دسته: فرهنگ و هنر

  • قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    خبرگزاری مهر– گروه هنر- سیدسعید هاشم‌زاده: ریان جانسون که در سال ۲۰۱۷ پروژه «جنگ ستارگان» را زیر نظر جی‌جی آبرامز به سلامت به سرانجام رساند، اکران کرد و فروشی میلیارد دلاری داشت، حالا بعد از هوکر و برادران بلوم، سراغ یک درام، آن هم از جنس درام معمایی رفته است.

    ریان جانسون خودش این اثر ارجینال را به نگارش درآورده و در بازه زمانی که سینمای جهان با فیلم‌های کارگاهی/ معمایی نظیر «شرلوک هلمز» همچون آثاری علمی تخیلی برخورد می‌کرد، او به شکلی کلاسیک، طرح و دسیسه‌ای برای قتل یک ثروتمند را، که از پیرنگ‌های مهم یک اثر کارگاهی/ معمایی است، برای ما به نمایش گذاشت.

    اینکه اثر جانسون به راحتی ما را به یاد آثار کلاسیک معمایی می‌اندازد و اینکه حال و هوای زمانه اکنون را دارد، فکر می‌کنم دلیل کافی باشد برای کشاندن علاقه‌مندان امروز این ژانر به سینما و تماشای فیلم «چاقوها بیرون».

    در ترجمه نام اثر به فارسی «چاقوکشی» نیز به چشم می‌خورد که با توجه به معنای اصطلاح آن در زبان فارسی ترجمه‌ای غلط انداز و گمراه‌کننده است.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    چرا خوب – چرا بد؟

    دلایل زیادی برای خوب بودن فیلم «چاقوها بیرونـ به چشم می‌خورد. یک فیلم خوب معمایی از اسمش آغاز می‌شود؛ «چاقوها بیرون» این اسم کاملی است برای اثری که به آن هم نمادین نگاه می‌کند و هم نگاهی اتمسفری روی آن دارد.

    چاقو و بیرون کشیدن آن دلالتی بر یک نزاع خونین دارد و از سوی دیگر نشانه و موادی به نام چاقوست که پایان داستان را رقم می‌زند، انگیزه شخصیت‌ها را کامل می‌کند و می‌تواند ما را به نقطه نتیجه گیری متصل کند.

    هیچ کلامی در این اثر بیهوده به کار گرفته نشده است. جمله‌های ترومبی بزرگ با بازی کریستوفر پلامر یک یک نشانه‌هایی را برای داستان به جا می‌گذارد، اثرگذاری هر عمل در کشف ماجرا دیدنی است و این دقیقاً ویژگی مناسب و قابل تامل برای یک اثر معمایی است.

    معما و تعلیق و غافلگیری، هر سه عنصر دراماتیک به خوبی در فیلم جاگذاری شده‌اند و قدم به قدم مخاطب را به سمت کشف معما راهنمایی می‌کنند. اطلاعات و شخصیت‌پردازی در فیلم بازی پیچیده را به راه می‌اندازد که شاید همین پیچیدگی بیش از حد باشد که نیاز به یک سخنرانی پر طمطراق از سوی کارآگاه را در فصل نهایی اثر قطعی می‌کند و شاید همین بخش پاشنه آشیل ماجراست.

    اینکه معماها به ترتیب حل و فصل می‌شوند اما معمای کلی و اصلی فیلم در یک نطق باز می‌شود که البته این هم سنت یک اثر کارگاهی است اما یک جمع‌بندی از روی عجله و سریع هم محسوب می‌شود.

    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!
    قاتلی که فرق چاقوی اصل و تقلبی را نمی‌دانست!

    بهترین سکانس؛ تفاوت چاقوی اصل با تقلبی!

    لحن طنازانه جانسون در «چاقوها بیرون» یکی از نقطه قوت‌های اصلی فیلم است. جانسون این لحن را در جای جای اثر و حتی در ویژگی شخصیتی چون مارتا اجرا می‌کند. به طوری که مارتا اگر دروغ بگوید بی‌تردید بالا می‌آورد.

    فصل پایانی در اجرا یکی از فصول بی‌نقص جانسون در کارگردانی است. فصلی که در کتابخانه، میان کتب معمایی فراوان، کارآگاه اکتشافات خود را فصل به فصل در یک نطق طولانی جلو می‌برد، مارتا دروغ می‌گوید اما تهوع خود را نگه می‌دارد و سپس روی قاتل (نوه ترومبی) بالا می‌آورد.

    کمدی و حل معما تا اینجا ثمر بخش می‌شود اما هنوز غافل‌گیری مانده است. قاتل با چاقو به سمت مارتا می‌رود و چاقو را در قلب او فرو می‌کند، اما چاقو تقلبی است! یادمان می‌آید که ترومبی بزرگ گفته بود آن‌ها (خانواده اش) فرق بین چاقو اصل و تقلبی را نمی‌دانند.

    اگر از این فیلم خوشتان آمد…

    فیلم‌های گای ریچی که به داستان‌های هولمز پرداخته را از دست ندهید. همچنین سریال «شرلوک هلمز» (نسخه جدید و قدیمی). که البته در نسخه قدیمی کلاسیک‌تر و نزدیک‌تر به «چاقوها بیرون» است و در نسخه جدید دورتر و کمی علمی تخیلی.

    نگرش‌های نقادانه‌ای که می‌توانید دنبالش کنید…

    فیلم به‌شدت نگاه جامعه‌شناسانه کلاسیک مولف را در بر دارد. نگاهی که بین فقیر و غنی در داستان‌های بریتانیایی اصل طلایی محسوب می‌شود. به همین علت می‌توان چنین دیدگاهی را در بازنگری اثر دنبال و واکاوی کرد.

  • ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

     

    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»
    ساخت مستند کرونایی «من، زمین، کوید»

    به گزارش خبرگزاری مهر، مهدی قربانپور درباره‌ ساخت فیلم مستند «من، زمین، کوید» با موضوع بیماری کرونا در جزیره کیش اظهار کرد: در روزهای پایانی اسفند و همزمان با شروع بحران کرونا در ایران تصمیم گرفتم این مستند را در فضایی کاملا شخصی بسازم. ایده این مستند از زمانی شکل گرفت که در روزهای ابتدایی بحران کرونا باید در قرنطینه می‌بودم اما واقعیت این که موضوع کرونا فارغ از اینکه یک موضوع سلامت محور است، یک برهه فرهنگی و تاریخی نیز هست و نمی‌شود به سادگی از کنار آن گذشت.

    وی افزود: به نظرم مستندسازی هم یک حرفه خدماتی و انسانی  است و علیرغم همه خطرهایی که ممکن بود با آن روبرو شوم، تصمیم گرفتم تا ساخت این فیلم را شروع کنم.

    قربانپور یادآور شد: موضوع این فیلم درباره‌ چالش خودم به عنوان یک مستندساز با موضوع کروناست و اینکه در این برهه باید در قرنطینه بمانم و یا به عنوان یک مستندساز از قرنطینه عبور کنم؟

    وی افزود: من مدتی است برای ساخت مجموعه مستندی تصمیم گرفتم در کیش زندگی کنم و با توجه به ورود کرونا به ایران و تعطیلی پروژه‌ها تصمیم گرفتم تا این موضوع رو دنبال کنم. بیماری کوید ۱۹ علیرغم حفاظت بسیار خوبی که از این منطقه شده، به جزیره کیش هم وارد شده و متاسفانه منجر به فوت چند گردشگر شده است.

    این مستندساز در پایان گفت: این فیلم یک مستند تک نفره است و در یک فضای کاملا شخصی ساخته شده و تصویربرداری آن در بیمارستان جزیره کیش ادامه دارد.

  • انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ
    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    انتقاد بازیگر آسیایی از ترامپ

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از انترتینمنت ویکلی، لانا کاندور بازیگر آسیایی آمریکایی به انتقاد از دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا پرداخته چون او بارها کروناویروس جدید یا کووید -۱۹ را «ویروس چینی» خطاب کرده است.

    این بازیگر در پستی که در اینستاگرام خود قرار داد ترامپ را متهم کرد که با نحوه به کار بردن کلمات خود، جامعه آسیایی آمریکایی را به خطر می‌اندازد.

    او نوشت: «بهتر باش. اینکه آدم با هرج‌ومرجی که تو درست می‌کنی از خواب بیدار بشود یک کابوس حقیقی است. خواهش می‌کنم بهتر باش.»

    این بازیگر که در ویتنام به دنیا آمده در ادامه نوشت: «هیچ فکر نمی‌کنی کلمات و اعمال نژادپرستانه تو چه پیامدهایی برای جامعه آسیایی آمریکایی دارد. حتی نمی‌توانی تصور کنی که داری جامعه ما را در چه خطری قرار می‌دهی. چطور جرات می‌کنی.»

    او اضافه کرد: «باید از خودت خجالت بکشی. اسم خودت را رهبر می‌گذاری؟ می‌دانی رهبرها چه کار می‌کنند؟ آن‌ها با الگو و عمل خوب رهبری می‌کنند. چیزی که هنوز ندیده‌ایم تو انجام بدهی. باید از جک ما میلیاردر چینی یاد بگیری که در عمل دارد رهبری می‌کند و تست کرونا و میلیون‌ها ماسک به آمریکا اهدا کرده است.»

    او در انتها دوباره از رییس‌جمهور آمریکا خواست بهتر باشد و نوشت: «تا ما وقتی می‌خواهیم از خانه بیرون برویم از این نترسیم که کسی به خاطر بیگانه‌هراسی تو بخواهد ما را مورد آزار کلامی یا فیزیکی قرار بدهد.»

    سازمان جهانی سلامت نام بیماری جدید را کووید -۱۹ گذاشت که مخفف بیماری کروناویروس ۲۰۱۹ است. این سازمان در سال ۲۰۱۵ گفته بود نام بیماری‌ها هرگز نباید روی موقعیت‌های جغرافیایی تمرکز کند.

    ترامپ در بسیاری از توییت‌های اخیرش از واژه «ویروس چینی» استفاده کرده و در کنفرانس‌های خبری هم بارها تکرار می‌کند که ویروس از چین آمده است. معاونان و دیگر مسئولان دولت او هم از واژه‌هاش مشابهی از جمله «ویروس ووهان» استفاده کرده‌اند.

    تا به حال چند بار گزارش شده که بعد از گسترش کروناویروس در کشور مختلفی علیه آسیایی‌ها خشونت‌هایی صورت گرفته است که نشان می‌دهد متصل کردن یک ویروس به یک کشور خاص چه ریسک‌هایی می‌تواند داشته باشد.

    ترامپ از موضع خود دفاع کرده و گفته «اصلا نژادپرستانه نیست. نه. اصلاً. ویروس از چین می‌آید. می‌خواهم دقیق باشم.»

  • هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند
    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند
    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در واکنش به نام هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان توئیتی را منتشر کرد. در متن توئیت سید عباس صالحی آمده است:

    «نامه جمعی از هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان، پژواک گسترده‌ای در غرب داشته و دارد.

    ‏در بخشی از نامه می‌خوانیم:

    مردم ایران امروز با دو بحران مواجه‌اند. بحران مشترکی به نام ⁧‫کرونا‬⁩ که می‌شناسید و بحران تحریم که کاش هرگز نشناسید.

    هنرمندان ایران در کنار مدافعان سلامت می‌مانند.»

    در متن این نامه که به امضای هنرمندان شاخصی از رشته‌های مختلف هنری رسیده و امضاهای آن ادامه دارد، آمده است:

    «همه ما از هر ملت و مملکتی که باشیم، دارای تابعیت سرزمینی بی مرز و آرمانی بنام «هنر» در جهانی بنام «فرهنگ» نیز هستیم؛ و هیچ قدرتی نمی‌تواند ما را از داشتن این تابعیت منع کند.

    در این سرزمین مشترک رویایی، چه آسیایی یا اروپایی باشیم و چه آمریکایی یا افریقایی، از ژن فهمِ فرهنگی، استعداد تاثیرگذاری بر افکار مردم و توان تحلیل و تغییر شرایط برخورداریم.

    همه ما، با آثارمان ایمان و کفر، عشق و نفرت، صلح و جنگ، دانش و جهل، نیکی و پلیدی و نجات و رستگاری را – با ذائقه و شاخصه‌های فرهنگی خود- روایت و مجسم کرده‌ایم؛ و جامعه‌ای بزرگ‌تر از کشوری که در آن زندگی می‌کنیم، به مدد آثار یکدیگر شناخته و شناسانده‌ایم؛ هرچه قدرت‌ها و سیاست‌ها، به‌خاطر عداوت‌هایشان، بین ما فاصله انداخته و ممنوعیت ایجاد کرده‌اند، ما در انتقال و بیان پیام‌های مشترک و انسانی به کل جهان، مصمم‌تر، جسورتر، تواناتر و تاثیرگذارتر شده‌ایم.

    اکنون، همه ما- در هر موقعیت جغرافیایی و سیاسی که هستیم- با دشمن مهلک و مشترکی مواجه شده‌ایم که مهم نیست از کجا آمده، اما مهم است که دارد آزاد و با شتاب، به همه جا می‌رود؛ و ما در برابر این دشمن ذره‌بینی، همه به یک اندازه آسیب‌پذیر شده‌ایم و نجات هریک از ما، جز با نجات دیگری امکان‌پذیر نیست.

    «کرونا» تنها یک ویروس نیست، یک سؤال ساده و تاریخی است که در حال دریافت پاسخ‌های پیچیده از ملت‌ها و دولت‌های جهان است.

    آیا پاسخ ملت ایران به این پرسش تاریخی – در شرایطی که راه تنفس‌اش در چنگ یک تحریم جهانی بسته شده- می‌تواند شبیه به پاسخ ملت‌های دیگر باشد؟

    آیا این یک توقع منطقی نیست که پاسخ هنرمندان آزاده جهان به پرسش «کرونا» نیز -در شرایطی که این خطر تا پشت در خانه‌هایشان آمده- پاسخی متفاوت و تاثیرگذارتر از پاسخ سیاستمداران و قدرتمندان باشد؟

    این بحران، با تلفات کم و زیاد می‌گذرد، اما قصه‌های مشترک و متفاوتش می‌ماند. قصه پرستاران خسته‌ای که برای تقویت روحیه بیماران و همکارانشان در فضای آلوده بیمارستان‌ها رقصیدند و نگرانی خود از کمبود تجهیزات و دارو را پشت این نشاط پنهان کردند، می‌ماند؛ قصه پزشکانی که هفته‌ها به خانه نرفته و بدون ماسک و دستکش و گان، لابلای بیمارانی گشتند که برخی از آنها در راهروهای بیمارستان و روی زمین بستری شده بودند هم می‌ماند؛

    اینها همه در حافظه تاریخی جهان می‌ماند و دیر یا زود روایت خواهد شد؛ توسط شما یا ما.

    کاش آنقدر دیر نشود که هنرمندان متعهد و تاثیرگذار بر افکار عمومی جهان و قدرتمندان، پیش از آنکه قصه ظلمی را که بر مردم ایران در این بحران می‌رود، به گوش قدرتمندان و سیاستمداران برسانند، نفس خودشان از ابتلا به این بلا، به شماره افتاده باشد.

    مردم ایران امروز با ۲ بحران مواجه‌اند؛ بحران مشترکی به‌نام “کرونا” که شما می‌شناسید؛ و بحران «تحریم» که کاش هرگز نشناسید.

    برای ما هنرمندان ایرانی، اکنون مهم است که بدانیم شما- هنرمندان جهان- درمورد وضعیت بیماران کرونایی، کودکان و سالخوردگان در آستانه ابتلا و کمبودهای خسارت‌بار جامعه پزشکی ایران در این بحران، چه فکر می‌کنید، چه می‌گویید و چه می‌کنید.»

    همچنین پیرو انعکاس گسترده «نامه هنرمندان ایرانی به هنرمندان جهان» در ایتالیا توسط خبرگزاری ملی این کشور (ANSA) و همچنین چاپ آن در روزنامه‌های مهمی چون «کورریره دلاسرا»، «موندو» و «هافینگتون پست»، انجمن ملی سینماگران ایتالیا (ANAC) به همراه مقالاتی درباره این حرکت هنرمندان ایرانی، پتیشنی جهت حمایت از این نامه راه اندازی کرده که درحال جمع آوری امضا از مردم ایتالیا و سراسر جهان است.

  • شاهد بازخوانی «هملت» شکسپیر باشید/ یک عاشقانه غم‌انگیز

    شاهد بازخوانی «هملت» شکسپیر باشید/ یک عاشقانه غم‌انگیز

    به گزارش خبرنگار مهر، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان دیدن فیلم-تئاترهای مختلف پیشنهاد می‌شود که در همین راستا تماشای فیلم-تئاتر «هملت» به کارگردانی رضا گوران می‌تواند گزینه جذابی باشد.

    نمایش «هملت» اقتباس و در واقع بازخوانی از نمایشنامه «هملت» ویلیام شکسپیر است که محمد چرمشیر با زاویه دیدی متفاوت و نمایش کنش مندی زنان اثر همچون اوفلیا، این قصه مشهور و محبوب را به تصویر کشیده است. این نمایش با وجود تکرار یأس و مرگ در فضای جادویی اجرا، یک عاشقانه غم‌انگیز است؛ عاشقانه‌ای غم‌انگیز که در پرسه‌های کابوس وار افلیا روایت می‌شود.

    «هملت» رضا گوران با خواب شاهزاده دانمارکی و سپس با خودکشی افلیای عاشق شروع می‌شود. در همین ابتدا هملت شخصیتی است که تحت تاثیر حادثه ای (خوابش) نشان داده می‌شود و شخصیت دیگر افلیاست که کنشی قدرتمند را باعث می‌شود.

    صابر ابر، ستاره پسیانی، بهناز جعفری، داریوش موفق، شیرین فرشباف و آتیلا پسیانی در این اثر نمایشی به ایفای نقش پرداخته اند که سال ۹۱ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفت.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟
    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    به گزارش خبرنگار مهر، «سینمای شیشه‌ای» عنوان بسته‌ای روزانه است که در نظر داریم در قالب آن ضمن مرور مهمترین فیلم‌های تولید و اکران شده در سال ۹۸، در هر شماره به معرفی هر یک از آن‌ها برای تماشا در خانه‌ها در ایام نوروز ۹۹ بپردازیم.

    پیشنهاد ما برای نوبت چهارم، فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی است، فیلمی که از اولین شکست خوردگان اکران ۹۸ به لحاظ فروش محسوب بود. علت این اتفاق را هم بعد از خود فیلم، می‌شود اشتباه محاسباتی صاحبانش درباره زمان اکرانش دانست.

    سازندگان «غلامرضا تختی» بدون توجه به رقیبان این فیلم در اکران عمومی، گمان می‌کردند با نمایش در بازه نوروز می‌توانند اکرانی موفق را برای آن رقم بزنند اما این رقابت تنگاتنگ در نهایت چیزی جز از میدان به در شدنش نداشت. هرچند سازندگان «غلامرضا تختی» در همان زمان اعلام کردند که این میزان کم استقبال از این فیلم به دلیل تغییر ذائقه مخاطب است که در نهایت منجر به نابودی آن شد اما نمی‌شود از این حقیقت چشم پوشی کرد که اگر «غلامرضا تختی» در بازه دیگری هم به نمایش درمی‌آمد تنها کمی بیشتر از آنچه که در نوروز عایدش شد، به دست می‌آورد.

    علت این ماجرا را اتفاقاً باید در درون فیلم جستجو کرد. اینکه ذائقه مخاطب تغییر کرده و خود سینماگران هم یکی از مسببان اصلی این اتفاق هستند، نکته درستی است اما ۲ فیلم اخیر بهرام توکلی یعنی «تنگه ابوقریب» و «غلامرضا تختی» نشان داده که هرچند حرکتی تازه در نوع ساخت در سینمای ایران هستند اما تماشاگران پسشان می‌زنند چون گویا بهرام توکلی اساساً اعتقادی به قصه‌گویی در نگارش فیلمنامه ندارد!

    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟
    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    نکته‌هایی که شاید جالب باشد بدانید

    شخصیت پهلوان غلامرضا تختی را به واسطه سجایای اخلاقی و فتوتش همه می‌شناسند، قهرمانی که پرچم ایران را در مسابقات جهانی کشتی به اهتزاز در می‌آورد. او نه تنها در زمین کشتی که در میان مردمش هم جایگاهی والا داشت. بنابراین پرداختن به زندگی چنین شخصی کار آسانی نیست به ویژه اینکه اساساً در سینمای ایران به اندازه انگشتان دست هم بیوگرافی چهره‌ها تصویر نشده است.

    در کنار این موضوع آنچه کار ساخت زندگی نامه غلامرضا تختی را دو چندان سخت می‌کند نحوه درگذشت این ورزشکار است. فرضیات زیادی درباره نحوه فوت غلامرضا تختی وجود دارد که توکلی یکی از آن‌ها یعنی خودکشی را به تصویر کشیده است، هرچند یکی از برگ برنده‌های فیلم عدم تمرکز بر روی نحوه درگذشت این پهلوان ملی است. چون ارایه هر نوع تصویری از این ماجرا می‌توانست حواشی و چالش‌های فیلم را دوچندان کند اما «زندگی غلامرضا تختی» به خودی خود آنقدر نکات بحث برانگیز دارد که نحوه درگذشتش محور فیلم نباشد.

    فیلم از زمان کودکی غلامرضا تختی شروع می‌شود، نوجوانی و جوانی‌اش را نشان می‌دهد، دلدادگی‌اش را به تصویر می‌کشد، میانسالی پرماجرایش را انعکاس می‌دهد و در نهایت گریزی به درگذشتش می‌زند. توکلی در همه این دوره‌ها هم از بازیگرانی شبیه به او استفاده کرده، انرژی‌ای که برای یافتن این نابازیگران گذاشته قابل ستایش است، به طوری که این میزان شباهت حتی شما را در بهت فرو می‌برد اما آنها فقط شبیه هستند و دریغ از یک نکته درخشان در بازیگری!

    کارنامه فیلم در زمان اکران عمومی

    فیلم در اکران عمومی فروشی نزدیک به ۲ میلیارد تومان را تجربه کرد، این میزان از فروش برای فیلمی که هزینه ساختش چندبرابر آن بوده، یک شکست مطلق در گیشه بود.

    توکلی نمی‌پذیرد فیلم‌هایش در فیلمنامه مشکلی اساسی دارند، تصور می‌کند با کارگردانی و تکنیک می‌شود این قسمت را پوشاند، گویا معتقد است مخاطب امروزی نیازی به قصه گویی ندارد اما فیلم‌هایش دقیقاً از همین نقطه ضربه می‌خورند.

    از سوی دیگر در «غلامرضا تختی» آنقدر به این شخصیت تقدس می‌دهد که کارهای او بیش از اینکه جوانمردانه به نظر بیایند، نشان از تزلزل او در تصمیم‌گیری‌ها دارد. مردی که افراد زیادی برای کمک خواهی به او مراجعه می‌کنند، خودش در تنگدستی است، خانواده‌اش از هم پاشیده اما در چنین شرایطی هم ترجیح می‌دهد با گرفتن قرض از این و آن یاری رسان مردم باشد. ارایه چنین تصویری نه تنها تختی را یک فرد مردم‌دار نشان نمی‌دهد بلکه کارهای او را به لحاظ عقلانی و منطقی زیر سوال می‌برد، از او شخصیتی ضعیف می‌سازد که نمی‌تواند در برهه‌های مختلف تصمیم‌گیری درستی داشته باشد.

    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟
    «غلامرضا تختی» چگونه قربانی شد؟

    همانطور که پیشتر گفتیم گویا توکلی به قصه گویی اعتقاد ندارد که همین قصه کمرنگ عمده مشکل «غلامرضا تختی» را سبب شده است، روایتی تخت از التهابات زندگی او، فیلم توکلی را برای مخاطب کش‌دار می‌کند و باعث می‌شود این قهرمان را در لانگ شات ببینیم از رهگذر همین امر است که او به اتفاقات و شخصیت‌های مهم غلامرضا تختی نزدیک نمی‌شود، قسمت‌هایی که اتفاقاً مخاطب دوست دارد بیشتر از آن‌ها سر دربیاورد. در این سکانس‌ها گویا یک سری تصاویر مبهم از یک قهرمان ملی می‌بینیم که اگر خودمان پیش زمینه‌ای از او در ذهن نداشته باشیم، تصویری مخدوش از او در یادمان می‌ماند.

    آیا شما هم این فیلم را دوست خواهید داشت؟

    نمی‌شود درباره فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» صحبت کرد و حرف از شگفتی‌های آن نزد، فیلمی که طراحی‌ای دقیق در صحنه‌ها دارد، فضاسازی‌هایش آنقدر تحت تاثیرتان قرار می‌دهد که در جاهایی شاید تشخیص اینکه تصاویر استفاده شده آرشیوی یا بازسازی شده است، برایتان مشکل باشد.

    در سینمای ما که فقری در ژانر دارد و اساساً کارگردانان رغبتی برای به تصویر کشیدن زندگی شخصیت‌های موثر معاصر نشان نمی‌دهند، ساخت «غلامرضا تختی» یک جسارت است، جسارتی که کارگردانش احتمالاً پیش‌بینی می‌کرده نقدهایی به آن وارد شود اما پایش ایستاده است.

  • انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانه‌ها می‌شود

    انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانه‌ها می‌شود

    انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانه‌ها می‌شود

    انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانه‌ها می‌شود
    انیمیشن «مثل یک پروانه روی قلب» مهمان خانه‌ها می‌شود

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، هر روز صبح یکی از تولیدات امور سینمایی یا تئاترهای کانون در پرتال اینترنتی این مجموعه منتشر می‌شود. به همین منظور انیمیشن ۱۳ دقیقه‌ای «مثل یک پروانه روی قلب» به کارگردانی مریم خلیل‌زاده در روز چهارشنبه ۶ فروردین از ساعت ۹ صبح به نمایش در می‌آید.

    این انیمیشن، داستان مردی است که با سازِ جادوییِ خود می‌تواند هزار و یک دختر را به پروانه تبدیل کند و با بال‌های جادوییِ پروانه‌ها پرواز کند، اما عاشق هزار و یکمین دختر می‌شود … .

    این اثر که تولید سال ۱۳۹۵ امور سینمایی کانون است تاکنون در چندین جشنواره از جمله جشنواره پویانمایی تهران، فیلم کوتاه تهران، کلکته هند، مونترال کانادا، فیلم و موسیقی چجان کره‌جنوبی و فیلم‌های ایرانی کلن نمایش داده شده و جوایزی نیز کسب کرده است.

    «مثل یک پروانه روی قلب» در چندین بازار ملی و بین‌المللی فیلم نیز حضور داشته است.

    پخش این اثر از ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۶ فروردین به مدت ۲۴ ساعت روی خروجی این پرتال اینترنتی به نشانی omid.kpf.ir به‌صورت رایگان قابل دسترسی است.

    در جریان برنامه پخش اینترنتی فیلم‌ها و تئاترهای کانون، پیش از این فیلم‌های «کلانتری غیرانتفاعی» به کارگردانی زنده‌یاد یداله صمدی، «خمره»، «هامون و دریا» و «بچه‌های نفت‌» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «ساز دهنی» به کارگردانی امیر نادری، «قله دنیا» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد، «سبز کوچک» به کارگردانی غلامرضا رمضانی، «آلبوم» اثر غلامرضا حیدرنژاد، «پایان رویاها» به کارگردانی محمدعلی طالبی، نمایش‌های «لپ گلی» به کارگردانی محمد مسلمی، «به خاطر سارا» اثر حمید گلی و «قصه نقلی» به کارگردانی حسن دادشکر و انیمیشن «رویاها در یک روز» اثر صادق جوادی بدین شکل به نمایش درآمدند.

    این فیلم‌ها و تئاترها تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۹ به صورت آنلاین برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها نمایش داده می شود.

    در این روزها که شاهد شیوع بیماری کرونا در کشور هستیم، آثار مربیان و تولیدات کانون در قالب طرح پیک امید مجازی از مسیر صفحه پیک امید در پرتال کانون به نشانی Omid.kpf.ir قابل دسترسی است.

    علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از هشتگ‌های «#در_دل_دارم_امید، #کانون_امید، #پیک_امید و #برای_حال_خوب» به این آثار و فیلم‌ها در شبکه‌های اجتماعی دسترسی پیدا کنند.

  • بهاریه‌های «فریاد»؛ خیز ای ساقی پیمان شکنان باده بیار

    بهاریه‌های «فریاد»؛ خیز ای ساقی پیمان شکنان باده بیار

    به گزارش خبرنگار مهر، پارسی سرایان از دیرباز تاکنون به مناسبت آغاز بهار و چرخش طبیعت از سرما و رخوت به زندگی و سرخوشی اشعاری سروده‌اند که به بهاریه شهرت دارد.
    وصف نوروز در شعر کهن فارسی، باعث تحول معنایی واژه «بهار» نیز شد و به همین دلیل نیز در طول سالیان فرهنگ و تمدن ایرانی «بهاریه‌ها» با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی هر دوره قابلیت خوانش‌های متعدد را پیدا کردند، اما به هر حال معنای ظاهری ابیات نیز اهمیت ویژه داشت.

    نوروز جشنی است یادآور روزگاران کهن که در سنت اسلامی نیز پذیرفته شد. بنابراین نو شدن طبیعت هم نوستالژی تمدن کهن را در دل شاعران و مردم زنده می‌کرد و هم همسو با تفکرات اسلامی بود و بهاریه‌ها نیز مشحون از معانی مرتبط با این دو خط معنایی است.

    در ذیل تازه‌ترین بهاریه‌های سروده شده توسط حسن گل‌محمدی (فریاد) را می‌خوانید که برای مهر ارسال کرده است. فریاد، شاعر و پژوهشگر ادبی و مترجم است. دیوان اشعار او در سال ۱۳۹۵ توسط نشر کومش با مقدمه‌ای از عبدالرفیع حقیقت منتشر شد.

    او همچنین مصحح «دیوان کامل اشعار شاطرعباس صبوحی قمی» و «دیوان کامل ناصرالدین شاه قاجار» است. با پژوهش او کتاب‌های «امیرهوشنگ ابتهاج؛ شاعری که باید از نو شناخت»، «نیما چه می‌گوید؟»، «با کاروان مولوی از بلخ تا قونیه» و «دکتر شفیعی کدکنی چه می‌گوید» نیز منتشر شده‌اند.
    ۱
    روز نو آمد و از راه رسیدست بهار
    خوش بود بر لب جوی و می ناب و لب یار
    این اشارت بُوَد از آمدن فصل بهار
    که رود عمر و در این دیر نماند دیّار
    چشم ما بسته شد از دیدن گلزار و دمن
    نکند هیچ تفاوت نه قفس نه گلزار
    ناصحا ترک مناهی به خدا مشکل نیست
    مشکل آنست که تو ترک نکردی این کار
    چون شکستند حریفان همگی توبه خود
    خیز ای ساقی پیمان شکنان باده بیار
    باده پیش آر که غم از دل یاران ببرد
    تا زمستی نکند فرق مرا لیل و نهار
    باده پیش آر مبادا که زنند طبل رحیل
    وای از آن وقت که ما را گذرد کار از کار
    بانگ و «فریادِ» بپا خیز رسد تا به فلک
    خفتگان را نکند بانگ رحیلی بیدار
    ۲
    بهار آمد ولی شور بهاران در دلم نیست
    صفای صحبت دیرین یاران در دلم نیست
    پیام عشق می‌پیچد میان جنگل و دشت
    طنین دلنشین آن هزاران در دلم نیست
    شبابی بود و شوری بود و ما را هم قراری
    دگر یادی ز جمع بی‌قراران در دلم نیست
    جوانی رفت و شور و حال همراهش چه شد آخر
    وفای عهد آن شب زنده داران در دلم نیست
    شب تنهایی و صحبت فراموش گشته یاران را
    خیال گفتگو با گل عذاران در دلم نیست
    گل رویت امیدی بود غم‌های دلم را
    غمی دیگر به یاد غمگساران در دلم نیست
    همه شب شستشو می‌داد دل ما را زلال اشک
    دگر اشکی چون آب جویباران در دلم نیست
    خداوندا جدا کن غصه‌ی «فریاد» را از او
    که چیزی جز غم این روزگاران در دلم نیست
    ۳
    مخور غم ای دل حزین بهار می‌آید
    به قلب خسته‌ی عاشق قرار می‌آید
    نوید وصل و وصالت رسد به زودی زود
    ای خسته جان به کنارت نگار می‌آید
    غرق شکوفه شود شاخه‌ها به روی درخت
    آن بلبل رمیده به شاخسار می‌آید
    ز بعد سردی سخت این زمستان‌ها
    بنفشه‌ها به لب جویبار می‌آید
    هر شب سرم هوای تو می‌کند عزیز دلم
    آیا شود که ببینم نگار می‌آید؟
    به گلشن و به گلستان ز شور و شوق بهار
    صدای بلبل و بانگ هزار می‌آید
    وزد نسیم فرودین و با وقار تمام
    گل امید و شقایق بر این دیار می‌آید
    دهید مژده که همراه این نسیم امسال
    بهار فاتح این روزگار می‌آید
    خبر ببر به پرستو بگو که باغبان خجل
    آید به باغ خودش لیک شرمسار می‌آید
    «فریاد» را رسد آن روز که بر عروس سخن
    از هر کجای جهان خواستگار می‌آید
    ۴
    مه من سال نو آمد چکنم با غم نو
    من و سرمای شدید و نگه بی پرتو
    تکیه بر اختر بد می‌کنم از تنهایی
    با غم دل چکنم نیست دلم حرف شنو
    حاصل عمر گرانمایه زیان بود زیان
    کشت ما را نَبُوَد حاصلی هنگام درو
    خبری من نشنیدم ز کسی یا ز کتاب
    حاصل کار نداشت ارزشی بیشتر ز دو جو
    در پی کسب معاش عاقبت از ناچاری
    قلم و کاغذ و تالیف همه رفتند به گرو
    اندرین فصل بهار شکوه‌ای از بختم نیست
    از کریمی خداوند تو نومید مشو
    شد فلک سبز و جهان گشت به یکباره جوان
    کنج این خانه رها کن سوی گلزار برو
    همچو «فریاد» ز دل، کینه و غم را بزدا
    سخن اهل نظر را ز ره صدق شنو
    ۵
    بهار آمد رو به صحرا کن
    گل و گلزار را تماشا کن
    هر بهاری پیام آور ماست
    در دلت آن پیام پیدا کن
    بینی چه جان پرورست باد بهار
    در درون شور و شوق برپا کن
    با نسیم و ترنمش در باغ
    نعره سر کن خروش و غوغا کن
    پاک کن سینه را ز کین و حسد
    دل خود بهر عشق احیا کن
    عمر ما همچو برق می‌گذرد
    طی شد امروز فکر فردا کن
    غم رفته مخور نیامده نیز
    همچو گل شاخه را شکوفا کن
    چه کسی راست عمر جاویدان
    نقش خود خوب و نیک اجرا کن
    لب پیمانه بوس چون لب یار
    جام می نوش و ترک دنیا کن
    چیست «فریاد» در این جهان هدفت
    آن هدف بر صحیفه مانا کن
     

  • گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی
    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    گسترش بحران سینما در اروپای شرقی

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، مسئولان سینماهای لهستان از جمله زنجیره‌های سینمایی «هلیوی»، «مولیت‌کینو» و «سینما سیتی» از دولت کمک خواسته‌اند تا بتوانند مانع موج ورشکستگی این بخش به دلیل بحران کرونا شوند.

    در نامه‌ای سرگشاده که برای وزارت توسعه لهستان ارسال شده، سینماداران با تاکید بر اینکه سینماها نخستین صنایعی هستند که به شدت تحت تاثیر این بیماری همه‌گیر قرار گرفته‌اند، نوشته‌اند: ما ضمن تحمل هزینه‌های سنگین وام، اجاره و حقوق کارمندان، قادر به ایجاد درآمد نیستیم. ما هیچ راهی برای جایگزین کردن منابع فعلی سینما با منابع دیگر نداریم و درآمدمان در این مقطع صفر است.

    این در حالی است که سینماهای لهستان از ۱۲ مارس (۲۲ اسفند) از سوی دولت تعطیل شدند.

    در این نامه سینماها از دولت خواسته‌اند تا دست به اقدامی هدفمند بزند؛ از جمله سوبسیدی برای دستمزد کارمندان تعیین کند که موجب محدود شدن اخراج آنها شود و در عین حال صندوقی برای کمک به تولید فیلم ملی لهستان تعیین کند.

    سینماهای سراسر اروپای شرقی و مرکزی بسته هستند و این امر پس از گسترش سریع ویروس کرونا در ایتالیا انجام شد تا بتوانند با فاصله اجتماعی مانع گسترش این ویروس شوند.

    با این حال پیش از تعطیل رسمی سینماها، این مراکز به دلیل کاهش حضور تماشاگران با بحران روبه رو شده بودند و در آخر هفته ۱۳ تا ۱۵ مارس، (جمعه تا یکشنبه پیش) با کاهش ۹۰ درصدی مخاطب روبه رو شده بودند. برای تماشای فیلم جدید وین دیزل یعنی «بلاد شات» و کمدی اکشن «جاسوس من» دیوید باتیستا تنها هزار نفر در سراسر لهستان به سینما رفته بودند.

    درآمد کلی فروش بر طبق مرکز سینمای کرواسی در آن آخر هفته ۳۸ هزار دلار بود که در مقایسه با ماه پیش که ۳۱۷ هزار دلار بود، بسیار پایین‌تر آمده بود. برمبنای گزارش شبکه سینماهای مستقل کرواسی، تا زمان بسته بودن سینماها، آنها ماهانه حداقل ۱۵۵ هزار دلار ضرر می‌دهند.

    صربستان نیز با همین مشکلات مواجه است و «بلاد شات» آخر هفته پیش تنها ۱۱۲۱ بلیت فروخت. دولت صربستان از ۱۵ مارس (۲۵ اسفند) دستور تعطیلی همه مراکز تجمع را صادر کرد. در این دستور هر چند سینماها به طور مشخص نام برده نشدند اما «سینه پلکس» که زنجیره ملی سینماهای کشور است، اقدام به تعطیلی سینماهایش کرد و پس از آن دیگر سینماهای زنجیره‌ای نیز تعطیل کردند.

    رومانی نیز شرایطی مشابه دارد و فروش آخر هفته ۹ تا ۱۵ مارس (۱۹ تا ۲۵ اسفند) به ۲۹۷ هزار دلار رسید. هفته پیش از آن فروش سینماهای رومانی ۱.۳۴ میلیون دلار بود.

    در این کشورها همه تولیدات بین المللی و داخلی که برای ماه‌های مارس یا آوریل برنامه‌ریزی شده بود نیز به تعویق افتاده است.

    توزیع کنندگان فیلم به راه‌حل‌های جایگزین روی آورده‌اند از جمله «متنفر» فیلم جدیدی از یان کوماسا که نامزدی اسکار را در کارنامه دارد ۱۲ روز پس از آنکه در سینماهای لهستان به نمایش درآمد اکنون به صورت VOD (ویدئو هنگام درخواست) در دسترس قرار گرفته است.

  • آلودگی‌های سینما را باید از بین برد

    آلودگی‌های سینما را باید از بین برد

    آلودگی‌های سینما را باید از بین برد

     

    آلودگی‌های سینما را باید از بین برد
    آلودگی‌های سینما را باید از بین برد

    منیژه حکمت تهیه‌کننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره وضعیت سینمای ایران در سال گذشته و انتظاراتی که برای سال پیش رو دارد، گفت: انحطاط فرهنگی به‌خصوص در عرصه سینما، مُهری است که بر پیشانی دولت آقای روحانی خورده است و به راحتی هم نمی‌توانند آن را پاک کنند، انحطاطی که به نظرم زوال سینمای ایران را رقم زده است.

    وی در تشریح این موضع بیان کرد: طی ۶ سال گذشته اتفاق‌هایی در سینمای ایران رخ داده که فکر می‌کنم همه این اتفاق‌ها فکر شده بوده‌است، اتفاق‌هایی که باعث حذف بدنه اصلی سینما به خصوص سینمای مستقل بوده است.

    کارگردان فیلم سینمایی «جاده قدیم» توضیح داد: حضور کسانی که می‌توان آن‌ها را نامحرمان در سینما دانست، باعث شد تا بدنه سینما صدمه ببیند و به انحطاط در این هنر صنعت کمک کند. معتقدم ضربه‌ای که طی ۶ سال گذشته به سینما وارد شده، در هیچ دولتی که روی کار آمده وارد نشده است.

    وی با اشاره به اینکه این نوع از سیاستگذاری‌ها در عرصه سینما منجر به حذف تولیدکنندگان اصلی سینما شده است، بیان کرد: ورود اشخاص، سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف به سینما چه دلیلی دارد؟ بر این باورم با توجه به اینکه مدیران فرهنگی این دولت، راه ورود گروه‌های مختلف به سینما را باز کرده‌اند، باید علت این مساله را توضیح دهند.

    این کارگردان سینما توضیح داد: پیش‌بینی خوبی برای سال آینده سینمای ایران ندارم و فکر می‌کنم مدیران فرهنگی چاره‌ای ندارند جز اینکه آلودگی‌هایی که در سینما بوجود آورده‌اند را از بین ببرند.

    حکمت در پایان گفت: برای رهایی از این شرایط نیاز به تغییر ساختار مدیریتی در سینما داریم.