دسته: ادبیات و اندیشه
-

آزاده بود و به هیچ گروهی تعلق نداشت

به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست «شبهای روشن» با یاد «جلال آل احمد» با حضور عبدالله انوار و سعید محبی در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
در این نشست عبدالله انوار به عنوان قدیمی ترین دوست جلال آل احمد به توصیف او پرداخت و گفت: من ۷۶ سال پیش با جلال آل احمد در دانشسرای عالی آشنا شدم. او در خانواده ای مذهبی متولد شد و پس از جدایی او از خانواده نیز آثار تربیت مذهبی در کارهایش دیده می شد.
این پژوهشگر با اشاره به میهن پرستی جلال آل احمد گفت: جلال چیزی را برای مقام نمی نوشت و آزادی در خونش بود و با نهایت قدرت کار می کرد.
وی ادامه داد: نسل جدید باید آثار جلال را بخواند، او معتقد بود پول و مقام نسل جدید را به نابودی می کشاند و نباید برای پول و مقام اخلاق را از دست داد و براساس فسلفه یونانی در جامعه ای که پول ارزش پیدا کند احترام از بین می رود.
انوار با اشاره به کتاب «خسی در میقات» پیاده سازی مذهب به صورت واقعی در جامعه را موجب ایجاد اتحاد دانست و افزود: وقتی جلال صحبت از مذهب می کرد صحبت از اخلاق بود و براین باور بود اگر همه در یک افق اخلاقی جمع شوند جامعه نجات پیدا می کند ولی متاسفانه آثار جلال به خوبی انتشار نیافته است.
وی ذات جلال آل احمد را آزادی دانست و از جمله ویژگی های او را پایداری و استقامت در دوستی برشمرد و تاکید کرد: نسل جوان باید حرف جلال را بخواند و بفهمد، در این صورت جامعه از بسیاری مسائل نجات می یابد.
در ادامه محبی به بررسی چهره جلال در سیمای روشنفکری عصر خود پرداخت و گفت: نگاه روشنفکران آن عصر از جمله جلال، نگاهی کل نگربه تحولات اجتماعی بود.
این نویسنده و مترجم در ادامه به بررسی کتاب نون و القلم پرداخت و پیام اصلی داستان را تلاش روشنفکران برای نجات جامعه و اشاره به اعتقادات متعالی انسانی و ارزش های اخلاقی و دینی دانست.
وی افزود: توجه و اقبال جلال به مذهب از موضع یک روشنفکر بومی معترض است نه از موضع انجام تکالیف دینی و یا اصلاح دینی و ما با دو آل احمد مواجه هستیم که ابعاد وجودی اش مغفول مانده است آل احمد قصه نویس و آل احمد مرجع.
محبی با تاکید بر ابعاد مختلف وجودی آل احمد و میراثی که برای امروز باقی گذاشته است ادامه داد: ویژگی مشترک در آل احمد نویسنده، فعال سیاسی و روشنفکر، وجدان بیدار او به نسل خود است که از لحاظ فیزیکی و فکری جوان مرگ شد و همانند بسیاری از چهره ها، آل احمد نیز عمر کوتاهی داشت.
وی آل احمد را مشغولیت نسل های بسیاری دانست و مرجعیت آل احمد را به علت تحول، شجاعت، صداقت و نثر آل احمد در آثاری چون «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «نون والقلم» و بسیاری دیگر برشمرد.
در ادامه این نشست، دهباشی با اشاره به زندگی جلال آل احمد گفت: کار آل احمد علیرغم عمر کوتاه او شعاع و دامنه وسیعی دارد که در هر زمینه ای قابل بررسی است.
وی افزود: در زمانه ما دو نویسنده وجود دارد که وضعیت مشابهی دارند، جلال آل احمد و صادق هدایت که این دو تن در دو دوره مورد ارزیابی قرار می گیرند، دوره ای که زیستند و دورهای که پس از فوت آنها بررسی می شود.
این نویسنده ادامه داد: آل احمد در دوران زندگی خود نماد مبارزه با شاهنشاهی و پرچمدار جریان معترض روشنفکری بود و در سنی از دنیا رفت که آغاز سن یک نویسنده محسوب می شود.
دهباشی با اشاره به آثار آل احمد گفت: آثار آل احمد در زمینه داستان کوتاه، رمان و سفرنامه نویسی از جمله بهترین آثار ادبی است و سفرنامه حج او پس از گذشت سالها از سفرنامه ناصرخسرو از جمله مهمترین سفرنامه ها به شمار می آید.
وی آل احمد را از جمله سیاسی ترین نویسندگان روزگار خود دانست و گفت: تلقی او از جامعه و آزادی متفاوت بود و مبنای ما از آل احمد، باید متن کتاب ها و نامه های او باشد.
در حاشیه این نشست که توسط موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و با همکاری مجله بخارا برگزار شد، مجموعه ای از وسایل شخصی، دستنوشتهها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای بازدید عموم علاقه مندان به نمایش گذاشته شد.
-

واکنشها به اظهارات یک بررس اداره کتاب/ جدال مجازی درباره ممیزی

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ:
این روزها در اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه میگذرد؟ این سوالی است که بخش زیادی از بدنه ناشران کشور در ذهن و زبان خود برای آن به دنبال پاسخی هستند. روند رو به رشد سختگیری برای صدور مجوز انتشار کتاب در چند ماه اخیر باعث شده تا ناشران رفته رفته لب به اعتراض گشوده و معترض نگاه جاری و ساری بر کتاب در این اداره شوند و البته در مقابل، تنها چیزی که وجود ندارد پاسخگویی است.
روز گذشته در همین راستا نیز ماجرای عجیبی شکل گرفت که اینبار شروع کننده آن نه یک ناشر که یکی از کارشناسان این اداره بود.
میثم امیری نویسنده و مدیر پایگاه ویکی ادبیات و از همکاران و یاران مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی در یادداشتی در وبلاگ خود صحبت از این به میان آورد که یک «رفیق» او را به اداره کتاب دعوت کرده است تا درباره فرجام آثار غیرمجاز شده در این اداره به اظهارنظر و کارشناسی بپردازد.
امیری در اینباره در وبلاگ خود چنین آورده است: بررس غیر مجاز شدهام تا جایی که ممکن است مشورت بدهم تا به همه کتابها اجازه انتشار داده شود و آنها گرفتار سلیقههای دستوپاگیر نشوند. خیالتان تختْ کتاب داستانی گیر نمیکند مگر آنکه به ایران یا شأن مردم توهین کند.
امیری اما در ادامه یادداشت خود صحبت از فشار یک نویسنده با نام مستعار «مجازی» برای صدور مجوز کتاب خود را به میان میآورد که به گفته وی تا نیمه های شب از طریق تلفن او را تهدید و مورد توهین قرار داده است تا مجوز کتابش را صادر کند و البته تصریح میکند که او در صلاحیت صدور و یا عدم صدور مجوز کتابی نیست.
با این همه او در عبارتی بحثبرانگیز در پایان این یادداشت عنوان میکند که حتی اگر روزی او هم کتابی ضد ایران نوشت نباید اجازه انتشار داشته باشد و میگوید: معیار دیگری هم ندارم. جاسوس خدا هم نیستم و جمهوری اسلامی و حفظ نظام و این چیزها هم در بین معیارهای من نیست.
ماجرای کتاب لغو مجوز شده چیست؟
اما امیری از چه کتابی صحبت کرده بود که چنین واکنشهایی را به همراه داشته است.
شب گذشته آراز بارسقیان نویسنده و مترجم در مطلبی از این مساله پرده برداشت.
به گفته وی کتابی که امیری درباره آن و نویسنده آن صحبت کرده است، اثری است با عنوان «جنگل قصههای ممنوع» اثر دانیال حقیقی که از سوی نشر اسم برای انتشار درخواست مجوز کرده است.
بر اساس آنچه بارسقیان در یادداشت خود عنوان کرده است این کتاب به دلیل اینکه از سوی بررسهای اداره کتاب شامل عباراتی دال بر هتاکی و توهین به ایران و مردمانش بوده است و روایتی خلاف مصالح ملی دارد بدون بازنویسی کامل نمیتواند منتشر شود.
واکنشها به معیارهای عجیب ممیزی
اظهارنظر میثم امیری اما با واکنشهای متعددی در فضای مجازی روبرو شد. برخی از فعالان نشر به نوع نگاه امیری به کتاب و ادبیات اعتراض وارد کردند و در اقدامی قابل توجه شخصیت «مجازی» که مورد اشاره امیری هم بود خود را معرفی کرد.
در بخش واکنشها محمدعلی مرادیان از فعالان نشر در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یادداشت تندی در واکنش به متن امیری نوشت: وزارت ارشاد، بخشی از وظایف ادارۀ کتاب در بخش ممیزی را به «بنیاد ادبیات داستانی» تفویض کرده است. در قبال چهچیزی و یا بر چه اساسی یا با چه مبلغی بماند، فعلاً که در این دولت این چیزها، اساسها و مبلغها طبیعی است؛ اینکه ممیزی اساساً امری قابل واگذاری و خصوصیسازی هم نباید باشد هم بماند برای بعد. لیکن، انجام بررسی و ممیزی کتابها توسط نویسندههای دستچندم، بیآبرو در ادب و کمهویت در مبنا و اساساً مخالف ممیزی در ادارۀ ممیزی وزارت ارشاد، هم قابل توجه است و هم قابل بررسی.
وی در ادامه نیز نوشته است: اینها، هرقدر هم بخواهند با نیرنگ و رنگ منتقد بودن و جامعهخواه بودن، خود را مستقل و غیروابسته به هر چیزی معرفی کنند، منفعتطلبیهایشان رسوایشان میکند، دنیاخواهیشان، سفلهصفتیشان را آشکار میکند، قلمشان، بیقیدیشان و کلام و استدلالشان توخالی بودنشان را نمایان میکند؛ که مگر همینها نبودند که از حمله به ادارۀ بهقول خودشان سانسور به آلافوالوفی رسیدند و رقاصۀ محفلهای ادبی برخوردار روشنفکری شدند و پست گرفتند و صاحب لباس شیک و تمیز شدند و کمی هم چهره شدند، چطور خودشان در همان اداره پست میگیرند و سانسور میکنند و عواید بهدست میآورند؟!
سپردن کار خطیر به دونمایگان!
حسین شاهمرادی از اعضای مجمع ناشران انقلاب اسلامی و مدیرعامل انتشارات امیر کبیر نیز در یادداشتی که در آن سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خطاب گرفته شده بود در این زمینه نوشت:
آیا در وزارت متبوع شما، بررسها معیارِ ممیزی آثار را تعیین میکنند یا شما به آنها ملاک و معیار را میدهید و آنها صرفاً مأمور بررسیِ کتاب طبق معیارهای مشخص و ازپیشتعیینشدهاند؟ مگر ممکن است یک بررس خودش معیارهای بررسی را تعیین کند؟ مگر قانون ممیزی و آییننامه ندارید؟ چقدر باید ناشران از این ممیزیهای سلیقهای و شکمی آثار در وزارت ارشاد ضربه بخورند؟ اگر ملاکی دارید و اگر طبق قانون عمل میکنید، آیا «حفظ نظام و جمهوری اسلامی» در میان معیارهای اعلامی شما به بررسها نیست؟ یعنی بررسهای وزارت ارشاد، بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی کتابها را بررسی میکنند؟
شاهمرادی در ادامه عنوان کرده است: شما در وزارت ارشاد، بررسهای خود را چگونه انتخاب میکنید؟ آیا نظامِ گزینش یا صافیِ خاصی دارید که هر که از راه رسید، وارد آن نشود؟ بههرحال تا آنجا که ما میدانیم، در روزگاری پیشتر و حتی همین الآن، ادارۀ کتاب محل آمدوشد بزرگان و فرهیختگانی بوده و هست که امضایشان پای یک کتاب به آن کتاب اعتبار میبخشید و میبخشد و تعریضشان به کتابی دیگر، ملاکی جدی برای رد کتاب محسوب میشد و میشود. چه سازکاری دارید که هر کمخردی وارد این مجموعه نشود؟ بههرحال این مجموعه با کتابهای ناشران و حق الناس سروکار دارد. نمیشود زمام آن را به هر سفلهای سپرد.
شاهمرادی در پایان نیز خظاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مینویسد: بررسِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران غلط زیادی میکند که جمهوری اسلامی در بین معیارهایش نباشد. البته مدیر بالادستی او و کسی هم که او را بر این کار گماشته، اگر میداند و به این موضوع آگاه است، غلط زیادی کرده که چنین کار خطیری را به چنین دونمایگانی سپرده است. اگر هم نمیداند، باز هم باید توبیخ شود که چگونه، بدون شناخت چنین افرادی، کار را به آنها سپرده است.
چند نکته در پایان
صرفنظر از این واکنشها عدم شفافیت و نیز پاسخگویی موضوعی است که مدتهای مدیدی است اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با آن روبرو است. مدیر کل آن تن به گفتگو و پاسخگویی به رسانهها نمیدهد و کارکنان آن نیز در قانونی نانوشته خود را مصون از هر نوع پاسخگویی میدانند.
مشخص نیست چرا وزارتخانهای که دم از ایجاد دیوار شیشهای پیرامون خود میزند و وزیر آن مسئول دسترسی آزاد به اطلاعات همه ایرانیان نیز هست چرا درباره این بخش از زیرمجموعه خود تنها به بلندتر و قطورتر کردن دیوارها که حاصلی جز بیاعتمادی و دلمردگی بدنه نشر ندارد، اهتمام میورزد. آیا ایجاد کانالهایی برای صحبت و گفتگوی مستقیم و رودررو با ناشران و نویسندگان درباره آثارشان تبعاتی دارد که این وزارتخانه نمیخواهد زیر بار آن برود؟ اینها بخشی از سوالاتی هستند که عدم پاسخگویی به آن اوضاعی اینچنینی را در این بخش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فراهم آورده است.
-

کتابی تازه در فهرست لغو مجوزهای ارشاد/ ما تمامش میکنیم!

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «ما تمامش میکنیم» اثر کالین هوور با ترجمه آرتمیس مسعودی که مهیای بیست و یکمین چاپ خود در نشر آموت میشد با دستور اداره توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فهرست آثار لغو مجوز شده این اداره افزوده شد.
ناشر این اثر این خبر را در صفحه خود در شبکههای مجازی اعلام و در تماس تلفنی خبرنگار مهر نیز این خبر را تایید کرد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که به ناشر اعلام شده برای تجدید چاپ مجدد این اثر باید آن را برای بررسی دوباره ارسال کند و تا آن زمان مجوز انتشار این اثر لغو خواهد بود.
کتاب ما تمامش میکنیم با عنوان اصلی It ends with us اثری از کالین هوور نویسنده آمریکایی است. کالین هوور اولین رمانش را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد و بعد از آن، تمام رمانهایش جزء کتابهای پرفروش نیویورک تایمز شدند.
داستان این کتاب درباره لیلی، دختری ۲۳ ساله است که رابطهای پیچیده با پدرش داشته و اکنون که او از دنیا رفته است، به درخواست مادرش باید در مراسم تشییع جنازه سخنرانی کند. لیلی درباره پدرش میگوید: «به عنوان دخترش، دوستش داشتم اما به عنوان یه انسان، ازش متنفر بودم.» و دلیل تنفر لیلی از پدرش این بود که او وقتی عصبانی میشد، مادرش را کتک میزد. البته پدرش بعد از آن تلاش میکرد تا کارش را جبران کند اما موضوع اصلی همچنان پابرجاست و این موضوع روی لیلی تاثیر زیادی میگذارد.
بعد از سخنرانی در مراسم تشییع جنازه، لیلی احساس بدی پیدا میکند، و برای تخلیه احساساتش به پشتبام خانهای پناه میبرد. لیلی روی لبه پشتبام ایستاده و به پایین نگاه میکند. در مورد مرگ فکر میکند اما قصد خودکشی ندارد. در ادامه رایل کینکید که جراح مغز و اعصاب است به پشتبام میآید و وقتی میبیند دختری لبه ساختمان ایستاده است، فکر میکند دختر قصد خودکشی دارد و تلاش میکند با صحبت کردن او را از انجام هر کار احمقانهای منصرف کند. لیلی هم که قصد انجام کار احمقانهای ندارد گفتوگو با رایل را آغاز میکند و همین دیدار عجیب در پشتبام خانهای در بوستون شروع یک رابطه عاشقانه و پیچیده است.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که در ماههای اخیر آثار دیگر از جمله کتابهای نوح یوآل هراری و برخی از آثار الیف شافاک نیز با چنین سرانجامی مواجه شده است و مدیر دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در یک ماه گذشته درخواستهای مکرر خبرگزاری مهر را برای پاسخ در این زمینه و موارد مشابه بیپاسخ گذاشته است.
-

«جریانشناسی شعر معاصر» مورد بررسی قرار میگیرد

به گزارش خبرگزاری مهر، مجله ادبی تلویزیونی «شب شعر» از سری برنامههای شبهای هنر شبکه چهار سیما، امشب دوشنبه ۱۱ آذر به مساله جریانشناسی شعر معاصر اختصاص دارد.
اینبرنامه با اجرای محمود اکرامیفر و حضور مصطفی محدثی خراسانی شاعر و پژوهشگر و مرتضی کاردر شاعر و منتقد بهعنوان مهمانان گفتگو بهصورت زنده پخش میشود.
بخش دیگر اینبرنامه «بزم سخن» با اجرای عبدالمهدی مستکین و «نقد هفته» با اجرای علیرضا بهرامی شاعر و روزنامهنگار است که به همراه بازخوانی آخرین اخبار حوزه شعر پخش میشود.
اینقسمت از مجله ادبی «شب شعر» امشب دوشنبه ۱۱ آذر از ساعت ۲۳ از آنتن شبکه چهار سیما پخش میشود.
-

نمایش دستنوشتههای «جلال آل احمد» در کتابخانه ملی ایران

به گزارش خبرگزاری مهر، نخستین نشست از سلسله نشست «شبهای روشن» با یاد «جلال آل احمد» در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می شود.
از سخنرانان این نشست میتوان به عبدالله انوار مصحح، فیلسوف، ریاضیدان و فهرستنگار نسخ خطی که از خاطرات خویش با جلال میگوید و نیز سعید محبی نویسنده و مترجم اشاره کرد.
این برنامه فردا (دوشنبه یازدهم آذرماه) ساعت ۱۷ در «موزه کتاب و میراث مستند ایران» واقع در طبقه منهای یک ساختمان کتابخانه ملی ایران برگزار میشود.
در حاشیه این مراسم نمایشگاهی از وسایل شخصی، دستنوشتهها، نشریات و اسناد تاریخی مرتبط با زندگی جلال، متعلق به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، برای بازدید عموم افتتاح می شود.
این نشست با همکاری موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و مجله بخارا برگزار می شود.
-

اثری از گلی ترقی برای هفتمین نوبت تجدید چاپ شد

به گزارش خبرنگار مهر، رمان کوتاه «خواب زمستانی» » از آثار گلی ترقی است که در سال ۱۳۵۱ نوشته و از سوی انتشارات نیلوفر منتشر و دفعات زیادی تجدید چاپ شده است. این کتاب که اتفاقات اوایل قرن چهارده را پوشش میدهد را «دُرتا سوآپا»، نویسنده، مترجم و منتقد لهستانی و فارغالتحصیل رشته ایرانشناسی، به زبان لهستانی ترجمه کرده و از سوی انتشارات شمع و مه منتشر شده است.
رمان خواب زمستانی از داستانهای معاصر فارسی محسوب میشود که در آن، نویسنده از نماد، اسطوره و کهنالگو بهره برده است. این داستان در ۱۰ فصل تدوین شده و در آن خاطرات زندگی پیرمردی تنها مرور میشود. پیرمرد در دوران مدرسه با چند همکلاسیاش عهد کردهاند که تا آخر عمر در کنار یکدیگر باشند اما از یکدیگر دور افتادهاند و حالا پیرمرد تنهاست و هر روز منتظر است تا کسی به دیدارش بیاید. هر فصل داستان خاطرات و زندگی یکی از دوستان پیرمرد را روایت میکند. آقای هاشمی نقاش و همسر ریزه میزهاش شیرین. آقای انوری و مهدوی که همیشه باهمند تا زمانی که طلعت خانم وارد زندگی مهدوی میشود. آقای جلیلی که دچار جنون میشود. آقای حیدری که به نوعی سردسته است و در اثر حصبه فوت میکند. عزیزی که فرزندش در خارج ازدواج میکند و او را چشم به راه میگذارد. احمدی راوی و عسکری که مادر مریضی دارد.
مجله اکسپرس درباره این اثر گفته است: خواب زمستانی با شیوهای ساده و کلماتی دقیق و طنزی خاص و با قدرت قلم، به ما تذکر میدهد که بدون درد زیستن، عشق به زندگی امکان ندارد.انجمن نویسندگان رادیو فرانسه نیز درباره این اثر عنوان داشته است: خواب زمستانی بیانگر زندگی همگانی و قبیلهای آدمهایی است که حضور ناگزیر مدرنیته را احساس میکنند و از الزام فردیت و قبول فردی و تنهایی و مسئولیت، هراسان هستند.
رمان «خواب زمستانی» در قالب ۱۳۷ صفحه از سوی انتشارات نیلوفر تجدید چاپ شده است.
-

تجلیل از فعالیتهای ادبی و فرهنگی «رضا کاظمی» در خانه گفتمان شهر

به گزارش خبرنگار مهر، در این مراسم ضمن معرفی آثار ادبی رضا کاظمی در حوزه شعر و داستان، فعالیتهای هنریاش نیز بررسی میشود. وی در کنار فعالیت ادبی، در زمینه هنر (خوشنویسی، نقاشی، نقاشی-خط، و ساخت) نیز فعالیت میکند و نمایشگاههای متعددی در این زمینه در ایران و خارج از ایران برگزار کرده است.
از رضا کاظمی تا کنون ۱۹عنوان کتاب (مجموعه شعر، مجموعه داستان، و نثر ادبی) توسط ناشران داخلی و خارجی منتشر و بسیاری از آثار وی به سایر زبانها ترجمه شده است و برخی از آثار منتشر شده وی برنده جایزههای معتبر ادبی شده است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– مجموعه شعر یک سبد خاطره، یک سینه حرف، برگزیده اولِ کتابِ سالِ شعر جنگ سال ۱۳۸۵
– مجموعه شعر پابرهنه تا ماه، برگزیدهی دوم کتابِ سالِ شعر جنگ سال ۱۳۸۷
– مجموعه شعر بانوی قصههای مادر، شعر بلندِ بههم پیوسته/ نامزد دریافت جایزه یک رُبع قرنْ ادبیات جنگ سال ۱۳۸۴
همزمان با این مراسم، جلسه نقد و معرفی کتاب «دیدار و گپ و گفتی با فروغ فرخزاد» منتشر شده توسط انتشارات مهر نوروز برگزار خواهد شد. مهر نوروز تا کنون مجموعه داستانهای «ته چشمهایش مرگ زل زده بود»، «یک سفر،دو لیوان چای آشغال و مسافری که شبیه تو بود» و مجموعه شعرهای «قرار بعدی پای گهواره شعرهام»و «یک سبد خاطره، یک سینه حرف» را از رضا کاظمی منتشر کرده است.
در نشست نقد و معرفی کتاب «دیدار و گپ و گفتی با فروغ فرخزاد» هرمز علیپور، فاروق صفیزاده، مینو خانی، بهنام زنگی و سینا بهمنش سخنرانی میکنند.
این مراسم امروز دوشنبه ۱۱ آذرماه ۱۳۹۸ از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در خانه گفتمان شهر (وارطان) برگزار خواهد شد.
-

۲۲ عنوان کتاب بریل کانون رونمایی میشود

به گزارش خبرگزاری مهر، این آثار ساعت ۱۴ روز سهشنبه ۱۲ آذر، به مناسبت روز جهانی معلولان و در قالب ۲۲ عنوان کتاب کودک و نوجوان به خط بریل برای نابینایان رونمایی میشود.
بر همین اساس، کتابهای «امینترین دوست» و «کلوچههای خدا» اثر کلر ژوبرت، «آدم کوچولوی گرسنه» به نویسندگی پیر دلی و ترجمه کلر ژوبرت، «داستان قلقلک» اثر سپیده خلیلی، «بازی با انگشتها» و «زال و سیمرغ» به نویسندگی مصطفی رحماندوست، «دختری دارم شاه نداره» نوشته سوسن طاقدیس، «هیچکس جرئتش را ندارد» اثر حمیدرضا شاهآبادی، «بابای شب» نوشته ماریا گریپه و ترجمه پوران صلحکل، «خورشید کالسکهسوار» به نویسندگی حسن بکایی، «لبخندی برای سوفیا» اثر محمدرضا مرزوقی، «جزیرهی بیتربیتها» ۳، ۴ و ۵ اثر شهرام شفیعی، «پسر نان و نمک» اثر عباس جهانگیریان، «ضحاک» اثر محمدرضا شمس، «شگفتیهای علم» نوشته فیلیپ کلارک و ترجمه محمود سالک، «انسان و طبیعت» (پدافند غیرعامل) نوشته مجید عمیق، «دنیای نو در ابعاد نانو» نوشته رضا ایجادی و نگار ختمیمآب عنوان آثاری هستند که پیشتر از سوی انتشارات کانون منتشر شدهاند و هماینک در قالب ۱۹ جلد کتاب به خط بریل رونمایی میشود.
همچنین از مجموعه «شعر کودکان ۱» شامل: کتابهای «دو تا سیب شیرین» سروده خاتون حسنی و «خدا چه مهربان است» سروده آکی کرکهگه یاما و ترجمه عبدالوحید ایزدپناه و برگردان به شعر از سوی جعفر ابراهیمی، «مجموعه شعر کودکان ۲» شامل: کتابهای «چتری از گلبرگ» سروده افسانه شعباننژاد، «سگی بود جنگلی بود» سروده مصطفی رحماندوست و «کلاغ زرد» سروده ناصر کشاورز و «مجموعه شعر نوجوان» شامل: کتابهای «چهارشنبههای بستنی» سروده انسیه موسویان، «تولد سفید» سروده مینو کریمزاده، «با فرفرهها به شادی باد بگرد» سروده بابک نیکطلب و «صبح یک روز اردیبهشتی» سروده اکرم کشایی در قالب ۳ جلد کتاب بریل رونمایی خواهد شد.
این مراسم با حضور نویسندگان، تصویرگران، کارشناسان، مربیان و کودکان و نوجوانان برگزار میشود و حضور علاقهمندان در آن بدون مانع است.
یادآوری میشود این آیین با عنوان بر بال فرشتگان ساعت ۱۴ روز سهشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸ در مرکز فرهنگی هنری شماره ۲۱ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان خیابان شهید مدنی شمالی، پارک فدک برگزار میشود.
-

بازخوانی داستانی زندگیهای رو به زوال/درسهای سینماییم را پس دادم

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: مجموعه داستان «فکرهای خصوصی» تازهترین اثر داستانی منتشر شده یاسمن خلیلیفرد است که نشر ققنوس آن را روانه بازار کتاب کرده است. این مجموعه داستان در برهوت انتشار آثار ادبی ایرانی در فضای نشر کشور از چند منظر یک اتفاق ویژه به شمار میرود. نخست از منظر محتوای جسورانه آن که به طور عمده حول موضوع زنان و طلاق میگذرد و دیگر اینکه نویسنده در این روایتها به دامان سانتیمانتالیسم عامهپسندانهای نیفتاده که معمولا در بطن آثار اجتماعی با چنین موضوعاتی دیده میشود. خلیلیفرد که پیش از این با انتشار رمان انگار خودم نیستم در همین موسسه نشر و یادت نرود که در نشر چشمه خود را به عنوان نویسندهای جدی معرفی کرده است فارغالتحصیل رشته سینما است و البته دستی هم در موسیقی دارد. گفتگوی مهر با این نویسنده به مناسبت انتشار مجموعه داستان جدید او را در ادامه میخوانید:
این روزها در بازار کتاب ایران نگارش و انتشار مجموعه داستان کوتاه با ترس و حساسیتهای بالایی روبرو است. هم ناشران برای انتشار و فروش آن دل دل میکنند و هم نویسندگان بر خلاف رسم مالوف و حرفهای رمان را بر داستان کوتاه ترجیح میدهند. شما پس از تجربه موفق دو رمان قبلیتان حالا و در چنین موقعیتی به سراغ نگارش داستان کوتاه رفتهاید و این انتخاب باید بدون شک برای شما آوردهای ویژه داشته باشد و هدفمند صورت پذیرفته باشد. پس بگذارید این موضوع را دیباچه گفتگویمان قرار دهیم که چرا داستان کوتاه؟
ابتدا بگذارید این را بگویم که متأسفانه این روزها بسیاری از ناشران حتی ریسک انتشار رمانهای ایرانی را نمیکنند چه برسد به داستانهای کوتاه و خب سر فرصت باید علت این عدم اعتماد به نویسنده ایران را بررسی کرد که خود مبحثی مفصل است. اما درباره سوال شما؛ این سوالی است که قطعاً برای خیلیها پیش خواهد آمد چراکه اصولاً بیشتر داستاننویسان ابتدا با داستانهای کوتاه آغاز میکنند و بعد به نوشتن داستان بلند و رمان روی میآورند و اتفاقاً دلیل اصلی این تجربهگرایی از سوی من همین بود؛ اینکه از همان ابتدا رمان نوشتم و داستان کوتاهی چاپ نکردم. دلم میخواست تجربه انتشار مجموعه داستان کوتاه را هم به کارنامهام بیفزایم. ضمن اینکه به رغم آنکه خودم هم عمده توان و توجهام را به نوشتن داستانهای بلندم اختصاص میدهم اما داستانهای کوتاه بسیاری را در طول سالهای مختلف نوشته بودم و فکر کردم شاید ارائه آنها در قالب مجموعهای منسجم فکر بدی نباشد. ضمن آنکه این روزها خیلیها را میشناسم که بهدلیل مسائلی چون کمبود وقت و نداشتن فرصت کافی برای مطالعه داستانهای کوتاه را برای خواندن ترجیح میدهند. همه اینها دست به دست هم داد تا به سمت چاپ داستانهای کوتاهم بروم با تأکید بر اینکه همچنان علاقه اصلیام نوشتن داستان بلند است و همین حالا در حال کار روی یک رمان هستم.
پس از مطالعه این کتاب متوجه شدم که بر مبنای اصول کلاسیک داستان نویسی آنچه در کتاب شما میخوانیم به شکلی هدفمند با داستان کوتاه به منزله متنی که آغازی دارد و نقطع عطف و پایانی شگفتانگیز فاصله دارد. به نظر میرسد بسیاری از این داستانها بیشتر برشی هستند از بخشی از زندگی که شکل روایت داستانی به خود گرفته است. این نوع و سبک نگارش به چه منظور و با چه هدفی انتخاب شده است؟
دقیقاً این یک انتخاب عامدانه بود؛ اینکه داستان کوتاهی بنویسم که بیش از آنکه داستان باشد برشی باشد از زندگیهای مختلف افرادی که در یک برهه زمانی مشترک زندگی میکنند و بهرغم آنکه از هم دورند اتفاقاً از برخی جهات به هم نزدیک هستند. نوشتن این داستانها برایم به چالشی میماند؛ چالشی دشوار که در آن الگوهای از پیش تعریف شده نگارش داستان کوتاه را نادیده بگیرم و به پاسخ این پرسش دست یابم که آیا میتوان از دل یک واقعه کوتاه یا شاید برشی از روزمرهترین رخدادهای زندگی روایتی بیرون کشید و مخاطب را با خواندن آن به تأمل واداشت و خوشبختانه از واکنش مخاطبان به این نتیجه رسیدم که میشود!
شما علاقه بیش از اندازهای به کوتاه نویسی دارید؟ حس میکنم نوعی تلاش برای اختصار و دور شدن از فضای توصیف و شاخ و برگ دادن به موقعیتها و شخصیتهای داستانی در کارتان دیده میشود و اصراری هست که افراد و شخصیتها در داستانهای شما خیلی خلاصه شده بخش کوتاه از زندگی خود را بگویند
سوال عجیبیاست؛ عجیب از آن جهت که اتفاقاً بارها به من گفته شده جزئیات در داستانهایم متعددند و اصولاً با اطناب و شاخ و برگ مینویسم و خشت بر خشت داستانهایم را جلو میبرم؛ حتی حالا وقتی پس از سالها به «یادت نرود که…» برمیگردم فکر میکنم توصیفاتش میتوانستند کمتر باشند. البته این توصیفی نویسی در رابطه با داستانهای بلندم شاید بیشتر صادق باشد. در داستانهای کوتاه مایلم به جا و به اندازه توضیح دهم و توصیف کنم. فکر میکنم مخاطب باید به همان اندازهای که لازم است از داستان اطلاعات دریافت کند. توصیف و ذکر جزییات و اطناب شاید بیشتر مناسب فضای داستانهای بلند باشد. خودم را وادار به کوتاه نویسی نکردم اما سعی کردم آنقدر که باید بنویسم و از پرگویی بپرهیزم.

مساله اصلی داستانهای کتاب تازه شما زندگی است. و البته برای واگویهکردن از زندگی محوریت طلاق در تمامی داستانها انتخاب شده است. درباره این موضوع و دغدغهتان برای این انتخاب و تمرکزتان در تمامی داستانها بر روی آن بفرمایید.
همواره به طرح روابط انسانها، کشمکشها و اوج و فرودهای روابط آدمها، خصوصاً زوجها علاقه داشتهام؛ نوعی علاقه به روانشناسی که به دغدغه اصلیام در داستان نویسی نیز تبدیل شده است. دلم میخواست داستانهای کتاب ضمن ناپیوستگیِ روایی به لحاظ محتوایی چندان دور از هم نباشند و یک زنجیر نامرئی آنها را به هم نزدیک و متصل کند. شاید دغدغهام بیش از آنکه پرداختن به مقوله طلاق باشد بررسی زندگیهایی است که به دلایل مختلف رو به زوال رفتهاند و آدمهایی معمولی که با مشکلات و اختلالات شخصیتی و رفتاری خود دست و پنجه نرم میکنند؛ اتفاقی که برای بسیاری از آدمهای جامعه مدرن امروزی رخ داده است. در واقع این مشکلات، اختلالات و نقصانها هستند که به طلاق آدمها منتهی میشوند. طلاق درواقع ماحصل تمامی این بحرانهاست.
خانم خلیلیفرد برای مخاطبان این کتاب میتواند این موضوع جذاب باشد که چقدر داستانهای شما در این اثر بر مبنای واقعیت جان گرفتهاند و اگر درصد کمی از این روایتهای داستانی واقعیت دارند چطور این همه طرح و مایه داستانی حول یک موضوع پیرامون خودتان پیدا کرده و پرداختهاید
به هرحال دروغ است اگر بگویم داستانهایم را فارغ از تجربیات زیستهام مینویسم. هر داستان نویسی بهواسطه زندگی اجتماعی خود مشاهداتی میکند، تجربیاتی کسب میکند، با موقعیتهای گوناگونی مواجه میشود که هر یک از آنها میتوانند جرقهای باشند برای نوشتن یک داستان اما اینکه بگویم تمام این داستانها بر اساس رویدادهای واقعی نوشته شدهاند و ما به ازاهای بیرونی داشتهاند کذب است. مثلاً در همین کتابِ «فکرهای خصوصی» بیشتر داستانها زاده ذهن خودم بودند و آدمهای داستان ما به ازای بیرونی نداشتند اما در همین مدت کوتاه پیامهای جالبی از مخاطبانم دریافت کردهام که بعضی از پرسوناژهای کتاب را به خود نزدیک میبینند یا از نظرشان زندگیهایشان بی شباهت به زندگی آن شخصیتها نیست. وقتی داستان رئالیستی مینویسیم و تلاش میکنیم اسلوبهای این سبک را رعایت کنیم بنابراین باید انتظار این را هم داشته باشیم که مخاطب بعضاً همذات پنداری عمیقی با وقایع، رویدادها و آدمهای داستانها پیدا کند و خودش را در قالب آدمهای کتاب تجسم کند.
خانم خلیلیفرد شما تحصیل کرده رشته سینما و منتقد سینمایی هستید. چقدر تخصص شما در حوزه سینما و فیلمنامه نویسی به شما در نگارش این مجموعه کمک کرده است؟
خیلی زیاد. نه تنها در این کتاب که در دو کتاب قبلیام «یادت نرود که …» و «انگار خودم نیستم» هم از تجربیات فیلمنامهنویسی و درسهای سینما بهره بسیار بردم. شاید به همین دلیل است که بسیاری از مخاطبان داستانهایم آنها را واجد قابلیت دراماتیک و به بیان سادهتر تصویری میدانند و خیلیها از من میپرسند که چرا داستانهایم را به فیلم یا سریال تبدیل نمیکنم که اتفاقاً هدف نهایی خودم همین است.
شاید این سوال کمی عجیب باشد اما انتظار دارید با خوانش این داستانها واکنش مخاطبانتان چه باشد و چه عکسالعملی از خود نشان دهند؟
هیچوقت موقع نوشتن داستان به اینکه مخاطب چه واکنشی قرار است نشان بدهد فکر نمیکنم. اگر بخواهم با چنین پیشفرضها و پیشبینیهایی بنویسم نمیتوانم چیزی را که واقعاً دلم میخواهد روی کاغذ بیاورم. درواقع بخش عمدهای از لذت نوشتن برای شخص من ویژگی پالایشِ درونی آن است؛ درواقع با نوشتن به کاتارسیس میرسم و فکر میکنم اگر بتوانم همان حال و هوایی را که موقع نوشتن دارم به مخاطب منتقل کنم بزرگترین موفقیت را به دست آوردهام. اما بعد از انتشار کتاب واکنشهای مخاطبان برایم مهم است؛ اینکه بدانم مثلاً با خواندن داستانهایم دچار چه حس و حالی شدهاند.
چند سوال شاید کوتاه هم دارم. شما برای چه مینویسید؟
مینویسم چون نوشتن را دوست دارم؛ همانطور که فیلمسازی، نواختن پیانو، تماشای تئاتر و دیگر کارهای هنری را. البته نوشتن برایم جدی است. فکر میکنم نویسنده این شانس را دارد که بسیاری از موقعیتهایی را که شاید هرگز نتواند در زندگی شخصی خود تجربه کند هنگام نوشتن تجربه کند و به زعم من این درخشانترین دستاورد نویسندگی است. به طور کلی خلق کردن را دوست دارم و هنر امکان خلق کردن را به شما میدهد. ادبیات هم که یکی از مهمترین هنرهاست.
نوشتن گاهی سخت و طاقت فرساست. گاهی لذتبخش. گاهی خیلی برایش حوصله داری و گاهی حوصله نداری حتی یک جمله بنویسی. همه اینها به حال و هوای درونی نویسنده و البته وقایعی که در محیط اجتماعی او رخ میدهند نیز بستگی دارد. به طور کلی نوشتن فرآنید جذاب و شیرینی است که گاهی هم سختیهای شیرینی را با خود به همراه دارد. اما نویسنده بودن و جدی کار کردن در عرصه ادبیات سختیهای خاص خودش را دارد. این را باید در نظر بگیریم که تنها فعالیت نویسنده نوشتن نیست بلکه باید به مراحلی چون انتشار، دیده شدن کتابش و دریافت بازخوردهای آن نیز فکر کند. مهمترین تلاشی که یک نویسنده باید بکند این است که درگیر حواشی نشود. حاشیه خلاقیت نویسنده را تخریب میکند.
معمولا چقدر از زمان روزانهتان صرف نوشتن میشود؟
من معمولاً شبها مینویسم. نمیتوانم بازهی زمان دقیقی برایش تعریف کنم. گاهی ممکن است سه ساعت پشت سر هم بنویسم و یک شب شاید نتوانم یا نخواهم بنویسم. همانطور که گفتم بخش بزرگی از این مسئله به روحیات و شرایط روحی نویسنده هم مربوط است. گاهی واقعه تلخی اتفاق میافتد که دلت میخواهد ساعتها بنویسی و گاه همان تلخی دست و پایت را برای بستن میبندد و تو را در لاکت فرو میبرد. ضمن اینکه همیشه پس از تمام کردن کتابهایم با فاصلهای یک یا چند ماهه به سراغ بازنویسی آنها میروم چراکه ذهن نویسنده باید پس از مدتی وقفه به سراغ اثرش برود تا اصلاحات لازم را به درستی انجام دهد و نویسنده با نگاه درست و منطقی به اثرش بنگرد.
نوشتن برای شما حس خاصی را با خود به همراه دارد؟ چقدر و چطور برای سوژه پردازی و کشف سوژه وقت میگذارید؟
من به دنبال سوژه نمیگردم. اینطور نیست که مثلاً به قصد یافتن سوژه به خیابان و پارک و سفر بروم اما به محیط اطرافم دقیق هستم. به روابط آدمها دقیق هستم و سعی میکنم تجربیات زیستهام را بیشتر و بیشتر کنم. در بیشتر مواقع سوژهها به سمت من میآیند و سعی میکنم نهایت استفاده را از آنها ببرم.



