به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کیهان کلهر در سال جاری چندین شب در تالار وحدت به صحنه رفت تا کنسرت شهر خاموش را روایت کند. اجراهایی که پر از کیفیت و موسیقی ناب بود. کلهر پس از اجراهای موفقش در تهران، تصمیم گرفت تا کنسرت شهر خاموش را به شهرستانها هم ببرد و کرمانشاه ایستگاه آخر برگزاری این کنسرت بود.
اکنون که این اجراها طی دو شب در کرمانشاه برگزار شد، کیهان کلهر در صفحه شخصیاش یادداشتی انتقادی خطاب به مسئولان طاقبستان منتشر کرده است. در ادامه متن یادداشت کلهر را میخوانید: «درود به هموطنان عزیزم، آخرین کنسرت «شهر خاموش» دیشب در کرمانشاه برگزار شد.
لازم دانستم مطالبی را با پیگیران این صفحه و خصوصاً هم استانی هایم بازگو نمایم. متاسفانه ما در این دو شب اجرا مشکلات بسیاری داشتیم که باعث دلخوری همشهریهایم، اعضای گروه و بنده بود، مترصد زمان مناسبی بودم که بخشی از آنها را بخدمتتان عرض کنم.
بدبختانه مجموعه زیبا و عزیز طاق بستان تحت اختیار جماعتی به دور از ادب و فرهنگ در بخش حراست اداره میشود که منزلت مردم و حرمت اهالی فرهنگ در نظرشان هیچ است.
به عنوان موسیقیدانی که تقریباً در سراسر دنیا به روی صحنه رفته و گاهی در دور افتاده ترین نقاط جغرافیایی کنسرت داده، میگویم که تابحال شاهد این حد از بی احترامی و تخفیف نسبت به مخاطبانم و خودم نبوده ام.
کنسرت ما در اولین شب با تاخیری بسیار زیاد آغاز شد که دلیل آن دیر قرار دادن محل اجرا در اختیار تیم اجرایی و معطلی طولانی ما پشت درها بود، از این رو فرصت کافی برای نصب و چینش صحیح لوازم و حتی صحنه محل اجرا نبود! در حالی که طبق برنامه ما از صبح میبایست محوطه را برای ورود علاقهمندان آماده میکردیم. برخوردهای زشت مسئولان حراست در ورودی مجموعه باعث دلخوری بسیاری از علاقهمندان شده بود که ما نیز در پشت صحنه با آن دست به گریبان بودیم. پس از کنسرت نیز بیرون کردن مردم با ادبیات ناخوب در هنگام گرفتن عکس و راندن آنها به خیابان توسط حراستیان باعث آزار همشهریانم و بنده شد.
در هر برنامه کوشش و قصد ما ارائه با کیفیت ترین اجراست که بدبختانه این بار با حضور چنین نااهلانی تلاش ما به نتیجه کاملی که مدنظر داشتیم نرسید. از مردم عزیز شهرم که طی این دو شب حضور این ناقابلان را با متانت تحمل کردند تشکر میکنم. از خودم نیز عذر خواهم که چرا در تقابل با این بیمایگان نشستم.
در پایان به این نامسئولان به دور از عشق و فرهنگ میگویم که قدمت هنر و هنر دوستی درین خطه بیش از قدمت طاق بستان است که نه به زور از میان رفتنی ست نه به بی حرمتی، آنچه باید برود هنر و فرهنگ نیست بلکه شمایید.»
انتقاد کیهان کلهر از برخورد زشت مسئولان طاق بستان با مردم
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه موسیقی آوای ماهان به رهبری نیما فاتحی و سرپرستی فرهاد میرمحمدصادقی، کنسرت ترانههای قدیمی (Old Songs) را با رپرتواری متفاوت از آهنگهای دهههای ۵۰ تا ۸۰ میلادی به زبانهای انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی و اسپانیایی، ۲۳ و ۲۴ تیر ۹۸ در تالار وحدت روی صحنه میبرد.
این چهارمین اجرای کنسرت ترانههای قدیمی است که توسط گروه آوای ماهان، متشکل از گروه کُر آوای ماهان، ارکستر بزرگ پاپ کلاسیک و خوانندگان مطرح این سبک، و این بار با قطعات، طراحی لباس و طراحی صحنهای متفاوت در تالار وحدت برگزار میشود.
در این کنسرت قطعاتی که سالها پیش توسط خوانندگان و گروههایی همچون کوئین، بیتلز، بانی ام، فرانک سیناترا، الویس پریسلی، برایان هایلند، ژو دسن، ماری هاپکینز، شارلز آزناوور، دین مارتین، آلبانو و رومینا، پت بون و ری چارلز اجرا و ماندگار شده است، با تنظیمی متفاوت اجرا میشود.
این کنسرت با تهیهکنندگی نامدار افروغ و مدیریت تولید حسن جودکی و با هنرمندی پدرام نیک نفس، محمد حقیقی، شهره خیری، حمید خسروشاهی، پرنیان روحانی، حانیه آملی، گالیا هوسپیان، میشکا داورپناه، نگین آقامحمدی، بهار اصل کدخدازاده، شادی میرکریمی، صبا پورکریمی، مریم افراز، آناهیتا رحمانیان، عدنان فروردین، پدرام شهیدی، علیرضا بهروزی، علی اصغر مومن ثانی، امیرحسین احمدی نژاد، نوید توحیدی و علی باقری بعنوان گروه خوانندگان، و همچنین دانیال جورابچی، سامان بهشتی، پگاه هراتی، علی خدیوی، شایان دیانتی، فرهاد میرمحمدصادقی، آیدین شفایی، علی ضرابی، سیامک کریمپور، بابک میردادیان، افشار حشمتیان، علیرضا مهدیزاده، لیدا باقری، محسن مهاجر، رایین نورانی، برهان همتی، مونیکا لوران، فرناز دارویی، کاوه تسعیری، رکسانا ریحانیان، محمدحسین غریبی و هستی سپاسی بعنوان گروه نوازندگان اجرا میشود.
به گزارش خبرآنلاین، مهدی یاورمنش در وبلاگ خود با اشاره به پروژه ساخت و اجرای سرود «۱۱ ستاره» توسط بنیاد رودکی برای بازیهای جام جهانی روسیه ۲۰۱۸، این حرکت تبلیغاتی را فاقد هرگونه ارزش فرهنگی و هنری دانسته است.
او نوشته است: «پارسال، منتخبی از ارکسترهای سمفونیک و ملی ایران به جام جهانی روسیه ۲۰۱۸ اعزام شدند و سرودی را با صدای سالار عقیلی اجرا کردند که امروز حتی کمتر کسی نام آن را به خاطر دارد. سرود «۱۱ ستاره»، همان زمان انتشارش هم مورد استقبال قرار نگرفت. اینک پس از گذشت یکسال از اجرای آن، انگار چنین سرودی هرگز ساخته، اجرا و خوانده نشده است. امروز اگر از مدیران بنیاد رودکی و یا حتی خود سالار عقیلی بخواهید یک خط از این سرود را بخوانند، بعید است حافظهشان یاری کند.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «بنیاد رودکی بهتازگی در راستای شفاف سازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هزینههای ساخت سرود «۱۱ ستاره» و سفر هیئت اعزامی به روسیه را منتشر کرده که آه از نهاد آدمی برمیآورد. بر این اساس، هزینه کل این پروژه، نزدیک به ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان اعلام شده است که با توجه به قیمت دلار دولتی در تیر ۱۳۹۷، میتوان هزینه این پروژه را به ارزش امروز، نزدیک به ۸ میلیارد تومان برآورد کرد.»
یاورمنش ادامه داده است: «شاید مدیران بنیاد رودکی، برای توجیه به پرداخت هزینههای این پروژه توسط اسپانسر اشاره کنند که عذر بدتر از گناه است؛ چون در حالیکه تالار وحدت از نظر ساختمانی و تجهیزات صحنه و سالن نیاز به تعمیرات اساسی دارد و ارکسترهای سمفونیک و ملی به شدت نیازمند سازهای تازه و مناسبتری برای نوازندگان هستند، چنین کمکی را به معنای واقعی کلمه در یک سفر تفریحی به روسیه دور ریختهاند.»
در پایان این یادداشت تاکید شده است: «امیدواریم در روزهای آینده، بنیاد رودکی، بر اساس سیاستهای وزارت ارشاد، شفافتر عمل کند و ابعاد این پروژه، ترکیب هیئت اعزامی و هزینههای انجام شده را دقیقتر و ریزتَر اعلام کند و خود را پشت نوازندگان محترم ارکسترها پنهان نکند.»
کافی است صفحه چند خواننده را در اینستاگرام دنبال کنید تا هر روز شاهد اجرای روش «دابسمش» باشید. در این روش، خوانندهها بعد از انتشار قطعههای جدید از دنبالکنندگان خود میخواهند با استفاده از این قطعهها، دابسمش بسازند و بفرستند تا این دابسمشها را به پاس حمایت از مخاطبانشان، در صفحه خود به اشتراک بگذارند.
عمر این قدردانی البته به قاعده یک استوری ۲۴ ساعته است و بعد از آن استوری، ماجرای این قدردانی تمام میشود؛ اما چیزهای دیگری باقی میماند و آن چیزی جز بیشتر دیده شدن این قطعهها نیست. حمید هیراد، پازل بند، ماکان بند، بهنام بانی، محسن ابراهیمزاده و…؛ تعداد خوانندههای استفاده کننده از این روش کم نیست.
از طرف دیگر، دیده شدن در صفحه یک خواننده پاپ که از قضا دنبالکنندگان قابل توجهی دارد، نکتهای است که کمتر رهگذر شبکههای اجتماعی، به خصوص اینستاگرام، میتواند از آن چشم بپوشد. همین میشود که این بده و بستان، مُد رایج خوانندههای پاپ در فضای مجازی میشود، کاربران را تحت تاثیر خود قرار میدهد و این موج، موسیقی را با خود دورتر از آنچه باید باشد، میبرد و بی آن که بخواهیم با این موسیقیها هم سلیقه میشویم، همان را در دابسمشها لب میزنیم و میخوانیم، ورد زبانمان میشود و در این بین، فقط حواسمان به آنچه باید، نیست.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا صنعتگر، خواننده ترانه «میشه ضامنم بشی» که برای حضور در ویژه برنامه دهه کرامت به مشهد سفر کرده است، درباره فعالیتهای هنری خود گفت: «از آن جایی که به خاطر بیماری مدتی درگیر بیمارستان بودم، کمی از کارها عقب افتادم که سعی دارم مجدد به سرعت قبل برگردم.»
او در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی شهرداری مشهد ادامه داد: «در حال حاضر درگیر ساخت مجموعه آهنگهای عاشقانهتر و جوان پسندانهتر هستم.»
این خواننده پاپ افزود: «هفته آینده نیز در بیمارستان بستری خواهم شد تا درمان جدیدم را آغاز کنم و انشالله با دعای مردم عزیز دوباره به عرصه موسیقی باز گردم.»
غلامرضا صنعتگر در دو سال گذشته بارها به دلیل مشکلات کبدی، فشار خون بالا و عارضه مغزی، در بیمارستان بستری شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علیرضا قربانی خواننده موسیقی سنتی، این شبها در ایوان عطار مجموعه کاخ سعدآباد، کنسرت «با من بخوان» را برای علاقهمندان برگزار میکند.
تصاویر | کنسرت «با من بخوان» علیرضا قربانی در کاخ سعدآباد
همچنین میتوانید ویدئویی از اجرای او را در این کنسرت در ادامه ببینید.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ابتدای این مراسم فرزاد آذریپور مدیر نشر هاشور گفت: آشنایی من با پیتر سلیمانیپور به زمانی برمیگردد که هنوز کامپیوتر وارد دنیای گرافیک نشده بود. تصویری که از او در خاطرم مانده این است که همیشه لبخندی بر لب داشت و سخاوتمندانه آنچه داشت را منتقل میکرد.
وی ادامه داد: قرار بود در زمان راه اندازی سامانه ویدئویی هاشور بخش موسیقی آنرا مدیریت کند اما شرایط جسمانیاش اجازه نداد. از همه همکارانی که برای انتشار این آلبوم کمک کردند، تشکر میکنم.
در ادامه آقای جوان که پخش این آلبوم را بر عهده دارد نیز گفت: در مراسم امروز هنرمندانی حضور دارند که از دوستان نزدیک سلیمانیپور هستند و قطعا صحبتهایشان مهمتر خواهد بود. از مدیران شهر کتاب دانشگاه که اجازه برگزاری این مراسم را دادند، تشکر میکنم.
وی ادامه داد: آخرین تصویری که از پیتر سلیمانیپور به یادم مانده در جشنواره آیینه و آواز است که بسیار تکیده و رنجور از پلههای تالار رودکی بالا آمد و عاشقانه تا آخرین روزهای زندگی در حوزه موسیقی گام برداشت. او در آخرین لحظههای زندگیاش با اینکه نمیتوانست ساز بزند اما مخاطب جدی موسیقی بود.
«زیرا که میوزد» رونمایی شد/ سلیمانیپور موسیقیدانی که خودش را به بازار نفروخت
علی بوستان از دوستان نزدیک سلیمانیپور نیز گفت: ما همیشه عادت داریم برای عزیز و دوستی که از میان ما می رود ناراحت و اندوهگین می شویم اما پیتر با آثارش همچنان در میان ما است.
وی با بیان اینکه آشنایی اش با پیتر به سال۶۵ در دانشگاه برمی گردد، افزود: سلیمانیپور مصداق کامل مردی است که تکلیفش با خودش مشخص بود و وسواس کاری اش در آثار بصری، موسیقی و گرافیکش مشهود بود و برای این وسواس خودش را ایزوله می کرد.
بوستان خاطرنشان کرد: بسیاری از هنرمندانی که در حوزه موسیقی در دنیا شناخته شده هستند، ایران و موسیقی ایران را از طریق پیتر شناختند. برای انتشار این آلبوم به جز خودش زحمات زیادی توسط دوستان دیگر کشیده شده است که بانی شدند تا آلبوم «زیرا که می وزد» منتشر شود.
وی ادامه داد: جای خودش و آلبوم های بعدی اش در کشور ما بسیار خالی خواهد بود. آثار زیادی از او در مرحله تدوین وجود دارد که با منتشر شدنشان لذت خواهیم برد.
در ادامه رضا عسگرزاده نوازنده مطرح موسیقی با بیان اینکه از انتشار آخرین آلبوم سلیمانی پور خوشحال است، گفت:من هم معتقدم پیتر الان در بین ما است اما متاسفانه نمی توانیم او را ببینیم. من با او طی حادثه ای در سال ۶۲ آشنا شدم و تجربیات هیجان انگیزی با او داشتم ودر طول این سال ها سعی کردیم کارهایی را مشترک باهم انجام دهیم. از تلاش همه دوستانی که موفق شدند تا این آلبوم را منتشر کنند، تشکر می کنم.
در ادامه علیرضا ایران نژاد روزنامه نگار حوزه موسیقی نیز گفت: آشنایی من با این مرد بزرگ به زمانی برمی گردد که در منزل او تمرین موسیقی انجام می دادیم. همیشه شخصیت، متانت، طنز و غرورش که از ایمان به کارش می آمد زبانزد همه بود و برای من جذاب بود.
وی ادامه داد: سلیمانیپور از جمله هنرمندانی بود که ما روزنامه نگاران کمتر می توانستیم سراغش برویم زیرا باید از قبل می دانستیم که چه چیزی باید از او بپرسیم زیرا پاسخ های او نیاز به تجزیه و تجلیل داشت. نبود آدم های مثل او جبران ناپذیر است زیرا سلیمانی پور آدم بسیار متعهدی بود که خودش را به بازار نفروخت.
در ادامه امیر بهاری روزنامه نگار حوزه موسیقی نیز با بیان اینکه سلیمانی پور در زندگی او آدم بسیار مهمی بوده است، گفت: با او مصاحبه های زیادی داشتم و اغلب موضوع گفتگو موسیقی تلفیقی بود از جمله ویژگی های خوبش این بود که سریع مطالب را اصلاح می کرد. یادم می آید در جمله ای به او گفتم موسیقی تلفیقی در دهه ۵۰ شکل گرفت و او سریع گفت خیر مربوط به دهه ۶۰ می شود.
وی ادامه داد: مشخصه مهمی که در وجود او بود و در موسیقی اش هم جاری بود این بود که تا آخرین لحظه ارائه آثارش تلاش می کرد و اولویتش این بود که صادقانه بر روی صحنه حاضر شود.به همین دلیل مانند موزیسین های بزرگ فراز و فرودهای زیادی داشت.
بهاری در ادامه یادآور شد: به خاطر اصل و نسب سلیمانیپور همیشه این نگاه نسبت به او وجود داشت که خُلقیاتش غربی است درحالیکه کاملا شرقی بود. او کسی بود که جَز (موسیقی آزاد) را در ایران آموزش داد. این را خطاب به افرادی می گویم که معتقدند در کشور ما جَز وجود ندارد. برای سلیمانی پور جَز بسیار مهم بود و یک روایت شرقی نسبت به آن داشت.
وی ادامه داد: سلیمانیپور از هر سبکی نوشته بود چیزهایی که امروز هنرجویان موسیقی آنها را تمرین می کنند درحالیکه او بدون رفتن به دانشگاه آنها را آموحته بود. سلیمانی پور موسیقی ایرانی، موسیقی اقودام و کلاسیک را جدی گوش می کرد و درباره آنها صحبت می کرد.
این رهبر ارکستر با بیان اینکه از پیتر بیشتر گوش کردن را به معنای عمیق آموخته است، بیان داشت: این میراث بزرگی است که از او به جا مانده است به همین دلیل موسیقی او قابل شنیدن است و همه المان های اصلی در آثار او دیده می شود.
در ادامه مژگان جلالزاده از همراهان و دوستان نزدیک نیز گفت: برای انتشار این آلبوم راه طولانی طی شده است که در بخشی از این راه پیتر سلیمانی پور حضور نداشت.این کار توسط رضا عسگرزاده که کار مسترینگ و فرزاد آذری پور مدیر نشر هاشور انجام شده است.
وی ادامه داد: از ویژگیهای مهم سلیمانی پور خودآموختگی اش بود درحالیکه هیچ وقت معلم نداشت.از آلبوم «منظومه شخصی» او متوجه شدم که او می توانست از این خودآموختگی خلق به معنای عالی کند.
جلال زاده یادآور شد: نکته مهم این است که در بهار ۹۶ سلیمانی پور کلیه ارتباط موسیقی اش را با ناشر قبلی قطع کرد اما آنها هنوز اصرار به فروش آثار او دارند. از گفتن این جمله متاسفم اما اینکار کاملا به شکل غیرانسانی انجام می شود. از همه علاقمندان به آلبوم «زیرا که می وزد» می خواهم برای تهیه این قطعات به ناشر قانونی آن مراجعه کنند.
در این مراسم فریم ۲۱ از فیلم ۲۴ فریم عباس کیارستمی که کار موسیقی اش را پیتر سلیمانی پور انجام داده بود نمایش داده شد.
در انتهای این مراسم قطعه ای از پیتر سلیمانی پور که مربوط به سال ۱۳۷۰ بود و از قدیمی ترین آثارش محسوب می شود، اجرا شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این تصویر که با عنوان «لیست حقوق کارکنان رادیو، تیرماه۱۳۲۴» در فضای مجازی منتشر شده است، اسامی بزرگی چون دلکش، غلامحسین بنان، علینقی وزیری، عبدالحسین شهنازی، مرتضی محجوبی، روحالله خالقی، عبدالعلی وزیری و … به چشم میخورد و امضای این اساتید موسیقی را هم میتوان پای رقم حقوقشان دید.
لیست حقوق کارکنان رادیو در تیرماه ۱۳۲۴؛ از دلکش و بنان تا شهنازی و خالقی
موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده و هجمه موسیقی که آن را موسیقی پاپ مینامیم به دنبال هویت است و با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشود، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحت تاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین موسیقیهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیه کنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشوند یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.
موسیقی تلفیقی یک کلاهگذاری بر سر موسیقی اصیل
من زیاد به آمار توجه ندارم به این خاطر که آمار هیچگاه در کشور ما جدی نبوده است و وقتی نهادهای مختلف آمار میدهند با یکدیگر تفاوت زیادی دارند، ولی من به تجربه خودم بسنده میکنم و میگویم حتی کسانی که در خواست موسیقی تلفیقی میدهند یک نوع کلاه بر سر موسیقی اصیل ایرانی میگذارند ما خوانندگانی داریم که تخصص اصلیشان موسیقی اصیل و سنتی ایرانی است، آواز میدانند، دستگاه میدانند ولی این افراد هم برای اینکه به روز باشند، از جامعه عقب نمانند و توجه تهیه کنندگان را جلب کنند شروع میکنند به خواندن موسیقی تلفیقی که البته به نظر من واژه پاپ_سنتی بهترین واژه برای این نوع موسیقی است، که یک تلفیق نادرست از موسیقی است.
جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است
یک درصد خیلی ناچیزی هستند که موسیقی جدی دستگاهی و موسیقی ارکسترال ایرانی به معنای واقعی انجام میدهند. اساسا ما دو نوع موسیقی داریم یک موسیقی جدی، یک موسیقی غیر جدی. موسیقی غیر جدی قصد دارد سالن را شلوغ کند که این نوع موسیقی مانند سینما میماند. شما میروید یک سینمای درجه یک، بلیت درجه یک هم میگیرید، دور هم می نشینید، تنقلات می خرید و با هیجان فیلم را نگاه میکنید. این سبک موسیقی، موسیقی پاپ، هم اینگونه است در واقع جایگاهها در عرصه هنر مخدوش شده است، نه تنها در عرصه موسیقی، بلکه در جایگاه رسانه، در جایگاه فنی، در جایگاه تولیدی و هم در جایگاه حاکمیتی مانند وزارت ارشاد یک مقدار دچار معضل شدهایم.
موسیقی سنتی به دنبال اندیشه
شما توجه کنید اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰هزار تومان یا ۲۰۰هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند. طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند.
موسیقیدانان جدی سرخورده شدهاند
اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز شاهد کمتر دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.
اشعار امروزی شعر متقدم را به حاشیه میکشد
امروزه اشعار نادرستی که از طریق برخی از موسیقیهای ما اشاعه پیدا میکند، باعث میشود که شعر متقدم، شعر شاعران قدیمی به حاشیه برود. رسانه ملی و برنامههای تلویزیونی هم بیشتر دنبال این هستند که از طریق این چهرهها که در سالنها دیده میشود، برنامههای پربیننده و جذابتری بسازد.
پاپ-سنتی به جای تلفیقی
اما موسیقی تلفیقی که بحث آن جدا است، برای موسیقی تلفیقی هم باید جشنواره برگزار شود، همایشهای دانشگاهی برگزار شود، اساتید بیایند ببینند وضعیت این موسیقیها چیست و درباره آن اظهارنظر کنند. امروز پاپ_سنتی میخوانند و به آن میگویند تلفیقی و این باعث ترویج نادرست موسیقی در این بین میشود که شما یک رگه ترک در آن می بینید، یک رگه یونانی و… میبینید. این موسیقی یک کار فرهنگی جدید نیست، بلکه نوع ساز بندی و آهنگ این گونه است. هم اکنون مشکل این است که همه به اشتباه از واژه تلفیقی استفاده میکنند مثل آن زمانی که همه به اشتباه از واژه زیر زمینی استفاده میکردند. آن کلمه واژه غلطی بود، باید میگفتند تولیدات خانگی چون تولیدات خوبی بودند اما در حد بضاعت وزارت ارشاد نبود که مجوز بدهد، در حال حاضر فضا بازتر شده و امکان گرفتن مجوز راحتتر است ما هم متوجه شدیم آن واژه زیرزمینی غلط بود و بار منفی برای موسیقی داشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، رضا مهدوی که پژوهشگر، نوازنده سنتور، منتقد و برنامهساز رادیو و تلویزیون است، در یادداشتی به کاهش مجوز کنسرتهای موسیقی در بهار امسال به نسبت سال گذشته واکنش نشان داد.
طبق آمار ارائه شده توسط معاونت هنری وزارت ارشاد، در سه ماهه ابتدای امسال، ۱۲۳ عنوان اجرای صحنهای از دفتر موسیقی مجوز گرفتهاند که۵۶ مورد پاپ، ۲۴ کنسرت موسیقی سنتی، ۲۶ عنوان موسیقی کلاسیک، ۱۰ عنوان موسیقی تلفیقی و هفت مورد موسیقی نواحی بوده است.
رضا مهدوی درباره کم شدن تعداد مجوزهای موسیقی سنتی نسبت به موسیقی پاپ در بخشی از یادداشت منتشر شدهاش در خبرآنلاین نوشته است: «موسیقی سنتی مجوز کمتری نمیگیرد، تقاضا برای این نوع موسیقی کمتر شده است. این موسیقیها دیگر استقبالی در پی ندارد و به نوعی تکراری شده است. به جایش، موسیقی پاپ با فضای شادی که دارد، رقص نورهایی که در سالنها هنگام اجرا پخش میشوند، باعث میشود مردم در آنجا شادتر باشند، همین موضوعات مردم را بیشتر تحتتاثیر قرار داده و آنها ترجیح میدهند بروند چنین کنسرتهایی را ببینند که چند منظوره از آن بهرهبرداری کنند ولی موسیقیهای دستگاهی و کلاسیک حواس جمعتری میخواهند، باید تمرکز داشت و به شعرها دقت کرد، به همین خاطر به این موسیقیها موسیقی اندیشهورز میگویند و تهیهکنندگان، اسپانسرها و حمایتکنندهها وارد این بخش نمیشوند. همین مافیایی که تشکیل شده و سرمایهگذاریها و پولهایی که در این راه خرج میشود، یکی از این دلایل است که به موسیقی پاپ بیشتر توجه شود.»
این منتقد و برنامهساز ادامه داده: «اکنون مردم دیگر حاضر نیستند مانند موسیقی پاپ برای موسیقی دستگاهی هزینه کنند و فرضا ۱۵۰ هزار تومان یا ۲۰۰ هزارتومان بلیت بخرند، چون هزینهاش سنگین است و عموما طبقه متفکر جامعه دنبال این نوع موسیقی دستگاهی هستند. حالا این طبقه متفکر الزاما طبقه پولدار و بالاشهرنشین جامعه نیست، برعکس پولدارها دنبال شادیهای کاذب و دنبال ستارهها و سلبریتیها هستند و میتوان گفت بیشتر دنبال پُز خودشان هستند که بگویند چندمیلیون تومان هزینه کردهایم و فلان اجرا را دیدهایم، چه بسا که این میزان را هزینه هم کرده باشند.»
مهدوی درباره طرفداران موسیقی سنتی هم توضیح داده است: «اساسا طبقه متفکر جامعه دنبال موسیقی سنتی هستند، طبقه متفکر جامعه ممکن است در هر سطحی باشد، ممکن است متوسط باشد، ممکن است کارمند باشد، امکان دارد قشر ضعیف جامعه باشد، حتی امکان هم دارد که جز قشر پولدار باشد، اما مهم این است که دنبال اندیشه و تفکر هستند تا ببینند این موسیقی چه پیامدی برایشان دارد و به دنبال یافتن اصالتها و ریشهها هستند. اما چون موسیقیدانان جدی هم سرخورده شدهاند، شرکتهای حمایتی باید یک کاریزمای حمایتی برای آنها ایجاد کنند و بهتر است که به ازای چند موسیقی جدی یک موسیقی پاپ مجوز بگیرد چه برای تولید و چه برای اجرای صحنهای، اما یک شرکتی که در سال فقط موسیقی پاپ اجرا میکند و سالیانه سالنها را اجاره میکند و باعث تشکیل مافیا میشود، در پشت پرده هم هزینههایی میکند که باعث میشود امکانات به طور طبیعی و عادلانه تقسیم نشود، باعث میشود که ما روزبهروز کمتر شاهد دیدن آثار ناب واقعی و خوب باشیم. در صورتی که مردم تشنه این آثار هستند.»