تبدیل میکند. شب گذشته یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران برای طرح دیدگاههای خود از تریبون رسمی جشنواره فجر استفاده کرد که این اتفاق توانست در یکی از دورانهای پرسوءتفاهم سینمای ایران تصویری بهروزتر از انتظاری که میتوانیم از «فجر» داشته باشیم پیش رویمان قرار دهد.
دیروز و در مرور حواشی نشست فیلم «خروج» ابراهیم حاتمیکیا از تأثیر ضعف اجرای محمود گبرلو در رقم خوردن بخشی از اتفاقات ناخوشایند و حواشی تلخ آن نشست نوشتیم و انصاف این است که درباره نشست شب گذشته هم که در بخشهایی ظرفیت بالایی هم برای تنش و حاشیههای تند و تیز داشت، به تأثیر آرامش و تسلط مجری نشست یعنی محمدرضا مقدسیان در تعدیل فضا و برگزاری کمحاشیه یک نشست داغ و پرخبر اشاره کنیم.
نکته روز؛ امید به احیای ژانر وحشت
اکران فیلم سینمایی «شین» هرچند در بخش خارج از مسابقهسیوهشتمین جشنواره فیلم فجر رقم خورد، تعداد فیلمهای اکرانشده در ژانر وحشت این دوره از جشنواره را به عدد سه رساند؛ آماری که در هیچیک از دورههای سابق جشنواره فیلم فجر، سابقه نداشته و برای یکی از گونههای فراموششده سینمای ایران یک اتفاق ویژه قلمداد میشود.
«پوست» به کارگردانی برادران ارک و «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری هم از نظر ساختار و روایت نسبتی تعریف شده با «ژانر وحشت» دارند و نکته جالب اینکه هر سه فیلم حاصل کار فیلمسازان فیلماولی است.
این سه فیلم هرچند از نظر رسیدن به استانداردهای ژانر، تجربههای متفاوتی محسوب میشوند و نمیتوان هر سه را همتراز ارزیابی کرد اما در مقام «تجربه» برای سینمای ایران، ارزشمند هستند و میتوان به استمرار این تجربه در سینمای ایران امیدوار بود.
ژانر وحشت از ژانرهای مبتنیبر سختافزار در سینمای جهان است که اتفاقاً ظرفیت بسیار بالایی در جذب مخاطب و تضمین اقتصادی برای صنعت سینما دارد. تجربههای معدود و غالباً شکستخورده سینماگران ایرانی در این ژانر هیچگاه تبدیل به یک جریان پویا نشده و حالا میتوان امید داشت که این فیلمسازان جوان بتوانند خونی تازه به رگ سینمای ایران تزریق کنند.
پیشنهاد ویژه؛ پوست
«حیوان» عنوان فیلم کوتاهی است که دو سال پیش، نام برادران «ارک» را در محافل سینمایی مطرح کرد؛ فیلمی که جوایز متعددی را به نام این برادران دوقلو ثبت کرد و تبدیل به پشتوانه دورخیز آنها برای ورود به میدان کارگردانی فیلم بلند داستانی شد.
«حیوان» روایتی متفاوت از تلاشهای یک فرد برای عبور غیرقانونی از مرز و مهاجرت است که وجه تمایز آن ادبیات سینمایی و بهرهگیری از ظرفیتهای بصری برای خلق فضایی کابوسوار و ذهنی بود.
بهمن و بهرام ارک که برای «حیوان» سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه جشنواره فیلم فجر را شکار کرده بودند، حالا اولین فیلم بلند خود را با نام «پوست» در بخش «نگاه نو» جشنواره سیوهشتم رونمایی میکنند.
فیلمی که روایت آن متمرکز بر خرفات و باورهای محلی است و از نظر ژانر سینمایی، به گونه نسبتاً فراموششده «وحشت» در سینمای ایران تعلق دارد. برادران ارک فیلم خود را به زبان مادری خود یعنی آذری ساختهاند. فیلم فضایی وهمآلود دارد و به لحاظ بصری از تجربههای متفاوت در جشنواره امسال محسوب میشود.
محمدرضا مصباح تهیهکننده «پوست» معتقد است: «این فیلم بدون استفاده از اسامی و چهرههای شناخته شده، جذابیتهای زیادی برای مخاطبان دارد و پیشنهادهای جدیدی برای مسیر آتی سینمای ایران ارایه میدهد.»