دسته: سبک زندگی

  • روستای گردشگری هیروی+تصاویر

    روستای گردشگری هیروی+تصاویر

    روستای هیروی در شهرستان پاوه قرار دارد. این روستا علاوه بر داشتن سبک معماری هورامان، در کنار رودخانه سیروان بنا شده است. درختان زیتون و انار در اطراف روستا همچون حصاری روستا را در بر گرفته است. تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدلی دارد. همچنین رب انا و زیتون این روستا از شهرت خاصی برخوردار است.

     پس از گذر از پاوه و پیچ وخم‌های بسیار و گذشتن از روستای کمدره و رسیدن به پل دو آب نوسود با گذر از ارتفاع ۱۵۵۰ متری پاوه به ارتفاع ۶۰۰ متری حاشیه‌های سیروان به این روستا نزدیک‌تر می‌شویم. با گذشتن از یک جاده فرعی که به مناطق خشک‌تر، ولی جنگلی مره خیل منتهی می‌شود به روستای هیروی می‌رسیم. رود سیروان عامل وجودی این روستا به حساب می‌آید. در واقع زندگی روستایی در اینجا وابسته به همین رود و آب پایین دست آن بوده و است.

    آب وهوای شهرستان پاوه از چندین اقلیم مجزا تشکیل شده است. شاهو با اقلیم سرد، پاوه با اقلیم نیمه سرد و هیروی از نوع مدیترانه‌ای بوده و تابستان‌های بسیار خشک و با تبخیر و تعرق زیاد و همچنین زمستان‌های نسبتا معتدل از شاخصه‌های این نوع اقلیم به شمار می‌رود. برف کمتر در اینجا به زمین می‌نشیند که آن هم بواسطه ظرفیت گرمایی رود سیروان بوده و با پس دادن بخار و ذخیره گرما در رود موجب گرمازایی بیشتر می‌شود.

    بواسطه همین آب و هواست که محصولات مدیترانه‌ای در اینجا به خوبی بعمل آمده و در صورت برنامه‌ریزی هر چه بهتر بازده بالایی در این زمینه خواهد داشت. انار و زیتون از محصولات عمده این روستا به شمار می‌روند. ساکنین این روستا مردمانی با اخلاق، آرام و مهمان‌نواز هستند. پدیده مهاجرت و رفاه‌طلبی هم از این روستا بی‌نصیب نبوده و نیرو‌های جوان و فعال از بعد اقتصادی مهاجرت و اکثرا در شهر پاوه سکنی گزید‌ه‌اند.

    از بعد زمین‌شناسی و ژئو مرفولوژی باید گفت که هیروی در ابتدا؛ یعنی در دوره کواترنر به عنوان بستر اصلی و پهن رود سیروان به شمار می‌رفته است. آثار موجود در این روستا از جمله وجود ماسه‌زار‌های گوشه و کنار، مبین همین قضیه می‌باشد؛ به عبارت دیگر بستر اصلی سیروان از بالادست‌ها یعنی هم‌تراز با روستا گذشته و دره‌های عمیق و تنگه‌های امروزی هنوز ایجاد نشده بودند. در کناره‌های رود هم اکنون آثار تراس‌های آبرفتی یا پادگانه‌ها به‌وضوح پیداست. سیروان به دلیل گستردگی حوضه آبگیرش جز رود‌های بزرگ از بعد مساحت بوده و در واقع حاشیه‌های هیروی به دلیل گذشت حجم بزرگ آب سه میلیارد متر مکعب در سال دستخوش تحولات ژئومورفولوژی بوده است. هم اکنون در حاشیه جاده هیروی یک ایستگاه ساده بارش و ثبت تبخیر وتعرق وجود دارد.

  • شمشیر تالایوت راز یک تمدن باستانی گمشده را فاش کرد!

    شمشیر تالایوت راز یک تمدن باستانی گمشده را فاش کرد!

    شمشیر تالایوت، شمشیری باستانی تصادفاً کشف‌ شده است که باعث گشوده شدن فصل جدیدی از یک تمدن باستانی مرموز گشته است. جزیره سیاحتی مایورکا در اسپانیا مکانی مشهور برای اسکی سواری روی آب، گردشگری و میهمانی در کنار ساحل با آفتابی گرم است. هرچند به‌زودی تبدیل به مکانی جذاب به دلیلی متفاوت‌تر خواهد شد: باستان شناسان یکی از قدیمی‌ترین و نادرترین یافته‌های این جزیره یعنی یک شمشیر ۳۲۰۰ ساله را کشف کرده‌اند.

    شمشیر تالایوت یک تمدن باستانی گم‌شده را آشکار می‌کند

    این شمشیر در منطقه‌ای بنام تالایوت کشف شد که شامل صخره سنگ‌های بزرگ است که قدمت آن‌ها به ۱۰۰۰-۶۰۰۰سال قبل از میلاد بازمی‌گردد. این شمشیر در نزدیکی یکی از صخره سنگ‌های بزرگ پیدا شد که محلی‌ها آن را تالایوت می‌نامیدند که توسط تمدن مرموز تایلوتیک ساخته‌ شده که هزاران سال پیش در جزایر مایورکا و منورکا زندگی می‌کردند. بنابراین نام مستعار این شمشیر که تالایوت می‌باشد بنام اکسکالیبور اسپانیایی نیز لقب گرفته است.

    حالا اکتشافات از سال ۱۹۵۰ به‌صورت زیرزمینی در این محوطه در حال انجام است. در اواسط سپتامبر وقتی محققان در حال آماده‌سازی بازگشایی موزه برای بازدید عموم بودند، کشف این شمشیر موجب حیرت آن‌ها شد.

    شمشیر تالایوت یک تمدن باستانی گم‌شده را آشکار می‌کند

    رسوبات صخره‌های سنگی بزرگ متعلق به دوره آهن در گالیسیا، اسپانیا

    به گفته باستان شناسان، قدمت این شمشیر به ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد بازمی‌گردد و به لحاظ ماندگاری در وضعیت خوبی قرار دارد، فقط از وسط دونیم شده است. وجود شمشیر در چنین مکانی دانشمندان را به این نتیجه رسانده که شمشیر در حین یک مراسم تشریفاتی در این مکان خاک شده است. برای تمدنی مانند تالایوتیک ها، شمشیر یک سلاح دفاعی محسوب می‌شده است. اما با پیدا شدن در چنین مکانی می‌توان نتیجه گرفت که شمشیر را به‌عنوان بخشی از مراسم روحانی دفن کرده بودند.

    شمشیر تالایوت یک تمدن باستانی گم‌شده را آشکار می‌کند

    شمشیر قوم تالایوتیک که در مایورکای اسپانیا پیدا شده است.

    این شمشیر یکی از ۱۰ شمشیری است که عموماً توسط کشاورزانی که روی زمین کار می‌کرده‌اند پیدا می‌شده‌اند. بنابراین محققان نمی‌توانند برای شمشیرهای دیگر زمینه‌های تاریخی قائل شوند، زیرا آن‌ها به‌صورت شانسی پیدا شده بودند. بنابراین نمی‌توان استفاده تاریخی و بودن آن‌ها در آن مکان خاص را مورد مطالعه قرارداد.

    شمشیر تالایوت یک تمدن باستانی گم‌شده را آشکار می‌کند

    این شمشیر گرچه شکسته اما به‌خوبی حفظ‌ شده است.

    این شمشیر بینش جدیدی از تمدن تالایوتیک را در اختیار باستان شناسان گذاشته است، تمدنی که ۶۰۰ سال قبل از میلاد ناپدید شد. این کشف می‌تواند متعلق به همان تمدن باشد که طی یک مراسم مذهبی در خاک دفن شده است.

    یافته‌های این منطقه باستانی به‌زودی در موزه مایورکا در معرض دید مردم قرار خواهد گرفت. تصور می‌شود که صخره سنگ‌های بزرگ در این محل برای اهداف دفاعی بوده و به‌گونه‌ای ساخته‌ شده‌اند که برای فراری دادن دشمن استفاده شوند.

    شمشیر تالایوت یک تمدن باستانی گم‌شده را آشکار می‌کند

    دولمن گادالپرال یا استونهنچ اسپانیایی

    این منطقه از سال ۱۹۵۰ کاملاً مورد اکتشاف باستان شناسان قرار گرفته بود، لذا یافتن چنین شمشیری باعث حیرت همه دانشمندان شد. تاکنون هیچ شیء دیگری که از نظر تاریخی چشمگیر باشد در این مکان یافت نشده است. از نظر باستان شناسان، شمشیر حدود ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد ساخته‌ شده و بلافاصله در خاک دفن شده است.

    چنین یافته ارزشمند و نادری که نشان‌ دهنده یک تمدن گمشده است واقعاً موجب امید باستان شناسان برای کشف موارد دیگر شده است. فکر یافتن چنین شمشیر ۳۲۰۰ ساله‌ای در چنین مکانی، باستان شناسان را بر آن داشته که با حفر بیشتر محوطه یک معمای پیچیده را حل کنند.

    منبع: thevintagenews.com

  • با تمامی جشن‌ها و عید‌های مسیحیت آشنا شوید

    با تمامی جشن‌ها و عید‌های مسیحیت آشنا شوید

    وب سایت ایوار – مریم رضایی: تقویم مسیحیان بر اساس فصول و جشن‌های مسیحی مختلف دسته‌بندی شده است.

    بعضی از جشن‌های آیین مسیحیت، مانند روز کریسمس در یک زمان مشخص اتفاق می‌افتند، در حالی‌که دیگر جشن‌ها ممکن است در یک طیف زمانیِ گسترده‌تر برگزار شوند و یا تاریخ آن‌ها تغییر کند.

    یکشنبه ادونت

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اَدوِنت یعنی آمدن و یکشنبه‌ی ادونت یا تجلی (Advent Sunday) در واقع نوید دهنده‌ی آغاز سال مسیحی است.

    ایام تجلی در کلیسا‌های غربی از ۴ یکشنبه‌ی پیش از کریسمس شروع می‌شود و تا خود کریسمس ادامه می‌یابد. هدف اصلی این ایام آماده کردن مردم برای ظهور مسیح است که شامل آمادگی برای برگزاری جشن به مناسبت میلاد عیسی مسیح و آمدن او به زندگی مسیحیان می‌شود.

    در برخی کلیسا‌ها یکشنبه‌ی تجلی را با روشن کردن پنج شمع نوید می‌دهند. با توجه به این رسم شمع آخر یا پنجم را در روز کریسمس روشن می‌کنند و نماد مسیح به مثابه نور هستی است.


    روز همه قدیسان

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اولین پیروانِ مسیح را قدیس (saint) می‌نامیدند، اما در قرن اول میلادی به مردان یا زنان نیکوکار در دوران گذشته که توسط کلیسا به‌طور رسمی تایید شده باشند، قدیس می‌گفتند. کلیسا تایید می‌کرد که این فرد زندگی پرهیزگارانه و باایمانی داشته است و می‌تواند الهام‌بخش مردم باشد.

    روز همه‌ی قدیسان (All Saints’ Day) جشنی است که در اول ماه نوامبر برگزار می‌شود. در این روز بیشتر کلیسا‌های غربی از تمامی قدیسان مطرح و همچنین گمنام تجلیل و تقدیر می‌کنند.

    این مناسبت قبلاً با نام آل هالوز دی (All Hallows Day) شناخته می‌شد. هالوز (Hallows) یعنی مقدس و این جشن از شب ماقبلِ روز قدیسان (Eve of All Hallows) شروع می‌شود که همان هالووین است. امروزه کلیسا‌های زیادی این جشن را به نزدیک‌ترین یکشنبه اوایل ماه نوامبر تغییر دادند.


    روز عروج

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مسیحیان بر این باور هستند که عیسی مسیح بعد از تجدید حیات در روز عید پاک در روزی دیگر به نام روز عروج (Ascension Day) به آسمان‌ها صعود کرد. بنا بر دو کتاب اعمال رسولان و انجیل لوقا معمولاً روز عروج ۴۰ روز بعد از عید پاک جشن گرفته می‌شود.

    امروزه مسیحیان کاتولیک رومی در انگلیس این روز را در یکشنبه‌ی بعد از عید پاک جشن می‌گیرند. اهمیت عروج مسیح دو جنبه دارد؛ اول پایان حضور زمینی مسیح زنده را نشان می‌دهد و دوم اینکه این روز به‌عنوان عروج روحی او در نظر گرفته می‌شود.

    روز عروج متعلق به جشن‌های عید پاک است و شاید به این خاطر که در مقایسه با مفهوم زندگی تازه در عید پاک یا ظهور خدا در روز پنطیکاست (عید پنجاهه)، پیامد ملموسی در زندگی مسیحیان ندارد، محبوبیت آن رو به کاهش است. برخی از مسیحیان عروج مسیح را نه یک رویداد ساده یا جشن بلکه به‌عنوان یک اظهارنظر مذهبی پذیرفته‌اند.


    روز کریسمس

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    بیست و پنجم دسامبر زمانی است که مسیحیان غربی روز میلاد مسیح را که معتقد هستند فرستاده و پسر ملکوتی خدا است، جشن می‌گیرند. مسیحیان شرقی ارتدکس جشن زادروز مسیح را در هفتم ژانویه برپا می‌کنند. میلاد مسیح در انجیل عهد جدید متی و لوقا توصیف شده است. در میان مسیحیان بر سر درستی روایت‌ها اختلافاتی وجود دارد.

    برخی آن‌ها را تنها حقایق مذهبی می‌دانند و ارزش تاریخی برای این روایات قائل نیستند. انجیل‌ها هم مطلبی درباره‌ی تاریخ ولادت مسیح که توسط پاپ ژولیوس در قرن چهارم میلادی اعلام شد، بیان نمی‌کنند. پاپ ژولیوس به‌منظور مسیحی کردن جشن‌های کافران که در آن موقع از سال رخ می‌داد، بیست و پنجم دسامبر را برای جشن ولادت مسیح برگزید.

    داستان میلاد مسیح از طریق نمایش‌های سنتی و به تصویر کشیدن تولد او در اصطبل‌های متفاوت تعلیم داده می‌شود؛ بنا به روایت انجیل لوقا مریم مقدس مسیح را در چنین مکانی به دنیا آورد. امروزه جشن‌های کریسمس دارای عناصری از باور‌های مسیحی، آیین‌های کفرآمیز و سنت‌های محلی است.


    عید پاک

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مسیحیان در روز عید پاک (Easter Day) یا یکشنبه‌ی پاک، بعد از مرگ عیسی در روز جمعه، حیات مجدد او را به‌عنوان مسیح یا مسح شده‌ی خداوند، گرامی می‌دارند و این روز را جشن می‌گیرند.

    بنا به روایات، حواریون مسیح دریافتند که عیسی زنده است و به شیوه‌ای دیگر حضور او را حس می‌کنند. تخم‌مرغ‌های عید پاک در حقیقت نماد این زایش دوباره هستند و با هدیه دادن تخم‌مرغ، مسیحیان زندگی تازه‌ای که در دل هستی خداوند وجود دارد را مشاهده و تجربه می‌کنند.


    ایام ظهور

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    اپیفانی (Epiphany) کلمه‌ای یونانی به معنی ظهور است. ایام ظهور پایان دوازدهمین روز کریسمس در کلیسا‌های غربی مسیحی محسوب می‌شود و ظهور عیسی را در جهان غیر یهود و کافران جشن می‌گیرد. همان‌طور که در انجیل متی ثبت شده است، این روز با ملاقات سه مجوس، احتمالاً سه مرد دانا، ستاره‌شناس یا مغ‌های ایرانی از مسیح نمود می‌یابد.

    متی می‌نویسد که این سه مرد هدایایی به همراه خود آورده بودند که شامل طلا، کندر و مُر می‌شد. با در نظر گرفتن همین هدایا تصور می‌شود این مردان، مجوس بوده‌اند.

    این هدایا، نماد‌هایی از طبیعت مسیح هستند؛ مسیحیان طلا را نماد پادشاه در نظر می‌گیرند، کندر که در زمان ستایش خداوند به او تقدیم می‌شود، نماد خداوند یا مرد روحانی است و مُر که برای شفا بخشیدن و مومیایی کردن مردگان بکار گرفته می‌شود، نماد مرگ عیسی است که با فدا کردن جان خود برای بشریت آمرزش و شفاعت به همراه آورد.


    جمعه نیک

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    مهم‌ترین رویداد در دین مسیحیت مرگ و تجدید حیات حضرت عیسی است. مسیحیان معتقد هستند عیسی پسر خداوند است و زندگی و آموزه‌های او اصول دین مسیحیت را به وجود می‌آورد. مسیحیان جمعه‌ی نیک (Good Friday) را که مصادف با مصلوب شدن عیسی مسیح است گرامی می‌دارند.

    این روز به این دلیل نیک خوانده می‌شود که مرگ عیسی را نمونه‌ای از عشق فداکارانه می‌دانند؛ او بر صلیب جان داد تا جهانیان را شفاعت کند. بنا بر اعتقاد مسیحیان عیسی گناهی نکرد، اما هنگامی‌که به صلیب کشیده شد، گناه تمامی انسان‌ها را به دوش کشید.

    مسیحیان در جمعه‌ی نیک درباره‌ی رنج و مرگ مسیح تامل می‌کنند و گاهی با برگزاری مراسمی نظیر به صلیب کشیدن یا تشییع پیکر نمادین مسیح، یاد او را زنده نگه می‌دارند.


    ایام انابت و چهارشنبه خاکستر

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    ایام انابت یا لنت (Lent) زمانی است که مسیحیان با عبادت و طلب توبه و گاهی گرفتن روزه برای عید پاک آماده می‌شوند. ایام انابت معمولاً چهل روز طول می‌کشد.

    ۴۰ در کتاب‌های مقدس یهودی و مسیحی عددی نمادین است و همچنین بنا بر روایت انجیل‌ها به دوره‌ای اشاره دارد که عیسی مسیح در آغاز خدمت خود اقدام به گرفتن روزه کرد. در کلیسا‌های غربی ایام انابت در چهارشنبه‌ی هفتم قبل از عید پاک برگزار می‌شود و به آن چهارشنبه‌ی خاکستر می‌گویند.

    در ابن ایام یکشنبه‌ها را حساب نمی‌کنند و روزه گرفتن در یکشنبه‌های رستاخیز ممنوع است؛ اما در کلیسا‌های شرقی ایام انابت یکشنبه‌ها را هم در بر می‌گیرد و این دوره از دوشنبه‌ی هفته‌ی هفتم پیش از عید پاک آغاز می‌شود و درنهایت در جمعه‌ای که ۹ روز به عید پاک باقی مانده است، پایان می‌یابد.

    در چهارشنبه‌ی خاکستر برخی کلیسا‌ها نقش صلیبی از خاکستر بر پیشانی مسیحیان می‌کشند که نشان‌دهنده‌ی میل باطنی آن‌ها را برای زندگی بهتر است.


    یکشنبه مادری

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    یکشنبه‌ی مادری (Mothering Sunday) چهارمین یکشنبه‌ی ایام انابت مسیحی است و با جشنواره‌ی آمریکایی روز مادر تفاوت دارد. قرن‌ها پیش در چنین روزی مردم به خانه ها‌ی خود یا کلیسا‌های جامع بازمی‌گشتند.

    بعد‌ها این رسم به مناسبتی برای گرد هم آمدن خانواده‌ها تبدیل شد. در این روز بچه‌هایی که به‌عنوان خدمتکار دور از خانه کار می‌کردند به دیدار خانواده خود می‌آمدند و هدایایی ازجمله یک نوع کیک میوه‌ای به مادر خود پیشکش می‌کردند.

    امروزه این مناسبت دیگر رنگ و بوی مذهبی ندارد و به‌عنوان روز مادر شناخته می‌شود. بچه‌ها در این روز گل، کارت‌پستال و هدیه به مادران خود تقدیم می‌کنند.


    روز پنطیکاست یا یکشنبه سفید

    فهرستی از جشن‌ها و عید‌های مسحیت

    روز پنطیکاست (Pentecost Day) یا یکشنبه‌ی سفید در تقویم مسیحی جشنی است که هدیه‌ی روح‌القدس یعنی حضور و الهام خداوند را در زندگی مردم گرامی می‌دارد. پنطیکاست سالروز نزول روح‌القدس به حواریون است که آن را هم‌زمان با فستیوال یهودی شاووعوت (Shavuot) جشن می‌گیرند و ۵۰ روز بعد از عید پاک در روز یکشنبه برگزار می‌شود.

    قدیس لوقا در کتاب اعمال رسولان و انجیل عهد جدید خود نوشته است که حواریون حضور روح‌القدس را همچون آتش و بادی سهمگین تجربه کردند و پس از آن جرات یافتند تا از زندگی، مرگ و رستاخیز مسیح با مردم سخن بگویند. از این فستیوال همچنین به‌عنوان روز ظهور کلیسای مسیحی یاد می‌کنند.

    به‌علاوه این جشنواره را یک‌شنبه‌ی سفید هم می‌نامند و یکی از روز‌های مهم یکشنبه در مسیحیت به شمار می‌رود؛ زیرا مسیحیان در این روز غسل تعمید داده می‌شوند و تعمید یافتگان لباس سفید بر تن می‌کنند.


    هفته عبادت برای اتحاد مسیحی

    هفته‌ی عبادت برای اتحاد مسیحی اولین بار در سال ۱۹۰۸ جشن گرفته شد و در واقع هشت روز طول می‌کشد. این مناسبت، برگزاری جشن اتحاد در میان کلیسا‌های مسیحی جهان است که از هجدهم تا بیست و پنجم ژانویه برپا می‌شود.

    مسیحیانی که در نیم‌کره‌ی جنوبی زندگی می‌کنند معمولاً این هفته را در زمان عید پنطیکاست جشن می‌گیرند. هرسال موضوع هفته‌ی عبادت توسط یک کشور به‌خصوص ارائه می‌شود. کشور منتخب متنی را در این زمینه آماده می‌کند و موارد آن متناسب با نیاز کشور‌های دیگر دنیا تغییر می‌کند.

    برای نمونه موضوع سال ۲۰۰۹ (مردم خود را آشتی دهید) اعلام شد و کشور منتخب کره‌ی جنوبی بود. کره این متن انجیل را از حزقیال فصل سوم آیه ۱۵-۲۸ انتخاب کرد. خداوند با حزقیال نبی سخن گفت: من ایشان را به‌صورت یک ملّت، متّحد خواهم ساخت… ایشان قوم من خواهند بود و من هم خدای ایشان خواهم بود.

    منبع: bolton

  • ۱۰ ویژگی بهترین رئیس‌های دنیا از نگاه گوگل

    ۱۰ ویژگی بهترین رئیس‌های دنیا از نگاه گوگل

    وب‌سایت یک پزشک: یک شرکت می‌تواند تمام سرمایه، تمرکز و زمان خود را روی استخدام، مصاحبه و انتخاب بهترین افراد ممکن کند، ولی اگر دارای یک رئیس با ویژگی‌های منفی مانند تندخویی، نادانی و تصمیم‌گیری‌های آنی است؛ این افراد سریعا شرکت را ترک خواهند کرد.

    در عوض، اگر شرکت شما دارای رئیس و مدیران رده بالای دارای ویژگی‌های رهبری و مدیریت تیم باشند؛ نه تنها شما شانس استخدام بهترین افراد را خواهید داشت؛ بلکه این افراد در کنار هم کار کرده و یک تیم از افراد بی‌نظیر می‌سازند.

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    شرکت گوگل بیش از ۱۰ سال روی پروژه‌ای به نام Project Oxygen کار کرده است. هدف از این تحقیق و پروژه، ساختن مدیران کامل و همه‌چیز تمام بوده است. آن‌ها می‌خواهند شاخص‌ها و ویژگی‌های یک مدیر و رئیس کامل را مشخص کرده تا مدیران رده بالای خود را به آن سو سوق دهند. گوگل سال‌ها روی آموزش رفتار‌های کارمندان و مدیران خود کار کرده و نتایج آن را زیر نظر گرفته و مورد ارزیابی قرار داده است. تاثیرات و بهبود‌های محیط کاری ثبت شده و میزان رضایت کارمندان به طور مرتب نظرسنجی شده است.

    جالب است نتیجه این تحقیق نسبتا طولانی ۱۰ ساله به اینجا ختم می‌شود که مهارت فنی نقش بسیار کم‌رنگی در ساختن یک مدیر عالی یا رئیس کامل دارند. یک رهبر بیشتر به هوش هیجانی، توانایی درک احساسات و کنترل آن‌ها (هم در خود و هم در دیگران) دارد. به گفته گوگل، ۱۰ رفتاری که یک رئیس ایده‌آل برای رهبری کسب‌وکار‌ها می‌سازند؛ به شرح زیر هستند:

    ۱. مربی خوبی هستند

    بهترین مدیران، به جای حل مشکلات سعی می‌کنند آن‌ها را ندریس کنند. سعی می‌کنند در هنگام حل یک مشکل یا بروز یک بحران، تیم خود را آموزش دهند و به سوی اهداف و مهارت‌های جدیدی هدایت کنند. آن‌ها سعی می‌کنند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و به جای دستور دادند؛ بیشتر مشاوره و مربی‌گری کنند تا تیم فرصت رشد و کسب تجربه داشته باشد.

    ۲. به تیم قدرت می‌دهند و مدیریت میکرو ندارند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    یک مدیر و رهبر واقعی سعی می‌کند از مدیریت میکرو فراری باشد و خودش را درگیر جزییات نکند. در عوض، دوست دارند آزادی بیشتری به کارمندان خود بدهند و آن‌ها را در کشف ایده‌ها و راه‌کار‌های جدید، خطرپذیری و اشتباه کردن کمک کنند. آن‌ها زمینه‌ها، امکانات و ابزار‌های لازم را فراهم کرده و برنامه‌ریزی‌های منعطفی برای محیط کار تدارک می‌بینند.

    ۳. محیط تیمی با اعتماد به نفس بالا می‌سازند

    گوگل در یکی دیگر از تحقیقات و پروژه‌های خود متوجه شد بهترین کلید برای ساختن یک تیم و محیط کار تیمی خوب و منسجم، ساختن یک محیط «امن خودمانی» است.

    در تیمی که اعضای آن از نظر روانی احساس امنیت کنند؛ اعتماد به نفس پیدا کرده و دوست دارند به سوی ریسک کردن بروند. چنین تیمی از پرسیدن، خطا کردن، آزمودن و ارائه یک راه‌حل جدید نمی‌هراسد و نگران مجازات یا تنبیه نیست. به عبارت دیگر، تیم‌های بزرگ سعی می‌کنند اعتماد به نفس بیشتری داشته باشند و مدیران بزرگ به این امر بیشتر کمک می‌کنند.

    ۴. سازنده و هدفمند هستند

    بهترین مدیران، ستاره‌های تیم‌ها و کسب‌وکارشان هستند. سعی می‌کنند هم تیمی‌ها خود را کمک و به وضعیت بهتری ببرند. نمی‌هراسند که آستین خود را بالا زده و در حل یک مشکل، رفع خرابی و عیب یک دستگاه و تمیز کردن محیط کاری همکاری کنند. در هنگام نیاز، خودشان درگیر حل مشکل شده و به کارمندان انگیزه می‌دهند.

    ۵. ارتباط‌گیری خوبی دارند؛ شنونده‌های عالی هستند و اطلاعات‌شان را به اشتراک می‌گذارند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    اگر می‌خواهید رهبر و مدیر عالی باشید؛ باید مهارت‌های برقرار کردن ارتباط با دیگران را تقویت کنید؛ شنونده بسیار خوبی باشید و سعی کنید احساسات و شرایط همکاران خود را درک کنید. با آن‌ها همدلی کرده و شفاف رفتار کنید. اطلاعات لازم را با هم‌تیمی‌ها و اعضای شرکت در میان بگذارید و توضیح دهید چرا چنین تصمیمی گرفتید و چه اتفاقی در آینده می‌افتد.

    ۶. پشتیبان توسعه‌دهنده‌ها هستند و دایم درباره کارایی بحث می‌کنند

    مدیران بزرگ همیشه از حرکت به جلو، رشد و توسعه زیرساخت‌ها و بهبود کارایی حمایت می‌کنند. آن‌ها صادقانه نظرات و پیشنهادات خود را مطرح کرده و از شنیدن انتقادات یا بحث درباره نحوه انجام کار‌ها ترسی ندارند. بیشتر موافق سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های بنیادین و آینده‌نگرانه هستند و همیشه دوست دارند انگیزه بیشتری به سیستم تزریق شود.

    ۷. دارای چشم‌انداز و استراتژی روشنی برای تیم هستد

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    یک رهبر عالی دقیقا می‌داند تیم‌اش اکنون در چه وضعیتی است و به کدام نقطه رسیده است. می‌دانند فردا چه کاری باید انجام دهند و ماه بعد چه برنامه‌ای دارند. دارای چشم‌انداز و استراتژی روشن و مشخص هستند. هریک از افراد تیم می‌داند که چه‌کار باید بکند و چه نقش فردی یا تیمی در رسیدن به این چشم‌اندازد دارد. سعی می‌کنند را ارتباط‌گیری خوب با اعضای تیم، استراتژی‌های خود را تبیین کنند.

    ۸. دارای مهارت‌های فنی کلیدی برای کمک به تیم هستند

    مدیران بزرگ توانایی درک سختی‌ها و چالش‌های کار اعضای شرکت را دارند. می‌دانند کار‌ها چگونه انجام می‌شود و مهارت لازم و کلیدی برای تصمیم‌گیری درباره آن‌ها را دارند. اگر یک مدیر به نحوه چگونگی انجام کار تسلط نداشته باشد؛ پیش از هر تصمیم‌گیری درباره هر تغییر باید با مشاورین خود صحبت کند.

    ۹. قدرت همکاری موثری دارند

    مدیران بد، تیم‌ها را در مقابل خود می‌بینند و طوری تصمیم‌گیری می‌کنند که بدان‌ها ضربه بزنند، ولی مدیران خوب در کنار تیم‌ها هستند و دوست دارند بیشترین همکاری، تشریک مساعی و ارتباطات را داشته باشند. همیشه به دنبال افزایش انگیزه و اعتماد به نفس کارمندان خود هستند و از تشویق کردن آن‌ها دست برنمی‌دارند.

    ۱۰. تصمیم‌گیر‌های قوی هستند

    گوگل می‌گوید بهترین رئیس‌های دنیا این ۱۰ ویژگی را دارند

    افرادی که رهبر و رئیس باشند؛ نباید در تصمیم‌گیری متزلزل نشان بدهند و قاطعانه رای دهند. آن‌ها پس از خواندن گزارش‌ها و شنیدن ایده‌ها، نظرات و پیشنهاد‌ها یا دیدگاه‌های اعضای تیم و مدیران میانی خود، با قاطعیت تصمیم می‌گیرند و در پی پیاده‌سازی این تصمیم هستند.

    منبع: inc

  • آیا راهی برای کاهش هزینه سفر وجود دارد؟

    آیا راهی برای کاهش هزینه سفر وجود دارد؟

    بخش عمده ای از هزینه سفر، صرف تهیه بلیط و رزرو کردن اقامتگاه می شود. این دو مورد از آن دسته مواردی هستند که اگر در یک پکیج ارایه شوند، می توانند برای مسافر ارزان تر تمام شوند. عمدتا افراد در تماس با آژانس های مسافرتی، تصوری از اینکه می توانند با خرید تور هزینه سفرشان را کاهش دهند، ندارند. دلیل این موضوع این است که درک صحیحی از قیمت های واقعی بلیط هواپیما و هتل ها ندارند. اما این تنها بخش ماجرا نیست!

    کاهش هزینه های سفر

    درست است که هزینه سفر در تماس با آژانس های مسافرتی کاهش پیدا می کند، اما این مهم را نیز نباید از یاد برد که هر آژانس مسافرتی نمی‌ تواند گزینه خوبی برای خرید تور باشد و هر ارزان بودنی لزوما به معنای بهتر بودن نیست! در بازاری که آژانس های مسافرتی بسیاری در آن به رقابت با یکدیگر می پردازند، وجود پلتفرم قابل اطمینانی که بتوان از طریق آن مرحله ی تماس با آژانس های مسافرتی را با موفقیت پشت سر گذاشت، می تواند نعمت بزرگی برای عاشقان سفر باشد.

    چندی ست که وب سایت لست سکند این امکان را برای کاربرانش فراهم کرده تا علاوه بر اینکه بتوانند از میان آژانس های معتمد موجود در سایت، تور مورد نظرشان را انتخاب کنند، امکان درج نقد و بررسی را نیز در خصوص آژانس های مسافرتی داشته باشند تا در نهایت، بهترین خدمات به ایشان عرضه شود.

    اگر شما هم قصد دارید در تماس با آژانس های مسافرتی، با خیال راحت تور مورد نظرتان را انتخاب کنید، حتما به لست سکند سری بزنید.

    منبع: لست سکند

    ۲۱۲۱

  • کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    برترین‌ها: آیا کسی را می‌شناسید که شخصیت کمال گرا داشته باشد؟ شاید از رفتار‌هایی که دارد تشخیص داده باشید که کمال گراست. افرادی که دارای شخصیت کمال گرا هستند لزوما نگاه مثبتی به خود ندارند. البته این موضوع تا حدودی بستگی به این دارد که فرد، کمال گرای سازگار باشد یا کمال گرای ناسازگار که از نظر رفتاری با هم متفاوتند.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    بعضی از کمال گرا‌ها به خوبی می‌توانند طبق استاندارد‌ها پیش بروند، اما خیلی از این تیپ‌های شخصیتی اینگونه نیستند. بسیاری از کمال گرا‌ها دارای عملکرد و دست آورد‌های ضعیفی هستند که عجیب به نظر می‌رسد. ما انتظار داریم همه‌ی کمال گرا‌ها در تحصیل و کار و ورزش بسیار خوب عمل کنند، اما در برخی موارد واقعا ضعیف عمل می‌کنند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ موفقیت خود را نابود می‌کنند.

    بیشتر آدم‌ها کم و بیش تلاش می‌کنند بهترین کار‌هایی که از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. خیلی‌ها با مشکلاتی در زندگی درگیرند که مانع این می‌شود آن اندازه که می‌خواهند خوب و درست عمل کنند. برای یک شخصیت کمال گرا، بهترین بودن تنها راه است، بنابراین با این نگرش و طرز فکر، کمال گرا می‌تواند طی پروسه‌ی تلاش برای بهترین بودن، خودش را نابود کند.

    کمال گرا‌ها با چه رفتار‌هایی به خود آسیب می‌زنند؟

    تعلل کردن

    عجیب به نظر می‌رسد، اما برخی از افراد تعمدا امروز و فردا می‌کنند، زیرا عقیده دارند اگر تحت فشار باشند کامل‌ترند. هرچند این شیوه گاهی جواب می‌دهد، اما در سایر مواقع راهی است به سمت ناموفقیت و افت خلاقیت؛ یعنی درست همان چیزی که بیشتر افراد فکر می‌کنند.

    تا آخرین لحظه صبر کردن و امروز و فردا کردن همه‌ی کمال گرا‌ها را به موفقیت نمی‌رساند و آن‌ها بالاخره متوجه رفتار آسیب زننده‌ی خود می‌شوند.

    پنهان کردن اشتباهات

    خیلی از افراد کمال گرا کارشان را از ترس طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن از دیگران مخفی می‌کنند. این رفتار مانع می‌شود که درس‌های ارزشمند زندگی را یاد بگیرند و رشد کنند. در پایان، تنها چیزی که برایشان می‌ماند چیزی است که تصور می‌کردند درست و کامل است، اما به شکست منتهی شده است.

    به اتمام نرساندن کار‌ها

    اگر نگاهی به ورزشکاران بیندازید خیلی از آن‌ها را می‌بینید که شخصیت‌های کمال گرا دارند، سالهاست تمرین می‌کنند و به دست آورد‌های بسیار خوبی نیز در عملکرد خود می‌رسند، اما ناگهان همه چیز را کنار می‌گذارند. چرا این افراد در اوج عملکرد خود ناگهان همه چیز را رها می‌کنند؟ زیرا از «شکست» می‌ترسند.

    ترس باعث رفتار‌های ناسالم از جمله نیمه کاره رها کردن کار‌ها می‌شود، در نتیجه تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. موضوع این است که اگر این افراد به تلاش‌های خود ادامه دهند، در آینده موفق خواهند شد، اما هرگز این را نمی‌دانند و برای همین همه چیز را خراب می‌کنند.

    توقعات غیرواقعی

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    اینطور تصور کنید که دو نفر باهم رابطه‌ای برقرار می‌کنند که در آن توقعات زیادی از هم دارند. برای آن‌ها استاندارد‌ها مهم نیست و فقط به این توجه دارند که انتظارات غیرواقعی و عجیب از هم داشته باشند و چنین کاری کاملا اشتباه است. مثلا شخصیت کمال گرا از همسر خود انتظار دارد کامل و بی‌عیب باشد و وقتی چنین چیزی نمی‌بیند (طبیعتا انتظار او برآورده نمی‌شود)، مشکلات شروع می‌شوند. وارد رابطه‌ای شدن و توقعات غیرواقعی داشتن قطعا رفتاری آسیب زننده است.

    اجتناب از همه چیز

    یک کمال گرا گاهی به این نتیجه می‌رسد که اگر اصلا هیچ کاری نکند، شکست هم نخواهد خورد. بله البته شکست هم نخواهد خورد، زیرا چیزی وجود ندارد که برسرآن رقابت کند و ببازد، اما هیچ لذت و شادی هم وجود ندارد. کمال گرا‌ها به ندرت تصمیم می‌گیرند از یکنواختی خارج شوند و همین باعث می‌شود خیلی از شانس‌ها و فرصت‌ها را از دست بدهند. از همه چیز اجتناب کردن در نهایت موجب اضطراب و افسردگی می‌شود، زیرا فرد کمال گرا تحت فشار‌های زیادی قرار می‌گیرد.

    اگر پدر و مادرتان شما را طبق شخصیت کمال گرا بارآورده باشند، تقصیر شما نیست. متاسفانه چنین رفتار‌هایی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کنند و شما کسی خواهید بود که همه چیز را کامل می‌خواهید و این چیزی نیست که امکانپذیر باشد.

    هیچ چیزی همیشه کامل نیست و بیشتر اوقات نمی‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. تغییر چنین طرز فکری کار سختی است، زیرا والدین شما این سیستم فکری را به شما القاء کرده‌اند و شما یک کمال گرا شده‌اید.

    بیش از اندازه تمیز و منظم بودن

    نیازی به توضیح نیست که کمال گرا‌ها تمام مدت به تمیزی و نظم در زندگی خود اهمیت می‌دهند. خانه‌های آن‌ها معمولا همیشه تمیز و مرتب است و همه‌ی کارهای‌شان طبق نظم پیش می‌رود و رفتار‌هایی دارند که مشابه رفتار‌های افراد وسواسی است. جنبه‌ی آسیب زننده‌ی چنین رفتار‌هایی این است که هرچند همه چیز این افراد روی نظم و انضباط است، اما خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و دقت و تمرکز بیش از حدشان روی مسائل، خیلی وقت‌ها لذت‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

    چرا کمال گرایی حتی می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه ضعف باشد؟

    یک کمال گرا هرگز دوست ندارد کاری را انجام دهد که ممکن است در آن نتواند عالی باشد، بنابراین همانطور که گفتیم ممکن است سال‌های بگذرد و دست به هیچ کاری نزند و همواره در انتظار ایده آل شدن شرایط به سر ببرد که در اغلب موارد فقط در خیالات امکانپذیر است.

    یک کمال گرا بدون اینکه بداند تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزی می‌کند که ممکن است اشتباه یا صرفا جزئیاتی بی‌ارزش باشد. فرد کمال گرا، فرصت ِ برقراری رابطه با افراد جدید و جالب، لذت بردن از هیجانات و غیرمنتظره‌ها و … را از دست می‌دهد، چون ذهن و وجودش همواره درگیر مسائلی است که نسبت به آن‌ها وسواس پیدا کرده و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    یک کمال گرا هرگز موفقیت‌هایش را جشن نمی‌گیرد و بابت‌شان خوشحالی نمی‌کند، چون انگار از هیچ چیزی راضی نمی‌شود و درک نمی‌کند که حتما کار درستی انجام داده و به اندازه تلاش کرده که موفق شده است. او بیش از اندازه از خود انتظار دارد و موفقیت خودش هم به چشمش نمی‌آید. افراد کمال گرا معمولا در یک ناامیدی مزمن به سر می‌برند و برای همین بسیار مستعد افسردگی‌اند.

    افراد کمال گرا معمولا مورد علاقه‌ی دیگران نیستند و کمتر کسی جذب‌شان می‌شود. بیشتر استاندارد‌ها و اصولی که کمال گرا‌ها به آن‌ها پایبندند مورد تمسخر دیگران است. اطرافیان یک کمال گرا این را تجربه می‌کنند که اگر ذره‌ای طبق اصول او رفتار نکنند، مورد خشم و سرزنش قرار می‌گیرند. چه کسی دوست دارد چنین ارتباطی را ادامه بدهد؟!

    چگونه می‌توان این رفتار‌ها را متوقف کرد؟

    دست از رفتار‌های آسیب زننده برداشتن وقتی که از شخصیت کمال گرایانه ناشی می‌شود بسیار سخت است. اگر اینگونه بزرگ شده باشید، نیاز دارید مکررا به خودتان یادآوری کنید که زندگی خیلی بیشتر از وسواس به خرج دادن برای کامل بودن است. اشتباهات وجود دارند و باید باشند تا بتوانیم از زندگی درس‌های ارزشمند بگیریم.

    اگر ترس از شکست دارید باید خودتان را وادار کنید که به جلو پیش بروید و شانس‌های جدید را امتحان کنید. شما چه قوی و موفق بمانید و چه شکست بخورید و به هدف نرسید، همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

    امروز و فردا نکنید و سعی کنید هر کاری را در اولین فرصت ممکن انجام دهید. در روابط تان نیز سخت نگیرید و درک کنید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. اگر برای شکستن چرخه معیوب زندگی‌تان به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، افرادی هستند که می‌توانند کمک‌تان کنند. آن‌هایی که شخصیت کمال گرا دارند در واقع دچار یک اختلال شخصیتی هستند و اگر نتوانند به خودشان کمکی بکنند باید کمک حرفه‌ای دریافت کنند.

    منابع: learning-mind، themuse

  • کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    کمال‌گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند؟

    برترین‌ها: آیا کسی را می‌شناسید که شخصیت کمال گرا داشته باشد؟ شاید از رفتار‌هایی که دارد تشخیص داده باشید که کمال گراست. افرادی که دارای شخصیت کمال گرا هستند لزوما نگاه مثبتی به خود ندارند. البته این موضوع تا حدودی بستگی به این دارد که فرد، کمال گرای سازگار باشد یا کمال گرای ناسازگار که از نظر رفتاری با هم متفاوتند.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    بعضی از کمال گرا‌ها به خوبی می‌توانند طبق استاندارد‌ها پیش بروند، اما خیلی از این تیپ‌های شخصیتی اینگونه نیستند. بسیاری از کمال گرا‌ها دارای عملکرد و دست آورد‌های ضعیفی هستند که عجیب به نظر می‌رسد. ما انتظار داریم همه‌ی کمال گرا‌ها در تحصیل و کار و ورزش بسیار خوب عمل کنند، اما در برخی موارد واقعا ضعیف عمل می‌کنند. چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ موفقیت خود را نابود می‌کنند.

    بیشتر آدم‌ها کم و بیش تلاش می‌کنند بهترین کار‌هایی که از دست‌شان برمی‌آید انجام دهند. خیلی‌ها با مشکلاتی در زندگی درگیرند که مانع این می‌شود آن اندازه که می‌خواهند خوب و درست عمل کنند. برای یک شخصیت کمال گرا، بهترین بودن تنها راه است، بنابراین با این نگرش و طرز فکر، کمال گرا می‌تواند طی پروسه‌ی تلاش برای بهترین بودن، خودش را نابود کند.

    کمال گرا‌ها با چه رفتار‌هایی به خود آسیب می‌زنند؟

    تعلل کردن

    عجیب به نظر می‌رسد، اما برخی از افراد تعمدا امروز و فردا می‌کنند، زیرا عقیده دارند اگر تحت فشار باشند کامل‌ترند. هرچند این شیوه گاهی جواب می‌دهد، اما در سایر مواقع راهی است به سمت ناموفقیت و افت خلاقیت؛ یعنی درست همان چیزی که بیشتر افراد فکر می‌کنند.

    تا آخرین لحظه صبر کردن و امروز و فردا کردن همه‌ی کمال گرا‌ها را به موفقیت نمی‌رساند و آن‌ها بالاخره متوجه رفتار آسیب زننده‌ی خود می‌شوند.

    پنهان کردن اشتباهات

    خیلی از افراد کمال گرا کارشان را از ترس طرد شدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن از دیگران مخفی می‌کنند. این رفتار مانع می‌شود که درس‌های ارزشمند زندگی را یاد بگیرند و رشد کنند. در پایان، تنها چیزی که برایشان می‌ماند چیزی است که تصور می‌کردند درست و کامل است، اما به شکست منتهی شده است.

    به اتمام نرساندن کار‌ها

    اگر نگاهی به ورزشکاران بیندازید خیلی از آن‌ها را می‌بینید که شخصیت‌های کمال گرا دارند، سالهاست تمرین می‌کنند و به دست آورد‌های بسیار خوبی نیز در عملکرد خود می‌رسند، اما ناگهان همه چیز را کنار می‌گذارند. چرا این افراد در اوج عملکرد خود ناگهان همه چیز را رها می‌کنند؟ زیرا از «شکست» می‌ترسند.

    ترس باعث رفتار‌های ناسالم از جمله نیمه کاره رها کردن کار‌ها می‌شود، در نتیجه تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌مانند. موضوع این است که اگر این افراد به تلاش‌های خود ادامه دهند، در آینده موفق خواهند شد، اما هرگز این را نمی‌دانند و برای همین همه چیز را خراب می‌کنند.

    توقعات غیرواقعی

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    اینطور تصور کنید که دو نفر باهم رابطه‌ای برقرار می‌کنند که در آن توقعات زیادی از هم دارند. برای آن‌ها استاندارد‌ها مهم نیست و فقط به این توجه دارند که انتظارات غیرواقعی و عجیب از هم داشته باشند و چنین کاری کاملا اشتباه است. مثلا شخصیت کمال گرا از همسر خود انتظار دارد کامل و بی‌عیب باشد و وقتی چنین چیزی نمی‌بیند (طبیعتا انتظار او برآورده نمی‌شود)، مشکلات شروع می‌شوند. وارد رابطه‌ای شدن و توقعات غیرواقعی داشتن قطعا رفتاری آسیب زننده است.

    اجتناب از همه چیز

    یک کمال گرا گاهی به این نتیجه می‌رسد که اگر اصلا هیچ کاری نکند، شکست هم نخواهد خورد. بله البته شکست هم نخواهد خورد، زیرا چیزی وجود ندارد که برسرآن رقابت کند و ببازد، اما هیچ لذت و شادی هم وجود ندارد. کمال گرا‌ها به ندرت تصمیم می‌گیرند از یکنواختی خارج شوند و همین باعث می‌شود خیلی از شانس‌ها و فرصت‌ها را از دست بدهند. از همه چیز اجتناب کردن در نهایت موجب اضطراب و افسردگی می‌شود، زیرا فرد کمال گرا تحت فشار‌های زیادی قرار می‌گیرد.

    اگر پدر و مادرتان شما را طبق شخصیت کمال گرا بارآورده باشند، تقصیر شما نیست. متاسفانه چنین رفتار‌هایی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کنند و شما کسی خواهید بود که همه چیز را کامل می‌خواهید و این چیزی نیست که امکانپذیر باشد.

    هیچ چیزی همیشه کامل نیست و بیشتر اوقات نمی‌توانید به چیزی که می‌خواهید برسید. تغییر چنین طرز فکری کار سختی است، زیرا والدین شما این سیستم فکری را به شما القاء کرده‌اند و شما یک کمال گرا شده‌اید.

    بیش از اندازه تمیز و منظم بودن

    نیازی به توضیح نیست که کمال گرا‌ها تمام مدت به تمیزی و نظم در زندگی خود اهمیت می‌دهند. خانه‌های آن‌ها معمولا همیشه تمیز و مرتب است و همه‌ی کارهای‌شان طبق نظم پیش می‌رود و رفتار‌هایی دارند که مشابه رفتار‌های افراد وسواسی است. جنبه‌ی آسیب زننده‌ی چنین رفتار‌هایی این است که هرچند همه چیز این افراد روی نظم و انضباط است، اما خیلی از فرصت‌ها را از دست می‌دهند و دقت و تمرکز بیش از حدشان روی مسائل، خیلی وقت‌ها لذت‌ها را از آن‌ها سلب می‌کند.

    چرا کمال گرایی حتی می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه ضعف باشد؟

    یک کمال گرا هرگز دوست ندارد کاری را انجام دهد که ممکن است در آن نتواند عالی باشد، بنابراین همانطور که گفتیم ممکن است سال‌های بگذرد و دست به هیچ کاری نزند و همواره در انتظار ایده آل شدن شرایط به سر ببرد که در اغلب موارد فقط در خیالات امکانپذیر است.

    یک کمال گرا بدون اینکه بداند تمام وقت و انرژی خود را صرف چیزی می‌کند که ممکن است اشتباه یا صرفا جزئیاتی بی‌ارزش باشد. فرد کمال گرا، فرصت ِ برقراری رابطه با افراد جدید و جالب، لذت بردن از هیجانات و غیرمنتظره‌ها و … را از دست می‌دهد، چون ذهن و وجودش همواره درگیر مسائلی است که نسبت به آن‌ها وسواس پیدا کرده و نتیجه‌ای هم نمی‌دهد.

    کمال گراها با چه رفتارهایی به خود آسیب می‌زنند

    یک کمال گرا هرگز موفقیت‌هایش را جشن نمی‌گیرد و بابت‌شان خوشحالی نمی‌کند، چون انگار از هیچ چیزی راضی نمی‌شود و درک نمی‌کند که حتما کار درستی انجام داده و به اندازه تلاش کرده که موفق شده است. او بیش از اندازه از خود انتظار دارد و موفقیت خودش هم به چشمش نمی‌آید. افراد کمال گرا معمولا در یک ناامیدی مزمن به سر می‌برند و برای همین بسیار مستعد افسردگی‌اند.

    افراد کمال گرا معمولا مورد علاقه‌ی دیگران نیستند و کمتر کسی جذب‌شان می‌شود. بیشتر استاندارد‌ها و اصولی که کمال گرا‌ها به آن‌ها پایبندند مورد تمسخر دیگران است. اطرافیان یک کمال گرا این را تجربه می‌کنند که اگر ذره‌ای طبق اصول او رفتار نکنند، مورد خشم و سرزنش قرار می‌گیرند. چه کسی دوست دارد چنین ارتباطی را ادامه بدهد؟!

    چگونه می‌توان این رفتار‌ها را متوقف کرد؟

    دست از رفتار‌های آسیب زننده برداشتن وقتی که از شخصیت کمال گرایانه ناشی می‌شود بسیار سخت است. اگر اینگونه بزرگ شده باشید، نیاز دارید مکررا به خودتان یادآوری کنید که زندگی خیلی بیشتر از وسواس به خرج دادن برای کامل بودن است. اشتباهات وجود دارند و باید باشند تا بتوانیم از زندگی درس‌های ارزشمند بگیریم.

    اگر ترس از شکست دارید باید خودتان را وادار کنید که به جلو پیش بروید و شانس‌های جدید را امتحان کنید. شما چه قوی و موفق بمانید و چه شکست بخورید و به هدف نرسید، همیشه فرصتی برای شروع دوباره وجود دارد.

    امروز و فردا نکنید و سعی کنید هر کاری را در اولین فرصت ممکن انجام دهید. در روابط تان نیز سخت نگیرید و درک کنید که هیچکس کامل نیست، حتی شما. اگر برای شکستن چرخه معیوب زندگی‌تان به کمک حرفه‌ای نیاز دارید، افرادی هستند که می‌توانند کمک‌تان کنند. آن‌هایی که شخصیت کمال گرا دارند در واقع دچار یک اختلال شخصیتی هستند و اگر نتوانند به خودشان کمکی بکنند باید کمک حرفه‌ای دریافت کنند.

    منابع: learning-mind، themuse

  • چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    روزنامه خراسان – الهه توانا: برای آن‌هایی که از روز‌ها و هفته‎ها قبل از سالگرد تولدشان با فکر کردن به جشن و هدیه و غافل‎گیری خوش‎اند، ناراحتی روز تولد چندان قابل درک نیست. شاید حتی متولد‌های غمگین را دست بیندازند یا پشت سرشان بگویند «آخه آدم روز تولدش بُغ می‎کنه؟»

    اگر جزو این گروه هستید، خواندن این مطلب به شما کمک می‎کند کسانی را که شبیه شما فکر نمی‎کنند، درک کنید. اگر هم جزو آن‎هایی هستید که سوال این مطلب، مسئله شماست احتمالا جواب‎تان را در گفت‌وگوی من با «سعید بی‎نیاز»، کارشناس‌ارشد روان‎شناسی بالینی پیدا کنید.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    دلیل ناراحت شدن در روز تولد چیست؟

    از منظر‌های مختلف می‎توان به ماجرا نگاه کرد، اما دیدگاهی که این غم را دقیق‎تر توجیه می‎کند، رویکرد روان‎شناسی وجودی است. این رویکرد می‎گوید همه ما از اضطراب‎هایی طبیعی رنج می‎بریم؛ اضطراب تنهایی، اضطراب مرگ و …. وقتی یک سال دیگر از عمرمان می‎گذرد و به مرگ نزدیک‎تر می‎شویم، تأمل می‎کنیم.

    این تأمل که اصولا در موقعیت‎هایی با نشانه گذشت زمان و گذر عمر سراغ‎مان می‎آید، مثل تولد و عید نوروز و تمام شدن سال تحصیلی، طبیعی است؛ اما وقتی به غمی عمیق تبدیل می‎شود، احتمالا نشانه آن است که خیلی از آن‎چه بر ما گذشته‎است، راضی نیستیم.

    به این وضعیت در روان‎شناسی وجودی، می‎گویند «زندگی نزیسته»؛ یعنی زنده بوده‎‌ام، اما زندگی نکرده‎ام. این جمله برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ یکی می‎‌خواهد آدم تأثیرگذاری باشد، یکی دنبال آموختن است، هرکس ارزش‎های متفاوتی دارد که وقتی مطابق با آن‎ها زندگی نمی‎کند، اسمش می‎شود زندگی نزیسته. در موقعیت‎هایی مثل سالگرد تولد که این زندگی نزیسته به آدم یادآوری می‎شود، غم بیشتر نمایان می‎شود.

    بخشی از قضیه به بیرون از ما برنمی‎گردد؟ در جامعه آدم‎ها براساس دستاوردهای‎شان سنجیده می‎شوند، دستاورد‌هایی که طبق قوانین نانوشته باید در سنین مشخصی کسب شوند.

    سوال دقیق و درستی است. ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم؛ درخصوص اجتماع‎مان، با ارزش‎ها و کلیشه‎های اجتماعی احاطه شده‎ایم، اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‎گیریم براساس این کلیشه‎ها زندگی کنیم یا خیر. مثلا درباره پیشرفت مالی در ایران، دچار سندروم «پ پ پ» هستیم؛ منظورم از این اصطلاح خودساخته‎، این است که جامعه از فرد توقع دارد «پول پیش یک خانه را جور کن، بعد یک پراید بخر، بعد پراید را به پژو تبدیل کن و «پ»‌های دیگر».

    یا مثلا در زمینه تحصیل، سندروم «ک ک ک» یعنی همان کنکور‌های پیاپی را داریم که فرد به خودش تحمیل می‎کند یا تحمیلش را از سوی اجتماع می‎‏پذیرد. چه کسی گفته ما باید از نردبان‎هایی که اجتماع تعیین کرده، بگذریم؟ وقتی ارزش‎های شخصی فدای این کلیشه‎ها می‎شود، یعنی مثلا کسی که یادگیری برایش مهم است، ولی خودش را اسیر «ک ک ک» می‎کند، عقب ماندن از این کلیشه در موقعیتی مثل سالگرد تولد، اذیتش می‎کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    طبق گفته شما در خلأ زندگی نمی‎کنیم، پس چطور می‎توانیم درگیر کلیشه‎های اجتماعی نشویم؟

    درست است که ما در شعاع ارزش‎های تعیین‎شده از سوی اجتماع قرار داریم، ولی درنهایت این ماییم که تصمیم می‎گیریم. این تصمیم، هزینه هم دارد. سخت است آن‎طوری که اجتماع بر من تحمیل می‎کند نباشم یا بخشی از خواسته اجتماع باشم که با ارزش‎های شخصی‎ام سازگار است، ولی می‎ارزد. ارزشش هم به این است که موقع مرور زندگی‎ام، ببینم روندی که در پیش گرفته‎ام، همانی است که همیشه می‎خواسته‎ام.

    اگر به آن سمت قضیه یعنی خوشحالی از تولد دقیق شویم، آیا این جشن گرفتن نوعی واکنش دفاعی دربرابر مرگ نیست؟

    غم روز تولد، معمولا ناشی از حسرت است؛ از این‌که برمی‎گردم و زندگی‎ام را نگاه می‎کنم و می‎بینم چیزی نبوده که من می‎خواسته‎ام وگرنه اضطراب مرگ اتفاقا حس سالمی است. لازمش داریم به این دلیل که بدانیم وقت‎مان محدود است، باید کار‌هایی انجام بدهیم و بعد هم برویم.

    بدون مرگ و اضطراب مرگ، زندگی بی‎انت‌هایی که هروقت دل‎مان بخواهد کار‌هایی در آن انجام بدهیم، معنی ندارد. درواقع ترس از مرگ، ترس ناسالمی نیست که بخواهیم سرکوبش کنیم. اگر این زندگی را، از وقتی که در اختیار خودمان است یعنی از نوجوانی به بعد، پرشور زندگی کرده‎باشیم جشن گرفتنش عجیب نیست. اما اگر این جشن، بعد از تجربه کردن آن غم باشد می‎توان آن را به‎عنوان واکنشی دفاعی درنظر گرفت.

    کسانی که سالگرد تولد، غمگین‎شان می‎کند باید نگران خودشان باشند؟

    به‎نظرم می‎شود به‎عنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. بخشی از وجودشان دارد هشدار می‎دهد که تو انگار خیلی از آن‎چه از زندگی‎ات گذشته راضی نیستی. به قول خانم «توران میرهادی»، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن.

    این جمله البته آن‎قدر در فضای مجازی تکرار شده که به ضد خودش تبدیل شده‎است، ولی این وجهش را که کنار بگذاریم، حرف خیلی درستی است. اندوهی که این افراد تجربه می‎کنند، غم بزرگی است، ولی می‎شود به عاملی تبدیلش کرد که فرد سال‎های پیش رو را با ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    اگر می‎توانست مطابق ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند، این کار را نمی‎کرد؟

    فقط بحث توانستن نیست؛ باید انتخاب کند و هزینه‎هایش را هم بپردازد. فرض کنیم می‎خواهید با اسکی از نقطه الف به نقطه ب برسید. یکی با بالگرد می‎آید و می‎گوید تو را می‎رسانم. همراهش می‎روید؟ در این مثال چیزی که اسکی کردن به شما می‎دهد، ارزش است و نقطه ب، هدف.

    برای پیداکردن ارزش‎ها، باید بفهمیم روند‌هایی که بهمان انرژی و خوشحالی می‎دهد، چه چیز‌هایی هستند و نه هدف‌ها. بعضی‌ها برای خودشان هدف‎های الف و ب و پ را تعیین و تصور می‎کنند با محقق شدن آن‎ها خوشحال خواهند بود. ولی بعد از رسیدن به آن‎ها، ممکن است به این نتیجه برسند که چقدر بی‎معنی بوده‎اند.

    دلیلش هم این است که راه را با بالگرد، رفته‎اند. برای همین، معتقدیم پیداکردن ارزش‏ها مهم است، اما چطور این کار را بکنیم؟ بعد از مشخص کردن هدف‎ها، وجه مشترک همه‎شان را شناسایی کنیم. وجوه مشترک، همان ارزش‎هاست. این کار به کمک گرفتن از یک متخصص نیاز دارد.

    اگر غم عمیقی را تجربه می‎کنم، یک درمانگر وجودی می‎‏تواند به من کمک کند ارزش‎هایم را پیدا کنم و به اجرای آن‎ها متعهد شوم. حسرت‎ها به‎هرحال وجود دارند، ولی وقتی مطابق ارزش‎های شخصی زندگی کنیم، افتخار‌ها بر افسوس‎ها غالب خواهند بود.

  • چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    چرا روز تولدمان غمگین و افسرده می‌شویم؟

    روزنامه خراسان – الهه توانا: برای آن‌هایی که از روز‌ها و هفته‎ها قبل از سالگرد تولدشان با فکر کردن به جشن و هدیه و غافل‎گیری خوش‎اند، ناراحتی روز تولد چندان قابل درک نیست. شاید حتی متولد‌های غمگین را دست بیندازند یا پشت سرشان بگویند «آخه آدم روز تولدش بُغ می‎کنه؟»

    اگر جزو این گروه هستید، خواندن این مطلب به شما کمک می‎کند کسانی را که شبیه شما فکر نمی‎کنند، درک کنید. اگر هم جزو آن‎هایی هستید که سوال این مطلب، مسئله شماست احتمالا جواب‎تان را در گفت‌وگوی من با «سعید بی‎نیاز»، کارشناس‌ارشد روان‎شناسی بالینی پیدا کنید.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    دلیل ناراحت شدن در روز تولد چیست؟

    از منظر‌های مختلف می‎توان به ماجرا نگاه کرد، اما دیدگاهی که این غم را دقیق‎تر توجیه می‎کند، رویکرد روان‎شناسی وجودی است. این رویکرد می‎گوید همه ما از اضطراب‎هایی طبیعی رنج می‎بریم؛ اضطراب تنهایی، اضطراب مرگ و …. وقتی یک سال دیگر از عمرمان می‎گذرد و به مرگ نزدیک‎تر می‎شویم، تأمل می‎کنیم.

    این تأمل که اصولا در موقعیت‎هایی با نشانه گذشت زمان و گذر عمر سراغ‎مان می‎آید، مثل تولد و عید نوروز و تمام شدن سال تحصیلی، طبیعی است؛ اما وقتی به غمی عمیق تبدیل می‎شود، احتمالا نشانه آن است که خیلی از آن‎چه بر ما گذشته‎است، راضی نیستیم.

    به این وضعیت در روان‎شناسی وجودی، می‎گویند «زندگی نزیسته»؛ یعنی زنده بوده‎‌ام، اما زندگی نکرده‎ام. این جمله برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ یکی می‎‌خواهد آدم تأثیرگذاری باشد، یکی دنبال آموختن است، هرکس ارزش‎های متفاوتی دارد که وقتی مطابق با آن‎ها زندگی نمی‎کند، اسمش می‎شود زندگی نزیسته. در موقعیت‎هایی مثل سالگرد تولد که این زندگی نزیسته به آدم یادآوری می‎شود، غم بیشتر نمایان می‎شود.

    بخشی از قضیه به بیرون از ما برنمی‎گردد؟ در جامعه آدم‎ها براساس دستاوردهای‎شان سنجیده می‎شوند، دستاورد‌هایی که طبق قوانین نانوشته باید در سنین مشخصی کسب شوند.

    سوال دقیق و درستی است. ما در خلأ زندگی نمی‎کنیم؛ درخصوص اجتماع‎مان، با ارزش‎ها و کلیشه‎های اجتماعی احاطه شده‎ایم، اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می‎گیریم براساس این کلیشه‎ها زندگی کنیم یا خیر. مثلا درباره پیشرفت مالی در ایران، دچار سندروم «پ پ پ» هستیم؛ منظورم از این اصطلاح خودساخته‎، این است که جامعه از فرد توقع دارد «پول پیش یک خانه را جور کن، بعد یک پراید بخر، بعد پراید را به پژو تبدیل کن و «پ»‌های دیگر».

    یا مثلا در زمینه تحصیل، سندروم «ک ک ک» یعنی همان کنکور‌های پیاپی را داریم که فرد به خودش تحمیل می‎کند یا تحمیلش را از سوی اجتماع می‎‏پذیرد. چه کسی گفته ما باید از نردبان‎هایی که اجتماع تعیین کرده، بگذریم؟ وقتی ارزش‎های شخصی فدای این کلیشه‎ها می‎شود، یعنی مثلا کسی که یادگیری برایش مهم است، ولی خودش را اسیر «ک ک ک» می‎کند، عقب ماندن از این کلیشه در موقعیتی مثل سالگرد تولد، اذیتش می‎کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    طبق گفته شما در خلأ زندگی نمی‎کنیم، پس چطور می‎توانیم درگیر کلیشه‎های اجتماعی نشویم؟

    درست است که ما در شعاع ارزش‎های تعیین‎شده از سوی اجتماع قرار داریم، ولی درنهایت این ماییم که تصمیم می‎گیریم. این تصمیم، هزینه هم دارد. سخت است آن‎طوری که اجتماع بر من تحمیل می‎کند نباشم یا بخشی از خواسته اجتماع باشم که با ارزش‎های شخصی‎ام سازگار است، ولی می‎ارزد. ارزشش هم به این است که موقع مرور زندگی‎ام، ببینم روندی که در پیش گرفته‎ام، همانی است که همیشه می‎خواسته‎ام.

    اگر به آن سمت قضیه یعنی خوشحالی از تولد دقیق شویم، آیا این جشن گرفتن نوعی واکنش دفاعی دربرابر مرگ نیست؟

    غم روز تولد، معمولا ناشی از حسرت است؛ از این‌که برمی‎گردم و زندگی‎ام را نگاه می‎کنم و می‎بینم چیزی نبوده که من می‎خواسته‎ام وگرنه اضطراب مرگ اتفاقا حس سالمی است. لازمش داریم به این دلیل که بدانیم وقت‎مان محدود است، باید کار‌هایی انجام بدهیم و بعد هم برویم.

    بدون مرگ و اضطراب مرگ، زندگی بی‎انت‌هایی که هروقت دل‎مان بخواهد کار‌هایی در آن انجام بدهیم، معنی ندارد. درواقع ترس از مرگ، ترس ناسالمی نیست که بخواهیم سرکوبش کنیم. اگر این زندگی را، از وقتی که در اختیار خودمان است یعنی از نوجوانی به بعد، پرشور زندگی کرده‎باشیم جشن گرفتنش عجیب نیست. اما اگر این جشن، بعد از تجربه کردن آن غم باشد می‎توان آن را به‎عنوان واکنشی دفاعی درنظر گرفت.

    کسانی که سالگرد تولد، غمگین‎شان می‎کند باید نگران خودشان باشند؟

    به‎نظرم می‎شود به‎عنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. بخشی از وجودشان دارد هشدار می‎دهد که تو انگار خیلی از آن‎چه از زندگی‎ات گذشته راضی نیستی. به قول خانم «توران میرهادی»، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن.

    این جمله البته آن‎قدر در فضای مجازی تکرار شده که به ضد خودش تبدیل شده‎است، ولی این وجهش را که کنار بگذاریم، حرف خیلی درستی است. اندوهی که این افراد تجربه می‎کنند، غم بزرگی است، ولی می‎شود به عاملی تبدیلش کرد که فرد سال‎های پیش رو را با ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند.

    غمگینی تحمل ‏ناپذیر متولدشدن!

    اگر می‎توانست مطابق ارزش‎های شخصی‎اش زندگی کند، این کار را نمی‎کرد؟

    فقط بحث توانستن نیست؛ باید انتخاب کند و هزینه‎هایش را هم بپردازد. فرض کنیم می‎خواهید با اسکی از نقطه الف به نقطه ب برسید. یکی با بالگرد می‎آید و می‎گوید تو را می‎رسانم. همراهش می‎روید؟ در این مثال چیزی که اسکی کردن به شما می‎دهد، ارزش است و نقطه ب، هدف.

    برای پیداکردن ارزش‎ها، باید بفهمیم روند‌هایی که بهمان انرژی و خوشحالی می‎دهد، چه چیز‌هایی هستند و نه هدف‌ها. بعضی‌ها برای خودشان هدف‎های الف و ب و پ را تعیین و تصور می‎کنند با محقق شدن آن‎ها خوشحال خواهند بود. ولی بعد از رسیدن به آن‎ها، ممکن است به این نتیجه برسند که چقدر بی‎معنی بوده‎اند.

    دلیلش هم این است که راه را با بالگرد، رفته‎اند. برای همین، معتقدیم پیداکردن ارزش‏ها مهم است، اما چطور این کار را بکنیم؟ بعد از مشخص کردن هدف‎ها، وجه مشترک همه‎شان را شناسایی کنیم. وجوه مشترک، همان ارزش‎هاست. این کار به کمک گرفتن از یک متخصص نیاز دارد.

    اگر غم عمیقی را تجربه می‎کنم، یک درمانگر وجودی می‎‏تواند به من کمک کند ارزش‎هایم را پیدا کنم و به اجرای آن‎ها متعهد شوم. حسرت‎ها به‎هرحال وجود دارند، ولی وقتی مطابق ارزش‎های شخصی زندگی کنیم، افتخار‌ها بر افسوس‎ها غالب خواهند بود.

  • دیوار سرپل‌ذهاب کشف جدیدی نیست

    دیوار سرپل‌ذهاب کشف جدیدی نیست

    به‌گزارش خبرگزاری مهر به‌نقل از روابط‌عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه امید قادری مدیرکل این استان امروز پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، با اشاره به این‌که ۱۰ سال پیش این دیوار تاریخی شناسایی و مورد بررسی باستان‌شناسان قرار گرفته، اظهار داشت: «باستان‌شناسی به نام علی بیگی در سال ۹۴ با مجوز رسمی پژوهشکده باستان‌شناسی کشور طی یک قرارداد، بر روی ۲۵هزار هکتار از اراضی سرپل‌ذهاب و قصرشیرین در قالب طرح گرمسیری، پژوهش‌های باستان شناسانه انجام داده است.»

    او با بیان این‌که نتایج اقدامات این باستان‌شناس در سال ۹۵ در گردهمایی سالانه باستان‌شناسی مطرح شد، تصریح کرد: «در آن گزارش به وجود این دیوار طولانی اشاره شد و حتی تصویر روی مقاله ارائه‌شده در آن گردهمایی امتداد این دیوار را نشان می‌دهد.»

    مدیرکل میراث‌فرهنگی استان همچنین با بیان این‌که در کتاب‌هایی که با موضوع ارتباط ایران و عثمانی به تحریر در آمده‌اند نقشه هایی از وجود این دیوار به چاپ رسیده است.

    قادری اضافه کرد: «همچنین در سال ۱۸۵۰ موسیو چریکوف در سفرنامه خود به ایران به وجود این دیوار در بین شهرستان‌های سرپل‌ذهاب و قصرشیرین اشاره کرده و بر خلاف ادعای برخی از رسانه‌ها این کشف جدیدی نبوده است.»

    این مسئول با بیان این‌که در بین باستان‌شناسان ارائه گزارش‌ها و مقالات به‌صورت تدریجی یک امر کاملاً مرسوم به‌حساب می‌آید، تصریح کرد: «به‌عنوان مثال حدود ۲۰ سال پیش باستان‌شناسان بر روی غار وزمه اسلام‌آباد غرب پژوهش کرده‌اند ولی امروز نتایج برخی از پژوهش‌ها و تحقیقات علمی خود را در مجلات مرتبط منتشر می‌کنند و این در بین باستان‌شناسان بسیار رایج است.»

    او گفت: «این‌که نتایج تحقیقات باستان شناسی علی بیگی بر روی این دیوار تاریخی به‌تازگی در آخرین شماره مجله تخصصی journal Antiquity منتشر شده دلیلی بر کشف جدید باستان‌شناسی به‌حساب نمی‌آید و حتی خود این مجله تخصصی اعلام کرده که نتایج گزارش‌های علی بیگی در سال ۲۰۱۶ را چاپ کرده است.»

    مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه در خاتمه اظهار داشت: «علی بیگی در مقاله خود به موضوعات مختلفی ازجمله این‌که این دیوار با کدام سازه باستانی در ارتباط بوده، وجود این دیوار در این منطقه چه معنایی می‌تواند داشته باشد و تاریخ و کارکرد آن چه بوده اشاره کرده است.»

    بنا بر این گزارش، باستان‌شناسان مطمئن نیستند که این سازه را چه کسانی ساخته اند و از آن برای چه هدفی استفاده می‌شد. به دلیل آسیب‌های فراوانی که در طول تاریخ چندهزارساله به این اثر ارزشمند وارد شده، پژوهشگران حتی قادر به اعلام دقیق ابعاد عرض و ارتفاع این دیوار نیز نیستند.

    مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که این دیوار احتمالاً چهار متر عرض و حدود سه متر ارتفاع داشته است.

    علی بیگی با اشاره به این موضوع که ممکن است دیوار باستانی سرپل‌ذهاب یک مرزگذاری برای یک امپراتوری باستانی باشد، گفت: «مشخص نیست که این دیوار کاربری دفاعی داشته یا تنها یک اثر نمادین به‌شمار می‌رود. این احتمال نیز وجود دارد که این دیوار در دوره اشکانیان یا ساسانیان ساخته‌شده باشد زیرا هردوی این حکومت‌ها در غرب ایران استحکامات و قلعه‌های متعددی ساخته است و شواهد باستان‌شناسی اثبات می‌کند، در دوران این امپراتوری‌ها شهرها و سیستم‌های آبیاری بزرگی در غرب ایران ساخته‌شده است، بنابراین احتمالاً هردوی این حکومت‌ها منابع لازم برای ساخت دیوار گاوری را داشتند.»

    این دیوار تنها دیوار بلند باستانی در ایران نیست. باستان شناسان پیش‌ازاین ساختارهای مشابهی را در مناطق شمالی و شمال شرقی ایران یافته‌اند که از آن میان می‌توان به دیوار باستانی گرگان اشاره کرد این دیوارها ممکن است هدف دفاعی داشته باشند.