به گزارش ایسنا، سخنگوی اسقف اعظم پاریس در مصاحبهای با رویترز بیان میکند: «هیچ تجمع نیمهشبی در کلیسای نوتردام صورت نخواهد گرفت. آخرینبار چنین اتفاق مشابهی در جریان انقلاب فرانسه رخ داد. از سال ۱۸۰۳ تاکنون هرساله شاهد تجمع مردم در روز کریسمس در نوتردام بودهایم.»
پانزدهم آوریل، آتش بخشهایی از سقف و مناره کلیسای تاریخی نوتردام را نابود کرد، با این حال آثار هنری و تاریخی ارزشمندی که در این کلیسا نگهداری میشدند در کنار برجهای اصلی و دیوارهای بیرونی آن سالم باقی ماندند.
کشیش ارشد این کلیسا میگوید: «این موضوع ناراحتکننده است چرا که دوست داشتیم کریسمس را در نوتردام جشن بگیریم، اما در همین حال امیدهایی برای بازسازی این بنا وجود دارد؛ برای مثال این جرثقیل بزرگ کمک خواهد کرد تا این داربستهای عذابآور را جدا کنیم.»
داربستی که این کشیش به آن اشاره دارد در حقیقت همان داربست فلزی است که پیش از حادثه آتشسوزی برای مرمت بخشی از بنای این کلیسا نصب شده بود، اما در جریان آتشسوزی ذوب شد.
این کشیش میافزاید: «کریسمس همان جشن گرفتن امید است. بگذارید چند سال دیگر صبر کنیم.»
او همچنین از کسانی که قبلا کریسمس را در نوتردام میگذراندند دعوت کرد امسال در کلیسای «Saint-Germain l’Auxerrois» که یکی از قدیمیترین کلیساهای پاریس محسوب میشود تجمع کنند.
«ویکتور هوگو» نویسنده مشهور فرانسوی در کتاب «گوژپشت نوتردام» خود به کلیسای «نوتردام» که به قرن دوازدهم بازمیگردد اشاره کرده است. ناپلئون نیز در سال ۱۸۰۴ در همین مکان تاجگذاری کرد.
برترینها: آدمهای سخت انواع گوناگونی دارند. وسواسیها، یکدندهها، کمال گراها، آنهایی که روحیهی تهاجمی دارند، بدبینها و شکاکها همگی جزو آدمهای سخت هستند. اما یادتان نرود که هر آدم سختی گاهی میتواند غیرقابل تحمل شود و شما میتوانید با استفاده از کلماتی ساده، جلوی سوء تفاهمها و شروع رفتارهای منفی این افراد را بگیرید.
اگر طرف مقابلتان عصبانی و به شدت دلخور است، نشان دهید که او را میفهمید و از او بخواهید بیشتر برایتان حرف بزند.
برای کم کردن تنش و آرام کردن کسی، میتوانید از حس همدلیتان استفاده کنید. به او نگاه کنید، به او فکر کنید و بگویید: «میفهمم، باید خیلی سخت باشد». مثلا اگر همکارتان بابت مسئولیتهای جدیدش خیلی عصبانی است بگویید: «مدیر بخش به این مهمی در چنین شرکت بزرگی بودن اصلا کار سادهای نیست». ضمنا یادتان باشد عبارت ِ «تو را درک میکنم» همیشه هم تاثیرگذار نیست. بهتر است بگویید: «برای اینکه بهتر حالت را درک کنم، بیشتر برایم حرف بزن!».
اگر میبینید لازم است کسی روی چیزی بیشتر کار کند، با قدردانی شروع کنید.
اگر میخواهید به همسرتان بگویید باید کاری را که به عهدهاش گذاشتهاید بهتر انجام دهد یا مثلا همکارتان باید کاری را دوباره انجام دهد، با قدردانی و تشکر شروع کنید: «من واقعا از تو ممنونم که تلاش کردی، کارت عالی بود، یک چیزهایی هست که میتواند بهتر هم بشود، بیا با هم انجامش دهیم!».
به جای اینکه کسی را مجبور به کاری کنید، با کلمات خوشایند و ملایم دلش را به دست آورید.
کسی را مجبور به انجام درخواست خود نکنید. بهتر است روش و لحنتان ملایم باشد. مثلا اگر دوستتان وقت آزاد دارد و دوست دارید برای خرید لباس همراهیتان کند، اما او تنبل است، بگویید: «من عاشق این هستم که با تو به خرید بروم! تو خیلی خوش سلیقهای و من خودم نمیتوانم بدون نظر تو انتخاب کنم!».
اگر کسی اصرار دارد برای کاری عجله کنید بگویید که به زمان نیاز دارید.
شما این حق را دارید که فکر کنید و تصمیم درست را بگیرید؛ بنابراین بهتر است خونسردیتان را حفظ کنید، رُک و راست باشید و با مهربانی و ادب بگویید: «من به فرصتی نیاز دارم تا فکر کنم. امیدوارم درک کنی که دلم نمیخواهد اشتباه کنم!». عوض کردن موضوع بحث و نادیده گرفتن مسئله، همیشه هم جواب نمیدهد.
وقتی کسی سرتان داد میزند بگویید که از این کار خوشتان نمیآید.
شاید رئیستان باشد، اما دلیل نمیشود حق داشته باشد با شما بدرفتاری کند. وقتی کسی سرتان داد میزند بگویید که شیوهی حرف زدنش شما را ناراحت میکند، اما با کلامی مودبانه احساستان را بیان کنید. میتوانید بگویید: «درک میکنم که شما عصبانی هستید، اما من واقعا ناراحت میشوم وقتی کسی سرم داد میزند!».
نپذیرید کسی سرزنشتان کند، در عوض بگویید که کاملا مشتاق و آمادهاید در مورد مسئلهتان گفتگو کنید.
سرزنش کردن و مورد عتاب قرار دادن، هرگز راه حل نیست، حتی اگر مرتکب اشتباهی جدی شده باشید. همیشه بهتر است راهی سازندهتر پیدا کنید. اگر کسی شما را ملامت و سرزنش کرد بگویید: «حق با شماست، من کاملا مشتاق و پذیرای این هستم که در مورد اشتباهی که کردهام حرف بزنیم، اما بدون داد و فریاد!».
به طرف مقابلتان هشدار دهید که اگر با پرخاش و بیاحترامی رفتار کند، آنجا نخواهید ماند.
کسی که روحیهی پرخاشگری دارد میتواند سرتان داد بزند که یک احمق هستید و اگر شما هم با همین روش جواب بدهید، میتواند جنگی به پا شود. جواب مناسبی که میتوانید بدهید این است: «اگر به من بیاحترامی کنی، گفتگو را ادامه نخواهم داد، انتخاب خودت است که چطور رفتار کنی!». البته اگر طرف مقابل با کلمات توهین آمیز ادامه داد و پرخاش کرد، لازم است به چیزی که گفتید عمل کنید.
اگر رفتار کسی را نمیپسندید، با ملایمت اعتراضتان را نشان دهید.
در مقابل رفتارهای نادرستی که نمیپسندید، اما پرخاش و بیاحترامی هم ندارند، با ملایمت حرف بزنید و مثلا اگر هم اتاقیتان برای چندمین بار از بطری شیر شما استفاده کرده است، لازم نیست واکنشی نشان ندهید و از درون عصبانیتر شوید، در عوض بگویید: «این بار هم اشکالی ندارد، اما لازم است در مورد استفاده از مواد غذایی دوباره با هم توافقی بکنیم!».
وقتی کسی از شما انتقاد میکند.
اگر کسی دوروبرتان است که همیشه از شما ایراد میگیرد و انتقاد میکند و کاسهی صبرتان لبریز شده، داد و فریاد و جنگ و دعوا فایدهای ندارد. اول اسم طرف مقابلتان را به آرامی ادا کنید، مکث کنید، به چشمهایش نگاه کنید و بگویید: «میشود خواهش کنم در مورد کارهای من (احساسات من) محترمانهتر حرف بزنی و با من مهربانتر باشی؟».
برای اینکه طرف مقابل شما را درک کند، در مورد احساساتتان حرف بزنید.
به جای اینکه مدام سرزنش کنید و با جملاتی مانند «تو درکم نمیکنی» یا «تو همیشه همه جا را بهم میریزی»، طرف مقابلتان را بکوبید، سعی کنید از جملاتی که با «من احساس میکنم …» شروع میشوند استفاده کنید. مثلا اگر همسرتان همیشه جورابهایش را روی زمین پرت میکند و با وجود اینکه بارها به او تذکر دادهاید، باز هم بعد از یک روز سخت کاری به خانه برگشتن میبینید این کار را تکرار کرده بگویید: «من امروز آنقدر خستهام که وقتی میبینم جورابهایت را وسط اتاق پرت کردهای دلم میخواهد منفجر شوم، اما واقعا دوست ندارم با هم دعوا کنیم!».
برای اینکه کسی را آرام کنید از او بپرسید چه کمکی از دستتان برمیآید.
اگر با کسی روبرو هستید که مضطرب و پریشان است، سعی نکنید نصیحتش کنید یا راه حل پیشنهاد بدهید. در عوض بهتر است بپرسید: «کاری هست که بتوانم برایت انجام بدهم؟».
برای کنارآمدن با همکارتان در مورد هر دوتایتان حرف بزنید.
از عبارت «هر دوی ما باید …» استفاده کنید تا نشان دهید میخواهید در کارها و مسئولیتها شریک باشید و تنها یک نفر را مقصر نمیدانید. مثلا اگر با همکارتان در مورد بخشی از کار او حرف میزنید که به درستی انجامش نداده است، میتوانید بگویید: «هر دوی ما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا نتیجهی خوبی بگیریم!». این عبارت در زندگی مشترک نیز اغلب به خوبی جواب میدهد.
وقتی تلاش میکنید در مورد مسئلهای به توافق برسید، اما موفق نمیشوید، وقفه ایجاد کنید.
شما خونسردی خود را حفظ کردهاید، رک و راست حرف میزنید و طرف مقابل را نیز سرزنش نمیکنید، اما طرف مقابلتان همچنان مثل یک بچه رفتار میکند. در چنین مواردی، توقف کنید. میتوانید بحث و گفتگویتان را به فردا یا حتی شاید زمانی دیرتر موکول کنید. میتوانید بگویید: «از آنجاییکه نمیتوانیم به توافق برسیم، میتوانیم ادامهی بحثمان را به روز دیگری موکول کنیم تا فرصت داشته باشیم به گزینهها و راه حلهای بهتری فکر کنیم!».
روزنامه جامجم – زینب خزایی: همه گیاهان خانگی را دوست دارند، چون میتوانند فضای خانه را زیباتر و با تصفیه هوا، شادابی را به خانه منتقل کنند. در این میان بعضیها هستند که میگویند گل به دستمان نمیآید یا این که فضای کافی و البته مناسب ندارند. تکلیف این افراد برای داشتن دوستان گیاهی چیست؟ پرورش گلهایی که در نور متوسط رشد میکنند و اهل تحمل نور کم هستند.
این گزارش کشف نویی را ارائه نمیکند فقط میخواهد حاصل دهها سال تجربه محققان برای شناسایی گلهای سازگار در محیطهای کم نور مثل ادارات، لابی هتلها، مراکز خرید، فرودگاهها و… را براساس سهولت مراقبت، دوام و طول عمر مفید با شما به اشتراک بگذارد.
پتوس
پتوس نماد مقاومت به سایه و نور کم است. علاوهبر این قدرت تصفیهکنندگی بالایی هم دارد. به همین دلیل حضور این گل آویزی زیبا در فضاهای اداری و پر رفت و آمد بسیار توصیه میشود. پتوس از خانواده گل شیپوری است که دارای انواع مختلفی است از سبز تیره تا ابلق. خانواده آراسه یا شیپوری قرار گرفتن در نور مستقیم را نمیپسندند و از بودن در نیم سایه لذت بیشتری میبرند. البته پتوسهای سبز نسبت به ابلقها در این زمینه سازگارترند و در شرایط کم نوری چه بسا برگ نقطه رنگیها هم متمایل به سبزِخالص شوند.
فیلودِندرون
فیلودندرونها هم برگهای قلبی شکلی دارند و هم خانواده پتوس و از نظر نیازهای آب و هوایی شبیه هم هستند. این دو معمولا با هم اشتباه گرفته میشوند، ولی نوک برگهای فیلودندورن کشیدهتر و تیزتر، ساقههای باریکتر، اسکلت گیاه صافتر و دارای ریشه هوایی است و به پوتوس مقاومت کمتری دارد و به اندازه او معروف و همه شناس نیست با این حال بهخاطر سازگاریاش جزو محبوبهاست. این گیاه ترجیح میدهد نور مستقیم خورشید به او نتابد، اما اتاق روشن را دوست دارد. فیلودندرونهای ابلق هم در نور کم، تنوع رنگشان را از دست میدهند و به سمت سبز یکدست میروند.
برگ انجیری
این گیاه همخانواده پتوس و فیلودندرون و جزو سایه دوستهاست. در انگلیسی به پنیر سوئیسی معروف است و دلیل این نامگذاری وجود سوراخهای متعدد روی برگهای گل است. شکل خاص برگها یکی از دلایل محبوبیتش است. برگ انجیری هم نور مستقیم را دوست ندارد، چون باعث سوختن برگهایش میشود. ترجیح آن نور متوسط رو به کم است. به خاطر رشد زیادی که دارد نیاز به فضای زیادی از اتاق دارد.
نکته: اگر ارتفاع ساقه گل بلند شده، اما نازک است یا فاصله بین برگها خیلی زیاد شده، یعنی نور کافی به آن نمیرسد و باید به محل پرنورتری منتقل شود.
بامبو
لاکی بامبو خوش شانس است، چون در طولانی مدت میتواند در آب رشد کند به خاطر همین نگهداری آسان مورد اقبال زیادی قرار گرفته. البته در خاک هم رشد میکند، اما کمتر کسی مدل خاکیاش را پرورش میدهد. اشکال مختلفی دارد از مارپیچ و فرفری و قد بلند گرفته تا صاف و پاکوتاه. رشد آن در جایی با نور روشن عالی است، ولی مکانهای کم نور را هم تحمل میکند، اما در این حالت رشدش زیاد نخواهد بود.
سعی کنید هر چند روز یکبار آن را بچرخانید تا همه قسمتهای گل به طور یکسان از نور بهرهمند شود. گذاشتن آن در معرض نور مستقیم و شدید باعث آفتابسوختگیاش خواهد شد. خوب است بدانید این گل اصلا از خانواده بامبو نیست و در اصل یک نوع دراسناست.
انواع دراسنا (بلالی و کامپکت)
خوبی گلهای این خانواده قد و قواره نسبتا کوچک و کم جا بودنشان است. معمولا با قطع جوانه انتهایی گیاه از رشد طولی آن جلوگیری میکنند و برای محیطهای اداری با نور کم بسیارمناسبند. (مثل لاکی بامبو)
دراسنا بلالی برگهایی شبیه ذرت دارد با نوارهای زرد موزی. برای حفظ رنگ ابلق خود نیاز به نور متوسط دارد. البته تابش مستقیم آفتاب برای آن مضر است.
دراسنا کامپکت هم به نور کم سازگار است و نور زیاد برایش دردساز. اگر دیدید نوک برگهای این گل سوخته یک علتش نور شدید است پس آن را از نور مستقیم دور کنید. حتی اگر در جای بدون پنجرهای هم قرار گیرد نور مصنوعی بالای سرش برایش کفایت میکند.
نکته: دقت داشته باشید این گل به کیفیت آب آبیاری بسیار حساس است. برای آبیاری آن حتما از آب جوش سرد شده استفاده کنید.
آگلونما
آگلونما بین باغبانها به گل مبتدیان معروف است و به خاطر پر پشتی و رنگ خاص برگها طرفداران زیادی در بین خانوادههای ایرانی دارد و برای اتاقهای کوچک و محیطهای اداری مناسب است. او هم برای رشد نیاز به محل نیم سایه و نور غیرمستقیم و متوسط دارد و سازگار به نور کم است پس اتاقهای قسمت شمالی ساختمان بهترین محل نگهداریاش هستند.
برگ گل در اصل به رنگ سبز روشن با رگههای سبز تیره است که بهتازگی انواع رگههای صورتی و قرمز آن هم به بازار آمدهاند و طبعا طبق این قانون ثابت گیاهی، انواع برگ رنگی نیاز به نور بیشتری دارند. پس اگر خانهتان خیلی نورگیر نیست، انواع برگ سبز را انتخاب کنید.
توصیه مهم: این گل به سرما حساس است و آبیاری زیاد نقطه ضعفش است.
زاموفیلیا
زاموفیلیا جزو گلهای آسان رشد بوده و بارزترین وجه مشخصه این گل برگهای سبز تیره و براق و آرایش منحصر به فردشان روی ساقه است. این گل آفریقایی نور غیر مستقیم را ترجیح میدهد. مراقب باشید آن را در مقابل نور مستقیم قرار ندهید، چون برگهایش خیلی سریع زرد میشوند. به طور کلی نور زیاد باعث تغییر حالت برگهای آن میشود. مقدار آب مورد نیاز این گل بستگی به میزان نور دریافتیاش دارد. پس نور بیشتر یعنی آبیاری بیشتر در حالی که فاصله آبیاری آن بسته به شرایط محیطی بین یک بار در هفته در دوهفته است.
نکته: رشد آرام این گل موجب شده مدت طولانی ظاهر خود را حفظ کند و نیاز به تعویض گلدان نداشته باشد. همین، کار شما را برای نگهداری راحت میکند.
سانسوریا
سانسوریا یک گیاه خانگی و اداری بسیار مقاوم است که در هر موقعیت کم نوری رشد میکند. آبیاری زیاد را دوست ندارد. از نظر ارتفاع، اندازه و شکل برگ و همچنین رنگ دارای تنوع زیادی است و دست شما را برای انتخاب باز میگذارد.
نکته: پاشنه آشیل این گل سرماست پس بیخیال نگهداری آن در تراس و بالکن شوید.
برگ عبایی
برگ عبایی با برگهای سبز تیره به خاطر مقاومت بالا به گیاه آهنی یا فولادی معروف است. برای همین میتوانید بدون هیچ نگرانی آن را در اتاق خوابهای سایه دار، گوشههای تاریکتر، زیر پلهها و راهروها بگذارید. انواع پاکوتاه و برگ رنگی آن هم موجود است.
نکته: یکی از دشمنان اصلی این گل آبیاری زیاد است و دیگری آب دارای املاح زیاد. به کمبود آهن هم حساس است. پس با آب جوشیده سرد شده آن را آبیاری کنید و از تغذیهاش غافل نشوید. سانسوریا، برگ عبایی، و زاموفیلیا سه گل جان سختی هستند که به دلیل نیاز آبی کم برای ایام مسافرت بسیار مناسبند.
نخل کنتیا
این نخل زیبا رشد خیلی کندی دارد و شاید در سال یک برگ به برگهای آن اضافه شود به خاطر همین نسبت به بعضی گلهای دیگر گرانتر است. اما ماندگاری خیلی بالایی دارد و از نخلهایی مثل اریکا، شامادورا و رافیس مقاومتر است. اگر میخواهید شاهد رشد برگهای گل باشید، موقع خرید گلی را انتخاب کنید که در حال تولید برگ است. این گل هم مثل باقی گلهای بالایی که گفتیم، از نور مستقیم گریزان است. گذاشتن آن در زیر نور مصنوعی مثل لامپ مهتابی به رشد بهترش کمک میکند.
نکته: این گل هم به آبیاری زیاد و کیفیت آب آبیاری بسیار حساس است. برای آبیاریاش حتما از آبجوش سرد شده استفاده کنید. یکی از دلایل خشکی نوک برگها به علت آبیاری با آب لولهکشی است.
نخل شامادورا
این گیاه نسبت به خیلی گلهای دیگر تازهواردتر است، اما به دلیل سایهنشینی تبدیل به یک گل محبوب شده است. شامادورا هم به آبیاری زیاد حساس و از رطوبت طولانیمدت خاکش بیزار است. پس یادتان باشد آب در زیرگلدانیاش نماند.
نخل مرداب
نخل مرداب یک گیاه زینتی همیشه سبز سایهدوست و آسان برای نگهداری است. همانطور که از اسمش برمیآید نیاز به رطوبت دائم دارد؛ به همین خاطر میتوان آن را در آب پرورش داد.
گندمی
گندمی را آنقدر دیدهاید که نیاز به معرفی ندارد. خیلی راحت در گلدان و به صورت آویزی رشد میکند. با گیاهچههای کوچکی که تولید میکند، میتوانید آن را تکثیر کنید و به دیگران هدیه دهید. تابش نور مستقیم را دوست ندارد. آفتاب زیاد برگهایش را میسوزاند.
اسپاتی فیلوم
این گل برای افرادی که نمیتوانند وقت زیادی برای آبیاری گلها صرف کنند یک گزینه بسیار مناسب است. اتاق روشن را تحمل میکند، اما لذت چندانی از نور مستقیم نمیبرد و سایهنشینی را ترجیح میدهد. زرد شدن برگها نشانه نور زیاد است.
نکته: اسپاتی فیلوم یا لیلی صلح از سرما خوشش نمیآید.
کاتالیا
یک گل بسیار جذاب بوتهای با برگهای رنگارنگ است که به دلیل شباهت برگهای زیبایش به پرهای طاووس، به آن گیاه طاووس هم گفته میشود. در نور متوسط تا کم رشد خوبی دارد پس میتوان آن را در نقاط کم نور خانه مثل سالن یا اتاق خواب قرار داد. اما لازم است بدانید به سرما حساس است و رطوبت هوای محل نگهداری و رطوبت خاک آن باید تأمین شود.
نکته: اگر دیدید برگها رنگ پریدهاند یعنی نور زیادی به آنها میتابد و باید میزانش را کم کنید. با تابش مستقیم، برگهایش راهراههای زیبایشان را از دست میدهند.
علاوه بر گلهای معرفی شده، گلهای زیاد دیگری مثل فیتونیا، سنگونیوم، دیفن باخیا، سرخس و … در دسته گلهای مقاوم به نور قرار میگیرند.
عبدالکریم گراوند در آیین اختتامیه اولین جشنواره ملی عکس بوشهر توریسم اظهار کرد: یکی از فضاهای بسیار سودآور مادی و معنوی که در آن غفلتی تاریخی شده، بخش توریسم و گردشگری استان بوشهر است.
وی افزود: اگر تعطیلات زمستانی در کشور باب شود استان های جنوبی از جمله استان بوشهر نیز میتوانند نقش بی بدیلی در عرصه جذب گردشگر داشته باشد.
استاندار بوشهر تصریح کرد: سال گذشته در استان بوشهر، ۲۹ مرکز بوم گردی افتتاح شد و در سفر معاون اول رئیس جمهوری و وزیر گردشگری شاهد بهره برداری از ۱۹ مرکز بوم گردی بودیم که پیش بینی می شود تا پایان امسال این میزان به ۵۴ عدد برسد.
گراوند با انتقاد از عدم توجه به نقش توریسم دریایی در استان بوشهر، عنوان کرد: با وجود ظرفیت های فراوان در این بخش، کار چندانی طی سنوات گذشته انجام نشده اما طی دو سال اخیر با ارائه بسته های حمایتی مناسب به سرمایه گذاران، زمینه های رفع مشکلات زیرساختی موجود در عرصه گردشگری را فراهم کرده ایم.
وی بیان کرد: وجود سواحل فراوان با آب و هوایی مناسب در فصول پاییز و زمستان در استان بوشهر، می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند.
این مسئول ادامه داد: نسبت به صنعت پاک، خالص و سودده گردشگری استان بوشهر غفلت کرده ایم که فعالیت های انجام شده طی دو سال گذشته، جهش مناسبی را در رفع مشکلات در این بخش داشته است.
استاندار بوشهر عنوان کرد: تنها بخشی که در آن واحد راکد وجود ندارد حوزه گردشگری است که نه تنها زیان ده نیست بلکه در فصول مختلف سال سودده است.
عبدالکریم گراوند با اشاره به ظرفیت های منخصر به فرد حوزه گردشگری، گفت: این بخش در تولید ثروت، شادابی، امید و نشاط در جامعه نقش ویژه ای دارد که برای معرفی ظرفیت های گردشگری استان باید با کار فاخر از طریق رسانه ملی، استان بوشهر را نه با عسلویه بلکه با ظرفیت های فرهنگی و گردشگری به کشور باز شناسایی کنیم.
عبدالکریم گراوند در آیین اختتامیه اولین جشنواره ملی عکس بوشهر توریسم اظهار کرد: یکی از فضاهای بسیار سودآور مادی و معنوی که در آن غفلتی تاریخی شده، بخش توریسم و گردشگری استان بوشهر است.
وی افزود: اگر تعطیلات زمستانی در کشور باب شود استان های جنوبی از جمله استان بوشهر نیز می توانند نقش بی بدیلی در عرصه جذب گردشگر داشته باشد.
استاندار بوشهر تصریح کرد: سال گذشته در استان بوشهر، ۲۹ مرکز بوم گردی افتتاح شد و در سفر معاون اول رئیس جمهوری و وزیر گردشگری شاهد بهره برداری از ۱۹ مرکز بوم گردی بودیم که پیش بینی می شود تا پایان امسال این میزان به ۵۴ عدد برسد.
گراوند با انتقاد از عدم توجه به نقش توریسم دریایی در استان بوشهر، عنوان کرد: با وجود ظرفیت های فراوان در این بخش، کار چندانی طی سنوات گذشته انجام نشده اما طی دو سال اخیر با ارائه بسته های حمایتی مناسب به سرمایه گذاران، زمینه های رفع مشکلات زیرساختی موجود در عرصه گردشگری را فراهم کرده ایم.
وی بیان کرد: وجود سواحل فراوان با آب و هوایی مناسب در فصول پاییز و زمستان در استان بوشهر، می تواند گردشگران فراوانی را جذب کند.
این مسئول ادامه داد: نسبت به صنعت پاک، خالص و سودده گردشگری استان بوشهر غفلت کرده ایم که فعالیت های انجام شده طی دو سال گذشته، جهش مناسبی را در رفع مشکلات در این بخش داشته است.
استاندار بوشهر عنوان کرد: تنها بخشی که در آن واحد راکد وجود ندارد حوزه گردشگری است که نه تنها زیان ده نیست بلکه در فصول مختلف سال سودده است.
عبدالکریم گراوند با اشاره به ظرفیت های منخصر به فرد حوزه گردشگری، گفت: این بخش در تولید ثروت، شادابی، امید و نشاط در جامعه نقش ویژه ای دارد که برای معرفی ظرفیت های گردشگری استان باید با کار فاخر از طریق رسانه ملی، استان بوشهر را نه با عسلویه بلکه با ظرفیت های فرهنگی و گردشگری به کشور باز شناسایی کنیم.
علی صدرنیا با بیان اینکه طرح سهمیهبندی بنزین هیچ نگاهی به بخشهای خدماتی و حمل و نقل گردشگری نداشته است، به ایسنا گفت: ما با گروهی از راهنمایان گردشگری روبرو هستیم که با وسیله نقلیه شخصی خود به گردشگران خدمات میدهند، از طرفی رانندههای ون و خودروهای سواری هم هستند که ناچارند سه برابر هزینه سابق برای بنزین بپردازند، درحالیکه دستمزدشان نسبت به قبل تفاوتی نکرده و باید هزینه اضافی سوخت را از جیب بپردازند.
وی ادامه داد: این مشکل در دو نشست مجزا با آقای مونسان ـ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی – مطرح شد که نظر ایشان هم بر حل آن بود اما در عین حال تاکید کردند باید ساز و کاری طراحی شود که درصورت تخصیص سهمیه ویژه بنزین به گردشگری، هیچ شائبهای ایجاد نشود.
صدرنیا اضافه کرد: پیشنهادی هم مطرح شد که شرکتهای حمل و نقل گردشگری با مجوز این وزارتخانه راهاندازی شود تا درصورت توافق، سهمیه ویژه بنزین به این شرکتها و اتومبیلهای در اختیار آنها که پلاک گردشگری دریافت خواهند کرد، اختصاص یابد.
وی افزود: بررسی اولیه ما نشان میدهد درحال حاضر فقط یک شرکت حمل و نقل گردشگری وجود دارد که از این وزارتخانه مجوز گرفته، بنابراین اگر چنین پیشنهادی اجرایی شود سایر خودروها که درحال سرویسدهی به گردشگران هستند از این طرح جا میمانند و مشکل «راهنماـ راننده»ها نیز حل نمیشود، درحالیکه آنها بیشتر از گروههای معمولی در جاده هستند و سفرهایشان گاهی تا ۳۰ روز طول میکشد.
او یادآور شد: نظر وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بر این است که پیگیری سهمیه ویژه بنزین گردشگری بدون داشتن ساز و کار و ایده قابل اجرا، فقط ایجاد شبهه میکند.
رییس جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی بیان کرد: شاید موضوع بنزین همین حالا حاد نباشد، ولی به محض اینکه وارد فصل سفر در ایران شویم، قطعا این معضل بیشتر به چشم میآید. باید سریعتر برای آن فکری شود. اگر این سهمیه ویژه اختصاص نیابد بخشی از بدنه گردشگری فلج میشود.
صدرنیا در این راستا پیشنهادی را مطرح کرد هرچند آن را «موقتی» دانست اما گفت: شاید بتوان تا مقطعی که طرح جدیتری اجرا میشود، از طریق آژانسهای گردشگری معتبر «راهنما ـ راننده»ها و یا رانندههای خودروهای در اختیار گردشگری را به وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و نفت معرفی کرد تا سهمیه ویژهای به آنها تخصیص داده شود. البته که برای مساله بنزین نمیتوان راهکار سادهای داشت اما تا زمانی که آن شرکتهای حمل و نقل مورد نظر وزاتخانه راهاندازی شود شاید بتوان سهمیهای را مقطعی و برای تعداد خاصی از راهنماها و رانندهها شناخته شده، اختصاص داد.
رییس هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی سپس به تاثیر سهمیهبندی بنزین در افزایش هزینه تورهای ایران اشاره کرد و افزود: پس از اجرای طرح سهمیهبندی بنزین و اصلاح قیمت، درخواستهایی در ارتباط با افزایش دستمزد راهنمایان و راهنماـرانندهها به این جامعه رسید اما هزینههای دیگر آنقدر بالا رفته که اگر دستمزد راهنماها و رانندهها به آن اضافه شود، فقط باعث میشود سفر ایران گرانتر و آژانسهای کوچک و ضعیفتر ورشکسته شوند.
او اضافه کرد: با آنکه هزینه غذا بالا رفته اما مبنای محاسبه در برخی از تورها هنوز نرخ سال گذشته است. از طرفی بهار گذشته که با سفر اربعین همزمان شد با کمبود اتوبوس مواجه شدیم در نتیجه بسیاری از رانندههای اتوبوس و شرکتهای حمل و نقل کرایهها را افزایش دادند. از آبانماه هم که دقیقا فصل سفر در ایران بود، نرخ ورودی موزهها افزایش پیدا کرد. این درحالی است که بیشتر تورها از یکی دو سال قبل فروخته شدهاند و این گرانیهای لحظهای در قیمت آنها محاسبه و حتی پیشبینی نشده است. در هیچ کجا قیمتها اینقدر لحظهای و بدون اصول تغییر نمیکند و این برای طرفهای خارجی قابل درک نیست.
صدرنیا تاکید کرد: باید صنعت گردشگری را حمایت کرد تا درآمدزا شود، مخصوصا حالا که تعداد گردشگران سودده و درآمدساز آن کاهش یافته و هزینهها از این طریق تامین نمیشود.
به گزارش ایسنا، امسال هم در پی فعالیتهایی که از بیش از یک دهه پیش توسط برخی فعالان فرهنگی، شخصیتهای دانشگاهی و مسؤولان اجرایی در خوی و سایر شهرها ازجمله تهران آغاز شد، کاروانی شامل چند ده نفر از اهالی فرهنگ و هنر و نیز علاقهمندان این حوزه از استانهایی چون تهران، البرز، قزوین، مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی راهی خوی شدند تا مراسم عُرس مولانا (سالگشت درگذشت جلالالدین محمد بلخی) را بر سر مزار مراد او، شمس تبریزی، در محوطهی منار شمس خوی گرامی بدارند.
محوطه مزار و منار شمس تبریزی در خوی
سالانه بسیاری از علاقهمندان فرهنگ و عرفان، از مبادی حمل و نقل شهرهایی چون تهران، در روزهای پایانی آذرماه به مقصد قونیه راهی میشوند تا با زیارت مزار مولانا و شرکت در مراسم گوناگون دائمی و فصلی که به این مناسبت در این شهر شرق ترکیه برگزار میشود، از انجام یک حرکت و سفر فرهنگی، به حظ و بهره برسند.
پیشنهاد دیگر این است که اگر مبداء سفر از مرکز ایران باشد، در طول مسیر، در شهر قزوین از آرامگاه حمدالله مستوفی، آرامگاه شهید ثالث، برج باراجین و آثار صفوی و موزه خوشنویسی این شهر میتوان دیدن کرد. در ادامه و در زنجان، علاوه بر مزار حسین منزوی و مردان نمکی، در محوطه گنبد سلطانیه نیز از آرامگاه ملاحسن کاشی و خانقاه حسامالدین حسن چلبی و در نزدیکی آن، مزار قیدار نبی نیز میتوان دیداری داشت.
اگر مسیر با یک قوس به استان همدان هم برسد، آرامگاه باباطاهر عریان، بوعی سینا، عارف قزوینی، حجی نبی، حیقوق نبی، استر و مردخای، گنبد علویان و آثار حضور میرسیدعلی همدانی و نیز آرامگاه رضیالدین آرتیمانی را بهعنوان بخشی از مسیر حرکت ادبی – فرهنگی – عرفانی میتوان برگزید.
مقبرهالشعراء تبریز
در غیر این صورت، در تبریز مشهور، با حضور در مقبرهالشعراء این شهر که گفته میشود مدفن حدود ۴۰۰ شاعر و عارف عصرهای مختلف است، به زیارت مزار اسدی توسی، خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، قطران تبریزی، سلمان ساوجی، شیخ محمد خیابانی شبستری، ثقهالاسلام تبریزی و البته محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص و معروف به شهریار میتوان رفت.
با کمی انحراف مسیر، آرامگاه شیخ محمود شبستری و نیز استاد او بهاءالدین یعقوب تبریزی را در شهر شبستر و باز در غیر این صورت، مسجد جامع مرند را بهعنوان یک اثر تاریخ بازمانده از پیش از اسلام و نیز دوران خاص اسلامی میتوان زیارت کرد.
به هر روی، مقصد غایی خوی و مزار شمس تبریزی در محوطهی موسوم به منار یا میل شمس است؛ برجی چندصدساله، مزین به جمجمه و شاخ تعدادی قوچ که گویا نماد قدرت بوده است.
مزار شمس تبریزی در خوی
۱- چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
برخلاف آنچه به نظر میرسد، برای انتخاب خوی بهعنوان مقصدی برای ابراز علاقه و ارادت به شاعر و عارف نامی ایرانزمین، لازم نیست که با استدلال و نیتهای ناسیونالیستی، بهجای ترکیه به خوی سفر کنیم. کافی است با فرض فراملی و جهانی بودن شخصیتهایی چون مولانا، اولا با سفر به خوی، امکانی برای تجربههای بکر از کشور خود را برای خودمان ایجاد کنیم، سپس دیگران را هم توصیه کنیم که برای تجربههایی مشابه ما، به ایران سفر کرده، برای این منظور در آذربایجان و خوی حاضر شوند.
کاروان یادشده نیز که امسال عازم خوی شد، ابتدا با حضور بر سر مزار شمس تبریزی، با سخنرانی، شعرخوانی و نینوازی و آوازخوانی، این بینش را تبلیغ و به سهم خود، عملیاتی کرد؛ حرکتی که در ادامه، با حضور در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تدام یافت.
فاضل جمشیدی – خواننده و آهنگساز -، بهزاد فراهانی – بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون -، سیدحبیب نبوی – استاد دانشگاه و مولاناپژوه – و اسفندیار قرهباغی – خواننده – در این آیین سخنرانی کردند، مهدی حاجیخوانی به دکلمه شعر پرداخت و جواد ماهرینیا شعری را در دستگاه ایرانی برای حاضران بر سر مزار شمس تبریزی خواند.
اجرای کمسابقه همخوانی بداهه فاضل جمشیدی، عباس گرگانی و حسام صحرایی بههمراه نوازندگی حسن جعفرتبار کامی (نی) و پوریا خاکپور (تار) از دیگر برنامههای این آیین بود.
بداههخوانی سه خواننده
۲– چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
واقعیت این است که ما در مقایسه با کشور همسایه، با مشابهتهای دینی و فرهنگی بسیار، از زیرساخت و آمادگیهای کمتری برای میزبانی از عاشقان و علاقهمندان به مولانا و شمس برخورداریم.
امکان اقامتی شایان در خوی تقریبا وجود ندارد، ۲ محل اقامتی وجود دارد که ظرفیت چندانی ندارند. نزدیکترین امکان قابل توجه، یک کاروانسرای تاریخی بازسازی شده در نزدیکی مرند است و در غیر این صورت باید از شهرهایی مثل تبریز و ارومیه برای این منظور بهره گرفت.
امکانات پذیرایی همچون رستوران و حتا امکانات بهداشتی هم در خوی برای گردشگران چندان فراهم نیست. حتا سرویس بهداشتی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی هم از وضعیت حداقلهای انسانی برخوردار نیست. در این صورت، این پرسش بهوجود میآید که بهراستی چرا مخاطب خارجی و حتا ایرانی برای عُرس مولانا باید به خوی سفر کند؟
این پرسشی است که قطعا پایان ماجرا نیست و امید به بهبود و فراهم آمدن امکانات بیش از پیش، برای تحقق این امر، حتما قابل تصور و مقدور است.
گزارش و عکس از: علیرضا بهرامی – ایسنا
سفر اهالی فرهنگ و هنر به خوی برای عُرس مولانا
حضور اهالی فرهنگ و هنر در آرامگاه شهریار برای عُرس مولانا
به گزارش ایسنا، امسال هم در پی فعالیتهایی که از بیش از یک دهه پیش توسط برخی فعالان فرهنگی، شخصیتهای دانشگاهی و مسؤولان اجرایی در خوی و سایر شهرها ازجمله تهران آغاز شد، کاروانی شامل چند ده نفر از اهالی فرهنگ و هنر و نیز علاقهمندان این حوزه از استانهایی چون تهران، البرز، قزوین، مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی راهی خوی شدند تا مراسم عُرس مولانا (سالگشت درگذشت جلالالدین محمد بلخی) را بر سر مزار مراد او، شمس تبریزی، در محوطهی منار شمس خوی گرامی بدارند.
محوطه مزار و منار شمس تبریزی در خوی
سالانه بسیاری از علاقهمندان فرهنگ و عرفان، از مبادی حمل و نقل شهرهایی چون تهران، در روزهای پایانی آذرماه به مقصد قونیه راهی میشوند تا با زیارت مزار مولانا و شرکت در مراسم گوناگون دائمی و فصلی که به این مناسبت در این شهر شرق ترکیه برگزار میشود، از انجام یک حرکت و سفر فرهنگی، به حظ و بهره برسند.
پیشنهاد دیگر این است که اگر مبداء سفر از مرکز ایران باشد، در طول مسیر، در شهر قزوین از آرامگاه حمدالله مستوفی، آرامگاه شهید ثالث، برج باراجین و آثار صفوی و موزه خوشنویسی این شهر میتوان دیدن کرد. در ادامه و در زنجان، علاوه بر مزار حسین منزوی و مردان نمکی، در محوطه گنبد سلطانیه نیز از آرامگاه ملاحسن کاشی و خانقاه حسامالدین حسن چلبی نیز میتوان دیداری داشت.
اگر مسیر با یک قوس به استان همدان هم برسد، آرامگاه باباطاهر عریان، بوعی سینا، عارف قزوینی، حجی نبی، حیقوق نبی، استر و مردخای، گنبد علویان و آثار حضور میرسیدعلی همدانی و نیز آرامگاه رضیالدین آرتیمانی را بهعنوان بخشی از مسیر حرکت ادبی – فرهنگی – عرفانی میتوان برگزید.
مقبرهالشعراء تبریز
در غیر این صورت، در تبریز مشهور، با حضور در مقبرهالشعراء این شهر که گفته میشود مدفن حدود ۴۰۰ شاعر و عارف عصرهای مختلف است، به زیارت مزار اسدی توسی، خاقانی شروانی، ظهیر فاریابی، قطران تبریزی، سلمان ساوجی، شیخ محمد خیابانی شبستری، ثقهالاسلام تبریزی و البته محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص و معروف به شهریار میتوان رفت.
با کمی انحراف مسیر، آرامگاه شیخ محمود شبستری و نیز استاد او بهاءالدین یعقوب تبریزی را در شهر شبستر و باز در غیر این صورت، مسجد جامع مرند را بهعنوان یک اثر تاریخ بازمانده از پیش از اسلام و نیز دوران خاص اسلامی میتوان زیارت کرد.
به هر روی، مقصد غایی خوی و مزار شمس تبریزی در محوطهی موسوم به منار یا میل شمس است؛ برجی چندصدساله، مزین به جمجمه و شاخ تعدادی قوچ که گویا نماد قدرت بوده است.
مزار شمس تبریزی در خوی
۱- چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
برخلاف آنچه به نظر میرسد، برای انتخاب خوی بهعنوان مقصدی برای ابراز علاقه و ارادت به شاعر و عارف نامی ایرانزمین، لازم نیست که با استدلال و نیتهای ناسیونالیستی، بهجای ترکیه به خوی سفر کنیم. کافی است با فرض فراملی و جهانی بودن شخصیتهایی چون مولانا، اولا با سفر به خوی، امکانی برای تجربههای بکر از کشور خود را برای خودمان ایجاد کنیم، سپس دیگران را هم توصیه کنیم که برای تجربههایی مشابه ما، به ایران سفر کرده، برای این منظور در آذربایجان و خوی حاضر شوند.
کاروان یادشده نیز که امسال عازم خوی شد، ابتدا با حضور بر سر مزار شمس تبریزی، با سخنرانی، شعرخوانی و نینوازی و آوازخوانی، این بینش را تبلیغ و به سهم خود، عملیاتی کرد؛ حرکتی که در ادامه، با حضور در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، تدام یافت.
فاضل جمشیدی – خواننده و آهنگساز -، بهزاد فراهانی – بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون -، سیدحبیب نبوی – استاد دانشگاه و مولاناپژوه – و اسفندیار قرهباغی – خواننده – در این آیین سخنرانی کردند، مهدی حاجیخوانی به دکلمه شعر پرداخت و جواد ماهرینیا شعری را در دستگاه ایرانی برای حاضران بر سر مزار شمس تبریزی خواند.
اجرای کمسابقه همخوانی بداهه فاضل جمشیدی، عباس گرگانی و حسام صحرایی بههمراه نوازندگی حسن جعفرتبار کامی (نی) و پوریا خاکپور (تار) از دیگر برنامههای این آیین بود.
بداههخوانی سه خواننده
۲– چرا برای عُرس مولانا باید به خوی برویم؟
واقعیت این است که ما در مقایسه با کشور همسایه، با مشابهتهای دینی و فرهنگی بسیار، از زیرساخت و آمادگیهای کمتری برای میزبانی از عاشقان و علاقهمندان به مولانا و شمس برخورداریم.
امکان اقامتی شایان در خوی تقریبا وجود ندارد، نزدیکترین امکان، یک کاروانسرای تاریخی بازسازی شده در نزدیکی مرند است و در غیر این صورت باید از شهرهایی مثل تبریز و ارومیه برای این منظور بهره گرفت.
امکانات پذیرایی همچون رستوران و حتا امکانات بهداشتی هم در خوی برای گردشگران چندان فراهم نیست. حتا سرویس بهداشتی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوی هم از وضعیت حداقلهای انسانی برخوردار نیست. در این صورت، این پرسش بهوجود میآید که بهراستی چرا مخاطب خارجی و حتا ایرانی برای عُرس مولانا باید به خوی سفر کند؟
این پرسشی است که قطعا پایان ماجرا نیست و امید به بهبود و فراهم آمدن امکانات بیش از پیش، برای تحقق این امر، حتما قابل تصور و مقدور است.
گزارش و عکس از: علیرضا بهرامی – ایسنا
سفر اهالی فرهنگ و هنر به خوی برای عُرس مولانا
حضور اهالی فرهنگ و هنر در آرامگاه شهریار برای عُرس مولانا
به گزارش ایسنا، محمدحسین ایمانی خوشخو- رییس کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی – روز دوشنبه دوم دی ماه در جلسه این کمیسون که با حضور جمعی از اعضاء در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد، با اشاره به فعالیت کمیسیون “هنر و معماری” در شورای عالی انقلاب فرهنگی و فلسفه تشکیل آن گفت: در حدود ۱۰ سال پیش شورای هنر که تاثیرگذار بود تعطیل شد و تعطیلی آن شورا باعث شد حوزه هنر در شورای عالی انقلاب فرهنگی تضعیف شود. به واسطه خلایی که بود و ضرورت پیگیری فعالیتهای هنری، کمیسیون هنر و معماری تشکیل شد و این کمیسیون با حضور افراد صاحب نام و تاثیرگذار در عرصه هنر کار خود را آغاز کرد. ما در این دوره و حیات کمیسیون از سال ۹۷ تا کنون مصوبات و جلسات متعددی را با هنرمندان در عرصه موسیقی، سینما و غیره داشتهایم.
او یادآور شد: در حوزه موسیقی جلسات متعددی را با هنرمندان خانه موسیقی برگزار کردهایم و بحثهایی در این جلسات صورت گرفته است که بتوانیم موسیقی را از حالت بلاتکلیفی خارج کرده و جایگاه آن به شکل قانونمند در کشور مشخص شود. این تشتت آراء و اختلاف سلیقهها باعث میشود که لطماتی به حوزه موسیقی و به خصوص موسیقی اصیل ایرانی وارد شود. در دل جلسات سند موسیقی در حال تدوین است فرایند این جلسات سند موسیقی است که در حال تدوین نهایی است که با تصویب این سند از تشتت آرا و اختلاف سلیقهها در این حوزه جلوگیری کند.
ایمانی خوشخو گفت: در حوزه سینما چندین جلسه با همکاری وزارت ارشاد و سازمان امور سینمایی برگزار شده است و همچنین دانشگاه استاد فرشچیان را راه اندازی کردهایم که از بهمن ماه دانشجویان میتوانند در این دانشگاه فعالیت کنند. این امر جزو آرزوهای استاد فرشچیان بود که تحقق پیدا کرد. در عرصه تئاتر کشور نیز جلسات متعددی داشتهایم که بتوانیم در عرصه جشنوارههای هنری نیز یک رصد دائمی داشته باشیم. قبل از برگزاری گزارشی از مدیران دریافت میکنیم و پس از آن فعالیت آنها را رصد میکنیم و نقاط ضعف و قدرت مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد. این مصوبات عمدتا در کنار فعالیتهای جاری این شورا تشکیل میشود.
یکی از الویتهای مهم دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی احیای شورای هنر است
رییس کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به رویکرد جدید و تاثیرگذار سعیدرضا عاملی – دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی- گفت: دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی در صدد هستند که تغییرات ساختار در دبیر خانه شورا را انجام دهند تا این دبیر خانه چابکتر و اثر گذارتر در ایفای فرهنگ نقش داشته باشد یکی از الویتهای مهم ایشان احیای شورای هنر است. شورای هنر که بسیار تاثیر گذار است اگر این شورا احیا شود با توجه به حضور روسای فرهنگی و هنری کشور در سطح عالی به بحث و تبادل نظر میپردازند و همین امر باعث میشود در حوزه هنری شاهد کاهش تشتت آراء باشیم.
دکتر ایمانیخوشخو -رئیس کمیسیون هنر و معماری در شورای عالی انقلاب فرهنگی- در ادامه با مهم خواندن بحث هنر و فعالیت هنری در کشور و جامعه امروز گفت: متاسفانه شاهد فاصله بین جامعه هنری و مدیریت هنری در کشور هستیم و این اصلا خوب نیست. هنرمندان ما به عنوان اقشار و نهادهای مرجع در طول این ۴۰ سال خدمات مهم و متعددی را انجام دادهاند. اگر تعامل ما با جامعه هنری بیشتر شود و از فضای رفاقتی بین هنرمندان و مدیریت هنری کشور بهره ببریم خیلی از مسائل و سوء تفاهمها برطرف میشود. بعضا به دلیل این فاصلهها مواضعی اتخاذ میشود که فاصلهها را بیشتر میکند.
او یادآور شد: بدون هیچ طرفداری خاصی این را میگویم که کارنامه تولیدات هنری ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در خیلی از شاخهها بهتر از قبل از پیروزی انقلاب بوده است. ما تولیدات فاخری در عرصه موسیقی داشتهایم و سینمای امروز ما در جهان شناخته شده است. طبق سخن استاد ریاحی جوانانی در حوزه موسیقی پرورش پیدا کردهاند که هنر آنها با هنر این اساتید در ابتدای فعالیتشان قابل مقایسه نیست و بهتر از آنها فعالیت داشتهاند. جایگاه رفیع هنر بعد از انقلاب ارزشمند است اما اگر ما بیشتر به این حوزه توجه میکردیم مشکلاتی را که اکنون داریم را شاهد نبودیم. سرمایه فرهنگی که در هنر داریم را میتوانیم برای از بین بردن مشکلات استفاده کنیم. لازم است که در وضعیت کنونی که دشمنان با گارد خاصی وارد شدهاند ما به داشتههای خودمان بیشتر تکیه کنیم. هنر جزء فعالیتهایی است که در دیپلماسی عمومی کشورها نقش ایفا میکند. دیپلماسی عمومی هم میدان ایفای نقش مردم است.
هنر باید به عنوان دیپلماسی عمومی بیش از گذشته مورد حمایت قرار گیرد
ایمانیخوشخو افزود: بعضا میبینیم حتی اگر دولتها با یکدیگر مشکل داشته باشند مردم کشورهای مختلف از طریق دیپلماسی عمومی در حال مراوده هستند و گروههای هنری در کشورها رفت و آمد میکنند. حتما باید هنر را به عنوان دیپلماسی عمومی بیش از گذشته مورد حمایت قرار بدهیم. در دوره فعلی اهمیت هنر کمتر از معیشت مردم نیست. خاصیت دیگر هنر در شرایط سخت کشورها این است که هنر به عنوان سیقل دهنده روح انسانها فعالیت میکند. ما در عرصه توسعه میتوانیم از هنر بهره ببریم. بعضا ممکن است به علت محدودیت بودجه کم توجهی نسبت به این عرصه صورت بگیرد اما باید بیشتر از همیشه از هنر حمایت کنیم. مخصوصا اینکه در کشور ما هنر در جایجای شهرها و روستاها دیده میشود و معطوف به یک قشر خاصی نیست. بعضیها به اشتباه هنر را وسیله تفریح مرفهان میدانند هنر خود از بطن مردم و سرمایه کشور است.
هنر میتواند ابزاری برای مقابله با تحریمها باشد
وی افزود: امیدواریم مسئولان عالی نظام که اکنون در حال تصویب بودجه سال ۹۹ هستند به عرصه هنر توجه بیشتری کنند. هنر میتواند ابزاری برای مقابله با تحریمها باشد. در دوران جنگ از استادان موسیقی برای ایجاد شور و انگیزه در بین مردم استفاده میکردیم و فیلمهایی در این دوران ساخته میشد که اثرگذار بودند. در حوزه تجسمی کم آثاری نداریم که سیمای جنگ را در تابلو به خوبی نشان بدهند. اکنون هم کمتر از دوران جنگ نیستیم. امروز میبینیم که تلویزیون به برنامههایی روی آورده است که مردم راحتتر بتوانند فشار تحریمها را تحمل کنند. امیدواریم در این عرصه شاهد حمایتهای دولت باشیم.
ایمانی خوشخو با مهم خواندن فعالیت هنری در کشور گفت: این تنگنای بودجهای نباید به شکل مضاعف و مضر در عرصه هنر خود را نشان بدهد. برای اینکه تاب پذیری مردم بیشتر شود از هنرمندان و گروههای مرجع میتوانیم بهره ببریم. چراکه آنها در این عرصه اثرگذار هستند. شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالیترین مرجع تصمیم گیری در حوزه فرهنگ کشور آمادگی دارد که با مدیریت جدید دبیرخانه آن به هنر توجه بیشتری کند و هماهنگی بین دستگاههای هنری بیش از گذشته صورت بگیرد و به ظرفیت هنری توجه کنیم که شاهد رونق هنر در کشور باشیم.
در ادامه جلسه بحثی با محوریت کمیته تجسمی با حضور اعضاء مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
در این نشست، اسماعیل آذر، مجتبی آقایی، حسن ریاحی، مجید فروغی، محمدعلی خبری، محمدرضا جعفری جلوه، محمد خزایی، سید غلامرضا اسماعیلی بهعنوان اعضای کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی سخن گفتند. محمدحسین نیرومند، حمیدرضا نوربخش، بهمن نامور مطلق، حسن بلخاری، رحمت امینی و منصور پارساییف از دیگر اعضای این شورا هستند.
در نشست یادشده، علی متقیان – مدیرعامل ایسنا – نیز بههمراه علیرضا بهرامی – مدیر اداره اخبار فرهنگی هنری این خبرگزاری – بهعنوان میزبان سخن گفتند.
افراد بسیار کمی هستند که می توانند ادعا کنند از سواحل سفید رنگ و جنگل های انبوه مجمع الجزایر فرناندو د نورونها (Fernando de Noronha) در برزیل دیدن کرده اند. علت این است که در سال ۱۹۸۸، سازمان حمایت از منابع طبیعی برزیل ۳۵۰ کیلومتر از این جزیره را به مناطق حفاظت شده تغییر داد تا از آسیب های احتمالی به آنها پیشگیری شود. در نتیجه این تصمیم تنها ۴۲۰ نفر بازدید کننده در روز اجازه ورود به این بهشت را دارند.
با این که سفر به این منطقه امروزه برای توریست ها بسیار جذاب است اما شرایط در گذشته این طور نبود. بین قرن ۱۸ تا ۲۰، جزیره اصلی محل نگه داری خطرناک ترین زندانیان برزیل بوده است.
این مجمع الجزایر که از ۲۸.۵ کیلومتر مربع سنگ آتشفشانی و ۲۰ جزیره کوچکتر تشکیل شده است، برای اولین بار توسط دریانورد پرتقالی فرناندو د نورونها در قرن ۱۶ کشف شد. این جزیره مستعمره ارتش هلند و پرتغال بود تا این که در سال های ۱۷۰۰ جزیره اصلی آن تبدیل به زندان شد. در سال ۱۹۵۷ زندان بسته شد اما برخی از زندانیان قبلی آن جا را ترک نکردند و اجداد آنها هنوز هم در آن جا ساکن هستند.
امروزه بازدید کنندگان می توانند بناهای به جا مانده از زندان را ببینند که تقریبا با پوشش گیاهی انبوه پوشیده شده اند. این مجمع الجزایر با اینکه بیش از پیش شناخته شده است اما هنوز هم دور افتاده به حساب می آید. در سال ۱۸۲۲ زمانی که برزیل اعلام استقلال از پرتغال کرد، تقریبا ۲ سال طول کشید تا خبر آن به ساکنین این جزیره برسد.
نرونها امروزه ثبت میراث جهانی یونسکو است و مقصدی برای موج سواری و غواصی در آمریکای جنوبی است. آب های گرم زمردی جزیره را احاطه کرده اند. این منطقه برای خرچنگ ها، لاک پشت ها و بیشترین اجماع دلفین ها در جهان مشهور است.