دسته: سبک زندگی

  • خانه مشیر الملک اصفهان

    خانه مشیر الملک اصفهان

    خانه مشیر الملک اصفهان

    خانه تاریخی مشیرالملک انصاری وزیر با کفایت دوره قاجار، اثری ارزنده در تاریخ معماری ایران است. این خانه از دو جهت نسبت به ابنیه های قاجاری برتری دارد، یکی طراحی و ساخت سلطنتی و دیگری پیشرو بودن در هنر معماری است. شاه نشین و حوضخانه این بنا خود گنجینه هایی در دل گنجینه هستند. شاه نشین این خانه دارای بزرگ ترین و تاریخی ترین ارسی موجود در ایران است.

    اصفهان

    این اثر تاریخی به شمارهٔ ۲۹۷۷۶ در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ به ثبت ملی رسیده است.

    مشخصات کلی

    نام
    خانه مشیر الملک اصفهان

    وجه تسمیه
    برگرفته از نام سازنده این مکان

    قدمت
    قدمت این خانه به دوره صفوی برمی گردد.

    بازسازی
    دوره قاجار و پس از انقلاب

    سازنده
    مشیر الملک انصاری

    سبک معماری

    کردی بدون ایوان

  • حاج آقا علی رفسنجان

    حاج آقا علی رفسنجان

    حاج آقا علی رفسنجان

    رفسنجان
    رفسنجان

    انه حاج آقا علی بزرگترین خانه خشتی جهان است که در رفسنجان واقع شده است. این خانه چهار فصلی بوده و حوضخانه و شاه نشین از زیباترین قسمتهای خانه محسوب می شوند.
    خانه حاج آقا علی دارای مساحتی حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع ، ۷۰۰۰ متر مربع زیر بنا  و ۱۱۰ اتاق (شامل ۷ دری، ۵ دری ، ۳ دری و پستو) می باشد. بارز ترین ویژگی این بنا استفاده از معماری قرینگی است که این معماری توجه هر بازدید کننده ای را به خود جلب می کند. این بنا حدود ۲۸۰ سال قدمت دارد و ساخت آن چهارده سال طول کشیده است.

    بناهای مختلفی از حاج آقا علی بر جای مانده که نمونه ‌ای زیبا و باشکوه از معماری عصر قاجار بوده و مشتمل بر ۸ قسمت بازار، آب انبار (تامین کننده آب اهالی که دارای سردری با آجرهای گلدار تزئین شده و دیوارهای آن دارای نقوش آجری و کاشیکاریهای زیبا است)، مسجد، کاروانسرا، حمام، حسینیه و یخدان (در ۲ کیلومتری قاسم آباد و در روستای عباس آباد حاجی است و تامین کننده یخ مورد نیاز اهالی بود) است که هر یک کاربری خاصی داشته اند.

    مشخصات کلی

    نام
    خانه حاج آقا علی رفسنجان

    وجه تسمیه
    برگرفته از نام سازنده این مکان

    قدمت
    دوره قاجار

    بازسازی
    ۱۳۹۶

    سازنده
    حاج آقا علی معروف به زعیم الله رفسنجانی

    سبک معماری
    استفاده از معماری قرینگی این بنا را بطور خاصی چشمگیر کرده است.

    ویژگی خاص

    استفاده از معماری قرینگی
  • کارخانه چرم سازی خسروی تبریز

    کارخانه چرم سازی خسروی تبریز

     

     

    کارخانه چرم سازی خسروی تبریز

    چرم
    چرم

    کارخانه قدیمی چرم سازی خسروی؛ نمونه زیبای معماری سنتی تبریز است که برگرفته از سبک معماری آلمانی ساخته شده است. هم اکنون مجموعه پردیس دانشگاه هنر اسلامی تبریز در این مکان فعالیت دارد. کارخانه چرم خسروی سومین کارخانه چرم سازی تبریز بعد از چرم میهن و چرم ایران بود.
    این مکان در تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۷۹ با عنوان مجموعه ساختمانهای کارخانه چرم خسروی به شمارهٔ ۲۷۹۱ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

    مشخصات کلی

    نام
    کارخانه چرم سازی خسروی

    وجه تسمیه

    در این مکان کارخانه چرم خسروی دایر بود.

    قدمت
    پهلوی اول

    بازسازی
    ۱۳۷۶

    سبک معماری

    آلمانی

  • نگاهی به موزه ای که صدراعظم آلمان آن را اولویت ملی دانست

    نگاهی به موزه ای که صدراعظم آلمان آن را اولویت ملی دانست

    به گزارش خبرنگار مهر، این موزه‌ جالب و دیدنی در تاریخ ۲۸ اکتبر سال ۱۹۸۷ میلادی و در ۷۵۰امین سالگرد تأسیس شهر برلین، تاسیس و در طی سال‌های متمادی، اشیا، اسناد و مدارک تاریخی بسیاری به این موزه منتقل شد. براساس اطلاعاتی که بر روی سایت موزه قرار گرفته است؛ در حال حاضر ۹۰۰ هزار شی تاریخی در این موزه در معرض نمایش عمومی قرار گرفته است. همچنین بخش زیادی از این اشیا در بانک اطلاعاتی موزه به صورت آنلاین موجود است و پژوهشگران و دانشجویان می‌توانند از اطلاعات آن به راحتی استفاده کنند.

    ساختمان موزه که توسط آی.ام.پی، از برجسته‌ترین معماران سده ۲۰ میلادی طراحی شده، از دو بخش ساختمان اصلی و همچنین سالن نمایشگاه تشکیل شده است. در ساختمان اصلی، بخشی با عنوان “تاریخ آلمان از قرون وسطی تا سقوط دیوار برلین” وجود دارد که با نمایش ۷ هزار شی تاریخی، تاریخ آلمان را به صورت مختصر به بازدیدکنندگان نشان می‌دهد.

    بخش نمایشگاهی نیز به صورت موقت به نمایش وقایع سازنده تاریخی، دوره‌ها و تحولات اجتماعی اختصاص می‌یابد. هدف از تاسیس این موزه، آشنایی جهانیان و نسل جدید ژرمن‌ها با تاریخ آلمان است. از این رو، راهنمایان موزه سعی می‌کنند با توضیحات مفصل، بازدیدکنندگان را با فضای تاریخی آلمان آشنا کنند.

    همچنین برپایی کارگاه‌های آموزشی برای گروه‌های سنی مختلف و برگزاری مراسم سخنرانی و کنفرانس برای متخصصان و علاقه‌مندان به تاریخ از دیگر کارهایی است که در این موزه انجام می‌شود. همچنین در سالن نمایشگاه، فیلم‌هایی درباره تاریخ آلمان به نمایش گذاشته می‌شود.

    علاوه بر این‌ها، در این موزه کتابخانه‌ای غنی از نسخه‌های خطی و کتاب‌های تاریخی قدیمی وجود دارد. گزارش سایت موزه نشان می‌دهد که در حال حاضر در حدود ۵۰۰ هزار نسخه از آثار تاریخی آلمان و اروپا، تصاویر ثبت‌شده توسط عکاسان معروف و همچنین مستندات تاریخی در کتابخانه این موزه وجود دارد.

    این خبر توسط رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در  آلمان ترجمه و در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده شده است.

  • چشمه ناز ونک سمیرم

    چشمه ناز ونک سمیرم

    چشمه ناز ونک سمیرم

     

     

    چشمه
    چشمه سمیرم

    یکی از زیباترین و بکرترین تفرجگاههای شهرستان سِمیرُم و شهر ونک چشمه ناز ونک است. آب شیرین این چشمه بزرگ شهر ونک شتابان به سوی کارون می رود تا به خلیج همیشه فارس بپیوندد و در طول مسیر با بریدگی هایی که ایجاد کرده است مناظر چشم نواز و بدیعی را برای پذیرایی از گردشگران فراهم کرده است. سرسبزی و طراوت دامنه شمالی دالان کوه که ارتفاعی ۳۴۹۲ را داراست از آب شیرین این چشمه بوده و سرسبزی و بکری این چشمه مناظری را آفریده که گردشگران ساعت ها مبهوت آن شده و در آن به استراحت و تفریح می پردازند. چشمه ناز ونک منطقه ای کوهستانی و جزء رشته ‌‌کوه‌های زاگرس است که یکی از مناطق سردسیر این حوزه بوده و با دارا بودن بیش از یکهزار گونه گیاهی از زیبا ترین مناطق گردشگری محسوب می شود. چشمه ناز سمیرم منطقه ای شکار ممنوع بوده که در آن شاهد حیات وحشی زیبا هستیم که این تفرجگاه بزرگ سمیرم را بی نظیر کرده و صدای پرندگان در فصل بهار و تابستان آرامش بخش مسافران هستند.

    چشمه
    چشمه
  • امضای تفاهمنامه همکاری میان معاونت زنان وستاد مبارزه باموادمخدر

    امضای تفاهمنامه همکاری میان معاونت زنان وستاد مبارزه باموادمخدر

    به گزارش خبرنگار مهر، معصومه ابتکار معاون زنان و خانواده رئیس جمهور صبح امروز در مراسم امضای تفاهمنامه همکاری میان این نهاد و ستاد مبارزه با مواد مخدر، گفت: در حوزه اعتیاد بانوان مهم ترین رویکرد، پیشگیری و تلاش برای افزایش تاب آوری اجتماعی است. بیش ترین کارکرد ما در این دوران دوساله تمرکز بیشتر بر ظرفیت سازی در موضوعات طرح ارتقا تاب آوری که در ۹۴۰ نقطه پر آسیب اجرا شده است.

    وی افزود: طرح دیگری که معاونت زنان به آن توجه داشته، گفتگوی ملی خانواده است چرا که عدم وجود ارتباط سالم در خانواده خود می تواند عامل اعتیاد زنان و مردان شود. یکی از مهم ترین مسائل در طرح گفتگوی ملی خانواده، آموزش مهارت های زندگی و ایجاد خانواده خوب است. وزارت علوم، اموزش پرورش، رسانه ملی، تشکل های غیر دولتی و دیگر دستگاه با ما در این طرح همکاری داشته اند.

    وی افزود: یکی از زیر شاخه های این طرح نیز گفتگوی بین نسلی است چراکه شکاف بین نسلی در ایران یکی از مهم ترین رخدادهای فعلی کشور است به طوری که در حال حاضر هر ۵ سال یک نسل محسوب می شود. به همین منظور معاونت زنان بر روی این موضوع به طور خاص در حال فعالیت است و این موضوع در کاهش اعتیاد نیز موثر است.

    ابتکار تاکید کرد: معضل اشتغال نیز یکی از مهم ترین دغدغه های امروز جامعه به ویژه برای جوانان و زنان سرپرست خانوار است و در این زمینه با همکاری وزارت کار و وزارت کشور طرح هایی در حال اجرا است که در این طرح ها حدو ۱۲ هزار زن سرپرست خانوار در حوزه کار آفرینی مورد حمایت قرار گرفته اند.

    وی ابراز داشت: خوشحالیم که امروز در کنار ستاد مبارزه باموادمخدر در حال بسط خدمات پیشگیرانه در حوزه اعتیاد هستیم و امیدواریم این تلاش ها ثمر بخش باشد.

    گفتنی است موضوع این تفاهمنامه انجام اقدامات پیشگیرانه در حوزه اعتیاد زنان و ارتقا خدمات درمانی و بازتوانب بانوان معتاد بوده و طول مدت آن نیز دو سال است.  

  • ۶ درصد مصرف کنندگان مواد مخدر زنان هستند

    ۶ درصد مصرف کنندگان مواد مخدر زنان هستند

    به گزارش خبرنگار مهر، سردار اسکندر مومنی دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر صبح امروز در مراسم امضای تفاهم نامه همکاری میان معاونت زنان و خانواده رئیس جمهور و این ستاد گفت: در دنیا حدود ۲۸۰ میلیون مصرف کننده مواد مخدر داریم و از تعداد مصرف کنندگان نیز ۳۳ درصد مربوط به زنان بوده که سهم کشورهای آسیایی حدود ۱۰ درصد است.

    مومنی با ارائه آن رهایی در حوزه اعتیاد، ابراز داشت: حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ نفر مصرف کننده مواد مخدر در کشور داریم و شمار زنان در این زمینه ۱۵۶ هزار نفر و برابر با ۶ درصد جمعیت کل معتادین است. میانگین سنی زنان مصرف کننده نیز ۳۳ تا ۴۴ سال بوده و حدود ۷ دهم درصد دانشجویان نیز مصرف کننده هستند. در حال حاضر نیز 
     ۶۷ مرکز تحت نظارت سازمان بهزیستی برای درمان و ترک مصرف کنندگان مواد مخدر داریم. 

    وی افزود: در حال حاضر ۶۶ درصد از جمعیت کشور و ۶۸ درصد بانوان برای پیشگیری از اعتیاد اعلام آمادگی کرده اند. بیش از ۳۰ درصد دانش آموزان نیز اعلام کردند که به دلیل عدم امکان رد پیشنهاد مصرف مواد، معتاد شده اند. به علاوه میزان مقاومت زنان در برابر پیشنهاد مصرف مواد مخدر ۳ برابر است.

    دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر تصریح کرد: جا دارد تلاش گسترده تری در حوزه اعتیاد بانوان انجام دهیم و در هر استانی که ظرفیت آن را داشته باشیم، مراکز درمانی بانوان معتاد را تاسیس خواهیم کرد. 

    مومنی تاکید کرد: این تفاهم نامه با تعیین شاخص های لازم باید به صورت اجرایی درآید تا مشخص شود تا دوسال آینده چه تعداد از بانوان کشور را از این بیماری نجات خواهیم داد. رویکرد کلی این تفاهم نامه پیشگیرانه بوده و راه حل اصلی در حوزه اعتیاد، بازدارندگی زنان از اعتیاد به عنوان رکن اصلی خانواده است.

    گفتنی است این تفام نامه به مدت دو سال و به منظور همکاری برای انجام امور پیشگیرانه در حوزه اعتیاد زنان امضا شده است.

  • اقدامات حفاظتی در هفت اثر تاریخی استان مرکزی انجام شد

    اقدامات حفاظتی در هفت اثر تاریخی استان مرکزی انجام شد

    براساس اعلام اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان مرکزی، محسن کریمی، با اعلام این خبر افزود: پنج میلیارد ریال اعتبار برای مرمت هفت اثر تاریخی در این استان، در ۲ ماه اخیر هزینه شده‌است.

    او، این بناها و محوطه‌ها را شامل امامزاده فضل و یحیی محلات، تپه سرسختی شازند، محوطه تاریخی ذلف آباد، مجموعه تاریخی بازار اراک، خانه حاج آقا محسن اراکی و درمانگاه دهنو خنداب عنوان کرد.

    کریمی افزود: سازه‌های قدیمی به دلیل  مصالحی که در آنها استفاده شده در معرض خطر هستند و باید تدابیر لازم برای استحکام آنها و کاهش خسارت‌های ناشی از  بارندگی انجام شود.

    معاون میراث فرهنگی اداره‌ کل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان مرکزی گفت: با توجه به اینکه سقف و بام آثار تاریخی در فصل بارش همواره در معرض خطر و آسیب قرار دارد، فعالیت‌های حفاظتی در این بخش انجام می‌شود.

    کریمی اضافه کرد: با توجه به تعدد و گستردگی محوطه‌ها و بناهای تاریخی در استان مرکزی و ضرورت تخصیص اعتبار کلان برای مرمت آثار بخصوص در خارج از شهرها، موارد اضطراری و در خطر تخریب در اولویت حفاظت قرار دارند.

    او ادامه داد: در زمان حاضر برخی بناهای تاریخی مانند آب‌انبارها، کاروانسراها و دیگر ابنیه در خارج از شهرها قرار دارند و متولی خاصی برای نگهداری از این آثار نیست که برای رفع این مشکل می‌توان با واگذاری بناهای مذکور به مدت معلوم و بر اساس قانون به بخش خصوصی، آنها را مرمت و حفاظت کرد.

    انتهای پیام

  • تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی‌سرا‌های تهران

    برترین‌ها: «دیزی» یکی از غذا‌های سنتی و پرطرفدار در بین ایرانیان سراسر کشور است. غذایی چرب و سنگین و البته بسیار لذیذ که از گوشت تازه گوسفند و حبوبات در کنار گوجه، سیب زمینی، دمبه و ادویه‌های مخصوصش تهیه می‌شود.

    هنر درست کردن دیزی خوشمزه کار هر شخص و هر رستورانی نیست و باید کاربلد باشی تا بتوانی بهترین دیزی را اماده کنی. برای طبخ دیزی معمولا از ظرف‌های سفالی (سنگی) و یا از ظروف فلزی استوانه‌ای استفاده می‌شود و در کنار نان سنگک، سبزی خوردن، پیاز و پیازچه و انواع ترشیجات نوش جان میشود. لطفاً آب دهان خود را قورت دهید و با ما همراه باشید تا در گزارشی بهترین دیزی سرا‌های پایتخت را برایتان معرفی کنیم.

    ۱. رستوارن «دیزی»

    تقریبا اکثر دیزی باز‌های تهران بر این موضوع اتفاق نظر دارند که رستوران دیزی ایرانشهر خوشمزه‌ترین دیزی سرای تهران است. رستورانی که منو و لیست غذا ندارد و فقط دیزی سرو میکند. همراه با مخلفات فراوان و خوشمزه. فضای سنتی و نوستالژیک این رستوران در کنار ظروف و محیط پذیرایی سنتی حس خوب و دلنشینی را به مشتری القا میکند. فقط توجه داشته باشید که این رستوران تنها ظهر‌ها و برای ناهار باز است، پس زمانی راهی «دیزی» نشوید که تیرتان به سنگ بخورد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    اگر آخر هفته تصمیم به رفتن به این رستوران را دارید، مطمئناً خیلی باید انتظار بکشید، حتی شاید ازدحام مشتری باعث شود گرسنه به خانه بازگردید! ولی هر چه که هست ارزش صف ایستادن و معطل شدن را دارد. ناگفته نماند دوغ محلی این رستوران را حتما امتحان کنید. چای و بامیه آخرش هم فراموش نشود.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: ایرانشهر، خیابان کلانتری، پلاک ۵۲


    ۲. رستوران «آذری»

    رستورانی فوق العاده معروف در جنوب تهران که تمامی شهرتش به‌خاطر دیزی‌های فوق العاده اش است. دیزی‌های رستوران آذری طوری باقی غذاهایش را تحت الشعاع قرار داده که انگار غذای دیگری در این رستوران وجود ندارد!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    فضای سنتی دلنشین همراه با پرسنل خوب و مشتری مدار که سفارشتان را در اسرع وقت آماده کرده و در مقابلتان میچینند. مشتریانی که اهل قلیان هستند میتوانند پس از خوردن یک دیزی لذیذ با یک قلیان خوب و چای قندپهلو روز خوب خود را عالی کنند. این رستوران هم همانند باقی رستوران‌های معروف در روز‌های جمعه و تعطیل از ازدحام بیش از حدی برخوردار است.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: میدان راه آهن-ابتدای خیابان، ولی عصر روبروی شهرداری ناحیه ۴-پلاک ۳۰


    ۳. دیزی‌سرای اختیار

    این رستوران علاوه بر دیزی‌های خوشمزه‌اش به صبحانه‌ها و املت‌های فوق‌العاده‌اش هم معروف است. یکی دیگر از ویژگی‌های این رستوران سروکردن نان بربری تازه با دیزی است. فضای دیزی‌سرای اختیار کاملا خودمانی و مشتی است و کارکنان مشتی و خوش اخلاقی دارد.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان کارگر، میدان حر، خیابان امام خمینی، خیابان کمالی، جنب بیمارستان لقمان حکیم


    ۴. دیزی گلفام

    دیزی گلفام برای سلیقه‌های مختلف دو نوع دیزی ساده و تند فلفلی دارد. سه نوع ترشی معرکه کنار غذا سرو می‌شود که حتی اگر اهل ترشی نباشید هم نمی‌توانید بی‌خیالش شوید. از دیگر جاذبه‌هایش، چای و بامیه‌ی تازه‌ی بعد از غذا است که طرفداران زیادی دارد. دوغ و مخلفات این رستوران از خوشمزه‌هایی است که نباید از دست بدهید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سرا‌های تهران

    آدرس: خیابان جردن، خیابان گلفام، پاساژ امیر، پلاک ۶۲


    ۵. دیزی تیلیت

    برای عزیزانی که فاکتوری به نام «بهداشت» در انتخاب هایشان تاثیر گذار است و به این باور که «هرچه رستوران کثیف تر، خوشمزه تر!» اعتقادی ندارد، رستوران «تیلیت» بهترین انتخاب است. یک رستوران شیک و پیک برای دیزی دوست‌هایی که میخواهند از یک دیزی خوشمزه لذت ببرند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    دکور مدرن-سنتی در کنار محیطی آرام و پرسنلی خوش برخورد با خدمت رسانی عالی این رستوران را به یکی از بهترین و محبوب‌ترین رستوران‌های مرکز شهر تبدیل کرده است. فقط حتماً پیش از رفتن به این رستوران، جا رزرو کنید تا دست خالی به خانه بازنگردید.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: خیابان سعدی شمالی، روبروی منوچهری، کوچه مصباح، پلاک ۱۹۴


    ۶. دیزی‌سرای طرشت

    اکثر اهالی محله طرشت آن را به نام دیزی «ناصر قهرمانی» می‌شناسند. یک دیزی فوق العاده لذیذ در محیطی بسیار زیبا و نوستالژیک پر از عکس‌های قدیمی و خاطره انگیز از کاراکتر‌های مختلف و قهرمان‌های طهران قدیم.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آقا ناصر با شما تعارف ندارد لذا چنین انتظاری نیز از شما دارد، پس «نمیخورم» و «میل ندارم» را در مقابل آقا ناصر قهرمانی کنار بگذارید و از دیزی خوشمزه لذت ببرید. توصیه دیگر این است که در این محیط کوچک جنبه بالایی به خرج دهید و از تکه کلام‌ها و شوخی‌های آقا ناصر ناراحت نشوید!

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: شمال میدان آزادی، خیابان شهید صالحی، چهار راه طرشت شمالی، انتهای کوچه اکبری٬ جنب حسینیه بزرگ


    ۷. دیزی گل گندم

    فضای خیلی سنتی شکلی دارد و شاید خانم‌ها به تنهایی در آن‌جا معذب شوند، ولی برای یک دورهمی مردانه بسیار مناسب است. پس اگر می‌خواهید با نامزدتان جایی را برای دیزی خوردن انتخاب کنید، اینجا گزینه‌ی مناسبی نخواهد بود! اهالی اکباتان معمولا ماهی چندبار مهمان دیزی‌سرای گل گندم می‌شوند و عمو مجتبی (صاحب گل گندم) با روی باز از آن‌ها استقبال می‌کند.

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    تهرانگردی؛ بهترین دیزی سراهای تهران

    آدرس: تهران، شهرک اکباتان، بیمه چهارم، بالاتر از پارک مینا، پلاک ۱۱۷

    منبع: foursquare

  • وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    وب‌سایت تاریخ ایرانی: امروز شانزده آذر است. اما ۱۶ آذر سال ۳۲ یک روز عادی نبود. از صبح زود که دانشجویان خودشان را به کلاس‌های درس رساندند همه می‌دانستند که حادثه‌ای در شرف وقوع است. در آن روز در اثر درگیری میان نیرو‌های انتظامی – آن‌چنان که روزنامه اطلاعات نوشت – یا نیرو‌های گارد – آن‌چنان که شاهدان عینی گفتند – ۳ دانشجوی دانشکده فنی کشته و چند نفری مجروح شدند. کسی از سرنوشت مجروحان چیزی ننوشت همان‌طوری که کسی نمی‌داند آن ۳۰ دانشجوی دستگیر شده که تبعید شدند چه سرنوشتی پیدا کردند. اما نام ۱۶ آذر و آن سه دانشجو در این ۶۱ سال حداقل یک بار در سال یعنی همین امروز که به نام روز دانشجو نامگذاری شده است تکرار می‌شود. این یک گزارش از دانشگاه تهران ۶۱ سال بعد از روز ۱۶ آذر است که بر پایه شواهد و گزارش‌هایی که شاهدان عینی و روزنامه‌ها از آن واقعه نوشتند و به دست ما رسیده است و تطبیق آن با نشانه‌های امروزی در دانشگاه تهران باقی مانده است.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    دانشگاه تهران زیر سایه گارد جانباز

    در آستانه در ورودی می‌ایستم و در حالی که چند تا از خاطره‌های دانشجویان قدیمی و تکه‌های روزنامه‌های قدیمی که در میان آن‌ها هست را ورق می‌زنم، نگاهی به فضای رو‌به‌رویم می‌اندازم. در این ۶۱ سال تغییر زیادی در دانشگاه روی داده است و تعداد دانشجویان بیشتر شده. فضای جلوی نمازخانه هم محل برگزاری نماز جمعه است. مهم‌ترین تغییر، اما این است که چند سالی است اگر دانشجو نباشی نمی‌توانی از در اصلی خیابان انقلاب و سه در جانبی در خیابان‌های ۱۶ آذر، قدس و پورسینا وارد شوی. جلوی این در‌ها دروازه‌هایی در نظر گرفته شده است که تنها با کارت دانشجویی قابل رد شدن است. تنها یک در کوچک در خیابان ۱۶ آذر نزدیک دانشکده حقوق و الهیات برای مهمانان دانشگاه باز است. آن روز‌های سال ۳۲ هر کسی می‌توانست وارد دانشگاه بشود بدون هیچ کارتی، سختگیری نیروی نظامی که جای خود داشت.

    با وجود تغییرات، اما ساختمان‌ها همان ساختمان‌هایی است که هشتاد سال پیش کلنگ احداثش زده شده بود. با همان دیوار‌های کرم رنگ و در‌های قدیمی. در‌هایی که مردان و زنان بزرگی از آستانه آن گذشته بودند. محوطه دانشگاه مثل همه روز‌های پایان ترم پر از رفت‌وآمد است. دانشجویانی که کیف و کتابشان را زیر بغلشان زدند و به سمت دانشکده‌ها می‌روند. چند نفری با هم صحبت می‌کنند. یک پسر جوان که سرش روی موبایلش است و یکی از استادان که ماشینش را در سایه درختی پارک می‌کند. همراه خاطره‌های دانشجویان سال ۳۲ می‌شوم. این روز‌ها دانشجویان کوله‌های رنگی دارند آن زمان کتاب‌هایشان را در کیف‌های چرمی یا زیر بغلشان می‌بردند.

    دانشکده فنی در بال غربی دانشگاه قرار دارد. جایی که حالا پردیس دانشکده فنی است؛ دانشکده‌ای که نامش به جریان‌های سیاسی تاریخ ایران گره محکمی خورده است. بر اساس شواهد تاریخی این دانشکده یکی از شش دانشکده اولیه دانشگاه تهران است که ساخته شده بود. دکتر محمود حسابی به دکتر حکمت پیشنهاد ساختش را می‌دهد، طرحش را مهندس سیرو یکی از معماران دانشگاه تهران داد. اما نام دانشگاه فنی به اسم مهندس مهدی بازرگان و مهندس یدالله سحابی، مهندس عبدالله ریاضی رئیس ۵ دوره مجلس شورای ملی و سنای دوره پهلوی دوم تا چهره‌هایی، چون دکتر رضا فرجی دانا و دکتر محمود نیلی احمدآبادی گره خورده است. مصطفی چمران یکی از مشهور‌ترین دانشجویان رشته الکترودینامیک در راهروی همین دانشکده جنازه غرق به خون همکلاسی‌اش مهدی شریعت رضوی را روی زمین دید. خاطرات او از آن روز شاید مهم‌ترین منبع وقایع ۱۶ آذر ۳۲ است که در کنار روایت خانواده‌های سه قطره خون داستان دانشکده فنی را شکل می‌دهند.

    داستانی از سی و دو

    چمران و دانشجویان دانشگاه فنی در سال ۳۲ می‌گویند آن روز اطراف دانشکده فنی هم مانند سایر دانشکده‌ها پر از نیروی گارد بود. آن روز وقتی وارد دانشگاه شدند این شایعه پیچیده بود که یکی از دربانان شنیده بود که یکی از افسران گارد گفته است: «باید دانشجوی‍‍‍ی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صد‌ها خفه گردد و…» این نقل قولی است که چمران می‌نویسد. او مانند دکتر علی شریعتی و بسیاری دیگر معتقد است که واقعه دانشگاه به خاطر اعتراض به سفر نیکسون بوده است. اما خیلی از شواهد تاریخی از جمله توضیحات خود چمران نشان می‌دهد که ورود نیرو‌های گارد به دانشگاه غیرعادی بود، آن قدر که هر کسی وارد دانشگاه می‌شد وقوع حادثه را پیش‌بینی می‌کرد. برای همین هم دانشجویان سعی می‌کردند حساسیت به وجود نیاورند و به آرامی به سمت کلاس‌ها رفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    همین‌طور که این خاطره را مرور می‌کنم از سمت خیابان غربی به سمت شرق مسیرم را ادامه می‌دهم و به سربازانی فکر می‌کنم که در دو طرف خیابان ایستاده بودند و حضورشان چه ترسی در دل دانشجویان به وجود می‌آورد. شانه به شانه‌ام دختر جوانی راه می‌رود. از او آدرس دانشکده فنی را می‌پرسم. دانشجوی شیمی همان دانشکده و در حال رفتن به سمت کلاس است: «همین ساختمان سمت چپ است. با گروه خاصی کار دارید؟»

    کلاس نقشه‌کشی رشته عمران را می‌خواهم پیدا کنم. در طبقه اول قرار داشت. می‌گوید: «احتمالا یکی از کلاس‌هایی است که در نیم طبقه اول قرار دارد.» حالا نوبت من است: «من شنیدم روز ۱۶ آذر ۳۲ درگیری در دانشکده فنی از همان کلاس شروع شده؟ چیزی شنیدی؟» با تعجب نگاهم می‌کند و می‌گوید: «۱۶ آذر یعنی روز دانشجو؟ این را نمی‌دانستم، اما می‌دانم که آن روز سه دانشجو در دانشکده ما کشته شدند.» با آنکه دانشجوی سال سوم است، اما اطلاعاتش درباره روز ۱۶ آذر محدود به آن لوحی است که در ورودی دانشکده قرار دارد و به یاد آن سه دانشجوی شهید نصب شده است. استدلالش این است که آن قدر درگیری درس هست که نمی‌شود وقت برای چیز دیگری گذاشت. استدلالی که دانشجویان سال اول رشته مکانیک هم داشتند وقتی در کلاسی آن طرف‌تر از کلاس نقشه‌کشی گروه عمران همین سئوال را از آن‌ها پرسیدم: «درس واجب‌تر از پرداختن به حاشیه‌هاست.»

    صبح آن روز

    مصطفی چمران در خاطراتش نوشته که هر چند درگیری اصلی در دانشکده فنی رخ داد، اما قبل از آن اعتراضاتی در دانشکده پزشکی رخ داد. قبل از اینکه وارد دانشکده فنی شوم به سمت شمال دانشگاه نگاه می‌کنم. تابلوی دانشکده پزشکی را می‌بینم، رتبه‌های اول تا ۳۰ کنکور تجربی گزینه اصلی‌شان این ساختمان است که در سال‌های اخیر با افت و خیز‌های زیادی روبه‌رو شده است. تصمیم وزیر بهداشت برای انحلال دانشگاه علوم پزشکی تهران باعث شده تا این دانشکده حالا گسترده‌تر شود. آن روز صبح آن سوی دانشگاه جنب و جوش زیادی داشته است. اولین درگیری از همان جا شروع شد و به دستگیری تعدادی از دانشجویان منجر می‌شود؛ دانشجویانی که چند روز بعد تبعید می‌شوند و کسی از سرنوشتشان خبر ندارد.

    اما این اتفاق باعث می‌شود دانشکده‌های پزشکی و حقوق و علوم تعطیل شوند. تنها دانشکده‌هایی که بدون هیچ درگیری کلاس‌هایشان را برگزار می‌کنند دانشکده‌های ادبیات و فنی بودند. همین جایی که پای پله‌هایش ایستادم. بالای سردر دانشکده پرچم ایران و پرچم سفید دانشگاه تهران قرار داد. تشدید کلمه فنی زیر نور آفتاب کم جان ۱۶ آذر برق می‌زند. آن روز هم مثل امروز روز سردی بود. به در ورودی دانشکده نگاه می‌کنم و تصور می‌کنم که شریعت رضوی، قندچی و بزرگ‌نیا هم از این در رد شدند تا در کلاس نقشه‌کشی شرکت کنند و فکر نمی‌کردند که نامشان در روزنامه همان روز به عنوان مقتول و مجروح دانشگاه حروفچینی شود.

    دانشکده فنی در آرامش

    از در دانشکده فنی که وارد می‌شوم نشانه‌های آن روز را می‌بینیم. آن پله‌های سنگی که به نیم طبقه اول منتهی می‌شود، راهرو‌های دو طرف با کلاس‌های بزرگ و یک تابلوی طلایی رنگ یادبود به نام سه دانشجوی شهید دانشگاه تهران. این‌ها کافی است که حتی اگر مثل علیرضا که دانشجوی سال دوم رشته عمران است ندانسته باشد چه اتفاقی باعث شهرت دانشکده‌اش شده است آن را بداند. علیرضا قبل از آنکه دانشجو شود فکر می‌کرده روز دانشجو یا روز تولد کسی است یا مثل روز دانش‌آموز با یکی از اتفاقات انقلاب اسلامی گره خورده است: «چه اهمیتی داشت که می‌رفتم دنبال اینکه روز دانشجو چه روزی است؟ حالا قبل از ورودم به دانشگاه می‌دانستم روز شهید شدن این سه دانشجوی دانشکده فنی است برای قبول شدنم در این دانشکده تاثیر داشت؟

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    من کنکور ریاضی می‌دادم تاریخ که نمی‌خواستم بخوانم.» می‌خواستم بگویم حتی اگر تاریخ هم می‌خواستی بخوانی فرقی نمی‌کرد چرا که در هیچ کتاب تاریخی این واقعه را شرح نداده است و تنها منبع روز ۱۶ آذر روزنامه‌های آن دوره و خاطرات است. دیدن این تابلو، اما برای علیرضا کافی بود تا درباره این واقعه تحقیق کند: «راستش اینکه دیدم نوشته آذر سال ۳۲ برایم جالب بود. در کتاب تاریخ خوانده بودم که سال ۳۲ همان سال کودتای ۲۸ مرداد است و فکر کردم این باید ربطی به آن ماجرا داشته باشد. از استادانم که در این دانشگاه درس خوانده بودند پرسیدم و متوجه شدم که آن روز چه اتفاقی در این دانشکده رخ داده است.» از او سراغ کلاس نقشه‌کشی را می‌پرسم. برخلاف نظر آن دختر جوان، او که خودش دانشجوی عمران است و هم‌رشته مصطفی بزرگ‌نیا، می‌گوید این کلاس باید از کلاس‌های همین طبقه اول باشد و به سمت چپ صحن ورودی اشاره می‌کند، باید یکی از آن کلاس‌ها باشد. آن کلاس‌های گروه عمران است. من شنیدم که از قدیم هم رشته فنی در این کلاس‌ها تشکیل می‌شده است. لابه‌لای رفت‌وآمد دانشجویان به سمت آن کلاس می‌روم.

    مرگ به از ذلت

    در حدود ساعت ۱۰ صبح بود که یکباره تعدادی از ارتشی‌ها به دانشکده فنی ریختند و وارد کلاس درس مهندس شمس می‌شوند تا دانشجویان معترض را دستگیر کنند. وقت‍‍‍ی مهندس شمس نسبت به حضور نظامیان در کلاس درس خود اعتراض می‌کند او را با مسلسل به جای خود م‍‍‍ی‌نشانند و حت‍‍‍ی با شکنجه مستخدم دانشکده سع‍‍‍ی می‌کنند که آن دو دانشجو را بیابند. اینکه این دو دانشجو چه کسانی بودند و اصلا وجود خارجی داشتند نکته‌ای است که در خاطرات مصطفی چمران به چشم نمی‌خورد، اما همان اتفاقی است که جرقه اصلی را می‌زند. یکی از کلاس‌هایی که در این راهرو قرار دارد، نیمه باز است. وارد می‌شوم. کلاس بزرگی است شبیه کلاس‌های درس‌های تئوری که پنجره‌ای به بیرون دارد. نیرو‌های گارد ادعا کرده بودند دانشجویان پشت یکی از همین پنجره‌های بزرگ به آن‌ها توهین کردند. دکتر شمس پشت به تخته ایستاده بوده و داشته روی تخته روی یک نقشه کار می‌کرده که اول سرایدار می‌آید و هشدار می‌دهد و بعد ماموران از آن در وارد می‌شوند. دانشجویان هم مانند من روی صندلی‌ها نشسته بودند.

    آن‌ها دانشجوی سال دوم بودند مثل همین دختر‌ها و پسر‌های جوان که با هم می‌گویند و می‌خندند و بعضی‌هایشان هم سرشان به تبلت و کامپیو‌تر و گوشی‌هایشان گرم است. یکی از آن‌هایی که دارد با آی‌پدش چیزی را ترسیم می‌کند فرناز است. تهرانی است و در رشته عمران درس می‌خواند. خودش می‌گوید: «دوست داشتم دانشگاه شریف قبول شوم، اما دانشگاه تهران هم بد نیست، فقط کلاس شریف را ندارد.» از ۱۶ آذر می‌پرسم. می‌گوید: «روز ۱۶ آذر رو می‌گید یا خیابان ۱۶ آذر؟» توضیح می‌دهم درباره روز ۱۶ آذر، روز دانشجو چه می‌داند. می‌گوید: «آهان همانی که تابلوشو جلوی پله گذاشتند؟ روز دانشجوست دیگه. سه تا دانشجوی دانشکده فنی رو همین جا می‌کشند.» همین؟ این سئوالی است که در ذهنم شکل می‌گیرد و به زبان می‌آورم. می‌گوید: «آره دیگه همین. باید بیشتر می‌دونستم؟» کمی از داستان را تعریف می‌کنم و می‌گویم این کلاسی است که درگیری از آنجا شروع شد. ناباورانه می‌گوید: «دروغ میگی؟ جدی؟ یعنی همین جا اون سه تا رو کشتند؟» حق دارد، داستان آن روز را کسی برایش تعریف نکرده.

    کمی از داستان را می‌گویم که بعد از ورود نیرو‌ها به کلاس اول دکتر خلیلی، رئیس دانشکده و دکتر عابدی معاونش مقابل نیرو‌های گارد می‌ایستند، اما درگیری تمام نمی‌شود و سرانجام با دخالت دکتر سیاسی رئیس دانشگاه از کلاس بیرون می‌آیند. اما خبر در دانشکده می‌پیچد و دانشجویان را عصبانی می‌کند. در اطراف دانشکده نیرو‌های زیادی قرار داشتند و همین باعث می‌شود تا درگیری باز آغاز شود. فرناز به سمت همکلاسی‌اش که به طرف ما می‌آید نگاه می‌کند و می‌گوید: «ببین سال ۳۲ چه اتفاقاتی در این کلاس افتاده؟ جریان ۱۶ آذر که دم در نوشته شده از این کلاس شروع شده است.» باقی روایت از زبان مصطفی چمران است که در همین کلاس بوده و به درخواست دکتر سیاسی از کلاس خارج می‌شوند. اما این همه داستان نیست. درگیری شدت می‌گیرد و نظامیان با سرنیزه به داخل دانشگاه وارد می‌شوند. دانشجویان به شدت عصبانی بودند. یکی از آن‌ها که به شدت خشمگین بود فریاد زد «دست نظامیان از دانشگاه کوتاه». هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و، چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند، به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند.

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی

    درگیری اصلی اینجا رخ داده است بالای آن پله‌ها و همین جایی که حالا یک پست انتظامات قرار دارد. دانشجویان آن روز مثل امروز نبودند که با خونسردی به طبقه بالا بروند، می‌خواستند خودشان را از رگبار تیر رهایی بخشند. احتمالا تعدادیشان همین جایی که الان نوارخانه قرار دارد پناه گرفتند. به پله‌های مرگبار دانشکده فنی نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که چقدر دانشجویان جوان این دانشکده آن روز بی‌پناه بودند. به قول چمران لحظات موحشی بود: «دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‌های جنوبی سه پله وجود داشت و هنگام عقب‌نشینی عده زیادی از دانشجویان روی این پله‌ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.» این سه ردیف پله هنوز هم هست و حالا پسران و دختران جوانی سرخوشانه از آن بالا و پایین می‌روند بدون اینکه به لحظه‌های تاریک آن روز و به خون‌هایی که روی این پله ریخته بود فکر کنند.

    روی پله دوم می‌ایستم. می‌دانم مصطفی بزرگ‌نیا اینجا تیر می‌خورد، کنار دیوار با سه تیر در سینه و بازو و شانه‌اش. شریعت رضوی خودش را به پایین پله کشانده بود. او هم تیر خورده بود و هم سرنیزه و خودش را به سمت دیوار کشانده بود. احمد قندچی، اما کمی آن‌سو‌تر به زمین خورده بود. درست کنار آن رادیاتور که حالا از این رادیاتور‌های جدید است، یک تیر به او خورده بود و تیر دیگر به شوفاژ. آب قهوه‌ای رنگ و سوزان شوفاژ به دیوار و صورت احمد پاشیده شده بود. رد آب روی دیوار، رد خون به جای گذاشته بود. تا سال‌ها دانشجویان به یاد همکلاسی‌هایشان اجازه نمی‌دادند تا این شوفاژ را عوض کنند و دیوارش را رنگ کنند. یادگار تلخ آن روز بود و حالا جای کشته شدن قندچی تابلوی یادبود نصب شده است؛ همین. این یکی را شاهین می‌گوید. دانشجوی فوق لیسانس نفت است. شبیه خیلی از دانشجویان فنی سرش برای فعالیت‌های سیاسی درد می‌کند. می‌گوید در این سال‌ها منبعی نیست که درباره واقعه ۱۶ آذر نخوانده باشم. خاطرات چمران را خط به خط حفظ است.

    همراهم می‌آید و داستان را یک بار برایم تعریف می‌کند. می‌گوید: «پدر من در سال‌های اول انقلاب دانشجوی دانشکده فنی بوده و بار‌ها این داستان را برایم تعریف کرده است. داستان سه آذر اهورایی. لقبی که دکتر علی شریعتی به این سه شهید یا سه قطره خون داده است. آخر مهدی شریعت رضوی برادر همسرش بود. می‌دونید اسم مهدی شریعت رضوی، چون ۱۶ آذر به دنیا آمده بود آذر بود؟» می‌دانستم برای همین هم شریعتی نام آذر اهورایی را انتخاب می‌کند. وقتی می‌گویم فکر نمی‌کنم اتفاق آن روز ربطی به سفر نیکسون، معاون رئیس‌جمهور آمریکا داشته باشد، می‌گوید: «اما دکتر شریعتی که اشتباه نمی‌کند.»، اما نیکسون روز ۱۸ آذر به ایران آمد و ۲۰ آذر برای گرفتن دکترای افتخاری به دانشگاه رفت. شاهین می‌گوید: «شاید. اما بی‌دلیل نبوده. در ضمن همان زمان دادگاه‌های فرمایشی برای دکتر مصدق هم برگزار می‌شد.» این یکی دلیل خوبی برای توجیه داستان حضور نظامیان در دانشگاه است.

    همان‌طور که یک بار دیگر از آن پلکانی که نفس مصطفی بزرگ‌نیا را گرفت پایین می‌آییم، تکه‌ای از روزنامه‌های سال ۳۲ را می‌بیند و می‌گوید: «جالب است که در همان روز ۱۶ آذر خبرش در روزنامه‌ها منتشر شده است.» اتفاق جالب، اما عجیب نیست. در آن زمان روزنامه‌ها عصر منتشر می‌شدند و مخبران یا همان روزنامه‌نگاران تا ساعت ۲ بعد از ظهر وقت ارسال خبر داشتند. خبر در صفحه آخر روزنامه اطلاعات منتشر شده است، پنج خط تیتر و روتیتر و زیر تیتر دارد. خبر مجروح شدن ۳ دانشجو را با خط نازک نوشته است و خبر فوت دو نفر را با خط بزرگتر و نازکتر. این نشان می‌دهد که خبر فوت دو دانشجو دقایق آخر به دستشان رسیده است. شاید وقتی که هنوز خون آن‌ها همین جا که ایستادیم خشک نشده بود.

    امامزاده عبدالله و داستانی که ادامه دارد

    از دانشکده فنی که خارج می‌شوم به بنر‌هایی که به مناسبت روز دانشجو به در و دیوار دانشگاه زدند نگاه می‌کنم. بنر‌هایی که تبریک است و یادآور روز تلخ دانشگاه تهران نیست. روز ۱۷ آذر که دانشجویان با لباس سیاه به دانشگاه آمدند و تن بی‌جان همکلاسانشان را تا امامزاده عبدالله بدرقه کردند، آن روز در آن بدرقه باشکوه جای احمد خالی بود. او چند ساعت بعد از دو همکلاسی‌اش به آن‌ها پیوست و در سکوت بعد از یک بار جابه‌جایی در کنار بزرگ‌نیا و شریعت رضوی آرام گرفت. ۶۱ سال گذشته و دیگر کمتر کسی می‌داند احمد نام کدام یکی است و مهدی کدام. از شش هفت نفری که می‌پرسم سه نفرشان تا به حال اسم این سه را نشنیده‌اند. یکی شنیده، اما فکر می‌کند از شهدای دفاع مقدس هستند. تنها دو نفر نامشان را شنیده‌اند و کمی درباره‌شان می‌دانند. از روز تلخ آذر دانشگاه تهران حالا بعد از ۶۱ سال تنها سه قطعه سنگ تازه عوض شده در گورستان امامزاده عبدالله شهرری و یک لوح فلزی و خیابانی با یک تاریخ به یادگار مانده است و نام دانشجو. از سمتی که آمدم به سمت در ورودی دانشگاه تهران که می‌روم استادی را میان شاگردانش می‌بینیم که آرام صحبت می‌کند و شاگردان از او عکس و فیلم می‌گیرند. نگاهش می‌کنم و بی‌اختیار این شعر استاد در ذهنم می‌پیچید: «چه بهاری‌ست خدا را که درین دشت ملال/ لاله‌ها آینه خون سیاووشانند.»

    وقایع‌نگاری ۱۶ آذر ۳۲؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزیصحنه بازسازی شده واقعه ۱۶ آذر به روایت آزاده اخلاقی