دسته: سبک زندگی

  • دعوت تندگویان از جوانان و سمن ها برای شرکت در انتخابات مجلس

    دعوت تندگویان از جوانان و سمن ها برای شرکت در انتخابات مجلس

    به گزارش خبرنگار مهر، محمد مهدی تندگویان معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با توجه به آغاز ثبت نام یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی، از تمامی جوانان دارای صلاحیت به ویژه جوانان فعال در تشکل ها و سمن ها برای ثبت نام در انتخابات مجلس دعوت کرد.

    تندگویان در پست اخیر اینستاگرام خود در این باره نوشت: «جوانان فعال ما در تشکل هایشان و در بدنه مجامع استانی و مجمع ملی به کرات تمرین دموکراسی، دفاع از حق، دغدغه های اجتماعی و مسئولیت پذیری را داشته اند. بیانیه مقام معظم رهبری در اتکا به جوانان در گام دوم انقلاب به گونه ای مضاعف این وظیفه را بر عهده تمامی جوانان نهاده است.

    لذا از جوانان توانمند وطن، به ویژه فعالین تشکل ها و نخبگان اجتماعی جوانان دعوت می‌کنم تا برای ثبت نام در انتخابات یازدهمین دوره از مجلس شورای اسلامی به پاخیزند تا با نگاه تحول محور و رویکردی نوین در بینش و اندیشه های قانونگذاری برای کشور، تاریخ سازی نمایند.

    هم اکنون زمان حضور جدی جوانان در عرصه های حاکمیتی کشور رسیده است. امید دارم در این چند روز فرصت باقی مانده برای ثبت نام اسامی تمامی جوانان حاضر در تشکل ها که واجد حضور در این عرصه هستند را در لیست کاندیداهای استان ها و شهرستان ها ببینم. به امید آنکه با حضورشان در مجلس دغدغه های جوانان را اولویت قرار دهند و به خواسته های ایشان جامعه عمل بپوشد.»

  • رایزنی فعالان گردشگری ایران و آذربایجان/انتقاد از مالیات فرودگاهی

    رایزنی فعالان گردشگری ایران و آذربایجان/انتقاد از مالیات فرودگاهی

    به گزارش خبرنگار مهر، فواد نقی اُف رئیس سازمان گردشگری جمهوری آذربایجان پس از ملاقات با علی‌اصغر مونسان وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران، امروز ۱۳ آذر ماه هم نشستی را با هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی کشور داشت.

    در این نشست، او درباره مشکلات گردشگری دو کشور و ارتقاء صنعت گردشگری صحبت کرد و گفت: ما به عنوان یک نهاد دولتی علاقه داریم که با شما همکاری کنیم. همچنین وزیر گردشگری ایران از ما خواسته است که در نمایشگاه بهمن ماه ایران شرکت کنیم. ما هم در ماه آوریل یک نمایشگاه گردشگری در آذربایجان داریم که از شما می‌خواهیم در آن شرکت کنید.

    در ادامه حرمت‌الله رفیعی رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران گفت:  ۶۰ سال از فعالیت ما در این انجمن می‌گذرد. ۴۸۰۰ دفتر مسافرتی در ایران وجود دارد. بازارهای هدف ما بر اساس مطالعات تعیین شده است. آذربایجان در رتبه چهارم قرار دارد. ما امیدواریم روابط دو کشور سرعت بیشتری به خود بگیرد. در این زمینه کنسرسیوم‌هایی را در انجمن مشغول به فعالیت کرده‌ایم که یکی از آنها، کنسرسیوم آذربایجان است. ما با همه این کشورها که برای آنها کنسرسیوم تشکیل داده‌ایم، یک تفاهمنامه منعقد کرده‌ایم. این علاقه وجود دارد که با آذربایجان نیز تفاهمنامه ای امضا شود به همین دلیل پیش‌نویس آن را در اختیار شما قرار خواهیم داد تا اگر نکته‌ای دارید، به آن اضافه کنید.

    فواد نقی اُف نیز در پاسخ به این موضوع گفت: در زمان نمایشگاهی که در ایران برپا می‌شود، می‌توانیم این تفاهمنامه را امضا کنیم. حتماً آژانس‌های گردشگری ما این علاقه را دارند که با شما همکاری کنند.

    وی ادامه داد: یک میلیون و ۵۲۳هزار نفر از آذربایجان به ایران سفر می‌کنند که حدود یک میلیون نفر از آنها با هدف گردشگری به ایران آمده‌ و بقیه مسافران ترانزیت بوده که تنها از ایران رد شده‌اند. از ایران هم حدود ۲۴۰هزار نفر به آذربایجان سفر کرده‌اند. ایران برای ما کشور مهمی است. می‌دانیم که مشکلاتی در مناطق گذرگاه مرزی وجود دارد و زمان معطل شدن در مناطق آستارا و بیله‌سوار زیاد است.

    رئیس سازمان گردشگری جمهوری آذربایجان افزود: برای ایجاد برخی زیرساخت‌ها، به نهادهای ذیربط دستورالعمل‌هایی داده شده است و مطمئن هستیم که این اقدامات انجام می‌شود اما درباره موضوع تبدیل ارز و موضوعات پزشکی نیز اقداماتی انجام شده که اجرایی خواهد شد. همچنین مسیر جدیدی نیز از مرز ایران تا پایتخت آذربایجان ایجاد خواهد شد که این مدت زمان را به دو ساعت کاهش می‌دهد.

    نقی اُف، یکی از مشکلات موجود در روابط گردشگری دو کشور را شرکت‌های حمل و نقل دانست و گفت: شکایت‌هایی در این زمینه واصل شده و پیشنهادهایی نیز داده شده است، این شکایت‌ها نه تنها از ایران بلکه از کشورهای دیگر نیز بوده است که بیشتر درباره نرخ خدمات حمل و نقل است. ما به عنوان یک آژانس یا سازمان دولتی آماده هستیم جلسه مشترکی را در این زمینه داشته باشیم و درباره عوارض و قیمت‌ها به طور مستقیم بر این روند نظارت کنیم و در عین حال کمک و حمایت خود را در این باره نشان دهیم.

    وی گفت: مشکلات مناطق اشغالی قره‌باغ مهم است. ما می‌خواهیم که شما حمایت خود را در زمینه تبلیغات و ایجاد تورهای گردشگری نشان دهید. ما با تمام سازمان‌های بین‌المللی این اقدام را انجام می‌دهیم ولی از شما هم این حمایت را می‌خواهیم.

    مالیات فرودگاهی، نرخ بلیت آذربایجان را بالا می برد

    رفیعی در پاسخ به صحبت‌های نقی‌ اُف بیان کرد: شما در صحبت‌های خود اشاره کردید که بیش از یک میلیون نفر به ایران برای گردشگری سفر می‌کنند. توقع ما این است که این آمار بیشتر شود چون طبق آمارهای ما، بیشتر توریست‌هایی که از آذربایجان به ایران می‌آیند، بدون هماهنگی با آژانس به ایران سفر می‌کنند. یکی از مشکلات دیگر ما این است که هر یک از ایرلاین‌های ایرانی که به آذربایجان پرواز دارند، ۵۰ یورو روی بلیت هواپیما، تَکس فرودگاهی باید بپردازند. از سوی دیگر، ۲۶ دلار نیز برای هزینه ویزا گرفته می‌شود. مقایسه بین پکیج‌های ایران و آذربایجان نشان می‌دهد که این نرخ بسیار متفاوت است. ما می‌خواهیم نسبت به رفع این مشکل اقدام شود.

    رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران ادامه داد: آمادگی داریم پکیج مشترکی بین دو کشور بسته شود و توریست‌هایی که به آذربایجان از اروپا سفر می‌کنند، چند روزی را نیز در ایران حضور داشته باشند یعنی بتوانیم یک تور ترکیبی بین ایران و آذربایجان برای مسافران اروپایی داشته باشیم. همچنین با توجه به ظرفیت دریایی موجود بین دو کشور، می‌توانیم اگر آذربایجان کشتی در این مسئله دارد، زمینه را برای پذیرش مسافران دریایی فراهم کنیم.

    رئیس سازمان گردشگری جمهوری آذربایجان در پاسخ به این موضوع گفت: یک کشتی خوب روسی آماده شده است، منتظریم قراردادهای آن امضاء شود و در این زمینه نیز اقدامی صورت گیرد ولی درباره لغو ویزا که گفتید، ما اختیاری در این زمینه نداریم و قلباً دوست داریم که ویزای آذربایجان برای ایرانی‌ها برداشته شود همانطور که نخجوان چند روز پیش این روادید را حذف کرد.

    رفیعی هم پاسخ داد: ما می‌دانیم که شما اختیار مطلق از رئیس‌جمهور آذربایجان دارید البته که در ایران هم برداشتن ویزا با وزارت خارجه است نه وزارت گردشگری اما وقتی ادله کافی برای وزارت خارجه و گردشگری وجود دارد، لغو روادید را می‌توان در دستور کار قرار داد.

    نقی اُف در ادامه گفت: ما قبلاً ویزای کاغذی داشتیم، با کمک سفارت الان این ویزا سه ساعته صادر می‌شود و حتی فرودگاهی شده است. اگر ما ویزا را لغو کنیم، آیا ایران هزینه ورود به خاک و هزینه بیمه اجباری را می‌تواند حذف کند؟ مشکلات مرزی بین دو کشور زیاد است هر چند که مرزها ۲۴ ساعته باز هستند اما شاهد خواهیم بود که بعضی اوقات بانک و بیمه نیز بسته هستند این مشکلات باید حل شود.

    قشر ضعیف آذربایجان به مشهد می روند

    رفیعی در جواب نقی‌ اٌف بیان کرد: به عنوان بخش خصوصی مشکلات خودمان را مطرح می‌کنیم، دولت هم ملزم است در رفع آن تلاش کند. اکنون ۹ پرواز از آذربایجان به تهران و ۲ پرواز به مشهد می‌رود. کمک کنید که مجوزهای بیشتری برای شهرهای دیگر از جمله تبریز، شیراز و کیش بگیریم. معمولاً مشاهده می‌کنیم که گردشگران آذربایجانی که بدون هماهنگی آژانس‌های مسافرتی به ایران می‌آیند، برای دریافت خدمات دچار ضرر می‌شوند. ما می‌توانیم دفاتری را به شما معرفی کنیم که مجوز رسمی دارند و شهروندان آذربایجانی از آن طریق به ایران بیایند.

    در ادامه این نشست، هر یک از اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی دفاتر مسافرتی و آژانس‌های شرکت‌کننده آذربایجانی پیشنهادات خود را درباره روابط گردشگری دو کشور بیان کردند؛ از جمله برگزاری تورهای آشناسازی برای آژانس‌های دو کشور یا برپایی نشست B۲B.

    محمد میررضایی رئیس کنسرسیوم آذربایجان و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی در این نشست بیان کرد: گاهی دیده می‌شود اتوبوس‌هایی که به آذربایجان می‌روند، ۱۲ ساعت در مرز معطل می‌شوند. ۵۰ یورویی که برای تَکس فرودگاهی داده می‌شود نیز بر روی بلیت مسافر می‌آید، این موضوع موجب می‌شود تا هزینه سفر به آذربایجان برای ایرانی‌ها گران شود. هواپیمایی ایران آمادگی دارد ۱۴ پرواز به آذربایجان و بالعکس پرواز داشته باشد. ما می‌دانیم که ۷۰ درصد جمعیت آذربایجان شیعه هستند اما قشری که از آذربایجان به مشهد می‌روند، معمولاً جزو اقشار ضعیف آذربایجان هستند. این افراد معمولاً با اتوبوس‌ به هتل‌هایی می‌روند که خدمات خوبی نمی‌دهند. اگر قیمت هواپیما ارزان شود، ما هم می‌توانیم پکیج خوبی ارائه کنیم.

  • مشارکت داوطلبانه برای کشفِ خانه‌های تاریخی تهران

    مشارکت داوطلبانه برای کشفِ خانه‌های تاریخی تهران

    به گزارش ایسنا، پرهام جانفشان اجرایی کردنِ این گشتِ بازدید را به دنبال اجرایی کردن یک فعالیت داوطلبانه برای عکاسی و معرفی خانه‌های تاریخیِ کمتر شناخته شده پایتخت در فضای مجازی دانست.

    وی با بیان این‌که این فعالیت داوطلبانه  برای عکاسان و فعالان گردشگری برگزار می‌شود، افزود:  طرح فعالیت‌های داوطلبانه در حوزه‌های میراث فرهنگی و گردشگری تا پایان آذر ماه برای علاقمندان برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگان در این طرح، عکس‌ها و نوشته‌های خود را با هشتک #تهران_پایتخت_زیبای_من در فضاهای مجازی منتشر می‌کنند .

    او با اشاره به این‌که طرح معرفی خانه‌های تاریخی خیابان ولیعصر (عج) با مشارکت شهرداری منطقه ۱۱ برگزار می‌شود، افزود: فعالان کار داوطلبانه در  این طرح از خانه‌های تاریخی مانند مینایی و امین بهادر بازدید و عکاسی  می‌کنند. 

    انتهای پیام

  • کشفِ جدید در مسجد در حال تخریب تجریش/مردم محلی از مسجد محافظت کردند

    کشفِ جدید در مسجد در حال تخریب تجریش/مردم محلی از مسجد محافظت کردند

    به گزارش ایسنا، از نخستین قدم‌های مردم محله برای استشهادی که پر کردند تا با ارایه به مرکز امور مساجد نشان دهند مردم محله هنوز می‌خواهند هر صبح با صدای اذانِ این مسجد از خواب بیدار شوند تا طوماری که امضا کرده و از میراث فرهنگی خواستند تا با ورود به بحثِ مسجد و ثبت ملی آن، حفاظت همیشگی مسجد را تضمین کند و قدم‌هایی که خودشان برای پاکسازی مسجد برداشتند و حتی نشانه‌هایی جدید از هویت مسجد پیدا کردند تا نشان دهند، این بنای تاریخی هنوز جزئی از خاطرات مردم محله است…

    هر چند از سوی دیگر برخی افراد سودجو به دنبال تخریب مسجد افتاده‌اند تا این بنای تاریخی یک طبقه را به ساختمانی چند طبقه با کاربری مذهبی تجاری تبدیل کنند و حتی به گفته‌ی مردم محلی تلاش‌هایی نیز برای جلوگیری از ثبت ملی این اثر داشته‌اند.

    آن‌ها در نامه‌ای که دو سال قبل به میراث فرهنگی، شهرداری و اداره حفظ و مرمت بافت تاریخی تهران  نوشتند، درخواست توقف ادامه تخریب این بنا و حتی اجازه مرمت بنا توسط اهالی را دادند.

    بعد از گذشت این مدت زمان، اکنون مردم محلی مسجد صبحگاهی را پاکسازی کرده‌اند تا برادری‌شان را به میراث فرهنگی و مرکز امور رسیدگی به مساجد ثابت کنند.

    تلاش‌های مردم محلی برای حفاظت از مسجد تاریخی محله‌شان را نمی‌توان نادیده گرفت، آن‌ها دست خالی تلاش کردند تا از تخریب این مسجد تاریخی جلوگیری کنند؛ آن‌ها نخست در استشهادیه‌ای با امضای مردم محلی و بومی منطقه برای مرکز رسیدگی به امور مساجد، درخواست «حفظ و باقی ماندن این بنای تاریخی را به عنوان یکی از یادگارهای قدیمی محله کردند، مسجدی که سه نسل از مردم این محله از آن خاطره دارند» و حتی در همان استشهادیه اعلام کردند که با هزینه‌ی خود این مسجد را مرمت می‌کنند.

    ورودی آب انبار تازه کشف شده مسجد صبحگاهی

    حتی چند نماینده مجلس شورای اسلامی با حمایت از تلاش‌های مردم محلی، نامه‌نگاری‌هایی را با و متولیان میراث فرهنگی آغاز کردند. از نامه‌نگاری‌های سال‌های گذشته که بگذریم؛ دهم شهریور نیز محمد علی وکیلی – عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی و  نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات ، اسلامشهر و پردیس – در نامه‌ای به علی اصغر  مونسان – وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – درخواست صدور دستور مساعدت برای رفع مشکل مسجد صبحگاهی را کرده بود.

    یکم مهرماه نیز جواد واحدی – مدیر کل امور مجلس – در نامه‌ای به پورعلی – مدیر دفتر ثبت آثار تاریخی وزارتخانه – و پرهام جانفشان – مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران – درخواست کرد تا پیگیرِ  رفع مشکل مسجد صبحگاهی باشند و حتی نتیجه‌ی اقدامات‌شان را اعلام کنند.

    بعد از آن نیز در نامه‌های جداگانه دو نماینده‌ی مردم در مجلس شورای اسلامی محمدعلی وکیلی – نماینده مردم تهران و شمیرانات و داوود محمدی – نماینده مردم قزوین و ابیک و البرز  -، خطاب به مونسان درخواست شده تا لوح ثبتی  مسجد آلایی که در سال ۱۳۹۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده به مردم محله ابلاغ شود.

    پاکسازی مسجد صبحگاهی توسط مردم محلی

    پاکسازی مسجد انجام شده، منتظر لوح ثبتی این بنای تاریخی هستیم

    مرضیه ولی – نماینده مردم محله برای پاکسازی مسجد صبحگاهی – به خبرنگار ایسنا می‌گوید:‌ نماز صبح از زمان ساختِ مسجد یعنی دوره پهلوی، در این بنای تاریخی خوانده می‌شد و از سوی دیگر نمار اعیاد مختلف به خصوص عید فطر نیز در این مسجد خوانده می‌شد. از سوی دیگر مردم قدیمی محله نیز از این مسجد خاطرات زیادی دارند و کسی نمی‌خواهد آن تخریب شود، بنابراین برای حمایت از مردم قدیمی محله تصمیم به حفاظت از مسجد گرفتیم.

    او با اشاره به ارسال درخواست ثبت ملی این مسجد توسط اهالی محل به میراث فرهنگی، اظهار می‌کند: این درخواست برای نخستین بار از سوی امور مساجد برگشت خورد، اما دومین درخواست ثبت ملی با موافقت مواجه شد و خوشبختانه مسجد در فهرست میراث ملی به ثبت رسید، اما شرط ثبت ملی آن، پاکسازی مسجد توسط مردم محلی بود که با گرفتن موافقت مردم، به نمایندگی از ان‌ها این کار را بر عهده گرفته و عملیاتی کردم، پاکسازی مسجد نیز حدود یک ماه قبل انجام شد، اما هنوز لوح ثبتی مسجد به مردم محله داده نشده است.

    وی با اشاره به خالی کردن ۲۵ ماشین خاور از نخاله‌هایی که به مرور در مسجد جمع شده بودند، می‌گوید: بر اساس کتیبه‌ی باقی مانده روی بدنه‌ی مسجد، این بنا متعلق به سنه‌ی ۱۳۳۲  هجری قمری است و حفاظت از ان به عنوان یکی از خاطرات محلی مردم منطقه برای ما اهمیت دارد.

    ولی با اشاره به پیدا شدن آب‌انباری در زیرزمین مسجد صبحگاهی بعد از پاکسازی فضای مسجد می‌گوید: با حمایت مردم محله آلایی موفق شده‌ایم  تا کنون مسجد را حفاظت کنیم، حتی قرار است بعد از گرفتن لوح ثبتی مسجد، باج مع‌آوری هزینه‌ی مرمت بنا، این کار نیز انجام شود، چون مردم محله تمایل دارند تا مسجد به موقعیت چند دهه قبل خود برگردد و صدای اذان این مسجد در محله بپیچد.

    جای خالی کاشی‌های به سرقت رفته یکی از ورودی‌های مسجد

    مسجدی که خواب را به مردم محله حرام کرد

    مسجد آلایی یا صبحگاهی باقی مانده از دوره پهلوی و از نمونه‌های نادر و انگشت شمار معماری معاصر محسوب می‌شود  که تا قبل از سال ۱۳۵۷ از آن به عنوان محل برگزاری نماز صبح استفاده می‌کردند، اما باتوجه به تَرک امام مسجد و وجود سه مسجد دیگر با فاصله بسیار کم، کوشش جدی برای احیا و استفاده مجدد از این بنا انجام نشد و این مکان تا سال‌ها محل زندگی آخرین خادم آن (خانواده آلایی) بود. این مسجد جزو چند نمونه نادر و انگشت شمار نه تنها محله دربند، بلکه شهر تهران است که به عنوان محل اقامه نماز صبح ساکنان محله استفاده می‌شده و وجود آن در این محله نشانگر ارزش‌های والای مذهبی و اجتماعی ساکنان بوده است.

    محراب مسجد صبحگاهی که سقف  شبستان آن
    در چند سال گذشته تخریب شده است

    در طول چند سال گذشته و با هدف تخریب سریع‌تر مسجد، افرادی بدون مجوز شهرداری و با نام بازسازی بخش‌هایی از مسجد را تخریب کرده و قسمت‌هایی از سقف و دیوار آن را برداشتند، کاشی‌های هفت رنگ امضا شده این بنا گواه بر قدمت و کیفیات تاریخی و هنری این بناست که در تخریب انجام شده قسمت‌هایی از آن از بنا خارج شده است.

    ورودی مسجد صبحگاهی در خیابان آلایی

    اسناد این گزارش نزد ایسنا محفوظ است.

    انتهای پیام

  • روی مواضع خود محکم ایستاده‌ایم/نباید اجرای پروژه‌ها فرسایشی شوند

    روی مواضع خود محکم ایستاده‌ایم/نباید اجرای پروژه‌ها فرسایشی شوند

    “فریدون فعالی” عصر امروز ۱۳ آذرماه در نشست خبری با اصحاب رسانه با بیان این مطلب که اتفاقات خوبی در حوزه گردشگری و صنایع دستی استان کرمان در حال رقم خوردن است، گفت: برخی از بناهای که ارزش معماری دارند و ثبت ملی شده اند براساس برنامه‌های که برای آنها برنامه‌ریزی کردیم، در قالب کمیسیون ماده ۲۷ قانون به بخش خصوصی واگذار خواهیم کرد تا بخشی از مرمت‌ها در حوزه تاریخی از این طریق صورت گیرد.

    وی بیان کرد: به دنبال تشکیل انجمن دوست‌دارن میراث فرهنگی به صورت واحد هستیم زیرا هم اکنون در کرمان فعالیت دوستداران میراث فرهنگی به صورت جزیره‌ای بوده که امیدواریم انجمن دوست‌داران در کرمان در آینده نزدیک تشکیل شود.

    مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان با اشاره به کویر لوت اظهار کرد: کویر لوت به عنوان یک ظرفیت جدید گردشگری در کرمان در حال مطرح شدن است به طوری که امسال ۵۰ درصد گردشگران خارجی استان کرمان از کویر لوت بازدید کردند و با توجه به ثبت جهانی این اثر در سال های گذشته این کویر به عنوان یک پتانسیل و ظرفیت برای استان خواهد بود که باید از این ظرفیت متناسب با شرایط استفاده کنیم که در همین راستا نیز در در برنامه های میراث بحث مطالعات حوزه کویر لوت و تعیین زون‌های تفرجی در قالب زون‌ها خدماتی را در آینده نزدیک ارایه خواهیم داد

    وی به تخریب بخشی از راه دسترسی به کویر لوت در گذشته اشاره کرد و گفت: باید برای دسترسی آسان گردشگران به این منطقه بکر طبیعی، جاده کشی به کویر لوت را داشته باشیم اما باید بدانید که جاده کشی در داخل خود کویر لوت نخواهیم داشت بلکه راه دسترسی و انحرافی خواهد بود که در گذشته این راه با شن ایجاد شده بود که به دلایل مختلف این راه دسترسی موقت از بین رفته است و برای ایجاد راه جدید از اداره راه و شهرسازی استان کرمان درخواست کرده ایم تا طرح و برنامه ای برای دسترسی به لوت را ارائه داد تا جاده ایجاد شده دوباره زیر سیل نرود.

    فعالی در بخشی دیگر از نشست خبری خود با اصحاب رسانه استان کرمان با اشاره به واگذاری ۸ فضای تاریخی کرمان به بخش خصوصی به منظور مرمت و احیای این آثار، عنوان کرد: یخدان انار، خانه ایرانمنش بافت، بخش‌های از ارگ تاریخی راین، کاروانسرای خانه سرخ سیرجان، خانه بهادر ملک بردسیر، سه عمارت در کنار شترگلوی ماهان و خانه نیک اندیش در کرمان از جمله این فضاها برای واگذاری به بخش خصوصی از طریق مزایده هستند.

    وی عنوان کرد: بخش‌های دیگری نیز در قالب پروژه‌های تبصره ۱۹ در سال ۹۸ به بخش خصوصی واگذار خواهد شد و برای سال ۹۹ نیز خانه‌های دانایی، بانک توکلی، خانه فخریه راوری، خانه هروز راور، خانه سهرج راور و قلعه انار در دستور واگذاری خواهیم داشت که براین اساس طرح مرمت و احیای بناهای تاریخی توسط بخش خصوصی را در پیش خواهیم گرفت.

    مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان ادامه داد: کار دیگر ما معرفی سرمایه‌گذاران به کمیته تسهیلات وزارتخانه میراث فرهنگی است که تا هفته گذشته ۱۷۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان تسهیلات در قالب ۸ پرونده به کمیته تسهیلات تهران معرفی شدند که از این میزان ۱۴۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان در کمیته تسهیلات تهران مصوبو به بانک‌های عامل معرفی شده‌اند ضمن آنکه باید عنوان کرد این تسهیلات در شهرهای مختلف اجرایی می‌شوند.

    وی با بیان این مطلب که طرح‌ها و برنامه‌های ما مشخص است، در ادامه به پروژه صاروج پارس اشاره کرد و افزود: اختلاف سلیقه و اختلاف نظری بین میراث فرهنگی و سرمایه‌گذار این پروژه وجود دارد که امروز از طریق مراجع قضایی پیگیر هستیم اما در نهایت سعی ما بر این است که قضیه دوستانه حل شود.

    فعالی ادامه داد: ارتفاع سازه صاروج پارس بلندتر نخواهد شد و هیچ اتفاق جدیدی در این خصوص نیفتاده است و یکی از مشکلات سطح اشغال است که در فاز بعدی این فضای اشغال جبران خواهد شد.

    وی در خصوص پروژه بام کرمان نیز عنوان کرد: پروژه تله‌کابین کرمان از قبل اجرا شده و براساس بررسی‌های صورت گرفته نیز مجوزهای لازم برای اجرای این پروژه صادر شده است ضمن آنکه باید عنوان کرد که پروژه تله کابین خارج از حرایم منظری میراث فرهنگی است اما میراث فرهنگی روی کوه صاحب‌الزمان مشکل دارد که پیشنهاد اصلاح پروژه داده شده است و هرگونه اقدام در حوزه کوه صاحب‌الزمان باید به تایید شورای فنی میراث فرهنگی تهران برسد و هیچ تصمیمی در این زمینه گرفته نشده و درحال بررسی آنها هستیم.

    مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان افزود: راه دسترسی به تله‌کابین نیز از قبل احداث شده و اکنون هیچ طرح جدیدی برای راه دسترسی به این پروژه اصلا مصوب نشده و میراث فرهنگی روی مواضع خود ایستاده و دفاع می‌کند.

    وی با تاکید برآنکه میراث فرهنگی از مواضع خود پایین نخواهد آمد، عنوان کرد: بدون تعارف اقدامات خود را انجام می‌دهیم و براساس قوانین رفتار خواهیم کرد. در حوزه پروژه صاروج پارس از طریق مراجع قضایی پیگیر این موضوع هستیم و موضع ما این است که یک طبقه از این پروژه به دلیل عبور از حریم محدوده تاریخی اطراف آن باید کم شود و در خصوص بام کرمان نیز شورای فنی تهران تصمیم‌گیری می‌کند.

    فعالی با اشاره به پروژه صاروج پارس ادامه داد: با قوت مباحث را پیگیری می‌کنیم و روی مواضع خود محکم ایستاده‌ایم. دستگاه قضایی با اعتبار و صلاحیتی که دارد حق را به حق‌دار خواهد داد و نباید پروژه‌ها فرسایشی(زمان‌بر) شوند.

    وی به دیگر پروژه های در دست اقدام میراث فرهنگی کرمان اشاره و اظهار کرد: طرح پارک گردشگری شهر کرمان نیز در کمیته فنی مطرح شد و نقطه نظرات کارشناسی به شورای فنی تهران ارسال تا در این خصوص تصمیم‌گیری شود.

    مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمان با بیان این مطلب نگاه کلان ما به باغ هرندی این است که به همشهری‌ها سرویس دهد، عنوان کرد: محیط پیرامونی باغ موزه هرندی (خانه قرچه داغی) به اقامت‌گاه گردشگری تبدیل خواهد شد همچنین بخش‌های دیگری نیز برای این باغ تعریف کرده‌ایم که در مجموع بخشی از باغ موزه هرندی تا پایان امسال آماده بهره برداری خواهد شد

    وی با بیان این مطلب که طرح ساماندهی موزه‌ها آماده شده است، تصریح کرد: موزه حمام زنانه گنجعلی خان نیز به مجموعه موزه های آداب و سنن کرمانی‌ها تبدیل خواهد شد.

    انتهای پیام

  • روزگار دادزن‌ها؛ داد بزن و بفروش!

    روزگار دادزن‌ها؛ داد بزن و بفروش!

    روزنامه خراسان – محمدعلی محمدپور: «از مغازه ما دیدن بفرمایید. لباس‌های زمستونی با بهترین قیمت. آقایون، خانم‌ها عکس با حرم می‌گیریم». در همهمه همیشگی شهر اگر خوب گوش کنید احتمالا صدای کسانی را می‌شنوید که هر از گاهی با تکرار جملاتی سعی در جلب کردن توجه رهگذران شهر دارند. آدم‌هایی که در معابر شهری پر رفت‌و‌آمد می‌توان پیدایشان کرد. به این افراد به اصطلاح «دادزن» می‌گوییم.
    داد بزن و بفروش!
    کسانی که ممکن است در طول یک روز بین ۸ تا ۱۰ ساعت مجبور باشند یک جمله تکراری را بار‌ها و بار‌ها به زبان بیاورند و هستند کسانی هم که یک عمر، کارشان تکرار کردن همین چند جمله محدود است. حتی تصور کردنش هم سخت است که یک دادزن مجبور است هر روز از حنجره‌اش مایه بگذارد و بلند داد بزند تا مشتری جذب کند. در پرونده امروز تصمیم داریم به سراغ چند نفر که به این شغل سخت مشغول هستند برویم و با شغل‌شان و دغدغه‌هایشان بیشتر آشنا شویم. البته اصناف یا فروشگاه‌های مختلفی ممکن است دادزن استخدام کنند، اما در این پرونده به سراغ یک دادزن فروشگاه پوشاک، یک بفرمازن رستوران و یک دادزن عکاسی اطراف حرم رفته‌ایم تا از خودشان، شغل‌شان، خاطرات‌شان، واکنش‌های مردم و … برای‌مان بگویند.
    برای بهتر شدن صدایم، رژیم غذایی دارم!
    مهران کنار یک مغازه ایستاده، مدام تکرار می‌کند: «انواع مانتو ۷۸ و ۹۸ تومن. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن» و خیلی هم جملات را جاندار ادا نمی‌کند. در صبح نسبتا ملایم پاییزی، در یکی از خیابان‌های پر رفت و آمد به دنبال پیدا کردن یک «دادزن» هستم. بالاخره دریکی از پیاده‌رو‌ها فرد مد نظر را پیدا می‌کنم. به علت حفاری توسط یکی از سازمان‌های شهری، عرض پیاده‌رو نصف شده است و فردی که تحت نظر گرفته‌ام کنار کانال حفر شده مقابل مغازه ایستاده است به طوری که رهگذران برای گذشتن، باید از بین او و مغازه عبور کنند.
    او نفس در نفس مردم، آن‌ها را به بازدید و خرید از فروشگاه دعوت می‌کند. چند دقیقه می‌ایستم کارش را تماشا می‌کنم. مونولوگی که تکرار می‌کند این است: «انواع مانتو ۷۸ و ۹۸ تومن. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن». خیلی هم جملات را جاندار ادا نمی‌کند که احتمالا به اول صبح بودن و روشن نشدن موتورش برگردد. می‌روم جلو خودم را معرفی می‌کنم.
    پخش تراکت، پیش‌زمینه ورود به شغل دادزنی!
    ابتدا می‌پرسم: «مزاحم کارت که نیستم». می‌گوید: «نه شما راحت باش!» در ضمن بهش می‌گویم حین مصاحبه کارت را هم انجام بده که مزاحم کارت نباشیم. نام کوچکش «مهران» است. ۲۹ سال دارد و تحصیلاتش کاردانی حسابداری است. وقتی می‌پرسم مجرد هستی یا متاهل، جوری می‌گوید: «مجرد دیگه!» که انگار باید بدیهی باشد که مجرد است! درباره نحوه ورودش به کار دادزنی این‌گونه صحبت اش را شروع می‌کند: «من دستم به صورت مادرزادی فلج است. به همین دلیل خیلی کار‌های فیزیکی را نمی‌توانم انجام دهم. حدود سال ۸۲ یا ۸۳ بود که من هم کارم را با پخش کردن تراکت سر چهارراه شروع کردم». می‌گویم: «یک جوری گفتی انگار تراکت پخش کردن پیش‌زمینه ورود به شغل دادزنی است؟»
    داد بزن و بفروش!
    که پاسخ می‌دهد: «آره دیگه، تراکت پخش کردن مرحله آسون‌تر کار تبلیغات خیابونیه!». سپس ادامه می‌دهد: «بعد تراکت را گذاشتم کنار و رسیدم به صدا. رفتم برای فروشگاهی تبلیغ دادزنی کردم که با صدای من فروشگاه خیلی شلوغ می‌شد. آن‌جا حسابی جا افتاده بودم که بعد چند سال به این فروشگاه آمدم». هنگام صحبت این «خیلی» را حسابی می‌کشد گویی به یاد خاطرات روز‌های خوبی می‌افتد.
    با شکم پر هیچ وقت تبلیغات نمی‌کنم!
    مهران درباره دشواری‌های کارش می‌گوید: «روز‌های اولش طبیعتا سخت است. ساعت‌ها سرپا ایستادن و فریاد زدن. اما آدم بعد از مدتی که در موقعیت جدید قرار می‌گیرد به آن عادت می‌کند. روزانه حدود ۸ تا ۱۰ ساعت در همین حال کار می‌کنم و تاکنون مشکل خاصی هم پیدا نکرده‌ام». درباره رژیم غذایی که احیانا رعایت می‌کند می‌پرسم که مصمم جواب می‌دهد: «بله رژیم خاصی را رعایت می‌کنم.
    مثلا فلفل و چیز‌های تند نمی‌خورم. لبنیات و شیر هم بیشتر می‌خورم. شیر واسه صدا خوبه. غذای چرب نمی‌خورم. بیشتر غذای سبک می‌خورم و با شکم پر هیچ وقت تبلیغات نمی‌کنم». وقتی از برنامه‌اش برای آینده می‌پرسم خیلی دقیق می‌گوید که حدود شش تا هفت سال دیگر کارش را ادامه خواهد داد. ازش می‌پرسم «جایی ازت بپرسن شغلت چیه چی می‌گی؟» که جواب می‌شنوم: «تبلیغات‌گر. بازاریاب» می‌گویم: «یعنی از کلمه دادزن استفاده نمی‌کنی؟» می‌گوید: «نه! من برای کارم ارزش قائل هستم و به آن دادزنی نمی‌گویم». تصمیم می‌گیرم جلویش دیگر از این کلمه استفاده نکنم.
    آدم باید عاشق کارش باشد
    از ویژگی‌های کسی که می‌خواهد وارد کار شود؛ می‌پرسم که مهران می‌گوید: «باید جنم این کار را داشته باشد. عاشق کارش باشد. من وقتی کار می‌کنم انرژی می‌گیرم و شور و شوق زیادی دارم. صدا هم که حتما باید خوب و پرحجم باشد». در همین لحظه، احتمالا برای این‌که صدای خوب و پرحجم را عملی نشانم بدهد، با انرژی خاصی فریاد می‌زند: «بفرمایید دیدن مغازه. پیراهن راحتی‌ها ۱۵، ۲۰ و ۳۸ تومن».
    برایم سوال است که چطور از قیافه‌ها می‌فهمد مشتری هستند یا نه که می‌گوید: «اون‌هایی که نایلون دست‌شونه یا از فروشگاه‌های دیگه میان بیرون می‌فهمم که خریدار هستن و دارن خرید می‌کنن. به خصوص اگه به ویترین مغازه‌ها زیاد نگاه کنن»؛ و باز دوباره فریاد می‌کشد و تلاش می‌کند دو خانم را که نایلون خرید هم دست‌شان دارند به فروشگاه دعوت کند. از او می‌پرسم حالا که ۱۲ سال است شغلش این است آیا خودش را استادکار در رشته خودش می‌داند؟ که مهران توضیح می‌دهد: «نه. من اصلا این طور فکر نمی‌کنم. من حتی ۶۰ ساله هم بشوم باز خودم را در کار استاد نمی‌دانم. به نظرم هر کسی می‌تواند فکر جدید داشته باشد. یک بچه ۱۲ ساله هم اگر بیاید به من چیزی یاد بدهد حتما ازش یاد می‌گیرم».
    جمله‌هایم برای تبلیغ را خودم تعیین می‌کنم
    مهران درباره متن جمله‌ای که باید فریادش بزند، می‌گوید: «این را که چه بگویم بعد از این همه سال کار کردن خودم تشخیص می‌دهم. خیلی وقت‌ها ابتکار خودم است. الان قیمت اجناس داخل همه دستم است و حتی از این‌که چه جنسی کجا قرار دارد هم کاملا خبر دارم». خاطره‌ای که در کارش اتفاق افتاده باشد به نظرم یک سوال کلیشه‌ای می‌آید، ولی ازش می‌پرسم و او به یک خاطره اشاره می‌کند: «خانمی داشت از این جا رد می‌شد که از این کفش‌ها و شلوار‌های یکدستی تنش بود. من بهش گفتم شما این‌ها را خریده‌ای ما هم بلوزش را داریم که شما لباست تکمیل شود. رفت آن‌ها را دید و خریدشان. کلی خوشحال شد که لباس‌هایش ست شده‌اند».
    مهران درآمدش را گاهی ثابت و گاهی پورسانتی اعلام می‌کند و متوسط درآمد ش را بین یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان متغیر می‌خواند. در حالی که مهران در حال فریاد زدن و گفتن قیمت مانتو‌ها و لباس‌های دیگر فروشگاه است از او خداحافظی می‌کنم و دور می‌شوم.
    دادزن باید مودب، ولی پررو باشد
    داد بزن و بفروش!
    اسماعیل به اصطلاح «بفرمازن» رستوران است، دو ترم کاردانی الکترونیک خوانده و کارش را یک جور‌هایی فصلی می‌داند. برای نفر بعدی سراغ یک نوع دادزنی دیگر در صنفی دیگر می‌روم. در یکی از کوچه‌های اطراف حرم شخصی را که به اصطلاح «بفرمازن» رستوران است پیدا می‌کنم. وقتی می‌گویم برای گفتگو می‌خواهم وقت اش را بگیرم می‌گوید: «آخه من چی باید بگم که به درد شما بخوره؟»
    می‌گویم: «نگران نباش من می‌پرسم و شما جواب می‌دهی». از ته‌لهجه‌اش مشخص است که باید تُرک باشد. بعدا می‌فهمم که بچه شمال غربی کشور است و برای کار به مشهد آمده یا به قول خودش پناه آورده است. همان اول هم اعلام می‌کند که برای گفتگو باید با صاحب کارش هماهنگ کنم که صاحب رستوران هم اجازه می‌دهد. دقایقی سر یکی از میز‌های رستوران می‌نشینیم و گفت‌وگوی کوتاهی می‌کنیم.
    کار ما فصلی است
    نامش «اسماعیل» است. مجرد است و ۳۳ سال سن دارد. خودش می‌گوید که دو سالی هست کارش دادزنی است. اسماعیل نحوه ورودش به کار دادزنی را این گونه روایت می‌کند: «راستش من به خاطر مشکلات و بی‌کسی به امام رضا (ع) پناه آوردم. بعد خدا را شکر با آدم‌های خوب این رستوران آشنا شدم که لطف کردند به من کار و جا دادند. من الان زندگی‌ام همین جا می‌گذرد.
    همین جا کار می‌کنم، همین جا هم شب‌ها می‌خوابم». وقتی از ساعت کارش می‌پرسم با انگشت‌هایش حساب می‌کند و معلوم می‌شود در روز حدود ۱۰ ساعتی کار می‌کند. وقتی از میزان حقوقش می‌پرسم اشاره می‌کند که از صاحب کارش بپرسم. می‌گویم خودت حدودش را هم بگویی خوب است. می‌گوید: «این جا کار ما یک جور‌هایی فصلی است. مثلا در بعضی ماه‌ها از سال شلوغ است و در ماه‌های دیگر خلوت. حدود یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ می‌شود حقوقم. مثلا الان که فصل مسافر نیست من عملا از سفره این‌ها می‌خورم و باید در ماه‌های مسافرتی که شلوغ می‌شود این لطف را جبران کنم».
    وقتی سرما خورده‌ام، خیلی اذیت می‌شوم
    از اسماعیل درباره آسیب‌های احتمالی شغلش می‌پرسم که او می‌گوید: «نه خیلی مشکلی نیست. البته مثلا وقتی سرماخوردگی باشد اذیت می‌شویم. ولی خدا را شکر تا حالا که مشکلی برای صدایم پیش نیامده است. رژیم غذایی خاصی هم ندارم. من سنگ هم جلویم بگذارند می‌خورم». (این جمله آخر را با خنده می‌گوید) از او می‌پرسم تا کی می‌خواهد کارش را ادامه بدهد که پاسخ می‌دهد تا هر وقت صاحب‌کارش او را قبول داشته و ازش راضی باشد.
    در لابه لای حرف‌ها متوجه می‌شوم تحصیلات دانشگاهی هم دارد و دو ترم کاردانی الکترونیک خوانده است. خودش می‌گوید به علت مشکلات مالی و خانوادگی نتوانسته تحصیل اش را ادامه دهد. درباره جمله‌ای که باید داد بزند می‌پرسم که می‌گوید: «کار سختی نیست. اسم غذا‌ها را صدا می‌زنم. تازه مشتری عراقی یا انگلیسی هم باشد در حد مکالمه معمولی می‌توانم باهاشان صحبت کنم». اسماعیل درباره خصوصیات یک دادزن یا بفرمازن خوب هم این طور توضیح می‌دهد: «علاوه بر صدای بلند، خصوصیت مهم دیگر این است که صدازن باید پررو باشد. البته منظورم از پررو بی‌ادب نیست. باید محترم و باشخصیت باشد که زن و بچه مردم می‌آیند مشکلی پیش نیاید».
    از غیر مشتری‌ها، مشتری می‌سازم!
    دادزن‌های عکاسی زیادی را اطراف حرم زیر نظر می‌گیرم تا شخص مناسبی را برای مصاحبه پیدا کنم که با «علی» آشنا می‌شوم. یکی دیگر از انواع دادزنی که در مشهد انجام می‌شود در صنف عکاسی است. اگر اطراف مشهد باشید افراد زیادی جلوی عکاسی‌ها هستند که شما را دعوت می‌کنند برای عکس گرفتن وارد مغازه شوید.
    جمله معروف این است: «عکس، حرم، بارگاه». در گذشته این عکس با حرم گرفتن به کمک پرده‌ای که پشت افراد قرار داشت انجام می‌گرفت، اما امروزه همه کار‌ها با فتوشاپ انجام می‌شود. دادزن‌های عکاسی زیادی را اطراف حرم زیر نظر می‌گیرم تا شخص مناسبی را پیدا کنم.
    به عکاسی علاقه مندم
    داد بزن و بفروش!
    نامش علی است. خودش با کمی محاسبه و فکر می‌گوید ۴۲ سالش است. روی تابلویی که در دست دارد عکس یک کودک روی تصویر زیبایی از گنبد و گلدسته حرم مطهر امام رضا (ع) مونتاژ شده است. کمی می‌ایستم تماشایش می‌کنم. جمله‌هایی که تکرار می‌کند این‌هاست: «آقایون خانم‌ها عکس با حرم می‌گیریم. عکس روی آینه و لیوان هم چاپ می‌کنیم». جلو می‌روم، خودم را معرفی می‌کنم و ازش می‌خواهم چند دقیقه‌ای وقتش را در اختیارم بگذارد. فکری می‌کند و می‌گوید: «مشکلی نیست بفرما». علی این‌طور شروع می‌کند: «راستش را بخواهید به عکاسی علاقه‌مند بودم، ولی به علت مشکل مالی همه عمر کارگری کردم. یک روز که آگهی مغازه عکاسی را توی روزنامه دیدم پیش‌شان رفتم و از آن وقت به بعد شدم تبلیغات‌چی مغازه عکاسی.
    توی این هشت سال برای چند مغازه مختلف عکاسی کار کرده‌ام و مدتی است که این‌جا هستم». وقتی از علاقه‌اش به عکاسی می‌گوید توام با یک حسرت ازش صحبت می‌کند، می‌پرسم: «هیچ وقت عکاسی هم کرده‌ای یا دوربین دستت گرفته‌ای؟» پاسخ می‌دهد: «هنوز که پیش نیامده، ولی یک روزی انجامش می‌دهم. این توی سرم هست که وارد حرفه عکاسی بشوم. اصلا دلیل مشغول شدنم در این‌جا همین بوده».
    استاد متقاعدکردن مشتری هستم
    کمی خیابان شلوغ می‌شود. انگار یک کاروان زیارتی هستند که عبور می‌کنند. اجازه می‌دهم گفت‌وگویمان برای مدتی قطع شود تا به مشتری‌های بالقوه‌اش برسد. دو سه نفر را ترغیب می‌کند وارد مغازه شوند و بعد انگار که ماموریت با موفقیت انجام شده باشد سمت من برمی‌گردد. می‌پرسم: «چطور تشخیص می‌دهی چه کسی مشتری است؟» می‌خندد و می‌گوید: «خیلی‌ها در اصل مشتری نیستن. من ازشون مشتری می‌سازم!»
    بعد با لحن جدی‌تری می‌گوید: «تقریبا از روی ظاهر و راه رفتن‌ها می‌توانم تشخیص دهم زائر هستند یا نه. چون معمولا زائران هستند که دنبال گرفتن عکس یادگاری گرفتن‌اند». به عنوان آخرین سوال ازش می‌پرسم: «با این تجربه‌ای که داری، خودت را استاد کار خودت می‌دانی؟» کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «راستش دوست داشتم استاد کار عکاسی می‌بودم. ولی الان هم یک جور‌هایی استاد راضی کردن مردم برای عکس یادگاری گرفتن هستم. حتی خیلی از همکار‌ها با تعجب از من می‌پرسند چطوری این قدر خوب مشتری می‌گیری؟!»
  • مثل مادربزرگ‌ها، از این وسیله‌ها دوباره استفاده کنید!

    مثل مادربزرگ‌ها، از این وسیله‌ها دوباره استفاده کنید!

    برترین‌ها: برخی وسایل موجود در خانه، برخلاف تصوری که داریم یک‌بار مصرف نیستند و امکان استفاده مجدد آن‌ها در خانه وجود دارد. البته که شاید کارایی معمول خود را از دست داده باشند، ولی می‌توانید این وسایل را در دیگر قسمت‌های خانه و یا برای کاربرد‌های متفاوت‌تری به کار ببرید. بسیاری از مادربزرگ‌ها و افراد مسن‌تر، بسیاری از وسایل را چندین بار استفاده می‌کردند. این شیوه زندگی علاوه بر اینکه در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند، مصرف‌گرایی را نیز کاهش می‌دهد.

    در دوره زمانی که این افراد زندگی می‌کردند، منابع مالی و درآمدی محدودتر بود و همین محدودیت زندگی را به سمتی پیش می‌برد که بیشترین استفاده از وسایل موجود را داشته باشند. حتی این محدودیت موجب شکوفا شدن خلاقیت آن‌ها می‌شد و به همین دلیل همیشه راه حلی برای استفاده از وسایلی که به نظر یک‌بار مصرف می‌رسند، در ذهنشان جرقه می‌زد. شما هم می‌توانید با آشنایی این روش‌ها و وسایل، پول بیشتری در جیبتان ذخیره کنید!

    درست است که پیشرفت علم و تکنولوژی زندگی را به سمت بهینه شدن و کاهش هدر رفت زمان پیش می‌برد، ولی هنوز می‌توانیم درس‌هایی از زندگی را از بزرگ‌تر‌ها و قدیمی‌تر‌ها یاد بگیریم. اگر موقعیت کاری سختی دارید و با زحمت زیادی کسب درآمد می‌کنید، پس روش‌های صرفه‌جویی مالی می‌تواند برای زندگی‌تان کمک کننده باشند. البته در مقیاس‌های بزرگ‌تر تغییرات اقلیمی جهانی و دیگر مشکلات زیست‌محیطی هم بر زندگی همه انسان‌ها تأثیر می‌گذارد. پس یافتن روش‌هایی برای استفاده از منابع موجود، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

    پس بیایید با استفاده مجدد از این ۹ وسیله که به تجربه مادربزرگ‌ها ذکر می‌شود، بیشتر از منابع موجود در اطرافمان استفاده کنیم. با این نکات ساده در مسیری قدم می‌گذاریم که زندگی سالم‌تر و کم زباله تری خواهیم داشت.

    ۱. لباس‌های کهنه و قدیمی

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    بسیاری از مادربزرگ‌ها زمانی که یک لباس قدیمی و کهنه می‌شد، آن را به یک وسیله جدید تبدیل و در یک کاربرد جدید استفاده می‌کردند. اگر امکان تعمیر یا استفاده دوباره از لباس‌هایتان وجود دارد که آن‌ها را دوباره به کمد ببرید، ولی اگر پارچه آن‌ها کاملاً فرسوده شده، به دنبال روش‌های بازیافتی باشید.‌

    می‌توانید به راحتی زیپ از کار افتاده شلوار جین محبوبتان را تعمیر کنید، با استفاده از تیغ خودتراش پرز و دانه‌های تشکیل شده روی پلیور بافتنی‌تان را از بین ببرید، یا اگر یک حوله کهنه و رنگ و رو رفته دارید، آن را به تکه‌های کوچک برش بزنید و به عنوان دستمال استفاده کنید. البته ملحفه‌ها را هم می‌توانید به عنوان دستمال به کار ببرید.

    ۲. فویل آلومینیومی

    با توجه به استفاده‌ای که از فویل آلومینیوم شده است، اگر برای بسته‌بندی مواد خوراکی به کار برده‌اید و مقدار زیادی چربی و تکه‌های غذا به آن چسبیده است، به راحتی فویل را بشویید و دوباره استفاده کنید.

    می‌توانید برای بسته‌بندی ظرف غذا مجدد از آن استفاده کنید یا فویل را به شکل گلوله کوچکی در بیاورید و برای پاک کردن باقی‌مانده چسبیده غذا روی تابه و قابلمه، از این توپ آلومینیومی استفاده کنید. شاید برایتان جالب باشد، ولی بهتر است بدانید که برای تیز کردن تیغه‌های قیچی هم می‌توانید از فویل آلومینیوم استفاده کنید. برای این منظور یک تکه از ورقه آلومینیومی را تا کنید و با قیچی آن را چند بار برش بزنید تا تیغه‌ها دوباره تیز و برنده شوند.

    ۳. دکمه‌های پیراهن

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    در زمان‌های قدیم دکمه‌های سالم پیراهن‌ها همیشه حفظ می‌شدند! اگر یک پیراهن قدیمی دارید که پاره شده یا دیگر قابل استفاده نیست، پارچه‌اش را طبق مورد اول دوباره مورد استفاده قرار دهید و دکمه‌های آن را در یک ظرف نگهداری کنید. زمانی که یکی از دیگر لباس‌هایتان، دکمه‌اش گم شده باشد، این دکمه‌های ذخیره شده به کمکتان می‌آیند. حتی اگر خودتان لباس جدید دوخته باشید، دیگر نیازی به خرید دکمه نخواهید داشت.

    ۴. ظروف شیشه‌ای، بطری، جعبه و مانند آن‌ها

    بسیاری از مواد غذایی درون ظرف و بطری‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای بسته‌بندی می‌شوند که می‌توانید آن‌ها را دوباره در صد روش مختلف استفاده کنید! ظروف بزرگ را برای نگهداری مواد حجیم و بیشتر در کمد، کابینت یا انباری استفاده کنید و شیشه‌های کوچک‌تر را برای وسایل ریز و کوچک‌تر مانند میخ، پیچ و … به کار ببرید. این ظروف کوچک برای دکمه‌هایی که در مورد قبلی به آن‌ها اشاره شد هم ایده آل هستند. به راحتی می‌توانید برچسب استفاده شده روی بدنه این ظروف را پاک کنید تا ظاهری مرتب‌تر و بهتر داشته باشند.

    ۵. ته‌مانده غذا و استخوان‌ها

    بسیاری از مادران قدیمی باقی‌مانده استخوان مرغ، چربی‌های گوشت یا قسمت‌های بریده شده سبزیجات را دور نمی‌انداختند. شما می‌توانید با همه این مواد غذایی، آبگوشت و خوراک لذیذی تهیه کنید و از خواص آن‌ها بهره ببرید. یک ظرف یا کیسه را درون فریزر به این مواد غذایی باقی‌مانده اختصاص دهید و هر زمان که مقداری از مواد خوراکی وعده‌های غذایی‌تان باقی‌مانده بود، آن را به ظرف نگهداری فریزری اضافه کنید. وقتی که حجم مواد غذایی به میزان مورد نظرتان رسید، آن‌ها را درون قابلمه بریزید، چند پیمانه آب به آن اضافه کنید و از این خوراک خوش‌طعم لذت ببرید.

    ۶. پوسته تخم مرغ

    ۹ وسیله‌ای که باید مثل مادربزرگ‌ها آن‌ها را دوباره استفاده کنید!

    به جای آنکه پوسته تخم مرغ را روانه سطل زباله کنید، آن‌ها را نگه دارید. بعد از آنکه پوسته‌ها را به خوبی شستید و خشک کردید، اکنون می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. این پوسته‌ها مانند کود هستند و برای باغچه خانگی و گیاهان مواد مغذی و ضروری را تأمین می‌کنند و البته بازدارنده آفات و حشرات نیز هستند.

    ۷. چربی گوشت

    خرید روغن‌های پخت و پز هزینه‌بر است، پس چرا از چربی‌های گوشت خانگی استفاده نکنید؟ این چربی‌ها موجب طعم دادن به غذا‌های مختلف مانند سوپ، خورشت، سیب زمینی و … می‌شوند. چربی ذوب شده گوشت را درون ظرف در بسته بدون وارد شدن هوا و درون یخچال نگهداری کنید. این چربی با نگهداری در یخچال و به شیوه صحیح گفته شده، برای حدود یک ماه قابل استفاده است.

    ۸. روزنامه

    در سال‌های گذشته روزنامه کاربرد‌های بسیاری داشت و همیشه مقداری زیادی از آن در هر خانه‌ای یافت می‌شد. در آن زمان برای جلد کردن کتاب، کاغذ کادو برای هدیه، تمیز کردن پنجره، بسته‌بندی وسایل شکستنی، بستر حیوانات خانگی مانند پرنده‌ها و همچنین روشن کردن آتش از روزنامه استفاده‌های زیادی می‌شده است.

    ۹. ته‌مانده صابون جامد

    زمانی که از صابون جامد قالبی استفاده می‌کنید، معمولاً با ته‌مانده صابون به چالش می‌خورید و تصور می‌کنید این تکه کوچک باقی‌مانده دیگر کاربردی ندارد. ولی باید بدانید که دیگر وقت دور انداختن آن‌ها نیست، چرا که هنوز هم به خوبی قابل استفاده هستند. این تکه‌های کوچک صابون را نگه دارید و آن‌ها را درون یک لنگه از جورابی که دیگر مصرف نمی‌کنید، قرار دهید. زمانی که مقدار آن‌ها به حد کافی رسید، جوراب را گره بزنید و اضافی آن را با قیچی ببرید. اکنون یک کیسه پارچه‌ای صابونی دارید که برای استفاده در حمام یا حتی تمیز کردن سینک آشپزخانه ایده آل است.

    منبع: onegoodthingbyjillee

  • پادرمیانی ۷ هنرمند برای جهانی شدن قناتِ همدانی‌ها

    پادرمیانی ۷ هنرمند برای جهانی شدن قناتِ همدانی‌ها

    به گزارش ایسنا، تلاش‌ها و ایده‌ی جوانانِ قاسم‌آبادی در همدان و راهی که برای نجات کشاورزی در این روستا باز کرده بودند،باعث شد تا ابعاد جهانی قناتِ قاسم‌آباد را کشف کنند، قناتی که به واسطه‌ی ارزش‌های تاریخی‌اش می‌تواند قدِ قنات‌های ایرانی در یونسکو را به هم‌ردیف‌های ایرانی‌اش در یونسکو برساند و اولین قنات_موزه کشور و شاید دنیا لقب بگیرد.

    اما از زمان آغاز به کار جوانان همدانی و دهیار جوانِ روستای قاسم‌آباد، که با وجود نزدیکی چند دقیقه‌ای با مرکز شهر همدان، برای مردم کمتری شناخته‌شده است، مشکلات به مرور خود را به آن‌ها نشان دادند، از عبور فیبر نوری توسط شرکت مخابرات منطقه که این محوطه را تهدید به تخریب می‌کند، تا تهیه‌ طرح تفصیلی برای پیوستن روستای قاسم‌آباد به شهر همدان که موانع برای جهانی شدن قناتِ قاسم‌آباد را محکم‌تر کرده‌اند.

    پس از هشدارهای زیادی که فعالان میراث فرهنگی در طول یک سال گذشته برای نجاتِ این قنات مطرح کرده‌اند، حالا پرویز پرستویی، مسعودجعفری جوزانی، احمدرضا درویش، محمدحسین حلیمی، پرویز اذکایی، امیرشهاب رضویان و مجیدبرزگر در نامه‌ای به پروانه سلحشوری – نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی – و امیر خجسته – نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس شورای اسلامی –  درخواستِ توجه بیشتر و پیگیری برای جلوگیری از الحاق پنج روستا به خصوص قاسم‌آباد به شهر همدان را دارند.

    در متن این نامه آمده است: «از این جهت نامه را خطاب به شما می‌نویسیم که پیش از این در چند و چون ماجرای قنات تاریخی روستای قاسم آباد همدان قرار گرفته‌اید، دیگر اینکه برخلاف برخی نمایندگان پیش از این نیز در مسایل مربوط به میراث فرهنگی و محیط زیست همراه مردم همدان بوده‌اید و مطالبات آنان را پیگیری کرده‌اید.

    امید است همه مسئولان دولتی مرتبط به‌ ویژه استانداری و شهرداری‌ها توجه ویژه‌ای به ماندگاری عناصر فرهنگی، طبیعی داشته باشند. ما نیز خواهیم کوشید تا به عنوان نمایندگانی از وجدان بیدار جامعه، کماکان رسالت خویش را در پایش عملکردها و پاسداری از داشته‌های فرهنگی و طبیعی سرزمین‌مان ادامه دهیم. ضمن سپاس از نگاه مسئولانه‌ی شما، نگرانی خود را از توسعه‌ شهری، بدون توجه به پایداری منابع مطرح می‌کنیم، چون تجربه‌های پیشین گواهی بر این است که توسعه‌ بی‌رویه و سریع شهرها عناصر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر را دگرگون و دچار چالش می‌کند.

    مدتی است مساله الحاق چهار روستای «حسن آباد»، «قاسم آباد»، «شورین» و «علی آباد» به شهر همدان مطرح شده و با فشار و پیگیری یکی از نمایندگان همدان، وزارت کشور مصوبه الحاق سه روستا را صادر کرده است. این تصمیم نه در بین مردم همدان طرفدار دارد و نه در بین ساکنان این روستاها.

    مردم همدان نگران این هستند که یک شبه بیش از ۲۰ هزار نفر به جمعیت شهر اضافه شود و خدمات اندکی که از مدیریت شهری می‌گیرند نیز دچار چالش شود. ساکنان روستاها نیز نگرانند پس از الحاق به شهر خدمات و امکانات امروز را از دست دهند، به دلیل اینکه اکنون از خدمات رایگان بیمه روستایی بهره می‌برند و آب، برق، گاز و تلفن روستایی را نیز با یارانه دریافت می‌کنند و پس از الحاق، همه این‌ها را از دست خواهند داد و در مقابل به عنوان حاشیه نشین درکنار مردم شهر زندگی خواهند کرد.

    کارشناسان شهری و جامعه شناسان نیز با این طرح مخالفند آنها می‌گویند پیش از این چندین روستا به شهر همدان الحاق شده اما این طرح باعث شده حاشیه‌نشینی، آسیب‌های اجتماعی و فقر دراین مناطق نهادینه شود و در مقابل  زمین‌خواری و رانت‌خواری جای رفاه شهروندان را بگیرد. اکثریت اعضای شورای شهر همدان  نیز با این طرح مخالفت کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد نظر مردم و نمایندگان آنان اهمیتی ندارد.

    امروز مهاجرت معکوس در کشورهای توسعه‌یافته مطرح می‌شود و مدت‌هاست که بحث مهاجرت از شهرها به روستاها در کشور ما نیز زبانزد شده است؛ اما سیاست‌های کلان، مانع چنین اندیشه و برنامه‌ای شده است و تلاش می‌کنیم روستاها را به صورت دستوری به شهر تبدیل یا الحاق کنیم.

    الحاق روستاهای علی‌آباد، حسن‌آباد و قاسم‌آباد به شهر همدان در این زمان کار عجولانه‌ای است که حتی اگر مراحل قانونی آن طی شده باشد، شرایط پذیرش این روستاها در بحث ایجاد زیرساخت‌ها و امکانات وجود ندارد.

    اما علاوه بر مسایل اجتماعی که در دراز مدت خودنمایی خواهد کرد، مساله «میراث فرهنگی و محیط زیست» است. روستای قاسم آباد که پرجمعیت‌ترین روستای استان با حدود ۹ هزار نفر جمعیت است بیشترین آسیب را از این تصمیم خواهد دید. این روستا بیش از ۴۰۰ هکتار بیشه‌زار دارد و تنها لکه سبز شمال شهر همدان به شمار می‌رود با الحاق این روستا این تنفس‌گاه سبز قربانی زمین‌خواری می‌شود.

    نکته دیگر این است که قنات تاریخی روستای قاسم آباد به طول چهار کیلومتر، ارتفاع بیش از سه متر و عرض بیش از دو متر به عنوان عریض‌ترین قنات دنیا شناخته شده و سال گذشته توسط وزارت میراث فرهنگی ثبت شده است، همچنین مجوز احداث اولین قنات موزه کشور در کنار این قنات صادر شد و اکنون نیز در انتظار ثبت جهانی است که با الحاق این روستا قنات و همه مظاهر آن از بین می‌رود.

    در اجلاس جهانی جاده ابریشم، پیشنهاداتی برای نامزدی ثبت جهانی نظیر هگمتانه، کاروانسراهای همدان، غار علیصدر، تپه تاریخی نوشیجان، سازه‌های دستکند استان و قنات تاریخی روستای قاسم‌آباد مطرح شد، اما در این بین تنها برای قنات قاسم‌آباد، پرونده تهیه شده است.

    همانطور که می‌دانید آثار پیشنهادی باید نمونه‌ برجسته‌ای از نوعی بنا، مجموعه معماری، فناوری یا منظره و همچنین سکونتگاه سنتی بشری یا استفاده از زمین که معرف یک یا چند فرهنگ است، باشد؛ به‌ویژه مواقعی که تحت تأثیر تغییرات برگشت‌ناپذیر شده است. در مجموع به طرز مستقیم یا ملموس مرتبط با رویدادها یا سنن زندگی افکار و عقاید یا آثار هنری یا ادبی واجد اهمیت والای جهانی باشد.

    به نظر می‌رسد همه‌ی این شرایط در اثر تاریخی قنات قاسم‌آباد وجود دارد و اقبال وزارت میراث فرهنگی نیز به این گزینه بیشتر است. البته پیش از این، ۱۱ رشته قنات در فهرست آثار جهانی ثبت شده و به گفته وزیر و معاون میراث فرهنگی، در صورت ارسال پرونده ثبتی قنات روستای قاسم آباد، این اثر تاریخی نیز در آن فهرست ثبت خواهد شد و محتمل‌ترین گزینه ثبت جهانی در استان است.

    قنات قاسم‌آباد با فرهنگ و معیشت کشاورزان روستا و زندگی اجتماعی آنان مرتبط است و از سوی دیگر، شیوه منحصر به فرد تقسیم آب در روستای قاسم‌آباد و افسانه‌ها و روایت‌های مختلف درباره این قنات که بخشی از فرهنگ شفاهی منطقه را در خود جای داده، کم‌نظیر است.

    نباید فراموش کرد که اگر دخل و تصرفی در معماری این قنات یا ساختار اجتماعی مردم پدید بیاوریم، این شانس را از دست خواهیم داد و نمی‌توان پرونده را برای ثبت جهانی ارسال کرد؛ چون قنات را به نام «روستا» می‌شناسند و نه شهر، از این‌رو بهتر است در حال حاضر از تغییرات ساختاری و اجتماعی در روستا صرف‌نظر کنیم.

    به گفته معاون وزیر میراث فرهنگی، پروسه ثبت جهانی تا تیرماه سال آینده به طول می‌انجامد، برای الحاق این روستا حداقل تا سال آینده دست نگه‌داریم تا در نتیجه این ثبت، پیامدهای مثبت و ارزشمند آن هم برای قاسم‌آباد و هم شهر همدان مثمرثمر باشد.

    از شما نمایندگان که بارها پیگیر دغدغه‌های هنرمندان، فعالان مدنی و روزنامه نگاران در حوزه میراث طبیعی و فرهنگی بوده‌اید، درخواست می‌کنیم  تا از این تصمیم غیر کارشناسی جلوگیری کنید و برای به ثمر رسیدن تلاش‌های مردم روستای قاسم آباد برای ثبت جهانی قنات تلاش و همراهی کنید.»

    انتهای پیام

  • خانه موزه مقدم؛ یادگاری از دوران قاجار

    خانه موزه مقدم؛ یادگاری از دوران قاجار

    برترین‌ها: شهر تهران به نوبه خود از جاذبه‌های گردشگری بسیاری برخوردار است که بخش زیادی از آن را بنا‌های قدیمی و بافت تاریخی تشکیل می‌دهد؛ بنا‌ها و خانه‌های قدیمی که برخی از آن‌ها مربوط به سال‌های خیلی دوری نیستند، اما هر کدام مانند یک تکه‌ای از بهشت تبدیل به جاذبه‌های گردشگری مطرح و محبوبی شده‌اند. در این مطلب تصمیم داریم به خانه موزه مقدم بپردازیم و شما را با این عمارت زیبا و بهشتی آشنا کنیم.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    درباره خانه موزه مقدم
    خانه موزه مقدم از بنا‌هایی است که از دوران قاجار به یادگار مانده است و معماری زیبا و شاخص این عمارت آن را بسیار منحصربه‌فرد کرده، تا جایی که امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر تهران شناخته می‌شود. این موزه در واقع خانه فردی به نام محمدتقی‌خان احتساب‌الملک بوده که دو پسر با نام‌های حسن و محسن داشته است.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    حسن از فعالان حوزه‌های ادبی، سیاسی و اجتماعی بود و نمایشنامه معروف جعفرخان از فرنگ آمده نیز از او به یادگار مانده است. فرزند کوچک‌تر که همان محسن است بعد از پایان تحصیلاتش در رشته‌های نقاشی، تاریخ هنر و همین‌طور باستان‌شناسی به ایران بازگشت و به همراه همسرش در خانه پدری خود که در واقع همین موزه مقدم کنونی است ساکن شد.
    او علاوه بر فعالیت‌های هنری و فرهنگی به جمع‌آوری آثار و اشیاء تاریخی نیز می‌پرداخت و به همین دلیل نیز یکی از جذابیت‌های خانه موزه مقدم، مجموعه‌ای از آثار تاریخی و فرهنگی جذابی است که در پس هر کدام داستان‌ها و روایاتی نهفته است. بسیاری از این آثار شامل کاشی، قطعات سنگی تراشیده شده، پارچه، چپق، تابلو نقاشی، مهر، اسناد تاریخی و… می‌شوند.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    استاد محسن مقدم در واقع از بنیان‌گذاران دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران بود و یکی از استادان برتر آن دانشگاه نیز به شمار می‌رفت. او هم‌چنین نشان دانشگاه تهران را نیز طراحی کرده و موفق به دریافت نشان اژیون دو نور با درجه اوفیسیه نیز شده بود. استاد مقدم در سال ۱۳۶۶ دار فانی را وداع گفت و بعد از مرگ همسر ایشان در سال ۱۳۶۹ نیز این خانه به شکل موزه در آمد و در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار گرفت.

    مسیر رفت و آمد به خانه موزه مقدم
    خانه موزه مقدم در خیابان شیخ هادی، جنب بانک ملت، پلاک ۲۵۱ قرار دارد و برای رفتن به آن نیز می‌توان از مترو و یا تاکسی بهره گرفت، به علاوه آنکه خودروی شخصی نیز انتخاب خوبی برای رفتن به این موزه به شمار می‌رود. شما می‌توانید با پیاده شدن از یکی از ایستگاه‌های حسن‌آباد و یا دانشگاه امام علی (ع) مترو به سمت این موزه حرکت کنید، چراکه موزه مقدم دقیقاً بین این دو ایستگاه قرار دارد و می‌توانید بعد از پنج دقیقه پیاده‌روی به آن برسید.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    شما می‌توانید برای بازدید از این موزه روز‌های یکشنبه تا جمعه و از ساعت ۹ تا ۱۷:۱۵ مراجعه نمایید. لازم به ذکر است که تماشای این موزه برای دانشجویان از تخفیف خوبی برخوردار است.

    معماری خانه موزه مقدم
    در طراحی و معماری خانه موزه مقدم زیبایی و دقت بسیاری به کار رفته شده است و یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های آن نیز همگون بودن نسبی فضای معماری با آثار تاریخی موجود در آن است که از قسمت‌های مختلفی هم، چون سه حیاط بیرونی، درونی و همین‌طور سرایداری تشکیل شده است.
    خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    اولین چیزی که در لحظه ورود توجه شما را به خود جلب خواهد کرد حوض فیروزه‌ای و شمعدانی‌های اطراف آن هستند که تلفیق رنگی بی‌نظیری را ایجاد کرده‌اند. در معماری این بنا اصول ساخت باغ ایرانی به شکل ظریفی به کار رفته است. گل‌کاری‌ها و فضاسازی‌های انجام‌شده در محوطه موزه نیز حال و هوای بسیار دلنشینی را برای گردشگران و بازدیدکنندگان به یادگار می‌گذارد، تا جایی که همیشه بازدیدکنندگان بخش زیادی از زمان خود را صرف عکس‌برداری از این فضا می‌کنند.خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    در بخش غربی این خانه قسمتی قرار دارد که خود استاد مقدم آن را به همراهی یکی از شاگردان خود، دکتر ابوالقاسمی ساخته‌اند. این قسمت با کاشی‌کاری‌هایی از دوران قاجار تزئین شده و هنر‌های ایرانی را به خوبی به نمایش گذاشته است. حالا اگر بخواهیم به بخش شمالی عمارت و خانه موزه مقدم برویم به یک ایوان و چند طاق و ستون بر خواهیم خورد. این بخش‌ها نیز با کاشی‌هایی از دوران زندیه و همین‌طور قاجاریه تزئین شده‌اند.خانه موزه مقدم، خانه استاد دانشکده هنر‌های زیبای تهران!
    جالب است بدانید که در میان این ایوان حوضچه‌ای مرمرین قرار دارد که از حمام فتحعلی شاه به اینجا انتقال پیدا کرده است. از این حوضچه آبی خارج می‌شود که در نهایت توسط یک جوی باریک به داخل یک استخر جریان می‌یابد. باید گفت که این استخر از استخر‌ها و آب‌نما‌های باغ الحمراء اسپانیا الهام گرفته شده است.
    حیاط اندرونی و بیرونی این عمارت به وسیله یک دیوار از هم جدا شده‌اند. این دیوار نیز خود از چند ستون و طاق کاشی‌کاری تشکیل شده که منظره دلنشینی را به محوطه بخشیده است. قسمت‌های پایینی و پایه ستون‌ها نمایی زیبا از فیروزه هستند که طراحی و ساخت آن را استاد هوشنگ سیحون بر عهده داشته است.
    پیشنهاد می‌کنیم که با مراجعه به خانه موزه مقدم تمامی این زیبایی‌ها را از نزدیک و با چشمان خود ببینید و خاطرات خوشی را برای خود به جای بگذارید.