

۲۵۶ ۲۵۶



۲۵۶ ۲۵۶



محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی با انتشار متنی در صفحه شخصیاش از کمتوجهی مردم دنیا به گرسنگی بسیاری از کودکان در جهان انتقاد کرد و از سازمانهای جهانی مرتبط خواست تا نسبت به رفع این گرفتاری اقدام کنند.
در متن منتشر شده از سوی محمد معتمدی آمده است:
«عدالت اجتماعی چیست؟ آیا رشد اقتصادی با عدالت اجتماعی ارتباطی دارد؟ کشور هند پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست، ولی اکثر مردم آن دچار فقر مفرط هستند. و یا کشور آمریکا که بزرگترین و ثروتمندترین اقتصاد جهان است سی و هشت میلیون فقیر دارد.
معمولاً اقشار فرودست جامعه به دولتمردانی امید دارند که رشد اقتصادی را ارتقا ببخشند به امید آنکه در وضع معیشت آنان تغییری حاصل شود. در حالی که به نظر میرسد گمشده این قشر محروم بیش از آن رشد اقتصادی باشد عدالت است. هرچند رشد اقتصادی در شرایطی میتواند زمینهساز عدالت اجتماعی شود ولی غالباً بهواسطه مناسبات حاکم بر اقتصاد، این ثروتمندان هستند که با رشد اقتصادی مرفهتر میشوند.
به آمار دقت کنید:
روزانه پانزده هزار کودک در جهان بر اثر فقر و گرسنگی میمیرند. بر اساس آمار رسمی یونیسف فقط در سال ۲۰۱۶ پنج میلیون و ششصد هزار کودک بر اثر گرسنگی و سو تغذیه مردهاند. سالهاست که در هر روز بیست و پنج هزار نفر از بزرگ و کوچک، در جهان بر اثر فقر و گرسنگی و سوتغذیه میمیرند در حالی که مجموع تلفات کرونا تا امروز در جهان جمعاً چهل و چهار هزار نفر بوده است.
ببخشید اگر ناراحتتان کردم ولی بد نیست دنیای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. هرچند تصمیم داشتم به دلیل احساس عدم امنیت برای ابراز عقیده در فضای اینستاگرام کمتر مطالب اجتماعی به اشتراک بگذارم و در اینگونه موارد کمتر ابراز عقیده کنم ولی امروز به دلیل سنگینی اندوه، توبه شکستم.
درست است. هر روز پانزده هزار کودک در جهان از ویروس «گرسنگی» میمیرند. درمان این ویروس هم هزاران سال است که کشف شده. غذا….! ولی این ویروس هرگز ریشه کن نشد. هیچکس هم در جهان برایش وضعیت فوقالعاده اعلام نکرد. تنها تفاوت این ویروس با کرونا این است که اینبار ثروتمندان عالم هم به آن دچار شدهاند و شاید به همین دلیل در جهان، وضعیت فوقالعاده اعلام شد.
بلای کرونا میتواند کیفری باشد بر این گناه بشر که سالهاست در برابر این ظلم و بیعدالتی سکوت کرده است.
نود و نه درصد ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از مردم جهان است و یک درصد باقیمانده متعلق به نود و نه درصد جهانیان. دنیای زیبایست.»
۲۴۱۲۴۱


مستند «گلشهر» با محوریت کرونا در مشهد ساخته شد
به گزارش خبرگزاری مهر، مستند «گلشهر» به کارگردانی حسین نژادموسی و تهیهکنندگی هاشم مسعودی، مجتبی احسانی در شهر مشهد ساخته شد و کرونا موضوع این مستند قرار گرفته است.
در خلاصه موضوع این فیلم مستند آمده است: با شیوع ویروس کرونا در ایران، گروهی از مهاجرین افغانستانی در منطقه گلشهر مشهد اقدام به فعالیتهای سلامت محور از قبیل تولید ماسک، غربالگری مردم و غیره میکنند. این مستند روایتی است از مبارزه رزمنده فاطمیون «سیداسدالله سعادتی» با ویروس کرونا…
عوامل تولید مستند «گلشهر» عبارتند از؛ تهیهکنندگان: هاشم مسعودی، مجتبی احسانی، تصویربردار و کارگردان: حسین نژادموسی، تدوین: مجتبی احسانی، دستیار تدوین: مسعود بلوچ زاده، مدیر تولید: عمار سیستانی، مجری طرح: شمسه فیلم.


به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، حسام الدین سراج در برنامه «بهار نارنج» ضمن اعلام تبریک به ملت ایران اظهار امیدواری کرد که مشکل کرونا با یاری مردم و در خانه نشستن به زودی حل شود.
همچنین عباس بهادری خواننده آهنگ ها و سرودهای انقلابی، بیماری کرونا را امتحان الهی خواند و گفت: کرونا به همه ما تلنگر زد تا بیش از پیش به یاد پروردگارمان باشیم تا بار دیگر درهای خیر و رحمت و سلامتی به روی همه ما باز شود. بهادری در پایان، سالی سرشار از سلامتی، برکت و مهربانی با یکدیگر را برای هموطنان آرزو کرد.
«بهار نارنج» ویژه برنامه صبحگاهی رادیو نمایش است که به تهیه کنندگی آزاده شاهرخ مهر، هر روز ساعت ۹ تا ۱۰:۳۰ به صورت زنده از رادیو نمایش پخش می شود.



به گزارش خبرنگار مهر، محمد معتمدی خواننده موسیقی ایرانی با انتشار متنی در صفحه شخصیاش از کمتوجهی مردم دنیا به گرسنگی بسیاری از کودکان در جهان انتقاد کرد و از سازمانهای جهانی مرتبط خواست تا نسبت به رفع این گرفتاری اقدام کنند.
در متن منتشر شده از سوی محمد معتمدی آمده است:
عدالت اجتماعی چیست؟ آیا رشد اقتصادی با عدالت اجتماعی ارتباطی دارد؟ کشور هند پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست، ولی اکثر مردم آن دچار فقر مفرط هستند. و یا کشور آمریکا که بزرگترین و ثروتمندترین اقتصاد جهان است سی و هشت میلیون فقیر دارد.
معمولاً اقشار فرودست جامعه به دولتمردانی امید دارند که رشد اقتصادی را ارتقا ببخشند به امید آنکه در وضع معیشت آنان تغییری حاصل شود. در حالی که به نظر میرسد گمشده این قشر محروم بیش از آن رشد اقتصادی باشد عدالت است. هرچند رشد اقتصادی در شرایطی میتواند زمینهساز عدالت اجتماعی شود ولی غالباً بهواسطه مناسبات حاکم بر اقتصاد، این ثروتمندان هستند که با رشد اقتصادی مرفهتر میشوند.
به آمار دقت کنید:
روزانه پانزده هزار کودک در جهان بر اثر فقر و گرسنگی میمیرند. بر اساس آمار رسمی یونیسف فقط در سال ۲۰۱۶ پنج میلیون و ششصد هزار کودک بر اثر گرسنگی و سو تغذیه مردهاند. سالهاست که در هر روز بیست و پنج هزار نفر از بزرگ و کوچک، در جهان بر اثر فقر و گرسنگی و سوتغذیه میمیرند در حالی که مجموع تلفات کرونا تا امروز در جهان جمعاً چهل و چهار هزار نفر بوده است.
ببخشید اگر ناراحتتان کردم ولی بد نیست دنیای پیرامون خود را بهتر بشناسیم. هرچند تصمیم داشتم به دلیل احساس عدم امنیت برای ابراز عقیده در فضای اینستاگرام کمتر مطالب اجتماعی به اشتراک بگذارم و در اینگونه موارد کمتر ابراز عقیده کنم ولی امروز به دلیل سنگینی اندوه، توبه شکستم.
درست است. هر روز پانزده هزار کودک در جهان از ویروس «گرسنگی» میمیرند. درمان این ویروس هم هزاران سال است که کشف شده. غذا….! ولی این ویروس هرگز ریشه کن نشد. هیچکس هم در جهان برایش وضعیت فوقالعاده اعلام نکرد. تنها تفاوت این ویروس با کرونا این است که اینبار ثروتمندان عالم هم به آن دچار شدهاند و شاید به همین دلیل در جهان، وضعیت فوقالعاده اعلام شد.
بلای کرونا میتواند کیفری باشد بر این گناه بشر که سالهاست در برابر این ظلم و بیعدالتی سکوت کرده است.
نود و نه درصد ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از مردم جهان است و یک درصد باقیمانده متعلق به نود و نه درصد جهانیان. دنیای زیبایست.



به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محسن جوادی به مناسبت درگذشت ثریا قزل ایاغ؛ نویسنده، پژوهشگر و مترجم حوزه ادبیات کودک و نوجوان پیام تسلیت صادر کرد.
متن پیام معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به این شرح است:
«خبر درگذشت سرکار خانم ثریا قزل ایاغ در روز ادبیات کودک، بسیاری از فعالان و علاقهمندان فرهنگ و ادبیات به ویژه فعالان حوزه ادبیات کودک را اندوهگین کرد. زنده یاد قزل ایاغ برای چند نسل از کودکان و نویسندگان کودک چگونه خواندن و نوشتن را آموخت، قصهگویی و بازی کردن را آموخت، ادبیات کودک ایران وامدار تلاشها و کتابهای اوست.
ضمن عرض تسلیت درگذشت این نویسنده و مترجم از درگاه خداوند متعال برای زنده یاد ثریا قزل ایاغ مغفرت و برای خانواده و بازماندگان صبر مسئلت میکنم.»



به گزارش خبرنگار مهر، فرزانه منصوری همسر زنده یاد نادر ابراهیمی که مهمان منصور ضابطیان در برنامه «فرش بنفشه» رادیو ایران شده بود گفت: علی الرغم اینکه ۹۹ شروع شاید ناخوشایندی داشته آرزو میکنم امسال خبرهای خوشی داشته باشد که تلخیهای سال گذشته را برای همه بشریت جبران کند.
وی که در قرنطینه به سر میبرد، افزود: یک ماه و نیم است بچههایم را ندیده ام و فاصله را حفظ میکنیم. برای خرید هم ماسک می زنم و برای خریدهای ضروری به مغازههای نزدیک خانه میروم.
منصوری که ۱۴ فروردین سالروز تولد همسر فقیدش بود، در پاسخ به اینکه آیا ابراهیمی که متنهای عاشقانه بسیاری دارد، در زندگی واقعی هم عاشق پیشه بوده، اظهار کرد: این سوالی است که خیلیها شاید از سال ۶۸ که ۴۰ نامه کوتاه منتشر شد از من و نادر میپرسیدند.
وی تاکید کرد: درست است که مردان ایرانی عادت ندارند به صورت زبانی ابراز علاقه کنند. نادر در «۴۰ نامه کوتاه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» خلاف این عمل کرد. ما این دو اثر را که توجه همه را جلب کرد زندگی کردیم. اینها فقط نوشتههایی برای دیگران نبوده است.
منصوری یادآور شد: ما زمانی که ازدواج کردیم هیچ نسخه از پیش نوشته شدهای نداشتیم. نادر درباره «یک عاشقانه آرام» گفته بود که این کتاب اصول زندگی و دکترین من برای زندگی مشترک است که البته پس از تجربه یک زندگی مشترک به وجود آمد.
همسر زنده یاد ابراهیمی در پاسخ به ضابطیان که میگفت ردپای شما در تمام این آثار وجود دارد، تاکید کرد: من همیشه گفته ام که نادر درباره من مبالغه کرده است. خودم می دانم همسری که در زندگی مشترک به کمال رسیده باشم نبودم اما به معنای زن خوب و تعریف سنتی ایرانی چرا بودم.
منصوری در پاسخ به اینکه تجربههای مختلف شغلی ابراهیمی که در کتابهایی چون «ابوالمشاغل» نیز به آنها اشاره شده پیش از ازدواج بوده یا پس از آن، تصریح کرد: اینها همه بعد از ازدواج بود. زمانی که ما ازدواج کردیم نادر سه کتاب داشت و زمانی که او این دنیا را ترک کرد بالغ بر ۱۰۰ اثر نوشته بود. قبل از ازدواج او یکی دو بار به خاطر مبارزات و حق طلبی اش زندان رفته بود. او اصولاً ظلم ستیز بود و از ۱۳ سالگی وارد کارهای مبارزاتی سیاسی به خاطر عشق به وطن و مردم شده بود.
وی تاکید کرد: با این اعتقادات و آرمانها نادر شغلهای متفاوتی را تجربه کرد. او هرگز کار دولتی نداشت و به خاطر اینکه هر وقت میدید کارفرما دستوری دارد که با منافع ملی و عقاید او منافات دارد، اگر نمیتوانست حرفش را به کرسی بنشاند آن کار را ترک میکرد و سراغ شغل دیگری میرفت. وقتی ازدواج کردیم این کار ساده نبود. اجاره خانه بود، دو بچه داشتیم و فرزند سوممان هم آمد. این موضوع زندگی ما را بهم میریخت ولی ما تحمل میکردیم.
منصوری در پاسخ به اینکه کدام یک از این شغلها برای نویسندهای در حد ابراهیمی عجیبتر بود، گفت: شما در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» میبینید که نادر کارگری جاپخانه را کرده در زمانی که تایپ وجود نداشته و با حروف سربی چاپ میکردند. بعد او کارگر تعمیرگاه کمباین و ماشینهای کشاورزی در ترکمن صحرا شده است. بعد میبینید که بعد از ازدواج ما او میرزای یک حجره فرش فروشی در بازار میشود و خاطرات بامزه ای از این حسابداری دارد. اینها در تضاد با هم بودند. بعد او استاد دانشگاه است و در حوزه هنری کارگردانی و فیلمنامه نویسی تدریس میکند در دانشگاه صداوسیما هم فارسی نویسی. اینها با هم همخوانی نداشتند اما او این تجربهها را کرده است.
وی در پاسخ به ضابطیان که اشاره میکرد همین تجربیات پدیدهای به نام نادر ابراهیمی را شکل داده است، افزود: صدالبته. این تجربیات به کار گرفته شده و از آنها استفاده شده است. نادر اینگونه پخته شده است.
در ادامه ضابطیان به مجموعه تلویزیونی «سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن» که ابراهیمی ساخته بود اشاره کرد و پیشنهاد داد با پخش قطعه تیتراژ این مجموعه گفتگو به پایان برسد. همچنین به منصوری گفت هرکاری که داشت در خدمت است.
منصوری نیز در پایان گفت: شعر و ملودی این قطعه از نادر است و فریدون شهبازیان این کار را تنظیم کرده است. واقعاً این حرف شما که اینطور صمیمانه میگوئید اگر کاری داشتم انجام میدهید، مرا به این فکر میاندازد که در دوران کرونا یک بار دیگر ایمان آوردم ما ملتی هستیم که هوشمندی تاریخی داریم. در کشور ما مهربانی، فداکاری، از خود گذشتگیهای بسیاری دیده میشود و هرکس به اندازه بضاعت خود میخواهد گوشه کاری را بگیرد. چه پزشکان و پرستاران والامقام ما چه کسان دیگری که دستکش رایگان میدهند و داوطلبانه از افرادی که کسی را ندارند پرستاری میکنند. واقعاً دست همه ملت را می بوسم و نمی دانم چه صفتی درباره آنها بگویم.
«فرش بنفشه» به تهیه کنندگی زهرا قائدی و محمد اسماعیل پور با اجرای منصور ضابطیان هر روز ساعت ۱۷ از رادیو ایران پخش میشود.

اکران «تاپ گان» تام کروز تا آخر سال به تعویق افتاد

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، اکران «تاپ گان: ماوریک» که ادامهای بر فیلم کلاسیک تام کروز در سال ۱۹۸۶ است و خیلیها سالها منتظر ساخته شدنش بودند، به دلیل شرایط کرونایی تا اواخر سال یعنی ماه دسامبر به تاخیر افتاد.
این فیلم که قرار بود تابستان راهی سینماها شود اکنون ۲۳ دسامبر ۲۰۲۰ یعنی در آخرین روزهای سال نمایش داده خواهد شد.
پارامونت همچنین نمایش فیلم دوم «یک جای خیلی ساکت» را به تعویق انداخته و آن را ۴ سپتامبر ۲۰۲۰ راهی سینماها میکند.
علاوه بر این اعلام شده فیلم جدید باب اسفنجی با عنوان «فیلم باب اسفنجی: اسفنج در حال فرار» نیز در حالی که قرار بود از ۲۲ ماه می راهی سینماها شود اکنون ۳۱ جولای به سینماها میآید. فیلم علمی تحیلی «جنگ فردا» هم که قرار بود ۲۵ دسامبر ۲۰۲۰ راهی سینماها شود و احتمالاً باید گفت فیلم تام کروز جایگزین آن شده است، فعلاً تاریخی برای اکران ندارد.
به نظر میرسد کمپانیهای تولید فیلم انتظار ندارند سینماها حداقل تا نیمه تابستان دوباره کار خود را شروع کنند. در عین حال آنها بسیار نگران هستند که مخاطبان سینماها چگونه ممکن است به زندگی عادی بازگردند و پس از رهایی دنیا از بحران کرونا، چگونه به سینما واکنش نشان دهند.
تولید «تاپ گان: ماوریک» ۱۵۰ میلیون دلار هزینه داشت و پارامونت برای جبران این هزینه به یک فروش گسترده فکر میکند. شاید تاخیر نمایش فیلم به پارامونت این امکان را بدهد تا در سطح جهان برای آن تبلیعات زیادی به راه بیندازد. این امر ممکن بود با اکران آن در تابستان ممکن نباشد.
تام کروز همچنین میتواند به بازی در ادامه «ماموریت غیرممکن» ادامه دهد. وی در حال بازی در هفتمین فیلم در اروپا بود که به دلیل شیوع ویروس کرونا در ایتالیا، فیلمبرداری نیمه تمام ماند. این تاخیر به وی نیز کمک میکند تا با خیال راحتتری در ادامه «ماموریت غیرممکن» ظاهر شود و فرصت برای کمپین معرفی و فروش «تاپ گان» هم داشته باشد.
تام کروز بیش از ۳۰ سال پس از فیلم نخست، در این فیلم بازی کرده و بار دیگر نقشآفرین شخصیت ماوریک شده است.



به گزارش خبرنگار مهر، سال ۹۸ با تمام فراز و فرودهای خود و به ویژه آغاز بحران ویروس کرونا در ایران و جهان به پایان رسید و مردم ایران وارد سال ۹۹ هجری شمسی شدند به امید اینکه روزها و سالی پر برکت پیش روی همگان باشد. جامعه تئاتر نیز از جمله اقشار کشور هستند که با وجود تعطیلی و ایام سختی که در سال ۹۸ تجربه کردند، با امید به روزهایی همراه با سلامتی و رونق زندگی اجتماعی سال جدید را آغاز کردهاند.
با همهگیر شدن شیوع ویروس کرونا در ایران در ماه آخر سال ۹۸ تماشاخانههای تئاتر نیز همچون دیگر مراکز فرهنگی و هنری تعطیل شدند، تعطیلی سالنهای تئاتر خسارت زیادی به گروهها و سالنداران وارد کرد و باعث شد در روزهای پایانی سال اهالی تئاتر ضر و زیان زیادی ببینند. تقریبا اکثر نمایشهایی که اجرایشان در اسفندماه تعطیل شد تازه اجرای عمومی خودشان را آغاز کرده بودند و این تعطیلی اجباری سبب شد علاوه بر هدر رفتن وقت و انرژی و زیان مالی، بسیاری از گروهها نتوانند برنامه ریزی مجددی برای ادامه اجرایشان داشته باشند چون همه چیز بستگی به پایان معضل بیماری کرونا و مساعد شدن اوضاع دارد و در صورت عادی شدن شرایط ممکن است بازیگران و عوامل آن نمایش به کار دیگری تعهد داشته باشند و در زمان تعیین شده نتوانند در خدمت گروه باشند.
مساله دیگر جلب اعتماد مخاطبان و فراهم آوردن شرایط مناسب بهداشتی برای بازگشتشان به سالنهای نمایشی است چون در غیر این صورت حتی با باز شدن در تماشاخانهها نیز ممکن است تماشاگران همچنان به آلوده بودن محیط اعتقاد داشته باشند و ترجیح دهند فعلاً به دیدن نمایشهای روی صحنه نیایند.
البته مدیران سالنهای مختلف اعلام کردهاند که تماشاخانه هایشان ضدعفونی شده و مطمئنا بعد از بازگشایی سالنها این کار مجددا انجام خواهد شد اما ترغیب هنرمندان تئاتر به بازگشت دوباره مخاطبان به سالنها و روشن کردن چراغ تماشاخانهها نیز میتواند تاثیرگذار باشد چون همانطور که میدانیم تئاتر هنری زنده است و بدون حضور مخاطب معنا نمییابد.
از همین رو در طول تعطیلات نوروز و همزمان با تجربه خانهنشینی اجباری در نوروز ۹۹ خبرگزاری مهر با دعوت از هنرمندان تئاتر خواست در ویدئوهایی کوتاه برای این روزها پیشنهادات فرهنگی مطرح کنند و در عین حال آنها را به حضور دوباره در سالنهای تئاتر بعد از پایان معضل بیماری کرونا و باز شدن مراکز فرهنگی و هنری فرابخوانند.
در همین راستا بهرام سرورینژاد بازیگر و کارگردان تئاتر که پیش از تعطیلی تماشاخانهها با عنوان بازیگر و در نقش سیاه در نمایش آیینی سنتی «کابوسهای مرد مشکوک» به کارگردانی ملیکا رضی در تماشاخانه سنگلج روی صحنه بود در ویدئویی مخاطبان را به ماندن در منزل در این روزهای کرونایی دعوت کرده و در ادامه آنها را به حضور دوباره در سالنهای نمایش فراخوانده است و از علاقه مندان خواسته که به دیدن «کابوسهای مرد مشکوک» بعد از عادی شدن شرایط بنشینند.

پنج چهره خبرساز «سینمای ۹۸»

خبرگزاری مهر -گروه هنر- نیوشا روزبان: سال ۹۸ با فراز و نشیبهای بسیاری به پایان رسید و هرچند میتوان و باید «مردم» را به دلیل تحمل امیدوارانه این سال پرتلاطم چهره اصلی سال ۹۸ نامید، اما در بخشهای مختلف نیز بودند چهرههای شاخصی که از در هیاهوی «اخبار» توانستند توجه رسانههای را به خود جلب کنند و به تعبیری خبرساز شوند.
سینمای ایران هم سال پرفرازونشیبی را پشت سرگذاشت که همچون همیشه با حواشی بسیاری هم همراه بود و این بار نیز این هنرصنعت از جریان تحولات مستثنی نماند؛ در این گزارش از پنج چهره شاخص سینمای ایران در سال ۹۸ نام بردهایم که هرکدام بهواسطه اظهارات و اقدامات خود به دلایلی در طول سال گذشته نقشی خبرساز ایفا کردند.
شهاب حسینی؛ شوالیه معترض به تحریم
یکی از چهرههای شاخص سینمای ایران در سال ۹۸ شهاب حسینی بود. بازیگر شناختهشدهای که علاوهبر دو فیلم در چرخه اکران، در هنگامه جشنواره فجر هم با یک فیلم در بخش رقابتی و یک فیلم دیگر که تنها یک نمایش برای اهالی رسانهها داشت، حضور پیدا کرد تا از سینماگران پرکار سال گذشته باشد. «آن شب» به کارگردانی کوروش آهاری و «شین» به کارگردانی میثم کزازی بود، ۲ فیلم سینمایی که در ادامه دغدغه سالهای اخیر حسینی، هر ۲ توسط کارگردانهای فیلم اول یکی در آمریکا و دیگری در ایران ساخته شده بود.
البته تا پیش از این شهاب حسینی در چند پروژه سینمایی کارگردانهای فیلم اول چه به عنوان بازیگر و چه بهعنوان تهیهکننده حضور داشت و اتفاقاً دو تا از همین فیلمها یعنی «نبات» و «هزارتو» در سال گذشته فرصت اکران عمومی نیز پیدا کردند؛ فیلماولیهایی که پیشتر در گزارشی به دلایل ناکامی آنها در فرآیند اکران اشاره کرده بودیم.
یکی از نکات جالب دیگر درباره دو فیلمی که شهاب حسینی در ویترین جشنواره سیوهشتم رونمایی کرد، این بود که هر دو اثر در ژانر وحشت ساخته شدند. فیلمهایی که شاید نتوانستند نظر مثبت همه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کنند اما به قطعاً قدمی رو به جلو برای احیای سینمای وحشت در ایران بودند. به خصوص که سینمای ایران فاصله زیادی نسبت به فیلمهای ژانر وحشت در دنیا دارد و همین گام اول بعد از سالها در سینمای ایران خود اتفاق مهمی به شمار میرفت.

البته خبرسازی شهاب حسینی در جشنواره فجر گذشته فراتر از این دو فیلم بود. او که در نشست خبری «آن شب» به دلیل اینکه در ایران حضور نداشت شرکت نکرد، برای نشست خبری فیلم سینمایی «شین» در بخش خارج از مسابقه خود را به پردیس ملت رساند تا در برابر رسانهها قرار بگیرد و یکی از شبهای پرحاشیه جشنواره فجر را رقم بزند. و در همین راستا هم نیازی به برگزاری نشست خبری هم نبود، به ایران آمد تا بتواند از فیلم خود در برابر اهالی رسانه و البته به عنوان بازیگر و تهیهکننده دفاع کند. نشستی که نفس برگزاری آن برای یک فیلم خارج از مسابقه با انتقاد رسانهها مواجه شد و مسئولان جشنواره هم توضیحی درباره این بدعت ارائه نکردند.
اما اتفاق جالبی که در این نشست خبری رخ داد و بازتاب بسیاری در فضای رسانهای پیدا کرد این بود که شهاب حسینی به جای صحبت درباره پروژه سینمایی خود، به طرح دیدگاههای خود درباره مسائل سیاسی و اجتماعی هفتههای منتهی به جشنواره پرداخت و با ارجاع به بیانیهای که پیش از جشنواره در نقد مدعیان «تحریم فجر» در فضای مجازی منتشر کرده بود، اینبار تندتر و صریحتر از حضورش در «فجر» دفاع کرد و به تحریمکنندگان تاخت.
در این نشست خبری شهاب حسینی با اشاره مستقیم به مسعود کیمیایی کارگردان پیشکسوتی که از پیشگامان موج تحریم جشنواره فیلم فجر بود، حواشی بسیاری را بوجود آورد تا جایی که برخی موافقان موضع انتقادی حسینی هم لحن و ادبیات او در خطاب قرار دادن یک سینماگر پیشکسوت را قابل انتقاد دانستند.
شهاب حسینی پیش از جشنواره و در زمانی که پیوستن به جریان مدعیان تحریم فجر داشت تبدیل به یک «مد» میشد، در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با اعتراض به تحریم فجر، بیان کرده بود: «این انصرافها دامن زدن به افتراق جامعه بین خودی و ناخودی است. وقتی که جامعه و مردم به همبستگی و دلداری نیازمندند، این تفکر که کسانی که انصراف نمیدهند همدرد و شریک حال مردم نیستند، اشتباه است.»
این بازیگر غالباً کمحاشیه سینمای اینگونه سال ۹۸ را در اوج حاشیهها به پایان رساند. در همین شرایط هم بود که خبر دریافت نشان شوالیه از سوی دولت فرانسه به پاس فعالیتهای هنری باردیگر شهاب حسینی را در معرض موضعگیری دو گانه موافقان و مخالفان قرار داد. شهاب حسینی بعد از دریافت این نشان در صفحه اینستاگرام خود نشوت: «در راه پر پیچ و خم زندگی حرفهای این بنده کوچک هر ره آوردی حاصل شد افتخار آن را به یکایک مردم سرزمینم تقدیم میکنم. چه آنان که از من نفرت دارند و چه آنان که دوستم میدارند. زیرا من یکایک آنان را از دل دوست میدارم و ماوایی جز میعادگاه اعتلا و سر افرازیشان نمیشناسم.»
فارغ از این حواشی باید دید شهاب حسینی تا چه اندازه در اکران ۹۹ با دو فیلم «آن شب» و «شین» موفق ظاهر خواهد شد و تا چه اندازه مخاطبان سینما را با خود همراه میکند.
مجید مجیدی؛ حامی نانآوران کوچک
مدتها بود که مجید مجیدی بهواسطه مشغله تولید و کارگردانی دو پروژه بینالمللی «محمدرسول الله» و «آن سوی ابرها» از سینمای اجتماعی که سالها در آن فعالیت کرده بود فاصله گرفته بود و همه منتظر بودند تا این کارگردان قدیمی سینما دوباره فیلمی در حوزه تخصصی خود یعنی سینمای اجتماعی بسازد.
مجیدی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «خورشید» به این انتظار پاسخ داد، فیلمی که البته نمایش و رونمایی آن در جشنواره با حواشی بسیاری همراه شد. در واقع در مراسم قرعهکشی فیلمهای سینمایی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، قرار شد «خورشید» در روزهای اول جشنواره برای اهالی رسانه و مخاطبان جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود که این نوبت اکران با درخواست صاحبان فیلم به روز آخر جشنواره موکول شد و همین درخواست اولین نشانه از آماده نبودن نسخه نهایی فیلم بود.
داستان به همین جا ختم نشد، فیلم سینمایی «خورشید» به دلایل طولانی شدن مراحل پس از تولید در سینماهای مردمی نیز نمایش داده نشد، به گونهای که شایعاتی مبنی بر نرسیدن جدیدترین پروژه مجید مجیدی به جشنواره فیلم فجر منتشر شد. با تأخیر در نمایش این فیلم در سینماهای مردمی، «خورشید» اولین ضربه را از سوی عوامل خود خورد، چرا که براساس قانون با گذشت ۳ روز از جشنواره فیلم فجر، اگر فیلمی در سینماها نمایش داده نشود، از بخش آرای مردمی کنار گذاشته میشود و اینگونه فیلمی که میتوانست نظر بسیاری از مخاطبان و سینماروها را به خود جلب کند شانس خود برای شکار این سیمرغ ارزشمند را از دست داد.
در نهایت اما «خورشید» به جشنواره رسید و در روز آخر برای اهالی رسانه به نمایش گذاشته شد؛ فیلمی که توانست در دقیقه ۹۰ نظر مثبت بسیاری از اهالی هنر و رسانه را به خود جلب کند.

فیلم سینمایی «خورشید» درباره کودکان کار است و مصائب این قشر از جامعه را به تصویر میکشد، فیلمی که در آن بازیگران نقش اصلی در عالم واقع هم کودک کار بودند. مجید مجیدی با این هنرمندان کوچک در نشست خبری فیلم خود در کاخ جشنواره حضور پیدا کرد و آنها را «نانآوران کوچک» خطاب کرد. حضور این نابازیگران کوچک نیز موردتوجه اصحاب رسانه و سینمادوستان قرار گرفت.
البته مجید مجیدی این کودکان را رها نکرد و با آنها به اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم آمد و جوایزی نیز به این هنرمندان جوان اهدا شد.
اما مجیدی کودکان کار را فراموش نکرد و درست در زمان شیوع ویروس کرونا با انتشار دلنوشتهای از مدیران دولتی درخواست کرد تا این کودکان را فراموش نکرده و از آنها برای مقابله با ویروس کرونا حمایت کنند.
مجید مجیدی چندماه پیش از این دلنوشته، باردیگر هم دست به قلم شد تا حرف دل خود را با مردم در میان بگذارد؛ متنی که درست در نخستین ساعات انتشار خبر شهادت سردار قاسم سلیمانی در رسانهها منتشر شد و مجیدی در آن آورده بود: «شهادت شجاعانه سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی و رجعت روح والایشان به درگاه ابدیت را تبریک و تسلیت عرض مینمایم. به راستی در این وانفسا زیبندهترین لباسی که بر تن ایشان میتوانست مزین شود و قامت بگیرد، لباس زیبای شهادت بود. یادش گرامی و نامش بلند باد که در سرتاسر عمر پر برکتشان همواره ضربان قلبش برای ایجاد امنیت در کشور پهناور ایران اسلامی تپید و مانند سربازی بیادعا ذرهای از هدف متعالیاش پا پس نکشید. بدون شک خون مطهر ایشان پایمال نمیشود و از برکت این عروج، فانوس پر فروغی روشن میشود که تأثیر چشمگیری خواهد داشت بر قدرت یافتن و شکوفایی ایران اسلامی.»
مجید مجیدی در سالی که گذشت علاوهبر درخشش در جشنواره فیلم فجر با حضور در جشنواره جهانی قونیه هم خوش درخشید و با دو فیلم سینمایی «بید مجنون» و «بچههای آسمان» توانست جایزه ویژه جشنواره جهانی قونیه را از آن خود کند.
سعید ملکان؛ غایب جشنواره فیلم فجر
سعید ملکان سالها به عنوان طراح چهره پرداز در سینمای ایران فعالیت کرده بود و در سالهای اخیر دامنه فعالیت خود را گستردهتر کرد و تهیهکنندگی چندین اثر سینمایی با پروداکشنهای بزرگ را برعهده گرفت که از آن جمله میتوان به «غلامرضا تختی» و «تنگه ابوقریب» اشاره کرد که هر کدام توانستند موافقیتهای قابل توجهی را در جشنواره فیلم فجر بدست آورد.
این هنرمند تنها به تهیهکنندگی فیلم بسنده نکرد و این بار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به عنوان کارگردان با فیلم سینمایی «روز صفر» حضور پیدا کرد، فیلمی که با موضوع متفاوت آن یعنی ماجرای دستگیری عبدالمالک ریگی توسط یکی از نیروهای گمنام، ساخته شد و کنجکاوی بسیاری از منتقدان، هنرمندان و اهالی رسانه را قبل از شروع جشنواره فیلم فجر به خود جذب کرد.

سعید ملکان در نشست خبری که برای این فیلم در جشنواره فیلم فجر برگزار شده بود، از شخصیت اصلی «روز صفر» دفاع کرد و تاکید کرد که این شخصیت ما به ازای بیرونی دارد و یک شخصیت تخیلی نیست.
البته در بخشی دیگر نیز برخی از اهالی رسانه تاکید کرده بودند که ملکان به دنبال شکلگیری یک ابرقهرمان همه فن حریف در سینمای ایران بوده و همین رویکرد خروجی فیلم را به نمونهای مشابه قهرمانان هالیوودی تبدیل کرده که شاید انطباق کاملی با سربازان گمنام ایرانی نداشته باشد.
اما حواشی که سعید ملکان را درگیر خود کرد، تنها به این چند مورد محدود نشد و این هنرمند گویا به دنبال ایجاد حاشیه و بیشتر دیده شدن فیلم خود بود به گونهای که در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکرد و به رغم فیلم خوش ساختش که تنور جشنواره را حسابی گرم کرده بود، خود در دقیقه ۹۰ جدیترین ضربه را به اعتبار «فجر» زد و خود و عواملش برای دریافت سیمرغ فجر در آئین اختتامیه حاضر نشدند.
سعید ملکان و عوامل این فیلم طی بیانیهای اعلام کردند که به نشانه اعتراض در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند و تاکید کردند که به دلیل سیاستهای غلط مدیران دولتی و فاصله گرفتن از قوانین جشنواره فیلم فجر علاقهای به حضور در مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نداشتهاند! این بیانیه واکنشهای بسیاری را به همراه داشت که نوک پیکان این واکنشها مستقیم به سعید ملکان نشانه رفته بود.
ماجرا به جایی کشیده شد که هیأت داوران تصمیم داشتند که ۵ سیمرغی که برای «روز صفر» در نظر گرفته شده بود به عوامل داده نشود. در این میان ابراهیم داروغهزاده دبیر سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر نیز ساکت ننشست و در فضای مجازی علت اعتراض سعید ملکان و تیمش را انتقاد به داوری و نامزدی برخی از فیلمهای سینمایی که عوامل آن جشنواره فیلم فجر را تحریم کرده بود و قرارد دادن فیلم سینمایی «خورشید» ساخته مجید مجیدی در بخش مسابقه آن هم در روزهای آخر جشنواره دانست.
البته نکته جالبی که وجود دارد این است که سعید ملکان و تیمش هرچند در اختتامیه جشنواره فیلم فجر حضور پیدا نکردند اما در بخش اختتامیه تجلی اراده ملی شرکت کرده و جوایز خود را از این بخش که از سوی نهادهای دولتی تعیین شد ه بود را دریافت کردند.
با توجه به اینکه این تهیهکننده و کارگردان سینما طی سالهای اخیر فیلمهای پرفروشی را روانه پرده سینماها کرده است، باید دید در سال ۹۹ و با طرح قرعه کشی فیلمها چه زمانی «روز صفر» در سینماهای کشور اکران میشود و تا چه اندازه در جلب نظر مخاطبان در اکران عمومی موفق ظاهر میشود.
اشکان رهگذر؛ اعتراض به اکران
اشکان رهگذر کارگردان جوان انیمیشن در سال ۹۸ با انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» به سینماها آمد. انیمیشنی که توانست در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم انیمیشن را از آن کند. این کارگردان جوان زمان بسیار زیادی را برای ساخت «آخرین داستان» صرف کرد و نتایج بینالمللی که از حضور در جشنوارههای خارجی بدست میآورد نشان از تولید یک انیمیشن متفاوت داشت که میتوانست در گیشه نیز موفقیتهایی را بدست آورد. رهگذر برای این فیلم سینمایی از شناختهشدهترین چهرههای سینمای ایران به عنوان صداپیشه استفاده کرد که خود میتوانست در جذب مخاطب موفق باشد.
«آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان «ضحاک» در شاهنامه فردوسی بود و به خوبی نشان داد که ادبیات کهن ایران میتواند منبع مناسبی برای نگارش فیلمنامههای سینمایی و انیمیشن باشد.

این انیمیشن درست در زمانی اکران شد که این امید میرفت بتواند در اکران عمومی مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد، اما ارائه اکران نامناسب برای این انیمیشن و نبود تبلیغات مناسب شهری و تلویزیونی نتوانست مخاطبان بسیاری را به سینما جذب کند و این مساله سبب شد تا این کارگردان جوان که سالها برای ساخت این انیمیشن تلاش کرده بود ناامید شده و نامهای را به نشانه اعتراض به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بنویسد.
این کارگردان در این نامه خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرده بود که برای انیمیشنی مانند «آخرین داستان» که توانسته موفقیتهای بسیاری در سطح بین المللی کسب کند و جزو انیمیشنهای برتر راه یافته به اسکار باشد، چرا در اکران تا این اندازه مظلوم مانده و از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار حمایت شد.
این درحالی است انیمیشن دیگری که همزمان با اکران «آخرین داستان» رو پرده سینما رفته بود به مراتب بهتر از اکران «آخرین داستان» بود چرا که از تبلیغات خوب و از حمایت وزارت آموزش و پرورش برخوردار بود.
اکران نامناسب این انیمیشن نشان داد که سینمای ایران هنوز فاصله زیادی با استانداردهای اکران مطلوب انیمیشنهایی از این دست دارد و باید برای آن فکری کرد.
البته این هنرمند جوان و خوش آتیه سینمای ایران در حوزه ساخت انیمیشنهای کوتاه نیز فعال است در واقع استدیو هورخش با مدیریت اشکان رهگذر در حوزه تولید انیمیشنهای کوتاه فعال است و این امکان نیز وجود دارد که به زودی جدیدترین پروژه سینمای انیمیشن خود را کلید بزند.
محمدمهدی طباطبایینژاد؛ چالشهای یک مدیر سینمایی
محمدمهدی طباطبایینژاد که پیشتر به عنوان مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در سینما فعالیت میکرد در تیرماه سال گذشته از سوی حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی بهعنوان معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی انتخاب شد تا این بار به صورت مستقیم با سینماگرانی که به دنبال ساخت پروژههای سینمایی هستند روبرو شود، معاونتی که هر تصمیمی بگیرد در نهایت با اعتراض برخی از سینماگران مواجه میشود!
شاید اگر یک مدیر سینمایی بخواهد محبوبیت خود را در سینما حفظ کند باید دور معاونت ارزشیابی و نظارت را یک خط قرمز بکشد، اما طباطبایینژاد این ریسک را پذیرفت و در این مدت تلاش کرده است تا بتواند به وظایف خود به خوبی عمل کند.
صدور مجوز برای ساخت و نمایش فیلمهای سینمایی و تلاش برای رفع توقیف فیلم از جمله مواردی است که این معاونت با آن دست و پنجه نرم میکند، در همین راستا طباطبایینژاد با حضور در این سمت اولین کاری که انجام داد تلاش برای رفع توقیف فیلم سینمایی «خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری و ایجاد فضای مناسب برای اکران عمومی این فیلم بود، اثر سینمایی که ۱۰ سال پیش ساخته شد و به سختی پروانه نمایش گرفت. فیلمی که در همان روزهای اول به دلیل سکانسهای خشن توقیف شد و هر چقدر عوامل این فیلم تلاش کردند نتوانستند آن را دوباره روی پرده سینما ببرند.
طباطبایینژاد اما با تلاش و همراهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرایط اکران این فیلم سینمایی را در سال ۹۸ فراهم کرد، البته با این قرار که نسخهای جدیدی از فیلم آماده شود و در آن برخی از سکانسهای فیلم حذف شود، اما باز هم «خانه پدری» در حوزه اکران با مشکل برخورد کرد و قوه قضائی خواستار توقیف این اثر سینمایی شد.
در چنین شرایطی بود که اولین چالش این مدیر سینمایی آغاز شد تا بتواند از تصمیم خود درباره «خانه پدری» دفاع کند، او این بار با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام تلاش خود را کردند تا نظر قوه قضائیه را نسبت به این فیلم سینمایی تغیر دهند در راستای همین پیگیری هم بود که «خانه پدری» با دریافت محدودیت سنی ۱۵+ و نمایش محدود در برخی از سینماهای کشور، دوباره رنگ پرده سینما را به خود گرفت.

چالشهای طباطبایینژاد اما بهرفع توقیف فیلمها محدود نشد و موج جدید قاچاق فیلمهای روی پرده به خصوص در فضای مجازی هم به چالشی نو برای او تبدیل شد، چه اینکه محمدمهدی طباطبایی نژاد علاوه بر پست مدیریتی خود در معاونت ارزشیابی و نظارت طی سال گذشته عهدهدار دبیری شورای صیانت و قاچاق فیلم در سازمان سینمایی هم بود. هرچند تا قبل از حضور طباطبایی نژاد در شورای صیانت و قاچاق فیلم، مدتی بود که فیتیله قاچاق فیلمهای سینمایی پایین کشیده شده بود و کمتر شاهد اعتراض و شکایت سینماگران در این حوزه بودیم اما با شروع فعالیت طباطبایینژاد گویی جریان قاچاق فیلمها هم جانی تازه گرفت و در بازه زمانی کوتاهی نسخه ۵ فیلم سینمایی مهم در فضای مجازی منتشر شد که با اعتراضهای بسیاری همراه بود.
از جمله این ۵ فیلم سینمایی میتوان به «متری شش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی، «رحمان ۱۴۰۰» به کارگردانی منوچهر هادی، «رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش، «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی و «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار اشاره کرد.
البته انتشار نسخه قاچاق هرکدام از این فیلمها متفاوت بود، به عنوان مثال «متری شیش و نیم» نسخه بازبینی آن که به سازمان سینمایی ارائه شده بود، در دسترس عموم قرار گرفت. همچنین فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» که پیشتر به دلیل رعایت نکردن ممیزیها از اکران در سینماهای کشور منع شده بود، نسخه اصلی و بدون سانسور آن در فضای مجازی منتشر شد که برخی معتقد بودند نسخه منتشر شده تنها در اختیار صاحبان فیلم بوده است. البته منوچهر هادی کارگردان این فیلم سینمایی تماشای این فیلم در فضای مجازی را حرام اعلام کرد! اما در نهایت مشخص نشد که این فیلم سینمایی چگونه و چطور در اختیار مخاطبان قرار گرفت.
طباطبایی نژاد درباره ارائه نسخه قاچاق این فیلم در فضای مجازی در رسانهها بیان کرد که اقدامات لازم برای شناسایی افراد خاطی در این زمینه انجام میشود و از طریق مراجع قضائی از پخش کننده این فیلم در فضای مجازی شکایت میکنیم. البته طباطبایی نژاد در بخش دیگری از صحبتهای خود به این مساله نیز اشاره میکند که نسخه منتشر شده از این فیلم سینمایی با کیفیت و بدون آرم بوده و این موضوع برای اهالی فن به اندازه کافی گویا است.
در کنار این فیلم، نسخهای از فیلم «روز رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش با نام «القربان» که سالها است سرنوشت اکران آن مشخص نیست نیز در فضای مجازی بارگذاری شد که این امر نیز با اعتراض کارگردان فیلم همراه بود، علاوه برآن فیلمهای «سرخپوست» و «شبی که ماه کامل شد» نیز در زمان اکران نسخه بی کیفیت و ضبط شده از روی پرده سینما نیز بیرون آمد که با اعتراض صاحبان این آثار همراه شد.
هرچند تنها ۹ ماه است که محمدمهدی طباطبایینژاد به عنوان معاون ارزشیبی و نظارت سازمان سینمایی و دبیر شورای صیانت و قاچاق فیلم انتخاب شده است، با چالشهای بسیاری مواجه شد باید دید این مدیر سینمایی در سال ۹۹ تا چه اندازه با اتکا به پست مدیریتی خود میتواند از رقم خوردن اتفاقهای بد در سینمای ایران ممناعت کند.
طباطبایینژاد که دبیری شورایعالی اکران در سازمان سینمایی را هم برعهده دارد در ماه پایانی سال هم با چالش انتخاب فیلمهای اکران نوروز مواجه بود که هرچند سرانجام ترکیب فیلمهای مدنظر سازمان سینمایی برای این فصل نهایی و منتشر شد اما بحران «ویروس کرونا» و تعطیلی سینماها همه برنامهریزیها را برهم زد. حالا این مدیر سینمایی هم در کنار دیگر مدیران و فعالان صنفی حوزه سینما سال جدید را با جدیترین بحران اینسالها آغاز کردهاست؛ بحران کرونا که طبق اعلام رسمی مسئولان ذیربط هنوز هیچ نقطه پایان قطعیای برای آن نمیتوان متصور بود.