به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه فیلم کوتاه، مرضیه ریاحی از چهل و دومین جشنواره جهانی فیلمهای مستقل Big Muddy آمریکا جایزه گرفت.
این جشنواره یکی از قدیمیترین جشنوارههای فیلم مستقل سازمان یافته توسط دانشجویان در آمریکاست که جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی جشنواره به «کلاس رانندگی» به کارگردانی مرضیه ریاحی اهدا شد.
«کلاس رانندگی» پیش از این جایزه بهترین فیلم کوتاه شانزدهمین جشنواره فیلم «زردآلوی طلایی» ارمنستان، جایزه بهترین فیلم کوتاه ششمین جشنواره فیلمهای زنان دوبلین ایرلند، جایزه بهترین فیلم کوتاه درام سیزدهمین جشنواره I will tell انگلستان، جایزه بهترین بازیگر زن دوازدهمین جشنواره فیلمهای ایرانی سانفرانسیسکو آمریکا برای لیندا کیانی، جایزه هیات داوران هجدهمین جشنواره فیلمهای زنان «توپاز» آمریکا، جایزه بهترین فیلم کوتاه بیست و دومین جشنواره «مذهب امروز» ایتالیا، جایزه ویژه هیات داوران سیزدهمین جشنواره فیلمهای زنان سئول کره جنوبی و جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی بیستمین جشنواره «اوهای» آمریکا را به دست آورده بود.
چهل و دومین جشنواره جهانی فیلمهای مستقل Big Muddy آمریکا اول مارس برگزیدگانش را معرفی کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه مستند؛ فیلم مستند «نیوکمپ» با موضوع روایتی متفاوت از ترک اعتیاد چند جوان و زندگی پس از اعتیادشان آماده نمایش شد.
در جامعه صفر و صدی همیشه نگاه به کسانی که موفق به شکست دادن غول بزرگ اعتیاد شدهاند یکسان نیست، برخی این افراد را بیماران رها شده از چنگ یک غول می دانند و برخی دیگر همچنان با شک و تردید به این افراد نگاه میکنند و مستند «نیوکمپ» روایتی متفاوت از قهرمانان زنگ زدهای است که دیگر نمیخواهند بیمار باقی بمانند را ارائه میدهد.
این مستند روایتی از زندگی ۵ فرد با تمرکز بر شخصیتی به نام علی است. این افراد همگی توانستهاند از اعتیاد عبور کرده و دوران پاکی خود را شروع کنند و علی که مالک یک خانه و زمینهای کشاورزی است حالا خانه خود را در اختیار افرادی قرار میدهد که اعتیاد را ترک کرده باشند و این خانه که آنرا «نیوکمپ» مینامند تبدیل به محلی برای آرامش روحی و روانی این قهرمانان خاموش شده است.
این مستند به سبب سختی نزدیک شدن به هرکدام از شخصیتها فیلمبرداری آن سه سال به طول انجامید، این افراد پس از بهبودی حتی موفق میشوند برعلیه یک ظلم به منطقه خود نیز اعتراض کرده و در نهایت پس از پیگیریهای فراوان موفق میشوند حق خود و اهالی روستایی که در آن ساکن هستند را استیفا کنند.
فیلم مستند نیمه بلند «نیوکمپ» در ۵۰ دقیقه به نویسندگی و کارگردانی محمد محمودی و تهیهکنندگی مهدی مطهر تولید شده در خانه مستند و محصول سازمان هنری رسانهای اوج است.
به گزارش خبرنگار مهر، شانزدهمین دوره جشنواره «کینو فیلم» منچستر از ۲۱ تا ۲۹ مارس برابر با ۲ تا ۱۰ فروردین ۱۳۹۹ برگزار میشود که امسال در ۲ بخش برنامه سینمای ایرانیان را دارد.
۲۴ مارس به همراه فیلم کوتاه «کلینر» به کارگردانی محمدرضا میقانی، فیلمهای «یک شب» ساخته آیدا علیمددی، «شوان» ساخته بیژن زرین، «سمعک» ساخته حمید یوسفی، «سروک» ساخته ژیوار فرج زاده، «او که اهلی نشد» ساخته صالح کاشفی و «آزاده» میرعباس خسروانیزاده و در بخش دوم هم در همان روز «پرواز ماهی ها» ساخته محمد توریوریان، «تشریح» ساخته سیاوش شهابی، «امروز فراموش نکن» ساخته احمد منجمی، «تاریکی» ساخته سعید جعفریان، «شهریور» ساخته سمیرا نوروز ناصری و «سور بز» ساخته سعید زمانیان به نمایش درمی آید.
این جشنواره به دنبال جستجوی فیلمهای متنوع، چالش برانگیز و پیشگامانه است.
پیش از این فیلم کوتاه «کلینر» مورد تقدیر ویژه هیأت داوران هفتمین دوره جشنواره RINGERIKE کشور نروژ قرار گرفته بود.
سایر عوامل «کلینر» عبارتند از مدیر فیلمبرداری: بهروز بادروج تدوین: باران سرمد، طراح و ترکیب صدا: انسیه ملکی، طراح لباس: الناز رضوانی (ELLI’S)، طراح صحنه: گروه معماری بن سار، طراح چهره پردازی: حسنا خانمحمدی، ساخت انیمیشن: سلمان اربابو، جلوههای ویژه کامپیوتری: محسن خیرآبادی و سلمان اربابون، اصلاح رنگ و نور: محسن خیرآبادی، صدابردار: حسن مهدوی، مدیر برنامهریزی: رضوان سرمد، مدیر تولید: محمدرضا رحمتی، تدارکات: میثم صارمی، گروه فیلمبرداری: فرهاد نصراللهی، رضا مرشدی و نوید ده بالایی، دستیارکارگردان: رضوان بهرامی، منشی صحنه: لعیا عسلی نژاد، دوزنده لباس: محسن عبدی، دستیار صدابردار: امیرحسین احمدزاده، چیدمان صدا: محبوبه روزبهانی، پشتیبانی فنی صدا: استودیو مون، سایر بازیگران: باران آیت و هما جعفری، مشاور: پویان شعله ور، تهیهکننده: باران سرمد، تهیه شده در انجمن سینمای جوانان ایران و استودیو آب
به گزارش خبرنگار مهر، در شهر استرازبورگ فرانسه، طی این ماه پس از هشتم مارس برابر با ۱۸ اسفندماه (روز جهانی زن)، برنامههایی به زنان اختصاص داده شده است.
به همت انجمن استرازایران، آژانس پرسنوفون و قصیده گلمکانی، آثار کارگردانهای زن ایرانی در سینما إستار شهر استرازبورگ نمایش داده خواهند شد.
مستند «تستری که در آن زندگی میکردم» ساخته روژین شفیعی، انیمیشنهای «لحظهها و ابدیت» ساخته یاسمن حسنی و «ایکی» ساخته پرستو کاردگر، «حلقآویز» ساخته رقیه توکلی، «شخصی» ساخته سونیا حداد، «گذار» ساخته طنین ترابی، «سوزن» ساخته آناهیتا قزوینیزاده، «آگهی فروش» ساخته قصیده گلمکانی به نمایش درمی آیند. این نمایش با جلسه پرسش و پاسخ درباره فیلمها همراه خواهد بود.
این برنامه روز دهم مارس برابر با ۲۰ اسفندماه ساعت ۲۰ در سینما استار شهر استرازبورگ برگزار می شود.
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
راهیابی فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» به یک جشنواره هندی
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، «باران برای تو میبارد» در هفتمین حضور بینالمللی خود به Cafe Irani Chaii International Film Festival هند راه پیدا کرد.
هدف این جشنواره، نمایش فیلمهای برتر در بمبئی و بالیوود به عنوان بزرگترین صنعت فیلم در سراسر جهان است.
این جشنواره از ۱۳ تا ۱۴ مارس۲۰۲۰ مصادف با ۲۳ تا ۲۴ اسفند ماه برگزار میشود.
«باران برای تو میبارد» پیشتر در جشنوارههای The Lift-Off Sessions لندن، YVE چین، Florence Film Awards ایتالیا و Alter do Chão Film Festival برزیل (منطقه آمازون)، american golden picture آمریکا و Latinx۲۱ Shorts Film Festival آمریکا شرکت کرده و موفق به دریافت جوایزی شده است.
در خلاصه داستان فیلم کوتاه «باران برای تو میبارد» آمده است: این برگهای زرد، به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند. قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردنِ مسیرت … گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.
علی اوسط سیفی و بهجت مجیدی بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده اند.
دیگر عوامل این فیلم کوتاه عبارتند از نویسنده: عرفان معصومی، مدیر هنری: کیوان مقدم، تدوین: بیژن میرباقری، مدیر تصویربرداری: آرش صادقی، موسیقی: بهزاد عبدی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: لیلا رنگرزان، صدابردار: محمد کیان ارثی، گروه تدوین: سولماز تیرماهی، منشی صحنه: فاطمه سیدی، مدیر رسانه ای: مرتضی رنجبران، ارتباط با رسانه: ستاره نجفآبادی، مدیر تولید: علی حسن زاده، عکاس: امیر فائض، سامان عمویی تدارکات: عباس یونسی و با سپاس فراوان از یغما گلرویی.
خبرگزاری مهر – گروه هنر- علیرضا سعیدی: اساساً یکی از مولفههایی که میتواند در ارزیابی تاریخ موسیقی یک سرزمین بهعنوان یک اصل و مبنا مورد توجه پژوهشگران، منتقدان و خبرنگاران فعال این حوزه قرار گرفته و پس از آن نیز در یک ارزیابی کلی پیش روی مخاطبان به نمایش درآید، واکاوی دقیق و مستند گونه یک جریان تاریخی است که متأسفانه در موسیقی سرزمین ایران آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
قطعاً به زعم نگارنده آنچه تاکنون از تاریخ موسیقی کشورمان توسط استادان و پژوهشگران مسلم این عرصه نگاشته شده به طور حتم دستاوردهایی گرانبها و ارزشمندند که جستجو در یکایک آنها به مثابه دریانوردی در اقیانوسی بی انتهاست که درونش سرشار از منابع و ذخایری است که تمرکز روی هر کدام نتایج ارزشمندی به همراه خواهد داشت.
اما در اینجا نباید از یک نکته غافل شد و آن موضوع مهم و یا کلید واژهای به نام «پژوهشهای کاربردی» است که اگرچه هر کدام از ما در این سالها به وفور با آن مواجه شده ایم اما این مواجهه تا آنجا که حافظه تاریخی یاری میکند، محدود به قلمها و کاغذها و نشستها و کنفرانسهای بی نتیجهای شده که برآیند علمی و عملی آن را میتوان در جشنوارههایی چون جشنواره موسیقی فجر و فقر مطلق به روز رسانی و تقویت گوش شنیداری مردم در شنیدن موسیقی خوب جستجو کرد.
شرایطی که در این سالها با وجود تمام تلاشهای صورت گرفته از سوی هنرمندان دلسوز و حتی ارگانهای دولتی چراغ کم سوی موسیقی ایرانی را به خاموشی هدایت میکند و اگر همین شور و شوق کودکان و نوجوانان اندک سرزمینمان برای اعتلای موسیقی اصیل ایرانی در کنار فراگیری و تلمذ از محضر بزرگان نبود معلوم نبود اکنون چه بلایی بر سر موسیقی ایرانی در جولانگاه موسیقیهای بعضاً بی مایه پاپ و سرشار از سطحی نگری میآمد.
به هر حال تا از نقطه تمرکز این نوشتار دور نشدیم، باید گفت که اکنون در مقطعی از تاریخ فرهنگ و هنر سرزمینمان قرار گرفته ایم که رجوع به آنچه در گذشته روی داده امری ضروری است. حتی اگر بدانیم این رجوع، تمرکز روی آسیب و نقطه ضعف بوده یا اتکا به پشتوانههای علمی و محکمی که هنوز هم بخشی از جریان اصلی هنر این سرزمین و در این مجال موسیقی ایرانی را به یدک میکشد.
اصلاً در این نقطه است که موضوع مهم و کلید واژه تکراری و پرطمطراق این روزها با نام «پژوهشهای کاربردی» میتواند در زبانمان بچرخد و شاید در مقاطعی به کار آید. شرایطی که اگر در اعتلای آن به هزار و یک دلیل منطقی و غیرمنطقی تعلل کنیم، چارچوب فرهنگ و هنر این سرزمین در همه گرایشهای و اندیشههای فکری مبتنی بر چارچوبهای اخلاقی و رفتاری در قهقرایی فرو میرود که اگر نبودند بزرگان آن شاید اکنون در آن فرو میرفتیم.
مستند موسیقایی «بزم رزم» ساخته سید وحید حسینی یکی از همین «نقاط استراتژیک تمرکز» لاقل برای ما رسانه ایها در رجوع به بخشی از تاریخ موسیقی این سرزمین به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است که اصلیترین، اصولیترین و کارشناسی شده ترین مرجع مستند حوزه موسیقی در همان چارچوب ماجرای «پژوهشهای کاربردی» است و قطعاً میتواند تا سالها به مثابه یک «موزه موسیقی» سیار در بیخ گوشمان و نه در کوچه پس کوچههای خوش آب و هوای میدان تجریش، نجواگر گوشهای از تاریخ موسیقی سرزمینی باشد که قطعاً باید از آن درس گرفت.
کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و چه خوب که سید وحید حسینی به عنوان یک فیلمساز تجربهگرا که ریشههای فکری و علمیاش در سینما در چارچوب یک کارنامه قابل اتکا قرار گرفته توانسته با یک نگاه کم و بیش موشکافانه، هم تصویرگر بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران و هم راوی آنچه بر موسیقی ما بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ را روایت کند؛ آن هم بدون کمترین جانبداری سیاسی.
وحید حسینی در «بزم رزم» فارغ از ارزشمندیهایی که در حوزه فنی، تصاویر آرشیوی و نوع روایت میتوانیم برای آن قائل باشیم. یک کار خیلی مهم کرده و آن روایت واقعی از جریانی در حوزه موسیقی است که ناگفتههای بسیار فراوانی دارد و هر هنرمندی که در آن شرایط به زندگی هنری خود مشغول بوده میتواند به سهم خود روایتهای متفاوت و پرقضاوتی از آن دوران را داشته باشد.
نکته جالب توجه اینکه کارگردان با مراجعه به افرادی چون حمید شاهنگیان و مهدی کلهر هوشمندی خود در انتخاب مصاحبه شوندگان را به بهترین شکل ممکن نشان داده؛ چرا که این دو از تصمیم گیرندگان مهم موسیقی در دوره تاریخی بودند که هنوز هم ردپای آنها در عالیترین ارکان سیاستگزاریهای حوزه موسیقی در بخشهای مختلف دیده میشود و نمیتوان از نحوه پذیرش آنها که طی سالهای اخیر بنا به دلایل مختلف گریزان از مصاحبه اند و همیشه در پشت صحنه نقش هدایت گر را ایفا میکردند، برای حضور در یک مستند موسیقایی به سادگی گذشت.
میخ، چکش، پیشدرآمد و «بزم رزم»
اتفاقاً کارگردان در این شرایط است که در کنار انتخاب برخی از هنرمندان نام آور و جریان ساز دهه ۶۰ و ۷۰ موسیقی یک گزینه آلترناتیو به نام حسین علیزاده بی پروا را در کنار این دو قرار میدهد که بالانسِ روایت فیلم در ترازی قرار گیرد که مخاطب قضاوت بی منطقی از ماجرای اتفاق افتاده در فیلم نداشته باشد.
وحید حسینی در مستند «بزم رزم» یک نجار ماهر است که با اتکا به پیشینه سینمایی خود، در و تخته را خوب به متصل کرده است. چکش وحید حسینیِ نجار در این فیلم ابزار فیلمسازی اش و میخِ او برای اتصال در جهت روایت یک قصه ناب و فراموش شده از تاریخ موسیقی انتخاب مصاحبه شوندگانی بوده که با یک تدوین حساب شده فرآیندی از تاریخ را پیش روی مخاطبان قرار داد که «کلیشه» در آن جایی ندارد. او در این مستند به گونهای عمل کرد که شاید اهل رسانه که وظیفه اصلی جریان روایتِ مستند از موسیقی ایران را در مقاطع مختلف به عهده دارند، به خود آمده و شکل دیگری به موسیقی نگاه کنند.
مستند «بزم رزم» یک شرح حال از حضور هنرمندانی است که بین سالهای ۵۷ تا ۶۷ شرایطی را در موسیقی رقم زدند که به اعتقاد نگارنده واکاوی در آن میتواند، پاسخگوی بسیاری از چالشها و آسیبهای موسیقی این سرزمین به ویژه موسیقی اصیل ایرانی و کم توجهی محض مخاطبان به آن (به غیر از استثنائات) باشد.
«بزم رزم» یک قصه است که حتی نامش هم از روی آگاهی بنا شده و انقدر ساده و روان روی ذهن مخاطبش در هر گرایش فکری و اجتماعی موج سواری میکند که اصلاً نمیتوان آن را برخاسته از یک جریان و مکتب فکری دانست.
سید وحید حسینی در این مستند یک قصه گوست که توانسته یک شرایط سخت سیاسی فرهنگی با هزاران اما و اگر را به درستی در قاب سینما روایت کند. امر مهمی که امروزه فقدان آن در بسیاری از مستندهای این چنین دیده میشود و غیر از سرهم بندی یک سری تصاویری آرشیوی که عمدتاً آگاهی هم در نحوه چینش آنها نیست، نکته جالب دیگری برای مخاطبش ندارد.
به هر حال اینکه یک مستند به مثابه یک «پیش درآمد» در جریان سینمای مستند آن هم در این قالب بتواند در چارچوب یک اثر ارزشمند و آگاهانه که اتفاقاً مخاطب هدفش همین مردم شریف کوچه و خیابان است را به سمتی ببرد که بداند در آن شرایط عجیب و غریب دوران جنگ موسیقی و هنرمندانش چه نقشی در یک جریان فرهنگی سیاسی داشتهاند خود دارای مؤلفههای ارزشمندی است که باید به کارگردان، گروه تولید و مؤسسه روایت فتح برای این انتخاب آگاهانه در جهت پخش یک اثر مستند تبریک گفت.
و ای کاش شرایطی مهیا شود که فیلمسازانی چون وحید حسینی در تکاپوی این تصمیم باشند که به «بزم رزم» به مثابه یک «پیش درآمد» نگاه کرده و به انگیزه آگاهی بیشتر مخاطبان از آنچه بر موسیقی ایران میگذرد کار را در این نقطه تمام نکرده و سلسله مستندهایی را در این حوزه تولید کند به شرط اینکه هم چکش و میخ و در و تخته برای آقای نجار دردسر درست نکنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجید مجیدی کارگردان سینمای ایران که کمتر از یک ماه قبل با فیلم «خورشید» و پرداختن به زندگی کودکان کار در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، در گیر و دار این روزهای سخت مبارزه با ویروس کرونا قصهای واقعی از ملاقاتش با ۲ کودک کار که ناچار به زبالهگردی برای گذران زندگی هستند، روایت کرده است. داستان احمد و کاظم روایتی از خطری بزرگ است که این کودکان دردمند و تمام جامعه را تهدید میکند.
در این روایت که به نقل از روابط عمومی فیلم سینمایی «خورشید» منتشر شده، آمده است:
«دو برادر بودند، احمد و کاظم، ده ساله و دوازده ساله. برادر بزرگتر احمد تمام قد به داخل سطل زباله رفته بود و تکههایی از آشغال را به بیرون پرتاب میکرد و برادر کوچکتر بیرون از سطل زباله تکههای کاغذپاره و مشمای پلاستیکی را به داخل گونی بزرگی میریخت. نزدیک آنها آمدم، ابتدا فکر کردند رهگذر هستم و عبور میکنم اما وقتی دیدند مقابلشان ایستادم، دست از کار کشیدند و به من زل زدند.
با چشمان نافذشان به من خیره شده بودند و من مانده بودم چه بگویم. به کسی که داخل سطل زباله بود گفتم بیا بیرون نگاهی به دور و برش کرد و با اکراه از سطل زباله آمد بیرون. گفتم: «آخه پسر جون مریض میشید.» بدون توجه به حرف من شروع کرد با برادر کوچکتر خود زبالهها را در کیسه ریختن. سعی کردم فضا را عوض کنم و با آنها رفیق شوم.
گفتم: «الان که مریضی اومده خیلی خطرناکه»، از گفتن این حرف لبخندی بر لبان برادر کوچکتر نشست و نگاهی به برادر بزرگتر کرد و هر دو خندیدند، گویی که با هم شوخی داشته باشند. از خنده آنها من هم خندیدم و گفتم برای چه میخندید؟ حرف خندهداری زدم؟
برادر کوچکتر با شیطنت گفت: «داداشم میگه ما خود کرونا هستیم.» این را گفت و از خنده ریسه رفت، حالا فضای گفتوگوی من با آنها آماده شده بود و شوخی و جدی با هم همکلام شدیم. ابتدا همه چیز به شوخی گذشت ولی بعد فضا که کمی صمیمی شد، لب به شکایت بازکردند و گفتند: «ما نانآور خانواده هستیم و توی مترو و سر چهار راه دستفروشی و شیشههای ماشینها رو پاک میکردیم. از وقتی که کرونا اومده کاسبی ما هم خراب شده. مردم از ما در مترو و سر چهارراه نه خرید میکنند و نه میگذارند ماشین پاک کنیم از ترس کرونا؛ ما هم مجبور شدیم بیایم سراغ سطل زباله.»
آنها میگفتند: «تنها ما نیستیم، خیلی از بچهها که کار و کاسبیشون رو از دست دادن اومدن تو کار زباله.» نمیدانستم چه باید به آنها بگویم، کمی با هم گپ زدیم و از محل زندگی و درس از آنها سوالهایی کردم ولی مدام در این فکر بودم که چه کار باید برای این بچهها کرد.
گفتم لااقل از مسئولین و مردم بخواهیم گروههای امدادی درست شود که اولاً به این بچهها کمک شود، شناسایی شوند و برای مدتی که این مریضی ریشهکن شود آنها در امان باشند. از طرفی این بچههای معصوم ناقل این بیماری نشوند.
به امید روزی که کلاً بتوانیم کاری کنیم که شاهد کار کودکان نباشیم و آنها را در پشت میز مدرسه ببینیم و از طرفی دست سوء استفاده از این کودکان را بتوانیم ریشهکن کنیم.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فیلم، نخستین فیلم بلند سینمایی ادوین خاچیکیان با نام «باباسیبیلو» به تهیهکنندگی احمد احمدی مقابل دوربین خواهد رفت.
ادوین خاچیکیان فرزند مرحوم ساموئل خاچیکیان از کارگردانان سینمای ایران است.
ادوین خاچیکیان در تعدادی از آثار ساموئل خاچیکیان به عنوان تدوینگر و دستیار کارگردان حضور داشته است.
پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران که مدتهاست در انتظار بوجود آمدن شرایط مناسب برای تولید فیلم سینمایی «هیس پسرها فریاد نمیزنند» است، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: متاسفانه نزدیک به ۲ سال است که برای ساخت این فیلم سینمایی در تلاش هستم اما تا امروز موفق به ساخت این پروژه سینمایی نشدهم. فکر میکردم آنقدر مردم برای متولیان دولتی مهم هستند که وقتی یک فیلمساز اجتماعی به دنبال ساخت یک فیلم با موضوع اجتماعی است، شرایط برای تولید آن را فراهم کرده است.
وی بیان کرد: ۲ سال تمام به اتفاق آرا شورای پروانه ساخت برای تولید این پروژه سینمایی مجوز ساخت صادر نکرد، متاسفانه ۲ سال تمام عمر من برای دریافت پروانه ساخت این فیلم به هدر رفت، در نهایت باتوجه به اتفاقاتی که در جامعه رخ داد، پروانه ساخت این فیلم سینمایی صادر شد.
این کارگردان سینما تاکید کرد: نزدیک به یک سال است که بعد از دریافت پروانه ساخت، به دنبال تولید «هیس پسرها فریاد نمیزنند» هستم اما آنقدر شرایط تولید در سینمای ایران بد شده است که ساخت یک فیلم برای یک کارگردان مستقل بسیار سخت است. در واقع با وجود پولهایی که وارد سینما شده است، دستمزد عوامل به خصوص بازیگران آنقدر زیاد شده است که کارگردان سینمای مستقل نمیتواند از پس آن برآید.
وی با اشاره به اینکه معلوم نیست این پولهای مشکوک از کجا آمده است که میتوانند هر دستمزدی را در هر شرایطی به عوامل یک فیلم بدهند، توضیح داد: در این شرایط فیلمسازان اجتماعی نمیتوانند فیلم خود را بسازند. برای ساخت این فیلم به سرمایه گذاران مختلف اعلام کردم که ۵۰ درصد از بودجه این فیلم را تامین میکنم و ۵۰ درصد دیگر را سرمایه گذار، اما نتوانستم ۵۰ درصد بودجه لازم و حلال برای این فیلم پیدا کنم.
کارگردان فیلم سینمایی «هیس دخترها فریاد نمیزنند» تاکید کرد: از طرف دیگر، زمانی که صرف دریافت پروانه ساخت و تامین بودجه این فیلم سینمایی کردم باعث شد تا از جامعه خودم و مشکلاتی که مردم با آن درگیر هستند، عقب بمانم و باید فیلمنامهام را از نوع مینوشتم چرا که جامعه خیلی جلوتر از من پیش میرود و ما به دلیل نبود شرایط مناسب برای تولید از جامعه عقب میمانیم.
وی ادامه داد: به عنوان یک فیلمساز اجتماعی باید بگویم که من برای مردم فیلم میسازم و نمیتوانم خود را از جامعه عقب نگه دارم، بنابراین تاکید میکنم که هزینههای بالای تولید باعث شده که نتوانیم به موقع و در شرایط مناسب فیلم بسازیم و این خود یک معضل بزرگ برای سینما است.
کارگردان فیلم «شمعی در باد» بیان کرد: بعد از تلاشهای بسیار میخواستم پیش تولید این پروژه را آغاز کنم که متاسفانه با شیوع ویروس کرونا نتوانستم پیش تولید را شروع کنم، در حال حاضر در انتظار این هستم که چه زمانی ویروس کرونا در کشور ما از بین برود تا بتوانیم این کار را شروع کنیم.
درخشنده در پایان گفت: در حال حاضر پزشکان و ماموران خدماتی جان برکف برای جامعه کار میکنند و من از همیجا از آنها تشکر میکنم و آرزو میکنم که هرچه سریعتر جامعه ما از این مساله رها شود. امیدوارم هرچه سریعتر امکانات برای مقابله با این ویروس در کشور فراهم شود.